ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۱۳, چهارشنبه

سه سال دلخوش به زبان درازی روحانی بودم. دیشب اما آنرا هم گویا داداش فریدون بریده بود هدیه به خامنه ای!

یالثارات پس از لغو مجوز منتشر شد!
دیروز خبر توقیف. امروز انتشار شمارۀ جدید

مصاحبه؛ سخنرانی؛ گزارش؛ درد دل؛ بحث کارشناسی؛ میزگرد مطبوعاتی و ... هر نامی را می شد به حرف های دیشب حسن روحانی داد با یک صفت مشترک: "فاجعه". بعبارت مشخص تر نحوۀ صحبت تلویزیونی دیشب رییس جمهور اسلامی ایران هم از جنبۀ شکلی - بدون قالب مشخص از نظر ژانر مطبوعاتی - و هم از منظر محتوا - مسایل و موارد مطرح شده و نحوۀ بیان آن - یک افتضاح بتمام معنا بود و از آن گزاره های - عسس بیا من را بگیر - که ترجمۀ تحت اللفظی اش می شود اینکه روحانی رییس جمهور بعدی جمهوری اسلامی نخواهد بود. هرچند حتی یادآوری صحنه های چندش آور مصاحبۀ دیشب روحانی هم بسیار آزار دهنده است اما ناگزیر را گریزی نیست و باید طبق وعده ام بشما نگاهی پراکنده بیاندازم به برخی دقایق این گفتگوی شرم آور.

1- همانطور که از اولین صحبت روحانی در تلویزیون بعد از ریاست جمهوری گفته ام گفتگوی تلویزیونی ایشان هیچ ژانر مشخص و تعریف شدۀ مطبوعاتی را تعقیب نمی کند و یک هشالهفی است از مصاحبه و تک گویی و روده درازی و مسخره بازی و دست انداختن مخاطب. در حالیکه اسم برنامه "گزارش رییس جمهور به ملت" است اما در عمل ما گزارشی را شاهد نیستیم. نمونه بیاورم تا متوجه فرق گزارش به ملت  با این بسخره گرفتن ملت را متوجه بشوید. گزارش بملت در نمونۀ خارجی گزارش های رادیویی روتین ریاست جمهورهای امریکاست؛ و نزدیک ترین نمونۀ ایرانی اش گزارش های تلویزیونی شادروان مهندس مهدی بازرگان در دولت موقت. ترتیب آن هم چنین است که رییس جمهور رو به دوربین تلویزیون یا میکروفون رادیو می نشیند و اهم مطالب مورد تشخیص خودش یا مورد سؤال و انتظار ملت را با اولویت اهم و مهم بیان می کند. اهمیت و برتری این گونه گزارش دادن در این است که بدلیل در اختیار گرفتن زمان و موضوع از سوی رییس جمهور هیچ موضوع مهمی از قلم نمی افتد و هیچ زمان بیخودی به سفسطه و مغلطه تلف نمی شود. مورد مهم دیگر در گزارش بملت لحن و طرز بیان رییس جمهور است که قطعاً و باید از هر نوع تکلف ادبی و لغت پردازی و پیچیده کردن مفاهیم خالی باشد؛ و رییس جمهور در کسوت یک دوست و یکی از مردم مخاطب خودش با صمیمیت گویش های رفیقانه فاصلۀ مقام خودش با ملت را حذف و آنان را به اطمینان از حرف هایش و اعتماد بخودش ترغیب می کند.

2- البته نه اینکه حسن روحانی و مفت خوران اطرافش چنین عیبی را نمی دانند یا نمی شناسند. برعکس آنان بسیار بهتر و بیشتر از هرکسی می دانند که این نوع مصاحبۀ تلویزیونی بسخره گرفتن مخاطب آگاه است. اما با عمد و انگیزۀ مشخص چنین پلتفرمی از برنامه را انتخاب می کنند. زیرا این نحوه مصاحبه به مصاحبه شونده امکان می دهد تا اولاً خودش را دموکرات و دیالوگ محور قالب کند تا مونولوگ باور. چون در نزد روشنفکران جوامع عقب مانده هرگونه خطابه بسمت آنان و مردم با انگ "خودگویی و خود خندی به به چه هنرمندی" مواجه می شود. ثانیاً هنگام نشاندن دو نفر ابله - بنام خبرنگار - در جلو خود چنین القاء می کنی که گفتگو چالشی است و رییس جمهور از نترسی و حاضر جوابی است که تن به چنین شکلی از گفتگو داده است. ثالثاً وقتی گفتگو می کنی این امتیاز را داری که خودت مجبور از طرح سؤال و اولویت دادن ان و سپس پاسخ به ملت نیستی و این را بگردن خبرنگاران حاضر می اندازی و خودت با کش دادن پاسخ ها و زدن بصحرای کربلا در موضوعات مورد نظر خودت زمان را می کشی تا مصاحبه به سؤالات مهم و اصلی که پاسخی هم برای آن ها نداری نرسد. و در نهایت با اظهار مشترک با خبرنگار که "وقت نشد فلان موضوعات مطرح شود انشاءالله در آیندۀ نزدیک فرصتی دوباره فراهم کنیم و به باقی ماندۀ پرسش ها هم بپردازیم." مصاحبه را بدون کمترین خطری تمام می کنی. بعنوان شاهد عینی در مورد همین مصاحبه: چون کشور در وضعیت قفل استراتژی منطقه ای گرفتار شده و حکومت منفعل است. اجازه داده نشد که در رابطه با سیاست منطقه ای دولت و چگونگی رویارویی اش با عربستان و تحرکات جدید اعراب سؤالی طرح شود.

3- اما از جنبۀ بیانی و زبانی نیز این گفتگوی روحانی یک عقبگرد مطلق بود نه تنها نسبت بزمان احمدی نژاد بلکه حتی نسبت به گفتگوهای بهتر سال های قبل خود روحانی. این را هم قبلاً بارها گفته و شکافته ام که یکی از نشانه های قطعی و غیرقابل تردید پی بردن به قلابی یا اصل بودن مسؤلان رده بالای اجرایی در حد رییس جمهور و وزرا دقت در یک "دو کلمه ای شروع کنندۀ منحوس و خطرناک و احمقانه ای است" بنام "ماباید...". به این معنا که هرگاه رییس جمهور یا وزیری را دیدید که در مقابل سؤال مشخص پاسخشان را با "ما  باید..." شروع کردند شک نکنید که او قلابی است و عوضی در آن سمت قرار گرفته است. زیرا سؤال از رییس جمهور برای درخواست نظر کارشناسی دادن نیست بلکه برای پاسخ به اقدامات انجام شده است. مصاحبۀ دیشب حسن روحانی در 4 پنجم وقت مصاحبه به پاسخ های "ما باید ..." حسن روحانی تلف شد. در حالیکه او در نقش کارشناس - آن هم در پیتی - در آن جایگاه قرار نگرفته بلکه او مسئول اجراست و فقط مجاز و موظف است که اقدامات انجام شده اش را بگوید اگر کاری کرده؛ و موانع ناکامی اش در آن حوزه را بگوید اگر اقداماتش بنتیجه منجر نشده. وقتی از روحانی راجع به فیش های حقوقی سؤال شد او مجاز نبود مجدداً قصۀ حسین کرد شبستری - در حد تهور آوری تکرار شده - ماباید شفاف کنیم و قانون را عوض کنیم و متخلفان یک در هزار مدیران هم نیستند و از این مزخرفات تکراری پاسخ مطول بدهد. او باید مشخصاً و کوتاه می گفت که بله اقدامات تصحیح زیربنایی این اشکال بروز کرده را شروع کرده ایم و در حال حاضر هم ایکس تعداد مدیر را برکنار و ایگرگ تعداد را منتظر خدمت و زد تعداد را به قوۀ قضائیه معرفی کرده ایم و پاکسازی در حال اتمام است و آمار دقیق با معرفی متخلفان را ظرف دو هفتۀ آینده منتشر خواهم کرد. و البته حتماً باید در اینجا می گفت که از فرصت استفاده کنم و راجع به بردارم هم که مشاور من است و شبهات و اتهماتی مطرح شده توضیح کوتاهی بدهم. البته هرچند خودم از عملکرد او مطمئنم. اما  دستور رسیدگی دقیق هم داده ام و نتیجه را بزودی اعلام خواهم کرد.

4- حوصله و وقت و رغبتی هم ندارم برای ادامۀ این شو واقعاً شرم آور. و الاً کلمه بکلمه و فریم بفریم مصاحبۀ دیشب روحانی استعداد کوبنده ترین نقدها را دارد. اما قبل از رفتن بسراغ فراز پایانی از دو نمودار و یک تصمیم اداری و یک تصمیم استراتژیک او در مصاحبۀ دیشب هم بگویم تا ببینم که در نیمۀ پر لیوان هم می توان چیزی یافت! یک نمودار کمّی او مربوط به تولید نفت و افزایش صادرات بود که مقدمات افزایش تولید از اول دولت روحانی - در سه سال پیش - شروع شده بود زیرا روحانی مطمئن بود که نظام در شرایطی نیست که توافق با غرب شکست بخورد. بنابراین ادعا و پروپاگاندای او در افزایش یک میلیون بشکه ای تولید نفت در چندماه گذشته دروغ بود و بازگشت بظرفیت تولید قبل از تحریم از سال 92 آغاز شده بود. در مورد افزایش صادرات نفت هم اگر روحانی دقیق گفته باشد - ما که دسترسی به اسناد فروش نفت نداریم - عمل مهمی انجام نداده است. زیرا فروش بیشتر نفت وقتی اقدام خوب و قابل پز دادنی بود که ایران می توانست بهمان بازارهای از دست داده اش در هنگام تحریم برگردد. بعبارت دقیق تر ایران نتوانسته بازارهای اروپایی نفت از دست داده اش را مجدداً تصاحب کند. بلکه فروش بیشتر نفتش به هند و چین و نهایت مشتریان آسیایی بوده و تنوع بازار فروش ایران را محدود و آسیب پذیر کرده است. ضمن اینکه فروش نفت به اروپا یک امتیاز سیاسی هم است که از دست داده ایم.

5- اما در مورد پیشی گرفتن صادرات غیر نفتی از واردات در چهار ماهۀ اول 95 - با اعتماد به آمارها و بدون ورود به بحث کشدار چه چیزهایی صادرات غیر نفتی حساب می شوند - هم اتفاق مبارکی نیفتاده. زیرا علت پایین آمدن واردات تعطیلی کارخانه و کارگاه ها و عدم واردات مواد اولیه و ماشین آلات و سایر ملزومات آنان بوده و بعلاوۀ نیمه تعطیل شدن تولید در کارخانه های فعال باقیمانده بدلیل پر بودن انبار ها و کم شدن اجباری تولید و در نتیجه عدم نیاز به مواد اولیه و مواد و قطعات واسطۀ جدید. مورد تفکیک مجدد سازمان اداری و استخدامی از سازمان برنامه و بودجه هم که روحانی پز داد عمل مهمی نیست و اگر هم پزی باشد مربوط به افشاکنندگان فیش های حقوقی است. زیرا بعد از زوم کردن روی تقصیرات نوبخت در عدم کنترل این زیاده خواری ها او عذر آورده که کارش زیاد است و نمی رسد و روحانی چاره را در جداسازی دو سازمان دیده که مفری هم باشد برای تبرئۀ نوبخت از عدم انجام وظیفه اش در نظارت بر پرداخت های نجومی. تنها مورد پز دادنی در حرف های روحانی پروژۀ هفت میلیارد دلاری احیاء و صیانت از آب است که اگر درست اجرا شود و جواب بدهد - چون خیلی ها معتقدند در برخی مناطق دیر شده - می شود یک کار زیربنایی و اساسی. اما در همین اختصاص بودجه برای آب هم یک سؤال بی پاسخ مانده این است که برداشت از صندوق ذخیرۀ ارزی برای آب چه نیازی به کسب اجازه از مقام رهبری دارد. مگر نه اینکه صندوق قانون و آئین نامه دارد و راه هرگونه برداشتی  بری مصارف گوناگون را روشن کرده. تازه اگر هم استثنایی بر قاعده باشد این مجلس است که باید مجوزهای استثنائات را تصویب کند و نه خواب نما شدن خامنه ای. در همین بخش آب روحانی یک گردنی هم گرفت راجع به احیای دریاچۀ ارومیه و چکی آنرا ریخت بحساب جاری خودش و برای بیننده معلوم نکرد چه مقدار از وضع دریاچه به سال پر بارش امسال ربط دارد و چه مقدار مربوط به برنامه ریزی های علمی و فنی دولت.

6- اما چرا اینقدر موشکاف و بدبینانه به عملکرد سه سالۀ روحانی حمله کرده ام به این علت بدیهی است که ما او را در کیسۀ مادرش رفسنجانی به این دلیل ارتقاء دادیم که بتوانند سهم زندگی اکثریت مدرن جامعه را اولاً نجات، ثانیاً حفظ و ثالثاً افزایش بدهند. اما اینک متوجه شده ایم که آنان با رأی مدرن ها در زمین متحجران بازی کرده و می کنند. اولاً که جفت حضرات شان عنوان مقام معظم رهبری و مدح و ثنای ایشان از زبان ذکرشان نمی افتد. ثانیاً در مقابل تضییقات و هجوم های وحشیانه و بی آیروی متحجران به زیست مدرن ها اعم از سبک زندگی و کنسرت و هنر و دانشگاه و مطبوعات و ... نه تنها مقاومتی نمی کنند بلکه در خیلی از موارد با سکوتشان تأیید و با رفتارشان تقویت می کنند. در حالیکه اگر روحانی قول لیبرال نداده بود و خودش را عاشق دلخستۀ دانشگاه نشان نداده بود قطعاً کسی به او بعنوان مدیر اجرایی صرف - آن هم نیست - رأی نمی داد. زیرا اولاً او یک آخوند است و جزو الیگارشی و به اندازۀ کافی بدنام در بین مدرن ها. ثانیاً کسی است که همیشه آدم درجه دومی بوده و حتی یک اقدام اجرایی جزیی هم در کارنامۀ قبل از ریاست جمهوریش نداشته. ثالثاً او یک مهرۀ امنیتی ناخوشنام بوده و مدرن ها کمترین قرابتی با امنیتی ها ندارند. پس او به این خاطر انتخاب شد که بدلیل جایگاهش در داخل ایدئولژی مثل اسب تروا عمل کند و اگر هم نمی خواهد بزند داغون کند حداقل دوپاپاسی آزادی زیست بیشتری تحصیل کند برای تنفس مردان و زنان. 

7- اما طرفه اینکه روحانی پس از عدم اقدام بهیچکدام از وعده های انتخاباتی اش و حالا که مجلس سرگردان را هم به رفقای اصولگرایش فروخت خودش هم تصمیم قطعی گرفته که بخزد بزیر عبای مقام معظم رهبریش و اصولگرا بودن خودش را برخ رأی دهندگان مدرنش بکشد. او دیروز با انتخاب مرتضی حیدری برای بازی در گفتگوی تلویزیونی این پالس را کامل کرد. چون مرتضی حیدری مجری محبوب احمدی نژاد بود و مدرن ها از همان موقع کینه و بددلی تمامی را از ایشان دارند و قبول نمی کنند که رییس جمهور منتخب آنان هم رودرروی حیدری بنشیند. البته نتیجۀ همۀ این خودزنی یا خسته شدن روحانی است و دیگر نمی خواهد کاندیدای ریاست جمهوری 96 شود و یا اتفاقاً می خواهد و با اطمینان از انتخاب شدن ناچار - بارها اعلام شده این روزها - از سوی اصلاح طلبان؛ می خواهد پایگاه اصولگرایی اش را هم محکم کند که بتواند هم رفقای مرتجع قمش را راضی کند و هم در دور دوم بدهکار مدرن ها نشود که مرتب از اسید پاشی اصفهان بپرسند و از دیوث آیت الله جوادی آملی و تعطیلی یالثارات - بسته نشد که سهل است یکروز هم زودتر از همیشه منتشر شد با توهینی دیگر - و تعطیلی کنسرت و شکسته شدن ساز. اما روحانی اشتباه می کند همانطور که اصلاحطلبان احمق هم اشتباه می کنند. زیرا مردم را من و ما و خودشان و پیام های تلگرامی شان به حس و رأی مشترک می رساند و نه دستور اصلاح طلب و اعتدال. و قطعاً من نخواهم گذاشت این روحانی مجدداً انتخاب شود. یا...هو

۳۲ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک جان مطمئن باش که راهی بهتر از حسن روحانی امنیتی به زیر عبای خامنه ای خزیده برای ایران وجود نداره. عرفی شدن در تمام سطوح به صورت بسیار سریع تر از آن چیزی که انتظارش می رود در حال وقوع است. اتفاقاً آدم برآمده از هزارتوهای قدرتی مثل حسن روحانی با هم شکل نشان دادن خود با متحجران پوششی برای آزدای های اجتماعی و سبک زندگی مردم در جامعه می شود. شاهد این مدعا غیر برنده شدن و غیر اثر گذار شدن مراجع، گشت ارشاد و ... است برای تغییر مسیری که مردم در آن حرکت می کنند. یا لثارات منتشر هم که بشود جامعه با جسارت و سرعتی بیش از پیش به سمت خواست خود حرکت می کند و آن چه به صورت میدانی در ایران مشاهده می شود مردم همان کاری را می کنند که می خواهند و برای حرف هیچ کسی -از جمله خامنه ای و عمله هایش- پشیزی ارزش قائل نیستند. بنابراین چه خوب که این ها در هزارتوهای فاسد خودشون با هم چانه زنی و لابی کنند و مردم هم به سمت خواست های خودشون بروند. وگرنه خیلی از آدم های آگاه در خرداد 92 می دانستند که به یک امنیتی با زندگینامه ای مخفی و مخوف رأی می دهند و به نظر وجود چنین فردی برای جامعه ایران در رهایی از دست هژمونی و اتوریته اقتدار اسلامی مفیدترین راه است. در ضمن دلقک یادت باشد که خود تو هم در رأی 94 می دانستی که ما رأی می دهیم که کسانی را از گردونه تصمیم گیری بیرون بریزیم و البته بسیاری از کسانی را که رأی دادیم هم می دانستیم که مفت نمی ارزند و به درد اداره مرغ های خانه خودشان هم نمی خورند اما هدف ما در حال حاضر کارایی تصمیم گیران نیست که اساساً جمهوری اسلامی آدمی برای تصمیم گیری تربیت نکرده و باقی نگذاشته بلکه هدف نوعی قدرت نمایی مردم و اعلام این است که ما شما را و روشتان و آیینتان را نمی خواهیم آن هم در چارچوب فراهم آمده توسط خودشان. زمان اعتبار این گفته ها را بیشتر محک خواهد زد.

Dalghak.Irani گفت...

البته من به این گل و گشادی که شما می گویی نه جامعه را می بینم و نه منظورم از رأی صرف بیرون کردن ایکس و ایگرگ بود. جامعه را مثل تو نمی بینم به این دلیل که هرروز نشانه های بسیار بیشتری از تضییقات را شاهد هستم. روزی که من از ایران بیرون آمدم توی تلویزیون کم حجابی نشان داده می شود و حساسیتی نبود در حالیکه الان نه تنها چنین نیست بلکه به سینما هم تسری یافته و دارند کل حجاب رسمی را در محیط های اداری و رسمی داعشی می کنند و در ایران کجا اداری و رسمی نیست. فقط چهارتا خیابان شما تهران. روحانی را برگزیدیم که گفت وامی ایستد در مقابل داعشی ها و متحجران را عقب می زند و کیر غول را می شکند و الا می خواستیم روحانی احمق را چکار بکنیم. بدتر از آن رفسنجانی موزمار است که شده عین یک تاپاله تو مجمع خامنه ای مانده و گاهی یک غری می زند. دیوث بازی هم که بخاطر لجبازی با این هاست و الا زمان احمدی نزاد کی جرأت می کرد یا تمایل داشت فضا را چنین دوقطبی علیه مدرن ها کند. نه عزیزم درگیری اگر در هیئت حاکمه باشد باید سر همین چیزها باشد و الا شما از کدام اختلاف حرف می زنی که آنها مشغول زد و خورد باشند و مردم هم راحت و پاکیزه کار خودشان را بکنند. دیوث سیاسی هستند روحانی و رفسنجانی اگر رأی از ما گرفته باشند و حالا زیر خایۀ یالثاراتی ها گرم شوند. یا...هو

پری بلنده گفت...

ناشناس 18:23 الان هر چی بگی فایده نداره. دلقک دلش هوای ریاست جمهوری قالیباف توی 96 رو کرده. از الان تا 30 اردیبهشت اینجا یکی از ستادهای قالیبافه. بعدش دوباره روی جاده منطق می افته.

ناشناس گفت...

شما که میگفتی ایدئولوژی به فاک رفته نه یک بار و دوبار بلکه ده ها بار تکرار کردی. حالا میگی حجاب رو همه جا میخوان داعشی کنن. عزیز من البته که در حال پسرفتیم این قبول ما هم این رو از بس به شما گفتیم زبونمون مو در آورد از ما اصرار و از شما انکار که نه ایدئولوژی کونش پاره شده و آخوندها در حال عقب رفتن هستن. حالا با این وضعیت من میخوام شما را با سوالی که خودتون در پست های قبلی در مقابل انقلابیون و سلطنت طلبان و جمهوری خواهان و جنگ طلبان و سرنگونی طلبان مطرح می کردین روبرو کنم: حالا که روحانی نه پس چه کسی؟ حالا که اصلاح نمیشه کرد پس راه حل شما واقعا کاربردی و قابل اجرای شما چیست؟ شما که وظیفه روحانی رو ساکت کردن خامنه ای می دونستی و نتونست (واقعا آنقدر ساده لوح بودی که فکر میکردی روحانی میتونه خامنه ای رو ساکت کنه؟ کدوم رئیس جمهور در تاریخ جمهوری اسلامی تونست که روحانی بتونه حتی احمدی نژاد هم در مقابل خامنه ای به گا رفت) حالا بگو کدام نابغه ای همچین توانایی ای داره؟

جمله آخرتون هم واقعا نوبر بود. واقعا شما چه کاره این مملکتید که نذارید فلان کس رئیس جمهور بشه و یا فلان کس رو رئیس جمهور کنید. اگر اینقدر توانایی داری زورت رو صرف اصل مطلب و اصل مشکل بکن. اصل مشکل ایران خامنه ای است و سپاه والسلام. اگر عرضه داشتی موقعی که مقام مهم نظامی بودی کودتایی طرح ریزی میکردی و همه این جانوران رو شبانه روانه هلفدونی میکردی و ملتی رو هم برای ابد دعاگوی خودت میکردی ولی عرضه نداشتی و الان اومدی داری حرف مفت میزنی.

Dalghak.Irani گفت...

مزخرف گویی ممنوع. حتی برای جنده ها. من که قبلاً گفتم اگر قالیباف نامزد شد وبلاگم را تعطیل می کنم تا بعد از انتخبات. پس سعی کنید در متن حرف بزنید و کاری به استاد نداشته باشید که کف گرگی است و پس گردن شاگردان ناشکر! یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

دو باره مزخرف گویی ممنوع: در متن حرف بزنید. من گفته ام ایدئولوژی اسلام سیاسی شکست خورده و درحال عقب نشینی است و این دلایل جهانی و منطقه ای دارد و خارج از توان تأثیرگذاری خامنه ایست. و گفته ام که هجوم بداخل و بستن منفذها در کوتاه مدت یکی از منفذهای مورد دستاویز متحجران است. و اضافه کرده ام که بشرط وفاداری روحانی به رأیی که گرفته باید تندروان را وادار به حمله کرد تا در ضد حمله ها شکست بخورند و عقبتر بروند. اما روحانی خیانت کرده ووسط شکار یاد ریدن افتاده و دریوزگی مجدد بدربار خامنه ای .الان هم هر نوع نوشته ای از مرا یک کنش سیاسی هم بدانید برای تشدید کشمکش و تهدید سازشکاران از دوطرف - تا روز رستاخیز و شکست شریعت بدست عرف - و نه نا امیدی از یکی و رفتن به جستجوی دیگری. هرچند که چون دوگانگی تحجر و مدرنیته ذاتی است خیلی زود علمدار بعدی رخ می نماید برای پیش بردن استحاله. بیشتر بخوانید و کمتر مزخرف بگویید در مواردی که کشش را ندارید. بعد هم تو ریزتر از آنی هستی که بمن بگویی چه سال چکار باید می کردم. یا...هو

ناشناس گفت...

امروز تو بی بی سی یه ضرب المثل خنده دار دیدم که حکایت ایران ما هست، گفتند که قورباغه را اگر در آب جوش اندازی، بیرون می پرد، اما اگر در آب سرد اندازی و کم کم گرم کنی، آرام آرام می پزد! آخوند های دجال دارند به آرامی ایران را می پزند تا به دندان بکشند، رای من در 92 روحانی نبود، اصلا قالیباف هم نبود ولی مطمئنا روحانی نبود تا اینکه دستور امد و تکرار کردند که روحانی است و ما چشم بسته انتخاب کردیم الانم متاسفم ولی پشیمان نیستم، فقط از الان می گویم سال 96 به حرف و تکرار هیچ احد الناسی (خاتمی) گوش نخواهم کرد، فرقی نمی کند که چقدر تکرار کند.

ناشناس گفت...

دلقک عزیز اساساً جامعه چنان سرعتی در تحولاتش دارد که از چند سال پیش که شما بیرون رفته اید دیگر تلویزیون جز اندکی مخاطب در خانه های پیرمردان و پیرزنان سنتی ندارد و چه اهمتی دارد که تمام زنان را گونی پوش نشان دهند. فکر می کنم باید باشید و ببینید و صرف خواندن اخبار و رویت مجازی وقایع اتفاقیه در جامعه ایرانی کمی نقص در تحلیل هایتان ایجاد کرده است. البته این سیر تحولات زمانی در تهران قابل مشاهده بود اما امروز در شهرهای بزرگ و کوچک نیز می توان حرکت نسل های جدید به سمت سبک زندگی خاص خود فارغ از گفته های این و آن را مشاهده کرد. بنابراین اتفاقاً جامعه ایران به درستی به همین گل و گشادی است که شما می بینید و اعتقاد ندارید و من می بینم و معتقدم (البته فکر می کنم شما از دور و من از نزدیک می بینم). البته این که مطمئناً این حرکت به لحاظ زمانی لاک پشتی و زیر پوستی در حال رویداد است هم از قرار سرنوشت تاریخی بشر است: حرکت های اجتماعی ای که در کتاب های تاریخ نیم سطر برای آن ها توضیح داده شده برخی در بازه ای بیش از صد سال رخ داده اند و نسل های زیادی قربانی ناکارامدی ها و قدرت طلبی های دینی و غیر دینی انسان های دیگر شده اند. در ضمن از نظر من در کشورهایی مانند کشور ما به طور ویژه سیاستمدار خوب وجود ندارد و اگر خوب باشد اساساً سیاستمدار نیست (سید محمد خاتمی) و به درد بازی در صفحه شطرنج این جهنم ساخته شده در 57 نمی خورد. بنابراین از نظر من تمام سیاستمداران فعلی ایران (هر چند استفاده از کلمه تمام، اعتبار علمی حرف را به زیر سوال می برد) که در حال بازی قدرتند دیوث هستند و درجات گوناگونی از آن را دارند (خاصه اگر آخوند باشند) اما شاید از دیوثی یکی از این ها بتوان روزنی به زندگی دریغ داشته شده از جامعه ایران باز کرد. روحانی شاید (شاید چون درجه ای از نااطمینانی در آن وجود دارد) چنین دیوثی باشد. راستش من روزی که به روحانی رأی دادم او را مانند گورباچف تصور می کردم و هنوز هم چنین می پندارم (یادمان باشد گورباچف به دنبال فروپاشاندن کمونیسم نبود و می خواست اصلاحات اقتصادی و سیاسی انجام دهد) و هر حرکت او را در تشتت و به هم ریختگی درون هزارتو مؤثر می دانم و امیدوارم خواسته یا ناخواسته ره به روزهایی بهتر ببریم.

Dalghak.Irani گفت...

بارها این گزارۀ معروف را گفته و تأیید و تکرار کرده ام که: "سیاست در پستو پنهان و قهر و انفعال و بی تفاوتی و تحریم و ... شکل نمی گیرد. بلکه سیاست در فعل و مشارکت و تصمیم و کنش است که شکل می گیرد حتی اگر کنش و تصمیمی هم اشتباه از آب دربیاد" بنابراین هیجکس از شما نباید از رأیی که داده شرمنده باشد یا در مقابل هوچی های بیکاره و منفعل کم بیاورد. خلاصۀ داستان شما که رأی داده اید و من که تشویق کرده ام به رأی دادن این طور بوده است:
روحانی آمده در صحنه و با عکس انداختن با دختران بی حجاب من و انتخاب ادبیت اومانیستی بجای روضه خوانی آخوند و من حقوقدانم و سرهنگ نیستم گفته است که از گذشته اش توبه کرده و فهمیده که دنیا محل حکومت دینی نیست و گفته بمن رأی بدهید تا کمکتان کنم ضمن اینکه تقاضای عفو کرده از سلولهای کثیف خودش و خانواده و دور و نزدیکش از رانت های مختلف مالی و تحصیلی و ... شکل گرفته و ما هم از او قبول کرده ایم و به او رأی داده ایم. حالا در نیمه راه دبه درآورده و نه تنها تقاضای عفوش را پس گرفته از زندگی حرام ناشی از رانت های انقلابی گذشته اش بلکه زیر توبه اش هم زده و دوباره ساز رفتن زیر عبای تحجر را نمایش داده. طبیعی است که ما هم عمل متقابل انجام می دهیم و به او اخطار می کنیم که عهد شکنی اش را با بیرون کردن از قدرت پاسخ خواهیم داد. هنوز هم به انتهای بازی نرسیده ایم و چه بسا فردا با اعلام "گه خوردم از سوی روحانی" مجدداً براه مشترکمان بزگردیم و ادامه بدهیم. اما اینکه او هر گهی خورد ما مثل بز اخفش توجیه و تأیید کنیم فقط بخاطر اینکه کسی نگوید اشتباه کردیم غلط اندر علط است. مگر ما علم غیب داریم که بدانیم یارو در وسط قرار داد چه بامبولی سوار خواهد کرد. همۀ حرف من با هواداران عرفی گرایی - اگر میهن پرست هستند و دارای منافع شخصی نیستند - این است که الان موقع چوب تو کون روحانی کردن است. همین. یا...هو

ناشناس گفت...

تلویزیون مخاطب اندکی ندارد، اگر داشت شخصی مثل رشید پور بعد از چندین سال ویدیوبلاگی، با یک اشاره صدا و سیما لگد به برند خودش(دید در شب) نمیزد تا کوچ کند یه سازمان! صدا و سیمای ایران مثل شتری است که در خانه هر ایرانی پخش می شود! و حتی من که مخالف صد در صد این سازمان هستم نگاه می کنم، چه برسد به میلیون ها خانواده معمولی در ایران، نقش فرهنگ سازی دارد صدا سیما (در ایران البته فعلا نقش فرهنگ زدایی دارد) ولی کاملا موثر است، ایران را هم پیرمردان سنتی اداره می کنند، درسته که در حوزه اگاهی دادن به مردم پیشرفت کردند حانواده ها ولی این مربوط به ذات حرکت رو به جلو در طبیعت است و ربطی به روحانی نداشته، حرکت لاک پشتی رو به جلو از زمان حضرت آدم هم وجود داشته، وظیفه روحانی ایفای نقش کاتالیزر بود تا سرعت واکنش را افزایش داده و اثر مخرب محیط نهاد های سنتی را خنثی کند، شما فکر می کنید چه احساسی الان در هنرمندان ایجاد شده است که یکی از گروه هایی هستند که برای روحانی ریش نداشته شان را گرو گذاشتند؟ خصوصا که دیوث خوانده شدن هنرمندان هم بخاطر نقشی است که داشتند در بازی سیاسی بین روحانی و رقبای اصولگرایش، الان فحشش را خواهند خورد اگر دولت کاری نکند دفعه بعد گروه مرجعی وجود نخواهد داشت که بسیج کند برای رئیس جمهور دیوث. برای خود دولت می گویم وگرنه من که دیوث نیستم و مانند بقیه دیوث ها صفت واره ای هم به اخرش اضافه نمی کنم تا کون دهن بودن خودم را توجیه کنم و بویش را بپوشانم.

ناشناس گفت...

حسن عباسی را ظاهرا گرفتند! نمی دانم واقعا فشار ارتش بوده یا خودش با خواست خودش خواسته یه سابقه زندانی سیاسی هم برای خودش جور کند.

ناشناس گفت...

با سلام
1. من در انتخابات 96 به روحانی رای خواهم داد . حداقل کاری که روحانی کرده حذف تورم است . در زمان احمدی نژاد 1000 تومان پس انداز می کردم 3000 تومان تورم بالا می رفت . من تا زمانی که حداقل زندگی را تهیه کنم به ثبات اقتصادی ( خروج از رکود و توسعه و . . . . پیش کش ) رای می دهم بعد از آن هم دیگر به من مربوط نیست هرکس می خواهد بیاید.
جدای از این نظر شخصی , به چه کسی می خواهید رای بدهید . آیا عارف از روحانی بهتر خواهد بود ؟ عارفی که به اندازه ی 100 تا نماینده, قدرت لابی گری ندارد خوب است ؟ یا به قالیباف می خواهید رای بدهید ؟ فراموش نکنید کردبچه که سفارت عربستان را آتش زد از زیر بیرق قالیباف بیرون زده بود.
2. در خصوص اسلام سیاسی و نوع مملکت داری : دیدیم که ترکیه هم دارد به سمت یک حکومت اسلامی بنا به برداشت خودشان پیش می رود . سوریه هم دیگر مثل گذشته سکولار اداره نخواهد شد . عراق هم رسماً سپاه تاسیس کرد. در آن سمت به اروپا نگاه کنید. در برابر مسائل اقتصادی آسیب پذیر است یونان را نتوانسته اصلاح کند بریتانیا را از دست داد. در برابر مسائل امنیتی و مبارزه با تروریسم که کاملاً بی دفاع است . هر بچه مدرسه ای برای خودش عملیات قتل عام طراحی می کند . اگر اروپا بخواهد امنیتش را افزایش بدهد باید از روش های هالیوودی و smart دست بردارد و مثل ایران در هر گوشه و کناری نفوذی و گماشته و مزدبگیر داشته باشد که هزینه سرسام آور دارد . بودجه ی وزارت اطلاعات با وزارت آموزش و پرورش رقابت می کند . سپاه و وزارت خارجه و پلیس و . . . هم در نهایت برای امنیت است اگر اروپا بخواهد به این سمت بیاید اوضاع اقتصادی اش بدتر هم می شود. همه چیز و همه کس دارد به مدل ایرانی مملکت داری نزدیک می شود. دیگر جایی برای ایده آل گرایی و آزادی خواهی باقی نمانده . حتی ترامپ هم همین حرف ها را می زند .
3. در خصوص زندگی مدرن مردم بسیار مطلب نوشته اید و شناخت دقیقی دارید اما اتصال این مبحث اجتماعی به مباحث سیاسی کاری دشوار است . رسیدن از صغرای حجاب به کبری تغییر رزیم را می گویم . اگر فردا اعلام کنند حجاب آزاد است و بررسی کرده ایم در اسلام هم الزام آن چنانی ندارد ( دور از ذهن نیست و مکارم استارت کار را زده است ) بعد شما چه دستاویزی خواهید داشت ؟
4. در حوزه هایی مثل اقتصاد , مشکل بی آبی , رابطه با عربستان , بحران سوریه , بی کاری و . . . . چه انتظاری از روحانی و حتی خود خامنه ای دارید . چه کار می شود کرد؟ اگر شما بودید چه می کردید؟ کدام یک از این موارد قابل اجتناب و پرهیز بوده در گذشته؟ می شود در مورد هر کدام کتاب نوشت . ولی در نهایت هیچ کاری نمی توان کرد. کار از دست خارج شده و "تدبیر" نمی توان کرد ."امید" را از مردم نگیرید.


محمد



ناشناس گفت...

قطعاً من نخواهم گذاشت این روحانی مجدداً انتخاب شود
این جملت دلقک خیلی منو گرفت. خواهشا جون ننت اگه مخی برا انتخابات آینده خیلی تاثیر گذار بشی یه کانال تلگرامی درست کن به همراه یه آیدی داخلش که ملت بتونن مستقیم بهت مطلب برسونن. تا موقع اتنتخابات هم کلی ممبر جذب میکنی. بزن دیگه کانال لامصبو گو...گل

ناشناس گفت...

دلقک جان من که حدودا بیست سالی از شما جوان تر هستم، تجربه این را داشتم که قرار نیست با روحانی، آن چیزهایی که شما می گویی بشود. روحانی همین هست که هست. اتفاقا گفتگوی دیشبش خیلی خوب بود از این جهت که نشان داد که اسیر جو هیچ طرف نیست. آمد حرفش را زد و گزارشش را هم داد و به پر و پای هیچ کسی هم نپیچید و رفت. با این گزارشش خواست به همه طرف بگوید که من همینم که می بینید. از اولش هم گفتم اعتدال و منظورم از اعتدال هم همین چیزی هست که از من می بینید. حالا انتخاب با خودتان هست. خواستید یک دوره دیگر هم هستم. نخواستید بروید دنبال هر کس می خواهید. خب وقتی رهبر روز قبلش آمده اونجوری در مورد برجام حرف زده و دهن دولت را صاف کرده، و به همه مخالفان دولت که همه جور امکاناتی دادند، فرمان حمله داده، روحانی بدبخت بیاید چه کار کند. باز هم دمش گرم، یک جوری در مورد برجام حرف زد که خودش رو با تقابل به خامنه ای نبرد، ولی حرفش را هم زد. خامنه ای خیلی دلش می خواهد دعوا راه بندازد تا بلکه بتواند دولت بعد را از آن خودش کند و روحانی هم همه تلاشش این است که در میدان او بازی نکند. خامنه ای می داند که اگر چهار سال دیگر روحانی بماند، کشور خیلی عرفی تر از الان می شود و تا آن موقع نه خودش تاب و توانی دارد و نه احتمالا جنتی و یزدی و مصباح باشند تا هوایش را داشته باشند. خلاصه خامنه ای همه زورش را دارد می زند که بزند زیر میز بازی و روحانی مرتب دارد جاخالی می دهد و راهی هم غیر از این نیست. من که خیلی ازش ممنونم که کشور را به سمت تنش نمی برد و فضاهای محدود تنفس را نمی بندد. البته این که گزارش دیشبش از لحاظ شکلی ایراد داشت را قبول دارم.

مانی گفت...

نوشته محمد در باره وضعیت فعلی جهان درست به نظر میاید (متاسفانه). اعتقاد دارم که کلید چنین وضعیتی با کودتای 28 مرداد زده شد. ایرانی که میرفت حکومت قانون و دموکراسی را آغاز کند و خاور میانه را هم به دنبال خود بکشد با جنایت چرچیل و آیزنهاور پایش شکست. تمام این خونهای ریخته شده و در حال ریختن را باید به پای این دو جنایتکار نوشت. شاه و خامنه ای و روحانی همه زاده و پرورده آن جنایت اند نه بیش و نه کم.
ی

Dalghak.Irani گفت...

محمد
من ترا از نظر تفکر نمی شناسم هرچند که حدس می زنم در بالاترین و در بالاچۀ اعتدال فعال هستی و تا قبل از فیش های حقوقی و افتضاح موضعگیری روحانی که من هم بطرفداری از انتخابات و روحانی و ... می نوشتم جزو مراجع به به شماها بودم. اما چون انسان را جز در دو نوع خدا محور (تئیسم) و انسان محور (اومانیسم) متکثر نمی دانم لذا مطلقاً بغیر از هواداران خامنه ای و غش کنندگان برای مصباح یزدی را خدا محور و طرفدار حکومت دینی قبول نداشتم. بعد از اتفاق مبارک زه زدن روحانی در کمال تعجب و بی خبری یکباره مواجه شدم با نوعی سوم از انسان که معلوم نیست قبلۀ اولش خداست یا انسان. و آن امثال شماها بودید که شروع کردید از روحانی و مدیران بی وجدان و دزدان مال مردم و برادر رانت خوارش دفاع کردن. تا آنروز من گمان می کردم که شماها هم مثل من روحانی را بعنوان واسطه حمایت می کنید در راه استحاله و رسیدن به حکومت سکولار مورد آرزویمان. در حالیکه شما هدفتان رسیدن به روحانی بود و ماندن در آغوش اعتدال او و نه سواری گرفتن ابزاری برای گذر از خامنه ای. حالا که دیدم ذوق زده شده ای از سرکوب کودتا توسط اردوغان و یک گزارش کاملاً ساختگی منابع عربستانی در مورد تشکیل سپاه در عراق و از همه مهمتر اتهام به بشار اسد که خواهان نوعی حکومت دینی است - در حالیکه اسد بارها و مؤکد اسلام سیاسی را بشدت رد کرده و با خامنه ای هم توافق کرده که فقط وحدتشان سیاسی است و هنباید انتظار تغییر سکولاریسم در سوریه را داشته باشد - را دیدم و مهمتر اینکه حداقل یک کلمۀ :متأسفانه در مقابل خبر تحلیلی ات از پیشروی تئیسم در منطقه هم دریغ کردی شکی برایم نماند که بغیر از خاتمی و بخشی از چپ های پشیمان دهۀ شصت اصلاحطلب مردمان دیگری هم هستند هرهری مذهب مثل محمد که به نوعی از حکومت دینی اعتقاد سفت و سخت دارند و در حال جا انداختن این ورژن (نیمی خدا - نیمی انسان) هستند. متأسفم اما شما یا باید حقتان را نقد بگیرید و یا خام کسانی که قدرت سیاسی شان را از روی جنازه های شما تعقیب می کنند نشوید. چون موجودی بنام انسانخدا یا خدانسان نداریم. البته که در خوشحالیت هم اشتباه می کنی و کودتا در ترکیه - حتی شکست خورده - قبل از ضد کودتای اردوغان پیامدار و ارزشمند است و آن این است که مذهب ایدئولوژیک در هر حالت و در هر پوشش ملایم و رادیکالی تحمل نخواهد شد و اگر این بار به شکست انجامید راه دیگر و وضع دیگر به زودی از راه خواهد رسید. دنیا فقط یک هیلاری کلینتون امریکایی را کم و منتظر است که بمحض ستقرار در کاخ سفید با عزمی مصمم به نابودی اسلام سیاسی اقدام نماید دسته جمعی. حالا اگر طنط تو را هم قبول کنیم که همه دارند دبال مدل حکومت خامنه ای می آیند چون حریفش نشده اند می توانیم طنز مرا هم اضافه کنیم که دنیای بزودی باید یکی از دو مدل خامنه ای یا کلینتونی و میی و مرکلی و ... را انتخاب کند و راه دومی ندارد. من هم حرف آخرم درست همین حرف توست. منتها من معتقدم خامنه ای باید تسلیم غرب شود و تو معتقدی غرب تسلیم خامنه ای خواهد شد! بهر حال عاقلان دانند و من نمی خواهم ترا نا امید کنم. اما بشما ها نصیحت می کنم که از هیچ انسان بی وجدانی حمایت کورکورانه نکنید اگر نقد حساب نکرد. چون انسان ناسالم بار جامعۀ سالم را نمی تواند حمل و بمقصد برساند. شیطنت هم کردی و از پس اندازهای 6 سال قبلت در دولت احمدی نژاد که پول یامفت می ریخت در دامن جامعه و دلار هم همواره هزار تومان بود حرفی نزدی بی انصاف اما همین که به تنگنا افتاد توسط بلند پروازی اتمی خامنه ای محمود اخی شد و غصۀ پس انداز سال هفتم را برخش کشیدی. یا...هو

شهروند گفت...

با سلام و درود فراوان خدمت سرور ايراني ام
در آغاز مايل هستم به دوستاني كه مرتبا به قاليباف حمله مي كنند ، مطلبي رو بيان كنم ، دوستان ، يك نفر هم كه توي دم و دستگاه اين حكومت كار ميكند رو نمي توانيد تحمل كنيد ! با ايرادات بني اسرائيلي و چرت و بي سند و مدرك ، دست آخر كاري كنيد كه همين يكنفر هم بشيند و به سلامتي مثل بقيه خايه هايش را باد بدهد ، واقعا شماها تا اين درجه احمق و نادان هستيد كه فرق كسي را كه دارد كار مي كند با كسي كه صبح تا شب در حال زر زدن و دروغ بافتن و وعده و وعيد دادن هست رو نمي فهميد ؟ يك چرخ چند روزه در تهران بزنيد بعد اينهمه چرند بگوئيد ، البته كارهاي عمراني و توسعه اي قاليباف در تهران خالي از ايراد و انتقاد نيست ، ولي حداقل با چند كارشناس مسائل شهري مشورت كنيد تا متوجه شويد ، كار عمراني در شهر تهران چه مشكلات و موانع پنهان و عميقي دارد
جناب استاد عزيزم ، با افتخار مثل پنج شش سال گذشته پيگير و خواننده هستم ، خوشحالم كه با اين مطلب اخير به وعده اي كه داده بوديد عمل كرديد ، رفسنجاني و روحاني رو به دم خر بستيد ، حقير كه از اول هم به گواه كامنتي كه در سال اول رياست جمهوري روحاني در سيرك مقدس گذاشتم ، نوشتم بايد شاهرودي باشي تا بداني كه نبايد به يك سرخه اي - سمناني ، ذره اي اعتماد كني ، هر چند كه مي دانم شما هم از سر اعتماد پشت روحاني نبوديد ، شما به هدفي بزرگ چشم داريد و امثال روحاني را مركب راه مي دانيد ، حقيقتا وطن پرستي و دلسوزي شما براي ايران و نا اميد نشدنتان ، رشك برانگيز است
براي حرفي كه مي خواهم بزنم ، تنها دليلش ، حس دروني ام است ، به نظرم روحاني از ترس و واهمه شديد رفته زير عباي خامنه اي ، ترس از اوضاع وحشتناك اقتصادي كشور ، روحاني قبل و بعد از امضاء برجام ، تمام تلاش و ترفندهايي كه در چنته داشت را بكار برده است ، تا اقتصاد كشور را از ركود خارج كند ، چون يك نيروي امنيتي با تجربه است ، وضعيت اقتصادي و معيشت مردم را چشم اسفنديار حفظ نظام مي داند ، اوضاع منطقه اي هم كه قفل شده ، عربستان و دوستانش متحد و مصمم هستن براي تضعيف بيشتر جمهوري اسلامي ، از طرفي به تعبيري كه شما قبلا بيان كرده بوديد ، غربيها هم پس از امضاء برجام و سر بردن در سوراخ سنبه هاي هسته اش ، يكه و يالغوز رها كرده اند و با خيال راحت به تماشايش نشسته اند ، بي هيچ واهمه اي به دست و پا زدن هايش نگاه مي كند ، بدون كمترين همراهي و مساعدت عملي براي حل مشكلات اقتصادي اش ، خلاصه جمهوري اسلامي رو با خيال راحت داده اند دست عربستان و اسرائيل به همراهي خامنه اي احمق تا حسابي نمدمالي اش كنند
در چنين وضعيتي رفسنجاني و روحاني كه سر سفره نظام نشسته اند ، بيشتر خوف و ترس حفظ نظام دارند تا عمل به وعده هاي انتخاباني به مدرن ها ، حقير تغيير رويه روحاني بيشتر از منظر ناكارآمدي اش در اداره امور اجرايي كشور مي دانم ، ناتواني اي كه ترس به دل امنيتي چي پشت ميزنشين دسيسه چين هميشگي انداخته است ، اي كاش مردم اگر تصميم به رأي دادن گرفتن ، به كسي رأي بدهند كه اهل كار ، حركت و سازندگي واقعي باشد ، حتي اگر كار كردنش ايراد دار باشد ، لطفا به كار كردن توجه كنيد ، حتي اگر كسيكه كه كار مي كند مسعود ده نمكي باشد ، تغييرات هميشه در جنبش و حركت است كه پديد مي آيد ، وقتي رئيس جمهوري كه سه سال است نتوانسته كشور را از سكون و ركود در بياورد ، چطور مي تواند تغييري در حوزه هاي مختلف بوجود بياورد ، حتي تغييري بسيار جزئي ، روحاني دچار ترس از ركود و سكون شده است براي همين پريده تو بغل خامنه اي. اميدوارم شلاق هاي امثال جناب دلقك گرامي ، روحاني را به حركت وادارد ، هرچند كه تعداد شلاق زن ها انگشت شمارند متأسفانه
پيروز و پاينده باشيد

Dalghak.Irani گفت...

شهروند خوش آمدی. داشتم نا امید می شدم که پس شهروند کجاست. اما حالا که آمده ای یک کامنت مختصری را که چندروز پیش در سایت زیتون گذاشته ام در مطلبی که با شیطنت می خواست قالیباف را بکوبد نشنان بدهد که در تدارک رییس جمهور شدن است. و وعده بدهم که پروندۀ خیانت های مستند هشمی در بقدرت رساندن احمقانۀ احمدی نژاد در ذهن من است از سیر تا پیاز و فقط یک قدم مانده تا پته شان را - حتی کودتای تاجزاده اینها در جنبش سبز را که باعث قطع رشد طبیعی جامعه شد - بریزم روی دایه و رسوایشان کنم. یا...هو

مرداد ۹, ۱۳۹۵ در ۳:۱۵ ق٫ظ
قالیباف یک مدیر نابغه و درجه یک است. لذا اگر قرار بر جمهوری اسلامی با ساختار حقیقی و حقوق فعلی باشد ریاست جمهوری او ۱۲ سال دیر شده و جاه طلبی هاشمی در ثبت نام – در حالی که قالیباف آمده بود و هاشمی می دانست او شایسته است – و آن کثافتکاری تقلب جایگزین کردن احمدی نژاد بجای کروبی از سوی دولت اصلاحات و فرستادن بدور دوم با اطمینان احمقانه که هاشمی براحتی شکستش می دهد باعث این همه مصیبت اضافی شد بر روی تلنبار ۲۷ سال – تا سال ۸۴ – مصیبت اریجینال قبلی. زیتون رسانۀ خوبی است. لطفاً عقلتان را ندهید به اصلاح طلبان تشنۀ قدرت و شدن مثل صفدر حسینی. من خودم ضدانقلاب دونبش لندنی هستم و قالیباف را بعنوان تنها مدیر در سطح جهانی جمهوری اسلامی ستایش مجانی و بی خبر او می کنم. من نویسندۀ وبلاگ دلقک ایرانی هستم. یا…هو

ناشناس گفت...

از خوانندگان سایت شما هستم. صفحه تان پر شده از فحاشی های رکیک. انگیزه حضور را از آدم می گیرد. عصبانیت دلیلی برای استفاده از این واژه ها نیست. این فحاشی که چند وقتی است آهنگش تندی گرفته از ارزش تحلیل هایتان می کاهد. اصلاح و خدداری را از خودمان شروع کنیم.

Dalghak.Irani گفت...

می توانی دیگر از امروز خوانندۀ سایت من نباشی و هرّی! کسی اینجا حرف بدی نزده و ادبیات سیرک من همواره همین بوده و کلمات لخت استفاده می شده اند و کسی را هم - مثل صدای پاشنۀ کفش ان زن در فرودگاه و تحریک شهوت پاسدار - تحریک نمی کرده که غسل واجب شود. پس یا با ادبتر بخوان یا هم کمی ادبیات بخوان بعد دو باره بیا. سرراه برگشتنت از آیت الله جوادی آملی هم عاجزانه بخواه که کلمۀ دیوث را گسترده تر تبلیغ کند. یا...هو

ناشناس گفت...

http://didgahenow.com/1395/05/14/77382/

ناشناس گفت...

اعصاب معصاب نداری تیمسار ٬ حال و هوایت با حال و هوای لندن همسو نیست ٬ ارامتر ٬ به نظر بیست و چند ساله می ایی و نه شصت و چند

Dalghak.Irani گفت...

من اعصابم سرجایش است. البته غرور و شخصتم کمی آسیب دیده در جریان "خیلی قلابی" در آمدن روحانی و زحمتی که کشیده ام و امیدی که بسته بودند ایرانیان و دشنام ها و بدوبیراه هیی که خورده ام بخاطر نوشته هایم. اما همۀ این ها نه اعصابم را تحریک کرده و نه سنم را تغییر داده. تنها علت حس بدبین شما به اینروزهایم ناشی از هراس من از اعزام تعدادی مأمور جدید اعتدالی برای گذراندن دولت روحانی از رسوایی اتفاق افتاده است و البته من بو می کشم و کسانی را که با چنین مأموریتی کامنت می دهند می شناسم و پوزه بند آماده دارم. این وسط حتماً اشتباهی هم رخ می دهد و لبۀ تیز دفاعم دوست و رفیق اهلی را هم می رنجاند که خیالی نیست. چون کسانی که با من عهد هم میهنی بستیم دنبال ایرادهای بنی اسرائیلی و خواستار معصومیت از همدیگر نبوده و نیستیم. یا...هو

ناشناس گفت...

یک زمانی یادم مانده شما گفتید کره شمالی منزوی است چون اهمیتی ندارد و تبدیل به جوک روز شده است، اما ایران اینطور نیست، الانم می گویید رفتار آزار دهنده ایران قابل تحمل است ولی عربستان اگر تقلید کند، مشکل پیدا می کند. می خواستم بدانم مگر ایران به غیر از نفت و گاز اهمیت دیگری هم دارد؟

ناشناس گفت...

با تشکر سرعت عمل و پست مطالب سریع، واقعا سوال شده بود و متوجه ارتباط پیشنهاد ناگهانی ایران و جدا شدن بریتانیا نشدم ولی یک قسمت مطلب برام مبهمه"نگاه کنید به نوع برخورد بی بی سی فارسی با اعدام فله ای تکفیری سلفی های سنی در روزهای اخیر" به چی دقیقا باید نگاه کنیم؟ من هر روز بی بی سی را می بینم ولی متوجه تغییری نشدم.

ناشناس گفت...

تیمسار گرامی
شما به من فرمودید هرّی. چنین توقعی از شما نداشتم. امیدوارم جوابم را با فحش جدیدتری ندهید. من فقط نظرم را درباره فحشها گفتم و نگفتم از ادبیات خجالت آور جوادی آملی استقبال یا از آن دفاع میکنم. بارها سایتتان و تحلیل های خوب و توانایی تان در دیدن نکته هایی که از دید خیلی ها پنها می ماند را تحسین و خواندن آن را به خیلی ها توصیه کردم. حتما روزی یکبار به اینجا سر می زدم تا از نوشته های جدیدتان غافل نباشم. از بیماری اخیرتان مکدر شده و برایتان طلب شفا و برگشتن و بیشتر نوشتن کردم. نمی دانم چرا من را با این کلمات نواختید. متاسفم. با نیت خوبی قصد یک تذکر دوستانه داشتم. به توضیه خودتان دیگر به اینجا سر نمی زنم. امابه عنوان یک خواهر کوچکتر می گویم کسی که ما را به این ملاطفت نقد کند نه دشمن ماست نه از لشکر شب پرستان به اینجا به قصد تخریب آمده. با احترام و آرزوی موفقیت و سلامت.

ناشناس گفت...

وای که حرفای الانتو بذارن کنار حرفای 5،6 ماه پیشت چقدر تناقض و تغییر لحن و تغییر موضع توش دیده میشه! روحانی تا 5،6 ماه پیش کاملا مورد تاییدت بود و مدام داشتی تعریف میکردی ازش. حالا یهو با چهارتا فیش شد سیاهی مطلق! مطلق گویی و مطلق بینی و همه چیزو سیاه سفید و صفر و صد دیدن بدون توجه به شرایط و امکانات و اولویت ها ویژگی آدمهای احمق و ساده انگاره.

ناشناس گفت...

احساس میکنم مشکل روحی پیدا کردی و به شدت داره روی نوشته هات تاثیر میذاره. میخوای مدام چس ناله کنی برو شعر بنویس نه تحلیل.

ناشناس گفت...

سیرکت قلابی درامد. برو سرای سالمندان کمتر و چرت و پرت بنویس

ناشناس گفت...

دلقک جان چرا بالاترین نیست؟ شما خبری نداری؟

ناشناس گفت...

دلقک ثوار حلب شرقی رو از محاصره نجات دادن که هیچ حالا حلب دست اسد تحت محاصره هست. حتی ممکنه آب هم دیگه نداشته باشه.

ناشناس گفت...

وای حلب چه خبره!!!

این یکی از تحقیرآمیزترین شکست ها برای اسد و سپاه و روسیه از اول جنگ چند ساله سوریه تا الان بوده. حلب بخش اسد رو هوا رفت.