ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۳, یکشنبه

دونالد ترامپ بیشتر از همۀ امریکایی ها و دیگر جهانیان خودش از رییس جمهور شدنش شوکه است!

Image result for ‫ترامپ و اوباما‬‎

1- اگر انتخاباتی با نتیجۀ شوکه کننده تعریف شود. بدیهی این است که اگر گزارۀ "شوکه شدن" خودش مستند و صحیح و اثبات شده باشد شوکه شدن هم باید دو طرف داشته باشد. یکی طرفی که از باخت شوکه می شود و طرف دوم که از برد و پیروزی شوکه می شود. در انتخابات اخیر امریکا هم این قاعده حاکم بود. منتها چنان اردوگاه بازنده ها شوک باخت شان دردناک و گسترده و غیر قابل باور بود که کمتر کسی - در حد هیجکس - به شوک پیروز خود ترامپ و هوادارانش پرداخت. در حالیکه هم خود دونالد ترامپ و هم تیم ستادش و نزدیکان کمپینش اگر بیشتر از هیلاری کلینتون و ستادش شوکه نشده باشند کمتر هم نبوده است. نگاهی انداخته ام به این بخش ماجرا تا برخی گزاره های مستند از شوک ترامپ را نشان بدهم:

الف- ترامپ و ستاد انتخاباتی اش چنان از باخت مطمئن بودند که هیچگونه تدارک خاصی برای جشن پیروزی خود ندیده بودند. آنان نه برنامۀ خاصی تمهید کرده بودند برای هواداران جمع شده شان در هتل هیلتون نیویورک و نه حتی سخنرانی پیروزی نوشته بودند برای دونالد ترامپ. طرفه اینکه چنان شوک پیروزی غیر منتظره و سنگین بود در اردوی ترامپ که آنان قادر نشده بودند در فاصلۀ چهار پنج ساعتی که بین نشانه های پیروزی تا اعلام قطعی پیروزی وقت داشتند هم نطق پیروزی بنویسند. لذا دونالد ترامپ بعد از اعلام قطعی پیروزیش آمد و با احتیاط کامل چند کلمه بطور شفاهی گفت که سه چهارمش تشکر از فرد فرد تیمش بود و یک چهارم بقیه هم چند حرف خنثی و متزلزل بخاطر خریدن وقت بازیابی خودش و بیرون آمدن از این شوک پیروزی.

ب- مورد خیلی برجسته ای که قطعاً هیچکس در آن دقیق نشده است آنجایی از نطق پیروزی کوتاه ترامپ بود که او از ریاست جمهوریش با اعداد یک سال و دو سال و سه سال و شاید هم هشت سال نام برد. این می تواند دو تفسیر متفاوت داشته باشد: اول اینکه ترامپ بسیار فرد فروتنی است و ضمناً بسیار مذهبی و مرگ باور. و خواسته است با این گفته به "عمر دست خداست و ممکن است موفق به به پایان بردن دورۀ چهارساله ام نشدم" اشاره بکند. و دوم اینکه او بدلیل ناباور بودن از این پیروزی غیر منتظره؛ می خواست اعتراف کند که "معلوم هم نیست من لیاقت و هماهنگی لازم برای طی عادی دورۀ ریاست جمهوری خودم را داشته باشم". همۀ داده های این مدت در مورد شخص و شخصیت ترامپ فرض اول را بسیار بعید و فرض دوم را محتمل معرفی می کند.

پ- شوک ترامپ در هنگام رفتن و ملاقات با باراک اوباما نیز کاملاً هویدا بود و در همان چند لحظه ای که جلو خبرنگاران قرار گرفتند کاملاً هویدا بود که رنگ پریدگی شوک باخت در اوباما همانقدر در زیر پوست تیره اش پنهان شده که دست پاچگی و سرخی شوک برد در دونالد ترامپ در زیر پوست ردنک او. این البته از سایر مشخصه های بادی لنگویج دو رییس جمهور امروز و فردا هم قابل نشان دادن است که من بدلیل عدم تخصص علمی در این مورد وارد نمی شوم.

ت- و بالاخره و تا اینجا نگاه به اسامی تیم انتقال قدرت اوست که نشان می دهد ترامپ هیچگونه تمهید قبلی برای این مرحله را نداشته تا بتواند نخبگان بیشتری از موافقانش را شناسایی و گردآوری کند. و لذا مجبور شده که از همان چند چهرۀ شناخته شدۀ ستاد انتخاباتی کوچک و فامیل درجه اولش استفاده کند. درست است که ترامپ مثل هر پوپولیست دیگری سخت اعتماد می کند و معتمدینش بسیار محدود هستند؛ که فرزندان و عروس و دامادهایش در حلقۀ اول این معتمدان قرار دارند؛ اما قبول اینکه تقریباً همۀ فرزندان او لیاقت در این فهرست قرار گرفتن را داشته اند بسیار دور از باور و منطق است.

2- من قبلاً هم بسیار نوشته ام که اگر دو تا جامعه و ملت مشابه، هم خو و هم اخلاق را بخواهیم در جهان شناسایی کنیم بدون تردید ملت های امریکا و ایران دوتا از شبیه ترین ها بهمدیگر هستند. و حالا اضافه می کنم که حتی اتفاقات سیاسی داخل امریکا هم بیشتر از هر کشور دیگری به اتفاقات داخل ایران شباهت دارد. شما همۀ این اتفاقات ایندوره از انتخابات امریکا را گزاره به گزاره قبلاً هم در ایران و بویژه در انتخابات 84 دیده اید. منتها ایران ورژن سنتی - خدایی - فرهنگ همسان دو ملت است و امریکا ورژن مدرن - بشری - آن. درست است که امریکا ولایت فقیه ندارد و رییس جمهور منتخب سرگردانی و بلاتکلیفی ایران را ندارد. اما یادمان نرود که کنگرۀ امریکا - مجموع مجلس نمایندگان و سنا - کمتر از ولی فقیه ایران تأثیرگذار و ترمز گیرنده نیست. - دارم ساختارها را شرح می دهم کاری به برون دادها ندارم اشتباه نکنید -

3- بعبارت روشن تر چنین بنظر می رسد که ترامپ هم مثل احمدی نژاد - دور اول انتخابات 84 - با یک الهی به امید تو وارد میدان شده بدون اینکه باوری به پیروزی خود در انتخابات داشته باشد. و بخاطر این فراغ بالی از "نگرانی نداشتن از نتیجه" هرچه دل تنگش خواسته گفته و قدم بقدم جلو آمده و ابتدا رقبای حزبی را شکست داده و رسیده به بخش جدی قضیه و مبارزه با هیلاری کلینتون. ترامپ در این مرحله خشنود است و خودش را پیروز می داند اما اعتماد بنفسش بجایی نرسیده که رسیدن به ریاست جمهوری را هم در دسترس بداند. لذا با همان بولدوزری از قول های آرمانشهری ادامه داده و منتظر شکست نهایی شده است و خاطره با شکوه اضافه کردن به زندگی با شکوه اش. اما یکباره در ساعات سرنوشت با دهانی گشاده از حیرت و ناباوری خودش را رییس جمهور امریکا یافته است.

4- در زمینۀ ادعای حزب جمهوری خواه در مورد مهار ترامپ هم شباهت ها خیلی زیاد است با آنچه که اصولگرایان در مورد احمدی نژاد خیال می کردند و مدعی بودند. اصولگرایان هم گمان می کردند که احمدی نژاد را رام کرده و سوارش خواهند شد. اما در نهایت دیدیم که روحیۀ یکه سالار احمدی نژاد تن به این سواری نداد و کم مانده بود سوارش را سرنگون هم بکند. احمدی نژاد چون برنامه و آدم نداشت ابتدا به اصولگرایان روی خوش نشان داد و تعدادی از نیروهای آنان را هم در دولت نهم بکار گرفت. اما بمحض اینکه کمی جا افتاد شروع کرد اصولگرایان الیگارشی را از دولت بیرون کردن و آوردن مریدان محض خودش. بنظرم ترامپ هم در چنین مرحله ایست و ابتدا با حزب جمهوری خواه کنار خواهد آمد و عناصری از افراد مورد نظر آنان را در تیمش و کابینه اش قرار خواهد داد تا بتواند کمی جای پای خودش را سفت کند و آنوقت خواهد زد زیر میز بازی و از حزب تبعیت نخواهد کرد.

5- اینکه هنوز ترامپ به کاخ سفید نرسیده زمزمه های استیضاح و سقوط او پیش کشیده می شود ناشی از همین مورد شخصیت شناسی آدم هایی مثل ترامپ است. کم حوصله و سریع التصمیم و متنفر از لاس زدن ها و مشاوره ها و پارلمان بازی ها و لابی کردن های با ایکس و ایگرگ. و حتی اینکه مخالفانش مدعی هستند که او حرف ها و قول های انتخاباتی اش را تغییر داده و مرتب عقب نشینی می کند - هرچند شخصاً این داوری را بی رحمانه می دانم تا اینجا و او هنوز هم از قول هایش عدول نکرده و فقط دارد آن ها را قالب گیری می کند - نیز ناشی از همان اطمینان او از انتخاب نشدن است. و فرمول تو که قرار نیست حرف هایت را عملیاتی کنی پس آزادی هر حرف گنده ای را بزنی؛ دارد می رود در قالب اینکه حرف ها و قول هایت را هرس کن تا خیلی از قالب های موجود در سیستم بیرون نزند و ضریب اجرایش برود بالا. بدیهی است که بسیاری از گزاره های بالا مورد مناقشه باشد بدلیل کوتاهی سخن و فربهی موضوع. اما مطمئنم که کلیت حرفم دقیق است و جزییات را به بحث خواهم نشست با شما. یا...هو

بعد از تحریر: شکست ورژن سنتی این نمایش در ایران بمعنای قطعیت شکست ورژن مدرن آن در امریکا نیست و نخواهد بود و آرزو کنیم که دونالد ترامپ موفق بشود رؤیای امریکاییش را محقق کند. تحقق رؤیای ترامپ در "Make America Great Again" بنفع یا بضرر هر کشور و ملتی در دنیا باشد قطعاً برای نجات ایران از پیشاتاریخ مفید خواهد بود. ناگفته معلوم است که هر جنگی شکست است برای سیاستمدار! و من از جنگ متنفرم.

۹ نظر:

بردیا گفت...

برعکس اصلا موفقیتش به نفع ایران نیست. توی سیاست داخلی و اقتصاد هر چی گند بزنه بهتره. چون اگه اینجوری بشه سعی میکنه ذهن ها رو معطوف به سیاست خارجی کنه و شاید بخواد حل بحران ایران رو برای دور دوم بیاره توی کارنامش و یه حمله جانانه بکنه.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دلقک عزیز سخنرانی ترامپ با توجه ای که به ریزه کاری هایش کردی نشان داد که ترامپ تا چه حد خارج از دایره قدرت و سیاست کلاسیک امریکا است، بخصوص انجایی که ترامپ با اشاره دستانش از هوادارانی که دور تریبون جمع شده بودند تشکر کرد و گفت ما پیروز شدیم که اشاره اش به همان تعدادی بود که انجا جمع شده بودند. بنوعی نشان از دل پرش از موج رسانه ای که مخالفان درون حلقه قدرت علیه او بوجود اورده بودند داشت و قدر دانی از مقاومتی که طرفدارانش نشان دادند و در تهایت پیروزش کردند.
من فکر میکنم ترامپ برای اینکه بتواند سیاست هایش را پیاده کند بهرحال به مدد نخبگان جامعه امریکا که اغلب در همان حلقه قدرت کلاسیک حضور دارند نیاز دارد و همانطور که بدرستی اشاره کردی ساز و کار سیاست ورزی در امریکا تنها در ید قدرت یک نفر متمرکز نیست و ترامپ برای پر کردن این خلع(علی رقم احمدی نژاد) سعی خواهد کرد تا نقطه نظراتش را بسمت حلقه قدرت کلاسیک امریکا معطوف کند.
اما در رابطه با ایران از انجا که ترامپ بیزینس من است و دست بر اقتصاد و حساب و کتاب دارد، در تقابل با ایران حوضه حقوق بشر را تقویت خواهد کرد چرا که کم هزینه ترین (هزینه به معنای اقتصادی ان) احرم فشار بر جمهوری اسلامی است که نهایتا بودجه چند ان جی او و گروه های حقوق بشری و رسانه است که یک هزارم یک حمله نظامی برای امریکا خرج بر نمی دارد. و در دیگر موارد فعلا مدارا میکند تا سیگنالی مناسب از درون ایران دریافت کند. من فکر میکنم سخنان او در مورد برجام بیشتر که تقابل با جمهوری اسلامی باشد، تقابل با اروپاست.
اما سوال مهم اینجاست دلقک عزیز، چقدر این احتمال را میدهی که انتخاب ترامپ، نشانه ای از چند قطبی شدن جهان در دهه اینده دارد، نشانه های جهان چند فطبی در میان انتخاباتی که اخیرا در کشورهای قدرتمند انجام میشود دارد بشدت بچشم میخورد!

ناشناس گفت...

ترامپ که مثل احمدی نژاد با رانت فرماندار شهرستان و شهردار تهران و سپس در یک انتخابات به صورت میلیمتری رای نیاورد. ترامپ در انتخابات جمهوری خواهان، حریفان قدر قدرتی را از پیش رو برداشت و بعد هم بدون کمترین پشتیبانی از حزب جمهوری‌خواه رئیس جمهور شد. نه تنها حزب به او کمک نکرد بلکه بعضی از آنها برضد او سخن گفتند و ترامپ در جواب گفت که من شیوه برنده شدن را به شما یاد خواهم داد.
در مورد سرخ شدن او حق با دلقک است اما می تواند ناشی از عدم آشنایی او با پروتکل های حاکم بر کاخ سفید و این چنین دیدارهایی که بدلیل حضور کم او در لایه های بالای سیاست آمریکاست باشد. ترامپ وارد کاخ سفید می شود. اوباما را که اصلا از او خوشش نمی آید ولی هشت سال ساکن کاخ است و مالک موقت آن دیدار می کند در حالی که اوباما دست بالا را در از جنبه شکلی در این دیدار دارد. البته ترامپ هم بچه نیست و ثابت کرده که سریعا می تواند خود را جمع و جور کند.
من در مورد سیاست خارجی ترامپ و به خصوص سیاست او در مورد ایران پیش بینی نمی کنم اما حرفهایی که از آقای خرم که یکی از پانزده مشاور خاورمیانه ای ترامپ است شنیدم نشانگر توجه به ریشه اختلاف و جنگ و نابسامانی مذهبی در خاورمیانه بعد از انقلاب اسلامی شیعه در ایران و تز صدور آن توسط خمینی و ادامه آن از سوی خامنه‌ای دارد که اتفاقا دلقک در گذشته به زیبایی این موضوع را مطرح کردند.

عسکر گفت...

. . . . .
من و خانواده ام و دوستان اصلاح طلبم، همگی ترجیح می دادیم که خانم هیلری کلینتون و یا همسرشان یعنی بیل کلینتون، رئیس جمهور شوند. برای ما اصلاح طلبان ، این طور بهتر بود. ضمن آنکه هم ما اصلاح طلبان معتقدیم به دوستی و روابط صمیمانه تر با عربستان سعودی و هم خانم هیلری کلینتون و بیل کلینتون از قدیم الایام روابط خیلی خوبی با عربستان سعودی داشته اند و دارند. در چنین شرایطی، امکان اتحاد بین ایران و عربستان سعودی فراهم می آمد و در نتیجه یک زیربنای عالی برای تشکیل یک جهان اسلام یکپارچه و نیرومند، فراهم می شد.
. . . . .

ناشناس گفت...

احتمال داره ترامپ ماشین امضای جمهوری خواهان بشه ازاین حیث که تجربه سیاسی نداره؟

ناشناس گفت...

روحیه ترامپ طوری نیست که بشه مترسک جمهوری خواهان ، ترامپ سرفصل نوینی از تاریخ آمریکا خواهد شد

ناشناس گفت...

ترامپ و خانواده اش در برنامه شصت دقیقه CBS شرکت کردند. کسی لینک ترجمه کامل مصاحبه را می تواند قرار دهد؟

ناشناس گفت...

من بر عکس شما فکر نمی کنم اتفاقی بوده باشه پیروزی ترامپ واقعا این چند سال تیمش کار کرده بود و دقیقا نقطه قوت دمکرات ها رو به نقطه ضعفشون تبدیل کرد نمونش پیروزی در میشیگان و ویسکانسن٬دیترویت شهر ورشکسته ابی دمکرات عملا توسط دمکرات ها رها شده بود و ترامپ هم روی همین چیزا تمرکز کرد و برد در حالی که هیلاری حتی یک بار هم به این ایالت ها سفر نکرده بود ترامپ رفت انجا و رای جمع کرد مفت چنگش هر چند من طرفدار سندرس بودم ولی ترامپ درست یا غلط به خوبی پیروز شد. در مورد رنگ و رو اباما ترامپ این دو تا ضد هم بودن پس چهره ناراحت هر دو طبیعی بود

ناشناس گفت...

به نظرم از يك فارغ التحصيل وست پوينت و يك بازرگان مجرب و هفت خط بعيد است كه جزئيات را به امان خدا رها كند. (تا چه رسد به كليات). شايد هدف تيم ترامپ در خلاصه كردن نطق پيروزي و حواشي آن، برانگيخته نكردن احساسات بازندگان بوده. يا شايد در آن ساعات درگير مسايل جدي تري بوده اند.

براي كسي مثل ترامپ و با توجه به روحيات او و اين كه كه كاخ سفيد در مقابل خانه اش كلبه درويشي محسوب مي شود، به نظرم دستپاچه نبود و خيلي داشت به خودش فشار مي آورد كه تا جاي ممكن با اوباما محترمانه و متواضعانه برخورد كند.
اشاره به يك يا دو سال زمان رياست جمهوري را هم بنده اشاره ترامپ به احتمال ترور شدن او تعبير كردم،