ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۰, شنبه

برای اولین بار اتفاق افتاد: نیروی انتظامی در راستای "منافع ملی" به صحنه آمد. تشکر می کنم و مبارک است!


1- همانطور که پس از آتش زدن سفارت عربستان نویدش را داده بودم. و آن حرکت را در جهت ایدئولوژی زدایی مثبت ارزیابی کرده بودم. خیلی زود محسناتش معلوم شد و نیروی انتظامی علاوه بر اینکه در غائلۀ کوچک - اما بسیار مهم - کاشان و معتمدآریای عزیز بی طرفی پیشه کرد و سبب آتش گرفتن مغزعبدالنبی نمازی امام جمعۀ متحجر کاشان شد؛ در حد چس ناله برای "در حد عزای عمومی" اعلان کردن؛ امروز دست به اقدام بسیار بزرگ و کلانی زده که نه تنها شگفت انگیز و برای اولین بار است. بلکه بطور مطلقی در راستای منافع ملی هم است.

2- ماجرا این بوده که خودسران - اینبار در قالب بسیج دانشجویی و حزب اللهی ها - فراخوانی داده بودند برای یک تجمع اعتراضی در مقابل وزارت نفت تا به متن قراردادهای نفتی تازۀ ایران بتازند. اما نیروی انتظامی با زبده ترین نیروهای خودش و قبل از ساعت تجمع اعلام شده در مقابل وزارت نفت مستقر شده و از تشکیل این تجمع بدون مجوز جلوگرفته؛ و گویا سرتق ترین آنان را هم با نرمی و محترمانه و یواشکی بازداشت موقت کرده است. اینکه این حرکت برای اولین بار نیروی انتظامی در 27 سال رهبری آیت الله خامنه ای فرق عمده ای داشته با رویه های مشابه نیروی انتظامی درست است. اما نفس این حرکت هرچقدر هم با احتیاط و ملو! بسیار زیاد اهمیت داشته و دارد. آن فرق اما این بوده که نیروی انتظامی در رابطه با هر تجمع سیاسی یا صنفی نیروهای ترقیخواه؛ اغلب بعد از شکل گیری تجمع و با هدف سرکوب و بگیر و ببند وارد میدان می شد. اما در مورد امروز که مربوط به متحجران خودی بود ساعت ها قبل از تجمع و با هدف جلوگیری از آن - تا موجب بازداشت و سرکوب تظاهر کننده های خودی نشود - در میدان حاضر شده است. اما همانطور که گفتم اهمیت همین جلوگیری با حداکثر ملایمت آنقدر شیرین است که از ملالغطی بازی دست برداریم و به حرکت حکومت خوش آمد بگوییم.

3- این حرف من البته به این معنا نیست که اولاً حزب اللهی ها و بسیجی ها حق ندارند در حوزۀ مدنی فعالیت و انتقاد و اعتراض بکنند و ثانیاً به این مفهوم نیست که قراردادهای جدید نفتی ایران قابل انتقاد نیستند و نقطه ضعف ندارند. بلکه حرفم در مورد "حق اعتراض داشتن حزب اللهی ها" این است که آنان نباید "حق انحصاری" داشته باشند در دفاع از منافع ایدئولوژیک. در مقابل "هیچگونه حق اعتراض نداشتن" مردم مدافع منافع ملی. بتعبیر ساده تر و مصداقی تر این می شود که اگر حزب اللهی ها حق دارند اعتراض در مخالفت بکنند؛ نیروهای مدنی مدرن هم حق داشته باشند اعتراض موافق و از منظر منافع ملی بکنند. اگر دومی سی و هفت سال است که مسکوت است حق اولی هم باید اسکات شود. در مورد ضعف قراردادها اما حرفم مهمتر است. درست است که محتمل قراردادهای جدید نفتی نقاط ضعفی - من متخصص نیستم - داشته باشد برای ایجاد جذابیت بیشتر در بازار ایران در جهت جلب سرمایۀ بین المللی. اما - این اما مهم است - نقطه ضعف بازار ایران که نبودن ثبات و امنیت و شفافیت کافی مهمترین آن هاست خودش دستاورد همین خودسری حزب اللهی ها - نمونه های بسیار روشن حمله به سفارت خانه ها و توریست ها و خارجی ها بویژه غربی ها - بوده و است. بعبارت دیگر سرمایه های خارجی تضمین های بیشتری می خواهند تا اگر دخالت نیروی خودسر باعث افزایش ریسک و هزینه هایشان شد قابل جبران باشد از طریق امتیازات بیشتری که در قراردادها ملحوظ شده باشد.

4- حرکت امروز نیروی انتظامی انشاء الله نقطه عطفی خواهد شد برای کمی - بلی فقط کمی - قانونمداری بیشتر در شئون کشور؛ و تسری پیدا خواهد کرد بر سایر حوزه های مدنی در داخل و بسیار باعث خرسندی است. این دست آورد اگر با تدبیر دولت روحانی محقق شده باشد و حداقل برای یکسال دوام بیاورد بزرگترین اتفاق اصلاحی در عمر جمهوری اسلامی خواهد بود و روحانی را بتاریخ ایران خواهد افزود. تأکید می کنم که علت مهم نیست که ضعف رژیم است و یا فرصت طلبی رژیم و یا برای بقای رژیم. زیرا معلول ها خارج از علت ها اهداف دیگری را هم می توانند محقق بکنند که ممکن است خود موجد دلیل مخالف آن مدلول هم بوده باشد. و این حرکت از این نوع دلیل و مدلول هاست. و من فقط برای تشکر از نیروی انتظامی مصدع شدم. یا...هو

۲۹ نظر:

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

تحلیل خوبی بود
اگر از پوسته رد شویم و به مغز داستان نگاهی بندازیم، اعتراض حزب الله بیشتر به جنبه استراتژیک قرار دادها است تا جنبه تکنیکی. والا خودشان در قرارداد نوشتن دست کمی از قاجاریه ندارند
ارادت

شهروند گفت...

از اين زاويه هم شايد بتوان نگاه كرد و خوش آمد گفت ، براي اولين بار در عمر جمهوري اسلامي ، نيروهاي خودسر و متحجر به چيزي معترض شدند كه منافع ملي و عمومي دليل اعتراضشان بود ، اينكه نيروي انتظامي قبل از شروع اعتراض ، به فرموده حضور يافتند ، براي جلوگيري از افشاي گسترده و عمومي ايران فروشي رسمي آخوندها در قالب قرادادهاي نفتي مدل قجري بود ، والا اگر فردا روزي نيروي انتظامي جلوي برهم خوردن يك كنسرت يا گردهم آيي انتخاباتي را گرفت ، مي توان دلخوش به تغيير روند بود و طليعه قانون مداري را نشان داد ، بنده هم متخصص قراردادهاي نفتي نيستم ، ولي اين شدت و سرعت عمل نيروي انتظامي ، تنها و تنها به خاطر حفظ نظام ننگين آخوندي ست و دسترسي زودتر به دلارهاي نفتي با ايران فروشي ، هيچ گربه اي محض رضاي خدا ، موش نمي گيره تو اين مملكت ! در مورد فضيه كاشان هم ، همانطور كه جنابعالي هم اشاره كرديد ، دست بوسي استاندار از امام جمعه كاشان ، اصل قضيه را ، از طرف دولت رو برباد داد ، امروز هم جيب خامنه اي در خطر بود ، به خاطر اينكه مردم نبايد خيلي از مسائل را بدانند ، خيلي زود معترضين رو جمع كردند تا گند كار در نياد ، خامنه اي خيلي سريع جلوي زدن گل به خودي غضنفرهاي خودش را گرفت ، گلهايي كه اينبار به نفع مردم بود
اگر قانون مداري امروز نيروي انتظامي تبديل به رويه اي معمول گردد ، سپاس گزاري و حق شناسي كمترين پاداششان خواهد بود

ناشناس گفت...

نقطه عطف نخواهد شد، ادم گشنه دین و ایمون نداره، جمهوری اسلامی هم الان گشنه نگه داشته شده توسط دنیا تا اینقدر شاخ و شونه الکی نکشن و الا همچین که شیکم اینا سیر بشه، نیروی انتظامی بر می گرده به وظیفه اصلیش که همون سرکوب مردمه، تغییر باید از عقیده و اگاهی باشه نه از زور شکم.

الف گفت...

به خال زده اید:

نقدی: تفاهم‌های پاریس و رم خنجری بر پیکر اقتصاد مقاومتی بود (شما جمله را درست بخوانید و لغات را جایگزین کنید)

خبرهای مشابهی هم وجود دارد که روده درازی نمی کنم و حتما شنیده اید. مشخصا آماج حملات هم همین خرید 118 فروند است. تلویزیون هم برنامه گذاشته با وزیر راه و زوم کرده است روی ایرباس ها، الان دارم نگاه می کنم. بد فشاری آمده است بهشان. اگر نتوانند قراداد را هوا کنند (که نمی توانند) آرام آرام اثرش را خواهد گذاشت. یک پیام جنبی هم دارد این هواپیماها، که پول قرار نیست برود خرج کشورگشایی ایدئولوژیک شود و یکی از دلایل مخالفت ها هم همین است.
اما دوستانی که از نظام آخوندی و کشورخواری و ... حرف زده اند و درست زده اند و در ادامه هم خواهند زد و دمشان گرم. اما مسالتن یا شیوخ؛ خب چه کنیم؟ باز هم بر می گردیم سر همان پرسش قدیمی سیرک تیمسار. چه کنیم؟ شما بفرمایید. انقلاب کنیم؟ اصلاح کنیم؟ هیچ کاری نکنیم؟ بمیریم؟ خیال پردازی کنیم؟
شاید بگویید توهم زده ایم. آری، من یکی که دوست دارم توهم بزنم. اصلا شاید بهتر باشد توهم بزنیم. توهم زدن عالی است. قدرت توهم را دست کم نگیرید. جمهوری اسلامی سال 57 با توهم زدن یک عده سر کار آمد. پس می توان با توهم زدن آن را تغییر داد. قدرت توهم خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر می کنید دوستان! فقط کافی است که از این هفتاد هشتاد میلیون نفر، پنجاه شصت تایشان توهم بزنند که جمهوری اسلامی قدرت کافی برای کنترل ایدئولوژیک سابق را ندارد. همین! اثرش را به سرعت خواهید دید. آنوقت بازیگرهای سینما قیام می کنند، حجاب شل می شود، پلیس جرات پیدا می کند وظیفه اش را بهتر انجام دهد و ...
البته من خودم هم ته دلم زیاد خوشبین نیستم و پای یکی دو مطلب قبلی تیمسار کامنت ناامیدی گذاشتم و هنوز به همانها معتقدم. ولی خب شاید با توهم زدن بتوانیم اوضاع را بهتر کنیم. اگر هم نتوانیم، حالمان را که می توانیم بهتر کنیم. و حال بهتر، همانطور که تیمسار می گوید، یعنی تضعیف جمهوری اسلامی! به همین سادگی!

Dalghak.Irani گفت...

شهروند عزیز.
وقتی خوشبینی ات را می بینم برای شخص خودت خوشحال می شوم - مثل کامنت پست قبلت - اما دوباره برگشتنت به بدبینی امروز نگرانم می کند که مبادا شما دچار سندرم "وقتی نفرت نداری حال خوشی هم نداری" شده باشی که سندرم کمیابی هم نیست در میان انسان ها. اگر اینطور نباشد و واقعاً دنبال امید باشی این کامنتت غیر مسئولانه و بدون مبنای درست نوشته شده است. نه اینکه خامنه ای بخاطر جیب خودش - منظورم ایدئولوژی است - تن به برخی کوتاه آمدن ها نمی دهد که طبیعی است می دهد مثل همۀ سیاستمداران در سراسر تاریخ و دنیا - بویژه در رژیم های دیکتاتوری و توتالیتر - بلکه اشکال نظرت در اینجاست که معتقدی خامنه ای بخاطر ترس از برملا شدن کشور فروشی جدیدش در قراردادهای جدید نفتی است که جلو اعتراضات و تظاهرات بچه هایش را گرفته. بعبارت دیگر نتیجۀ بدیهی نظر شما این می شود که حزب اللهی قرار بود در جلو وزارت نفت تظاهرات "بحث کارشناسی نقاط ضعف قراردادهای نفتی جدید" راه بیاندازند و چون مرجع علمی و کارشناسی بی برو برگردی هستند از نظر مردم ایران و ناظران بیرونی لذا بلافاصلۀ پتۀ حکومت در کشور فروشی جدید می افتاد روی دایره و آبروی خامنه ای و جمهوری اسلامی می رفت. مرد حسابی این تظاهرات چی ها قرار بود بیایند جلو مجلس و شعار بدهند و کف کنند و یک مشت فحش به امریکا و اروپا و خون های آلوده و پژو بد است و ایرباس برای چیست و ملت گرسنه است و ... بدهند و بروند در دخمه هایشان. و الا کسی راجع به ضعف ادعایی اینان در قراردادهای نفتی جهل ندارد و قبلاً هم بارها عنوان شده است. ایراد نه بلکه بهانۀ اینها راجع به قراردادهای جدید این است که قراردادهای جدید به سرمایه گذار خارجی امکان می دهد که مالکیت صد درصد پروژه های مورد قرار داد را از کاوش تا تولید و استخراج و فروش در اختیار بگیرند. و مخالفان به قانون اساسی استناد می کنند که این عمل خلاف قانون اساسی است. قانون اساسی که خود این حزب اللهی ها آش را با جایش خورده اند سالهاست. تازه در میدان رقابتی که همه در حال بازنگری در سیاست ها و قراردادها هستند که هم بازار خودشان را حفظ کنند و هم بازار ایران را کور کنند این امتیاز زیادی نیست. تازه تمهید هم اندیشیده شده که حتماً یک شرکت داخلی خصوصی - نه خصولتی و دولتی - هم همکار پیمانکار خارجی الزامی و اجباری باشد. نمی خواهم بحث فنی بکنم با شما فقط می خواهم یادتان بیاورم که اگر بهانه هم شده برای شادی و خوشبینی بتراشید بجای خوشبینی واقعاً اتفاق افتاده را هم تبدیل بزهرمار بکنید. مگر اینکه مثل براندازان اینترنتی بالاترینی من معتقد باشی که تا زعفرانیه هم دروازه غار نشود/ این وطن وطن نشود! من هم که یک فرصت تداوم این وضع تا یکسال آینده را شرط راستی آزمایی قرار داده ام. البته که تا خاموشی این مار چند سر خودسران سی و هفت ساله بهمه حوزه های جزء و کل دیگر هم سرایت بکند زمان می برد. اما شک نکن که اگر از موارد سیاسی شروع شود برای جلوگیری - حوزۀ کم چالشتری است - بحوزه های اجتماعی و فرهنگی هم تسری می یابد خیلی زود. زود در تاریخ با زود در تقویم برابر نیست. ترا خدا خوشبین و خوشحال باش. یا...هو

شهروند گفت...

بنده فقط خيلي دوست دارم دست فرمون همه چيز به سمت مردم باشه ، همين ، در مورد دروازه غار و زعفرانيه ، نخير ، حقير اينطور كه فرموديد فكر نمي كنم ، در مورد خوشحالي و خوشبيني هم چشم ، در مورد هدف حزب اللهي ها هم خيلي قانع كننده فرموديد ، نفرت اصلي بنده به خاطر اين است كه مجبورم به كسانيكه كه اعتماد ندارم ، اعتماد كنم ، مثل روحاني ، چون به قول شما مركب حركت ديگري ندارم و نداريم ، كلا از هر نوع اجباري متنفرم ، خيلي ممنونم به خاطر همه چي

بهرام گفت...

من نظرم را در پست قبلی دادم ولی ظاهراً این جدیدتر است، پس تکرار میکنم با پوزش.
در امتداد بحث خرید هواپیماهای ایرباس این جالب است که ترامپ هم در آخرین صحبتش به شدت به کاخ سفید تاخت و گفت آنها با معامله بد ایران این همه پول آزاد کردند تا ایران آن همه ایرباس و نه بویینگ بخرد.
اشاره ترامپ به این است که این پول میتوانست صرف خرید بویینگ و اقتصاد آمریکا شود و نه به رقیب یعنی اروپا.
شاید ترامپ به معامله گری با ایران بیشتر علاقه مند و راغب باشد و آمدنش فضای همکاری بیشتری را با ایران باز کند.

ناشناس گفت...

در تکمیل صحبت بهرام بگویم که من وقتی صحبت ترامپت و مواضعش می شود با خود می گویم که جناح جمهوری خواه بر سر کار بیاید با این حکومت چکار که نمی کند ولی بعد از چندی یاد رونالد ریگان رئیس جمهور مقتدر آمریکا و تسریع کننده نابودی اتحاد جماهیر شوروی می افتم که حاضر شد مشاور امنیت ملی خود یعنی مک فارلین را با کیک و انجیل راهی ایران کند. آن هم زمانی که زخم گروگان گیری و انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت تازه بود.

ناشناس گفت...

ملالغطی نه، ملا نقظی؛ محض تبادل فرهنگی عرض شد. دوام قدمت و قوام قلمت افزونتر باد.

ناشناس گفت...

من هم جزو کسانی هستم که به نظرم ترامپ گزینه بهتری برای ایران است. او فردی است اهل معامله و ایرانی از هزاران سال پیش همیشه تاجر بوده است.

ماهور گفت...

در تایید تحلیل دلقک تو پست قبلی این خبر اومده که سردار نقدی از خرید هواپیماها و قراردادهای اقتصادی تازه با اروپا لجش گرفته

Mohammad Baghbanijam گفت...

هوشیاری دکتر روحانی و هیئت دولت در خارج نمودن منابع آزاد شده بر اساس توافق برجام از تیررس کاسبان تحریم، مفت خوران و سرداران سپاه را بکلی برآشفته است. این سرداران که از دسیسه های فراوان خود از قبیل : دستگیری ملوانان آمریکائی تا فیلمبرداری از ناو هواپیمابر آمریکا نتوانسته اند نتیجه بگیرند و تمامی تلاش آنها در تحریک دولت ایران و آمریکا با هوشیاری آنها نقش برآب شده است ناچارا متوسل به پیاده نظام خود شده اند.

ناشناس گفت...

باید همینگونه باشد ایران در حال ریزش و نابودی است بایدبدنه پلیس که جمایتکار ودزد نیست در ایران آینده جای داشته باشد.

Dalghak.Irani گفت...

چند نکته را توضیح کوتاه بدهم:
یکی اینکه من در پست قبلی و دریکی از کامنت ها صحبت از تحریک بازار امریکا توسط معاملۀ هواپیما با ایرباس فرانسه کرده ام. منظورم تحریک بوئینگ بوده که اشتباه کرده و بجای بوئینگ ایرباس نوشته ام که تصحیح نکردم و معتقد بودم که خوانندگان خودشان متوجه اشتباه لپی هستند. خب واکنش ترامپ آفتاب آمد دلیل آفتاب است و راجع به عملگرا بودن جمهوری خواهان امریکا هم که باز آفتاب آمد دلیل آفتاب است و بارها گفته ام و الان هم نظر شماها را تأیید می کنم.
دوم اینکه حداقل در بین خوانندگان کامنت گذار من از همۀ شما به مناسبات قدرت و بویژه در صنعت هوایی مسلط تر و آشناتر هستم و حتی این موضوع در ذهنم بود هنگام خوشحالی از نوشتن مطلب پست قبلی راجع به خرید هواپیما. به این معنا که من می دانستم و می دانم که یکی از علل موفقیت روحانی در این معاملۀ کلان همراهی بخش تجاری سپاه بوده است. چون ماهان ایر که دومین یا بتعبیری اولین ایرلاین فعلی ایران است مربوط به سپاه است و خرید هواپیما آنان را بیش از دیگران هم برخوردار می کند. همانطور که کاسپین ایرلاین ارتش (حفاضت اطلاعات ارتش) است. و جالب است که مقایسۀ ماهان و کاسپین می تواند اهمیت و بی اهمیتی و قوت و ضعف سپاه و ارتش را هم بشما یادآوری کند. می خواهم بگویم که من اطلاعات کافی از پشت پرده خرید روحانی را ستوده ام همانطور که برجام را فارغ از حمایت خامنه ای و صرفاً بعنوان یک اقدام استراتژیک توسعه ای مورد تأیید قرار داده و می دهم.
سوم اما مربوط است به یک اشتباه لغوی که خواننده "الف" مرتکب شده در پست قبلی و آن خلط کردن دو واژۀ "تخیل" و "توهم" است. خیالاتی شدن از دوجنس است. نوع مثبتش تخیل است که فرد خیال پرداز گزاره های منطقی را در پازلی قرار می دهد و با تخیل قوی خود امری متعالی و نقشه ای رؤیایی یا نتیجه ای در دور دست را ترسیم می کند که هم قابل باور خواهد بود و هم قابل دفاع و توضیح بردار. مثل اغلب رویاهای صادق اعم از اکتشاف و اختراع اتفاق افتاده در جهان که حتماً ابتدا از تخیل شروع شده است. و نزدیک ترین ورژنش رمان ها و داستان های باارزش و فاخر نویسندگان نامدار جهان است و ویژه ترینش نوع علمی - تخیلی این رمان هاست. اما در مقابل توهم است و قرار می گیرد که توهم کننده و زننده بدون هیچگونه اسناد عقلی و عملی و فلسفی فقط یک مشت افکار درهم برهم بدون چسبندگی بهم را در ذهنش انبار و گاهی بر زبانش جاری می کند تا از رنجی در لحظه رها شود که البته نمی شود. توهم قابل ارائه به دیگری و مورد بحث قرار گرفتن و کند وکاو و انتقاد نیست و متوهم سؤال اول به دوم نرسیده قافیه را می بازد و نمی تواند توهمش را تخیل جلوه بدهد. البته که الف منظورش تخیل بود در آن کامنت که سهل انگاری مرسوم در اغلب مردم را مرتکب شده و توهم را همان تخیل گرفته است. یا...هو

ناشناس گفت...

سردار نقدی هم از معامله با بوئینگ راضی است . وقتی صحبت از ورود مک دونالد به ایران بود نقدی گفت چرا آنها دفتر بوئینگ را به ایران نمی آورند.

الف گفت...

تبمسار گرامی

درست می گویید. البته من فرق میان توهم و تخیل را می دانستم. مرادم از کاربرد توهم به جای تخیل این بود که معنای درونی تخیل را تقویت کنم و به نوعی آن را را رادیکال تر مطرح کنم چون به نظرم، ما به تخیل خیلی رادیکالی نیاز داریم تا از این جور مثالهای ریز بتوانیم برسیم به پیروزی.
راستش باز هم که فکر می کنم ما به چیزی بیش از تخیل نیاز داریم. درست شدن شرایط ایران نیازمند یک جور معجزه است. و کسی که به معجزه باور داشته باشد، به نظر من بیشتر توهم زده است تا خیال پردازی! ولی در کل نکته شما به لحاظ استاندارد زبانی درست است و منظورم از توهم «آشفته گویی های یک ذهن مریض». باید همانجا توضیح می دادم که شما زحمت درست کردن اشتباهم را کشیدید.

ناشناس گفت...

تیمسار روزی فکر می کردید نهایت آمال فرمانده کل نیروهای مسلح این باشد که به دستگیر کنندگان که نه به توقیف کنندگان چند سرباز دون پایه راه گمگشته آمریکایی نشان شجاعت بدهند؟ روزگاری بود که نیروهای مسلح را برای دفاع در برابر اتحاد جماهیر شوروی آماده می کردند و حال ....

الف گفت...

شاید بتوان این را هم دلیلی دانست بر نزدیک شدن پلیس ایران به تعریف مدنی و مدرن از این نیرو که باز هم تا به حال نمونه اش را ندیده بودم:

http://www.bbc.com/persian/iran/2016/01/160131_pics_nm_ahvaz_child_cancer_police

قلندر گفت...

تخیل خیلی رادیکال رو خیلی خوب اومدی " الف " ٫ اطلاق خوبی بود ، من هم با تو موافقم.
تخیل اگر منجر به عمل بعدی نشود ، تبدیل به توهم شده و انفعال در پی دارد ، چیزی که در جامعه فعلی ایران نهادینه شده و ملت را از آن گریزی نیست ، در واقع مردم در باتلاقی گرفتار هستند که هر حرکتی ممکن است منجر به نابودیشان شود ولذا راضی هستند به وضع موجود ، تبادل آتش فعلی در قضیه نفت و تحصن و رفتار جدید نیروی انتظامی !! هم ، یک دعوای درون نظام است که ابدآ به مردم مربوط نیست و این دعواگران هم ثابت کرده اند که گوشت یکدیگر را می خورند ولی استخوان یکدیگر را دور نمی اندازند .
تا وقتی یک طرف دعوا مردم عامی نباشند ، من یکی این جور دعواهای نمایشی را باور نمی کنم ، اینها فقط شوآف است برای سرگرمی روزنامه ها و اینترنت .
اگر سرعت تغییرات بقدری کند باشد که در چهار پنج سال منجر به عقب نشینی ایدئولوژی نشود ، دیگر نمی شود به این پروسه نام تغییر اطلاق کرد ، بلکه باید آنرا تصادف یا قضا و قدر نامید . اینکه به امید این باشیم که این آخوندها یک جائی با هم طوری درگیر شوند که ملت کنار گود نشسته ،بدون هزینه ، سود این درگیری را ببرند ، توهم است و نه تخیل و یک بیماریست.

الف گفت...

این هم یک خبر بی ربط اما خوشحال کننده دیگر:

سپاه سرانجام به کاهش طبقات ساختمان عشرت‌آباد تن داد

ناشناس گفت...

جنتی: اعلام عزای‌عمومی به خاطر حضور یک بازیگر، جای تأسف دارد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی وقایع اخیر در کاشان از ائمه جمعه و نماندگان ولی فقیه درخواست کرد تا در سخنان خود دقت جدی کنند.


دلقک عزیز با این وضعیت خوب که داره اتفاق میافته امام جمعه رو محاکمه نکنن شانس آورده.

ناشناس گفت...

بازداشت چند ساعته ی ملوانان آمریکایی برای اینها حکایت مویی از خرس کندن است،درسته که این ضرب المثل در مورد افراد خسیس کاربرد داره اما خوب اینجا هم میشه گفت آمریکا خرسی است بسیار قوی و کندن یک مو از این خرس برای دوستان مدال فتح به ارمغان میآورد.غافل از اینک خرس خودش اومده بوده ببینه چه خبره.

ناشناس گفت...

این ربطی به پست شما ندارد می توانید منتشر نکنید. این تابلوی نقاشی را دیدم و گفتم شاید شما خوشتان بیاید پس لینک آن را می گذارم.
http://vancouver.craigslist.ca/pml/art/5405052666.html

ناشناس گفت...

اینها را هم اضافه کنید.
http://wfiles.brothersoft.com/t/the-clown_186465-1600x1200.jpg

http://www.hauntedamericatours.com/img/haunted_clown-Painting.jpg

http://images.fineartamerica.com/images/artworkimages/mediumlarge/1/clown-painting-tim-nyberg.jpg

https://www.google.ca/search?hl=en&site=imghp&tbm=isch&source=hp&biw=1145&bih=602&q=clown+paintings&oq=clown+paint&gs_l=img.1.0.0l9.1957.12891.0.15923.20.16.4.0.0.0.165.1272.13j3.16.0....0...1.1.64.img..0.17.1171.y7W6x4oCv7k

ناشناس گفت...

این سنت دروغ گویی توی صورت مردم هم میراث احمدی نژاده؟ سپاهیان ما از این پس اگر بتوانند پذیرایی 15 ساعته کنند از سربازان امریکایی همراه با دوغ و چلوکباب! مدال افتخار می گیرند؟ توی اون 15 ساعت مگه چند زونکن پر اطلاعات از موبایل های اونا کشف کردند؟

ناشناس گفت...

تاجزاده پاسخ می دهد: چرا مجلس دهم یکدست نخواهد بود؟

رهبر به دلایل زیر نمی تواند مانند ۴ سال پیش راهبرد «مجلس اصولگرا با سلائق متفاوت را دنبال کند و مجلسی تک جناحی تشکیل دهد:

1⃣ شکست مفتضحانه حکومت یک دست اصول گرا در هر چهار زمینه مدیریت میهن، عرصه بین الملل، اختلافات داخلی و افکار عمومی

2⃣ کاهش فاحش بهای نفت

3⃣ برملا شدن فسادهای عمومی همراه با مرده ریگ بدهی ۳۸۰ هزار میلیارد تومانی دولت و طرح های نیمه تمام ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی

4⃣ وجود دولت تدبیر و امید

5⃣ از همه مهمتر آگاهی و بیداری ایرانیان که قابل قیاس با ۴ سال پیش نیست. نمونه آن را می توان در میزان محکومیت همگانی حمله به سفارت عربستان دید که قابل قیاس با محکومیت اشغال سفارت بریتانیا نبوده است.

ناشناس گفت...

+5⃣ از همه مهمتر آگاهی و بیداری ایرانیان که قابل قیاس با ۴ سال پیش نیست. نمونه آن را می توان در میزان محکومیت همگانی حمله به سفارت عربستان دید که قابل قیاس با محکومیت اشغال سفارت بریتانیا نبوده است.+

تازه مردم از عربستان بیشتر متنفرن تا از انگلستان. پس تفاوت معنی دارتره.

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک عزیز
این نکته‌ای که مورد اشاره‌ی شما قرار گرفت (موافقت سپاه با خرید هواپیماهای نو) در زمینه‌ی مهم‌تری (همراه بودن دست‌کم بخشی از سپاه با لغو تحریم‌ها و برجام) قابل درک است.

بنابراین باید به این گزاره هم توجه داشت:
«گسل میان مسؤلان نظام در مواجهه با دوگانه‌ی حکومت/انقلاب که ناگزیر تاثیر مستقیم و حاد بر ایدئولوژی حاکم نیز خواهد داشت، تا دل هسته‌ی -بظاهر- صلب نظام، یعنی سپاه نیز ریشه دوانده‌است.»

این گزاره در ظاهر بسیار پیش پا افتاده و آشکار است. اما در واقع مهم است و نه چندان آشکار: ما آموخته‌ایم که سپاه را مظهر ایدئولوژی حاکم و مقوّم آن بدانیم. معدود پایوران آن که در برابر احمدی‌نژاد نهان یا آشکار، به ساکتین فتنه بدل شدند (سرداران علایی و رجایی) از سیاست طرد شده‌اند. پس کدام دسته از سپاهیان و با چه تحلیلی از برجام پشتیبانی کرده و حامی آنند؟ مطمئنم که این افراد از سرسخت ترین همراهان رهبرند (به یک دلیل ساده که هنوز تاثیر گذارند) و با هیچ فنتزی‌ای نمی‌شود طرفدار مدرنیسم و عرفیگری‌شان پنداشت؛ پس اختلاف بین ایشان و پایداری‌چی‌ها در کجاست؟ این مرز با توجه به ولایتمداری هر دو طرف چطور تعریف می‌شود؟

ناشناس گفت...

پس اختلاف بین ایشان و پایداری‌چی‌ها در کجاست؟ این مرز با توجه به ولایتمداری هر دو طرف چطور تعریف می‌شود؟

دلقک جان مازیار سئوال خوبی پرسید.