ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه

قفل در پاستور / کلید در قم / حزب الله منفعل / سپاه گریان / داوطلب مرگ ته کشیده /عارف ایستاده: اوضاع استحاله خوب است!



1- مسایل کشور را با بیکاری روحانی شروع می کنم که رفته قم پیش مراجع ارشد بلکه کلیدش را از زنگ زدگی جلو بگیرد و قفل استراتژی عمامه را - که مغلوب داشداشۀ اعراب شده از بی لیاقتی خامنه ای - باز کند و بتواند پاسخ دندان شکن سلمان های عربستان را بدهد که جمهوری اسلامی را پس رانده اند از خاورمیانه و از بین مسلمانان و هر روز کشور تازه ای را شاخ می کنند برای قطع رابطه با ایران. و کماکان حرفشان به درخواست های "بیایید آشتی کنیم روحانی و دولتش" همان جملۀ معروفی است که ناگفتۀ ملک سلمان به روحانی بوده است در استانبول: "پدر جان ما با تو مشکلی نداریم برو بگو مسئول اصلی سیاست ایران (خامنه ای) بیاید اگر در درخواست آشتی صادق و مصر هستید. چرا زور بیخودی می زنی که خودت را رییس جمهور جابزنی." اما روحانی اشتباه می کند و هرچند قم مرکز ایدئولوژی است و مراجع هیزم بیاران 37 سال نکبت و عقب ماندگی؛ اما اینک دیگر دیر شده از تأثیر مؤثر آنان. و مراجع یا رانت خوار حکومتند و یا بدون جسارتی برای فشار به خامنه ای. حسن روحانی باید مشکلش را در تهران و با خامنه ای و سپاه حل کند و الاّ بهترین دست آورد ریاست جمهوریش غیر از عمل به  وعدۀ "من از وعده هایم عقب نشینی نخواهم کرد" چیز بیشتری نخواهد بود در خرداد 96.

2- اما گذشته از دولت که همۀ نیرویش را صرف ترغیب غرب و امریکا برای گشایش بهتر و عمل بوعده های برداشتن تحریم های روانی از روی بانکهای اروپایی و آسیایی کرده، و در غیر "تلاش برای روان ساختن اجرای برجام" کار دیگری نمی کند در جبهۀ مردم؛ اما اتفاقات همه خوب و رو بجلو است و سرعت گرفتن استحاله بعنوان شاه کلید تغییر در ایران گام های بیشتری برداشته است. بارها گفته ام و اینک دیگر مخالف استخوان درشتی هم ندارد این گفته که حکومت انقلابی را جز از راه استحالۀ درونی یا جنگ خارجی نمی توان با شورش و انقلاب و این جور تحرکات برانداخت. بعبارت دیگر هنگام برآورد موقعیت رژیم های ایدئولوژیک بجای محاسبۀ عدۀ نفرات خودی و آمادۀ شورش و انقلاب و از این قبیل باید تعداد نفرات کاسته شده و بریده و منفعل جبهۀ ایدئولوژی را رصد کرد و به نتیجه گیری درست رسید. هرچقدر هواداران تیفوسی ایدئولوژی بجمع مردم بی تفاوت - بقول یکی از خوانندگان "انقلاب کیبوردی" چُرتی! - بپیوندند نشانه ای قطعی از پیروزی در حال وقوع نزدیک لیبرال هاست. لذا در بندهای زیرین چند نمونه از مشکلات جدی حزب الله درحال کاهش روزمره را آدرس می دهم. و پیشاپیش از بچه های مؤمنی که می اندیشند و پرده های فریب روحانیون سنتی را پس می زنند و زندگی خود و خانواده هایشان را نجات می دهند تشکر می کنم و به آنان خوش آمد می گویم.

الف- یادواره های پی در پی و تبلیغی بزرگداشت شهدای حرم که از فرط زیادی توی ذوق می زند این روزها؛ یکی از جدی ترین نشانه های قطعی استحالۀ حزب الله است. این جلسات که در قدیم و برای یادواره های شهدای جنگ ایران و عراق با سخنرانی های پرطمطراق مسئولان و با تبریک و تهنیت بمناسبت مردن و وصل کردن آن به تنها سعادت ممکن در روی زمین برقرار و با شعارهای آرزوی شهادت برای مخاطبان انجام می گرفت؛ اینک و در مجالس جدید بمراسم عزای واقعی ارتقاء یافته و معمولاً با کلیپ ها و نمایش هایی از فرزندان در حال ضجۀ کشته شدگان در سوریه و یا دلنوشته های جگرسوز آنان خطاب به پدران شهیدشان برگزار می شود و خبری از حماسه و تبریک و آرزوی شهادت و تبلیغ مرگ نیست. مهمترین نمونۀ اخیرش هم فیلم کوتاهی است از این مراسم در رشت که دختر نوجوان شهید عطری - در اردیبهشت پارسال کشته شده - دلنوشته ای را خطاب به پدرش می خواند و جای جایش از فراق او و نبودنش اظهار بی قراری می کند. نکتۀ مهم در این فیلم گریه های بسیار عمیق و خالص اکثریت حضار است از جمله فرماندهان سپاه قدس مثل سردار سلیمانی. که نشان می دهد بخاطر فقدان زندگی گریه می کنند و نه افتخار به وعدۀ آسودگی در بهشت. این گریه ها علامت خوبی است که نشان می دهد خود سلیمانی و فرماندهان میدانی هم بغلط بودن ادامۀ جنگ در سوریه پی برده اند و خون افراد کشته شده بدجوری روی شانه هایشان سنگینی می کند. البته که طراحان اصلی این قبیل مجالس امیدوارند که با تحریک احساسات حضار به انتقام از خون شهدایی که فرزندان شان ضجه می زنند یارگیری داوطلب بیشتری بکنند برای رفتن بسوریه. اما این ترفند حتماً کار نخواهد کرد و مثل سال 65 به بعد جنگ تحمیلی خانواده ها براحتی حاضر به اعزام فرزندان و همسران خود به نبردی شکست خورده نخواهند شد. یک نکته که لازم است راجع به این فیلم اشک های سلیمانی بگویم این است که تقریباً همۀ روحانیان حاضر در مجلس کمترین اشکی نمی ریزند و بر و بر نگاه می کنند به دختر در حال جگرسوختن و یا خودشان را با بولتن و حرف با بغل دستی مشغول کرده اند. البته که شما می دانید آخوند و مداح حرفه ای هیچگاه خودشان گریه نمی کنند و فقط ادای گریه در می آورند که مخاطب را بگریانند. و نکتۀ دقیق را هم از رمضان شریف سخنگوی سپاه بشنوید که با فعل وارونه گفته از بس داوطلب جنگ در سوریه زیاد است از پسشان برنمی آییم. و بدیهی است که این قبیل وارونه گویی ها فقط هنگام کسادی کار است که استفاده می شود.

ب- مورد دومی که کمبود تیفوسی ها را نشان می دهد غیبت شان از عرصۀ عمومی است. البته می تواند دلایل چندی داشته باشد اما قطعاً یکی از آن دلایل حاضر نشدن نیروهای خودجوش مؤمن و اصیل برای برهم زدن تجمعات فرهنگی و هنری. لذا شاهد هستیم که مأموریت نیروهای خودسر در جلوگیری از جلوه های مدرن - از جمله لغو کنسرت های موسیقی - بعهدۀ قوۀ قضائیه و دادستان های منطقه ای افتاده است که یک استناد موهومی هم می کنند به درخواست خانوادۀ شهدا و کنسرت ها را لغو می کنند. این امر بخودی خود امر رو بجلویی است زیرا نهادهای رسمی کشور اولاً ید مبسوط ندارند در مقابل جامعۀ جهانی و ثانیاً قابل جلوگیری از سوی چانه زنی های پشت پرده هستند از سوی بخش دولت و عرفی ترها. لذا تداوم امر توسط نهادهای رسمی هزینه زیاد دارد و نمی تواند ادامه پیدا کند. مشکل سیستم حوزه در این است که فکر می کنند حزب اللهی های تیفوسی هوادار دین عقل و فکر ندارد. در حالیکه این بچه ها در محافل مخصوص خودشان و دور از محافل مدرن مباحثه می کنند و اطلاعات رد و بدل می کنند و تجربیاتشان از سوریه را بهمدیگر منتقل می کنند و تحلیل محتوا می کنند و دچار قبض و بسط فکری می شوند. بعنوان مثال چطور ممکن است رزمنده ای که مستشار رفته و عملاً جنگیده و پالمیرای سوریه را آزاد کرده و روز بعدش ارکستر سمفونی روسیه را ساز زنان و پایکوبان در لوکیشن بنا شده بر روی خون همرزم مدافع حرمش دیده یا اسما زن بی حجاب بشار را دست در دست شویش برخرابه های آزاد کرده اش در حال پز دادن و قیافه گرفتن؛ این موضوع را هضم کند که از جان او استفاده می شود برای اجرای کنسرت در سوریه و از همان آدم خواسته می شود کنسرت کلهر یا ناظری در وطنش برای هموطنانش را بهم بزند.

پ- امامان جمعه هم امروز جابجا از مدافعان حرم گفته اند و با تأکید به ترغیب نمازگزاران برای رفتن و کشته شدن در سوریه کرده اند که مهمترینش علم الهدی بوده که لشکر افاغنۀ فاطمیون را او تجهیز و ترغیب کرده و معلوم است که کفگیر به ته دیگ خورده که ناچار از توسل به عکس خامنه ای در 50 متری مرز اسراییل شده و آن را ابلهانه نشانه ای از پیروزی مدافعان حرم گرفته و خودش را بخریت زده که این بچه های فرستاده شده به سوریه با پوست و گوشت و استخوان شان و در صحنه شاهد آسودگی اسراییل و نابودی مسلمانان اعم از شیعه و سنی بوده اند در منطقه. لذا بنظرم می رسد که کار خامنه ای در جنگ سوریه رو به پایان است و بزودی باید دست از پا درازتر و بدون هیچ دست آوردی منطقه را ترک کند و اگر بتواند فتنۀ جدیدی علم کند برای فریب تعداد باقی ماندۀ هوادارنش. آن هم البته خیلی بعید است زیرا حوثی ها در یمن در حال توافق با عربستان هستند و عربستان چهارچشمی مواظب منطقه و تحرکات خامنه ایست. و مهمتر از همه اوضاع بشدت بحرانی اقتصاد ایران است که فقط با دروغ و دادن اطلاعات غلط سرپا بودن اقتصاد را تبلیغ می کنند و محتمل بسیار است که روحانی در ماه های آینده از پرداخت حقوق کارمندان هم عاجز بشود مگر اینکه دلارهای بلوکه شده قبل از انتخابات امریکا بازگردانده شود. و نهایتاً اگر هشدار حسین شریعتمداری به حزب اللهی ها را هم در این کانتکست بگذاریم می توانیم مطمئن شویم که ریزش در اردوی پیاده نظام خامنه ای ابعاد غیر قابل انکاری یافته است. حسین شریعتمداری در جشنوارۀ طنز اصولگرایان بنام "دکتر سلام" حزب اللهی ها را از غرق شدن در فضای "شکست فعلی" برحذر داشته و نوید داده است که مقاومت کنید و در صحنه بمانید و به شکست های اخیر توجه نکنید که طرف ضعیف است و بزودی ورق را برخواهیم گرداند. اصولاً هر وقت سیاست ترغیب و تشویق و بشیر و نذیر در کار رهبران اردوی تحجر ظاهر می شود همواره ناشی از ضعف و ترس است و الا در هنگامه های قدرت و پیروزی حرفی از "صبر کنید" و "با ما بمانید" و "نوبت بعدی مال ماست" و از این قبیل گفته نمی شود.

3- و در نهایت و نتیجه گیری و مردم چه می کنند هم باید بگویم که اولاً معاهدۀ برجام کماکان کار خواهد کرد و قابل فسخ و نادیده گرفتن نیست - فارغ از اینکه شخصاً تمایل دارم غرب هم باید کمی منصف باشد در رفتارش - زیرا بازگشت خامنه ای از برجام یعنی اعلان جنگ به غرب. بدیهی است که از سر گیری پروژۀ اتمی معنای دیگری جز "جمهوری اسلامی بمب خواهد ساخت" نمی تواند داشته باشد و بلافاصله با واکنش نظامی غرب مواجه خواهد شد. لذا طوق لعنتی برجام بر گردن خامنه ای هیچگاه باز نخواهد شد و مثل مجرم هایی که از دست بند و گردن بند الکترونیک تعقیب کننده برخوردارند همواره در دسترس و تیررس غرب باقی خواهد ماند. اما در مورد بی تفاوتی مردم به سیاست من صلاحیت هیچگونه توصیه ای ندارم و هر آنچه توده های مردم می کنند (زندگی کن در وسعی که داری و سیاست حاکمان را جدی نگیر) بهترین رفتار در دسترس است و کنش های مدنی و شاد و آخوندترسان هرچه گسترده تر بهتر.این رفتار بهترین رفتار ممکن در حال حاضر است و چون مشکل حکومت ایران با سیاست حل شدنی نیست بهترین کار چسبیدن بزندگی است و واگذاشتن حاکمان بزد و خورد درون الیگارشی. من و مای بسیار معدود سیاست باز - بهر دلیل - هم هستیم که رصد کنیم این گسل ها را و در گستردن و عمیق تر کردن آن بکوشیم انشاءالله. و می ماند تشکر ویژه ام از حزب اللهی هایی که زندگیشان را دوست دارند و ایمانشان را بدنیای دروغ و دغل - نشدنی هم - تبلیغاتی خامنه ای و روحانیان بی عاطفه و سنگی نمی فروشند. یا...هو

بعد از تحریر: ایستادن عارف برای رقابت ریاست مجلس با لاریجانی هم بهترین گزینۀ ممکن است حتی اگر در نهایت بازنده باشد. چون هرنوع سازشی با لاریجانی ها که مورد اعتماد هیچ طرفی نیستند رفتن به روی مین است داوطلبانه. علی لاریجانی در برجام فقط مشاطه گری آبروی خامنه ای را کرده و خودش اصالتاً فقط فرصت طلب و نان بنرخ روز خور است. 

۲۲ نظر:

ناشناس گفت...

بخشی از این پست ات را به عنوان جوابت به کامنت هایم در نظر میگیرم
و بخش های دیگر هم که تحلیل وضعیت حاضر ایران هست
همونطور که گفتم (این نظر من هست) من با انفعال موافق نیستم و
تفاوت عقیده من با شما همین هست که شما مبلغ انفعال هستین و من خواهان فعالیت
وقتی شما میگین مردم همین که به زندگی خودشان چسبیده اند خوب است و مشکلی ندارد
نشان میدهد که جلوتر از بینی خود رو نمی بینید
مساله اینجاست که مردم نمی توانند زندگی بکنند و به سختی صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند
و این وضعیت زندگی، بدتر هم خواهد شد در صورتیکه همچنان منفعل باقی بمانند

Dalghak.Irani گفت...

ربطی به کامنت های شما نداشت. و طبیعی است که من نتوانم جلوتر از بینی خودم را تشخیص بدهم. اما اینجا خانۀ من است. همین. یا...هو

مازیار وطن‌پرست گفت...

با سپاس از نوشته‌ی خوبتان
1- "آخوند ترسان" را بجای "آخوند هراس" پیشنهاد می‌کنم؛ که اولی صفت فاعلی است و دومی در جایگاه و معنای صفت مفعولی و افاده‌ی معنای مورد نظر جمله را نمی‌کند.

2- نوشتید حرفی به ناشناس عجول نزنیم، اما تعجب به من اجازه‌ی تمکین نمی‌دهد؛ آخر ایشان خود را خواننده‌ی قدیمی وبلاگ می‌دانند حال آنکه من دیر زمانی نیست که با اینجا آشنا شده‌ام. بهترین پاسخ به نوع استدلال ایشان را شما در کامنتی داده‌بودید که «انقلاب نه سفارش دادنی است و نه اگر رخ دهد جلوگرفتنی»؛ همچنین بارها تأکید کرده‌اید که خود را در مقام امر و نهی به مردم و جامعه (در انتزاعی‌ترین فرمش) نمی‌دانید. اصولا چرا ایشان فکر می‌کنند که تحلیلگر باید لزوما کنش‌گر سیاسی باشد؟
اگر نویسنده‌ی این وبلاگ شعار دهد که «مردم بریزید در خیابان و انقلاب کنید» مشکل این وبلاگ و نویسنده‌اش (از نظر ایشان) حل شده؟

ضمنا نهایت بی‌انصافی است که دیالوگ‌های مؤدبانه‌ی مرا به حمله‌ی چماقدار و چاقو کش و ... تشبیه کرده‌اند. خودشان نقد کرده‌اند؛ چرا نقد مؤدبانه‌ی مرا که هیچ در آن نقد شخصیت و توهین و ... نیست برنمی‌تابند؟

ناشناس گفت...

من مطمئن نیستم که واقعا حرف رمضان شریف دروغ باشه، غصه می خورم که متاسفانه عده ی زیادی درگیر تبلیغات ایثارگری و شهادت طلبی می شوند و این جوانان می روند با کمترین امکانات خودشان را فدا می کنند و خانواده خودشان را داغدار! ولی یک جا این را شنیدم که برخی دوستان بسیجی این ایده تبریک و تسلیت گفتن به خانواده شهیدان را احمقانه خواندند و مقایسه می کردند با زمان قدیم که کسی شهادت فلان امام را تبریک و تسلیت گفته یا نه؟! از این نظر شاید خودشان هم فهمیدند که شهادت در سوریه، دیگر تبریک هم ندارد، خصوصا برای خانواده شهید.

ناشناس گفت...

مرسی که می نویسی ومارو فراموش نمیکنی

andromeda گفت...

صادق زیبا کلام عزیز این بار هم پرچمدار شد، این گفته که اصلاح طلبان در صورت عدم اطمینان از رای آوری روحانی باید خودشونو اماده کنن تا ظریف وارد میدان بشه نشان از پیشرو بودن این روشنفکر دوست داشتنی هست.این به معنای قطعی بودن این جابجایی نیست بلکه به معنای امادگی برای گزینه های احتمالی هست برخلاف دلقک گرامی یقین دارم که احمدی نژاد یه پیامبر مرده نیست و اماده هست تا وارد میدان بشه و لازم هست تا به لایه های کانونی قدرت فهمانده بشه که اگر بخواهند برای ورود احمدی نژاد هزینه کنن صحنه نبرد و جابجایی مهره ها در جبهه نیروهای تحولخواه و اصلاح طلب به گونه ای هست که کل این پروژه و هزینه های سنگین این ورود را بی معنا خواهد کرد و زمین سوخته به ما خواهد گذاشت ورود احمدی نژاد برای من تداعی کننده شش سوال هست
اولا ایا این لایه اصلی قدرت اساسا تمایلی به احمدی نژاد داره ثانیا در صورت پرداخت هزینه احمدی نژاد رای داره ثالثا در صورت پیروزی احمدی نژاد پاسخ حامیان روحانی چه هست ایا فتنه ای بزرگتر از 88 رقم نخواهد خورد توجه داشته باشید که اوضاع منطقه دیگه مثل سال 88 نیست عراق قره باغ و افغانستان درگیر بحران های امنیتی هستن و کوچکترین خلا امنیتی سرازیر شدن تکفیری ها به سمت ایران رو در پی خواهد داشت
رابعا اگر احمدی نژاد رای نیاره پاسخ چی هست ایا احمدی نژاد نتیجه رو میپذیره یا اون هم اردوکشی خیابانی خواهد کرد سوال خامسا دولت روحانی در صورت پرش از این سکوی بلند دیگه دولت رام قبلی نیست و جسورانه تر طرح های منطقه ای رو دنبال میکنه اساسا چنین هزینه ای قابل محاسبه هست و سادسا اگر احمدی رای بیاره این احمدی نژاد بسیار جسورانه تر از دو سال اخر دوران ریاست جمهوری خودش وارد میدان میشه تا تفکراتش که اون هم برخلاف ولی فقیه هست عملی کنه پاسخ من به این سوالات این هست که اگر احساس در مراکز قدرت به وجود بیاد که میشه حسن روحانی را به وسیله احمدی نژاد شکست داد علی رغم همه هزینه ها این ریسک رو به جان خواهند خرید ولی امادگی در نیروهای مقابل برای تغییر ناگهانی در پیشانی جبهه مقابل خامنه ای محدودیت های طرف مقابل رو به شکل تصاعدی افزایش میده اقدام هوشمندانه صادق زیبا کلام عزیز نشان دهنده امادگی برایمهندسی تمام احتمالات موجود هست

ناشناس گفت...

سلام
ممنون بخاطر اینکه نظرتان رو با ما در میان میگذارید
میشه یه توضیح راجع به تصویر این نوشته هم بدید؟
ارادتمند- یزد

فرزاد گفت...

این هم که "الغنوشی در تونس" اعلام کرده حزبش از این پس دین و مسجد را پایگاه سیاسی خود نخواهد کرد، مهم به نظر می رسد تا نظر تیمسار و دوستان چه باشد؟!

ناشناس گفت...

احمدی نژاد رای نخواهد آورد، یک نگاه به اوضاع ونزوئلا بیااندازید که الان به گدایی افتاده، نتیجه حضور دوباره ی احمدی نژاد چیزی جز این نیست، تازه ایشان با ان بی احترامی که به امامان جمعه می کرد بر خلاف روحانی که دستمال به دست می رود به دیدار این دایناسورها و با ان رفتارهای غیرقابل پیشبینی اش زیاد گزینه مناسبی نیست و بعید است کسی خاطره ی خوبی داشته باشد از دوره دوم ایشان. ولی انصافا برای بهم زدن توافق هسته ای گزینه خوبی است که دوباره بیاورند. اقای ظریف هم خودش گفته من امکان ندارد رئیس جمهور شوم، به نظر من هر کس که بشود زیاد مهم نیست فقط عمامه به سر نباشد خودش خیلی خوب است.

پری بلنده گفت...

درسته. مراجع انگیزه ای برای ضدیت با بلوک خامنه ای و کمک رسانی جدی به بلوک هاشمی ندارن. بیشتر روی مسائل فرهنگی حساسن که اونجا هم مواضعشون به ضرر روحانیه.اما استحاله وضعیت خوبی نداره. کشتی دولت رو خامنه ای به گل نشونده -همون دوگانگی استراتژی کشور- و مسیر دستگاه سیاسی خارجی رو در ترمیم بیشتر روابط با غرب مسدود کرده -قضیه اتریش-. نمودش توی صحبت های دپرس همین امروز جهانگیری که غم و غصه ازش می باره. توی منطقه هم حالا حالاها خامنه ای از سوریه پا پس نمی کشه. توی خبرگان موحدی کرمانی و توی مجلس هم لاریجانی رئیس میشن. لغو کنسرت ها و غیره هم بیشتر به ضرر بلوک همیانه روهاست تا نهادهای زیردست خامنه ای. البته این حرف که برآیند تحولات اجتماعی توی توده های ایران مثبته درسته ولی اثر کوتاه مدت یا حتی میان مدتی روی سیاست کلان نداره. روندش خیلی تدریجیه.

ناشناس گفت...

من فکر می کنم ترکیب هر دو روش فکری مطرح شده در پست قبل میان دلقک خان و آن دوست عجول عزیز، جواب بدهد. در حال حاضر هر گونه حرکت انقلابی و سریع می تواند نوعی خودکشی و دگر کشی تلقی شود چون این سیستم هنوز آنقدر ضعیف نشده و تحت فشار قرار نگرفته و در مرحله تهاجمی خطرناکی به سر می برد. کمی صبر بیشتر و تحمل (در حد یکی دو سال) ما را به نقطه ای خواهد رساند که این نسیستم دچار چنان بحرانی شده که نه تنها به شدت ضربه پذیر است بلکه حاضر خواهد بود مانند همه سیستم های مشابه در تاریخ باج های پله به پله منتهی به نابودی خویش به مردم بدهد. هیچ چیزی در حال حاضر توان تضعیف و نابود سازی این سیستم را جز خودش ندارد و این فرآیند مدت هاست که شروع شده و نتایج آن را همه می بینیم. تنها راه آنست که خودشان در درون دچار ترک خوردگی و از هم پاشیدگی شوند که آنهم مدت هاست شروع شده.

هرگونه حرکت شدید و انقلابی در حال فعلی، سرکوبی شدید و در نهایت دخالت کشورهای شرقی و غربی و به نوعی فاجعه به بار خواهد آورد که مرا نه 37 بلکه 74 سال به عقب خواهد برد. هماهنطور که اشاره شد، فشار اقتصادی ترک های سیستم را روز به رزو بیشتر می کند و آن را تضعیف می کند.بله، زندگی های ما تحت فشار وحشتناک است و در حال خرد شدن هستیم ولی چاره ای نیست و این کمترین هزینه است. ایران به راحتی ممکن است شبیه سوریه شود..

ولی هنگامی که سیستم دچار آن اندازه از ضعف و پریشانی شد، خود علامت شروع را به مردم خواهد داد و به هر شکل تصادفی آن بشکه باروت اجتماع منفجر خواهد گشت. آن روز، روز ایده ناشناس عجول عزیز خواهد بود و باید با همه توان و به هر شکل ترک های دیوار را شکافت و آن را برافکند.

(جوان پیر)

ناشناس گفت...

پیش بینی ها جالبن
و البته نشانه خاص طرز تلقی و برداشتتون

اما، بقول سانتزو
سنگی از بلندی در حال غلطیدن به فرو دست است
عوارش جانبی که ممکن است سنگ را به مسیر دیگر منحرف کنند کدامهایند


ناشناس گفت...

ترامپ می گوید با اسد کاری ندارد. داعش را نابود می کند و وارد جنگ با ایران و روسیه خواهد شد.
استراتژی آینده آمریکا این است.
دلایل و اهداف آمریکا را می توانم تنها پیش بینی کنم ولی از نقطه نظر نظامی، دستگاه جنگی ایالات متحده نیازمند تمرین واقعی علیه یک قدرت موشکی پنهانکاری شده در زیر زمین البته از نوع غیر اتمی است.

ناشناس گفت...

حتما می خواهی چیزی در مورد فیلم جدید فرهادی بنویسی؟

ناشناس گفت...

پری بلنده جمع کن این فاز منفیت رو حالمون رو بهم زدی. آدم انقدر بدبین نوبره والا!!

ایران گفت...

من مانده ام که چرا برخی از ما به ترامپ دل بسته ایم و حرفهایش را جدی میگیریم و بدتر از آن رهنمود میدهیم که چطور بمب توی سرمان و کشورمان بریزد.

ناشناس گفت...

حادثه تیراندازی در بیت رهبری
http://goldnews.biz/index3.php?code=7479

ناشناس گفت...

چرا ما ترامپ را جدی می گیریم.....
خوب صدام هم می توانست بگوید چرا جورج بوش را جدی بگیریم....
رضا شاه هم می توانست بگوید چرا چرچیل را جدی بگیریم....

ناشناس گفت...

چرا باید ترامپ را جدی بگیریم....
چون من یک خوزستانی هستم. وقتی صحبت از ایران می شد قلبم به تپش می افتاد ولی اکنون می بینم که زمامداران و کارگزاران کشور کمر به نابودی سرزمین من بسته اند و با انتقال آب و عدم رسیدگی به استان و نادیده گرفتن سهم طبیعی آن تیشه به ریشه کهن ترین اقوام ایرانی بسته اند. اینجا سرزمین کورش بزرگ است ولی این سیاست‌ها باعث شده که من به فکر بیافتم اگر صدام حسین اینجا را گرفته بود وضعیت و موقعیت اینجا بهتر نبود؟ وای بر ما...

ناشناس گفت...

گریه های بسیار عمیق و خالص اکثریت حضار است از جمله فرماندهان سپاه قدس مثل سردار سلیمانی

تو سوریه 500 هزار انسان کشته شدن. عدد خیلی بزرگیه. ایران تو 8 سال جنگ با عراق بین 200 الی 300 هزار کشته داد. این 500 هزار نفر آنقدر هست که تا 10 نسل بعدی در سوریه آثارش باقی میمونه و عامل اصلی این فاجعه بشری همین فرماندهان سپاه بودن که شما اشک تمساح اونها رو برای یک سرباز مزدور یا اجبار شده ایران بزرگنمایی میکنین. اعتراضات اولیه در سوریه مسالمت آمیز بود مردم فقط میومدن تو خیابون و شعار میدادن درست مثل اعتراضات سال 1388 در ایران. ولی به دستور خامنه ای، قرار شد اسد هم به همان روشی که اعتراضات در ایران سرکوب شد، اعتراضات مردم رو خفه کنه غافل از اینکه روشی که در یک کشور جواب داده لزوما در کشور دیگری جواب نمیده. ایران تا حالا هر چی کشیده از نظامیان کشیده زمان شاه که ارتش بی عرضه به راحتی پادگان هایش رو تسلیم انقلابیون احساساتی کرد زمان حکومت فعلی هم که سپاه همه چیز رو در تسخیر خودش در آورده و حالا شما یک نظامی بازنشسته به درد نخور که تازه بعد از عمری نون جمهوری اسلامی رو خوردن یادش افتاده که جمهوری اسلامی حکومت استبدادی هست و بدتر از اینکه میخواد نظامیان دیگری مثل سلیمانی و فرماندهان رقیق القلب سپاه قدس و قالیباف رو به مردم بیچاره ایران قالب کنه.

ایرانی گفت...

نه ترامپ ,نه هیچ رییس جمهوری به ایران حمله نخواهد کرد.همانطور که بوش نتوانست و نکرد. حرفهای پیش از انتخابات برای جلب توجه است نه چیز دیگر.همه ما کاردمان به استخوان رسیده اما دل بستن به ترامپ و حمله نظامی به ایران از آن حرفهاست که از شاگرد و خواننده دلقک فرهیخته عجیب است.

p گفت...

مرسی استاد.... مرسی...