ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۲, دوشنبه

مهدی تاج توپ فوتبال بازی ایران و کره را شوت کرد به شقیقۀ خامنه ای. آفرین به تاج؛ زنده باد پرسپولیس!

Image result for art and science of modern football


1- حتماً در جریان هستید که مسابقۀ فوتبال بین ایران و کرۀ جنوبی - در چهارچوب بازیهای انتخابی جام جهانی 2018 روسیه - به روز تاسوعا بمیزبانی ایران در ورزشگاه آزادی افتاده است. و اینک بیشتر از چند ماه است که موضوع برگزاری یا لغو آن در دستور کار شماره یک کلیۀ مقامات کشوری و لشکری و حوزوی قرار گرفته و راه حل های مختلفی پیشنهاد شده است. خب بدیهی هم است که در دنیایی چنین ساده گاهی موضوعات پیچیده ای هم - مثل برگزاری یک مسابقۀ فوتبال - بروز و ظهور کند و نیازمند بسیج توان ملی و مذهبی و سیاسی و فرهنگی و امنیتی و اطلاعاتی و اجتماعی برای حل چنین موضوع پیچیده و هزار وجهی باشد؛ که متأسفانه برای جمهوری اسلامی ایران ما - که فارغ از هر مشکل ریز و درشت سایر کشورهاست خوشبختانه - پیش آمده است. موضوع تا آنجا پیچیده و حساس بوده است که حتی شخصیت بسیار برجسته و خیرخواه و مرجع مذهبی همچون آیت الله العظمی محمد یزدی عزیز را نیز به چاره جویی واداشته و ایشان در اظهار نظری بسیار ظریف و راهگشا فتوای عدم برگزاری مسابقۀ مزبور را صادر نموده اند. با این قول و تضمین از طرف خداوند پلشتی ها که لذت اخروی و آغوش زنای حوری بهشتی جایگزین هیاهو و هیجان دنیوی در روز تاسوعا که لاجرم منجر به افزودن گناهان خواهد شد را داده است. - کثافت بگیرند آن مغز معیوبت را حضرت آیت الله که 38 سال است زندگی و زیبایی و لذت خداداده را بروی ما ایرانیان بسته اید و حیا نمی کنید.

2- آخرین تصمیم اعلام شده از سوی فدراسیون فوتبال مبنی بر این است که برگزاری یا عدم برگزری مسابقۀ مزبور در روز تاسوعا را به تصمیم مقامات عالیۀ کشور - یکی از القاب پرطمطراق خامنه ای - منوط کرده و اینبار توپ فوتبال را نیز به دست چلاق خامنه ای حواله داده اند. این تصمیم تاج رییس فدراسیون فوتبال تصمیم درستی است و من نه تنها در این زمینه بلکه در همۀ زمینه ها موافق ارجاع تصمیم گیری به به امامان جمعه بجای استانداران و ولی فقیه بجای رییس جمهور بوده و هستم. تا جائیکه جداً معتقدم پست ریاست جمهور باید حذف و کلیۀ وظایف و مسئولیت های آن هم باید به ولی فقیه واگذار شود تا ایشان علاوه بر همۀ اختیارات ممکن - که در حال حاضر دارد - بخشی از مسئولیت ها را نیز خود بدوش بکشد و کشور را از این هرج و مرج یک شهر و چهل قلندر و بی تصمیم بسوی حداقل انسجام مورد نیاز هر حکومت و مدیریتی هدایت کند. اما در مورد تصمیم درست فدراسیون فوتبال کمی مشکوکم و تاج و ساکت و سایر عوامل فدراسیون را در جسارتی نمی دانم که قادر به چالش کشیدن خامنه ای و حوزه باشند.

3- بنظرم می رسد که تصمیم نهایی برای این مسابقه گرفته شده است و این سناریوی تازه برای اعلام آن تصمیم و فرار از تبعات واکنش احتمالی فیفا و مردم گرفته شده است. به این معنا که دست اندرکاران ورزشی و سیاسی و امنیتی تصمیم گرفته اند که مسابقۀ فوتبال ایران و کرۀ جنوبی در روز تاسوعا و بدون حضور تماشاگر برگزار شود تا هم مسابقه برگزار شده باشد و محرومیت و اخراج ایران از جام جهانی فوتبال منتفی شود و هم روحانیت و تحجر ضد زندگی به هدف خود برسند. زیرا آنان با برگزاری یک مسابقه در ورزشگاه خالی مشکلی ندارند و مشکل آنان یکی خالی شدن تکیه ها و عزاداری های تاسوعاست که اوج عزاداری های محرم است و دوم جلوگیری از هرگونه شادی و هیجان ناشی از ذات مسابقۀ فوتبال در استادیوم و تسری آن به خیابان های کشور. با برگزاری مسابقه در استادیوم خالی هر دو هدف متحجران حوزوی تأمین خواهد شد و البته جریمه و محرومیتی هم متوجه فدراسیون فوتبال نخواهد شد.

4- فدراسیون فوتبال به این دلیل نخواسته این تصمیم را خودش اعلام و مسئولیتش را بپذیرد که "تصمیم دواطلبانه به ممنوعیت ورود تماشاگران بورزشگاه خانگی و بدون هیچگونه توجیه محرومیت از سوی فیفا یا خطرات ناشی از جنگ و نا امنی و تهدید سلامت تماشاگران و از این قبیل" یک تصمیم احمقانه و برای اولین بار در تاریخ و شایستۀ ثبت در کتاب رکوردهای گینس خواهد بود؛ و فدراسیون فوتبال وزن و هیمنۀ لازم برای پاسخگویی به چه تماشگران و چه بازیکنان تیم ملی و چه مجامع فوتبال بین المللی را ندارد. در حالیکه اعلام آن بعنوان تصمیم سیاسی مقامات حکومتی تبعات منفی زیادی را متوجه فوتبال و فدراسیون نخواهد کرد و کسی هم اعم از تماشاگران و مربیان و بازیکنان جرأت اعتراض نخواهند داشت. دنیا هم که به تخم آقایان است و واکنشش محلی از اعراب نخواهد داشت.

بعد از تحریر:
محتمل است که تفسیر بدبین من در سناریوی بالا درست نباشد و فدراسیون فوتبال شجاعت و تیزبینی نشان داده و بدون تصمیم قبلی؛ تصمیم گیری راجع به این مسابقه را به خامنه ای واگذار کرده باشند. در این صورت - با قطعی بودن برگزاری مسابقه - اگر تصمیم به برگزاری مسابقه با حضور تماشاگران گرفته شد؛ برای اولین بار جسارت می کنم که از مردم شریف ایران درخواست کنم که استادیوم را با حداکثر ظرفیت پر کنند و هیجان را چه قبل و چه در حین و چه در پایان مسابقه به حداکثر برسانند تا پیام مشخصی به متحجرین حوزه و محمد یزدی ها و علی خامنه ای ها داده باشند. حتی پیشنهاد می کنم که اگر امکان عملی موجود است با خانواده و بویژه زنان و دختران بورزشگاه بروند و از بانوان و دختران همراهشان بخواهند که مدت مسابقه را در اتومبیل صبر کنند تا پس از پایان مسابقه و در هنگام مراجعت از ورزشگاه فضای لذت بخش تری را ایجاد کنند. برای جوانان و نوجوانان غیر سیاسی - دهۀ هفتاد و هشتادی های معروف - می گویم که این موضوع در مقطع فعلی خیلی مهم است. زیرا همانطور که شاهد هستیم روحانیت متحجر دست از سیاست برداشته هم همگی متمرکز شده اند بر بستن همۀ راه های تنفس شادی و هیجان اعم از موسیقی و کنسرت و سینما و مهمانی و دورهمی. و اگر واکنش نشان ندهیم باید منتظر فجایع بیشتری در آیندۀ نزدیک باشیم! یا...هو

پی نوشت امروز جمعه 16 مهرماه:
سونامی فوتبال در تاسوعا! نمازهای جمعه و امام جمعه ها را نیز در نوردید و انصار حزب الله را هم بمیدان منازعه کشید. و این امر مبارکی است. و باید از این استیصال استقبال کرد. زیرا موضوع های در فهم و علاقۀ توده های مردم بهترین فرصت برای بازیادآوری ذهنی مردم است که یادشان نرود در چه کمدی موقعیت هراسناکی زندگی می کنند. تبدیل شدن برگزاری یا عدم برگزاری یک مسابقۀ فوتبال بمهمترین و خطرناکترین دغدغۀ از سگ تا گربۀ جمهوری اسلامی که ادعای مدیریت جهان را دارند همان تلنگر سخت و مورد نیازی است که مردم را از عادت کردن به غیر عادی ها باز هشیار می کند. باید این نوع سخت گیری ها را تشویق کنیم تا مردم یادشان نرود که عادت کردن شان به غیرعادی ها اصلی ترین بستر تسلط آخوندها بر کشورشان است و نباید.

۳۴ نظر:

ناشناس گفت...

کم کم داری از دلقک تبدیل به دون کیشوت میشی !!

بامزی گفت...

فکر نمیکنم برگزار کردن مسابقه بدون حضور تماشاچی بدون مجازات باشد. چون قطعا فیفا دلیل آنرا جویا خواهد شد و اگر منع سیاسی یا مذهبی را دلیل بیاورند مخالف منشور فیفا خواهد بود و با مجازات همراه خواهد شد. حتی بردن علم و کتل و حسینیه کردن ورزشگاه هم بدون مجازات نیست که آقایان خودشان هم میدانند. اما خوب نهایت مجازات احتمالا مبلغی است که پرداخت آن از بیت المال به آرنج آقایان هم نیست.

ناشناس گفت...

نفسیر بدبین شما مثل همیشه جالب بود و احتمالا اجرایی خواهد شد، اما اگر نشد بعید پیام شما به دهه هفتاد و هشتاد برسد با عرض معذرت مردم ما هماهنگی کامل ندارند و اصلا فکرشان به این مسائل خطور نمی کند، احتمالا به جای همسرانشان زنجیر می برند و توی استادیوم سینه میزنند!

ناشناس گفت...

سوالم اینکه چرا دست از سیاست برداشتند؟ یعنی شکست خوردند در سیاست؟ یا به بن بست رسیدند؟ بعدشم این سرکوب ها با قدرت سیاسی انجام می شود، پس کاملا هم دست برنداشتند.

الف گفت...

تیمسار عزیز

از شما بعید است که باورهای عمیق سنتی و مذهبی در ایران را ندیده بگیرید. مردم ایران اعم از مدرن ترین و سنتی ترین ها برای این روزها احترام قائل هستند و از قدم هم مشهور بوده که عرق خورها عرق نمی خوردند و ... . من قضاوتی در این زمینه ندارم، اما مطمئنم مردم در مسیر شکاندن حرمت تاسوعا نخواهند رفت. حتی اگر بهترین اقدام ممکن باشد.

Dalghak.Irani گفت...

قبول دارم مورد حرمت تسوعا و عاشورا در بین یرانیان را. اگر برداشت حرمت شکنی القاء کرده درخواستم پس اتباه کرده و دقت نکرده ام. بیشتر منظورم شکستن فضا در عین نجابت خانوادۀ ایرانی بود و مخاطب اصلی ام هم تماشگران جایگاه و زیر جایگاه بود و است. یک اصل روانشناختی جمعی و جامعه شناسی هم معتبر است که انبوه خلق - تجمع مردمان انبوه - در یک مکان یا مراسم یا ورزشگاه بیشترین تأثیر را در همذات پنداری جمعی دارد و اینطور نیست که افراد بطور انفرادی همانقدر حسینی باشند که در هنگام قرار گرفتن در فضاهای مذهبی و دسته و عزاداری. بیشتر منظورم برجسته کردن خطر هجوم تحجر به بقایای مدرنیتۀ ایرانی بود که از همان روز اول که خمینی ناگزیز موسیقی و سینما را پذیرفت مترصد فرصتی بودند و هستند که اسباب شادی را از جامعه حذف مطلق بکنند. یا...هو

ناشناس گفت...

این را حتما نگاه کنید
https://www.instagram.com/p/BLGzY2KgYCO/

بابک

مگ گفت...

الف جان به چه حقی وجود افرادی مثل ما را نفی میکنی؟ من از تو ایرانی ترم و در این تعریف واپسگرای شما نمیگنجم. اصولا کسی که دنبال عاشورا و این حرفهاست مدرن نیست و قطعا مدرنترینها تره هم خورد نمیکنند برای این روزها.

عسکر گفت...

. . . . .
آقای مدیر وبلاگ
. . . . .
از خواندن این مقاله شما باز هم متاسف و متاسف و متاسف تر شدم
ظاهرا شما قصد ندارید که مسیر انصاف و اعتدال و اصلاحات توأم با تدبیر و امید را در پیش بگیرید در حالی که من یقین دارم که اعتدال گرایی توام با تدبیر ، تنها راه نجات امت واحده ایران بوده و هست و خواهد بود
. . . . .
پیش بینی من این است که حرف های شما و امثال شما و این قبیل بحث ها، به از میان بردن اختلافات عمیقی که بین ما و شما وجود دارد، هیچ گونه کمکی نخواهد کرد، بلکه این نوع مقالات، شکاف های موجود بین ما اعتدالگرایان اصلاح طلب را با افرادی که پایه های اعتقادی شان سست است، (مثل خود شما که پایه اعتقادی تان سست است) شکاف ها را عمیق و عمیق تر خواهد کرد
. . . . .
بسیار بسیار بسیار متاسف و خیلی خیلی خیلی متاثر و اندوهناک و نگران و مضطرب و افسرده و بی حوصله شدم

ناشناس گفت...

به نظر من انداختن توپ به زمین آقای خامنه ای ، ریسک هر گونه تصمیم را متوجه او می کند.و این خیلی خوب است. البته به شرطی که ایشان مسئولیت بپذیرد که بعید می دانم چنین کند.

ناشناس گفت...

عسگر!!!!! خفه

مانی گفت...

خوش آمدی صفا آوردی دلقک گرامی و چه به موموقع! سپاس فراوان از زحمتی که میکشید و دل اندوهگین ما را شاد میکنید. شیرینی نوشته های شما زهر قارقار حریفان را میگیرد و مضحکه ای را که در آن دست و پا میزنند را نشانی میدهد. مرسی.

ناشناس گفت...


مطهری به آیت الله یزدی: رویکردتان درباره مسابقه ایران و کره یادآور کلیسای قرون وسطی است
http://www.radiofarda.com/a/o2-motahari-yazdi-football-iran-korea/28029815.html

ناشناس گفت...

خیلی‌ ممنون از این موزیکِ زیبا دلقکِ عزیز. زنده باشی‌.

ناشناس گفت...

سلام تیمسار ! چه خوب شد که اومدی و چقدر خوبه که اومدی .
فوتبال برگزار خواهد شد و با احتمال بالا با حضور تماشگران . کمی سینه زنی و کمی شادی ! البته اگه ایران گل بزنه و کمی هم حواشی بعد از بازی و تمام .

مخلص شما هم هستیم .

ناشناس گفت...

جناب الف، مسئله این است که اقای یزدی شروع کرده به استفاده از نام عاشورا برای سرکوب زندگی مردم وگرنه از نظر مذهبی این سخنان توجیهی نداشت و قبلا هم در تاسوعا فوتبال های مهم بدون حرف و حدیث برگزار میشد، همانطور که کنسرت قبلا بسیار راحت تر برگزار میشد، این ها دنبال دین و خدا نیستند، حتی اگر خودشان ندانند، دانسته یا نادانسته دنبال قدرت سیاسی هستند که فساد اور است به شدت، دین را می کنند سپر فساد سیاسی و قدرت طلبی، طبیعی است که نام عاشورا هم آسیب خواهد دید.

الف گفت...

تیمسار گرامی و ناشناس عزیز ساعن 14.38

حتما همینطور است و من در این زمینه مخالفتی با شما ندارم. یک پاورقی توضیحی کوتاه به نظرم آمد و همان را نوشتم. چون از روند مدرن سازی ایران نباید بوی مخالفت با «سنت های عرفی مردم» زیاد شود. چون در این صورت همان اتفاقی خواهد افتاد که پیشتر افتاده است. حرفم این بود، وگرنه نکاتی که می فرمایید درست است و من هم تصدیق می کنم.

ناشناس گفت...

به این عسکر واکنش ندین محلش نذارین دنبال جلب توجهه

Dalghak.Irani گفت...

عسکر محبوب و طناز و یکی از بهترین اعضای سیرک است در استاندارد بندبازی به واژه ها. لطفاً حرمتش را نگه دارید. یا...هو

ناشناس گفت...

من یک سوال دارم از شما که انگلیس هستی و روزنامه خوان، چرا هر فرصتی پیش می اید این روزنامه گاردین خودش را می اندازد روی تخم اخوندا؟ ارتباط این روزنامه با اخوندا چیه؟ چند نوبت هست که در طرفداری از اخوند مطلب نوشتند و من نمی فهمم چطور چنین چیزی ممکن است؟
ایا ارتباطی هست یا ما خیال می کنیم؟ این همان سیاست بی طرفی ایت الله انگلیس است؟

ناشناس گفت...

خب کە چی؟؟؟

ناشناس گفت...

راجع به جنجال جدید مسیح نمی نویسی؟ همه دیگر نظر دادند در وب فارسی، شما هم یه ذره سر خودت رو بتراش دیگه! برخی از رفقای شما هم به نظر دوست دارند تا انتقاد بشود از مسیح، من برام جالبه که رفیت رو انتخاب می کنی یا مسیح؟ یا اعتدال؟

ناشناس گفت...

"مردم ایران اعم از مدرن ترین و سنتی ترین ها برای این روزها احترام قائل هستند و از قدم هم مشهور بوده که عرق خورها عرق نمی خوردند"

الف جان شما اگر آدم مدرنی بودی تحقیق و جستجو میکردی و متوجه میشدی که مراسم عزاداری عاشورا به این شکلی که ایرانیان انجام میدن کاملا اختراعی و یک بدعت جدید در اسلام بوده و حدود 300 سال پیش در دوره صفویه که شیعه مذهب رسمی ایران شد مرسوم شده و قبلا چندان مرسوم نبوده. وقتی امکان این بوده که یک فرهنگ اشتباهی را (مراسم عزاداری حسین) را ایجاد کرد پس به طریق اولی امکانش هم هست همان فرهنگ را پاک کرد. که اینکار هم با پیشنهاداتی همچون پیشنهادی که دلقک در این پستش داده میتوان شروع کرد.

متاسفانه ذهن شما (الف) حتی متحجرتر از آدمی مثل علی مطهری است که گفته است حتی شادی در این روز یعنی عاشورا و تاسوعا اشکالی ندارد. و چندین مثال هم در نامه اش به آیت الله یزدی آورده است. برای مثال گفته است آیا اگر کسی در روز عاشورا عزیز گم کرده ای را پیدا کند نباید شاد شود؟ علی مطهری و پدرش به خاطر افکار متحجرانه فرهنگی معروف هستند که با این حساب شما رکورد تحجر را می زنید با عبور از مطهری.

مازیار وطن‌پرست گفت...

ناشناس ۱۴ مهر ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۴:۳۲

تنها کسی که نامی از مسیح و جنجال اخیر بر سر حجاب اجباری بانوان شطرنج باز برد من بودم. شاید لحن نوشته‌ام باعث سوء تفاهم شده، اما من از طرفداران مسیح علینژاد هستم.

ناشناس گفت...

با سلام و شب به خیر خدمت حضار گرام
بسیاری از کامنت های پای این مطلب وزین را یاوه گویی و توهمات یافتم؛ فارغ از هر گونه بی احترامی به نویسندگان آنان. آنچه در این وبگاه فاخر به مخاطبین ارائه می شود، همچو صدفی است که نیمه گشوده در اختیار اندک غواصان معرفت قرار می گیرد، به امید آنکه آنها تن خود در ژرفای اقیانوس سخن خسته نکنند و همین لب ساحل به جوهر معنی دست یازند. باز گشودن این صدف و تعریف و تلمذ معنی دیگر به عهده خواننده و ذهن پی جوی اوست، نه وظیفه ای بی مزد و منت از برای خالق آن. با کمی تعمق و تجربه وجود، گوهر صدف خفته در دل کلام خود را به دل و جان رهجو ارزانی خواهد داشت.

در این میان آنان که از بهر جهل و فرط حسد آینه در روی خود گیرند و از این صدف ناگشوده هزار معنی کنند، ره به تیرگی برده و در زرفای اقیانوس خیال گمگشته تر شوند. بسیار خام دلان و سبک سران را در این صفحات دیده ام که صرفا از برای ژاژ خاییدن گرد این خیمه درویشانه تلخک جمع شده و چشم به روی حقیقت و
هسته کلام بسته اند و صرفا "منم.. منم" گویان ابراز هستی می کنند.

تلخک جان.. چه تنها و رنجور از هزار رنگ روزگار هنوز رفیع می نویسی و می نوازی کلمات را بروی پنج خط حامل عشق. بسیار جوانان این مرز و بوم نیازمند و تشنه و رشنه معرفت اند، به اندک خر مگسان معرکه دل مرنجور و طریقت اصلاح و معرفت ات را ادامه بده. اینان جوانند و خام و ناشی و عاشی.

دل فدای تو دوست مجازی.
ناصر الف.

ناشناس گفت...

عسکر کم بود این ناصر الف هم اضافه شد! |:

ناشناس گفت...

ناصر الف محجوب و عزیز دل و یکی دیگر از بهترین اعضای سیرک است در زمینه یاوه خوانی و ..شعر بازی با واژه ها. لطفاً حرمت ایشان را هم نگه دارید، می خواهیم بجای سیرک،هیئت بزنیم با ناصر و عسکر. یو...هو

Dalghak.Irani گفت...

ناصر الف حرف بدی که نزده کلی هم حال داده بمن. مشکلش کجاست که برآشفته اید. عسکر را هم اگر نمی شناسید تقصیر شماست که بدون اینکه عضوی وفادار از سیرک باشید ادعای اهل و عضو سیرک بودن می کنید. چون اگر فقط در شش ماه گذشته سیرک مرا تعقیب کرده باشید عسکر طناز و معکوس نویس درجه یک را غریبه و علیه ما نمی نوازید! یا...هو

ناشناس گفت...

عسکر فکر کنم همون فرزاد باشه. کلا در این قبیل طنازی ها و کاراکترسازی ها تخصص داره. شیوه جالبیه.

Dalghak.Irani گفت...

این هم تاکسی نوشت هفتگی سروش صحت عزیز در روزنامۀ اعتماد برای ناصر الف:

قرار مهمي داشتم و خيلي ديرم شده بود، تاكسي دربست گرفتم و به راننده گفتم تا جايي كه مي‌تواند گاز بدهد و تند برود. راننده مسيرهاي خلوت و عجيب و غريبي را بلد بود كه عقل جن به آن نمي‌رسيد، از اين كوچه مي‌پيچيد توي يه كوچه ديگر و از آن كوچه پرگاز به يك فرعي ديگر مي‌رفت و باز يك خيابان ديگر و كوچه ديگر و بعد يك‌دفعه وسط يكي از اين راه‌هاي فرعي تاكسي پت پت كرد و ايستاد.
از راننده پرسيدم: «چي شد؟»
راننده گفت: «نمي‌دونم.»
راننده از ماشين پياده شد و كمي با موتور ور رفت ولي ماشين روشن نشد. به راننده گفتم: «يعني چي؟»
راننده گفت: «وايساده ديگه.»
با هم ماشين را هول داديم ولي روشن نشد. ماشيني هم رد نمي‌شد. تا به آژانس زنگ مي‌زدم و ماشين ديگري به اينجا مي‌رسيد به قرارم نمي‌رسيدم و بيچاره مي‌شدم. فكر كردم كاش سوار اين تاكسي نشده بودم. كاش يك تاكسي ديگر گرفته بودم، كاش راننده از اين همه كوچه و پس‌كوچه نيامده بود، كاش الان توي يك خيابان اصلي بودم، كاش كمي زودتر راه افتاده بودم، كاش قرارم يك ساعت ديرتر بود، كاش قرارم اينقدر مهم نبود، كاش اصلا فردا قرار گذاشته بودم، كاش...
ولي فعلا ما وسط يك خيابان فرعي ايستاده بوديم و ماشين روشن نمي‌شد.

ناشناس گفت...

از همه خاهش میکنم اینقدر از احترام مردم به عاشورا و این مزخرفات دفاع نکنند. همین احترام به اینجورنادانیها باعث پرروشدن ملا شده. باید رفت به مقدساتشان کثافت کرد تازمانیکه دینفروشی میکنند. هروقت دین یک امر شخصی شد ما هم کاری به خریت این آدمها نداریم.

ناشناس گفت...

قلم و قدم فدایت تلخک شیرین باز و شیرین بیان. چه نُقل شیرینی در صحن این سیرک پاشیدی؛ زیبا و وسیع به عمق معنی. واقعا هم فعلا ماشین روشن نمی شود و در این فرعی سرای تاریک گرفتار چنین جاهلان و ساهلان شده ایم...

و خطاب به بعضی حضار گرام و جنابان خطه های اخیر، که چه زیبا گفتند که چو چوب برافرازی گربه کج دست حساب خود کند و چهره رسوا. پس بدانید در پس آن کامنت که کوچک ترین ابراز ارادت صاحب این قلم به تلخکی چونان شیرین زبان بود، ابزار حسود یاب و فضول سنجی مخفی تعبیه گشته بود بس کوچک چون اتم؛ ولی چنان کارا کاین چنین سریع و صریح سوار آن مرکب حسادت و جسارت را برملا و رسوا نمود. تو برو خود را باش... که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

پس ناقوس سیرک را به صدا در آورده و حضار و انظار را گرد آورید که بس مهم طوفان ها تا خرداد 96 در پیش داریم. ای جناب تلخک، لباس جنگ باز از جوف گوشه بازآر و آن کلاه پهلبد را برافزار که در جبهه های مجازی بسی جوانان این گونه خام و عجول و مغفول و نیازمند فرمانده ای تلخ اللذالک شیرین زبان، بیهوده تیر عبس در کمان کلام گذاشته و زور بازوی معنا را بیهوده بی معنی می کنند. آنچه تو در قرنی دیدی اینان در هزاران سال نیابند.

در چنین آدینه شبی در خطه شمال این خراب آباد مادری، در میان نسیم آرام خزر و بوی چوب سوخته، به یاد بارگاه و سیرک درویشانه و قلم فرخ نمایت پیکی از جرح و خون انگور برافراشتیم و سرخوش این صفحات را تقریر نمودیم.

پس رخ بنما صنما.

جان قلم فدایت.
ناصر الف.

ناشناس گفت...

حالا فضول شاعر بی مشاعره و حسود پیرم شدیم! نظرات بقیه را یاوه یافتی، کلوخ انداختی، سنگت زدم، آلارم فضول سنجت از ذوق توجه بی خودی به در آمد. شما برو شعرت رو بخون برای معشوقت، بجای چوپ ورداشتن تا یه موقع گربه کج و راستت نکنه.

kalaghesizdah گفت...

(با نگاه گذرا به پست) این سیاه یکدست در ورزشگاه ایا نا امید کننده نیست که هنوز خرافه و عدم وقت/بزنگاه شناسی در جان مردم رسوب دارد؟