ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه

مذاکرات اتمی در خطر! هسته ای را تعطیل کنیم بهترین راه حل است. آیا رهبر تسلیم واقعیت می شود.


1- همه چیز حکایت از این دارد که مذاکرات پیش رو بسختی هم پیش نخواهد رفت درژنو جدید و با 1+5. زیرا امریکا چه تعهد اخلاقی داده باشد در هنگام توافق "اقدام مشترک" یا نه. در صورت مسئلۀ طرف ایرانی تفاوتی ایجاد نمی کند. و حداکثر می توانیم تبلیغات داخلی کنیم که امریکا به اخلاق پایبند نیست و لوطی گری توافق ژنو را زیر پا گذاشته است. بنابراین ایران باید تصمیم بگیرد که در مقابل خواسته های جدید امریکا باید موافقت کند و یا مذاکرات را ترک کند. قبلاً هم گفته ام که خوشبختانه جمهوری اسلامی با قدم گذاشتن به توافق اولیه با غرب کلیۀ پل های عقب نشینی خودش را هم تخریب کرده و چاره ای جز به ثمر رساندن مذاکرات با غرب و امریکا ندارد. این فقط از جهت اوضاع اقتصادی و نیاز جمهوری اسلامی و مسایلی از این قبیل نیست. بلکه بیشتر به این دلیل بدیهی است که قطع مذاکرات از سوی ایران یعنی بازگشت به شرایط قبل از توافق و رفتن بسوی گسترش صنعت هسته ای. که خود همین یعنی ایران اعتراف می کند که حالا که غرب توافق نکرد ما هم می رویم بمب بسازیم. تأکید می کنم که این استنتاج بدیهی فارغ از ارادۀ ایران برای ساختن بمب است. به این معنا که اگر ایران نخواهد هم بمب بسازد بدلیل قطع ارتباطش با غرب و بازدیدهای راستی آزمای سازمان بین المللی انرژی هسته ای؛ حرفش دیگر مطلقاً - حتی به اندازۀ قبل از توافق اخیر ژنو - گوش شنوایی نخواهد پیدا کرد. تازه این را اضافه نکردم که در همین چند بازدید اخیر؛ بازرسان ایران را به اعتراف واداشته اند که از چاشنی های انفجاریی تست گرفته و استفاده کرده است که مطلقاً به انفجارهای هسته ای ارتباط دارد و کاربرد دیگری ندارد. پس گزینۀ بلافاصلۀ بعد از شکست ژنو 3 یعنی جنگ و حملۀ نظامی به ایران با فاصله ای یک ساله !

2- واقعیت این است که امریکا بهر دلیل - از جمله برآورده نشدن انتظارش از کمک ایران در مورد سوریه و عراق و لبنان، یا احساس بی نیازی کردن از نقش ایران در مناقشات منطقه ایش در خاورمیانه، یا رفتن بسوی عربستان و اسراییل و تندروان نگران کنگره و سنا، یا تحت تأثیر صداهای بلند تندروان داخل ایران و اطمینان از ادامۀ سیاست غیر آشتی ملی و سرسختانۀ داخلی آیت الله خامنه ای و یا بیشتر پی بردن به ابعاد گسترده و خطرناک صنعت هسته ای ایران در بازدید های اخیر آژانس هسته ای و یا... - تغییر استراتژی معلومی داده و لحن مقامات امریکایی نسبت به دو سه ماه پیش تغییر محسوس و آشتی ناپذیری یافته است. هر چند که از ابتدا هم چینش واژه های بیانیۀ اقدام مشترک تا اندازه ای مشخص می کرد که دست آورد نهایی در توافق جامع با غرب برای ایران چیزی بیشتر از حفظ غنی سازی بسیار پایین از نظر غلظت و بسیار محدود از جنبۀ گستره - در حد پایلوت - نخواهد بود؛ اما گویا امریکا و غرب تصمیم گرفته اند که حرف نهایی را جلو بیندازند و خیال ایران را راحت کنند که خواب های طلایی تأسیسات گسترده با ده ها هزار سانتریفیوژ پیشرفته در تأسیسات زیر زمینی و محکم نظیر فردو را نبیند.

3- اما بدیهی است که ایران مطمئناً میز مذاکره را بهر زحمتی هم است ترک نخواهد کرد و سعی خواهد کرد خواسته های امریکا را به چانه زنی ها و چالش های بیشتر و زمانبرتری دچار کند. نتیجۀ چنین سیاستی قطعاً این خواهد بود که توافق نهایی در پایان شش ماه بدست نیاید و مذاکرات تمدید شود و اینبار این اقدام مشترک است که به پروسه ای فرسایشی دچار خواهد شد مثل زمان جلیلی. در چنین حالتی دولت روحانی هیچکدام از منافع این مذاکرات را بزودی درنخواهد یافت و محدودیت های اقتصادی کماکان باقی خواهد ماند. نقطه ضعف امریکا در طولانی شدن مذاکرات همان شل شدن اتوماتیک تحریم های بین المللی بود و است که دولت اوباما در ضرب شصت بسیار سختی که اخیراً در جریمۀ شرکت ها و افراد ایرانی نشان داد؛ توانست گربه را دم حجله بکشد و به دنیا بگوید که ایران بسختی تحریم است و چیزی عوض نشده است.

4- منظورم از ترسیم این صحنۀ واقعی و ترسناک این است که اینک تنها راه باقی مانده برای جمهوری اسلامی پذیرش تعطیلی صنعت هسته ای گسترده اش است و جسارت اقدام فیصله بخش. به این معنا که جمهوری اسلامی بیاید و همان "غنی سازی در حد پیلوت و محدود به چند صد سانتریفیوژ در مرکز نطنز" را بپذیرد و داوطلبانه اعلان کند که گام نهایی را در همین ابتدا برمی دارد. زیرا همانطور که گفتم امریکا و غرب اگر ده سال هم با ایران مذاکره کنند نهایتاً بیشتر از همان "غنی سازی در حد پیلوت و محدود به چند صد سانتریفیوژ در مرکز نطنز" را - در بهترین حالت - نخواهند پذیرفت. پس این چه کاری است که ما برای بدست آوردن چیزی که اگر همین الان داوطلبانه بپذیریم همۀ مشکلات حل می شود را به چندین سال مذاکره و چانه زنی طولانی کنیم.

5- این جراحی و جام زهر یکباره اگر آیت الله خامنه ای بزرگی و لیاقتش را داشته باشد خوبی های خیلی زیادی دارد. و از جمله اینکه تندوران داخلی هم یکباره یک شوک می گیرند و در عرض چند ماه سرد می شوند مثل پذیرش قطعنامۀ جنگ و تمام. در حالیکه هر چقدر مذاکرات ادامه یابد آنان نیز هم خرابکاری خواهند کرد و هم سرسختی بیشتری نشان خواهند داد. امروز که اخبار اسفبار سقوط دایمی بورس تهران را دنبال می کردم چنین بنظرم رسید که روحانی با چه معضلات بیشتری هم روبروست و هم معلوم است که خیلی هم زبر و زرنگ نیست که وقایع را پیش بینی و چاره کند. زیرا حبابی شدن بورس در دورۀ شش ماهۀ او یکی از بدترین سقوط ارزش سهام در چندین سال اخیر است و سهامداران جزء را بشدت ناراضی خواهد کرد. 

6- با این گزاره به پایان برسم که بقول همۀ اقتصاددانان و روشنفکران و اندیشمندان و بچه های راهنمایی هم صنعت هسته ای برای ایران مقرون بصرفه نیست از هیچ نظر و دیر یا زود برچیده خواهد شد؛ حالا که بمب ساختن ممکن نشد و نیست در آینده ای نزدیک. اما نیاز به گفتن ندارد که کار بزرگ رهبر بزرگ می خواهد. اگر قبول کنیم که اشتباه بزرگ هم از آدم های بزرگ سرمی زند؛ آیت الله خامنه ای می تواند با تصمیم بزرگ اشتباه بزرگش را کمی درز بگیرد. یا...هو

۱۶ نظر:

ناشناس گفت...

احسنت، دلقك عزيز. گويا اوباما هم به اين نتيجه رسيده كه داخل بازى قايم موشك! بازى خامنه اى نبايد شد و تنها با جام زهر خوردن لاجرعه خامنه اى و شوك ناشى بر كله خشكهاى ابله اش كه شوكى زودگذر خواهد بود ، همانگونه شما گفتيد ،اوضاع فيصله پيدا مى كند. وگرنه آمريكا مجبور است پايش را روى خرخره رهبر بگذارد و با جنگ ترتيب ايران و دهان گشاد منتظران امام زمان را بدهد وخلاص. و شايد همين باشد پايان جمهورى اسلامى و ايرانى كه ما مى شناسيم. بايد ترسيد از حماقت اين جماعت.
ارادتمند. افشين قديم

Dalghak.Irani گفت...

افشین
چنین پیداست که آرام شدن صحنۀ سیاست در داخل امریکا نیز ناشی از همین به وحدت رسیدن همۀ جناح ها بر روی استراتژی جدید است. بعبارت دیگر این کنگره و آیپک نیستند که از خواسته هایشان کوتاه آمده اند بلکه اوباما هم از توقعات حداقلی اش عبور کرده و به نقطۀ تفاهم مطلوب رسیده اند. و این البته معلول حرکت های داخل ایران هم بوده است که اوباما را متقاعد کرده که گویا جمهوری اسلامی هدفی جز بدست آوردن پول و لق کردن تحریم ها ندارد و خبری از تغییر یا حتی نرمش استراتژیک هم نیست. یا...هو

ناشناس گفت...

بهتر است از " کلمه" برایند نیروها" استفاده کنیم. تا قبل از فاش شدن مذاکرات مخفی با ایران, اوباما تحت هیچ فشاری نبود و آزاد بود تا به میل خودش هر چه خواست ببرد و بدوزد ولی اینجا آمریکاست و این مسئله وقتی پایش را به عرصه عمومی گذاشت آنوقت فشار های سنگین آغاز می شود و نتیجه برآیند کل نیروها خواهد بود. دیگر این اوباما آن اوبامای دوست داشتنی 3 ماه قبل نمی تواند باشد چون تحت ضربات بسیار سنگین انتقادی قرار دارد و اگر هم بخواهد نمی تواند کوتاه بیاید تا همین جای کار هم عربستان و کشور های عربی و لابی یهودیان را از دست داده است و دیر بجنبد تاثیرات اقتصادی از دست دادن این دوستان قدیمی برنامه های اقتصادی او را کله پا می کنند! مصر نیز بخاطر بی کفایتی سیاسی او در دامان روسیه غلطید! سوریه هم بشار اسد برایش شکلک در می اورد ایران هم که برایش ناو جنگی می فرستد و علنا فحش خار و مادر به او می دهند و او ککش هم نمی گزد!یک کم بیشتر بگذرد سرمایه داران آمریکایی منافع خود را در خطر دیده و دنبه اش را با تبلیغات منفی سر بالا خواهند کرد! کم کم بحث موشک های ایران نیز که از نظر امنیتی کمتر از بحث بمب اتمی نیست دارد پیش می اید و نیز بحث حقوق بشر که تازه الان زمزمه اش را برای آزادی موسوی آغاز کردند. ولی از آنجا که مذاکرات با ایران مانند دملی نارس بود که قبل از موقع آن را چلاندند! لذا ریشه این کار در نیامد و حالا مسائلی مطرح می شود که توافق بر سر آنها کار حضرت فیل است! به عبارت ساده خامنه ای به مقدار لازم گرسنگی نکشید تا با ولع جام زهر را در یک جرعه سر بکشد بلکه بخاطر مماشات اوباما جام زهر برای او نوشداریی برای بهبود شد! حکومتش با این نوشداری تلخ دوباره مستحکم شد . این درست مانند آن است که شما می خواهید یک گرگ خطرناک را بگیرید و یک گلوله بیهوشی بسمت او شلیک می کنید ولی به مقدار لازم صبر نمی کنید تا حیوان درنده بیهوش شود و قبل از اثر کردن دارو بسمت او می روید و ناگهان حیوان نیمه بیهوش می پرد و دست شما را گاز می گیرد! اوباما هم قبل از آنکه داروی بیهوشی عمل کند قلاده خامنه ای را باز کرد و به همین خاطر نیز خامنه ای هنوز شاخ و شانه می کشد! و ناو جنگی می فرستد و موشک دوربرد حواله می کند! شاید لازم باشد دوباره به او داروی بیهوشی بزنند تا بیش از این بقیه را تکه پاره نکند. در یک کاریکاتور عکس یک آسمانخراش را کشیده بود و نوشته بود توافق نهایی و در پای آن تنها یک پله بود که اوباما و روحانی و برو بچه ها ایستاده بودند و عکس یادگاری گرفته می گرفتند و نوشته بود توافق نامه ژنو! مسائل بسیاری باقی مانده است و اینجور که وبیش می اید خامنه ای زیر بار نخواهد رفت تا زمانی که این تتمه دلارش دوباره تمام بشود و مجبور شود اینبار جام زهر حقیقی را سر بکشد .
آشپیرام گفت

ناشناس گفت...

سلام تیمسار
زود زود پست میذاری. بگذار یک کمی پست قبلی خوب ورز بیاد بعد شروع کن به هوا کردن پست جدید هرچند ما دلمون میخواد روزی ده تا پست بذاری ولی نقد و نظرات هم برامون دلکشه. کاش منبع گزارش آژانس رو هم میذاشتی
کلنل

ناشناس گفت...

تیمسار امروز مطلبی را در بی بی سی دیدم که نوشته بود در کمال تعجب ظریف به اروپا پیشنهاد ادامه گفتگو های انتقادی در مورد حقوق بشر را داده است! ببین شارلاتانی تا چه حد است! یعنی بیاید و بجای فرستادن گزارشگر حقوق بشر , هی از ما انتقاد بکنید و ما هم بگوییم متاسفیم و سعی خواهیم کرد که بچه خوبی باشیم ... و ادامه نقض حقوق بشر در ایران همزمان با گفتگو های انتقادی!
این جماعت خر را رنگ می کنند و بجای قناری می فروشند. امیدی به روحانی با این زیر ابی رفتن هایش نیست. این مردم 8 سال دیگر هم سر کار رفتند . فقط خدا را شکر می کنند که لقمه نانی دارند.
دمپایی ابری

پسر حاجی گفت...

بسیار عالی بیان کردید. ممنون

ناشناس گفت...

دلقک گرامی.
آنچه که برای بلند پروازی هسته ای هزینه شده در حدود صد میلیارد دلار یرآورد میشود که به روشنی بیش از تمامی خسارات وارده بر ایران در خلال جنگ ایران و عراق بوده است. مقدار هنگفتی از این مبلغ به جیب شرکتهای غربی رفته که وسایل خود را به چندین برابر قیمت واقعی و از طریق واسطه ها در اختیار ایران قرار داده اند و اگر بگوئیم نهادهای امنیتی آمریکا از این مسئله خبر نداشته اند پر بیراه رفته ایم.
در کنار این مسائل از گلوی این ملت گرفته شده تا بتوانیم به مونتاژ موشکهای کره ای بپردازیم و در ضمن خرج حماس و حزب الله و حوثیها و عراقیها را بدهیم تا رهبرمان تبدیل به رهبر مسلمین جهان گردد و بتوانیم پوزه آمریکا را به خاک بنشانیم.
حال نتیجه اینست که می بینید. حتی عشوه های طریف و رقص های روحانی نیز کاری از پیش نبرده و آش کشک خاله را در برابرمان نهاده اند.
تیمسار عزیز خدا کند که مسئله فقط با دست کشیدن از جاه طلبی اتمی حل شود ولیکن آنطور که بویش به مشام میرسد این تازه اول ماجراست و داستان موشکهای بالستیک و حمایت از تروریسم و در درجاتی کمتر مسئله حقوق بشر در صفحات بعدی ادعانامه قرار گرفته اند.
در مدت سی و پنج سال جمهوری اسلامی را به راهی کشانده اند که نه راه پیش برایش مانده و نه راه پس و تنها راهی که برای رهبر بصیر مانده مرگ است و انتخاب ملت ایران است که تعیین میکند با این رژیم به ته چاه خواهند رفت یا نه؟
اوباما و اولاند و کامرون و مرکل و نتانیاهو و ملک عبدالله و اسد و مالکی وامثالهم آنچیزی هستند که قدرتهای واقعی در جلوی ویترین به ما نشان می دهند و واقعیات و تصمیم گیری ها در پس ویترین در جریان است و در دنیای فراکاپیتالیستی امروز شرکتهایی چون اکسون و چورون اربابان جهان هستند.

Dalghak.Irani گفت...

استفاده کردم از همه. و آسپیران که گزارش میدانی خوبی داده. در مورد تند و کند بودن نوشته ها هم بستگی به فرصت و گیر حسم و مغزم دارد در مهم دانستن سوژه ها. پست قبلی هم بیشتر هنری اجتماعی بود و جهان بینی فلسفی و خوانندگان عام حال نمی کنند و بیشتر سیاست ملموس می خواهند تا تفکری با ته مایۀ فلسفی آن هم از یک دلقک. مانیفست اصلاح طلبی خوبی نوشته - گفته - زیبا کلام و مهمترش هم کرد محمد غرضی با قبول و دعوتش بمناظره. حالا چطور این موضوع نازنین را توی بوق نکنم من. جامعۀ مدنی تحرک جدیدی نشان داده با روزنامۀ آسمان و آمدن قوچانی و کرباسچی و سایر روزنامه ها هم قلم های جدیدی را شروع کرده اند. سطح روشنفکران چندان مهم نیست برای این شروع مبارک. مهم کشاندن مباحث کلیدی به افکار عمومی داخلی است. حالا چه زیبا کلام باشد و چه محمد غرضی. امروز خیلی بهتر از دیروز بود. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

راستی راجع به لینک مطلب چاشنی های انفجاری که خواسته بودی. جایی بطور رسمی و علنی و تابلو اعلام نشده است. این ادعایی است که آژانس کرده بود و در بازدیدهای اخیر تأیید شده است و صالحی هم در یکی از مصاحبه های اخیرش با تحقیقاتی خواندن آن وجود آن را تأیید کرده است. یا...هو

ناشناس گفت...

عمو دلقک نشانه هایی در ارتباط با استحاله 180 درجه ای رژیم آخوندی!!!!
نکته تعجب برانگیزش، انعکاس این خبر از خبرگزاری فارس بدون پیش داوری منفی این رسانه نسبت به آن!!!!
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13921127000277
(ابوالفضل گفت)

Dalghak.Irani گفت...

پسرم ابوالفضل.
من این ها را با حس ششمم سال هاست می دانم. زیرا با همۀ پوست و گوشت و استخوانم جمهوری اسلامی را زندگی کرده ام و می شناسم. در حقیقت یکی از متخصص ترین افراد در "شناخت عمیق و فلسفی" از جمهوری اسلامی و ساز وکارهای آن هستم. حرف من هم با روحانی و دیگران همین است که جامعۀ فعلی چه از نظر قدرت فراگیر معترضان فرهیخته و چه از جنبۀ ضعف رهبری ایدئولوژیک در اوج اولی و حضیض دومی قرار دارد و ظرفیت تحول بسیار گسترده تر از ترمیم وضع موجود را دارد و روحانی باید رادیکال تر (تهاجمی) و مهمتر از آن "قاطع تر" عمل کند. خاطرتان باشد من بعد از انتخابات و تا امضای توافق ژنو چنان رفته بودم توی جیب رژیم که بسیاری از شما گمان برده بودید که من دارم امان نامه می نویسم و می خواهم برگردم ایران. در حالیکه آن امضای اولی خیلی خیلی مهم بود و باید مورد حمایت مطلق قرار می گرفت. اما الان دیگر نقطه عطف انجام شده و روحانی باید متوجه گستردن دایرۀ تحول به ابعاد دیگر باشد. کسانی که معتقدند باید فعلاً به ترمیم خرابکاری های احمدی نژاد بسنده شود متوجه نیستند که ترمیم وضع موجود به تثبیت وضع موجود می انجامد و تحول خواهی از سکه می افتد. معتقد بودم که اگر فقط دنبال ترمیم وضع موجود بودیم حتماً باید قالیباف را انتخاب می کردیم که قطعاً و قطعاً کارامد تر از روحانی می توانست از خرابکاری ها عبور کند. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقك عزيز،
فكر مى كنم خوشبختانه كار از مرحله ترميم وضع موجود گذشته و همانگونه كه يكى از دوستان در بالا گفت اين وظيفه به دوش مردم خصوصا نخبگان افتاده كه رهبر و رژيم را به سر عقل بياورند، كه اين اتفاق بسيار خوبى است در رشد مدنى جامعه كه مدتى طولانيست كه در انفعال به سر ميبرد. نشانه ها يواش يواش به سمتى است كه گويا درخواستهاى حداقلى از روحانى در حال رفتن به سمت درخواستهاى حد اكثرى است، و بى تفاوتى اوباما به خوش رخصي هاى رژيم و ادامه فشار به آن هم كمك بزرگى خواهد بود كه بيت رهبرى بفهمد كه به همين سادگى نيست و بايد بلرزد و پوئن بدهد، و اينجاست كه اگر نخبگان داخلى هشيار عمل كنند با هزينه بسيار كمترى از جنگ ، مى توانند رهبر و جذاميان جيره خوارش را به گوشه رينگ ببرند و جامعه مستاصل ايران را بر روى مسير درست و همراه با جامعه جهانى قرار دهند، البته راهى بسيار دشوار است اما شدنى، اميدوارم.
ارادتمند، افشين قديم.

دوره گرد گفت...

دوستان و دلقک

آنچه من می فهمم این است که ما دو راه حل روشن در پیش داریم یا جنگ و به هم ریختگی ایران و یا کوتاه آمدن کامل، البته در کنار عر و واق داخلی... خامنه ای آدمش نیست که گزینه اول را انتخاب کند و مطمئنا کوتاه خواهد آمد، ولی در داخل باید سخت گیری بیشتر و قلع و قمع دوباره نیروها را شاهد باشیم تا گند کار بیرون نزند... جمهوری اسلامی متخصص شلوغ کاری داخلی به هدف لاپوشانی خرابکاری خارجی است و حداقل می توانم 10 20 مثال برای این رویه یزنم... اما جدای از دور کردن خطر جنگ... در زمینه های دیگر تحولی در کار نیست... دیگر کار از فساد و تباهی حکومت گذشته است... مطمئن باشید کشوری که در آن اخلاق انسانی(کاری، مالی، روابط و ..) لجن مال شود هیچوقت پیشرفت نخواهد کرد و ما در اثر گندی که حضرات در کشور زده اند الان در این مرحله هستیم و فساد در همه زمینه ها، همه ارکان جامعه را در خود غرق کرده است... واقعا سخت است متحول کردن چنین جامعه ی گندیده ای!!

ناشناس گفت...

اگر آمریکا زیر توافقش بزنه ، باعث متحد شدن بیشتر ایران در مقابل آمریکا میشه.
ایران هم با جنگ آزاد نخواهد شد .

نیما سلیمی گفت...

بسیار زیبا بود

پسر شجاع کاشی گفت...

با وجود نمونه ای مثل قذافی، متعجبم که این چه پیشنهادی است! بنده نیز در مبانی بحث با شما -و زیباکلام و خیلی های دیگر- موافقم که انرژی هسته ای خیلی هزینه بر بوده و کم فایده و ... ولی به هر حال، الان پشت میزمذاکره ایم و در این مقام، تصورم نبود چنین پیشنهاد خامی از حضرت دلقک بشنویم!
اصلا بنده و شما مخالف صد درصد خامنه ای و برنامه ی هسته ای اش! حالا که بالاخره زمام مملکت بدست اوست و انرژی هسته ای و برنامه اش هم دستمایه ی مذاکره با طرف هایی به شدت هوشمند و قدرتمند و بی رحم است؛ در عجبم که چرا پیشنهاد خلع سلاح در روز اول می دهید؟ یا این پازل قطعه ای دارد که من از دیدنش کورم!؟