ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

آقای روحانی اینک زمان عقد اخوت گسستن است: با برادرتان در اقتصاد و مهمتر با رهبرتان در استراتژی شکست خورده اش!



1- کمرم درد می کند. نشستن و تایپ کردن مشکل شده برایم. خودم بخودم باورانده ام که ناپرهیزی در ورزش سنگین علت بروز کمر درد تازه است. شما هم همین را قبول کنید تا هم نگران نباشید و هم متوجه بشوید که چه معنا دارد کمر درد در یک پیرمرد 70 ساله! و الا اگر حالم مساعد بود وظیفه داشتم که یک پست مداحی بنویسم برای کریس رونالدوی پرتغالی تا بفهمید که من عاشق که هستم و از عشق به فلان سردار و بهمدان سردمدار معافم برای همیشه! اما حالا دیگر هنگامۀ نوشتن از مدح  مرد یگانۀ پرتغالی گذشته و تعداد پرونده های امید و ناامید روی میز سیاست ایران چنان زیاد شده که با درد کمر هم باید نوشت. قبل از مرگ غیر طبیعی کیارستمی عزیز یک مطلبی را نصفه نوشته بودم با عنوان طنز - هجو "عقد اخوت نبسته ام" نه؛ حسن جان، دلبندم؛ "عقد اخوت گسسته ام" درست است"! اما تکمیلش نکردم و پست هم نکردم از ترس "روحانی مچکریم"های همینجوری بیخودی و راستش خودم هم خجالت کشیدم که روحانی را با نام فامیل مشترک سابقش با برادرش حسین فریدون فشار بدهم در این گیرافتادگی بر سر دریافتی های نجومی مدیران ارشدش. 

2- امروز یکسال از توافق هسته ای برجام گذشته است و من از همانموقع بارها گفته ام که با امضای این قرارداد استراتژی ضدامپریالیستی خامنه ای در منطقه و جهان شکست خورده است و ایران از آنروز به این طرف دچار خلاء اشتراتژی شده است. و بارها به روحانی هشدار داه ام که کشور - هیچ کشوری - نمی تواند بدون استراتژی معین در سیاست خارجی خودش مدت زیادی - حتی در کوتاه مدت هم - دوام بیاورد. و از او خواسته ام که خامنه ای را یا شیرفهم کند یا عقب براند از این خطر بسیار وحشتناک. اما روحانی با آن دولت تن لشش که آدم را یاد سختی حرکت نهنگی افتاده بر ساحل اقیانوس می اندازد؛ نتوانسته بهنگام و قبل از فوت وقت الیگارشی متحجر را بسوراخ کردن زیرکون خودشان در کشتی ایران "تصرف کرده شان" هشدا و به پرهیز از ان متقاعد کند. اینک هم که دچار انفعالی خطرناک شده از بابت فساد داخلی و هجوم خارجی!

3- بعد از فعال شدن احزاب مسلح کرد در شمال غربی و وهابیون عربستانی در جنوب شرقی کشور که به کشته شدن نفراتی از دوطرف هم منجر شد در روزهای گذشته؛ اینک معلوم شده که بعد از لو رفتن پروژۀ داعش در تهران - اگر ادعا همۀ حقیقت باشد - مجاهدین خلق هم با ترور ناموفق فلاحت پیشه نمایندۀ اسلام آباد غرب و دالاهو اعلام موجودیت جدید کرده اند. اینکه ترور فلاحت پیشه کار مجاهدین بوده تقریباً قطعی است و هم محل و منطقۀ ترور و هم شیوه و ورژن کمین نظامی ترور و هم برگشتن تروریست ها به داخل عراق این گزینه را تأیید می کند و معمولاً گروه های کرد خارج از کردستان و دور از مقرهای اصلی شان عملیات انجام نمی دهند و منطقه نه به پژاک و نه به دموکرات و کوموله نزدیک نیست.

4- البته هاشمی رفسنجانی خطر را خیلی نزدیک احساس کرده و در سخنان مفصلتر از معمولش از همان سوراخ کردن زیر کون شان در کشتی "همه باهم" - گفته ام در بالا - استفاده کرده و هشدار سفت و سختی داده. او البته یک حرف امید بخشی هم زده که برای اولین بار است و تا کنون از او نشنیده ام. او گفته است:
ایشان در بخش پایانی سخنان خویش با این جمله که «عقلای قوم کم کم دارند متوجه می‌شوند که سوراخ کردن کشتی انقلاب همه را غرق می‌کند»، گفت: البته من مأیوس نیستم، چون بنیان اصلی کار آگاهی مردم است که می‌فهمند علل این مسایل و عقب ماندگی‌های کشور چیست!
بطور بدیهی در رأس همۀ عقلای قوم منظور او آیت الله خامنه ایست و منظورش از جملۀ فوق شروع به عقب نشینی خامنه ای را می رساند. هرچند که من و ما اینرا می دانستیم و دیدیم که خامنه ای در نماز عید فطر هم با اعلان صریح عدم دخالت در ماجراهای بحرین این عقب نشینی ایدئولوژیک را تصریح کرد. اما مسئلۀ مهم عقب نشینی خامنه ای نیست که لاجرم است. بلکه موضوع کلیدی چه وقت و تا کجا و با چه سرعتی عقب نشینی کردن است اولاً؛ و جایگزین بلافاصلۀ استراتژی منافع ملی بجای استراتژی شکست خوردۀ منافع ایدئولوژی است ثانیاً. زیرا عقب نشینی حالت سلبی دارد و تولید خلاء می کند و اگر این خلاء بلافاصله با نیروی جدید پر نشود قطعاً مثل زمین های بایر داخل و اطراف شهری تبدیل به زباله دانی (رشد گروه های تروریستی) می شود. هاشمی در مورد برخی جنبه های مثبت کار روحانی درست می گوید اما در آنجائیکه باید از روحانی بخواهد که گزک دست مخالفان تندرواش ندهد خیلی صریح و فعال نیست.

5- اما حسن روحانی چه باید بکند. روحانی در موضوع فیش های حقوقی سخت گیرافتاد و از همان تحرک بالنی در ساحل هم جا ماند دولتش. باید این موضوع را سریع از دستور کار تندروان خارج کند تا بتواند برود - و هم جداً احساس مسئولیت بکند و برود - سراغ الیگارشی و رهبرشان آیت الله خامنه ای و سرعت جایگزین استراتژی منافع ملی را تا آنجا زیاد کند که غرب را از همصدایی با عربستان بازدارد و با به باور رساندن غرب که ایران قصد ادامۀ استراتژی شکست خوردۀ خامنه ای تا کنون را ندارد؛ همدلی غرب برای اخذ فرصت بیشتر برای تغییرات مهم اما سخت و گام بگام را بدست آورد. بنابراین اولین اقدام مهم روحانی باید خلاص کردن گریبان خودش از دست تندروهای زوم کرده به فساد حقوق هاست. برای اینکار هم روحانی فقط و فقط یک راه دارد آنهم - حتی در بدترین فرض - قربانی کردن برادرش - که حالا دیگر معلوم شده که اگر مجرم نباشد مبری از فساد هم نیست - است. او با برکناری برادرش از پست های سیاسی و نزدیک بخودش و اعلان آن می تواند امیدوار باشد که تندروها را خلع سلاح کند و اگر بازهم به تخریب او ادامه دهند - بعید است - بدنۀ اجتماعی طرفدار روحانی مثل فعالان رسانه ای و دنیای مجازی خواهیم توانست جلو موج تخریب بایستیم. تا الان خیلی از ما خجالت می کشیدیم و می کشیم که در ماجرای افشاء شده از روحانی دفاع کنیم.

6- اما اگر اینکارهایی که گفتم انجام نشود یا بموقع انجام نشود خیلی محتمل است که ایران هم بسوی نا امنی های مرزی و داخل شهری برود که نتیجه اش باخت هم حکومت و هم مردم خواهد شد. و چون همیشه بیشترین آسیب عدم امنیت را مردم می بینند لذا ما حاضر نیستیم مردم یک جوالدوز بخورند در مقابل یک سوزن به حاکمیت. در اینجا این آرزو را هم بکنم که تغییرات در سطوح بالای چینش ستادی نیروهای مسلح - که قطعاً مرتبط است با وضعیت جدید و در جهت انسجام بخشیدن بیشتر و بالابردن توان عملیات هماهنگ اانجام شده - این دستور را هم داشته باشد که سرلشکر باقری بتواند عقلانیت رفتاری بیشتری هم به نیروهای مسلح تزریق بکند. عدم حضور رسانه ای نسبتاً طولانی مدت فرمانده سپاه سردار جعفری را نشانه ای از این آرزو آرزو دارم. یا...هو

۴۵ نظر:

yousef kamali گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
مازیار وطن‌پرست گفت...

آقا زنده‌باشی. دیگه خسته شدم از بس سر زدم و خبری نبود! امیدوارم هرچه زودتر درد کمر و هرگونه کسالتی از وجود مبارک دور بشه.

یعنی این نهنگه به گل نشسته به موقع تکون می‌خوره؟

ناشناس گفت...

بلا دور مرد!...درد و بلاتون تو سر و کمر آخوندای بی عقل حاکم!!العی امین!

ناشناس گفت...

دلقک اولا که امیدوار هستم بهبود پیدا کنید و چه خوب که در این سن ورزش اون هم از نوع سنگین می کنید. شاید این خبر شما درباره خودتان غیرمستقیم آموزشی باشد برای جوانان تنبل و خسته امروزی که البته خیلی وقت ها این خستگی و بی عملی به دلیل ناامیدی به آینده است.

من در پست قبل کامنت هایی گذاشتم در نقد شما و با پاسخ پر نیش و کنایه و نامناسب و توجیه آمیز شما مواجه شدم به هر حال نظر من تغییر نکرده و همچنان اصرار دارم که در هنگام عمل به منش و ایده هایی که مطرح می کنید متناقض عمل می کنید.

بگذریم میخواستم بگویم که اگرچه سعی کردید تلخ و سیاه و ناامید کننده ننویسید ولی همین تلاش شما باعث شده متن تون به صورت مضاعف اثر ناامید کننده روی ذهن و ناخودآگاه مخاطب بگذارد چرا که مغز انسان در مقابل حرف و فکری که مستقیم و صریح مطرح می شود جبهه گرفته و دفاع می کند اما در مقابل فکری که در لفافه پیچانده شده است واکنشی نشان نداده و اجازه نفوذ تا عمق جان می دهد و این نوشته شما بسی ناامید کننده بود و باید نیز باشد. اگر چه به کورسوی امیدی به نام عقب نشینی خامنه ای اشاره کردید ولی همه می دانیم که این شیطان پلید هر آن ممکن است بازگردد حتی با سیاهی و پلیدی ای بیشتر.

آنچه که من از سخن رفسنجانی فهمیدم این بود که: صدایش را در نیاورید اگر مردم بفهمند و علیه ما شورش کنند همه ما را یکجا به زباله دانی خواهند انداخت. از نظر من سخن رفسنجانی تاییدی بود بر فساد همه جانبه این حکومت و اینکه همه ماموران حکومت مشغول چاپیدن و خوردن و غارت و به یغما بردن هستند. یک مدیر درجه سومی مانند صدقی مدیر عامل پیشین بانک رفاه که برکنار شد دورهمی و به صورت خانوادگی 170 میلیارد تومان غارت کرده است. فاطمه حسینی میلیارد ها تومان در صرافی اش سرمایه انباشته است و پدرش وام 300 میلیونی گرفته است با سود تقریبا صفر که البته همان را هم نخواهد داد. باید پرسید مدیر درجه اول چقدر غارت میکند؟ یک سایت حکومتی در این بلبشو لیستی از موسساتی مثلا فرهنگی را منتشر کرده است با بودجه های میلیاردی که تاکنون نامشان را در عمرم نشنیده بودم و به گمانم 99 درصد مردم هم نشنیده بودند. این موسسات واقعا چکار میکنند که نامشان در هیچ جایی نیست. غارت کاملا قانونی که با کمال وقاحت در بودجه کشور با وضوح تمام آمده است. یعنی وقاحت را به این حد رسانده اند که به صورت قانونی برای بیکاری و بی عاری بودجه میلیاردی می گیرند.

اینکه خامنه ای گفته است ما اصلا قصد دخالت در بحرین را نداریم اما مهم ترین سردار سپاهی اش گفته است که در بحرین جنگ مسلحانه برپا خواهیم کرد و دبیرکل حزب الله هم گفته است تا ایران پول دارد ما در خاورمیانه آتش به پا خواهیم کرد با هم جور در نمی آید. به نظر من این گفته خامنه ای از سر ناچاری و اجبار است همانطور که در مورد برجام از سر ناچاری نرمش قهرمانانه را مطرح کرد و بعد از گذشتن خرش از پل اکنون مبارزه با نفوذ و محدود کردن ورود شرکت های خارجی به ایران از طریق تهدیدات سپاه است. خامنه ای، خامنه ای است و نه انسانی طبیعی و عادی و هرگز به صورت ذاتی تغییر نمی کند بلکه با فشار زور موقتا عقب نشینی می کند. البته امیدوار هستم که آنچه که شما گفتید درست باشد و واقعا خامنه ای برای همیشه قصد عمل بر اساس فکر و منافع ملی باشد و نه ایدئولوژی.

ناشناس گفت...

سلام
برای جنابعالی ارزوی سلامتی دارم. انشالله بلا دور باشد. ممنون از نوشته هایتان. جسارتا فکر میکنم، البته اگر کمر دردتان اجازه بدهد، وقت نوشتن راجع به رفسنجانی و خیانتهای او باشد چون مهلت عکس العمل مناسب به ماجرای فیشها خیلی وقت است که سر آمده.
ارادتمند- یزد

چرنده گفت...

جای خالی تحلیل بر مبنای سیاست خارجی در این وبلاگ
بدجوری احساس میشد نه این که قبلا نبوده ولی خب این بار پررنگ تر بود مرسی

اعتدال منش گفت...

. . . . .
انتصاب سـرور بزرگوار جناب آقای حسـیـنـعـلـی اَمیری به مقام معاونت پارلمانی ریاسـت محترم جمهور و نیز انتصاب حجت الاسـلام مجید انصاری به مقام معاونت محترم حقوقی ریاست محترم جمهوری، همه و همه نشان از اعتدال ، کیاست، فراست و تدبیر ریاست محترم جمهور دارد.
. . . . .
بنده به سهم خود این دو انتصاب را به همه دوستان اعتدالگرای عزیز ، تبریک و تهنیت عرض کرده و از خداوند متعال برای همه دوستان و عزیزان اعـتـدالـگـرا آرزوی توفیق و سلامتی روز افزون دارم
. . . . .
الهی به امید تو

ناشناس گفت...

سلام استاد عزیز

به خدا از اینکه با کمر درد و وضعیت جسمی باز هم می نویسید و ما طرفدارانتان حال نوشتن دو خط در همراهی و همصدایی با شما نداریم خجالت می کشم.
اقرار می کنم که طرز نگاه و حتی طرز تفکر من به شدت تحت تأثیر نوشته های شما (البته به تدریج) تغییر کرده است. هر چند که طبیعت انسان است که هر فکر و عقیده ای را که اکنون دارد، همیشگی می پندارد و فراموش می کند که مثلاً ده سال پیش اصلاً اینگونه فکر نمی کرده است.
ضمن تقدیر و تشکر فراوان به خاطر زحماتی که در این چند سال متقبل شده اید یادآور می شوم شما حتی در مخالفان دست بقلم اتان هم تغییر (در جهت درست) ایجاد می کنید بدون شک.
برایتان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.
گاهاً هر روز سه چهار بار به این سیرک سر می زنم... لطفاً در صورت امکان بیشتر بنویسید.
ضمناً بیشتر برداشتهای شما را من هم از "همسرایان" داشتم ولی خدایی تایپ فارسی و بدون غلط برایم سخت است.

اژدها گفت...

تلخک،

فرض بفرمایید آقای خامنه‌ای از شما می‌خواست بر اساس "استراتژی منافع ملی" به او رهنمود بدهید در برابر عربستان چه کند. برای مثال درباره بازار نفت؛ جنگ با داعش و جنگ در یمن. شما بفرمایید (الف) جمهوری اسلامی چه باید بکند؛ (ب) و اگر آن کار که شما می‌گویید کند چگونه منافع خود را تامین می‌کند؟

پی‌نوشت: این کمترین هرگز به شما نگفته است و نمی‌گوید تحلیلگر بی‌تربیت. کار تحلیلگر چه با تربیت چه بی تربیت بیان چیستی واقعیت است آن‌طور که هست برای توضیح چرایی واقعیت آن‌طور که می‌تواند باشد. کار کنشگر سیاسی رسیدن به منفعت است آن‌طور که می‌داند. شما کنشگر سیاسی هستید و منفعت شما رسیدن به آخوند خوب؛ همان آخوند مرده، است و آن کار سیاسی که می‌دانید دیدگاه در کردن است که نامش را گذاشته‌اید تحلیل.

ناشناس گفت...

می خواستم اشاره ای به نرمش قهرمانانه بکنم که دیدم دوستی در کامنت بالا اشاره کرده است.
حدستان در مورد سازمان مجاهدین به نظرم درست نیست چون سازمانی که در قلب اروپا تجمع بزرگ برگزار می کند و درصدد جلب پشتیبانی دولتهاست و نیز سال ها تلاش کرده که گذشته تروریستی خود را نزد دول غربی به فراموشی سپرده و از آن فاصله بگیرد بعید است که از این حرکات انجام دهد. استان کرمانشاه هم همجوار کردستان است و البته کرد.
فقط اگر برنامه های بی بی سی فارسی را تماشا کرده باشید، در چند هفته گذشته با دعوت رهبران کرد، استراتژی بازگشت به عملیات نظامی را تبلیغ نمود. برای اولین بار هم با آب و تاب از تجمع مجاهدین گزارش و مصاحبه پخش نمود.

ناشناس گفت...

خوب نوشتید ولی با توجه به اینکه بنده خودم اهل کرمانشاهم عرض میکنم اشتباه میکنید بر خلاف دموکرات و کومله پژاک اتفاقا در دالاهو و مناطق اطرافش خیلی هم فعاله وعضوگیری هم میکنه

ناشناس گفت...

ایران در گذر تاریخ حوادث سرنوشت ساز و تلخی همچون هجوم اسکندر، اعراب، مغول و تیمور را از سر گذرانده است، امیدوارم این بلای خانمانسوز داخلی را هم از بگذراند.
یادم می آید هنگامی که شوروی در حال فرو پاشی بود مردم جمهوری آذربایجان به رود ارس می زدند تا وارد خاک ایران شوند. حال کار حکومت به جایی رسیده که کردها یعنی قدیمی ترین قوم این سرزمین و پاسداران فرهنگ ایرانی دل چرکین هستند و شیخ حسن لبنانی و اعوان او صاحبان کشور شده اند.

Dalghak.Irani گفت...

نه حرف شما را قبول ندارم. هر چند کردها خودشان خیلی کرمانشاهی ها را کرد نمی دانند اما بخاطر همین که گفته ای پژاک اگر هم در منطقه باشد کردها و آمد های نزدیک به کرده را هدف نمی گیرد. ضمن اینکه فلاحت پیشه از افراد بسیار عقلانی و معتدل و مخالف هرنوع تندروی است و دانش خوبی هم دارد و اگر گروه کردی او را ترور کند پایگاه خودش در بین مرم منطقه - اگر داشته باشد - را از دست می دهد. نود ونه درصد مطمئنم که مجاهدین ترور را انجام داده اند و نوعی نوستالوژی شکست فروغ جاویدانشان هم همراهش بوده در این منطقه. در مورد غرب و تروریست شناخت و نشناخت هم خیلی ساده و سهل انگار و معصوم فکر می کنی. ترور اگر در راستای اهداف - فارغ از ارزش داوری در مورد اهدافشان - خودشان باشد پشتیبانی هم می کنند. و کافی است که سازمان های اطلاعاتی چشمشان را ببندند. البته که نمی بندند چون کمک هم می کنند. بخاطر همین هم تا کنون کسی مسئولیت ترور را بعهده نگرفته. اعراب و غرب و مجاهدین نمی خواهند علنی بشود تا همان پزی که شما به آن اشاره کردی خراب نشود. و الا ترور برای قدرت نمایی است و معمولاً صاحبش برای پز دادن بقدرتش مسئولیت آن را اعلام می کند. باید کمی جلوتر برویم و معلوم خواهد شد که چه به چه بوده و است. یا...هو

چرنده گفت...

بسیاری از وقایع منطقه در راستای تزریق ناامنی به داخل مرزهای ایران در حال مهندسی هستن تحولات افغانستان بسیار نگران کننده هستند اعلام مرگ رهبر طالبان چیزی شبیه به اعلام مرگ مسعود رجوی بود و این سازمان رو با خلا رهبری مواجه کرد طبیعی هست که خلا طالبان توسط داعش پر خواهد شد اعلام موجودیت شاخه خراسان توسط داعش و همچنین تحولات قفقاز نشانه ای از گشوده شدن جبهه جدیدی در مرزهای شمالی داره این فرایند قطعا زمانبر ولی محتوم هست این هرگز به معنای فعال ما یشا بودن دشمن نیست ولی قطعا به معنای گشوده شدن دروازه تهدیدات امنیتی به سمت داخل مرزها هست

ناشناس گفت...

دلقک دو موضوع مهم را از دست دادی. قبلا سریع تر عمل میکردی و همراه با وقایع پیش میرفتی ولی الان کمی کند شدی و همونطور که گفتی با وجود روی میز بودن بسیاری از وقایع نتوانستی همه را پیگیری کنی. یادم هست قبلا تحلیل اجتماعی هم می نوشتی.

یک موضوع حمله های مجازی ایرانیان به صفحه های شخصیت های ورزشی، اجتماعی و سیاسی خارجی هست. ایرانیان قبلا به پیج والیبالیست ایتالیایی، مسی، پایت (بازیکنی که رونالدو رو مصدوم کرد) و اخیرا به صفحه دختر اوباما حمله کردند و شروع به بدترین فحاشی ها با استفاده از الفاظ جنسی کردند. تعداد کامنت های ایرانی ها در صفحه پایت به 300 هزار می رسد که رکوردهای قبلی رو شکست. اکثریت قاطع کامنت گذاران نوجوانان و جوانان هستند (دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها) تحلیلت در این باره چی هست؟ آیا ارتباطی بین این فحاشی ها با واکنش های احساسی مانند حضور هزاران جوان و نوجوان در مراسم مرگ مرتضی پاشایی و گردهمایی نوجوانان در پاساژ کوروش وجود داره؟ آیا نوجوانان ایرانی به دلیل فشارها و سرکوب ها این حکومت تعادل روانی خودشون رو از دست دادن؟ یا این تنها نوعی تخلیه انرژی ساده هست؟ چرا از بین تمام حدود 220 کشور جهان فقط نوجوانان کشور ما به صفحه پایت حمله و فحاشی میکنند؟ این موضوع ارزش و مایه یک تحلیل اجتماعی مهم و درست و درمان رو تامین میکنه.

موضوع دیگر سخنان بسیار مهم استیون مال هماهنگ کننده ارشد وزارت خارجه آمریکا در امور برجام هست. او فاش کرده که ایران تاکنون 50 میلیارد دلار از پول هایش رو برداشت کرده. در حالیکه دولت ایران خود را بی پول نشان می دهد و به شدت اصرار دارد که مشکل مالی دارد. همچنین این مقام گفته که مقام های ایران رک و راست بگویند مشکل کجاست به عبارت دیگر او گفته: ما که پول های شما رو آزاد کردیم الان درد شما چی هست؟! دلقک شما یه بار گفته بودی که ظریف در برجام یک سوتی مهم داده و اون دسترسی به نظام مالی آمریکا و دسترسی به دلار هست که در برجام مسکوت گذاشته شده. در حالیکه این مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی رو این مقام آمریکایی فاش کرده و در ضمن در روزهای اخیر موضوع بحث رسانه های حکومتی و برخی رسانه های وابسته به سپاه بود که به شدت روی آن مانور دادند ولی مردم توجه نکردند. مقام آمریکایی گفته که مقامات ایرانی باید به جای متهم کردن آمریکا با مردم خود صادق باشند و رک و راست بگویند که مشکل ایران در تبادلات مالی مربوط به بانک های خودش هست که تراکنش های مربوط به حساب های مخفی سپاه و حساب های سازمان های از نظر غرب تروریستی مانند حزب الله را انجام داده و از طرف دیگر پول هایی را که برادران قاچاقچی از طریق قاچاق به دست می آورند و پول های نهادهایی مانند بنیاد برکت در بانک های ایرانی پولشویی می شود. برجام هیچ مانعی در راه تبادلات مالی ایران نگذاشته ولی یک سازمان کنترل کننده مالی بین المللی وجود دارد که 99 درصد کشورهای جهان بر اساس دستورالعمل های این سازمان عمل می کنند. فقط دو کشور در دنیا وجود دارد که برخلاف قوانین بین المللی و برخلاف جریان حرکت حدود 200 کشور دیگر حرکت می کنند این دو کشور عبارتند از: ایران و کره شمالی!. برخلاف آنچه که همه فکر می کنند نه برجام، نه ترامپ یا کلینتون، نه عربستان و نه ترکیه در سالهای آینده بزرگترین مشکل ایران خواهند بود. بلکه یک سازمان بین المللی کوچک ولی بسیار مهم و قدرتمند در سالهای آینده بزرگترین مشکل اقتصادی بین المللی ایران را ایجاد خواهد کرد.

ناشناس گفت...

یه مورد مهم دیگه که از دست دادی فتوایی از طرف آیت الله مکارم شیرازی برای اجازه برداشت حجاب برای مومنینی (زنانی) هست که در دانشگاهی درس میخوانند که حجاب را ممنوع کرده است. این هم ارزش حداقل یک پست از طرف شما رو داشت که زمانی برای دکمه سردست ظریف هم پست میذاشتی. البته برخلاف بسیاری از افراد که برداشت مثبت از این فتوا داشتند و آن را به نگاه مدرن و سرعقل آمدن مکارم شیرازی نسبت دادند برداشت من این بود که مکارم خواسته است نوعی کلاه شرعی برای انبوه نسل جدید آقازاده های دختر و زن مقامات حکومتی فراهم آورد که مشغول زندگی و تحصیل در اروپا و آمریکا هستند و دائما با فشار به بیوت علما دنبال توجیه شرعی برای اعمال خود هستند. چرا که ما می دانیم که بیش از 90 درصد دانشگاه های غربی مشکلی با حجاب معمول زنان ندارند و تنها برخی دانشگاه ها برقع را ممنوع کرده اند و آن هم به دلایل امنیتی است و نه دلیل ایدئولوژیک یا مخالفت با آیین مسلمانان. بنابراین سوال این هست که با وجود اینکه بیش از 90 درصد (اگر نگویین 100 درصد) دانشگاه های اروپایی و آمریکایی با حجاب معمول اسلامی مشکلی ندارند دلیل صدور این فتوا چه بوده است؟ تنها دلیل این فتوا می تواند همان فراهم آوردن کلاه شرعی برای بانوان محترمه حکومتی جهت برداشتن حجاب برای راحتی بیشتر در دانشگاه حتی بدون وجود قانون ضدحجاب باشد. حتی اگر دانشگاهی تنها برقع را محدود کرده باشد باز این بانوان محترمه همان را بهانه کرده و همزمان که از لذت زندگی نرمال در اروپا بهره مند می شود به ریش بانوان ایرانی تحت فشار در ایران نیز می خندند. و البته نحوه زندگی این آقازادگان نسل جدید من رو یاد دو سوژه میندازه. اول قضیه لباس دختر زهرا اشراقی (نوه خمینی) بود در کانادا که روسری نصفه پوشیده بود با شلوار و پیراهن. سوژه دوم گزارش خبری بی بی سی بود درباره خاوری. داستان این این گزارش این بود که پس از فرار خاوری به کانادا بی بی سی گزارشگرش را به در خانه او فرستاد و همسر او با حجاب و روسری ولی بدون مانتو و با بلوز و شلوار آمد در را باز کرد! و ما ماندیم و تناقض آن حجاب اسلامی و بالاکشیدن میلیارد دلاری توسط شوهر محترم آن خانم محترم!

ناشناس گفت...

تو انتخابات اخیر منطقه یه دو قطبی بین شیعه واهل حق ایجاد شد وفلاحت پیشه با اختلاف خیلی کم تونست نامزد مورد نظر اهل حقها یعنی جلیلیان رو که حمایت پیشوای اهل حقها رو داشت شکست بده تو شهر هم درگیریهایی شد که سابقه نداشت سر همین ماجرا....باتوجه به اینکه اهل حقهای زیادی بواسطه تبعیض سازمان یافته از قبل جزب پژاک شده بودن احتمالش خیلی زیاده که انتقامگیری تندروهای اهل حق سرخورده عضو پژاک رو دیدیم و بازم میگم شما کارشناستری ولی تو این جور موارد بهتره احساسات ناسیونالیستیو کنترل کنی وگفتن جملاتی مسل اینکه کردا کرمانشاهیارو کرد نمیدونن در سطح سواد عوامه واگه به ادبیات احزاب کرد اشنا باشی میفهمی کرمانشاه کجای داستانه ...با احترام

Dalghak.Irani گفت...

حق با شماست و من بر مبنای اطلاعات خام دور از منطقه بیشتر اشراف دارم و بدیهی است که مشاهدات میدانی یکی اهل آن اقلیم صائب تر باشد. در مورد کردی کرمانشاهیان و این قبیل موارد هم من هیچگونه احساس ناسیونالیستی دخالت ندادم و بیشتر متکی بر مشاهدات اطرافیانم که همسر سابقم کرمانشاهی و شوهر خواهر عزیزم سنندجی بزرگ شده - در مقطعی - در کرمانشاه بوده و تفاوت های غالب مذهبی هم البته مزید بر این تمایز بود گفتم. و چون مرشد اعظم اهل حق هم بلافاصله این ترور را محکوم کرده بود عرض کردم و قطعاً اظهارات شما را مقدم بر داده های خودم می دانم. موضوع دیگری که من را متقاعد می کند که آن برداشت را بکنم عدم اهمیت سیاسی سازمان مجاهدین است. به این معنا که مجاهدین از نظر سیاسی آورده ای نمی توانند داشته باشند که کشوری مثل عربستان مخاطرات زیادی را تحمل کند و از آنان دوستی اخذ کند. زیرا یک سازمان بشدت فرسوده و پیر که پایگاه اجتماعی توده ای هم در ایران ندارد و دشمنان مردمی اش هم زیاد هستند هیچ بهرۀ سیاسی نمی تواند برساند مگر اینکه از معدود عناصر جوانش - فرزند یا فامیل نزدیک برخی از اعضای قدیمی - و تک عملیات های نظامی انفرادی (تیم های جندنفره) انجام بدهد. بهر حال از اطلاعاتی که دادی و بحث را غنا بخشیدی بسیار سپاسگزارم و اگر حس بی تفاوتی از سوی من نسبت به فرمایشت داشتی ازت معذرت می خواهم و قصدم بی اهمیت جلوه دادن نظر شما نبود. یا...هو

آرتین گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
آرتین گفت...

سلام بر دلقک گرامی
تحلیل شما در مورد ترور توسط مجاهدین فاقد منطق عقلانیست.اینکه کردها در محدوده خود عمل می کنند و...استدلال مناسبی برای اتهام به مجاهدین نیست.مجاهدین خلق با سابقه تروریستی خود بسیار تلاش کردند که از لیست تروریسم خارج شوند و با این اقدام آنها تمام رشته های خود را پنبه کرده اند.نفع فعلی آنها نه در تروریسم که در مظلوم نماییست.

ناشناس گفت...

در جواب اعتدال منش:
کسی که به یک آدمی مثل خودش، که حالا یک پست و مقامی گرفته می گه «سرور بزرگوار»، یعنی حتی در نامیدن افراد هم افراط می کنه. این شخص چگونه می تونه اعتدال منش باشه.

Dalghak.Irani گفت...

من پاسخ دوست مان راجع به مکارم و وجوانان را نوشتم .و فرستادم اما حالا می بینم نیست گویا حجیم تر از معمول بوده وفرستاده نشده و من هم توجه نکرده ام. خیلی زیاد زور دارد دوباره نوشتن کامنت به آن حجیمی را. تا فردا ببینم چه می کنم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

1- در مورد فتوای مکارم راجع به حجاب برداشت خود شما مقرون به حقیقت است بنظرم. با این افزوده که مکارم در پی تثبیت خودش بعنوان مرجع اعلم در رقابت با سایر مراجع خواسته با نوعی نواور نمایی از جوانان و زنان مذهبی تازه به شک افتاده عضوگیری کند. اما اهمیت فتوایش بنظر من از این جهت است که اختلافات بین الیگارشی را تشدید می کند و مراجع غیرسیاسی یا کمتر سیاسی بازهم به جدایی دین از سیاست تمایل پیدا می کنند و مذهبیون سنتی هم دچار تردید می شوند. زیرا از نظر ایمان شرعی وظیفۀ مکارم حجاب دار کردن بی حجاب هاست و نه بی حجاب کردن با حجاب ها. و قطعاً از این نظر از او ناراضی خواهند شد.

2- در مورد مشکلات بانکی و برجام و ... هم نظر شما را درست نمی دانم و نباید به حرف طرف خارجی فریفته شد و اطمینان یافت. درست است که بانک های ایرانی استاندارد های فناوری اولاً و پولشویی ثانیاً را ندارند و این نوعی ترمز خفیف است در مقابل روابط بین بانکی بین المللی. اما ایران قبلاً با همین بانک ها و بیش از سی سال با همۀ بانک های دنیا (قبل از تحریم های این اواخر) مراوده و معامله داشتند و اینک هم بسیاری از کشورها چه از نظر سازمان اداری بانکی و چه رتبۀ فساد پائین تر از جمهوری اسلامی دارند ولی با بانک های بین المللی معامله می کنند. آن 50 میلیارد دلاری هم که مقام امریکایی گفته فقط روی کاغذ آزاد شده و بدست ئولت ایران نرسیده. فقط به این دلیل که بانک های بین المللی تضمین کافی از امریکا ندارند که در صورت معامله با ایران با جریمه های سنگین ناشی از تحریم های باقی مانده اولیه نشوند. چون ساز وکار تحریم ها بسیار پیچیده و در هم فشرده است و براحتی نمی توان ثابت کرد که فلان معامله تحریم های اولیۀ باقی مانده را نقض نکرده است. این وضعیت حداقل تا انتخاب رییس جمهور جدید ادامه خواهد داشت چون الان بانک ها امضای موافق اوباما را موقت و 4 ماهه می دانند و حاضر به ریسک در این مدت محدود با دست اوباما نیستند.

3- در مورد رفتار مجازی نسل 70 و 80 هم من صلاحیت علمی ندارم و این را باید چند تیم جامعه شناسی مجرب با پیمایش های دانشی و میدانی مورد برسی و علت یابی قرار دهند. اما نظر حسی- شهودی خودم را که مبتنی بر دفاع جوانان از "لذت های زمینی محدود و ناپایدارشان است" را مفصل نوشته بودم که متأسفانه کامنت پابلیش نشد و من هم نفهمیدم و دیلیت شد. اما اگر حوصله و انرژی داشتم مجدداً یک شرح مجملی چه اینجا یا در مطلب جداگانه خواهم نوشت. یا...هو

ناشناس گفت...

لازم هست این رو اضافه کنم که سازمان بین المللی گروه اقدام مالی در مبارزه با پولشویی تازه در سال 1989 تاسیس شده و تازه در سال 2001 دستورالعمل های ویژه خودش رو در مبارزه با پولشویی به گروه های تروریستی هم توسعه داد. یعنی حدود 15 سال پیش. که تقریبا میشه از زمان شروع بحران هسته ای ایران. بنابراین نمیشه دست بازتر ایران رو در دهه های قبل در کارهای بانکی دلیلی دونست برای ادامه همین روند در آینده. سیستم بانکی ایران در سالهای اخیر به طور کامل ارتباطش با بانکهای جهان قطع بوده و بسیار عقب مونده از پیشرفتهای فناوری و قوانین ضدپولشویی. این سازمان یک سال به ایران مهلت داده تا سیستم بانکی اش رو اصلاح کنه و در ضمن اجازه نظارت دقیق تر و بیشتر رو به این سازمان بده که گیر کار دقیقا همینجاست چون ایران هرگز گزارش حساب های مربوط به سپاه و حزب الله رو نخواهد داد و به همین دلیل هم از سوی این سازمان در لیست سیاه قرار خواهد گرفت. بودن در لیست سیاه حامل این پیام به بانک های جهان هست که ریسک کار با بانکهای ایران بسیار بالا هست و به همین دلیل تمایلی به کار با ایران نخواهند داشت. خوشبختانه فعلا دستورالعمل های این سازمان غیرالزامی هست و بانک های تمام کشورهای جهان به صورت داوطلبانه این دستورها رو اجرا میکنند ولی از طرفی دیگر مشارکت بانک های تقریبا تمام کشورهای جهان در این سازمان نشون میده که اهمیت این دستوراالعمل های این سازمان بیش از تنها یک سری دستورات داوطلبانه هست. ضمن اینکه احتمال زیادی هست که در چند سال آینده دستورات این سازمان تبدیل به قوانین بین المللی و اجباری بشه.

اما در مورد رفتار جوانان هم طبیعتا لذت زمینی و تفریح حق جوانان هست. ولی آیا فحاشی با الفاظ جنسی و بردن آبروی ایرانیان در رسانه های بین المللی هم تفریح محسوب میشه؟ اصلا میشه از چنین رفتارهایی به قول شما دفاع کرد؟ چرا جوانان سایر کشورها چنین واکنش هایی رو نشون نمیدن؟ برای مثال میگم آیا جوانان انگلیسی پس از مرگ دردناک و تکان دهنده amy winehouse جوان مانند جوانان ایرانی با جمعیت میلیونی ریختند به خیابان ها؟ آیا شما خودتان در انگلیس شاهد بودین که جوانان انگلیسی از طریق تلگرام قرار بگذارند تا جلوی یک پاساژ تجاری جمع بشوند؟ و همینطور در مورد سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتی آسیایی چنین رفتارهایی دیده نمیشه. چنین رفتارهایی فقط خاص جوانان ایرانی هست. حالا ما منتظر شرح شما می مونیم ببینیم به طور دقیق تر و مفصل تر چطور این رفتارها رو می خواهید تحلیل کنید.

ناشناس گفت...

حتما اطلاع دارید که بین مردم جک های زیادی درباره آیت الله مکارم شیرازی ساخته میشه از این نظر که او معمولا در فتواهایش همه چیز رو حرام اعلام می کنه و دیدگاه خیلی سختگیرانه ای داره. اینکه میفرمایید با این فتوا خواسته کمی این فضا رو بشکنه و بتونه خودش رو بیشتر بین مردم مطرح کنه و به عنوان مرجع اعلم مطرح بشه به احتمال قوی درسته و میتونه یکی از دلایل فتوای اخیرش باشه. چون واقعا فتوای برداشتن حجاب در زمانیکه تقریبا به ندرت و به سختی میتوان دانشگاهی غربی رو پیدا کرد که حجاب رو ممنوع کرده باشه، هر چی که فکر کنیم جای طرح شدن نداشته پس باید دنبال دلیلی غیر از دلیل ظاهری اعلام شده (ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها) گشت. که در این حالت یکی از دلایل می تونسته راحت کردن و فراهم کردن فرزندان مقامات حکومتی دانست که اکنون تعداد آنها به هزاران نفر می رسد و اکثرا در دانشگاه های کشورهای انگلیسی زبان مانند آمریکا، کانادا و انگلیس مشغول به تحصلیند. و دلیل دیگر همونطور که شما گفتید می تواند شکستن جو منفی ای باشه که در میان مردم در مورد مکارم شکل گرفته و همچنین برای مطرح کردن خودش به عنوان مرجع اعلم هست. علاوه بر این، این فتوا میتونه موجب بیشتر شدن اختلاف بین روحانیون حکومتی و ایجاد تناقض ها و تضادها و شک هایی بین مردم بشه که در نهایت بیشترین نفع رو مردم خواهند برد.

الف گفت...

با سلام

تز جالبی را این تری فیصل داده وآن هم اخراج ایران از سازمان همکاری های اسلامی است؛ که اگر بشود خیلی اتفاق خوبی است و می تواند روند وقایع را تندتر کند. چون ایران دیگر به کشورهای اسلامی دسترسی نخواهد داشت تا چه رسد به رهبری. و بر می گردد بر مدار منزوی و جدای از منطقه خودش؛ اما قدر قدرت و شریک غرب. که دستکم از صفویه به این سو همواره برقرار بوده است.

ناشناس گفت...

من هم خبر شرکت مقام اطلاعاتی عربستان رو در گردهمایی سازمان مجاهدین دیدم و این سوال در ذهنم شکل گرفت که واقعا چرا حاکمان بی فکر ایران به خصوص خامنه ای با دست خودش علیه ایران دشمن سازی میکنه و هزینه این دشمن سازی ها رو با ناامن شدن ایران و میلیاردها دلار عملیات نظامی سپاه میپردازه. خامنه ای از شیخ نمر که به صورت واضح خواستار سرنگونی حکومت عربستان شده بود حمایت کرد و بعد از اعدام شیخ نمر هم دو ساختمان دولت عربستان در ایران که مسئولیت تامین امنیتش با ایران بود توسط بسیجی ها به آتش کشیده شد و سپس خامنه ای در سخنرانی علنی از عاملان این عمل غیرقانونی حمایت کرد. در چند روز اخیر هم یک سردار سپاه اعلام کرد اگر خشمگین شویم عربستان را با خاک یکسان خواهیم کرد. و اکنون واکنش کاملا طبیعی عربستان این هست که از یک سازمان تروریستی که دنبال سرنگونی حکومت ایران هست حمایت کنه. چشم در ازای چشم! در واقع عربستان با این حرکت این پیام رو به ایران داد که اگر شما دنبال سرنگونی حکومت ما هستین پس حق طبیعی ما هست که دنبال سرنگونی حکومت شما باشیم. تا جایی که تاکنون ثبت شده عربستان هیچ وقت شروع کننده تنش با ایران نبوده و همیشه این حکومت ایران بوده که برای عربستان مزاحمت و دردسر ایجاد کرده. من فکر میکنم خامنه ای و سپاه پس از برجام به هیچ وجه نمیخواهند اوضاع عادی شود و ایران با دنیای غرب رابطه اقتصادی نزدیکی را برقرار کند به همین دلیل به دنبال دشمن سازی و ملتهب نگه داشتن فضای منطقه هستند تا همچنان شرکت های غربی با مشاهده اوضاع متوجه شوند که هر آن امکان این هست که به دلیل جفتک انداختن های حکومت ایران دوباره تحریم ها برقرار شود و بنابراین هیچ وقت دنبال سرمایه گذاری طولانی مدت و پایه ای در ایران نباشند.

ناشناس گفت...

می خواهم برای فرانسه ناراحت شوم ولی وقتی یاد ایرفرانس می افتم میگم گور پدرشون

ناشناس گفت...

یک تحکیمی:
در مورد آن عزیزی که خشنود بود از فتوای مکارم عرض کنم که اولا معلوم نیست علت این ناپرهیزی مکارم از ذات حرام بخش اش چیست ولی مشخص است که هیئت مدیره بخش حکومتی را مذاق خوش نیامده زیرا در این فیلم می بینید که با فاصله کمی از آن ناپرهیزی فتوایی مکارم در خصوص آزادی حجاب در ینگه دنیا چگونه یک مجری حکومتی که بفرموده متاع است شروع به تهدید افشای مکارم بعنوان سلطان شکر در یک برنامه می نماید . این حتما تلنگری به وی است که شلتاق نکن وقتی که نافت به ناف ما وصل است و گرنه کی صدا و سیما کاری به مکارم داشت !
فیلم را ببینید :
http://www.aparat.com/v/uDd7f/%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DA%A9%D8%B1_%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F

ناشناس گفت...

باید این اوباما رو زودتر بازنشسته کنن و ترامپ بیاد! مشکل تروریسم بابا بوش می خواد نه اوبامای صلح طلب

ناشناس گفت...

میگه
"باید این اوباما رو زودتر بازنشسته کنن و ترامپ بیاد! مشکل تروریسم بابا بوش می خواد نه اوبامای صلح طلب"
بله ما یه همچین آدمایی داریم که اینقدر قوه تحلیل ندارند که وضعیت فعلی خاورمیانه بخش عمدش دستپخت بوش پسر بود

ناشناس گفت...

تروریسم را همان بوش زایید , ترامپ بزرگش میکنه او میاندازه به جون شما و ما و بقیه.

ناشناس گفت...

تا وقتی بوش در کاخ سفید بود، عراق امنیت داشت، زمان بوش یک یازده سپتامبر اتفاق افتاد، اسلامیست ها چنان تو دهنی خوردند که رفتند در سوراخ های خودشون مخفی شدند تا زمان ایت الله اوباما، اوباما زیادی روشنفکر و برنده نوبل صلح، کلا با شخصیته که کسی جدیش نمیگیره. یادمه از بوش پرسیدند که چرا به عراق حمله کردی؟ گفت کردم چون خدا به من گفته بود! همون سال مسئولین جمهوری اسلامی تو تهران گفتند که انگار این از ما دیوونه تره! بزار نامه بدیم با امریکا صلح کنیم.

ناشناس گفت...

ترکیه به ... رفت! فکر کنم از دست ندانمکاری اردوغان خسته شدند

ناشناس گفت...

شاهد یک واقعه تاریخی در ترکیه هستیم. ارتش کنترل کشور رو به دست گرفت. اتفاقات مصر در ترکیه هم گویا تکرار شده است. اکنون روشنفکران در چالش میان پایبندی به اصول دموکراسی و کودتای نظامی باید تصمیم بگیرند. البته جوان تر ها شاید یادشان نیاید ولی در ترکیه قبلا هم سابقه کودتای نظامی داشته ایم و معمولا نظامیان در دفاع از اصول سکولاریسم بنیان گذاری شده توسط آتاتورک حکومت های اسلام گرا رو سرنگون می کرده اند. به نظر میرسد تندروی های اردوغان و فسادهای مالی اش بالاخره کاسه صبر نظامیان ترکیه رو سرازیر کرد. البته در مورد ترکیه نباید زیاد نگران باشیم چون نظامیان معمولا پس از به دست گرفتن قدرت پس از چندی دوباره قدرت رو به دست مردم باز میگردونن.

ناشناس گفت...

در قضیه رضا ضراب گفته شد اردوغان و پسرش میلیون ها دلار رشوه دریافت کردند. ده ها نیروی پلیس که در قضیه ضراب تحقیق میکردند از سوی اردوغان برکنار شدند. اگر این اتفاق در یک کشور اروپایی افتاده بود سروکار عاملانش حتما زندان بود ولی اردوغان قصر در رفت. او کاخ ریاست جمهوری مجللی با حدود 1000 اتاق برای خود احداث کرده. همچنین عروسی دخترش را نیز بسیار پرخرج و مجلل برگزار کرد. آخرین مورد از شاهکارهای خانواده فاسد اردوغان خریدهای همسر اردوغان در اروپا به ارزش 50 هزار دلار بود. فیلم او در حال خرید از تلویزیون های اروپایی پخش شد. اگر کودتا موفق شود شر یک حاکم فاسد اسلامی از سر ملت مسلمان اما سکولار ترکیه کنده خواهد شد. دموکراسی هم ایده آل و کامل نیست و بعضی وقت ها به فاجعه ختم میشود.

ناشناس گفت...

دموکراسی هم ایده ال است هم کامل است.بیخود از خودت حرف در نیاور.انچه نه کامل بود ونه ایده ال حکومت احمقانه اردوغان بود. که قبلا هم میشد این پیش بینی را برایش کرد.و انچه ایده ال و کامل که چه عرض کنم احمقانه و درب و داغون است حکومت شتر گاو پلنگ و نابود و از قرون وسطا ،قرون وسطایی تر همین حکومت شیوخ و سادات ماست.که منافع ملی و منافع مردم و کشور برایشان پشم شتر هم نیست.و باز از همه احمقانه تر روحیه احمقانه ما مردم ایران است که در بی حسی تمام بسر می بریم.ایران را اب برده ما را خواب برده.باز هم گلی به جمال ارتش بجا مانده از دوره اتا تورک و همچنین جامعه مدرن ترکیه که وقتی دیدند حکومت دارد بچه بازی می شود واکنش نشان دادند.تا ترکیه بیشتر به...نرود.بنظر من خوش به حالشان.دست مریز.راستی مردم ارتش دارند ما هم ارتش داریم.یک مشت دزد بیسواد پشت کوهی، با قیافه های بکر و نیمه سلطنتی!!!

ناشناس گفت...

تروریسم و افراط گرایی دولتی را کشیش کارتر دمکرات و مدافع حقوق بشر به خاورمیانه پیش کش کرد.

ناشناس گفت...

البته جیمز کالاهان و والری ژیسکاردستن را هم به کارتر باید افزود. در طول تاریخ کمتر پیش خواهد آمد که سه رهبر ضعیف همزمان رهبری جهان متمدن را بر عهده داشته باشند.
مثلث ریگان، تاچر و میتران در دهه هشتاد جهت شکست تروریسم نیاز است.
انگلیس با خروج از اتحادیه اروپا و انتخاب نخست وزیری که یادآور تاچر است، آمریکای به رهبری ترامپ و فرانسه... در جهت ایجاد رهبریت قدرتمند خواهند بود.

ناشناس گفت...

متاسفانه کودتای ارتش در ترکیه ناکام ماند. حال اردوغان با قدرت ارتش را تصفیه میکند.
به نظرم این حوادث به سود قدرت بیشتر اردوغان تمام خواهد شد.
باید دید کردها از خلاء موجود در اقتدار ارتش استفاده میکنند یا خیر.
کنجکاوم تحلیل شما را در مورد کوتای ناکام ترکیه هم از بعد سیاسی ترکیه و ایران و هم از بعد نظامی بدانم.
رهگذر

ناشناس گفت...

حیف شد که نشد، صد افرین به اردوغان که توانست صندلی را پس بگیرد، شایعه بود که یک اسلامگرای سنی سکولارتر قرار بود بیاد که مردم مسلمان ترکیه ریختند بیرون و از اردوغان حمایت کردند، فکر می کنم اگر ایران بود چی میشد؟ شخصا فکر می کنم جنگ داخلی میشد و همه همدیگرو تیکه تیکه می کردند و ترکیه خوب خودش را کنترل کرد.

سحر گفت...

طبقه متوسط و همین طور روشنفکران متعلق به این طبقه در ترکیه که طیف بسیار وسیعی را شامل میشوند فقط یک چیز میخواهند:امنیت ملی و یکپارچگی وحفظ تمامیت ارضی. و این قضیه را در دور دوم انتخابات پارلمانی ثابت کردند. حزب عدالت که رای هایش را در دور اول به گروهها و حزبهای اقلیت باخته بود ، در دور دوم رای ها بطرف خودش برگشتند. روشنفکران و طبقه متوسط انتخاب خودش را کرد،: حفظ تمامیت ارضی و امنیت . شعارهای دموکراسی یا سکولار یا غیره در الویت نیستند. امروز با فامیلی در آنکارا صحبت میکردم میگفت: کودتاچی هیچ غلطی نمیتواند بکند. طرفداران اردوغان از هر قشری که بگویی ، در اکثریت هستند. خودش از بازار میوه و سبزی برمیگشت و میگفت توی بازار اخبار دست اول بود و خیال همه راحت که کنترل دوباره به دست دولت میافتد. من هم خوشحالم که اردوغان خیلی سریع کنترل را به دست گرفت.

مازیار وطن‌پرست گفت...

شکست کودتای نارس دیروز در مجموع به نفع دموکراسی لرزان ترکیه و منطقه است. اما مشکل احزاب اسلامگرا در این است که که پس از بالارفتن از نردبان دموکراسی، معمولا نردبان را هم برای خودشان برمی‌دارند.
اینکه اکثر احزاب مخالف اردوغان و رسانه‌های آزاد (که اردوغان دشمن می‌پنداشت) به کمک اردوغان (و در واقع نهاد دموکراسی) آمدند نشان از پختگی جامعه‌ی مدنی ترکیه است. اما باید دید از منتی که بر سر اردوغان گذاشته‌اند می‌توانند در مهار خودکامگی متورمش استفاده‌ای بکنند یا خیر؟ آزمونی دیگر در برابر جامعه‌ی مدنی ترکیه!
حکومت یا عدم حکومت حزب حاکم مسئله‌ی جامعه‌ی مدنی نیست! پایبندی به لائیسیته و مهارهای آن بر قانون اساسی ترکیه است که اهمیت دارد. اگر مهارهای لائیسیته بر قانون اساسی ترکیه سست شود، حتی اگر اردوغان به لائیسیته احترام بگذارد، جانشینانش نخواهند گذاشت.

ناشناس گفت...

يك اقدام بچه گانه بدون فكر و بي برنامه و ناكارامد بود كه به رشته اي از اقدامات احمقانه و فراموش كردن الزامات و اولويتهاي لازم براي كودتا منجر شد و شان و منزلت تاريخي ارتش را در تركيه از بين برد. يك مشت بي شعور دست و پا چلفتي بودند اينها كه فقط انگار ماموريت داشتند با اين مسخره بازي به تقويت موضع اردوغان كمك كنند.

مازیار وطن‌پرست گفت...

عجیبه که همه فکر می‌کنند روی کار آمدن جناح تندروی نئوکان‌ها در آمریکا ممکن است به ضرر حکومت ایران تمام شود. به طور شهودی من اوباما را در برخورد با جمهوری اسلامی سرسخت‌تر می‌دانستم. حالا مقاله‌ی فوق از مشاور دیک چنی را بخوانید که در مورد ترکیه و اردوغان موبمو منطبق بر پروپاگاندای جمهوری اسلامی است: http://taghato.net/article/29267