ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۵, جمعه

بیعت مجدد با خامنه ای؛ بعد از روحانی به هاشمی و ناطق نوری رسید. آیا حلقه بدور کاپیتان از ترس است یا شادی!

dizziness-marilyn

1- از تجربه و مشاهداتمان از سفرهای دریایی می دانیم که تجمع کارکنان ارشد کشتی بدور کاپیتان بدو علت انجام می شود. الف- در موقعی که کشتی بمقصد رسیده و کاپیتان و مهمانداران و کارکنان عمده صف می بندند به شادی که مسافران سالم و خوشحال رسیده را بدرقه کنند که یک مراسم کلیشه است و نه چندان جدی. ب- در موقعی که کشتی یا دچار حادثه ای شده و یا احتمال تهدید نزدیک و بزرگی در میان باشد که یک رویداد ناگزیر است و بسیار جدی. خوشحال باشید که مشتری سیرک من هستید و نه تنها دروغ و دغلی از من نمی شنوید بلکه - حتی بخاطر کسب رضایت مقطعی شما - بخودم اجازه نمی دهم که "عین واقعه" را برای شما ننویسم. بنابراین ملاحظه می کنید که با دقت و صحت بالا جهت گیری های سیاسی جمهوری اسلامی را هم پیش بینی و هم اعلام می کنم. دیروز از بیعت مجدد روحانی با خامنه ای نوشتم و شاهد بودید که امروز چه استقبالی کردند دولتی ها - مشخصاً ارجاع می دهم به پست های اینستا گرامی ثنا و دعای عراقچی و ابوطالبی - از صمیمیت و نوازش بنده نواز خامنه ای از کابینه و روحانی. و پیامد این بیعت مجدد امروز اخباری جدید برجسته و نقل شده از دو روحانی - که نشان می دادند کمی تا قسمتی با بخش مدرن جامعه نیز همدلی هایی دارند - که بر تعهد خویش در بیعت مجدد با خامنه ای اصرارهای خنده داری کرده اند:

الف- ناطق نوری یک مراسمی خودش جفت و جور کرده در طلابخانۀ چیذرش در تهران و بمناسبت خوش آمد به طلبه های جدید چه تعریف و تمجید هایی کرده از استراتژی منطقه ای خامنه ای و مخالفان کشته شدن در سوریه را نفهم وکودن نامیده و از مدافعان حرم دفاع جانانه کرده.

ث- گفتم خنده دار مربوط به این دومی بوده که هاشمی رفسنجانی به امپراتوری تبلیغاتی خود دستور داده یک حرف مزخرف و زیر خاکی را از دهان ناطق نوری راجع به هاشمی برجسته و خبر اول کنند که بلی من (ناطق نوری) شاهد بودم که هاشمی قوی بنیه را قرص لازم دیدم روزی و علت را جویا شدم و ایشان گفت که گاهی یاد این می افتم که اگر روزی آقای خامنه ای را نداشته باشیم چکار می توانیم بکنیم و از واهمۀ این نگرانی و ترس سرگیجه می گیرم و تلو تلو می خورم و قرص را در چنین حالتی مصرف می کنم برای کنترل این سرگیجه. خنده دار از این جهت که نقل قول ناطق از هاشمی حتی کمی جلوتر از پاچه خواری معروف سعیدی امام جمعۀ قم رفته که چندسال پیش مدعی شده بود که خامنه ای از زهدان مامانش الله اکبر گویان بدنیا امده است.

2- می خواهم به دوستی که از من درخواست "از امید هم بگو مثل همیشه" کرده بود پاسخ بدهم که اگر امید مرا می خواهی همین که الیگارشی احساس چنان خطر بزرگی کرده که دارد بشدت و بسرعت فشرده می شود دور کاپیتان خامنه ای امید بزرگی است و باید دید که کدام خطر عظیم در چشم انداز بوده و است که عرفی گرایان را متقاعد به اعلام بیعت مجدد کرده با شرعی گرایان خامنه ای. خب بدیهی است که این گردهمایی سوته دلانۀ هاشمی و ناطق و روحانی بدور خامنه ای از جنس "بمقصد رسیدن کشتی و شادمانی" نیست و هرچه هست جنسی از تهدید بغرق شدن کشتی دارد و اوضاع نابسامان داخلی و خارجی. نگاهی به گزارش علی لاریجانی بیاندازید از شاخص های جهانی در قعر جمهوری اسلامی در همۀ حوزه های پیشرفت و توسعه تا مطمئن بشوید که یکی از این تهدیدهای بزرگ اوضاع اقتصادی و اجتماعی داخلی است. تهدید دوم هم که بارها گفته ام مربوط است به بن بست استراتژی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بعد از برجام و بویژه در منطقه. که کاملاً قفل کرده حکومت را از تحرک برای حل مشکلات انباشته.

3- قبل از ادامۀ بحث بگذار یک تعریف مجددی بدهم از تعاریف مشترک و مؤکد بکنم که از نگاه همیشگی من چه نیروهایی در صحنۀ امروز جامعۀ ایران وجود دارند. الف - بنیادگرایان شرعی گرا هستند برهبری خامنه ای که استقلال را بریدن از دنیا می دانند و برگشتن بمناسبات مدینۀ منوره! اینان که خودشان هم طیف هستند از منهای علم الهدی و کریمی قدوسی و شریعتمداری و عزیز جعفری و نقدی تا بعلاوۀ مراجع مذهب سیاسی و روحانیان ارشد لانه کرده در جای جای مناسبات قدرت اعم از امام جمعه و خبرگان و شورای نگهبان و مؤتلفه ای ها و رهپویان و بدنۀ اصلی سپاه و بسیج و ... ب- اصلاح طلبان و اعتدالیون اصولگرا که از منهای باهنر و لاریجانی و حداد عادل شروع می شوند و به خواهندگان اجرای بدون تنازل قانون اساسی ختم می گیرند و مخالف  هرگونه تکانه های تغییر ساختاری در ساختارهای حقوقی و قانون اساسی هستند. پ- تحولخواهان و محذوفان دستۀ آخر هستند که بدلیل حذف از ساختار قدرت و نداشتن هیچ نوع امکان مدنی برای تأثیر گذاری در مناسبات قدرت سیاسی ناچار شده اند خودشان را در شکم تنگ اسب تروای اصلاحطلبان و اعتدالیون پنهان کنند برای تسریع استحاله از درون و پیدا شدن منفذهای تنفس برای آنان. اینان نیز از منهای نزدیک به اصلاح طلبان رادیکال شروع می شوند و تا بعلاوۀ براندازان سخت - بهر ترتیب تا حملۀ نظامی از خارج - خاتمه می یابند.

4- خب جای من در این صحنه ای که نمایش دادم کاملاً مشخص و قطعی بوده در همۀ 7 سالی که با شما بوده ام. و آن جایی نبوده غیر از میانۀ طیف تحولخواهان حذف شده از حقوق فردی و اجتماعی. و الا من اگر اصلاح طلب و اعتدالی بودم که نیاز نداشتم خودم را آوارۀ غربت و این همه سختی بکنم در سال هایی که کمی آسودن در کنار عزیزانم حداقل حق طبیعی و انسانیم بود. من اگر سوار هرکه شده ام یا بشوم در آینده همیشه این حق انتخاب با من سوار بوده و نه سیاستمدار زیر باسنم که هرگاه دیدم دارد یا راه کج می رود و یا به انتهای راهش رسیده است جلدی بپرم پائین و مرکوبم را رها کنم بسر خود در بیراهه ای که بهرکجا برسد بوطنی که من آرزویش را دارم نخواهد رسید. اما اگر شما اصلاح طلب باشید یا اعتدالی طبق تعریفی که کردم جای امید بسیاری می توانید پیدا کنید در صحنه ای که سوته دلان جمعشان جمع می شود بسوی کاپیتان خامنه ای. می توانید خوشبین هم باشید که این بازی جدید فقط بریدن روحانی و هاشمی و اصلاح و اعتدال نیست و خامنه ای هم بدلیل به بن بست رساندن کشور بالاخره حاضر به کمی کوتاه آمدن شده و می خواهد کشور را از سقوط نجات بدهد. به این معنا که حاضر شده یک مقدار کمی از موانع ایجاد کرده اش در حوزه های مهمی مثل قراردادهای نفتی و پذیرش مبارزه با پولشویی - منجر به کم کردن حمایتش از اراذل و اوباش منطقه - و از این قبیل - البته فقط در سیاست خارجی و نه گشایش های سیاسی و اجتماعی در داخل - را فعال نگه ندارد تا روحانی و زنگنه و سیف بتوانند مقداری سرمایه و تسهیلات - در حد برون رفت از بحران - جذب کنند و اجازه ندهند دهان های مردم به اعتراض و شورش گشوده شود. و این یک گزارۀ حقیقی است و اصلاحطلبان و اعتدالیون می توانند امیدوار بمانند.

5- اما آنچه که قطعی است این امید مذکور در بالا - کمی هم مشکوک - دیگر جوابگوی من و محذوفان دیگر نیست. زیرا ما خدمت بسیار بزرگی کردیم به هاشمی و روحانی و خاتمی و در 4 اسفند سال 94 در انتخابات مجلس و آنان را به نقطه ای از قدرت مردمی رساندیم که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی بتوازن قوای انتخابی و انتصابی نزدیک شدیم. و بدیهی است که انتظار همۀ ما این بود که از موقعیت طلایی بوجود آورده مان حداکثر استفاده بشود برای خلع سلاح خامنه ای و عقب راندن او و بنیادگرایان. اما در عمل نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلکه هاشمی مثل خرس قطبی بی خاصیت خودش را زیر عمامۀ جنتی بحراج سیاسی گذاشت در خبرگان و روحانی خودش را چسباند به برادران لاریجانی و عارف را مضحکۀ عام و خاص کرد - البته که عارف بیشتر از این هم لیاقت نداشت و خودش را گرانتر از قیمتش بما فروخته بود در بازار مال فروشان - اما بازهم من تحمل می کردم و هرچه بود توجیه مثبت می کردم که "زیاد هم ناراحت نشویم چون روحانی را داریم و باید به او اعتماد کنیم تا با چانه زنی با خامنه ای برخی خواسته هایمان را گدایی و برآورده کند".

6- تا اینکه رسیدیم بسرفصل فاجعۀ "فیش های حقوقی و اتهامات به حسین فریدون برادر روحانی". اینجا دیگر جای درنگ برای من و طیف محذوفان و سکولارهای مدرن نمانده بود. یا باید روحانی بدون کمترین فرافکنی - احمدی نژادی ها دزد داشتند میلیارد دلاری پس فساد میلیاد ریالی مدیران و نزدیکان ما منصفانه بوده است - و شفافیت تمام از این باتلاق عبور می کرد - چه با دفاع جانانه از مدیرانش اگر اتهامات را قبول نداشت و چه با تنبیه سخت مدیران و گزارش بمردم از بی قانونی و چپاول و بی وجدانی رخ داده اگر اتهامات را قبول داشت - و یا باید از سبد امید من و ما حذف می شد که شد. و بازگشت من و او بهم دیگر بسیار بسیار بعید است مگر در حالتیکه روحانی و دولتش کاری بکنند کارستان حداقل در حوزۀ آزادی های اجتماعی و مهار کردن عملی بگیر ببندهای شادی و زندگی مدرن ها - می دانید که فلسفۀ تغییرخواهی من مختص همین حوزه است و لاغیر - امروز که این یادداشت را در سالروز ورود به 70 سالگی ام می نویسم کمترین امیدی به جنس قلابی درآمدۀ روحانی ندارم که بازهم بتوانم او را ملاقات کنم بزودی. طلاق قطعی است و این خواست روحانی هم بوده و اصلاً او بوده که مرا شرمنده و سربزیر جلو حسین شریعتمداری رها کرد با تشر "بروم به جهنم". اما نا امیدی من و طلاق من از روحانی دلیل نمی شود که اصلاحطلبان و اعتدالیون - اصلاح و اعتدال بمثابه هدف و نه واسطه و ایستگاه موقت در سرراه هدف سکولاریزه کردن حکومت - نا امید باشند از نرمالیزاسیونی که سعید حجاریان اوج شاهکار روحانی برآورده کرده و برگرداندن ایران به سال های طلایی قبل از احمدی نژاد. چشم انداز کمی بهبود جبری در برخی شرایط مستأصل های داخلی دور از انتظار نیست هنوز. اما نایی نمانده در من لندن نشین که هنوز هم منت روحانی را بکشم. چون هرچه جلوتر می رویم این اوست که بمن و مای محذوف و تحولخواه محتاج خواهد بود و نه ما به او.

7- انتخابات ریاست جمهوری سال 96 را هم درست طراحی کرده روحانی. خلاصۀ نقشۀ راهش از زبان روحانی این تیترهاست:

الف- تحولخواهان و محذوفان را که نردبان ترقی خودم قرار دادم هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم مجلس از سبد رأی خودم در 96 کنار می گذارم. چون هم توقع آنان بالاست و هم عرضۀ من پائین. ضمن اینکه آنان جز به واگذاری قدرت به شایستگان - که نه دزد باشند و نه رانتخوار و نه مردم فریب - حد یقفی نمی شناسند و می خواهند روحانیت را از اسب هم بیاندازند. و مهمتر از همه آنان همه خواستار ایستادن در مقابل اسلام متحجر حوزۀ قم از سوی رییس جمهور است؛ که نه در حد و اندازۀ من است و نه من چنین خودزنی خواهم کرد. مقدار آرایم کم می شود؟ مهم نیست چون هزینۀ این آرا زیاد است ضمن اینکه من در جای دیگر جبران می کنم.

ب- اصلاح طلبان خاتمی را هم ولش. چون آن ها داخل آدم نیستند که این همه عرّه گوز می کنند. اصلاح طلبان یادشان رفته که در سال 92 آنان آویزان من بودند و چاره ای جز حمایت از من نداشتند. هنوز هم همان است و آنان راهی جز حمایت از من ندارند به قیمت تکه استخوانی - 57 میلیون تومانی - در کنار پوزه شان. پس اصلاً به این حتی فکر نمی کنم که اصلاحطلبان چاره ای جز موس موس بدنبال باسنم داشته باشند که نخواهند داشت. درست مثل سال 92.

پ- در عوض من ترازوی اعتدالم را که بخاطر فریب محذوفان و تحولخواهان بسمت آنان سنگین نشان داده بودم با گذاشتن پاره سنگ های بیخودی مثل حقوق شهروندی و آزادی های مدنی و رفع حصر و رفع موانع فرهنگی و هنری و اجتماعی و از این مهملات حالا اجازه می دهم شاقول عدالتم دقیقاً در همانجایی قرار بگیرد که تمام 35 سال قبل از 92 بود: "در اردوی برادران اصولگرایم و رهبر معظمم حضرت آیت الله خامنه ای. تا از این راه با یک تیر دو نشان بزنم. هم برگشته ام به اصل خودم و خانۀ خودم و از سوی بزرگان الیگارشی و رهبرم محافظت خواهم شد و هم دیگر اصولگرایان هم رغبت و تلاشی نخواهند کرد برای تراشیدن رقیب برای من. و خودم خواهم شد تنها کاندیدای مؤثر در انتخابات سال 96 که اصولگرایان الیگارشی با اشتیاق پنهان و اصلاح طلبان قلابی با اجبار آشکار پشتیبانم خواهند بود حتی اگر انبوهی از محذوفان و تحولخواهان هم نیایند بپای صندوق رأی از نا امیدی. یک نتخاب مطمئن با نزدیک پانزده میلیون رأی خیلی بهتر از رییس جمهوری سی میلیونی است که داخلش از دلقک ایرانی مدعی باشد تا باران کوثری.

ت- البته که روحانی خطیبی اش را فراموش نکرده و ته دلش بسیار زیاد امیدوار است که بتواند بازهم زبانش را طوری بچرخاند بدروغ و ادعا که بخش بزرگی از محذوفان و تحولخواهان بیچاره در داخل را هم مجدداً بفریبد بوعده و وعید.

8- من تأیید می کنم که از جهت منطق قدرت نقشۀ راه روحانی کار خواهد کرد و او در منطق ماکیاولیسم درست و دقیق تحلیل کرده و خواهد توانست ریاست خودش را تمدید کند. این همه را که گفتم یک چیز را هم نگفتم: و آن اینکه در ایران امروز و این منطقه و این جهان و عشوه های این شترگاوپلنگ 38 ساله گفتن از فردا هم پیغمبری می خواهد و علم غیب داشتن تا چه رسد که راجع به نه ماه دیگر پیش بینی کرد. صحنۀ امروز و قبض و بسط های این روزها در بین بازیگران سیاسی را روایت کردم و محتمل است اوضاع یکباره چنان پارامترهای مؤثری را وارد صحنه کند که اصلاً ایران به آنروز انتخابات نرسد. نمی دانم چه. اما حسی که باعث گردآمدن سوته دلان بدور خامنه ای شده مرا هم امیدوار می کند که بلکه آمدن کلینتون و پایان بحران سوریه گزینه های جدید و بهتری برای محذوفان و تحولخواهان فراهم خواهد آورد. امیدوارم. یا...هو

۸۶ نظر:

ناشناس گفت...

تولدت مبارک؟

رومی گفت...

سلام بر تیمسار عزیز و پدر نازنین,

زادروزتون رو خیلی خیلی تبریک میگم. امیدوارم که به زودی فرزندان عزیزت را (در امریکا) ملاقات کنی و در کنار آنها و با کمی تاخیر ۷۰ سالگیتون رو جشن بگیرید.

سپاس از بودن, راهنمایی کردن و امید بخشیدنتان
رومی

ناشناس گفت...

گزینه جدید احمدی نژاده!! فقط کافیه تو این سفر های استانی که میره .بگه میخام به هر ایرانی یه میلیون یارانه بدم. کی جرات داره دیگه رد صلاحیتش کنه!!!

ناشناس گفت...

خیلی ها از سخنرانی پر از عدد و رقم لاریجانی که چپ و راست افتضاح های جمهوری اسلامی را در کشورداری به صورت شنونده ی هاچ و واج می کوبید تعجب کردند. ولی چنین سخنرانی هایی کار هر روزه سیاستمدران اکثر کشورهای دنیا است. آنها بی تعارف از مشکلات و نقاط ضعف و قوت کشورشان حرف می زنند بعد برنامه ریزی میکنند برای حل شان.اینکه بعد از 4 دهه لاریجانی سخنان و واقعیت هایی را بیان می کند که قبلا اگر کسی در داخل بیان میکرد به سیاه نمایی و دادن خوراک به دشمنان نظام متهم میشد نشان میدهد که کفگیر "نظام" بدجور به ته دیگ خورده است.

من چندی پیش هشدار دادم که غربی ها بدجور ایران را خفت کرده اند و برخلاف آنچه در تبلیغات و پروپاگاندای رسانه ای حکومت از "اشتیاق و هجوم" سرمایه گذاران خارجی و فروش "راحت و بدون مشکل" نفت گفته میشود ایران هم اکنون به شدت در گوشه رینگ گیر افتاده است و اروپا و آمریکا کاملا هوشمندانه نه اشتیاقی به سرمایه گذاری در ایران نشان داده و نه اشتیاقی به خرید نفت ایران و نه حتی اجازه معامله آسان نفت را به ایران داده اند. و آنچه از معاملات غرب با ایران تاکنون اجرایی شده تنها یک سری قرارداد "جنس ات را بفروش و بقیه اش را فراموش کن" است جهت بالاکشیدن تتمه دلارهای ته جیب ایران قبل از آنکه "آن اتفاق بزرگ که همه منتظرش هستند" بیفتد.

و تازه علاوه بر همه اینها موضوع جدیدی را به نام اتحادیه بین المللی مبارزه با پولشویی FATF را هم علم کرده اند که بالقوه قدرت این را دارد که حتی شدیدتر از قضیه هسته ای نفس ایران را بگیرد و این قضیه را مدام مانند یک شمشیر داموکلس بالای سر ایران می چرخانند و مشغول تهدید و تحدید هستند. کافی است که چند نفر شورای اداره کننده این سازمان با اشاره رهبران غربی دور هم جمع شوند و تصویب کنند که توصیه های این سازمان از این به بعد دیگر توصیه نیست و قانون است. آن وقت است که تنها کشوری که بیشترین زیان و خفه کننده ترین فشار را تحمل خواهد کرد ایران خواهد بود چرا که تمام آن 200 کشور دیگر (البته اگر چند تا کشور دیگر را مانند کره شمالی و سودان و... را حساب نکنیم) در 10 سالیکه ایران توسط غرب مشغول بازی هسته ای نگه داشته بود عضو این سازمان و قاطی بازی شدند و ایران حواسش جای دیگری بود.

اما آن اتفاق بزرگ که همه منتظرش هستند چیست؟ همین که همه منتظر هستند را به شدت جمهوری اسلامی با تمام وجود آن را احساس کرده و در وضعیت آلارم قرار گرفته است. این سکون و سکوت و آرامش، آرامش قبل از طوفان است. شاخک های حسی حکومت (وزارت اطلاعات و وزارت کشور) قطعا آمار و اطلاعات وضعیت افتضاحی را که حکومت بار آورده است به نظام (خامنه ای و شرکا) خبر داده اند.

جمهوری اسلامی همیشه در حال خراب کاری و گند زدن است ولی وقتی کارد را میگذارند زیر گلوی اش منطقی ترین و هوشمندانه ترین تصمیمات را می گیرد و اجرا می کند و خود را از مهلکه می رهاند همانطور که بارها در طول این 40 سال توانسته انجام دهد. چنین وضعیتی که اکنون ایران گرفتارش است به طوریکه وادار شده تا تمام سربازان و افسرانش دور کاپیتان جمع شوند در نهایت به دو نتیجه خواهد انجامید. یکی را که دلقک که اساسا راه و منش اش همیشه امیدوارانه بوده است (حتی اگر بیخود و بیهوده باشد)، گفت و دیگری را هم سربسته اشاره کرد و از آن گذشت. و آن وخیم تر و بدتر شدن اوضاع و رفتن به سوی هرج و مرج و آنارشی کامل است. وضعیتی که در آن هر کس "قدرت سخت" بیشتری داشته باشد طبیعتا قدرت را در دست می گیرد و مردم را هم به زور ساکت و وضعیت همینی که هست را به زور سرنیزه به آنها تحمیل می کند. از ته دل آرزو می کنم چنین حالتی در ایران پیش نیاید چرا که اگر وارد چنین وضعیتی شویم خارج شدن از آن به قیمت خون میلیون ها ایران و تحمل رنج دهه ها خفقان و کشت و کشتار و در نهایت ایرانی ویران و زمینی سوخته تمام خواهد شد.

مانی گفت...

دست مریزاد دوست نازنین.

ناشناس گفت...

عر و گوز درست است نه اره گوز که معنی ندارد.

ناشناس گفت...

در نهایت پیش بینی دکتر رنانی در مورد ایران محقق میشود

ناشناس گفت...

هسته های قالیبافی توی شهرهای مختلف دوباره فعال شدن. خیلی با جدیت دارن عضوگیری میکنن. مثل اینکه میخواد کاندیدا بشه.

ناشناس گفت...

سلام
سالروز تولدتان را تبریک عرض میکنم. انشالله 120 سال با عزت زندگی کنید
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

اجازه استفاده از پایگاه هوایی همدان نشان از اوج درماندگی می دهد. حکومتی که داعیه رهبری جهان اسلام را دارد میزبان خلبان های ودکا خوری می شود که بمب های بی هدف را بر سر شهروندان مسلمان سوری می ریزد.
البته از بعد مذهبی در تاریخ مسبوق به سابقه است. دوران صفویه، مستشاران فرانسوی و انگلیسی، کمک به ارتش صفوی در حمله به عثمانی که در آن زمان تهدید جدی اروپا بود.
در آن زمان موضع گیری بر اساس ضعف نظامی صفویه در تسلیحات جدید در مقابل تهدید خارجی بالفعل بود و اکنون در مقابل تهدید حتی نه بالقوه.

اصلاهــطلب گفت...

. . . . .
مـتـاسـفـانـه خانم آتـنا فـرقدانی به جای تشکر و قدردانی از تلاشهای فی سبیل الله مدیران
از جان گذشته دولت تدبیر و امید ، باز هم ناسـپـاسـی را آغـاز و به بهانه فقر و بیکاری
جـوانان ایران، حق الزحمه مدیران جان بر کف و سخت کوش دولت تدبیر و امید را که
شاید بتوان گفت تا حدی "نامتعارف" بوده (البته 100 درصد قانونی بوده)
زیر سوال برده است .
.......استغفرالله......
که نشان دهنده چیزی نیست جز بی وجدانی و قدرناشناسی این خانم خودخواه.


مـتـاسـفـانـه این خانم اقدام به ترسیم یک کاریکاتور در نـقـد "شاه کلید" حجت الاسلام حسن روحانی کرده
که هـمه و همه نـشـان گر آن است که هدف این خانم چیزی نـیـسـت جـز بـه چـالش کشـیدن دسـتاوردهای
مافوق تصور مدیران جان بر کف و سـخـتـکـوش دولت تدبیر و امید


و اما نصیحت بنده به خانم آتنا فرقدانی و دیگر خانمهایی که مثل ایشان "طمّاع" هستند این است که:

طـمـع را نـبـایـد که چـندان کنی
که صاحب کرم را پشیمان کنی

ناشناس گفت...

این وبلاگ توسط تیم رسانه ای قالیباف کنترل میشه و هدف این قبیل پستها هم اینه که چون خامنه ای منفوره با چسبودن روحانی بهش و اینطور جلوه دادن که روحانی جلوی خامنه ای عقب نشسته محبوبیت روحانی کم بشه. بگم البته من خودم از روحانی خوشم نمیاد.

ناشناس گفت...

«جناب حجت‌الاسلام آقای پورمحمدی دامت برکاته

وزیر محترم دادگستری

با اهداء سلام

به عرض می‌رساند در صحبت خود در ارتباط با انتشار فایل صوتی مرحوم آیت‌الله منتظری، فرموده‌اید: «برخی دنبال تطهیر دشمنان خون‌آشام این ملت هستند که در قساوت و خونریزی به صغیر و کبیر رحم نکردند به‌طوری‌که همه افراد در ترس قساوت آنها بودند.»

متأسفانه این، مشکل کشور ماست که مسئولان به‌جای توضیح یک مساله و پاسخ به سوالی‌که برای برخی اذهان ایجاد شده است به مغالطه می‌پردازند و از عواطف انسانی و دینی و انقلابی مردم بهره‌برداری می‌کنند و هیچ‌گاه به سوال موردنظر پاسخ نمی‌دهند. در موضوع فایل صوتی مذکور همه مسئولانی که پاسخ دادند صرفا به جنایتکاری منافقین از یک‌سو و عظمت شخصیت امام خمینی(ره) از سوی دیگر پرداختند و هیچ پاسخی به سوال ندادند و در واقع توضیح واضحات دادند.

انحرافات فکری و جنایات بزرگ منافقین بر همه روشن است و گروه فرقان هم که شخصیتی به عظمت آیت‌الله مطهری را به شهادت رساند شاخه‌ای از منافقین بود. این امر محل بحث نیست. محل بحث این است که با توجه به این‌که از نظر اسلام و در حکومت اسلامی حتی به چنین جانیانی و طرفداران آنها نیز نباید ظلم شود آیا شایعاتی که درباره اتفاق سال 67 درباره نحوه اجرای حکم امام(ره) گفته می‌شود صحت دارد یا خیر؟ جناب‌عالی که همراه آقایان رئیسی، نیّری و رازینی در متن این قضیه بودید باید ضمن توضیح ماجرا، یا می‌فرمودید این شایعات به هیچ وجه صحت ندارد و یا می‌فرمودید ممکن است قصورهایی هم صورت گرفته باشد که در صورت اثبات از خانواده‌های آنها عذرخواهی و جبران خسارت خواهد شد.

این روش برخلاف تفکر رایج که کتمان خطاهای احتمالی را موجب تقویت نظام می‌داند و بلکه نوعی عصمت برای جمهوری اسلامی قائل است، موجب جلب اعتماد بیشتر مردم و استحکام افزون‌تر نظام اسلامی است.

از خدای متعال توفیق الهی روزافزون جناب‌عالی را مسالت می‌کنم.

با تقدیم احترام

علی مطهری»

الف گفت...

تیمسار گرامی

تولدتان مبارک! همیشه شاد و سلامت باشید. نمی دانم این امید شما را در نهایت باید ناامیدانه فهمید، یا ناامیدی تان را امیدوار. البته ایراد از این کشور عجیب است که ما در آن زندگی می کنیم.

رامیار گفت...

باز هم یک تحلیل ارزشمند. از همان جنسی که همیشه به وبلاگتان سر می‌زنم تا بیابم. تحلیل محتوای سخنان و یا تحلیل رفتارها را. خیلی خوب. ممنون که می‌نویسید.
این وسط پرسشی هم برایم پیش آمد. نوشته‌اید:

ما خدمت بسیار بزرگی کردیم به هاشمی و روحانی و خاتمی و در 4 اسفند سال 94 در انتخابات مجلس و آنان را به نقطه ای از قدرت مردمی رساندیم که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی بتوازن قوای انتخابی و انتصابی نزدیک شدیم.

سئوال من این است که چطور اولین بار؟ مگر دوره خاتمی همین وضعیت نبود و رئیس جمهوری با زاویه بیشتر از رهبر و مجلسی بسیار پررنگتر از امروز سر کار آمدند؟ اگر بفرمایید روی چه حسابی این اولین بار را به کار برده‌اید ممنون می‌شوم.
باز هم تشکر میکنم که برایمان مینویسید و اینقدر خوب تحلیل میکنید.

Dalghak.Irani گفت...

ieknaffar ‫حدود ۲ ساعت پیش
جناب تیمسار در مورد فاش شدن تخلفات مالی سردار قالیباف در فروش املاک شهرداری (برای باج به اعضای شورای شهر و ...) هم مطلبی بنویسید! انتخابات نزدیک است و خواهرزاده خانم خامنه ای هم دوباره کاندید می شود تا به روش احمدی در سال 88 از صندوق بیرون بیاید!

binam ‫حدود ۲ ساعت پیش
یک نفر
روزنامه های ایران بعد از وقایع 88 کلاً از روزنامه نگار با حداقل وجدان و قادر به چند خبر و گزارش تحقیقی و درست و درمان خالی شد و نه تنها خالی شد که به گند و کثافت هم کشیده شد. روزنامۀ شرق هم فارغ از این حکم نیست و یک کوبیدۀ اضافه هم رویش! مسئولان شرق بهر دلیل تنها مشکل کشور را شهرداری قالیباف می دانند و همۀ همت ناداشته و غیرت میهنی شان را صرف خبرسازی برای قالیباف می کنند. حداقل تا کنون ده بار این اتفاق افتاده - من رصد کرده ام - و هر ده بار هم توی پوزشان خورده و مجبور از پس گرفتن حرفشان شده اند. بنابراین تأمل بفرمائید ته و توی قضیه معلوم شود و اگر قالیباف دردانه - تا اینجای کارش - یا مقصر بود و یا جوابگو نبود من در خدمت حضرت عالی خواهم بود در گستردن هرچه زودتر و بهتر رسوایی قالیباف - البته شما هم پیش داوری دارید و او را با کلمۀ سردار بیشتر می پسندید - در حالیکه ایشان 18 سال است از سپاه استعفاء داده و در بخش سیویل خدمت می کند. یا...هو

ieknaffar ‫حدود ۲ ساعت پیش
روزنامه های ایران بعد از وقایع 88
جریان الهه راستگو را یادآوری می کنم که از سوی اصلاح طلبان وارد شورای شهر شد و در همان بدو امر برای انتخاب مجدد قالیباف با رشوه چند میلیاردی (پیمان سپاری به برادرش) خریده شد و به نفع ایشان رای داد.. بعلاوه من در تهران زندگی می کنم و از نزدیک در جریان بخور بخور های ایشان هستم. یک نمونه زمینی 5000 را به بهانه خیابان کشی (خیابانی بطول پانزده و عرض ده متر!) در منطقه شمال غرب تهران با کمک نیروی انتظامی تصاحب کرد و پس از خیابان کشی، باقی زمین صرف ساخت یک برج یازده طبقه شده! در زمان تصاحب زمین، مالک زمین با استخدام چند نفر برای مقابله با ماموران شهرداری اماده بود که ناگهان سه خودروی نیروی انتظامی(شامل یک مینی بوس) با سربازان وظیفه امدند و زمین را گرفتند بعد یک وانت از شهرداری با مقدار زیادی آب میوه و بستنی امدند و از اینها پذیرایی کرد. مالک هنوز با سند منگوله دارش هنوز دارد در محاکم قضایی می دود تا حداقل یک دهم بهای زمین را بگیرد! این یک نمونه کوچک از اوضاع شهرداری است...

binam ‫حدود ۲ ساعت پیش
من شما را آدم حسابی می دانم و پاسخ سؤال مشخصتان را دادم. این خاله زنک بازی ها از یک خانم فرهیخته بعید است. چون تکرار خزعبلات یک مشت آدم احمق است که کمترین بهره ای از حقیقت را ندارد. بنابراین لزومی به ادامۀ گفتگو نمی ماند چون شما هم با دشمنان هرنوع مدیر قابل قبول - در مورد قالیباف قابل ستایش - در ایران جمهوری اسلامی عناد کور دارید. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

binam ‫حدود ۲ ساعت پیش
یکنفر؛ این هم توضیح بسیار سریع و مسئول قالیباف. امر دیگری باشد!؟
جزییات توضیح قالیباف را درا دامه می خوانید:

80 درصد حقوق را یک کارمند باید برای مسکن اختصاص دهد. امسال در بودجه 95 پیشنهاد دادیم که معافیت عوارض پروانه برای تعاونی مسکن تا 30 میلیون تومان افزایش یابد و با مصوبه شورای اسلامی شهر تهران این اتفاق افتاد.
30 هزار نفر در مجموع شهرداری تهران در طول دهه گذشته از امتیاز مسکن استفاده کرده‌اند و در حوزه مسکن کارکنانی که حضور قدیمی‌تری در شهرداری داشتند در اولویت قرار می‌گیرند.
30 هزار نفر در مجموع تعاونی‌ها که بیش از 150 تعاونی در شهرداری تهران وجود دارد ثبت‌نام شده‌اند و بر اساس ‌آیین‌نامه واگذاری مسکن در دولت و مصوبات شورای اسلامی شهر تهران اقدام کردیم و این اختیارات را برای مسکن‌دار شدن کارکنان شهرداری تهران لازم می‌دانیم.
52 درصد از این 30 هزار نفر تا امروز صاحب مسکن شدند و 48 درصد دیگر هنوز در مسیر مسکن هستند ولی عمدتاً زمین را گرفته‌اند و از تخفیف زمین و پروانه نیز برخودار شدند.
بخشی از تعاونی‌ها و هیأت مدیره‌ها اختلافاتی دارند و تأکید بعدی بنده این است که نظارت کلی با شهرداری باشد تا تعاونی‌ها با مشکل مواجه نشوند.
بعضی نقل‌ها گفته می‌شود ولی ما بحث واگذاری امتیازات، پروانه و زمین را بر اساس مُر قانون انجام داده‌ایم و تخفیفات نیز بر همان اساس بوده است.
بنده در چهارچوب مقررات در دو موضوع مسکن و درمان هیچ مضایقه‌ای ندارم.
تحت تأثیر دروغ‌ها و جوسازی‌ها قرار نمی‌گیریم. کمتر کسی در شهرداری اندازه بنده وقت می‌گذارد و تا امروز نیز از هیچ مزایایی در شهرداری استفاده نکردم و برای رفاه حال کارمندان شهرداری از آبرویم نیز مایه می‌گذارم که به درستی انجام وظیفه...

ieknaffar ‫حدود ۲ ساعت پیش
این هم توضیح بسیار سریع و مسئول قالیباف
باشد. اصراری ندارم. امروز از روحانی (آنهم فقط بابت فیش های حقوقی) برائت حاصل کردید چهار سال دیگر پس از ریاست جمهوری قالیباف مقاله مورد نظر را خواهید نوشت!

binam ‫حدود ۱ ساعت پیش
خب بدیهی است که من بعنوان انسان مدرن (برترین انسان) از هیچ علم غیبی برخوردار نباشم مثل شما متجدد ها - مخلوطی هشلهف از سنتی با مدرن - و همۀ توانم معطوف به اعمال به اثبات رسیدۀ دیکگران باشد و نه های و هوی همسایه ها! یا...هو

تکمله: آرزویم این است که جمهوری اسلامی فعلی تا دیرزمانی که شما پیش بینی می کنید نپاید انشاءالله. اما اگر شوربختانه بروزی طول کشید که رییس جدیدی تعیین کند آن رییس قالیباف نباشد انشاءالله. بخاطر حیف بودن ایشان برای هزینه شدن در سیاست. اما پرواضح است که اگر خامنه ای باید تحمل شود با قالیباف کمی از زهر حضورش - بمناسبت مدیریت و نبوغ قالیباف - کاسته خواهد شد.

binam ‫حدود ۱ ساعت پیش
درضمن من از روحانی فقط بخاطر فیش های حقوقی جدا نشدم. من از روحانی بدلیل عدم پاسخگویی - کاری که تنها و تنها و تنها قالیباف بلد است و کرده و می کند در جمهوری اسلامی - اولاً؛ بی وجدانی همکارانش ثانیاً و فساد قطعی - در تحصیلات و سربازی - برادرش ثالثاً طلاق گرفتم. ضمن اینکه من سال 92 هم عاشق دلخستۀ سرباز چشم سبز بودم و ملت بزور دگنگ مرا به شب زفاف روحانی هُل دادند! یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

از دوستانی که بمن محبت کردند ممنونم و اوج تشکرم هم نصیب تذکر دهندۀ املای عره گوز می شود که سپاسگزارم و تصحیح کردم.
به رامیار هم همینقدر می گویم که سال 76 تا 80 بیشتر به سال های پرخاش و عصبانیت نسل سوخته 60 در فزونی زاد و ولد و رنج های جنگ در کودکی و بی بچگی نکرده پیر شدن بود و نه تغییری با ثبات و قابل تکیه از جنبۀ سیاسی. همانطور که خود سیاستمداران آنموقع هم بیشتر هیجانی و سوء استفاده گر و برخی هم فریب خورده از نیروهای چپ "مقصر اصلی" دهۀ 60 بودند و نمی شد معادلۀ توازن قوا را با آن سنجید. همانطور که حتی در 88 هم هنوز نوعی انتقام تقدم داشت بر نجات. و اما در سال 94 میانسالان جوانی نکرده پیر شدۀ دهۀ 60 به بلوغ سیاسی و دوری از هیجان رسیده بودند و در این ثبات عقلی می شد بیشتر و بهتر از پتانسیل بالقوۀ آنان را بالفعل و بهره برداری کرد. البته اشتباه گفتم بیشتر و بهتر زیرا روحانی و دولت کوفتی و هاشمی خائن اصلاً بهره برداری نکردند که کم باشد یا زیاد. یا...هو

ناشناس گفت...

تولدت مبارک ,امیدوارم همیشه پرامید باشی و موفق.

ناشناس گفت...

دیشب خواب دیدم دو فروند موشک بالستیک عظیم الجثه مستقیم در مرکز تهران سقوط کردند و بعد صدای بسیار مهیب و نور سفید شدیدی از محل برخورد برخواست انگار کلاهک هسته ای داشتند که هراسان از خواب برخواستم خیلی وحشتناک بود بدبختی من اینه که یا خواب نمی بینم یا اگر سالی چند بار خواب می بینم با تقریب بسیار بالایی به تحقق می پیوندد
به نظر من هم نزدیکی اخیر اعتدالیون و باند رفسنجانی به رهبر بسیار مشکوک و تعجب برانگیز است امروز پس از مدتها صدا و سیما تصویر مستقزم هاشمی را پخش کرد

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، آغاز دهه هفتاد عمرتان مبارك و پر بار باد.
ارادت، افشين قديم

ناشناس گفت...

تولدتان مبارک تیمسار عزیز . متعاقب فرمایش درست شماروحانی درنشست دولت مردان دفاع مقدس گفت برای حفظ نظام راهی جز وحدت نداریم.

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز
این جمع شدن ها شاید بخاطر ترس از قدرت گرفتن سپاه باشه .
به هر حال حلقه وصل دو قدرت الیگارشی روحانیت و سپاه ، رهبریست که اتفاقا تمایل و شاید قدرت حذف هیچکدام را ندارد . الان که شما از جمع شدن به دور رهبری حرف میزنید این فکر به نظرم رسید که شاید سپاه با رهبری زاویه پیدا کرده باشد بدین معنی که قصد دارند کار را یکسره کنند . کنجکاوم نظر شما را هم بدانم .
در ضمن ، تولد شما هم مبارک باشد و باقیمانده عمر ، قرین سلامتی و بهروزی .

شهروند مشفق گفت...

رخصت ورود مجدد به جمع یارانی که دغدغه ایران دارند. چند هفته‌ای برای دیدار از اقوام و دوستان در میان ملت خسته و مستاصل مان در ایران وول میخوردم، و در بازگشت میبینم که احساسم مشابه این جملهٔ دلقکه: اشتباه گفتم بیشتر و بهتر زیرا روحانی و دولت کوفتی و هاشمی‌ خائن اصلا بهره برداری نکردند که کم باشد یا زیاد. تیمسار، سطح سیاست نازله و زنگ زده، و فرصت سوزیها صبر ایوب رو لبریز میکنه، و جامعه در حال دور دور در استیصال ... چه حیف!

مانی گفت...

فالی از حافظ به خاطر تولد شما:
خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن
حدیث غمزه‌ات سحر مبین است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون دربند دین است


تولدتان مبارک و شادیهاتون پایدار.

Reza Moosavi گفت...

سالروز تولدتان را تبریک عرض میکنم. انشالله 1000 سال با عزت زندگی کنید

Parham گفت...

به نظر شما ممکنه تحولات اخیر خاورمیانه به یه رویارویی مستقیم بویژه ین ایران و سعودی ها منجر بشه؟

ناشناس گفت...

توضیح بسیار سریع و مسئول قالیباف! شما در نقد موافقان جمهوری اسلامی به کسی که چنین صفاتی را برای مسئولان نظام بکار ببرد ماله کش میگویید. و بنده مفتخرم آینه شخص شما باشم. مبالغ تخفیفی بابت زمین های واگذارشده به مفت خورهای شهرداری مبالغ هنگفتیست و جای شگفتی دارد که چطور که شما بخاطر افتضاح برادر روحانی آنطور خشتک بسر کشیدید در برابر سردار پاکدستان ماله بدست گرفته اید. و چون قصد دارم آینه ای به شفافیت دوچندان باشم به شما پیشنهاد میکنم که خشم خود را کنترل کنید و بجای منتشر نکردن نظر بنده و بهانه اینکه اینجا خانه من است و فلان و فلان خود را حسن روحانی فرض کنید. متوجه میشوید که حس ماله کشی و عصبانیت در این موارد یک حس طبیعی و همگانی است. تنها سیستم قضایی مستقل و عادل است که جلوی اینگونه تخلفات و فساد را میگیرد. وگرنه چشم به درستکاری سیاستمدار داشتن، جفا به خود و انتظار لطف بغیر از لگد و گوز است از خر.
بنظر بنده حقیر پشتیبانی از حسن روحانی هرچند فاسد و بی آبرو تنها راه نجات کشور در این مرحله است و دادن کشور دست امثال قالیباف ادامه روندی است که احمدی نژاد طی کرد و باعث فربه تر شدن سپاهیان گمراه خواهد شد و اگر یک درصد گمان برده اید که سردار رشید اسلام قصد کوچک نشستن بر سر سفره انقلاب داشته یا حتی همین الان از چهارزانو کمتر نشسته بعرض میرسانم که زارت!
مجددا پیشنهاد میکنم علاوه بر انتشار نظر قبلی بنده شلواری قهوه ای رنگ برای سردار پاکدست اسلام تهیه فرمایید.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی آقای موسوی.
ناشناس عزیز
قالیباف معصوم و پاسخگو . بهترین مدیر نه تنها جمهوری اسلامی بلکه یکی از بهترین های تاریخ ایران است. او چیزی را انکار نکرده و بلافاصله با قبول مسئولیت واگذاری تسهیلات به کارکنان زیر مجموعه اش را پذیرفته و آن را مر قانون اعلام کرده و حاضر بهرنوع رسیدگی است. البته که شرق و ورق پاره های هاشمی مثل انتخاب قادر نخواهند بود از این نمد کلاهی برای خودشان بدوزند. اگر ثابت شود قالیباف خاصه خرجی کرده و به کسی خارج از شایستگی هایش رانت داده من هم با شما دنبالش خواهم کرد تا بی آبرویی روحانی و برادرش و صفدر حسینی و اصلاحطلبانش. واگذاری تسهیلات مسکن به اعضای مستخدم در دیوان دولت و سایر مؤسسات عمومی یک روش جاری و قانونی و همه زمانی و همه مکانی و شامل از الف تا ی می شود. منتها با اولویت بندی سابقۀ خدمت و جایگاه و مقام مستخدم. اصلاً سینۀ خودت را بتنور آخوندها - بویژه رانت خواهان و رانت جویان خانوادگی - نچسبان. که آش نخورده و دهان سوخته تنها نصیب نهاییت است. حیف نیست قالیباف را با آخوندها مقایسه می کنی. یا...هو

در کامنت قبلی دیشبت بیش از اندازه ریده بودی توی شلوارت و حذف شده بدلیل غیر قابل انتشار بودن بدلیل بوی خیلی زننده اش.

ناشناس گفت...

ما داشتیم با یه رفیقی بحث می کردیم در مورد ایت الله سید حسین اوباما کنیایی! و علاقه ایشان برای شکست جنبش های ضد اسلام گرایی در منطقه، رفیق ما ایده جالبی مطرح کرد و گفت علت پشتیبانی کشور های غربی از ترکیه و تونس، ایجاد دموکراسی های اسلامی برای راضی کردن اسلام گرایانه تا فکر نکنند تنها راه به قدرت رسیدن خشونت و مثل داعش هست، یعنی همین مدل مردم سالاری دینی؟! ما را اوباما می خواهد برای همه مردم خاورمیانه، اونوقت شما می گویی اینا دارند شکست می خورند؟ این ها تازه جایگزین داعش خواهند شد خیلی شیک و مجلسی. عامل بدبختی ابدی مسلمانان را که غرب به راحتی از دست نمی دهد. زیبایی این دموکراسی دینی در همین است که اکثریت نفهم به بدبختی و نابودی حیات و اینده خودشان رای خواهند، با لبخندی بر لب.

ناشناس گفت...

من با وجودی که از قالیباف به خاطر مارموز بودنش و مشهدی بودنش خوشم نمی اومد (چون اکثر تندروها مشهدی هستن) ولی به خاطر خرابکاری مالی مدیران روحانی کم کم داشتم به این فکر میکردم که شاید بشه روی قالیباف حداقل از لحاظ درستکاری مالی حساب کرد (هر چند از نظر سیاسی و فرهنگی جزو تندروها باشه) و اگر رئیس جمهور بشه حداقل دست رانت خوارن رو کوتاه میکنه. ولی با این قضیه اخیر واگذاری خانه های گران قیمت به افراد خاص فهمیدم که در جمهوری اسلامی همه از نظر مالی در حال خورد و برد هستند و هیچ استثنایی وجود نداره. خانه های گران قیمت فقط به افرادی خاص از جمله تعدادی از مدیران شهرداری و حتی افرادی بیرون از شهرداری واگذار شده. شما دلقک که روحانی رو اینقدر کوبیدین و از گفته های روحانی و نوبخت که میگفتن دریافت ها قانونی بوده ولی خارج از عرف بوده انتقاد کردین حالا جواب قالیباف رو برای ما میذارین که میگه واگذاری ها قانونی و بر اساس اختیارات بوده؟! الان من موندم که این قانونی بودن با اون قانونی بودن چه فرقی داره؟!

جالبه قالیباف کارش رو هم خوب بلد بوده و تعدادی خانه و ملک هم به تعاونی مسکن قوه قضاییه داده تا قوه قضاییه رو ساکت کنه. حالا می فهمم که چطور در قضیه فساد بنیاد تعاون ناجا، قوه قضاییه یقه احمدی مقدم رو گرفت ولی کاری به کار قالیباف و پسرش که گفته میشد در این فساد نقش دارن نداشت. جالبه سازمان بازرسی هم پس از انتقادهای اخیر که چرا در قضیه فیش های نجومی دولت ساکت بوده شروع کرده به روکردن پرونده هایی که قبلا صداش رو در نمی آورد. و دلیل عدم تصویب برخی از طرح های مهمی که شورای شهر و بیشتر از طرف اعضای اصلاح طلب ارائه میشد رو هم متوجه شدم. چرا که مشخص شده که تعدادی از این خانه های نجومی هم به بعضی از اعضای شورا واگذار شده هر چند که بعضی تکذیب کردن و بعضی تلویحا تایید کردن. و گفته میشه اونهایی هم که تکذیب کردن خانه ها رو به اسم دوستان و فامیل شون گرفتن. یکی از طرح های مهمی که اعضایی اصلاح طلب شورا ارائه کرده بودن همین طرح لغو اختیارات اعطا شده به شهرداری در مورد املاکش بود که با مخالفت بعضی از اعضای شورا تصویب نشد. معلومه که اونهایی که مخالفت کردن حتما از منافع این اختیارات شهرداری استفاده کردن.

احساس میکنم بهم خیانت شده. 2200 میلیاردی که در این رانت خواری واضح بذل و بخشش شده بیش از 1 دهم بودجه عمرانی کل کشور (حدود 20 هزار میلیارد تومن) هست. یعنی با این بودجه میشه کل بودجه عمرانی چند استان رو با تمام شهرها و روستاهایش تامین کرد. وای به حال روزی که تمام پرونده های مالی شهرداری به دقت بررسی و حسابرسی بشه معلوم نیست چند تا دیگه از این فسادهای میلیاردی رو بشه.

ناشناس گفت...

آنچه که پادوها و کاسه لیس هاچس ناله و بلغور می کنند از این و آن و شده اند آلت بر علیه قالیباف دوست داشتنی باید گفت:
اولا- آنچه منتشر شده اساسا گزارش سازمان بازرسي نيست بلكه گزارش يك كارشناس است كه سازمان بازرسي نه آن را تاييد كرده و نه در انتشار آن دستي داشته است.
ثانيا- روشن است كه شهرداري تا امروز حتي به يك فرد حقيقي ملك و زميني نداده بلكه تمام آنچه هست اين است كه مطابق وظيفه قانوني خود به هزاران تعاوني كمك كرده است. طبعا اينكه فلان عضو شوراي شهر هم زمان عضو يك تعاوني هم هست آن تعاوني را از دايره كمك خارج نمي كند.
ثالثا- همه اينها البته بازي هاي سياسي است والا كيست كه نداند باند كرباسچي نقشه بلعيدن مجدد تهران را مي كشد؟
ثالثاً : چند روز ديگر انتخابات هيئت رييسه شوراي شهر تهران برگزار خواهد شد. جنجال اين روزها عليه اعضاي اصولگراي شوراي شهر بي گمان بي ارتباط با اين انتخابات نيست خصوصا كه اصلاح طلبان گفته اند در سال آخر در اختيار داشتن رياست شوراي شهر براي آنها حياتي است تا بتوانند مسير خدمت رساني شهرداري را كند و شايد هم متوقف كنند. همين ماجرا به خوبي نشان دهنده آن است كه تصاحب شورا از سوي اصلاح طلبان چگونه شهر را به صحنه تصفيه حساب هاي خونين بدل خواهد كرد.

ناشناس گفت...

مطمئن هم نباشید هیلاری انتخاب بشه، ایشان هم دروغگو و دغل باز و دموکرات هستند، چون زنه دلیل نمیشه الکی و روشنفکرانه به به کنید.

ناشناس گفت...

باز خوبه قالیباف رییس جمهور نشد. وگرنه زنگ میزد علم الهدی می گفت خراسان رو با 50% تخفیف برات سند میزنم، فقط نقدی حساب می کنی یا از دم قسط؟

ناشناس گفت...

آنچه که پادوها و کاسه لیس هاچس ناله و بلغور می کنند از این و آن و شده اند آلت بر علیه روحانی دوست داشتنی باید گفت:
اولا- آنچه منتشر شده اساسا گزارش سازمان بازرسي نيست بلكه گزارش يك كارشناس است كه سازمان بازرسي نه آن را تاييد كرده و نه در انتشار آن دستي داشته است.
ثانيا- روشن است كه دولت روحانی تا امروز حتي به يك فرد حقيقي رانت نداده بلكه تمام آنچه هست اين است كه مطابق وظيفه قانوني خود به هزاران اداره و شرکت كمك كرده است. طبعا اينكه فلان عضو دولت هم زمان عضو يك شرکت هم هست آن شرکت را از دايره كمك خارج نمي كند.
ثالثا- همه اينها البته بازي هاي سياسي است والا كيست كه نداند باند اصولگرا نقشه بلعيدن مجدد کشور را مي كشد؟
ثالثاً : چند ماه ديگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. جنجال اين روزها ها عليه اعضاي دولت بي گمان بي ارتباط با اين انتخابات نيست. همين ماجرا به خوبي نشان دهنده آن است كه تصاحب دولت از سوي اصولگرایان چگونه کشور را به صحنه تصفيه حساب هاي خونين بدل خواهد كرد.

برادر گرامی برای نشان دادن حال و هوای متن ارسالیتان، متن شما را با تغییر چند کلمه عوض کردم. خودتان قضاوت بفرمایید که کاسه لیس، پادو و چس ناله بلغورکن کیست! حداقل زمانی که در حال قسم ابالفضل خوردن هستید ماله خود را پنهان کنید. اعتراض ما به فساد شهرداری بمعنی حمایت ما از فساد برادر روحانی نیست.

پانوشت: به قالیباف دوست داشتنی، معصوم و مظلوم بفرمایید در دفعات آینده برای خانه دار کردن قانونی کارمندان مظلوم شهرداری و تعاونی ها از املاک سایر مناطق تهران بجز دربند هم استفاده بفرمایند و از تمرکز عزیزان نیازمند بر یک منطقه خوش آب و هوا جلوگیری بفرمایند.

ناشناس گفت...

من بدبخت که مهندس بدبخت شرکت نفت در منطقه عملیاتی جنوب هستم باید گرمای ۵۲ درجه(در سایه و در آفتاب ۷۰ درجه) را تحمل کنیم در منطقه ای بدون امکانات و برای یک آپارتمان سازمانی قدیمی بر سر خود و همکاران بزنیم و عواید نفت را شرکت های ستادی مستقر در تهران که بود و نبودشان تاثیری که ندارد هیچ، نبودشان باعث کاهش هزینه ها می شود.
۵۲ درصد اقتصاد کشور در تهران متمرکز شده و آقایان پوز و افاده مدیریت این شهر ثروتمند را می دهند.
کارگر ساده شهرداری تهران صد شرف دارد بر کارمند عالیرتبه نفت در جنوب. گرمای جهنمی، گرد و غبار، امکانات پایین، آلودگی آب برای ما و املاک دربند برای شما.

ناشناس گفت...

سلام دوستان عزیز.
من متولد دهه پنجاه هستم.
جهت اطلاع شما بگویم که اولین بار پس از کنار زدن ملی گراها در جمهوری اسلامی سرود ای ایران از رادیو پخش شد چه زمانی بود؟ .
احتمال زیاد دلقک باید بداند.

Dalghak.Irani گفت...

داستان سرایی و ننه من غریبم نیاز ندارد. قالیباف معصوم است و یکی از بهترین مدیران تاریخ ایران و سربلند بوده تا کنون و سربلند هم می ماند تا آخر. انشاءالله. خوشحال باشید که چنین هموطنی داریم در این گند و کثافتی که ملاها زده اند بر زندگی ها در ایران. یا...هو

ناشناس گفت...

جناب دلقک عزیز
آزاداندیشی حکم میکنه در مورد فساد شهرداری تهران اعلام موضع کنید

اصلاحــطلب گفت...

خوشبختانه با نزدیک شدن هر چه بیشتر مواضع و دیدگاه های اصولگرایان و اصلاح طلبان، پیروزی حجت الاسلام روحانی در انتخابات سال 1396 قطعی است. در حال حاضر اتحاد بین آقایان رفسنجانی، ناطق نوری، لاریجانی و روحانی آنقدر محکم است که هیچ نیرویی توان زیر سوال بردن مواضع این عزیزان را ندارد.

ناشناس گفت...

امروز خبری بود که سیستم پدافند هوایی ایران به یک پهپاد رادرگریز جاسوسی آمریکایی که از سمت مرز شرقی ایران و فکر می کنم ۲۲ مایلی مرز هشدار داد و در صحنه ای تلوزیون افسر رادار را در حال هشدار کلامی نشان می دهد. تا اینجا را داشته باشید.
چند روز قبل و در جریان درگیری های حسکه در سوریه؟ هواپیما های سوخو 24 سوری بر فراز آسمان شهر ظاهر می شوند در حالی که روز قبل آمریکا به سوریه و روسیه در مورد بمباران هوایی هشدار داده بود. طبق گفته خلبان هواپیمای رادارگریز F22 آمریکا، تا فاصله 600 متری هواپیمای سوخو، خلبان متوجه حضور هواپیمای آمریکایی نشده بود و تنها منتظر یک خبط از طرف مقابل بودند تا هواپیما را مانند آب خوردن سرنگون کنند.
حال این بحث S300 و هشدار به پهپاد آمریکایی به نظر تبلیغاتی می رسد. هشدار رادیویی به یک هواپیمای بدون سرنشین؟ آنهم رادارگریز؟ سیستم پدافند زمینی S300 و رادارهای آن در سوریه هم فعال است و نه هواپیما و نه رادار زمینی قادر به تشخیص F22 نبوده اند. و اینجاست که کلید شو تلویزیونی زده می شود.

ناشناس گفت...

خیلی فضای عجیبیه اینجا: جنگ برای اثبات معصوم بودن و پاک بودن و صادق بودن سیاستمداران. یکی نیست بگه آخه کجای دنیا سیاست مدار منهای نظارت و کنترل می تونه نجیب و معصوم باشه که تو ایران این ممکن شده باشه؟ به نظرم طرفدارای هر سیاستمدار فقط به دنبال آب کشیدن و تطهیر اون هستند و الا واقعیت چیزی است که هممون می تونیم تو ایران ببینیم: یه لشکر آدم فقیر و روز به روز فقیر تر و عده اندکی آدم که با اسامی قشنگ دارند فربه می شند. حالا خود دانید که برای فربه شدن کودوم یکیشون یقه بدرانید و در عین حال آخرین پاره نان ها را نیز از دستمان بگیرند!

ناشناس گفت...

از دیگر اقدامات دولت تدبیر و امید همین شما! (شبکه ملی اطلاعات) هست، اولش به نظر مهم نمی امد و هنوز هم کاملا افتتاح نشده، ولی وقتی چهار تا اخوند، از این طرح تعریف کردند، برام جالب شد، به نظر هدف این طرح در ابتدا قطع ارتباط ایران با شبکه جهانی نیست، ان طور که می گویند کره شمالی و اینا! هر چند هدف ایده ال همینه، در مقابل با این طرح، دسترسی خارج به اینترنت ایران محدود و حتی در مواقعی غیر ممکن خواهد شد. احتمالا در مواقعی مثل سال 88 این امکان جداسازی و قطع دسترسی بدرد بخور است، با تشکر از دولت روحانی که خیلی تلاش می کند برای محدود کردن هر چه بیشتر مردم.

یک شهرساز گفت...

یک شهرساز
همیشه خواننده خاموش سایت شما بودم . با بعضی از نظرات شما موافق و گاهی مخالف ، اما به عنوان کسی که در دانشگاه شهرسازی خوانده ام و بیش از ده سال سابقه کار در شهرسازی دارم و کارشناس شهری محسوب می شوم ، این حمایت شما از قالیباف اصلا قابل قبول نیست . آن چه که در تهران اتفاق افتاده در دوران شهرداری ایشان سر سوزنی مدیریت شهری نبوده و ایشان نه تنها مدیر موفقی نیست که معصوم قلمداد کردن او هم از آن حرف هاست .برخورد احساسی شما با ایشان مرا نسبت به سایر مطالبتان نیز بدبین کرده است . عملکرد ضعیف و حتی فاجعه بار قالیباف بر همه شهرسازان واضح است و به همین دلیل مشاوران وی ، همه از رشته های عمدتا غیر مرتبط به حوزه شهری و یا با مدارک فرمایشی هستند .

Dalghak.Irani گفت...

من هم یک معمار هستم که 40 سال است در لندن کار شهرسازی و معلمی می کنم و هیچوقت هم شما را اینطرف ها ندیده ام و از وجود شم خبر و اثری نداشته ام. اما بشهادت حرفه ام و پیشینه ام در نزد جامعۀ معماران و شهرسازان بدون مرز جهان شهادت می دهم که قالیباف شهردار بسیار موفق و مدیری فوق العاده تر از هر فوق تلعاده ای بوده است. این کامنت را هر ننه قمری هم می تواند تایپ کند. کافی است الفبای فارسی را بداند و دستمزدش را از خزانۀ غیب بگیرد. بارها گفته ام چرت و پرت ننویسید بروید فساد قالیباف را ثابت کنید که به بد روئین تنی حمله کرده اید. درست است که او معصوم است و ضعیفترین حلقۀ سیاسی جبهۀ مقابل شما. اما خودش بندۀ صالح خدا است و رویین تن در مقابل کفتارهای اصلاحطلب! اصغر زاده را ندیدی در تلویزیون بی بی سی که هیجان و ترس و عرقی داشت هنگام دروغگویی هایش از شورای شهر و محرز بودن فساد در شهرداری اصولگرایان. صبر می کنیم روز قیامت نزدیک است. یا...هو

ناشناس گفت...

اقدام نیکوکارانهٔ باقر قالیباف در اهدا‌ زمینهای مرغوب تهران. باقر قالیباف مدیر پاکدست و محبوب دلقک. صد تا از این سندها بدی باز مرغش یه پا داره. همین چند وقت پیش گفت برین یه سوتی از قالیباف در بیارین عوض فیش حقوق ها. حالا دویچه وله تیتر زده ولی‌ گمونم مرغ دلقک یه پا داره و قالیباف مدیر پاکدست و فداکار و امین و تکنوکرات و خادم ملت هستند. یه وقت چپ نگاه نکنید دلقک جون ناراحت میشن.

http://www.dw.com/fa-ir/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/a-19511486

ناشناس گفت...

دویچه وله خبر شرق رو دوباره منتشر کرده و قدیمی است.البته شرق اینقدر بی ابرو شد سر قضیه حقوق های نجومی که واقعا باید بدهد همون دویچه وله تیتر بزند برایش.

Dalghak.Irani گفت...

دویچه وله و بی بی سی و سی ان ان و هر بنگاه خبری دیگری خبر را منتشر می کنند و فقط مسئول معتبر بودن خبر هستند و نه صحت و سقم محتوای خبر. چه بسا ده ها هزار خبر که روزانه در دنیا منتشر می شود و صحت هیچکدامش در کشور مبداء - بعد از بررسی و راستی آزمایی مسئولان مربوطه - تأیید نمی شود. این مختص ایران نیست و ممکن است در مورد انگلیس یا امریکا و یا هرجای دیگ باشد. افتاد! خسته ام می کنید با این کندذهنی تان. خبری منتشر شده و در حال تعیین صحت و سقم آن و ابعادش هستند. تا روزی که مسئله با تمام زوایایش روشن نشود هیچ کدام از طرفین ماجرا برنده نیستند. من معتقدم که این یک طراحی بیخودی از سوی دشمنان قالیباف است و قالیباف کسی نیست که کار بی ضابطه و رابطه ای انجام بدهد. اما اینکه کاری کرده و مسئولیتش را هم پذیرفته و از آن برائت هم نجسته مثل دولت تدبیر و امید یم برصفر بسود من است در تابلوی نتایج. بنابراین زیاد جوش و خروش نزنید برای تخریبش تا روزهای آینده و روند پیشروی خبر. این را هم اضافه کنم که قطعا قلیباف هم مثل همۀ مدیران در تمام دنیا و از جمله در جمهوری اسلامی حق بدیهی دارد که از حقوق قانونی خود استفاده کرده و مدیرانش را تشویق کند و کار محوله را به بهترین بهره وری برساند بنفع شهر و شهروندان. لابد انتظار ندارید که قالیباف با آیت الکرسی خواندن شهر تهران را اداره کند. موضوع فقط راجع است به "چگونه از اختیارات قانونی اش استفاده کرده است اولاً و آیا خاصه خرجی کرده و به کسی بدون شایستگی رانت داده ثانیاً است یا نه. دیگر به این موضوع برنخواهم گشت. یا...هو

ناشناس گفت...

وب‌سایت «معماری‌نیوز» که به تفصیل به موضوع واگذاری املاک شهرداری پرداخته است، مدعی شده که این املاک به «یکصد شخص حقوقی و حدود ۱۵۰ نفر شخص حقیقی واگذار شده» که در بین آن‌ها «۷۲ نفر از مدیران ارشد شهرداری» وجود دارند.

این وب‌سایت نام ۳۱ نفر از مدیران شهرداری را به همراه ارزش املاک و میزان تخفیف داده شده به آنان منتشر کرده، و بر اساس این فهرست، املاک واگذار شده به معاونان شهرداری تهران که در نقاط گران قیمت شهر تهران واقع شده و چند میلیارد تومان قیمت دارد، با ۵۰ درصد تخفیف به آنان فروخته شده است.

معماری‌نیوز همچنین از محسن پیرهادی، الهه راستگو، معصومه آباد، هادی ساعی و ابولفضل قناعتی به عنوان اعضای شورای شهر تهران نام برده که با استفاده از این تخفیف‌ها املاکی به آنان واگذار شده است.

در این میان مجتبی شاکری، دیگر عضو اصولگرای شورای شهر گفته است که «معتقدیم نه بر اساس گزارش یک کارشناس بلکه مطابق با حکم قاضی باید با هرگونه تخلف و چپاول بیت‌المال برخورد شود».

بله. همانطور که نظر مجتبی شاکری و البته دلقک هم همین است موضوع باید در دادگاه صالحه جمهوری اسلامی که از پاک ترین و بدون کش ترین دادگاه های جهان است بررسی شود. دوستان عزیز یکی از نشانه های دقت دادگاه های جمهوری اسلامی مربوط به وقایع دانشجوئی سال هفتاد و هشت است که حتی از یک دزدی ماشین اصلاح هم نگذشتند و خاطی را به اشد مجازات رساندند. والله که اصل بر برائت است مگر اینکه طرف.....
البته فقط در مورد حقوق های نجومی نمی دانم عنوان مجرمانه چه نام داشت «پرداخت نامتعارف»؟
در ضمن سوال من در چند پست قبل بدون جواب ماند.
بانک ملت خصوصی است یا دولتی؟ اگر خصوصی است پرداخت به مدیر عامل تابع ضوابط شرکت می باشد و ربطی به دولت ندارد و اگر دولتی است پس شکایت بانک ملت در دادگاه انگلیس در موضوع تحریم شعبه لندن چه می شود؟

ناشناس گفت...

عدام روبسپير در جريان انقلاب فرانسه: انقلاب گيوتين


نويسنده: محمد سرابي


پنج سال پس از انقلاب کبير فرانسه و بعد از يک دوره وحشت «روبسپير» از فرماندهان بزرگ اين انقلاب به دست دوستانش اعدام شد. 28 جولاي روز اعدام وي به نام روز ترميدور خوانده شد. اکنون نيز در فرهنگ سياسي جهان دوران ترميدور به دوراني گفته مي شود که در پي هر انقلاب بزرگ پديد مي آيد و در طي آن انقلابيون به حذف يکديگر از راه هاي مختلف مي پردازند ولي چگونه مبارزاني که در کنار يکديگر مي جنگند پس از پيروزي دست به کشتن هم خواهند زد؟

فرانسه قرن 18 با 26 ميليون نفر جمعيت از سه طبقه مجزا تشکيل شده بود: اشراف، کليسا و مردم عادي.

طبقه اشراف حدود 300 هزار نفر جمعيت داشتند و صاحب مشاغل و عناوين عالي بودند. البته اشراف اصيل که به خانواده هاي قديمي نسب مي بردند بيش از چند هزار نفر جمعيت نداشتند که اغلب ساکن پاريس يا دربار ورساي بودند. اينان توسط دانش روز آن زمان «شجره شناسي» و از طرف پادشاه تاييد شده و بالاترين درآمد را در اختيار داشتند که قسمتي از آن به صورت مستمري از خزانه پرداخت مي شد. ديگر اشراف که مي توان از آنها به نام «نجبا» ياد کرد القاب خود را به روش هاي مختلف از نظام سلطنتي خريداري کرده و با درآمدي از املاک اجدادي، خدمت در درجات بالاي ارتش و تجارت عمده زندگي را مي گذراندند. رسوم فئودالي در اين طبق استمرار داشت. آنان قصرهايي در املاک خود ساخته و صاحب دارايي رعايا، سهمي از محصول ساليانه، مجوز شکار و بهره برداري از منابع طبيعي و حق قضاوت در محدوده خود بودند. اشراف به دليل تحصيلات و آشنايي با علوم روز، قرار گرفتن در جريان اقدامات استعماري فرانسه قرن 18 که به سراسر جهان دست اندازي مي کرد و همين طور تفاوت هايي در سطح درآمد از طبقات بسيار پرتحرک آن روز به شمار مي آمد.

مردم عادي 98 درصد جمعيت را تشکيل مي دادند. اين طبقه خود از دو سطح ساخته شده بودند. شهرنشينان که شامل بازرگانان، بانکداران اوليه، صاحبان صنايع خرد و مشاغل مشابه مي شود و سطح آخر شامل کشاورزان، کارگران و کساني که در عمق فقر نه به فکر انقلاب بودند و نه حضوري در آن داشتند.

ناشناس گفت...

از سال 1788 مشکلات اقتصادي و کمبود مواد غذايي آغاز شد. قيمت گندم 50 درصد افزايش يافت. مدتي قبل دولت فرانسه بودجه خود را براي کمک به استقلال طلبان امريکا و در جنگ با رقيب قديمي خود دولت انگليس از دست داده بود. اين هزينه بدون اينکه سود قابل توجهي داشته باشد خزانه را خالي کرد. لويي شانزدهم تلاش کرد که مخارج را از طريق افزايش ماليات اشراف جبران کند. ولي اشراف که صاحب گروه ها و انجمن هاي بسيار بودند حاضر به ترک منافع خود نشدند. با افزايش سطح کشمکش ها تصميم گرفته شد که اين مشکل از راه ايجاد مجلس طبقاتي حل شود. اين مجلس تاريخچه يي در قرن 14 داشت و از نمايندگان سه طبقه اجتماع تشکيل مي شد که هر گروه از نمايندگان مجموعاً يک حق راي در آن داشتند. لويي با انگيزه تضعيف طبقات بالابه نمايندگان مردمي دو حق راي عطا کرد و مجلس در سال 1789 تشکيل شد. از 1139 نماينده آن 291 نفر از کليسا، 270 نفر از اشراف و 578 نفر از مردم عادي بودند. علاوه بر اينکه تعدادي از نمايندگان کليسا از جمله کشيشان عادي و برخي از نمايندگان اشراف صاحب افکاري متفاوت با روحيه سنتي طبقه خود بودند. مجلس تشکيل شد ولي به علت نداشتن تجربيات قبلي مرتباً به مشکل برخورد مي کرد. بي اعتنايي طبقات بالابه نمايندگان مردم تا جايي پيش رفت که از ورود آنها به ساختمان اصلي ممانعت کردند. نمايندگان مردم که اغلب از سطوح بالاي طبقه خود بودند و با روحيه اشرافي آشنايي داشتند به مقاومت در برابر اين برخورد ادامه دادند و مساله از موضوع بودجه و ماليات به نوعي مخاصمه منحرف شد. به دستور لويي چند هنگ نظامي در پاريس موضع گرفتند و فضاي حکومت نظامي ايجاد شد. اين امر باعث افزايش تشنج عمومي شد زيرا برخي از اين سربازان آلماني يا سوئيسي بودند که احتمال مي رفت به مردم حمله کنند. شايعه تيراندازي سربازان آلماني به سوي فرانسويان کافي بود که مردم براي دفاع از خود به اسلحه خانه يي حمله کرده و تفنگ هاي بدون باروت به دست آورند. قلعه «باستيل» با 7 زنداني و 110 نگهبان انبار باروت بود. جمعيت به سوي قلعه حرکت کرد و انقلاب با فتح باستيل جرقه خورد.

ناشناس گفت...

بررسي ابعاد انقلاب فرانسه از حجم کتاب ها و کتابخانه ها بيشتر است. گروه هاي متعددي در طول سال هاي اوليه آن نقش داشتند مانند طرفداران سلطنت مشروط طيف ميرابو از اشراف و طيف لافايت فرمانده نيروهاي مسلح. گروه ژاکوبن ها شامل نيروهايي چون پتي بون و روبسپير بودند. گروه چپ کوردليه با اعضايي مانند دانتون و دمولن. اگرچه از اختيارات پادشاه اندکي کاسته شد ولي روش مرزي براي اداره کشور به دست نيامد. القاب اشرافي لغو شد. املاک کلسيا به مزايده گذاشته شد و روحانيون در شمار کارمندان دولتي درآمدند. پاپ تشکيلات جديد را محکوم کرد. لويي تصميم به فرار گرفت ولي شناخته، بازگردانده و زنداني شد. هر گروه انقلابي براي خود داراي گارد مسلح بود که زد و خوردهايي را باعث مي شد. لافايت با افرادش به تجمع گروه جمهوريخواه کوردليه حمله کرد. دانتون گريخت و بقيه پنهان شدند. مدتي به تنظيم قانون اساسي گذشت. در قانون جديد پادشاه قدرت خود را از اراده فرانسويان دريافت کرده بود. لويي به رغم ميل خود قانون اساسي را تاييد کرد. در مرزهاي اتريش ناآرامي هايي اتفاق مي افتاد و ملکه ماري آنتوانت که نسب اتريشي داشت اميدوار بود با جنگ وضعيت به شکل قبلي خود برگردد. در سال 1792 به اتريش اعلان جنگ داده شد. سربازان فرانسه در اولين جنگ شکست خورده و فرار کردند. لويي با انحلال گارد شخصي خود موافقت نکرد و دست به وتو تعدادي از مصوبات مجلس زد. فرمانده کل ارتش اتريش - پروس در 25 ژوئيه اعلاميه يي منتشر کرد که اگر به خانواده سلطنتي اهانتي شود مردم پاريس را قتل عام خواهند کرد. در 10 اوت مردم به قصر لويي حمله کردند که هزار نفر کشته داشت. نيروهاي اتريش و پروس وارد آلمان شدند. لافايت اولين انقلابي بدعاقبت بود که به دست اتريشي ها زنداني و از طرف فرانسويان، خائن ناميده شد. براي حل مشکلات کشور از 2 سپتامبر گيوتين ها شروع به کار کردند. از حدود 1400 نفر اعدامي در چهار روز سه چهارم زندانيان عادي و بقيه اشراف و اهالي کليسا بودند. پس از قتل عام انتخابات عمومي برگزار شد و روبسپير در آن از همه جلو افتاد. گروه او در مجلس تمايل به اعدام لويي داشتند. در جريان بحث ها مدارکي از گاوصندوق مخفي قصر به دست آمد که نشانه ارتباط دربار با ضدانقلابيون و پادشاهان اروپايي بود. سرانجام حکم اعدام پادشاه در دادگاهي با حضور وکلاي مدافع تعيين شد. 21 ژانويه 1793 لويي شانزدهم با گيوتين گردن زده شد. در حالي که مخارج جنگ و بحران مالي باعث شورش مردم گرسنه شده بود.

ناشناس گفت...

در برابر اين وضعيت آشوب زده روبسپير يک راه حل ساده ارائه داد: او اعتقاد داشت نسبت به خائنان بيش از حد گذشت نشان داده شده است. او بر اساس قانون 17 سپتامبر 1793 هر کسي که وفاداري خود را کاملاً به اثبات نرسانده بود، مستحق مرگ معرفي کرد.

اعدام ها دوباره آغاز شدند و گروه بسياري از انقلابيون سابق در حالي که سرود انقلابي «مارسيز» را مي خواندند کشته شدند. اهانت به اشياي مقدس و حمله به کليساها اين آشوب را همراهي مي کرد. انقلابيون حتي تقويم را تغيير داده و تقويم جمهوري با ماه هاي متفاوتي را جايگزين آن کردند. فهرست اعداميان سرانجام به دانتون رسيد و او در هنگام رفتن به سوي گيوتين در مقابل خانه روبسپير فرياد زد:«تو هم به دنبال من خواهي آمد».

در ژوئن 1794 تنها روبسپير باقي مانده بود که جشن هايي را در ستايش نظم نوين خود برگزار مي کرد. او از 10 ژوئن سلسله اعدام هاي ديگري را آغاز کرد که دوستانش را هم وحشت زده و منزجر ساخت. اين اقدامات باعث اختلافاتي بين افراد باقي مانده شد. سرانجام روبسپير در 26 ژوئيه در مجلس حاضر شد تا درباره موج آدم کشي ها توضيح بدهد.

مجلس در همان جلسه به بازداشت او و چند تن از اطرافيانش راي داد. روبسپير در شهرداري پاريس سنگر گرفت و در جريان يک درگيري مجروح و دستگير شد. 22 نفر در فهرست اعدام قرار گرفتند. در غروب 28 ژوئيه 1794 برابر روز نهم ماه «ترميدور» سال دوم جمهوري از تقويم جديد فرانسه سر روبسپير توسط گيوتين از بدن جدا شد. او که در هنگام مرگ مسن ترين فرد از گروه اعداميان بود 36 سال داشت.

بعضي از مردم وقتي از ظلم يا محروميتي سرخورده مي شوند آرزو مي کنند به قدرتي دست يابند تا عاملان اين بي عدالتي ها را اعدام کنند. تاريخ يکي از اين نمونه آرزوها و نتايج آن را در جريان انقلاب فرانسه ثبت کرده است. فرانسه از سال 1789 تا 1914 درگير کشمکش هاي مختلف بود که حکومت کشور را دائماً از پادشاهي به جمهوري و برعکس تغيير مي داد. پس از انقلاب مدتي ناپلئون، مدتي جمهوري، مدتي لويي هجدهم و... قدرت را به دست گرفتند. مجموعاً سه بار قانون اساسي از نو نوشته شد و دوره هاي طولاني در قحطي و جنگ و نبردهاي خونين برقرار شد تا سرانجام فرانسه کنوني از خرابه هاي جنگ دوم جهاني ساخته شد. در لايه هاي عميق اين مهد دموکراسي و آزادي انبوهي از سرهاي بريده دفن شده است.

منابع:

- مروري بر تاريخ انقلاب فرانسه - ايرج پزشک زاد

- تاريخ جامع کشور فرانسه - دانيل ريور - فصل 14

- تاريخ تمدن و فرهنگ جهان - راس ئي دان - فصل 22

- تاريخ تمدن ويل دورانت - جلد 10 روسو و انقلاب

ناشناس گفت...

دلقک خودت هم قافیه رو باختی و نمی بینی: بدجوری هیجان زده شدی و داری یک بام و دو هوا می کنی. البته می دونم قبول نداری

اصلاحــطلب گفت...

هنگامی که حجت الاسلام روحانی و آیت الله هاشمی رفسنجانی به روشی هوشمندانه و در عین حال زیرکانه، راه را برای ریاست دکتر لاریجانی بر مجلس هموار کردند و به دنبال آن اکثریت نمایندگان لیست امید و تدبیر نیز با درایت و آینده نگری به صف حامیان آیت الله هاشمی و حجت الاسلام روحانی و آقای دکتر لاریجانی پیوستند؛ فصلی نوین از همکاری و اتحاد بین دو جناح اصلی آغاز شد .

بدیهی است که پس از شکل گیری این "اتحاد بزرگ" خیلی از مردم عادی شوکه شدند و در حقیقت ناراحت شدند چون باور نمی کردند که "آرزوهایشان" بر باد رود.

اصلاحــطلب گفت...

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با آیت‌الله جوادی آملی در منزلشان واقع در دماوند، با ابراز خوشحالی از بهبودی نسبی وضع جسمی ایشان، گفت: وجود حضرت‌عالی که خیلی آرام و نجیبانه در حوزه علمیه کار می‌کنید، نعمتی برای انقلاب است .

fararu.com/fa/news/287485/

بی تردید پشتیبانی مراجع و فقهای ارشد حوزه علمیه قم (همچون آیت الله جوادی آملی) از سران اصلاحطلبان و اعتدالگرایان، نعمتی عظیم است برای سران اصلاحطلبان و اعتدالگرایان.

ناشناس گفت...

خود سایت معمار نیوز هم از زبان حدیث "روایت شده" "متواتر است!" استفاده کرده و در اتهام زنی قانونی محتاط بودند. دوستان عکس فیش خانه کسی در نیامده هنوز متاسفانه اگر خودتان عقلتان کار نمی کند، گوگل کنید تا مطمئن شوید قبل از مقایسه لکه ننگ نجومی روحانی با گزارشات باد هوایی علیه قالیباف. اقای روحانی تنها کسی است که فعلا این سعادت را داشتند که دزد بودنش با مدرک واقعی مستند شده و حرف و حدیثی نیست، البته شما هم به تلاش خودتان برای از تنهایی دراوردن فریدون ادامه دهید.

ناشناس گفت...

خوب خدا رو شکر که معصوم پانزدهم هم پیدا شد!

ناشناس گفت...

من نمی دونم کی قرار ما ایرانیان از بت سازی و بت پرستی و امام و امام زاده سازی دست برداریم و براساس واقعیت قضاوت کنیم و از آدم ها، بت و امام نسازیم و همه رو خاکستری ببینیم و جایز به اشتباه. در محیطی که جمهوری اسلامی فراهم کرده اساسا مدیران حتی مجبور به فساد میشوند چرا که اگر دم خیلی ها رو نبینند مدیریت شان تداوم پیدا نمی کند.

جالبه همین دلقک رفته بود یقه گمنامیان که از خوشنام ترین فعالان سیاسی هست رو بعد از دستگیری در ایتالیا گرفته بود فقط به این دلیل که پلیس فاسد ایران ادعا کرده بود که این فرد رو می خواهد جلب کند به دلایل مالی!. فقط به همین دلیل ساده که تازه اون هم در حد حرف و شایعه بود این جناب دلقک در بالاترین اون هم درست در زمانی که گمنانیان هنوز درگیر مشکلاتش بود و تازه آزاد شده بود موضوع زده بود که آقا بیا بگو ببینم رفتی تو ایران مال مردم رو بالا کشیدی یا نه؟!

حالا اومده به ما میگه قالیباف معصوم!. که بارها نامش در فسادهای مختلف بر سر زبان ها افتاده و این بار پای سازمان بازرسی که شوخی هم نیست به قضیه باز شده. قالیبافی رو میگه معصوم که صدای ضبط شده اش در جلسه سخنرانی اش پخش شده که میگه من خودم مجوز تیر گرفتم و روی موتور با چماق مشغول زدن دانشجویان بودم!. حالا چنین آدم کثیفی رو اومده میگه معصوم!

Dalghak.Irani گفت...

قالیباف را 18 سال است هر روز تست می کنم و بیخودی عاشقش نشده ام و چه ربطی دارد به یک تاجر سیگار به ایران و لباس سیاسی اپوزیسیون پوشیدن و آبروی هرچه مخالف جمهوری اسلامی تبعید شده در غربت را بردن.
البته با پاراگراف اول نوشته ات که عدم بت سازی است و جمهوری اسلامی بدلیل ساختار هیئتی و رابطه ای مشوق فساد بودن را قبول دارم. اما با همۀ این حرف ها هنوز هم قالیباف معصوم است و بهترین مدیر جمهوری اسلامی و یکی از بهترین مدیران تریخ ایران. علت اینکه عشق من اینقدر پرسوز و گداز است را هم در این ببین که من یکی از معدود دوست داران قالیباف هستم و او در بین دو جناح اصلاح طلب کثیف و کلاه بردار و اصولگرای دگم و متحجر تنهای تنهای تنهاست و من باید بتوانم با یک لشکر کثافت هواداران تیفوسی و ابله - هوادار تیفوسی کسیست که عقلش زایل شده و خودش را بسته بگاری سلسله جنبان های تولید دروغ مدرن از سوی اصلاح طلبان و راست متحجر از سوی اصولگرایان - هر دو جناح برابری بکنم. یا...هو

ناشناس گفت...

باز صد رحمت به گوینده خس و خاشاک. میکروب سیاسی هم مودبانه تر از کثافت است.

Dalghak.Irani گفت...

ما داریم راجع به یک موجود بسیار کثیف و خطرناک غایب در اینجا صحبت می کنیم. من ایرانی نمی شناسم که هوادار تیفوسی باشد نسبت بهر سیاستمدار و خر و روشنفکر و پیامبر و خدا و شیطانی. لذا در محیطی امن و بین همفکرانم گفتم که ایجور اشخاص کثیف هستند و باید مرتب مراقبت شوند تا محیط را آلوده نکنند با عشوه های خرکی. یا...هو

ناشناس گفت...

قالیبافتم تو زرد از اب در اومد

اصلاحــطلب گفت...

تیمسار
می بینی که باند ما، کامنت نویس زیاد استخدام کرده، تو عمراً این قدر پول داشته باشی که بتونی مثل ما این همه کامنت نویس استخدام کنی. میفهمی یا نه؟ ضمناً شما که پول برای استخدام کردن دو تا کامنت نویس همسو با خودت نداری برای چی علیه اصلاحــطلبان مقاله می نویسی؟

ناشناس گفت...

یک مسئله ای در فضای مطبوعات غربی مد بود قبلا که همسران سلبریتی ها، ادعا می کردند که سلبریتی مربوطه کتکشان زده، یا ازش بد رفتاری دیده اند، بعد هم درخواست طلاق می کردند و سلبریتی مربوطه را می چاپند، متاسفانه بعدا که ثابت می شد این ادعا ها حقیقت نداشته دیگر مسئله در جراید کثیر الانتشار به عنوان فان فکت در مورد سلبریتی مربوطه چاپ شده و نقل محافل و حرف دهن مردم میشد، اینگونه فقط با یک اتهام زدن جنجالی، آبروی سلبریتی ها را می برند و کسی هم کاری نمی توانست بکند، به غیر از شکایت که نوشدارو بعد مرگ سهراب بود، در مورد قالیباف هم همین قضیه به نظر من صادق است، یک ادعایی شده در یک نامه، یک عده این نامه را منتشر می کنند به عنوان سند فساد مالی در شهرداری، در حالیکه خود نامه هم مطلقا سند اختلاس در شهرداری نبوده، نکته دیگر، همزمانی انتشار این نامه با انتخابات شورای شهر است، که قضیه را مشکوک می کند، مانند ماجرای سلبریتی، حرفی را در دهن مردم انداخته اند، بدون اینکه صحت ماجرا معلوم شود، البته در نهایت با شکایت قالیباف مشخص خواهد شد، اما از اول هم اقای نوبخت دوست داشت به این شایعه دامن زده شود که همه در جمهوری اسلامی فاسد هستند، با توجه به بی آبرویی کلی مدیران در جمهوری ناکارآمد اسلامی، دیگر امر واقع برای مردم مهم نیست و کسی حوصله فکت شنیدن ندارد، همه به سند سازی و خبر سازی روی می اورند، در نهایت مسئله حقوق های نجومی روحانی فسادی واضح است که بهانه جناح مخالف روحانی شد و دهن رئیس جمهور اعتدال را گل گرفت به مدت دستکم یک هفته، ولی در مورد قالیباف اینطور نشد، من البته مثل دلقک طرفدار قالیباف نیستم و هنوز از چماق کشی ایشان روی موتور هزار به شدت دلگیرم، ولی دیدن تلاش عده ای برای فریب افکار عمومی و خود را به کوچه علی چپ زدن، آزار دهنده است. اگر درد فساد دارید، یکم انصاف و شفاف سازی شما را نمی کشد.

ناشناس گفت...

قالیباف با اختیار مدیریتی تخفیف ۵۰% داده و پاش هم امضا کرده و واستاده جمعاً ۲۰۰۰ میلیارد تومن، روحانی رئیس جمهور حقوق ۲۵۷ میلیونی داده به صفدر حسینی‌ بعد عوضش کرده از اون پست. به این ۲ تا جمله یه خرده بیشتر فکر کنیم و قضاوت کنیم.



http://kaleme.com/1395/06/08/klm-248549/

ناشناس گفت...

وای خدای من !
سال هشتاد و چهار و هنگامه انتخابات ریاست جمهوری ، من هم مثل خیلی از مردم اسیر پروپاگاندای اصلاح طلبان شده بودم . نبوی هر روز یک مقاله در نسبت دادن همه بدیهای عالم به قالیباف می نوشت . لابد از نظر او رقیب جدی معین یا هاشمی ، قالیباف بود . رقیب را هم با هر ترفندی ، با هر روش کثیفی باید کوبید . هر بمبی که در گوشه و کنار عالم منفجر میشد حتما کار قالیباف بود . کلا بیخیال زندگی شده بود داداش ما . فقط قالیباف رو میزد .
دیدیم که چه اتفاقی افتاد.
خاک بر سرت نبوی .
محمود فرجامی مقاله ای نوشت با عنوان " در دفاع از انصاف و نه قالیباف " .
این آدم نفعی از این کار نمی برد . واقعا حالش بهم خورده بود از این همه دروغ و دبنگ .
اگر گیر آوردید حتما بخوانید .
دفاع عصبانی تیمسار از قالیباف به کنار ، قالیباف کار کرده ، کار میکنه ، هر روز شاهد تغییرات مثبت در محیط اطرافم هستم و میبینم .
حالا شما میگردید که یک نقطه تاریک در کارنامه قالیباف گیر بیارید به نفع اصغر زاده !
اصغر زاده؟!
ابتکار؟!
دور اول در اوج نا امیدی به معین رای دادم و دور دوم با اکراه به هاشمی ، اما ای کاش . . .

Dalghak.Irani گفت...

اگر خودت را می گویی درست است و باید بیشتر فکر گنی و درست قضاوت کنی. اما اگر از من می خواهی بیشتر فکر و آنگاه قضاوت کنم. باید عرض کنم که من قبلاً به همۀ سناریوهای ممکن مقایسه ای - از جمله همین حرف که لینک کرده ای - فکر کرده و داوریم مطلقاً بنفع قالیباف است. به این دلایل:
قبل از هر چیز خودت گفته ای قالیباف بپایش ایستاده. این خیلی جملۀ زیبایی است در همۀ عالم و آدم بویژه در مورد مدیران سیاسی. یعنی بپای تصمیم ایستادن که ناشی از قبول مسئولیت مورد اتفاق افتاده در زیر مجموعه و آگاهی بریز آن. در حالیکه روحانی نه مسئولیت اتفاق را پذیرفته و نه بپایش ایستاده و انواع زیرآابی ها را رفته و می رود که بگوید گور پدر همۀ زیر دستانم بغیر از برادرم و نوبخت - دو عنصر اصلی فساد مدیرانش - من و دولتم خبر نداشت و حالا هم که خبردار شده زیر مهمیز افکار عمومی زیردست فروشی ملو - یعنی نه برکنار کرده و نه ازشان دفاع کرده - کرده و وادارشان کرده مدتی کنار بروند تا آب ها از آسیاب بیفتد.
اما موضوع بعدی خیلی ناجوانمردانه و غیر منصفانه است. زیرا حقوق ماهیانه 57 میلیون تومانی - و نه 257 میلیون - که شامل اوقات فراغت دختر نمایندۀ مجلسش سیده چی چی حسینی هم می شود جرینگی دریافت شده و قابل انکار نیست. در حالیکه ادعا در مورد قالیباف فقط یک ادعاست و صحت و سقم و سمت و سو و چگونگی آن در دست بررسی است.
و سوم اینکه خودت می گویی با اختیار مدیریتی تصمیم گرفته مدیر و این خودش یک امتیاز است برای مدیر که از اختیارش استفاده کند و سازمانش را به بهره وری حداکثر برساند. در عوض روحانی نه از اختیارش استفاده کرده و نه از مدیرش دفاع کرده و نه حاضر است در مورد برادرش توضیح دهد و مهمتر از همه نوبخت رفیق گرمابه و گلستانش را که بدلیل عدم تشکیل شورای نظارت بر دستمزد در سه سال گذشته و زیر سبیلی در کردن اتفاقات افتاده را نه تنها برکنار نکرده بلکه به این بهانه که نوبخت کارش زیاد بوده و نرسیده سازمان امور استخدامی را از سازمان برنامه و بودجه منفک کرده و معاونت تازه ای تشکیل داده. در حالیکه این یک مغلطۀ رندانه و پست است. اگر قرار بر زمین ماندن مسئولیت به بهانۀ زیادی کار - در مدیریت های کلان - باشد پس چطور در جمهوری اسلامی ابوالمشاغل های 10 12 شغله داریم و بکارشان هم می رسند. بدیهی است که نوبخت باید دو معاوم کلان می داشت با عنوان معاون بودجه و برنامه و معاون امور اداری و استخدامی و خودش کار هر دو را مدیریت همزمان می کرد. البته که می دانم نرود میخ آهنین برسنگ - سکه هم کم از سنگ سفت نیست - ولی جهت جلوگیری از آدرس های احمقانه زحمت پاسخ را کشیدم. یا...هو

یک شهرساز گفت...

یک شهرساز
دلقک عزیز کمی مطالعه در سایت های عمومی شهری و ترافیکی به شما دیدی راجع به تخلفات قالیباف عزیزتان خواهد داد البته به شرط این که بی تعصب مطالعه بفرمایید . در نهایت نه من بنای اثبات خودم را دارم و نه نیازی . در مورد عملکردشان و نیز صدمات جبران ناپذیری که به تهران وارد کرد و حلقه مدیرانشان از کمیسیون ماده 5 شهرداری که تغییر کاربری های آن چنان مسخره ای که انجام دادکه نهایتا شورای عالی شهرسازی و معماری ناچار به ورود شدو همین طور کمیسیون ماده 12 تنها مثال های کوچکیست . دبیر کمیسون ماده 5 صراحتا در جریان یک تغییر کاربری احمقانه گفت که به دستور قالیباف آن روز در کمیسیون حضور نداشته و با حضور خود قالیباف یکی از پر سر و صدا ترین تغییر کاربری های چند سال اخیر تهران انجام گرفت .این ها تنها مشت نمونه خروار است . به تهران بیایید و سری به گلاب دره بزنید و ببینید در مجاورت دره و در چه تراز ارتفاعی ساختمان های 9 طبقه ساخته اند .بر اساس چه مجوزی نصف پارک به کاربری مسجد و در کنارش مال تجاری اختصاص یافت . در حالیکه پارک بوده است. گلاب دره تنها یک نمونه است . مسیل کن و تزریق سیمان . نمونه ها بسیارند. از تغییر کاربری ها و اتوبان دو طبقه و دوربرگردان های بی توجیه فنی ترافیکی و ... . دیگر خود دانید.

ناشناس گفت...

روحانی حداقل انقدر مرد بود که اشتباه مدیرانش رو قبول کرد و انکار نکرد و تو روی مردم نایستاد. می تونست کاملا از اساس قضیه رو انکار کنه و بگه چند تکه کاغذ که در اینترنت منتشر شده جعلی هست. الان این آدم (قالیباف چماقدار) با پر رویی ایستاده میگه خوب کردم از اختیاراتم استفاده کردم. یاد احمدی نژاد میفتم که گردن کشی میکرد. بله قانون خیلی اختیارات داده به مدیران ولی آیا باید از این اختیارات سواستفاده کرد؟
در حد بررسی و حرف و شایعه هم نیست چون خود قالیباف با سخنانش اصل قضیه رو تایید کرده. چمران رئیس شورا ولی گفته حرف نزنید که همگی ضرر می بینیم!:

http://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-5/405408-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF

یکی از معاونان شهردار به نام حسینی مکارم هم که خونه گرفته قضیه رو تایید کرده و حتی اسکن مدارکش رو هم به یکی از سایت ها فرستاده منتها گفته که جایی که گرفته به صورت مشاع با دو نفر دیگه بوده و تنهایی نگرفته!:

http://www.memarinews.com/fa/doc/news/32403/%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2

این مدارک و این اسکن ها چه فرقی با اسکن فیش های مدیران روحانی داشت که اولی رو حرف و شایعه می دونید و دومی رو حتمی و مسجل؟ نکنه اولی چون مطابق میل تون نیست و برخلاف نظرتونه شده حرف و شایعه؟!

اصلاحــطلب گفت...

تیمسار
خیالت جمع باشه ، که باند ما هزار برابر امثال تو، پول داره و انواع اهرم قدرت هم داره. هم در داخل ایران و هم در داخل اروپا . ما حتی توی وبلاگ شما هم داریم بحث رو به نقطه ای می کشیم که شما توی حالت دفاعی قرار می گیری و دیگه نمی تونی به مواضع ما حمله کنی. ضمناً توپ رو هر روز از طریق رسانه هایی که در اختیار داریم توی زمین یکی از مخالفین مون میندازیم . این یعنی اینکه ما قدرت داریم و فضای رسانه ای در اختیار ما اصلاحطلباست.

Dalghak.Irani گفت...

بشما پول نمی دهند که حداقل امید باقی مانده تان حسن روحانی را هم از دست بدهید و خودتان را هم از نان خوردن راحت محروم کنید. تلاش تان برای متقاعد کردن من با اراجیف این سایت و آن سایت چه فایده ای دارد. گیریم که مرا هم از گردونه خارج کردید با حس تودۀ مردم و داوری جوانان ناامید و فسرده کرده تان چه می کنید. بهترین کار برای شما این است که واقعیت خای تلخی را که از حس و ذائقه و داوری توده ها - و دیده اید که دقیق هم - می نویسم هم مثل سابق یاد بگیرید و هم مهمتر از آن به رؤسای هوچی تان منتقل کنید که چاره ای بیندیشند. به آن ها بگویید که با همۀ تمهیدات اندیشیده شده انتخابات ریاست شورای شهر را صد درصد باختید و نه تنها گام سومتان چلاق از آب درآمد بلکه شیپورهای نابودی تان در شورای بعدی را هم رزرو کردید. گیرم من را هم با ارعاب و آیدی سازی و رفت و آمد بین وبلاگ من و بالاچۀ اعتدالتان در بالاترین ساکت کردید اینکه احمقانه ترین کار است و نبض جامعه را از دست می دهید و گور قدرت انتخابات سال آینده تان را می کنید. نکنید اینکار را و خیانت نکنید به رؤسای بدبختتان که فکر می کنند شما دارید در فضای مجازی جادو می کنید و توانسته اید چهرۀ آفتاب را قیر اندود کنید. از من گفتن. هرچه باشد من تا سه ماه پیش مرشد و مراد شما بودم. حتی چندشب پیش هم فقط بین یک خواب بیداری فاصله داشتم با بوسیدن نعلین های حسن روحانی به نشانۀ ارادت و آشتی مجدد. خواهم نوشت چگونه بود ماجرا! یا...هو

اشرفی اصفهانی گفت...

به گزارش ایرنا، ایسنا، انتخاب، مشرق نیوز، الف و ...
حجت الاسلام و المسلمین محمد اشرفی اصفهانی روز 8 شهریور به صورت کتبی اعلام داشت:
«آنچه که اینجانب در جلسه افطاری آذری های مقیم تهران در سال 1394 در رابطه با جناب آقای مهندس بقایی گفته ام و در روزنامه قانون منتشر شده بود، صحت نداشته و خلاف واقع بوده و از بابت این سخن مطرح شده از ایشان عذرخواهی می کنم.»

شایان ذکر است که حجت الاسلام والمسلمین اشرفی اصفهانی با شکایت حمیدرضا بقایی به دو سال حبس تعلیقی و دو سال انفصال از خدمت محکوم شده است.

http://alef.ir/vdcizqapvt1avw2.cbct.html?386518

ناشناس گفت...

معصومه آباد عضو شورای شهر تکذیبیه ای منتشر کرده و در آن خودش رو "مادر شهر" نامیده و بعد به صورت مبهم و دوپهلو گفته که من و بستگانم مالک آن دو واحد افشا شده در آجودانیه نیستیم!. روزنامه کیهان هم که دلقک اعتقاد زیادی بهش داره و در جریان فیش های حقوقی دولت روحانی بارها به گفته های شریعتمداری ارجاع داد، از گفته های مبهم معصومه آباد انتقاد کرده و گفته که ممکن است که سخن او درست باشد که "فعلا" مالک آن دو خانه در آجودانیه نباشد ولی از کجا معلوم که این واحدها در حال واگذاری نبوده اند؟ جالب است معصومه آباد در تکذیبیه اش یک سوتی اساسی هم داده و عنوان کرده که این خانه ها دارای "سند مادر" هستند. یعنی که سندشان تفکیک نشده است. و به این ترتیب فاش کرده اند که چرا هنوز "مالک" خانه ها نشده اند چون که هنوز سندها تفکیک نشده است. جالب است که او این همه اطلاعات از این خانه ها و حتی جزییات سند آنها دارد. و نمی گوید که این اطلاعات را از کجا آورده است.

http://www.farsnews.com/13950608000641

این لینک هم مربوط به مطلب کیهان است:

http://www.seratnews.ir/fa/news/320084/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%B6%D8%B9-%D8%AF%D9%88%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF

ناشناس گفت...

من به شخصه در ابتدا طرفدار روحانی بودم. بعد از اینکه او به اعتمادم خیانت کرد مخالفش شدم و اکنون تنها به یک شرط شاید او را ببخشم و آن اینست که بتواند کاری قابل توجه و اساسی در مدت 1 سال باقیمانده انجام دهد. اصلاح طلب و اعتدالی و اصولگرا هم نمی شناسم و روحانی، خاتمی، موسوی و قالیباف فقط اسم هستند و بین این اسامی هر کس که کمی روحیه لیبرال و صداقت داشته باشد مورد قبولم هست. که از بین این افراد تاکنون فقط موسوی بوده که مردانه سرحرفش ایستاده و صداقت داشته. با قالیباف هم مشکلی نداشتم اگر صداقت داشت ولی نداشت و از همان زمانی که در جلسه سخنرانی اش برای بسیجیان حرف از چماقداری اش زد ولی در جلسه با دانشجویان ژست روشن فکری گرفت، رفت تو لیست سیاهم به دلیل دو رویی و عدم صداقت اش. و حالا هم پس از مدت کوتاهی از مستقر شدن تیم سازمان بازرسی در شهرداری کم کم پرونده ها و اقدامات اش که مخفی کرده بود و به اعضای شورای شهر به عنوان نماینده مردم و محرم ارائه نکرده بود، رو می شوند. و مطمئن هم هستم که بعد از رفتنش از شهرداری پرونده های بیشتری رو خواهد شد. به هر حال چنین آدمی ابدا نمی تواند لیبرال و صادق و معصوم! باشد. و البته به احتمال زیاد هم در انتخابات آینده شرکت نخواهم کرد چون جمهوری اسلامی به ته خط رسیده است و هیچ آدم به درد بخوری در این حکومت باقی نمانده است.

Dalghak.Irani گفت...

اسناد مالی پرداخت و دریافت (فیش حقوقی) یک سند قطعی و ثابت شده است چون فعل انجام پذیرفته و تمام شده است و منجر به تأیید (جام زهرنوشی اجباری) رؤسای مربوطه هم قرار گرفته است. اما اسناد مربوط به فعل و انفعالات حقوقی ذکر شده در یک نامۀ استفساریه - و نه حکم قضایی - فقط یک شبهۀ تخلف است که نیاز به راستی آزمایی و مشخص شدن چند و چون ادعاهای مربوط به این اسناد است. اینها که بدیهی است و چه ربطی به خوش آمدن و بدآمدن دارد.
اما موضع من در مورد شریعتمداری به این ترتیب است:
شریعتمداری را روزامه نگار تبلیغات روانی خیلی خوبی می دانم که ایدئولوژیک است و در راه اعتقادش صادق و بی اعوجاج کار می کند اما من از اعتقاد او و ایدئولوژیش متنفر هستم. در مورد درگیری اش با اصلاحطلبان و اعتدالیون هم تا جایی که مخالفتش اعتقادی و ایدئولوژیک است مطلقاً او را نه تأیید کرده ام و نه می کنم. اما در مورد افشاگری هایش در مورد اعمال اصلاحطلبان و اعتدالیون در جایی که با ارزش های مدرن همخوان می شود - مثل افشای فسادهای مالی اصلاح و اعتدال - هم او را تأیید می کنم و هم ازش خجالت می کشم بخاطر خیانت جبهۀ خودم (عرفی گراها) به ارزش هایی که علت غایی حمایت من از آنان بوده است.
در مورد قالیباف که اصولگرایان مخالف سیاستش هستند بعنوان تکنوکرات مدرن و اصلاح طلبان مخالف سرسخت "چرا اوکارآمد است و جزو ما نیست"ش هستند هم فقط از کارآمدی اش هم لذت می برم و هم مدافع سرسختش هستم. اما در موارد سیاسی او تا کنون کار سیاسی نکرده است که ناچار از موضعگیری شوم. برخی موضعگیری های سیاسی مثل واگذاری تسهیلات تبلیغات شهری به نیروهای ضد امریکایی و یا موضوع جداسازی محل کار زنان کارمند شهرداری از مردان او را حمایت نکرده ام و حتی انتقاد بسیار خوش خیمی هم کرده ام. منتها من برخی کارهای بسیار جزیی سیاسی ایشان در مقام شهردار را در جهت بالانس کردن خود برای پرتاب نشدن از دایرۀ قدرت - من هم مثل خودش قدرت را خدمت می خوانم در بارۀ او - می فهمم و قابل سرزنش نمی دانم. اما اینکه شهرداری تهران نسبت به سازمان های دولتی و نیمه دولتی مشابه - بتناسب - از بیشترین نیروی کاری زنان بهره مند است و او برای صیانت از شغل این زنان بوده که خواسته دست پیش را بگیرد و مورد حمله قرار گرفته است. البته خوشبختانه بزرگترین بهره ای که از شناخت این مدیر فوق العاده برده ام پی بردن به جنس تقلبی بسیاری از مدعیان اصلاحطلبی و اعتدالی بوده است و از این جهت بسیار ممنونش هم هستم. در مورد ماجرای جدیدی هم که حکیمی پور راه انداخته با بلاهت تمام منتظر چند و چون قضیه هستم و از الان مطمئنم که کاری غیرقانونی نکرده قالیباف و اگر هم در کمتر از انگشتان یک دست از چند ده هزار نفرات متنفع اعلام شده نوعی پیچ و تاب هم داده باشد برای کمک به شخصی. حتماً در جهت پیشبرد اهداف سازمانی اش و خدمت بهتر بوده است و بالانس کردن خودش برای ماندگاری در سیستم. اما باید صبر کنم و بعد از پخته تر شدن بیشتر این ماجرا تحلیل خودم و موضع بعدیم را اعلام خواهم کرد. اما اینکه حسن روحانی گند زده به اعتمادم و می خواهم سر بتن هیچکدامشان نباشد کماکان ثابت است و رؤیایم هم که غلط بود و حسن کلید آدم اسب این کالسکه بسمت مدرنیته نیست و خری بود با درشکه اش. یا...هو

اصلاحــطلب گفت...

تیمسار
شما کاری از پیش نخواهید برد.
چون اصلی ترین رقیب ما در ایران اصولگرایان هستند و نه شما . اصولگرایان نیز به خوبی می دانند که ما از لحاظ وضعیت مالی از آنها بسیار قوی تر هستیم. از لحاظ دسترسی به اهرم های قدرت نیز، پس از آنکه با آقای لاریجانی ائتلاف کردیم از این نظر هم جلو افتاده ایم. بنابراین حالا هم از نقطه نظر قدرت مالی دست برتر داریم و هم به لحاظ دسترسی به اهرم های قدرت. و این یعنی اینکه: اختیار ایران دوباره به دست ما افتاده .

اصلاحــطلب گفت...

تیمسار
فقط نگاه کن به بالاچه اعتدال
ببین چطور داریم به قالیباف گل می زنیم

http://www.balatarin.com/b/etedaal

قدرت رسانه ای به این میگن . هم روزنامه های ایران و هم سایتهای اینترنتی داخل و خارج از کشور عمدتاً تحت کنترل ماست.

حسودیت میشه ؟

ناشناس گفت...

سلام

http://www.khabaronline.ir/detail/573967/society/urban

متن نامه محمدباقر قالیباف شهرداری تهران به دادستان کل کشور بدین شرح است:

بسمه تعالی

حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای منتظری

دادستان محترم کل کشور

سلام علیکم

با احترام، به استحضار می رساند اخیرا یک گزارش مخدوش منتسب به کارشناس سازمان بازرسی کل کشور درخصوص واگذاری املاک در شهرداری تهران به افراد، در رسانه‌ها منتشر شده است که افکار عمومی را نسبت به مدیریت شهری بدبین کرده است. این گزارش نادرست از سوی رییس کل محترم سازمان بازرسی نیز به عنوان گزارش اولیه و ناقص یاد شده و حتی همان کارشناس محترم در گفتگو با رسانه‌ها مواردی از آن گزارش را تکذیب کرده است. اما متاسفانه جزییات این سند مخدوش در سطح وسیعی در جامعه بطور ناقص و اغراق‌آمیز منتشر شده و دستمایه تشویش اذهان مردم شریف توسط برخی رسانه‌های مغرض و معاند داخلی و خارجی قرار گرفته و باعث بی‌اعتمادی مردم نسبت به عملکرد ارکان نظام شده است.

لازم به ذکر است شهرداری تهران برای حل معضل مسکن بیش از 27 هزار نفر از 55 هزار پرسنل خود با واگذاری زمین از طریق تعاونی‌های مسکن، وفق قوانین و مقررات (مجلس شورای اسلامی، هیأت محترم وزیران، شورای اسلامی شهر تهران) اقدام کرده که عمده این افراد از اقشار ضعیف و زحمتکش این مجموعه هستند. علاوه بر این، شهرداری تهران در جهت تسهیل تهیه مسکن برای کارکنان سایر نهادها و سازمانهای دولتی و عمومی برای واگذاری زمین، تسهیلات قانونی قائل شده است. حال آنکه در گزارش فوق‌الذکر تمامی این تسهیلات به دروغ به عنوان امتیازات ویژه به برخی مدیران نسبت داده شده است.


متن کامل را در خود سایت بخوانید

سوال من این هست این همه ضد قالیباف حرف می زنید چه عایدی برای شما دارد؟
این همه با تیمسار یکی به دو می کنید چه ارزش افزوده ای برای شما دارد؟
بهتر نیست این بحث اینجا تمام شود و از تیمسار درخواست کنیم به سایر موارد بپردازند تا این همه انرژی ما بیخود و بی جهت هدر نرود.
تیمسار اعتقادات خود را دارند من و شما هم همینطور البته به شما و اصلاح شما امیدی نیست که اگر قرار بود بشوید شده بودید اما امیدوارم تیمسار این رویه را اصلاح کنند و کلا این دوستان فیلتر شوند. این هم نظر من هست و شاید اشتباه.

ناشناس گفت...

من از ملت شهید پرور ایران تعجب می کنم. حال که مدیر با کلاسی پیدا شده و چنین بذل و بخشش هایی می کند باید زیر آب او را بزنیم!؟
شما باید ثابت کنید ارزش وجودتان بیش از گونی سیب زمینی احمدی نژاد است.

اصلاحـــطلب گفت...

سلام و درود بر ناشناس ۱۴:۵۱

خوشم اومد ازت . تا می تونی قالیباف رو بکوبون . الآن وقـتـشـه . قالیباف هنوز بین برخی از تکنوکرات ها محبوبیت داره . نباید به قالیباف فرصت داد . باید با جنگ روانی اعصاب قالیباف و تیمش رو خورد کنیم .

در ضمن جناب ۱۴:۵۱ . با همین فرمان برو جلو . من پـشـتـت محکم وایستادم .

ناشناس گفت...

سلام و درود بر اصلاحطلب.
من مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم.
در ضمن شما بگویی الف، من تا یا را می خوانم.

ناشناس گفت...

بیچاره قالیباف که رفقای اصولگرایش هم دنبال زمین زدنش هستند، دفعه بعدی گمان نکنم بیاد کف خیابون.

اصلاحـطلب گفت...

خوشبختانه
فضای رسانه ای در ایران به درستی به سمتی رفته که: نه اصلاحـطلبان و نه اصولگرایان هیچکدام حاضر نیستند که از قالیباف حمایت کنند. همانطور که قبلاً گفتم فقط یک سری از تکنوکرات ها هنوز بر حمایت از قالیباف پافشاری می کنند .

باید چـپـق این دسته از تکنوکرات ها را هم چاق کرد .

http://www.acui.biz/1393/10/07/post-7/

ناشناس گفت...

آیةالله سید علی خامنه‌ای در فروردین ۹۲ در حرم رضوی، در نخستین سخنرانی جدی خود درباره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ایران، دولت کارگزاران سازندگی را تکنوکرات خواند، و تلویحاً از روش آن انتقاد کرد. در جریان تبلیغات انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری، برخی محمدباقر قالیباف را تکنوکرات دانستند، و از او نقل کردند که در ۷ اسفند ۹۱ گفته است «"ممکن است که بگویند قالیباف، انسان تکنوکراتی است که باید بگوییم با این تعریف، تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی الهی استفاده می‌شود" و اگر نخواهیم از آن استفاده کنیم باید به عقلمان شک کنیم، هر چند گاهی برخی افراد آن را ابزار سیاسی می‌کنند و طوری وانمود می‌کنند و مثلاً فکر می‌کنند اگر جایی که می‌توان با ویدئو کنفرانس حضور پیدا کرد، پیاده راه بروند و عرق بریزند و نصف روز حرکت کنند یعنی اجر و ثوابش بیشتر است، در اسلام چنین چیزی را نداریم و نفهمیدیم و همه اینها مواردی است که نیازمند یک مدیریت اجرایی است تا بتوایم عقلانیت و معنویت را با همه ابزار و امکاناتی که جامعه و بشریت و علم و دانش در اختیارمان گذاشته استفاده کنیم.»، که در رسانه‌ها فقط قسمت اول سخن او ذکر شد. محمدباقر قالیباف با رد سخنان منتقدان گفت: «بی‌بی‌سی هم به کمک برخی افراد می‌آید و با تقطیع حرف‌های من تبلیغ تکنوکرات بودن قالیباف را می‌کند و این کار همان کسانی است که در شعار فقط دم از انقلاب می‌زنند.» او در نفی تکنوکرات بودن خود گفت: «قالیبافی که در سن ۱۸ سالگی جلو تانک عراقی‌ها ایستاده، با تکنوکراسی چه قرابتی دارد؟» و «وقتی یک پل با عظمت که برخی فکر می‌کردند در عرض ۱۵ سال ساخته نمی‌شود تنها در ۲۲ ماه ساختیم، این به معنای فرهنگ جهادی است نه تکنوکراتی.» همسر قالیباف هم گفته است: «عمل‌گرایی قالیباف یکی از نقاط قوت وی بوده و همین امر نقطه تخریب برخی قرار گرفته و عنوان تکنوکرات بودن را به قالیباف نسبت می‌دهند.»
برخی رسانه‌ها هم از او نقل کرده‌اند که گفته است «تکنوکرات اگر هدف شود انحراف بزرگی است اما چه اشکالی دارد اگر همین تکنوکرات با عنوان ابزار سبب رشد و توسعه کشور شود؟»

ناشناس گفت...

امیدوارم دلقک هم به فیوضات معنوی مورد اشاره سردار قالیباف دست پیدا نماید. البته با شناخت عمیقی که از این شخص دارند، مصرانه از دلقک می خواهم که این معنویات را برای من توضیح دهند. آیا این همان معنویاتی است که امام راحل در بهشت زهرا وعده آن را داده بود یا نه معنویات مورد نظر آیت‌الله خامنه‌ای است و یا نه معنویات مورد نظر دلقک کبیر؟