ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۳۱, پنجشنبه

فیش ها را منتخبان با وجدان خورده اند؛ تاوانش را انتخاب کنندگان بی غیرت دارند می پردازند.! روحانی مچکریم!



1- معلوم است که وقتی کارت را بلد نباشی مثل روحانی. گلویت که سهل است اگر کونت را هم پاره کنی از فریاد "ما دزدان احمدی نژادی را خواهیم گرفت"! همه در کرمانشاه کونشان را می کنند بتو و می گویند برو بابا حال نداری؛ تو اگر بیل زنی اول درکون خودت را بیل بزن که مدیرانت میل فرموده اند و برادرت در زیر هشتی گیر کرده لال و منفعل و مجرم. 
از روز اولی که من جزو اولین هشدار دهندگان بودم راجع به سونامی فساد مدیران روحانی گفته ام و چندین بار تأکید کرده ام که هرچقدر روحانی به انفعال ناچار و از روی درماندگیش ادامه بدهد و اعتراف به خیانت مدیران بی وجدانش - حتی اگر برادرش باشد - نکند و صاف و پوست کنده به ما (وجدان جمعی) گزارش شفاف ندهد تا مردم را متقاعد به بخشش - اگر قابل گذشت بود - بکنیم؛ هیچ مفری حتی به اندازۀ یک اپسیلن هم متصور نیست که بتواند از دست مردم رأی دهندۀ امید باخته در برود. اما نمی دانم این چه سری است که رییس جمهور همه فن حریف - در حرف که اینطور نشان می داد - حالا مثل چهارپا در گل گیر کرده و نه تنها لام تا کام از بزرگترین رسوایی دولتش حرف نمی زند بلکه جسارت می کند و بسفر استانی هم می رود و برای مردم سخنرانی تبلیغاتی هم می کند.

2- این قطعاً از قاطی کردن روحانی بود که در کرمانشاه چنان داد می زد و کلمات را می فشرد در گفتن "ما بیت المال به یغما رفته در ماجرای بابک زنجانی را از حلقوم دزدان بیرون می کشیم" - نقل به مفهوم و تلخیص کردم - که چند بار کم مانده بود حلقوم خودش بگیرد و بیفتد روی استیج سخنرانی و دوربین می رفت روی مردم که نه تنها تأیید نمی کردند بلکه داشتند زهرخند می زدند بروی همدیگر. و الا روحانی نشان داده بود قبلاً که حداقلی از توانایی فکر کردن و تحلیل محتوا را دارد و چنین بی گدار به آب نمی زد. او اینقدر تحت فشار فیش ها و هجوم به برادرش است که یادش رفته که مردم اصلاً بابک زنجانی را مجرم هم نمی شناسند تا چه رسد به حلقوم او. مردم بقرینه می دانند که بخشی از حاکمیت پولی را جابجا کرده - نه حتی قطعاً با نیت دزدی - اما ماجرا به خنس خورده و بخش دیگر حاکمیت بل گرفته و سوار ماجرا شده و نه تنها از حل ماجرا جلو گرفته بلکه آن را بدزدی با نقشۀ قبلی ارتقاء داده و چون زورش به کسی غیر از بابک زنجانی واسطه نمی رسید او را داده به دست افکار عمومیِ صفحات مسی و پایت و دختر اوباما و ... تا بتازند و گردوغبار سیاسی تولید کنند که آری: "ما پاکان آمدیم و آن پاکان قلابی را روفتیم و کل بشریت را نجات دادیم. و قرار نبود به این زودی ناپاکی ما هم مثل همۀ دولت های گذشته در هنگام صدارتمان رو شود؛ که بدبختانه شد؛ و ما گیر افتاده ایم. اما شما مردم احمق باور نکنید ناپاکی دولت منتخب امیدتان را". 

3- چرا اینقدر تند می نویسم؟ خب معلوم است چرا. چون سردار جعفری دیروز خودم را  بی غیرت - بخوان دیوث - خطاب کرد و دخترم را بی حیا - بخوان فاحشه - و تازه او نرفته سردار جزایری آمد و بخشنامۀ رسمی - برای اولین بار - صادر کرد به نیروی انتظامی که شاشیدم به تصمیم دولت روحانی و شماها باید شدیدتر از همیشه با بی غیرت ها و بی حیاها مقابله کنید. کی جعفری جرأت کرده یا می کرد در این سی و هشت سال که 60 درصد مردان و زنان مدرن امروز ایران را دیوث و فاحشه بخواند. این وقاحت فقط و فقط حاصل شلوار زرد اعتدالیون و اصلاح طلبان در ماجرای مدیران بی وجدان - البته شمولش به خیلی از نزدیکان روحانی هم قطعی است اگر خودش در مظان فساد جدید نباشد - است و بس. مردم مظلوم ایران با ده ها ترفند و فداکاری و دادن هزینه های سنگین یک میلیمتر یک میلیمتر تحجر مذهب سیاسی را عقب می زنند تا نیمچه نفسی بکشند در هوای سمی و آلوده. آنوقت چهار تا سرخه ای دهاتی و مفتخور پیدا می شوند و آوار متحجران را بار می کنند بروی زندگی جوانان و مردمان گیرافتاده در قرون وسطای حاکمان.

4- هنوز هم این از نتایج سحر است و روحانی باید منتظر دمیدن صبح دولتش بماند. او بیخودی زور می زند که تبلیغ کند "همه فاسدیم". چون او نه می تواند چنین ادعایی را ثابت کند و نه رقیبان زاهدش چنین گافی را به او خواهند داد. نگاه کنید به لاریجانی قضا که گفته ما در قوۀ قضائیه از این پرداخت ها نداشتیم و دیگرانی که هل من مبارز می طلبند هر روز خطاب به روحانی که: "دروغگو، فیش ادعائیت کو". روحانی حتی نتوانسته یک فیش نجومی از دولت پیشین پیدا کند برای افشاگری. حالا تو بگو فیش های قضا و سپاه و بنگاه های خامنه ای در اختیارش نیست. فیش های همۀ مدیران احمدی نژاد که در سوابق دولت در دسترس است. لذا این شوهای الکی روحانی فقط برای خریدن وقت است برای فراموشی و الا اصولگرایان واقعی بیشتر در مظان خیانت حیف هستند بدلیل حماقت و بی دانشی تا در مظان میل که کار شل دین های نامدرن اعتدال و اصلاح طلب مذهبی است. رقیب روحانی را نمی شود با فیش ترساند چون آنان بودجه را میل نمی کنند بلکه حیف می کنند و دزدی های از قِبَل آنان هم بخاطر نامدیری شان است و توسل ناگزیر به لمپن های دزد. طرفه اینکه دزدان حکومت اصولگرایان را هم که می گیرند - مثل بابک و شهرام عزیز - هم شرکایشان بیشتر شبیه متجدد هاست و هم خودشان. تا حالا عکسی از زنجانی دیده اید در حال قنوت بستن و دعا کردن و ... اما تا بخواهید از پاپیون و گیلاس مشروب الکلی او تصویر زیاد است.

5- روحانی اگر خودش و نزدیکانش - منظورم تنها برادرش نیست. بلکه نزدیکان پست های مهم دولتش هم است - آلوده نیستند فقط یک راه دارد: با قوت و شمرده شمرده بمردم گزارش بدهد و خطایش اگر بخشودنی است طلب بخشش کند و مرا متقاعد کند که هنوز هم امیدی به او و دولتش است تا دو باره بروم پشتش و مردم را توجیه کنم. زیرا اگر هم بمن رشوه بدهد که مردم را توجیه کنم پولش را دور ریخته. زیرا مردم فقط چیزهای باورکردنی را باور می کنند و حس توده اشتباه نمی کند. پس من هم فقط می توانم از حقیقت دفاع کنم و نه از گل کاری دولت! یا...هو

عین فرمایش گُه "هربار"ِ سردار  این است:
سردار جعفری:

۷۱ نظر:

kalaghesizdah گفت...

جناب تیمسار مدرن...شما هم که مثل وطن امروز سرخه ای سرخه ای می کنی! واقعه لازم بود کلمه سرخه ای تو ترکیب "چهار تا سرخه ای دهاتی مفتخور" ...؟

م گفت...

بعد از مدتها یک پست حسابی که آدم را سرحال میکند
دست مریزاد تیمسار
بیشتر از این پستها بذار لطفا
عزت زیاد
م

ناشناس گفت...

یک مطلب مزخرف از یک احمدی نژادی قالیبافی که چشم دیدن روحانی را ندارد.

ناشناس گفت...

با این فرمایشات شما ٬ اگه ریسمان روحانی رها کنیم ٬ بفرما پس به ریسمان کدام نامردتری اویزان شویم تا شرع هم زیاد پیشروی نکند ؟؟؟!!

ناشناس گفت...

بهترین کاری که روحانی می تونه بکنه اینه که به نظرات مزخرف یک چرندنویس قالیبافی توجه نکنه.

ناشناس گفت...

ریسمان روحانی پاره شده است نیازی به رها کردن ان نیست! منم ان سخنرانی خنده دار روحانی که خروسک گرفت اینقدر داد زد را دیدم. روحانی همین الانم زیاد کاری برای عقب راندن شرع نکرده است، می دانید چرا؟ چون خودش روحانی است!

ناشناس گفت...

ریسمان قالیباف عزیزم، قالیباف!

ناشناس گفت...

دلقک جان چند پست قبل هم گفتم: مشکل این است که خود روحانی از این موضوع دامنش پاک نیست و به موقع سر وفتش خواهند آمد. خودش و دولتش هم پول زیادی گرفتند. کاری به غلط و درستش ندارم، منورم این است که این همه دلیل منفعلی و لال مونی گرفنتشو پریدن های بیخودش همین است که می ترسد از خودش روشد. که می شود. تا قبل از اتخابات حتما می شود. روحانی شاید مجددا انتخاب شود اما دیگر آن فرد سابق نیست. من هم موافقم که مرگ یکبار شیون یکبار یکوید . هم خودش را رو کند هم براداران قاچاقچی را. راهی غیر از این نیست و دیگر مردم تحمل حرف های همیشگی و پایینده به شعار انتخاباتی اش را ندارند.

ناشناس گفت...

جناب دلقک عزیز
از کجا معلوم که فردا چهار تا طرقبه ای دهاتی زمام امور را به دست نگیرند و همین میل ها و نه تو بگو حیف ها را انجام ندهند.

ناشناس گفت...

دلقک دوباره به صحرای کربلا زدی. خودتو جر بدی روحانی رایش از قالیباف و احمدی نژاد بیشتره.

ناشناس گفت...

از کی تا به حال شما برای حرف های سردار جعفری اعتبار قائل شدید؟ امثال این آقا سالهاست که از این نوع افاضات بلغور می کنند و شما هم که استاد جواب گویی به این لاطائلات هستید.
نتیجه :کوبیدن روحانی به هر قیمت
اگر جرات دارید جواب سوال من را بدهید که چرا شریعتمداری و سردار جعفری و.... کمر به نابودی روحانی بسته اند؟ روحانی نمادی نا کارآمد و فاسد از مطالبات اصلاحی مردمی است که با کوبیدن او عقبه ایدئولوژیک او را نابود می کنند؟

Dalghak.Irani گفت...

هرکس از روحانی فعلی دفاع بکند یا ابله است و یا نمک گیر هملن فساد و مأمور. و الا هیچ آزاده ای واایران دوستی و انسان مدرنی حاضر نمی شود از کسی دفاع کند که خودش قادر نیست از خودش ذفاع کند. منظورم از جهت تکنیکی نیست مثل متهم نسازمند وکیل بلکه دارم راجع اصل اتهام و پذیرش یا عدم پذیرش آن صحبت می کنم.
قاضی زادۀ هاشمی یکی از وزرای روحانی است و من ارادتی واقعی به دکتر هاشمی پیدا کرده ام. او اولین وزارت خانه ایست که موضوع کارانه را مطرح کرد و پزشکان را بدرامد های ده ها میلیون تومانی رساند. شفاف شروع کرد شفاف توضیح داد و شفاف سر حرفش ایستاد و هنوز هم نه از طرحش کوتاه آمده و نه دریافتی پزشکی را کم کرده. این را گفتم که اگر تکنفری هم بین سپاه مجازی روحانی پیدا باشد که مفت و رایگان سینه به تنور می چسباند متوجه باشد که من با روحانی مشکل شخصی ندارم. او یا باید زیر بار قبول مسئولیت نمی رفت و پاسخ سؤالات شریعتمداری و رقبای سیاسی اش را می داد و مثل پاکان می ایستاد و مرا هم پشتش بسیج می کرد. یا اگر مسئولیت را پذیرفت و دریافتی های نجومی را محکوم کرد و اظهار پشیمانی کرد باید می ایستاد و توضیح می داد و اعتراف می کرد و معذرت می خواست و اسامی همۀ 300 - 400 نفر - خودش در سخنرانی کرمانشاه این تعداد را پذیرفت - را برملا می کرد و اگر هم اعتقاد نداشت دفاع می کرد و مدیرانش را پشتیبانی می کرد. لذا الان هم فقط و فقط خود روحانی باید و می تواند از خودش دفاع کند و وکلای تسخیریش بی جهت زور می زنند از پرونده ای که نخوانده اند و اطلاع ندارند دفاع کنند. راجع به عزیزم قالیباف هم مزخرف ننویسید که اهانت به انسانیت است. و هر وقت وعدۀ سیاسی داد و پست سیاسی گرفت و نتوانست وعده هایش را عملی کند و تازه فاسد هم از آب در آمد می توانید بیایید و مرا زیر سؤال ببرید اگر نبستمش به ماتحت الاغ. پس سکوت کنید و فقط و فقط راجع به "چرا روحانی اینقدر تخمی در امد" دفاع کنید. البته دوست بافراستم گفته چونکه زوحانی روحانی است. یا...هو

ناشناس گفت...

هرکس مثل دلقک آنچنان احمقانه از احمدی نژاد دفاع بکند و به روحانی اینگونه رذیلانه بتازد کودنیست که بیش از اندازه دهانش حرف می زند. او خائن به ملت هم هست. باید مثل یک خیانتکار با او برخورد شود.

ناشناس گفت...

"چرا روحانی اینقدر تخمی در امد"

روحانی از هر گزینه ای که شما انتخاب کردی به مراتب عملکرد بهتری داره.

سوزشت از اینجاست.

ناشناس گفت...

دلقک من هم مثل یکی از خوانندگانت فکر می کنم باید یک وبلاگ بزنیم بعضی متنای خیلی آبکیت رو جواب بدیم.

روحانی بهترین عملکرد رو داشت در واکنش به فساد دولتش. اتفاقا اصلا کنترل اعصابش رو از دست نداد و خیلی منطقی و حرفه ای برخورد کرد. مقایسه کن با برخوردای بچگانه احمدی نژاد.

ناشناس گفت...

دوستان عزیز
امان از این تعصب ما ایرانی ها.... قبول که روحانی بهتر عمل کرده از سایر گزینه ا اصلا... قبول که بیشتر رای می یاره.... اما نمی خواهید قبول کنید در این موضوع بی صداقتی کرده و خیانت به اعتماد مردم کرده؟ حتی من می گم ههمین قدر حثوث بگیرن ولی در جلو پز ساده زیستی ندهند و التماس برای حذف بارانه و وزرا به صورت نمادین یارانه شون را حذف کنن و خودشون واقعیت را در مورد حقوقشون نگند.
یکی از رفقا در حین سربازی با خونه اجاره ای به دلیل شرایط کشور رفته یارانه اش را خذف کرده. حداقل عدم صداقت به این خیانت هست که دیگه.
در این مورد هم این قدر فشار نداره، طلاکه پاکه چه منتش به خاکه.... دیگه همه می دونن برادران قاچاقچی جی کاره اند کمی هودش را تمیز کنه و سراغ همه بره.... مردم دنبالش می روند و ازش حکایت می کننووو والا گور پدر صندلی که چهار باشه یا هشت وقتی آدمی را روی میخ بشونن همون بهتر که پاشه!

حسن خان روحانی اگر گذرت به اینجا اقتاد بدان که این تو بمیری از اون هاش نیست که بگی و مردم بادشون بره... اصلا نمی زارند یادشون بره.....قبل از اینکه بکشنت خودت را بکش و با عزت باش!

ناشناس گفت...

باز قراره سرهنگ گازانبر کاندیدای ریاست جمهوری بشه که وبلاگ مسخره ت رو ستاد تخریب رقباش کردی؟ برو عمو خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه دیگران رو خر فرض نکن که نیتت رو نمی فهمن.

ناشناس گفت...

باز این قالیبافی جوگیر دور برداشت

ناشناس گفت...

من تعصبی به روحانی ندارم ولی از دلقک می خواهم علت مخالفت شریعتمداری و سپاه را هم با وی بیان کنند.
پیشاپیش از دلقک متشکرم.

ناشناس گفت...

جالبه. حقوق بگیران روحانی که همه قبلا با اسم و رسم می امدند حالا چراغ خاموش و با ناشناس می ایند و کامنت می گذارند.اصولا ما یک ملت پنهان کار-دروغگو و مکاریم. بابا شفاف باشید شفاف.مگر این عمر سگی چقدر می ارزد که اینقدر در خفا زندگی می کنید.همین کارا را می کنید که به هیچ جا نمی رسیم. خوب دلقک درست می گوید.روحانی خودش هم دزد است. اگر نبود می زد به قلب لشکر و هم خیانتهای احمدی و دزدی های قاچاقیان وطنی خودمان سپاه خالد بن ولید و هم دزدیهای بیت و سازما نهای تحت امر دزدش را فاش می کرد. پس امده چه گهی بخورد.کشتید ما را با این مملکت داری گهتون.اُه.در ضمن من قبلا هم نا شناس بودم.

ناشناس گفت...

نویسنده این وبلاگ که براش احترام زیاد قائلم بدونه که کل هیکل قالیباف به اندازه یک تار موی روحانی برای من ارزش نداره. اگه ایشون هم بخواد سنگ قالیباف رو هی به سینه بزنه مشمول همین که گفتم میشه.

ناشناس گفت...

من تعصبی به روحانی ندارم ولی از دلقک می خواهم علت توجه رهبر به فیش های حقوقی و پیگیری ماجرا را بدانم.
«موضوع حقوق‌های نجومی، هجوم به ارزش‌ها است... این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود.»

ناشناس گفت...

من سال 57 خر شدم و ده دقیقه از عمرم را در بچگی جهت پیدا کردن عکس یک شخص در ماه ضایع کردم.
من دیگه با حرف جانشین آن شخص خر نمی شوم.

ناشناس گفت...

پست قبل در کامنتی از برنج دوازده و نیم که شد سیزده ، حرف زدم ولی کسی عمق فاجعه را درک نکرد .
ملت دارند جون میدند . دختری رو دیدم که در سن سی سالگی و مجرد با هزار امید ، به روحانی رای داد . نمیدونید چه شوقی تو چشماش بود فقط به این خاطر که با مدرک فوق لیسانس شاید بلاخره شغلی پیدا کنه و سامونی بگیره .
پدر شرمنده دختر ، دختر خجالت زده و شرمگین و این قصه میلیونها خانوار ایرانیست.
به خدا برای من قابل تحمل نیست نمیدونم شما چطور دم از اصلاح میزنید و از این مناسبات چرک و آلوده دفاع میکنید .
تیمسار رو ول کنید و یه جواب به این هموطن غمگین بدید ، دیگه به کی رای بدیم ؟ به کی اعتماد کنیم ؟ و . . . راستی ! فکر میکنید سرنوشت این دختر و بچه های دیگه چی میشه ؟

Dalghak.Irani گفت...

درد دل:
من مدت نسبتاً طولانی در منطقۀ 6 تهران زندگی کرده ام. بنابراین هنگام تأسیس سیرکم هم ناگزیر در پارک لاله سوله ها و چادرهای سیرکم را مستقر کردم تا هم نزدیک دانشگاه تهران باشد و هم بیرون از دانشگاه باشد که حراست و حفاظت و نرده نداشته باشد و ورود عموم سهل و آسان شود. در نتیجه وقتی دارم روی صحنه برنامه اجرا می کنم هم برخی پرفسورها از روی کنجکاوی وارد می شوند و هم خیل دانشجویان در طلب معرفت تماشایش می کنند و هم خیلی از دستفروش های میدان انقلاب برای چرت زدن و ساندویج گاززدن وارد سیرک می شوند. مشکلی با پرفسور ها ندارم چون یا برنامه ام را می فهمند و سؤالی ندارند و یا متوجه می شوند معلم بی سوادی هستم و دارم نعل وارونه می زنم راهشان را می کشند و می روند چون تشخیص شان این می شود که لزومی ندارد با من دهان بدهان بشوند. با خیل جویندگان معرفت هم مشکلی ندارم چون تشنۀ یادگرفتن هستند و چیزهایی را که از اجرای من می فهمند و می پسندند بحافظه می سپارند و اگر گیری هم دارند یکبار مطرح می کنند و قانع یا ناقانع از موضوع می گذرند. اما مشکل من گذری هایی است که ساندویچشان را گاز می زنند و یادشان می افتد که حق شان خورده شده و درجۀ پروفسوری شان از آنان دریغ شده و لذا شروع می کنند تز صادر کردن و مهمل بافتن و وقت کلاس را گرفتن. هرچه هم من سوکند می خورم که بخدا من گناه دارم و پاسخ بدیهیات هی تکرار شوندۀ شما ها را ده ها و صدها بار داده ام و شما تازه از شهرستان رسیده ای بمیدان انقلاب و باید بیشتر رفت و آمد کنی به سیرک و گوش کنی و دقت کنی و یاد بگیری تا نوبت فهم تو هم برسد وقعی نمی گذارند و مرتب از بساط دستفروشی من به "با هم همکار و همسطح و همدرس و همکلاس هستیم" می رسند و پرسش های سفیه می پرسند و اتهامات کثیف حواله می کنند و باور نمی کنند که یک دلقکی وقت و عمر نازنین اش را مفت و ارزان و پیگیر در خدمت آگاهی بخشی و دفاع از مردمان وطنش کرده باشد. چون قبول دارم که من یک نامتعارف و استثناء هستم و کسی بغیر از من نیست که هفت سال با این حرارت وبلاگ جدی و عمیق نوشته باشد برای دستفروش ها! بدون یک ریال درآمد مادی و بدون یک کاسه زرشک هدیه ای. این را کلی نوشتم که چه مأمور و چه هالو درس بگیرند و مرتب از ته کلاس مزه نپرانند. یا...هو

ناشناس گفت...

روحانی واقعا خراب کرد. البته خیلی ساده میتونست از این مهلکه فیش ها جان سالم به در ببره و اون برکناری تمام آن 300 نفر بدون فوت وقت و به مرخصی فرستادن برادرش به بهانه بیماری (قلبی، دیسک کمر، ناراحتی معده) بود که کار به این سادگی رو انجام نداد وایساد و عین احمق ها حملات بیرحمانه باند احمدی نژاد، شریعتمداری و سپاه را فقط نظاره کرد و الان از باتلاقی که گیر کرده نمیتونه بیرون بیاد. با این حال چون گزینه بهتری نیست هنوز شانس اول رای آوردن در انتخابات 96 هست.

قالیباف هم با راه رفتن روی اعصاب تهرانی ها با طرح های عمرانی عجیب و احمقانه اش، انگولک کردن ذائقه غرب دوست مردم تهران، غیرشفاف عمل کردن در اداره شهر و گردن کلفتی در مقابل شورای شهر برخی کارهای عجیبش که شائبه رانت خواری ایجاد می کنند (مانند مشغول به کار کردن همسرش در شهرداری، مشغول به کار کردن پسرش در مدرسه ای گران قیمت در شمال شهر تهران، مشغول به کار کردن پسر رئیس شورای شهر و چپاندن سید مهدی احمدی برادر همسرش به عنوان عضو هیات مدیره بانک شهر) با دست خودش چند میلیون رای (بین 2 الی 3 میلیون) تهرانی ها رو با حماقت خودش از دست داد که این به معنای از دست دادن کل رای کشور هم هست. علاوه بر این سابقه نداشته و با عقل هم جور در نمیاد که مردم به فردی که چند بار بهش رای ندادن، رای بدن.


بنابراین اوصاف در سال 96 دو احتمال هست: یا دوباره روحانی برنده انتخابات میشه یا یک فرد جدید به شکل غیرمنتظره رئیس جمهور میشه یکی از افرادی که پتانسیل یک رای شوک آور و غیرمنتظره رو داره پرویز فتاح مدیر کنونی کمیته امداد هست. کمیته امداد در بسیاری از شهرهای کوچک و رای آور کشور نفوذ دارد. علاوه بر این نکته دیگر این هست که مردم چشمان بسیار تیزبینی دارند و همه چیز رو رصد می کنند و حرکات کوچک مدیران را رصد می کنند بنابراین برخلاف نظر بچه گانه دلقک که از برخی پست ها و نوشته هایش که با عصبیت و هیجان و کاملا احساسی و بی منطق و طوطی وار طرف قالیباف را می گیرد مردم هیچ گونه احساس سمپاتی و همدلی با قالیباف ندارند و بلکه در بسیاری از بزنگاه ها قالیباف نیش زهرآگین اش را دقیقا به سمت قلب افکار و عقاید و احساسات مردم نشانه رفته است. دلقک تو هنوز با این سن نفهمیدی که رفتار هیستریک شما و واکنش های عصبی شما در دفاع بی منطق از قالیباف نتیجه معکوس میدهد. من خودم که به شخصه امیدوار هستم اشخاصی مانند جلیلی و رضایی و قالیباف رئیس جمهور شوند و همزمان هم شخصی مانند ترامپ یا کلینتون رئیس جمهور آمریکا شود تا در اثر ضدیت ایجاد شده کار به جایی برسد که آمریکا مجبور شود خانه تک تک این جانوران را به آتش بکشد تا همه دنیا از دست این موجودات خلاص شوند. شما دلقک هم بهتره هست گلوی (یا کون) خودت رو بیخود برای یک اسب بازنده جر ندی (البته اگر آدم عاقلی هستی که فکر نکنم باشی الان بیشتر از اینکه آدم باشی یک طوطی هستی).

Dalghak.Irani گفت...

صدبار گفته ام و تکرار می کنم نام قالیباف را بدون وضو و همراه وحوش اصولگرا و اصلاحطلب نیاورید و مطلقاً نه من و نه خودش در حال حاضر قصدی برای پروپاگاندای او داریم برای رییس جمهور شدنش و این را کپی کنید و پیش خودتان نگه دارید تا روز انتخابات 96 که اگر قالیباف نامزد شد من حتی یک واو هم راجع به توصیه اش به رأی دهندگان ننویسم. مغزتان فندقی است و نمی توانید شخصیتی مثل مرا در مغزتان بگنجانید که فقط و فقط درد ایران و ایرنیان و پیشرفت وطنم انگیزه ام است و نه این نام و آن نام و این حزب و آن حزب. محتمل زیاد است که قلیباف برای 96 نامزد نشود بدلیل اینکه او یک نابغۀ تنهاست و ارزش هایش را بپای پست هایش قربانی نمی کند و آضغال های دو جبهۀ مسلط بر سرنوشت ایران زیبا هیچکدام او را بر نمی تابند و او هم آدم کسی بشو نیست. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

ضمناً من از تراش های پنهان و زیبای یک الماس می نویسم و قصدم این نیست که کسانی را که فرق کریستال شکسته و الماس را تشخیص نمی دهند الماس شناس کنم. لذا قطعاً نوشتن من در معرفی و دفاع از قالیباف نه بقصد افزودن بر هواداران اوست و نه تبلیغ برای شخص او که ضد تبلیغ شود در نزد عوام کالانعام. من دارم از یک نمونه و مدل حرف می زنم همان که مثلاً مقتدا صدر هم برایش مرتب قیام می کند در عراق که حیدرالعبادی وزرایی طراز تکنوکرات های روز امد و مدیر و پاکسرشت پیدا کند برای وزرای کابینه اش. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان تبلیغت برای قالیباف مهوعه. از این مردک مزدورتر نداریم. اتفقا تویی که تشخیص نمی دی قالیباف یک شیشه شکسته هست. اونم شیشه شکسته یک استکان ارزان قیمت چینی

kalaghesizdah گفت...

به ریسمان قالیباف...که جناب تیمسار اصرار دارن هیچ نقدی در ایشون نبینن!

kalaghesizdah گفت...

از قرق پارک کذایی برای عروسی دخترجانشان بپرس که انجام میدهند یا نه!

Dalghak.Irani گفت...

کلاغ تو یعنی اینقدر دستفروش زمان شاه هستی - در جمهوری اسلامی همۀ دستفروش ها حداقل لیسانس تخم کفتر شناسی دانشگاه آزاد را دارند - که نمی توانی بفهمی که نقل قول کپی پیست کامنت های دیگران در زیر نوشتۀ خودت از نظر فنی منتشر نمی شود و کامنتت را رو هوا معلق و نافهم رها می کند؟ این را به این جهت پرسیدم که چهار کامنت پشت سر هم یک خطی ات در پاسخ چهار کامنت دیگر کاربران در پست قبلی را دیده باشی. البته بنده هم راه براه این نکتۀ اینترنتی بلاگ اسپات را تذکر داده و خواسته ام که از تکرار بیهوده اش اجتناب کنید. در ضمن دقیقاً یکی از مصداق های "خود پروفسور پندار مورد ظلم قرار گرفتۀ کشف نشده" خود تو هستی و بدجوری می زنی به شانۀ خاکی. این کشف الکشاف شما هم قبلاً ادعا شده و پوچ و بی ارزش از صحنه حذف شده است. یا...هو

kalaghesizdah گفت...

همه متن دقیقه ۱۴:۲۹ چهارده و بیست و نه دقیقه تان ،به سبب توهین و افترا ،و افشای ماهیت متزلزل شما در پایبندی به اصول مدرنیته ،هیچ نیازی به جواب ندارد که خود فاش است که از سر دست خالی به اهانت افتاده اید. تنها درباره همان یک جمله که به عشقبازی با قالیباف عزیزتان پرداخته اید عرض کنم که اهانت به انسانیت انگاه است که از کسی پشتیبانی کنی که بنا بر اعتراف و افتخار خودش ترک موتور سیکلت با باتوم بر سر و صورت جوان مردم می نواخته(و چه اعترافی ،که در کجا)...شاید به طرز گازانبری!
........ ....... .......!!!!

ناشناس گفت...

دلقك جان، اين سينه چاك روحانى جهت خلط مطلب دوباره قاليباف را پيش كشيده ، حالا شما كجاى مطلبت از قاليباف اسم بردى من مانده ام. البته اين روش جاهلان است كه براى تطهير ديگرى سعى بر نمايش خرابى هاى ديگرى دارند چه درست چه غلط، اين موضوع باب سياست امروز دنيا شده كه نمونه بارز و تهوع آورش در صحبتهاى طرفداران ترامپ هر روز شنيده ميشود و عده اى گوساله هم به به و چه چه ميكنند. اين دوره گردهاى نوشابه به دست سيرك شما هم از همين قماشند كه جز بد دهنى و هوچى گرى لمپن وار كارى بلد نيستند. يكى نيست بپرسد كه اينها كه ميايند يك خط در ميون كامنت بى ربط به موضوع ميدهند چرا نميروند خودشان يك وبلاگ ضد قاليباف راه بيندازند اگر تخمش را دارند. اين پارازيت هاى نا مربوطشان در جاى اشتباه است . كامنتتان را محدود به موضوع كنيد نه تخليه عقده هاى فرو خورده. ما ساكت نشستيم عقيده دلقك را ميخوانيم چه موافق باشيم چه مخالف . حالم به هم خورد از اينكه مجبوريم افاضات مزخرف اينها را بخوانيم ، اقلا يك اسمى انتخاب كنند كه تكليف معلوم شود و بشود از روى خزعبلاتشان بپريم به مطلب بعدى.
ارادت، افشين قديم

ناشناس گفت...

محض اطلاعتون جناب این وزیر بهداشت عادت داره فقط با سلبریتی ها عکس بندازه والا یه بار میرفت عیادت نرگس محمدی و با او عکس می انداخت

ناشناس گفت...

نزدیک فاطمی؟ شاید همدیگر را دیده باشیم تصادفی! می گفتی دلقکی ازت امضایی چیزی می گرفتیم (شوخی)

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
kalaghesizdah گفت...

پس شما از پیش،خیلی وقته ناشناس هستی...شفاف باش دوست عزیز، مگر این زندگی سگی چقدر می ارزد؟ (این که قبلا هم ناشناس بودید دلیل نمیشه توصیه شما شامل خوتون نشه! حتی یه جور عذر بدتر از گناه ست! )

Dalghak.Irani گفت...

من تعصبی به روحانی ندارم ولی از دلقک می خواهم علت مخالفت شریعتمداری و سپاه را هم با وی بیان کنند.
پیشاپیش از دلقک متشکرم.

من تعصبی به روحانی ندارم ولی از دلقک می خواهم علت توجه رهبر به فیش های حقوقی و پیگیری ماجرا را بدانم.
«موضوع حقوق‌های نجومی، هجوم به ارزش‌ها است... این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود.»

دو کامنت نقل قول کرده ام هر دو یک سؤال است و سؤال بی نهایت چاقی هم است که برای تدریس پاسخش حداقل چهارترم پیوسته زمان و یا یک فرصت مطالعاتی چند ماهه در یکی از بهترین دانشگاه های علوم انسانی جهان نیاز دارد. اما قصد داشتم و دارم هم که یک پاسخ مجمل بدهم. حالا که کامنتی بنام حزب الله هم آمد که مؤید نظر سردار جعفری بود و من بدلیل شنیع بودن متنش ناچار حذفش کردم واجب شد که قطعاً پاسخ بدهم. لذا بمحض اینکه فرصت بکنم و تصمیمم را قطعی کنم که در اینجا پاسخ بدهم یا یک مطلب جداگانه بنویسم اقدام خواهم کرد و پرسش کننده فکر نکند که پرسشش را نادیده گرفته ام. یا...هو

kalaghesizdah گفت...

امیدوارم این بار اشتباه نکرده باشم. بله جناب تیمسار با اعتراف به اینکه حتی همین حالا هم منظور شما را از نقل قول کپی پیست کامنت های دیگران نمی فهمم و (جایی سعی نکرده ام کپی پیست از نقل قول دیگران انجام بدهم اما ) از حضور شما عذر خواهی می کنم. سعی می کنم یاد بگیرم! بابت دستفروش بودن هم حق با شماست. بدون لیسانس وارد سیرک شما شدم...از این بابت هم ..صادقانه پوزش می خواهم....،و اما اتفاقا چنین حس،"خود پروفسورپندار مورد ظلم قرار گرفته" در من خنده دار است. نمیدانم از کجای دو خط دو خط نوشته های من دستفروش چنین حسی استنباط می شود؟ نه! برعکس به نوعی بیزارم از چنین حسی در هر کسی! درمورد کشف الاکشاف الکشاف هم اگر \قضیه با.توم ،باغ یا هردو/ اگر پوچ در امده که خدا را شکر و از شما،خوانندگان،و قالیباف عذر!
.................
....برخی بی انصافی ها و واژه های ناجور شما جای بزرگتری شما، من بابت بجا نیاوردم حق کوچکتر بزرگتری پشیمانم و دوباره عذر خواهم!
........

امیدوارم این بار در مراعات مورد کپی پیست و نقل قول اشتباه نکنم .

ناشناس گفت...

یک سوالم من می کنم اگه وقت کردید، شما که گفتید ایدئولوژی اسلام سیاسی در حال سقوط است، پس چرا هر روز حملات تروریستی بیشتر می شود؟

Dalghak.Irani گفت...

کلاغزاده من چه گهی هستم که از شما عذرخواهی بطلبم. من کوچکترین عضو این خانواده ام که بزرگانش (خوانندگان عزیز)وظیفۀ سیرک گردانی را بعهدۀ من گذاشته اند. معلوم شد که تحصیلکردۀ اِند معرفت در بهترین دانشگاه های خلقتی و بمن حق بدهید که در این هرکی هرکی مجازی گاهی اشتباه شناخت هم رخ بدهد. منظورم از کپی پیست تقلب نبود منظورم این بود که شما برخی کامنت های دوستان را که پاسخ تان مربوط به آن کامنت است در زیر کامنت خودتان پیست می کنید که سیستم آنبولد می گیرد و تا پشت تأیید من هم می آید اما وقتی من تأیید می کنم که کامنت شما در اینجا بنمایش عمومی در بیاید آن نقل قول از کامنت دیگران که آنبولد آمده نمایش داده نمی شود. سؤالم هم این بود که شما که در همۀ کامنت هایت این روش را استفاده می کنی و می بینی که هیچکدام از نقل قول های از کامنت دیگران منتشر نمی شود چرا حداقل اعتراض نمی کنی اگر متوجه ماجرا نیستی و اگر متوجه هستی چرا دوباره همان روش را تکرار می کنی؟ یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس گفت...
یک سوالم من می کنم اگه وقت کردید، شما که گفتید ایدئولوژی اسلام سیاسی در حال سقوط است، پس چرا هر روز حملات تروریستی بیشتر می شود؟

پاسخ سؤال شما خیلی راحت و سرراست است. و چون بسیار دلگرم کننده هم است و رفتار این روزهای مرا نیز توضیح می دهد پس سریع و کوتاه و فرموله جواب می دهم.

1- داعش نفس غرب را به شماره انداخته است.

2- غرب ناگزیر است برای نابودی داعش اقدام قاطع بکند.

3- داعش وقتی نابود می شود که مسلمانان سنی رضایت بدهند.

4- مسلمانان سنی وقتی رضایت می دهند که عربستان بعنوان مرجع اصلی توصیه بکند و تصمیم بگیرد.

5- عربستان برای پایان دادن به حمایت معنوی ورسمی و مالی غیر رسمی از داعش یک شرط غیرقابل تغییر دارد و آن این است که همزمان شیعۀ ایرانی هم از ایدئولوژی بودن دست بردارد.

6- پس با کامل شدن چینش رهبران جدید با انتخب یک رییس جمهور عملگرا در امریکا فشار به ایران خامنه ای به اوج خود خواهد رسید.

7 اینجاست که غرب راه بازگشتی نخواهد داشت تا محقق شدن کامل دست برداشتن اسلام از سیاست در همه نوع آن اعم از سنی داعش یا شیعۀ خامنه ای. چون یکی در غیاب دیگری قابل زدودن نیست.

8- اتفاقاً اتفاقات پی در پی ترور در غرب و انفرادی شدن آن روند فشار به مراکز تولید ایدئولوژی ایران و عربستان بیشتر خواهد شد. شما کمی بیش از اندازه شتاب داری و هنوز زمانی نگذشته از استیصال غرب از نا امنی. پس امیدوار باش دیرو زودش هم زود است و سوخت و سوز ندارد.

9- اصلاً من بهمین خاطر است که با خیال راحت حاضرم روحانی را بفرستم بدرک. چون او بما نیاز دارد و نه ما به او. اگر توانست و عرضه داشت و خواست در پروسه ای که گفتم شرکت کرد و ایران را زودتر در مسیر ایدئولوژی زدایی قرار داد حصه ای هم او و عرفی گرایان ایران خواهند برد از این افتخار. و الا زمانه منتظر آنان نمی ماند و همه را با هم خواهد روفت از صحنۀ سیاست. یا...هو

ناشناس گفت...

به گزارش "ورزش سه"، شب گذشته باشگاه مشهد از پیراهن فصل آینده خود رونمایی کرد، مراسمی که در آن از کاپیتان سابق تیم ملی، جواد نکونام و بهترین داور لیگ پانزدهم، محسن ترکی نیز تقدیر به عمل آمد.




اما اتفاق جالبی در این مراسم افتاد که تقریبا برای اولین بار در فوتبال ایران به وقوع می پیوست، در این مراسم که در ورشگاه ثامن برگزار می شد برای اولین بار هواداران زن و مرد تیم مشهد به صورت خانوادگی در این مراسم حضور داشتند. نکته جالب درباره حضور مردان و زنان در ورزشگاه اینکه این اتفاق که تاکنون به وقوع نپیوسته بود برای اولین بار در شهر مشهد و بدون هیچگونه حساسیتی اتفاق افتاد و استقبال حاضران را در پی داشت، به گونه ای که محسن ترکی پس از تقدیر از خود عنوان کرد: خدا را شکر این اتفاق از قلب ایران، شهر امام رضا این اتفاق افتاد، امیدواریم این حضور در همه فوتبال ایران اتفاق بیفتد چرا که به پاک شدن محیط ورزشگاه ها کمک خواهد کرد.

ناشناس گفت...

چون لطف کردید و قول دادید در مورد پیگیری فیش های حقوقی از سوی شریعتمداری و سپاه و رهبر کامنت یا پستی بگذارید و خواننده قدیمی هم هستم کامنت بالا را گذاشتم. با تشکر

ناشناس گفت...


سلام تیمسار

ممنون، ممنون و باز هم ممنون بابت همه زحمات شما در این سالها.

کامنت آخر شما آرامشی زائد الوصفی به من داد به همین دلیل باز هم ممنونم از شما انشالله همیشه سلامت و شاد باشید.

ناشناس گفت...

دلفک جان من کامنت گذار ۱ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۱۸:۲۲ هستم که در دفاع از روحانی بهت سخت تاختم. این کامنت آخرت ۲ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۱:۲۰

قابل تامل بود و ممکنه تحلیل درخشانی باشه. البته من ابدا حاضر به ریسک نیستم اما حداقل اینجوری برای من یک تحلیلگر باقی می مونی. نزدیک بود به خاطر دفاع مضحک از قالیباف کلا حذفت کنم.

ناشناس گفت...

سلام
وای به وقتی که تیمسار عصبانی شود. سخنرانی روحانی را دیدم. بسیار عصبی بود و البته ناراحت که چرا به حرفش گوش نمی دهند.
در ضمن جسارتا عرض کنم معتقدم عذر خواهی روحانی دردی از او دوا نخواهد کرد. در مورد عوام که اصولا حرفی که اول بشنوند و درک کنند دیگر با چیزی به این اسانی ها جایگزین نمی شود. در مورد کمی بالاتر از عوام که خودم باشم با توجه به اینکه زمان طلایی برای عذر خواهی گذشته من همبه ناله ها وی ا عذر خواهی احتمالی او در آینده گوش نمی دهم.
من دلم برای روحانی نمیسوخت و نمی سوزد. روحانی آدمی بوده که پستهای مهمی در نظام داشته. او خیلی بیشتر از من می دانسته که سرنوشت رئیس جمهورها در ایران چه خواهد شد. او باید می دانسته که اورا فقط برای این می خواهند که چند دلار پول آزاد کند. حالا یا آدم احمقی بوده که فکر میکرده می تواند از این فرصت استفاده کند و بقول شما ایدئولوژی را عقب براند(به فرض اینکه حسن نیت داشته) یا اینکه اینها فرع قضیه بوده و اصل این بوده که می خواسته در کنار این برجام بازی جیب خود و اطرافیانش را پر کند در جایی که اینهمه بخور بخور هست. در هر صورت هم دل من برایش نمی سوزد.
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

تنها چیزی که باعث می شود یک نفر در این شرایط و با رفتار روحانی، همچنان از وی دفاع کند بکند آن هم با این ادبیات، حماقت یا نفع اقتصادی است. دلقک خودت را برای توجیح این افراد خسته نکن.
همین آتش گرفتن و داغ کردنشان نشاندهنده خالی بودن دستشان است و اینکه اگر توجیح نکنند چیزی در چنته ندارند. فکر می کنند روحانی ذاتا دارای ارزش است نمی فهمند که اگر قرار باشد مثل همان احمقهای قبل از خودش رفتار بکند یا اگر نتواند برای تغییر اوضاع و بهبود آن کاری انجام بدهد برای ما بی ارزش است.

ناشناس گفت...

بدبختی اینکه فساد احمدی نژاد بسیار مخرب تر از اختلاس مدیران روحانی هست ولی به چشم نمی اید. مثل اینکه شما سرطان معده بگیری و در حال مرگ باشی ولی از بیرون معلوم نیست ولی مال روحانی یه بادمجون روی صورت هست که هر کسی می بینه. تابلو شده. احمدی نژاد توجیه داشت درست یا غلط که زمان تحریم و شعب ابی طالب بود. روحانی چه توجیهی می تونه داشته باشه؟

kalaghesizdah گفت...

نمی دانم از کی این لحن در فضای مجازی اغاز شده که در ان حتما باید حرف را عتاب الود ، موهن، عصبانی و با گارد خشن زد.هرچه هست و از هر وقت، بدجور در بسیاری از ما رسوب کرده و جز ناخوداگاه سرانگشتان نقد و صفحه کلید نظر ما شده......هرگاه در معدود دفعاتی که مانند دیروز اسیر وسوسه می شوم ،حین نوشتن درگیر همین دودلی و هشدار می شوم که: " ننویس؛اگر مینویسی مراقب ناخواگاهت باش"
....و خب،چه بد که مراقب نبودم!
................. ............. ......................
و درباره کپی پیست: اشنا نیستم! من با موبایل وارد سیرک شدم .با کلیک روی پاسخ اغاز, و پس از تایید شما ،ان دوخطی های ناخوداگاه را زیر یک کادر سیاه میدیدم.و دلیل ان سیاهی را به ورود با موبایل مربوط می پنداشتم. و به گمان اینکه دیگر تماشاچیان نیز انرا به همین گونه ولی بدون سیاهی رویت می کنند هیچ متوجه موضوع نبودم/نیستم...!
................. ......
...و درخواست (ی که باید در ابتدا عرض می کردم)،حذف ان جمله ابتدایی در اخرین پاسختان مبنی بر من که باشم که..............! لطفا پاک کنید ان جمله را..! باور کنید باعث شرمندگی من شد..!
........... .... .........
ببخشید که طولانی شد.اگر این نوشته طولانی، دور از موضوع پست و صلاح سیرک است.ان را پیام خصوصی بدانید و منتشر نکنید وگرنه دوست خواهم داشت تماشاچیان دیگر هم بدانند که پشیمانم از بدلحنی و لغزشم! پس از این تنها شاگردی می کنم!
.............. .. .............
با پوزش و ارزوی تندرستی و سرحالی!
کلاغ۱۳
دستفروش بی زمان

Dalghak.Irani گفت...

باور دارم که ارزش های انسانی همه زمانی و همه مکانی و ازلی و ابدی است. آین ارزش ها موارد و عناصر و پارامترها و رفتار و گفتار و کرداری هستند که لازم است هر انسانی متصف به آنان بشود تا انسان بتواند به حداکثر سعادت ممکن برسد. مثل خوبی به دیکران همنوع دوستی راست گویی تهمت نزدن فتوت دروغ نگفتن ووو که خودتان استادید در شمردن. این ارزش ها در دنیای قدیم و بتدریج کشف و فهم از سوی انسان ها از زمین فرستاده می شدند به آسمان و در آسمان یک هیولای زیبایی را تشکیل می دادند بنام خدا که همانقدر زیبا بود که بیشتر از آن ترسناک. بعد این ارزش های هیولا شده را برمی گرداندند زمین و به بشر ابلاغ می کردند که این ارزش ها از آسمان آمده و هرکس رعایت نکند خدا چوب توی ماتحتش می کند. تا اینکه آهسته آهسته تعداد انسان ها زیادتر شد و فهمیدند که لزومی نداشته ارزش ها را بفرستند آسمان و از مجموع آن ها خدای هیولای زیبا! - ترکیب پارادوکسیکال - را بسازند. بلکه کافی است که همین ارزش ها را در جوامع خود و روی زمین آموزش بدهند به بچه ها و جوامع را ارزش محور بکندد و مردمان را متخلق به صفات پسندیده.
می خواهم این را بگویم که بین من و تو و خامنه ای و شریعتمداری و سپاه و محمد و موسی و افلاطون و کانت و روسو و ...هیچ گونه اختلاف ارزشی وجود ندارد چون ارزش ها ثابت و همیشگی و مربوط به تک تک انسان هاست. چیزی که در بین هرکدام از انسان ها با نفر بغل دستی اش تفاوت دارد روشهای رسیدن به این ارزش هاست. اما چون ما نمی توانیم هفت میلیارد روش متفاوت مربوط به هفت میلیارد انسان ساکن کرۀ زمین را مورد مقایسه و انتخاب قرار بدهیم لذا اینقدر از جزییات اختلاف روش ها می زنیم تا برسیم به دو نسخۀ قدیم خامنه ای و جدید دنیای مدرن. پس نتیجۀ این بخش این شد که برای رسیدن به ارزش های مشترک بین ما و خامنه ای او از راه قدیم (فرستادن ارزش ها و تجمیع دادن آن ها در یک هیولا خدا در آسمان و برگرداندن ترسناک آنان بزمین با داغ و درفش روزهای جزا) عمل می کند و ما از راه جدید (آموزش ارزش ها در کودکی و در روی زمین، مراقبت قانونی از آن ها طبق قرارداد اجتماعی بین خود انسان ها). انسان ها در بین این دو روش روی یک طیف گسترده قرار گرفته اند که به سه دستۀ زیر قابل تقسیم و شناسایی کلی هستند:
الف- انسان قدیم (خامنه ای) که همۀ ارزش ها را آسمانی و در نزد خدای هیولای زیبا می شناسند.
ب- انسان جدید خداناباور که همۀ ارزش ها را زمینی و انسانی می شناسد.
پ- انسان در حال گذار که بخشی از ارزش ها را خدایی و آسمانی و بخشی دیگر را زمینی و انسانی باور دارد.
ت- انسان های مدرن خداباور که ارزش ها را انسانی و زمینی می شناسد اما بخدای غیر هیولا و زیبای آسمانی هم اعتقاد دارد. که نه از روی ترس منقاد اوست بلکه از روی نیاز متوسل به مهربانی و کمک اوست.

این سه طیف انسان های موجود سه راه حل متفاوت هم برای رسیدن به ارزش ها دارند همانطور که گفتم.
خامنه ای معتقد است فقط از راه آسمان و خدا -هیولاست که ارزش ها قابل دسترسی و نهادینه کردن است. من می گویم نیازی بدخالت دادن خدا نیست و ما خودمان راحت تر می توانیم ارزش ها را گسترش و نهادینه کنیم. و روحانی معتقد است که نه راه خامنه ای و نه راه من خوب نیست و بهترین راه مخلوط نیمی از راه خامنه ای و نیمی از راه من است. و نتیجۀ نهایی این است که بلی خامنه ای و سپاه و شریعتمداری با روحانی مخالفند چون دارای دو انسان شناسی متفاوتند و از دو روش نزدیک به تضاد می خواهند به انسان سعادتمند برسند. ادامه...

ناشناس گفت...

اصولا روحانی برخلاف خزعبلات دلقک و مشتریان سیرکش برخورد بسیار خوبی با موضوع فیشها داشت و از همه کور و کچلهایی که ازش دفاع می کنین موفق تر هست و در انتخابات بعدی هم خواهد بود.

دلقک در این زمینه تحلیلاش در حد بچه های دبیرستانی هست. فکر می کنه با این تحلیلها می تونه در انتخابات تاثیرگذار باشه!

Dalghak.Irani گفت...

نتیجۀ تفکر خامنه ای در روی زمین عبارت است از اینکه او می گوید برای اداره و ساختن جامعه ای ارزشی باید و کافی است که افراد انسانی خداترس و مرعی ارزش های انسانی را مسئول چوپانی گله های بشری بکنیم تا با کسب ارزش ها از خدا و اعمال آن در زمین بسعادت انسان و جامعه برسیم. بعبارت دیگر او معتقد است که ورع و تقوای حاکم کفایت می کند و فقط اوست که می تواند ارزش ها را از آسمان اخذ و در زمین پیاده کند.
انسان مدرن اما غیر از ان قلت که جستجو و پیداکردن و مطمئن شدن و کاربلد بودن چنین افرادی بسیار نشدنی و سخت و زمانبر و نامطمئن است ضمنا! بحث مهمی را پیش می کشد. او می گوید درست است که ارزش های انسانی برای رسیدن به سعادت انسان خیلی زیاد مهم هستند و باید رعایت شوند. اما در مقابل این ارزش ها ما یک غرایز انسانی هم داریم مثل همۀ حیوانات که باعث بقا و رشد و پیشرفت و رقابت بین خودمان می شود. نمی توانیم غرایز را تعطیل کنیم چون نه شدنی است و نه مفید. نشدنی است چون عنصر اصلی خلقت و طبیعت و بقای موجود زنده است و مفید نیست زیرا با حذف غریزه انسان تبدیل به جماد و سنگ می شود و روح خودش را از دست می دهد. ما ادامه می دهیم که چون غریزه است و باید هم باشد و برخی از این غرایز باید در جهت ضد ارزش ها بکار بیفتد که تحرک و رقابت و پیشرفت و جلو روندگی ما را تأمین کند مثل غریزۀ بهتر خواهی و زیاده خواهی و بیشتر خواهی و لذت خواهی و .... لذا نمی توانیم فقط به اشخاص و آدم های خوب تکیه بکنیم. چون بسیار محتمل است که غریزه ها بر ارزش ها غلبه کند و از حد خارج شود و شخص ارزشمدار خداترس را فاسد کند. مدل پیشنهادی ما دادن امور به کسانی است که در یک سیستم "کنترل قانونی" کار کنند است. مدرن ها می گویند وقتمان را صرف شناخت تقوای افراد نمی کنیم بلکه وقتمان را مصروف تعبیۀ کنترل های قانونی افراد می کنیم و کارگزاران را از راه شاخص های کمی قابل لمس و انضمامی بر می گزینیم. چون از فسادشان و بی تقوایی احتمالی شان ترسی نداریم. زیرا چهارچوب حرکتش را بدقت تعیین کرده ایم و او را همیشه با آن چهارچوب رصد می کنیم. بنابراین اختلاف ما با خامنه ای یا شریعتمداری با روحانی و از این دست اختلاف بر سر ارزش های ثابت عام بشری نیست بلکه اختلاف بر سر راه رسیدن به ارزش های مشترک و دایمی بشریت است.
ادامه...

Dalghak.Irani گفت...

حالا می رسم به پاسخ سؤال های شما:
در اینکه عمل دریافتی های نجومی هجوم به ارزش ها بوده شکی نیست. اما در گویش ما می شود هجوم به ارزش انسانی فتوت و جوانمردی و انصاف از راه کلاهبرداری قانونی و بی عرضگی دولت حسن روحانی. و در گویش خامنه ای می شود هجوم به ارزش های ایدئولوژیک و دین و خدای هیولایی که همۀ ارزش ها در باکس او قابل شناسایی و احترام و ارزش است. در نتیجه من بعنوان سخنگوی مدرنیته حتماً باید جلوتر و بزرگتر و جدی تر و عصبانی تر و پرخاشگرانه تر از خامنه ای به لفت و لیس رفقای روحانی اعتراض می کردم. چون من ادعا دارم که روحانی بعنوان یک نیمه مدرن باید سیستم های کنترلی را طوری کار می انداخت که شریعتمداری نتواند بگوید "اگر انسان های خداترس و مؤمنی مصدر کار بودند این اتفاق نمی افتاد". زیرا این حرف شریعتمداری یعنی بازگشت به مدیریت دست های پاک که مبتنی بر گزینش انسان های خداترس و معتقد به هیولا و مدیریت شخص خوب قدیمی است بجای مدیریت سیستم خوب جدید. چون اگر خامنه ای و شریعتمداری موفق بشوند با تمسک به گند دولت روحانی انسان مدرن را ضد ارزش های انسانی معرفی کنند قادر خواهند بود دوباره جامعه را متقاعد کنند که بجای سیستم روی افراد تکیه کنند و ایران را کماکان در زمرۀ جوامع پیشامدرن نگه دارند. کار مدیران روحانی یک دزدی و هیزی و زیاده خواهی و مادر قهبگی ساده نبود. کار آن ها هجوم به ارزش های مدرنیته و سست کردن اعتماد مردم به مدیریت سیستم محور بود. خیانت اینان خیلی زیاد مخرب بود و بخاطر همین هم است که من اینقدر با حرارتم در اعلان مخالفتم. زیرا نمی خواهم انتقاد و مخالفت با بی ارزشی ها را به خامنه ای و شریعتمداری ببازم. زیرا معتقدم که دنیای جدید ارزش محورتر از دنیای قدیم و دانش براه های جدید دست یافته خیلی توانمندتر از روش های ادارۀ جوامع روستایی و کشاورزی ساده و تک موضوعی قدیم است. این ها داشتند و دارند ما متمدن ها را در مقابل باقیمانده های خرافات چی قدیم بازنده می کنند. اینها گزک بدست شریعتمداری می دهند که بگوید دلقک لندنی همین که مدرن است و خودش قبول دارد فاسد است. نتیجۀ نهایی اینکه من نباید و نمی توانم از اصولی که ادعای برتریم به تفکر خامنه ای است بگذرم. اصولی که بمن نشان داده که انسان مدرن در پروسۀ "آموزش و کنترل قانونی" خیلی زیاد از انسان سنتی خداترس و با تقوا متقی تر شده است. یعنی مدرن ها اول آموزش دیدند و بعد توسط قانون کنترل شدند و اینک بمرحلۀ "اخلاق و ارزش های قانونی" عرفی شده صعود کرده اند. یا...هو

ناشناس گفت...

حمله به کدام ارزش یا ارزشها ؟
لطفا بکنفر جواب مرا بدهد که در قضیه این حقوقهای کلان ٬ به چه ارزشی حمله شده ( که قبلا از بیخ بریده نشده ) ؟
سوال من جنبه اجتماعی دارد و نه سیاسی ٬ چرا که معتقدم ٬ بحث در حواشی حرف و عمل سیاست مداران بیهوده است و اتلاف وقتی که سیاستمداران نیازمند ان هستند تا به مقصود خود برسند

ناشناس گفت...

http://www.digarban.com/node/24537

ناشناس گفت...

باید شرط بذارن منتخب ریاست جمهوری تک پسر باشه تا دیگه از این مشکلات برادر رئیس جمهور راحت بشیم.

ناشناس گفت...

میگن تیرانداز مونیخ یه رگش ایرانی بوده، کم اخوندا ابروی هفت جد ما رو با اون عمامه مسخرشون بردند که حالا ایرانی ها هم باید تروریست شوند؟ حتما کار رگ المانیش بوده و رگ ایرانیش مدام بهش می گفته که نکن.

m vatan گفت...

درود
در این سیستم انتخاب بین بد بدتر ، برای شخص خودم ملاک انتخاب بد میزان دشمنی و سنگ اندازی سپاه و امثال شریعتمداری هست ، بین روحانی و کسی که کابینه خودش رو خط قرمز قرار میداد فرق قائل هستم ، به روحانی اعتماد دارم به دلیل دشمنی فوق تصور برادران قاچاقچی با شخص ایشون و در سال 96 هم رأی من روحانی است مگر اینکه سپاه و شریعتمداری خدای نکرده در مقام دفاع از روحانی بر بیان

ناشناس گفت...

بند سوم رو باید با اب طلا نوشت باید واسه خاتمی وعارف و سایر اعضای کمپانی رفرمیستها فرستاد که تو خونشون اویزون کنن

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...

طبق آموزه های دینی رهبر مجاز است به چنین بذل و بخششی می باشد هر چند مردم خراسان در فقر زندگی کنند. در جوامع مترقی امروزی محال است که چهل درصد اقتصاد مملکت زیر پرده ای ضخیم پنهان باشد و به قول دلقک حیف و چه بسا میل گردد.
جناب دلقک عزیز. از متن شما چنین بر می آید که رهبر به قول وزیر فرهنگ خاتمی یک لکه خاکستری در کارنامه خود ندارد. بله همان طور که در کامنت قبلی اشاره به صله کردم از نظر یک انسان امروزی این لکه وجود دارد و کاملا سیاه هم هست. همین که شریعتمداری روزنامه اول سالیان گذشته را به در سمت مدیر مسئول به چنین روزی انداخته است و هیچ کجا باز خواست نمی شود خود فساد است. مردم از بیکاری و تورم و فقر رنج می برند و آقایان به دنبال امپراتوری خود هستند. هزاران فساد این چنینی که خود بهتر می دانید در این گروه وجود دارد و شما نگران موضع یک مشت دزد هستید؟
در این مملکت اسلام بهانه است و و به دنبال تاراج منابع کشور به هر قیمتی هستند. روحانی و تیم او از جنس انسان زمینی هستند و در کشوری که محمد پروین به صرف اینکه پسر علی پروین است بیست میلیارد تومان برنج از شرکت دولتی بازرگانی تحویل می گیرد و پس از دو سال و نیم یک ریال پس نمی دهد و سند رهنی مشکل دار گرو می گذارد خوب معلوم است که نظارتی نیست و دست وکیل و وزیر به سادگی به فساد آغشته می شود.
اصلا مگر روحانی رئیس جمهور حکومت اسلامی نیست؟ چرا شما از او انتظارات نخست وزیر سوئد را دارید؟ حال باید نگران حرف های شریعتمداری باشیم که باید به عنوان وجدان بیدار جامعه عمل کند اما اگر رهبر بگوید کشش ندهید کش نمی دهد و اگر بگوید کش بدهید کش شلوار طرف را هم پاره می کند.

Dalghak.Irani گفت...

اولاً که شما بیجا کرده اید نام یک شخص حقیقی را آورده اید و وارد حریم خصوصی او شده اید. نه علی پروین و نه پسرش شخصیت های سیاسی و حقوقی نیستند که کسی بتواند هر مزخرفی دلش خواست به آنان نسبت بدهد. معامله ای انجام شده و دچار نوساناتی از اختلاف بین خریدار و فروشنده گردیده که مرسوم هر خرید و فروشی می تواند باشد. هر کدام از طرفین تعریفی متقابل از معامله دارند و موضوع در حال رسیدگی در جایگاه خودش است و نه حکمی صادر شده و نه کسی مجرم شناخته شده و نه هیچ اتفاق دیگری. مگر وبلاگ من خبرگزاری دولتی یا ملک شخصی شماست که با آبروی اسطوره های این کشور بازی می کنید. من روحانی را نخست وزیر سوئد نمی دانم و نمی خواهم این خود اوست که اصرار دارد مادر ترزاست. من هم بر مبنای قول خودش که اما علی خودکار بیک اداره را برای یاداشت نوشتن خرید روزانۀ فاطمه استفاده نمی کرد آزمایش می کنم. حالا مثلاً اگر خامنه ای دزد باشد و سپاه هم فاسد و شریعتمداری هم مادر بخطا! مشکل حل می شود و میل های دولت روحانی از شیر مادرتر حلال می شود؟ خب اگر می شود من همینجا می گویم که جمهوری اسلامی همه دزد و جنایتکارند از جمله روحانی که کثافت تر است بخاطر گندم نمای جو فروش بودن. خوب شد. حالا رگ غیرتت خوابید که بخاطر روحانی همۀ ایرانیان را پرونده دار نکنی! شرمتان باد که چنین راحت از یک مشت کثافت فاسد که خودشان هم قبول کرده و گورشان را گم کرده اند دفاع می کنید! یا...هو

ناشناس گفت...

شما که اینقدر رگ غیرتت آنجایی که منافعت اقتضا می کند می جنبد و قضیه پسر علی پروین را آن طور در حد یک اختلاف مرسوم پایین می آوری چرا در مورد دستگیری مدیر عامل بانک ملت به دست اطلاعات سپاه سکوت می کنی؟ مگر نه اینکه بانک ملت با گرفتن وکیل به حکم دادگاه اتحادیه اروپا اعتراض کرد که یک بانک خصوصی است و به دولت ارتباطی ندارد؟! حال مدیر عامل یک بانک خصوصی چقدر طبق ساز و کار خود دریافتی دارد چه به من و شما و اطلاعات سپاه!
چرا از این فرد ایرانی دفاع نمی کنی؟ شاید می خواهی بگویی که بانک ظاهرا خصوصی است و بالواقع دولتی! من هم می گویم علی پروین به ظاهر حقیقی است ولی در حقیقت سیاسی و یا حداقل در خدمت سیاستمداران.
در زمان جنگ جوانان را تشویق می کرد به جبهه بروند و خودش چه؟

ناشناس گفت...

خوشم می آید که توافق هم نتوانست گره ای از مشکلات ساختاری و فساد سیستماتیک بر دارد.
شیخ نصراله مشغول غارت اموال مردم ایران است با همدستی شرکای داخلی و شما گیر داده ای به فیش های حقوقی که ساز و کار قابل حساب رسی دارد.
صحبت محمد و علی و امثال الهم را نباید کرد که چگونه با استفاده از شهرت و نیاز حکومت به پروپاگاندا پول این ملت درمانده را بالا می کشند ولی برای تسویه حساب شخصی.....
همین امروز خبری داشتیم چهارصد هزار میلیارد تومان هزینه تکمیل پروژه های ناتمام است. این ها هزینه نا کارآمد بودن حکومت است.

آلبرت گفت...

عالم و آدم می دانند که بانک ملت یک بانک خصوصی نیست .

ناشناس گفت...

سلام تیمسار
خیلی خیلی از مطلبی که در پاسخ به سوال یکی از دوستان نوشتید ممنون . واقعا آموزنده و روشنگر بود
به نظر من از این دست مطالب بیشتر بنویسید . همچنین مشتاقم نظرتون رو در مورد راست و چپ و نقش هر کدوم در پیشبرد جامعه رو بدونم
ارادتمند
تام

ناشناس گفت...

بانک ملت، شرکت خدمات مالی و بانکداری ایرانی است، که هم‌اکنون پس از بانک ملی ایران و بانک صادرات ایران، با حدود ۱۹۰۰ شعبه داخل کشور و دو شعبه خارج از کشور به عنوان سومین بانک بزرگ ایران محسوب می‌شود. بانک ملت در سال مالی ۱۳۹۱ با درآمدی بالغ بر ۱۲۰ هزار میلیارد ریال (معادل ۱۲ هزار میلیارد تومان)، در رتبه پنجم از فهرست بزرگترین شرکت‌های ایرانی قرار گرفت.

بانک ملت پس از انقلاب ۵۷ و در پی ملی شدن همهٔ بانک‌ها توسط شورای انقلاب، سپس ادغام کلیه بانک‌های تجاری، در قالب دو بانک تجارت و ملت، در خرداد ماه ۱۳۵۸ تأسیس شد.

سرمایهٔ اولیه این بانک ۳۳٫۵ میلیارد ریال بود، که از دارایی‌های ۱۰ بانک تجاری؛ بانک پارس، بانک عمران، بانک فرهنگیان، بانک داریوش، بانک تهران، بانک تجارت خارجی، بانک اعتبارات تعاونی و توزیع، بانک بین‌الملل ایران، بانک ایران و عرب و بانک بیمه ایران، تشکیل می‌شد.

در سال ۱۳۸۷ مجموع دارایی‌های بانک ملت معادل ۱۳۱٫۰۰۰ میلیارد ریال اعلام شده‌است. پس از تغییر اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی در سال ۱۳۸۴، این بانک بعنوان اولین بانک دولتی، برای خصوصی‌سازی آماده شد و در ٣٠ بهمن ۱۳۸۷، ۵٪ درصد از سهام بانک ملت، در بورس تهران عرضه گردید، که از این میزان ۲٫۵٪ درصد به‌فروش رسید و تنها خریدار آن نیز شرکت آتیهٔ کارکنان بانک ملت (صندوق بازنشستگی کارکنان بانک ملت) بود، که از زیرمجموعه‌های بانک به‌شمار می‌آید.

دولت ایران مدعی است که با ارائه ۳۰٪ درصد از سهام بانک بعنوان سهام عدالت، ۱۵٪ درصد به شستا و دو بلوک ۵٪ درصدی، به صندوق بازنشستگی و سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح برای رد دیون، ۵٪ درصد به کارکنان بانک و عرضه ۵٪ درصد در بورس تهران، این بانک دیگر دولتی نیست. گرچه برخی کارشناسان معتقدند که بیشتر سهام بانک ملت، میان نهادهای حکومتی دست بدست شده و این شیوه انتقال را نمی‌توان خصوصی‌سازی نامید.
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/بانک_ملت

ناشناس گفت...

این حادثه مونیخ تروریستی نبوده ولی یادمه یه روانشناسی می گفت ما هیچ وقت نمی اییم بگیم امار خودکشی کودکان زیاد شده، چرا؟ چون گفتن همین باعث زیاد شدن خودکشی بقیه بخاطر اثر تقلید از جماعت میشه، این ایرانی بنده خدا هم انگار اینقدر داعشی دیده گفته منم مثل اینا بروم! که بسیار ابلهانه است، حداقل یک نوشته ای میزاشتی می گفتی من تروریست نیستم. بعدشم روش های بهتری برای خودکشی هست چرا دیگه اول بقیه رو می کشند تازگیا؟

عسکر گفت...

اگر کسی ادعا کند که بانک ملت به بخش خصوصی واگذار شـده ، می تواند در ادامه ادعا کند که امروز در ایران هیچ نهاد و سازمان دولتی نـداریـم و همه سازمان ها و نهادها به بخش خصوصی واگذار شده