ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۳۱, دوشنبه

خامنه ای جدید: درمانده در مقابل اعراب و ملک سلمان؛ مهاجم به شادی و زندگی خواهی ایرانیان. دیگر گول نمی خورند مؤمنان!


1- یادم نمی آید در سال های اخیر اینقدر ناراحت و عصبانی شده باشم که از اخبار اندرونی فاسد حسن روحانی شده ام در روزهای اخیر. خوانندگانی گمان برده اند که من از نفس چند صد میلیارد فساد قانون مدار در بین دولت مردان و مدیران به فغان آمده ام. یا حتی خودم شک می کنم که نکند قصۀ شخصی خودم هم در نوع موضع گیری و تحلیلم اثر گذاشته است. و آن قصه چیست: "از سال 88 بدستور ضد اطلاعات ارتش حقوق بازنشستگیم را قطع کردند. تا اینکه بعد از یک پروژۀ طولانی دوندگی و تحقیر بچه هایم در ایران و اخذ حکم دیوان عدالت اداری حقوقم در سال 92 مجدداً برقرار شد و همچنین قرار شد 4 سال حقوق بلوکه شده ام را هم پرداخت کنند. در سه سال گذشته و با مراجعات مکرر بچه ها و وکیل شان برای دریافت مبلغ کمتر از 50 میلیون تومان (سرجمع حقوق و مزایای بازنشستگیم در چهار سالی که دلار 1000 تومان بود) همواره با یک پاسخ از سوی بانک و ارتش مواجه شده اند: پولی برای معوقات! نداریم  و نمی توانیم 40 میلیون تومان حقوق بدیهی چهار سال گذشته پدرتان - به رأی دادگاه هم رسیده - را پرداخت کنیم. و هنوز پاسخ همان است که بود.

2- اما واقعیت این است که من نه از ظلم بخودم و فرزندانم برآشفته ام و نه از مدیران چپاولگر کینه ای بدل دارم که باعث این قدر عصبانیت و ناراحتیم شده باشد. ناراحتی من از تو زرد در آمدن دولت روحانی در حساسترین برهۀ زمانی است. زیرا همانطور که بارها گفته ام و مستندات آن را در اوضاع جهان و منطقه نشان داده ام در حال حاضر بهترین فرصت تمام عمر جمهوری اسلامی فراهم شده که از شکست استراتژی مخرب و انقلابی خامنه ای در جهان و منطقه بهره برداری شود برای رفتن بسوی یک حکومت عرفی و تبدیل انقلاب به حکومت. در چنین کانتکستی است که یکباره شلوار روحانی گهی از آب درآمده و بیرق شده بر سر راه اصلاحات تحولخواه در ایران. و مهمتر اینکه معلوم شده حسن روحانی اراده ای برای تغییر رادیکال شرایط انقلابی به حکومت متعارف را هم نداشته و ندارد و شعارهایش همه دروغ و فریب بوده است. اما شرح ماوقع:

3- از روز اولی که شروع کردم برای ایران نوشتن در شش سال پیش - بویژه بعد از پیدایش بهار عربی و متعاقب آن ظهور داعش و تا برسد به خروج معترض مقتدا صدر از سیاست و موضوع تحریم های منجر به برجام و اوضاع در سوریه و ترکیه و عراق و ... ده ها شاهد از داخل و خارج و منطقه و رفتار عربستان و ووو - مرتب نوید داده ام که ایدئولوژی اسلام سیاسی در حال شکست است و بزودی شاهد تغییرات مثبتی در استراتژی مخرب و دشمن محور خامنه ای خواهیم بود. تا اینکه این اواخر مصرّ بوده ام که استراتژی ضد امپریالیستی و ایدئولوژیک خامنه ای شکست خورده و کشور وارد مرحلۀ خطرناک بن بست ایدئولوژی (بلاتکلیفی استراتژیک ) شده است. و یادآور شده ام که هرچقدر این بلاتکلیفی استراتژیک طولانی شود ایران بهمان نسبت ضررهای هنگفتی را متحمل شده و بهره ای از فرصت های طلایی بوجود آمده نخواهد برد.

4-  اینک معلوم شده است که چانه زنی در بالای هرم حکومت - که به آتش بس زبانی بین خامنه ای و روحانی انجامیده تا اینجا - به این توافق بینابینی رسیده است که استراتژی حکومت با شیب خیلی خیلی ملایم و اظهار نشده و غیرشفافی تغییر کند. که مهمترین نمود قابل رصد اخیر آن در روزهای گذشته تغییر معاون عربی وزارت خارجه امیرعبداللهیان است. به این معنا که یک عنصر ایدئولوژیک را برداشته اند و یک دیپلمات میانه روتر را جایگزین کرده اند. تا اولاً نقش وزارت خارجه در سیاست های منطقه ی و عربی را پررنگتر کنند و ثانیاً یک پالس عملی به عربستان و شرکای بین المللی در سوریه بفرستند که کشتیبان را سیاستی دگر آمد. این موضوع البته نشانه های پنهان تری هم دارد. مثل نوع استفادۀ ابزاری دولت عراق از حشدالشعبی در حمله به فلوجه و رفتن سلیمانی به فلوجه بعد از موفقیت های اخیر ارتش عراق. می دانیم که در عملیات فلوجه حشدالشعبی عراق را تا پاکسازی و محاصرۀ اطراف فلوجه بکار گرفتند و بمحض رسیدن نبرد به شهر فلوجه، شیعیان را از منطقه مرخص کردند. بعبارت دیگر بتعبیر من از حشد الشعبی نه بعنوان یک شریک جهادی بلکه بعنوان ابزار جهادی - اسمش را می گذارم جهاد بدون غنیمت - استفاده کرده اند و سلیمانی را نه در هنگام فتح فلوجه - نقش نظامی - که برای تکریم و تعارف بعد از فتح فلوجه - در نقش سیاسی - به آنجا برده اند.

5- و من دغدغه ام تاقبل از معلوم شدن زردی روی روحانی  در این جهت بود که اولاً چرا باید روحانی با شیبی چنین ملایم و ناگفته و پنهان تن به تغییر راهبرد بدهد که ایران نتواند از محسنات و فرصت های آن استفاده کند. چرا که اگر روحانی و عرفی گرایان می خواستند و بخواهند و صادق باشند؛ کافی بود و است با کمی فشار بیشتر به خامنه ای و ایدئولوژیک ها کل پروژۀ اسلام سیاسی خامنه ای در خارج از مرزها را بشکنند و متوقف کنند. در چنین حالتی هم غرب بیشتر به کمک مان می آمد و هم اعراب و عربستان از سلاح شیعه هراسی خلع می شدند. اما حالا در حالیکه ایران عملاً اسلام سیاسی و سیاست های منطقه ایش را لاعلاج دگرگون کرده و می کند؛ در عین حال قادر نیست با صدای بلند تغییر راهبردش را تبلیغ و از دنیا و منطقه امتیاز بگیرد.

6- حالا تصور کنید که من و ما در چالش فکری با چنین موضوع کلانی یکباره مواجه می شویم با افشای حقوق های نجومی و انفعال مستأصل روحانی. یعنی در حالیکه ما متصور بودیم که یک رییس جمهور ایراندوست و عرفی گرای پشیمان و صادق را بجنگ پلیدی "بلای خانمانسوز ایدئولوژی شریعت گرا" فرستاده ایم و فقط داشتیم به کند و تند بودن و استفادۀ بهینه از شرایط پیش آمده فکر می کردیم. آواری چنین سهمگین از اتهام "روحانی و دولتش فاسد هستند" بر سرم خراب شده است و هیچکس هم جوابگو نیست. آیا این روحانی با این بضاعت از مدیریت سهل انگار و رانت ده و فاسد پرور می تواند همان رییس جمهوری باشد که بخواهد راهبرد کلان کشور را تصحیح و از شر مخرب خامنه ای بدرآورد؟ بدیهی است که اگر هم بخواهد - معلوم شده که متقلب بوده و نمی خواهد هم از دورهمی خارج کند منافع ملی را - دیگر نمی تواند. زیرا همین موضوع بظاهر سادۀ فیش ها چونان شمشیر داموکلسی او را در تعادل خیانت به کشور ثابت قدم خواهد کرد. آیا شما بودید دیوانه نمی شدید برای از بین رفتن بهترین فرصت تغییرات راهبردی در کشور. 

7- و این نکته را تأکید کنم که هر آنچه راجع به ضعف و قلابی بودن حسن روحانی می نویسم معنای مقابلش این نیست که خامنه ای تقویت می شود و از آن می ترسم. نه؛ خامنه ای و ایدئولوژیش قطعاً شکست خورده در خارج؛ و بهیچ عنوان قابل بازسازی و بازیابی نخواهد بود. در داخل البته بازهم فشارها به بدنۀ زندگی خواه حداکثر خواهد شد که اثرات شکست خارجی؛ داخل کشور را هم از کفشان خارج نکند. اما دیر یا زود - که دیرش هم زود است - شکست خارج بر مناسبات داخل هم چیره خواهد شد و اوضاع بسمت بهتر پیش خواهد رفت. آرزو و امید داشتم که این بهبود اوضاع بدست روحانی و دولتش محقق شود. اما اینطور نیست که روحانی موجد وضع جدید بوده باشد و پیشرفت و پسرفت بسمت خروج از ایدئولوژی بدست او اتفاق افتاده باشد. بلکه این اتفاق نتیجۀ همۀ عواملی است که از بهار عربی شروع شد - آدرسش را در بالا دادم - و با تحریم غرب و داعش سنی - عربی تقویت شد و با ملک سلمان در عربستان به نقطۀ غیرقابل برگشت رسید و فارغ از اینکه روحانی بود یا نه این اتفاق می افتاد. و از این پس هم بدون وابستگی به اراده ای در داخل ایران کماکان پیش خواهد رفت. حرف فقط در هزینه فایده است. اگر روحانی سالم بود و اراده ای هم در جهت منافع ملی داشت سریعتر و راحت تر می توانست تهدیدها را بفرصت تبدیل کند. و حالا که نیست! - البته منتظر حرکات بعدیش هستم - اتفاقات بر مسیر خواست خامنه ای تغییر نخواهد کرد و افول رو بزوال ادامه خواهد یافت. با هزینه های بازهم بیشتر و فایده های کمتر. لعنت به روحانی! یا...هو

۵۵ نظر:

ناشناس گفت...

خودت فهمیدی چی گفتی؟؟

ناشناس گفت...

ما فهمیدیم.خیلی روشن و واضح بود .سپاس

مازیار وطن‌پرست گفت...

تیمسار گفت:
شکست ایدئولوژی انقلابی بدلایلی صرفا خارجی، از بهار عربی شروع شده و ادامه خواهد یافت.
فشار بر روی طبقه‌ی متوسط و سبک زندگی غیرایدئولوژیک، به جبران شکست خارجی و برای حفظ قدرت ادامه یافته و تشدید خواهد شد، اما شکستش محتوم است.
روحانی به مثابه کسی که بخت نخست برای حداکثر رساندن و تسریع این شکست (در کانتکست جمهوری اسلامی) را داشته، بسیار ضعیف عمل کرده‌است و تا کنون اقدام شایان و نمایانی (غیر از تسهیل در برجام) بروز نداده. آیا در فرصت اندک باقیمانده آبی از او گرم خواهد شد؟

با پوزش از تیمسار برای خلاصه کردن بیش از اندازه و پیراستن اطلاعات، آرایه‌ها، سبک و شورانگیزی از سخنش؛ و از سایر خوانندگان گرامی بخاطر تصدیع؛
صرفا جهت اطلاع ناشناس عزیز ساعت 22:00.

ناشناس گفت...

کجاش مبهم بود؟

ناشناس گفت...

واقعا چی چی موگوی؟

andromeda گفت...

با حرف های معنادار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه چالش در کانون های قدرت به سطح دیگری منتقل شد.این صحبت ها که تنها یک روز بعد از عزل عبداللهیان که به عنوان حلقه واسط بین سپاه قدس و وزارت خارجه عمل میکرد نشان از نوعی کوشش برای جلوگیری از فروپاشی برخی حلقه ها و برگرداندن سیر وقایع به ماقبل خود دارد این بیانیه که از جهات بسیاری بی سابقه هست قطعا با نگاه به داخل صادر شده چرا که قطعا این بیانیه در حکم تیرخلاص به انقلابیون بحرین است اما همزمانی این بیانیه با برکناری معاون عربی وزارت خارجه نشان از تعارض جدی در دستگاه تصمیم گیری نظام دارد قطعا روزهای اینده روزهای نفس گیری خواهند بود

ناشناس گفت...

جناب دلقک عزیز
ناراحتی شما و افراد دیگری با وضعیت مشابه شما را درک می کنم اما نیت کیهان شریعتمداری بهره‌برداری از این اوضاع و تعقیب اهداف چندگانه خود است. در پست قبلی شما اشاره کردم که علت نارضایتی جناح بازار، پایداری روحانی در اخذ مالیات از نیمه پنهان و مفسد اقتصاد ایران است. در دولت قبلی هم که بحث اخذ مالیات از صنف طلا فروش شد، دیدید که کار به اعتصاب بازار(در عهد حکومت نایب ولی عصر) رسید.
در ممالک با فساد پایین (و نه الزاما پیشرفته ) حساب های بانکی برای مقامات ذی صلاح دولتی(امور مالیاتی ) طبق ظوابط قانونی قابل دسترسی است ولی وقتی وزیر اقتصاد به بهانه کنترل پرداخت یارانه و در اصل جهت رو کردن دست مجرمین اقتصادی صحبت از دسترسی به حساب اشخاص می کند، شاهد هستید که چه جنجالی بر علیه او ایجاد کردند و به عقب نشینی وادارش نمودند.
بله جناب دلقک عزیز. اکثر بلایای این مملکت ناشی از خوان یغمایی است که گسترده شده و امثال خاوری، خانه ای دو میلیون دلاری در کانادا و در یک قلم سرمایه گذاری یازده میلیون دلاری در املاک آن کشور با شریک ایرانیش انجام می دهد. از این مفت خوری ها و دزدی هاست که تولید ناخالص داخلی در یکی از سالها، رتبه ایران را به هفدهم جهان می رساند ولی مردم ایران اثرات آن را نمی بینند.

ناشناس گفت...

پدرام از آلمان.

با سلام. باز هم این استدلال‌های نیمهکاره شما من را مجبور می‌کند که با این فارسی شکستم اینجا نظر بنویسم. عزیز من، شما در تحلیلتان همیشه استراتژی عرفی گرا را در مقابل شریعت گرا برسی‌ می‌کنید، غافل از آنکه، در ج.ا. یک استراتژی سوم هم از همه پایدار تر وجود دارد. و آن استراتژی غارت گرا می‌باشد، که اتفاقا همه جناح‌های حکومت در این راستا متحد میباشند. غارت اموال ملی‌ در ج.ا. یک استراتژی کل نظام هست. این غارت‌ها بر اساس ناتوانی مدیریت نیست، این یک برنامهٔ دراز مدت و یک استراتژی هست. اتفاقا در غارت خیلی‌ هم مدیریت شده عمل میکنند. تمام این کشمکش‌های دو جناح هم سر اجرای این استراتژی به نفع یکی‌ از این دو جناح هست. بنابر این، کاملا طبیعی هست که در ارتباط با این فیش حقوق‌ها آب از آب تکان نخورد. اگر که شما انتظار عکس‌العمل از دولت را داشتی و انتظار شما به وقوع نپیوسته، این نشان از نادرست بودن فرضیه اوّل شما هست. برای من اصلا سورپریز نبود. اگر که دولت عکس‌العمل دیگری نشان میداد، آنوقت بود که موجب تعجب قرار میگرفت و میشد این را نشان از تغییر استراتژی تفسیر کرد.

از نظر من همه چیز خوب پیش می‌رود. هر چه که فساد بیشتر شوند، سرعت انحلال ج.ا بیشتر میشود.

ناشناس گفت...

بسم الله القاصم الجبارین
حاج قاسم به خط زد ما که باشیم که ساکت بنشینیم... وای به حالتان تدبیر و امید چی ها و نوکران غرب که بعد از برجام می خواهید استعداد و توان نظام را در منطقه دو دستی تحویل آل سعود خوک صفت بدهید اما هیهات که ما بنشینیم و نظاره گر باشیم.

یا ابا عبدالله

ناشناس گفت...

یعنی جمهوری اسلامی شاهکاریه برای خودش.
سلیمانی بحرین رو تهدید به واکنش مسلحانه کرده! چرا؟ چون دولت بحرین یک مخالف ایدئولوژیست تندرو رو تابعیتش رو لغو کرده.
در روز روشن جمهوری اسلامی یک کشور دیگه رو تهدید به واکنش مسلحانه میکنه و در امور داخلی اش دخالت میکنه.
دخالت در امور داخلی اصطلاحی هست که وزارت خارجه ایران در موقعی که برای مثال کشورهای خارجی درباره وضع حقوق بشر در ایران اعتراض میکنن در پاسخ بهشون میگه.
این وضع مثل اینه که مثلا عربستان، به ایران بگه چرا شما میرحسین موسوی رو حصر کردین؟! چون حصر کردین پس ما حق داریم در کشور شما بمب گذاری کنیم!

عسکر گفت...

. . . . .
اولا:
من و خانواده ام همواره از اعتدال گرایان دفاع کرده و دفاع می کنیم و به طرز فکر خود می بالیم
ثانیا:
شما دارید به رأی بنده توهین می کـنـیـد . مـن و خـانـواده ام سـه سـال پـیـش بـرای روی کار آمدن
حجت الاسلام روحانی کلی زحمت کشـیـدیـم . شما حق ندارید این سرمایه را از ما بگیرید .
شما چطور به خود اجازه می دهید که ما را از وجود ایشان محروم کنید؟
. . . . .
در ضمن این را هم بگویم که شما که منتقد آقای روحانی هستید ؛ آن وقـت چـطـور توقـع داریـد
که دولت آقای روحانی به شما حقوق بازنشستگی معوق تان را بپردازد ؛ آن هم مبلغی حدود یک
میلیون تومان برای هر ماه ؟
آیا این دستبرد به بیت المال نیست؟
آیا این همان اختلاس نیست؟
. . . . .
درود بر حجت الاسلام روحانی که نمی گذارد امثال شما به بیت المال ایران ، دست درازی کنید.
. . . . .
سلام و درود بی پایان بر روحانی

شلوارگهی گفت...

شما انتظار داری بعد از اینکه 8 سال مملکت و با سرعت نور با تاپاله پر کردن و قبل اون هم حدود دو سه دهه با سرعت کمتر این کار رو کردن در عرض دو سه سال یک عدد روحانی بیاد با وایتکس تمام مملکت و بشوره تمیز کنه؟ نجومی بودن حقوق مدیران اداره جات رو که به احتمال قوی از خلا قانونی استفاده شده(که بازهم بی عدالتیه) چطوری به فاسد بودن روحانی ربط دادید من متوجه نشدم (حداقل چندتا دلیل بیارید که به فلان و فلان دلیل فاسده و این حقوق ها از بودن روحانی نتیجه شده و اگه کس دیگری بود اینطور نبود). آیا اگر ما روحانی رو عوض کنیم و بجای اون یک دلقک صد در صد پاک و پاکیزه بذاریم آیا دیگه کسی حقوق نجومی نخواهد داشت؟
چشم انتظار بودن همیشگی ما برای یک منجی همه چی تمام که بیاد و همه فساد رو یک شبه از بیخ و بن دربیاره جالبه. کلا ما گزینه دیگری غیر از یک منجی صد در صد پاکیزه نمیبینیم. آیا کشورهای متمدن دارای عناصر صد در صد پاک و پاکیزه اند؟ و آیا وجود عناصر پاک و پاکیزه به پیشرفت مملکتشون کمک کرده؟ یا وجود قانون؟ راه حل برگشت به قانون و اصلاح قانونه بنظر من.
از دید من تریبون های اصلاح طلب و تحول خواه باید از فرصت ایجاد شده استفاده کنند و برای شفاف سازی نظام مالی و درآمدی تبلیغ کنن و از نظام های شفاف مالی کشورهای پیشرفته مطلب بنویسن تا تابوی حریم خصوصی بودن حساب بانکی شکسته بشه و راه برای مالیات گیری از قشر پردرآمد باز بشه. الان دقیقا وقت کش دادنه.

محض خنده: من احساس کردم شریعتمداری یه پول چایی یا نارنگی به شما داده و شما هم از سر نداری و بخاطر نگرفتن معوقات بازنشستگی پول چایی رو گرفتی و این مقاله رو نوشتی.

ناشناس گفت...

دلقک عزیز حرفای ابوطالبی جوابیه به قاسم سلیمانی و کشیدن ترمزش نبود؟

رویا گفت...

امثال قاسم سلیمانی از جنگ تغذیه مادی و معنوی میکنند. یعنی حتی نوعی "پشن" به جنگ و در حال و هوای جنگی بودن دارند. برای همین هیییچ ابایی ندارند که منطقه رو به سمت جنگ هایی بزرگتر ببرند و اگر مهار نشوند می برند. چنانکه تا الان با قدرت بر تنور جنگ دمیدند.

شهروند مشفق گفت...

آقا، یه جایی‌ بین پیام نوروزی در مشهد و ردّ صلاحیت مینو خالقی، روحانی رو یه گوشه گیرش آورده و بهش گفته که در میان جور واجور خطوط قرمز من، قرمزترینشون ابهت من و قدر قدرتی‌ نهادهای وابسته به منه. داستان همینه، و همیشه هم همین بوده. یعنی‌ مرتب در هر پیچ تاریخی‌ ربع قرن اخیر تحت رهبری داهیانه (اینش دیگه خنده دار و تا حد تهوع سوررألیستیه) هر گونه تحول خواهی‌، که از جانب خود روحانیت و اسلامگراها هم کم نبوده و نیست، با دیوار یک هرج و مرج هدفمند در خدمت اعمال استبداد راس هرم سیاسی برخورد کرده.

ولی‌، راستش رو بگم عدم استفاده از فرصتای آشکار و سطح پایین سیاست بازی در جبهه‌‌ای که من اسمش رو گذاشتم جبهه رفسنجانی‌-روحانی، من رو هم به اندازه تیمسار متاسف کرده و، تا حدی سرخورده. بیشتر انتظار داشتم! بند پنجم نوشتار، از فرصت سوزی‌هایی‌ میگه که دل هر وطن پرستی‌ رو به درد میا‌‌‌ره. گرچه این من رو به نتیجهٔ "معصومیت"، و یا "سوپر مدیریت" سردار قالیباف نمیرسونه، و اصرار تیمسار رو در قلمداد کردن نقش سیاسی ایشون در قالب یک ناجی نمی‌فهمم. یه جورایی، این نگاه رو در تناقض میبینم با نظر گاهی‌ که غالبا از یه عرفی گرای تحول خواه مثل تیمسار انتظار دارم. ولی‌ در این مورد که میدونم یکی‌ از حساسیت برانگیز‌ترین موضوع‌های اخیر سیرک بوده کاملا یه دید باز نگاه میدارم، شاید درست باشه!

به هر حال، من با وجود تأسف و سرخوردگی که احساس می‌کنم، هنوز به این نتیجه نرسیدم که الان زمان عوض کردن اسب باشه. تا انتخابات ریاست جمهوری فاصله چندانی نیست و سال بسیار حساسی پیش رو هست. ولی‌ همینطوری که در این سیرک داره انجام می‌شه، با یه دید انتقادی باید روحانی رو رصد کرد و انتظار داشت (و امید) که دوباره روش اوایل سال رو پیش بگیره. به مجلس هم دل‌ بسته بودم و هنوز انتظار زیادی ازش دارم. ولی‌ چیزی رو که در نظر نگرفته بودم این بود که تا بیایی یه مجمع چهارصد نفری رو جا به جا کنی‌ و هدفمند حرکت کنی‌ خیلی‌ فرصت‌ها از دست میره. مجلس‌ها تو کشورای مدرن و دمکراتیک هم همینطورن.

عسکر گفت...

. . . . . .
حضرت مستطاب ، جناب شلوار گهی
. . . . . .
همچنانکه حضرت عالی فرمودید برخی سعی دارند برای تـخریـب چـهـره شخصیت های اندیشمندی همچون حضرت
حجت الاسلام والمسلمین روحانی و آیت الله رفسنجانی ، موضوع "پرداخت های نجومی" به مدیران ارشد قوه
مجریه را مدام در بوق و کرنا کنند .

که البته ، این ها نخواهند توانست چهره حجت الاسلام روحانی و آقای رفسنجانی را تخریب کنند

چون این پرداخت ها همانطور که حضرت عالی فرمودید بر مبنای "خلا قانونی" بوده .

نکته دیگر این قضیه اینجاست که آدم بی شعوری مثل "فرانسوا ولتر" که نه اندیشمند بوده و نه بزرگوار ،
و مسلمان هم نبوده ، از روی نابخردی و شیادی گفته:

" بکار بردن قوانین برای فساد ، آخرین درجه ظلم است "

و نکته آخر که حقیقتا باید به شما مرحبا گفت ، این است که شما توانسته اید انگیزه مدیـر وبلاگ را بـرای
درج این مقاله کشف کنید . احسنت و مرحبا به شما . چون پر واضح است که مدیر این وبلاگ دارد پول
چایی می گیرد . این موضوع به ذهـن من خطور نکرده بود ولی عظمت فکری شما مرا ناخود آگاه به یاد
کار آگاه های زیــرکـی همچون "هرکول پوآرو" و "شرلوک هولمز" انداخت.



ناشناس گفت...

راجع به حقوق‌های نجومی به نظرم باید بیش از پیش قدر این دولت رو بدونیم.. هممون میدونیم که تو دولت قبل خیلی‌ بیشتر از اینها دزدی و چپاول ملت درمونده ایران وجود داشت ولی‌ انقد عادی شده بود این دزدیها و همه عادت کرده بودند کسی‌ صداش در نمیو‌مد اگرم یکی‌ یه‌چیزی میگفت در مقابل بدبختیهای عظیم ملت گم میشد... الان تو این دولت این رسواییها داره تو نطفه بر ملا می‌شه.. این که خیلی‌ خوبه؟! حتما باید طرف فرار کنه کانادا یا بره بالا دار و ملت بیشتر ازینا ضرر کنن ؟

Dalghak.Irani گفت...

کسانی که از فساد در دولت حمایت می کنند اگر ابله نباشند حتماً باید ریزه خوار رانت های دولتی اعم از آگهی های دولتی تا مجوزهای رسانه ای و امتیازهای اقتصادی و از این قبیل باشند. این حرف های دولت قبل و دسترسی بحساب بانکی و این چرندیات هم لاپوشانی و ماله کشی بیهوده ایست که رفقای دولت در روزنامه های مثلاً مشتقل زور می زنند مثل منتجب نیا موسوی لاری بی عرضه و متقلب انتخاباتی - بقول کروبی - مفصل تر و با سوز و گداز بیشتری می نویسند و می گویند اما حداقل ان ها از وقاحت شان شرم می کنند و آخر نوشته یا گفته شان یک جمله هم اضافه می کنند که
"البته همۀ اینهایی که گفتم رافع مسئولیت دولت روحانی در ماجرای اخیر نیست و دولت باید هم پیشگیری می کرد و هم بلافاصله بعد از افشای فساد واکنش مناسب نشان داده و ضمن پاسخگویی برخورد می کرد".

اما این دوستان مگسان دور شیرینی همین را هم دریغ می کنند و معتقدند که باید شکر هم بکنیم که نوبخت 28 میلیارد تومان پاداش داده به ده نفر آدم چالقوز تحت عنوان کارشناس برناه و بودجه. یک پیش بینی هم بکنم که بنظرم اگر درست رسیدگی شود اکثریت حقوق ها و دریافتی های اخیر زیر سر همین نوبخت است. زیرا او تنها مقامی بوده که حقوق هیئت های مدیره و مدیران دولتی و خصولتی را حق امضاء داشته است.

اخطار:
من قدرت فاسد رفسنجانی و روحانی را به مذهب زاهد احمد جنتی و علم الهدا به این دلیل ترجیح داده ام و از فاسدان سیاسی در مقابل زاهدان مذهبی دفاع کرده ام که می دانم با حاکم فاسد می توان زندگی کرد اما با عالم زاهد نمی شود. اما - و این اما مهم است - فساد داریم تا فساد یک وقت هست یارو بابک زنجانی می شود و در یک شرایط خاص با کمک های خاص ضرری هنگفت می زند. اما وقتی است که 500 نفر بهترین و امین ترین شرکای دولت و مورد اعتماد ملت جاروبرقی می گذارند بیخ خزانۀ خالی ملت و همه را ماه بماه و ومی کشند بجیب های خودشان و اعتماد ملتی را خدشه دار می کنند. اولی فقط ضرر مادی به کشور است توسط یک دزد مثلاً دومی اما بریدن امید و اعتماد یک ملت است به نخبگان و پاکان. خواست این خطار را بدهم که اگر تاکنون از فساد قدرت در جبهۀ اعتدال و اصلاح و با سرکردگی هاشمی رفسنجانی چیزی نگفته ام فقط بخاطر عقب راندن جنتی زاهد بوده است. و الا اگر حساسیت "تازه روحانی خیلی هم خوب کرده که فاسد است" ادامه یابد مجبور می شوم ان روی سکۀ خیانت ها و اشتباهات هاشمی را هم رو کنم در شماره یک بودن در مورد "چگونه به این روز افتادیم". پروندۀ ریز بریز همه در ذهن من است و من بخاطر ایران برخی را عقب جلو می برم و نه بعلتی دیگر. پس کسی پررو نشود. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

و یادم رفت که به بهانۀ تشکیک ان عزیزی که راجع به قالیباف کرده است اضافه کنم. که تنها و تنها محمدباقر قالیباف است که همۀ سلول های بدنش و مغزش در همۀ طول عمرش با کلمۀ خدمت به ملتش تپیده و کمترین تردیدی تا این لحظه ندارم. ضمن اینکه من هیچگاه نگفته ام قالیباف ناجی است یا می تواند ناجی باشد. ادعای من همواره این بوده است که اگر دوست دارید با همین رهبر و جمهوری اسلامی به سعادت نصفه نیمۀ جوامع مدرن برسید قالیباف تنها گزینه ایست که من هم می شناسم و هم به او اعتماد دارم. اما مردم ترجیح دادند که بجای کارآمدی دعوا و هیجان را انتخاب کنند و هر روز یکی بدو بکنند با خامنه ای. من هم رمزگشایی کنم دورهمی خوش باشیم بلکه توی این دعواها یکی هم درست از آب درآمد و زد به تیپ خامنه ای و شرش را کوتاه کرد. لذا من راجع به سیاست صحبت نکردم و فقط مصرم که قالیباف یک مدید بسیار برجستۀ استراتژیک است و هم توانایی ادارۀ سازمان های بزرگ و دولت های مولتی پرسنل را دارد و بر همه چیز هم اشراف دارد و از دستش در نمی رود که بعداً بگوید اوا خدا مرگم بده خواهر من اصلاً خبر نداشتم که زیر کونم چه می گذرد. یا...هو

ناشناس گفت...

گفته بودی که روی طنز ممکن است کار کنی، منتظرم که بخوانم

ناشناس گفت...

سلام
جناب تيمسار استدعا دارم مسائل مربوط به هاشمي رو بازگو بفرماييد. اينكه بسياري از مسائل ريشه در اقدامات او دارد شكي نيست، ايشان همين حالا هم مقصر بزرگيست
ارادتمند- يزد

Asgar گفت...

تنها راهی که انسان بدان زنده است امید هست اگر در نوشته امید نباشد و فقط از بدبختی نوشته شود (نوشته های نوری زاد) نوشته تاثیرش کم می شود نوری زاد از بدبختی ها میگویید و حرفش اینکه مملکت درست بشو نسیت ملت باید بریزید خیابان اما تنها درصد کمی مثل نوری زاد نترس اند مثل نوری زاد لیکن حق با نوری زاد بود او از قبل میدانست اما زمان میخواهد ....
اما دلقک راه امید را در نظر گرفته بنا به شرایط راه حل نشان می دهد نوشته هاش با همراه با امیدند مردم نا امید نباشید ...
اما اخیرانا نوشته هاش به نوری زاد متمایل شده امیدش کم شده به روحانی و اصلاحلت حق هم دارد به نظرم اصلاحلت و در راس آن خاتمی و اکبر گنجی و ... بی سیاستند اونا با نقشه هاشون بیشتر مردم به فنا میدهند چون ترسو اند صداشون فقط تو انتخابات بلند میشه ای مردم شرکت کنید بازم ... اما این بلندی صداشون الان هم باید ادامه داشته باشه چرا مینو خالقی رد شد و .... با بیساستی اینا ریاست بیشتر جاهای مهم مجلس دست اصول گرا ها افتاد عارف با بی سیاستی خودشو به گا داد و... این اصلاحات ترسو و بی سیاست روز به روز بیشتر مردم به گا میدن

ناشناس گفت...

دلقک عزیز. کسانی که رانت خوار دولتی هستند وقتی برای خواندن وبلاگ شما نمی گذارند. حرف شما درست فساد در دستگاه دولتی روحانی قابل بخشش نیست ولی اگر دولت روحانی جهت گیریش به سمت کاهش تصدی گری دولتی و ایجاد بخش خصوصی واقعی ، افزایش شفافیت اقتصادی و مالی باشد خواه نا خواه باعث خواهد شد کسانی که از آب گل آلود فضای اقتصادی بهره می برند نا امید شوند.
قالیباف مدیر پاکدستی است خوب. ولی زیر مجموعه شهرداری تهران آیا پاکدست هستند؟ فساد در شهرداری ها را رد می کنید؟ آیا کسی از خوانندگان هست که بگوید در شهرداری زیر میزی گرفته نمی شود؟ تابحال شنیده آید قالیباف جمله ای در مورد فساد در شهرداری تهران بگوید؟ روحانی بد، درست، می خواهم سر به تنش نباشد. ولی کسی که با قرارگاه خاتم تفاهم نامه بیست هزار میلیاردی پروژه شهری می بندد، مدافع شرکت بی پناه من خواهد بود؟ آیا اگر رئیس جمهور شد مدافع بخش خصوصی واقعی خواهد بود؟

ناشناس گفت...

دلقک عزیز. کسانی که رانت خوار دولتی هستند وقتی برای خواندن وبلاگ شما نمی گذارند. حرف شما درست فساد در دستگاه دولتی روحانی قابل بخشش نیست ولی اگر دولت روحانی جهت گیریش به سمت کاهش تصدی گری دولتی و ایجاد بخش خصوصی واقعی ، افزایش شفافیت اقتصادی و مالی باشد خواه نا خواه باعث خواهد شد کسانی که از آب گل آلود فضای اقتصادی بهره می برند نا امید شوند.
قالیباف مدیر پاکدستی است خوب. ولی زیر مجموعه شهرداری تهران آیا پاکدست هستند؟ فساد در شهرداری ها را رد می کنید؟ آیا کسی از خوانندگان هست که بگوید در شهرداری زیر میزی گرفته نمی شود؟ تابحال شنیده آید قالیباف جمله ای در مورد فساد در شهرداری تهران بگوید؟ روحانی بد، درست، می خواهم سر به تنش نباشد. ولی کسی که با قرارگاه خاتم تفاهم نامه بیست هزار میلیاردی پروژه شهری می بندد، مدافع شرکت بی پناه من خواهد بود؟ آیا اگر رئیس جمهور شد مدافع بخش خصوصی واقعی خواهد بود؟

ناشناس گفت...

عسکر زپرتی مغز کوچک گنجشکی تو کجا و نام بزرگ ولتر کجا؟ ولتر دو قرن از جامعه نسبتا پیشرفته زمان خود جلو تر بود انوقت یک موچود ایدئو لوژی زده ای مثه تو که دو کتاب درست درمان نخوا نده ای به ولتر گیر می دهی؟ مردک وقتی مغزت گنجایش فهم حرف بزرگان را ندارد. خاموش بنشین و اراجیف نباف. فکر کرده ای ولتر حضرت مستطاب رحانی بوده.ولتر اندیشمندی بود که نظیر او تا دو قرن دیگر هم در اروپای پیشر فته ظهور نخواهد کرد. او دارد می گوید حکام سود جو مثل حکام ایران . مثل همین روحانی و رفسنجانی و احمدی و خامنه ای و شرکاء برای غارت کردن اموال مردم قوانین را هر روز جوری تصویب می کنند که بتوانند بیشتر لفت و لیس کنند.مثه همین فیش های حقوقی اخیر که لابد انواع بند ها و حق بکار بردن لوازم ارایش را هم به ان افزوده اند.گاه شده وقتی بچه دولتمندی می خواسته به سربازی برود. یکهو قوانین به سر بازی رفتن را تغییر داده اند. البته تو این چیز ها را نمی فهمی یا خودت را به ان راه می زنی. اگر نمی فهمی چقدر ابلهی که به قشر اخوند دل بسته ای!ولتر می گوید این کار جنایت است و ظلم مضاعف و سنگین به طبقات پا یین اجتماع.البته کسی که دایم کارش نشستن پای دعای کمیل است با اندیشه های بزرگ ولتر اشنایی ندارد.توصیه اخر اینکه لطفا نام ولتر را وارد این عرصه خیمه شب بازی و اسلام بازی و دزدی بازی و خریت بازی خود نکنید. چون نام ولتر بزرگ به بدی رفت لازم دانستم نام بزرگش را چون شهاب سنگی بر مغز گنجشکی ات بکوبم تا بایت درس عبرتی شود تا با نام بزرگان بازی نکنی.

شهروند مشفق گفت...

تیمسار، در مورد شخصیت وطن پرست سردار قالیباف، نظر کسی‌ مثل تو رو که احتمالا از تجربه دوران خدمتت هم سرچشمه میگیره بسیار صائب تر از خودم میدونم. ولی‌ در مورد تدبیر و جرأت ایشون دلم می‌خواد یه سوال فرضی‌ ازت بکنم: با شناختی‌ که از ایشون داری، اگر در سال ۱۳۹۲ سردار قالیباف به ریاست جمهوری انتخاب شده بود، در فروردین ۱۳۹۵ تدبیر و جرات این رو می‌داشت که به رحمانی فضلی بگه یا اعتبار نامهٔ مینو خالقی رو، طبق قانون همین الان به مجلس میفرستی، یا استعفا تو همین الان بذار روی میز من، و جلوی تعّدی شورای نگهبان رو قبل از اینکه حتی موضوع به در بیت رهبر برسه بگیره؟

عسکر رو نمیدونم فازش چیه ...

"اینها نخواهند توانست چهره‌ٔ حجت الاسلام روحانی و آقای رفسنجانی‌ را تخریب کنند."

عسکر جان، پیاده شو با هم راه بریم. عملکرد حجت الاسلام و حضرت آیت‌الله، به خصوص اینروزها، آنچنان است که نیازی به تخریب از جانب کسی‌ نیست، نگرانی از همانجاست. اولا هر دوی این حضرات چهره‌هایی‌ متغیر، چند وجهی و در بعضی‌ وجوه التقاطی دارند. ثانیا، ملت ایران بدهکار هیچ حجت‌الاسلام و آیت‌اللهی نیست که بهشون اینطوری که تو دخیل بستی دخیل ببنده. این حضرت آیت‌الله هست که باید فراتر بره از یه معذرت خواهی‌ از ملت برای اشتباهاتی که مرتکب شده، و در صدد جبران نتایج اشتباهاتش باشه.

ناشناس گفت...

و یادم رفت که به بهانۀ تشکیک ان عزیزی که راجع به قالیباف کرده است اضافه کنم. که تنها و تنها محمدباقر قالیباف است که همۀ سلول های بدنش و مغزش در همۀ طول عمرش با کلمۀ خدمت به ملتش تپیده و کمترین تردیدی تا این لحظه ندارم
برگرفته از کامنت دلقک
حالا وقتی من گفتم واقعا به شکل بیمارگونه ای شیفته قالیباف هستی بگو نه اه اه واقعا تهوع اور هست این همه تناقض از یه طرف میگی قالیباف معصوم هست از طرف دیگه کلیت این سیستم ناپاک و پلید اصلا به روی خودت هم نمیاری که چطور یک سیستم که فساد بخش جداناپذیر اون هست اجازه میده یه مدیر پاک و نابغه که هیچ نقطه منفی در کارنامه خودش نداره تمام مدارج عالی را در اون سیر کنه

رامیار گفت...

در تایید کامل مطالب اخیر شما درباره فیشهای حقوقی این مطلب حمیدرضا آبک هم شاید بیان دیگری از فرمایشات شما باشد:

مقدمه: فیش حقوقی صفدر حسینی، اگر واقعی باشد، بهترین دلیل است برای اینکه این نوشته سرشار از زبانه‌های آتش خشم باشد؛ اما تلاش می‌کنم روی زمین حرف بزنم و مبتنی بر استدلال‌هایی که همدلان دولت تدبیر و اصلاحات در دفاع از اصل موضوع گفته‌اند. امید که یک لاقبایی چون من، متهم به ریختن آب در آسیاب مخالفان دولت و اصلاحات نشود که اصلا بشود؛ سر و تهش چیست که نگران عواقبش باشیم. بدیهی است که فرض نوشته صحت داشتن اصل موضوع است؛ چرا که در غیر این صورت پرسش مستحدثه این است که اساسا چرا می‌گذارید به اینجا بکشد کار یک شایعه:
چند فیش حقوقی از مدیران بلند پایه‌ی دولتی در فضای مجازی منتشر شده است. خبر خلاصه و آشکار است. فاصله دریافتی مدیران مذکور بیشتر از پنجاه برابر حداقل دستمزد در سرزمین ماست و از آن مهم‌تر فاصله‌ی بسیار شگفت‌انگیزی با تصویر و تصوری دارد که افکار عمومی از دستمزد یک مدیر بلند پایه‌ی دولتی در سرزمینی دارد که قرار است مستضعفانش وارثان ارض باشند.
معترضان آشفته شده‌اند: اگر این است پس آن همه افشاگری درباره‌ی دولت قبلی به چه نیت و هدفی بود؟ اگر این است پس شعار خدمت‌رسانی و اولویت دادن به بهبود زندگی مردم را باید بر در کدامین کوزه نهاد؟
موافقان استدلال‌هایشان را ردیف کرده‌اند:
یک) استخدام یک متخصص در نهادی دولتی نیازمند صرف هزینه‌ای هنگفت است؛ وگرنه او چرا باید نفع شخصی خود در بخش خصوصی را رها کند و به بدنه دولت یا نهادهای عمومی بپیوندد؟ (استدلالی آشنا در دادگاه غلامحسین کرباسچی).
دو) مهم نیست مدیر چقدر می‌گیرد وقتی کار «مهم»ی انجام می‌دهد و گرهی فروهشته را می‌گشاید. این نگاه‌های «چپ» را باید کنار گذاشت تا مملکت پیشرفت کند.
سه) تخصص قیمت ندارد. اگر این هزینه را نپردازیم مجبوریم با ارقام کم نیروهای ناشی استخدام کنیم و خسارت استخدام آنان بسیار بیشتر از هزینه‌ای است که برای استخدام متخصصان می‌کنیم؛ چراکه آنها قرار است میلیاردها تومان پول بیت‌المال را به بهترین شکل هزینه کنند.
من، صاحب این قلم، بنده، هر کوفتی که شما صلاح می‌دانید تمامی استدلال‌های شما را می‌پذیرد به دو شرط. اول: بگویید این چه پدرسوخته‌بازی و شامورتی‌گری است که هرگز حاضر نشده‌اید استدلال‌های مذکور را به افکار عمومی عرضه کنید و رسما اعلام کنید ملت شریف، استخدام صفدر حسینی ماهیانه بیش از پنجاه میلیون تومان هزینه دارد؛ می‌خواهید یا نه؟ چرا نمی‌گویید «دولت مستضعفین» برای استخدام مدیران مخلص و خدومش باید پول خون پدر من و شما را بدهد؟ لااقل منت آدم‌ها به دوشمان نمی‌ماند که در هر مصاحبه و در آغاز هر انتخاباتی دم از خدمت به مردم و وطن‌پرستی بزنند و قبلی‌ها را متهم کنند که به فکر جیب خودشان بودند. شعار «دولت مستضعفين» دادن مالیات دارد رفقا. چرا یک بار برای مردم محاسبه نمی‌کنید که هیچ مدیر دولتی‌ای با حقوق ماهی ده میلیون تومان امروز هم نمی‌تواند با سه فرزند، منزل سیصد متری در نیاوران داشته باشد و برای هر کدام از فرزندانش سانتافه و پرادو بخرد و بفرستدشان ینگه دنیا تا تبدیل به سرمایه‌های فرهنگی نظام شوند؟
(ادامه دارد)

رامیار گفت...

ادامه:
اینکه بنشینیم تا وقتی گندش درآمد، ناگهان نسخه‌های بانک جهانی را برای مردمی بپیچیم که تا دیروز برایشان از اقتصاد اسلامی و خط امام می‌گفتیم کمی ماست‌خوری اضافی است.
دوم: استخدام متخصص هزینه دارد؟ قبول. مدیر موفق باید تامین باشد؟ قبول. این آدم‌ها اگر درآمد بالا نداشته باشند جذب بخش خصوصی می‌شوند؟ قبول. اما یک سوال. صفدرها و امثال صفدرها در کجای کارنامه‌شان سوابق درخشانی برای حضور در این مناصب رو کرده‌اند؟ غیر ازین است که با سر کچل ما سلمانی آموخته‌اند و از روزی که چشم باز کرده‌اند مدیر کل و معاون وزیر بوده‌اند؟ انقلاب شد و آقایان شدند سربازان جان بر کف نظامی که قرار بود مردمش گالن نفت پیرزن‌های همسایه را برایشان تا درِ خانه ببرند. حالا هول برشان داشته که این چهار سال اگر بگذرد چه خاکی به سر کنیم برای پسری که در نیویورک تئاتر می‌خواند و دختری که در لندن قرار است فارغ‌التحصیل ام بی ای شود؟ زحمت بکشید یک مورد فقط یک مورد از موفقیت این آدمها در بخش خصوصی ذکر کنید. مگر هشت سال وقت نداشتند؟ یک نانوایی با پول خودشان تاسیس کردند؟ یک موسسه و شرکت بدون رانت راه‌ انداختند؟ یک رسانه‌ی فسقلی را توانستند اداره کنند؟ ولم کنید آقا ولم کنید.
سوم: حقوق پنجاه میلیونی حق مدیر موفق است؟ بسیار خوب، فقط لطفا بگویید راه دست یافتن به مشاغلی ازین دست برای مردم عادی کدام است؟ آیا مکانیزم شفافی برای دست‌یابی متخصصان واقعی به مشاغلی ازین دست وجود دارد؟ یا کلش یک ارثیه فامیلی است که هشت سال یک بار بین دو عموزاده دست به دست می‌شود؟ عزیزجان من می‌خواهم از فردا مدیر صندوق توسعه ملی شوم. ضمانت ملکی و وثیقه هم می‌گذارم که اگر عملکردم به اندازه مدیر قبلی مثبت نبود کل خسارات وارده را جبران کنم. مشاورانم را هم از بین برجسته‌ترین اساتید اقتصاد برمی‌گزینم. اسناد مبتنی بر کسب دانش و تخصص لازم را هم ارائه می‌دهم. می‌پذیرید؟ استخدامم می‌کنید؟ نصف حقوقم را هم می‌دهم به کمیته امداد. حالا چطور؟ کجا باید فرم پر کنم؟ کجا باید رزومه بفرستم؟
جمع کنید قربان جمع کنید. لااقل برای این ابک بینوا که دید معنای پیوستن تک‌تک‌تان به بخش خصوصی در هشت سال دولت هزاره چه بود حنایتان رنگی ندارد. پشت هیلمن بهزاد نبوی که بعدِ هزارسال تبدیل به ال نود شد، جایی برای پنهان شدن امثال شما نیست. از آبروی مصطفی و عکس‌هایی که با او گرفته‌اید چیزی به شما نمی‌ماسد. جمع کنید. اگر همین چند دلسوزِ مطلع نبودند که دندان روی جگر بگذارند و به اقتضای «مصلحت» پرده از زیاده‌خواهی‌هاتان برندارند که کلاهتان پس معرکه بود. من یکی که روزی صدهزاربار درود می‌فرستم به روان پاک کسی که همین بروکراسیِ به قول شما ناکارآمد و پیچیده را در نظام دولتی ایران بنیاد نهاد؛ وگرنه که نه از فیش نشانی بر جا می‌گذاشتید و نه از فیش‌نویس.
پرونده‌ی «فیش‌های آلوده»، حیثیت دولت اعتدال و آبروی اصلاح‌طلبان را هدف رفته است. کار دشمنان است؟ به جهنم. دسیسه‌ی افراطیون است؟ به درک. مسئله روشن و واضح است. این اتفاق یا افتاده یا نه. اگر افتاده عقل داشته باشید و بسته به نوع نگاهتان به موضوع، موضعگیری «رسمی» کنید تا تکلیف مردم با شما روشن شود. اگر هم نیفتاده در اولین فرصت اسناد مربوطه را منتشر کنید تا کار از کار نگذرد.
راه سومی نیست. با لفت دادن و این دست آن دست کردن و پیچاندن و پنهانکاری، چوب حراج خواهید زد به همین مختصر آبروی باقی‌مانده. موضع بگیرید. فریاد بزنید. بگذارید باور کنیم هنوز در میانتان هستند کسانی که وجودشان مرز روشن و آشکاری است میان شما و «دیگران»ی که به زعم شما خاک پاک سرزمین آریایی را توبره کرده‌اند؛ وگرنه که هیچ. بگذارید بهزاد نبوی یک شب آسوده بخوابد؛ لااقل یک شب؛ از دست شما همرهان سست عناصر.
منبع: صفحه فیسبوک حمیدرضا آبک
https://www.facebook.com/hamidreza.abak/posts/10153906476933411

رامیار گفت...

البته مطلبی که فرستادم به معنای تایید همه بخشهای آن و به ویژه اشاره به بهزاد نبوی و امثال او نیست که از آنها هم هیچ دل خوشی ندارم. صرفاً هدفم انتقال امانتدارانه نوشته‌ای بود که همراستا با نگرانی شما بود.
همیشه منتظر دیدگاههایتان هستم.

Dalghak.Irani گفت...

درست است که انگلیس قهرمان یورو می شود. اما خدا وکیلی من از بازی شجاع کرواسی هم خیلی خوشم می آید. اما بعد: به عسکر توهین نکنید او شخصیت طناز و نازنینی است که من خیلی هم دوستش دارم و اگر کسی با کامنت هایش ارتباط نمی گیرد شامه اش را تیز کند بجای حرف نامربوط زدن.
در مورد کهیری که با نام قالیباف می زنید - آن هایی که می زنند - من هیچ داوری نمی توانم داشته باشم که اگر قالیباف رییس جمهور می شد حوادث چطور پیش می رفت و او چه سیاستی را در حوزۀ سیاسی در پیش می گرفت. وقتی او رییس جمهور نشده نمی توان حوادث پیش امده در ریاست روحانی را با مصداق هایش به "قالیباف چکار می کرد" پرسش کرد. من از 16 سال سربازی قالیباف و 16 سال مدیریت های درخشان او در بدنام ترین و فاسد ترین سازمان های هرکشوری (پلیس و شهرداری) دفاع کرده ام و بدیهی است که شهرداری در همه جا فاسدترین دیوان است بدلیل تماس هرساعته با منافع و مضار تک تک شهروندان و اینکه شما بجای اینکه فساد در شهرداری تهران - در حد سایر بخش های لو رفته - بمن نشان بدهید و مرا خفه کنید از خود من می پرسید که آیا قالیباف سازمانش فاسد نیست! این شمائید که باید مدرک فساد پیدا کنید و توی سر من بکوبید و من بارها از شما خواسته ام. اینکه توافق نامۀ کلان امضاء کرده با قرارگاه خاتم که نشد فساد. چون در آن برهه هیچ شرکتی در بخش خصوصی قدرت اجرای پروژه های کلان را نداشت و از دولت گرفته تا همه و همه در بخش نفت و گاز و چه و چه با خام الانبیاء کار کرده اند. تازه آن تفاهم نامه بوده و غیر از قرار داد است و من از جزییات اقتصادی خبر ندارم فقط می دانم که همه و همه بویژه اصلاح طلبان بی عرضه بخون قالیباف تشنه اند و دربدر دنبال پیدا کردن یک نقطه ضعف و برجسته کردن آن هستند و بمن ربطی ندارد که پیدا نمی کنند و متوسل به چهارتا آدم در پیتی و شایعه می شوند که سازمان قالیباف بهمان ترهات هم ایکی ثانیه پاسخ روشن و متقن می دهد و مجبور می شوند حرفشان را پس بگیرند. اگر باور ندارید از سایت انتخاب و روزنامۀ شرق بپرسید که چه له لهی می زنند برای زدن این سردار میهن پرست. یا...هو

ناشناس گفت...

درود به شرفت تیمسار .

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

نا امید شدم از دولت روحانی . باور کردنی نبود . خیلی امید بسته بودم . راستش دروغ چرا ! وقتی جناب نوبخت شد سخنگوی دولت ، امیدم خیلی کمرنگ شد .
دزدی خیلی کار بدیه ولی بین کسی که بنز ششصد میلیونی رو میدزده با کسی که پول نسخه مریض رو ، باید فرق قایل شد .

دزدی بهتر از آدمکشیه اما دزدی که پول نسخه رو میدزده ، امید به بهبود رو کشته .

Dalghak.Irani گفت...

رامیار مرسی دارم فوتبال می بینم وقت نکردم کامنتت را بخوانم فقط نام حمیرض ابک را متوجه شدم. او یکی از بهترین ها حوزۀ معرفت و دانش و فلسفه است و هر چه گفته باشد صد در صد مورد تأیید من است و قطعاً همدرد من است و مغزهایمان - او جوان و بزرگ و من پیر و کوچک - پارالل است. بعد که مطالعه کردم مفصل می نویسم. یا...هو

ناشناس گفت...

ریدم تو دهن روحانی ولی شما چطور انتظار دارید روحانی به خاطر حقوق نامتعارف و حتی گیرم غیر قانونی مادیران خود پوزش بخواهد ولی آدرس قالیبافی را می دهید که تا کنون از عملکرد فرماندهان و مدیران پر از فساد نیروی انتظامی و شهرداری تهران حرفی نزده و عذرخواهی نکرده است.
بحث من این است که اساسا چرا قرارگاه خاتم بوجود آید که نفس بخش خصوصی واقعی را بگیرد؟
منابع مالی قرارگاه خاتم از حاتم بخشی سیستم دولتی فاسد است.

Dalghak.Irani گفت...

محمد باقر قالیباف شهردار منتخب تهران است و نه شغلش دولتی است و نه منتصب کسی است و مسئولیتش فقط در محدودۀ شهر تهران است و ایشان سیاستگذار و رهبر و ولی فقیه نیست. مثل اینکه شما با بدیهیات عقلی هم مشکل دارید. بوجود امدن یا نیامدن خاتم الانبیاء چه ربطی به قالیباف دارد. این سؤال بیشتر متوجه روحانی است که سه سال است رییس جمهور است و نسبت به اصلاح کدام حوزه اقدام کرده است و نتیجه اش کجاست. اینکه کشور را خوابانده و دلخوش کرده که همین که احمدی نژاد رفته کلاهتان را هم بیاندزید بالا و از تخم هایم بلیسید عین خباثت و خیانت است. من نگفته ام این رژیم همه فاسدند من در بالا کامنت نوشتم و از زهد و تقوای جنتی و علم الهدا گفتم و بسیار دیگران مؤمنی هم هستند در این رژیم در همه جا بسیار اشخاص سالم و قانع و خداترسی هستند. البته من کارآمد فاسد را به ناکارآمد زاهد ترجیح می دهم اما وقتی قالیباف را دارم که هم کارآمد است و هم پاک و شفاف چون آیینه معلوم است که تبلیغ که سهل قربونش هم می روم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

دوست یزدی عزیز
کسی گفته من هم از نا امیدی می نویسم. اما من کماکان از امید نوشته ام و مهمترین چیزی که گفته ام باید تعقیب کنیم شکست ایدئلوژی است که با سرعت در حال سقوط است و بزرگترین امید همین است و خوشبختانه قابل جلوگیری هم نیست چون منشاء منطقه ای و جهانی دارد و داخلی ها کاری از دستشان برنمی آید. اما راجع به هاشمی منتظرم تا هم روحانی و هم هاشمی موضع بگیرند در مقابل فیش های نجومی تا ارزیابی کنم که باید بدم خر بسته شوند یا هنوز در پروژۀ عقب راندن تحجر شرعی می توانند کمک کنند. اگر مفید بودند هنوز صبر خواهم کرد چون پروژۀ تحجر زدایی مهمترین هدف است و باید از همه شان سواری گرفت. اما اگر دیدم تاریخ مصرف شان تمام شده به هاشمی خواهم پرداخت تا از دست این قمیش های ناز نازی "من آنم که رستم بود پهلوان"ش - حالم بهم می ورد از ژست های پیروز پیرمردان شکست خورده در تاریخ کشورشان - پرده برداری کنم. کمی صبر کن. یا...هو

ناشناس گفت...

قضیه این جناب مستطاب دلقک قضیه اون یارو بود که از در خونه اومد بیرون با سینه خورد زمین و همه زدن زیرخنده برای این که ضایع نشه بقیه مسیر رو سینه خیز رفت حالا بالاخره یه جوری خوردی زمین با این ادعا و باید حالا حالاها سینه خیز بری اگر مردی چرا از حرف های امروز روحانی تو جمع اساتید دانشگاه نمیگی که صددرصد در جهت خلاف حرف های خامنه ای بود اونم بعد این که این همه دری وری بهش گفتن که داری دوقطبی میسازی و از این حرفا .کار تو بجایی رسیده که به خامنه ای اعلام صلح میکنی ولی متوجه نیستی که خامنه ای به همون قالیباف جونت هم رحم نمیکنه بخاطر این که متوجه نیستی مساله از روشها و استراتژی و کارامدی و نارکامدی روحانی و قالیباف اب نمیخوره .خامنه ای یه سگ هاره که تمام عقده های شکست های بی پایان خارجی رو سر مردم خودش که دستشون از همه چیز کوتاه هست در میاره اصلا یه دلیلی که تازگیا وق وق زیادی هم میکنه همینه که هر کسی که رسیده یه چی تو پاچش فرو کرده لااقل زخم زبان های روحانی به این سگ زنجیری دل مردم رو خنک میکنه این حرفا که قالیباف میومد بیکاری فلان میشد رو بزار در کوزه وقتی پول نیست با تف که نمیشه مملکت داری کرد اگر قرار به مدیرتکنوکرات بودن هست کل هیکل قالیباف نصف جهانگیری معاون اول روحانی نمیشه تو از نسل همون روشنفکران سفله هستی که سال 57 مملکت رو با حماقت تقدیم خمینی کردن امروز هم این نسخه رو برای مردم میپیچی که تحت لوای سردار خلبان دکتر قالیباف با خامنه ای نرد عشق بازی ببندیم نمیگم روحانی خوبه ولی داغ دل ما رو که راست رفتیم و چپ رفتیم یه دیوار دیدیم و حتی که الان هم که ایران نیستیم همیشه سوزش و درد این که این پیرمرد کثیف که فقط جلوی مردم دست بسته خودش شاخ هست و جلوی ملک سلمان زانو زاده راه تنفس ما رو هم بسته بود را با متلک ها و نیش های گزندش کم میکنه

ناشناس گفت...

اولا که المان قهرمان میشه نه انگلیس!

دوما بالاخره فشار افکار عمومی کار کرد و رواحنی یکی از این مدیران را برکنار کرده، یکی رو زدند ولی امیدوارم بقیه هم برکنار و هم زندانی شوند.

سوما در مورد بیانیه بسیار عجیب سردار سلیمانی نظری یا تحلیلی ندارید؟ ایشان که این اواخر نقش اصولگرای اعتدالی بازی می کردند، چرا ناگهان افتابه گرفتند روی روابط ایران و بحرین؟

ناشناس گفت...

نزدیک به ده سال است که در شغلهای مدیریتی و نیمه مدیریتی در چند شرکت کوچک و بسیار بزرگ دولتی و خصوصی کار کرده ام و قبلا هم چند بار از تجربیاتم در این وبلاگ نظر گذاشته ام.
ارزش کار مدیریتی قالیباف را فقط کسی می فهمد که خودش سعی کرده است در این مملکت فاسد با رعایت اصول اخلاقی یک مجموعه لااقل 50 نفره را اداره بکند و یک طرح را به نتیجه برساند! به همین دلیل این قضیه برای من مثل روز روشن است ولی عامه مردم این شانس را نداشته اند که این مورد را از نزدیک لمس کنند.
مطمئنم درک تیمسار هم از ارزش قالیباف به خاطر سمت فرماندهی و مدیریتی‌ای است که داشته.

یک مشاور طراح

ناشناس گفت...

توجیهِ جنایت

یک خطّ تحلیلی_توجیهی در ماجرای فیش‌های نجومی راه انداخته‌اند با این محور که «چرا پس به اختلاس‌های زمانِ دولت قبلی نمی‌پرداختید و این همه بر موضوع فیش‌ها جنجال کرده‌اید؟» از پایه‌گذاران این خطّ توجیهی، حتما سخنگوی دولت است که در یک دو راهیِ سخت، ترجیح داد از چنین دستاویزی هم بهره‌ جوید. بعد از سخنگو هم متن‌های متعددی با محتواهای نازل و کوچه‌بازاری منتشر شد که همه‌ی حرفشان این بود که «دولت قبلی، چنین بود و چنان کرد و فلان مقدار خورد و بُرد و چاپید و حالا عده‌ای گیر داده‌اند به چندرغازی مثل دویست و چند میلیون حقوق فلان مدیر...»!
گذشته از اینکه ادعای فساد در سابق، چقدر درست است یا نه، اما می‌شود قطعا ادعا کرد که این نحو استدلال‌تراشی، ‌یکی دیگر از نشانه‌های حیازدایی از مدیریت است. روشِ غیراخلاقی و زشتِ بدیل‌سازی برای خلاف، در جهتِ قبح‌زدایی از خلاف معنا می‌شود. کسی که در پاسخ به علتِ تخلف و دزدی‌اش، دزدیِ دیگران را پیش می‌کشد، جنایتکارِ اخلاقی‌ست. چون علناً می‌گوید «خوب کاری کردم که دزدی کردم»!
این روش، در نزد
اَشرافِ انقلابی، مسبوق به سابقه‌ست؛ بعد از دستگیری و محاکمه‌ی کرباسچی، شهردار وقت تهران در سال ۱۳۷۷، اعضای حزب کارگزاران سازندگی، تحت فشار افکار عمومی بودند. یکی از اینها که آن موقع نماینده‌ی تبریز در مجلس بود و بعدها از مدیران ارشد آذربایجان‌شرقی شد، در مسجدِ شعبان تبریز و در پاسخ به اعتراض و انتقادِ پرسشگران چنین استدلال کرد که «خب مگر فقط آدم‌های ما تخلف می‌کنند؟ آن طرفی‌ها هم ماجرای اختلاسِ رفیق‌دوست و فاضل خداداد را دارند...» او علنا می‌گفت که «همینی که هست...»
اینطوری، فساد عادی می‌شود و حیا از مدیریت رخت برمی‌بندد؛ چندانکه امروز شده. ترجمه‌ی ساده‌ی این توجیهات این است که «همه می‌خورند...» و این یعنی فروپاشی اخلاق مدیریتی.

مازیار وطن‌پرست گفت...

تیمسار عزیز
احتمال می‌دهم مثل من مشغول تماشای فوتبال بودی و این برنامه را ندیده‌ای:

https://www.youtube.com/watch?v=NfJ0oObwl5Q&feature=share

دانستن عقیده‌ی شما در خصوص نظرات مهمانان برایم بسیار مهم است.

بخصوص که روشنفکر و فیلسوف چپ محبوبم -نمی‌دانم چرا فیلسوفان و روشنفکران فکر می‌کنند لزوما بهترین درک را از سیاست دارند؟ اینطوری مدام محبوبیتشان در دل امثال من پایین می‌آید- آقای عبدی کلانتری، نظر تندی راجع به هر دو مهمان برنامه دارد:

https://www.facebook.com/abdee.kalantari/posts/10153477334652811

ناشناس گفت...

من دیگه ساده نمی شم وای.....
فسادی که شریعتمداری و صدا و سیما پیگیر آن باشند معلوم است که نیت جو درندگان آن چیست.
در مورد قالیباف هم اگر تصویر ایشان در ماه رویت شد ما در بست مخلص ایشان می شویم.
امام راحل با آنهمه سخنرانی و کتاب امثال تیمسار را فریب دادند حالا این یکی که هیچ کدامش را ندارد.

ناشناس گفت...



غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران و دبیرحزب کارگزاران :
فکر نمی‌کنم در این دولت و در این سه سال برخی حقوق‌ها این‌چنین افزایش چشمگیری یافته باشد، عمده اینها میراث قبلی‌هاست.
در دولت قبل آنقدر فجایع مالی و فسادهای اقتصادی گسترده بود که مسئله‌ای مثل حقوق‌های چند ده میلیونی عده‌ای در برابر این مفاسد، موضوع قابل توجهی نبود.

--------------

آقاي كرباسچي، يه بار ديگه متن حكم دادگاهتون را مطالعه كنيد:
شهردار تهران به اتهام برداشت ۲۶۰ میلیون تومان جهت ستاد کارگزاران، ۲۵ میلیون تومان به تاجران و تقوامنش نامزدهای انتخابات مجلس، ۶۰ میلیون تومان به بهزادیان، ۸۷ میلیون تومان برای خود، خرید ۹۰ هزار دلار از حساب مدیران شهرداری و پرداخت به نماینده جمهوری اسلامی در نیویورک، پرداخت ۵۰ میلیون تومان به تعدادی از مدیران شهرداری به ۳ سال زندان و ۱۰ سال انفصال از خدمات دولتی و بازگرداندن اموال محکوم شد.

وی همچنین به دلیل تضییع سه و نیم میلیارد (که نیمی از آن به حساب شهرداری باز نگشته بود) به چهار سال حبس و ۶۰ ضربه شلاق تعلیقی محکوم شد.

ناشناس گفت...

دقت کرده اید تیمسار که این اخوندها هر وقت اراده کنند ٬در جامعه موج ایجاد میکنند و بعد هم خودشان موج سواری ؟
من طرفدار هیچ جناحی در نظام نیستم و به نظرم ادمهایی مثل روحانی یا احمدی نژاد ویا حتی قالیباف شما ٬ همه شاخکهای بدنه نظام هستند که در چرخش حکومت ٬ هر از چند گاهی در معرض دید مردم قرار میگیرند که اگر جز این باشد ٬ همه میدانند که برای یک مدیر درجه چندم هم عموما باید به یک جایی وصل باشی .
انتشار این فیشهای حقوقی یک کار سازمان یافته است و مردم نقشی در ان ندارند چون خیلی وقت است که ملت از جایگاه حسابرسی کردن حکومت رانده شده اند.
براحتی میتوان دید که حتی کنترل احساسات جامعه در اختیار حکومت است ٬ هر چه را بخواهند اگراندیسمان میکنند و اگر هم نخواهند ٬ اصلا انگار خبری نیست.
این کنش بین ملت و حکومت ٬ یک بیماری اجتماعیست که گناهش بیشتر دامان ملت را میگیرد تا حکومت را . والا هرکسی خوب میداند که هیچ کسی از پول رویگردان نیست ٬ اگر در جوامع پیشرفته مسایلی از این دست ٬ کمتر دیده میشود ٬ به این خاطر است که مردم همه چیز را نظاره گرند و اگرخلافی٬ به فرض اینکه چنین غلطهایی امکان ظهور داشته باشند ٬ در بدنه حکومت اتفاق بیفتد ٬ نیاز به موج و موج سواری نیست ٬ چرا که همان حکومت٬ خلافکار را تنبیه میکند تا مبادا بعدا موجی ایجاد و ان جناح حاکم را کلا خلع ید نکند.
شما ببین که تمام پرونده های اختلاس و دزدی های گذشته ٬ به محض اینکه از روزنامه های حکومت جمع شدند ٬ از خاطر مردم هم رفتند و کسی بعدا نپرسید و جرئت نکرد بپرسد و اگر هم یکبار پرسید ٬ کسی جوابش را نداد و کل قضیه رفت به زباله دانها.
در قضیه اختلاس اکبر که بنا به معامله ای بنام خاوری ثبت شد با توجه به رقم سه هزار میلیارد تومانی اختلاس مثل این بوده که :
۳۰۰ مدیر دولتی
به مدت تمام دوره کاری یک ادم یعنی ۳۰ سال کار کردن
ماهیانه ۳۰۰ میلیون تومان حقوق از بیت المال برداشته است.
شما ببین موج و موج سواری و موج سوار و تماشاگران کند ذهن ٬ بقول عادل فردوسی پور " چه میکنند اینا "

Dalghak.Irani گفت...

مازیار صفحۀ فیسبوک بازنشد. افق را هم دیدم و وقتم تلف شد چون من علاقه ای به دیدن تلویزیون امریکا ندارم و تنها اخباری که - اگر با فوتبال و زندگی شخصیم تداخل نکند - می بینم برنامه های سیاسی بی بی سی است. علیزاده تعادل و ثبات ندارد و معمولاً بدنبال دو قطبی کردن بحث و زیر سؤال بردن شخصیت طرف مقابل است. البته سازگارا هم خیلی علیه السلام نیست و او هم گاهی زیادی با رفقای دیروزش بی رحم و مروت است. یا...هو

عسکر گفت...

. . . . .
آیا در برهه حساس کنونی که دولت حجت الاسلام روحانی تحت فشار سنگین افکار عمومی داخلی
و شبکه های اجتماعی قرار گرفته ، ما اعتدال گرایان نـبـاید از این شـخـصیت مظلوم و مؤمن و
معتقد و ایثارگر و جهادگر ، دفاع کنیم ؟
. . . . .
ایشان و بسیاری از اطرافیان ایشان ، اشخاصی سرمایه دار هستند و به این نوع حقوق ها اصلا
نیاز ندارند . همین که این بزرگواران لطف می کنند و به خاطر انجام وظیفه ملی ، شرعی و
انقلابی خود این مسئولیت های کلان را بر عهده می گیرند ، نشانگر ایثارگری و از خودگذشتگی
ایشان و اطرافیان ایشان است.
. . . . .
ایشان و اطرافیان ایشان به این مملکت کم خدمت نکرده اند ، که ما بیاییم اینجا و از روی خدانشناسی
و بی ایمانی ، عملکرد این بزرگواران را مورد انتقاد قرار دهیم . ما نباید نمک نـشـنـاس بـاشـیـم .
ما نباید پس از آنکه از سر سفره ایشان نمک خوردیم ، حالا سپاسگزار نباشیم؟
. . . . .
ایشان 16 سال دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور بوده اند و 8 سال هم نائب رئیس مجلس .
و مدتی هم در راس مرکز تحقیقات استراتژیک کشور بودند و هم اکنون نیز رئیس جمهور .
. . . . .
من به نوبه خود از مدیریت ایثارگرانه ، خالصانه و جهادی ( و فی سبیل الله) ایشان و اطرافیان ایشان
سپاسگزارم و کمال تشکر خود را اعلام می دارم .
یا حق

مانی گفت...

عسکر تو معرکه ای , وسط دعوا و حرص و جوش و غم و غصه با نوشته های شیوا , بدون غلط املایی و انشایی لبخند به لب آدم مینشانی که گاه گاه به قاه قاه هم میرسد. دوستان کمی از عسکر درست نوشتن را یاد بگیریم اقلا.

Asgar گفت...

عسگر آقا واقعا این حرفارو با جدیت میگی واقعا جدی هستی آقا یکم به اون عقل پنیریت فشار بیار

ناشناس گفت...

سلام
جناب عسگر
اینجانب شخصا بکار بردن لفظ نمک نشناس را فقط موقعی قابل توجیه میدانم که نمک نشناسی مردم در مورد شاه فقید منظور گوینده باشد. در طی سالهای پس از رحمت الله نعمت زاده( شاه فقید) بکار بردن این عبارت در مورد مردمی که دارو ندارشان را خوردند و کماکان دارند می خورند کاملا نادرست است. خواهشا بیش از حد باد در استینئ کسانی نیندازید که کار نتیجه داری برای این کشور انجام نداده اند.
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

دوباره سیرک شد مجلس عزا؟ ما رفتیم تاااا خبرای خوب بیاد دوباره

ناشناس گفت...

"درست است که انگلیس قهرمان یورو می شود."
امیدوارم تحلیلهای سیاسی اجتماعیت مثل تحلیل فوتبالیت نباشه ؛) انگلیس؟! قهرمان ؟!

ناشناس گفت...

اولین نفری که ادبیات وارونه عسکر را درک کرد و به دلقک هم گوشزد کرد، من بودم.
حالا هم همان حس درونی که یکی از راهنماهای ما و من جمله دلقک می باشد، به من هشدار می دهد که به دنبال اهداف جوسازی اخیر حقوق های نامتعارف باشیم. حکومت پنهانی در حال گفتگو با آمریکا و در واقع حزب دمکرات است. بقیه مطلب را خودتان حدس بزنید. ضمنا کلینتون خانم هم گوشه رینگ است مانند رهبر معظم انقلاب.

ناشناس گفت...

همچین میگن یک عده معدودی از مدیران بوده، بله احتمالا عده معدودی از مدیران فاسد هستند ولی عده زیادی از سیاست مداران چرا در مقابل اون عده معدود سکوت کردند؟

ناشناس گفت...

سیرک واقعا سیرک شده این روزا

ناشناس گفت...

سلام سرجوخه جان
این بار هم مانند جریان ترکها و بحث جدایی طلبی در حمایت از قالیباف معصومت زیاده روی کردی.
این آقای معصوم همانی است که کف خیابان بچه های مردم کتک می زده. تو خودت یک مثال از یکی ژنرالهای دنیا حتی ژنرالهای ستاره حلبی آفریقا بیار که که رفته باشند کف خیابان تاکید میکنم کف خیابان با چوب یا هر چیز دیگری تو سر دانشجوی مملکتشون زده باشند. حتی اون ژنرالهای ستاره حلبی هم این کار را نمی کنند مگر آنکه مثل خودت سرجوخه یا چیزی شبیه این بوده باشند. که البته سرجوخه با شرف ایرانی هم چنین کاری نمی کند. در مورد اختلاس و فساد مالی اطرافیان قالیباف هم یک سرچی تو اینترنت بکنی ضرر ندارد شاید نظرت عوض بشه.