۱۳۹۵ بهمن ۱, جمعه

با احترام زیاد به پرزیدنت اوباما برای کمکش به ایران، و با استقبال گرم از پرزیدنت ترامپ با کمکی که انتظار داریم!

Image result for president trump

تا ساعاتی دیگر دورۀ ریاست جمهوری باراک حسین اوباما به پایان خواهد رسید و دورۀ تازه ای از سیاست توسط پرزیدنت دونالد ترامپ آغاز خواهد شد در امریکا. قصد دارم که در شروع این چرخش قدرت در امریکا مطالبی را بنویسم در مورد تأثیر و پی آمدهای بقدرت رسیدن دونالد ترامپ نسبت به کشورمان ایران . اما قبل از رفتن بسراغ ترامپ تمایل دارم که از پرزیدنت اوباما بخاطر کمک بسیار ارزشمندی که به آیندۀ ایران کرد سپاسگزاری ویژه بکنم؛ و اعتراف بکنم که دیدن روزهای آخر پرزیدنت اوباما در کاخ سفید بویژه با آن بیانات و اقدامات عاطفی که اشک شوق خودش و دوستدارانش را سرازیر می کرد؛ خیلی رومانتیک بود و من هم به این همه لطف و انسان دوستی او رشک می بردم و دوستدارش بودم. اوباما و خانم کلینتون با تحریم بی رحمانه و هوشمند و موفق در مورد جمهوری اسلامی ایران و واداشتن خامنه ای برای آمدن بپای میز مذاکره و برچیدن جاه طلبی هسته ای ویرانگرش یکی از بزرگترین خدمات مصلحانۀ ممکن را به آزادی ایران کرد؛ و من مطمئنم که تاریخ ایرانِ فردا قطعاً از اوباما بعنوان یک انسان و یک سیاستمدار خادم ایرانیان به نیکی یاد خواهد کرد. زیرا مطمئنم که جمهوری اسلامی پس از برجام دیگر نخواهد توانست به مدار ایدئولوژی انقلابی و متحجرش باقی بماند و خیلی زود برف های سرمای زمستان جانکاه و طولانی "دوری ایران از زیست مشترک جهانی" آب خواهد شد.

2- اما همچنین قبل از سلام و خوش آمد به پرزیدنت ترامپ در جایگاه رییس جمهور جدید ایالات متحده بنا دارم که مقدمه ای موجز و شفاف بنویسم از فهمم از سیاست های ایالات متحده در جهان و نوع نگاه و تفاوت های فلسفی دموکرات ها و جمهوری خواهان امریکایی در بعد از ورود تمام قد کشور امریکا بمعادلات جهانی - بویژه در فردای جنگ دوم جهانی - که مبتنی است بر رصد خیلی ساده و همه فهم و مستند به تاریخ 70 سال اخیراز رفتار و عملکرد دو حزب دموکرات و جمهوری خواه امریکا. و امیدوارم که از فرط خلاصه نویسی اینقدر پیچیده نشود که عمق مطلب را منتقل نکند.

الف- امریکا بعد از پایان جنگ جهانی دوم خودش را بعنوان سمبل فلسفۀ لیبرالیسم (تقدم تفرد به جمعیت) و تبدیل کنندۀ آن به هژمون برتر جهانی و محافظت از آن تعریف کرد و شناساند. که کامل ترین صورت بندی سیاسی و روش اعمال آن را نیز "دموکراسی نمایندگی" می دانست و در داخل امریکاعمل می کرد. تا اینجای کار هیچگونه اختلاف و تضادی بین دموکرات ها و جمهوری خواهان نبود و نیست. و همۀ سیاستمداران امریکایی به فلسفۀ لیبرال با استفاده از روش دموکراسی باور و یقین داشتند و دارند. 

ب- اختلاف دیدگاه دموکرات ها و جمهوری خواهان راجع به چگونگی رفتار با کشورهای دیگر - بویژه کشورهای پیرامونی - از اینجا برجسته شد که جمهوری خواهان اهمیت و تقدم لیبرالیسم (ماهیت تفکر) بر دموکراسی (روش اعمال تفکر لیبرال برای جوامع) را برجسته کردند و دنبالش رفتند. اما دموکرات ها دموکراسی را جزیی جدایی ناپذیر از لیبرالیسم فلسفی قلمداد کرده و پذیرش لیبرالیسم از سوی حاکمان جهان سوم را با پذیرش دموکراسی محک رد و قبول زدند. در نتیجه جمهوری خواهان فارغ از اینکه حکومت های جهان سوم دیکتاتوری است یا دموکراتیک به صرف پایبندی کشورهای جهان سوم به فلسفۀ لیبرالیسم در ابعاد غیر سیاسی؛ آنان را جزو متحدان خویش منظور کردند. اما دموکرات ها چون با دیکتاتوری حاکمان هم مشکل داشتند؛ همواره سعی کردند که دیکتاتورهای لیبرال جهان سوم را وادار به رفتار دموکراتیک تر در داخل کشورهایشان بکنند. من چون خودم هم معتقدم که لیبرالیسم مقدم است بر دموکراسی و دموکراسی را امری پروسه ای و درون ملتی و فرهنگی و مستلزم نوعی پیش افتادگی اقتصادی و گسترش رفاه عامه می دانم؛ نوع نگاه جمهوری خواهان را درست تر از طرز تلقی دموکرات ها می دانم. در عمل نیز ما شاهد بوده ایم که دموکراسی خواهی دولت های دموکرات امریکایی، از حاکمان کشورهایی که مردمانش آمادگی های لازم برای پذیرش مدیریت دموکراتیک را نداشته اند؛ باعث هرج و مرج و آشوب و بی ثباتی و انقلاب و عقب افتادگی بازهم بیشتر کشورهای جهان سوم شده است. اما سیاست "گیر سه پیچ ندادن به حاکمان لیبرال - دیکتاتور جهان سوم" از سوی جمهوری خواهان باعث ثبات و پیشرفت بهتر کشورهای جهان سوم شده است. مثال ها زیاد است و برای پرهیز از تطویل می گذرم.

پ- اختلاف ذکر شده در نحوۀ نگاه دموکرات ها و جمهوری خواهان دو استثناء داشته است که یکی مربوط است به دو رییس جمهوری جرج بوش پسر و بیل کلینتون اولی که سنت جمهوری خواهان را رعایت نکرد و با دستاویز دموکراتیک کردن حکومت صدام حسین به عراق حمله کرد و دومی بیل کلینتون که با سنت شکنی اسلافش مثل کندی و کارتر در مورد عدم حمایت از دیکتاتورهای جهان سوم؛ راهی کم و بیش نزدیک به سیاست جمهوری خواهان را پیش گرفت. استثناء دوم اما مربوط بود به دشمنی خونی بودن جمهوری خواهان امریکا با حکومت های توتالیتر و ایدئولوژیک. به این معنا که هرچقدر جمهوری خواهان حکومت های دیکتاتوری فردی با مشخصات لیبرال را تحمل می کردند و آنان را دوست و شریک می گرفتند. اما حکومت های ایدئولوژیک، توتالیتر و غیر معتقد به لیبرلیسم فلسفی را بشدت پس می زدند و با آنان دشمنی آشتی ناپذیری داشتند. مثل مقابله شان با اقمار و خود اتحاد جماهیر شوروی تا قبل از فروپاشی بلوک شرق. البته این بحث خیلی طولانی است و می شود تا آنجا پیش رفت که رغبت جمهوری خواهان به کار نزدیک با حکومت های دیکتاتوری نظامی یا غیر نظامی معتقد به فلسفۀ لیبرالیسم - هژمون مسلط به ریاست امریکا - در جهان سوم را به حوزۀ اقتصاد کشاند و ثابت کرد که از نظر جمهوری خواهان هرکشوری تن بمقررات بازار بدهد و مصرف را آزاد بگذارد می تواند دوست امریکا تلقی شود مشروط به اینکه تابع هیچ ایدئولوژی جمع گرا نباشد. که در چنین حالتی ناگزیر مشتری تولیدات اقتصاد امریکا هم خواهد شد. اما من نمی خواهم بحث نظری بکنم.

3- حالا برگردم به پرزیدنت ترامپ. دونالد ترامپ اگر برگردد به سنت جمهوری خواهان؛ برای ایران مفید خواهد بود. زیرا همانطور که گفتم جمهوری خواهان - بویژه تندروان شان - تا جایی ضد ایدئولوژیک هستند که می شود گفت خودشان در کمین نوعی "ایدئولوژی ضد ایدئولوژی" افتاده اند. و بسیار بدیهی است که چنین سیاستمدارانی دشمن شماره یک جمهوری اسلامی خامنه ای باشند و در وهلۀ دوم دشمن ملایم تر جمهوری خلق چین و نوبت روسیه به این زودی ها نرسد. نمی دانم ترامپ در عمل چه خواهد کرد اما حرف هایی که می زند بار بزرگی از حقیقت را هم دارد. مثلاً در مورد پیمان ناتو گفته است که پیمانی کهنه است و تازه خرجش را هم ما می دهیم. این حرف حرف قشنگی است زیرا پیمان ناتو در مقابل پیمان ورشو معنا پیدا می کرد و نه حالا که خود روسیه لیبرالیسم فلسفی را پذیرفته و بر مبنای شایستگی های " مقدار دموکراسی قابل هضم ملتش در داخل" حکومت می کند. و از همین جاست که حرف ترامپ در مورد روسیه و پوتین را هم درست می دانم. زیرا روس های امروز تضاد ایدئولوژیک با غرب ندارند و اختلاف و رقابتی اگر هست فقط بر سر منافع هر کدام از سهم بازار است. بدیهی است که در این مورد هم چین باید اولویت اصلی سیاست امریکا باشد که هم سهم نابرابرتری از بازار را مال خود کرده است و هم هنوز تضاد های ایدئولوژیک خود با فلسفۀ لیبرالیسم (تقدم فرد بجمع) امریکایی را نزدوده است.

4- البته که باید در عمل آزمود که دونالد ترامپ چه مقدار از سنت جمهوری خواهان پیروی خواهد کرد و چه مقدار تک مضراب های شخصی و باورهای ترسناکش را وارد سیاست های غیر قابل پیش بینی اش خواهد کرد. تا اینجا که تیم دولتش را چیده خیلی غیر متعارف و خارج از چهارچوب های سنت جمهوری خواهی پیش نرفته اند و تمام عوامل درجه یک دولتش پالس های عاقلانه و قابل پذیرشی را صادر کرده اند. مثل پایبندی به برجام و مبارزه با تروریسم با تأکید بر ضدیت با ایدئولوژی های جمع گرا - اسلام سیاسی - و حاملان آن مثل داعش و القاعده و ... و طرفه اینکه در همین مبارزه با تروریسم مشخصاً اعلام کرده اند که این مبارزه شامل عناصری از حکومت ایران - و نه موجودیت ایران و حتی کل حکومت ایران - نیز خواهد شد. این نامه نگاری های سوته دلانۀ هموطنان تندخوی مان هم البته ابداً مهم نیست و حتی نامۀ جان بولتون و جولیانی و شرکایشان در پروپاگاندا برای مجاهدین خلق هم از سر همینجوری و نوعی بده بستان مناسبات مالی سال های گذشته است و مطلقاً نمی توان آن را مؤثر در خط و مشی دولت ترامپ محاسبه کرد. بدلایل زیاد و از جمله اینکه محتمل قطعی است که یکی از دلایل اصلی بیرون ماندن بولتون و جولیانی و امثال اینها از دولت ترامپ انتساب و لاس زدن ها و پول گرفتن های آن ها از سازمان مجاهدین خلق بوده باشد و ترامپ که خودش می گوید از لابی کن ها متنفر است. با احتیاط به دولت ترامپ خوشبینم و با توجه به تمام شدن سوخت خامنه ای در منطقه بعد از برجام و فوت هاشمی و کمی تخلیه شدن نفرت و تحقیر شخصی از شخصیت خامنه ای و پیری و تنهایی خودش و رو به قبله بودن اغلب فسیل های بازمانده از سال های انقلاب و ده ها عامل بدیهی دیگر مطمئنم که ایران تنفس های بهتر و راحت تری را در پیش رو خواهد داشت.

5- با اینکه طولانی شد اما نمی توانم از تشکر ویژه از ترامپ بگذرم؛ نه بخاطر کارهایی که انشاء الله بنفع ایران هم خواهد کرد؛ بلکه بخاطر کاری که از بعد از انتخابش تا کنون کرده است و بسیار زیاد با ارزش بوده است. دونالد ترامپ از روز انتخابش در 8 نوامبر باعث بکما رفتن بوق رجزخوان خامنه ای شده و عره گوزهای ناشتای موشک پران و هرمز بند و ... من آنم که رستم بود پهلوان سپاهیان را نیز نقطه پایان گذاشته است. دقیقاً در مدت هفتاد و چند روز گذشته ما دیگر شاهد هیچ نوع عربده کشی از سوی خامنه ای و اقمارش نبودیم و این آلودگی صوتی زدایی را مدیون پرزیدنت ترامپ هستیم و جای تشکر ویژه دارد. یا...هو

۱۴ نظر:

مانی گفت...

نمیدانم چه خواهد شد, ولی دیدن هر روزه ابن هیولای ترسناک آنهم پس از ابامای نازنین شکنجه روزانه ام خواهد بود. اما اگر فقط با عربده کشی و نه چیز دیگر به استحاله و تقلیل و سرنگونی نکبت جمهوری اسلامی کمک کند ازش تشکر خواهم کرد.
در خود آمریکا مردم در تدارک راهپیمایی های بزرگ و گسترده بر علیه او هستند و قرار است یک روز هم او را راحت نگذارند. من هم در تدارک مهاجرت از آمریکا هستم مثل خیلی ها.

ناشناس گفت...

ترامپ و گروه مشاور او به درستی درک کرده اند که خطر اساسی برای آمریکا و منطقه چین است که پتاسیل لازم برای تبدیل شدن به ابرقدرتی نچسب را دارد و بالا بردن درجه دشمنی با روسیه، دور کردن اذهان از خطر چین است.

Arefeh Shahani گفت...

اين اقا خيلي هاي و هو داره از اين جور ادم ها نبايد ترسيد هيج معلوم نيست كي او رو انتخاب كرد جرا كرد و دليلش جه بود. هيج اتفاقي هم به حكومت ايران نخواهد افتاد . اكر به اميد اوباما بوديد و ترامب و ووووووو ديكه هستيد خيلي خوش خيال هستيد. ما جشم اميد به بيكانه بستيم كه كمك كنه .

ناشناس گفت...

مانی عزیز توجه کن
بوش پسر جنگ طلب در دنیا معرفی شد ولی اوباما صلح نوبل گرفت قبل از شروع کار
حال در زمان بوش پسر فقط عراق جنگ بود
توجه داشته باش اوباما برای ایجاد داعش و کشته شدن مردم در سوریه و جنگ در کل خاورمیانه و فروش دو برابر اسلحه و قوی کردن اخوندا و ضعیف کردن مردم ایران جایزه صلح نوبل گرفت
اگه گریه کردن یک زمامدار خوب ونشان خوبی ایشان پس خامنه ایی بهترین در دنیاست
راستی یادم رفت که درسال ۸۸ اوباما با اون هابود نه با ما
تاریخ ثابت خواهد کرد که اوباما بیشترین محبت را به خامنهایی کرد و بدترین کار ها را به ملت ایران
جناب مرندی شما هم به این مورد توجه فرمایید چون درنوشته شما تفکیکی بین مردم و نظام دیده نشد

بهرام گفت...

عالی بود. چه تحلیل جذابی بود این رابطه لیبرالیسم-دموکراسی. تا کنون اینطور فکر نکرده بودم. جداً آفرین به شما و خوشحالیم که ما را تنها نگذاشتید و باز هم می‌نویسید. خیلی خوب بود.

ناشناس گفت...

علی‌اکبر ولایتی از سوی رهبر ایران به سمت رئیس هیئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی منصوب شد (قرار بود سید حسن بشه، خاتمی میخواد با ایشون آشتی ملی نسبی بکنه!)

ناشناس گفت...

سلام
ممنون که نوشتید
ارادتمند-یزد

ناشناس گفت...

دلقک!
در پست قبلی گفتم که به کاخ ورسای میمانی. حالا دیدی که راست گفتم و چه تشبیه درستی داشتم؟ زنده باشی!
و اما من هم تصورم این است که یک قدری اطرافیان ترامپ او را در جهت دیدگاه های جمهوری خواهان حرکت خواهند داد و یک مقدار هم ترامپ بر اساس روحیات شخصی خود به چپ و راست خواهد زد. برآیند هر دو هم به نفع ایران و به ضرر حکومت ایران خواهد بود.مگر حکومت وطن فروش در پشت پرده امتیاز های خیلی قوی بدهد.

ناشناس گفت...

فرموده اید "بخاطر کارهایی که انشاء الله بنفع ایران هم خواهد کرد"
پیشنهاد می کنم انشاالله را غلیظتر بیان فرمایید

ناشناس گفت...

با سلام
با اجازه تیمسار مرندی خوب است اینجا یک بحث در باره اوباما راه اندازی شود هر کس توانست نظر دهد البته با ارامش بنده با توجه به اینکه از ترامپ خوشحال نیستم و البته هنوز کاری نکرده که بشود مورد تحلیل واقع شود ولب اوباما یک کار نامه هشت ساله با ایران دارد که اول باید توسط ما ایرانی ها باز بینی شود توجه داشته باشیم اوباما از هر ریس جمهوری در امریکا ایرانی تر بود کارکنان ایرانی پیام های عید با زبان فارسی سبزی پلو در کاخ سفید ورقص ایرانی و خیلی کار های دیگر ولی ایا این کار ها برای کشور ایران و مردم ایران مفید بود یا برای نظام اخوندیواقعا باید هر کردار اوباما در دو وجه نقد شود یک مردم ایران و دو نظام مسلط به ایران
البته دوستان بنویسند که کردار اوباما چه طور به نفع مردم بوده
از تیمسار مرندی تقاضا دارم بی انکه عاطفه مهربان ایرانی بودنشان را دخیل دهند و با روحیه یک افسر ارتشی این نقد اوباما را شروع کنن
در پایان ممنون از تیمسار و تمام خوانندگان این وبلاک

ناشناس گفت...

تصور نمی کنید که این ویدیو نتانیاهو به مردم ایران بخاطر این باشه که می خواد لابی کنه پلو ترامپ برای تحریم بیشتر ایران؟ داره پیشاپیش عذرخواهی می کنه با لحن "مسئله شخصی نیست" من می ترسم ترامپ اخرش جدی جدی به ایران حمله هم بکنه با این وضعیت!

ناشناس گفت...

اوباما هم از قماش جیمی کارتر بود ، البته هر دولتی باید منافع ملی خودش ، مد نظرش باشد .به آمریکا چه مربوط است که برای رفاه ما اقدام کند ، عجب ملت عافیت طلبی هستیم ما با اینهمه تیزی و زرنگی.

بهرام گفت...

تیمسار جان من هروقت از برادر آقای روحانی مطلبی می خوانم یاد شما می‌افتنم که گفتید بایدب ه محض بروز شایعات به طور موقت برادرش را معلق میکرد.
این حسین فریدون داره به تنهایی با تمام تیم احمدی نژاد رقابت میکنه. این هم دوباره خبر جدیدش:
http://alef.ir/vdcewv8eojh8xzi.b9bj.html?438129

ناشناس گفت...


سلام خدمت تیمسار

اگر فرض بگیریم که مرگ هاشمی طبیعی نبوده باشد(که شخصا معتقد هستم نیست) می شود حادثه پلاسکو را برای ماسک کردن فوت هاشمی برنامه ریزی کرده باشند(نظر شخصی من این هست که این اتفاق رخ داده است)؟

با تشکر از لطف همیشگی شما.