ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۳۰, چهارشنبه

کار مارادونا خامنه ای از وحشت باخت است؛ من حیرانم که با غضنفر روحانی چه باید کرد. نگاهی به خونبازی امروز خامنه ی!


1- سخنان امروز آیت الله خامنه ای در جمع متولیان اصلی انتصخابات جمهوری اسلامی بسیاری از ما را برآشفته و بسیاری دیگر از ما را نا امید کرده است. اما در واقع امر و نگاهی کلان نه این سخنان اهمیت بنیادی دارد و نه نشانه ای از قوت خامنه ای در آن است. او که در خطیب زبردست بودنش اجماع وجود دارد؛ در یکی از آشفته ترین سخنرانی های کلیشه ای خود حرف های متناقضی زده است - مثل "مخالفان نظام و من بیایند بمن و نظام رأی بدهند" - که حکایت از استیصال مطلق دارد و نه در اوج هیمنه بودن. منظور او به همۀ کسانی که همۀ دارایی های ثروت و منزلت و قدرت شان - اعم از تندرو و کندرو - را از رانت وجود نا مبارک جمهوری اسلامی انقلابی بدست اورده اند؛ خطاب دارد و بدرستی متذکر می شود که: "عقب نشینی اتفاق افتاده است. اما ما نباید خودمان هم به این عقب نشینی اعتراف بکنیم. زیرا بلایی که با برجام سر کشور آمده خودش بدون اعتراف ما هم چون یک سونامی وحشتناک عمل می کند و خواهد کرد که اگر خودمان هم به تأیید آن بپردازیم در آینده ای نه خیلی دور تاک و تاک نشان با هم خواهند رفت و نباید." و بخاطر همین استیصال و آشفته ذهنی است که قادر به گنجاندن آن در گزاره های - حداقل منطقی در ظاهر - نمی شود و جمله ای را می گوید و در جملۀ بعدی نقض آن را بر زبان می آورد.

2- حالا که سعیدی نمایندۀ خامنه ای خودش اخیراً و به صراحت اعتراف کرده است که از نظر سیاسی ایران اسلامی شباهت نزدیکی دارد با اتحاد جماهیر کمونیستی؛ بگذارید از گورباچفی - یلتسینی کردن استفاده کنم برای بسط بیشتر نظرم. هرچند که تغییر گورباچفی در شوروی سابق از حوزۀ "شخص اول" شروع شده بود و نه از حوزه های پائین تر. و این هم کار ایران را متمایز می کند و هم سخت تر؛ و البته هم شکننده تر و ویرانگرتر. وقتی گورباچف رهبر شوروی شد با طرح گلاسنوست و پروستریکا قصد آن کرد که اتحاد جماهیر کمونیستی را با اصلاح رویه ها نجات بدهد و مطلقاً قصد فروپاشاندن ایدئولوژی کمونیستی را نداشت. اما چون هم شرایط عینی (اقتصاد ورشکسته و نارضایی مردم) و هم شرایط ذهنی (ایدئولوژی یک پکیج دگم است که جز در یکپارچه نگهداری مبتنی بر رعب و وحشت دوام نمی آورد) خیلی زود قافیه را باخت و یلتسین اتحاد شوروی را فروپاشاند. حالا خامنه ای می خواهد به ساده اندیشی روحانی افسار بزند و به او گوشزد بکند که هرنوع وادادگی در حوزۀ ایدئولوژی فقط قدرت مرا بچالش نمی کشد بلکه موجودیت همه را - قدرت و منزلت و ثروت شما هم جزیی از این موجودیت است - بخطر جدی می اندازد.

3- از زاویه ای دیگر می توانم اینطور بگویم که سخنرانی خامنه ای برعکس سال های تا سال 90 که همیشه شکل و هم محتوای تهاجمی داشت؛ بعد از سال نود صورت تهاجمی داشته از موضع قدرت؛ اما باطنی تدافعی را شامل بوده است از روی ضعف. و این تغییر هر بار بیشتر از دفعۀ قبلی نمود یافته و می یابد. تا اینجا که او اینک دیگر مخالفان نظام را تهدید نمی کند. بلکه از مخالفان خواهش می کند در همراهی با وطن. خامنه ای تا سال 90 همواره از جنگ نرم و افسران جوان و "ما پیروزیم" سخنرانی می کرد. در حالیکه در حال حاضر از نفوذ و "ما شکست نخورده ایم" حرف می زند. در یک تمثیل نمادین اینطور می شود که: خامنه ای تا سال 90 همواره در جبهه و میدان نبرد رجز می خواند برای تحریک و تشجیع پیاده نظام برای تداوم حمله. در حالیکه الان او در پشت خطوط تماس رجز می خواند برای روحیه دادن به لشکر عقب رانده شده اش و تارومار در پشت جبهه. و همۀ تلاش فعلی اش متمرکز است به "مجدداً سازماندهی می کنیم و باز برمی گردیم" به هواداران. و این دو موضع کاملاً با هم متفاوت است. او به رویش هواداران جدید امیدی ندارد و زورش را متمرکز کرده بر روی ریزش نکردن بیشتر هواداران.

4- اما بیم و امید من اگر بود واست. که هست. بخاطر هموطنان داخل کشور است در کوتاه مدت و نه صرف پیروزیمان بر جمهوری اسلامی فعلی در میان مدت. و اتفاقاً لجبازی خامنه ای برای رجزخوانی در خلاء بهدف برافتادن یکباره و سریعتر جمهوری اسلامی بسیار مفیدتر است. من و شما - اگر موافق من هستید - می دانیم که بخش مهمی از مردم داخل ایران بنفس نفس افتاده اند و در معرض خطرند. بخاطر اینان است که دلمان می خواهد خامنه ای کوتاه بیاید و واقعیت اتفاق افتاده (تغییر پارامترهای بازی در جهان و منطقه بعد از بوِیژه برجام) را بپذیرد و اعتراف هم بکند تا هم حکومت او گام بگام مستحیل شود و هم مردم بتوانند یک نفس تجدید کنند در لحظه. اما در اینکه خامنه ای و جمهوری اسلامی ایدئولوژیک در سراشیب قطعی است تردیدی ندارم. اشاره می کنم به دو موضوع. اول اینکه در همین سخنرانی اش حزب اللهی های اشغال کنندۀ سفارت عربستان را مورد لطف قرار می دهد و از تعقیب آنان تحت عنوان تندروی بشدت انتقاد می کند. و دوم یادتان می آورم که او در پاسخ به نامۀ روحانی از جواد ظریف با نام بردن اختصاصی به نیکی یاد کرده و تشکر می کند. اینکه خامنه ای ظریف را چنین درشت و برجسته می کند به این خاطر هم است که می داند ظریف هم توانسته "آبروی جام زهر نوشی اش در جریان مذاکرات هسته ای" را خوب مدیریت کرده و با کمترین خسارت به خامنه ای در نزد تیفوسی ها از آب در آورد.  و هم به او احتیاج دارد که همین مهارتش را در مناقشات منطقه ای هم بکار بگیرد و زیاد بسوی هاشمی و روحانی غش نکند. تا خامنه ای مجبور نشود همین رجزخوانی در پشت جبهه اش را نیز از دست بدهد. با هدف برای از دست ندادن هوادارانی که مسئله دار شده اند و ریزش شان مهمترین و بزرگترین دغدغۀ همۀ ساعت ها و اعمال و رفتار و گفتار حال حاضر خامنه ایست.

5- یک مورد هم راجع به انتخابات بگویم و تمام. اولاً با همۀ این هیاهوهای دو طرف باید منتظر دقیقۀ نود ماند که در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد. اما مطلقاً هم مهم نیست که آیا اصلاح طلبان بیشتری تأیید می شوند یا نه. چون درست است که من و شما برای روشن نگاه داشتن آتش اختلاف از سویی؛ و کمی بهبود زندگی در ایران برای محرومان از جانب دیگر دلمان می خواهد که اصلاح طلبان بیشتری به مجلس بروند. اما واقعیت این است که در بین اسامی منتشر شده - حداقل در بین سرشناسان - آدم های درشت و قابل اعتنایی که نیستند هیچ بلکه برخی از آنان فاسدتر از خیلی از اصولگرایان هم هستند و بدنبال رانت و لفت و لیس. تا جائیکه می توانم مدعی شوم که برجسته ترین رد صلاحیت شده همین مطهری اصولگراست و نه فردی از خیل اصلاح طلبان درجه دو آشنا. لذا از منظر زوال جمهوری اسلامی مطلقاً اهمیتی ندارد که این آدم های خنثی - دربهترین داوری - تأیید صلاحیت شوند. و اتفاقاً اگر تأیید صلاحیت می شدند و قادر به رفتن به مجلس هم می شدند - جای تردید جدی است - بنا بدلایل بیشمار اخته تر هم می شدند و سعی می کردند بر گسل های موجود ماله بکشند. در حالیکه عدم تأیید صلاحیت شان آنان را هم بسمت تضاد رادیکال با خامنه ای خواهد کشاند و جنگ درون قدرت یک مرحله ارتقاء خواهد یافت. خلاصۀ کلام اینکه امید ما قبل از اینکه معطوف به قدرت گیری اصلاح طلبان معتدل باشد؛ متوجه ریزش هرچه بیشتر و سریعتر اصولگرایان و هواداران تیفوسی شان است که ترس و آشفتگی خامنه ای از تشدید آن حاکی است. فقط می ماند غضنفر حسن روحانی که خودش تصمیم بگیرد که می خواهد رییس جمهور مردم بماند یا همراه با خامنه ای به زباله دان تاریخ رهسپار شود. من امیدم به این رادیکالسم از سوی خامنه ای خیلی بیشتر از سازش پشت پردۀ جناح های حاکمیت بود از اول. اما من سوگند خورده ام که جلوتر از امید مردم داخل - از همه انتظار دارند طوری عمل کنند که کمی و فقط کمی هم شده بهبود شرایط زیست آنان هدف نزدیک همه باشد - حرکت نکنم . در مطالب قبلی تقیه کردم تا من متهم به رادیکالیسم نشوم. ولی حالا که خامنه ای خودش این رادیکالیسم را تعقیب کرده و می کند من هم استقبال می کنم. یا...هو

۵۱ نظر:

شهروند گفت...

از ناصرالدين شاه تا خامنه اي ، كدام حاكم ايران اجازه اصلاح داده اند كه خامنه اي دومي اش باشد ؟
همانطور كه با ورود تلفن و سينما و دوربين عكاسي و رفت و آمد با اروپائيان باعث تغيير سبك زندگي ايرانيان شد و حتي دربار سلطان صاحبقران را هم تغيير داد ،ولي شرايط سياسي دست نخورده باقي ماند تا زمان سقوط ، جمهوري اسلامي هم به خاطر قدرت تمدن غرب و تحميلش به تقريبا اكثر مردم جهان با پروژه جهاني شدن ، تغيير ظاهري كرده است ولي تغيير و اصلاحي رو در حوزه سياسي شاهد نبوديم ( البته به طور عمده ) حالا مراجع توئيترنويس داريم ، رهبري فعال در اينترنت حتي بيشتر از رئيس جمهور امريكا ، ولي مثلا چقدر در حوزه آزادي بيان تغيير و اصلاح شاهد بوديم ! تقريبا هيچ ، واقعا چرا هميشه تغيير كرده ايم ولي نتوانستيم هم پاي تغيير مدل زندگي و به روز شدن با جهان پيرامون ، در زمينه سياسي هم توسعه و پيشرفتي داشته باشيم ؟
خامنه اي از فرداي پيروزي محمد خاتمي ، تصميم به برچيدن بساط اصلاحات نمود ، هشت سال مجبور به تحمل خاتمي شد ، چون ابزار كافي را براي حذف نداشت ، همه همت و تلاشش در جهت ضايع كردن دولت اصلاحات گذاشت ، فكر مي كرد اگر اصلاحات را با بحرانهاي متعدد زمينگير كند ، مي تواند جلوي تغيير جامعه را هم بگيرد ، در حوزه قدرت و حكومت اجازه كمترين اصلاحي را نداد ، ولي جامعه چون پشتش خواست عمومي براي تغيير بنيادي بود ، كاملا تغيير كرد ، كينه خامنه اي از خاتمي به خاطر تغيير مردمان است ، در حاليكه خود خاتمي هم ادعايي در مورد نقش وسيعش در تغييرات اجتماعي نداشته و ندارد و اصلا نمي تواند داشته باشد ، مطلبي كه خامنه اي نمي خواهد يا نمي تواند باور كند
پروژه حذف اصلاح طلبان و هاشميون ، طولاني ترين و فرسايشي ترين حذف در طول عمر جمهوري اسلامي بوده و هست ، شروع عملي آن با مجلس هفتم بود ولي به خاطر پرونده هسته اي نقطه پايانش تا به امروز طول كشيد ، خامنه اي مجلس هشتم و نهم را هم بدون دردسر و با يك اقليت ضعيف و ساكت اصلاح طلب تشكيل داد ، انتخابات سال ٨٤ هم در همين روند قابل تعريف است ، اما مشكل اصلي انتخابات ٨٨ بود ، جائيكه با مردي روبرو شد از جنس خودش ، كه نه خوابيد تا صبح و نه به خدا واگذار كرد ، سال ٩٢ رضايت داد به ورژني ضعيف شده از اصلاح طلبان تا از گردنه خطرناك سقوط نظام به دست پرونده هسته اي و بحران شديد مشروعيت سياسي عبور كند ، امروز ولي خامنه اي برخلاف تمام انتخابات گذشته و بر خلاف تبليغات كارشناسان عزيز ( به زعم حقير البته ) تلويزيونهاي بيرون از مرز ، اصلا و ابدا احتياجي به انتخابات پرشور ندارد ، اصلا چه اهميتي دارد ده ميليون رأي دهنده داشته باشيم يا چهل ميليون ؟ زماني خامنه اي براي نشان دادن به تحريم كنندگان و تهديد كنندگان غربي و اسرائيلي ، حضور پرشور مردم را لازم داشت ، در واقع رأي دهندگان حكم گوشت دم موشك شليك نشده را داشتن ، براي اينكه بگويد مردم با ما هستن ، ما رو تهديد نظامي نكنيد ، به دنبال انقلاب و انگولك كردن نباشيد ، امروز فيلم انتخابات را به چه كسي مي خواهد نشان بدهد ؟ وقتي هر روز جناب ظريف مورد وثوق با كدخداي دنيا ، نرد عشق مي بازد ، به سلامتي با اين انتخابات به سمت عربستاني شدن در حركتيم
اميدوارم هاشمي هم براي انتخابات خبرگان رد صلاحيت شود ، چون جماعت اصلاح طلب و اعتدالي ، خيلي خوب منفعت و جيب خودش را مي شناسد و منافعش رو دنبال مي كند ، شايد اين به فكر حيات خود بودن اين بار ( درواقع آخرين شانس و فرصت)، به درد ما توده عوام هم بخورد
پاينده باشيد

تیرگر گفت...


آن هایی که من را و نظام من را و سیستم من را قبول ندارند به من و سیستم من و آدم های من رای بدهند

○ این دقیقا یعنی چی؟!
رافت اسلامیه ، مردم سالاریه ، سالاد هویج فرنگیه ، چی چیه؟!
معظم له در ادامه فرمودند
"گفتم کسانی که نظام را قبول ندارند رأی بدهند، نه اینکه وارد مجلس بشوند"

حیف اون خدابیامرز (امام راحل) نیست که بگه:
گفتم همه بیایند بدهند حتی آن آقا که قبول ندارد لاکن نگفتم من به همه میدهم که برود آنجا

ناشناس گفت...

فاتحه
حکومت آخوندی پر

ناشناس گفت...

این تندرو های مورد اشاره شما چرا باید ریزش کنند اصلا؟ فقط بخاطر توافق هسته ای؟ مگر نمی فهمند که توافق برای حفظ نظام بود؟

ناشناس گفت...

هرچند از اول هم شکی به گفته تان نداشتم .ولی الان کاملنبه یقین رسیده ام که روحانی حتی یک گام بنفع مردم برنخواهد داشت .هرچه بگوید بدهی دولت قبل را صاف کردم .نفت قیمتش اینجوریه وهزاردلیل دیگر که البته صحیح اند ودرست .ولی این ولی فرق میکنه ....حتا یه وعده دلخوشکنک به ملت نداد. حتا وعده سال بعد هم نداد.حتی وعده کاهش قیمت هم نداد .مطمعنم دلار را بالا نگه میدار و با تفاوتش مصیبت عظما؟؟؟؟؟را راه می اندازد و امروز یکی از خودشان گفت نفت ارزانه چرا بنزین گرانه؟؟؟من واقعا: نفهمیدم چرا نفت فروشها همه موشک و بمب میخرند اما پالایشگاه بنزین نمیسازند .فرق خاتمی با روحانی زمین تا اسمان است .او صدق بود ولی این یکی من چشمم اب نمیخورد .اصلن بفکر اوضاع خراب ملت نیستند و تیمساریکدفعه میبینی مملکت شد عین مدرسه وقتی زنگ تفرح رو میزنند....وهیاهو و.... دانش اموزان الان وقتی شلوغ بشه خدا میدونه چی میشه و.... دلها پره و اتش زیر خاکستر ... منتها چه فایده .ببخشید اگر بد مینویسم داداش کوچیکه

ناشناس گفت...

خبرها را که می خوانم چند روز متناوب خبر خودکشی در مترو تهران و آن هم افراد میانسال است. وضع معییشت مردم نگران کننده است.

ناشناس گفت...

یک مدیر مدرسه داشتیم که یکبار سر صف گفت بچه ها توی شما فقط یک مسلمون هست آن هم ماسیس تروسیان ارمنیه! چون تنها کسی که دیدم نظافت را رعایت می کند و آشغال نمی ریزد اوست!
توی این جمع فقط یک اصلاح طلب واقعی هست آن هم علی مطهری اصولگراست! همانطور که فرمودید این اصلاح طلبان بزک کرده برخی مواقع بدتر هستند . اصولگرایان لاقل ظاهرشان یکی است و آدم می داند که نباید به آنها اعتماد کند ولی این اصلاح طلب نما ها اعتماد شما را جلب و بعد شما را کت بسته تحویل خامنه ای می دهند.پفیوزی نظیر خواهر زاده خاتمی تابش که مردی برای تمام فصول است و در تمام دولت ها به سد سازی مشغول!
این تقابل خامنه ای قابل پیش بینی بوده و هست. چون خامنه ای بجز این راه راه دیگری را نمی شناسد و برجام تنها راهی برای فرار موقت او بوده است.روحانی هم دلاله محبت بوده که فقط برای آوردن دلار به دستگاه پوسیده او ماموریت داشته است و برای اینکار لازم بود که یک ژست اصلاح طلبی و تکنوکراتی هم بگیرد که گرفت و مردم هم باور کردند. بعد هم که شروع به زدن شیپور علیق کرد و هنوز هم می زند و خبری از علوفه نیست! ولی خبر های دیگری مجددا در راه است . غربی ها یک برجام بی سرانجام امضا نکرده اند و بدقت اجرای آن را زیر نظر خواهند داشت. حالا وادنگ آمده اند و تحریم های جدید بر سر برنامه موشکی ایران را شروع کرده اند. وجود روحانی دوباره لازم خواهد شد. این مرا یاد گاومیش های وحشی با شاخ های بلند تیز می اندازد که روستائیان برای مهار او دماغش را سوراخ می کنند و بعد حلقه آهنی در آن می اندازند و این حلقه را با یک ریسمان باریک به هر جا می کشند و گاومیش به آن هیکل هر کجا خواستند می رود و چاره ندارد. در برجام هم دماغ خامنه ای را سوراخ کردند و حلقه گذاشته اند ولی هنوز نخ ریسمان را نکشیده اند که ببیند که هیچ راهی ندارد.من فکر می کنم این شیوه برخورد خامنه ای ناشی از حماقت اوست و متوجه نیست که بشدت ضعیف شده است و گردان های رزم شهری یا زهرا از او محافظت نمی توانند بکنند. دشمنانش او را در ضعیف ترین حالت ممکن قرار داده اند و فقط نشسته اند مرگ او را ببینند.
یک روز یک الاغ مریضی کنار جاده افتاده بود و در حال مرگ بود یک روباه هم بالای سرش نشسته بود و با دندان های تیز منتظر بود که او بمیرد و بعد او را بخورد.
الاغه که داشت درد می کشید یک نگاه به خودش می کرد و یک نگاه به صورت روباه حریص و کفرش در می آمد عاقبت برای اینکه او را از سر خود باز کند گفت:
اگر منتظری که من بمیرم تا بیایی ومن را بخوری باید بدانی که من تا پس فردا نمی میرم!
روباهه هم گفت:
مشکلی نیست من تا شنبه بیکارم!!
خامنه ای هم با این سخنرانی ها به طرف غربی می گوید که اگر منتظر هستند تا او اریکه قدرت را ترک کند باید بدانند که او تا پس فردا نمی میرد ولی آنها هم می گویند مشکلی نیست ما تا شنبه بیکاریم!

ماکسیموس دسیموس مریدیوس

کامران گفت...

دوست عزیز
علامت نقل قول (") صرفاً برای «نقل قول» بکار می رود و آنهم نقل عین عبارت و نه تفسیر یا تأویل آن. شما عبارت هایی که تعابیر خودتان است را داخل علائم نقل قول ذکر می کنید به نحوی که خواننده تصور می کند طرف دقیقاً همان حرف ها را زده است در حالی که صحت ندارد.

ناشناس گفت...

http://tnews.ir/%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA/AD3156144064.html#%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1
مروز دکتر حسن روحانی در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور درباره برجام و نیز انتخابات اسفند ماه سخنرانی کرد.

این سخنرانی که همزمان با سالروز وفات حضرت معصومه(سلام الله علیها) صورت می گرفت، متاسفانه با اقدام توهین آمیز دولتی ها همراه شد.

در قسمت های مختلفی از سخنرانی، حاضران در همایش در واکنش به اظهارات دکتر روحانی، اقدام به دست زدن و تشویق رئیس جمهور کردند و البته این اقدام توهین آمیز آنها در سالروز وفات کریمه اهل بیت(سلام الله علیها) متاسفانه با هیچ واکنشی از سوی رئیس جمهور و نیز دکتر حسام الدین آشنا، مشاور دکتر روحانی در امور فرهنگی مواجه نشد و این اهانت تا پایان مراسم ادامه داشت!
آقا مگه از روز های اعتراض و عاشورا درس نگرفتید!! هر اعتراض و حرف تندی رو که میخواید انجام بدید چک کنید تو تقویم که15 روز قبل وبعدش هیچ مناسبت وتولد وشهادتی نباشه که از همین ترفند ملت رو به جون هم میندازن!! از بین همه ی اون مراسم گیر دادن به کف زدنش!!!

ناشناس گفت...

دلقک جان دمت گرم. با شما موافقم

ناشناس گفت...

مگر این مردک در زمان شاه با توجه به اینکه نظام را قبول نداشت، به خاطر کشور در انتخابات شرکت میکرد که حالا چنین درخواست احمقانه ای از مردم دارد!

عصبانی گفت...

سخنرانی امروز روحانی را خواندم. به نظر من نکته مهمش این بود که در چندین جا از ضمیر "من" استفاده کرده بود و در همچنین در مورد رد صلاحیتها به کاری که انجام داده اشاره کرده نه مثل همیشه از اینکه "باید" چنین باشد و "میخواهیم" چنان شود.
تا نظر استاد چه باشد

ناشناس گفت...

توجه کنید که این آفای ژوکر ( روحانی ) وسط دعوا ، نرخ هم تعیین کرد و تعداد مخالفان نظام را ده میلیون نفر تخمین زد که این حرفش ، نشان از پدرسوختگی اوست ، مخلص کلام که همه این اراذل در یک امتداد ولی در مسیرهای ظاهرآ منفک از یکدیگر حرکت میکنند و مقصدشان یکیست ، حفظ نظام

Dalghak.Irani گفت...

کامران.
حرف شما کاملاً درست است و خیلی سعی می کنم که رعایت کنم شده با ذکر (نقل به مضمون) در پایان جملات نقل قول. اما همیشه مقدورنمی شود به سه دلیل:
اول برای جلوگیری از اطناب متن.
دوم بدلیل سهل انگاری من در این اندیشه که بعد از شش سال خوانندگان به نثر و خبط و درست من آشنا شده اند و نه دنبال نثر روان با قواعد فعل و فاعل و مفعول و ربط هستند و نه نقطه گذاری های مرسوم متن های کلاسیک و یادداشت ها و گزارش های روزنامه ای.
سوم به این دلیل که من ناچارم از گیومه زیاد استفاده کنم زیرا برجسته سازی و ساختن ترکیب های جدید از واژه ها در فشرده ترین مفاهیم جزیی از نثر من و توانایی و حسن من است و نمی توانم از آن صرفنظر کنم تا ایراد شما در نقل قول هم برطرف شود.
قول نمی دهم اصلاح کنم اما تذکر شما همیشه در ذهنم می ماند و حتماً اوضاع را بهتر خواهد کرد. یا...هو

بهرام گفت...

من نوشته امیرهادی انواری را در صفحه فیسبوکش جالب دیدم. این هم تحلیلی است برای خودش:
"جسارتا من بر خلاف خیلی از دوستام اعتقاد ندارم وضع مجلس خیلی درامه به چند دلیل:
شما رد صلاحیت های این ورو میبینید ( که از نظر کمی و کیفی هم واقعا زیاده) اما این را باید نسبت به شرایط مقابل ببینید، درسته که با اون شرایط ایده آلی که رفقا داشتن که مثلا عارف رییس مجلس بشه ( که امیدوارم حتی وارد مجلس هم نشه این بشر) خیلی فاصله هست، اما اون ورم همچین تخم دو زرده ای نیست! کل پایداری ها قشنگ پاکسازی شدن، حتی چهره هایی مثل پرویز داوودی و اصولگراهای احمدی نژادی هم رد شدن!
شما بخوای با یه ب ام و کورس بزاری لازم داری که حداقل یه بنز داشته باشی، اما کورس گذاشتن با یه ۴۰۵ تاکسی برگشتی، دیگه بنز نمیخواد که، یه پرایدم کارتو را میندازه
بدترین حالت مجلس آینده از مجلس فعلی بهتره به نظرم ، یه چیزی میشه مثلا تو مایه های مجلس پنجم.
آقای روحانی هم یه ذره اعتراض، یه ذره اعتدال و نهایتا یه مقدار لابی میریزه تو ماهیتابه، یه ذره تفتش میده و با پاشنه کش یه سری از آدمای دولتم میفرسته تو و تمام......
حالا سوژه طنز خوبیه، برای اون تفت دادن روحانی هم خوبه، ولی واقعا خودتون باورتون نشه که تراژدی در پیشه
این داد و بیدادهای امثال ارضی و...را هم بزارید به پای برجام! انگار داغ بزاری فلان جای طرف، انتظار داشته باشی داد نکشه .....خب اذیت شدن، طبیعی داد و بیداد کنن، مهمه که به جایی میرسد؟ من فک نمیکنم
همین دیگه"

منبع اصلی:
https://www.facebook.com/amirhadi.anvari.7/posts/1660703507503590

جعفر گفت...

رفسنجانی که یه پاش لب گوره شاید برای خبرگان تایید صلاحیت بشه، ولی نوه خمینی که هم جوان تره و هم به خط امام نزدیک تر را رد صلاحیت کردند، وقتی رئیس شورای نگهبان فسیلی به نام جنتی باشد، شرکت در مجلس نمایشی خبرگان فایده ندارد، در اینده حسن اقا می تواند خالی ببندد که من می خواستم بیایم مردم را ببرم به بهشت و چنین و چنان کنم ولی راهم ندادند!

ناشناس گفت...

ریاضی رییس جمهور ضعیفه.ده میلیون؟؟؟؟؟؟؟جناح راست سه میلیون هم نیست .رای خاتمی چهل میلیون بود .اونم ده14سال پیش . داداش کوچیکه

فرید الدین گفت...

بعد 10 15 سال رصد سیاسی از من به شما تصیحت برین یه گوشه زندگیتون رو بکنین قید سیاست رو بزنین. همه فرموولا از تحریم انتخابات تا شرکت در انتخابات و جنبش خیابونی و همه چی روش امتحان شد ولی هیچیش نشد. حکومت قویه. کاریش نمیشه کرد. ایران 57 از دست رفته تموم شده رفته پی کارش و کاریش نمیشه کرد. هر از گاهی فقط یه فاتحه باید براش خوند. آخوند مثل شاه نیست. بی خیال قدرت نمیشه.

ناشناس گفت...

کجای رای خاتمی چهل میلیون بود؟

ناشناس گفت...

چرا در مورد حرفهای روحانی حتی یک کامنت هم نمینویسی ای پیر فرزانه ؟

ناشناس گفت...

اقای روحانی خودش از همه بیشتر از این رد صلاحیت ها راضیه، روحانی می دونه با ورود اصلاح طلبان هم هیچ غلطی نمی تونند بکنند برای بهبود وضع معیشتی مردم، میگه بزار نیان که بعدا من بگم دست تنها بودم و خودش رو توجیه اخوندی کنه.

عسکر گفت...

. . . . . .
تمام اعتدال گرایان در انتخابات مجلس دهم یقینا شرکت خواهند کرد.
به نظر من ، انشـاالله مجلسی خواهـیم داشت اعتدال گرا نظیر مجلس پنجم.
در مجلس پنجم نیز شـخـصیت اعتدال گرایی مثل جناب ناطق نوری ریاسـت
مجلـس را برعهده داشـتـند و جناب آقای روحانی نایب رئیس مجلس پنجم
بودند . مجلس پنجم مجلس بسیار خوبی بود و به واسطه هماهنگی و صمیمیت
متـقابل بین جـناب روحـانی و آقای ناطق نوری ، مجلسی بود کم حاشیه و
کاملا اعتدالـگرا .

ناشناس گفت...

به فریدالدین :
انفعال مردم عامل پیروزی آخوند بوده در این ۳۷ سال و نه جسارت و مدیریت بحران آنها .
آخوند از تضاد بین دین و زندگی و اسارت مردم عامی در عقاید مذهبی ، سود برده و هنوز هم میبرد ، والا آخوند هیچوقت در مخمصه حسابدهی به ملت یاغی شده قرار نگرفته آنگونه که شما میگوئی، حتی در قضیه انتخابات ۸۸ .

Dalghak.Irani گفت...

در مورد حرف های حسن روحانی به اندازۀ کافی حرف زده شده در بین تحلیلگران و من حرف خاصی ندارم که بگویم. الان داشتم مسابقۀ فوتبال امیدها با ژاپن را نگاه می کردم دیدم چقدر شبیه است به بازی تیم های خامنه ای و روحانی. مربیان تیم ایران با دستور تدافعی "صرف حداکثر انرژی با هدف گل نخوردن و دل بستن بحوادث بازی برای گل زدن در ضدحمله ها" تیم را بزمین فرستاده بودند. در مقابل تیم ژاپن با دستور تهاجمی "صرف حداقل انرژی و فرسودن بازیکنان ایران برای تخلیۀ انرژی با هدف گل زدن با صبر و حوصلۀ کافی". نتیجه معلوم شد وقتی بازی به وقت اضافه کشیده شد. تیم ایران داغون و عضله گرفته و فرسوده و تیم ژاپن سرپنجه و قبراق و آمادۀ زدن ضربۀ نهایی" و سه تا گل مدرسه ای در عرض کمتر از ده دقیقه. کار روحانی و تاکتیک تدافعی او هم دقیقاً از همین فرمول تبعیت می کند و در مقابل جنتی و یاران منتظر تخلیۀ انرژی تیم روحانی هستند که با چند سوپرگل در وقت اضافه خودشان را در بازی پایانی (روز رأی گیری) برنده ببینند. اما: این تاکتیک روحانی در "تعامل از راه ضعف بجای تقابل از راه قدرت" تنها گزینۀ او هم است با توجه به خواست و توانش. بعبارت دیگر یکبار هم گفته ام که: بقول درست و فلسفی مهدی خلجی این ایدئولوژی قابل عقب نشاندن و شکستن نیست با این حرکات بطئی و بدون برنامه . اما بازهم بقول سیاسی ذیگرانی مثل احمد سلامتیان ما چاره ای هم جز عقب راندن این ایدئولوژی نداریم. پس هم مقاومت خامنه ای جانانه و تا آخرین نفس خواهد بود و هم امید و آرزوی روحانی به حوادث و اتفاقات و اشتباهات طرف مقابل ادامه داشته و خواهد داشت. روحانی خواهد باخت اما با چه تعداد گل هم مهم است و باید تا سوت پایان احمد جنتی دندان روی جگر گذاشت و صبر کرد. این هم یک آزمون وخطای دیگر است از بسیار آزمون و خطاهایی که در 37 سال آزمده ایم و پاسخ نگرفته است از تندروی و اعتصاب و شورش خیابانی گرفته تا علم کردن امام زمان مشایی و احمدی نژاد. روحانی می گوید بدون زدن به ریشه ها - ریشۀ خودم هم است - بزور مصلحت نظام از خامنه ای امتیاز خواهم گرفت. نمی دانم چون خیلی بعید است که چنین شود اما هیچ ابزار دومی هم ندارم که بگویم روحانی خفه شو و برو گم شو. مجبورم به امیدش امید ببندم و هی هین کنم بلکه یک قدم بتواند جلو برود. یا...هو

جعفر گفت...

من نفهمیدم راه حل اقای خلجی چی بود؟ چطور مردم اهرم فشار شوند، وقتی دولت خودش دست نشانده است؟ مردم ما راحت طلب و دقیقه 90 هستند، نمی توانند 24 ساعته هزینه بدهند برای چیزی که وجود خارجی تاثیر گذاری نداره مثل اپوزیسیون.

ناشناس گفت...

صحبت های آقای خلجی درست بود. ایشان اقای سلامتیان فکر می کردند که این فضای باز سیاسی اکنون نتیجه تاریخی رفتار انتخاب بین بد و بدتر بوده است در صورتیکه این رفتار بعد از سال 88 عملا با بن بست مواجه شد و فضای کنونی تنها بخاطر مذاکرات اتمی بوده است. اگر ایران تحریم نشده بود و زمامداران در کار خود آزاد بودند سفره هر چی انتخابات بر چیده شده بود و تا الان حتی استخوان های اصلاح طلبان را جویده بودند! همانگونه که در زمان احمدی نزاد دیدیم که نیروی معارض قدرت حاکمی دیگر در میان نبود و حتی فرمانده سپاه اظهار داشت که ما همیشه یک بحرانی با انتخابات داریم ! و باید یک فکری برای آن بکنیم یعنی اساسا مجلس را هم بردارند! نتیجه انتخاب بد و بدتر تنها منجر به بالا آمدن بد ها می شود که در نهایت بد هستند و پیروزی نیست.
این هم توهم است که همه راه ها طی شده است و فقط انداختن رای بیحاصل در صندوق ها مانده است! مانند کسی است که دارویش را نخورده است و یا اشتباهی خورده است و حالا می گوید دارو ها بدرد نمی خورد و اثر نکرد؟ شرکت در انتخابات هم خوب است و هم بد. باید دید نفع و ضررش به کدام سو می چربد. باید دید آیا فرستادن 20 تا نماینده آبکی به مجلس که مثلا یک فراکسیون دست و پا چلفتی اقلیت تشکیل دهند ارزش دادن اعتبار و بازی در زمین خامنه ای را دارد؟
باید دید واقعا چقدر از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند و آیا شرکت صرف می کند؟
حداقلش این است که مردم لاقل دندان اصلاح طلبی تقلبی را می کنند و بدنبال روش های دیگر می روند.
گر خدا ز حکمت ببندد دری را
ز رحمت گشاید صد در دیگری را!

افق ناپایدار

ناشناس گفت...

"من نفهمیدم راه حل اقای خلجی چی بود؟ چطور مردم اهرم فشار شوند،"

کتاب های جین شارپ را بخوان!

جعفر گفت...

کتاب های جین شارپ را بخوان!

کتابش را نخواندم ولی تعریفش را شنیدم کمی، فکر نمی کنم چندان روی ایران فایده داشته باشد مبارزات بدون خشونت! جین شارپ اگه جمهوری اخوندا رو دیده بود داشتن یک کلت برای هر مبارز رو حداقل برای دفاع از خود و (Just in case) واجب شرعی قلمداد می کرد! اگرم فایده داشته باشه برای اصلاحات کوچولو هست نه تغییر رژیم و نتیجه این مبارزات هم معلوم نیست در نسل ما به ثمر برسد!

ناشناس گفت...

حکایت آفتابه وانتخابات.
می گویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار می گرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث می شد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد.
حکایت می کنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر می کرد و در اختیار مراجعین قرار می داد. اگر شما می خواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما می گفت آن آبی را بردار؛
اگر می خواستید آفتابۀ آبی را بر دارید می گفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی می رفت می گفت آن سبز را بردار ....!
یک نفر از او پرسید که چه فرقی می کند که من کدام آفتابه را بردارم؟ گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری، پس من اینجا بوق هستم!؟

حالا حکایت ملت ماست.
با داریه و دنبک می روند پای صندوق رای که رنگ آفتابه را تعیین کنند، تا بلکه از حس دردناک بوق بودن رها شوند...

حیرون

ناشناس گفت...

1- از هر گونه دلسردی و ناامیدی دوری کنید.
2- حفظ اتحاد همه نیروهای اصلاح طلب ضروری است.
3- به شایعه سازی ها، ایجاد اختلاف و بحران سازی ها توجه نکنید،تدبیر و سیاست ورزی بهترین گزینه پیش روی است.
تفرقه، برخورد احساسی و ناا میدی بیش از رد صلاحیتها برای پیروزی تهدید هستند، نخبگان فکری اصلاحات در حال برنامه ریزی هستند.
4-تفسیرها و تحلیل ها به بعد از انتخابات موکول شوند.الان تمرکز اصلی بر پیروزی در انتخابات از طریق انسجام و مشارکت گسترده باشد.

بهرام گفت...

عجب تحلیل خوبی از فوتبال امروز کردید. اینطوریش رو فکر نکرده بودم. اول که گفتید ایران تدافعی و ژاپن تهاجمی تهجب کردم ولی وقتی بحث صرف انرژی را پیش کشیدید متوجه شدم. خیلی خوب بود این شبیه سازی.

ناشناس گفت...

در سیاست بن بست و تهدید معنی ندارد، رد صلاحیت ها را به ترتیب زیر به فرصت تبدیل کنیم:

1- پیگیری مجدانه احقاق حقوق رد صلاحیت شدگان و تلاش برای تایید آنها.
رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است و طبق اصل 59 قانون اساسی در مسائل مهم مملکتی میتواند ورود پیدا کند .ضمن اینکه همچنان ظرفیت قانونی برای احقاق حق توسط شورای نگهبان باقی است.
2- اتحاد و انسجام نیروهای اصلاح طلب، تبلیغات منسجم و سازمان یافته آنها.
3- برخی رد صلاحیت شدگان در دقیقه 90 تایید خواهند شد و بفکر تبلیغات آنها در فرصت زمان کوتاه باشیم.
4- رد صلاحیت شدگان از لیست نهایی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان حمایت کنند و بقیه کاندیداهای تایید شده نیز به نفع کاندیداهای لیست نهایی از انتخابات کناره گیری کنند.
5- تبلیغات منسجم چهره به چهره، توسط شبکه های مجازی و از طریق تلفن و...بی وقفه ادامه یابد.

عسکر گفت...

. . . . . . . .
احسنت بر ناشناس ساعت ۱:۱۱ که کامنت خود را در ساعت ۱:۴۷
نیز ادامه دادند .

عرض بنده نیز همین است . اتحاد همه جانبه ، وحدت کلمه و نیز
شرکت یکپارچه و گسترده در انتخابات

ناشناس گفت...

همه از دم در روز انتخا بات پشت سر دلقک البته به ردیف نه به شکل گوسفندی بروید رای دهید.این دفعه ایران ایرانستان خواهد شد.

ناشناس گفت...

"کتابش را نخواندم ولی تعریفش را شنیدم کمی"

جعفر جان آخر چیزی را که نخوانده ای چگونه رد می کنی و می گویی بدرد آخوند نمی خورد؟!
کتاب های جین شارپ نتیجه بررسی و گردآوری تمام روش های مبارزه منفی در تاریخ بشر و چکیده انهاست و تنها متعلق به جین شارپ نیست.یعنی روش های افراد مانند گاندی و ماندلا و نهضت های مقاومت ضد فاشیسم در اروپا در جنگ جهانی دوم مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در واقع یک دائره المعارف است. نظر جین شارپ را در مورد روش بدون خشونت جنبش سبز پرسیدند گفته بود این اصلا یک جنبش بدون خشونت نیست! این یک روش من درآوردی است که ایرانیان از خودشان اختراع کرده اند و بسیار پر هزینه است.
فرضا سران جنبش سبز که هیچگاه هویتشان معلوم نشد قرار تظاهرات را صاف جلوی در دانشکاه می گذاشتند جایی که نیروهای امنیتی از یک هفته قبل آماده بودند. برخی مواقع فکر می کنم از روی قصد این کار را می کردند تا جنبش عظیم سبز را به بن بست بکشانند و تظاهرات کنندگان را به دام نیروهای امنیتی بیاندازند.بقول دکتر حشمت در سریال میرزا کوچک خان:
سرنوشت هر مبارزه ای را عاقبت خائنین تعیین می کنند!

مانی گفت...

جناب آقای عسکر و جناب دوستان ناشناس, اصلا نگران نا امیدی ما نباشید
الان خیلی به ما خوش میگذرد که جناب آقای روحانی شوخی یا جدی یک چیزی از وسط درسهایی که در انگلیس خوانده میپراند وسط میدان و در چشم به هم زدنی یک دو جین آیت الله دهان دریده و کف به دهان آورده مانند جناب آیت الله خاتمی و جناب آیت الله علم اهدا به جلز ولز میافتند و جناب رهبر معظم افاضات وقیحانه میپاشد توی دالان انتخابات. راستش ما میخواهیم سر به تن اصلاح طلبان موکول و اصولگرایان منقول و موتلفه چیان خر پول نباشد.همین که جناب آیت الله مرموز با لبخند ژکوند وار صحنه را میپاید و خاطرات میتراشد بسی انبساط خاطر فراهم میکند برایمان. دلمان میخواهد جناب روحانی بزند به سرش و انتخابات را عقب بیانداز ونمایش حکومت اسلامی جالب و جالبتر شود تا...

ناشناس گفت...

"این هم یک آزمون وخطای دیگر است از بسیار آزمون و خطاهایی که در 37 سال آزمده ایم و پاسخ نگرفته است از تندروی و اعتصاب و شورش خیابانی گرفته تا علم کردن امام زمان مشایی و احمدی نژاد."
اعتصاب آزموده نشده. شورش خیابانی هم تندروی حساب نمیشه جناب!. همه جای دنیا اعتراض خیابانی هم پذیرفته شده حتی در قانون اساسی این حکومت عقب مانده هم این موضوع پذیرفته شده منتها آقایان تفسیر به نفع خودشان کردن. انقلاب هم علیه این حکومت آزموده نشده. اگر به قول شما قرار بر آزمایش تمام راه ها هست. انقلاب هم یک راه هست. در ضمن شما تعیین کننده مسیر مردم نیستین که بر حرکت های مردم نام تندروی یا شورش بذارین به شما چه ربطی داره؟ بذارید مردم انتخاب خودشون رو بکنن. ممکن هست حتی روزی تصمیم به انقلاب هم بگیرن اونوقت همونطور که خودتون گفتین باید از حرکت مردم پیروی کنید.

جعفر گفت...

"جعفر جان آخر چیزی را که نخوانده ای چگونه رد می کنی و می گویی بدرد آخوند نمی خورد؟! "
احتمالا رهبر خودش هم جین شارپ خونده که مخالفان رو به فعالیت مدنی بر علیه خودش دعوت کرده! من فقط مخالف جزمی گرایی هستم که می گویند (حتما) باید بدون خشونت باشد، در برخی جاها بدون خشونت جواب نمی دهد، مثلا مردم سوریه که نمی توانستند وسط گلوله و بمب، تظاهرات سکوت برگزار کنند! در یمن هم مخالفان چند ماه تظاهرات محبت امیز کردند، دولت یه متر عقب نشست، تا یک دونه خمپاره زدند، خود صالح و دولتش فرار کردند! در این موارد به نظر من که خشونت خیلی هم خوب جواب می دهد، البته نمی گم که حالا مردم ما باید از این کار الگو بگیرند، طبیعی که ارزوی همه تغییر بدون خونریزی هست و تازه ما اصلا در ایران امکان اینکار رو نداریم، ولی میگم از نظر تئوری این آپشن هم هست، اینکه کار به اینجا بکشه رو خود حکومت با نوع حکومت کردنش تعیین می کنه، خدا رو شکر در ایران نیازی به این کار ها نیست (انشالله)

تیرگر گفت...

بعد از به سر انجام رسیدن برجام و با سفر رئیس جمهور چین به مملکت

○ طبق سند همکاری امضا شده، شرکت چینی هوآوی که از مدت‌ها پیش با ایران در زمینه ارتباطات همکاری کرده، یک دیتاسنتر در این کشور ایجاد می‌کند.

○ شرکت هوآوی، که سازنده تجهیزات مخابراتی است، با شرکت مخابرات ایران همکاری دارد.این شرکت پیش از این متهم شده بود که در فروش تجهیزات شنود و فیلترینگ و کمک به ردیابی مخالفان در ایران با حکومت این کشور همکاری می‌کند.

○ این دستاورد بزرگ را به جامعه ی مدنی و نخ سوزن اصلاح طلبان خیلی سفت و محکم تبریک عرض مینماید . وعده ی دیدار ما هفتم اسفند پای صندوق های رای، با شعار خر برفت و خر برفت.

http://www.bbc.com/persian/iran/2016/01/160123_an_iran_china_internet_datecenter

ولله ولی التوفیق

ناشناس گفت...

این چون اون اومده تا ملتو بچاپه خاک بر سر اوباما با این توافقش که کمک بزرگی بود به اقتصاد چین و روسیه.

ناشناس گفت...

انتخابات 88=رای ما کو؟
انتخابات 94=کاندیدای ما کو؟
انتخابات بعدی = ما کوشیم؟

عسکر گفت...

. . . . . . . .
با تشکر از رئیس جمهور محترم کشور دوست و برادر "جمهوری خلق چین"
و تشکر مضاعف از جناب روحانی که در پذیرایی از رئیس جـمهور چـین
انصافا سنگ تمام گذاشتند .
همچنانکه یکی از کامنت گذاران نوشتند: طبق سند همکاری امضا شده،
شرکت محترم چینی "هوآوی" که از مدت‌ها پیش با جمهوری اسلامی ایران
در زمینه ارتباطات همکاری می کرد، قرار شد که این شرکت اقدام به
ایجاد یک دیتاسنتر عظیم در ایران کند.

همچنانکه متخصـصین تجهیزات مخابراتی مطلع هستند، شـرکت محترم "هوآوی"
که سـازنده تجهیزات مخابراتی است ، با شرکت مخابرات ایران همکاری های
تنگاتنگی داشته و دارد.

با سپاس از زحمات آقای روحانی و رئیس جمهور محترم "جمهوری خلق چین"

ناشناس گفت...

دلقک عزیز لطفا شما نیز هم نوا با امواج انقلاب شوید و به گفتگوی اعضا متصل شوید باشد که در فردای آزادی وطن در صندوق آرا در کنار یکدیگر خشتهای دموکراسی پایه بگذاریم .

جعفر گفت...


ظاهرا همه ما برنده هستیم از این واقعه نفوذ سربازان امریکایی، ما از آزاد سازی سریع سربازان گمگشته امریکا و تک تلفن های رفیق فابریکی بین ظریف و کری کف کردیم، برخی هم از عکس های نمایش اقتدار و "مچ گیری" امریکایی ها خر کیف شدند، با چند روز تاخیر، ظریف باید دوباره تلفن بزنه به کری بگه از این نفوذ ها بیشتر ببافند، مثل دعواهای ساختگی در ممل آمریکایی که دوستان رل پلی کنند و ارضا شوند تا دیگه از دیوار سفارت خانه های مردم بالا نروند.

فرزند دو خرداد گفت...

صندوق ارا مقدس هست و ما به حرفهای یاوه گوش نمیدهیم و همگام با آحاد مردم در انتخابات شرکت میکنیم تا با استقامتمان مشت محکمی بر دهان دلواپسان بزنیم . همه با هم با ترنم من رای میدهم تو رای میدهی ما رای میدهیم برای استقلال برای آزادی

ماهور گفت...

این خامنه ای عقلش زائل شده ها... اون از جملات خنده دارش در مورد انتخابات، الانم در مورد بازداشت ملوان های آمریکایی سه تا صفت استفاده کرده بکی از یکی مسخره تر: عالی، جالب و بهنگام

فکر کنم چند ماه دیگه نامه سومش رو هم جوانان غرب بنویسه این خط این نشون

ناشناس گفت...

دلقک یه کانال تلگرام درست کن. اونجا مطلب بذار!!!!

ناشناس گفت...

در مورد نظر دوستی که از تجمع مردم در مقابل دانشگاه تهران در سال 88 انتقاد کرده بود می‌خواستم بگویم که در آن زمان افسوس می خوردم چرا مردم در سکوت به نشانه اعتراض چرا به خارج از تهران نمی روند جایی که فضای باز باشد و کسی نتواند با فرستادن عده ای و آتش زدن مراکز به حرکت اعتراضی مردم برچسب شورش و اراذل و اوباش بزند. این تاکتیک حکومت که در حوادث سال 78 دانشگاه آزموده شده بود و جواب گرفته بود. در حرکت اعتراضی مهاتما گاندی در اعتراض به انحصار نمک انگلستان ، گاندی پیشاپیش جمعیت به سود دریا راه‌پیمایی کرد و از دریا نمک استحصال کرد.

ناشناس گفت...

یک کانال تلگرامی مدعی شد که حدود 70 کاندیدای اصلاح طلب و اعتدالی که پیش از این صلاحیت آنها "احراز" نشده بود، تایید شدند

یک نفر از اون انتهای جمعیت در حالیکه خسته بنظر می رسید با صدای بلند گفت...

بابا عمو دلقک نزدیک به سه ملیون باره دارم به سایتت سر میزنم ولی خبری از پست جدید نیس !

ناشناس گفت...

آره یک نفر جان این دلقک خیلی تنبل شده. معتادمون کرده ولی حالا مواد نمیرسونه.