ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

اسد در آغوش آتش بس اربابان / خامنه ای در دام ملک سلمان / نتیجه: مرگ و اسارت جوانان ایران / اینبار مازندران!


1-  در یک نمای کلی چنین بنظر می رسد که جنگ سوریه به دو بخش سیاسی و مذهبی تقسیم شده است. در بخش سیاسی پوتین و اوباما قرار دارند که اسد هم طبق دستور و توافق آنان مشق می کند. و در بخش مذهبی خامنه ای و ملک سلمان قرار دارند که در حاشیۀ متن سیاسی اربابان؛ نمایش تسویه حساب مذهبی پابرهنگان را کارگردانی می کنند. بعبارت دیگر در متن اصلی جنگ سوریه ارتش سوریه و کمک های هوایی پوتین با ارتش آزاد سوریه و ائتلاف هوایی غرب در حال مبارزه هستند که گاهی جنگ و زمانی آتش بس می کنند و در حال چانه زنی برای حل مشکلات فی مابین هستند. اما در حاشیۀ متن اصلی یک جنگ مذهبی تمام عیار هم جریان دارد که جبهۀ النصره بنمایندگی از عربستان و محمد سلمان و بسیجیان تحت فرمان سپاه قدس و حزب الله لبنان بنمایندگی از سوی خامنه ای آن را پیش می برند.

2- ماجرای بسیار اسف بار خان تومان هم در این نما قابل تشخیص است. اعلان آتش بس در حلب از سوی امریکا و روسیه و اسد به عربستان این فرصت و چراغ سبز را داده که نیروهای ایرانی و لبنانی مدافع خان تومان اولاً به دلیل اعتماد به آتش بس سیاسی اسد از نظر روانی در خلاء بین وضعیت قرمز و زرد دچار سردرگمی و بی عملی هستند و ثانیاً بدلیل پایبندی اسد به آتش بس نیروهای مدافع خان تومان پشتیبانی هوایی ارتش اسد را نخواهند داشت. و بهمین خاطر جبهۀ النصره - که با آخرین تجهیزات و جنگ افزار های سبک و سنگین از سوی عربستان پشتیبانی می شود - حمله به جوانان ایران و لبنان را انجام داده و با غافلگیر کردن آنان هم تلفات سنگینی وارد کرده و هم توانسته تعداد زیادی را اسیر کند. هرچند اطلاعات کافی و از منابع مورد اعتماد در دسترس ندارم و بنا به حمیت نظامی بودنم و داشتنم علاقه ای هم به استفاده از استنادات دشمنان جمهوری اسلامی ندارم. اما بنظر نمی رسد تعداد کشته ها و اسیران کمتر از 100 نفر باشد و ارقام ابتدایی تأیید شد (13 کشته) از سوی سپاه مازندران دور از واقعیت و برای جلوگیری از شوک به خانواده های کشته شدگان و اسیران بوده و باید منتظر ارقام دقیقتر و بیشتری در روزهای آینده باشیم.

3- شکست و پیروزی دو روی سکۀ واقعیت هر جنگ فرسایشی - مثل جنگ سوریه - است که نیروها گاهی پیروز و در عملیاتی شکست می خورند. اما این هنگامی پذیرفته است که خود جنگ توجیه عقلانی و عملیاتی داشته باشد. خاطرتان هست که از روز ورود روسیه به جنگ سوریه من معتقد شدم و گفتم که نقش خامنه ای در کنار اسد به یک نقش ابزاری و پادویی محض تقلیل خواهد یافت و دیگر نه اسد به خامنه ای بهای قبلی را خواهد داد و نه خامنه ای - بعد از بمب زدایی - در قدرتی خواهد بود که خودش را به مناسبات منطقه تحمیل کند. منطق کار هم خیلی ساده بود و است. زیرا پس از به تراژدی تبدیل شدن کمدی بهار عربی اسد سکولار از هیچکدام از رژیم های عربی منطقه مثل ژنرال سیسی در مصر و خود عربستان سعودی و حتی اردن و امثالهم نامقبولتر و خطرناکتر نیست. و مهمتر اینکه اسراییل هم با اسد هیچکاه مشکل نداشت تا چه رسد به الان که سوریه به ده ها سال عقب برگردانده شده و قادر به هیچکونه عکس العمل محتمل برای تهدید اسرائیل نخواهد بود.

4- مشکل شعار "اسد باید برود" امریکا و غرب و عربستان هم خیلی راحت قابل حل خواهد بود اگر اسد راه حلی بیابد که خودش را از شر خامنه ای و پشتیبانی های ایرانی - لبنانی او برائت بدهد. زیرا همانطور که گفتم اسد سکولار و سازمان حزبی فعلی اش کم خطرترین آیندۀ سوریه هستند برای منطقه و اسرائیل و غرب - در مقایسه با سنی های تندرو - و عربستان نیز با آغوش باز از ماندن اسد استقبال می کند اگر اسد دندان کرم خوردۀ خامنه ای را کنده و دور بیاندازد و نیروهای زمینی و مشاوره ای ایران و حزب الله را از سوریه بیرون کند. حتی ماندن اسد در اردوی شرق (روسیه) حساسیت اولویت دار هیچکدام از بازیگران بین المللی در غرب و منطقه ای ترکیه و عربستان و اسرائیل نیست و تازه خود روسیه هم یکی از طرفداران پروپاقرص "اسد منهای خامنه ای" است. زیرا پوتین خوب می داند که شکست خامنه ای در سوریه بعقب نشینی ایدئولوژی مذهبی از منطقه منجر خواهد شد که در نتیجۀ آن "مذهب سیاسی" در کل جهان تضعیف و مسلمانان روسی را هم آرام خواهد کرد. منتها پوتین با زیرکی طوری بازی می کند که خامنه ای متوجه نقش مخرب او در بیرون کردن خامنه ای از سوریه نشود تا او کماکان بتواند از سیاست کلان "نگاه به شرق" خامنه ای بهره مند شده و از غلطیدن ایران بسمت غرب جلوبگیرد.

5- البته وضع جدید ایران در سوریه پیامد بدیهی خلاء استراتژی در جمهوری اسلامی هم - قبلاً در چند پست شرح و تأکید کرده ام - است. زیرا اختلاف عمیق راهبردی پس از برجام و بین روحانی و خامنه ای نیروهای عملیاتی و در صحنه را نیز دچار نوعی سردرگمی کرده و کسی نمی داند که در چه موقعیتی است و طبق کدام نقشۀ کلان و برای چه هدفی در حال نبرد در سوریه است. تا جائیکه دیروز همزمان با انتشار شکست خان تومان و در کمین افتادن بسیج و سپاه و حزب الله خبر دومی حاکی از حضور قاسم سلیمانی در یک مجمع سیاسی بریاست علی لاریجانی و موحدی کرمانی بوده است. اینکه فرمانده سپاه قدس در روز فاجعه برای بخشی از نیروی سازمانیش در حال تلاش برای نمایش وجهۀ میانه روی خودش در بین اصولگرایان است خودش می تواند حتی تا "موافق نبودن سلیمانی با استراتژی ادامۀ جنگ در سوریه" قابل تحلیل و تفسیر باشد. 

6- نتیجه اینکه خامنه ای با لجبازی کودکانه و کودنانه با شرایط تحمیلی پسا برجام - لاجرم بوده و است - و رها کردن کشور در خلاء "داشتن استراتژی کلان" فقط به تلفات هرچه بیشتر نیروهای ایرانی خواهد رسید و دیگر هیچ. فرماندهان نظامی اعم از سپاه و ارتش - اگر به ایران و جان نیروهایشان هم اهمیتی قایل هستند - باید هرچه سریعتر خامنه ای را از این توهم "جمهوری اسلامی هنوز هم از هیبت ترسناک قبل از برجام برخوردار است" در بیاورند و با استفاده از همین فاجعۀ خان تومان به سیاستمداران حالی کنند که هیچ ارتشی قادر به کسب پیروزی در نبود نقشۀ راه نیست. و چون نقشۀ راه ایران اتمی شکست خورده و از بین رفته لذا کشور باید راهبرد جدید و نقشۀ راه جدیدش را ترسیم کند و آنگاه از نیروهای نظامی در راه هدف استفاده کند. باز در آخر تأکید می کنم که طبق اصرار و پافشاری درست و دقیق حسن روحانی - در همۀ صحبت های اخیرش - زندگی ایرانیان در دورۀ پسابرجام کاملاً و قطعاً با دورۀ پیشابرجام 180 درجه متفاوت خواهد بود. و این لاجرم است. هرچقدر که خامنه ای این واقعیت را دیرتر بپذیرد فرصت های تازۀ ایران هم بیشتر از بین خواهد رفت و ثمر دورتر و کمتری خواهد داشت. خامنه ای اگر بر همان سیاق - ایران هسته ای - می خواهد مشق کند چاره ای جز براه انداختن هرچه سریعتر یک جنگ ویرانگر و خانماسوز ندارد. تنها فرمولش را هم حسین شریعتمداری در سرمقالۀ یکشنبۀ کیهان نوشته است: "بستن تنگۀ هرمز". یا...هو

بعد از متن: این پاراگراف را هم نوشته بودم قبلاً که مطلب را ادامه ندادم و منتشر نکردم بخاطر حرمت ارتش ایران. بنابراین می گذارم اینجا که مستشار نظامی را تعریف کند:

مستشار در لغت بمعنای مشاوره دهنده است و در اصطلاح نظامی به عمل و کار افسران ارشدی اطلاق می شود که برای مشاوره دادن در طراحی استراتژیک و تاکتیک های عمدۀ ارتش های دوست بمقصد کشور نیازمند اعزام می شوند و ابعادی کوچک از نظر کمی دارد. نوع دومی از کمک های فنی و آموزشی ارتش های کشورهای دوست به یکدیگر هم مرسوم است که ابعاد پرسنلی زیادتری را در برمی گیرد که عبارت از اعزام نیروهای زبده از نظر فنی و عملیاتی به کشور کمک گیرنده است که وظیفه دارند چه در بعد آموزش های جنگی و تاکتیکی و چه در بعد آموزش فنی سلاح های پیچیده و تجهیزات تازه به ارتش در حال عملیات میدانی تحویل شده مدد برسانند. این نیروهای آموزشی و فنی را هم گاهی بغلط - اما تا حدودی مصطلح - نیروهای مستشاری می نامند. اما مهمترین شاخصه و تفاوت نیروهای مستشاری با نیروهای عملیاتی و جنگی در این است که نیروی مستشاری چه در بعد کلان و طراحی ها و چه در بعد خرد و آموزش های فنی و تکنیکی نیرویی ثابت و یکجاگزین در فاصله با میدان نبرد است. برعکس نیروهای عملیات میدانی که متحرک هستند و برای مشارکت مستقیم در نبردها بکار گرفته می شوند. معمول این است که نیروی مستشاری کشور دوست بنابدرخواست کشور در حال نیرد اعزام می شوند و با دراختیار گرفتن قرارگاه / پایگاه / پادگانی در کشور مقصد مستقر می شوند و ارتش میزبان نیروهای نیازمند آموزش خودش را به این مقر آورده و پس از آموزش توسط نیروهای مستشاری مورد استفادۀ عملیاتی قرار می دهد. این مقر ثابت نیروهای مستشاری قطعاً باید از امنیت حداکثری برخوردار باشد که حلقۀ اول امنیت را خود نیروهای مستشاری برقرار و ایجاد می کنند و حلقۀ دوم و سوم امنیت مقر نیروی مستشاری بعهدۀ کشورو ارتش میزبان است. و از این روست که کشته شدن نیروهای مستشاری در جریان جنگ بحداقل ممکن می رسد و آنهم فقط بطور تصادفی اتفاق می افتد. مثل مستشاری فعلی نیروهای امریکایی در عراق یا نیروهای روسی در سوریه و نیروهای ناتو در افغانستان. بنابراین اطلاق نیروی مستشاری چه به نیروهای کادر سپاه پاسداران و چه به نیروی مخصوص ارتش ایران که در میدان های نبرد مستقیم در سوریه کشته شده یا می شوند نوعی رد گم کردن است از سوی جمهوری اسلامی و نوعی کردیت دادن باسمه ای . جهان سومیست برای مهم فریب دادن نیروهای اعزامی باعنوان غلط انداز مستشاری.

۲۵ نظر:

رامیار گفت...

ممنونم که نوشتید. امیدوارم پس از کسب اطلاعات مستند و موثق توضیحات بیشتری هم از زبان شما بشنویم. فقط امیدوارم این شکست به دلیل قوت دشمن طرف مقابل بوده باشد و نه وادادگی و بی کفایتی فرماندهان این طرف که دومی ذلت بیشتری دارد.

ناشناس گفت...

با توجه به نوع سخنرانی های رهبر نظام و نزدیک شدن به یوم الله پانزدهم خرداد ٬ به نظر میرسد که ارتحالی دیگر در راه است .
فضا بد جوری دوقطبی شده است .

ناشناس گفت...

آقای خامنه ای مهم ترین خصوصیت ویرانگرش همین یکدندگی و لجبازی است. یکدندگی او را میتوان ناشی از شخصیت ضعیف و تحقیرشده اش دانست که با تمام وجود میترسد از اینکه مسئولیتی یا تعهدی را قبول کند چرا که ممکن است موجب تحقیر او شود. شخصیت ضعیف او هم در طی زمان جوانی اش شکل گرفته. همین خصوصیت ویرانگر آقای خامنه ای بود که موجب بیش از یک دهه تحریم شدید ایران به دلیل لجبازی اش بر سر برنامه هسته ای شد. آنقدر کش داد که کار به قطع صادرات نفت و جنگ رسید تا بالاخره مجبورش کردند بی خیال هسته ای شود. این موضوع دخالت های ایران و حضور نظامی مستقیم یا غیرمستقیم در بیش از 7-8 کشور منطقه (سوریه، لبنان، یمن، عراق، لیبی، فلسطین و...) که با دستور خامنه ای انجام شده است هم به احتمال زیاد به دلیل یکدندگی او آنقدر کش داده خواهد شد تا قایق های سپاه تنگه هرمز رو ببندند بعد ناوهای آمریکایی یکی دو ناوچه ایرانی دیگر مانند سهند و سبلان را غرق کنند تا خامنه ای دستپاچه پای قرارداد ننگین دیگری مشابه برجام رو امضا کند.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

درود دلقک عزیز،
منتظر تحلیل ات از تو دهنی های پی در پی این روزهای روحانی به خامنه ای هستیم. تحلیل ات اگر حتی به اختصار هم باشد، در این عرصه جدید که اندکی است جرغه خورده و محتمل شعله ور میشود،به حتم راهگشا خواهدبود.
توده منتظر گزاره مرجع است
ارادت

ناشناس گفت...

خوشالحم که بازم می نویسید هر چند که به ضرر خود شما و همچنین ما باشه که به کار و زندگی خود نمی رسیم! شهادت نیروهای ایرانی باعث تاسفه، امیدوارم سیاست مداران زودتر سر عقل بیایند. کاش می توانستیم جلوی جنگ مذهبی را بگیریم

مازیار وطن‌پرست گفت...

کاش متون شما را می‌شد دست به دست گرداند. یکنفر همت کند و این نوشته‌ها را در تلگرام بازنشر دهد. خودم نه تلگرام دارم و نه حال و فرصتش را (من همیشه از تکنولوژی‌های نوین ارتباطی خودخواسته عقب مانده‌ام).
کاش می‌شد با کسب اجازه از تیمسار مرندی گرامی (چقدر دوستتر می‌داشتم آنطور که خود می‌پسندد سیامک خطابش کنم، که مرده‌ریگ ادب شرقی نمی‌گذارد) این متون را (هرچند برای بسیاری ثقیل است) به دست هر که خواندن می‌داند رساند. در این مدت به هرکه رسیده‌ام از قول "دلقک" نقل کرده‌ام. آنچنانکه هر که مرا می‌بیند از تحلیل جدید "دلقک" می‌پرسد. اما بازگویی من کجا و خواندن نص کجا؟
بسیاری از مردم، از جمله همان‌ها که سبک زندگی‌شان و رای‌شان مخالف متشرعین است، نسبت به قاسم سلیمانی و جنگ سوریه در دل غیرت و محبت دارند. هر چه می‌نالم که قاسم سلیمانی نهایتا یک نابغه‌ی تاکتیک است و صلاحیت طراحی راهبرد (استراتژی) ندارد؛ هرچه فریاد می‌زنم که هیچ منفعت ملی ما در جنگ سوریه تأمین نمی‌شود الّا سرپل حزب‌الله؛ هرچه قسم می‌خورم که حتی یک تیر فشنگ از سوی اسد، سوریه و ایران به سمت داعش شلیک نشده‌است؛ هرچه شاهد می‌آورم که داعش بزرگترین دلیل برای بقای اسد بوده ...؛ همچنان دوستتر دارند که خود را با حماسه پردازی و مزخرف آشکاری چون "دفاع از امنیت ما در خاک دشمن" بفریبند.

غیرت مردم هنوز نمی‌خواهد قبول کند خون سربازانش را خون جوانانش را به ثمن بخس، خرجِ "خود بحر پنداری‌های قطره‌ای محال اندیش" کرده‌اند.

رامیار گفت...

مازیار وطن پرست .... چه متنی نوشتی. بسیار ظریف و ادبی بود. هم مرده ریگ ادب شرقی در خطاب ایشان و هم خود بحرپنداریهای قطره ای محال اندیش (برگرفته از حافظ)
خواستم از ظرافت ادبیت قدردانی کنم.

مازیار وطن‌پرست گفت...

تصحیح در کامنت نخست:
اشتباه: «هرچه قسم می‌خورم که حتی یک تیر فشنگ از سوی اسد، سوریه و ایران ...»
صحیح: «هرچه قسم می‌خورم که حتی یک تیر فشنگ از سوی اسد، روسیه و ایران به سمت داعش شلیک نشده‌است»

من هنوز متوجه نشدم انکار حضور سازمانی ارتش در سوریه توسط فرمانده‌ی ارتش ایران چه دلیلی داشت؟ آن هم در حالیکه علی آراسته، معاون هماهنگ‌کننده‌ی نیروی زمینی ارتش کمی پیشتر از اعزام نیرو سخن گفته‌بود؟ یک پیام بود؟ چه پیامی و به چه کسی؟ یا زبانم لال این ویروس از فرماندهان سپاه سرایت کرده و در ارتش هم همینطوری و بدون فکر حرف می‌زنند؟
http://www.dw.com/fa-ir/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85/a-19202018

رامیار عزیز، از حسن نظرت خوشحال شدم، اغلب نمی‌پسندند و حواسم باشد پرهیز می‌کنم.

ناشناس گفت...

سلام
واقعا قشنگ بود. حیف بود که دیگر ننویسید.
جناب مازیار وطن پرست:
ضمن سلام. اینجانب هم برای نوشته های جناب تیمسار شنونده های بسیار مشتاقی دارم که تا ظهر امروز مستفیض خواهند شد و بطور کامل متن را خواهند داشت. کسان دیگری هم هستند که خلاصه مطلب را خواهد شنید. ولی بقول شما خواندن کامل ان چیز دیگری ست
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

جناب سیامک، اگر اشتباه نکنم قبلا گقتید صدای گرمی دارید. آیا ممکنه یکی از نوشته هایتان را با صدای خودتان در یوتویب بشنویم ؟ به شخصه فکر کنم با متن بیشتر ارتباط برقرار میکنم اما یک حس کنجکاوی است دیگر.

مازیار وطن‌پرست گفت...

امروز شنیده‌ام مردم در استان مازندران به اینهمه شهیدی که از سوریه آورده اند (و گویا تنها سه روز از اعزامشان می‌گذشته) به شدت اعتراض کرده‌اند.

ناشناس گفت...

موشک اندازی جدید و تحریک آمیز باز هم به فاصله کوتاه از موشک پراکنی های قبلی انجام شد. جالب است که واقعا هدف از این موشک پراکنی های پی در پی حکومت مشخص نیست. هند و پاکستان سالی یا دو سال یکبار اقدام به آزمایش موشکی می کنند ولی موشک پراکنی های ایرانی در حال تبدیل شدن به کار ماهانه و هفتگی سپاه شده است. تنها هدفی که از این اقدامات میشه تفسیر کرد این است که سپاه می خواهد بگوید که ما هنوز قوی هستیم و هنوز قدرت را در ایران در دست داریم. حتی اگر یک گروهک کوچک تروریستی در سوریه بتواند با موشک قدیمی تاو آمریکایی یکجا 100 نفر از نیروهای ما را به فنا دهد. پیام دیگر این اقدام سپاه به شرکت های خارجی است. سپاه هر هفته به خارجی ها هشدار می دهد که به ایران نیایید در ایران قانون جنگل حاکم است دولت در ایران هیچکاره است و ما افسار کار را در دست داریم.

نکته دیگر در این موشک پراکنی ادعای بسیار عجیب دقت 8 متری این موشک ها است! فرمانده نظامی ادعا کرده است که موشک آزمایش شده دقت 8 متری دارد! در این صورت باید گفت که ایران علاوه بر تمام کشورهای صاحب فناوری موشکی توانسته حتی از آمریکا و روسیه نیز از لحاظ فناوری پیش بیفتد چرا که حتی امریکا نیز در مورد هیچ کدام از موشکهای تولیدی خود ادعادی دقت 8 متری نکرده است!. چنین ادعاهایی فقط و فقط با هدف فریب عامه مردم در رسانه های ایرانی منتشر می شود چون خود سپاه هم میداند که کارشناسان نظامی آمریکایی ها و روس ها می دانند که دقت واقعی موشکهای ایران از نظر فنی چقدر است. حتی روس ها به عنوان متحد (البته غیراستراتژیک) ایران نیز به راحتی به کمک رادارهای خود از فاصله چند هزار کیلومتری آزمایشات موشکی ایران رو با دقت ردگیری می کنند و میدانند که آزمایش موفق بوده یا نبوده و موشک به کجا اصابت کرده و چقدر دقت داشته. ایران هیچ وقت از لحظه اصابت موشک های بالستیک خود فیلم یا عکسی منتشر نکرده است. تمام تصاویر تبلیغاتی که سپاه منتشر می کند فقط لحظه شلیک موشک را نشان می دهند. جهت بررسی این ادعا، باید مدرک واقعی یعنی فیلم از فاصله نزدیک از لحظه اصابت موشک به هدف منتشر شود. در فیلم موشک در هنگام اصابت قابل دید هست و میتوان سایز و سرعت موشک را تخمین زده و درستی ادعا رو بررسی کرد ولی هیچ وقت سپاه چنین مدارکی رو منتشر نکرده است. یک مسئله دیگر در مورد موشک های دقیق و به اصطلاح نقطه زن استفاده آنها از فناوری ماهواره ای یا نقشه های آفلاین بسیار دقیق ثبت شده در حافظه موشک است به عبارت دیگر داشتن چنین فناوری ای برای موشک دقیق الزامی است و هیچ موشک دقیقی بدون این فناوری ها تاکنون بشر اختراع نکرده است. ایران هیچ گونه ماهواره نظامی در فضا با قابلیت هدایت جغرافیایی موشک ها ندارد. تمام ماهواره های نظامی با این قابلیت متعلق به روسیه و آمریکا هستند. حتی ژاپن و چین نیز چنین ماهواره هایی ندارند.

ناشناس گفت...

تحلیل شما از رفتن سرافراز چیست؟

ناشناس گفت...

به ناشناس ساعت ۱۵:۲۰
کاملا حق با شماست ٬ حرف مفت میتواند از هر جایی جاری شود !! و اتفاقا کنتور هم ندارد. لذا شنونده بایستی عاقل باشد ٬ اقایان توجه ندارند که هنوز هم پس از هر بار کارواش داخل خودرو سمند اب نشت میکند و همزمان از موشک نقطه زن حرف میزنیم ٬ محال است که فرهنگی که سمند تولید میکند بتواند موشک نقطه زن تولید کند حتی با صرف پول گزاف ٬ مگر اینکه خریداری کند ساخته شده اش را

ناشناس گفت...

با تشکر از ناشناس محترم ساعت 15/20 که اطلاعات درست و خوبی دادند.و همچنین ناشناس 20/12 که او هم بدرستی جان مطلب را گفتند.بچه های پاکدست سپاه ،یه چیزی تو ما یه های دولت پاکدست دلارها را به بهانه موشک سازی با حمایت بیت می گیرند و در خارج سر ما یه گذاری می کنند.یک پلیت بلند درست می کنند. چند موتور ماشین بنز را درونش تعبیه و انرا هوا می کنند.یک سپاهی جوشکار را هم در زیر پرتاب موشک گذاشته تا وظیفه پرتاب شعله ته موشک را بعهده بگیرد. اسمش را هم موشک بالستیک می گذارند!برید بابا برید! برید کشکتان را بسانید.شما در هشت و نه همه چیز مانده اید. موشک بالستیکتان کجا بود.اینها بهانه برای چا پیدن ثروت مردم نگون بخت این مملکت است.کسی که روز بروز دارد از زیا نهای علم و تکنو لو زی می گوید برای ما افه ساخت موشک بالستیک می اید.جبهته النصره همه شما را حریف است.ان وقت موشک هوا می کنید! چقد پر رویید.رو که نیست سنگ پای قزوینه.

ناشناس گفت...



در محافل خصوصی گفته می شود یکی از دلایل اخراج سرافراز شکست در انتخابات بخصوص نتایج تهران بود.

بخش عمده ای از شکست را گردن سرافراز انداخته اند.

ناشناس گفت...

خیلی موضوع عجیبی به نظر می رسد این تغییرات در صدا و سیما
http://fararu.com/fa/news/272095/واکنش-یک-مدیر-صداوسیما-به-خبر-رفتن-سرافراز
اصلاْ کانال شهرزاد مربوط به چیست؟ نقش دولت چیست؟

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز لینکی رو از سایت بنی صدر براتون گذاشتم که اشاره های جالبی داره به وجود دو تفکر در درون سپاه که در تلاش برای کنترل گرفتن نبض تحولات اینده در سپاه هست سپاسگذار میشم اعلام نظر بکنید
https://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/37-khabar/tahlil/19513-2016-05-05-10-46-20.html?Itemid=0

ناشناس گفت...

رییس قوه قضاییه هم وارد گود شدند و حرف زدند ٬ تیمسار ٬ بازی دارد هیجان انگیز میشود٬

ناشناس گفت...


غلامرضا مصباحی‌مقدم٬ سخنگوی جامعه روحانیت گفته محمود احمدی‌نژاد «لیاقت» اداره کشور را ندارد٬ شورای نگهبان صلاحیتش را تائید نخواهد کرد و جامعه روحانیت با وی دست دوستی نخواهد داد.
اقای مصباح‌مقدم این مطالب را در واکنش به افزایش فعالیت‌های سیاسی احمدی‌نژاد بیان کرده و گفته «تصور نمی‌کنم احمدی‌نژاد بخواهد وارد گود انتخابات شود.»
وی افزوده «احمدی‌نژاد لیاقت اینکه یک‌بار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد و او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره‌های موجه را خراب کرد.»
به گفته وی «وقتی کارنامه مدیریت احمدی‌نژاد را رصد می‌کنیم نمی‌توانیم به این نتیجه برسیم که کشوری چون ایران را مدیریت کند.»
این نماینده مجلس همچنین به گزارشی اشاره کرده که از سوی احمدی‌نژاد به علی خامنه‌ای داده شده که در آن آمده بود جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای به آخر خط رسیده است.
مصباحی‌مقدم اضافه کرده که احمدی‌نژاد در این گزارش خواستار توافق با گروه ۱+۵ شده بود٬ اما خامنه‌ای با درخواست وی مخالفت کرده بود.
این نماینده مجلس افزوده احمدی‌نژاد هم پس از این مخالفت به صراحت به رهبر گفته بود که «اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم.»
آن‌طور که مصباحی مقدم گفته «رهبری با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم این مسئولیت را قبول می‌کنم.»

Dalghak.Irani گفت...

من حوصله و وقت زیادی را ندارم که بروم دنبال کی چی می گوید. لطفاً از درخواست نظر من نسبت به آرای نخوانده ام پرهیز کنید. موضوع سرافراز هم ابتدا باید تأیید قطعی شود تا نظرم را بنویسم. بسیار سخت است برای خامنه ای تعویض سرافراز. پون چند ماه پیش بود که با کلمات کمتر شنیده شده از خامنه ای در تعریف از کسی او را یگانه و ستوده معرفی کرده بود. یا...هو

ناشناس گفت...

البته سرتان شلوغ و کم حوصله اید اما شاید این یکی بی ارتباط نباشد همان عرفی سازی و مبارزین اینترنتی
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=10208367421636105&id=1022019480

ناشناس گفت...

ظاهرا اوضاع خراب تر از ان است که حضرت اقا فکر وجهه خودش را بکند.

ناشناس گفت...

با تحلیل جناب عالی در مورد سوریه کاملاْ موافق هستم. امیدوارم به زودی تحلیل خود را از جدیدترین تحولات داخلی بخوانم.

مازیار وطن‌پرست گفت...

بله بله آقای ناشناس 2:52 چه خوب شد زود متوجه شدی هر که دم از عرفی گرایی می‌زند جاسوس وزارت خانه‌ی مبارکه است.
اما چون در لینکی که گذاشته‌ای تصادفا مصادیق جاسوسان و مواجب بگیران نیامده‌است، اگرچه در عقل و درایت شما هیچ شکی نیست ولی خواستم به طور مشخص بفهمم چه سرنخی شما را به جاسوس بودن تیمسار مرندی و نوع تفکر او هدایت کرد؟ قطعا در خود تفکر و نوشته ردی وجود ندارد وگرنه چه بسا این نوشته‌ها اینگونه پرمخاطب نمی‌بود. پس می‌ماند به اینکه به فتوای خویش از تحلیل نظرات و تفکر تیمسار جاسوس به این نتیجه رسیده‌ای؟

به عبارت دیگر چون ناشناس 2:52 نمی‌تواند تفکر تیمسار و تبلیغ عرفی‌گرایی را درک نماید و به همین دلیل با آن مخالف است و چون ایشان (مانند همه‌ی ما ایرانیان) مبدأ مختصات عالم امکان و تفکر است و هر آنچه با تفکر ایشان مخالف باشد ماهیتا پلید، مخرب، شیطانی و وابسته به جمهوری اسلامی است، پس تیمسار مرندی به عنوان مبشر این تفکر، مصداق آن خبر و جیره‌خوار اطلاعات ایران است.
گوینده‌ی هر آنچه در تفکر ما نگنجد یا جاسوس است یا گمراه.

اغلب ما با حاکمان جمهوری اسلامی از لحاظ نوع تفکر و استدلال تفاوت چندانی نداریم.
جمهوری اسلامی در دل و اندیشه‌ی همه‌ی ما خانه دارد، بهتر است بیهوده آدرس غلط ندهیم.