ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۱, یکشنبه

خامنه ای با ناجوانمردی و غیر قانونی محبوب توده های محروم را حذف کرد: احمدی نژاد رؤیای 84؛ کابوس 96!

Image result for ‫احمدی نژاد و خامنه ای‬‎

 اگر می خواستم این مطلب را در هنگام درز کردن اولیۀ حکم غیر قانونی حذف احمدی نژاد و قبل از واکنش خامنه ای در جلسۀ درس و پاسخ احمدی نژاد بنویسم پاراگراف اولش را اینطور می نوشتم:

1- خامنه ای احمدی نژاد را خودش فراخوانده برای یک احوالپرسی و گپ پدر و پسری از نوع "اوضاع چطور است و داری چکار می کنی". احمدی نژاد هم رفته و گزارش داده که "اوضاع خوب است و من هم در حال تبیین مجدد انقلاب اسلامی و اهداف عالیه و فراموش شده اش هستم در شهرگردی و سفرهای استانی". خامنه ای اما مدعی شده که شایع کرده اند که منظورت از مسافرت های استانی چیدن مقدمات شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 96 است. احمدی نژاد هم یکی از آن پوزخندهای معروفش را پاشیده به صورت حضرت آقا و پاسخ داده که شما به شایعات توجه نکنید و کو هنوز انتخابات 96 و لزوم تصمیم من برای چنین امری. خامنه ای اما موضوع را ول نکرده و به احمدی نژاد گفته: پس این سفرهای تبیین اهداف انقلاب اسلامی را تعطیل کن تا این شائبه و شایعه از بین برود. حالا که تصمیمی هم برای نامزد شدن در انتخابات نگرفته ای. چون همه قادر به درک خلوص شما اولاً و ابوالعالی بودنتان برای پیش برد اهداف انقلاب اسلامی ثانیاً را ندارند و همه چیز را به سیاست و قدرت ربط می دهند. ضمن اینکه پدرانه و برادرانه عرض می کنم که نامزدی مجدد شما در انتخابات ریاست جمهوری 96 را نه به صلاح شخص شما و نه به نفع نظام و نه به صلاح رهبری می دانم. احمدی نژاد هم فقط خندیده و بدون اینکه تأیید و تکذیبی کند - زیرا از نظر او زمان ورود به بحث انتخابات نرسیده بوده است - حضرت ماه را ترک کرده است.

2- این را از این جهت مطمئن بودم که هر آدم گنگی هم که کمترین شناختی از شخصیت احمدی نژاد داشته باشد قطعی می داند که او اهل استمزاج و مشورت کردن و راهنمایی خواستن و از این قبیل امور آدم های عادی نیست و تصمیماتش و رفتارهایش را بر مبنای حس شهودی متصل به امام زمان - در خلوت خودش یا در حلقۀ صحابۀ بسیار نزدیک و مریدانش - می گیرد و با نوعی یقین ایمانی بطرف اجرایی کردنش می رود. هنگامی که جلسۀ احمدی نژاد با خامنه ای تمام می شود؛ احمدی نژاد بدون کمترین دغدغه و فکرو اهمیت دادنی به حرف های خامنه ای به دفترش برمی گردد و برنامه های سفرهای استانی اش را که نزدیکترین آن سفر به استان گلستان بود را پی گرفته و انجام می دهد. زیرا او منطق خامنه ای در مورد اهداف انتخاباتی داشتن سفرهایش را قبول نداشته و آن را ناشی از عدم فهم خامنه ای - تحت تأثیر القائات الیگارشی چپ و راست - می دانسته و اهمیتی به آن نداده است. در سوی دیگر اما خامنه ای بعد از پایان جلسه اش با پسر محبوب دل توی دلش نبوده که ببیند واکنش پسر به نهی پدر چه خواهد بود. زیرا اگر احمدی نژاد سفر استانی گلستان را کنسل می کرد نشان دهندۀ آن بود که دستور خامنه ای را پذیرفته و موضوع در پشت پرده تمام شده و دیگر نیازی به علنی کردن آن نخواهد بود. درست است که خامنه ای خودش را مبسوط الید و فراتر از هر قانونی - حتی قانون اساسی - می داند و اگر ناگزیر باشد ابایی از قانون شکنی علنی هم ندارد. اما ترجیح بسیار مهم خامنه ای این است که تا جای ممکن دخالت های علنی فراقانونی نکند و خودش را ملتزم به قوانین کشور نمایش بدهد.

3- فاجعه اما بضرر خامنه ای پیش می رود و احمدی نژاد سفر گلستانش را طبق برنامه انجام داده و خامنه ای را مجبور می کند که مثل همۀ اختلافات قبلی - چه در جریان مشایی و چه در جریان مصلحی - دستور درز دادن موضوع به علن و افکار عمومی را بدهد و می دهد. و از اینجاست که کشمکش خامنه ای با احمدی نژاد به سطح رسانه ها کشانده می شود و خامنه ای مجبور از علنی کردن یکی دیگر از دخالت های فراقانونی خودش شده و در جلسه ای درسی - کاملاً تخصصی بشأنیت مدرس دینی بودن خامنه ای و دور از و بی ربط  به شأنیت ولی فقیه و رهبر سیاسی بودن او- موضوع را باز می کند و اعتراف می کند که به احمدی نژاد دستور عدم نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری 96 را داده و او تمکین نکرده و حالا مجبور از علنی کردن آن و استفاده از فشار الیگارشی برای بعقب راندن احمدی نژاد شده است. اینکه خامنه ای در آن جلسه خودش را بموش مردگی زده و دخالت فراقانونی اش را نصیحت مؤمن به برادر مؤمنش جلوه داده حاکی از نهایت بدبختی و استیصال و تزویر رهبر جمهوری اسلامی است که نه تنها برای عقل مدرن خنده دار و مسخره است بلکه حتی برای هواداران خودش هم قابل هضم نیست. زیرا که حرف خامنه ای بدلیل در رأس حکومت بودن بار حقوقی سنگین و غیر قابل شکستنی دارد که کمترین ربطی به توصیۀ مؤمن به مؤمن ندارد.

4- محمود احمدی نژاد تنها فردی در جمهوری اسلامی است که خامنه ای را واداشته است - آنهم نه یکبار بلکه سه بار - تا نقاب "رهبر قانونی ملتزم به قانون" را از چهرۀ مزورش کنار بزند و خودش را در نقش "بیگ برادری" کامل به روی صحنۀ سیرک جمهوری اسلامی به تماشا بگذارد. این خدمت احمدی نژاد به روند اصلاحات در جمهوری اسلامی قطعاً بی بدیل و بی نظیر است و باعث تسریع فروپاشی در پایگاه قوت و قدرت الیگارشی روحانیت شده و خواهد شد. زیرا احمدی نژاد از همان پایگاه طبقاتی یارگیری کرده و می کند که پایگاه طبقاتی اصلی روحانیت حاکم هم است و وحشت الیگارشی از احمدی نژاد از این زاویه است که اهمیت بنیادین دارد. بطور قطع هواداران محروم و حاشیه نشین احمدی نژاد - چه گروه مؤمن و دیندار و چه گروه محروم و سکولار - براحتی تسلیم حذف مراد اخیرشان (احمدی نژاد) از سوی مراد سابقشان (خامنه ای) نخواهند شد و اگر هم در ظاهر و بدلیل قدرت فیزیکی خامنه ای قادر به واکنش علنی نشوند دلهایشان را از بند ناف روحانیت شعاری و مدعی حامی محرومان خواهند گسست.

5- بهمین خاطر هم است که خامنه ای سعی می کند در جلسۀ درس خودش را به لودگی بزند تا بلکه بتواند کمی فضای حاکم بر حزب الله را تعدیل کند. آنجائیکه می گوید:
 این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. [۱]
از این سخن لودۀ خامنه ای برمی آید که موضوع خیلی جدی است و هواداران بسیاری هستند که منع احمدی نژاد (نماد استضعاف جامعۀ مؤمنان شیعۀ ایرانی) از طرف خامنه ای را تا آنجا دور از شأن رهبر مستضعفان جهان می دانند که آن را توطئۀ غیر مؤمنان و مترفین و مرفهین بی درد بحساب می آورند و مدعی می شوند که خامنه ای چنین حرفی را نزده است.و بلافاصله بشدت هم معترض می شوند که چرا اگر حضرت آقا چنین نظری دارند شجاعت ابراز علنی آن را - بلندگو نماد علنی گفتن - نداشته و ندارند و مؤمنان را سرگردان و دستمایۀ هجو و تمسخر غیر مؤمنان کرده و می کنند. 

6- اما احمدی نژاد حالا که به مقصودش رسیده و خامنه ای را یکبار دیگر قهوه ای کرده در افکار مؤمنان؛ طبق روال همیشه اش یک نامۀ دو خطی و بدور از هر نوع چاپلوسی و زیاده گویی نوشته و کلمات را طوری چیده که می شود براحتی کشف کرد که احمدی نژاد با چه ذهنیتی این نامه را نوشته. ذهنیت او در هنگام نوشتن نامه به خامنه ای این چنین بوده است: 
"چیه شلوغش کردی. اولاَ من پیش تو نیامدم و تو مرا احضار کردی. ثانیاً این تو بودی که با نیت قبلی برای حذف من از انتخابات جلسه را ترتیب داده بودی. ثالثاً من بشما گفتم که موضوع ورود به انتخابات 8 ماه دیگر زود است و من تصمیمی برای ورود یا عدم ورود به انتخابات 96 نگرفته ام. رابعاً من بتو یادآوری کردم که فعلاً در حال تبیین اهداف انقلاب اسلامی برای مردم هستم و هدفم بهره برداری سیاسی بنفع خودم نیست و موضوع انتخابات 96 فقط در دو یا سه ماه مانده به انتخابات قابل تصمیم گیری است. خامساً تو باید می فهمیدی که وقتی اصل حرفت (نامزدی من در انتخابات) مورد تأیید من نیست چرا باید وظیفۀ روشنگری و تبیین اهداف عالیۀ انقلاب امام خمینی را هم تعطیل می کردم."
 اما احمدی نژاد هیچکدام از موارد این ذهنیت را علنی نمی نویسد و فقط اعلام می کند که از منع خامنه ای تبعیت خواهد کرد. او در نامه اش از واژۀ "اطاعت" که کلمه ای فقهی و مذهبی و مرید و مرادی و سرور و نوکری است استفاده نمی کند. بلکه او از واژۀ "تبعیت" که کلمه ای سیاسی و عرفی است استفاده می کند که به خامنه ای متذکر شود که تو از زور و قدرت فراقانونی سیاسیت برای حذف من استفاده کرده ای و من چون قدرت سرپیچی ندارم آن را می پذیرم . اما نباید به آن شأن مشروعیت مذهبی بدهی چون دستور تو بمن نه مشروع است از نظر مذهبی و نه قانونی است از جهت عرفی.

7- همانطور که می دانید احمدی نژاد مطلقاً قابل پیش بینی نیست و بهمین خاطر هم است که من همواره از نبوغ و پیامبری او نوشته ام و به آن اصرار کرده ام. در ماجرای اخیر هم دقیقاً نمی توان فهمید که منظور احمدی نژاد از رفتارهای چند ماه اخیرش چیست. محتمل است که ایشان فقط در حال محک زدن افکار جامعه و محرومان مورد خطابش بوده تا تصمیم بگیرد که نامزد ریاست جمهوری بشود یا نه. و محتمل هم است که اصلاً قصدی جدی برای نامزدی در سال 96 نداشته و پروژه اش بلند مدت تر از انتخابات سال بعد بوده است. اما هدف احمدی نژاد هرچه که بوده است واکنش خامنه ای بطور خودکار بنفع احمدی نژاد تمام خواهد شد. زیرا منع او از نامزدی در این دوره مجوز تضمین شده خواهد بود برای هم ورود و هم تأیید صلاحیت در انتخابات 1400. زیرا نمی شود که آدمی را که رهبر شخصاً از یک دوره منع کرده در دوره های بعدی آدم های زیر دست رهبر (شورای نگهبان) رد صلاحیت کنند. ضمن اینکه من شخصاً معتقدم که اگر منع خامنه ای هم نبود احمدی نژاد کاندیدای ریاست جمهوری سال 96 نمی شد. زیرا کشور در وضعیتی نیست که او بتواند ریاست جمهوری دست و دلباز باشد و این همه تنش های داخلی و منطقه ای و بین المللی را مدیریت بکند. این چهار سال فرصتی خواهد بود برای صعود مجدد درامدهای نفتی و روشن شدن وضعیت منطقه و جهان و سمت و سو یابی استراتژی جدید جمهوری اسلامی. در عین حال که محتمل تقریبی است که در چهار سال دوم دولت روحانی نارضایتی ها از روند اقتصاد معیشتی و تحجر رشد یابندۀ فرهنگی بازهم بیشتر شود و احمدی نژاد بتواند با ارادۀ قاطعی که دارد وارد انتخابات 1400 شده و علاوه بر قشر محروم؛ طبقات متوسط بتنگ آمده از تحجر آخوندها را هم همراه خود بکند. اما هرچه هست بنظرم می رسد که یکی از نزدیک ترین راه های عقب راندن آخوندها توسل به احمدی نژاد امام زمانی باقی خواهد ماند. یا...هو

۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

"زیرا نمی شود که آدمی را که رهبر شخصاً از یک دوره منع کرده در دوره های بعدی آدم های زیر دست رهبر (شورای نگهبان) رد صلاحیت کنند."
میشه این قسمتو بیشتر توضیح بدین؟ چرا نمیشود ؟

ولی گفت...

به قول عرب: الغریق یتشبث بکل حشیش: شخص در حال غرق، برای نجات، به هر خاشاکی می آویزد!

ناشناس گفت...

خیر مقدم دلمون تنگ شده بود خوش آمدید

ناشناس گفت...

البته غربی ها که خیلی از روحانی خوششان اومده! و امروز توی مقاله قربون چشم و ابروی ایشون می رفتند، ولی یه عده قلیلی از مردم متوجه بوی اصولگرایی روحانی شدند و رنگ بنفش را باران دارد می شورد و قهوی اصیل حوزه نمایان می شود، اما تا سال 1400 که خیلی مانده.

ناشناس گفت...

مساله اصلی این است که خامنه ای برای حفظ موقعیت خود و حفظ نظام ناچار به عقب نشینی در مقابل آمریکا و غرب است نمونه بارز آن عقب نشینی در تصویب و اجرای برجام و انجام یکجانبه تعهدات ایران در مقابل دستاورد تقریبا هیچ و همچنین پذیرش fatf و قرارداد شبه قاجاری ipc نفتی است. اما این عقب نشینی نباید به اسم خامنه ای تمام شود و بدنامی آن برای او بماند لذا حسن روحانی و باندش عقب نشینی ها را اجرا کردند و کاسه کوزه سر آنها شکسته شد اگر نتیجه خوب باشد تدبیر و هدایت رهبری و اگر بد باشد خیانت نفوذی ها است. اما اینکه چرا احمدی نژاد حذف شد به این دلیل که اگر او وارد عرصه انتخابات می شد احتمالا با رای بالایی حسن روحانی را شکست می داد اما او به دلیل چه اعتقادی و پایگاه فکری یا چه به دلیل کله شقی خاص خودش اهل عقب نشینی در مقابل غرب نبوده و نیست پس اگر می آمد تبدیل می شد به مشکل اساسی و از طرفی حذف او نیز به جز از خامنه ای از دست هیچ کس دیگری بر نمی آمد با این وجود بعید است احمدی نژاد به این راحتی میدان را خالی کند

ناشناس گفت...

ترامپ جان.
پیشاپیش ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را به شما تبریک می گویم.

چرنده گفت...

بی تکلف دلم برای شما تنگ شده بود و اخیرا نگران که مبادا اتفاق بدی افتاده باشد تبریک بیکران به مناسبت بازگشت

ناشناس گفت...

"زیرا نمی شود که آدمی را که رهبر شخصاً از یک دوره منع کرده در دوره های بعدی آدم های زیر دست رهبر (شورای نگهبان) رد صلاحیت کنند."

برای منم ابهام پیش اومد

ناشناس گفت...

احمدی نژاد ولایت خامنه ای را قبول ندارد. او خود را بهره مند از فیوضات و الهامات امام عصر می داند و لزومی نمی بیند خود را در پیروی از افکار و منویات محافظه کارانه و آمیخته با ترس روحانیت حاکم محدود کند او از هوش و استعداد ذاتی برخوردار است که ناشی از باور مندی عمیق به هدایت توسط امام زمان است دلقک عزیز به جای خرج کردن کردیت برای قالیباف ابله و بله قربان گو از احمدی نژاد باهوش و سیاس و مخالف با الیگارشی فاسد باند اصلاح طلب حکومتی و اصولگرای قدرت طلب به نمایندگی لاریجانی حمایت کن

ناشناس گفت...

شما گیر دادی اعتدالیون رو اذیت کنی؟ اول قالیباف الان مموتی؟! کی بیخیال اصولگرایان میشی؟

Dalghak.Irani گفت...

برای دو نفری که از ابهام پرسیده اند عرض می کنم که منظور من به سختی برخورد با احمدی نژاد بدلیل پایگاه اجتماعی همسان او با روحانیت سنتی است. و یکی از دلایلی که خامنه ای شخصاً و زود هنگام وارد حذف او شده است هم به این دلیل است که کسی پایین تر از او یارای مقابله با احمدی نژاد را ندارد و حزب اللهی ها و محرومان تن به حذف او از سوی دیگران نمی دهد. درست است که احمدی نژاد قدرت سازماندهی و به صحنه آوردن هواداران پاپتی و محرومش را ندارد اما چون آنان در هنگام رأی دادن قدرت اثر گذاری خوبی دارند سیستم نمی تواند از آرای آنان که حامیان جمهوری اسلامی هستند چشم بپوشد. هوادارن احمدی نژاد استخوان در گلو حکم حذف او در این مقطع را خواهند پذیرفت با این امید قطعی که در 1400 خامنه ای او را آزاد بگذارد برای بازگشت و مانع دیگری - از جمله شورای نگهبان - را در برابرش قرار ندهد.

خواهش می کنم موضوع قالیباف را دوباره مطرح نکنید. چون او برای من مدیر هدف و طراز بهترین انسان های مدل و الگوست و اصلاً قابل مقایسه با احمدی نژاد خرافاتی و پیامبر نیست. من از احمدی نژاد برای بهم زدن تعادل خامنه ای و روحانیت استقبال می کنم و ارادت خاصی به مدیریت و توانایی های ایجابی او ندارم. یا...هو

ناشناس گفت...

سلام
خیلی خوش آمدید و خوشحال شدم. مطلب جدید برای شروع به کار خیلی خوب انتخاب و نوشته شده بود.
آیا فکر نمی کنید که طرفداران احمدی نژاد که برخی نیز در حاکمیت نفوذ دارند و یا حاکمیت به انها برای برخورد با کنسرت و اجتماعات و .....در مواقع خاص نیازمنداست، به این اسانی که می فرمایید این بغض را فرو ندهند؟ منظورم یک مقابله عملی ست نه در دل رنجیدن و ناراحت شدن
تیپ احمدی نژادی کلا معتقد ست که اگر قافله سالار دارد درجا میزند،خودت به نکلیف عمل کن. فکر نمی کنم انها به این اسانی حکم علنی را بپذیرند. هنوز تا انتخابات وقت داریم. من از بهمن منتظر شروع مسایل مربوط به انتخابات هستم چون دهه فجر دهه ایراد سخنرانی هاست و فرصت خوبی برای زیر آب زنی و تبلیغ و رسوا کردن حریف.نکته دیگر اشاره رهبر به ترس از ایجاد دو قطبی بود. او دوست ندارد برای داغ شدن تنور باز هم فضای دو قطبی و غیر قابل کنترل ایجاد شود. من دلایل شما رو قبول دارم ولی بنظرم یک دلیل هم برگزاری یک انتخابات ارام است که با حضور احمدی نژاد غیر ممکن است .
ارادتمند-یزد

ناشناس گفت...

به نظر من، اوضاع اقتصادی و سرخوردگی مردم اونقدر شدید شده است که اقای خامنه ای نگران انتخابات پر هیجان و استرس شده است و دستور به نهی شرکت احمدی نژاد داده، چون ایشان خودش سیاست انفجاری و شورانگیزی دارند. با حذف اقای احمدی نژاد، انتخاب شدن روحانی محتمل تر می شود و هم طرف غربی که با روحانی قرارداد بسته سرمایه داران را راضی کند به ثبات ایران و هم جامعه به سمت یک انتخابات سرد و بی روح و نمایشی می رود.

ناشناس گفت...

دودلیل روشن برای این اقدام:
1: احمدی نژاد با تکیه بر شعارهای ساختار شکن و نا باب جهت حفظ امنیت و ثبات نیم بند تحت مدیریت سرمایه جهانی، بویژه صهیونیسم است و منطق است که یکی از مهم ترین تکالیفی که بر عهد نظام گذارده شده، همین حذف احمدی نژاد و به حاشیه کشانیدن ان تا حد فراموش شدنش در خاطره جوامع استقلال طلب منطقه و حتی جهان سوم باشد. دقت کنید، به فاصله کمتر از ده روز تمامی به مباحث مربوط به تداوم تحریم ها پایان داده شد و جمهوری اسلامی و البته رهبر جایزه همراهی خود را با ورود دسته های متعدد از بازرگانان اروپایی و عقد قراردادهای عمدتاً تبلیغاتی گرفت.
2: اگر به مباحث مطرح شده توسط احمدی نژاد همچون مکتب ایرانی و اومنایسم اسلامی(که توسط شریف زاده مطرح شد) و نیز نزدیکی ظهور امام زمان، که در تضاد با شعارها و منافع روحانیت می باشد، مشخص کرد که هدفش حذف روحانیت می باشد. به همین خاطر رفسنجانی لقب انحرافی را به وی داد و مصباح و شاگردانش ان را ترویج کردند. لذا باید پذیرفت که با حذف احمدی نژاد روحانیت نیز خیلی راضی شد.
3: حذف احمدی نژاد با تکیه از جایگاه فرا قانونی رهبری و حکم حکومتی وی، از این پس هر کس که عضوی از حلقه نظام است باید در بزنگاه ذوب شدن خود در ولایت را اثبات کند. پس باید دوران یا بهتر بگوییم فرصت تاریخی ملت در ابراز اعتراض و طرح شعارهای براندازانه ی ان(مثل سال 1388) به پایان رسید و دست نظام برای سرکوب ها به عنوان فتنه گری، براندازی و مخالفت با حکم رهبری و ..... باز شد. بیشترین سهم را از این خیانت به حق مردم متعلق به جماعت ی است که با ادعای اصلاح طلبی عملاً انرژی تحول گرایانه ی جامعه را به نفع نظام مصادره کردند. اینان با این خیانت عملاً جمهوری و حق شهروندی را که اساسی ترین حق آحاد جامعه در تعیین سرنوشت خود است، در لوای ذوب در ولایت و اطاعت از حکم رهبری و ... به پای استبداد قربانی کردند و تاریخ از اینان نمی گذرد.
4: حالا آن اصل پنهان در قوانین اساسی کشور که رهبر را در جایگاهی فرا انسانی و قادر به معطل کردن و یا حذف اصل دین(مثل نماز، روزه، حج و ...) و حاکم بر سرنوشت جامعه قرار داده، عملاً و برای نخستین بار با تکیه بر بهانه ی حفظ وحدت و یکپارچگی جامعه عملی گردید و در این جنایت به حق حقوق بشر تمامی نظام متحداً و یکپارچه شریک هستند.
یادتان باشد همین اصلاح طلبان امروزی همان کسانی هستند که، در سال 1361) مدیریت نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را بر عهده داشتند و مطابق با نامه ی مرحوم منتظری به امام دختر سیزده ساله را به جرم بد دهنی کردن و بدون طی کردن مراحل قانونی و قضائی اعدام کردند. خوشبختانه خاطرات رفسنجانی ثابت می کند که تمامی مسئولین ان دوران کشور که میر حسین موسوی نیز نخست وزیرشان بود، متفقاً توافق کردند که این شدت عمل نسبت به دگر اندیشان و مخالفان تداوم یافته و گسترش یابد. خدا به داشان برسد. این ملت بی فکر و خرد گریز همین اندک دستاورد در مقابله با این نظام را مدیون احمدی نژاد و استقلال رأی او دارند.

مازیار وطن‌پرست گفت...

1- خیر مقدم.
2- بسیار لذت بردم از کاربرد فعل پاشیده در «احمدی نژاد هم یکی از آن پوزخندهای معروفش را پاشیده به صورت حضرت آقا و » اصولا این موجود پلشت و اطوارش را جز با لغات خاص نمی‌توان توصیف کرد. یکبار تصادفا از فاصله‌ی 30، 40 متری دیدمش که معلومم شد محضرش مهوع‌تر از چهره‌اش بر صفحه‌ی تلویزیون است؛ به قول مسیحی‌ها به زشتی خود گناه است.
(سوء تفاهم پیش نیاید: در طبقه‌ی دوم اداره‌ای کار داشتم که بدلیل قرار گرفتن در مسیر او در یک سفر استانی، رؤیت نیم تنه‌ی قبیحش که از سقف ماشین بیرون زده‌بود ناگزیر بود)

3- ناشناس ( ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۲۰:۴۸ ):
احمدی‌نژاد «به دلیل چه اعتقادی و پایگاه فکری یا چه به دلیل کله شقی خاص خودش اهل عقب نشینی در مقابل غرب نبوده و نیست»؟
دوست من ایشان فقط یک معبود دارد و آن صندلی ریاست است. مگر شما دلبری‌های تن‌فروشانه‌ی فرستاده‌ی ویژه‌‌ی رئیس جمهور (رحیم مشائی) در آمریکای شمالی را فراموش کرده‌اید؟ غرب -شاید بخاطر جنبش سبز؟- حاضر نشد برای رسیدن به توافق اتمی در یک طرف میزی بنشیند که آنسویش نمایندگان دولت احمدی‌نژاد باشد. ضمن اینکه خامنه‌ای نیز از این موضوع به سه دلیل اکراه داشت: 1- قدرت گرفتن بیش از حد او؛ 2- ترجیح می‌داد مذاکرات با غرب را دولتی اصولگرا (و نظرش نزدیک به نظر او) انجام ندهد تا هر وقت خواست عشوه بیاید که من اعتماد ندارم و قس‌علی‌هذا. 3- پای مذاکرات با غرب را باید دولتی امضا می‌کرد که از بدنه‌ی اجتماع رأی سالم و بدون شائبه می‌گرفت و این برای غرب هم خیلی مهم بود.
به همین دلیل و با علم به اینکه خامنه‌ای چانه‌زنی با غرب را پیش از ریاست جمهوری روحانی آغاز کرده‌بود از آنجا که توافق اتمی را برای زدودن سایه‌ی جنگ و بازگشت دوباره‌ی کشور به جامعه‌ی جهانی مهم می‌دانم، رأی به روحانی در 1392 را حائز اهمیت و موجب استحکام سیاسی آن توافق می‌دانم.

4- تیمسار عزیز! صفحه‌ی فیس بوک به نام شما آیا اصیل است و اگر پاسخ آری است، آن را به روز می‌کنید؟
5- تیمسار عزیز! تأثیر مسیح علینژاد بر تحریم مسابقات شطرنج زنان را دریاب. این موضوع باندازه‌ی قضیه‌ی دریفوس باعث دوپارگی جامعه‌ی روشنفکری -این وجدان افلیج جامعه‌ی ایرانی- شده‌است.
تا کنون که فقط چپ‌ها به دلیل عدم درکشان از اهمیت "فردیت" به مسیح علینژاد حمله می‌کردند. متأسفانه اکنون راست‌ها و وطن‌پرستها به او حمله می‌کنند و تهمتی که اخیرا به مسیح علینژاد می‌زنند -غیر از اتهام بی‌معنای پیشینه‌ی مسلمانی و کار در روزنامه‌های اصلاح طلب- ارتباط با اسرائیل و تجزیه طلبان است. این اتهام اخیر را چگونه رزیابی می‌کنید؟

Dalghak.Irani گفت...

ضمن احترام به نظر دوستانی که علت اصلی حذف زودهنگام و علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد احمدی نژاد از سوی خامنه ای را ترس از دوقطبی سازی عنوان کرده اند. یعنی همان علتی که موافقان خامنه ای و خود خامنه ای هم اصرار بر این مصلحت اندیشی می دانند و معرفی می کنند من زیاد موافق این نظر نیستم. نه اینکه احمدی نژاد قرار نبود دوقطبی درست کند بلکه اینکه او قرار بود کدام دوقطبی را درست کند. منظور همه و شما هم این است که ترس خامنه ای از دو قطبی سازی سیاسی - رادیکال اعتدال - است در حالیکه بنظر من اگر می گذاشتند احمدی نژاد بیاید و خودش هم می آمد او دوقطبی اجتماعی درست می کرد. به این معنا که این بار تبلیغاتش را متوجه طبقات متوسط و شهری می کرد و دقیقاً در موضوعاتی که نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان مطلقاً جرأت ورود به آن را ندارند - یعنی علایق جوانان مدرن مثل کنسرت و موسیقی و هنر و حجاب و از این قبیل موارد - وارد می شد و ضمن قول هایی کمرنگ تر به طبقات محروم عمده تلاشش را متوجه جوانان و سبک زندگی مدرن می کرد. به این دلیل از این اتفاق مطمدن بودم که اولاً احمدی نژاد در دوسال آخر دولت قبلی اش گرایش آشکاری به آموزه های لیبرالیسم نشان داده بود و ثانیاً همه قبول داریم که او هوش سیاسی و جسارت تابو شکنی بسیار زیادی دارد. ثالثاً او می داند که هیچکس بغیر از خودش توان قهوه ای کردن روحانیان ارشد و پیروپاتال قم و آچمز کردن قم را ندارد. ضمن اینکه با مازیار موافقم که احمدی نژاد در اخر دولتش بیشترین اشتیاق علاقه را برای نزدیکی بغرب داشت و خامنه ای به او اجازه ندارد بروش خودش - اقدام ناگهانی و سریع - بسمت امریکا برود و او را از پروندۀ هسته ای کنار گذاشت. و الا خامنه ای چرا باید از دوقطبی اسلام رادیکال خودش با اسلام رحمانی بترسد. بلکه اگر مطمئن بود که احمدی نژاد برای تقویت گفتمان او خواهد آمد استقبال هم می کرد و باعث رونق انتخابات هم می شد که یکی از نگرانی های همیشگی اش عدم شرکت گسترده در انتخابات است.
مازیار راجع به اقدام مسیح علی نژاد نظرم مثبت است و منطق - همراهی مشوق با روحانیان برای ایجاد تغییرت در آزادی های زنان - مخالفانش را ابتر و غیر مؤثر می دانم. زیرا موضوع زنان در اسلام یک مورد سیاسی نیست که با دادن امتیاز به آخوندها تغییر موضع بدهند. بلکه موضوعات مربوط به ستیز با زنان زیر بنای فلسفی قدرت روحانیان است و فقط با سقوط از قدرت قابل حل است و این سقوط هم تنها با تنبیه و منزوی کردن و بی آبرو کردن شان در جامعۀ جهانی قابل حصول است. پس موافقم که زنان مهمان در جمهوری اسلامی چه سیاستمدار و چه ورزشکار و چه هرچه نباید زیر بار حجاب فرمایشی به ایران سفر کنند. یا...هو

عسکر گفت...

متاسفانه باید گفت که آقای احمدی نژاد نه تنها از اصلاح طلبی و اعتدال گرایی مورد تایید مقام معظم رهبری فاصله گرفته، بلکه ایشان ظاهرا هیچ اعتقادی به دو جناح اصلی این نظام ندارد
. . . . .
فقط می توانم بگویم که متاسفم
. . . . .
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام روحانی از سال 1384 متوجه نیت احمدی نژاد و مشایی شده بودند و به همین دلیل بود که حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی بارها و بارها در خصوص جریان انحرافی (مشایی و احمدی نژاد) اقدام به روشنگری کردند تا عوام الناس و مردم ساده لوح، فریب نخورند.
. . . . .
به همین دلیل است که همواره گفته ام که همه ما مردم ایران، زندگی و خوشی و آب و نانی را که می خوریم مدیـونـیـم به بزرگوارانی همچون حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و آقای دکتر علی اکبر ولایتی
. . . . .
خدایا خودم رو به دست تو می سپارم
خدایا کمکم کن که افسارم به دست انسانهای ناصالح و ناشایست نیافتد بلکه در دستان افراد مومن و خداجو بیافتد

ناشناس گفت...

سلام
در ضمن عجب عکس جالبی
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

احمدی نژاد باهوش است ولی یک روانی تمام عیار هم هست. برام عجیب بود که دلقک از طرفداران سکولار احمدی نژاد نوشت! سکولاریسم و احمدی نژاد چطور ممکنه با هم جمع بشن؟! یعنی احمدی نژاد طرفدار سکولار دارد؟!

منشا فکر و پدر معنوی احمدی نژاد آیت الله مصباح هست که گفته رای مردم وقتی ولایت فقیه هست ارزشی نداره و مهم نیست. از نظر آیت لله مصباح باید جمهوری اسلامی تبدیل به حکومت اسلامی شود. احمدی نژاد با توجه به این افکار و همچنین ایده مکتب ایرانی-اسلامی مشایی به مدلی از حکومت داری اعتقاد دارد که به عقل جن هم نمی رسد و معجونی است از حکومت تعداد معدودی از نخبگان مقرب امام زمان. و این نخبگان هم از نظر احمدی نژاد خودش مشایی و تعدادی از دوستان نزدیکش هستند. این پروپاگاندا رو هم که احمدی نژاد رای بالایی دارد رو بیندازید دور. درست است که مردم از روحانی و عملکرد تیمش راضی نیستند ولی کاملا هم از احمدی نژاد و بلاهایی که سرکشور و مردم آورد متنفر هستند و قطعا به او رای نخواهند داد.

در زمان احمدی نژاد وضعیت فرهنگ و آزادی اجتماعی بسیار وخیم و روبه احتضار بود مگر یادتان نمی آید تمام نهادهای فرهنگی در دوره او توقیف و بسته شدند. خانه سینما بسته شد. بسیاری از فیلم ها توقیف شد. بسیاری از کارگردانان سینما کارشان رو سالها تعطیل کردند و هیچ فیلمی نساختند مجمع روزنامه نگاران بسته شد. به هیچ حزب اصلاح طلبی مجوز فعالیت داده نشد و بسیاری از فعالان سیاسی و فرهنگی و مدنی دستگیر و روانه زندان شدند. در دوره احمدی نژاد هر سال تابستان بساط گشت ارشاد فراهم بود. برای دخالت و بازرسی و سرک کشیدن نیروهای بسیج در خانه ها و خودروهای مردم مجلس قانون رسمی در دوره احمدی نژاد تصویب کرد. در تمام ایران فضای امنیتی خفقان و فاشیستی سنگین حاکم بود همه اینها رو مردم یادشان است.

احمدی نژاد تمام شد. تا سال 1400 ایران بسیار تغییر کرده است و اصلا فضا در ایران طوری خواهد بود که آمدن کوتوله ی روانی ای مانند احمدی نژاد بیشتر باعث خنده و تفریح و جوک سازی مردم خواهد شد.

ناشناس گفت...

صاحب وبلاگ من یه کامنتی راجع به احمدی نژاد دیروز فرستادم ولی هنوز خبری ازش نیست. فکر میکنم اساسا وبلاگ از نظر فنی دچار مشکل هست چون خود وبلاگ هم خیلی کند بارگذاری میشه. شاید به علت استفاده زیاد از لینک به سایتهای دگیر و عکس و ویدئو باشه. بخش نظرات هم که معلوم نیست درست کار میکنه یا نه. و حتی من الان مطمئن نیستم که همین یادداشت رو هم که الان نوشتم ارسال میشه یا نه.