ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۵, چهارشنبه

احمد جنتی با عبای سفید پرچم سیاه خبرگان را برافراشت. تبریک به خامنه ای و بارک اللهی! به هاشمی و روحانی!


1- آیت الله احمد جنتی بعنوان رییس مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی انتخاب شده و من خوشحالم. خوشحالی غیر قابل وصفم از این جهت است که سرنگونی طلبان و براندازان اینترنتی که - بسیاریشان هموطنان بسیار عزیز و زخم خورده ام هستند + حزب اللهی های مزدور جمهوری اسلامی که مأمور فوت در بوق ما سرنگونی خواه هستیم برای بحاشیه بردن استحاله خواهان و تحول خواهان - توانسته اند یک جشن و پایکوبی درست و حسابی راه بیاندازند و دلی از عزا در بیاورند روی جنازه های بازندۀ ما مخالفان تحول خواه و استحاله خواه جمهوری اسلامی. تو گویی ریاست جنتی بر خبرگان همان هدف نهایی آنان بوده و جمهوری اسلامی را سرنگون کرده اند. خوشحالی دومم اما جنبۀ ایجابی دارد و به این دلیل از ریاست جنتی بر خبرگان مسرورم که آیت الله خامنه ای - بهردلیل - عقب نشینی نکرد و فضا را دو قطبی تر کرد و استحاله در درون را تسریع خواهد بخشید.

2- اما اتفاقی که افتاده این است که جمع بندی اولیۀ الیگارشی برای ریاست خبرگان "نه جنتی - نه هاشمی" بوده و همه قبول کرده بودند که آیت الله امینی رییس بشود. بنظر حتمی می رسد که در آخرین روزها - حداکثر دیروز - نظر خامنه ای عوض شده و تندروان توانسته اند او را متقاعد کنند که از ریاست احمد جنتی حمایت کند و خط بدهد. استدلال تندروان و نظامیان هم درست بوده برای منصرف کردن بی طرفی خامنه ای. آنان دلیل آورده اند که آینده نگری و میان مدت نگری "ریاست امینی" ایدۀ خوبی است اما ما در همین کوتاه مدت مشکل داریم. به این معنا که شکست های انتخاباتی از سویی و کشته شده های سوریه از طرف دیگر و زمینگیر شدن سیاست های تهاجم های منطقه ایمان از جانب سوم پیاده نظام شریعت خواهان را بشدت متفرق و دچار ریزش کرده و برای حداقل بازسازی روحیۀ آنان نیاز به یک پیروزی صوری هم شده از نان شب واجبتر است. و اگر احمد جنتی رییس شود خود ما با امپراطوری رسانه ایمان در داخل و همپیمانان اپوزیسیون سرنگونی طلبمان در خارج خواهیم توانست این ریاست را بفروشیم و علاوه بر دمیدن روحیۀ پیروزی در هواداران مان بخش خطرناک استحاله طلبان داخل و خارج را هم مورد تهاجم همه جانبه قرار دهیم. این ریاست این فایده را هم خواهد داشت که بدنۀ اجتماعی و پایگاه رأی باند هاشمی و روحانی را هم نا امید کرده و چه بسا خواهیم توانست بر انتخاب هیئت رییسۀ مجلس شورای اسلامی هم اثرات تعیین کننده داشته باشیم.

3- این را از این جهت مطمئنم که نه خود جنتی شخصیتاً دنبال ریاست است. و نه سن و سال و قوای جسمانی و عمر او چنین اجازه ای را به او می دهد و نه طبق گزارشات موثق احمد جنتی حاضر به قبول ریاست شده بود تا دیروز. و مهمتر از همه اینکه سیرۀ رهبری خامنه ای نشان می دهد که حتی اگر صوری هم شده رأی مردم را قبول می کند و منتخبان ملت را کنترل و مراقبت می کند که از خط قرمزهای او زیاد فراتر نروند. بویژه بعد از اشتباه تاریخی اش در مورد حمایت صریح از احمدی نژاد پشت دستش را داغ کرده بود که خودش رأساً وارد این قبیل صف کشی ها نشود. در حالیکه اینک مغلوب استدلال تندروان شده و حاضر شده در دقیقۀ نود هم احمد جنتی را راضی به کاندید ریاست شدن بکند و هم توانسته آرای لازم برای انتخاب او را مهندسی بکند. در غیر اینصورت جنتی کاندیدا نمی شد و امینی بطور طبیعی رییس خبرگان می شد. البته که منظورم از انتخاب امینی این نیست که اعتدال و اصلاح پیروز می شد. زیرا که ما همه بخوبی می دانیم که حتی هاشمی رفسنجانی و روحانی هم از جنس ما نیستند و در صورت تضاد منافع الیگارشی روحانیت با خواسته های ما بیشتر تمایل به اصل و پایگاه قدرت خود دارند و خواهند داشت. و اتفاقاً استدلال آنان از موضع اعتدال هم بر همین مبناست و معتقدند که باید برای ماندن مان در قدرت تیزی ایدئولوژی را مهار بکنیم.

4- اما چرا من خوشحالم برمی گردد به این که:

الف- من معتقدم و ایمان استدلالی و مشاهداتی دارم که اسلام سیاسی - دخالت مستقیم و حداکثری شریعت در حکومت مدت هاست - از ظهور داعش - در احتضار افتاده و نفس های آخرش را می کشد. و احیاء آن بدلیل اولاً ظهور عربستان تهاجمی در منطقه علیه ایران، ثانیاً سیاست های جامعۀ جهانی بویژه امریکا - علی الخصوص با آمدن کلینتون یا ترامپ - علیه مذهب سیاسی، ثالثاً کم شدن قیمت نفت و درآمدهای نفتی ایران، رابعاً شکست خوردن استراتژی حکومتی خامنه ای در27 سال گذشته در داخل و خارج، خامساً بخاطر قلادۀ برجامی که غرب بگردن خامنه ای بسته و سادساً و از همه مهمتر ریزش شدید پایگاه اجتماعی و سرمایۀ انسانی جمهوری اسلامی خامنه ای محال قطعی است. این قبیل تحرکات داخلی هم قطعاً برای اهداف کوتاه مدت و نوعی دست و پازدن های هرز و از سر ناچاری است.

ب- اتفاقاً ریاست جنتی از این نظر خوب و مفید است که دو قطبی را تشدید می کند و هاشمی و روحانی ناچار می شوند کمی از محافظه کاری معهودشان جلوتر بروند و بجای حرف های خوب برخی اعمال خوب را هم در دستور کار قرار بدهند. یا چنین می کنند بنفع استحاله است و یا چنین نمی کنند و رأی دهندگان شان را مأیوس می کنند. اگر اولی بود چه خوب. اما اگر هم دومی بود چه بهتر. زیرا ما تحول خواهان از راه استحالۀ ایدئولوژی؛ هاشمی و روحانی و خاتمی را در این جهت است که حمایت کرده ایم. یا می توانند و با هم پیروز می شویم. یا خیانت می کنند و نمی توانند و در اینصورت بهتر است بروند بدرک و بمیرند. ما که عقد اخوت نبسته ایم با هیچکس. راهمان تا اینجا همسو بوده و آمده ایم و فقط زمانی بر پیمان می مانیم که آنان نیز بر عهد و وعدۀ خویش وفادار و عامل بمانند. البته که سیاست یک مویز و یک خرما نیست و همیشه باید فرصت واکنش دهیم تا ارزیابی شتابزده نکرده باشیم. بعبارت دیگر مردم نباخته اند اگر هاشمی و روحانی ببازند. زیرا تا خامنه ای و استراتژی ویرانگر و ضد جهانیش است دولت های منتخب - با همۀ ملاحظات تنگ نظرانه - حداکثر ده درصد با هم اختلاف بهره دهی خواهند داشت و شکست یک حسن روحانی فریبکار و بی عرضه - قضاوتم در آیندۀ احتمالی را می گویم - نهایت آرزوی مردم هم خواهد بود.

5- اتفاقاً اگر امینی رییس می شد من می ترسیدم چون ریاست ایشان نشان از توافق الیگارشی بر یک عنصر خنثی بود و بهم آمدن بخشی از گسل های ذاتی در ساختار جمهوری اسلامی و رفتن بسمت نرمالیزاسیون. این خطرناکترین گزینه است در جمهوری اسلامی که دولت منتخب و حکومت منتصب بوحدت رویه و وحدت نظر برسند - نمی شود اما کوتاه مدتش هم سم است - و در حالی که جامعه را بتفرقه انداخته اند خودشان تقسیم غنایم بکنند. و این نکته که من برخلاف خیلی ها زیاد هم خبرگان را مهم نمی دانم و نه خامنه ای را مردنی می دانم و نه جنتی را نوح می خواهم و نه جمهوری اسلامی را دارای ثباتی می دانم که باید برای دو سال آینده اش فکری کرد. اتفاقات تعیین کننده چنان روزمره و زود بزود تا کنون افتاده و می افتد که هرگونه برنامه ریزی برای فردا با اتفاقات امروز را ناممکن و بیهوده می کند. یا...هو

۴۴ نظر:

ناشناس گفت...

هنوز نخواندم کامل وی حرفم را میگم، کسانی که از انتخاب جنتی دلشان خنک شده و مثلا سرنگون طلب هم هستند، زخم خورده نیستند، مغز خر خوردند.

ناشناس گفت...

و آنهایی هم که بدون خواندن مطلبی و از روی دلایل دیگر به بقیه توهین می کنند، عضو دیگر خر را میل کرده اند. (های جواب هوی)

نمونه کامل آنچه در کامنت مطلب قبلی اشاره کردم: "مهم نیست تو چه میگویی.. بدون خواندن و شنیدن آن، من میدانم که من درست میگویم و تو مرخرف می گویی و حق با من است"

نکته ای از قول روانشناسان: هنگامی که به توهین (و در مکالمات به داد وفریاد) روی میاوریم، یعتی خود در درونمان می دانیم که در نقطعه ضعف قرار داریم، احتمالا اشتباه می کنیم و نمی توانیم حرف خود را به کرسی بنشانیم. پس از روش های دیگر سعی می کنیم خود را بر حق نشان دهیم. غافل از آنکه همین توهین، فارغ از سوژه بحث، خود بزرگترین نشانه ضعف و خلل در اندیشه ما است.

(جوان پیر)

ناشناس گفت...

بند شماره ۳ حرفهایت را کلا قبول ندارم ٬ چون جنتی را از اول فقط بخاطر ریاست خبرگان ٬ به خبرگان حقنه کردند.
البته بنده اعتقتد ندارم که حکومت در موضع ضعف است بجز دلار که انرا هم حل خواهند کرد
مشکل مملکت ما ٬ حکومت نیست بلکه خودمان هستیم با فرهنگ مزخرف کجدار و مریضمان که خدا و خرما را با هم میخواهیم ٬
فرهنگ ما نیاز به تحول دارد تا اجازه خودنمایی به ایدیولوژی ندهیم ٬ والا با این حس توده ای که من میبینم ٬ ایدیولوژی حالا حالا بر دوش ما سوار است

ناشناس گفت...

این صندلی ریاست خبرگان تا حالا چند تا رو به درک واصل کرده - جنتی اعلام کرده من صندلی خودمو از شورای نگهبان میارم :)

ناشناس گفت...

و اما که زیاد می توانم داشته باشم و امای اول را بگویم تا بعدها چه بشود
.
خوب، ما سرنگونی طلب اینترنتی - یادتان باشد جواب های هوی است
برویم اسلحه برداریم؟ این را می خواهی؟
آمده ایم زندگیمان را می کنیم خرج خودمان و خانواده امان را در می آوریم و وقتی باشد پشت اینترنت هستیم
.
چه بکنیم؟
بفرما شما یا شمای نوع عرفی گرا
اصلا پول نفت را قطع کنند، آقایان چه می کنند؟ غیر گل لگد کردن به چه کاری می آیند؟
ما که از وزارت عرفی خونه که پول نمی گیریم، زندگی می کنیم، در این بیغوله خرج خودمان خانواده امان را در می آوریم و اگر چیزی بگوییم می شود سرنگونی طلب اینترنتی
.
یک اصلاح طلب با شرف نشان بده یک دونه، یک دونه عرض کردم که آمد بدون حمایت زندگی کرد و شرف داشت
بالا تا پایین ساپورت شدند
نمی شدند چه بلد بودند؟ پول نفت را از جیب آقایان قطع کنی، چه دارند عرضه کنند؟
گفتم یک دانه اصلاح طلب نشان بده که سر سوزنی شرف داشت و در خارج خرجش را از صفر با عرق جبین درآورد
یک عدد نشان بده برنده ای
مواجب بگیران وطن فروش زبان درازی می کنند، پول مردم را خورده اند هار شده اند و چنگ به صورت کسانی می کشند که با عرق جبین زندگی را پیش می برند
پول وطن فروشی به مذاقشان سازگار شده، زبان درازی می کنند

ناشناس گفت...

۱- اگر یک بطری آب را طوری کج نگاه دارید که آب داخلش نریزد، صحنه ایی است که ضرب المثل کج دار مریز را می‌‌سازد.

۲- نگران انتخاب جنتی نباشید. بیشتر از اینکه جنتی رئیس شده باشد،‌شان مجلس خبرگان شکسته است و اعتباری که رفت بازگشتنی نیست.

ناشناس گفت...

سلام
گفته شده انتخاب جنتی به ریاست خبرگان برای برداشتن او از ریاست شورای نگهبان بوده.
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

در مورد ریاست جنتی:

۱- در توییتر عده ائ‌ ایراد میگیرند به کسانی که رای دادند و ماحصل کار را به رخ میکشند و استدلال تحریم را درست می‌دانند. از طرف دیگر کسانی که رای دادند میگویند ما ۵۳% بودیم اگر شما تحریمی‌ها هم بودید جنتی اصلا نمی‌توانست نفر ۳۰‌ام شود. در اوایل انتخابات مقاله ایی ترجمه شد که نشان میداد در تمام دنیا تحریم انتخابات به ندرت منجر به موفقیت شده است و توصیه به انتخابات بود. به نظر من رای دادن یک کنش اجتماعی است در جهت بهبود اوضاع و انتخاب جنتی باید منجر به مشارکت جدی‌تر در انتخابات شود.

۲- عده ایی در فضای مجازی با استدلال تحریمی‌ها موافق هستند اما با نتیجه گیریشان نه. به این معنا که ما حصل کار چیزی است که تحریمی‌ها میگویند و درست است اما از این مقدمه نمی‌توان به تحریم رسید. از طرف دیگر با استدلال رای دهندگان که فقط ۵۳% بوده اند نیز موافق هستند اما مشارکت در انتخابات را کافی‌ نمی‌دانند. از این مقدمه نتیجه میگیرند که باید در انتخابات مشارکت جدی‌تر داشت و رای دادن یک کنش اجتماعی رو به بهبود است، اما مشارکت در انتخابات تنها کنش اجتماعی نیست. باید کنشهای کم هزینه دیگر نیز شناسایی، تقویت و اجرا شوند.

البته خرد جمعی‌ در نهایت بهترین راه کار را پیدا خواهد کرد.

ناشناس گفت...

اگر قرار بود دیکتاتور ها اشتباه نکنند حکومت آنها ابدی بود. بالاخره اسد و قذافی و... زمانی دچار اشتباه استراتژیک شده و حکومت و بعضا کشور را از دست می دهند. ولی آرزوی پایندگی برای وطن دارم.

ناشناس گفت...

اگه خواننده دوساله دلقک نبودم مثل خیلیها که عصبانی هستند و فحش میدهند و ناسزا میگند شاید من هم مثل اونها عکس العمل نشون میدادم و بارها به خودم حتی ناسزا میگفتم که چرا در انتخابات شرکت کردم. اما طی این دو سال یاد گرفتم که کمی بیشتر فکر کنم و از زوایای مختلف بررسی کنم و بعد نتیجه بگیرم بجای اینکه بدون تفکر بر اساس احساس انی خودم نتیجه گرفته و عکس العمل نشون بدم.
وقتی خبر ریاست جنتی بر خبرگان خواندم بلافاصله خیلی ناراحت و ناامید شدم ولی خوشبختانه زیاد طول نکشید که به این نتیجه رسیدم این بهترین نتیجه ای بوده که میتونسته انتفاق بیفته. اولین استدلال برای من این هست که با این کار - که توهینی بسیار واضح و بزرگ به خواسته مردم بوده - نفرت توده مردم از خامنه ای و جامعه روحانیت با شیب بسیار تندتری افزایش پیدا کرده و خواهد کرد. و این ریسک بزرگ خامنه ای فقط برای رضایت عده ای تندرو بوده که معلوم نیست همیشه پشت خامنه ای باشند بنابراین با این تصمیم . خامنه ای و جبهه روحانیت بازنده هستند و این خبر خوبی است.
اینها پایگاههای اجتماعی خودشونو به سرعت دارن از دست میدن. در زمان جنگ که ماها دبیرستان بودیم و زمانی که دست اینها در غارتگر بودن رو نشده بود اینها خیلی راحت میتونستند جوان هارو قانع کنند تا به جنگ برن و کشته بشن. ولی الان که پرده ها کنار زده شده و روز بروز بر تعداد کارهای احمقانشون اضافه میشه اینقدر دلایل واضح وجود داره که کسی به حرف اینها گوش نده. پایگاه اجتماعی حتی برای دیکتاتور سرمایه عظیمی هست که خوشبختانه خامنه ای و طرفدارانش با کارهاشون به سرعت داره از دست میدن. فقط امیدوارم در به پایان رسیدن این زمان دیکتاتو اجازه پیدا نکنه که در واپسین لحظات مردمو به خاک و خون بکشه و کشور دچار جنگ داخلی بشه.

عصبانی گفت...

من هم موافقم و به نظرم انتصاب جنتی خیلی بیشتر به نفع ماست تا مثلا کسی مثل امینی.
اینکه حاکمیت چقدر از رای مردم سوخته را میتوان در تیتر دیروز شریعتمداری دید.

ناشناس گفت...

مرسی دلقک عزیز دقیقا از دیروز در اینخصوص فکر کردم و به نتیجه ای رسیدم که شما رسیدید

Dalghak.Irani گفت...

مرسی می خواستم یک کامنت بنویسم برای توضیح برخی موارد که بهتر دیدم یک پست جدید بنویسم راجع به همپوشانی تحلیلی خودم و شریعتمداری در مورد جنتی و بعضی نگرانی های سیرکی را هم آنجا مطرح کنم. از جیم که برگشتم منتظرم باشید تا قبل از آخر شب. یا...هو

ناشناس گفت...

اولا خواهش می کنم از دوستانی که عصبی هستند جلوی خود را گر فته و به پیر مرد بد و بیراه نگو یند.هر کس منش و راه و روشی دارد. ولی از نحوه نگرش بعضی دوستان هم تعجب می کنم.تا همین دیروز همه با شور و نشاط از اینکه مثلث جیم ناک اوت شده دست افشانی می کردند و نتیجه خبر گان را به رخ بر اندا زان می کشید ند و خوا بهای مشعوف ! می دیدند. حالا دیگر رییس شدن جنتی بهتر است و به صر فه تر! نوبره والله! حا لا دیگه جیغ بنفش می کشند بر سر بر اندازان که چیه؟ از چی خوشحا لید مگه چی شده؟ خبر گان که مهم نیست!!تازه این سی تا در اینده می شوند صد و پنجاه تا! باز هم نوبره وا لله!حالا بیا و بگو که شما این همه دوند گی کردی که توازن قوا را بهم بزنی پس چی شد؟ خوب با شرکت نکردن در انتخابات هم جنتی رییس می شد. با شرکت نکردن در انتخا بات هم اقای لاریجانی رییس می شد.تازه کجای کاری دارند می گردند یکی مثه احمدی را بیاورند. تازه اول عشقه.

andromeda گفت...

انتخابات ریاست خبرگان پیام های خاص خود را در برداشت.گر چه رای جنتی در ابتدا بسیاری را شگفت زده کرد ولی مساله اصلی و شگفت انگیرتر رای پایین صادق لاریجانی در انتخاب هیات رئیسه هست.من اعتقاد دارم که پیام کدگذاری شده زیرکانه ای برای خامنه ای ارسال شد که قطعا توسط تحلیلگران به مرور بررسی خواهد شد و آن این که گرچه برای التیام دل رهبر جنتی سکاندار این مجلس شد ولی این پیام به طور جدی برای مراکز قدرت ارسال شد که از این مجلس خبرگان رهبری دود سفید برای رهبری صادق لاریجانی در نمیاد هاشمی بازیگر زیرکی هست از کسی شنیدم که گفت همیشه به دشمن چیزهایی برای خوشحالی کردن بده البته منطقا میشه گفت شاید هم خود ما اسیر این چرخه هستیم ولی یقین دارم که این صحنه گردانندگان زبردستی داره

ناشناس گفت...

استدلالت مشکل منطقی داره.
شما این سوال رو جواب بده: اگر شاهرودی یا امینی انتخاب میشدن میشد رو انتخاب یکی از بین شون یا یک آدم آدم تر از بیرون مجلس به عنوان رهبر حساب کرد یا حالا که جنتی رئیس شده؟
اگر شاهرودی رئیس میشد شانش رهبر شدنش به شدت بیشتر میشد و اگرچه شاهرودی یک تندروی مذهبی است و اطرافیانش فساد اقتصادی دارند ولی او میانه خوبی با هاشمی رفسنجانی دارد و حداقل احترام او را نگه میدارد.
استدلال شما که میگویید انتخاب جنتی باعث بیشتر شدن دوقطبی میشود نه حقیقت دارد و نه معنا دارد و نه اگر معنا داشته باشد فایده ای دارد. اول بفرمایید دو قطبی بین چه کسانی؟. اصلا دوقطبی هم بیشتر شود به چه دردی میخورد؟ پس چرا قبلا که مهدوی کنی یا یزدی رئیس بودن دوقطبی ایجاد نشد؟ دوقطبی وقتی معناداره که دو سر ماجرا یا دو قطب هر دو قدرتمند باشند وقتی فقط یک سر ماجرا تمام قدرت رو در دست داشته باشه میشه همان تک قطبی.
اگر استدلال شما درست بود خاتمی را رئیس خبرگان میکردن که بهتر بود به قول شما دوقطبی رو تشدید میکرد. در حالیکه در واقعیت اگر خاتمی رئیس میشد تنها نتیجه ممکن این بود که احتمال رهبر شدنش به شدت بیشتر میشد.
یه خورده روی اساس و بنیان منطقی استدلال هاتون بیشتر کار کنید.

فرزاد گفت...

منتظریم!

ناشناس گفت...

دلقک جان یادکه یکی از مشتریای سیرکت نوشت که ممکنه احمد خاتمی انتخاب اونا برای رهبر بعدی بشه. الان با توجه به رای صادق لاریجانی نظرت چیه؟

مازیار وطن‌پرست گفت...

نحوه‌ی انتقاد آقای ناشناس (۵ خرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.، ساعت ۲۱:۱۴) چقدر خوب و متین و معقوله. نمی‌شه هرکی انتقاد داره همینطور تند و مستقیم و مؤدبانه مطرح کنه؟

فارغ از درستی یا نادرستی استدلال تیمسار مرندی (که خودش پاسخگو خواهد بود) بگمانم احمد خاتمی نزد اغلب اعضای خبرگان فاقد وجاهت (سنی-حوزه‌ای) لازم باشد. فکر کنم آن جمع پیر و پاتال‌ها، احمد خاتمی را -از هر لحاظ- بچه به حساب می‌آورند.

ناشناس گفت...

هم تحلیل دلقک اشتباست و هم این نظر اندرو مدا.موضوع اصلی اینجاست که هیچ کدام از این اقایان نامبرده برای اقای خامنه ای جنتی نمی شوند.اصلا جنتی را با هزار هل و مل وارد این مجلس کردند تا منظور ایشان تامین شود.در مورد لار یجانی قبایش پهلوی اغا رنگی ندارد.و عمدا توی دهانش زده اند. نمی خواهم وارد این موضوع بشوم.سیاست این اقایان هم خیلی پیچیده نیست که بعضی ها اینقدر اب و تابش می دهند.همه چیز سر راست است.در مورد هاشمی هیچ غلطی نمی کند .خیلی وقت است که کاره ای نیست.او صرفا همچون خروس کولی خودش را بزور روی بار نگهدا شته.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

حذف دوسوم از مثلث جیم اقلیت را از توهم اکثریت دراورد. همینکه انان شیرفهم شدند که اقلیت محض هستند یک پیروزی بزرگ بود و است، حال هر خری سوار صندلی ریاست بشود، چه اهمیت اگر تازه عمرش به عمر رئیس بزرگ قد بدهد که نمیدهد!

DanI MicraS گفت...

من متوجه نمی شم. اگر یک نفر از جناح مخالف جنتی رییس می‌شد، به نطرم اون یک دوقطبی واقعی‌تر و ملموس‌تر بود تا این که همون جناحی که اکثر مراجع قدرت رو در اختیار داره رییس مجلس خبرگان رو هم داشته باشه. این کجاش دو قطبیه؟ البته اون که گفتین پایگاه اجتماعیش رو از دست می‌ده، درسته. ولی این یک مسئله‌ی دیگه‌ست و نباید با اولی خلط کنین.

Dalghak.Irani گفت...

برای منتظران متدسفم و ممکن نشد پست جدید بنویسم. بنابراین همینجا خیلی مختصر به نگرانی و حساسیت خوانندگان عزیز به کامنت های اسپم اشاره ای می کنم.

من بارها قبلاً هم گفته ام که سیرک مکان مقدسی است و مثل سایر معابد باید با پاکیزگی وارد آن شد. اما یادمان نرود که همۀ معابد اعم از مسجد و کلیسا و کنیسه و هرچه بغیر از نوعی تقدس در نزد باورمندان و مؤمنان وجوه دیگری هم دارد از جمله آبریزگاه هم است همینطور محل گدایان و سفلگان و محتاجان و نیازمندان و در راه ماندگان و بینوایان. و بخاطر همین هم است که معابد معمولاً حاجب و دربان و کنترل کننده ای ندارد و ورود و خروج به ان محدودیت و آداب خاصی را مجبور نمی کند. لذا انتظار اینکه در یک معبد همۀ مراجعه کنندگان آداب آئینی معبد را بلد باشند و رعایت کنند انتظار ناشدنی است. بعبارت دیگر در معابد همه جور آدمی از فرهیخته و بیسواد و فکلی و مدرن و مبادی آداب گرفته تا ژنده پوش و سنتی و دریوزه و هرچه آزادانه رفت و آمد می کنند و محتمل است که زیر لبی یا بلند هم دشنامی بخدا و خادم معبد و صغیر و کبیر بگویند. بنابراین اگر این غرزدن ها و عقده خالی کردن ها و تخلیۀ هیجان های منفی می تواند به تخلیۀ بدحالی این قبیل مراجعه کنندگان منجر شده و آنان را حداقل برای چند دقیقه هم شده به "پوز دلقک را زدم" بلبخند و خوشی برساند چه عیبی دارد که من و ما هم حساسیت بخرج ندهیم و این لبخند را از آدمی خدا زده و از مردم دورافتاده دریغ نکنیم. وقتی چیزی از من کم نمی شود و باعث غرور و خوشحالی انسان دیگری هم می شود من و ما چرا باید عیش او را منقص بکنیم. ضمن اینکه سیرک ما از ابتدا یک گعده گاه دورهمی نبوده مثل وبلاگ ها و سایت های دیگر و همه آزادی عمل داشتند تا موقعی که قصد و مأموریت تخریب و تخطئۀ فعالیت صحنه را ندارند. در مورد این قبیل موارد "اسپم از روی عناد و مقابله" من خودم هشیارم و وارد می شوم و طرف را راهنمایی و در نهایت اگر مزاحمتش تداوم داشت حذف می کنم. تجربه هم نشان داده که این قبیل کامنت گذاران بعد از یکی دو کامنت و انتشار آن از کار خود شرمنده می شوند و اصراری به ادامۀ چرت و پرت گویی نمی کنند. لطفاً صبور باشید و اجازه بدهید که سیرک حداکثر مردمان از هر طبقه و جنسی را پذیرایی کند. دلقک باید حتماً مهربانترین عضو یک جامعه هم باشد و الا بچه ها را می ترساند و گریه می اندازد مثل آخوندها. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

نظر دوستی! که استدلال مرا منطقی ندانسته و سفارش هم کرده که بیشتر دقت کنم درست نیست. البته اگر هم جنتی رییس نمی شد من خودمان را بازنده معرفی نمی کردم. اما مسئاله اینجاست که دو قطبی بین شریعت گرایان و عرفی گرایان زمانی تشدید می شود که خامنه ای بخواهد هاشمی و روحانی و این قبیل را حذف کند. این ها چون به رأی مردم انتخاب می شوند و دولت و اجرا دستشان است باید بمردم پاسخ پس بدهند هنگام هجوم خامنه ای مجبورند کمی رادیکال تر بشوند که از قدرت حذف نشوند. در حالیکه اگر امینی یا شخص خنثایی رییس می شد روحیۀ بشدت دفاعی و محافظه کار روحانی اجازه نمی داد به خامنه ای نق بزنند و می رفتند بسوی همگرایی. چون خامنه ای و تندروان علاوه بر قدرت و اختیار زیادی که دارند و هیچ کاری هم با ملت چه شد ندارند و از طرفی روحیۀ بشدت تهاجمی دارند. لذا کافی است که با ده بیست درصد از خواسته های هاشمی و روحانی موافقت کند - مثلاً امینی رییس می شد - و این ها حاضر بشوند خامنه ای را حلوا حلوا بکنند. بعبارت دیگر هاشمی و روحانی تا مجبور نشوند و خطر حذف شدن را احساس نکنند شخصیت های ایجاد کنندۀ دو قطبی نیستند. مسایلی مثل رهبر آینده و این قبیل امور هم گفته ام که فعلاً در کوتاه مدت موضوعیت ندارد و جنتی را برای یک دورۀ گذار از افول ایدئولوژی انقلابی رییس گذاشته اند و نه برای اعمال نفوذ برای انتخاب رهبر آینده. لذا این شمایید که بدلیل عدم احاطه بشخصیت های تهاجمی و تدافعی بازیگران صحنه اشتباه می کنی. و نهایتاً اینکه ما فقط باید متمرکز بشویم به افول ایدئولوژی در بین هواداران و منطقه و جهان و راه حل نهایی را آنجا جستجو کنیم. بدیهی است که خامنه ای حداقل پایگاه اجتماعی سفت و سخت را نداشته باشد فقط با سخت افزار پلیس و نظامی نمی تواند حکومتش را حفظ کند. فعلاً که گویا در موضوع حج کاملاً عقب نشسته اند و عربستان توانسته شرایطش را تحمیل و حاجیان حکومتی را اخته و ایدئولوژی زدایی کند. باید با طمأنینه منتظر روزهای بهتری باشیم. یا...هو

kalaghesizdah گفت...

برای من که سواد چندان ندارم این مطلب در ابتدا از اداب و ادب همیشگی نویسنده دور شده کمی به توهین پهلو میزنه و گذشته از این نوشته و استدلال بیشتر توجیهی برای غافلگیری اخیر به نظر میاد.

Dalghak.Irani گفت...

این را از آخر مصاحبۀ فرارو با مجتهد زاده کپی گرده ام گه بدانید حرف من مورد ایدئولوژی و بن بست استراتژیک چقدر دقیق و عین واقعیت بوده است و چرا شما را به امید تغییرات بزرگ در آینده ای نه چندان دور مطمئن می خواهم.

مجتهدزاده در پاسخ به این سوال که اگر جنابعالی تصمیم گیرنده بودید، اکنون با عربستان چه می کردید؟، گفت: «اگر من تصمیم گیرنده بودم اولین وظیفه ام این بود که با استفاده از اطلاعات دقیقی که علی الاصول باید در اختیار شورای روابط خارجی و وزارت خارجه باشد دریابم که موضوع چیست و چه انگیزه ای سبب بروز چنین وضعیتی شده است و ببینم چه موضوعی موجب این دشمنی ها می شود.»

وی ادامه داد: «سپس بررسی می کردم که آیا انگیزه چنین واکنش هایی در سیاست خارجی ما نهفته است؟ و آنگاه می کوشیدم تصمیم بگیرم که پیگیری آن موضوع یا انگیزه برای منافع ملی ایران حیاتی است یا محصول بازی های ایدئولوژیک است که به احتمال زیاد مورد دوم خواهد بود.»

وی افزود: «لذا در نتیجه گیری از مطالعاتم اگر به این نتیجه می رسیدم که انگیزه واقعا در گرایش های ایدئولوژیک سوپر ایمپوز شده بر روابط خارجی ما نهفته است بحثی جدی را در سطح تصمیم گیری کلی کشور آغاز می کردم تا کلیت تصمیم گیری نظام در روابط خارجی مرد و مردانه به این نتیجه رسد که دوران بازدهی برخی جهت گیری های ایدئولوژیک در روابط خارجی ما سرآمده است و باید اکنون به دنبال ایجاد موازنه های ژئوپولیتیکی با دوستان و دشمنان منطقه ای شویم.»

وی افزود: «آیا اکنون هنگام طرح این سوال برای ما فرا نرسیده است که چرا ما باید به حماس همه جور کمک بدهیم اما حماس در اشتراک تاکتیکی جدید خود با محمود عباس و آل سعود در کنفرانس سران اسلامی استانبول علیه ما رای بدهد؟! پس باید در سیاست خارجی خود بازنگری کنیم چرا که سیاست تساهل و تسامح پدر منافع ملی ایران را درآورده است.»

ناشناس گفت...

نظر شما درباره حل و فصل مسائل سوریه و عراق، و تاثیر آن بر افول ایدئولوژی چیست؟ آیا سپاه بدر در عراق دست بالا را خواهد داشت؟ حزب الله لبنان چه می شود؟

Dalghak.Irani گفت...

حزب الله لبنان و بدر عراق بعد از ظهور داعش و سیاست های استراتژیک جدید عربستان فقط و فقط نقش قربانی را بازی خواهند کرد و کمترین و کمترین اثری در سیاست های کشورهایشان نخواهند داشت. فعلاً خامنه ای از همۀ جنجگویان شیعه برای قربانیان دم توپ استفاده می کند و قدرت اثر بخشی این نیروها در صحنۀ سیاسی رو به افول تصاعدی است. لذا هیچ وهیچ هیچ دست آورد مثبت منطقه ای نخواهند داشت و فقط مردن و رفتن به بهشت سرنوشت آنان است. عربستان تصمیم گرفته است اعراب را وادار به محاصرۀ کامل دریایی ایران بکند و اگر این طرح بزودی عملیاتی شود و خامنه ای هم بر سر لجاجتش بماند یک جنگ گرم تمام عیار در منطقه را شاهد خواهیم بود زیرا ایران چاره ای جز بستن تنگۀ هرمز نخواهد داشت. چیزی را که مجتهد زاده گفته من بیش از یک سال است که می گویم و آن گفتگوی جدی در هیئت حاکمۀ ایران برای تغییر استراتژی از ایدئولوژیک به ژئوپولوتیک مدت هاست که شروع شده اما روحانی حریف خامنه ای نشده تا اینجا. اگر روحانی دست دست کند شک ندارم که ایران دچار فاجعه ای سهمناک خواهد شد. محتمل پست مفصل تری هم بنویسم. یا...هو

ناشناس گفت...

متشکرم از پاسخ شما به سؤال من در مورد حزب‌الله و بدر. می خواستم یادآوری کنم که بعد از انتخابات، روحانی پالس دوستی و حل مشکلات را به عربستان فرستاد ولی با پاسخ سرد عربستان مواجه شد. ظاهرا عربستان تا دست برداشتن خامنه ای از ایدئولوژی مداخله گر خامنه ای در منطقه، پا پس نخواهد کشید از سیاست تهاجمی مدافع گرانه خویش.

andromeda گفت...

برای برخی از دوستان که تصور میکنن رهبر بعدی نظام فقط توسط مجلس خبرگان رهبری یا سپاه یا اصلا خود رهبر تعیین میشه عرض میکنم که برای دیدن تصویر اینده به افق بزرگتری نیاز هست.در حکومت هایی که به شکل پادو برای قدرت های بزرگتری دراومدن مساله جابجایی قدرت ابدا یه مساله داخلی نیست به عنوان مثال وقتی در عربستان فرایند انتقال قدرت به ولیعهد جدید اغاز شد کاملا طرف امریکایی مورد مشاوره قرار میگیره و همینطور ترکیه.به هیچ عنوان به افتاب بالانس های امریکایی ها برای انتقاد از اردوغان توجه نکنید که این ادم دقیقا در مسیر تعریف شده با اندکی احتمال انحراف حرکت میکنه همین قضیه حتی در ابعاد وسیع تر برای حاکمان شیعی ایران حاکم هست .مساله جانشینی در ایران به شکلی هست که به دلیل اهمیت ایران برای مسکو به عنوان حیاط خلوت روسها و به عنوان یک پادوی منطقه ای باید ملاحظات کرملین رو در برداشته باشه من همیشه برای شوخی میگم که رهبری بعدی ایران رو مجتهدان وتکا خور کرملین تعیین خواهند کرد و یقین داشته باشن دوستان که هرگز مسکو و پوتین اجازه ادامه تفکر تشیع تکفیری که به عنوان مادر بحران ها در منطقه هست را نخواهند داد.عمر داعش شیعی با مرگ خامنه ای در ایران به پایان خواهد رسید و دست رهبر بعدی برای فرقه گرایی شیعه گرایانه کاملا بسته است.برای تبیین موضوع باید بگم که در روسیه نزدیک به چهل میلیون مسلمان زندگی میکنن و روس ها ابدا چالش با عربستان را به عنوان مادر جهان اهل سنت نمیخواهند داعش محصول تفکر انقلابی گرایانه شیعی هست که باعث فعال شدن گسل ها و لایه های خفته در امت عربی شد که داعش جلوه ای از اون هست هویت خواهی شیعی که خمینی بنیانگذار اون شد به طور اتوماتیک هویت خواهی سنی گرایانه را بیدار کرد و اجازه داد که موجودات درنده ای زیادی از قفس ازاد باشن که البته این در قیاس با چیزی که در راه هست بسیار کوچیکه صحنه خونین خاورمیانه بیشتر از هر بازیگر دیگری برای مسکو هولناک هست اگر امروز پوتین در سوریه در صدد مهندسی سوریه برای منافع ملی کشور خودش هست شک نکنید که با توجه به همسایگی ایران با روسها این مهندسی با دقت بیشتری انجام خواهد شد چرا که روسها این بار در ایران به رهبری که درصدد تنش افرینی در قالب های پیشین باشه اجازه خودنمایی نخواهند داد جانشین خامنه ای کسی هست که در صدد نزدیکی به غرب و ناتو نباشه ولی هزینه زایی کمتری داشته باشه به تعبیری همه خوبی های خامنه ای برای اون ها را داشته باشه ولی فاقد نقاط ضعف اون باشه تمام عوامل دیگر مثل ترکیب خبرگان رهبری و غیره بخش بسیار کوچکتری از تصویر کلی را تشکیل میدهند اتتخاب فرمانده سپاه پاسداران در سال جاری نشان دهنده شیوه ورود بازیگران بزرگ برای مهندسی دوران پساخامنه ای هست و میشه اون رو به عنوان یک تمرین برای اون دوران دانست

مازیار وطن‌پرست گفت...

نقل از بولتن خبری روزانه محسن سازگارا:

گفته می‌شود علی لاریجانی در گزارش به رهبری از سفرش به عراق (چند ماه پیش) عملکرد قاسم سلیمانی را نادرست و موجب ایجاد شکاف میان شیعیان توصیف کرده‌است.
___________________________________
به andromeda

نوشته‌ی شما به نظرم بسیار جالب توجه بود، فقط بخش پایانی آن یک اشکال بزرگ داشت و اگر نرنجید، مرا یاد لطیفه‌ای انداخت که حاج خانمی شوهر خود را به دکتر برده‌بود. حاج آقا که از درد می‌نالید گفت که آلتش را زنبور نیش زده و دچار درد شدید و تورم موضعی شده‌است. هنگامی که دکتر خواست به مداوا بپردازد، حاج خانم رویش را با چادر گرفت و با شرم گفت: آقای دکتر نمی‌شه یه کاری کنید دردش بخوابه ولی کاری با ورمش نداشته‌باشه؟

حالا روسیه چطور می‌خواهد ایدئولوژی هویت خواه (یا به قول شما داعش) شیعی را مداوا کند که کاری به غرب ستیزی (ورم!) آن نداشته‌باشد؟ همین الآن هم نصف حاکمیت آماده‌ی پریدن در بغل آمریکا هستند. کوبا و ویتنام و برمه هم پای دل آمریکا راه می‌روند. با توجه به معضل بزرگ اقتصادی ایران که ریشه‌اش در سیاست‌های ایدئولوژیک حضرات است و علاجش ورود تکنولوژی و سرمایه‌ی غربی‌ها بویژه در صادرات گاز (که رقیب خطرناک روس‌ها هستیم) در غیاب ایدئولوژی اسلامی چه مانعی برسر راه نزدیکی به غرب وجود دارد؟

ناشناس گفت...

اندرومدا خیلی دیگه قضیه رو پیچیده و توطئه پندارانه کردی.
اولا که خامنه ای 76 سال داره و متوسط عمر آخوندها 90 ساله و فعلا 15 سالی تشریف خواهند داشت. شما سن فعلی اکثر مراجع تقلید شیعه رو که ببینید اکثرا دور و بر 90 سال هستند.
دوما کاش اینی که میگفتی یعنی تاثیرپذیری ایران از روسیه درست بود چرا که روسیه عاقلانه و پراکتیکال فکر و عمل میکند اما ایران بر اساس ایدئولوژی. البته درست است که از نظر نظامی و برخی مسایل سیاسی ایران کاملا وابسته شده ست به روسیه ولی نه تاحدی که رهبر رو هم روسیه تعیین کنه!
سوما مجلس خبرگان تشکیل شده از یک سری آخوند بسیار متحجر که اصلا نمیدونن مشورت چیه و روسیه چیه و رایزنی چیه. این آخوندها با رای جامع یعنی 88 رای (تمام خبرگان) و همان شبی که رهبر مرده است رهبر جدید رو اعلام میکنن و اصلا مردم فرصت فکر کردن به اینکه از کجا خوردن هم نخواهند داشت چه برسد به اینکه به خیابان ها بریزند و فشار وارد کنند به خبرگان!. شبی که خمینی مرد هم مرگش اعلام نشد، بلکه ابتدا خبرگان رو شبانه دعوت کردند تهران، جلسه گذاشتند، رهبر جدید رو تعیین کردند بعد فردا صبحش مرگ خمینی رو اعلام کردند و خامنه ای رو کردند تو پاچه ملت.
چهارما اصلا در مملکتی رو که مردمش 15 سال میخوان منتظر بمونن تا رهبر بمیره بعد زحمت کشیده و به خیابان ها بریزند و یک رهبر دیگر روی خود سوار کنند رو باید گل گرفت!

یه نکته هم برای تیمسار: ایده ات برای ایران کار نمیکنه و در آینده هم کار نخواهد کرد و به هیچ دردی نخواهد خورد و تغییری در سیستم این مملکت با توجه به افکار و نظرات شما ایجاد نخواهد شد عزیز جان! ولی از لحاظ دلداری دادن یک عده جوان و آرام کردن شان ایده ت خوب کار کار میکنه. فعلا که مشغول شلاق زدن جوان ها هستند تا ایدئولوژی رو بهتر جا بندازند! شما مثل اینکه تو این مملکت از اول نبودی (البته طبیعی هم هست احتمالا مشغول مبارزه با حکومت در پادگان تحت امرت از طریق مدیریت درخشانت بودی و وقت نداشتی ببینی بیرون چه خبره). یه زمانی تو این مملکت دانشجویان اردوهای مختلط میرفتن، کنسرت هایی برگزار میشد که صدای خوانندگان زن تقریبا برابر با خواننده مرد بود، گروه آریان که متشکل از زنان و مردان بود یه زمانی در همین مملکت اینجا و آنجا بدون مشکل کنسرت میذاشت، یه زمانی در حیاط دانشگاه شریف کنسرت راک با حضور مختلط دانشجویان دختر و پسر برگزار میشد، یه زمانی آلبوم های پینک فلوید به صورت رسمی در ایران منتشر میشد و... خب می بینیم که ایدئولوژی خوب پس روی کرده! شما 6 سال مردم رو علاف کردی و ایدئولوژی یک قدم هم که عقب ننشست بلکه در حد اینکه مردم چه زبان خارجی ای رو باید یاد بگیرن، چه موقع کاندوم استفاده کنن و چه موقع بچه دار بشن یا نشن و بچه های چند ساله شون تو مهدکودک های مختلط! اجازه شرکت داشته باشن یا نداشته باشن پیشرفت کرده. شما 15 سال دیگه هم میتونی وبلاگ بنویسی و وبلاگت هم پربیننده خواهد بود چون مردم از الان ساعت شون رو کوک کردن برای 15 سال دیگه و فعلا بهانه لازم رو خزیدن در پستوی خانه ها رو دارن.

ناشناس گفت...

من فکر می کنم این قضیه شلاق زدن جوانان در قزوین، اولین شلیک جنتی و شرکا و اعلام مواضع آنها به دنبال تشریف فرمایی امروز صبح شان بود و تاکیدی بر برخورد انقلابی که ذکر کردند. این 30 و اندی جوان، قربانی تصادفی و اولین آتوی دم دست بودند. احساس بسیار بدی به آینده و همه سناریو های احتمالی مطرح شده دارم و در هر حالت (ادامه این وضعیت فرسایشی برای سال ها، و یا انقلابی دیگر یا جنگ و ...) وضعیت وخیمی در انتظار ما است.. :-(

کودکی من در دهه 50 نابود شد، نوجوانی ام در دهه 60، جوانی و امکان موفقیت و پیشرفت ام در دهه 70 و 80 و اینک دوره میانسالی به این دهه سیاه ختم شده.

(جوان خیلی پیر)

andromeda گفت...

در پاسخ به ناشناس گرامی در پاراگراف اول من یادم نمیاد گفته باشم خامنه ای فردا غروب میمیره که شما سن خامنه ای رو پیش کشیدید در قسمت دوم شما گفتید که درسته ایران از روسها تاثیر پذیره ولی نه تا این حد که رهبری رو تعیین کنند و این که روسها منطقی و پراگماتیک عمل میکنند و حاکمان جمهوری اسلامی ایدئولوژیک پاسخ من اینه که اساسا بهمین دلیل هست که ایران به مقام نوکری روسها نائل شده و این اساس تفاوت ارباب و برده هست تمام تلاش پنج ساله جمهوری اسلامی در سوریه که تحت لوای ایدئولوژی شیعی انجام گرفته در چارچوب منافع ملی روسها قابل فهم هست که این منافع البته در مورد سوریه همپوشانی به لحاظ تاکتیکی داره این هم که ایران فقط از لحاظ نظامی به روسها وابسته هست جک هست با معذرت مثال میارم وقتی که بعد ماجرای اوکراین و تحریم ها وزیر نفت ایران برای اروپایی ها پیام فرستاد که ما حاضریم  خلا روس ها رو در بازار گاز  جبران کنیم همونزمان کیهان مقاله نوشت و گفت خفه خون بگیرید و اشنا مشاور روحانی گفت که به هیچ عنوان این مقاله شریعتمداری رو ساده در نظر نگیرید چرا که این مقاله یک بخش منفی از سیاست خارجی ما رو لو داده.در پاراگراف سوم گفتید که مجلس خبرگان رو یک سری احمق تشکیل دادن این درست ولی ایا جمهوری اسلامی رو اینا سر پا نگه داشتن واقعا خنده دار هست که فکر کنیم روسها امنیت ملی خودشون رو دست یه مشت احمق بدن یکی از عوامل بنیادی حفظ جمهوری اسلامی تا الان حضور مقتدر همسایه شمالی اون هست که اگر نبود تا الان این نظام در تندباد حوادث از بین رفته بود رهبری خامنه ای  با معیارهای جنگ سرد و جلوگیری از ایجاد یک پایگاه برای ناتو برای یورش به اسیای میانه و قفقاز قابل تحلیل هست این ضرورت که توسط خامنه ای به درستی ارزیابی شده به اون ها اجازه میداد که گستاخی های زیادی کنن این ضرورت ها با تهاجم همه جانبه غرب به سمت حوزه های مورد علاقه مسکو مثل اوکراین وجود داره و حتی تشدید شده اما اضافه شدن پارامترهای جدید مثل داعش نوکران مساله دار قبلی مانند خامنه ای اسد و حزب الله لبنان رو زیر سوال برده .تلاش روس ها برای تشکیل کشور کردستان نشانه ای از جابجایی نوکران قدیمی و مساله ساز با نیروهای تازه نفس و پررمق و در عین حال مطیع تر هست که شکل این فرایند خود یکی از معماهای خاورمیانه هست  حتی مساله موشکی ایران بیش از این که تهدید برای غرب باشه برای روسها تهدید هست چون در جغرافیای نزدیکتری با ایران قرار گرفته.در کل توصیه من به شما اینه که شما بهتره به جای دیدن پوسته ظاهری جمهوری اسلامی یعنی فسیل های ماقبل تاریخ  علل بوجود اورنده و علل تداوم اون را ببینید و نگید که این ها حتی نمیدونن مسکو کجاست .البته که این ها نمیدونن ولی کسانی که باید بدونن مسکو کجای این بازی قرار داره خیلی خوب میدونن که مسکو دقیقا کجاست در طی پنج سال نبرد سوریه روند جفت گیری بین سازمان های اطلاعاتی دو کشور اون قدر عمیق شده که کانون های اصلی قدرت در ایران بفهمن که مطالبات طرف روسی برای مهندسی پساخامنه ای چی هست تنها با قسمت چهارم موافقم که واقعا برای شرایط فعلی باید تاسف خورد که چه کردیم که همیشه باید منتظر دوردست ها باشیم

andromeda گفت...

خدمت مازیار وطن پرست گرامی اگر ناراحت نمیشید منم بگم که ظاهرا ذهن شما بدجور تو مارپیچ آلت تناسلی حاج اقای قصه خودتون گیر افتاده برای توجیه مساله باید بگم که کشورهای زیادی هستن که تسلیم مطلق آمریکا نیستن ولی همزمان در چارچوب های ایدئولوژیک نیز اسیر نیستن مثال ارمنستان و در کشورهای اسلامی مالزی این به معنای این نیست که این ها با امریکا و ناتو قطع ارتباط کردن بلکه روابط خوبی هم دارن ولی به عنوان اقمار غرب تعریف نمیشن. برای مدت های مدید غرب تمایل داشته که از غلطیدن ایران در آغوش ناتو جلوگیری کنه تصور ناتو در سمت جنوبی خزر اون قدر کابوس وحشتناکی برای  رهبران مسکو  هست که حاضر بودن و هستن تا از بسیاری خطاهای خامنه ای چشم پوشی کنن ولی مساله اینجاست که شکل گیری پارامتر های جدید مثل داعش و همینطور سیاست خارجی تهاجمی عربستان و ترکیه و از سمت دیگه گسترده شدن چتر سپر موشکی ناتو در پوشش مقابله با خطر موشکی  ایران که در اصل تهدید برای امنیت ملی روسها هست و از سمت دیگه افزایش برد موشک های ایران که الان تا مسکو هم میرسه و ممکنه که نوکران سابق رو وسوسه بکنه معادله هزینه و فایده حمایت از تشیع تکفیری رو تغییر داده و اون رو مخاطره آمیز کرده. به طور کلی تمایل روسیه برای دور نگه داشتن ایران از ناتو پابرجاست ولی همزمان نیاز جدیدی هم در حال شکل گیری هست که اونها به زیرمجموعه های کم دردسرتری نیاز دارن. وقتی که زمان این تغییر برسه مسکونشینان خامنه ای را وادار به نرمش قهرمانانه ای جدیدی خواهند کرد و جام زهر جدیدی را به دست نظام خواهند داد و در اخر بین سه مساله جانشینی در ایران ،برنامه موشکی هسته ای و همینطور دخالت ایران در نزاع منطقه ای ارتباط تنگاتنگ وجود داره و این ها شکل دهنده یک تصویر بزرگتری هستن و این ها به صورت جزایر جدا از هم قابل حل شدن نیستن متاسفانه سرنوشت مردم ایران عزیز نه در مجلس خبرگان رهبری بلکه در معامله قدرت بین المللی مشخص خواهد شد این به معنای تلاش نکردن برای بیشتر کردن سهم  مردم از این تغییر نیست ابدا.با پوزش از طولانی شدن عرایضم و احترام به همه دوستان

ناشناس گفت...

این رو برای جوانان تلگرامی و اینستاگرامی میگم. یه زمانی تو این مملکت فیلم سیاسی و اعتراضی ساخته میشد. فیلمی مانند متولد ماه مهر. فیلمی مانند اعتراض ساخته مسعود کیمیایی. فیلمهای اجتماعی تلخ و سنگین مانند نفس عمیق که اکنون هم بازیگر اصلی آن و هم نوازندگان موسیقی متن ماندگار آن مهاجرت کرده و در غربت آواره هستند. زمانی بهمن فرمان آرا در این مملکت سالی یک فیلم میساخت. زمانی بود در همین نزدیکی ها که فیلم زندان زنان رو منیژه حکمت ساخت و چه زیبا شکنجه ها و ظلم های اعمال شده توسط عوامل حکومت رو علیه زندانیان زن به تصویر کشید و چه زیبا پگاه آهنگرانی معصومیت زن رو بازی کرد و چه زیبا و معنادار حجاب رو شجاعانه کنار گذاشته و گیسوان زیبای طبیعی اش رو رها در زندان آزاد کرد. زمانی بود که هر رمان مشهور جهانی با چندین ترجمه در بازار در دسترس بود و افتخار جوانان خواندن این کتاب ها بود و نه جوک های چرت تلگرام را خواندن و سلفی گرفتن و آپلود کردن در اینستاگرام. زمانی افتخار جوانان گوش کردن به آهنگ های فرهاد مهراد و شادمهر بود اکنون در اینستاگرام ساسی مانکن و تتلو رو فالو می کنند! تتلویی که شب در آغوش دختران میخوابد و عکسهای عیاشی اش را در فیسبوکش میگذارد و صبح موزیک ویدئو با همکاری ارتش و نیروهای نظامی میدهد و میگوید من جان میدهم برای ایران! زمانی کتابها، نوشته ها و اشعار احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج و صادق هدایت بین جوانان دست به دست میشد اکنون کس شعرهای تلگرام را فوروارد میکنند (حتی زحمت نمیدهند بروند مطلب پیدا کنند فقط فوروارد میکنند). زمانی جوانان رمان کیمیاگر پائولو کوئیلیو را از حفظ برای همدیگر میخوانند اینک نمی توانند حتی دو سه تا ضرب المثل ایرانی را به خاطر بیاورند.

ایدئولوژی پسرفت کرده؟ جدی میگویی؟ اکنون در ایران دقیقا مانند قرون وسطی که دادگاه تفتیش عقاید برپا میشد، هست همین چند سال پیش یادمان نرفته است که وزارت اطلاعات جزوه ای رو منتشر کرد که در اون مشهورترین و خوشنام ترین ناشران کشور در لیست سیاه قرار گرفته بودند. همین نمایشگاه اخیر کتاب حدود 300 کتاب بر اساس لیست نهادهای امنیتی جلوی ورودشان به نمایشگاه گرفته شد و بعضی را هم در همان نمایشگاه جمع کردند و شما در آن زمان در کف شهر آفتاب قالیباف بودی. زمانی در همین ایران شعر و شاعری و فیلم و سینما و کنسرت و موسیقی در اوج شکوفایی خود بودند. حتی علم و دانش نیز در اوج خود بود دانشگاه ها با تمام دنیا ارتباط داشتن اساتید و دانشجویان ایرانی و خارجی مشترکا با هم تحقیق میکردن اکنون دانشجوی ایرانی که در خارج درس خوانده جرئت برگشت به ایران را نداره چرا که ممکن است به جرم درس خواندن در خارج (ارتباط با دولت خارجی!) به سرنوشت امید کوکبی و ده ها دانشجوی زندانی دیگر دچار شود. اما بعضی از افراد عافیت طلب همچون شما آنقدر گفتن و در گوش جوانان خواندند که اخ هست و جیز است نکنید فعلا دست نگه دارید که ما مشغول مذاکره ایم و انشاالله همه چیز درست خواهد شد و ما در حال پیشروی هستیم که در نهایت به چنین فرومایگی و فلاکتی و ذلالتی رسیدیم که جنتی را رئیس میکنند بعد میگویند عیبی ندارد اتفاقا خیلی هم خوب شد دوقطبی را تشدید میکند! و اکنون به مرحله ای از ذلت رسیده ایم که دیگر راه برگشتی نیز نداره و دیگر امکان به پا خواستن دوباره هم نیست و الان دیگر واقعا جز کاری که شما تبلیغ میکنید یعنی نشستن و تحقیر شدن از این جماعت بر نمی آید و حداقل در این یک مورد با شما کاملا موافق هستم. واقعا که خردمندان قدیمی ما درست گفته اند از ماست که بر ماست. این حکومت و رفتارش آینه ی تمام نمای خود ما هست.

ناشناس گفت...

براوو ناشناس ساعت ۲۱:۰۹
تغییرات مورد نظر تیمسار انقدر کند هستند که بعضی وقتا میشه پیشرفتش رو به جای پسرفت غالب کرد
ولی خوب چاره ای ظاهرا نیست و همین تخیلات هم کمک میکند که روحمان بیشتر تباه نشود

فرخ گفت...

ابراهیم رئیسی
نامی که باید از این به بعد بیشتر بشنویم
اگر یک نگاهی به فقط قیافه اعضای مجلس خبرگان بیاندازید
فقط یک چهره هست که در ظاهر و صورت به سالهای جوانی رهبر فعلی شباهت دارد.
تیپ بهنجاری برای تبلیغات پروپاگاندا دارد (نه چندان فربه است که خپل به نظر آید و نه چندان پیر و فرتوت است که ناکارا جلوه کند)
وضعیت بصری چهره اش هم حس بدی به مخاطب منتقل نمی کند
سابقه شفاف روی کاغذ جهت انتقاد ندارد. و همیشه پشت پرده بوده است.
جوان است و سرمایه گذاری روی او حداقل بیست تا سی سال جواب خواهد داد.
تنها سابقه مدیریت اجرایی نداشته که در آستان قدس خواهد آموخت.
مثلث هخل و پخل رو ولش کنید
گزینه اصلی رهبری، بعد از رهبر فعلی ایشان است.

مازیار وطن‌پرست گفت...

آندرومدای عزیز
من در محیط‌های خشن و مطلقا مردانه کار کرده‌ام که عادت کردیم هر چیزی را با یک مثال و شوخی حنسی توضیح دهیم. قصدم باهم خندیدن بود نه ناراحت کردن و توهبن به شما و اگر اینطور شده (بی‌آنکه تصوری از توهین به شما داشته‌باشم یا حتی روی گزنده‌ی شوخی به شما باشد) عذر خواهی می‌کنم.

اما توضیحاتت را در پاسخ به من دوباره بخوان، جواب من در کجای آنست؟ شما پس از توصیف شرایط و بیان باصطلاح مقدمات نوشته‌ای: «وقتی که زمان این تغییر برسه مسکونشینان خامنه ای را وادار به نرمش قهرمانانه ای جدیدی خواهند کرد و ...»

سؤالم را تکرار می‌کنم ایران (کاری به مالزی و ... نداریم ) پس از برزمین گذاشتن ایدئولوژی -که یگانه عامل غرب ستیزی و غرب گریزی است- یا به قول شما پس از نرمش قهرمانانه2 چرا باید همچنان در تیم بازنده‌ها بماند؟ کدام انگیزه ممکن است ایران را وادار به چنین نرمشی بکند؟ غیر از مشکل اقتصادی؟ روسیه‌ی نفت فروش کدام کمک اقتصادی، تکنولوژیک یا سرمایه‌گذاری می‌تواند به ایران بکند؟ تا انگیزه‌ی نرمش2 بشود؟
اگر بگویید مشکل را اعراب منطقه ایجاد خواهند کرد، باز هم دوبرابر انگیزه نزدیکی به غرب برای ایجاد اختلاف بین اعراب و پشتیبانش دوچندان خواهد بود.

شما خودت نوشته‌ای «برای مدت های مدید غرب [منظورتان روسیه بوده] تمایل داشته که از غلطیدن ایران در آغوش ناتو جلوگیری کنه »

همین یعنی ایران حتی با ایدئولوژی هم گاهی به سمت غرب، غش می‌کرده؛ اگر عامل ایدئولوژی را کنار بگذاریم، چرا باید به روسیه نزدیک شویم؟ اینکه روسیه چنین می‌خواهد به تنهایی دلیل نمی‌شود. مگر روسیه فعال مایشاء است؟

andromeda گفت...

مازیار وطن پرست گرامی ابدا ناراحت نشدم.پاسخ سوال شما نه در هویج های مسکو که اساسا وجود خارجی ندارن بلکه در چماق اونهاست ما ایرانیان باید این مساله رو بپذیریم که در جغرافیای دو قدرت در حال رقابت با غرب(چین و روسیه) قرار گرفتیم سازمان همکاری شانگهای یک کمربند امنیتی برای جلوگیری از نفوذ غرب هست که به طور فعالانه ای از هم آغوشی کامل ایران و غرب جلوگیری خواهد کرد به اوکراین نگاه کنید به محض احساس این خطر که اوکراین در حال حرکت به سمت غرب هست روسها بدون هیچ شرمندگی وارد کارزار شدن ،بخشی از اوکراین رو به خاک خود ضمیمه کردن و همچنان در حال بی ثبات کردن مابقی خاک اوکراین هستن مثال دیگه گرجستان چند سال پیش هست که روسها در روز روشن و در سکوت کامل غرب اون ها رو بمباران کردن بی پرده میگم که بدون سلاح هسته ای اگر ایران بخاد به سمت غرب حرکت کنه همین اینده در انتظارش هست چون روسها میدونن که ایران دروازده ورود اون ها به خاورمیانه هست و رفتن ایران به سمت غرب همانا به معنای قطع دسترسی اون ها به اب های خلیج فارس و از سویی دیگر به معنای سقوط قفقاز و اسیای میانه هست در طی سی و هفت سال گذشته و در پی خلا شکل گرفته ناشی از عدم حضور غرب در ایران جفت گیری های زیادی بین دستگاه های اطلاعاتی ایران و روسیه شکل گرفته و اون ها بخوبی عوامل مزدور خودشونو در سطوح مختلف و در تابلوهای سیاسی متفاوت چیدن تا در روز مبادا مهره های خودشونو بالا بیارن مساله ایران برای روسها مساله حیاط خلوت اونهاست و ما ناگزیر از رعایت اون خطوط قرمز هستیم مادامی که مسلح به سلاح هسته ای نیستیم اساسا به حمایت غرب هم نمیشه در بزنگاه های حساس حساب کرد. که دیدیم  غرب چطور در اوکراین و سوریه که اهمیت کمتری در قیاس ایران برای روسها دارن  اون ها را مثل بره در چنگال پوتین بی دفاع رها کرد.به شخصه میگم که هرگز نمیشه به حمایت یانکی ها امیدوار بود و هیچ راهی جز افزایش توان ملی وجود نداره این حرف را با مزخرفات خامنه ای مقایسه نکنید  هر حکومتی که در ایران بر سر کار بیاد باید بدونه که بدون داشتن سلاح های غیر متعارف سرنوشت ما سرنوشت بازندگان هست و ما در خوشبینانه ترین حالت به عنوان منطقه نفوذ دیگران تعریف خواهیم شد و در بدترین حالت از کشته های ما پشته خواهند ساخت امیدارم که پاسخ خودتون را گرفته باشید و اگر نه من همچنان در خدمتم

مازیار وطن‌پرست گفت...

آندرومدای عزیز

حالا منطق حرفت را متوجه شدم ولی برایم اصلا قانع کننده نیست. مقایسه‌ی ایران با گرجستان و اوکراین خطاست. نه هرگز اشتراکات بین روسیه و ایران به آن حد بوده، نه روسیه حتی در آن مناطق (که زمانی حیات خلوتش بوده) غیر از اذیت و آزار قادر به تغییر عمده‌ی سیاسی و به کرسی نشاندن حرفش/منافعش شده‌است.
مضافا براینکه اهرم سنتی فشار روسیه بر ایران در مناطق هم مرز بود که نه تنها دیگر هم مرز نیستند (نظرم عمدتا به آذربایجان است) بلکه به کل از هژمونی روسیه خارج شده‌اند. روسیه حتی با آذربایجان نتوانست کاری بکند. روسیه را خیلی دست بالا گرفته‌اید.

ونگهی با پذیرش حرف شما مبنی بر نفوذ فراوان روسیه در دستگاه امنیتی خامنه‌ای -ایدئولوژیک‌ها- بازهم به حرف من می‌رسیم که با محو خامنه‌ای/امنیتی‌هایش/ایدئولژیک‌ها دیگر دلیلی/دوستداری برای نزدیکی به مسکو (یا دوری از غرب) در جمهوری اسلامی باقی نمی‌ماند. به عقیده‌ی من سناریوی نامحتمل و بلکه ناممکنی است، چون تنها دلیلش خواست و قدرت روسیه است.

andromeda گفت...

تمایل زیادی به ثابت کردن مدعای خودم ندارم .اساسا این بحث از این جا شروع شد که ایا مجلس خبرگان رهبری تنها فکت موثر در انتخاب رهبر هست یا نه که من عرض کردم مسیر انتخاب رهبری از هر جایی بگذره از این مجلس نمیگذره .رهبر بعدی بازتاب معامله قدرت های جهانی بر سر اینده منطقه هست و یکی از پارامترهای اصلی عدم سپردن کلید ایران به دست ناتو هست به عنوان یک تمایل قدیمی و دیگری که محصول رویدادهای جدید در منطقه هست دست کشیدن از پروژه هلال شیعی و گسترش اون هست و در اخر انتخاب فرمانده جدید سپاه پاسداران در سال جاری نشان دهنده فرمول دیکته شده به مهندسان فضای سیاسی ایران هست

ناشناس گفت...

اوایل انقلاب پنج شش ساله بودم و هنوز به خاطر دارم نوجوانان و جوانان آن دوران که تعداد آنها کم نبود چه گونه از اتحاد جماهیر شوروی صحبت می کردند و به آن سمپاتی داشتند. خداوکیلی حالا چند درصد مردم در رویای روسیه و پوتین هستند. حتی اگر عواملی دست نشانده هم داشته باشند جهت فکری مردم به سوی غرب است. فکر می کنم جناب Andromeda کتاب رفیق آیت‌الله را جدی گرفته اند.

andromeda گفت...

من این کتاب های احمقانه را برای شما میذارم کسی که بعد از خوندن این همه مطلب نفهمه که من سمپات روسها نیستم لیاقتش خوندن همین دسته کتاب هست من سعی کردم واقعیت و تقدیر سیاه قرار گرفتن در همسایگی روسیه را تشریح کنم حالا اگر در چرخه طبیعت این حداکثر بهره هوشی بوده که نصیبت شده مشکل من نیست