ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه

علم الهدی و شریعتمداری درست می گویند؛ اما آیت الله خامنه ای هم چاره ای جز زهرنوشی پیاپی ندارد. منصف باید بود!

Image result for ‫علم الهدی و شریعتمداری‬‎

1- علم الهدی گفته است برجام و اف ای تی اف و قرادادهای نفتی سه لکۀ ننگ تصمیم گیری های اخیر مجالس نهم و دهم و دولت حسن روحانی است و باعث از دست رفتن انقلاب خواهد شد. شریعتمداری هم دقیقاً همین حرف را امروز زده و گفته که خط مشی فعلی نفوذ "اومانیسم سکولار" را افزایش داده و مسبب از دست رفتن ایدئولوژی خواهد شد. انصاف و جوانمردی را اگر رعایت بکنیم - که حتماً باید رعایت بکنیم اگر می خواهیم کشورمان از تحجر شریعت رها شود - حرف علم الهدی و شریعتمداری و همۀ جبهۀ "انقلاب مدام" بدون ذره ای تردید منطبق بر واقع است و مو لای درزش نمی رود. زیرا هم برجام باعث شکسته شدن اتوریتۀ هسته ای جمهوری اسلامی شده و هم اف ای تی اف سبب محدود شدن فعالیت سیاست خارجی منطقه ای و اقتصاد هیئتی و رانتی خواهد شد؛ و هم قراردادهای نفتی دارای نقاط ضعف عمده ای در واگذاری حاکمیت ملی است.

2- اما مشکل آیت الله خامنه ای هم چیز کم و کوچکی نیست. و آن این است که کشور از نظر اقتصادی ورشکسته و تولید داخلی مضمحل و بیکاران و ناراضیان بسیار در صفند. خامنه ای یا باید تن به قواعد بازی جهانی بدهد تا بتواند حکومتش را از شورش و سونامی ملت به عصیان آمده و منتظر گشایش در کار وبار و امکانات زیست حداقلی نجات بدهد؛ و یا باید در انتظار سونامی اعتراضات مردمی بماند. و این در حالی است که سیاست های منطقه ای و خارجی جمهوری اسلامی هم در رابطه با همۀ اهدافش شکست خورده و به بدترین وضعیت ممکن که دشمنی اعراب مسلمان سنی باشد دچار شده و به بن بست کامل رسیده است. لذا الان دیگر خیلی دیر است برای جلوگیری از آن سه لکۀ ننگ. و اگر انقلابیون زوری داشتند باید در همان جام زهر اول برجام بمیدان می آوردند و نمی گذاشتند توافق انجام شود. برجام مثل 100 می ماند در مقابل 90 اف ای تی اف و 80 قراردادهای نفتی در خوانش ضرب المثل چو صد آید نود هم پیش ماست.

3- من اظهار همدردی می کنم با انقلابیون و ناراحتی و عصبیت بحق آنان را درک می کنم. زیرا خامنه ای به آنان اطمینان داده بود که اولاً یک انقلابی است و نه دیپلمات و ثانیاً نخواهد گذاشت جمهوری اسلامی حکومت متعارف شود مثل هر حکومت متعارف امروزی در جهان. اما انتظار دارم که علم الهدی و شریعتمداری هم انصاف بخرج بدهند و اینقدر عصبی نشوند از جام زهرنوشی های پی در پی آیت لله خامنه ای. چون او هم اگر چاره ای داشت حتماً زهرنوشی را شروع نمی کرد. آخر کدام آدم عاقلی داوطلبانه زهر می نوشد که خامنه ای را چنین متهم می کنند.

4- حالا شماها می آیید و بمن می گویید که علم الهدی و شریعتمداری همۀ اعتراض و داد و بیدادشان متوجه روحانی است و آنان خودشان را حامی خامنه ای معرفی می کنند و می خواهند خواسته های او را پی بگیرند. پاسخ من بشما این است که بشنوید و باور نکنید: زیرا در ایران از قدیم الایام همیشه شخص اول مملکت خط قرمز بوده در مخاطب قرار داده شدن انتقادی. در عبارتی عریان تر از و اقعیت اینطور می توان گفت که در ایران همیشه پالان را می کوبیدیم بجای خر. همانطور که اصلاحطلبان و مخالفان خامنه ای هیچگاه جرأت خطاب مستقیم به او را نداشته اند و ندارند. این موضوع در مورد اصولگرایان تندرو هم صادق است. آنان نیز ناگزیرند در غیر چاپلوسی و تعریف و تمجید از رهبر یک جایگزین - اینک روحانی - پیدا کنند با تاکتیک بدر بگویند که دیوار بشنود. این همان تاکتیکی است که اعتدالیون و اصلاحطلبان هم بکار می برند و هر نق و نوق خودشان را به کلمه و جمله ای از انبوه هذیان های خامنه ای وصل می کنند تا با استناد به "در راستای منویات رهبری" نظرشان را مطرح کنند و می کنند.

5- اما توسل به نام خامنه ای از سوی علم الهدی و شریعتمداری یک وجه سیاسی محض هم دارد که می خواهند نام خامنه ای را خط بزنند از جام زهرهای پیاپی تا بتوانند اولاً امیدوار باشند که خامنه ای زیاد هم گل و گشاد نکند خودش را در این شرایط اضطراری؛ تا بلکه با لِکّ و لِکّ - اعتراض شدید من به روحانی قلابی همینجاست - از این سونامی جام زهرنوشی بگذرند و دوباره کلون پشت درهای کشور را بیاندازند این بار محکمتر. اما اعتقاد راسخ دارم که تلاششان بیهوده است و خامنه ای بدجوری ترک خورده و دیگر قابل بندزنی نخوهد بود بعد از این سه لکۀ ننگ عمده. البته خوشحال نیستم که با فریبِ استقلال خواهی کشورم را به اضمحلال فعلی دچار کرده و به تسلیم بی اراده تبدیل کرده اند. اما چون غیر از این راه دیگری وجود ندارد برای "یک کمی زندگی در همین حوالی" (ایران) شادی می کنم بر استیصال خامنه ای و جیغ های بنفش علم الهدی و شریعتمداری. و جلزّ و ولزّهر دو نفر را دوست دارم! یا...هو 

پی نوشت: امروز جمعه تقریباً همۀ امام جمعه های شهرهای کوپک و بزرگ و مرکز و پیرامون در مورد پذیرش FATF از سوی نظام ناله و چسناله کرده اند و حتماً دستور مرکز بوده که بیاندازند گردن روحانی و خامنه ای را اینبار هم بری از مسئولیت معرفی کنند. یا...هو

۸ نظر:

ناشناس گفت...

بسته شدن تمام درها برروي خامنه اي و سپاه عواقب خطرناكي دارد. مثال گربه اي كه تا گوشه ديوار گير مي افتد، شروع به پنجه انداختن و حمله ميكند ولي قبل ازآن از هر راهي كه بتواند فرار كند، خود را از رودررويي نجات مي دهد. روزي كه همه درها بسته شود، همه اركان حكومت با هم خواهند بود. از راستِ راست تا چپِ چپ! مثل هميشه تاريخ ايران اين جان و مال و ناموس مردم ايران است كه در خطر مي افتد و نابود ميشود. بيمناكم! بيمناك!

ناشناس گفت...

پس شما اثری از فشارهای احتمالاْ پشت پرده روحانی برای پذیرش این جام زهرها نمی بینید؟

ناشناس گفت...

ممنون تیمسار عزیز. من خواننده خاموش شما هستم. خیلیها مثل من هستند. خیلی از این به اصطلاح مفسرین سیاسی فقط شرح وقایع میدن و مخاطب خسته و ناامید میکنند. خوندن متن های شما به ادم یاد میده خبرهای عالم سیاستو واقع بینانه تر و بهتر و عمیق تر تفسیر کرد. من از این بابت بینهایت از شما سپاسگزارم. ممنون که مینویسی.

ناشناس گفت...

دلقک من بهت قول میدم که خوردن جام زهر FATF را آنقدر به تاخیر خواهند انداخت تا برای خودش تبدیل به 1000 شود در مقابل 100 برجام.
از همین الان هم اسراییل و عربستان دندان تیز کرده اند برای زمان بعد از اوباما تا به کمک رهبران همیشه احمق ایران طوری کمر اقتصاد کشور را بشکنند که تا دو سه دهه دیگر اقتصاد ایران نتواند به حالت عادی برگردد چه برسد که اقتصاد بخواهد توسعه پیدا کند. میدانی چرا مطمئن هستم. چون توصیه های این سازمان FATF در طول زمان دقیق تر و گسترده تر شده است و در ضمن چون روسیه و چین هم نمی توانند تصمیمات این سازمان را وتو کنند و توصیه های این سازمان خود به خود تضمین اجرایی دارد در آینده کشورهای غربی و در راس شون آمریکا جهت تحت فشار گذاشتن ایران به جای اقدام از طریق شورای امنیت سازمان ملل که قطعا با مانع روسیه روبرو میشود از طریق این سازمان عمل خواهند کرد. و از طرف دیگر ایران هم کشور رهبران احمق است که فقط به امروزشان فکر می کنند و مثلا به 2-3 سال دیگرشان فکر نمی کنند. بنابراین باز هم این قضیه را کش خواهند داد تا روزی که با اشاره رهبر بعدی آمریکا این سازمان توصیه دیگری را اضافه کند که اطلاعات هر تراکنش بالاتر از یک میلیون دلار باید به این سازمان ارسال شود. در آن روز ایران قطعا اطلاعات نخواهد داد و در عرض چند روز از نظام مالی جهان اخراج خواهد شد و در عرض چند ساعت قیمت دلار دو برابر خواهد شد بدین معنا که نصف ثروت نقدی کشور در چند ساعت ناپدید خواهد شد و زنجیره ای از اتفاقات رخ خواهد داد که نهایتش به سر دار رفتن دونه به دونه همین افرادی است که الان دارن با FATF و برجام مخالفت میکنن به دست مردم خشمگین و شورش کرده که به علت بی ارزش شدن پول با یک گونی پول ایرانی نمی توانند 10 عدد نان بخرند.

اما در مورد این قسمت حرفت:
"همانطور که اصلاحطلبان و مخالفان خامنه ای هیچگاه جرأت خطاب مستقیم به او را نداشته اند و ندارند"
قطعا حافظه تاریخی خوبی نداری دلقک. البته از یه لحاظ هم شاید درست بگی. از این نظر که اگر منظورت همین دار و دسته اصلاح طلبان فعلی باشه که از صفدر و توله اش گرفته تا عارف و برادرش مشغول رانت خواری و خوردن از نظام و ژست نمایشی اصلاح طلبی گرفتن هستند، بله درست میگی. ولی در زمان خاتمی افرادی بودن که من ترجیح میدم بهشون بگم رفرمیست (هر چند شاید یکی از ترجمه هاش بشه همون اصلاح طلبی) که بحث کنار گذاشتن ولایت فقیه و تشریفاتی کردن این مقام رو داشتن یا برخی که بحث شورایی کردن رهبری رو مطرح میکردن. ما در همین ایران افرادی رو داشتیم که قصدشون رفع مشکل اصلی ایران یعنی ولایت فقیه بود. خیلی از اونا دستگیر شدن و خیلی ها مجبور به فرار از ایران شدن. عارف و دار و دسته اش و حتی خود خاتمی رو میشه حداکثر میانه رو نامید و نه اصلاح طلب. روحانی و دار و دسته اش هم اصولگرای میانه رو هستن. ما در حال حاضر هیچ نیروی مطرح واقعی رفرمیست در ایران نداریم. خود شما دلقک هم بیشتر یک میانه رو محسوب میشید حتی با وجودیکه خودتون رو همینطوری معاند مطرح میکنید. چون معاند یعنی کسی که به جد با هدف سرنگونی هر چه سریع تر علیه یک حکومتی فعالیت میکنه. شاید اگر مثلا طرفداری تون از افرادی مانند روحانی و قالیباف نبود میشد با ارفاق میشد شما رو رفرمیست در نظر گرفت. چون نهایت اتفاقی که با روش شما در ایران خواهد افتاد اینست که مثلا 25 سال دیگر حکومتی از همین آخوندها سرکار بیاید که بی خیال حجاب خانم ها و برگزاری کنسرت شود ولی مسئله اصلی یعنی قدرت و پول و اقتصاد و رانت همچنان در اختیار آنها خواهد ماند و ایران هیچ وقت تا زمانی که گروه فعلی از قدرتمندان بر سر کار باشند روی پیشرفت واقعی را نخواهد دید و حداکثر به صورت لاک پشتی سالی 4-5 درصد رشد اقتصادی خواهد بود و 70-80 درصد پول نفت به جیب همین آقایان و آقازاده ها خواهد رفت.

ناشناس گفت...

سلام تیمسار
من هم این جلز و ولز را دوست دارم اما - این اما مهم است - فرق اینجاست که تندرو ها حتی اگر دولت هم روی کاغذ تن به شرایط خارجی ها بدهد, بالاخره به صورت زیرابی و یا در دولت بعدی زیر قائده بازی می زنند و این بسیار خطر ناک است مخصوصن اگر ترامپ رئیس باشد.
من پایان راه را از طریق نه استحاله بلکه بن بست سیاسی/اقتصادی نظام می دانم.
ممنون
شهریار سیرک

ناشناس گفت...

حمیدرضا عارف آقازاده عارف می فرمایند که رانت خواری نکرده اند!:
http://meidaan.com/archive/6537

قابل توجه اینکه پدر ایشون چند سال قبل تر از این جریان وزیر مخابرات بوده و حتما آقازاده ایشون اولین فرد در ایران بوده که از برنامه های وزارت مخابرات مانند توسعه شبکه تلفن همراه باخبر میشده این یعنی رانت اطلاعاتی. حالا رانت اصلی بماند که چگونه دولت ایران تنها با شرکتی قرارداد بست که آقازاده عارف معرفی کرده بود!

قضیه برنج های آلوده چند سال پیش یادتونه؟ که همه در ایران آلودگی برنج ها رو تکذیب کردن حتی زمانیکه خود هندی ها هم چند نوع از برنج هایشان رو که اتفاقا همان هایی بودند که وارد ایران شده بودند رو آلوده اعلام کردند وزرات بهداشت ایران اعلام کرد آزمایشات هندی ها اشتباه بوده! بد نیست لینک زیر رو هم ببینید تا به عمق فساد در دستگاه های مختلف دولتی آشنا بشید:

https://www.youtube.com/watch?v=mJxXDkmVJ4k

ویدئو بالا برنامه VOA هست که تمام ادعاهای مطرح شده رو با فیلم های ضبط شده از خود تلویزیون ایران و روزنامه ها و نامه های رسمی مستند میکنه.

فساد کاملا ساختاری و به قول توکلی که خودش از رانت تحصیلی برای گرفتن دکتری استفاده کرده (خودش اعلام کرده که برای گرفتن بورس تحصیلی از رهبر نامه گرفته) فساد در ایران سیستمی هست. این هم در مورد اصلاح طلبان فعلی صادقه و هم دار و دسته روحانی و هم اصولگرایان. اصولگرایان گردن کلفت مثل موتلفه و گروه های دیگر از رانت های اختصاصی واردات و صادرات در بازار استفاده می کنن یا توسط رهبر کنترل نهادهای اقتصادی مهم به دست آنها سپرده شده که قطعا درجه فسادی در آنها به دلیل عدم نظارت حاکم هست که اگر روزی افشا بشه مردم اصلا باور نخواهند کرد. جالبه خیلی از مواقع برای فسادهای خودشون قانون تراشی میکنند تا اگر احیانا (احتمال کمتر از 1 درصد) روزی کسی خواست کارهاشون رو بررسی کنه به راحتی قصر در برن که از جمله نمونه های خوبش که الان مطرح هست واگذاری های شهرداری تهران هست. به هر حال تا این حکومت بر سر کار هست داستان چاپیدن دورهمی همین خواهد بود حتی اگر حکومت جمهوری اسلامی امام زمانی دوباره کاباره ها و میخانه ها را در لاله زار برپا کند.

ناشناس گفت...

خوب مردم هم از بحران اقتصادی رنج می برند همراه اخوندا. باعث عقب ماندگی ما می شود این تحریم ها.

عسکر گفت...

آقای مدیر وبلاگ ، آقای مدیر وبلاگ ، آقای مدیر وبلاگ
. . . . .
حضرتعالی در مقاله قبلی خود نوشته اید:
" ما دیگر نیازی به ناز کشیدن از روحانی نداریم. زیرا فشار از بیرون اهداف ما را پیش خواهد برد و این روحانی است که باید بدنبال ما بدود "
. . . . .
خیلی خیلی متاسفم شدم و همچنین دلخور شدم از نگاه شما به افکار و اهداف و ایده ها و آرمانهای شخصیت اندیشمند ، حقوق دان و صاحب سبکی مثل حجت الاسلام حسن روحانی که وجودشان همواره برای بنده و امثال بنده، منشأ نعمات و برکات فراوان بوده است.
. . . . .
بنده و خانواده ام بارها و بارها در مقابل حاج آقا روحانی سر تعظیم فرود آورده و فرود می آوریم و همواره خود را مدیون ایشان و برادر بزرگوارشان دانسته و می دانیم و ضمنا "ناز ایشان را کشیدن" را نه تنها عیب نمی دانیم، بلکه برای امثال بنده افتخاری تاریخی است.
. . . . .
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست