ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۴, جمعه

جدایی در بریتانیا؛ شوک در دنیا؛ انگلیسی ها وحدت میلیاردرها و محرومان و مهاجران را یکجا شکست دادند!


1- هرچند من اهلیت و صلاحیت و سواد و زبان ورود به رأی بریتانیا در ترک اتحادیۀ اروپا بعد از 43 سال عضویت را ندارم و البته ادعایی هم. اما می خواهم یک برداشت کلی از شوک امروز صبح وارد شده به جهان را بنویسم: ماجرا ابتدا از یک زرنگی دیوید کامرون شروع شد. زمانیکه برای خلع سلاح ملی گراهای افراطی در انتخابات پارلمانی سال گذشته از سویی و منسجم نگاه داشتن اردوی کانسرواتیو های حزب خودش از جانب دیگر وعدۀ همه پرسی داد. کامرون گمان می کرد که با این تاکتیک زیرک علاوه بر اینکه به دو هدف اشاره شده در بالا دست می یابد و یافت. درضمن می تواند این موضوع را حربه ای هم بکند برای تهدید اتحادیه اروپایی و امتیازهای بیشتری برای بریتانیا کسب کند. و البته درست هم هدف گذاری کرده بود و او توانست امتیازات خوب بیشتری را از اتحادیه اروپا بنفع بریتانیا بگیرد. در نتیجه دیوید کامرون بیش از همیشه مطمئن شد که رفراندوم 23 ژوئن را حتماً خواهد برد و مشکلی پیش نخواهد آمد. 

2- نخست وزیر بریتانیا این اطمینان را از آنجایی هم تقویت شده می دید که تقریباً سه گروه اجتماعی پرزور و پر رأی شامل الف- نخبگان مؤثر در حوزۀ اقتصاد و بانک و بیزنس های بزرگ و مدیا و ... همه و همه؛ ب- محرومان و پاپتی ها و بنفیت بگیرها و پ- مهاجران و پناهندگان را در سبد رأی موافقان اتحادیه اروپا حتمی داشت. نه تنها این سه گروه اجتماعی و اقتصادی را با خود همرأی می دید. بلکه بزرگترین حزب رقیبش کارگر را و مهمتر از همه اسکاتلندی ها و ایرلندی های شمالی را هم همدوش داشت. نظر سنجی ها هرچند در این اواخر خطراتی را مخابره می کرد. اما نخست وزیر مطمئن بود که اختلاف هم کم شده باشد بطور قطع او برنده خواهد شد و بریتانیا در اتحادیه خواهد ماند. این را از این جهت هم مطمئن هستم که دیشب با شروع شمارش آرا - که بطور سنتی ابتدا از آرای اسکاتلند و ایرلند و ولز نتیجه بدست می آید - جشن و پایکوبی و خنده های مستانه و متلک به نایجل فاراژ - رهبر حزب استقلال بریتانیا - و ... از سر و کول شبکه های رسمی بی بی سی بالا می رفت. که البته فقط دو ساعت وقت لازم بود که جشن ماندن به ماتم رفتن تبدیل شود و همه در شوک - شاید معجزه ای در آخرین دقایق حاصل شود - چشمانشان به دو دو افتاد. اما معجزه ای در کار نبود و انگلیسی ها همۀ کمپین بسیار قوی موافق ماندن را جارو کرده و به گذشته و خاطرات تبدیل کردند.

3- چرا می گویم انگلیسی ها. مگر بقیه که موافق ماندن بودند انگلسی نبودند؟ چرا همه از جهت شناسنامه ای انگلیسی بودند اما همانطور که گفتم وجه تمایز آشکاری با انگلیسی های طبقۀ متوسط که ملیت جزیی از تعصب سنتی شان است و باقی هم مانده داشتند. هواداران ماندن یا نخبه ها و میلیاردرها بودند. یا محرومان و بنفیت بگیران و یا مهاجران و بعداً انگلیسی شده ها. این سه دسته که اتحادی شگفت انگیز پیدا کرده بودند در این همه پرسی؛ قبل از دغدغۀ ملیت و خلوص فرهنگی دغدغه های اقتصاد و رونق و شاخص های کمّی دیگری مدّ نظرشان بود. در حالیکه انگلیسی های مورد اشارۀ من غرور و عظمت و تاریخ و امنیت و یکپارچگی ملی را در پیشانی خویش حمل می کردند. لذا نگاهی به نتایج ریزتر همه پرسی بما نشان می دهد که در شهرهای بزرگ و اقتصادی و مولتی کالچر مثل لندن و منچستر و نیوکاسل هواداران ماندن پیروز مطلق بوده اند در حالیکه در شهرهای کوچک و دارای خلوص فرهنگ بریتانیایی خواستاران استقلال برندۀ قطعی بوده اند. بعبارت دقیق تر همه پرسی را مخالفان ادغام فرهنگی بردند و خواستار بازگشت به بریتانای تاریخی شدند و هستند.

4- اینکه برخی از تحلیل گران آرای جدایی خواهان از اتحادیۀ اروپا را بیشتر احساسی و غیر عقلانی خوانده و آن را بضرر بریتانیا ارزیابی کرده اند می تواند درست نباشد. زیرا کشته شدن خانم کاکس نمایندۀ هوادار ماندن در اتحادیه بدست یک راست افراطی در سه روز پیش از همه پرسی می توانست بیشترین عاطفۀ موافق را بجامعه پمپ کند و جدایی خواهان را متقاعد احساسی بماندن بکند. در حالیکه دیدیم چنین نشد و حتی مرگ دلخراش خانم کاکس هم انگلیسی های خسته از تسلط الیگارهای اتحادیه بر سرنوشت شان را تحت تأثیر قرار نداد. اما من خیلی حس بدی ندارم نسبت به جدایی بریتانیا از اروپا  مثل یأس سراسری اکثریت نخبگان امروز بریتانیا. زیرا معتقدم که اتحادیۀ اروپا خود بخود بسمت فروپاشی می رفت و می رود و در میان مدت - ده سال آینده - ضعیف تر و ضعیف تر می شد و خواهد شد و فروخواهد پاشید. حالا بریتانیا این فرصت را یافته است که زودتر از بقیه سرنوشت خودش را در دستش بگیرد و خودش هم به اضمحلال اتحادیه در آینده کمک کند. چون اتحادیۀ اروپا بغیر از اتلاف یک سری منابع کشورهای عضو خیلی نتوانسته در سال های اخیر موفق عمل کرده و با بحران هایی همچون مهاجرت و اقتصاد و ... مقابلۀ مؤثر بکند. البته اولش کمی سخت خواهد بود اما خیلی زود بریتانیا خوشبخت تر از کشورهای عضو باقی مانده خواهد شد. مشکل بازار را هم علاوه بر اینکه بریتانیا با کشورهای مشترک المنافع خودش حل خواهد کرد بلکه گمان نمی کنم که اروپا هم کلاً خودش را از بده بستان قابل توجه با اقتصاد بریتانیا محروم کند.

5- می ماند مهمترین بند این گفتار الکن و بریده بریده. و آن اینکه بنظرم یکی از مناطقی که بریتانیای جدید بسرعت مورد توجه قرار داده و هدف خواهد کرد خاورمیانه است و بتبع آن ایران عزیز ما. زیرا بریتانیا برای پیدا کردن بازارهای جدید و جایگزین راه خواهد افتاد و چه جایی بهتر از خاورمیانه که هم سابقۀ بسیار آشنایی برای بریتانیا دارد و هم در شرایط جدید که امریکا می خواهد به آسیای جنوب شرقی استراتژی کج کند؛ بریتانیا این ظرفیت را خواهد داشت که برگردد بسمت حوزۀ نفوز تاریخی خود. ایران اما بدلیل ظرفیت های بالقوۀ استفاده نشده و رها شده در 40 سال اخیر می تواند یک هدف بسیار جذاب برای بریتانیا باشد و برای بدست آوردن بخش بزرگی از بازار ایران هم تلاش خواهد کرد. و این به ایران هم فرصت می دهد که از اشتیاق جدید و ناگزیر بریتانیا بهره برداری کند و روابط اقتصادی بصرفه تر و ارزانتر و پایدارتری را به میراث داران سرزمین ملکه پیشنهاد کند. البته اگر طاعون ضد توسعۀ خامنه ای بهبود یابد.

و ختم کلام اینکه فارغ از هر تحلیلی بر نتیجۀ همه پرسی اخیر؛ کشور بریتانیا باید به دموکراسی و فرهنگ بالندۀ خودش افتخار کند. و این همه پرسی برنده ای جز "انسان فقط هنگامی انسان است که آزادی انتخاب داشته باشد حتی اگر بضرر خودش انتخاب کند" نداشته است. زنده باد انسان و انتخابش! یا...هو

۵۳ نظر:

عسکر گفت...

. . . . .
جناب سرتیپ
. . . . .
در انتهای مقاله خود نوشته اید:
"بریـتـانـیـا بـایـد به دموکراسی و فرهـنگ بالـنـدۀ خودش افـتـخـار کند و این همه پرسی برنده ای جز
"انسان فقط هنگامی انـسـان است که آزادی انتخاب داشته باشد حتی اگر بضرر خودش انتخاب کند"

. . . . .
بسیار بسیار متأسفم از دیدگاه شما
. . . . .

و اما اعتقاد من این است:

من می بـیـنـم کـه "نـابــیــنـا" و "چـاه" اسـت ، اگـر خـامـوش بـنـشـیـنـم گـنـاه اسـت .

من و خانواده ام هـرگـز خـاموش نـخـواهیم نـشـسـت و اجازه نـخـواهیـم داد که بــریـتـانــیــایـی ها
خودشان را به "تــه چـاه" بـیـانـدازنـد .


ناشناس گفت...

انسان فقط وقتی انسان است که آزادی انتخاب داشته باشد حتی اگر به ضرر خودش تمام شود. عالی است این جمله . خیلی عالی. به نظرم دقیقا هماهنگ با انسان شناسی دینی هست. این که انسان آزاد است که راه سعادت را پیش بگیرد یا شقاوت را و هیچ نیروی ماورایی را خداوند برای ممانعت از انتخاب یکی از این دو راه نگذاشته، جوهره دین داری است. خیلی مخلصیم تیمسار. ضمنا بابت از دست رفتن جوانان سرباز هم که شما سمت پدری و استادی به آنها دارید هرچند آنها را ندیده اید تسلیت می گم. برقرار باشید.

مانی گفت...

عسگر جان کوتاه بیا, بگذار این انگلیس خبیث بیافته ته چاه و با امام زمان محشور شود.

ناشناس گفت...

عسگر اول مراقب خودت باش که توی چاه روشن نشی، بعد فکر بــریـتـانــیــایـی ها رو بکن.

ناشناس گفت...

انگلیس مانند سر و آمریکا مانند بازو و تنه یک بدن می ماند. نتایج آرا در انگلستان حس عجیبی به من می دهد که در آمریکا هم دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری خواهد نشست.

ناشناس گفت...

انسان فقط وقتی انسان است که آزادی انتخاب داشته باشد حتی اگر به ضرر خودش تمام شود.
این جمله را هیچوقت از یاد نمی برم

ناشناس گفت...

شما یا قدرت ذهنی فهم عرایض بنده را نداری و یا داری و خودت را نافهم جلوه می دهی که بر باطل خودت استوار باشی. قالیباف روحانی نبود که نشان دهد اگر بیاید رهبر را می گذارد توی جیبش و نظام مدرن و کارآمد تشکیل می دهد و دوتا را چهارتا می کند.
از پست قبلی جنابعالی
حالا که شما خیلی میفهمی و خیلی قدرت فهم عرایض خودتو داری بگو ببینم چطور وقتی درامد نفتی از بیش از یکصد میلیارد دلار به هفده میلیارد رسیده جناب
گاز انبرقهوه ای چطور میخاد سیصد هزار کار تو حوزه آی تی ایجاد کنه اساسا شخص یا حتی یه تیم هر قدر خوب هم کاری از دستش ساخته نیست وقتی پولی در چرخه نباشه و مساله دیگه که این که البته یه بار هم گفتم این که فکر کنی خامنه ای به قالیباف هم رحم میکنه از دو حالت خارج نیست یا خودت نمیفهمی یا خودتو به نفهمیدن میزنی فرض محال که قالیباف شد رئیس جمهور از فرداش سگ های هار دور خامنه ای شروع میکنن به واق واق کردن که دشمن با روش جدید در حال نفوذ هست و در قالب یک فتنه جدید در حال نفوذ و رخنه هست لابد اسمش رو هم میذارن فتنه کارامدی ،روح بیمار و دشمن پندار خامنه ای قالیباف رو هم در قالب یک تهدید خواهد دید بدون قطع کردن سر این مار ایران رنگ شادی رو به خودش نخواهد دید البته مساله اینجاست که من شک دارم تو اینارو ندونی
اما اگر بمن رأی بدهی مثل همۀ کارهایم در پلیس و شهرداری کارهای مورد نیاز روزمره تان را با تقویم مشخص انجام می دهم و زندگی سگی فعلی تان را کمی ارتقاء می دهم
باز هم از پست قبلی
شرم بر این همه دئانت و پستی شرم به تو که زندگی هموطنان خودتو رو زندگی سگی مینامی و تحقیرشون میکنی و به اونها ادرس قالیباف رو میدی تا کمی از زندگی سطح زندگی سگی فاصله بگیرن تا ضمیر بیمارت کمی تسلا پیدا کنه لعنت به کسی که بتوانه بلایی به سر روشنفکرانی مانند تو بیاره و دریغ کنه گر چه این روال همیشگی سفله های به ظاهر روشنفکر بوده اون موقع که سرباز وطن بودی و در بحبوحه انقلاب 57 به جای این که سر تفنگ رو به سمت دشمن اخوند و مارکسیسم و نه مردم معمولی بگیری برای کاسه لیسی خمینی به صف واستادید ولی خمینی شما رو میشناخت و خوب درسی به شما داد و تاریخ همیشه نفرینتان خواهند کرد شما همیشه بازنده گان را
به زندگی سگی خودت در لندن ادامه بده و باز هم مزخرف بنویس ولی ننگ بی شرافتی از پیشانی شما برداشته نمیشه همچنان که رنگ قهوه ای از سر و صورت سردار

Dalghak.Irani گفت...

این ها که اتهام است بمن شخصیت شناخته شده و معروف و بسیار سرشناس و محبوب و موفق در ارتش و نیروی هوایی. و مقداری عقده گشایی کودکانه است در مورد سرداری که از سربازی به سرداری رسیده و به هموطنانش خدمت کرده و موفق بوده. سعی کن در همان محدوده ای که من با هزار تمهید ادبی شما را تحقیر کرده ام بمن توهین بکنی. و الا این ادبیات آشنای بازندگان شاهنشاهی - هم علت بوده اند و هم معلول - مشکلی را حل نمی کند. چون حرف من بتو می سوزاند تا ته فیها خالدون - چون من نام و شخصیت و عکس و وجود فیزیکی دارم - اما گفتۀ تو می تواند فقط نوعی بدبویی ایجاد کند که می توانم پنجره را ببندم. یا...هو

ویتگنشتاین گفت...

جناب دلقک
اخیرا دو اتفاق و یا دو خبر مهم در عرصه تاریخ جمهوری اسلامی منتشر شده است. نخستینشان پرده برداری از نامه نگاری و روابط پنهان ایران و امریکا در اوایل انقلاب بود و دیگری انتشار کتاب «رفیق آیت الله» که مطالب و مستندات جدیدی از روابط ایران و شوروی از جمله مسمویت خمینی به دست خامنه ای، دربردارد. خیلی دوست داشتم بدانم که روابط ایران و آمریکا و ایران و شوروی در آن بازه زمانی، در کانتکست دیدگاه های شما چگونه تحلیل می شود؟
این هم لینک کتاب:
https://play.google.com/books/reader?id=3_NQDAAAQBAJ&printsec=frontcover&output=reader&hl=de&pg=GBS.PT13

ناشناس گفت...

این ها که اتهام است بمن شخصیت شناخته شده و معروف و بسیار سرشناس و محبوب و موفق در ارتش و نیروی هوایی
نقل قول از تو

من که منظورم تو نبود وگرنه نه در آن زمان و نه در این زمان تو هیچ محلی از اعراب نداشتی و نداری بی تعارف.من کلیتی ارتشی رو خطاب قرار دادم که تو بخش بسیار حقیر وناچیزی از اون بودی که وطن فروشی کرد و تو هم پیرمرد مزخرفی هستی که البته قلم خوبی داره و اراجیفش رو به شکل قابل قبولی به تحریر میاره
مقداری عقده گشایی کودکانه است در مورد سرداری که از سربازی به سرداری رسیده و به هموطنانش خدمت کرده و موفق بوده
برگرفته از پاسخ خودت
برخلاف تصورت من دو سوال پرسیدم یک بدون پول حتی مدیری مثل قالیباف کاری از دستش برنمیاد و سوال دوم چرا تا این حد بیخردانه این نسخه رو تجویز میکنی که اگر جنس انتخاب مردم به فاز اجتماعی و حوزه کارامدی شیفت بشه خامنه ای دست از سر قالیباف برمیداره و شعاع حرکت اون رو محدود نمیکنه من اگر به درستی به قالیباف میگم گاز انبر قهوه ای برای تحقیر تو هست و گرنه مخالفتی با شخص اون ندارم
اما میرسم به افاضاتت در مورد تحقیر من .از اون دسته ادمایی هستم که دردهای ادما رو از صداشون از قلمشون از نگاهشون و در نهایت رجزخوانی های مسخرشون میفهمم من باور کردم که تو منو تحقیر کردی و از دیگرانی که زنجیره جواب و پاسخ هامون رو خوندن هم همینو درخواست میکنم اگر گوشه ای از زخمی که با رو کردن تاریکی های وجودت به خصوص اونجایی که به هموطنانت توهین کردی و زندگی اون ها رو زندگی سگی نامیدی بهت زدم تا جایی که به جای جواب دادن پرت و پلا میگی

ناشناس گفت...

تنها کسی که چند سال خواننده وبلاگ بوده باشد و درجه میهن پرستی افسران به خصوص تربیت شده در دوران شاهنشاهی را بداند، از ادبیات دلقک ناراحت نخواهد شد.
با این تذکر اما سوال من این است که با توجه به اهمیتی که دلقک به آزادی های اجتماعی و زنان و شادی مردم که اتفاقا نقطه ضعف حکومت هم می باشد و به کرات دلقک این موضوع را تاکید نموده است، نقش قالیباف در این مورد چیست؟
بله قبول دارم با افزایش سطح رفاه طبقه متوسط جامعه رسیدن به هدف بالا تسهیل می گردد اما سخن من این است که پیشرفت اقتصادی نیازمند ایجاد بستری قانونمند، شفاف است. وقتی جامعه غرق در فساد و رانت آن هم از جانب بنگاه ها و نهاد ها، قوه قضاییه، رهبری به عنوان حکومت است و رسانه ها کنترل و سانسور می شوند، آن حداقل کارآمدی هم گذرا و ناپایدار است.

MiM گفت...

بعد از 12ساعت کار طولانی خوندن دو پست آخرتون تمام خستگی و کوفتگی روزمو بیرون برد... ممنون به خاطر سفیدی بین خطهای سیاه... ممنون که هستید...

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، ممنون از نوشتارتان، من هر روز به صورت چراغ خاموش ميخوانم و بهره ميبرم، فقط خواستم سلامى عرض كنم.
ارادت افشين قديم.

شهروند مشفق گفت...

انگلستان با این شرایط جدید سطح خود شو از یک قدرت درجه یک جهانی‌ (آمریکا، آلمان، ...) به درجه دو (ژاپن) تقلیل داد. درسته که از نظر اقتصادی و امنیت (در کوتاه مدت) به نفعش خواهد بود، ولی‌ از نظر جایگاه جهانی‌ انتخاب کرد نقش خودشو واگذار کنه به آلمان. چرا؟

فحش بلد نیستم گفت...

. . . . .
حضرت مستطاب جناب ناشناس ساعت ۱۶:۳۶ و ساعت ۱۹:۱۷
. . . . .
حـقـیـقـتـش ، من در سـطح شما فحاشی و ناسزاگویی به هموطنانم بلد نــبـودم
ولی با خواندن دو کـامـنـت شــمـا ، فحـش های گوناگون و جدیدی آمـوخــتــم
و لذا وظـیـفه خـود می دانـم که از آنچه به من آموخـتـیـد ، سپاسگزاری کنم
. . . . .
این را هم اضافه کنم که سـطح اسـتدلال شما حقـیـقـتـا از " امانوئل کانت " و
" فرانسوا ولتر " و " جان لاک " و افرادی از این دسـت خـیـلی بالاتر بود
و به همین دلیل به شما توصیه می کنم که به آمریکا بیایید و در دانشگاه های
آمریکا به تدریس علوم انسانی بپردازید .
. . . . .
متأسفانه در دانشگاه های آمریکا ، اساتید و دانشجوها خیلی مودب و سر به زیر
هستند و احتیاج به استادی مثل شما دارند
. . . . .
باز هم از فحش های جدیدی که آموزش دادید ، مجدداً سپاسگزارم .

شهروند مشفق گفت...

در توضیح پست قبلی‌:

اگه یه جنگ بزرگ منطقه‌ای تمام قوانین بازی رو عوض نکنه (که فکر نکنم، ببینیم آمریکا چی‌ می‌شه)، بریتانیا احتمالا بیست- سی‌ سال دیگه به ژاپن اقیانوس اطلس تبدیل می‌شه، به علاوهٔ مزیت برخوردار بودن از یکی‌ از پر قدترت‌ترین نیروهای نظامی دنیا. البته از نظرهایی بد جایگاهی‌ برای خودش انتخاب نکرده: معاوضهٔ نقش امپرا طوری جهانی‌ با یه جایگاه درجه دو ، ولی‌ مطمئن تر. در کوتاه مدت، فقط باید بتونه شوک انفجاری این تغییر و ترکش‌های احتمالی‌ رو مدیریت کنه. منظورم اسکاتلنده.

شهروند مشفق گفت...

یه خبر که میتونه خوب باشه، و یه درخواست.
خبر اینه که مدیر عامل بیمه ایران مجبور به استرداد ششصد میلیون تومن از حساب شخصیش به بیت المال شده. هر جور شروع شده، این جریان دینامیسم خودشو پیدا کرده و دیگه لزوما نتیجهٔ نهاییش تحت کنترل کامل هیچیک از دو جناح نیست و میتونه روند خیلی‌ مثبتی باشه.
درخواست از دلقک: اینروزا مطبوعات نشونه‌هایی‌ رو ذکر می‌کنن که احتمالا تغییرات مهمی‌ در سیاست منطقه یی ایران با حمایت رهبر صورت گرفته، که در تقابل با سیاستهای سپاه قدس قرار داره. حسن نصرالله هم که نه گذاشته و نه‌ ورداشته و یه پاشو گذاشته اینور و یه پاشو گذاشته اونور و ..... نظرت چیه؟ بدون اینکه بخوام آجندای سیرک رو تعیین کنم، در موقعیت مقتضی یه بحث در این مورد در سیرک دامن بزنی‌ شاید بد نباشه.

ناشناس گفت...

توصیه رهبر انقلاب به شعرا
خیانت‌های آمریکا در قضیه برجام به افکار عمومی منتقل شود

ناشناس گفت...

گفتند قراره سوریه رو فدرالی کنند و رئیس جمهوری بعدی امریکا شمع ها رو فوت کنه و به هر کسی یه تیکه از کیک بدن.

ناشناس گفت...

سلام

انگلیسی ها، به طور سنتی
هر کشوری که مورد استثمار قرار دادند، به بدبختی و بیچارگی کشاندند

ایران، هند، و حتی چین
چین پس از استقلال، با انبوه تریاکیها مواجه بود.

همچنین، گفته میشه، جنگ اول جهانی، جنگ دوم ادامه اول بود، در اصل توسط خود انگلستان و برای بقای امپراطوری خودش به راه افتاد.

و اضافه کنم، انگلیسی ها خودشون رو آقای دنیا میدونن، حتی به امریکا میگن حیاط خلوت خودمان


من به شخصه، با توجه به شرایط عقیده دارم، این تصمیم برای هدفی مهمتر از خود اتحادیه شکل گرفته

رامیار گفت...

بسیار خوشحالم که مطلبی که از آقای آبک نقل کردم مورد تایید و پسندتان قرار گرفت. اگرچه موضوع جدایی بریتانیا از اروپا موضوع جذابی است ولی اگر ایرادی ندارد یک مطلب تحلیلی اقتصادی هم معرفی کنم که به نظرم تحلیلهای شما در رابطه با سیاستهای اقتصادی و مقابله با فساد دولت روحانی را پوشش می‌دهد:
http://meidaan.com/archive/16200
چگونه «عقلانیت» دولت روحانی زمینه‌ساز بازگشت احمدی‌نژادی‌ها می‌شود
بخش نتیجه گیری آن را نقل می‌کنم:
آنچه سیاست‌گذاران دولتی “عقلانیت” می‌نامند، از منظر اقتصاد جریان اصلی سیاست‌گذاری “بد” و اگر به عدالت اجتماعی حساس باشید اعلان جنگ دولت علیه طبقات فرودست اجتماعی محسوب می‌شود. قطع سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی از طریق آموزش و بهداشت همگانیِ با کیفیت به نفع سهامداران بازار بورس و پتروشیمی‌ها ضربه‌زدن به توسعه کشور و نسل‌های آینده ایران است. هل‌ دادن میلیون‌ها شهروند و کودک به زیر خط فقر به رشد اقتصادی کشور کمکی نخواهد کرد و در آینده نسل‌هایی را تقدیم جامعه می‌کند بی‌بهره از تغذیه، بهداشت و آموزش با کیفیت.

هنگامی که در سال‌های آتی گروه‌هایی که تنها سهمشان از برجام و “عقلانیت” فقر و فلاکت بیشتر بوده است برای تغییر به صحنه بازگردند، شاید مسئولان به مانند ده سال پیش خود را دوباره بی‌دفاع بیابند.

نتایج سیاست‌های دولت تنها در فقر و عدم توسعه اقتصادی خلاصه نمی‌شود. مسئولان دولتی این روزها به واسطه موفقیت در رفع تحریم‌ها از سر کشور چه بسا جایگاه خود را دست‌نیافتنی تلقی کنند. اما هنگامی که در سال‌های آتی گروه‌هایی که تنها سهمشان از برجام و “عقلانیت” فقر و فلاکت بیشتر بوده است برای تغییر به صحنه بازگردند، شاید مسئولان به مانند ده سال پیش خود را دوباره بی‌دفاع بیابند. دولت حسن روحانی سوار بر امواج نارضایتی از دولت دهم به قدرت رسید. هنگامی که پس از چندسال “امید” جای خود را به درماندگیِ ناشی از فقر و فلاکت و بی‌عدالتیِ لجام‌گسیخته داد، نباید از بازگشت پوپولیسم احمدی‌نژادی با پرچم “یاور محرومان” متعجب شویم. محرومانی که برای دولت این روزها تلفات ناخواسته “عقلانیت” به شمار می‌روند.

ناشناس گفت...

سلام تیمسار.ببخشید اگر ارتباط مستقیم با بحث نداره. این اجرای The Phantom of the Opera تو لندن رو بسیار دوست داشتم گفتم شاید شما هم بدتون نیاد:

https://www.youtube.com/watch?v=tE6SRBnDHx8

با احترام،

سیاوش

پ.ن.۱ : این اجرا بخشی از یک برنامهٔ سالیانه هست که با حضور اعضای خانوادهٔ سلطنتی و یا نماینده‌هاشون برگزار می‌شه و در آمدش صرف کمک به هنرمندانی می‌شه که به دلیل بیماری شرایط سختی دارند.

پ.ن.۲: فانتومِ شمارهٔ ۲ (خواننده مرد با ریش مشکی‌) رامین کریملو متولد ایران و بزرگ شدهٔ کاناداست.

ناشناس گفت...

شهادت سه محیط بان را تسلیت باد.
دنبال فساد در انتقال پول به حزب‌الله لبنان هم باش.
نگران انگلیس هم نباشید که خوب می دانند چگونه گلیم خود را از آب بیرون آوردند.

ناشناس گفت...

رامیار روی صحبتت با دلقک بود ولی اگر اجازه بدی یک سری اطلاعات هم بنده در اختیار شما بذارم شاید به بحث تون کمک کنه.
در تحلیلی که اشاره کردین یکی از جملات کلیدی این هست:

"قطع سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی از طریق آموزش و بهداشت همگانیِ با کیفیت به نفع سهامداران بازار بورس و پتروشیمی‌ها ضربه‌زدن به توسعه کشور و نسل‌های آینده ایران است"
عرض کنم خدمت شما که در دولت روحانی هزاران میلیارد تومان در بخش سلامت و بهداشت سرمایه گذاری شد و 11 میلیون نفر با کمترین هزینه بیمه شدند. البته طرح تحول سلامت یک عیب بزرگ داره و اون هم فاصله زیاد پرداختی بین متخصصان، پزشکان عمومی و پرستاران هست. و پاشنه آشیل دیگر این طرح بحث بیمه ها هست و اینکه بیمه ها در ایران معلوم نیست که بالاخره دولتی هستند یا خصوصی.
اما در مورد آموزش دولت روحانی جلوی چپاندن هزاران استاد تقلبی که وابسته به نهادهای مذهبی، بسیج، نیروهای اطلاعاتی و نظامی بودند رو گرفت و بورسیه های تقلبی رو مسدود کرد. که همین یک پیشرفت بزرگ در امر تحصیلات عالیه بود. ضمن اینکه تاحدی استقلال نسبی رو به دانشگاه ها برگردوند و اخراج اساتید مستقل رو متوقف کرد که این کارها خدمت بزرگی به آموزش ایران بود که اثراتش سالهای طولانی باقی خواهند ماند. اما در مورد وزارت آموزش و پرورش دولت با هزاران معلم حق التدریسی روبرو هست که در دوران احمدی نژاد استخدام شده اند درصد قابل توجهی از اینها صلاحیت علمی و اخلاقی معلمی ندارند و فقط به دلیل نزدیکی به سیاسیت های احمدی نژاد وارد وزارت آموزش و پرورش شده اند. آموزش و پرورش ایران بسیار فربه و ناکارامد هست. در کشورهای اروپایی یک معلم به تنهایی چندین رشته درسی رو میتونه تدریس کنه و به سختی و شدت کار میکنه. داوطلبان معلمی شرایط بسیار بسیار دشواری رو طی میکنن تا به عنوان معلم استخدام بشن اما در ایران برای هر رشته ریز و درشتی و برای هر کلاس یک معلم استخدام شده و کاسبی هزاران میلیارد تومانی به نام کنکور برقرار شده و اکنون میلیون ها جوان تحصیل کرده در رشته های به درد نخور داریم.
اما در مورد بورس، سازمان بورس در دوره روحانی چندان موفق نبوده و سرمایه گذاران به سود چندانی نرسیده اند. البته این نکته مثبتی محسوب نمیشه.
در مورد پتروشیمی ها، چندین پتروشیمی مهم که ارزش آنها اکنون به ده ها میلیارد دلار میرسه در زمان احمدی نژاد تقریبا به قیمت مفت به سازمان های وابسته به سپاه واگذار شدند. و همچنین رانت های عظیم در دوران احمدی نژاد برای پتروشیمی ها شکل گرفت. خدمت تون عرض کنم که پتروشیمی ها یکی از منابع اصلی تامین ارز هستند و صحبت از میلیاردها دلار پول هست. اما در دولت روحانی پتروشیمی ها ملزم به تهیه خوراک خود از بورس شدند.

اما در مورد این جمله شما:
"هل‌ دادن میلیون‌ها شهروند و کودک به زیر خط فقر"
مستحضر هستید که اعلام آمارها در زمان احمدی نژاد چه وضعیتی داشت. مرکز آمار ایران در زمان احمدی نژاد یک عدد باورنکردنی برای ضریب جینی اعلام کرد در حالیکه سازمان های جهانی اعداد دیگری رو اعلام کردن. نابرابری و شکاف طبقاتی در زمان احمدی نژاد به شدت افزایش پیدا کرد و یک طبقه نئوسرمایه دار رانت خوار قدرتمند مافیایی پیچیده ایجاد شد که هنوز هم دولت روحانی نتوانسته است شر این انگل ها را از سر مردم ایران کم کند. در زمان روحانی ضریب جینی کمی افزایش پیدا کرده و این رو خود دولت هم اعلام کرده معنایش این هست که نابرابری افزایش پیدا کرده. در حالیکه احمدی نژاد ادعا میکرد نابرابری را کاهش داده است!

ادامه در کامنت بعدی...

ناشناس گفت...

ادامه:

"در سال‌های آتی گروه‌هایی که تنها سهمشان از برجام و “عقلانیت” فقر و فلاکت بیشتر بوده است برای تغییر به صحنه بازگردند"
در مورد این جمله شما من عبایی ندارم که بگویم مردم ما ناآگاه هستن. در دنیای امروز تعارفات کنار گذاشته شده و همه با عدد و رقم و صریح صحبت میکنند. دنیای امروز، دنیای صراحت و صداقت هست. کشورهایی که با خودشون تعارف دارن تا ابدالدهر در جهالت و عقب ماندگی باقی می مونن. وقتی مردم اشتباهی انجام بدن هیچ چیزی نمیتونه حقیقت اشتباه بودن کار آنها رو تغییر بده حتی این مسئله که میلیون ها نفر از مردم آن کار اشتباه را انجام بدهند. متاسفانه همونطور که قبلا گفتم مردم ما عقل شون به چشم شونه و ظاهر بین هستن و به شدت خودخواه و منفعت گرا. و البته اعتقاد دارم که این خصوصیات اکتسابی هست و نه ذاتی و مردم ما ذاتا خوب هستند و این خصوصیات بد به دلیل نفوذ خرافات و مذهب و عملکرد کشورداری افتضاح روحانیون در مردم ایران ایجاد شده. ولی در حال حاضر اون چیزی که ما در مردم ایران می بینیم همین خصوصیات غیرقابل دفاع هست. مردم در کوچه و بازار به راحتی آب خوردن بدون اینکه چند درصد از مغزشون رو به کار بگیرن میگن: اه این روحانی هم یه آشغالی بود مثل احمدی نژاد! قدرت تحلیل این رو ندارن که وقتی احمدی نژاد 50 هزار تومن میذاشت تو جیب شون از اون ور 500 هزار تومن از جیب شون بر میذاشت. احمدی نژاد در بهترین زمان حکومت رو ترک کرد وگرنه اگر 4 سال دیگر هم می موند چنان افتضاحی به بار می آورد که در نمونه اش رو در تاریخ نمیشد پیدا کرد. مردم در خیابون ها دنبال خرده ریزهای نان میگشتند برای خوردن! به عبارت دیگه وضع مالی کشور طوری هست که هیچ بنی بشری نمی تواند جور دیگری غیر از آنچه که روحانی در حال حاضر عمل میکند، بهترش را بتواند عمل کند.

اما در مورد ادعای دلقک در مورد توانایی قالیباف در ایجاد 300 هزار شغل فقط در بخش آی تی!:
این حرف معناش این هست که قالیباف میتوانست در بخش های دیگر هم صدها هزار شغل و در جمع میلیون ها شغل ایجاد کند!. باز هم بی فکری محض! شغل چگونه ایجاد میشود؟ با حرف؟ آیا اگر من بگویم می توانم مثلا 100 هزار شغل ایجاد کنم، 100 هزار شغل ایجاد میشود؟ ایجاد شغل پول نیاز دارد. سرمایه گذاری نیاز دارد. در سال اول شهردار شدن قالیباف (1384)، تعداد کارکنان شهرداری 54430 نفر بوده و اکنون بعد از بیش از یک دهه به 57000 نفر رسیده یعنی شهرداری فقط برای 2500 نفر در طول 11 سال شغل ایجاد کرده. که البته این رو من به شخصه منفی نمی دونم بلکه مثبت میدونم چون از نظر بهره وری کاری بیش از یک دوم از 57000 نفر اضافی هستن و باید اخراج بشن. ولی از نظر اینکه در طول این 11 سال قالیباف نتوانسته شهرداری تهران رو از نظر حوزه مورد ادعای خود یعنی آی تی به پیشرفت برسونه و این سازمان رو تبدیل به یک سازمان با خدمات رسانی الکترونیک پیشرفته تبدیل کنه رو نقطه ضعف اون می بینم. در حال حاضر پس از 11 سال مدیریت قالیباف، شهرداری همچنان یک سازمان بوروکرات و فاسد و پراز رشوه هست که با همان شیوه های قدیمی و منسوخ اولیه کارهای اداری خود و مردم رو انجام میده به جز موارد نادر مثل مترو و بلیط های الکترونیک مترو که اونها هم به دلیل وارداتی بودن شون ناگزیر مدرن و پیشرفته از آب در اومدن!. یک نقطه ضعف دیگر قالیباف اینه که در طول این 11 سال او نتوانسته بخش خصوص قدرتمندی رو در حوزه خدمات رسانی شهری و پیمانکاری پروژه های عمرانی شکل بده و بزرگترین قرارداد او که مدافعانش میگویند تفاهمنامه است با سپاه بوده به مبلغ 20 هزار میلیارد تومان یعنی بیشتر از کل بودجه یک سال کامل شهرداری. در همین مدل کوچک شهر تهران او کارهایی را که مدعی است نتوانسته انجام بدهد چه برسد به کشور که تنها یک گنجشک بی دفاع در دستان فرماندهان سپاه و خامنه ای خواهد بود بدون زبان و نیرویی برای دفاع و واکنش.

رامیار گفت...

سلام به ناشناس گرامی
از زمان و انرژی که برای تصحیح نوشته‌های من صرف کردید ممنونم. این نوشته هااز آن من و الزاماً باور من نبوده. من لینک نوشته اصلی را گذاشتم و سپس نتیجه گیری را برای ایجاد اشتیاق چسباندم. در این سیرک رسم بر این است که فقط یک لینک نچسبانیم و حتما یک توضیحی بدهیم که چرا این نوشته ارزش خواندن دارد. من هم نمی توانستم کل مقاله را بگذارم پس نتیجه گیری آن را گذاشتم. البته فرمایش شما در نهایت به کل مطلب هم میتواند وارد شود ولی پیشنهادم مطالعه کل متن است.
باز هم ممنون.

ناشناس گفت...

حالم بهم میخوره از این منم عنم های بعضیها. انگار که از آسمان نازل شدند تا مردم رو هدایت کنند و برچسب هادی بر پیشانی دارند.

عرض ادب تیمسار

آرشم

ناشناس گفت...

http://www.bbc.com/persian/blogs/2016/06/160626_l44_nazeran_ir_election_reformist
پاسخ دهید جناب دلقک اصلاح طلب

ناشناس گفت...

پسر جوان چمران عضو و رئیس شورای شهر تهران با 30 سال سن و مدرک کارشناسی (درحالیکه هنوز مدرک ارشد وی تایید نشده) در یکی از زیرمجوعه های شهرداری تهران به عنوان به عنوان معاون منصوب شده است. این ارتقا درست قبل از حسابرسی های این شرکت انجام گرفته.
http://www.khabargar.co/2016/06/blog-post_904.html

میخوام بدونم پاسخ شما در این باره چیست؟ به خصوص که شما پاسخ و واکنش صریح روحانی و معاون اولش رو در مقابل فیش های حقوقی کافی ندانستید و دم از صداقت و مدرنیسم زدید و به کمتر از التماس و غلط کردم گفتن انها هم راضی نبودید و در دو پست پیاپی هم به روحانی گیر دادید.

ناشناس گفت...

مردم خواستار واکنش صریح روحانی بودند نه دلقک! دلقک فقط به درستی تحلیل کرد که این مسئله پتک میشه میخوره توی سر روحانی که الانم شده و همه هم یکی زدند توی سر روحانی! اقای روحانی خودش باید به موقع جاخالی می داد که نداد و زیرسبیلی می خواست صدایش را درنیاورد که نشد.

ناشناس گفت...

نمی دانم چرا که خوانندگان سوال های چالش بر انگیز می پرسند و پایه ایده های وبلاگ را زیر سوال می برند، دلقک سکوت اختیار کرده و جوابی نمی دهد.
آنقدر ایران بدبخت شده که شیخ حسن نصر الله علنا نمک به زخم مردم درمانده و جوانان تباه شده وطن می زند و پول ها و ثروت ملی ما را ملک خویش می داند و به سایر لبنانی های مخالف حزب الله دهن کجی می کند.

ناشناس گفت...

بسم الله القاصم الجبارین و هادم الشوکت المتکبرین
مگر حزب الله مرده است که بریتانیا بخواهد وارد مملکت امام زمان شود؟ بریتانیای در به در و از اروپا مانده از ایران هم رانده شده و دوران خان خانی نیست که هر وقت خواست بیاید و هر وقت خواست برود
چنگ و دندان استعمار پیر در هم شکسته شده و اعوان و انصار منطقه ای اش در عراق و سوریه و سعودی زیر پای حزب الله در حال لگد مال شدن هستند انشالله بعونه و کرمه

Dalghak.Irani گفت...

از سیاوش ممنونم.
از ناشناسی هم که زحمت زیادی متحمل شده در دفاع از عملکرد اقتصادی دولت روحانی هم ممنونم با این تحفظ که بیشتر پیش فرض هایش غلط است و نیازی به این همه فرافکنی نیست و باید بیلان عملیاتی با برون داد آن در جامعه به داوری نشست که نیازمند ساعت ها و روزها بحث مستمر بین اقتصادانان مکاتب مختلف از نئولیبرال ها گرفته تا کنزی ها و سوسیالیست ها. اینکه داستان های ساخته و پرداخته چند روزنامۀ هوادار دولت را مبنای تحلیل علمی قرار بدهیم کاملاً اشتباه است و نه این خواننده و نه حقیر سراپا تقصیر در حد و اندازه های چنین ورودی نیستیم وآدرس عوضی خواهد شد. اما من یک حرف مخالفان عملکرد اقتصادی دولت روحانی را قبول دارم که او اگر در دام نتولیبرال های رفسنجانی نمی افتاد تا لقمه ای بزرگتر از دهانش (ظرفیت اقصاد ایران) بردارد و زمینگیر شود می توانست بنگاه های کوچک و متوسط را اولویت می داد تا هم از تعطیلی کارخانه ها و کارگاه های کوچک و متوسط جلو می گرفت و هم چرخ های خروج اقتصاد از رکود را صیقل می داد. اما روحانی ترجیح داد تتمۀ بازار پولی و مالی باقیمانده را تزریق صنایع بزرگ بکند که کفایت نمی کرد و لذا بنگاه های کلان راه نیفتادند و بنگاه های متوسط هم سوختند چون نقدینگی تزریقی برای کلان ها کافی نبود و بدلیل دادن به صنایع بزرگ بانک ها وامی به کوچکترها و متوسط ها نماند که بدهند.
در مورد قالیباف هم سه مدعی جدید پیدا شده که یکی همان مدافع روحانی است و سؤال هایی را پرسیده که باید مطالعه کند و پاسخش را در آرای اندیشمندان بیابد. من فقط این را می دانم که قالیباف یا وعده نمی دهد و یا اگر وعده داد عمل می کند. تا کنون که حتی یکبار هم خلف وعده نکرده است. اما اینکه آیا اگر رییس جمهور می شد هم بهمین راستی و شفافیت می ماند من علم غیب ندارم. و البته علت اینکه رییس جمهور نشده در دو نوبت پیش فقط به این دلیل بوده که نتوانسته از شرافتش عبور کند و وعده های الکی و بدون اختیار بدهد.
یک سایت نمی دانم چه هم یک چالنجی کرده با مهدی چمران و استخدام پسرش در شهرداری و خوب حق مطبوعات است که هرچه خواستند بنویسند اما ادعا فقط با سند - مثل فیش های نجومی - قابل اثبات است و مدعی است که باید سند رو کند. استخدام همۀ قوم وخویش ها و حتی همۀ طرقبه ای های عزیز را هم که ثابت کنی در شهرداری؛ بازهم لکه ای بر دامن پاک قالیباف نمی نشیند. مگر اینکه مچ دزد و سوء استفاده چی را گرفته باشی و نشان بدهی. یعنی اینکه مدعیاتت باید اساس خبر معتبر داشته باشد و نه تفسیر - هرچقدر هم متعبر - با تفسیر که نمی شود جرم را ثابت کرد جرم فقط با شواهد و ادله و مستندات قابل اثبات است. - بخاطر همین هم است که من تاکنون حتی یکبار هم در دام سپاه فاسد و روحانیت فاسد و از این قبیل نیفتاده ام - از نطر مالی - داستان پردازی استخدام پسر چمران درست قبل از حسابرسی ها و بقصد پوشاندن فساد قالیباف! هم یک تحلیل است و نه خبر. یارو تحلیل کرده که چون پسر چمران بوده و تاریخ استخدام هم در برهۀ حسابرسی ها بوده پس حتماً برای دزدی و حساب سازی بوده. پس شورای شهری های منتخب عزیز اصلاحطلب مردم کجا بودند و هستند هنگام حسابرسی ها و چرا فساد را برملا و شهردار را رسوا و استیضاح نمی کنند نگو شورای شهر هم بدتر از قالیباف. چون قرار است که دفع افسد به فاسد بکنیم و از نظر شما هرکس بی عرضه تر کاری و اصلاح طلب سیاسی و اعتدالی نجومی باشد اگر هم فاسد باشد بر قالیباف افسد ارجحیت دارد. قالیباف رهبرکشور نیست او فقط شهردار منتخب تهران است که بجمهوری اسلامی هم وفادار است و دارد کار می کند. بدیهی است که در ایران رابطه بر ضابطه تفوق همیشگی داشته و دارد. اما رابطه را ضابطه مند کردن هنری است که قالیباف توانسته در سازمانش چنین کند و از بدنام ترین دیوان اداری تاریخ (بلدیه و شهرداری) خوشنامترین را بنام خودش ثبت کند. ادعا که زیاد است اما هرکس را فقط باید در کانتکست زمانه و نسبی ارزیابی کرد. در این ظرفیت قطعاً قالیباف یگانه و دردانه است و شکی ندارم. مگر اینکه فیش های فسادش را منتشر کنید. یا...هو

ناشناس گفت...

ماله کشی شما برای قالیباف همانقدر زشت هست که ماله کشی برای دریافت کنندگان فیش حقوقی. با این تفاوت که در مورد فیش حقوقی هم روحانی هم معاونش هم خاتمی هم اصلاح طلبان تاکید بر عذرخواهی دولت و اصلاح رویه داشتند ولی در مورد قالیباف شما تا زمانی که عکس قالیباف رو پشت میله زندان منتشر نکنن مدام خواهید گفت مدرک بیارید! کله شقی شما من رو یاد وقاحت احمدی نژاد و وقاحت اون یارو وزیر صدام میندازه که درحالیکه آمریکایی ها به دروازه های بغداد رسیده بودند در تلویزیون ادعا میکرد همه چیز عادیه و مشکلی وجود نداره.
همین که قالیباف پسر رئیس شورای شهر و پسر خودش و هسمرش را در شهرداری استخدام کرده خودش فساد و رانت خواری هست. در کدام کشور دنیا پسر عضو شورای شهر رو شهرداری استخدام میکنه؟ اگر همچین اتفاقی بیفته قطعا سر و کار شهردار مذکور با دادگاه خواهد بود.

ناشناس گفت...

"می توانست بنگاه های کوچک و متوسط را اولویت می داد تا هم از تعطیلی کارخانه ها و کارگاه های کوچک و متوسط جلو می گرفت و هم چرخ های خروج اقتصاد از رکود را صیقل می داد. اما روحانی ترجیح داد تتمۀ بازار پولی و مالی باقیمانده را تزریق صنایع بزرگ بکند"

دلقک به همین سادگی که گفتی نیست. اساسا تزریق پول مستقیم به بنگاه های اقتصادی اون هم توسط دولت در بیشتر اوقات درست نیست مگر در شرایط خاص یا در اقتصادهای قدرتمند که اقتصاد به عنوان یک مجموعه کلی "کار میکنه" ولی بخشی از مجموعه اقتصاد دچار مشکل شده. احمدی نژاد قبلا همین کاری که شما گفتی رو انجام داد یعنی تزریق پول به بنگاه های کوچک و متوسط. اما چرا کارش موثر نبود؟ چرا اشتغال افزایش پیدا نکرد؟ چون اینکار فقط از ذهن یک احمدی نژاد بر میومد نه یک اقتصاد دان حتی معمولی. الان مشکل اقتصاد ایران این هست که کلا "کار نمیکنه" و در رکود کامل و قفل هست. بذار براتون به زبان ساده بگم که بعد از تزریق پول به بنگاه ها چه اتفاقی میفته. اشتغال به صورت موقت اون هم خیلی جزئی افزایش پیدا میکنه اما چون قدرت خرید مردم کم هست و "تقاضا وجود ندارد" این بنگاه ها بعد از مدتی تعطیل شده و پولی هم که بهشون داده میشه به طور کلی از دست میره و ضرر مضاعفی به اقتصاد کشور تحمیل میشه. اون چیزی هم که شما تزریق پول به بنگاه های بزرگ نام گذاری کردین در واقع "تحریک تقاضا" بوده. یعنی در واقع دولت پول رو به مردم داده و نه به بنگاه های بزرگ. الان باید دولت به هر نحوی شده ابتدا قدرت خرید مردم رو افزایش بده بعد بره سراغ بنگاه ها. به عبارتی در اقتصاد در حال احتضار فعلی اولویت اول حفظ همین چیزی که فعلا داریم هست بعد فعال کردن آنهایی که فعال نیستن.

ناشناس گفت...

سی و پنج درصد اقتصاد ایران در تهران است و به همین نسبت شهرداری تهران متمول. همانطور که دلقک معتقد است دزد نگرفته پادشاه است، من هم استدلال می کنم که ایشان باید مثال دیگری غیر از شهرداری تهران را شاهد عملکرد بالای قالیباف بیاورد. ناسلامتی ایشان مدعی رئیس جمهوری ایران است و نه تهران.
سوال ذیل را که قبلا هم طرح کردم دوباره با انشایی دیگر تکرار می کنم :
جناب قالیباف در کجای آمال شما جهت باز گرداندن شادی به ایران قرار دارد؟
آیا اگر خامنه ای و آیات عظام از او بخواهند چوب در ماتحت جوانان بکند، آیا قالیباف به تکلیف شرعی خود عمل می کند یا نه؟ بسیاری از آیا های دیگر را می گذارم به کنار.
موفق باشید.

Dalghak.Irani گفت...

دیگر راجع به سؤالات راجع به قالیباف پاسخ نخواهم داد. زیادی به ایشان بی احترامی می کنید. قالیباف سینا ساخته و ورزشگاه ساخته و نمایشگاه ساخته وآثار هنری خریده و شهر را گالری نقاشی کرده و پارک ساخته و زیبایی می آفریند با هنری که دارد و در این عبوسی زهرماری اخوندها که از هرطرف فشار می آورند تنها زیبایی ها را قالیباف درست می کند. البته که او مدیر جمهوری اسلامی است و نه دنبال رژیم چینج است و نه می خواهد در مقابل کسی اعم از هرکس بایستد. او اصلاً قصد چنین کارهایی که شما دنبالش هستید نیست. او زندگی شهروندان تهرانی را از بیشتر سگی شدن در اختناق خشکه مقدس ها کمی رنگ می زند که شادتر باشند. اگر شما نمی توانید مسایل را تجزیه تحلیل کنید و نسبی گرایی در داوری هایتان را هم راه نمی دهید تقصیر من نیست بلکه خشکه مغزی و پرمدعایی شما ها را می رساند. ضمن اینکه اگر من متعصب و عاشق و شیفته و چیز خور قالیباف هستم شما از چه جهت همۀ فکر و ذکرتان شده نفرت انباشته و تلاش برای زدن قالیباف. او مرد کارآمد و فرزند اصیل مردم دوستی ندارد در بین اهالی رسانه ها که یا جناحی هستند و یا اپوزیسیون و یا ول معطل. تنها و تنها و تنها منم و همین وبلاگ فکسنی که گاهی افتخار می یابم شانه های مسئولیت شهردار تهران را ماساژ بدهم. - تازه من هم از خدماتش بی بهره ام و بیشتر شماها استفاده می کنید که یا در تهرانید و یا هرسال آسوده و سرافراز می روید در جمهوری اسلامی روحانیان و کیفش را می برید تا بیایید پشت آیدی تان فحش بدهید - یعنی یک وبلاگ 500 کلیکی را هم برای بهترین مدیر 40 سال گذشتۀ ایران زیاد می دانید؟ بابا انصاف! یا...هو

ناشناس گفت...

تسلیت برای باخت انگلیس! برای تلطیف فضا این را بگوشید! کمی خنده دار و خیلی واقعی است
https://www.facebook.com/manototv/videos/10154243332330979/

ناشناس گفت...

دلقک عزیز، من هیچ احساس تنفری نسبت به قالیباف ندارم. سخن شما را هم در مورد قالیباف درک می کنم ولی به عنوان یک خواننده که سه سال است مطالب شما می خوانم، می بینم که سطح توقع خود را بسیار پایین آورده ای. ایران اگر می خواهد چین شود، محتاج رهبری مانند دنگ شیوا پینگ است که چین اکنون(بیش از سی سال) به جایی رسیده است که مخالف عضویت ایران در پیمان شانگهای می شود با این استدلال که این پیمان نباید رنگ و بوی ضد غربی بگیرد.
دگرگونی که کرباسچی در تهران به وجود آورد بسیار بیشتر از قالیباف بود. ولی ایشان حالا کجاست؟
موفق باشید.

ناشناس گفت...

به نظرم انگلیس خودش را فقط به این دلیل از اروپا جدا کرد که کشورش راآماده برای جنگ های خاورمیانه و روسیه با غرب کند.
همانطور که چرچیل دستور ورود به جنگ با آلمان را داد.

بابک

ناشناس گفت...

کمی دست از سر سیاست و قالیباف بردارید بریم سر وقت کل کل فوتبال. گفتید انگلیس قهرمان میشه این بود؟

شهروند مشفق گفت...

بحث در مورد ظرفیت‌های قالیباف، و مقایسهٔ اون با روحانی، و چه میشد چه نمیشدها، یه بحث انحرافیه. برام جالب بود ببینم این پولیمیک انحرافی از کجا شروع شد. به پست قبلی‌ دلقک مراجعه کردم و دیدم پست ناشناسی در ساعت ۱۹:۳۷، جواب نسبتا فوری دلقک رو به دنبال داره. ناشناس به بهانه دفاع از روحانی، به چیزی که می‌دونه دلقک بهش حساسه گیر میده و توهین می‌کنه. و سه‌ روزه که این جدل و کّل کّل کردن بی‌ حاصل ما رو محسور بند باز‌ها کرده، و از قفس حیوانات درنده سیرک غافل شدیم.

یه سوال ! در این مدت که ما توجهمون به ظرفیت‌های قالیباف و بی‌ دست و پایی‌‌های روحانی، و البته رفراندوم بریتانیا بود پورت فولیو ی سوریه ، به همون صورت پورت فولیو ی هسته‌ای از دست سپاه قدس گرفته شد و به دست وزارت امور خارجه سپرده شد؟ اگه اینطوره، این یه برد بزرگ برای روحانی نیست؟ همچنین برای اوباما؟ فعلا که تا شش ماه دیگه آقای کری پورت فولیو ی وزارت امور خارجه آمریکا رو خواهد داشت. مدت کوتاهیه، ولی‌ این مذاکراتی خواهد بود که رئیس جمهور بعدی، احتمالا هیلاری کلینتون به ارث میبره.

گفتم یه سوال، ولی‌ رندانه سه تا سوال رو چپوندم تو متن. ببخشید ...

ناشناس گفت...

آیا اگر خامنه ای و آیات عظام از او بخواهند چوب در ماتحت جوانان بکند، آیا قالیباف به تکلیف شرعی خود عمل می کند یا نه؟

سوال خوبی هست انصافا. دارم درباره همین قضایای اخیر و واکنش های احتمالی قالیباف فکر میکنم. برای مثال زمانیکه خامنه ای گفت زبان انگلیسی نباید آموزش داده شود واکنش قالیباف چی میتونست باشه؟ احتمال زیاد بلافاصله به وزیر آموزش پرورش دستور میداد زبان انگلیسی رو با روسی و چینی جایگزین کند. یه نامه هم به آقا میزد و میگفت آقا شما امر فرمودی من هم اجرا کردم!. یا مثلا در مورد فرهنگ ها که مقام عظما احساس میکنن که یک نوع ولنگاری در مورد فرهنگ برقرار هست. احتمال زیاد قالیباف بلافاصله به وزیر ارشادش دستور میداد کلا کنسرت و موسیقی و فیلم و تئاتر یا تعطیل شود یا در صورت ادامه فقط با موضوع دفاع مقدس و عاشورا و اسلام باشد. جداسازی جنسیتی دانشگاه ها، تصفیه دانشگاه ها و اصلاح علوم انسانی، ورود اساتید بسیجی اینها رو همه اش رو آقا دلش میخواد انجام بشه. در ضمن آقا از کلمه برند هم بدشون میاد که احتمالا قالیباف دستور به ممنوعیت کاربرد این کلمه میداد. فکر کنم در زمان قالیباف به فلاکتی بدتر از زمان احمدی نژاد میرسیم چون احمدی نژاد حداقل یه مقدار احساس استقلال هم داشت و کامل مانند قالیباف سرسپرده و تسلیم آقا نبود. این سرسپردگی رو خود قالیباف در فیلم انتخاباتی اش بیان کرده. با این سطح توقع دلقک به نظرم افرادی مانند محسن رضایی، جلیلی، ولایتی، سردار پرویز فتاح و... هم کاندیداهای خوبی برای ریاست جمهوری هستن. مدیران خوبی هستن و خوب هم کار میکنن با سطح توقع دلقک هم تطابق دارن. میگن افراد کوتوله و کوته فکر دوست دارن تمام افراد دیگه رو هم، تا سطح دید خودشون پایین بیارن. هرگز یه فرد کوتوله راضی نمیشه از دیوار بالا بره یا دیوار رو بشکنه چون این کار رو غیرممکن و رویایی میدونه.

شهروند مشفق که علاقه مند پورت فولیوی جان کری و پورت فولیوی اوباما و پورت فولیوی ظریف و پورت فولیوی همه چیز هست! هم گویا چشمان چندان تیزبینی نداره که ببینه بحث قالیباف رو اول خود دلقک پیش کشید. دلقک از فرصت سوتی ای که روحانی داده بود استفاده کرد و قصد داشت قالیباف رو به مردم زورچپون کنه که به هر حال تلاش خوبی هم بود ولی موفق نبود.

ناشناس گفت...

اقا راجع به سید حسن لبنانی تحلیلتان چیه؟ چرا علنا امد و اینطور اظهار مزدوری کرد به ایران؟

ناشناس گفت...

فیروز آبادی برکنار شد. شما که تیمساری یک نظری بده لطفا این به چه معناست

ناشناس گفت...

در تایید نظر کامنت گذار 14:28 دقیقه باید بگویم در چندین مورد این کنش و واکنش از سوی دلقک و خواننده در موضوع قالیباف دیده شد و در یک مورد هشدار هم دادم ولی به این نتیجه رسیدم که خود دلقک هم از این موضوع استقبال می کند. خوب به هر حال صاحب اینجاست ولی من به عنوان یک خواننده، با خواندن استدلال های دلقک متقاعد نشدم که راه نجات ایران از مسیر قالیباف است.

ناشناس گفت...

اظهار نظر شیخ حسن نصر الله، حلقه تحریم ها علیه او و صاحب اصلیش را تنگ تر می کند.

ناشناس گفت...

خدا را شکر برای جنگ داریم اماده می شویم.

ناشناس گفت...

برکناری فیروزآبادی اتفاق مهمی هست. فیروزآبادی از معدود فرماندهان نظامی میانه رو هست که گاها نشانه هایی از تمایل به حمایت از دولت روحانی نشون داده. برخلاف فرماندهان سپاه که در هر اتفاقی اظهار نظرهای تندروانه میکنن و پس از هر سخنرانی خامنه ای، میان و با شدت و حدت بیشتر تاییدش میکنن، فیروزآبادی از جمله فرماندهانی هست که معمولا در اینگونه مواقع اظهارنظر نمیکنه و خودش رو نخود هر آشی نمیکنه. متاسفانه در میان مردم هم به دلیل فیزیک بدنی اش که ممکن هست دست خودش نباشه تمسخر میشه و معروف شده به گروهبان گارسیا.

روی کار آمدن یک حرفه ای اطلاعاتی (البته اطلاعات عملیات) سپاهی به جای فیروزآبادی به هیچ وجه نشانه خوبی نیست. فیروزآبادی از سال 68 این سمت رو داشته و خامنه ای در حالت عادی هیچ مقامی رو که مدت زمان طولانی در مقامش بوده برکنار نمیکنه مگر در صورت مرگ او. پس احتمالا دلیل مهمی داشته که فیروزآبادی رو برکنار کرده. گذشته از اینکه در اکثریت قاطع موارد هر مقامی که توسط خامنه ای برکنار شده با فردی بدتر و تندروتر جایگزین شده که نمونه اش رو در جریان منصوب کردن رئیسی به عنوان تولیت آستان قدس رضوی دیدیم. اما در مورد علت این برکناری تنها میتوان گمانه زنی کرد. برای کشف علت میتوان به سابقه و تخصص فرد منصوب شده توجه کرد. باقری یک سپاهی آشنا به امور اطلاعاتی و حفاظتی است. احتمالا خامنه ای مشغول آماده سازی خود جهت انجام یک پروژه مهم هست که نیاز به کار قوی اطلاعاتی و هماهنگی بین نیروهای مسلح داره و در ضمن این پروژه حتما مربوط به سپاه هست. یک گمانه زنی میتونه این باشه که این پروژه مربوط هست به جایگزینی خود خامنه ای و تعیین رهبر جدید در زمان زنده بودن خامنه ای. خامنه ای میخواهد ملت را با یک شوک و عمل انجام شده روبرو کند که امکان واکنش قهری از سوی مردم به کمترین میزان برسد. برای اینکار خامنه ای نیاز به سپاه دارد و چه کسی بهتر از باقری که بتواند هماهنگی کامل را با سرداران سپاه جهت اجرای پروژه خامنه ای برقرار کند. گمانه زنی های دیگری نیز میتوان داشت از جمله پس از برکناری عبداللهیان در وزارت خارجه که معلوم شده بود عضو سپاه قدس است انتصاب باقری فرستادن این پیام به آمریکا است که سیاست ضدآمریکایی خامنه ای همچنان با شدت و حدت ادامه خواهد داشت. یک مورد دیگر سوابق باقری در مبارزه با گروه های کرد هست که شاید انتصاب او جهت یکسره کردن کار این گروه ها باشه. گمانه زنی دیگر ایجاد هماهنگی بیشتر بین ارتش و سپاه جهت یکسره کردن کار در سوریه است. اکنون کار در سوریه به مراحل حساسی رسیده است. با سخنان اخیر قاسم سلیمانی در تهدید نظامی بحرین احتمال آماده شدن حکومت جهت یک جنگ افروزی دیگر نیز هست. ولی تمام این گمانه زنی های اخیر احتمال بسیار ضعیف تری دارن. احتمال قوی تر همان پروژه داخلی خامنه ای است. او فردی را به ریاست ستاد رسانده که بتواند پروژه و در واقع کودتای خودش را به خوبی به پیش ببرد.

ناشناس گفت...

به نظر تغییرات دیگری در نیروهای مسلح داشته باشیم
ممنون میشم تحلیل شما رو بدونم

داوری گفت...

به نظرم انـگـلیـس خودش را فقط به این دلیل از اروپا جدا کرد که کشورش را به
آمریکا نزدیک تر کند .

در دراز مدت ، این جدایی ، هم به سود انگلستان است و هم به سود آمریکا .

رامیار گفت...

با اجازه شما مجدداً یک متن فیسبوکی را می‌گذارم برای خوانندگان که باز هم در امتداد بحث حقوقهاست. از فیسبوک رضا حقیقت نژاد:

حسن روحانی، ۳ تیرماه درباره جنجال فیش های حقوق گفت: «اگر خطایی صورت پذیرد، دولت از عذرخواهی لکنت زبان نخواهد داشت اما در عین حال متوقع نباشید که فسادهای گذشته را نیز برای مردم تبیین نکنیم.» این مهم ترین دستورکار دولت و رسانه های اصلاح طلب هم بود. اینکه در کنار سکوت نسبی یا توجیه فیش حقوق ها، به افشاگری درباره دوران احمدی نژاد بپردازند. فرض انگار این بوده که رقیب انتخاباتی روحانی در سال ۹۶ محمود احمدی نژاد است و دولت/اصلاح طلبان سعی می کردند در این دوگانه کم نیاورند. شهریور ۸۸ رسانه ها خبر دادند که پرویز فتاح وقتی خواسته است از وزارت نیرو برود ۲ میلیون تومان چک نوشته و داده که اگر یک وقتی بدهی احتمالی به وزارت داشته،‌ پرداخت شود. او همچنین اعلام کرده که از کمیته امداد خمینی حقوق نمی گیرد. خب اگر در انتخابات پرویز فتاح نامی رقیب باشد و فیش حقوق ها را رو کند، دقیقا دولت / اصلاح طلبان چه می خواهند بگویند؟ قصه فقط خطای تاکتیکی نبود. خطای استراتژیک دولت، فقدان شجاعت است. همانطور که در قضیه مینو خالقی، وزیر کشور شجاعت نداشت اعتبارنامه اش را به مجلس بفرستد، همانطور که تیم اقتصادی دولت شجاعت ندارد درباره هدفمندی یارانه ها تصمیم بگیرد، همانطور که ظریف شجاعت نداشت یکسال زودتر معاونش را برکنار کند، همانگونه که در پرونده بابک زنجانی و سفارت عربستان شجاعت نداشت تا ته ماجرا برود و الکی منتظر قوه قضائيه ایستاده، در پرونده حقوق ها هم شجاعت تصمیم گیری نداشت. دولت باید سریع مدیران متخلف را برکنار می کرد، مجلس را وارد کار می کرد که درباره حقوق همه نهادها از جمله نهادهای وابسته به سپاه و رهبری هم سقف و کف حقوق معلوم شود. این را به یک مطالبه ملی تبدیل و کندن این غده سرطانی را به دستاورد و برگ برنده انتخاباتی تبدیل می کرد، نه اینکه حسن روحانی درخواست کند مسئله حقوق ها را ملی نکنید. این درخواست چه فرقی با فرمان "کش ندهید" خامنه‌ای داشت؟‌ به گفته سعید حجاریان، حسن روحانی قدرت اقناع گری خوبی دارد. او همین دیروز در سخنرانی اش هم به شدت تلاش می کرد که صادق لاریجانی را قانع کند که اینقدر چوب لای چرخ پسابرجام نگذارد ولی اقناع گاه به خطبه و منبر و استدلال نیست، به شجاعت است، باید از شما حساب ببرند. اگر رییس جمهور شجاع نباشد، تهش خامنه‌ای به او می گوید شاه سلطان حسین،‌ همانطور که به خاتمی گفت، مردم هم می گویند، یا می روند سراغ کسی که کله خر است ولی خب مردم فکر می کنند، شجاع است،‌ مثل محمود احمدی نژاد. برجام یک رخ داد، چون زبان زور پشتش بود، نظام و معظم له ترسیدند، برجام دو، سه و هر رویداد دیگری زبان زور هم لازم دارد. دولت روحانی اهل زر است،‌ اهل تزویر هم است، کاش اهل زور هم بود.

شهروند مشفق گفت...

یه پست آخر در مورد موضوع این نوشتار دلقک (رفراندوم بریتانیا) بذارم و، فورا برم سر نوشتار جدید، که بی‌ صبرانه منتظرش بودم.

این روزا، در واکنش به نتیجهٔ رفراندوم و روشنتر شدن عواقب احتمالی این جدایی بعضی‌‌ها احتمال رفراندوم دوباره، یا عدم تصویب نتیجهٔ رفراندوم از طرف پارلمان رو یه آلترناتیو واقع بینانه و محتمل ارزیابی می‌کنن. یه تعهد خودم رو زیر پا میزارم و یه پیشبینی‌ نوسترادموسی می‌کنم. احتمال اینکه بازگشتی به دوران پیشا رفراندوم انجام بگیره بسیار ضعیفه. اونچه اتفاق خواهد افتاد اینه که در مذاکرات تدوین روابط جدید، که در یکی‌ دو سال آینده جایگزین خواهد شد، رئوسی مدون می‌شه که اساس رابطهٔ اقتصادی موجود رو حفظ خواهد کرد. به خصوص در مورد تسهیلات مهاجرت و اقامت شهروندان ‌اروپایی.