ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۳, پنجشنبه

سراج؛ قاضی اعدام مه آفرید و رییس بازرسی کل کشور: همه می چاپیم چون از فردا می ترسیم. نظام ثبات و آینده ندارد!


هنوز حقوق های نجومی روی بورس است خوشبختانه و با اینکه نه هاشمی رفسنجانی و نه روحانی و نه محمد خاتمی تاکنون اظهار نظر و موضع گیری نکرده اند. اما در 24 ساعت گذشته دو اظهار نظر بسیار مهم داشته ایم. که اولی اهمیت شکلی و دومی اهمیت محتوایی داشته اند: 

1- اولین اظهار نظر مربوط به گفتار آیت الله خامنه ای است که در ضیافت افطاری با دولت حسن روحانی انجام شده. او گفته است:
 موضوع حقوق های نجومی، در واقع هجوم به ارزش ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناءها است و اکثر مدیران دستگاهها، انسانهای پاک‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود. این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: بر اساس اطلاعاتی که به من رسیده است، میزان دریافتی مدیران در بیشتر دستگاهها، در حد معقول است و دریافتی های کلان، مربوط به تعداد اندکی از مدیران است که باید با همین موارد اندک هم برخورد قاطعانه انجام شود.
2- از نظر اهمیت شکلی این گفته های خامنه ای موارد زیر مهم است:

الف- او برای اولین بار است که به این سرعت و به این وضوح و صراحت در مورد فساد در دیوان اداری یک دولت - بمعنای قوۀ مجریه - اظهار نظر می کند. و تا کنون هیچگونه سابقه ای از کمترین موضع گیری او در مورد اتهامات و ابهامات و زندانی شدن ها و پرونده های مربوط به دولت احمدی نژاد ثبت و ضبط نشده است. و معروفترین اظهار نظر مستقیم و کوتاه او مربوط است به جملۀ مشهور "کش ندهید" در پروندۀ 3هزار میلیارد تومانی مه آفرید و شرکاء.

ب- و این درحالی است که  رهبر جمهوری اسلامی به مهجورترین خبرهای مدرن در گوشۀ دورافتاده ای از کشور مثل استفاده از واژۀ "پیشاهنگ" برای کار داوطلبانه، یا استفاده از تک کلمات ادبیات مدرن در حرف های مدیران درجه هشتم و یا کوک کردن یک کمانچه در دهی دورافتاده و امثالهم با سرعت و دقتی هیستریک واکنش نشان داده است و می دهد.

پ- بنابراین اهمیت ماجرا به این دلیل است که او حساسیتی به نفس و نوع فساد ندارد بلکه حساسیت او مربوط به "چه کسی و چه اداره ای و چه جناحی فاسد است" است و جنبۀ بهره برداری سیاسی و ایدئولوژیک دارد و نه جنبۀ مسئولیت پذیری و پاکسازی.

3- ازنظر محتوایی اما حرف های کوتاه خامنه ای در کانتکست ادبیات مخصوص او این پیام ها را منتقل می کند:

الف- حکومت بمعنای عام که هویت نود درصدی اش را از من (نظام = خامنه ای) می گیرد پاک و منزه بوده و است. اگر مواردی از فساد دیده شده مربوط به مدیران دولتی است که فقط ده درصد هویت (قدرت) نظام دست آن هاست. و اینکه از کلمۀ "موارد معدود" استفاده می کند یکی بخاطر فریب رهروان و مردم است به پاکی در گذشتۀ بلند مدت حکومت بویژه در دولت احمدی نژاد و در بردن خود از خشم توده که او را هم مسئول عالی می دانند؛ و دیگری به این خاطر که راه بر هر نوع تبلیغ "فساد ساختاری" را ببندد و به روحانی بفهماند که فقط فسادهای روشده در دولتت را رسیدگی کن و نرو دنبال افشاگری های بیشتر از سایر حوزه ها. چون طبق اطلاعات موثقی که بمن رسیده و می رسد در هیچ کجای نظام، حقوق نجومی نبوده و نیست و این پدیده دست آورد اقتصادی دولت جدید است. توضیح واضحات اینکه اگر خامنه ای منظوری غیر از این داشت باید بشدت برمی آشفت و دستور شدید و غلاظی - مشابه برخی واکنش های خمینی - صادر می کرد برای جستجوی دقیق همۀ سوراخ سنبه های نظام - از جمله امپراطوری خودش - و مبارزه با آن و گزارش به ملت.

4- اما در جای دیگری و قبل از خامنه ای قاضی سراج حرف هایی زده که اگر چه تازه نیست - حداقل من در شش سال گذشته آن را بارها بعنوان ام الفساد نوشته ام - اما خیلی مهم است برای کسانی که نمی توانند متن های سخت را بخوانند و حرف های مهم را رصد کنند و دانش و بینش و وقت شان قوی تر از خواندن سطور سیاه نوشته شده نیست. و از بازخوانی سفیدی های بین سطور عاجزند. حرف قاضی سراج در مصاحبه ای تلویزیونی و در ارتباط با دریافتی های نجومی را خواهم آورد در زیر. اما قبل از آن باید یکبار دیگر بگویم قاضی سراج کیست. قاضی سراج همان قاضی است که به پروندۀ اختلاس سه هزار میلیارد تومانی رسیدگی کرد و حاکم های اعدام و زندان صادر کرد - تنها اعدام شتابزده و سیاسی یقۀ مه آفرید بدبخت را گرفت و دیگر هیچ - و بخاطر این خوش رقصی ریاست بازرسی کل کشور - زیر امر قوۀ قضائیه - را پاداش گرفت. اهمیت بازرسی کل کشور و شخص رییس آن قاضی سراج در پرونده های جدید نجومی از دو جهت است. اول اینکه وظیفۀ ذاتی این سازمان و سراج بوده که جلو چنین تخلفات و بی عدالتی ها و چاپیدن هایی را بگیرد و گزارش آن را بدهد. دوم اما یک مورد استثنایی است. به این معنا که رییس بازرسی کل کشور بعلاوۀ رییس دیوان محاسبات کشور - تحت امر مجلس - هر دو جزو هیئت نظارت موظف صندوق توسعۀ ملی - به مدیر عاملی صفدر حسینی اصلاحطلب 57 میلیون تومان حقوق ماهیانه ای - بوده اند و هستند. این به این معناست که سراج نه تنها وظیفه و مسئولیت سازمانی داشته و دارد در فساد اعلام شده؛ بلکه مهمتر از آن مسئولیت اداری و موظف و دارای حقوق و مزایای جداگانه در هیئت مدیرۀ صندوقی داشته است که همۀ دریافت و پرداخت هایش - از جمله حقوق مدیر عامل صفدر حسینی - با تصویب و نظارت و موافقت رییس بازرسی کل کشور و عضو هیئت مدیرۀ صندوق توسعۀ ملی انجام شده است.

5- اینک با این اطلاعات ریز می روم سراغ گفتگوی تلویزیونی سراج که بسیار مفصل بوده و من فقط به فراز اصلی مورد نظرم خواهم پرداخت. او بعد از اینکه چندین بار گیج می زند و با سیاه نمایی خواندن رسانه ای افشاگری ها می خواهد خودش را تسکین بدهد و مجری ضد اصلاحطلبان هم راه براه نام صندوق توسعۀ ملی و صفدر حسینی و حقوق زیاد او را موتیف ادبیات خودش قرار داده است تا یک ضربۀ درست و درمان به اصلاح طلبان رقیب بزند - البته نوش جانشان - می آورد؛ سراج می رود به ریشه های فلسفی فساد و اعتراف می کند که 

"جنگ و انقلاب عدم امنیت روانی ایجاد می کنند و مردم بخاطر ترس از آینده بی رحم می شوند هم از جنبۀ عاطفی نسبت بهم نوع و هم از جنبۀ مادی در منفعت طلبی و له کردن دیگری. و چون جامعۀ ما هم 38 سال است انقلابی نگه داشته شده لذا همۀ مردم - از جمله مدیران ارشد - دچار ترس از آینده هستیم و بمحض کمترین فرصتی تا جایی که بتوانیم می چاپیم و دیگران را له می کنیم تا در فردا روزی که نمی دانیم در این پست هستیم یا اصلاً  نظام هست یا نه حداقل پشتوانۀ تأمین خودمان را داشته باشیم. کشورهای در حال جنگ یا مانده در وضعیت انقلابی ثبات و آینده ندارند و همه را به فساد در همۀ زمینه ها سوق می دهند."


6- ذوق زده نشوید و شاخ هم در نیاورید. چون پاراگراف بالا ترجمۀ من از حرف سراج است و او چنین چیزی را در تلویزیون نگفته است. بلکه عین جملات او به نقل از خبرآنلاین چنین بوده است:
دلیل این اخبار بد چیست؟ این ناشی از چیست؟ عدم نظارت؟ درباره صندوق توسعه ملی موردی که مطرح شده بود چه بود؟
در کشور اسلامی چند مورد هم زیاد است. مثالی بزنم. اخیرا مسئولان یکی از کشورهای غربی را دعوت کردم ایران. رتبه این کشور الان 1 است. اخیرا 100 بود. پرسیدم چطور اینطور شده؟ گفت مردم ما در جنگ جهانی دوم احساس ترس و نگرانی نسبت به آینده خودشان و فرزندانشان کردند. این احساس باعث شد مباح بدانند دست درازی به اموال عمومی کنند. برای همین رتبه ما حداکثر شد. پرسیدم چطور شد به رتبه 1 برگشتید؟ گفت یک برنامه 8 ماده ای تصویب کردند و تبلیغات کردیم تا مردم احساس ناامنی نسبت به آینده را تبدیل به حس امنیت کردند. این شد که ما مجددا احساس امنیت را در مردم برگرداندیم و دست درازی به اموال عمومی قبح داشت. ما 8 سال جنگ سخت با همه دنیا داشتیم. 37 سال است جنگ ادامه دارد و هر روز هم ادامه می یابد. 37 سال است تحریمیم. ارتزاق ما از نفت بود. می فروختیم و پولش را به ما نمی دادند. یک سری از جنگ برگشتند و اقلی از آنها احساس کردند عقب افتاده اند از دیگران. تعدادی نیز اینجا به نظام اعتقاد نداشتند و دنبال کار خودشان و تحصیلات و مناصب بودند. اینها اقدام کردند و متاسفانه مقداری قبح کار خلاف هم ریخته.
7- این مورد ریشۀ فلسفی همۀ فسادهای ریز و درشت و بین مردم ایران بعد از انقلاب است و هرچه خشونت و جرم و زورگیری و بی رحمی و منفعت طلبی  - فراتر از استانداردهای دیگر جوامع در حال گذار از سنت بمدرنیته - در بین آحاد جامعه است ناشی از همین احساس بی آیندگی و ترس از فرداست. البته ممکن است این مورد فلسفی در مورد چاپیدن های عناصر مهم دولتی هم اثر داشته باشد اما آنان علاوه بر ذات پلید یک ترس جناحی هم دارند. مثلاً محتمل است که صفدر حسینی 60 میلیون می گرفته که دوتا از مشارکتی های رانده شده از سفره را هم حالی بدهد. یا بیم داشته که عمر دولتش مثل 12 سال پیش کوتاه باشد و می خواستۀ حقوق های ده سال بیکاری گذشته و آینده اش را هم حساب کند و بگیرد. اما در اینکه بدلیل بی آینده بودن نظام و بی ثبات بودن نظام جمهوری انقلابی اسلامی؛ مردم در هر طبقه ای و جایگاهی با حداکثر خشونت و بی رحمی رفتار می کنند شک دانشی وجود ندارد. اینکه سراج گفته ان مقام غربی گفته برنامه 8 ماده ای تنظیم کردیم و آن را تبلیغ کردیم تا مردم اعتمادشان جلب شد و به اینده امیدوار شدند و رتبۀ شفافیت بین المللی مان از 100 به 1 رسید. نشاندهندۀ "چقدر کثیفی" ناصر سراج بعنوان رییس تنها سازمان کلان چشم پاکی و عدالت مالی یک ملت است. زیرا اوی رذل خوب می داند که برنامه را تبلیغ نمی کنند بلکه اجرا می کنند. ثانیاً با تبلیغ نمی شود ملتی را به اعتماد کشاند بلکه با عمل و تغییر شاخص هاست که اعتماد و عدم اعتماد درست می شود. اما اینکه چرا این قاضی خبیث چنین تقلبی کرده در نقل قول از آن شخصیت اروپایی به دو دلیل است: یکی اینکه برنامۀ ادعایی طرفش را 8 ماده ای معرفی کرده که تداعی کند فرمان 8 ماده ای مبارزه با فساد خامنه ای در دولت محمد خاتمی را. و ثانیاً چون می داند اربابانش روحانیان طفیلی معتقدند که هرچیزی را فقط با تبلیغ و حرف در محراب و منبر می توان اصلاح کرد و نیازی به برنامه ریزی و دانش و تخصص نیست خواسته است که پالس نوکری اش را فراموش نکند. به این دلیل بدیهی هم که در پایان مصاحبه اش گفته:
شما استنباط کردید مقام معظم رهبری از عملکرد مسئولان نارضایتی دارند. چطور به این نتیجه رسیدید؟
سال گذشته سمیناری برای مبارزه با فساد داشتیم. حضرت آقا گفتند نمی دانید وضع چه خبر است؟ باید اقدام و عمل کرد. اگر نظر آقا را قبول کنیم قول می دهم بعد از یک سال، فساد به حداقل می رسد. نباید هر کس برای خود اجتهاد کند. باید اقدام و عمل کنیم.
8- تف به آن نفس و نَفَس کثیفت قاضی القضات یک ملت! یا...هو 

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...

"...اما در اینکه بدلیل بی آینده بودن نظام و بی ثبات بودن نظام جمهوری انقلابی اسلامی؛ مردم در هر طبقه ای و جایگاهی با حداکثر خشونت و بی رحمی رفتار می کنند شک دانشی وجود ندارد"

نمی دانم چقدر در جریان ریز و جزییات زندگی مردم و وضعیت آشفته اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در ایران هستید، ولی این جمله تان را بسیار عمیق و با همه وجودم حس کردم و توصیف وضع موجود بود. به موازات فشار های اقتصادی و اجتاعی، مردم و همه ما در حال تبدیل به موجودات عجیبی هستیم. همه آن چیزی که زمانی ارزش نامیده می شد پوچ و تعطیل و خنده دار شده و میلیون ها غریبه فقط با بدگمانی و شک و ترس کنار هم زندگی می کنند. تنها عده بسیار کمی از دوستان واقعی باقی مانده اند (حتی روابط فامیلی نیز گسسته و نابود شده اند..) که هر کس می تواند به آنها تکیه کند و این جنگل سیمانی روز به روز به فهفرا می رود.

نکته مثبتی که اخیرا تجربه کردم، وضعیت اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتاصدی کمی کمی بهتر در شهرهای دیگر ایران بود. مردم شهرستان ها به دلایل مختلف هنوز مانند ما تهرانی ها گرگ نشده و کمی از معصومیت و انسانیت خود را حفظ کرده اند. هنوز بعضی از سنت های قدیمی و روابط محکم اجتماعی در بین بعضی از این شهرها باقی مانده است و مردم هنوز یکدیگر را در ادامه زندگی سخت شان یاری می دهند. ولی آنها نیز به هر حال تحت تاثیر وضعیت موجود قرار دارند و با کمی فاصله زمانی آنها نیز شاید به نقطه ای برسند که تهرانی ها رسیده اند. همه این گرگ صفتی را نیاز و ضامن بقایشان در این شهر دانسته و بسیاری از صفات پلید انسانی، تبدیل به پیش نیاز ها و کردیت های افراد شده.

دختران به دنبال نهایت زیبا شدن و زندگی لاکچری و بوتاکس و عمل و اخیرا اعتیاد، و مردان به دنبال پول ساختن در مقیاس های غیر قابل باور و انجام هر تجارتی به هر قیمتی و خودنمایی با ماشین ها و خانه ها و حساب های بانکی. اوج انحطاط...

من احساس می کنم تهران در آستانه یک انفجار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فیزیکی قرار دارد. هر اتفاق ساده ای مانند حتی یک زلزله می تواند این بشکه باروت مملو از نفرت، بی رحمی، خودخواهی و وحشیگری را منفجر کند. احتمالا به دنبال هر یک از وضعیت های متصور، بقیه نیز دامینو وار اتفاق خواهند افتاد. خدا می داند در آن روز ها و لحظات ما به چه موجودی تبدیل خواهیم شد :-(

(جوان پیر)

ناشناس گفت...

این چه عکسیه گذاشتی آخه...چش و چال واسمون نموند

Dalghak.Irani گفت...

پوزش می خواهم راست می گویی. دقت نکردم. یا...هو

ناشناس گفت...

مهراب ????

ناشناس گفت...

اگر نظام آینده ندارد چرا هنوز سر پا مانده؟

Dalghak.Irani گفت...

قبل از تذکر بمن از آگاهی خود مطمئن شوید. محراب درست است و مهراب غلط است. در منظوری که من بکار بردم. چرا اینقدر خوانندۀ سفیه دارم من. حالم بد می شود بجای استفاده از فکر من دنبال لغتنامه می گردند و تازه عوضی. یا...هو

ناشناس گفت...

تف به آن نفس و نَفَس کثیفت جمهوری اسلامی
مرحبا دلقک مرحبا

شهروند مشفق گفت...

افشای موتیف‌های رذیلانه "قاضی القضات"، و جهت دهی‌ به بحث داغ‌ترین واقعه تاریخ زنده جامعه مون پیش چشم ما، بسیار به موقع بود. واقعا از خوندن این تحلیل و شکل نوشتاری آن‌ لذت بردم. مرسی‌.

ناشناس گفت...

"جهانگیری با اشاره به موضوع پرداخت‌های بالای حقوق به برخی مدیران گفت: دولت به هیچ‌وجه نسبت به این موضوع کوتاه نخواهد آمد و در این راستا از دیوان محاسبات، سازمان بازرسی و دستگاه‌های اجرایی میزان دریافتی مدیران ارشد را برای بررسی خواسته‌ایم.

معاون اول رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه "دولت با تمام پرداخت‌های خارج از عرف برخورد جدی خواهد کرد"، افزود: پول‌های اضافی باید به خزانه بازگردد و افرادی که این کار را کردند برکنار خواهند شد.

وی با اشاره به اینکه بر اساس تصمیم دولت تمامی دستگاه‌های اجرایی موظف شده‌اند تا افزایش حقوق در دستگاه‌ها را تنها با هماهنگی و موافقت شورای حقوق و دستمزد انجام دهند، اظهار کرد: بر اساس تصمیم دیگر دولت هیچ ذینفعی حق ندارد در مورد ارائه تسهیلات و خدمات به خود تصمیم‌گیری کند.

جهانگیری درباره چنین پرداخت‌هایی روشنگری کرد و گفت: متاسفانه این سنت (پرداخت‌های نامتعارف) وقتی گذاشته شد که در دولت (دولت دهم) به عنوان مهمترین رکن تصمیم‌گیری این نظام نشستند دور خودشان و تصمیم گرفتند به خودشان نشان و سکه بدهند. از یک جمع 30 نفره دولت به 27 نفر از خودشان نشان درجه دو و درجه یک با 75 و 100 سکه دادند.

وی خاطرنشان کرد: اعطای نشان درجه یک و درجه دو نیازمند برگزاری مراسم و پخش از تلویزیون است اما این خبر اینقدر قبیح بود که بدون برگزاری هرگونه مراسم و تشریفاتی این نشان‌ها را مخفیانه دادند. خب معلوم است که وقتی این خبر به معاون و مدیر پایین‌دست می‌رسد، به‌هم می‌گویند وقتی دولت درباره وزرا و دیگران اینجور تصمیم گرفته پس بیایید ما هم برای خودمان تصمیم‌گیری کنیم. برخی از این سنت‌ها در تاریخ کشور، سنت‌های خطرناکی بوده است."
قابل توجه جناب دلقک

ناشناس گفت...

سلام
روز جمعه و دوتا پست جدید؟ من و اینهمه خوشی محاله!
ممنون بخاطر پستهای جدید.
این قضیه حقوق ها بجایی نخواهد رسید. حقوق بالا خیلی ها دارند میگیرند. فقط تبلیغات و یک چند عدد قربانی و تمام
ارادتمند- یزد

Dalghak.Irani گفت...

از خواننده ای که املای مهراب و محراب را بمن تذکر داده بود و من بررسی دقیق نکرده ایشان را به بی توجهی متهم کردم و کامنت مزخرفی نوشتم عمیقاً عذرخواهی می کنم و محراب را من بغلط مهراب نوشته بودم - فکر می کردم درست نوشته ام و خواننده مهراب را صحیح می داند - و تصحیح کردم. البته که می توانم خیلی از این بحث های جزیی را جلو شما نکنم و نیاورم یا حذف کنم. اما می خواهم یادبگیریم که شفافیت و همه چیز در برابر مردم انجام شدن باید هدف اولیه مان باشد و خودمان هم عمل کنیم. یا...هو

ناشناس گفت...

تیکه روحانی به رهبر بود این لکنت گرفتن در عذرخواهی، قضیه اختلاف توهم است چی شد پس. :)
راستی شما که در اروپا بودی، می شود توضیح بدهید قضیه جدایی چیست؟ اصلا چه فایده ای دارد؟ نکنه حوصله انگلیسی ها سر رفته و دنبال تراشیدن سر خودشون هستند!

Dalghak.Irani گفت...

راجع به "قابل توجه جناب دلقک"! و حرف های در حاشیۀ جهانگیری.
مطلقاً نه مربوط است و نه کافی. من از انتظارات از دولت مدرنی که روحانی قول و شعارش را داد و از مردم رأی گرفت حرف می زنم و نه از دنبال جهانگیری و دولت روحانی بهتر از دولت احمدی نژاد است یا نه. حرف های خجل و شرمنده و فرافکن و در حاشیۀ افطاری ها و از سر استیصال برازندۀ هیچ دولت مدرن و شفافی نیست. دولت مدرن باید راجع بهر مشکلی در داخل و در اختیار خودش موضعگیری رسمی و فوری و قاطع داشته باشد و آن را فقط در چهارچوب یک اعلامیۀ رسمی و یا مصاحبه و بیانیه بیان کند و مسئولیت خطایش را پذیرفته و نوع اقدامش را با اشاره به مصداق ها مشخص و در نهایت اگر استعفاء نمی دهد عذرخواهی و تقاضای بخشش کند. اینکه از روی ناچاری اعتراف کند که حالا یک اشکالی بوجود آمده و بلافاصله هم بسوابق فساد در دولت قبل اشاره کند که "خطای خودش را توجیه کند" یک کثافتکاری مضاعف است.هر وقت موضع گیری رسمی کردند و مسئولیت پذیرفتند و اقدامات شان را شرح دادند اگر قابل پذیرش و صادقانه بود خودم بشما خبر خواهم داد.
یکی هم چند روز پیش بمن آدرس داده بود که روحانی در دیدار با دانشگاهیان برخلاف رهبر حرف زده که باید بگویم غلط بوده برداشتش و اولاً که دیگر زمان حرف و حرف روحانی گذشته است با این همه روحانی گرگیجه گرفته و خودش هم متوجه نیست چه مزخرفاتی می گوید. او در همان جلسه به نیروهای سیاسی سفارش کرده بود که از گوگوش تا سروش دور هم بنشینند و با تفاهم برای مشکلات کشور هم اندیشی و راه حل پیدا کنند. دیدم که جلایی پور حیف نان هم گفته ناطق نوری هم سردستۀ این تفاهم باشد. این حرف از این جنبه مسخره نیست که روحانی می خواهد گوگوش و سروش را بوحدت اقدام و عمل! برساند بلکه فاجعه آنجاست که روحانی تجاهل العارف می کند و از خودش نمی پرسد که اگر چنین عملی قابل انجام باشد چطور است که او بعنوان یکنفر نمی تواند با رهبر معظمش - او هم یکنفر - بحداقل تفاهم برسد. آنوقت می آید به گلشیفتۀ فراهانی پیشنهاد می کند که با آیت الله مکارم شیرازی بنشینند و بحث کنند و بوحدت نظر برسند. روحانی فعلاً باید دست و پا بزند و استانداردهای خودش را بویژه در حوزۀ صداقت بالا ببرد. یا...هو

ناشناس گفت...

واژه مهراب دارای دو بخش (مهر+آب) است. مهر علاوه بر معنی هایی که از آن می دانیم، نام یکی از ایزدان(مهین فرشتگان) دین زردشتی است، که در اوستا بخشی بزرگ(مهر یشت) به نیایش آن اختصاص یافته است؛ و زردشتیان،خورشید را گردونه ی ایزدمهر می پنداشتند که این ایزد سوار بر آن هر روز سراسر گیتی را از شرق به غرب در می نوردد و بدکاران، به ویژه پیمان شکنان را به سزا می رساند و از این روی یکی از معانی مهر، همان خورشید شده است.
آب، آبه و آوه در فارسی به معنی سقف ضربی(آجری یا خشتی) گنبدی شکل است.این کلمه در نام های ساوه(سه آوه=سه گنبدان) و آوه(آوج=گنبد) و سرداب و سردابه_ زیرزمین های خنکی با سقف های گنبدب شکل که نباید در آن هیچ نشانی از آب و حتی نم وجود داشته باشد؛ وگرنه قابل نشست نیست_ و حتی گرمابه_ جایگاهی گرم و دارای سقف گنبدی_ باقی مانده است.
معبدهای نیایش مهر، همه سقف های گنبدی شکل داشتند و ساختمان آن ها بسیار به ساختمان زورخانه های قدیمی ایران مانند است؛ و آن ها را مهراب و مهرابه می گفتند، یعنی محل نیایش مهر.
پس از ورود اسلام به ایران، همان کلمه رنگ عربی گرفت و به صورت«محراب» درآمد، و همان سقف هلالی شکل را نگه داشت.( در شعر فارسی ابروی معشوق را به محراب مانند می کنند). و محل نیایش خدای تبارک و تعالی شد. اعراب و خاصه عالمان دینی کوشش کردند برای این واژه، ریشه ای بتراشند و آن را مشتق از «حرب»= جنگ) بدانند و با ان که جنگ با نماز هیچ تناسبی ندارد؛چنین وانمود کردند که چون مسجد و محراب محل حرب نفس و حرب با شیطان و... است آن را محراب خواندند. این توجیه به هیچ عنوان درست نیست؛زیرا محراب بر وزن«مفعال» است و این وزن ویژه اسم ابزار یا آلت است و در عربی اسم ابزار بر وزن «مفعل» و «مفعله» می اید. بنابراین به قیاس آنان محراب از ریشه ی «حرب» به معنی ابزار یعنی سلاح است نه محل آن.
یک روز مهراب جایگاه نیایش با ایزد مهر بوده است و امروز جایگاه نیایش و پرستش خدای.تمام مساجد جامعی که در شهرهای بزرگ ایران از قرن های اول و دوم هجری به بعد برجای مانده،به جای آتشکده های بزرگ و به شیوه و سبک معماری آن ها ساخته شده است؛ و اگر کوتاه نظر نباشیم این حقیقت به هیج جا برنمی خورد و هیچ از شأن و منزلت و پاکی و قداست مسجد نمی کاهد.
جایگاهی بوده است همگانی، که روزی زردشتیان به سنت و روال خود در آن به ستایش اهورامزدا می پرداختند و امروز در همان جا مسلمانان خدای را پرستش می کنند.
خواجه حافظ فرموده است:
همه کس طالب یارند،چه هشیار و چه مست
همه جا خانه ی عشق است،چه مسجد چه کنشت

ناشناس گفت...

رویا
سلام دلقک عزیز . مرسی از بابت همه وقت و انرژی که می گذاری
عمیقا تخت تاثیر عذر خواهی شما از کامنت گذارت قرار گرفتم. براوو
هرچند که غیر از این هم توقع نمی رفت

بی نقاب گفت...

سلام دلقک عزیز
از اینکه میبینم پست جدید گذاشتی خوشحالم.میخواستم پیشنهاد بدم کنار این وبلاگت یه کانال تلگرام هم باز کنی.قطعا بازدید کننده ی بیشتری خواهی داشت.از شر فیلتر شدن هم فعلا در امانی. گذشته از همه اینا رسالت اصلی شما بهتر و فراگیرتر ادامه پیدا میکنه.
به امید ایرانی آباد

Dalghak.Irani گفت...

از اطلاعات دوست "مهراب"ی ممنونیم واستفاده کردیم. اما مشکل در مهراب محراب شدن نبود. مشکل در محراب مهراب شدن بود. و الا می دانیم که هردو مهراب و محراب لغاتی معنادار هستند. و مرسی رؤیا. یا...هو

ناشناس گفت...

کسی هم چند روز پیش بمن آدرس داده بود که روحانی در دیدار با دانشگاهیان برخلاف رهبر حرف زده که باید بگویم غلط بوده برداشتش و اولاً که دیگر زمان حرف و حرف روحانی گذشته است با این همه روحانی گرگیجه گرفته و خودش هم متوجه نیست چه مزخرفاتی می گوید
نقل از کامنت شما دلقک گرامی
من همان کامنت گذاری هستم که شما اشاره کردید خیلی برام جالبه که از این جمله روحانی که ما به دانشگاهیان اعتماد نمیکنیم و از دانشگاهیان میخواهیم به ما اعتماد کنند که در واقع به ترس هیستریک خامنه ای اشاره داره به راحتی میگذری و از اشتباه بودن برداشت من حرف میزنی و بعد هم که میفرمائید دیگه وقت برای روحانی از حرف زدن گذشته خب شما بفرما روحانی الان باید چیکار کنه به سبک جناب قالیباف فرمان حمله گاز انبری به بیت اغا رو بده بعضی وقتا واقعا فکر میکنم که اساسا چرا یه نخبه برای جامعه ای که به قول خودت ادم عزیز و شناخته شده و مقبولش شما باشی بخاد هزینه بده والا من اون قاضی القضات که شما تف به نفس کثیفش میفرستی رو درک میکنم که چرا این قدر دزد تشریف داره به خدایی که بهش اعتقاد ندارم خامنه ای هم از سر ماها زیادتره خامنه ای آینه تمام تاریکی ها و پلیدی های ما به اصطلاح ایرانی ها هست که ما بهش فحش میدیم از شمایی که بعد چند سال هنوز داغ قهوه ای شدن قالیباف جلوی روحانی رو به دل داری و به هر بهانه ای تا حد وسعت ازش انتقام میگیری که تازه شما خوب خوبه هستی مثلا بگیر تا بقیه
روحانی با این شرایط تک دوره ای میشه و البته این یه فرصت هست که در سال اخر زمامداری خودش تابوی نقد از خامنه ای رو بشکنه این نمیشه که طرف 27 سال متکلم وحده باشه یه نفر هم نباشه که بگه بالای چشمت ابرو هست اگر قرار به رفتن روحانی باشه که با این اوضاع و احوال این اتفاق در شرف وقوع هست بهتر هست این ماها بیشتر کام این پیر خرفت رو زهر کرد

ناشناس گفت...

چقدر ملا لغتی هستید! شما همه دیکته هاتون بیست بوده تو مهد کودک و هیچ وقت غلط املایی نداشتید، مادرتان به قربانتان رود النگو سخنان! انقدر بدم می اید از این هموطن هایی که می روند زیر مقاله های وب کامنت نوکر ویراستاری می دهند، اگر انقدر باهوش هستی که غلط دیکته ای را تشخیص میدهی اونقدر ابله نباش که راجع بهش نظر بدی!

Dalghak.Irani گفت...

شما یا قدرت ذهنی فهم عرایض بنده را نداری و یا داری و خودت را نافهم جلوه می دهی که بر باطل خودت استوار باشی. قالیباف روحانی نبود که نشان دهد اگر بیاید رهبر را می گذارد توی جیبش و نظام مدرن و کارآمد تشکیل می دهد و دوتا را چهارتا می کند. قالیباف چون فارغ از ظرفیت قابل فهم شما مدرن و صادق و یگانه است در تبلیغات تلویزیونی اش گفت که در حوزه های کلان من از دستم کاری بر نمی آید چون دست رهبری است و رییس جمهور محلی از اعراب ندارد. اما اگر بمن رأی بدهی مثل همۀ کارهایم در پلیس و شهرداری کارهای مورد نیاز روزمره تان را با تقویم مشخص انجام می دهم و زندگی سگی فعلی تان را کمی ارتقاء می دهم. وادعاهایش و فیلم هایش موجود است و می توانی مجدداً رجوع کنی. او گفت که من قالیباف فقط در حوزۀ آی تی سیصد هزار شغل نقد و راحت ایجاد می کنم. در حالیکه روحانی مثل من نمی داند آی تی ررا با کدام صاد می نویسند و البته توانش را هم ندارد چون همیشه یک مدیر زیر دست و بله قربانگو و معاون بوده است. اتهام گازانبری به فرزند ملت زد و بار خودش را بست و شما ها را فریب داد. هرچند که من همانموقع هم نوشتم سخت است آدم ابن الوقت و متوسل به حربه های ناجوانمردانه بتواند کاری انجام دهد اما به احترام شما سه سال است از هر اقدام نصفه نیمه اش هم شده حمایت کرده و تبلیغات کرده ام. لطفاً کمی بازتر و بدون تعصب و با ذهن فعالتری مسایل را و بویژه استدلال های بسیار عمیق مرا به تدقیق بنشینید. قالیباف مبدع تلفن پاسخگو در ایران بوده و چه 110 پلیس و چه 137 شهرداری را او سامان داده و 24 ساعته هم پشتش نشسته که اشکالات شما ها را پاسخ گو باشد و رفع کند. خلاصۀ کلام اینکه من از روحانی برمبنای وعده ها و دست آوردهایش سؤال می کنم و از قالیباف هم بر مبنای شعارها وعده های متفاوتش. جنس انتخاب روحانی یک انتخاب سیاسی بود. در حالیکه اگر قالیباف انتخاب می شد جنس انتخاب ایشان یک انتخاب اجتماعی بود. اصلاً می توانی جمله ای چنین فربه را درست بفهمی؟

ناشناس گفت...

باسلام !جناب تیمسار اینکه ملت به جناب قالیباف رای ندادن بر می گردد به ابنکه ملت ایران هیچگاه به نظامیان اعتماد ندارن وچرایی این مساله که چرا انتخابشان همیشه با تاکید بر همیشه سیاسی بوده است امر دیگریست فرع بر معصومیت جناب قالیباف محبوب سما و سرداران دیگر البته دراین بین لاریجانی یک استثناست

ناشناس گفت...

سلام لطف کنید در مورد صالحی فرمانده ارتش علت عدم رسیدگیش به وضع ارتزاق پرسنل عدم حتی یک تسلیت کوچیک برای سربازان درگذشته حادثه اخیر و علت دوام این همه سال در فرماندهی ارتش بنویسید در ضمن ما در سخنرانی اخر اقای خامنه ای شاهد بودیم فرمانده سپاه نفر اول و صالحی نفر دوم نشسته بود در حالی که همیشه برعکس این بود

Dalghak.Irani گفت...

با تشکر از دوستانی که راجع به تصادف و درگذشت سربازان بمن یاداوری کرده و می کند. لازم می دانم که بگویم. من یک مطلب راجع به این حادثه نوشتم که با تذکر دوستی در مورد معمولی بودن این حادثۀ جاده ای در ایران و عدم مسئولیت ارتش بدلیل سفر در مرخصی این پرسنل نوشتۀ مزبور را پنهان کردم چون مدعیاتش با اطلاعات بعداً منتشر شده همخوانی نداشت. سعی می کنم یک مطلب جامع و نگاه منصفانه و شفاف کردن مسئولیت ها بنویسم. زیرا فرق می کند اگر سربازی را ارتش اعزام کرده باشد با سربازی که خودش - حتی بصورت گروهی و کرایۀ چارتر اتوبوس - بمرخصی و مسافرت رفته باشد. لذا فارغ از همۀ ایراداتی که به ارتش و فرماندهانش و سیاست های خامنه ای و حکومت در نوع سربازگیری و از این قبیل وارد است بنظر می رسد ارتش و فرماندهان یگان های ابوابجمعی اموزشی قبلی 05 کرمان و یگان های عملیاتی بعدی شان مسئولیت فرماندهی نداشته اند و واکنش شان در حد ابراز همدردی و کمک به حادثه دیدگان و رسانه ای کردن آن کافی بوده است و همۀ مشکلات دیروز و امروز را نباید به این واقعه بار کرد. مفصل و مستند تر خواهم نوشت اگر زود بنویسم چه خوب! یا...هو