ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

فُکُل زیر بار نعلین جواب نداده و نخواهد داد! آقای روحانی چرا آدرس غلط می دهید!


1- حسن روحانی دیروز برای وزارت اطلاعاتی ها صحبت کرده و گفته است:
رییس‌جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: در جمهوری اسلامی ایران تنها یک پرچم و یک پرچمدار وجود دارد و آن مقام معظم رهبری است و همه باید تحت لوای همان پرچم حرکت کنند و اینکه پرچم دیگری در کشور باشد نه عقلی است و نه شرعی.
2- حسن روحانی امروز در جمع دانشگاهیان صحبت کرده است و گفته است: 
من یک گله مطرح می‌کنم؛ البته نمی‌خواهم از دانشگاه نقد کنم و شما باید خودتان نقد کنید ولی چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا اساتید خاموش هستند؟ ما در دانشگاه شهامت سقراط وار می‌خواهیم. از چه می‌ترسیم؟ چرا وقتی یک کار بزرگ بین‌المللی انجام می‌شود، نمی‌آیید حرف بزنید و صحبت کنید و خصوصی برای رئیس‌جمهور نامه‌ می‌نویسید؟
3-  من دیگر از سخنرانی برای سخنرانی حالت تهوع می گیرم. و به روحانی توصیه می کنم که وحشت جملۀ دومش را در اعتقادش به جملۀ اول بالا جستجو کند و بداند. که می داند. اما حالا به چه قصدی - خدا داند - می خواهد ما را سرکار بگذارد. دانشگاه در 35 سال گذشته بهترین فرزندانش را بخاطر حرف زدن در مقابل حوزه از دست داده است. انصاف نیست که از آن ها بخواهیم موجی دیگر از اندیشه مندانش را قربانی روحانی کند که فرزند حوزه است و وامدار حوزه است و معتقد به حوزه است. اصلاً اگر حوزه پاسخگو بود که دانشگاه تأسیس نمی شد. و تا آخرین روز باقی مانده از عمر کرۀ زمین دانش دانشگاه و افسانۀ حوزه به وحدت نخواهند رسید.

4- توافق ژنو که قرارداد و توافقنامۀ قابل افتخاری نیست که روحانی می خواهد دانشگاه به به و چه چه کند. این توافقنامه یک ذلت نامه است در چهاچوب استراتژی رهبری خامنه ای و همۀ نقاط ضعفی را که مخالفان روحانی برمی شمرند داراست. منتها مشکل اینجاست که دانشگاه به خود برنامۀ هسته ای "مسبب مصیبت های بسیار تا اینجا" انتقاد و اعتراض دارد و باید قبل از حرف در بارۀ توافق ژنو حرف در بارۀ کلیت برنامۀ هسته ای آزاد شود بدون پیامد تبعید و زندان -حتی - در سال های بعد. بنظرم می رسد بهترین کاری که دولت روحانی می تواند بکند و در دهۀ فجر امسال بدرستی و شفافیت انجام داد نشان دادن چهرۀ فلک زدۀ ملت ایران در صف های برنج هندی و مرغ برزیلی بود. این تصاویر دقیق ترین جشن! از فاجعه ای بنام جمهوری اسلامی بود در ایران؛ بدون کوچکترین بزرگنمایی و سانسور در سالگرد انقلاب! خب وقتی رییس جمهور خودش را و همه را زیر بلیط رهبری تعریف می کند که اولین متهم - مجرم - چنین فاجعه ایست؛ چگونه انتظار دارد که دانشگاه برای او هورا بکشد. یا...هو

بعد از تحریر: من محدودیت های همه و از جمله روحانی را می دانم در هنگام غش کردن ها بسوی این و آن و از جمله تعریف و تمجید از رهبری آیت الله خامنه ای. و بدیهی است که انتظار ندارم روحانی رویاروی خامنه ای بیاید و خودش را قهرمان ملی یا مهرۀ سوخته کند. اعتراض من به همه و از جمله روحانی اصرار و استفادۀ نابجا برای تعریف از حوزۀ دین؛ روحانیت متحجر و سنتی؛ آیت الله خامنه ای؛ کارآمدی نظام؛ درست بودن انقلاب و از این قبیل مفاهیم است. روحانی یا هاشمی و همۀ مدعیان اعتدال و حکومت اگر صداقت دارند باید حداکثر خست و احتیاط را بکنند در تعریف از مفاهیم منفی و غیرواقعی؛ مگر در زمانی که مأموریت پیشبرد ایران شان بخطر بیفتد. نه مثل روحانی که مرتب غش می کند توی بغل خامنه ای و از دانشگاه همراهی می خواهد. و نه مثل هاشمی که برای رضایت شریعتمداری دروغ آشکار می گوید در تحریف تاریخ که "شاه آمادگی داشت تهران را بمباران کند و دوباره بسازد"! دروغی که حتی شایعه اش هم هیچگاه شنیده نشده است در 35 سال نکبت! یا...هو

۱۹ نظر:

ناشناس گفت...

نعلین؟!! از شما بعید است! مگر اینکه بفرمایید منظور نظرتان چیز دیگری بوده است... هو نوز دت

ناشناس گفت...

تحلیل نابی از وضعیت موجود بود.دست مریزاد استاد

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، واقعا دست رو بزرگترين مشكل ريشه اى جمهورى اسلامى گذاشتى كه از همان دوران نخست وزيرى مهندس بازرگان خودش رو به منصه ظهور گذاشته و روز بروز هم بيشتر ريشه دوانده. نخبگان و استادان كجايند؟، يا از ترس خاموشند و يا در زندانند و يا در ينگه دنيا و افتخار ما در فيس بوكند . چند وقت پيش مقاله اى خواندم كه آمار ورودى دانشجويان خارجى در دانشگاههاى آمريكا را بررسى مى كرد و جالب اينجاست كه ٥٥ درصد ورودى خارجيها رو ايرانيان به خود اختصاص داده بودند بوده. حالا روحانى انتقاد مى كند كه چرا اساتيد ارسطو وار به نقد نمى پردازند؟ در جواب بايد گفت اگر خود ارسطو هم مى آمد حرفى مى زند الان زير دست حسين بازجو ده تا كفن پوسونده بود. خجالت هم خوب چيزيست كه البته انتظار زيادى است از آخوند جماعت بزرگ شده حوزه.
ارادتمند، افشين قديم

ناشناس گفت...

به به
خوش برگشتی تیمسار و چه با انرژی سه پست گذاشتیو من کمی دیر رسیدم.
جشنهای دهه نکبت امسال منو یاد جشنهای همین دهه اواخر دوران اصلاحات میندازه که حتی در مقابل سازمان تبلیغات اسلامی هم اثری از مسخره بازیهای جشن و آذین بندی نبود.
سالم باشی
آرش

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
تا به امروز فكر مي كردم همانطور كه خواجه حافظ شيرازي غزل فارسي را به سرحد كمال خود رساند ، آقاي احمدي نژاد هم وقاحت و بيشرمي را به نهايت خود رسانده است و همانطور كه پس از حافظ در شعر كلاسيك فراتر از وي ، كسي نتوانست جلوه گري كند ، پس از احمدي نژاد هم ديگر كسي توان روي دست ايشان بلند شدن را ندارد ، تا اينكه سخنرانيه آقاي روحاني را شنيدم
١- ايشان دانشگاهيان را دعوت به تمجيد از توافقنامه ژنو مي كنند تا اعتباري و دستاوردي را به حساب دولت خود واريز كنند و توقع به به و چه چه دارند ومي خواهند تا دانشگاهيان كشور ارزش و اعتبار خود را خرج دولت ايشان كنند ، در حاليكه مذاكرات منجر به توافق ژنو از زمان دولت قبل شروع شده بود و اين توافق ( تسليم ) توسط بيت رهبري شروع و هدايت شد و ربطي به دولت قبلي و فعلي ندارد
٢- جاي بسي شگفتيست كه آقاي روحاني از دانشگاهيان انتقاد مي كنند كه چرا در زمينه توافق ژنو خاموشيد ! ظاهرا ايشان فراموش كرده اند شوراي امنيت ملي (كه ايشان نماينده رهبر در آن بودند )چندين بار به مطبوعات و خبر گزاري ها تذكر و هشدار مي دادند كه در مورد پرونده هسته اي مطلبي چاپ نكنند و اجازه بحث و اظهار نظر به احدي نمي دادند
٣- ظاهرا ايشان در ايران زندگي هم نمي كنند و نشنيده اند كه چند روز پيش سايت انتخاب به خاطر چاپ نامه يكي از همين دانشگاهيان ( جناب زيبا كلام نازنين ) و طرح چند سوال از مدير مسئول يك روزنامه ! فيلتر شده است
٤- انتقاد از خاموشي دانشگاهيان و دعوت آنان به مجيزه گويي و تعريف و تمجيد از دولت ، از ديگر عجايب جمهوري اسلامي است !
پوپوليست كه شاخ و دم ندارد ! دارد ؟
پاينده باشيد

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
تا به امروز فكر مي كردم همانطور كه خواجه حافظ شيرازي غزل فارسي را به سرحد كمال خود رساند ، آقاي احمدي نژاد هم وقاحت و بيشرمي را به نهايت خود رسانده است و همانطور كه پس از حافظ در شعر كلاسيك فراتر از وي ، كسي نتوانست جلوه گري كند ، پس از احمدي نژاد هم ديگر كسي توان روي دست ايشان بلند شدن را ندارد ، تا اينكه سخنرانيه آقاي روحاني را شنيدم
١- ايشان دانشگاهيان را دعوت به تمجيد از توافقنامه ژنو مي كنند تا اعتباري و دستاوردي را به حساب دولت خود واريز كنند و توقع به به و چه چه دارند ومي خواهند تا دانشگاهيان كشور ارزش و اعتبار خود را خرج دولت ايشان كنند ، در حاليكه مذاكرات منجر به توافق ژنو از زمان دولت قبل شروع شده بود و اين توافق ( تسليم ) توسط بيت رهبري شروع و هدايت شد و ربطي به دولت قبلي و فعلي ندارد
٢- جاي بسي شگفتيست كه آقاي روحاني از دانشگاهيان انتقاد مي كنند كه چرا در زمينه توافق ژنو خاموشيد ! ظاهرا ايشان فراموش كرده اند شوراي امنيت ملي (كه ايشان نماينده رهبر در آن بودند )چندين بار به مطبوعات و خبر گزاري ها تذكر و هشدار مي دادند كه در مورد پرونده هسته اي مطلبي چاپ نكنند و اجازه بحث و اظهار نظر به احدي نمي دادند
٣- ظاهرا ايشان در ايران زندگي هم نمي كنند و نشنيده اند كه چند روز پيش سايت انتخاب به خاطر چاپ نامه يكي از همين دانشگاهيان ( جناب زيبا كلام نازنين ) و طرح چند سوال از مدير مسئول يك روزنامه ! فيلتر شده است
٤- انتقاد از خاموشي دانشگاهيان و دعوت آنان به مجيزه گويي و تعريف و تمجيد از دولت ، از ديگر عجايب جمهوري اسلامي است !
پوپوليست كه شاخ و دم ندارد ! دارد ؟
پاينده باشيد

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز که به مانند بعضی دکان داران هر زمان که میبیند بازار سوتو کور است دست به بستن حجره میزند و بعد دوباره با یک تابلوی مدیریت جدید باز میگردد اما چند مطلب
1-امکان ندارد که چاقو دسته خود را ببرد پس آقا هم از روحانی وهاشمی در امان است
2-تراکتور با بازگشت مربی دوستداشتنی اش دوباره حرکت را شروع کرد واحتمالا قهرمان جام حذفی خواهد شد یا شاسن تونی یاشاسن تراکتور که البته حضور الیورا به نفع کیروش هم است چون زبان هم را میفهمند واحتمال پیوستن کریمی به تیم ملی زیاد است البته شاید از نظر فیزیکی کریمی پیر شده باشد ولی از نظر روانی وروحیه حضور او حتما تاثیر گذار است
3- دعا کنیم در سالی که کمی بیش از یک ماه به اتمام اش مانده باران وبرف بیاید تا بسان تحریمهای غربی این تحریم طبیعی نیز برداشته شود .

ایرانی‌ گفت...

دلقک جان با یک قسمت از حرفهایت موافق هستم و قسمت دیگر را حتی خلاف منطق خودت میدانم. اول از همه موافقم که همانگونه که قبلا گفته ای, قربان صدقه رفتن به امید شرمنده شدن رهبر جواب نخواهد داد. اما در همین رابطه باید این را هم گفت که گروه های تندرو در زمینه هسته ای با نظر رهبری هم مشکل دارند و لذا تاکید روحانی بر جایگاه شرعی ولی فقیه از همین روست که جایگاه تکیده رهبر را که برای برقراری ثبات به آن نیاز دارد به تندروها گوشزد کند.حال اینکه کار درست یا غلطیست مساله ای دیگر است.

در قسمت دوم فرمایش خودتان را به شما یاداوری میکنم که از نخبگان خواسته بودید در مساله هسته ای ورود کنند همانگونه که زیباکلام این کار را کرده است. حال چه شده که گفته ای کاملا مشابه از زبان روحانی جای شکوه دارد. مگر جز این است که مهمترین پشتوانه روحانی برای پیروزی بر تندروها حمایت نخبگان جامعه است پس چرا به یاری طلبیدنش ایراد میگیرد و میگویید مشکل را باید در رهبر جستجو کند. مسلما دریافتن سرمنشا مشکلات هوش سرشاری نمیخواهد اما در جامعه ای که قدرت مرکزی آن که ما سرمنشا مشکلات میخوانیمش خود گوشه عبایش در دهان سگهای هار نظامی و آخوند های تندرو گیر کرده چطوری انتظار دارید که قبل از پس گرفتن قدرت از نظامیان قدرت سیاسی اش را بشود به اراده مردم سپرد؟

Dalghak.Irani گفت...

جناب ایرانی.
از لحظه ای که این پست را منتشر کردم منتظر سؤال بدیهی از سوی خواننده ای نوعی بودم که دیر هم شد و بالاخره شما زحمت کشیدید. واقعیت ماجر این است که شما درست می گویید در مورد گله های خودم از بی تحرکی جامعۀ مدنی و انتقادم به روحانی در مورد همان گله!
اما - این اما مهم است - اول اینکه روحانی رییس جمهور است و وظیفه اش تمهید فضایی است که نخبگان بتوانند اظهار نظر بکنند و من یک عضو کوچک از جامعۀ مدنی که سرورانم و دوستانم را به خودانتحاری دعوت می کنم بخاطر وطن. اگر رییس جمهور هم با همان ابزار و سخنی بمیدان بیاید که یک وبلاگ نویس تبعیدی؛ نقض غرض است و فرار از معرکه ای که خودش باید مسئول آراستنش باشد در جلب و جذب نخبگان به حرف؛ و این قطعاً ابزار دعوت (بخوان تحکم) زبانی - آن هم در سطح نوشیدن شوکران سقراط - نیست و نمی تواند باشد. دوم برد حرف ما دو دعوت کننده است و اثری که در مخاطب عام می گذارد. چند صد نفر - اغلب هم خارج از کشور - پیام مرا می خوانند و از غصۀ دلقکی پیر متأسف یا متأثر می شوند و دیگر هیچ. در حالیکه رییس جمهور یک کشور حرفش هم شنونده های میلیونی دارد و هم اهمیت دهندگان بسیار زیاد. و سوم هم اینکه حرف من یک ناله است در داخل گیرافتادگان در داخل سیاست های رژیم برای بیایید با هر زحمتی شده گاهی نقی بزنیم. در حالیکه حرف روحانی یعنی اینکه: "همه چیز را مهیا کرده ام و فضای نقد و گفتگو فراهم است و ... و فقط شما نخبگان هستید که نیستید تا.... آن هم فقط از من تعریف کنید که ... اوووه چه رییس جمهور قدر منزلتی! و نهایتاً من خودیم در حالیکه روحانی - نه بعنوان مخالف بلکه فقط بعنوان رییس در قدرت - یک ناخودی است و حق ندارد دانشمندان را مورد هجوم "چرا و چراها" قرار بدهد. زیرا 99 درصد کسانی را که روحانی مخاطب می دانست در این حرف امروزش؛ خودشان بسیار بهتر و بالاتر از روحانی هم می فهمند و هم متعهدند و می آیند اگر کمترین روزنه ای تمهید شده باشد. یا...هو

ناشناس گفت...

تیمسار !
در شرکتی کار می کردم که مدیرعامل دو معاون داشت که یکی اش من بودم. همه کارکنان شرکت از معاون دیگر بدشان می آمد و در عوض از من خوششان می امد ! روزی یکی از کارمندان به من گفت میدانی فرق تو با ان دیگری چیه؟ گفتم نه! گفت وقتی پیش مدیرعامل هستید هر دو شما تا کمر دولا می شوید ولی شما فقط دولا می شوی ولی ان دیگری از فرط چاپلوسی با روح و روانش هم دولا می شود! شما فقط از بابت وظیفه دولا می شوی !
روحانی هم بهتر است فقط دولا شود! و پیشا پیش به استقبال این گونه ادبیات مخاطره آمیز که نه نفع خامنه ای در آن است و نه نفع خودش و نه نفع ملت, نرود!اصولا آخوند جماعت استعداد لوس شدن زیادی دارد. مانند خاتمی.
روحانی هم فکرمی کند شق القمر کرده است و ملت ایران بابت این ترکمنچای اتمی که انجام داده باید او را تشویق کنند!
یک دسته شنبلیله تازه گفت.

Dalghak.Irani گفت...

اعتمادم را جلب نمی کند روحانی. حسم را موافق نمی یابد هر چه تلاش می کنم. درست است که در شهر کوران (احمدی نژاد) یک چشم هم پادشاه است. اما این را دیگران باید غنیمت بدانند و نه خود فرد یک چشم خودش را درنقش پادشاه تصور کند. از بس سعی می کند متواضع باشد خودخواهی اش آزارم می دهد. در سخنرانی هایش بیشتر دنبال شکل ادبیات است تا محتوای حرف. امروز همۀ هنرش را بکار برده بود که از واژه های دانش و گاه و کاه دو ترکیب شاعرانه درست کند در گفتن مقایسه ای دانشگاه و دانشکاه مثل آن دوگانۀ تحریم و تکریم که در ابتدای انتخاب شدنش استفاده می کرد. بارها گفته ام که هنوز هیجان زده و در فصل انتخابات سیر می کند و خودش را چونان مائده ای آسمانی هدیه ای می داند به ملت ایران. حرف و حرف و حرف آن هم با کسانی که چاره ای جز گوش کردن ندارند؛ همان مصیبتی است که ما در زمان خاتمی و احمدی نژاد هم دچارش بودیم با این تفاوت که آن دو برای جمعیت هدف معلوم شان جاذبه هایی هم داشتند و روحانی ندارد. او حرف اگر باید بزند با حوزه ها و آخوندهاست و نه با دانشگاهیان و ملت. زیرا ما ملت همۀ آنچه را که باید بدانیم عملاً زندگی کرده ایم و می کنیم. این موانع روحانیان است که باید پس زده شود با پشتیبانی مردم و نه بالعکس. روحانی مرتب می خواهد قدر او را بدانیم و این تهوع آور است از رییس جمهور. او مشاوران احمق زیاد دارد و نشانی های عوضی به او می دهند مثل همین سبد کالای کوفتی که از قضا سرکنگبین صفرا فزود شد و عین خیالش هم نیست. بدیهی است که حتی بازگشت به قبل از 84 سقف خواسته های مردم نیست هرچند که حتی آن هم بعید بنظر می رسد. روحانی اگر حسن نیت دارد و می خواهد کاری انجام دهد حداقل تریبون های این چنینی اش را باید در اختیار همان استادان قرار بدهد و خودش شنونده و پاسخگو بشود و نه متکلم وحده از حرف هایی که فقط برای هیجان چند دقیقه ای جوانان سطحی کاربرد موقت دارد. البته که چاره ای نداریم و هنوز امیدوارم که بتواند از این "عاشق خودش و سخنرانی هایش" شدن خلاصی یابد و دوصد گفته را با نیم کردار عوض کند. یا...هو

ناشناس گفت...

انتخابات که شد با دیدن قیافه پر طمطراق روحانی بخود گفتم:

عارف و زاهد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست بجز عالم ربانی نیست!!

پیش خودم گفتم او وزنه سنگینی است وآمده است تا با پختگی ایران را نجات دهد. اولین انتظارم هم شناخت صحیح اوضاع از جانب او بود و اینکه بداند که جبر زمان خامنه ای را مجبور کرده تا اکنون او بر مسند بنشیند و مطمننا میداند که از این اجبار اکل میته او لقمه ای نیز برای ملت ایران بر خواهد داشت و براحتی موسوی و کروبی را زیر اجبار و فشار حاصله ازاد خواهد کرد و جامعه مدنی پر و بالی تازه خواهد گرفت ولی دیدم که مانند مرده شوری آخرین سطل آب را بر این میت اصلاح طلبی ریخت و گفت که پرونده 88 شستشو شد! به تکه نانی که خامنه ای جلوی او انداخته بود راضی شد و حالا مثلا دارد زیر ابی می رود و مهره هایش را توی دستگاه خامنه ای جا می کند و خامنه ای هم بچه است و باور می کند. موقعش که شد خامنه ای او را از سر این قبر بلند خواهد کرد و روضه خوان دیگری خواهد گماشت تا روضه برای مرده بخواند.

شنبلیله گفت

غریب آشنا گفت...

سلام تیمسار، از تمام این پست تو فقط جمله زیر نافذ است:

"و تا آخرین روز باقی مانده از عمر کرۀ زمین دانش دانشگاه و افسانۀ حوزه به وحدت نخواهند رسید."

من نمیدانم تو دنبال چه هستی‌ و چه چیزی را میخواهی‌ جا بیندازی ؟؟؟ واقعیت این است که هیچ امیدی به بهبودی در این نظام نیست و سگ زرد برادر شغال است.

ایرانی گفت...

«. روحانی اگر حسن نیت دارد و می خواهد کاری انجام دهد حداقل تریبون های این چنینی اش را باید در اختیار همان استادان قرار بدهد و خودش شنونده و پاسخگو بشود و نه متکلم وحده از حرف هایی که فقط برای هیجان چند دقیقه ای جوانان سطحی کاربرد موقت دارد»

دلقک جان با این فرمایشت کاملا موافقم. راستش را بخواهی مونولوگ امروز را من هم دوست نداشتم چون با اینکه بیشتر حرفها درست بود اما مخاطبان از موعظه خوانده شده جلو تر بودند و هستند و بیشتر یاد سخنرانی های طاقت فرسایی افتادم که در زمان دانش آموزی، معاون آموزش و پرورش سعی داشت درس اخلاقی به ما بیاموزد که ما از آن چندین پله جلوتر بودیم. با این حال، این تشر اگر منتج به درخواست نخبگان از رییس جمهور برای تضمین امنیت پس از فعالیتهایشان گردد، باز هم میتواند امری مبارک باشد، البته به قول شما اگر روحانی از راستگویان باشد

نانا گفت...

ای ننه این آقا چقدر دلش میخواسته رییس جمهوربشه و چقدردلش میخواد که اقلا مثل خاتمی دوست داشتنی باشه و هی انتخاب شدن خودش را یاد آوری میکنه. هی میگه 24 خرداد که خاطره 22 خرداد محوبشه. چقدر ندید بدیده این آخوند! اما راستی راستی که این آخوند ها خیلی حسودند.سیاست و مملکت داری نمیدونن که هیچ فقط حسودند و همه ی به قول خودشان بزرگان نظام , خامنه ای و هاشمی و روحانی به محبوبیت خاتمی حسودی میکنند . دلقک و خوانندگان فرهیخته به من و تحلیلم تا دلتون میخواد بخندید ولی باورکنید راست میگم این سه تایی که من میگم وشاید خیلی های دیگه که من نمی شناسم در حسرت اینن که محبوبیت خاتمی را نزد مردم داشته باشن. اصلا هم فکر کاری کردن و اونم برای مردم نیستن. این اصرار برای تعریف شنیدن همچه تحلیلی هم میخواد....

ناشناس گفت...

سطح توقعتون رو بیارید پایین .ملت ایران ملت حقیریست که دچار خود بزرگ بینی شده و به حقش راضی نیست .شما یک نگاه به فرهنگ ایرانی ها بندازید و با کشورهای دیگر مقایسه کنید بعد متوجه میشید این دولت از سر این ملت هم زیادیه .کافیه مثل شاه یکم آزادی بدی به این مردم انقدر توقعات بالا میره که انقلاب میکنن .یا مثل خاتمی که خواست که قدری فضا باز شه مردم تحمل نکردند و احمدنژاد سر کار اومد .پس لطفا اشکال را همیشه گردن یک بدبختی که سعی در اصلاح مملکت داره نیندازید و نیم نگاهی به تمام ابعاد مملکت داشته باشید.

ناشناس گفت...

"روحانی اگر حسن نیت دارد و می خواهد کاری انجام دهد حداقل تریبون های این چنینی اش را باید در اختیار همان استادان قرار بدهد و خودش شنونده و پاسخگو بشود و نه متکلم وحده"
برای اینکار فقط یکمی شعور نیازه، فقط یک ذره درک؛ نه خیلی زیاد! (ابوالفضل گفت)

ناشناس گفت...

دلقک گرامی.
هم در مقاله تان و هم در کامنت هایتان به نکات بسیار ظریفی اشاره نموده اید.
ولیکن تاریخ ایران همواره نشان داده است که ملت ما "همواره بر قبری می گرید که مرده ای در آن نیست".
دلخوش نمودن به آقای روحانی و دارودسته اش نیز از همین نا آگاهی و امید واهی سرچشمه میگیرد.
اگر احمدی نژاد سیب زمینی توزیع میکرد و کرامت ایرانی را زیر سئوال میبرد لااقل ادعایی نداشت و در دنیای خود و امام زمانش غرق بود. ولیکن آقای روحانی که خطاب به غربیها میگوید که در مذاکرات می باید احترام و تکریم ایرانیان مدنظر باشد با این توزیع نابخردانه سبد کالاییش عملا نشان داد که تفاوت زیادی مابین گفتار و عمل در ایشان موجود است و البته میتوان سخنان ایشان را به نوعی تقیه حساب نمود که ایشان به خوبی به شرایط آن واقفند.
آقای روحانی به مانند اسلافش در حال دادن آدرسی عوضی به ملت ایران است. وی در حالی به ایراد این سخنان میپردازد که از آنسو سخنان وندی شرمن و اهداف غرب در مورد سیاستهای اتمی و دخالت در امور کشورهای عربی و مسئله حقوق بشر میرود تا نه تنها حلقه تحریمها را سبک نکند بلکه مشکلات فزاینده ای را بر اقتصاد در حال ویران ایران بیفزاید .
آقای روحانی بهتر است به جای ایراد چنین سخنانی که همگی میدانیم جز راهکارهایی پوپولیستی نیستند به تشریح واقعیتها برای ملت ایران بپردازد و این ملت ستمدیده را بیش از این دلخوش به امیدی واهی ننماید.
ملتی که در سالروز سی و پنجمین سال استقرار حکومت اسلامیش برای دو عدد مرغ و ده کیلو برنج تمامی کرامت و ارزش انسانی خود را به زیر سوال میبرد ولیکن آیا از شکمهای گرسنه که خوراکشان در گیر چرخش سانتریفیوژها و حمایت از اسد و پشتیبانی از حزب الله است میتوان انتظار بیشتری داشت؟

ناشناس گفت...

جناب دلقک
حقیقتا من فکر می کنم شما شاید از همین تندروها برای ایراد گرفتن به روحانی خط می گیرید.
بابا به قول ما تهرونیها پیاده شو با هم بریم.
ما داشتیم در این منجلاب غرق شدیم که آقای روحاین آمد که می گوید استاد دانشگاه باید سقراط وار سخن بگوید واقعا مگر حرف بی ربط می زند ؟ راست می گوید و احتمالا با این حرف می خواهد زمینه اش را هم فراهم کند.
شما چرا انتظارات مردم را بالا می برید؟ ما به کاهش نرخ تورم افزایش نرخ رشد ایران و کاهش تحریمها هم تا همین الان راضی هستیم و این را باید از مردم کوچه و خیابان هم بشنوی .انتظارات رادیکال از روحانی ائ را به سرنوشت خاتمی و کشور را به سرنوشت 84 می کشاند.
شما و بسیاری از آنهایی که در تایید ایراذدهای شما در اینجا کامنت گذاشته اند در یاران زندگی نمی کنید که با تورم کمرشکن نابود کردن نهادهای مردم نهاد تخریب محیط زیست و ... روبرو باشند و با آمدن روحانی تغییرات هر چند کوچک را ببینند.
یک کم از دیدگاه مردم ایران حرف بزندی