ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۴, سه‌شنبه

اصغر فرهادی چگونه نخبه و توده را هم در غرب و هم در شرق مفتون خودش می کند؟ با افتخار و تبریک به فروشنده.



1- قبل از هر چیز تبریک می گویم به اصغر فرهادی و شهاب حسینی و ترانه خانم علیدوستی و همۀ عوامل سازندۀ فیلم نجیب "فروشنده" برای اولاً نمایش با شکوهی که روی فرش قرمز کن داشتند و ثانیاً دو جایزۀ بسیار ارزشمند بهترین فیلم نامه و بهترین بازیگر مرد که نصیب بردند و ثالثاً بخاطر استقبال خارق العاده ای که تماشگران عام فیلم از خود بروز دادند با 5 دقیقه ایستاده دست زدن - باور کنید 5 دقیقۀ تمام سالن های مملو از تماشاگران برای فرهادی و فیلمش دست می زدند و این صحنه ای کمتر تکرار شدنی در سالن های سینماست - و البته تبریک به سینمای ایران و همۀ هنرمندان مستقل و نان به هنر و فکر خویش خور! 

2 نوشتن برای فیلم فروشنده علاوه بر اهلیت هنری - که حقیر ندارم - به دیدن خود فیلم هم بستگی قطعی دارد. که هیچکدام از ما توفیق این عبادت نصیب مان نشده است. پس من در این به بهانۀ موفقیت مجدد فرهادی در معتبرترین جشنوارۀ فیلم های مستقل و فاخر؛ فقط از خط فکری فرهادی که علاوه بر کارنامۀ سینمایش خودش  نیز بارها به آن اشاره کرده است چند خطی خواهم نوشت. با این تحفظ که این فقط نظر یک مشاهده گر کم مقدار اجتماعی است و اصراری به این است و جز این نیست ندارد.

3- اصغر فرهادی که متفکری یگانه و ادیبی چیره دست هم است - و چه نازنین که او را به ادبیاتش و توانش در نوشتن و فیلمنامه اش جایزه داده اند - دغدغه ای عام دارد که عبارت است از "حالا که گذر از سنت به مدرنیته حکم آش خاله را دارد" چکار باید کرد که این گذر از سنت به مدرنیته نیکبختی فزونتری برای انسان فراهم کند. در پی این جستجوی مبارک و سمج فرهادی پاسخ را در دو وجه جهانی و جوامع مدرن از سویی و بومی و در جهان پیرامونی و البته ایران عزیز از جهت مقابل دنبال می کند و می دهد. در مورد جوامع مدرن نگاه فرهادی پست مدرنیستی است و او این پرسش را با بینندۀ غربی در میان می گذارد که "آیا این مدرنیته ای که به آن رسیده ای کمال مطلوب است". و با جهان پیرامونی این پرسش را طرح می کند که "آیا می پذیری که گذر از سنت یک ضرورت است و نه یک انتخاب تا بتوانی این گذر را طوری مدیریت کنی که هویت ملتت را هم همراه آن نابود نکنی". فرهادی به انسان غربی یادآور می شود که بلکه هرآنچه در گذشته داشتی را نابود کردن باعث این حیرانی جدیدت شده است. و به حکومت های جهان سومی و البته گل سرسبدشان جمهوری اسلامی هم این پیام را دارد که تا کی می خواهی در مقابل تغییر تغییر نکنی و آیا متوجه هستی که با عدم پذیرش تغییر داری نه تنها سنت را بلکه هویت یک ملت - بخش مهمی از آن در سنت است - را نابود می کنی. پس مخاطب فرهادی در غرب جوامع مدنی است و در شرق حکومت های الیگارشیک و استبداد های مونارشیک. او انسان غربی را به نوستالوژی دچار می کند و انسان شرقی را به حسرت و البته هر دو را بفکر کردن هم دعوت می کند.

4- علت اصلی موفقیت فیلم های فرهادی در گیشۀ سینماهای غربی و شرقی هم همین نوع نگاه تیز و مؤثر اوست. فرهادی که سینما گری قصه گوست دغدغۀ اصلی اش هم طبقۀ متوسط در دو طرف سنت و مدرنیته است. بعبارت رساتر فرهادی با زبان سنت با جوامع غربی حرف می زند و همزمان با زبان مدرن با جوامع شرقی؛ و هر دو را به کمی آهسته تر در غرب و کمی تندتر در شرق فرامی خواند. و به این ترتیب او این افتخار را نصیب می برد که هم هنرمندان و روشنفکران را به تحسین وادارد و هم مردم عادی را به هیجان بیاورد. من هم با کسانی که فرهادی را با آلفرد هیچکاک کبیر و فقید ماننده می دانند همدل و همرأیم و معتقدم که اصغر فرهادی بیشتر از هر سینماگری در جهان به هیچکاک هنرمند شباهت دارد. البته که ژانرهای سینمایی این دو و همینطور دغدغه هایشان اختصاصی خودشان بود و است. اما چه از جهت نزدیکی به سینمای کلاسیک و چه از جنبه های پیچیدگی مفاهیم مطرح شده در فیلم هایشان شباهتی نشان دادنی دارند. طرفه اینکه اصغر فرهادی هم مثل هیچکاک قصه هایش را با نوعی معمای ناگشوده تا انتهای فیلم پیش می برد. این برتری فرهادی که هنرمندی از سینمای بدنه ولی در اوج هنری بودن هم  است غیرقابل چشم پوشی است و او قطعاً سینماگری مؤلف است که مردم عادی را بیش از هر هنرمندی از نوع خودش تحت تأثیر قرار می دهد.

5- در مورد فیلم گذشتۀ فرهادی هم اعتقاد دارم که برخی لغزش های لاجرم باعث کمتر دیده شدنش شد از سوی مخاطبان عادی. این لغزش ها یکی از هیجانی بود که لاجرم فرهادی هم بعد از جایزۀ اسکار نمی توانست از آن دور باشد و دیگری اینکه بخاطر همین هیجان، فرهادی هرچه گذشته اش را جلو می برد نوعی هنری سازی هم با او رشد می کرد تا جائیکه در نیمۀ دوم فیلم گذشته بنوعی امپرسیونیسم سینمایی گرایش پیدا می کند و چنان مفاهیم انباشته در ذهنش را آوار فیلم می کند که ناچار به نقطه گذاری های سمبولیک منتهی می شود و تماشاگر زیر چنین آواری از مفاهیم سنگین بیچاره شده و چون نمی تواند و فرصت نمی کند همۀ گره های مفهومی فیلم را باز کند، می رنجد و لذت مکاشفه اش مخدوش شده و فیلم را رها می کند. بهترین کاری که فرهادی کرد همین ساختن فروشنده قبل از پروژۀ فیلم اسپانیایی اش بود. و فرهادی با بازگشت بخاک ایرانی که مغزش با آن مزه گرفته است دوباره خودش شده و همین خود بودنش بوده که آن همذات پنداری عجیب تماشگران کن را باعث شده است و دو جایزۀ همزمان فستیوالی به اعتبار کن را برده است. البته حتماً فرهادی در پروژۀ اسپانیا موفق خواهد شد زیرا دیگر کاملاً در فضای شهرت و تکریم و جایزه رشد یافته و کمترین لغزش هیجانی را پشت سر گذاشته. و قابل کتمان نیست که فرهنگ اسپانیا خیلی نزدیک تر از فضای فرانسه است برای فیلمساز مؤلف ایرانی. با درود به او و هنر او و سایر هنرمندان که یکی از بال های قطعی و نهایی ایران در گذر از وضع گیرافتاده است. بال دیگر زنان کشورم هستند. یا...هو

۲۲ نظر:

ناشناس گفت...

نوشته زیبایی بود خیلی عالی. دقیقاْ نظر من همین است که افرادی مثل فرهادی یک چیزی برای زدن پل بین سنت شرق و مدرنیت غرب هستند طوری که بدهی های سنت برود و خوبی هایش بماند و بدی های مدرن نیاید اما خوبی هایش بیاید ... البته این تلاش ها از زمان مشروطه تا بحال ادامه داشته ولی نتیجه نمی دهد. همین الان حزب اللهی ها بخاطر کراوات و مصاحبه با صدای آمریکا به شهاب حسینی فحش می دهند و براندازان اینترنتی هم بابت صحبت های او در حضور خامنه ای در سال ۸۸ و عکس های سینه زنی اش.

پری بلنده گفت...

شکست بلوک هاشمی که قابل پیش بینی بود ولی:
تبریک
آملی لاریجانی نتونست نایب رئیس خبرگان بشه و رای کمی آورد

ناشناس گفت...

زنان ایرانی چیزی بهتر مردها نیستند که بال پرواز از وضع حاضر باشند. همه به یک اندازه ضعیف و از مرحله پرت و بی خاصیت هستند چه بسا زنها مذهبی تر و خرافی تر و سنتی تر و کندرو تر

ناشناس گفت...

تو رویا و خواب خوش جایزه های فرهادی باش که ایدئولوژی قاطعانه با 51 رای به قول تو عقب نشینی که هیچی دنده عقب اساسی رفت!
جالبه بعضی ها رو دیدم نوشته بودن: رای غیرقابل انتظار جنتی!
وقتی موحدی کرمانی نفر سوم-چهارم لیست امید! یک هفته قبل وعده داد که آقایان خبرگان میخوان به جنتی رای بدن همه چیز مشخص شد.

ناشناس گفت...

ایندفعه صدا و سیما یک مقدار اماده تر بود و جا نموند مثل زمان جایزه گرفتن جدایی نادر از سیمین.

ناشناس گفت...

چطوری سرهنگ قلابی سایبری نون به نرخ روز خور؟استحاله و کمپین رای سلبیت چطوره؟تو دهنی خوشمزه ای بود برات؟دلار گرفتی ملتو خر کردی باز بیان پای صندوق به عظما رای بدن این دفعه با یه بازی جدید اخرش که دیدی شیخ کلیدت معامله کرد و ملت که لیستی رای دادن جنتی رو چپوندن تو که هیچ قاطعانه رئیسشم کردن بیلاخ از این واضح تر می خوای؟باز بیا چرت و پرت بنویس در مورد عقب نشینی ایدولوژی و استحاله بالاخره باید یه کاری بکنی که لابی بهت کمک کنه اینم سانسور می کنی چون مثل برادراتی ...

ناشناس گفت...

این پیروزی بزرگ یعنی انتخاب جنتی به ریاست مجلس خبرتان را به جناب آقای رفسنجانی که موجب افزایش آرا تهران و به نوعی ایران گردید تبریک عرض می کنم.

ناشناس گفت...

در مورد فرهادی هم منتقدین حرفه ای سینما نه نخود هر آشی مثل تو کار رو ضعیفتر از اثرهای قبلی فرهادی ارزیابی کردن بدون حرف تازه ای مثل ورایتی :
http://variety.com/2016/film/festivals/cannes-the-salesman-asghar-farhadi-1201779604
البته بازی شهاب حسینی تحسین شده جایزه فیلم نامه هم تابوشکنی و پشتیبان سیاسی داره عین اسکار جدایی حالا تو دوست داری گوزو به شقیقه ربط بدی و الکی خوش باشی اشکال نداره حال کن با خودت

ناشناس گفت...

این جنتی تو یه برنامه مصاحبه در شبکه دو ازش سوال می کنند رمز ماندگار شما در شورای نگهبان چیست. می گوید که هر چه در شوراي نگهبان اتفاق می افتد خدمت مقام معظم رهبری گزارش می دهم و نظر ایشان را جویا می شوم. انتخاب ایشان تو دهنی به ملت همیشه در صحنه بود. کسی تعداد آرای ایشان و نفر بعدی را می داند؟

ناشناس گفت...

رئیس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد
پیشهادم اینه که مردم برن خیابان کمی برقصند
یک قدم دیگر به سمت عرفی شدن برداشته بشه

مازیار وطن‌پرست گفت...

احتمالا نویسنده‌ی این وبلاگ به غیر حرفه‌ای‌هایی(!) مثل هیئت ژوری جشنواره‌ی کن پول داده که به فرهادی و حسینی جایزه بدن، تا تبلیغی برای پروژه‌ی عرفی سازیش بشه.

اگه از نقد منفی ورایتی اسم می‌برید (که کشف تازه‌ای نیست و خلاصه‌ی اهم نقدهای مثبت و منفی توی سایت بی‌بی‌سی از قَبلِ اهدای جوایز اومده) انتقادها از فیلم کارگردان معروف بریتانیایی برنده‌ی نخل طلا (که علیه سیاست‌های ریاضت اقتصادی است) خیلی بیشتر بوده که شعاریه و تاریخ مصرف داره و ...

ولله به خدا ما هم بدمون نمی‌آد یکی پیدا شه چهارتا کلام حرف حساب بزنه تیمسار رو به چالش بکشه و از این وسط چیزی هم دستگیر ما بشه. نمی‌خواد خیلی علمی بنویسین؛ نوشته‌های تیمسار هم غریزیه و آکادمیک نیست.

بیایید بنویسید این حکومت ایدئولوژیک به فلان و بهمان دلیل با نمونه‌های مشابه خودش فرق می‌کنه و حتی فروریزی ایدئولوژیش (تحجر) هم بر اون کارساز نیست. یا به فلان و بیسار دلیل (چه می‌دونم؟ ریشه داشتن ایدئولوژی حضرات در اعتقادات جامعه) این ایدئولوژی هرگز ضعیف نخواهد شد؛ ... یه حرف تازه بزنید حرف‌های تیمسار یا هرکس دیگه رو به چالش بکشید؛ محتوا تولید کنید. با این جفنگیات وقت همه رو می‌گیرید.

آدم می‌تونه به صرف اینکه از چیزی خوشش نیاد، طرفش نره یا یه خط بنویسه حرف تو رو قبول ندارم. اما وقتی وارد گود می‌شی، طرف هر چقدر هم ضعیف باشه باید از جنس خودش باهاش رویارویی کنی. اگه آکادمیک می‌نویسه تو هم باید آکادمیک جوابش رو بدی؛ اگه غریزی و براساس یافته‌ها و تجربیات و خوانده‌های شخصیش می‌نویسه تو هم همانطور جوابش رو بده. اما متلک گفتن و زمین رو به آسمان چسبوندن هیچ تفاوتی با کار چماقدارهای سخنرانی بهم زن نداره. چون پاسخی از جنس خودش نیست و فقط نشان دهنده‌ی خالی بودن چنته‌ی آدمه.

مازیار وطن‌پرست گفت...

اتفاقا من توی این یکی دو روزه نشستم و چند تا از فیلم‌های قدیمی فرهادی رو دیدم. با بعضی حرف‌های تیمسار در مورد فرهادی هم مخالف بودم و اومدم بنویسم که دیدم اینقده کامنت‌های .... نوشته‌شده که اصلا حرف خودم رو فراموش کردم.

اگه برای وقت دیگران ارزش قائل نیستید دست کم قدر وقت خودتون رو بدونید.

من از ته دل امیدوارم این آقایان اهدافی خارج از کانتکست از کامنت‌هاشون داشته‌باشند، چون اگه این کامنت‌ها برآیند ذهنیت ایرانی تحصیلکرده باشه، باید مصداق همون "دینخویی" آرامش دوستدار و "امتناع تفکر در ..." دونست و نشست به حال خود زار زد.

مازیار وطن‌پرست گفت...

از صفحه‌ی منصور خلیقی:

«اون 35 نفر حاضر نشدند در جو ارعاب و تهدید وارد شده از طرف نهادهای حکومت به جنتی رای بدهند. اولین اتفاق خوب.
از اون 51 نفر هم هستند کسانی که فعلا به این اجبار تن دادند ولی در بزنگاه تاریخی به اون 35 نفر خواهند پیوست و این دومین اتفاق خوب را هم – در آینده ای نه چندان دور- شاهد خواهیم بود.
با توجه به اینکه همه می دانیم جنتی چگونه وارد مجلس خبرگان این دوره شده است، دهن کجی حکومت و بیت به خواست مردم و جریان عمومی جامعه همیشه برای حکومت با پرداخت هزینه های زیادی همراه است و سومین اتفاق خوب را – در زمان و مکان خودش- رقم خواهد زد.
چهارمین اتفاق خوب، ریاست کسی است که چه به دلیل کهولت سن و یا شاید شخصیت ذاتی قدرت مدیریت ندارد و حضورش در ان بزنگاه تاریخی ناخواسته به نفع هاشمی و طیف او تمام خواهد شد.
در کل تمام رفتار این روزهای حکومت به دست و پا زدنی می ماند که نشان از استیصال و درماندگی دارد و نوید پیروزی مردم را با خود به همراه دارد. به هر حال من نگران نیستم. توصیه می کنم شما هم نباشید. »

ناشناس گفت...

از بعضی از این کامنت ها میشه فهمید در درون هرکسی میتونه دیکتاتوری به مراتب خطرناک تر از دیکتاتور های حقیقی باشه فقط مجال بروز ندارند.
انتخاب جنتی برای ما تلخ هست ام این طبیعت سیاست و یا هر فرایند دیگری است ، یعنی پیروزی و شکست های توأمان
انتخاب جنتی آبی بود بر آلام قلب جراحت خورده خامنه ای ، فکر میکنم اشک هاش رو بعد از انتخابات خبرگان و خسارت محض خوندن حذف دو حامی اصلیش فراموش نکرده باشید.
جنتی 89 ساله تنها نقش یک آب نبات چوبی برای آروم کردن یک بچه گریان رو داره نه بیشتر، انتخاب جنتی شاید به فرموده بوده باشه و تنها باعث شد شکاف بین رهبر و نظر مردم عیان تر بشه

ناشناس گفت...

دلقک نفهم حالا برو صد بار تو دفتر مشقت بنویس غلط کردم
با انتخاب آیت الله جنتی (حفظه الله) رفسنجانی و روحانی تو دهنی خوردند و احمق هایی مثل تو که در آرزوی عرفی شدن و عبور از نظام هستید تو کونی خوردند برو عصبانی باش و از این عصبانیت بمیییییییییییییییییررررررررررررررر

ناشناس گفت...

سلام به همه دوستان
این اولین بار هستش که من مطلب مینویسم اینجا.
سعی میکنم کوتاه و پرحجم باشه.
اول گلایه از دلقک عزیز، چون من و خیلی ها منتظر رمزگشایی جریان خبرتان بودیم.
و بعد گلایه از بعضی از دوستان کامنت گذار، متأسفانه این اخلاق ایرانیه ماست و من واقعاً نمیدونم از کدوم منبع و مأخذ به فرهنگ ما اضافه شده، کم صبری و فراموشی، چند تا مثال اجتماعی رو میگم، دیوار مهربانی، یخچال غذا برای فقرا، چی شدن این اتفاقات؟؟
عزیزان، پیروزی های بزرگ قدم به قدم با صبر و عدم فراموشی به وجود میان، چرا با کوچکترین اتفاق ناموفق، پرچم شکست و عقب نشینی به دست میگیریم؟ شکست ها پل های پیروزی هستند. فراموش کار نباشیم اگر.
لطفاً با یه باد مخالف، همدیگر رو مفت نفروشیم.
بیابیم فراموش کاری و عدم پشتکار رو ترک کنیم، یک دل و یک فکر و یک زبان پیش بریم.
ببخشید وقتتون رو گرفتم.

ناشناس گفت...

حکایت نویسنده این وبلاگ مانند حکایت این مادربزرگ هایی است که زنان تازه بچه دار شده که نمی توانند گریه ها و نق زدن های کودک خود رو کنترل کنند کودک را میسپارند به مادربزرگ و مادربزرگ با داستان های پریان و شیرین بچه را آرام کرده و با رویاهای خوش میخواباند و به اصطلاح سربچه را شیره می مالد!
حکومت داره کاملا با برنامه پیش میره و خیلی خوب افسار مردم دست شه. طبق برنامه جنتی رئیس خبرگان شده که برای افراد واقع گرا کاملا معلوم بود ولی کودکانی که در خواب و رویای خوش بودن ناگهان از خواب پریدن و شروع کردن به گریه و زاری. و مامان بزرگ های بچه ساکت کن سریع دست به کار شدن.
حالا یکی از این مادربزرگها یا بهتره بگیم پدربزرگ! برداشته با چرتگه حساب کرده که این 30 نفر به جنتی رای ندادن 51 نفر رای دادن بعد نتیجه گرفته که بله با 30 نفر ما رهبر تعیین خواهیم کرد! جالبه پدربزرگ محترم برداشته 4 تا اتفاق خوب از رئیس شدن جنتی به هر ضرب و زوری بوده در آورده تا بچه رو به هر نحوی شده دوباره بخوابونه!

شما به جملات پایانی این آقا دقت کنید:
در آینده ای نه چندان دور- شاهد خواهیم بود!
در زمان و مکان خودش- رقم خواهد زد!
در ان بزنگاه تاریخی ناخواسته به نفع هاشمی و طیف او تمام خواهد شد!

همه چیز به آینده ای مبهم دایورت شده است! جالبه به کهولت سن جنتی به عنوان یکی از دلایل موفقیت! اشاره شده است و این نکته رو نادیده گرفته که خود هاشمی که قرار است در بزنگاه! تاریخی ضربه رو بزند، 5 سال بزرگتر از خامنه ای است و همین حالا هم او باید آماده رفتن به آن دنیا باشد. همه چیز رو وارونه تعریف میکند تا جماعت را ساکت کند تا مبادا فردا روزی جان مردم به لب شان رسیده و به خیابان ها بریزند. میگوید 30 نفر مقاومت کردند در مقابل ارعاب و تهدید! هیچ ارعاب و تهدیدی در کار نبوده و اگر بوده هم قطعا فشار اصلی و ارعاب اصلی در زمان تعیین رهبر خواهد بود. بدون هیچ فشاری یا با فشار جزئی هم بیش از 50 نفر به جنتی رای دادن، زمان تعیین رهبر که برسد و سپاه در خانه خبرگان مامور بفرستد چند نفر دیگر از این 30 نفر جرئت رای دادن به شخصی غیر از منظور خامنه ای و سپاه خواهند داشت؟

اصلا گیرم که همه دلایل بچه گول زن شما درست باشد و این 30 نفر، نیروهای نفوذی و مقاومت ما در خبرگان باشند! اگر خامنه ای 20 سال دیگر زنده بماند آیا باید 20 سال دیگر یعنی دو نسل دیگر هم وجود منحوس او را تحمل کنیم؟ یعنی 20 سال دیگر یا حداقل 10 سال دیگر دست روی دست بذاریم تا شاید (دقت کنید شاید) خبرگان یک رهبر خوب برای ما تعیین کنند که مانند خامنه ای در همه مسائل و سوراخ سمبه های زندگی مردم دخالت نکند؟ اگر 10 سال دیگر هم یک بیلاخ دیگر خوردیم آیا حق مان نخواهد بود که کل تاریخ به بیشعوری و کوته فکری و جلوتر از بینی ندیدن مان بخندند؟

غلامرضا امینی گفت...

الکی داغ کردین. 34 نفر حاضر نشدن از دستور مستقیم خامنه ای برای رای به جنتی تبعیت کنن. وقتی خلا قدرت ایجاد بشه از اون 51 نفر هم حداقل 20 نفر به اینها ملحق میشن. آملی لاریجانی هم که پرپر شد و مشخص شد توی خبرگان هیچ اقبالی نداره. در نتیجه اتفاقا اوضاع خیلی هم خوبه.

ناشناس گفت...

واضح بود که بعد از شکست سنگین 7 اسفند اصول گرایان دنبال انتقام از مردم بودند در نهاد هایی که دست مردم نمی رسه، انتخاب جنتی نمادین است و ایشان به احتمال زیاد در پایان دو سال زودتر از بقیه دچار بازنشستگی طبیعی شوند و از صحنه سیاست حذف! ولی شکست هاشمی نشون داد بازگشت او به قدرت را عده ی زیادی از خبرگان باور نکردند، جالبه که ببینیم مجلس خبرگان در زمان عدم وجود رهبر چطور عمل می کنه ولی تا اینجا که رای مردم اثر زیادی بر نحوه کار این مجلس نگذاشت، هر چند رای دادن کار کاملا درستی بود.

ناشناس گفت...

خود ایت الله جنتی (حفظه الله؟) زیاد خوشحال به نظر نمی رسید، البته ایشان هیچوقت زیاد خوشجال نیستند ولی در کل چرا چشم ایشان همیشه به یک حالتی زده بیرون انگار که روح یا جن دیده اند؟

مانی گفت...

چقدر ذوق زده شده اید از انتخاب جنتی, ما که بخیل نیستیم ذوق کنید اما اگر گمان میکردید منتخب اول مردم رییس میشود از مرحله پرتید.این به قول خودشان تو دهنی به انتخابات اسفند بود ولی برایشان گران تمام خواهد شد.

ناشناس گفت...

واقعا برای عده ای از کامنت گذاران این وبلاگ از صمیم قلب متاسفم. مریضی شدید حاکم بر اجتماع و روابط انسانی در ایران به مرحله ترسناکی رسیده. فرق نمی کنه داری وبلاگ میخوانی، صفحه اینستاگرام میبینی، کامنت های سایت 90 یا رادیو فردا و .. در همه جا با هجوم آدم های عصبی، مشکل دار، خود کوچک بین، حسود، تهاجمی، بمنفی و آماده حمله و کوبیدن یکدیگر مواجه میشوی. هیچ کس تحمل شنیدن نظر کسی را ندارد و به انواع روش و لحن ها و وسایل مختلف سعی در کوبیدن و تحقیر کردن دیگری دارد. با دو جمله بحث به سمت مسایل بی ربط و شخصی و پر از عقده کشیده شده و شاخه به شاخه به گذشته و حال و آینده افراد دیگر حمله می شود. فرق نمی کند موضوع سیاست، فوتبال، جشنواره کن و یا مجلس خبرگان باشد. همه فقط می خواهند به بقیه تو دهنی بزنند و غرور، شخصیت و آزادی لگدمال شده خود را تسکین دهند. حالا طرف هر کسی باشد، داور فلان مسابقه، فلان بازیگر سینما، فلان فوتبالیست، دوست و فامیل و همکار خودمان، و یا صرفا یک انسان غریبه که نظرش مطابق نظر و عقیده ما نیست. راه حل ما یورش مجازی و به لجن کشیدن خود و دیگری است.

همه قبل از شنیدن حرف و نظر طرف مقابل اول از همه او را متصل و جیره خوار جناح متقابل خود کرده و در ادامه به نحو واقعا مریض، پست و حقیرانه ای از هر دستاویزی استفاده می کنند تا بلکه ذره ای از آن کینه، نفرت، عقده، فشار و خشم درونشان خالی شود. مردم ایران در آنچه 37 سال شنیده و دیده اند استاد شده و بدون نیاز به جمهوری اسلامی هر یک برای خود مستبد و دیکتاتوری ترسناک هستند و مانند اساتید آخوند خود و به همان روش ها ، بقیه را چزانده و سعی در حذف آنها می کنند. خامنه ای ها و جنتی های مدرن آینده همین الان پشت کامپیوترها و موبایل ها در حال شکل گرفتن هستند.

دوستان من: جمهوری اسلامی آینه ای از افکار، رفتار و منش خود ما ایرانیان است و نتیجه دهه ها و صده ها زندگی و تفکر به این شکل مریض. مریضی های خود ما این سیستم را به وجود آورد و برای ادامه آن نیز سوخت مورد نیازش را فراهم می کند. اگر همین امشب هم این سیستم جمع شود، خود ما آماده تولید و برقراری سیستم مریض دیگری هستیم تا فارغ از هر چیزی، فقط دشمنان و رقبای خود را بکوبیم و از بین ببریم.

همه در این سرازیری سقوط و انحطاط، نا امید و خسته از هر شانس نجات یا تغییری، با لذت مشغول نیش زدن و تاراندن و تحقیر یکدیگر هستیم. همه در نظر خود celebrity و خاص هستیم و بقیه پرت و نادان و "اوشکول". بالاخره روزی ج.ا از این کشور رخت بر خواهد بست. آن روز خرابی های فیریکی کشور خیلی سریع بازسازی خواهد شد، ولی سقوط اخلاقی و مریضی های ترسناک و واقعا مشمئز کننده ای که درگیر آن شدیم شاید قرن ها زمان نیاز داشته باشد تا ترمیم شود، و همین مریضی ها در آینده شانس ظهور دیکتاتور ها و وطن فروشان را چند برابر خواهد کرد. آنها از میان خود ما بر می خیزند...

نمی دانم راه حل مداوای ما چیست و آیا اصلا روزی ما دوباره انسان های نرمالی خواهیم شد یا نه. فقط در این لحظه صادقانه همه وجودم سرشار از تاسف، حیرت، غصه و نا امیدی است. در زندگی روزمره که همه مثل موش ترسو و ساکت هستیم، ولی اینجا و در اینترنت همه کامل و واضح نشان می دهیم که چقدر درک و آمادگی برای دموکراسی و آزادی مورد ادعای خود داریم.

متاسفم، و خود را نیز عضوی از این جامعه می دانم. ولی ما بسیار به اوج انحطاط، سقوط روحی و شخصیتی و زبونی نزدیک هستیم.

(جوان پیر)