ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۳۱, یکشنبه

ناله های مقطعی هاشمی و روحانی در مقابل جبروت متحجر پایدار خامنه ای؛ فریب مردم است!


1- من از تقابل حرفی هاشمی و اصلاح طلبان در قالب "به در بگو که دیوار بشنود" حمایت می کردم و همه را تشویق می کردم که پشتیبانی کنیم تا تفکر اینان به داخل قدرت صعود کند و جامعه را کمک کنند تا جامعه هم به آن ها کمک کند که ملاک های عرفی تر و مدرن تر را در اجتماع  حمایت کنند و از تحجر خامنه ای و مراجع سنتی و روحانیان ارشد جلو بگیرند.

2- حالا اما اوضاع متفاوت شده و ملت توانسته مرحلۀ مسئولیت و وظیفۀ خود را انجام داده و تفکر عرفی تر روحانی و هاشمی از مذهب را بداخل سیاست عملی صعود بدهد و داده است. لذا دیگر آن ادبیات هنگام در حاشیه بودن در موقعیت در متن قرار گرفتن نه تنها کافی نیست بلکه مخرب و آدرس عوضی دادن است. زیرا هنوز هم عده ای از ملت بهمین چسناله های هاشمی و روحانی و خاتمی با ذوق "دیدی هاشمی یا روحانی یا خاتمی چگونه با خامنه ای مقابله می کنند" به بَه بَه و چَه چَه می نشینند و گمان دارند که آقایان چه شاخ غولی شکسته اند در گفتن و انتشار چند سخن عرفی تر و بدون عمل.

3- آخرین نمونه از این چسناله ها انتشار برخی حرف های گذشته و حال هاشمی در مورد فرهنگ و زنان و حجاب است و بویژه  حرف های نیمه مدرن امروز روحانی در مقابل حرف های بشدت متحجر و زن ستیز دیروز خامنه ای. من ایرادی به مردم ناچار و گیرافتاده و در جستجوی تخته پاره های امید ندارم و نمی گیرم در برخی استقبال ها از این تقابل غیرمستقیم و کلامی. اما بشدت به روحانی و هاشمی معترضم که اگر قرار بر همان مشی "غرزدن" باشد که وقتی در قدرت نبودید اعمال می کردید پس چرا دیگر مردم بشما رأی دادند و گفتمان شما را بقدرت رساندند. ما که شیفتۀ حرف های هزاربار جویده شده در همۀ جوامع دنیای شما نیستیم. به به گذشتۀ ما و رأی ملت بشما برای انتظار عمل امروز شما بوده است و شما تا کنون اقدامی نکرده اید.

4- لذا بنظرم می رسد که هاشمی مسئولیت دارد بحث های نظری را به عرصۀ افکار عمومی بیاورد و مستقیم و چشم در چشم روحانیان متحجر به بحث عمومی تبدیل کند چون خامنه ای دارد کلون مدرنیته را می اندازد سخت تر و قفل شده تر. و روحانی وظیفه و مسئولیت دارد که اینقدر با کلمات بازی نکند و بجای رفتن بیهوده به این استان و آن استان هر سه روز یکبار به قم و بیت رهبر متحجر با جبروت و مهاجم برود و با فریاد و با صلابت روحانیان مسئول ایدئولوژی را بچالش در مراء و نگاه مردم بکشاند. و در صحنۀ قدرت ریاست جمهوری هم بحالت تهاجمی از قدرتش استفاده کند. اگر هم نمی توانند یا نمی خواهند لطف کنند و از خراشیدن روح مدرن جامعه دست بکشند و چسناله نکنند. گذاشتن دو نفر زن بعنوان شهردار و فرماندار زن در فلان ده و بخش زابل و سراوان - بعد از 35 سال - را هم پز ندهند که حالت تهوع به نخبگان می دهد. یا...هو

۱۷ نظر:

ناشناس گفت...

این عادت دیرینه اصلاح طلبان است که تا زمانی که به قدرت نرسیده اند آه و ناله و زاری و فریاد می کنند که چنین باید باشد و چنان و بعد که مردم را فریب دادند باز دوباره آه و ناله و نفرین! بیخود نیست که به آنان اصحاب ناله می گویند! وقتی که از قدرت بیرون هستند حالت دفاعی به خود می گیرند و وقتی به قدرت رسیدند و حریفشان نیز در حالت دفاعی فرو رفت باز هم حالت دفاعی بخود بخود می گیرند مانند اینکه دو حریف با هم عقب نشینی کنند! حالا باز جالب است که در دور بعدی ریاست جمهوری اگر کس دیگری انتخاب شد آن وقت خواهند گفت دیدید دوران روحانی چه خوب بود! بی اعتنا به این مسئله که رییس جمهور بعدی حاصل اقدامات کنونی روحانی خواهد بود! همانگونه که احمدی نژاد حاصل بی عرضه گی های خاتمی بود ولی خود را به کوچه علی چپ می زدند که دیدید دوران خاتمی چه همه چیز خوب بود! انتخاب روحانی نه از حب علی و نه از بغض معاویه بود بلکه تنها از استیصال مردم بود. این استیصال همیشگی نخواهد بود.روحانی نیز مانند خاتمی به گفتار درمانی روی آورده است. فقط حرف می زند که آن هم باد هواست و خرجی برایش ندارد. دوباره آه و ناله و زاری فریاد که استراتژی مطلوب اصلاح طلبان است. بجای اینکه اقدام عملی کنند می آیند و در سخنرانی محکوم می کنند و دیگر هیچ و بعد از 4 سال هم می گویند نگذاشتند!!تا دوباره انتخابات بعدی برسد و وعده های صد روزه دیگر.ما باید بدنیال سیاستمداران عمل گرا باشیم و نه سیاستمداران سخنران.بشر از این آدم های ظاهر ساز کم ضربه ندیده است. تاریخ را با حرف نساخته اند
شیر ممد از تنگسیر گفت

ناشناس گفت...

از یک پست اینترنتی

به چشمهایتان اعتماد کنید نه گوشهایتان. ببینید چند حزب جدید آغاز به فعالیت کرده اند، ببینید چند نشریه جدید مجوز انتشار گرفته اند، ببینید چند تشکل دانشجویی، چند تشکل مردم نهاد، چند سندیکا، چند اتحادیه مستقل اجازه فعالیت یافته اند، ببینید وضعیت دیه و حق ارث نابرابر زن چه می شود سرنوشتش، ببینید وضعیت زندانیان سیاسی چگونه است، ببینید وضعیت اعدامها چگونه است، ببینید میزان حضور نظامیان در سیاست و اقتصاد چقدر است... به ارقام و اعداد توجه کنید نه به کلی گویی های زیبا.
آن قدیمها را ما یادمان می آید که یک آقایی بودند که چهره خیلی روحانی داشتند، کارنامه شان هم، برخلاف این یکی، فرهنگی بود نه امنیتی! تازه سید اولاد پیغمبر هم بودند و با شعارها و حرفهای زیبا نه تنها بدن ملت که بدن همه کشورهای عضو سازمان ملل را هم سِر کردند. اما باور کنید افاقه نکرد...

علی گفت...

دلقک جان اقایا هاشمی و روحانی از بطن این نظام هستند
و به اصطلاح اگه گوشت ادمو بخورن استخونش رو دور نمی اندازند
لذا شما هم زیاد به اعمال افکارت توسط این اقایان دل نبند چرا که سوابق این اقایان نشان دهنده اینه که تومنی صد نار تفاوت ثمن این اقایان با افرادی مثل خاتمی هست
هرچند به این هم تاحدودی معتقدم که اقای خاتمی هم بعد از این مدت خیلی عاقل تر از قبل شده و فهمیده سیاست ایران جای هارت و پورت های گذشته نیست لذا تفکراتش رو بیشتر انسجام داده و از اون تند روی های گذشته دور شده
2 این رو هم باید به خدمت شمای دلقک عرض کنم که کلا دعوای هاشمی و روحانی خاتمی دعوا سر عرفی تر بیان کردن مذهب نیست چرا که دعوای اینان مذهبی نیست (همان سیاست معاویه که رعرض کردم)
اصلا این اقایان سواد دینی کافی ندارند که بخواهند ازان بحث کنند یکی فلسفه غرب خونده یکی سخنران بوده بعد اقتصاد خونده یکی هم که کلا درس و بحث رو تعطیل کرده و درگیر سیاست شده
هنر این اقایان نگه داشتن مراجع تقلید و تیپ روشن فکر باهم هست
اما با شدت و ضعف های مختلف
و همین رو در مورد خاتمی عرض میکنم که این اقا فهمیده که مراجع تقلید و علی الخصوص رهبری کوهی نیست که با این حرفها بشه تکونش داد و فهمیده باید یک خورده عاقلانه تر تصمیم بگیره
رجوعی به سایت باران شود

ناشناس گفت...

مجلس سوگلی رهبر همان زاویه دیدی را نسبت به مردم دارد که اربابش دارد مردم را طفیلی و بلانسبت گوسفندانی می داند که برای انها تصمیم بگیرد

اخرین نمونه ممنوع کردن اموزش قبل از ازدواج در مورد مسایل پیشگیری هست من به عنوان یک جوان از طبقه متوسط در حال نابودی خدمت این اغایون و اربابش عرض می کنم این ره که می روید به ترکستان هست من هیچگاه حاضر به زاد و ولد در سیستمی که توسط اربابتون کدگذاری شده است نیستم فکر می کنید اگر شما صورت مساله ها را که در هر دنیای مدرنی حق نردم ان کشور است حذف کنید همه چی حل می شود؟اگر مثلا اموزش قبل از ازدواجی در کار نباشد جوانها مثل گوسفندانی پرواری فرت فرت برای ایجاد سربازهای اغا می زایند

نه کور خواند هاید این جامعه با همه مشکلات و کمبودها به لطف دسترسی به گردش ازاد اطلاعات تا حدودی از حق و حقوق خود اگاه هست و این رفتارهای شما ناشی از نااگاهی و برخاسته از طبقه شما می باشد

ناشناس گفت...

کاشکی همون قالیباف رئیس جمهور شده بود بلکه اینجا سیرک میموند

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
اين ناله هاي اصلاح طلبان و آقايان هاشمي و خاتمي ، روحاني به خاطر مردم نيست يا عرفي تر كردن نظرات آقاي خامنه اي و امثالهم ، آنقدر جامعه ما تغيير كرده و از فضاي فكري و ذهني حاكميت فاصله گرفته كه اين ناله ها در واقع نوعي هشدار از سر عجز و ناتواني به حاكميت است
همانطور كه همه ميدانيم آنقدر سبك زندگي جامعه شهرنشين دچار دگرگوني شده است كه ديگر هيچگونه سنخيتي بين حاكمان و مردم وجود ندارد تقريبا ، اينكه آقاي خاتمي در آخرين ماه رياست جمهوري خود گفتند : گويا ديگر گوشي براي شنيدن حرفها وجود ندارد ، در واقع نوعي هشدار به روضه خوانان حاكم بود ، زيرا آنها عادت دارند كه حرف بزنند و ديگران فقط شنونده باشند
همه حرف طيف هاشمي به خامنه اي اينست كه يكم تغيير كن و به روز بشو تا طول عمر نظام بيمه شود . مدل چيني ، از تو ذهن آقايان بيرون نمي رود ، والا اينها ياري كنننده و همراه ما مردم براي حركت به سمت دموكراسي و رعايت حقوق بشر نخواهند بود

ناشناس گفت...

سلام
با وجود اینکه خیلی وقته مطلب درست درمونی ازتون نخوندم اما هر روز یه سری اینحا میزنم. بحث نقد نکردن نیست اما ایکاش یه شعبده بلد بودم میدیدم در صورتی که قالیباف رئیس دولت میشد شما در چنین روزی چه مینوشتی بلکه با شجاعت بیشتری در موردتون قضاوت میکردم.
آیدین

ناشناس گفت...

جناب دلقك نفست از جاي گرم بلند ميشه به عنوان كسي كه در ايران زندگي مي كنه همين كه بعد از سخنان به شدت طالباني رهبر يكي بيايد و بگويد زن جنس دوم نيست براي من غنيمت است شما توقعاتت در حد كشورهاي دموكراتيك و كم كم داري عين اپوزيسيون خارج نشين فقط غر مي زني

آرسین گفت...

تیمسار گرامی،
دونکته:
نکته اول، خط ابتدای نظر علی (بد حساس شده ام به او!) را باید دوباره یادآوری کنم. خصوصا روحانی که تصمیم گیرنده امنیت ملی بوده و است و اجرایی تر از هاشمی عمل می کند.

نکته دوم در مورد علی. به نظرم حضورش خیلی قابل تحمل تر شده است، اگر نظرات او حذف نمی شود. نظر شما چیست؟

خطاب به علی:
خط دوم نظر شما یا اشکال نگارشی دارد و منظورتان "گوشت همو بخورن" بوده یا اینکه واقعا در بطن نظامید که احساس می کنید گوشتتان خورده خواهد شد!
ضمن اینکه انتهای کامنتتان هم اول آن را نقض می کند برادر!
لطفا مشخص کنید خاتمی بهتر است یا هاشمی و روحانی!؟

ناشناس گفت...

دل خوش کردن به حرف های گذشته ی این جماعت مرا یاد نخبه نماهایی می اندازد که در دوران انقلاب با توجیه های احمقانه پشت سر خمینی جنایتکار قرار گرفتند و طولی نکشید که کاسه ی چه کنم چه کنم دست گرفتند.

شاهپور بختیارم آرزوست,

شهریار

ناشناس گفت...

خسته شدیم دیگه والا
دارم دیوونه میشم رسما
ترکیه 1928 یا 1929، دین رسمی رو از قانون اساسیش حذف کرده.و سکولاره سکولاره .اونوقت ما کجاییم سال 2014
.......
خسته ام به خدا
دارم خل میشم
کاش امسال به دنیا میاومدم تا وقتی به سن الانم (26) میرسیدم، همه ی این داستانا تموم شده بود.
جوونیم داره تموم میشه،تباه میشه، به گند کشیده میشه.
خسته شدم
خسته
خسته
اینا کی میرن؟
اینا اصلا چی میگن به من و ما تو قرن 21
کسی منو میفهمه؟
آخه یه آخوند 80 90 ساله چیچی میدونه که افسار زندگی من 26 ساله دستشه؟

علی گفت...

ارسین جا
گلم
اقای رسایی در مورد اقای هاشمی در دیدار اتحادیه اروپا که به دیدار ایشان امده بودند و جلوی پای ایشان بلند نشده بودند گفت
درسته ما با اقای هاشمی مشکل داریم ولی اون رو از این نظام و انقلاب میدونیم و اجازه نمیدیم کسی به ایشان جسارت کنه
بنده هم میگم این اقایون اگر هم بالفرض بیایند گوشت مارو بخورند استخوانش رو دور نمی اندازند یعنی اینها به اصل نظام اسلامی پایبندند ولی مشکلاتی با رهبری و شیوه اجرایی این حکومت دارند
در مورد خاتمی هم بگم ایشان از هاشمی و روحانی زرنگ تر و سیاسی تر شده دقت کن شده
هرچند ما موی گندیده روحانی رو به خاتمی نمیدیم
روشن شد

Dalghak.Irani گفت...

سلام علی جان درست می گویی و از اینکه امیدهای ما ابزارهای شما هستند برای خودمان متأسفم و اعتراف می کنم که این اوج بیچارگی ماست. ضمن اینکه شما هم قطعاً موفق نخواهید شد و در این وسط زندگی نسل هایی از مردم مثل کامنت آن جوان 26 ساله تباه شده و ادامه دارد. و مهمتر از آن نابودی زیست بومی بنام ایران است که تخریب آب و خاکی می شود و محتمل در آینده ای کمتر از نیم قرن در نه دهم مساحت فعلی دیگر قابل سکونت نباشد. خب برای شما و مراجع چون کوه شما که هم برخوردار از حداکثر دنیا هستید و هم اعصاب سوهان می کشید که به حداقل از دنیا هم تمایل ندارید و حوری و آب زمزم تان هم در بهشت خدایتان رزرو شدۀ پیشینی و قطعی است این حالت پز دادنی است و قبول دارم که برنده اید . اما ناله های ما پا پتی ها را هم دست کم نگیرید و بدانید که دارید گوشت تن فرزندان خودتان را می جوید و استخوان هایشان را هم دور می اندازید با این قدرت تخریب وحشتناک تان در زمینۀ "زندگی ستانی" از مردم. یا...هو

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
مرسي كه جواب كامنت علي رو داديد ، چون يك بيست دقيقه اي هست كه دارم با خودم كلنجار ميرم كه جوابي در شأن و شخصيت اين ... الله اكبر ، بازم ممنون كه باعث شديد از روي نفرت و عصبانيت حرفي نزنم كه خداي نكرده جسارتي شود به ساحت اين سيرك مقدس .
پاينده باشيد

Dalghak.Irani گفت...

دوستانی که خیلی دلشان می خواهد مرا با قالیباف بخوانند که انتقاداتم از روحانی و هاشمی را مربوط کنند به مواضع قبل از انتخاباتم و با "عقدۀ باخت" چسباندن به مواضع فعلی ام خیال ناآسوده شان را آسوده کنند؛ درست داوری نمی کنند. زیرا من جز به نیک بختی ایرانیان و آیندۀ وطنم تحت هیچ لیسانسی نبوده و نیستم و موضوع قالیباف قایل طرح در این متن نیست. زیرا پیروزی او اتفاق نیفتاده که بتوان مقایسه در مورد عملکرد او با روحانی کرد. ضمن اینکه من روحانی را با وعده هایش و شعارهایش و "رأی سیاسی" که از تحولخواهان گرفته است نقد می کنم در حالیکه قالیباف را باید با وعده ها و شعارهای خودش و "رأی اجتماعی" که می خواست بگیرد و موفق نشد به ارزیابی و انتقاد می نشستم. البته که قطعی می دانم که پیروزی قالیباف برای کسانی که جمهوری اسلامی برهبری خامنه ای را پذیرفته اند و می پذیرند 1000 درصد دلپذیرتر و خوش آیندتر از حکومت زوج "خامنه ای - روحانی" رقم می خورد.یک دلیل ساده اش این است که قالیباف معارض جدی در حکومت نداشت و خودش هم اگر هجومی نباشد تدافعی هم به اندازۀ روحانی نیست و از همه مهمتر قالیباف یک معصوم است در بین کارگزاران فعلی جمهوری اسلامی و معمم نیست و جزیی از الیگارشی هم حساب نمی شود و دارایی هایش را نه از رانت حکومت بلکه از لیاقت های خودش کسب کرده است و چون سپاهی هم است می توانست پتانسیل مؤثری را هم با سیاست هایش همراه کند.
حرف من به روحانی و هاشمی هم همین است که حرف های آنان در تعارض و تقابل آشکار با خامنه ای است اما رفتارهایشان در هماهنگی بازهم آشکار با خامنه ای و این شدنی نیست. چون خامنه ای هم قدرت سیاسی زیاد دارد و هم شخصیت هجومی و برنده. اینطور نیست که اگر آقایان پز دفاعی گرفتند او هم بی طرف یا خنثی رفتار کند. بلکه او هر روز بر شدت ایدئولوژی متحجرش بیشتر فوت خواهد کرد و اینان را و بتبع ایرانیان را بیشتر زمینگیر خواهد کرد. ان عزیزی هم که گفته من شبیه اپوزیسیون خارج نشین تحلیل می کنم باید بگویم که اگر منظورش عناصری مثل سازمان مجاهدین خلق و پادشاهی ها و براندازان تقابل با کلیت جمهوری اسلامی است نیستم و من هنوز دارم روحانی و هاشمی را صدا می زنم و می گویم بما کمک کنید کمی مدرن تر رفتار کند حکومت. و این بیشتر نزدیک به انتقادات داخل ایران است با گزندگی بیشتر و صریحتر که در داخل نمی توان گفت و نوشت. یا...هو

ناشناس گفت...

امیدواریم روحانی سقوط کند و هاشمی قدرت را به دست بگیرد

Dalghak.Irani گفت...

به خوانندگانی که به مطلب ریحانه جباری در "جنگ خدای بکارت با خدای شرافت" معترض یا ناباور یا افراط دلقک و از این قبیل بودند توصیه می کنم که مصاحبۀ قاضی صادر کنندۀ رأی اعدام ریحانه با روزنامۀ قانون را - در برخی سایت ها هم بازنشر شده - بخوانند و ضمن خاک ریختن روی شصت دلقک که تمام واقعیت را از حسم درست نوشته ام ملاحظه کنند که چطور قاضی و قضات ایران فقط با تکیه بر شخصیت طرف (ریحانه) و بدلیل زندگی سبک دیگر و مدرن بودن حکم اعدام داده و می دهند و حتی یک کلمه از استدلال حقوقی و ادلۀ قانونی در کار نیست. ای وای به ریحانه ها. یا...هو