۱۳۹۶ آذر ۲۷, دوشنبه

فعلاً همه از ترامپ تا بن سلمان و از حزب الله تا انصارالله بساز خامنه ای رقصیده اند!

Image result for ‫روحانی‬‎

الف- میگویند حسن روحانی چرخیده براست برای اینکه جادۀ رهبری خودش بعد از خامنه ای را هموار کند. فارغ از این مناقشه که کی و کجا حسن روحانی چپ بوده که حالا براست چرخیده باشد؛ عرض میکنم که سودای رهبری در فکر روحانی غلط اندر غلط است. زیرا:

1- حسن روحانی بهتر از هرکس میداند که تحقق این آرزو محال قطعی است که در یک انتقال قدرت طبیعی در جمهوری اسلامی پست ولایت فقیه به یک روحانی معتدل یا اصلاحطلب و یا نواندیشتر برسد. اگر قرار بود چنین معجزه ای رخ دهد تنها موقعش بعد از مرگ آیت الله خمینی بود و رهبر شدن هاشمی رفسنجانی که نشد. زیرا مجلس خبرگان سال 68 اگر هم خود خمینی نامزد رهبری میشد او را رد می کرد و انتخاب نمیکرد. استدلال میکنند که زمانه عوض شده است و با 40 سال پیش تفاوت دارد. درست میگویند اما عوض شدن زمانه چه ارتباطی به عوض شدن فقه دارد. اگر فقه سنتی و مجلسی - حتی در یک فتوا - تغییر کرده بگویید تا ما هم باور کنیم که فقه پیشرفت کرده. البته که برخی فقها تغییر کرده اند. اما این فقهای تغییر کرده که درشت ترین مثالش می تواند صانعی باشد از فقه اخراج شده اند تا چه رسد به جوجه آخوند هایی مثل روحانی و خاتمی و ایکس که اصولاً فقیه و آخوند بحساب نمی آیند.

2- حسن روحانی اگر اینقدر کودن باشد که در هفتاد سالگی بفکر ولایت فقیهی بعد از خامنه ای - بعد از معلوم نیست چند سال دیگر - باشد خب به گوساله ها یک سور زده و شما از چنین آدمی چه انتظار معجزه دارید در چپ یا راست بودنش. استدلال می کنند که حسن روحانی روی فشار افکار عمومی حساب می کند و وادار فقیهان خبرگان به تسلیم در برابر خواست عامه. خب در اینصورت هم که روحانی دارد همان پایگاه نصفه نیمه اش را هم خراب می کند. هرچند که تسلیم فقه سنتی بخواست مردم یک جوک وحشتناک و یک تصور بلاهت محض است.

3- رهبری آیندۀ جمهوری اسلامی - اگر خامنه ای رخصت بدهد با مرگ خویش - بیشتر از هر فقیهی به پسرش مجتبی خامنه ای نزدیک است حتی فارغ از اینکه پسر خامنه ایست - البته تأثیر دارد و نه در حد موروثی شدن ولایت فقیه که مخالفان می گویند - بدلایل زیر:

الف- مجتبی خامنه ای اینک به بلوغ هم سنی و هم فقهی رسیده است و هنوز اما جوان هم است.

ب- نام او چندین و چندبار در رفت و برگشت حدس و گمان ها مطرح شده - تبلیغ غیر مستقیم - بدون اینکه اجازه بدهد بیش از اندازه دستمالی شده و از اعتبار بیفتد.

پ- او همۀ وقت و عمرش را در آموزش و تدریس فقه صرف کرده و غیر از حوزۀ تخصصی مذهب بهیچ انگ پست و مقام اداری یا حکومتی متصف نیست. برخلاف همۀ دیگر مدعیان که اگر هم فقیه شناخته بشوند یا پیرند و یا فقاهت و حوزه مرکز فعالیت - مشروعیت بخش از سوی مراجع و فضلای قم و خبرگان - شان نبوده و فربهی تداوم فقهی مجتبی را ندارند.

ت- و البته امتیاز سیاست آموزی در نزد پدر خود سیدعلی خامنه ای.

4- حسن روحانی اگر هم چرخیده لاجرم و ناگزیر بوده و غیر از چرخیدن بسمت خامنه ای چاره ای نداشته. مگر اینکه توهم داشته باشیم که او می توانست با استقبال از ریسک فروپاشی جمهوری اسلامی نچرخد. خب این هم - صرفنظر از خوب و بدش برای ایران - که نه از روحانی و نه هیچکس دیگر در حاکمیت برنمیاید و بدیهیست.

5- علت محافظه کارتر شدن روحانی فقط و فقط به روی کار آمدن جمهوریخواهان در امریکا مربوط است و بس. حتی اگر ترامپ رییس جمهور نمی شد که شده و قوز بالای قوز روحانی. قصه چنین است که حسن روحانی و دولتش همۀ تخم مرغ های بهبود تدریجی اوضاع را توی سبد امریکای اوباما و کری گذاشته بودند و باختند. هرچند در همان زمان هم برجام درست کار نمیکرد. اما روحانی و ظریف روی عاطفۀ شخصی اوباما و کری نسبت بمردم ایران حساب کرده بودند و گمان داشتند که حتی اگر کلینتون سختگیرتر هم بیاید می توانند با لابی اوباما و کری دموکرات روی رییس جمهور جدید اوضاع را هم بهبود بدهند و هم به برجام های دو وسه ای که لابلای برجام پیچیده بودند برسند. خب همۀ رشته هایشان پنبه شد و نه تنها دموکرات ها انتخابات را باختند بلکه جمهوری خواهان میانه رو هم به دونالد ترامپ باختند. تا اوباما و کری مصدر امور بودند روحانی توانسته بود دستی بالاتر از خامنه ای داشته باشد؛ و خامنه ای هم ناگزیر حاضر به مزه مزه کردن جام زهر شده بود. هرچند در ظاهر مقاومت میکرد و نشان نمیداد.

6- یادمان باشد روحانی خیلی ساکت و آرام وارد انتخاب مجدد خودش شد و امید داشت که بدون هرنوع تبلیغ رادیکال دوباره انتخاب شود. اما وقتی دید رقبا حوزۀ ضعف قبلیش در اقتصاد را نشانه رفتند و دارد بازی را می بازد. ناگزیر سوپر رادیکالیسم سیاسی را انتخاب کرد برای دلبری. و مخصوصاً سیاست را انتخاب کرد برای رادیکال شدن که هم جاذبۀ بیشتری داشت در نزد آرای خاکستری و هم تنها حوزۀ مطلقاً "بعداً می توان زیرش زد" بود با کلیشۀ همیشگی "نمیگذارند" و همه چیز دست من نیست و رییس جمهور اختیار کافی ندارد. زیرا اگر حوزۀ رادیکالیسم اقتصادی را انتخاب میکرد نمی تونست بسادگی حوزۀ سیاست فرافکنی کند و باید پاسخگو میشد. 

خامنه ای:
1- فعلاً اوضاع بنفع خامنه ایست و او دست بالاتر - نزدیک مطلق - را دارد در سیاست ایران. هرقدمی که دونالد ترامپ برمیدارد در سیاست های منطقه ای خامنه ای را تقویت می کند بدون استثناء. شاه مهرۀ حربۀ سیاست های ترامپ در مورد ایران تحریم های تازه است و تهدید به تحریم های تازه تر. اما تحریم های جدید که قطعاً هیچگاه دیگر به تحریم فروش نفت و بانک مرکزی دوباره صعود نخواهد کرد؛ بیشتر از اینکه قاتل جان خامنه ای باشد قاتق نان اوست و قاتل روحانی و زیست سخت تر ایرانیان. زیرا خامنه ای در سیاست های منطقه ایش از خط قرمز "اگر به متحدان کمک مادی نکند تضعیف می شود" عبور کرده و هسته های مقاومت همپیمانش مثل حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق و انصارالله یمن را به بلوغ مادی و تا اندازه ای خودکفایی "می توانند از جوامع خودشان تغذیه و تجهیز شوند" رسانده و این نیروها اضطراری برای دریافت کمک و پول و تجهیزات از جمهوری اسلامی ندارند. 

2- تحریم های تازۀ امریکا - تازه اگر اجرایی هم بشود - غیر از اقتصاد ضعیف ایران را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. و خامنه ای نه خودش و نه حتی ملت اورا مستقیم مقصر نارسایی های اقتصادی نمی شناسند و بیشتر ناکارآمدی دولت روحانی را نشانه می روند. بویژه اینکه خامنه ای میتواند سهم اندک مسئولیت متوجه خودش در حوزۀ اقتصاد را با فرافکنی به تحریم های دشمنان توجیه مورد قبول مردم هم بکند. البته که خامنه ای هم تا اندازه ای نگران معیشت مردم هست و نشان هم خواهد داد اما بدودلیل از پیشامد وضع موجود خوشحال هم خواهد شد. اول به این دلیل که اعتراض فقرا به اعتراض سیاسی تبدیل نمی شود و فقرا بجای خشم به حاکمان بیشتر بسمت دین و مذهب و خرافات و آخرت گرایی خاموش میروند با این امید که اگر دنیا را از دست داده اند آخرت و بهشت را رزرو بکنند برای بزودی مرگ. دوم به این دلیل که حالا دیگر روحانی هم نخواهد ناگزیر باید بسمت اقتصاد خودکفایی و بسته برود و این لاجرم با مشقت و تلفات بیشتر مردم به هدف نهایی خامنه ای که "اقتصاد مقاومتی و درونزا و مبارزه با امریکاست" کمک خواهد کرد.

دونالد ترامپ:

1- حالا که ژنرال کلی پس از رییس دفتر شدنش یک اوضاع نسبتاً بسامان و آرامی به ترامپ داده و بویژه پس از اعلان پایتختی قدس برای اسرائیل؛ بهتر و دقیقتر می توان از استراتژی ترامپ برای خاورمیانه رونمایی کرد. بنظر من می رسد که استراتژی ترامپ برای خاورمیانه عبارت است از آتش بس یا صلح مسلح یا جنگ سرد همراه با برخی درگیری های گرم نقطه ای و قومی و نژادی و مذهبی و قبیله ای و سیاسی. تا کشورهای خاورمیانه نه اینقدر متحد باشند که برای اسراییل مزاحمت ایجاد کنند و نه اینقدر متفرق که باعث جنگ های ملی بشود و مسبب نا امنی جهان و راه افتادن مهاجران بسوی غرب. اما هرچه که هست و خواهد بود - و چه از جنگ با ایران بدمان بیاید یا استقبال کنیم - من در استراتژی خاورمیانه ای ترامپ جنگی فراگیر - آنهم در حد رژیم چینج در ایران - نمی بینم و این علاوه بر همۀ علت ها و دلیل هایی که تحلیلگران گفته اند و شما میدانید مثل پرهیز غرب از جنگ های مستقیم و عدم توان منطقه برای تحمل یک جنگ بزرگ دیگر بدون آسیب به امنیت غرب و ... یک دلیل ویژه و خلاف آمد عادت هم من معرفی میکنم و اصرار دارم که جدی بگیرید.

2- می دانیم که در کابینۀ ترامپ و بویژه عناصر اصلی آن همه ژنرال و نظامیان عالیرتبه هستند. و چه کسی نمی داند که نظامیان حامیان و حافظان صلحند و نه حاملان و عاملان جنگ. درست است که حرفۀ نظامیان جنگ است. اما آن ها خودشان جنگ ها را سرنمی اندازند. بلکه این سیاسیون هستند که جنگ راه می اندازند و نظامیان برای برقراری صلح مجدد جنگ می کنند. بنابراین بودن ژنرال ها در اطراف ترامپ یکی از عناصر اصلی بازدارندگی جنگ است و نه ترغیب کنندۀ آن. البته که میدانم این را بحساب نظامی بودن خودم خواهید گذاشت و بسیاری مجدداً ذهنیت میلیتاریسم بسته شده از سوی چپها را دوره خواهید کرد. اما این ربطی به نظامی بودن من ندارد و تاریخ گواهی میدهد.

محمد بن سلمان:

1- بخش این شازدۀ جوان را با یک طنز شروع می کنم تا کمی از عبوسی سیاست کاسته شود. و آن اینکه من مطمئن بودم که محمد سلمان سیاست هایش را با وبلاگ من تنظیم می کند. لذا بعد از اینکه ولیعهد شد و دست به ابتکارات مدرن سازی جامعۀ عربستان زد. ضمن استقبال متذکر شدم که حالا او آرامتر خواهد شد و دیگر مثل سابق تصمیمات رادیکال نخواهد گرفت؛ و از جمله با ایران بسمت یارگیری از بخش سکولار حکومت ایران و حل مناقشات از راه مذاکره خواهد رفت. اما اشتباه کرده بودم و بن سلمان حرفم را گوش نکرد و یکباره تصمیم به کن فیکون گرفت و تا جایی پیشرفت که سعد حریری بیچاره را هم گاز گرفت.

2- اما از دو سه هفته است - بعد از ماجرای حریری - که بن سلمان بکما رفته و خبری از او نیست و محتمل این بار که ظاهر شود همان پند مرا خواهد شنید و دنبال ارتباط با بخشی از حکومت ایران خواهد بود. زیرا اگر چنین نکند بازنده خواهد بود بدست ترامپ و ممکن است خدا را که بدست نیاورده خرما را هم از دست بدهد. زیرا در بخش ترامپ توضیح دادم که ترامپ بخاطر هیچکس هیچکار مثبتی نخواهد کرد جز مردم امریکا طبق فهم خودش. از اول هم گفته که اول امریکا و معنای دورتر این اول هم اینست که آخر هم امریکا و صلح مسلح بهترین سیاست است در منطقه که مسابقۀ خرید تسلیحاتی جایزۀ امریکا - کمی هم غرب اروپا و روسیه - است برای اعراب و تخصیص وافزایش بودجه های کلان از پول ناداشتۀ ایران برای توسعۀ سلاح هایش و رضایت سپاه.

خب این مطلب خیلی طولانی شد و هنوز بخش های مهمتری مثل بودجه و گشتهای جدید سپاه و اصلاحطلبان و مهمتر از همه تحلیل توانائیها و بافت دولت روحانی ماند که خودش بخش مفصلی است. تا اینجا هرآنچه گفتم چشم انداز امید بخشی را نشان نمی دهد و همه چینش صحنه بسود خامنه ای - هلو بپر تو گلو - شده است و در حالیکه او هیچ تحرک جدیدی نشان نداده اما سود رفتار دوست و دشمن بحساب او واریز شده است. لذا این پست را با دو بند آخرین که یکی امید کم سویی در آینده است و دیگری توضیحی راجع به فرق اثر گذاری فقر و اقتصاد در جنبش های اجتماعی پایان می برم و بقیه و دنبالۀ این تحلیل کلان را به پست بعدی - سعی میکنم بلافاصله باشد - وامیگذارم.

1- تنها امید در حال حاضر ریزش بازهم بیشتربدنۀ هواداران خامنه ای است که تداوم خوبی دارد و این ارتباطی با فلان گفتۀ شمعخانی یا لاریجانی ندارد و مبتنی بر مشاهدات میدانیست و بویژه در این مورد خاص تحرکات جدید احمدینژاد خیلی زیاد بدرد خواهد خورد و برعکس اینکه اطراف او بسیار خلوت بنظر میرسد اما رصد کنندگان خاموش او در جامعه - همان جامعۀ رأی خامنه ای یعنی مؤمنان و محرومان است - زیادند و تأثیر کجمداری او با حکومت آنانرا از امید بخامنه ای ناامید خواهد کرد و انشاءالله تداوم خواهد داد. دو نمونۀ بسیار با ارزش که اخیراً دیده ام یکی سعید زیباکلام برادر صادق خودمان است که سخنانش بوی عبور از روحانیت می دهد. و دیگری دوست خوبم امید حسینی وبلاگ نویس معروف وبلاگ آهستان که روزی در کنار حسین قدیانی دو داداش های بسیجی بچه ها بودند و صاحب اعتبار. امید حسینی را در توئیتر دیدم که دیگر کاملاً سکولار شده و پدر خوشبخت و سرزنده ای که ساز میزند و موسیقی گوش می دهد و رمان و کتاب های مختلف و متنوع میخواند و کلاً از حکومت بریده. البته من مدعیم که حتماً من هم بخشی از این بیداری او بوده ام. لذا تنها امید فعلی در همین بازهم ضعیفتر شدن وجهۀ روحانیت و خامنه ایست و هستۀ سخت قدرت و بزیر استاندارد حداقلی رسیدن اتوریتۀ حکومت. و وقتی اتوریته وجود نداشت تنها با سرکوب و امنیتی و پلیسی کردن جامعه نمی توان حکومت را ادامه داد. و آن جرقۀ ناشناخته هم همیشه امید است و محتمل برخلاف هر تحلیل بیرونی یکباره یک عامل در جایی جرقه بزند و جامعه را بتحرک وادارد. 

2- توضیح هم اینکه همانقدر که گفتم فقر مزمن و تدریجی نمی تواند باعث تغییر و تحول جامعه بشود. این را هم میگویم که همۀ تغییرات اجتماعی از اقتصاد تأثیر اولیه میگیرد. اما نه از فقر مزمن بلکه از یک شوک رکود یکبارۀ "رفاه کم کن" مثل انقلاب ایران و همۀ تحولات موسوم به بهار عربی. که شوک وارده به اقتصاد جهانی و ایران در سال 56 و اعراب در سال 2010 باعث کم شدن رفاه طبقۀ متوسط شد و آنان اعتراض را شروع کردند و توده ها بعداً - هرکسی از ظن خود - به این اعتراض پیوستند و شد آنچه که نباید میشد. و الا فقر عادت شدۀ بتدریج در غیاب طبقۀ متوسطی که خودش هم هیچگاه مرفه نبوده در بعد از انقلاب ایران تا کمبودش شوک وارد کند؛ سبب هیچ نوع تحرک اعتراض سیاسی نمی تواند باشد. یا...هو 

۳۲ نظر:

مانی گفت...

مرسی , از نوشتن دوباره و زحمتی که میکشید. واقعا جای تحلیل های شما خالی بود در این ماه های پر آشوب. سیاست های ترامپ نفع همه دیکتاتورها جهان از خامنه ای و اردوغان و بن سلمان و کیم جون اون گرفته تا آدمکشهایی چون نتانیاهو بوده و هست.
اگر هنوز جنگی در نگرفته به خاطر تجربه جنگهای پیشین بوده و نه حتی مخالفت افکار عمومی و عاقل تر بودن جمهوریخواهان همیشه عاشق جنگ.
باز هم ممنون از بازگشت و نوشتن وتحلیل های پربار.

دزموند توتو گفت...

دلقک آخرین مطلبت رو صاف گره زدی به این مطلب انگار تو این چندین هفته هیچ خبری نبوده! نه استاد اتفاقا اوضاع از دست خامنه ای خارج شده. از یه طرف مموتی بست نشینی کرد و بگم بگم هارو داره محقق میکنه، از اونطرف صادق لاریجانی که تو همین سیرک رهبر شدنش تقریبا محرض بود با خاک یکی شد. مجتبی که هشتاد و هشت تشت رسوایش از ایوون پهن حیاط شد دیگه اصلا راه نداره رهبر بشه! تنها سید حسن خمینی مونده بالقوه که اونم با درز بودجه امسال رفت تو لاک دفاعی. استاد رهبری شورایی میشه، شورا!!!
بعدشم تازه هزار و یه تهدید دیگه در کون خامنه ای و جمهوری اسلامیه، تو بعد اقتصادی فساد، تورم، تحریم. تو بعد سیاسی درگیری، باند بازی، مموتی. تو بعد امنیتی اسرائیل، داعش، ری استارت. تازه حرکات اعتراضی مردم بطور پراکنده در گوشه و کنار بماند.
بطور کل با اینکه خامنه ای کاملا مستقر تو حکومت داخل و مستحکم تو منطقه است مخالفم.

بهرام گفت...

وای چه عالی. واقعاً مدتها بود منتظر یک چنین تحلیلی بودم و بی صبرانه منتظر فردا خواهم ماند. لطفا تا می‌توانید بنویسید. در همین یک ساعت سه بار خواندم و برای دوستانم هم فرستادم.
فقط اینکه من فکر میکنم ترامپ هر چه وعده داد عمل کرد، برخلاف سایر سیاستمدارانی که قول میدهند و هرز عمل نمیکنند.
امیدوارم سیاستهای این مرد بزرگ سبب خیر برای ما بشود.

ناشناس گفت...

بله درست می فرمایید. تقریبا کفگیر به ته دیگ رسیده است. به آخر خط ایران و ایرانی رسیده ایم. تمام بندهای نوشته تون درست است فقط بند دوم تان راجع به خامنه ای به نظرم جای بحث دارد. شما یک تحلیلگر سیاسی صرف هستید و فاکتور اقتصاد رو در تحلیل تون در نظر نمی گیرید. آن چیزی هم که ظاهرا راجع به اقتصاد می نویسید در واقع همان نگاه سیاسی است.

کشور از نظر اقتصادی در حال فروپاشی کامل است. دولت در حال تولید پول از هیچ هست. تا نقطه ای چاپ پول جلوی فاجعه را خواهند گرفت اما در نهایت اقتصاد ایران به نقطه ای خواهد رسید که همه چیز مانند دومینو پشت سرهم فرو خواهد ریخت. صندوق های بازنشستگی دیگر توان پرداخت حقوق نخواهند داشت، سازمان تامین اجتماعی دیگر توان پرداخت نخواهد داشت. سیستم بهداشتی و سلامتی کشور در اثر بدهی های معوقه ناگهان فروخواهد ریخت. میلیون ها بیکار به نقطه آستانه تحمل خود خواهند رسید. بانک ها ورشکسته خواهند شد و میلیون ها نفر پول خود را از دست خواهند داد. فنر دلار در خواهد رفت و ارزش پول ملی با مخ به زمین خواهد خورد. فاجعه ای بدتر از ونزوئلا در انتظار ایران است. در چنین شرایطی باز هم بر اساس بند دوم تان راجع به خامنه ای فکر میکنید فقرا به مذهب و خرافات و وعده سرخرمن بهشت در آن دنیا در حالیکه بچه هایشان گرسنه اند اکتفا خواهند کرد؟

سقوط این حکومت اهریمنی نزدیک است و این را خودشان فهمیده اند و ابایی از گفتنش هم ندارند. سخنان فرمانده سپاه از زلزله های اجتماعی، سخنان شمخانی، سخنان لاریجانی از به بن بست رسیدن اقتصاد و... همگی نمونه هایی از این مسئله هست. خود حکومت میداند منتها قادر نیست کاری کند چون هر گونه حرکت اصلاحی میتواند به معنای سقوط ناگهانی حکومت باشد. بنابراین حکومت تصمیم اش را گرفته است. منتظر می مانند بلکه فرجی شود و در همین حین هم تا می توانند می چاپند و می دزدند تا سربزنگاه با ثروت های میلیاردی شان بزنند به چاک.

ناشناس گفت...

در لینک زیر ببینید که "مهم ترین تهدید امنیتی" از دیدگاه شمخانی رئیس مهم ترین نهاد امنیتی کشور چیست:
https://www.radiofarda.com/a/28922119.html

به نقل از لینک:
علی شمخانی مهمترین تهدید کشور را «کاهش اعتماد مردم به کارآمدی نظام» دانست

ناشناس گفت...

این هم لینک به سخنان لاریجانی که تلویحا گفته است دیگر نمی توانیم کشور را اداره کنیم:

http://fa.rfi.fr/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-20171218/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF

ناشناس گفت...

کاملا درسته. جامعه ی فقرزده قدرت تحرک سیاسی نداره. همین زیمبابوه زمانی موگابه رو انداختن که یکم آب زیر پوست اقتصادشون در سالهای اخیر رفته بود. وضعیت اقتصاد هم به این بغرنجی ای که این دوست ناشناسمون بالاتر گفت نمیرسه. امثال دولت روحانی اوضاع رو جوری مدیریت میکنن که کار بیخ پیدا نکنه. ولی در مورد جانشینی مجتبی موافق نیستم. شدنی نیست. همراه با خامنه ای جمهوری اسلامی در فرم انقلابیش هم خواهد مرد.

ناشناس گفت...

در بخش دوم منتظر نکات مثبت خواهیم بود!

ناشناس گفت...

تو دیگه چیز جدیدی نداری که بگی تیمی‌ام ، زده ای به صحرای کربلا ، اوضاع قاراشمیش تر از این حرفهاست ، همه چیز روی هوا معلقه اونوقت تو داری از ثبات حرف میزنی ، فقط وقت ما رو تلف میکنی با این اراجیف.

ناشناس گفت...

سلام
ضمن احترام به نظر شما ، معتقدم شما فاکتور اقتصاد را خیلی دست کم گرفته اید. بطور مشخص کنترل کشور حداقل از نظر اقتصادی غیر ممکن شده. قضیه از فقر مزمن گذشته. دیگر آهی در بساط نمانده. نمیتوانند بدون پرداخت حقوق و مزد به مردم، جامعه را آرام نگه دارند آنهم در آستانه ی سال جدید. آخرین حربه چاپ اسکناس خواهد بود که منجر به تورم افسار گسیخته خواهد شد. فاکتور وضع اقتصادی رو کم نبینید. بازنشسته ها پول ندارند، معلمان پول ندارند، ارتشیها ناراضیند، صندوقهای بازنشستگی ورشکسته اند، تامین اجتماعی آه در بساط ندارد، سازمانهای دولتی به گرو کشی از هم روی آورده اند
تامین اجتماعی زمینهای نیشکر هفت تپه را مصادره میکند بخاطر بدهی
شهرداری درب سازمان غذا و دارو را با بلوک سیمانی مسدود میکند
تامین اجتماعی ساختمان و زمین کارخانه ها را به عوض بدهی مصادره میکند
کارگران در گوشه و کنار تجمع میکنند و اتفاقا مثل یقه سفیدها نمی ایستند تا کتک بخورند ضمن اینکه از طبقه پایین هستند و نیروهای سرکوبگر بخاطر هم ذات پنداری ، براحتی با انها مقابله نخواهند کرد
در کنار اینها بودجه کشور در تلگرام منتشر میشود و کاشف بعمل می آیاد چقدر هزینه صرف سازمانهای دینی میشود در حالی که قرار بوده مثلا از وجوهات شرعی چنین کارهایی انجام شود. هم بودجه بگیرند و هم حق امام؟؟؟! مااااشاااا الله
285 میلیارد تومن برای تربیت طلبه زن؟؟؟؟!!
کاهش 50 درصدی سوبسید نان ، قطع یارنه کوفتی 45000 تومانی، خروج 160 قلم دارو از سبد تحت پوشش بیمه، عوارض فرودگاهی افزایش یافته که هم به کارگران مرز نشین صدمه میزند هم طبقه متوسط مسافرت برو را خشمگین میکند
من معتقدم اتفاقات از حالا تا به سال آینده اتفاقا ورود یک سرطان خون مزمن به فاز حاد است و مزمن و آرام باقی نخواهد ماند.
البته و در آخر از بازگشت شما خیلی خوشحالم
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

ناشناس 23:34 دقیقه با نظر شما موافقم.
و اما دلقک جان.
شما عقیده داشتید که آمدن ترامپ یعنی جنگ.
اما من به شما گفتم که او یک repair man است.یک فعال اقتصادی به دنبال سازندگی است. جنگ کار سیاسیونی نظیر اوباماست که نیم میلیون انسان را در لیبی و سوریه و... به کام مرگ کشاند.
سرنگونی حکومت هم با یک سکته اقتصادی بسیار نزدیک است.
برگزاری مانور شورش شهری و آمادگی اذهان جهت ورود سپاه به شهرها ، نشانه جدی گرفتن و ترس حکومت است.
لطفا با طرح موضوع جانشینی خامنه ای و دم زدن از اینکه منطقه را روی انگشتش می چرخاند،آدرس عوضی به خواننده نده. برای اینکه اروپا و آمریکا روی آرامش ببینند باید ایران نجات یابد.

ناشناس گفت...

با سلام
دلقک از اینکه داری مجتبی را تبلیغ می کنی بسیار شرمنده هستیم و باید تعجب کرد از این تفکر شما که حتی بچه 10ساله هم می داند مجتبی هیچ جایی برای رهبر شدن ندارد و گویا شما داری به مردم القا می کنید که رتبه مجتبی بالاترین می باشد ناشناس12/14 کاملا درست می گوید گویا از نوشته های شما بوی خود فروختگی برمی اید چنانچه شما با کثافت کاری های اوباما هر راهید و شریک در کشته شدن 500 هزار نفر به دست اوبامای بی غیرت و دیدید که با امدن ترامپ داعش از بین رفت ولی 4 سال اوباما داعش از یک نقطه به یک کشور رسید لطفا عینک واقعیت بزنید و ادرس غلط ندهید
ناشناس ناشناس

ناشناس گفت...

لاریجانی گفته افزایش حقوق 70 درصدی نمایندگان کذب محض هست. ولی نگفته که اگر 70 درصد نیست پس چند درصد هست؟!
حسن لطفی نماینده مجلس گفته حقوق نمایندگان 46 درصد ناقابل افزایش پیدا میکند و اینکه نمایندگان مشکلات و خرج زیاد دارند (حیوونی ها!):

جناب دلقک شما مثل اینکه زیادی درگیر گشت و گذار شده اید و خبر از اوضاع اسفناک داخل مملکت ندارید نمی دانم چرا کعبه آمال همه آمریکاست، حتی آمریکای ترامپ. این همه کشور فوق پیشرفته در دنیا داریم باز همه میخواهند بروند آمریکا. آن هم آمریکایی که رئیس جمهورش اخ است! آرامش و رفاه فرنگ در مغز شما اثر کرده و دیگر قادر به دیدن بدبختی های مردم نیستید. دیگه همه میدونن که فروپاشی نزدیک است. حتی نماینده اصولگرای حکومتی:
http://news.gooya.com/2017/12/post-10265.php

مملکت رو آب برد جناب دلقک، از خواب بیدار شید.

ناشناس گفت...

درسته. تاریخ ایران نشان داده تا وقتی مردم ایران را گرسنه نگهداری، هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. نزدیک ترین آن دوران قاجارها است.
گشنه نگهشون دار، ننه خودشان را هم برای حقوق بیشتر به نظام می فروشند.

بابک

ناشناس گفت...

راستی، این را چند بار گفته ام:
ایرانی ها اکثرا اصلاحگرا هستند و فقط به منافع شخص خودشان فکر میکنند.

اصولگرا = یعنی داد و هوار برای چاپیدن کشور برای جمع خودشان.
اصلاحگرا = یعنی داد و هوار برای چاپیدن کشور برای فقط شخص خودشان.

بابک

ناشناس گفت...

اصل "مردم گرسنه انقلاب نمیکنند یا فقر مزمن موجب انقلاب یا تغییر اجتماعی نیست" درست نیست یا حداقل چنان محکم نیست که بدنه استدلال شما را تشکیل دهد. این پیش فرض در نوشته های شما به بسیار تکرار میشود.

Dalghak.Irani گفت...

یک نمونه از فرق اعتراض فقر مزمن و شوک رفاهی اقتصادی تظاهرات جدی و بسیار گستردۀ اقلیم کردستان است. چنین اعتراضی بدولتی که چندماه پیش رفراندوم محبوب کردها را برگزار کرد بسیار توضیح دهنده است. چون کردها در این سال های خودمختاری پیشرفت کرده و برفاه نسبی رسیده اند. یا...هو

ناشناس گفت...

در دوران قاجاریه که مملکت به فقر و تنگدستی دچار بود، نهضت مشروطه ای به پا شد که در زمان خود در جهان نمونه بود.
بدون دلیل ظرفیت مردم با فرهنگ ایران را پایین نیاوریم. این ملت ریشه کهن دارد. تاریخ ساز است. حکام فعلی ایران یک عده اجنبی هستند که سردسته آنها احساسش نسبت به ایران و ایرانی "هیچ" بود.
مطلب دیگر.
طبق اخبار منتشره دولت حسین اوباما چشم خود را بر روی قاچاق مواد مخدر،سلاح و پولشویی حزب الله لبنان بسته بود... تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

ساحل گفت...

جناب تیمسار این سوال را ازینرو میپرسم که چند بار گفتید نظامیان حامیان صلح هستند. آیا به نظر شما سپاهیان هم حامیان صلح هستند؟ نمیدانم شاید از نظر شما سپاهیان جزو نظامیان نباشند.

Dalghak.Irani گفت...

در مورد مطلب بعدی که قولش را داده بودم و ننوشتم دچار تردید جدیم. چون فعلاً من ناامیدم و شما هم امیدوارید و هم امیدخواهید. لذا نوشته های من نه تنها امید شمارا تقویت نمی کند که آنرا بتردید هم می اندازد و چون بدون امید حتی زیست شخصیتان هم دچار اختلال میشود تا چه رسد به تحرک اجتماعی تان لذا بهتر است تا من هم تارسیدن بگشایش فکری جدید تأمل کنم. در ضمن ساحل در توئیتر هم نوشتم که سپاهیان نظامیان نیستند. یا...هو

ناشناس گفت...

انقلاب فرانسه, شوروی, مشروطه, چین, کوبا همگی انقلاب گرسنگان بود.

مانی گفت...

دلقک جان , نا امیدی بهتر از امید کاذب است. اما همانطور که خودتان نوشتید خبر های خوب کم نیست. ریزش هر روزه طرفداران رهبر,رویارویی دولت با دستگاهها و تشکیلات ارتجاع فقط با آشکار کردن سهم شان از بودجه ضربه های جبران ناپذبری بر پیکر شان زده و بیشتر هم خواهد زد.
لطفا بنویسید, خوانندگان شما فقط این گروه طرفدار ترامپ و هارت و پورت هایش نیستند که. تیز بینی شما در این فضای مه آلود کمک بزرگی برای گروه بزرگتری از ناشناسهای عجول و نزدیک بین است.
سپاس,

ناشناس گفت...

تهران زلزله اومد. آخوندا حالا که دیدن نفس های آخرشونه و دارن سقوط میکنن با هارپ و آزمایش هسته ای میخوان کشور رو نابود کنن که ذهن مردم منحرف شه

ناشناس گفت...

دوست عزیز برای یک تحلیلگر روشنگر و مردمی اینکه دیگران چه فکر میکنند نباید در درجه اول مهم باشد.به نظر بنده شما بجای پاسخ به انتقادات و رفع اشکال با فرافکنی نسبت به بینش مخاطب از زیر بار مسولیتی هم که مدعی آنید شانه خالی میکنید.شما بنویسید،محکم و قاطع و قابل دفاع و خالی از اشکال بنویسید،نگران مخاطب هم نباشید.امیدوارم قول و قال شما همیشه یکی باشد.

ناشناس گفت...

دلقک‌ جان، انگار مانی فکر من رو‌خوند. با نظرش صد در صد موافقم.
ارادت، افشین قدیم.

Unknown گفت...

با سلام تحلیل های زیبا اما پر از اشتباهی که شما می کنید نمونه اش در تحلیلتون درباره رهبر شدن صادق که همون موقع من در پیامها خطر رییسی به شما گفتم نه بر عکس شما من مطمن هستم که رهبر اینده قطعا با مشگل مواجه خواهد شد گزینه جدید شما هم در ٨٨نسخه اش پیچیده شد ،الان به نظر من شاید هاشمی شاهرودی تنها گزینه باشه و بر عکس تحلیل شما اتفاقا امدن ترامپ باعث شد که امریکا بار دیگر دست دمکراتها بیاید نمونه اش انتخابات الا باما که بعد از ٢٠سال دمکراتا پیروز شدند و انتخابات امسال که احتمالا سنا رو از دست خواند داد و از اون طرف انتخابات انگلیس که دوباره داره حزب کارگر قدرتو بدست خواهد ماند تفک خامنه ای به تاریخ می پیونده

ناشناس گفت...

چپ و راست می بافی و می روی جلو
نه دلیلی نه منطقی نه اثباتی
اینکه با گرسنگی مردم (حالا اسمش را گذاشته ای گرسنگی و بدبختی با مرور زمان) مردم به عرفان و مذهب روی می آورند .... انصافا اینجا دیگر شاهکارت است
متاسفانه همه نوشته ات را خواندم
یارو پول و زندگی و آینده و گذشته اش را گذاشته توی بانک
پولش را می خواهد و بیلاخ تحویل می گیرد
بله درست فرموده ای با آموزه های اقتصادی و دینی و فرهنگ بشری همخوانی دارد
بیلاخ را که تحویل گرفت می رود سراغ عرفان
که آقا دنیا ارزش این حرف ها را ندارد
همه از خداییم و بسوی او می رویم
همینجور بافته ای و رفته ای جلو
غلط و درست را در هم برم کرده ای که حسن قلی خانی که یک عمر آویزان آخوندها بوده الانه از آخوندها گذشته و این راه حل ایران است
ایران که راه حل ندارد اما این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست
ما که عمرمان رفت و مملکت شد گوه خالی
چرا کون فیکون شدن اصلاح طلب و توله هایشان را نبینیم؟
اقلا کمی تفریح است

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز من هم با نظر مانی موافقم.

mehran khoshideh گفت...

خروجی خبرگان منتظری بود نه اقای خامنه ای اگه هاشمی نبود به هیچ عنوان اقای خامنه ای رهبر نمی شد همه چی دقیقه ٩٠چرخید بنابراین زیادم نمیشه با قاطعیت گفت پیشبینی من از اینده شاهرودی رهبر و پزشکیان رییس جمهور اینده

ناشناس گفت...

سلام تیمسار. فکر نمی کنید زوال ایدئولوژی ببر بی دندان حالا بدون آستانه ی هسته ای کماکان ادامه داشته باشد؟ مدت هاست آزمایش موشکی نکرده اند. اگر کره شمالی با تحریم های نفتی جدید شورای امنیت ظرف 12 ماه آینده دچار مشکل شود چه؟ برگردیم به سوال موشکی، ظاهرا باید عقب نشینی کنند، ارجاع می دهم به صحبت های فرمانده کل سپاه راجع به این که به جان مادرمان بالای دو هزار کیلومتر نمی سازیم. به نظر میاد از بین رفتن قابلیت آستانه ی هسته ای جمهوری اسلامی را وارد چرخه ی پایان ناپذیری از عقب نشینی کرده باشه. با این عقب نشینی ها و ریختن پشم و کرک ایدئولوژی و قدرت طلبی عریان نظیر صحبت های مکارم راجع به بودجه ی مخصوص برای قم یا صحبت محمد یزدی به طلبه ها پیرامون انکه حکومت مختص ما و در اینده طلاب جوان است، فرسایش و استحاله را سرعت نمی دهد؟ اتفاقاتی نظیر سوانح طبیعی و آلودگی و نوسان ارز هم ناکارآمدی حکومت در ایفای وظایف اولیه را نشان داده و کفکگیر ساختار اداری اقتصادی طراحی شده در دوران پهلوی هم به ته دیگ خورده و دیگر نمی تواند ناکارآمدی اینها را روتوش دهد. نظر شما در مورد برآیند این بردارها چیست؟ خیلی کلی و مختصر شد شرمنده.

ناشناس گفت...

نفت، سرمایه اجتماعی توده های مذهبی و ساختار اداری پهلوی جمهوری اسلامی را زنده نگه داشته بود. هر سه تا مضمحل شده چطور اوضاع به نفع ارتجاع است؟

ناشناس گفت...

تیمسار این دو تا کامنت آخر را با تاریخ نگاه کن. لحن مایوسانه قلمت در این پست و هیجان الانت رو ببین. به نظر میاد خواننده های سیرک اونقدری هم که فکر میکنی مشتشون خالی نیست...