ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

ویلچیر خامنه ای؛ سد راه درشکۀ روحانی! پسر نمی تواند پدر را به خانۀ سالمندان بفرستد.


1- نگران شدم از مطلب پست قبلی (فرصت های در حال از دست رفتن روحانی) که ارتباط درست نداد به خیلی از خوانندگان. و بویژه آنانی که مرا به امید می شناسند را نا امید کرد. در حالیکه نظر خودم "آن سیاهی" که خوانندگان خواندند نبود. بعبارت دیگر فقط می خواستم ضعف - محتمل ناگزیر هم - روحانی را بنمایانم و او را بجلو هول بدهم. و نه قوت خامنه ای را نشان داده و روحانی را زمینگیر و شکست خورده معرفی نمایم. لذا بر آن شدم که ناچار مطلب جدید را در توضیح منظورم از پست قبلی بنویسم تا امید به اردوی زندگی خواهان برگردد. و بهتر می بینم که این پست را هم با قصه ای نمادین آغاز کنم:

2- پدر بزرگ خانواده ای را در نظر بگیرید که این پدر بزرگ ژنرالی چهار ستاره بوده و فرماندهی جاه طلب و مهاجم و موفق در جنگ با بیگانه و نسق کشی از در و همسایه. و خلاصه یلی بوده در دورۀ جوانی و میانسالی. اما حالا همین پدر بزرگ موصوف مدتهاست که ابهت سن و سال و جاه وجبروتش را واگذاشته و در اثر ضعف و فرتوتی ویلچیر نشین شده از نظر جسمی و روان پریش شده از لحاظ روحی در اثر شکست سخت آخرین جنگش با بیگانه. او(قهرمان قصۀ ما) اینک صبح کلۀ سحر بیدار می شود. و بعد از نشستن بر ویلچیرش می رود در باریکۀ راه خانۀ کلنگی و قدیمی خانواده و همانجا می نشیند به دیده بانی و به صغیر و کبیر رهگذران - چه بیگانه و چه همسایه و چه اعضای خانواده - گیر می دهد؛ و رجزهای "من آنم که رستم بود پهلوان"ِ دایی جان ناپلئونی می خواند. در سوی دیگر اما پسر بزرگ خانواده که بجای پدر بزرگ نشسته است؛ طبق سنت و مسئولیت، رتق و فتق امور خانواده را در دست گرفته است. و هر چند برای رفت و آمد و عبور و مرور دچار مشکل است همراه اکثریت خانواده؛ اما بدلیل سنت تجلیل از کهنسالان خانواده و البته وصیتی که هنوز نکرده پدر بزرگ در تقسیم میراث وسیع و آلاف اولوف زیاد؛ وضع را قابل تحمل می داند. و پدر بزرگ را از خود نمی راند. اما فارغ از مشکل خودش، پسر ارشد داستان ما با سه گروه و دسته از مردمان نیز مشکل دارد:

الف- تعداد کمی از برادر خواهر ها و نوه نتیجه ها مصر هستند که پدر بزرگ چیزیش نبود و این پسر ارشد بوده که با رفتار و گفتارش باعث دیوانگی پدر بزرگ شده و اصرار دارند که پسر بزرگ از خانه برود؛ تا پدر بزرگ خودش مثل سابق ادارۀ منزل خانوادگی را بعهده بگیرد. سر و صدایی می کنند گوشخراش و همواره بساط اعتراض و جیغ و فریادشان بروی برادر بزرگ بلند است.

ب- همسایه ها اما که اصلاً از اول هم بخاطر زورگویی و نسق کشی از پدر بزرگ متنفر بودند؛ حالا هم که از کار افتاده؛ اما هم جلو راه عبورشان را بسته یا تنگ کرده با ویلچیرش  و هم با بلندگوی دستی در اختیارش بام تا شام داد و فریاد می کند و آسایش همسایه ها را مختل کرده؛ به پسر بزرگ معترضند که این پیر فرتوت و چلاق را از سر راهشان بردارد. یا حداقل این بلندگو دستی را از دستش بگیرد. اما پسر قادر به چنین کاری نیست و از همسایه ها خواهش می کند که گذشت کنند و چند صباحی دیگر پدر بزرگ را تحمل کنند. پسر مرتب از مرگ عنقریب پیرمرد می گوید و تمنایش از همسایه ها را تکرار می کند. اما تا کنون حتی یکی از همسایه ها هم حاضر به گذشت و آشتی و تحمل پدر بزرگ ویلچیر نشین نشده اند.

پ- اما مشکل سوم پسر ارشد چنان بزرگ و اساسی است که دو مشکل اول خیلی بچشمش نمی آید. و آن مشکل سوم زمانی است که پسر مهمانانی از دور و نزدیک دعوت می کند بخانه اش. زیرا او برای ادارۀ مایملک وسیع و متنوع خانوادگی نیاز به داد و ستد و نشست و برخاست با خیلی ها دارد. اما او از هر که دعوت می کند بخانه شان برای چانه زنی و رتق و فتق امور همه می گویند ما از سگ پاسبان می ترسیم و باید مشکل واق واق سگ سر کوچه تان را اول برطرف کنی. پسر که تا بیخ گوشش سرخ می شود هنگام تشبیه پدر بزرگش به سگ پاسبان ترسناک؛ سعی می کند توضیح بدهد که اولاً آن سگ نیست و پدر بزرگ خودم است؛ و ثانیاً می بینید که او از کار افتاده و نشسته بر روی ویلچیر است و حالا من همه کاره ام. گیرم که از حواس پرتی و آن شکست سخت کمی هم داد و فریاد الکی بکند. اما حرف مهمانان یکی بیشتر نیست: "ما از واق واق می ترسیم. اگر می خواهی بتوانیم بیاییم خانه ات سگ خانه ات را هم ببند و هم از جلو راه ما ببر جای دیگر"! 

3- حالا دیگر خیلی سخت نیست که خودتان خامنه ای (پدر بزرگ) و روحانی (پسر ارشد) و بچه های ناراضی (متحجران تندرو) و همسایه ها (کشورهای منطقه) و بیگانگان (کشورهای غربی و صنعتی) را در قصۀ بالا بگذارید در جای خودش تا متوجه بشوید که چه دارم می گویم. تا من هم بروم و تحلیل سیاسی مدل بالا را خلاصه بنویسم برای شما. این واقعیت را هم در نظر بگیرید که قصه های سمبولیک و نشانه شناختی همواره کمی کاریکاتوریزه هستند و واقعیت قضیه به پررنگی قصه ای که در قالب آن ریخته و نقل می شود نیست. به این معنا که نه خامنه ای زمینگیر کامل و ویلچیر نشین شده است. و نه روحانی چنان پیش رفته که امور خانواده را در اختیار گرفته باشد. منظورم از آن ویلچیر پدر بزرگ و آن صاحب منصبی پسر اشاره ام به توازن قوا است که در حال رخ دادن است.

4- واقعیت قطعی این است که ایدئولوژی خامنه ای در سیاست خارجی شکست خورده است. نگاه کنید بهمان دستور خامنه ای که در کامنت دانی پست قبل نقل کردم راجع بدستورش بزائران محرم در عدم استفاده از عکس او و تبلیغ او. این موضوع نشان کاملاً مستندی است که خامنه ای از صحنۀ سیاسی عراق بیرون رانده شده و هرگونه امکانی برای تحرک او در بین زائران در عراق غیر قابل دفاع و توجیه شده است. یا نگاه کنید به سخنان بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق پس از آزاد سازی سنجار. آنجا که چندین بار تأکید می کند که عملیات سنجار از ط طراحی تا الف اجرا و ت نتیجه، یک عملیات کاملاً کردی بوده؛ و احدی غیرکرد در بخش زمینی عملیات - چه مستشاری و چه در صفوف نبرد - دخالتی در این پیروزی نداشته است؛ غیر از حمایت هوایی ائتلاف امریکایی. و اگر با تأسف بسیار انفجارهای جنوب لبنان را هم اضافه کنیم و تشکر بان کی مون از عربستان بخاطر عملیات انساندوستانه در یمن و غیره شکی نمی ماند که خامنه ای قافیۀ منطقه را باخته است. بخاطر همین هم در وین برای سوریه هم بحاشیه رانده شده و هم بخاطر شرمندگی ظریف از جان کری بخاطر حرف ها و کارهای سیزده آبان و هم بخاطر اهمیت نداشتن موضع مستقل "اسد باید بماند" تا کنون خامنه ای، مجبور شده اند در حد تشریفات امیر عبداللهیان را راهی وین کنند.

5- اما از آن طرف پیشروی های خوبی را هم در داخل می توان نشان داد در جبهۀ روحانی. آنجائیکه قوۀ قضائیه را فاسد خواند و بنظر خودم - برعکس اینکه خیلی ها گفتند آملی لاریجانی جواب تندی داده - من جواب لاریجانی قضا را کاملاً منفعل و از روی ضعف و کلافگی دیدم. هم به این دلیل که هنگام پاسخ روحانی به لکنت افتاده بود و هم به این سبب که پاسخش از نظر خودش هم قابل قبول نبود. زیرا لاریجانی گفت که اگر فساد قوۀ قضائیه کارها را سخت می کند این حرف را در مورد قوۀ مجریه و دولت هم می شود گفت و صادق دانست. و اگر رییس جمهور هم فاسد باشد کارها سخت می شود. در حالیکه حرفش کاملاً غلط است و هیچ قوه ای بغیر از دستگاه قضا حکم نمک را ندارند. و اگر هم بگندند دادگستری سالم می تواند آنان را بمحاکمه کشیده و سالم سازی کند. در حالیکه دولت و قوۀ مجریه و رییس جمهور و مجلس چنین شأنی ندارند و نمی توانند فساد جایی را دادگاهی و داوری و رسیدگی کنند. یا در سمت دیگر توجه کنیم به سفر جواد ظریف به قم و استقبال مؤیدی که از طرف همۀ مراجع اسم و رسم دار سیاسی و غیر سیاسی قم انجام گرفته است. عکس ها را که نگاه کردم تقریباً هیچ مرجع تقلید مهم و تأثیر گذاری نبود که ظریف و همکارانش را بگرمی نپذیرفته باشند و از کارهای او تعریف و تمجید نکرده باشند. تنها مرجع غایب در این میان یوسف صانعی بود که آن هم قطعاً با صلاحدید طرفینی و گزک ندادن بدست تندروان از لیست ملاقات حذف شده است. البته نشانه ها زیاد است در مورد پیشروی روحانی از جمله تحریم شکست خوردۀ نمایشگاه مطبوعات از سوی تندروترین و اصلی ترین رسانه های حامی خامنه ای و ...

6- حالا با تأکید مجدد بر آنچه که بارها و بارها گفته ام راجع به پیچیدگی سادۀ توزیع قدرت و مؤلفه های مؤثر در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی؛ خواهم رفت بسمت نتیجه گیری و پایان این مطلب طولانی. و آن مهم تکراری این است که در جمهوری اسلامی نه رهبر و نه سپاه و نه بسیج و نه امام جمعه و نه شورای نگهبان و نه مجلس خبرگان و نه پول و نه پارتی و نه اطلاعات و نه هیچ مؤلفۀ ریز و درشت دیگری بطور مستقل از سویی و هم افزا از جانب دیگر دارای قدرت برتر و دست بالاتر نیستند و نمی شوند. مثل حکومت های متعارف. بلکه در جمهوری اسلامی پسا خمینی کسی و کسانی و گروهی و سیاستمدارانی و ... می توانند عرض اندام کنند و دارای قدرت بشوند و از همۀ مؤلفه های پیش گفته هم استفاده بکنند برای تثبیت خودشان که "کلید حوزۀ علمیۀ قم بعنوان مرجع اصلی و منحصر بفرد ایدئولوژی و مذهب" را در اختیار داشته باشد. خامنه ای در ابتدای رهبریش متزلزل و مشکوک و از اوایل دهۀ هفتاد بصورت کامل و از بعد از جنبش سبز بصورت ناقص این کلید را در اختیار انحصاری خودش داشت. اما اینک چنین معلوم است که حسن روحانی در این انحصار کلید داری خامنه ای ترک های بزرگی انداخته و حوزۀ قم را متقاعد کرده است که از سیاست های او حمایت کنند. این ناز و کرشمۀ طریف و مراجع اصلی قم در همین کانتکست است که مهم است. چون اگر روحانی بتواند نیمی از کلید قم را از انحصار خامنه ای خارج کند. خواهد توانست هم در انتخابات خبرگان و هم در مجلس آینده دست پری داشته باشد و سیاست های راهبردی نظام را با شیب ملایم و نترساننده اصلاح کند. من و ما این صبر و تأنی روحانی را البته نمی پسندیم. اما محتمل هم است که سرعت بالاتر از این می تواند همۀ پروژه را خراب کرده و به شکست بکشاند. 

7- کار من هول دادن است و تشویق است و تهدید؛ که روحانی هم غرغرهای من و ما را بفروشد در هنگام پیشروی. با این نشانه گذاری که "ببینید ملت چقدر انتظار دارند و بگذارید کمی سریعتر برویم" و هم آب خوش از گلویش پائین نرود و خوش خوشانش نشود از تعریف و تأیید ما در حالی که هنوز نه بدار است و نه ببار. و در این قالب تحلیلی است که ناامیدی اجتماعی من هم زیادتر می شود در مقابل امید سیاسی که شما دنبالش هستید و گفتم نشانه هایش خوب و رو به پیشرفت است. ناامیدی اجتماعی من هم از اینجا سرچشمه می گیرد که من هم دقیقاً مثل آیت الله خامنه ای در ورژنی برعکس اعتقاد دارم که با کلید سیاست نمی توان مشکلات ایران را حل کرد. چون سیاست هوادار کمی دارد و نخبه هستند و قابل سرکوب و بازگشت پذیر. اما چیزی که قابل سرکوب نیست اجتماع است و زیست اجتماعی مردم که هم توده هستند و هم زیاد هستند و هم مخالف سیاسی نیستند که بشود سرکوبشان کرد. و آن همان هنر است و سبک زندگی است و حجاب است و شادی است و عشق است و سکس است؛ که خامنه ای مراقبت شدید و از نزدیک آن را اولویت خودش می داند. اما روحانی نمی تواند در این حوزه ترکتازی کند و اگر می بینید تا امروز هم بیشترین عقب نشینی ها را در حوزۀ موارد اجتماعی و فرهنگی کرده است؛ به این خاطر است که اگر در فکر فتح بخشی و نیمی از قم و حوزه و مراجع مذهب (کلید قدرت) برنامه ریزی کرده باشد. نمی تواند همزمان به آزادی های فرهنگی و اجتماعی در حد رضایت حداقلی جوانان هم وارد بشود. چون بدست آوردن دل علمای عمدۀ مذهب جز از راه تحجر در حوزه های زیست مدرن ممکن نیست. و روحانیت شیعه از انکار خدا و سب نبی می گذرند اما از حجاب و سکس و موسیقی محال ممکن است بگذرند. دعا می کنم حداقل پروژۀ سیاسی روحانی موفق شود تا بلکه به آزادی های اجتماعی رهایی بخش نهایی هم ترشح کند بعداً. اما ته دلم قرص نیست که بدون کنسرت بشود مملکت اداره کرد و کشور را توسعه داد. یا...هو

۱۳۰ نظر:

مانی گفت...

دلقک گرامی دست مریزاد, هم داستان گیرا بود و هم تحلیل دقیق و روشن.
از دیدار وزیر امور خارجه از قم و مراجع میتوان چنین برداشت کرد که در واقع مراجع عظام خارجی هستند و دیدارشان جزئی از وظایف وزارت امور خارجه است. شاید روزی واقعا مجبور شویم قم را واتیکان اسلامی کنیم اما البته نجف جای بهتری است برای واتیکان اسلامی شدن و حق بیشتری هم دارد. من اگر یکی از این مراجع بودم از الان کار زار واتیکان اسلامی در نجف را اه میانداختم.


آرسین گفت...

تیمسار عزیز،
کار خوبی کردی که اول، مطلبی نسبتا طولانی نوشتی و پست قبل را به پایین هل دادی و دوم آن تیتر کذا را بطور 3 نقطه درآوردی.
در شان سیرک نبود جذابیت با استفاده از الفاظ رکیک.

ناشناس گفت...

دمت گرم دلقک. این واقع بینانه و درسته. هر چند خستگی ناشی از یه حکومت دیوانه چهل ساله هممون رو کلافه و پریشون کرده. ولی برگ آخر باقی مانده برای استحاله و گذار با کمترین هزینه همین روحانیه و راه های دیگه به نظر بسیار پر هزینه است. ناچار باید تحمل کرد.

ناشناس گفت...

- عکس رهبر در حالی که روحانی در چهره او خیره شده و او چشمان اش را از روحانی بر گرفته بسیار گویاست. نگاه روحانی بسیار جدی آمیخته با تعجب ست (که آن را در آن جایگاه عصبانیت باید خواند). خامنه ای از روی دریوزگی جرات قفل کردن در آن نگاه را ندارد.

- اما موقعییت ظریف، ایا او بروتوسی خواهد بود که خامنه ای جولیوس سزار آن ست. چرا که مراجع قم در زمان جنبش سبز از ترس سپاه زبان شان بند آمده بود (به جز صانعی و یکی دو ی دیگر) و از ملاقات با خانواده داغداران جنبش سبز طفره می رفتند مبادا که سپاه کاسه کوزه شان را در کوچه بریزد. حال کرور کرور به پیشاوز ظریف می روند. البته درست که ظریف معتمد خامنه ای ست، اما تحت نظرست، چراکه می تواند چون بروتوس دشنه در پشت جولیوس سزار خامنه ای فروکند. شاید خواست زعمای قم نیز همین ست. از طرف دیگر آغوش باز مراجع را از این رو که قدرت خامنه ای کم شده نیز شود توجیه کرد. از سوی دیگر سپاه شاید از هم اکنون دارد روی اسب دیگری نیز شرط بندی می کند.
در مورد سرعت روحانی من با شما اختلاف نگاه دارم. او می تواند سریع تر پیش رود و خامنه ای را در مقابل رفتار، از روی اجبار، موزغولانه اش که 150 میلیارد را می تواند به تاخیر بی اندازد، به گروگان بگیرد. روزنامه لوموند از هم اکنون دارد اظهار بد بینی می کند که مبادا برجام نا فرجام ماند.

ناشناس گفت...

فرانسه چی شد؟ تحلیلی؟ نظری؟ تسلیت یا تبریکی نداشتی بگی؟

ناشناس گفت...

ببخشید من متوجه نشدم که چطور مراجع تقلید حمایتشان از رهبر به خاطر کشتار 88 کم شده و از ظریف که می خواهد با آمریکا دست بدهد حمایت نسبی و ظاهری می کنند ولی با آزادی های اجتماعی مشکل دارند؟ مگر درد سیاسی مردم همون درد اجتماعیشان نیست؟ طرفداران موسوی که برای دوران طلایی امام به خیابان نیامدند! مردم تغییر سیاسی را برای تغییر اجتماعی می خواستند و تمام دلیلی که اصلاح طلبان طرفدار دارند همینه که گفتند ما قراره اصلاح کنیم! یعنی آخوند های قم این مسئله را نمی فهمند؟ بعد هم چطور آخوند ها واقعا بی ایمان شدن مردم را به عدم برگزاری کنسرت ترجیح می دهند؟ این احمقانه است! بالاخره یه روزی محدودیت ها باید برداشته بشه، این مراجع نمی خواهند دین را یکم اپدیت کنند؟ بابد کار به دین گریزی مردم و دقیقه 90 بکشد؟

Dalghak.Irani گفت...

یرای فرانسه متأسفم. هنوز هم خودم توی شوکم. البته در میان کشورهای غربی اخبار این چنینی از فرانسه کمتر از سایر جاها غیرمنتظره است. زیرا شارلی ابدو و چند حادثۀ بعد از آن ثابت کرده که امنیت و پلیس فرانسه سوراخ های گشاد زیادی دارند. پلیسی که چنان غافلگیر شود که در چهار نقطۀ شلوغ ترین جمعیت های شهر همزمان حملات جنگی - نه در حد ترور شهری - صورت بگیرد باید درش را گل بگیرد. البتهمن با اولاند مخالفم و هنگام انتخابش هم نوشتم که این آدم در قوارۀ رییس جمهور فرانسه شدن نیست و اگر هم بشود فایده ای ندارد. اولاند اگر هم عذری بیاورد دیگر قابل قبول نیست چون او بعد از شارلی ابدو باید بسرعت ساختار های امنیتی کشورش را مورد باز بینی و بازسازی قرار می داد. فرانسه مشکل مدیریتی دارد و الا تروریست ها که در همه جا و همه حال در آرزوی برنامه ریزی کشتار و ایجاد سروصدا. برای سفر روحانی بدبخت هم بد شد چون سفر اروپایی در ایران خیلی گرونه و ممکنه به این زودیا بدست نیاد و یا از دست بره. برای ظریف اما بد نشد که موضوع پاریس چنان وحشتناک است که سایع بیاندازد بررجزخوانی های روزهای گذشتۀ خامنه ای و ظریف هم برود پیش کری. خود خامنه ای البته عشق می کند هر چند که حاضر بود آندستش را هم بدهد و چنین عملیات موفقی در نیویورک یا واشنگتن انجام می شد. برای کشته شدگان - بویژه که همه هم در بهترین مکان های محبوب من کنسرت و ورزشگاه و رستوران - پاریس خیلی زیاد دلم سوخت و بخانواده هایشان تسلیت می گویم اما یادشان نرود که اولاند را باید فشار بدهند. یا...هو

ناشناس گفت...

ظریف رفت پیش کری واقعا چجوری اینکارو می کنی؟

Dalghak.Irani گفت...

خب این قضیه که رمل و اسطرلاب نمی خواهد و خیلی ساده است: کشتار وحشتناک پاریس - از نظر ارزش بشر غربی نسبت به بشر شرقی - همۀ گزینه های سیاسی را می برد زیر میز و ایدئولوژی مرگ اندیش اسلامی را برجسته می کند در روی میز. خود شخص بشار اسد و ماندن یا رفتنش بیشتر جنبۀ سیاسی است و ربطی اگر به ایدئولوژی دارد مربوط است به پیوند سیاسی او با خامنه ای. بنابراین رفتن حافظ اسد کمرنگ می شود و مبارزه با اسلام افراطی پررنگ. این وضعیت بنفع روحانی است و ظریف دست پرتری پیدا می کند در فرمول "اول شکست تروریسم سپس سرنوشت بشار اسد" و حالا حرفی برای گفتن و دفاع از اسد دارد. چون افکار تحریک شدۀ کشورهای غربی قبول نمی کند که بشار اسد بدلیل کشتن دویست سیصد نفر بشر شرقی - منظورم در سرکوب شش ماه اول شورش های سوریه است. چون کشتار چند صد هزار نفری بعد از آن در جنگ طرفینی با اسلام گرایان بوده و نمی تواند فقط بحساب اسد گذاشته شود - و به بهانۀ دفاع از حقوق بشر باعث مرگ صدها نفر بشربا ارزش غربی شود. پس فشار روی غرب است که حتی شده با شیطان دست بدهند سیاستمداران شان تا از این وضع خلاص شوند. و تنها راه عاجل این قضیه پذیرفتن اسد و کمک به او در مبارزه با تروریست های تکفیری در سوریه است. اما این ماندن و کمک بنفع روحانی و استراتژی تنش زدایی است و نه نفع استراتژی تنش زای خامنه ای چون کمک به اسد باعث تقویت ایدئولوژی اسلامی نمی شود. و بعکس غرب الان مصمم تر می شود که ریشۀ ایدئولوژی اسلامی را از بیخ برکند. درست است که خط مقدم فعلی در اختیار داعش است اما با داعش تمام نمی شود و غرب بعد از داعش بطور قطع با هر تمهیدی هم شده - از جمله کمک به میانه روهای ایران می رود سراغ ریشه کن کردن و کوبیدن سر مار ایدئولوژی اسلامی که سی و هفت سال پیش در ایران از خواب بیدار شده و کل منطقه و جهان را آلوده است. لذا از هر نظر حوادث پاریس به زوال و سرکوب ایدئولوژی خواهد انجامید حتی با نجات دادن بشار اسد. یا...هو

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

سلام تیمسار جان عزیز
مطلب خیلی خوبی بود.فراموش نکنیم که روحانی از اوائل انقلاب تا کنون, همکاری تنگا تنگی با خامنه ای داشته و کاملا مورد اطمینان اوست. من فکر میکنم بعد از برجام که بیشتر جنبه اقتصادی داشت و کمی امنیتی, روحانی در تلاش است تا آرزوی خامنه ای ( نابودی اسرائیل ) را تا خروج اسرائل از بلندی های جولان, تخفیف دهد. خامنه ای هم گویا راضی است به همین حد اقل. به شرطی که "ولایت فقیه" فاتح این فتح ال فتوح دیده شود. نه بخاطر خود شخص خامنه ای, بل بخاطر جایگاه "ولایت فقیه" در اسلام شیئی بعنوان صاحب فتوا و قدرت فتوا (همان فتوا ی که در برجام منظور نشد از دیدگاه غرب). اگر دنیای غرب به این خواسته تن دهد و اسرائیل را مجبور به عقب نشینی کند. خامنه ای با کمک سپاه منطقه را امن خواهد کرد و نسخه داعش را در هم میپیچد و حزب الله و حماس هم تبدیل به نیروهای سیاسی خواهند شد با آمادگی بالقوه نظامی .در این سناریو مردم ایران بعنوان "امت اسلام" در منطقه آقایی خواهند کرد و قدرت اول خاورمیانه خواهند بود. اما با همین سناریو مردم ایران بعنوان "ملت ایران" زیر بار صیانت از اسلام و قوانین متحجرانه اسلام سیاسی تا ابد خفه خواهند ماند. خامنه ای در سیاست خارجی موفق بود. اما در داخل نتوانست اهدافش را عملی کند زیرا مردم ایران بیشتر تمایل دارند "ملت " باشند تا "امت".
دعا میکنم تا خامنه ای زنده است. اسرائیل از بلندی های جولان عقب نشیند, تحت هیچ فشاری, تا مردم ایران در قالب "ملت" در خاور میانه آقایی کند.

ناشناس گفت...

روحانی به چهار دلیل نمی تواند موفق شود:

1. سیستم اخلاق و رفتار او اصولا منفعل و خنثی است کند عمل می کند و دیر شروع می کند و زمان چندانی برایش باقی نمانده است.

2. اگرچه شما درست می گویید که جمهوری اسلامی شتر گاو پلنگ است ولی هم اکنون 80 درصد همین سیستم شتر گاو پلنگ در مقابله با دولت همسو است (سپاه، بسیج، مافیای اقتصادی، بازار سنتی، امامان جمعه) حتی همان نهاد مرجعیت سنتی مذهبی که می گویید فقط به صورت موردی از دولت حمایت می کند و این مورد هم توافق هسته ای است و علت هم اینست که مجبورند حمایت کنند چون اگر نمی کردند خامنه ای هم خودش هم ملت و هم مرجعیت رو به باد فنا میداد.

3. سیستم انتخاباتی در ایران به شکل کاملا عمیقی سازمان یافته و جهت دار شده است و نهادهای نظارتی بعد از چند دهه در کانالیزه کرده روند انتخابات مهارت بسیار پیدا کرده اند. بنابراین انتخابات مجلس و خبرگان بعدی نیز اصلاح طلبان و رفرمیست ها به صورت کامل حذف خواهند شد و تعدادی از کاندیداهای به اصطلاح میانه رو ولی در اصل وابسته به جناح های داخل حکومتی جهت خواباندن شور اعتراض مردم اجازه ورود به انتخابات رو پیدا خواهند کرد.

4. به عقیده بنده یک شخصیت سیاسی در آینده ایران بسیار تاثیرگذار خواهد بود او هم اکنون کاملا به صورت چراغ خاموش مشغول به پیش بردن برنامه خود هست و اکثر تحلیل گران از توجه به این مسئله غافل هستند. این فرد لاریجانی رئیس مجلس هست. اسب تروای برادرش لاریجانی قوه قضاییه. او وظیفه دارد با جناح روحانی و هاشمی ائتلاف انتخاباتی تشکیل دهد. ظاهر قضیه این است که دو طرف به همدیگر قول می دهند پس از ورود کاندیداهایشان به مجلس شورا و مجلس خبرگان هوای همدیگر را داشته باشند ولی برنامه اصلی لاریجانی ها این هست که پس از بالا رفتن از نردبان محبوبیت و اقبال مردمی روحانی، هاشمی و خاتمی، لاریجانی قوه قضاییه را رهبر کنند و برادران دیگر مقامات کلیدی دیگر را اشغال کنند. به همین سادگی و بسیار دقیق و حساب شده در آینده ای نزدیک سرنوشت قدرت در ایران تعیین خواهد شد.

ناشناس گفت...

توکه گفتی ظریف از شرم ۱۳ ابان نمیره.حالا چی شد رنگ عوض کردی.

ناشناس گفت...

فرانسه کاملا از نظر امنیتی از هم وارفته ست. البته نیاید فراموش کرد که بر خلاف کشورهای دیگر اروپای غربی، فرانسه چندین دهه (از زمان سرکوب الجزایر) است که یک جمعیت رادیکال عرب را در خود جا داده، به ویژه در مارسِی و فقیر نشینان حومه پاریس.
در جریان درگیری با تروریست ها در ترن آمستردام به پاریس نیز، این سه آمریکایی، در وحله اول، یک بریتانیایی و پزشک (فکر کنم) فرانسوی بودند که ختم قائله کردند. ماموران فرانسوی قطار خود را در داخل کوپه ای قفل کرده بودند و بی خیال مسافرها شده بودند. آدم را یاد وادادن فرانسوی ها مقابل هیتلر می اندازد - به جز پارتیزان ها البته.
خیلی جالب است که خودشان می گویند بعد از چارلی ابدو منتظر چنین چیزی بودند، به ویژه که دو بار نیز از بیخ گوش آن ها رد شده بود - قطار و آن کارخانه که خراب کارِ، خوشبختانه به پای خودش شلیک کرده بود. با بازگشت داعشی ها به موطن شان، درد خاورمیان خرده ای التیام گرفته و شوربختانه دردسر اروپا آغاز می شود. فکرش را بکنید که اگر خراب کارها همزمان در چندجای مختلف جمعه عملیات کرده بودند، رگ خواب که چه عرض کنم، آدرس اطاق خواب پلیس فرانسه را نیز می دانستند.

ناشناس گفت...

کری: ظرف شش ماه دولت موقت در سوریه بر سرکار می آید.

رومی گفت...

" خب این قضیه که رمل و اسطرلاب نمی خواهد و خیلی ساده است:......"
این برای شما ساده است با دانش گسترده و چند وجهی، ذهن باز و همچنین قدرت شهود بالا. به همین خاطره‌ که روزی چند هزار نفر خواننده ثابت دارید (بسیاری دارای مدارک تحصیلی‌ بالا) و نوشته‌های شما در فیسبوک و ... بازپخش می‌شه.

" لذا از هر نظر حوادث پاریس به زوال و سرکوب ایدئولوژی خواهد انجامید حتی با نجات دادن بشار اسد."
با اینکه پس از خواندن خبرها و دیدن صحنه‌های ماجرا چشم هام پر از اشک و قلبم پر درد شد، یک حس شهودی عجیبی‌ به من میگفت که این تراژدی به پایان زودتر تراژدی بزرگ تر در سوریه کمک زیادی میکنه. توضیح کوتاه شما این حس رو به زبان ساده بازگو می‌کنه.

دوستدار پدر عزیز،
رومی

ناشناس گفت...

جالب است که در حالی که رئیس جمهوری با حرکتی حساب شده در نمایشگاه مطبوعات تحسین عمومی را برانگیخت شما در تحلیل های چند روز اخیر بهای چندانی به آن نداده و به قدر کفایت به آن نپرداخته اید.

اعتدالگرا

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس گفت...
توکه گفتی ظریف از شرم ۱۳ ابان نمیره.حالا چی شد رنگ عوض کردی.

اولاً که تو توی کلاهت است. ثانیاً چشمان باباغوریت را باز می کردی و قبل از اظهار فضله کامنت مرا می خواندی. ثالثاً این آخرین باری باشد که روابط پنهان سال های نوجوانیت با من را آشکار می کنی. درست است این قبیل کارها در غرب تابو نیست اما من آبرو دارم در ایران! یا...هو

تکمله: اگر با ادب و مثل بچۀ آدم سؤال کرده بودی. حتی اگر جنبۀ استنطاقی داشت جوابت این بود که: حوادث پاریس دست ایران را جلو انداخت و همه چیز تحت تأثیر این حادثه از اهمیت افتاد. دیدید که ظریف نرسیده به وین ایکی ثانیه همه توافق کردند که بدون گیر دادن به اسد فعلاً طرح مبارزه با تروریست ها را جلو بیاندازند.

ناشناس گفت...

با احتمال بسیار بالا مردم در ایران، به ویژه جوانان به روز، حرکت انسان دوستانه نمادینی از سر هم دردی با مردم پاریس انجام خواهند داد و بسیار زود نیز - چون 2001. روحانی، از نظر انسانی هم، باید حداکثر استفاده از چنین جرکت را بکند که هیچ، بل موضع محکم کابینه اش در مقابل این آدم کش ها را با صدای رسا اعلام کند - که هم باشد پیامی برای جهان که مردم ایران اینند و نه آن. هم به در گفته دیوار شنود.

ناشناس گفت...

به نظر من خامنه ای هم در سیاست داخلی به شدت شکست خورد و هم در سیاست خارجی. در سیاست داخلی از اول شکست خورد منتها سیاست خارجی اول با موفقیت اون همراه بود اما کم کم ورق برعلیهش می چرخه. فعلا هفتاد و پنج درصد مناطق تحت تسلط حوثیها از دستشون خارج شده و عراق هم از نوری مالکی به بعد وضعیت به ضرر ایران عوض شده. البته این ماجرا ادامه داره. سوریه هم با مدیریت روسیه به حذف اسلام و جمهوری اسلامی از کنترل تقریبا همه چی تموم می شه.

ناشناس گفت...

Nous sommes tous les Parisiens
We are all Parisians
ما با مردم پاریس هم درد هستیم

عزیزان آدم دوست در ایران، شعار بالا شعار کنون جهانیان ست به آن بپیوندید. در ترجمان فارسی آن اندکی تغییر دادم که موجب دردسر برای تان نشود. پوستر، دیوار نویس، شمع، کیک برج ایفل با پیام بالا. ایده های شما بسیار بالاینده تر از ارادتمندست. این فرصتی ست تا از هزاران مایل دور تر از فراز اژدها به پرواز در آمده در آغوش جهانین قرار گیرید. قربانیان پاریس، سوریه، عراق، ایران، سوئد (در عملیات کشتاری بر علیه مهاجران) و و فرا ملیتی بوده، بخشی از خانواده همه ما هستند. چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار - که سعدی بزرگ کس چون تو درد آدمی بیان نکردست.

مازیار وطن‌پرست گفت...

اخبار جدید این تحلیل اخیر جناب دلقک را -خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنیم- تایید کرده‌است: حصول موافقت مقدماتی قدرت‌ها در وین بر سر سوریه. خبر فوری بی‌بی‌سی
http://www.bbc.com/persian/world/2015/11/151114_l45_syria_vienna_meeting

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از باب درد دل (بخش سیاسی‌اش را خیلی جدی نگیرید):
مواضع چپ‌های ایرانی آنچنان چپ اندر قیچی و شرم آور است که آدم راضی می‌شود همین آخوندها تا ابد بر سر ما مطیع باشند اما این چپ‌ها که آبروی روشنفکری را در ایران برده‌اند آزادی بیان و عمل سیاسی نداشته‌باشند. مرگ اندیشی و توطئه پنداری فصل مشترک اندیشهٔ چپ با ایدئولوژی شیعی است. هنوز هم هر دو گروه حول همین مفصل مشترک همچون تیغه‌های یک قیچی هر چه را نشانی از زندگی، زیبایی و شادمانی داشته‌باشد، می‌بُرند. یکی به نام معصیت و شیطان و نفس اماره، دیگری به نام مظاهر بورژوازی. شرم آور است که این دوستان (در فیس بوک) ترجیح می‌دهند داعش را محکوم نکنند که مبادا فحش دادن به کاپیتالیست‌های اسلحه فروش معطل بماند. البته زیباترین پاسخ را به این افراد توسط یک چپ داده‌شد -که از انصاف نمی‌شود گذشت- 90٪ حرف‌ها و آرایش را می‌پسندم. به محض اینکه به او ابراز ارادت کردم دیدم متنی نوشته عین متن اخیر وبلاگ بابک مینا. در مذمت اینکه سرمایه‌داری جمهوری اسلامی خطرناکتر از فلان و بهمان است. جفت پا رفت توی عرض ارادتم. این هم متن او در پاسخ به مزخرفات رفقای چپ در واکنش به اتفاقات پاریس:

«پاریس به خاک و خون کشیده شد و حالا مریض های روانی و عقده ای های دچار شوک فرهنگی شروع می کنند به نوشتن درباره تاریخ استعمار فرانسه در آفریقا و درباره جنایات فرانسوی ها در الجزایر. کسی واقعا باید دهان این آدم ها را ... کند. چرا نمی فهمند که داعش نه استعمار فرانسه و نه سیاست امپریالیستی بلکه نفس مدرنیته٬ نفس روشنگری٬ و نفس مدنیت را هدف قرار داده است؟ کجای این جنایات ضد استعماری٬ ضد سرمایه داری٬ و ضد اروپا محوری است؟ آری اروپا قطعا دارای سویه ای سیاه و غیر قابل دفاع هم هست. اما سویه روشن اروپا بسیار بزرگتر٬ مهم تر٬ و موثر تر از سویه های تاریک آن است. سویه ای که ارزش های روشنگری را خلق کرد. سویه ای که اومانیسم٬ دموکراسی و سوسیالیسم را ایجاد کرد. سویه ای که مردم اروپا را به استقبال از پناه جویان در ایستگاه های قطار وا داشت. در مقابل توحش بنیادگرایان اسلامی٬ باید از این سویه اروپا یاد کرد و دفاع کرد. پرت بودن هم حدی دارد آخر.»

بجای "پرت" بودن باید می‌نوشت "چپ" بودن. حیف یا شاید هم شکر، که او هم چپ است! نامش را به دلایلی نمی‌نویسم.

ناشناس گفت...

شصت داعش با خبر شده که توافق جهانی نابودی داعش صورت گرفته لذا روی به شدیدترین حملات( بمب گذاری در هواپیمای روسی و عملیات فرانسه) آورده اند. توافق هسته ای، وارد معرکه شدن روسیه با بمباران های هوایی به قصد بالا بردن وزن خود در معادلات سوریه، عملیات سنجار پیش درآمد عملیات حذف است. البته تکلیف اسد هم باید مشخص می شد که با حادثه تروریستی پاریس فعلا به زمان دیگری موکول شده است. ریشه نفرت 37 ساله در خاورمیانه هم باید خشکانده شود. تا هشت سال آینده با توافق اتمی، آمریکا حکومت ایران را روی پل آورده است و تا شانه های او را با خاک آشنا نکند از پای نخواهد نشست. این است عاقبت نرمش قهرمانانه. کسی نیست سرپا اعلام کند؟

ناشناس گفت...

اگه سپاه می تونست داعش رو سرکوب کنه نه توی عراق نیاز به آمریکا بود و نه توی سوریه نیاز به روسیه.

ناشناس گفت...

ملت ایران در منطقه آقایی خواهند کرد اما پس از به شکست کشاندن سیاستهای خامنه ای در داخل و در خارج. فعلا که موفقیت هفتاد درصدی رو میشه رصد کرد. خوبه که خامنه ای سر عقل آمده و خوابهای قبلیش رو فراموش کرده. اما باید بقیه خوابهاش رو هم فراموش کنه. حکومت اسلامی در بستر مرگه. اینو در و دیوار ایران گواهی میده.

ناشناس گفت...

فقط یک سوال دیگر اینم جواب دهید من دیگر زحمت نمی دهم، چرا به قول شما 100 هزار شرقی که کشته می شوند کسی زیاد ناراحت نمی شود ولی 100 تا غربی که می میرند همه ناراحت می شوند در حد تغییر سیاست های جهان؟ حتی خودم هم این احساس را دارم! درسته برای ما عادی شده که خاورمیانه ای ها بمیرند ولی چرا حتی به نظر ما شرقی ها خون غربی ها با ارزش تر است؟

ناشناس گفت...

خوبه والا شاه ما به این غربی ها گفت چشم آبی، سریع زیر پاشو خالی کردند، اما این اسلامیستا خشتک غرب رو کشیدن روی سرش ولی بازم تحمل میشن.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

گه شما خبر داشتید سپاه خامنه ای چقدر موی رگی در میان شیعیان و فارسی زبانان نفوذ دارد, هیچ وقت صحبت از شکست خامنه ای در سیاست خارجی نمیکردید . سیاست خارجی خامنه ای, فقط تقابل با غرب خاصه امریکا و اسرائیل نیست. بلکه به زیره پرچم" حلال شیعی" آوردن مسلمانانیست که نمیخواهند زیره بیرق متزلزل و غارتگر اعراب و ترکیه گرفتار شوند. چرا که خامنه ای به آنان شخصیت تشکیل ساختار و تصمیم سازی میدهد. مگر ملت مولداوی و رومانی وقتی از سره بیچارگی که شوروی دچارشان کرد,به سمت غرب چرخیدند, چه بدست آوردند جز صدور روسپی و کارگر ساختمانی به غرب از سره ناچاری؟! حال اینکه آنان از شرایط بد اقتصادی فرار میکردند و اینان, هم از اقتصاد فلج و هم از امنیت برباد رفته. مطمئن باشد شیعیان و فارسی زبانان چه من و شما خوشمان بیاید چه نه, به ایران تمایل دارند.

ناشناس گفت...

دلقک جان دستت درد نکنه با مطلبت. اما چیزی که شکست خامنه ای رو بیشتر نشون داد کامنت شاگرد تنبل ته کلاس بود. این کامنت نشون می ده که خامنه ای از سیاست نابودی اسراییل هم داره عقب نشینی می کنه چیزی که من فکرش رو نکرده بودیم. از الان دارن بین حزب اللهیا مقدمه سازی می کنن. که این جام زهر بعدی خامنه ای کمتر آزارشون بده . کمتر گریه و زاری راه بندازن. فکر کنم توی برجام موافقت ضمنی شده باهش.

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک عزیز
وقتی حرف‌های بظاهر روشنفکرانهٔ چپ‌ها را می‌خوانم آن موقع می‌توانم موقعیت آدم‌هایی مثل داریوش همایون را که از عقرب جرارهٔ حزب توده به مار غاشیهٔ دربار سلطنتی پناه بردند را بهتر درک کنم.

به محض آنکه بوی ضعف و تغییر موضع از نظام را احساس کرده‌اند تند و تند تحلیل از خودشان درمی‌کنند که
" مشکل اصلی دولت مستقر را باید در ماهیت سرمایه‌دارانه آن دانست یا در ماهیت استبدادی/دینی آن؟ دوم. بورژوایی شدن پیش‌رونده اسلام‌گرایی در ایران حرکتی رو به جلو است یا پسرفتی تاریخی است؟ " این جملات را از بابک مینا نقل کردم و وبلاگ پارادوکس که خودم آن را به واسطهٔ چند تحلیل کم و بیش غیر ایدئولوژیک در اینجا معرفی کردم. اما انگار عروس تعریفی ما ... . من نسبت به بابک مینا، سواد، ادب و متنانت او احترام زیادی قائلم اما ایدئولوژی انگار با شیر مادر در جسم می‌رود و .... به این زودی‌ها بیرون آمدنی نیست.

من گمان می‌کنم سرمایه‌داری بورژوایی در حال تحول و تغییر است اما نه آنطور که مارکس می‌گفت. سال‌هاست که آنتی‌تز آن (خیلی دیالکتیک و هگلی) از دل خودش زاییده‌شده و در حال رشد و نمو است: تکنولوژی! خیلی پیشتر از آنکه این قرن به پایان رسد تکنولوژی و آزادی اطلاعات روش‌های تولید را تغییر دادده و منابع کسب ثروت (اعم از پول، قدرت، دانایی و هر نوع اعتبار اجتماعی) را دگرگون خواهد ساخت. آن وقت این حضرات هنوز (در حالیکه مدیران بزرگترین بنگاه‌های سرمایه‌داری جهان، خود حقوق بگیر و مدیر حرفه‌ای‌اند و نه صاحب اصلی ادوات تولید) همچنان قائل به "از خود بیگانگی مزد بگیری" هستند. بی‌آنکه در دو قرن گذشته حتی یک الگوی جانشین برای "مزدبگیری" معرفی کرده‌باشند. تنها کار عینی حضرات جانشینی سرمایه‌دار با دولتی مرکب از بوروکرات‌هایی بدون خلاقیت و بدون انگیزه بوده‌است.

در حالیکه سوسیالیسم اصیل خود را به چهرهٔ دیگری آراسته و در مطالعات اقتصاد دانان جهان غرب (و در غیاب مدعیان چپ) زندگی دوباره‌ای را آغاز کرده‌است: سنجش بهره‌وری دو الگو در مدیریت منابع؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت مشاع.

اسلامی یا سکولار، چالش بزرگ بعدی در ایران برسر نحوهٔ مدیریت اقتصادی خواهد بود.

ناشناس گفت...

الان آمدم کامنمت قبلی رو بفرستم این کامنت جدید شاگرد تنبل رو دیدم و جوابش رو مینویسم. شما اگر بین مردم ایران بودید میدانستید چه اشتیاقی دارند به نابود کردن خامنه ای. اگه بین مردم عراق میبودین میدونستیمن چه اشتیاقی دارن به حذف خامنه ای البته فعلا در مقابل داعش تحملش می کنن. اصلاحات عراق حذف خامنه ای رو به دنبال داره. فعلا داعش هست بعدا که نیست ...

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک گرامی
من اغلب دچار افکار و مطالعات خودم هستم و پس از خواندن متن اصلی سیرک، اگر سئوال یا انتقاد خاصی نداشته‌باشم به دغدغه‌های خودم می‌پردازم. چون فرض براینستکه "دلقک ایرانی" و یا هر نویسندهٔ مورد اقبالم زمانی که در سطح و استاندارد خود می‌نویسد اتفاق عجیبی نیفتاده و چیزی جز تایید دلایلم برای استمرار در خواندن آن وبلاگ نیست.

این پست خاص به دلایلی که خودت با زیرکی تام به آن اشاره کردی، برای پاسداری از نهال (یا نازک آرای تن ساق گُلی) که خود در دل ما نشانده‌ای، یا به استمرار حیاتش امید داده‌ای، بسیار حیاتی بود.

لازم دانستم این چند خط را این بار بنویسم تا بر پینگ پونگ "عقلی-احساسی" بین دلقک گرامی و خوانندگانش تاکیدی -گرچه غیرضروری و صرفا عاطفی- داشته‌باشم. ازین پس اگر بطور مشخص چنین تشکری نکردم بنا را بر 90٪ نشستن تیرت بر هدف دل و ذهن خواننده بگذار.

ضمنا به گمانم چند -یا دست کم یک- کامنت من رهسپار وادی خاموشان شده، عنایتی بفرما.

عصبانی گفت...

سپاس.
این عکس را هم ببینید به نظرم با متن شما کمی هماهنگ بود :

https://saminaik.files.wordpress.com/2013/12/crazy-old-wheelchair-man.jpg

ناشناس گفت...

((سیاست خارجی خامنه ای, فقط تقابل با غرب خاصه امریکا و اسرائیل نیست. بلکه به زیره پرچم" حلال شیعی" آوردن مسلمانانیست که نمیخواهند زیره بیرق متزلزل و غارتگر اعراب و ترکیه گرفتار شوند. ))

این جمله داره میگه خامنه ای تقابل با غرب و آمریکا رو داره بی خیال میشه.

((زیره پرچم" حلال شیعی" آوردن مسلمانانیست که نمیخواهند زیره بیرق متزلزل و غارتگر اعراب و ترکیه گرفتار شوند.))

اگه به جای خوندن بولتنای سپاه واقعیات منطقه رو نگاه کنین میبینین که مردم سنی منطقه کاملا علیه خامنه ای موضع دارن. حتی نسبت به شیعه هم دشمن خونی شدن. آمارها رو بینین فقط مردم پاکستان سبت به ایران نظر مثبت دارن. بقیه در حد اسراییل از خامنه ای متنفرن. این یعنی شکست کامل در سیاست خارجی.

پی نوشت: دلقک درسته حزب الله رو رد کردی اما جانشینش رو نگه داشتی!

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دوست عزیز ,شما کامنت اول من رو تا آخر نخواندید, یا متوجه جمله یکی مانده به آخر نشدید. یا یک کسره را ضمه خواندید!. دلقک یک تعبیر دارد از حکومت "عرفی" و "انقلابی". من یک تعبیر دارم از "ملت" و "امت". این دو نگاه باهم تقابل ندارد. بلکه دو دیدگاه است, موازی از یک موضوع. البته باید بگویم رابطه من و دلقک, رابطه مرید است و مرشد.شما اگر فحوای کلام دلقک را میپسندی, کامنت من هم همان فحوا را دارد ولی با ادبیات دیگر. خودم را به دلقک نمیچسبانام تا احترام و تمجید کسب کنم. مشکل اینجاست که من فکر خودم را دارم و خرد من با مشاهداتم, این نتایج را به من میدهد. ما یک بار, برای نه گفتن به "امت" بودن به احمدی نژاد کت و شلواری رای دادیم تا نشان دهیم "امت" نیستیم. اما به سختی فریب خوردیم. حال چطور انتظار داریم روحانی عمامه به سر "ملت" بودن مارا لحاظ کند. روحانی هم تلاش میکند "امت اسلامی" را قوام دهد. تابحال هم خوب عمل کرده.حرف من این است, یا باید به خامنه ای اعتماد کنیم و بگذریم امپراطوری شیئی را راه بیاندازد تا هم خودمان نگران آینده نباشیم و با داشته هایمان زندگی کنیم و در کوی و خیابان صیانت اسلامی را حفظ کنیم و در خانه هرچه میخواهیم حرام کنیم. یا اگر میخواهیم یک "ملت" سر بلند و آزاد باشیم, دنبال غرب نگردیم برای کمک. بلکه با فرهنگ غنی که داریم, این اسلام بازی هارا درونمان هضم کنیم و با تکیه بر غنای تاریخی با جهان گفت و گو کنیم. من دلقک را می پسندم زیرا با ادبیات جذاب در همین راه قدم گذاشت. هر چه ما خامنه ای را کوچک فرض کنیم, مشکل را کوچک کرده یم. اگر خامنه ای کوچک بود, بر ملت بزرگ ایران حاکم نمیشد. هرکه بگوید خامنه ای آدم کوچکیست, دارد ملت ایران را تحقیر میکند. جورج بوش این را فهمید, اوباما هم فهمید, ولی خیلی از ما هنوز این را درک نمیکنیم.
خامنه ای اولین حاکم شیئی بود که پس از ۵۰۰ سال توانست کربلا را در کنترل شیعیان در آورد. شاه اسمائیل صفوی با تمام قدرت نتوانست این کار را انجام دهد. و برای جبران, مشهد و حرم امام رضا را توسعه داد تا شیعیان را آنجا گرد هم بیاورد. موفقیت خامنه ای در این مورد بینظیر بود در ۵ قرن گذشته. شما تصور کنید چه اعتماد به نفسی دارند مذهبی ها و اطرافیان خامنه ای. زمان بوش حتی نامه احمدی نژاد را بی پاسخ میگذاشتند. اما حالا دور یک میز با نماینده های خامنه ای, ساعتها گفت و گو میکنند. مطمئن باشید اگر دستان سپاه تا سوریه و عراق و لبنان و یامان دراز نبود.و هزینه رویارویی نظامی را برای غرب بالا نمیبرد, با یک حمله گاز انبری, مانند عراق, کار جمهوری اسلامی هم تمام بود.

شهروند گفت...

هيچ آيت اللهي با آنهمه شأن و شوكت حاضر نيست براي جمع كوچكي سخنراني كند در اين دوره زمانه ، خامنه اي هم اگر بين زائران عراقي و مردم عراق شأن و منزلت قبلي را داشت ، نفوذ در صحنه سياسي عراق برايش مهم نبود ، توده هاي خاورميانه بعد از ظهور داعش ، هر روز بيزارتر از اسلام سياسي مي شوند ، فقط مانده اند مشتي مزدور براي امثال خامنه اي ، ابوبكر البغدادي

ناشناس گفت...

اولا ما به احمدی نژاد رای ندادیم. ثانیا ما ابدا به خامنه ای اعتماد نداریم. ثالثا کنترل کربلا رو آمریکا به ایران داد نه خامنه ای. خامنه ای مردی تماما شکست خورده است و بین مردم منفور. این نفوذ مویرگی هم که گفتین مشابه همین است که پول بدهد برایش تبلیغ کنند. اینها نتیجه نمی دهد. خامنه ای ورشکسته تر از این حرفاست. رابعا ما ملت بزرگ و سرافرازی هستیم با نفی خامنه ای و با همبستگی با غرب. خامسا آخوند بنفش رو قبول ندارم اما کاملا با خامنه ای متفاوت هست و داره خامنه ای رو بازنشست می کنه. سادسا اگر کار جمهوری اسلامی را تمام نمی کنند برای این است که کار جمهوری اسلامی در جنگ نرم تمام شده هست. غرب صبر می کند تا این نرم افزار به سخت افزار تبدیل شود. بدون هزینه! سابعا در خاورمیانه سنی ها روز به روز قوی تر می شن. اشتون کارتر هم که اشاره کرد باید نیروی زمینی درست کنین. حالا دارن سودانی ها رو استخدام می کنن در مقابل عراقیها و لبنانیها و افغانی های شیعه. این هنوز از نتایج سحر است.

Dalghak.Irani گفت...

.......د ولی چرا حتی به نظر ما شرقی ها خون غربی ها با ارزش تر است؟.....

دوست ناشناسی که این سؤال جملۀ آخر کامنتتان است. پاسخ من که بارها تکرار کرده ام ممکن است کمی آزار دهنده باشد. اما چون واقعیت جاری است و انسان شناسی من هم آنرا تأیید می کند مجدداً در جند حرف می نویسم. بنظر من هم بشر غربی (هر آدمی در دنیا که درآمد سالیانه اش از 20000 دلار امریکا کمتر نباشد - بشرتر است. مثل فرق بشر زعفرانیه با بشر دروازه غار در تهران بعنوان نمونه و الا همۀ خانواده ها و همه قبیله ها و همۀ قوم ها و همۀ ملت ها و همۀ روستاها و همۀ شهرها و همۀ کشورها چنین تقسیم بندی بشر درجه یک و دو وسه را قبول دارند و خودشان با همین الگو در فامیل و قبیله و قوم و ملت همشهری رفتار می کنند. اصولاً آدمی که به کنسرت و رستوران و ورزشگاه و کنار دریا و مسافرت و موزه و ... می رود و دارد بدیهی است که آدم تر و بشرتر از کسی است که هنوز در حوزۀ معیشت و مرگ و زندگی تقلای مستدام و همواره ای دارد. ممکن است عادلانه نباشد. اما واقعیتی منصفانه است برای بشری که رقیب و بهترخواه و خودبرتر بین آفریده شده تا دنیا جای بهتری بشود و پیشرفت کند. یا...هو

ناشناس گفت...

سلام تیمسار گرامی

یعنی من توده ای بی کس و کار با درآمدی زیر 20.000 هزار دلار آمریکا آدم نیستم و آفریده شدم برای مردن؟ نمیدونم شاید همینطور که شما میفرمایید. دلم سوخت برای خودم.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دوست عزیز, احمدی نژاد در دور اول با کت و شلوار, رفسنجانی را شکست داد. و رای اکثریت را گرفت.اما در دور دوم, تقلب شد و موسوی "کت و شلوار پوش" رای واقعی را داشت. اما رئیس جمهور نشد.
یک دلیل عقلی بیاور که چرا امریکا باید کنترل کربلا را به ایران بدهد در حالی که به گفته بوش, ایران هدف بعدیست پس از عراق برای حمله نظامی و تا همین اواخر هم که گزینه نظامی روی میزه اوباما بود!
اینکه خامنه ای "در سیاست داخلی" شکست خورده است را که بنده ام گفتم در کمانت قبلی.
مگر میشود بدون هزینه در جایی نفوذ کرد؟ امریکا هم هزینه میکند, اسرائیل هم هزینه میکند. مهم این است که خامنه ای با کمترین هزینه دارد بیشترین بهره برداری را میکند. (جنگ ۳۳ روزه لبنان را فراموش نکنیم)
دنیای غرب خلاصه میشود در هزینه و فایده. چشم غرب فقط فایده ما را میبیند. مگر محمد رضا پهلوی کم با غرب رفاقت کرد؟ از زمانی که تصمیم گرفت با انگلیس معامله نفتی نکند, با کمک غرب به خمینی, سرنگون شد و این بلا سر ایران آمد.( من شخصا معامله با خامنه ای را به غرب ترجیح میدهم). البته غرب هم پشیمان است که چرا شاه را سرنگون کرد و امنیت خودش را به خطر انداخت.
اگر سونی ها عرب نیروی زمینی تشکیل دهند, از حالا تا ۲۰ سال دیگر به تجربه سپاه نخواهند رسید. بدون درنظر گرفتن اینکه تا ۲۰ سال آینده, سپاه در نقطه کنونی نیست و بسیار رو به جلوتر حرکت کرده چه از نظر عملیات زمینی و چه موشکی.
حالا چرا روحانی رییس جمهور شد؟! این تنها آخوند کاندید کسی بود که اجازه داشت در مناظرات رادیکال حرف بزند و رقیبانش را بدون هیچ خط قرمزی ناک اوت کند. چون از خامنه ای اجازه داشت و تنها کسیست که این اجازه را دارد که تا بالای سر خامنه ای, مسلح باشد.
رفاقت با غرب از موزع زعف, برای من و شما, آب و نان هم نمیشود. چه برسد به اینکه آلمان یا اتریش اسلامی بشویم! زهی خیال خام

ناشناس گفت...

روی سر ملت ایران بارها سوسک های کثیف رفتن تاریخ بخونی متوجه می شی. اینو نوشتم تا بزرگ بودن ملت ایران رو که تازه این هم هندوانه زیر بغل هست بهانه نکنی تا بزرگی ولی وقیح رو ثابت کنی.

ناشناس گفت...

سپاه عرضه نداشت تا بصره پیش بره. عراق هدیه آمریکا به مردم ایران بود. بی خود کاری رو که در توان شما نبوده و نیست و نخواهد بود به حساب ولی وقیح واریز نکن. آمریکا اشتباه کرد یا شاید برنامه دیگه ای داشت. اما هرکس غیر از خامنه ای بود بهتر از این می تونست ار فرصت استفاده کنه. مردم ایران تصمیمشون رو گرفتن. ضدیت با خامنه ای و جمهوری اسلامی و غرب دوستی. اون موضع قوتی که شما می خوای چیزیه که از دست دادین و تازه اون به ضرر مردم ایرانه. نفع مردم ایران در ضعف خامنه ای هست این چیزیه که داره اتفاق می افته. حالا هی دست و پا بزن ...

این جنگای حزب الله و غیره هم مثل پیروزیهای داعشه. از بین می رود و دفن خواهد شد.

ناشناس گفت...

این فرانسه چرا انقدر داغون است .یعنی انگار هیتلر دوباره حمله کرده بود با تانک وسط شانزه لیزه. به خاک خون کشیدنشون خاک فرانس به توبره کشیده شد .اگر غرب و ناتو همینه که دیدیم پس همون بلایی که شاه میگفت سرشون اومده یادش بخیر خبرنکار ازش پرسید چشم قهوه ای به چشم آبی درس میده .دیگه دارم یواش یواش فکر میکنم اینها طبل تو خالیند با هالیوود و کون کارداشیان امورات میگذرونند

ناشناس گفت...

جالبه این کامنتا رو می خونم یاد شاه می افتم. شاه هم بیچاره هی می گفت من به کشاورزا فلان چیز رو دادم به کارمندا بهمان چیز رو. توقع نداشت همه علیهش بشورن. خامنه ای هم همون اشتباه رو داره مرتکب می شه. البته اون خدابیامرز آدم صافی بود. این خیلی پست فطرته.

ناشناس گفت...

دلقک این عربستان آخر پررویی و قلدری و وقاحت شده. گفته هرچی خواستین کنفرانس وین بذارین ما تا اسد باشه از مخالفینش حمایت می کنیم.

بهرام گفت...

شاگرد تنبل ته کلاس... شما که به ظرافت تفاوت کسره و ضمه عالمید، جانا (زیر پرچم و زیر بیرق) و (سر ناچاری) نوشته میشود و هیچکدام زیره و سره نوشته نمیشوند. حالا بگذریم از هلال شیعی که حلال نوشته اید.
در وبلاگ دلقک که خودش رسا و بدون غلط مینویسد و بازمیگردد و اصلاح میکند شایسته است که ما هم نظرات متفاوتمان را به فارسی صحیح بنویسیم و نه این فارسی کج و کوله فیسبوکی نگارها. زیره سوغات کرمان است و سره هم به معنای خالص دربابر ناسره.

معذرت بابت یادآوری ولی چون نظرات قبلی شما را میخواندم و این مورد را هرگز مشاهده نکرده بودم دریغم آمد که ننویسم. شما خود صاحب اختیاری.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دوست من بهرام, از شما و باقی دوستان پوزش می طلبم بخاطر غلط های املایی. یک بار قبلا گفتم, کیبورد من فارسی ندارد و ناچارم از گوگل برای فارسی کردن استفاده کنم. واعلا اندک سوادم به بدون غلط نوشتن میرسد. با این حال تمام سعی ام را میکنم, تا حد اقل غلط را داشته باشم.شما هم بزرگی کنید و از من همان انتظار "شاگرد تنبل ته کلاس" را داشته باشید.
باز هم پوزش میطلبم و ممنون از تذکر

ناشناس گفت...

تنها راه بهروزی ایران حذف آخوند و رهبر جنایتکار از سیاست ایران است. این هم حتما محقق می شود چه الان چه پنج سال دیگر. این موشکهای زیرزمینی و نیروهای نظامی و غیره هم مثل فروپاشی شوروی هیچ فایده ای ندارد. بن مایه اصلی قدرت که خواست و همراهی مردم باشد رو از دست دادید. مردم علیه شما بسیج شده اند. مردم خاورمیانه هم علیه شما بسیج می شوند. شما آب در هاون بکوبید.

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

بله دوست عزیز, درست میگویی. بهروزی ایران فقط با بازگشت به اصل ایرانی بودن ما محقق میشود . همانطور که فریدون فرخزاد می گفت. اما حقیقت این است که خامنه ای ۲۵ سال تمام سرمایه مادی و معنوی کشور را صرف تولید هلال شیعی کرد. و شور بختانه یا خوش بختانه, اکنون این درخت به سمر نشسته و زمان استفاده از میوه های ان رسید. در این برهه آیا باید این درخت را از ریشه کند یا از میوه هایش لذت برد؟ کاری که ظریف و روحانی در برجام تلاش دارند به انجام برسانند این است که تا میتوانند از این درخت میوه بچینند. حالا اگر فردا خامنه ای دست از همه آرمانها بشوید و خواستار آغاز یک فصل نو در حکومت ایران باشد.مردم بجای لذت بردن از آزادیهای سیاسی و اجتماعی, کمر همت به سرنگونی جمهوری اسلامی میبندند با هزارو یک دلیل و بهانه. از قتل های زنجیره ای تا کشتار های ۶۷ و جنگ و تنففر از این و مرگ بر ان و غیره و ذالک... و این چرخه معیوب بست دموکراسی در ایران, ادامه پیدا خواهد کرد.
از ماست که بر ماست

ناشناس گفت...

دلقک این کامنت را در بالاترین نوشتی:


مرسی از تذکرت گرین فورس. ولی من انگلیسی ام که فارسی می نویسم و برخی لغت ها را از فرهنگ اریجینال خودم انتخاب می کنم. شاد باشید. یا...هو


فکر نمیکنی اسم وبلاگت را هم بگذاری دلقک انگلیسی بامعنی تر است؟
 

Dalghak.Irani گفت...

اول جواب اشاره به بالاترین و گرین فورس.
نه چون انگلیس خودش به اندازۀ کافی دلقک دارد و نیازی به دلقک جدید ندارد. ثانیاً جواب من در بالاترین ترکیبی از شناخت کاربران و نوع برخوردشان و چگونگی منظورشان و و روابط فی مابین و در قالبی طنز یا جدی یا هر دو بلکه هم هرسه شان! است و ارتباطی به وبلاگم ندارد. شما هم کهیر نزن. من ژنرال هم بوده ام آخر! یا...هو

دوم توصیه ای به شاگرد تنبل آخر کلاس. ادبیاتت و طرح انداختن های امپراطوری پارسی به دست چپ - چون دست راستش کار نمی کند - خامنه ای مرا خیلی زیاد یاد مرحوم حزب الله می اندازد. و همانطور چسباندن خودت بمن و همقد من شدن در درکردن دوگانه ها مثل عرفی و انقلابی از من و ملت و امت از تو یکی از شگردهای حزب الله عزیز و غایب بود و من دوست ندارم. چون هیچکدام از شما ها را نه همقد خود می خواهم و نه می دانم. چون من زحمت زیادی کشیده ام و می کشم برای بروز کردن سیرک و گرداندن آن و شما در قواره ای نیستید که خودتان را هموزن من بنمایید. در مورد اصل بحثت هم انحرافی و چانه زنی های خاله زنکی بی پایان در مورد موضوعی که زیاده از حد گشاد و فربه است برای من و سیرکم و جای بحث مستوفایش باید در وبلاگ خودت باشد. نقداً هم من هیچ نقطه اشتراک فکری با شما ندارم. زیرا معتقدم که هلال شیعی و این جور خزعبلات نانی برای ما نداشته که سهل است آب را هم برویمان قطع کرده. ضمن اینکه اگر هم وجودی داشت به آخر خط رسیده و از حیز انتفاع ساقط شده. دلایلش را هم بارها گفته ام و حوصلۀ بحث و تکرار ندارم. علت اصلی هم این است که خامنه ای تا اینجا با برخی از توده های شیعه ارتباط ایدئولوژیک داشت و با برخی از دولت ها اتحاد سیاسی. اما با هیچ دولتی اتحاد ایدئولوژیک نداشته و نخواهد داشت چون تنها کشور با اکثریت شیعه عراق است که ان هم دولتی لیبرال سکولار دارد و حیاط خلوت امریکاست. پس خامنه ای تنها خط ارتباطی اش با برخی از توده ها اعم از شیعه و سنی - شیعه در اکثریت و سنی در اقلیت - داشت و آن هم بعد از ظهور داعش و توافق هسته ای از کارکرد افتاده. و نهایتاً اینکه اگر بخواهی اینجا برای خودت تریبون مجانی ایجاد کنی و هرچه هم به ذهنت می رسد مربوط و نامربوط بدهی بکام کیبورد ریشۀ حیات کامنتیت را دوباره قطع می کنم. با احترام و پوزش از صراحت لهجه ام که لاجرم بخاطر آموزشی بودن سیرک و درست یاد گیری دیالوگ های مدرن از سوی تماشاگران باید مدرن و نقطه سرخط و بی تعارف حرف بزنم. یا...هو

دوست توده ام که سالی 20000 دلار امریکا ندارد. درست فهمیدی تو ومن جزو غازوراتیم چون من هم در آمدم کمتر از این مبلغ است. اما تازه آن شرط لازم بود و شرط کافی داشتن تربیت و آموزش مدرن هم جزو شروط اصلی بشر شدن است. دوستت دارم. یا...هو

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دلقک جان عزیز
بلاخره با من هم کلام شدی! البته که این سیرک مال شما است و من اینجا مهمان.قصد من احترام به شما ودیگر دوستان بود.هیچ تریبونی هم لازم ندارم, چرا که حرفهای من هیچ چیز را تغیر نخواهد داد. جز اینکه برایم حالت یک هوبی شخصی را دارد و نه بیشتر. منبعد افکارم را در دفترچه خاطراتم مینویسم تا سیرک شما را برهم نزنم .این چند خطی را هم که نوشتم, بیشتر از فشار غربت نشینی و دلتنگی بود تا مگر اینجا در سیرک با کسی همکلام شوم. من نگاه به آینده ای دارم که برایم افقیست در دوردست. من و شما باهم فرق داریم و اصلا هم قد نیستیم. در واقع من دوست ندارم هم قد شما باشم.زیرا که من زیر ۳۰ سال هستم و شما تیمسار عزیز, بالای ۷۰.دلقک جان, شما دیگر افقی ندارید در دور دست. شاید در ۳۰ سال آینده, بفکر یک وبلاگ شخصی بیوفتم. و حتما در نوشته هایم,از شما یاد خواهم کرد.
شاد و موفق و منصور باشی

ناشناس گفت...

کسی که زیر بیست هزارتا در لندن درامدشه دیگه خیلی بدبخته. لندن شهر گرانی است دلم برات سوخت.

ناشناس گفت...

با تایید حرف دلقک که بسیار درست فرمودند باید گفت آنچه که آینده را رقم خواهد زد و میتواند یکی از پایه های اصلی «ظهور انسان» باشد؛ خبری است که BBC منتشر کرد.

http://www.bbc.com/persian/science/2015/11/151108_u0_gene_editing_medicine

پروژه هایی مانند پروژهٔ عظیم «هادرون کُلایدر» هستند که آینده را خواهد ساخت.
ظهور انسان و بیرون کشیدن تمامی اجزای تشکیل دهنده و یا بازسازی و بهینه سازی شدهٔ «نژاد پنهان» و رها نمودن آنها از دست «انتخاب طبیعی» که در ازای تولید هر «انسان»؛ ۹۹.۵ درصد شپش و مور و ملخ در چهرهٔ انسانی (انسان سان) تولید میکند؛ گامهایی هستند که در میان اخبار کشتار مور و ملخها و شپشها و سوسکها؛ که برای «ثروتهای دیجیتالی» و غیر واقعی مبتنی بر «تعریف غیر واقعی از ثروت» میجنگند؛ گم میشوند.
اخیراً چینی ها تصمیم گرفتند که سیاست «تک فرزندی» را در پایان سال مسیحی کنونی به طور کامل لغو کنند و باید از آغاز ۲۰۱۶ منتظر تولید «شپشهای دوپا» باشیم.
اقای خامنه ای نیز در تدارک رشد جمعیت «روسپی ها؛ کارتن خوابها؛ سربازان امام زمان؛ برده های نسل آینده» است.
انفجار جمعیت «شپشهای انسان نما» «به حاشیه رانده شدگان طبیعی» به بن بست خواهد رسید و پرسش نهایی این خواهد بود:
یک زمین و یک میلیارد «فرهیخته = انسان»؟ ..... یا یک زمین و ۱۰ میلیار «شپش و موریانه»؟

آیا میخواهید که به طور طبیعی؛ «شپش و موریانه» تولید کنید و هر حرکت احمقانهٔ فرزندتان را با جملهٔ لذّت بخش «بچّهٔ من خیلی باهوشه» ادامه دهید؟

یا به «ظهور نژاد پنهان» رای میدهید؟



آینده ای که نه با مفاهیم گندیدهٔ «شیعه و سنّی»؛ «نژاد آریا و نژادهای پست»؛ «کاتولیک و پروتستان»؛ «تُرک و فارس و عرب و انگلو ساکسون و سیاه و زرد» و «ثروتهای دیجیتای و مناطق استراتژیک» و ....
بلکه با «انتخاب آگاهانه» برای بیرون کشیدن «نژاد پنهان» از دِلِ «آشوب طبیعی»؛ استوار است.

ناشناس گفت...

اگر جورج بوش به ایران حمله میکرد؛ کار به «بادا بادا مبارک بادا» برای کشورهای عربی تبدیل میشد.
جورج بوش با حمله به عراق راه دیگری برگزید:
تولید اپوزیسیون «شیعه -سنّی» و تولید اپوزیسیون «ایرانی - عربی».

اگر من هم کاره ای بودم؛ همین را پیشنهاد میکردم:

بگذارید تا آنقدر توی سر و کلّهٔ همدیگر بزنند تا جانشان از فلانشان در بیاید. ما هم اسلحه ها یمان را می فروشیم. این جواب حزب الهی که معتقد است اقای خامنه ای عراق را تصرف کرد و امروز محبوب قلوب شیعه و سنی هم هست!!!

ناشناس گفت...

نه فقط هلال شیعی محقق نشده که محقق هم نمی شود. اگر هم محقق می شد یک صدم آزادیهای مردم ایران ارزش نداشت.

دلقک اگر قرار است کامنت دانی ات پایگاه نشر رهنمودهای مقام معظم رهبری و نوچه هایش شود. من کامنتا دانی ات را تحریم می کنم.

ناشناس گفت...

به این کامنت گذار تنبل کلاس که گفته هلال شیعی به ثمر نشسته و باید از میوه هاش استفاده کرد بگم که اشتباه محاسباتی شدید دارید. این هلال شیعی به ثمر ننشستهخ و در توهم شماست اما هر قدر هم به ثمر نشسته برای ریشه کنیش باید سریعتر اقدام کرد. نفع مردم ایران در اینه. خیلی از مرحله پرتین. شفای عاجل مورد نیاز است.

ناشناس گفت...

این آقا که می گه الان وقت استفاده از میوه های هلال شیعی هست منو یاد شاه میندازه که می گفت ما در آستانه تمدن بزرگیم. دیکتاتورها در ایران به پایان خط که می رسند از این حرفها می زنند. خامنه ای به پایان خط رسیده. دقیقتر بگم به آغاز پایان خط.

ناشناس گفت...

دلقک شکسته نفسی نکن، شما توده شدی بخاطر لباس دلقکیت هست و گرنه مطالب همین وبلاگ را روی کاغذ چاپ کنی 20000 دلار در می آید، بدبختی اینکه مال شما ماسکه، مال ما واقعی و به هر کی میگیم خدا مارو با این قیافه افریده باورش نمیشه!

ناشناس گفت...

ناشناس ساعت ۳:۲۱:
این فرانسه چرا انقدر داغون است ....خاک فرانس به توبره کشیده شد .اگر غرب و ناتو همینه که دیدیم پس همون بلایی که شاه میگفت سرشون اومده....دیگه دارم یواش یواش فکر میکنم اینها طبل تو خالیند با هالیوود و "کون کارداشیان" امورات میگذرونند
++++++++++++++++++++++++++++=
++++++++++++++++++===
++++++++++++++
آفرین! چرا پایتختی با این پز و ادا تا این حد سوراخ است؟!

ناشناس گفت...

ممنون از اظهار لطف شما که در این بیابان به شدت چسبید. برای اولین بار میخواهم به سبک تیمسار بعد از 5 سال نیت خوانی کنم. دوست ناشناس دیگر مطلبی فرمودند که صد در صد با آن موافق هستم و احساس من از کوتاه شدن قد تیمسار به قد ماتوده ها، ابراز لطف و همدردی بود و بگویید که برخی از قد بلندها هم گاهی به توده ها فکر میکنند. سپاسگزار.

از دوست عزیزم عذر خواهی میکنم کمی دست بردم در متن ایشون.
"تیمسار شکسته نفسی نفرمایید، شما توده شدید بخاطر لباس دلقکیتان هست و گرنه مطالب همین وبلاگ را روی کاغذ چاپ کنید 20000 دلار در می آید، بدبختی اینکه مال شما ماسکه، مال ما واقعی و به هر کی میگیم خدا مارو با این قیافه افریده باورش نمیشه!"

ناشناس گفت...

کشور ایران و تمام مشکلات فعلی حاصل یک پروژه مهندسی شده نیمه کاره هست
پروژه :اصلاحات ارضی شکستن قالب هزاران ساله ارباب رعیتی انتقال سرمایه و نیروی کار به بخش صنعت با طرح آمریکا و اجرای امینی قرار بود این پروژه در طی دو دهه انجام بشه و با سیاستهای مالیاتی و تشویقی به تدریج و نرم این حرکت انجام بگیره
ورود شاه :شاه نمیخواست امینی این پروژه را انجام بده خودش اجرا این کار را با سرعت زیاد انجام داد
نتیجه بزرگترین مهاجرت تاریخی ایرانیان از روستاها به شهرهای بزرگ فروپاشی نظام کشاورزی بدلیل ضعف الگوی آلترناتیو یعنی تعاونیهای کشاورزی ورود میلیونها روستایی و خروج الیت جامعه از کشور و ایجاد نظم یا بی نظمی دهه شصت و تداوم آن تا کنون .

راه حل :مهندسی معکوس برگشت جمعیت به روستاها و ایجاد نظم ارباب سالار به نظر عملی نمی اید

راه حل دوم :ادامه پروژه و تکمیل پروژه معطل مانده از نظام ارباب رعیتی به صنعتی با در نظر گرفتن امکانات فلات ایران و تحمل مشکلات زیست محیطی و اجتماعی آن .
یاد اور میشود کارفرما از وسط پروژه گر خیده و رفته و تمایلی به برکشت نداره و مجری کار هم در امریکا ورشکست و دق کرده مرده و توی مصر خاکش کردند .

راه حل سوم راهی که سپاه و خامنه ای نظر میدهند :میکس دو راه حل بالا ایجاد نظام ارباب رعیتی در قالب صنعتی یعنی نقدی ارباب بشه زور داره ولی بهتر از بلا تکلیفی هست .

راه حل روحانی ارباب خارجی : وارد کردن اربابان چشم آبی
چشم ابیها تمایل ندارند و فقط ترجیح میدهند در بخشهایی زود بازده مانند فروش کالا و یا حداکثر انرژی وارد شوند که اشتغالزایی پایینی داره .

این خلاصه اتفاقات ۵۰سال اخیر و جنگ فعلی هست حالا عزیزان روشنفکر چه خاکی به سر بریزیم .منکه البته فرار کردم و کلاه خودم را نگه داشتم اگر که هنوز باد نبرده باشدش ولی جسم در خارج است روحم در برزخ ایران چه کسی ما را نفرین کرد ما که نه دزد بودیم نه قاتل نه حیض اخر این چه انصافیست

ناشناس گفت...

عجیبه که این تروریستا راحت میرن پناهنده بشن به فرانسه بهشون جواز میدن ما می خواستیم دانشجویی بریم به ما جواز ندادن! من نمیگم مغزی داشتم ولی حداقل اینقدر مغز داشتم که خودمو منفجر نکنم.

ناشناس گفت...

اینا همش بازیه یک ۱۱سپتامبر دیگه برای ایجاد جنگ برای اقتصاد مفلوک اروپا .منتظر حملات تروریستی در امریکا هم باشید و ایضا در لندن .نتانیابو دوباره زنده شد .منتظر ترامپ در کاخ سفید باشید با حمله اتمی به موصل و رقه

Dalghak.Irani گفت...

باز یک پیغمبر جدید ظهور کرد و خبر از غیب داد و نوستراداموسی شد بیا و ببین. بارها گفته ام که کامنت دادن وظیفه نیست. حالا اگر این کامنت را حذف کنم واسانسورا بلند می شود. تحلیل و تفسیر جهان با یک جملۀ غلط انداز که خود شخص هم نمی داند از کجاش درآورده این را! این کامنت را تأیید کردم که بگویم منظورم از نظرات تک خطی ابلهانه - دور از محضر این شخص محترم - کدام است. نظری که حاوی هیچ اطلاعات و اماره و نشانه و دلیل و برهان و سند و خبر و ... نیست چرا باید سیرک ما را آلوده کند. باز صد رحمت به خواننده هایی که با زبان ساده و مستقیم و فارسی و ترکی و انگلیسی فحش های خواهر و مادر و زن و فرزند برای من می نویسند. ننویسید این استفراغ کرده های نوستراداموسی تان را خواهش می کنم. یا...هو

ناشناس گفت...

خواستم تبریک بگم به بابا ویلچری برای تنها و اتمیزه کردن مردم ایران، چند سال پیش که 9/11 اتفاق افتاد اونقدر ایرانی شمع روشن کردند که یک از این مسئولین که یادم نیست کدوم بود( اینقدر که شبیه هم هستند در بی عرضگی) گفت یک عده سوسول رفتند گریه کردند برای غم امریکا، الان اما اندازه انگشت دست هم نبودند کسایی که رفتند برای کشته شدگان فرانسه ادای احترام کنند.

ناشناس گفت...

با درود بر تیمسار ایرانی و سپاس از تحلیل خوب و تشکر از امیدبخشی همچنین سپاس از کامنت محمد در پست قبل

1. در دفاع از کارنامه روحانی و در زمینه این جمله در مورد ایشان که: "بیشترین عقب نشینی ها را در حوزۀ موارد اجتماعی و فرهنگی کرده است". ضمن این که آن را درست می دانم، لازم دیدم یکی از دستاوردهای روحانی را یادآوری کنم؛ دستاورد فضای مجازی.

اگر به یاد داشته باشید زمانی که روحانی به قدرت رسید اینترنت موبایل ایران در حد نسل دوم بود و نسل سوم و چهارم نه تنها ارائه نمی شد که طبق دستور سپاه ارائه آن حداقل تا چند سال بعد ممنوع شده بود. روحانی اما این دستور را زیرپا گذاشت و نسل سوم و چهارم اینترنت موبایل را در ایران ارائه کرد. این اقدام منجر به افزایش چند ده میلیون مشترک فعال اینترنت در ایران شد و شبکه های اجتماعی موبایلی را تبدیل به بزرگترین شبکه های اجتماعی در ایران کرد. روحانی در رفع فیلتر فیسبوک ناموفق بود، اما در ادامه تلاشهای او اکنون تلگرام در ایران بین ده تا بیست میلیون مشترک دارد. با وجود فشارهای شدید ائمه جمعه فیلترینگ تلگرام تاکنون صورت نپذیرفته و ما اکنون در حکومت شترگاو پلنگ ایران که در روزنامه و کتاب با تیراژ چند هزار یا چند ده هزار شاهد بیشترین سانسورها هستیم، در تلگرام آزادی مطلق را در حد یک کشور اروپایی تجربه می کنیم. به عنوان یک عضو تلگرام که اکنون عضو کانال های متعدد است گزارش خود را از فضای آن اعلام می کنم و آن البته همان چیزیست که خود می دانید. در کانال حجاب و عفاف هستم با هشت هزار عضو. در کانال رهبر معظم هستم با شصت هزار عضو. در کانال طنز هستم با صدوبیست هزار عضو. در کانال سکسی هستم با نود هزار عضو. عضو کانال اصلاح طلب نواندیش هستم با دو هزار عضو. عضو کانال اعتدالی نظر هستم با پانصد عضو و ... البته کانال های سکسی مثل موروملخ زیادند و در مقابل یکی دو کانال در زمینه حجاب و عفاف دهها کانال سکسی وجود دارد و در مقابل چندین کانال انقلابی صدها کانال نفوذی وجود دارد. انقلاب اجتماعی فرهنگی ایران در تلگرام به خوبی قابل رصد است.

2. رهبر معظم انقلاب در زمینه های بسیاری متحمل شکست سنگین شده است. در زمینه فرهنگی و اجتماعی شدیدترین شکستها را متحمل شده اند. شکست ها در سیاست خارجی از این کمتر نیست و نخواهد بود. مردم مسلمان منطقه در حد اسراییل از جمهوری اسلامی متنفرند. تنفر مسلمانان از جمهوری اسلامی از تنفر مردم غرب کمتر نیست. آمار در این زمینه گویاست. مردم ایران هم کمتر از مردم منطقه و غرب از بخش فسیل شده نظام جمهوری اسلامی ایران متنفر نیستند.

3. به عنوان هوادار پروپاقرص دولت تدبیر و امید و جناب آقای روحانی رییس جمهور محترم همگی را به شرکت گسترده در انتخابات پیش رو که بی سروصدا نظام حکومتی ایران را تغییر خواهد داد دعوت می کنم.

مازیار وطن‌پرست گفت...

نه فقط برخی جوانان داخل ایران، نه فقط تندروهای تیفوسی نظام (که در روزنامهٔ مهوع وطن امروز زیر عکس پیکر یکی از کشته‌شدگان جمعهٔ پاریس تیتر زده: بفرمایید شام! و: آقایان فرانسوی دستپخت خود در سوریه و عراق را میل کنید ...) بلکه حتی بیشتر جوانان و روشنفکران (بجای روشنفکر باید نوشت: طبقهٔ متوسط شهری) به همراه چپ‌های سابق و لاحق در فیسبوک معتقدند که: خوب شد، دلمان خنک شد، چرا شما برای این فرانسوی‌ها ناراحتید؟ چرا دلتان برای کشته‌شده‌های کوبانی و سربریده‌های افغان و انفجار اخیر بیروت و ... نمی‌سوزد؟

جالب اینکه به عنوان نمونه بین همین‌ها جوان کردی هست که خود را "پان کورد" هم نمی‌داند اما ترک‌ها، افغان‌ها و اعراب را آدم نمی‌داند و برای کشته‌شدگان منا هم عکس‌العملش کمتر از شادی نبود. اما به کسانی که پرچم فرانسه را به نماد همدردی با کشته‌شدگان پاریس روی پروفایلشان گذاشته‌اند رسما فحش می‌دهد که: نوکر اجنبی، وطن‌فروش، غرب زده، ...

حمله به پاریس نه حمله به استعمار اروپایی بود نه به سمت سرمایه‌داری نشانه رفته و نه نمادی از مبارزه با امپریالیسم بود. حمله به پاریس حمله به مدنیت، زندگی‌خواهی، نور، رقص، موسیقی، آزادی قانونمند، اعلامیه جهانی حقوق بشر و خلاصه کنم: تمدن امروز بشری بود (نقل به مضمون از تنها دوست فیس‌بوکی چپ من که نوشته‌هایش ارزش خواندن دارد).

هر یک از ما یک داعشی در خود نهفته دارد. متوهم از ملغمه‌های ایدئولوژیک، هویت طلب، شوونیست (که می‌تواند بنیادگرای ملی یا مذهبی باشد)، بیرحم و تمدن گریز. هر یک خود یک خامنه‌ای هستیم و هنوز خیلی برایمان زود است که از [نوع اندیشهٔ] خامنه‌ای عبور کنیم.

نکته اینجاست که این‌ها افراد به ظاهر عمیق‌تر و کتاب خوانده‌تر کشور هستند. اما جالب توجه آن که آن‌ها که بریده از ریشه‌اند و در عمرشان جز به لایف استایل غربی و یکی شدن با غرب (به زور تقلید) نیندیشیده‌اند اتفاقا کار درست را انجام می‌دهند: تهران تنها پایتخت مسلمان جهان بود که برخی از مردمش با کشته‌شدگان پاریس همدردی کردند.

پیش از انقلاب نیز جوانان زندگی‌خواه آماج تهمت‌ها بودند: الکی خوش، هیپی، ... اما اکنون همان‌ها اتفاقا تنها طیفی هستند که روایت درست و غیر هیستریک (= ایدئولوژیک) از تاریخ معاصر را بازمی‌گویند.

اندیشهٔ ما محتاج یک لایروبی است. ضرورتست که ذهن ما ملت‌های خاورمیانه را همچون اسطورهٔ «هرکول و طویله اوجیاس» شست و شو شود. همین کامنت مفرح 16:42 مثالش.

دلقک جان! بیش از همیشه محتاج نوشته‌های امید بخش تو هستیم!

ناشناس گفت...

"خامنه ای اولین حاکم شیئی بود که پس از ۵۰۰ سال توانست کربلا را در کنترل شیعیان در آورد."

یعنی خامنه ای اینقدر باهوش بوده؟! آمریکا بود که به عراق حمله کرد بعد ژست دموکراسی گرفت و دو دستی عراق رو سپرد دست اپوزیسیون عراقی نزدیک به ایران. خامنه ای در زمان حمله آمریکا به عراق چنان قافیه رو باخته بوده که درجا نامه ی غلط کردم رو از طریق وزیر خارجه (خرازی) برای جرج بوش فرستاده و اعلام کرده بود که دربست آماده هر گونه همکاری با دوستان آمریکایی هست!. خامنه ای هیچ وقت فکر نمی کرد آمریکا چنین راحت عراق رو دو دستی تقدیم اپوزیسیون فاسد نزدیک ایران بکنه. یعنی مغزش به این درجه از دوراندیشی و تکامل نرسیده بوده. خامنه ای اگر مغز دوراندیشی داشت 800 میلیارد دلار درآمد نفتی زمان احمدی نژاد رو بیهوده خرج لبنان و فلسطین و سوریه و یمن و عراق و شکم سیری ناپذیر سپاه نمی کرد. با 800 میلیارد دلار میشد 8 تا کشور تاسیس کرد.

دقت داشته باشید که بودجه سالانه بعضی از کشورهای مرفه یا توسعه یافته دور و بر 100 میلیارد دلاره. برای مثال دانمارک و آرژانتین کمی بیش از 100 میلیارد دلار مخارج سالانه شون هست. فنلاند حدود 140 میلیارد دلار مخارجشه. اگر عامل جمعیت رو در نظر نگیریم این کشورها با همین پول دارن به بهترین شکل اداره میشن ولی ایران با 100 میلیارد بودجه و ده ها و شاید صدها میلیارد دلار سپرده و موجودی صندوق ذخیره ارزی از نظر اقتصادی کاملا ورشکسته و در وضعیت فلاکت قرار داره. همین موضوع به سادگی نشون میده که چه پول های عظیمی صرف توهمات و بی فکری های خامنه ای و سپاه میشه. ایران از نظر بودجه سالانه جزو 40 الی 30 کشور اول دنیاست. ولی از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی در رتبه نزدیک 80 قرار داره (البته آمار مربوط به سال 2012 که احتمالا طبق برخی گزارش ها در سالهای اخیر تا رتبه 100 سقوط کرده باشه). و از نظر قدرت برابری خرید با کشور جنگ زده ای مانند عراق در یک سطح قرار دارد. اینکه از نظر بودجه و درآمد ایران جزو 30 کشور اول دنیا باشه ولی از نظر درآمد سالانه در رتبه 80 الی 100 باشه نشان دهنده پول های عظیمی هست که توسط خامنه ای و سپاه حیف و میل میشه.

جهت به دست آوردن آمار اقتصادی مربوط به ایران از لینک های زیر استفاده کنید:
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_government_budgets_by_country
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5_%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C_(%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C)
و در گوگل کلمات زیر رو بنویسید تا با نمودار دقیق براتون همه اطلاعات رو به تصویر بکشه:
Iran Per capita income

پراگماتیست گفت...

با درود مجدد

نگارش نام در کامنت ساعت ۱۹:۵۷ را از یاد بردم. آشفتگی حکومت ایران در حال حاضر در برخی زمینه ها از نظر من قابل مقایسه با آشفتگی حکومت شاه در سال پنجاه و هفت است.

از یک طرف مقام معظم رهبری تاکید زیاد می کنند روی فضای مجازی و شورا پشت شورا تشکیل می دهند و سخنرانی های متعدد می کنند علیه نفوذ. از طرف دیگر تلگرام فیلتر ندارد!

رهبر انقلاب بزک کردن آمریکا را خیانت می داند، رییس جمهور اما پا را یک قدم جلوتر می گذارد و از این جمله مقامات نظام که مرگ بر آمریکا مرگ بر دولت آمریکاست نه مرگ بر مردم آمریکا به این جمله می رسد که مرگ بر آمریکا مرگ بر سیاستهای آمریکاست نه مرگ بر دولت آمریکا!

طبق مستند درخشان پنجاه و هفت من و تو که پیشنهاد مجدد می کنم آن را همه ببینند چنین آشفتگی هایی را در انتهای حکومت شاه می بینید. از یک طرف حکومت نظامی اعلام می کنند از طرف دیگر دست مطبوعات را در چاپ هر نوع مطلب انقلابی آزاد می گذارند. از یک طرف ساواک را منحل می کنند، از طرف دیگر به انقلابیون گلوله واقعی شلیک می کنند!

از این قبیل شل کن سفت کن های ناهماهنگ ناشی از گیجی اکنون در جمهوری اسلامی و به خصوص پسابرحام زیاد می بینیم. خامنه ای ابدا توان درافتادن تمام عیار با روحانی را ندارد. روحانی این را می داند. اقتدار ولی فقیه دود شده و به هوا رفته است.

ناشناس گفت...

"روحانی اما این دستور را زیرپا گذاشت و نسل سوم و چهارم اینترنت موبایل را در ایران ارائه کرد."

تا قبل از روحانی، اینترنت موبایل تا نسل 2.75 ارائه میشد که تفاوت چندانی با نسل 3 نداشت. نسل 4 هم که مهم ترین خدماتش یعنی تماس تصویری در همین دولت آقای روحانی توسط روحانیون و مراجع حرام اعلام شد ایشان جیک شون در نیومد. البته اینترنت نسل 4 فعال شد. بعد حاصل تلاش و کوشش جانفرسای شما برای پیدا کردن یک دستاورد از روحانی پس از دو سال و اندی روی کار آمدن ایشان تنها همین "دستاورد مجازی" بوده؟

دستاوردی که با اینترنت و خدمات نسل 3 و 4 اش هر ساله صدها میلیارد تومان سود خالص برای مخابراتی که صاحبش سپاه است به ارمغان میاره؟ دستاورد ایشون کشیدن ترمز اقتصاد و به رکود کامل کشاندن اقتصاد بوده رکودی که در نیم قرن اخیر در ایران سابقه نداشته. البته این دستاورد با کمک خامنه ای و سپاه به خوبی به دست اومده و انصافا نمیشه همه کاسه کوزه ها رو سر روحانی شکست. فقط مشکل اینجاست که روحانی کاملا تسلیم سیاست های خامنه ای و تندروها میشه و حتی گاهی این تسلیم تبدیل به همراهی میشه اگر این رفتار روحانی نبود حداقل میشد تحمل کرد و گفت که میخواد و نمیتونه یا نمیذارن.

ناشناس گفت...

علت اینکه پلیس فرانسه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی فرانسه و حتی کشورهای دیگر با قدرت جاسوسی بالا مانند آمریکا و اسرائیل نتونستن متوجه فعالیت و برنامه ریزی تروریست ها و رد و بدل شدن پیام هاشون با فرماندهان داعشی بشن استفاده از یک شیوه ارتباطی فوق العاده امن و غیر قابل انتظار توسط تروریست ها بوده. وگرنه با شنود قوی و سیستم امنیتی قوی کشورهایی مثل فرانسه و آمریکا نقشه تروریست ها از ماه ها قبل شناسایی میشد. جزییات بیشتر رو در لینک زیر بخونید:

http://tabnak.ir/fa/news/547445/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-30-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

یا خودتون در گوگل جستجو کنید.

مازیار وطن‌پرست گفت...

پراگماتیست گرامی
1- شما به یکی از معدود مواردی که در مستند 57 استثنائا از نقاط ضعف نظام سابق نام برده‌است اشاره کردید. در تمام آن مستند حتی 1٪ از نقاط ضعف عمیقی که پایوران و خدمتگزاران صدیق همان نظام و معتقدین به سلطنت پهلوی به عنوان تنها بدیل گذار کشور به مدرنیسم، در مصاحبه‌های خود (تاریخ شفاهی هاروارد) بیان می‌کنند (و ربطی به مواضع ایدئولوژیک چپ‌ها و اسلامیست‌ها ندارد) گفته‌نمی‌شود. بنابراین برایم عجیب است که آن مستند را درخشان توصیف می‌کنید.

2- در نظام شاهنشاهی، یک نفر و فقط یک نفر همهٔ تصمیمات مهم را اتخاذ می‌کرد. بنابراین تناقض در دستورات و تصمیم‌گیری‌ها (که موارد مهمش را با تیزبینی نام بردید) برایش مهلک بود. اما نظام حاضر دچار تعدد مراکز تصمیم سازی و اجرا است با این توضیح که بحران ساختاری ویژگی همیشگی و عندالولادهٔ این نظام بوده‌است.

3- حجم کم منابع سیاسی در تلگرام در مقایسه با مثلا روزنامه‌های زمان خاتمی که جایگزین حزب و تشکل بودند نقش آگاه کننده و چندان موثری (در محدودهٔ عمل سیاسی/انتخاباتی) ندارند. و همین ظرفیت محدود هم گاه به عنوان بازوی نظام در جو سازی (مثلا در تهییج عواطف ضد عرب یا در ستایش از مقام و موقعیت سردار سلیمانی) استفاده شده. به عقیدهٔ من بیشترین تاثیر تلگرام بمانند اغلب تکنولوژی‌های ارتباطی نوین، غیر سیاسی کردن جامعه است.

4- به عقیدهٔ من نباید از الآن به جناح‌های مختلف حکومت چک سفید دهیم که به هر حال در انتخابات شرکت خواهیم کرد. اتفاقا تعداد شرکت کنندگان در انتخابات مجلس خبرگان که همواره می‌تواند با آرای خاتمی، انتخابات 63٪ و یا حتی روحانی مقایسه شود. طرفین بازی اگر می‌خواهند اکثریت خاموش را به تماشای نمایش دعوت کنند باید سناریوی درخوری تدارک ببینند. و این مستلزم شل کردن سر کیسه از سوی نظار خبرگان است.

با سپاس از شما که شفاف و مستدل می‌نویسید و دیالوگ با شما مانند همیشه آموزنده است.

عـسکر گفت...

حق با آیت الله هاشمی رفسنجانی و دیگر اعتدال گرایان است.

آیت الله هاشمی به درستی معتقد بود که باید در کنار پادشاهی سعودی
و امارات متحده عربی ایستاد.

شاخه های مختلف القاعده ، داعش ، جبهه النصره ، احرار الشام و
اخوان المسلمین سوریه ، به هر حال در سوریه حدود 55 درصد طرفدار
دارند و پادشاهی سعودی نیز با تکیه بر همین 55 درصد بر موضع خود
پافشاری می کند.

william گفت...

جناب عسکر خان، درست است که آقای هاشمی در بسیاری از موارد خواستار اتحاد شیعیان با سنی ها و نزدیک شدن ایران و عربستان هستند ولی این طور نیست که آقای هاشمی 100 درصد مواضع عربستان را قبول داشته باشند.

ناشناس گفت...

پراگماتست 9:01
"از یک طرف ساواک را منحل می کنند، از طرف دیگر به انقلابیون گلوله واقعی شلیک می کنند!"

موافق با یک فرق: اون کاسِتی بود و این اینترنتی با شیب بالا!

ناشناس گفت...

تشکر ویژه از نا شناس گرامی 8/23 که لب مطلب را گفتند و نشان دادند خامنه ای ابله اگر غیرت داشت که عمرا نداشته باید استعفا می داد.ولی همچنان پر رو و طلبکار می تازد!عجب کشوری.عجب مردمی. و عجب رهبری! یعنی ضعیف ترین و احمق ترین رهبر در طول تاریخ این کشور پر نکبت همین حاج اغا خامنه ای بوده.حسین صفوی هم خیلی از او بهتر بوده.ای قربان ترکان خاتون بگردی.که خیلی از تو سر تر و زیرکتر بود!. ورود عسکر را به سیرک ، به او و به قاطبه اهالی سیرک تبریک و تهنیت می گویم.

شهروند گفت...

اگر بشر غربي به خاطر درآمد بالاي 20000 دلار امريكا بشر تر از بشر شرقي ست ، پس چرا ديگر نخبه هاي شرقي - در اينجا ايران - با درآمدهاي زعفرانيه اي هم اندكي مثل بشر غربي رفتار نمي كنند ؟
چرا در طرف غربي جرج واشنگتن پس از شكست دادن استعمار انگلستان ، وقتيكه از وي خواستن اعلام نظام پادشاهي مثل انگلستان كند ، عليرغم مقبوليت و محبوبيت نزد مردم آنروز امريكا ، قبول نكرد ، و يك جمهوري درخشان را بنا نهاد ، ولي در سمت شرقي ، رضاخان وقتي به وظيفه ذاتي خودش كه برقراري نظم و امنيت بود ، عمل كرد ، از محبوبيت به دست آمده به نفع خودش و خاندانش استفاده كرد و سلسله شاهنشاهي پهلوي رو بنا نهاد ! چرا هميشه نخبه شرقي در قدرت ، به جاي انديشيدن به منافع ملي كشورش به حفظ قدرت خودش فكر مي كند ، از ناصرالدين شاه گرفته تا همين امروز خامنه اي ؟ چرا اينهمه درآمد و ثروت بالاي بيست هزار دلار در نزد طبقه اي از مردم هم نتوانسته اندكي خوي شرقي ايشان را تغيير دهد ؟ مي دانم منظور شما درآمد سرانه تمام ايرانيان است ، ولي نخبه بايد رهبر و راهنماي كشور و مردم باشد براي اينكه همه به درآمد بالاي بيست هزار دلار برسيم ، با اجازه جناب دلقك براي روشن شدن منظورم يك نخبه فوتبال را مثال مي زنم ، علي دايي سه ، چهار سال آخر بازيكني در تيم ملي ، داد همه مردم رو درآورده بود ، مردم عملا رودروي ايشان به انحاي مختلف اعتراض مي كردند ، كه ديگر زمان بازنشستگي و ميدان دادن به جوانهاست ، ولي ايشان با قلدري براي سرمربي و فدراسيون هم تعيين تكليف مي كرد ، حتي از بازي با گوام هم نمي گذشت ، با روي جوانان پشت خط گذاشت چند سال آخر تو تيم ملي ، تا آخر توانست ركورد بيشترين گل ملي جهان را به نام خودش ثبت كند ، دست آخر هم كه با اون طرز مفتضحانه در جام جهاني آلمان از تيم ملي كناره گيري كرد ، حالا بماند كه تا چند سال بعد هم در حال تسويه حسابهاي شخصي با همبازيان سابق بود ، چرا نخبه شرقي در ورزش با درآمد افسانه اي هم مثل بشر فقير دروازه غار رفتار مي كند ؟ چرا درآمد بالا هم ذات ما رو عوض نمي كنه ؟ ايراد كار كجاست ؟ اين ذات خراب ايراني ست كه مانع سربلندي ماست ، والا مذهب زرتشت ، مسيحي ، اسلام ، همه بهانه هاي تهوع آوري بيش نيست

ناشناس گفت...

دلقک انقدر که به ما انرژی و شور میدی که ما از خود بیخود میشیم و میپریم و کله مون میخوره به سقف .بعضی کامنتها را میخوانم فکر میکنم ظریف داره میره وین برای حل فصل مساله خامنه ای و ایران بعد که خبر را دنبال میکنم میبینم بحث سر اینه که اسد باشه تو سوریه یا نه دست درد نکن با این دست گلهایی که به آب میدی.

شهروند گفت...

جناب دلقك گرامي ، يك كامنت فرستادم كه حدس ميزنم داخل اسپم رفته است ، لطفا اگر صلاح مي دانيد تأييد كنيد ، خيلي ممنون

ناشناس گفت...

خدمت شهروند گرامی

"اما تازه آن شرط لازم بود و شرط کافی داشتن تربیت و آموزش مدرن هم جزو شروط اصلی بشر شدن است."

Dalghak.Irani گفت...

شهروند امان بده من هم ممکن است بخواهم غذا بخورم یا حمام کنم. حداقل دوساعت مرخصی در روز را برسمیت بشناسید. بعدش زنگ بزنید. سؤال هایت هم پاسخ های یک تاریخ 3000 ساله می خواهد اینقدر همیشه ناآرام و شاکی نباش. خودت زیاد اذیت می شوی. نژاد اب و هوا و دین و سبک زندگی و عناصر بسیاری در چرا این چرا آن دخالت دارند. که لاجرم باعث این تفاوت ها شده و می شود. مثلاً بنظر من این عوامل باعث دو نوع فلسفه متفاوت در غرب و شرق شده. به این معنا که در غرب مبنای فلسفۀ زندگی بیشتر ناشی از حضور بوده و در شرق ناشی از ظهور. که خودش تفاوت های بنیادینی را باعث شده. فقط در مورد رضاشاه این را تصحیح کنم که او می خواست بتقلید از ترکیه و آتاتورک جمهوری تأسیس کند که روحانیان زیر بار نرفته اند و وادارش کرده اند پادشاه شود. ضمن اینکه بسیار ساده انگارانه است حکومت ها را بصورت بندی آن ها تقلیل بدهیم. چه پادشاهی هایی که بهترین حکومت ها بوده اند و هستند و چه جمهوری هایی که بدترین بوده اند و هستند. راجع به علی دایی که اصلاً جسارت کرده ای و علی اسطورۀ مدرن ایران است از جنبۀ پشتکار و میهن دوستی و تلاش فردی و نشان دادن اراده و اینکه استعداد برتر از پشتکار و انضباط نیست و نقاط ضعف و تهدید مربی و این پرت و پلاها هم فقط ذهنیت خودت بوده و به علی این اتهامات نمی چسبد. البته علی نقاط ضعف هم دارد اما اینقدر به امل علی دایی برای الگو گیری جوانان نیاز داریم که ضعف هایش اهمیتی نداشته باشد. من خودم هم گاهی بی انصاف می شوم ولی بیشتر هنگام جوگیری است و در اولین فرصت اشتباهم را جبران می کنم. دایی برای ایران مثل بکهام است برای بریتانیا و مثل کریس رونالدو است برای پرتقال. هر سه از یک جنسند با استعدادهای متفاوت اما با کوشش و پشتکار مساوی و در قالب کشورهایشان. یا...هو

ناشناس گفت...

ناشناسی در کامنتی این را آورده بود:
؛چند سال پیش که 9/11 اتفاق افتاد اونقدر ایرانی شمع روشن کردند که یک از این مسئولین که یادم نیست کدوم بود( اینقدر که شبیه هم هستند در بی عرضگی) گفت یک عده سوسول رفتند گریه کردند برای غم امریکا، الان اما اندازه انگشت دست هم نبودند کسایی که رفتند برای کشته شدگان فرانسه ادای احترام کنند.؛

من خودم رفتم درب سفارت فرانسه و اگر چه ظرف ده دقیقه از زمین و زمان یگان ویژه و اطلاعاتی ریختند و نگذاشتند که اصلا تجمعی شکل بگیرد و هر چی شمع و گل بود را هم به طرفه العینی جمع کردند ولی خب حرف آن کامنت گذار هم صحیح بود که چندانی هم نبودیم. نکته اما تکان دهنده تر و مسئله جدید وحشتناک تر این بود که تقریبا از صبح آن روز که در شبکه های اجتماعی می گشتم . در تمامی گروه ها چه گروه های تخصصی تکنوکرات و چه گروه های اصلاح طلب و حتی گروه های خانوادگی که عضو هستم کسان بسیاری طوفانی از انتقاد به این کار زیبای تقدیم گل و روشن کردن شمع را به پیش می بردند. داعش مسلکی شان گل کرده بود و با هزار دلیل بیهوده و به نظرم از سر حسادت می خواستند که دیگران را از پیوستن به این کمپین باز دارند.
؛این ها خودشون این کارها رو کردن تا سناریوی جدیدی راه بندازند؛
؛هر باد بکارد طوفان درو می کند؛
؛چرا نمی روید برای کشته گان بیروت شمع روشن کنید ؛
؛ خون این ها که رنگین تر خون مسلمانان نیست؛
؛وقتی سپاه می ره با داعش می جنگه این ها سلاح و پول به داعش می دن؛
؛این ها نمی دوند سر الجزایر چه جنایاتی کردن این هم پس تقاص اش ؛
>
>
>
این گویندگان البته کسانی بودند که به حکومت وابسته نبودند. این ها بعضا با تحصیلات بالا بودند. از این ها حتی از فرانسه مطلب می فرستادند. باورتان می شود. درست همان روحیه تنفر از یک غربی که در میان مسلمانان عرب جاری در کلام این ها می دیدم. جالب این که خنثی وش های هر گروه هم تکمله ای در تایید این جوانه های در نیامده داعشی می آمدند.
این مازوخیستی اجتماعی ایرانی را به رای العین می دیدم که با این که مشتری دائم بی بی سی و من و هزار کانال رقص و آواز هستند اما در کلامی که می پراکندند همان تحلیل های بخش های خبری صدا و سیمای رسمی جمهوری اسلامی و تفسیر رسمی نظام را عرضه می کردند !!
چه اتفاقی برای این مردم در حال افتادن است دلقک؟

یک قدیمی

شهروند گفت...

در مورد علي دايي تمام صفات و ويژگي هايي كه بر شمرديد كاملا دقيق و درست ، ولي منظور بنده فقط شباهت رفتار علي دايي با نخبه گان سياسي تاريخ ما بود ، دو و سه سال آخر حضور دايي در تيم ملي همراه بود با انتقادات فراوان و مخالفت اكثريت طرفداران تيم ملي ، ولي علي دايي به قول علي كريمي كه توي مصاحبه با عادل فردوسي پور گفت ، فقط به منافع خودش. فكر مي كرد ، خودم هم دوست ندارم با اسم آوردن از بعضي از سياستمداران و مقايسه آنها با رفتار علي دايي ، شأن علي دايي رو پائين بياورم در نوشته ام ، ولي خيلي از سياستمداران امروز كشور هم با اينكه مي دانند اكثر مردم قلبنا آنها را نمي خواهند و حضورشان را مفيد نمي دانند ، ولي با پرروئي و قلدري حضوري منفعت طلبانه دارند همچنان

رامیار گفت...

بابت این حمایت برجسته و درخشان از علی دایی تشکر میکنم. بعد از رفتنش هم دیدیم که مشکل این نبود که دایی جای دیگران را گرفته بود. مشکل این بود که اینقدر بزرگ بود که بقیه با همه تلاششان به اندازه او نمیشدند و کفش علی دایی برای همه کوچک بود. یکسال تمام هیچیک از مهاجمهای ما گل نزدند، نه عنایتی و نه خطیبی و نه هاشمیان و نه هیچکس دیگر تا دوباره همون ملت فراموشکار یک صدا علی دایی را در استادیوم فرابخواند. مشکل دایی این بود که خیلی بزرگ بود. خیلی بزرگ. هنوز هم دیدن بزرگیش کار هرچشمی نیست.

دفاعتان از پادشاهی را نیز میستایم. پادشاه ذخیره روزهای بحران است، همانطور که در روزهای بحران اروپا نیز اقتدار و حکومت نظامی جایگزین دموکراسی و آزادی میشود. مشکلی که بود نه در نظام پادشاهی بلکه در اجرا نشد نظام پادشاهی بود! یعنی جای اینکه شاه کنار بنشیند و در روزهای بحران وارد عمل شود، در روزهای عادی سکاندار بود و در روزهای بحران کنار کشید.
نقش شاه در بحران بسیار کلیدی و حیاتی است. حتی پادشاهیهای مشروطه هم آنگونه که می انگاریم برقدرت کامل نیستند بلکه این قدرت ذخیره روزهای خاص است. ببینید اگر یک بحران مهم در انگلستان، سوئد، اسپانیا، دانمارک، نروژ، هلند چگونه پادشاه نقش کلیدی ایفا میکند و همبستگی و انسجام ملی ایجاد میکند. دلیل آن هم کنار بودن و به میدان آمدن در روز بحران است.
صد البته که شرایط کشور ایران کاملا متفاوت بوده است و دخالتهای بیشتری را میطلبد ولی میخواهم این نکته را خاطرنشان کنم که مشکل پادشاهی نیست، بلکه از قضا اجرا نشدن پادشاهی است، که هنوز هم (به اعتقاد من و برخی دیگر) باشکوهترین نوع حکومت است.

ضمنا اون کامنت درخشان ساعت 20:31، مربوط به Per Capita income مرا یاد آقا یا خانم Just Economy انداخت که عمرش به این وبلاگ کوتاه بود. دیدگاه اقتصادیش را بسیار میپسندیدم و اینکه باید با همین شاخصه ها به مطالبه حق رفت، چون سیاستورزی عامیانه و توده‌ای لقلقه زبان است و سفسطه و قاسم سلیمانی و پروفسر سمیعی و کورش کبیر و حسین پناهی را در هم کردن و کورش و امام حسین را به هم چسباندن و خدا را شکر که امنیت داریم و این حرفها. ولی مطالبه اقتصاد با اعداد حکومت را تا پای پاسخگویی و نه عوام فریبی میکشاند

پرگویی‌ام را ببخشید.

just economy گفت...

رامیار عزیز ممنونم که منرا یاد کردی.واقعیتش این هست که یک موج فیسیستها در سیرک هستند که مخالف داشتن الیت در داخل سیرک دلقک عزیز هستند و به شدت کسانی را که پیام دارند را سرکوب میکنند همانطور که دلقک گرامی گفت پیام مهمتر از رسانه هست .واقعیت این هست که رسانه ها حتی نخبگان سیاسی و تحلیلگران فعلی از دو سایت فارسی خوراک میگیرند یکی اش همین سیرک دلقک هست .واقعا یک لحظه فکر کنید ما تنها مخرج مشترکمان را با عموم جامعه رها کردیم.تنها زبانی را که میتوانیم با بدنه بسیج و یا طیف سنتی صحبت کنیم را الکن گذاشته ایم و آن بخش اقتصاد هست. وقتی به یک طرفدار نظام بگویی مثلا معنویات جامعه رو به انحطاط است میتواند از آسمان و ریسمان اعتکاف ماه رجب و چراغانی نیمه شعبان و الا ماشاالله حدیث بیاورد و تو را به فرسایش بکشد که کشانده اند ولی اگر بگویی برادر ارزش پول ملی ما از ۷۰ریال رسیده به ۳۵۰۰۰ریال ناقابل واقعا چه جوابی میدهد .من زیاد کامنت نمیکذارم چون واقعا جنگیدن با پوپو لیسم توانایی میخواهد که من در چنته ام نیست .خدا به همراه شما و رومی و مازیار و ارسین باشد

Dalghak.Irani گفت...

یک قدیمی عزیز. راستش خود من هم چنین مشاهدات و علایم را می بینم و متوجه می شوم. اما ضمن اینکه تخصص لازم را ندارم و نمی خواهم که این اتفاق بیفتد خودم را در موقعیت انشاءالله گربه است قرار می دهم. والا همین در وبلاگ هم از برخی خستگی ها و دلزدگی های بسوی تسلیم - نه بی تفاوت - بوضع موجود - در حد گاهی هم دفاع از آن - علامت دارم. اما خودم شخصاً در موقعیت تخصصی و دارای پژوهش علمی اثباتگر نیستم که بتوانم نظر معتبری بدهم. اما بنظر عقل شهودی و خرد حسی و تجربه و دانش من چنین بنظر می رسد که عواملی چون: - بدون اولویت - انقراض نسل من و قبل از من که حاملان هویت مدرنیتۀ ایرانی از قبل از انقلاب بودیم، رکود اقتصاد جهانی در چهار سال گذشته، ورشکستگی اقصادی ایران در سه سال گذشته، سخت شدن قوانین مهاجرت در کشورهای غربی، عادی شدن چهرۀ نه چندان جذاب کشورهای غربی در اثر مراودات خانواده ها با مهاجران به غرب، انفعال مهاجران و تبعیدیان و پناهندگان ایرانی در غرب، سوء استفادۀ تلویزیون های چند نفرۀ ایرانی از مردم داخل، القای بدبینی مدام از سوی رسانه های حکومت در بدبین کردن مردم به غرب اولاً و به ایرانیان گریخته از وطن ثانیاً، حسادت ناشی از تصور بی خیالی و منفعت طلبی و خوشباشی نسبت به مهاجران ایرانی، اوضاع شدیداً نابسامان منطقه و نوعی بی خیالی ناشی از عمد و بی عرضگی از سوی غرب نسبت به خاورمیانه، گسست فرهنگی با مدرنیته بدلیل عدم تماس مستقیم و آموزشی و بسنده شدن آن به اینترنت و شبکه های اجتماعی حامل پیام های انحرافی از سکس گرفته تا تحقیر هویتی و لاجرم به در خود فشرده شدن مردم بسوی همبستگی لاجرم زندان و زندانبان بدلیل طولانی شدن عمری این زندان انجامیده و این ها می توانند بخش عمده ای از این ناهنجاری و بیگانه نگری ایرانیان داخل به غرب را توضیح بدهند. اما با این همه نیاز به پیمایش های میدانی و پژوهش های جامعه شناسی دارد که امیدوارم دکتر قاضیان به این مسئله هم ورود کنند و یک پزوهش انجام بدهند از این گسست داخل با ایرانیان خارج اولاً و بدبینی فزاینده شان بغرب ثانیاً بکنند. اما خودم معتقدم که اقتصاد کمی بهتر بشود این سندرم خطرناک تعدیل خواهد شد. یا...هو

شهروند گفت...

راميار گرامي
تا قبل از دو سه سال پاياني بازي علي دايي در تيم ملي ، حقير طرفدار دو آتشه ايشان بودم ، چون سبك بازيش رو دوست داشتم و به خاطر پرسپوليس ، ولي جناب دلقك كه علي دايي رو با بكهام و رونالدو مقايسه مي كنند ، كجاي رفتار علي دايي چند سال آخر بازيكني و سرمربيگري تيم ملي شبيه يك اسطوره بود ؟ به خاطر پول ماليات قراردادش با فدراسيون چه الم شنگه اي كه به پا نكرد ، تيم جلوي عربستان تو تهران باخت ، دريغ از يك معذرت خواهي و ابراز تأسف ، پارسال بركنارش كردن از تيم پرسپوليس بعد از هفت تا بازي ، پشت پرده با حميدرضا سياسي توافق كرد كه دوميليارد و صد ميليون پول قراردادش رو بگيره يكجا به شرطي كه در مورد پرسپوليس و بركناري مصاحبه نكنه ، سالي كه با پرسپوليس قهرمان حذفي شد ، با كاشاني شوراي شهر دعوا كرده بود ، حتي حاضر نشد توي برنامه نود كنار هم بنشينند ، ولي چند ماه بعد به خاطر صدميليون پاداش قهرماني جام حذفي چون شفاهي بود ، به شهادت كاشاني احتياج داشت ، آشتي كرد با ايشان ، در حاليكه اگر يادتان باشد آن فصل كاشاني علي دايي رو با اينكه قهرمان حذفي شده بود ، بركنار كرد يا خودش رفت ، حميد استيلي رو جاش گذاشتن ، چه فصل كابوس واري درست كرد براي پرسپوليس با مصاحبه هاش ! آخرشم گفت خدا به من عزت داده كه با تيم راه آهن بالاتر از پرسپوليس قرار گرفتم تو جدول ! دعواي معروفش با رويانيان رو كه به خاطر داريد ، رويانيان من از ريشت نمي ترسم ، با اين آقايان كار نمي كنم ! از اين جور مصاحبه ها ، ولي وقتي همين رويانيان پيشنهاد قرارداد شش و نيم ميلياردي سه ساله به آقاي دايي داد ، با رويانيان داداش شدن ، رفتارش با مهدوي كيا و علي كريمي كه ديگه زبانزد همه است ، چرا مهدوي كيا كه ده سال توي بوندس ليگا بازي كرد رو با بكهام مقايسه نمي كنيد ، كارهايي كه علي دايي با پرسپوليس و هوادارش توي اين چند ساله انجام داد ، بكهام و كريس رونالدو به گور باباشون بخندن با تيمهاشون انجام بدهند ، بنده خودم رو مديون زحمات علي دايي در تيم ملي مي دانم ، خيلي هم از ايشان ممنونم ، ولي علي دايي به جاه و مقام رسيده در سالهاي آخر بازيكني و سالهاي اخير مربيگري و جورواجور بيزينس رو دوست ندارم ، خدا بيشتر از اين بهش بده و نامش بلند آوازه تر از هميشه باشه ، ولي مردم رو خر فرض نكنه ، اونم فرقي با هاشمي و خامنه اي نداره ، فقط به فكر جيب خودشه به نام عشق به هوادار و پيراهن پرسپوليس ، علي دايي هيچ شباهتي به رفتارهاي انساني و با مرام كريس رونالدو و ديويد بكهام نداره ، اونا به معني واقعي كلمه انسانهاي بزرگي هستن ، به وقتش هم شعور بلند شدن از سرميز رو داشتن و دارند ، با عرض معذرت فراوان از جناب دلقك كه زيادي مزاحم شدم امشب

ناشناس گفت...

طرفداريتان از علي دايي رانت خوار و كسي كه توضيح كارهايي كه با پول اين ملت كرده است ناديده مي گيريم به هر حال باز شما تعصبتان گل كرد و بكام اسطوره را با اين مرد دنبال پول و موقعيت مقايسه كرديد !!!در هر حال به جز عده اي نوچه كسي طرفدار اين مرد نيست
در مورد غرب ستيزي به نظر من جامعه به يك حالت تعادل در ستايش يا نكوهش غرب رسيده .ظهور داعش و بي عملي غرب در برابر آن ،قراردادهاي انچناني غرب با عربستان مهمترين عامل ايراني كشي و شيعه كشي در جهان ،معيارهاي دو گانه غرب در برابر يمن و سوريه و به آشوب كشاندن منطقه با حمايت از تروريستهاي خوب !!! همگي به مردم ايران يادآوري كرد كه كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
به همين دليل مردم ايران كه نسبت به ١١سپتامبر پخته تر شده اند در عين ابراز تاسف ياد آور شدند اگر ايران خود در برابر داعش از كردها و شيعه ها حمايت نمي كرد امروز داعش با حمايت تركيه و عربستان دو متحد غرب در پشت مرزهاي ايران مشغول صدور تروريست بود و البته جز خطي در روزنامه اي از كشته شدگان ايراني كسي نامي نمي برد
يادمان نرود ميراژهاي فرانسوي و سلاحهاي فرانسوي و بمبهاي شيميايي الماني و فرانسوي چند هزار نفر ايراني را داغدار كرد
به هر حال كشته شدن بي گناهان مذموم است و من نيز خود براي فرانسويهاي بي گناه ناراحتم همچنانكه يمني ها و عراقيهاي كشته شده و شيعيان عربستاني كشته شده در قطيف بي گناه بودند
پري سا

پراگماتیست گفت...

با درود مجدد بر تیمسار ایرانی

در پاسخ به دوست عزیز و ناشناس ساعت ۲۱:۱۴ عرض کنم که به هر صورت امکان استفاده از شبکه های اجتماعی در تلفن همراه با تغییراتی که دولت روحانی به اجرا درآورد عملی شد. در مورد رکود حق با شماست و اگر نبود ساعات زیاد مگس پرانی هرروزه مزاحم شما و سیرک نمی شدم. اما روحانی با بدهی سنگین دولت قبل و نفت چهل دلاری و سهمیه فروش یک میلیون بشکه ای چه کاری می تواند انجام دهد بهتر از این؟

با سپاس از دوست ناشناس ساعت ۲۲:۲۵ برای کامنتشان.

در پاسخ به دوست عزیز و گرامی مازیار وطن پرست بگویم که نه در زمان شاه بوده ام و نه در آن زمینه مطالعه چندانی داشته ام که بتوانم در مورد آنچه در مورد مستند من و تو گفته اید داوری کنم. این مستند دست کم از نظر بصری درخشان است. اما در مورد توان موج آفرینی حکومت در شبکه های اجتماعی حق با شماست. اما این توقع بیجاییست که ما به راحتی بتوانیم موج ایجاد کنم و نظام با آن همه یال و کوپال نتواند. نکته در این جاست که موجهای علیه نظام راحت تر کلید می خورند تا موجهای به نفع نظام که نیازمند صرف بودجه های هنگفت است و ما در این زمین برنده بازی هستیم.

در مورد کم بودن گرایش سیاسی در تلگرام آن را چندان منفی نمی دانم. به نظر من با پیروی از تیمسار تحول گسترده فرهنگی اجتماعی زمینه مساعد را برای تحولات سیاسی فراهم می کند و من شخصا طرفدار این مدل تحول هستم. فورمول استحاله یا تغییر نظام به نظر من این است:

1. آزادی رسانه
2. ایجاد و تقویت خواست تغییر فرهنگی اجتماعی سیاسی در مردم با بهره گیری از رسانه آزاد.
3. بروز مقاومت مدنی در مردم تغییر یافته نسبت به ارزشهای ترویج شده نظام.
4. تغییر رفتار حاکمیت سیاسی برای کاهش عدم سازگاری با مقاومت مدنی مردم تغییر یافته.

این چیزیست که عملا در حال رخ دادن است و نظام نیاز به معجزه دارد تا بتواند همین گونه که هست به حیات خود ادامه دهد.

ناشناس گفت...

بی عرضگی قدرت های غربی خیلی در این شرایط شدیده و خدا کنه هیلاری کلینتون انتخاب نشه چون گفته بود به امریکا ربطی نداره و من فکر نمی کنم اگر این بی عرضگی عمدی هم باشد، پشتش هدفمندی باشد بیشتر شبیه بی عملی ناشی از جهالت هست! خدا پدر بوش رو بیامرزه که وقتی به کشورش حمله کردند چنان یقه ای گرفت که تا الان خاطراتش توی مغز پوک افراطی های مسلمان حک شده!

الان اما سیاست مداران غربی یکی از یکی ماست تر فقط بلد هستند یک دقیقه سکوت کنند یا شورت آبی و قرمز و خیس بپوشند به احترام قربانیان! سر انقلاب ایران هم اقای کارتر به جای حمایت از شاه دستش توی شورتش بود! این افراطی ها توسط این سوسول های فرانسوی درک نمی شوند کما اینکه شاه و زنش هم فرانسوی بودند. ما امیدمان به کابوی ها و غرب وحشی امریکاست.

ایران هم با این وضعیت چند سال دیگه تبدیل به قطب جهانی فرهنگ تنفر و مرگ خواهی و ویران شهری در جهان خواهد شد و یحتمل ما تروریست شیعه که الان کمیابه رو هم به غربی ها هدیه کنیم، خروار خروار! ناراحت نشید ولی سوریه آینده ماست، از ما گفتن.

ناشناس گفت...

کامنت خواهر پری سا احتمالا یکی از مدارک مستند از دلایل عقب ماندگی جنس زنان هست که وقتی هیچ نمی فهمند آدم سرش را می کوبد به دیوار که بفهمند و وقتی می فهمند تازه آرزو می کنی که کاش همون نمی فهمیدند.

Dalghak.Irani گفت...

پری سا اگر خود پریسا باشد خیلی هم عزیز است. اما کمی هم مشکوکم به این ماننده کردن خویش به پری. زیرا در بالاترین هر آیدی که ببینم خیلی زیاد تیتش است و مامانی و به ظرافت خیال مثل پلک شب مثل نسیم صبا و امثالهم مطمئن می شوم که این پشت آیدی مجاهد خلق است. حالا با پری سا هم خیلی راحت نیستم به این نازک خیالی و وحشت پروری ولایی. اما تا خط قرمزی را رد نکرده میهمان عزیز من است و هموطن گرامی و می تواند حرفش را بزند. اما در دو موردی که یکی با خشونت خیلی زیاد به علی دایی شکننده درشتی کرده و دیگری با سوء استفاده از درددل داخلی من و یک قدیمی بل گرفته که بله مردم ایران هشیار شده اند و بل شده اند و ال کرده اند و پس زنده باد خامنه ای. پاسخ مختصری می نویسم.

علی دایی اسطورۀ مدرن است و فرق اسطورۀ مدرن با اسطورۀ سنتی در این است که اسطورۀ سنتی یک قدیس بود و فرا زمینی و معصوم. مثل همۀ خدایان و پیامبران و ... تا پوریای ولی و مرحوم تختی که خودکشی اش را هم به شاه نسبت دادند تا اسطوره آسیب نبیند. اما اسطورۀ مدرن یک انسان معمولی است که تنها و تنها و تنها فرقش با انسان های غیر اسطوره و معمولی این است که اراده و پشتکاری آهنین دارد و به اصول انسان مدرن پایبند است. روزی که علی زد توی صورت آن خبرنگار هزارتومانی زد و همه - از جمله همین حمیدرضا صدر که دکتر دکترش می کنند و می کنید - علیه اش شوریدند و تنها من بودم که برای اولین بار به دایی لقب اسطورۀ مدرن دادم و از سیلی اش بصورت خبرنگار هرزه نگار دفاع کردم - البته که مقاله ام در هیچ یک از روزنامه های اصلاحطلب آنروز از خط سانسور مارکسیستی شان عبور نکرد از جمله همین روزنامۀ اعتماد علیه السلام - حالا هم هم به پری سا و مهمتر از او به شهروند می گویم که همۀ آنچه که در مذمت علی نوشته اند حرف های کشکی و خاله زنکی روزنامه های ورزشی زرد است که مطلقاً دروغ می نویسند برای نان روی نام علی دایی و خوندوشی از پول توجیبی نوجوانان را قاتق می کنند جهت امرار معاض کثیف خود. لذا هیچکدام به تأیید هیچ قلم و زبان هیچ ادم معتبری نرسیده و یک مشت هجویات است. در مورد دنبال منفعت شخصی و پول قرار داد بودن هم این اولین اصل از اصول مدرنیته است و همه از ریز و درشت باید چنین باشیم و هستیم و بقیه اش رسوبات سنت کثیف دروغ و ریای دنیای قدیم است با آمیخته ای از حسادت فقرا بر ثروتمندان. مگر علی دایی پول زور خواسته یا از دیوار کسی بالا رفته و بیت المال را لفت و لیس کرده است. آیا شما از کار آفرینی ها و رسیدگی بمحرومان و کارهای عام المنفعۀ علی هم خبر دارید یا عقل تان را - در مورد برخی هم عمدتان را - داده اید دست یک مشت هرزه نگار موصوف در بالا و به بهترین فرزند وطن - در ورژن ایرانی - جسارت پررو می کنید.
اما پری سا آنچه که من با یک قدیمی طرح کردم در اتحاد زندانی و زندان بان زیاد خوش خوشانت را رقم نزند که زندانی اگر هم با زندانبان بوحدت مقطعی برسد هنگام جدا شدن زندانی داخل قفس است و زندان بان بیرون و این فرق هیچگاه زایل شدنی و فراموش شدنی نیست و هر آینه منتظر جرقه ای از داخل و خارج است که نفرت فوران بکند و دودمان زندان بان را به آتش بکشد. یا...هو

ناشناس گفت...

http://www.bbc.com/persian/iran/2015/11/151116_nm_narges_mohammadi_letter_dolatabadi .در حکومت عدل سید علی مردان مذهبی و معتقد باید بدن زنان را ببینند. اگر نبینند. نمی شود.

ناشناس گفت...

نمی خواستم بحث علی دایی مطالب جذاب وبلاگ را منحرف کند ولی نتوانستم طاقت بیاورم. با تمام نقاط قوتی که دلقک گفت و من هم اذعان دارم ولی حرکت دست گرفتن تسبیح روی نیمکت مربی گری را درک نمی نمی کنم. چرا می توانم توجیه کنم ولی به دلم نمی چسبد.

ناشناس گفت...

نامه یک جوان به رییس جمهور :
سلام اقای روحانی ،خسته نباشید
بدون مقدمه:به نظر من اگر یک جوان ماشین نداشته باشد میتواند از وسایل نقلیه عمومی استفاده کند ولی اگر زن نداشته باشدنمی تواند از زنان عمومی استفاده کند چون گناه هست
بجای اینکه وام خودرو بدهید وام ازداوج بدهید تا من بتوانم ازدواج کنم.
باتشکر

ناشناس گفت...

باز عليرغم گرفتاريهايم مجبورم خلاصه بنويسم
متاسفانه ديد مرداني در پايگاه بسيج و مردان اپوزيسيون به زن ايراني هنوز از بالا به پايين و البته به عنوان ابزار كام جويي است گيرم كه بنده زشت و غير جذاب و ....باشم با نام پري سا كدام پاسخ منطقي به سخنان من داريد اصلا به چه حقي ان ناشناس علاقه به نفهم ماندن زنان دارد مگر زنان ايراني از ايشان اجازه پيشرفت گرفته اند ؟
جناب دلقك دايي اسطوره زور چپاني است كه با تسبيحش و قلدري اسطوره اي از او ساخته شد در اين زمينه مسلما من و شما موافق نيستيم و اصراري هم نيست
ولي در مورد همدردي با فرانسه من هم با فرانسه همدردم به ويژه كه مدتي را در انجا بسر برده ام ولي خب مردم ما هم خر نيستند و استانداردهاي دو گانه را نمي پذيرند حالا اين چه ربطي به رهبر دارد يا ندارد
برخي از دوستان گمان مي برند كه سيستهاي ايران اعم از تابعيت دهي به هزاره ها با مثلا سرمايه گزاري در سوريه يا كمك تسليحاتي به كردها را تنهايك عده جدا از مردم تعيين مي كنند و به منافع ملي نمي انديشند در صورتي كه اين سياستها در اتاق هاي فكر تو در توي جمهوري اسلامي تعيين مي شود كه اتفاقا شايد افراد تكنوكراتي چون من و شما در ان باشيم
پري سا بدون ادعايي در زمينه پري چهرگي !!!!

ناشناس گفت...

با تشکر از تیمسار گرامی
کشور دروضعیت بد اقتصادی قرار دارد درامد نفتی به ۲۵ ملیارد در سال رسیده.ولی اینده اقتصاد در اینده نزدیک پس از برجام روز ب روز بهتر می شود دیگه حکومت به این نتیجه رسیده که باید اقتصاد مملکت روبراه کنه عوامل خارجی هم به این مس،له کمک می کنه طبق مشاهدات.اینده اقتصاد روشن باشه بقیه مسایل بهتر میشه
ممنون که مینویسید وباعث درک بهتر مسایل میشوید

کرمانج

ناشناس گفت...

عجب تیمسار !

به قول امیر قلعه نوعی تقدس علی دایی نباید بشکند ! البته عجب از او نبود که در منفعت طلبی لجنش هر کسی که دستی بالای دستش داشت مقدس میشد ! عجب از شماست که در حرف ، من توده یک لا قبا را بر سر کرسی حرمت مینشانی و در عمل ، چاقو را سر و ته در ماتحتم مینشانی که خود علی دایی هم اگر خواست درش آورد ، دستش را ببرد.
جهت اطلاع ، ما ایرانیها اگر سرمان به تنمان بیارزد و نخبه باشیم و دردانه و به قول شما اسطوره و بلند قد ، آنقدر عمر خواهیم کرد که در نیمه دوم عمر تمام افتخارات را به گند بکشانیم . نادر شاه افشار در نیمه اول عمر از کشوری فرو پاشیده و آشوب زده امپراطوری بزرگی ساخت که به معجزه میماند . بعد چه شد ؟ انقدر زنده ماند و انقدر از نخبه ها کشت تا شد آنچه میدانیم . رضا شاه پهلوی در دهه اول هزار و سیصد خورشیدی که بود و چه کرد و رضا شاه پهلوی در دهه دوم . کشور دوباره اشغال شد و شبح قحطی و هرج و مرج . دخالتی نالازم در نبرد قدرتها بر سر تقسیم جهان . گوشش بدهکار نبود . در مقیاسی کوچکتر و در ساحت ورزش علی دایی . نیمه اول عمر صرف کسب افتخار و تلاش و پشتکار و در نیمه دوم عمر ، مخالفت و درگیری و خشونت با هر چیز و هر کسی .
تیمسار گرامی ! من و دخترم ، مدیون هیچ خدایی در این کشور نیستیم و منت هیچ اسطوره من دراوردی هم را به گردن نداریم . تازه اگر بنا بر اسطوره سازی باشد که رضا زاده خوش رنگترین مدال و گل مدالهای المپیک را صید کرد ، چرا او نباشد . دیدیم که با فدراسیون وزنه برداری و جانشینانش چه کرد .
او هم منتی بر سر ما ندارد . مایی که با سرانه شرمگین زیر بیست هزار تا ، هنوز سر بلند زندگی میکنیم و هر چند به زعم شما بشر نیستیم .

مازیار وطن‌پرست گفت...

خواندن متن زیر را به همهٔ آن‌هایی که در میان هیاهوی تبلیغاتی نظام و فرزندان آریایی کورش، عربستان سعودی را علت‌العلل بنیادگرایی مذهبی می‌دانند، توصیه می‌کنم. چون منبع من کامنتی در وبلاگ نوریزاد با شناسهٔ "محمد سادات" است ناگزیر همهٔ متن را در زیر منتقل می کنم. اما از قرائن پیداست که منبع اصلی باید ترجمه باشد. بالطبع دلقک عزیز در رد و قبول آن مختار است:

http://www.nurizad.info/blog/29656#comment-222539

« ...
در نوامبر 1979 یعنی ده ماه پس از انقلاب ایران و در اولین روز از سال 1400 هجری قمری دویست مرد مسلح به رهبری جهیمان ابن سیف العتیبی یک افسر سابق گارد و دارای عقاید تند وهابی مسجد الحرام را تصرف کرده و اعلام قیام نمودند .پس از بستن 48 دروازه حرم، محمد بن عبدالله قحطانی، داماد جهیمان به منبر رفته و در مقابل انبوه زائران شگفت زده حکومت ال سعود را بی دین و فاقد مشروعیت دانسته و ادعای مهدویت نمود. قابل ذکر است که برخلاف تصور رایج ، قریب به اتفاق فرق مسلمین ظهور فردی از قبیله قریش و ابناء پیامبر اسلام را باور داشته و جز اعتقادات لاینفک دین خود می شمارند . البته آنها بر خلاف شیعیان که به امامی هزار و دویست ساله و نامیرا باور دارند این منجی را به مثابه یک انسان عادی می دانند که در زمان آخرالزمان ولادت یافته و پس از بلوغ و در سنین جوانی انقلاب بزرگ خود را رهبری خواهد کرد. به هر روی گارد سلطنتی و نیروهای ارتش عربستان در فرونشاندن آتش این شورش در حریم امن مسجد الحرام ناکام مانده و سرانجام پس از دو هفته ، ملک خالد شاه وقت عربستان دست به دامن علمای وهابی شده و با فتوای آنها نیروهای امنیتی عربستان با کمک گرفتن از کماندوهای فرانسوی و آمریکایی به مسجدالحرام یورش برده و موفق به سرکوب این شورش شدند .
بسیاری از تحلیلگران چون توماس فریدمن خبرنگار و تحلیلگر آمریکایی شورش مسجد الحرام را تحت تاثیر انقلاب مذهبی در ایران دانسته و معتقد است که سنیان تندرو با الهام از حکومت اسلامی ایران قصد انهدام حکومت پادشاهی خاندان سعود را در جهت ایجاد حکومتی اسلامی و سنی مطابق الگوی ایران داشته اند .
غائله ابن سیف اگر چه فرو نشست اما تاثیر زیادی بر نگاه حاکمان سعوی نسبت به مذهب و در راس آن علمای وهابی گذاشت و آنها را نسبت به خطرعدم مشروعیت دینی خود آگاه ساخت . علی الخصوص اینکه حاکمان جدید ایران نیز مدعی حکومت جهانی اسلام بوده و در جهت صدورانقلاب به دیگر بلاد اسلامی به شدت فعال بودند (تاسیس نهضت های آزادی بخش در سپاه پاسداران و همچنین آموزش و حمایت از معارضین مسلح شیعه عراقی در برابر رژیم بعث از آن جمله اند که این اقدام اخیر یکی از دلایل تحریک صدام حسین برای هجوم نظامی به ایران شد) از این تاریخ به بعد حکومت عربستان شروع به حمایت مالی و معنوی از مفتیان کرد تا پشتیانی آنان را در جهت تداوم حکومت خود بدست آورد . با این بودجه سرسام آور روز به روز مدارس مذهبی در سرتاسر جزیره العرب تاسیس شده و بتدریج به دیگر ممالک خاورمیانه چون پاکستان و افغانستان راه یافت بالاخص کشوری چون افغانستان که در گیر جنگ با شوروی بود و افکار جهادگرایانه وهابیت باعث جذب مجاهدان سنی مذهب افغان به خود شده و به این صورت نطفه طالبانیسم در سالهای آغازین دهه هشتاد میلادی در افغانستان بسته شد . به این ترتیب خاندان سلطنتی جزیره العرب سرنوشت خود را با ایدئولوژی خشن وهابی گره زده ودررقابت با ایران منطقه خاورمیانه را به آتش کشیدند .این در حالی بود که پس از پیمان صلح کمپ دیوید خاورمیانه می رفت به وضعیتی پایدار برسد لیکن انقلاب ایران تمام معادلات را در هم ریخت و به قول مامون افندی پژوهشگر مصری ترمز اسلام در سال 1979 بریده شد … »

Dalghak.Irani گفت...

کاملاً منطبق بر واقعیت است و من هم بارها به این جنگ هویت که جمهوری اسلامی آغازگر آن بوده گرداخته ام و بخاطر همین هم است که "هنوز هم ایران آزاد نشود جهان نابود خواهد شد" است. مرسی مازیار. یا...هو

در ضمن علی دایی برای من همانقدر که قالیباف یگانه بود یگانه است و هنگام صحبت از او احتیاط کنید که شئوناتش خدشه دار نشود. ضمناً قالیباف روزنامۀ طنز مجانی و زیبایی برای تهرانی ها گذاشته توی مترو دستش درد نکند بازهم این شیربچۀ طرقبه! یا...هو

ناشناس گفت...

نوری زاد الان جاش گرم شلنگ تخته می اندازه یک بمب تو خیابون فرشته منفجر بشه اونوقت میفهمه کی به کیه

ناشناس گفت...

سلام تیمسار جان دایی اواخر خراب کرد . حسابی طرفدارها راضایع کرد.
اقای قدیمی منهم روضه زیادی برای خیلی ها خواندم .خب تلگرام است دیگر .این ملت ما هرچه برایشان ارسال کنی ...شیر میکنند حتا خوب به عکس ها دقت نمیکنند که ساختگی هست یا نیست .عجالتن اما مردم با تلگرام انچه را رو در رو نمیگویند من الغیرالمستقیم؟؟؟ میگویند . انشالله عاقبت به خیر شویم . و اما غرب هرچه میکشد از کارتر است .و البته نوفل لوشاتوی اتگلیسی شده ؟؟/؟؟/؟داداش کوچیکه

شهروند گفت...

جناب دلقك گرامي
شما بزرگ و معلم بنده هستيد ، هشدار شما در مورد علي دايي هم خواندم و صاحب اختيار و صاحبخانه هستيد ، اما يك تناقضي در رفتار آقاي دايي براي حقير پيش آمده كه علاقه مندم بيان كنم ، اميد كه باعث رنجش شما نشوم
شما علي دايي را اسطوره مدرن مي دانيد ، اگر حرف بنده را مطالب روزنامه هاي زرد و خاله زنكي نمي ناميد ( در حاليكه عين واقعيت است ) بايد خدمتتان عرض كنم ، در اين كه علي دايي اسطوره است ، شكي نيست ، ولي مدرن بودن با توجه به نوع انتخاب تيم و حتي بازيكن توسط آقاي دايي ، محل ترديد دارد براي حقير ، علي دايي وقتي پيشنهاد مربيگري تيمهاي مختلف را بهش مي دهند ، تا زمانيكه آيت الله بهجت زنده بود ، ايشان برايشان استخاره مي گرفت ، لابد حالا كس ديگري استخاره مي گيرد ، حتي براي مربيگري پرسپوليس هم اول اعلام كرده استخاره گرفتم ، بد آمده ، بعد كه با رويانيان مذاكره كرد و پيشنهاد قرارداد شش و نيم ميلياردي رو دريافت كرد ، اعلام كرد دوباره استخاره كردم ، خوب آمد ، تشريف آوردن پرسپوليس ، يك فصل هم قرار بود كريم انصاريفرد رو بياره تو تيم پرسپوليس ، ولي چون دير به تمرينات اضافه ميشد ، اعلام كرد استخاره گرفتم ، بد آمده ، انصاريفرد رو نمي خواهم ، بنده مي توانم بفهم كه يك اسطوره مدرن اتوبوس تيم پرسپوليس رو توي اتوبان رشت - تهران متوقف كند و طلب پول قراردادش رو بكند و اجازه ندهد تا پولش رو نگيره ، اتوبوس حركت كنه ، احتمالا اين حركت خيلي هم مدرن و پيشرفته است ، دنيا دنياي پول و منفعته ديگه ، باشگاه هم وظيفه اش
بوده اين پول رو سر وقت پرداخت كنه ، ولي مدرن بودن دايي و استخاره از بهجت رو نمي توانم بفهمم !!! البته ايراد از فهم بنده است متأسفانه .

Dalghak.Irani گفت...

شهروند عزیز. مرسی از لطفت. اما راجع به دایی و آخرین کامنتم.
1- گفته ام و تکرار می کنم اسطورۀ مدرن آدمی فرازمینی نیست و دارای قوت و ضعف های همۀ ابناء بشر است. علی دایی هم از این قاعده مثتثنی نیست. اما نه بدلیل ضعف هایی که شما برمی شماری. بلکه بنظر من علی دایی کمی زیاده از حد معمول اسطوره های مشابه جهانی اش گوشت تلخ تر است بدلیل نقصان در روابط عمومی که ناشی از فن بیان و زبان مادری ترکی او هم است. ممکن هم است کمی بیش از حد عرف پذیرفتۀ جامعه به پول اهمیت بدهد که اصلاً نقطه ضعفی نیست اگر پول حرام نباشد. البته تأکید می کنم که همۀ اسطوره های مدرن مخالفان پروپاقرصی هم دارند مثل رونالدو که به زیادی خودشیفتگی متهم می شود یا بکهام به برخی بی مبالاتی های اخلاقی در گذشته. و البته همه هم از کوه کاه ساختن مخالفان این اسطوره هاست و در حقیت نه بکهام ولنگار اخلاقی بوده و نه رونالدو خود شیفته و از خود راضی.

در مورد اعتقادات مذهبی علی دایی هم باید او را مثل یک مسلمان سکولار و از دید مذهب غیر سیاسی - مذهب در زمان شاه - ارزیابی بکنید و نه از دید "چون آخوندها حکومت دارند و بنام مذهب ظلم می کنند و مردم را گرفتار کرده اند پس همه ناچارند از مذهب و مظاهر آن برائت بجویند". زیرا میلیون ها نفر ایرانی دارای اعتقادات مذهبی و حتی خرافی هم هستند که کمترین چسبندگی بین ایمان دینی شان با موضع حکومت نیست. اینکه از همه انتظار داشته باشیم - این همه شامل هم نخبه می شود و هم توده - که موضع ضد مذهب و شعائر مذهبی و ضد روحانیت غیر سیاسی داشته باشند انتظاری غیرمعقول و نشدنی است. این را هم اضافه کنیم که علی دایی باید در کشورش کار کند و از دانسته ها و مهارت هایش استفاده کند هم برای زندگی خودش و هم برای بهره مندی جامعه اش. او هم همین کار را می کند و کار عجیب و غیر متعارف و غیر اخلاقی نمی کند.هنگام قبول پیشنهادات هم سعی می کند بهترین و گرانترین و در حد کالایی که می فروشد مزد تعیین و عرضه کند. من مطلقاً ادعا نکرده ام که دایی به این دلیل اسطورۀ مدرن است که با آخوندها بد است و به دختر پیامبر اعتقاد مریدی ندارد و یا ارزان می گیرد و حق و حقوق خودش را در نظر نمی گیرد. بلکه من گفته ام علی "خودساخته" و تحصیلکرده و پاک و صادق است و همین کافی است برای اسطوره شدن و الگو واقع شدن از سوی جوانان. بقیه اش دیگر داوری "چرا علی دایی جز حزب و دسته و گروه و فکر من نیست" می شود و عیب ماست و نه نقص علی دایی. مدرن بودن هم از نظر من صداقت راست رفتاری و وفا بعهد و مردم نیازاری است و بقیۀ موارد انتخاب فردی است. مگر اینکه طرف وابستگی سیاسی به متحجران و ضد مردمان داشته باشد. البته که برداشت شما برداشت عام ناراضیان سیاسی از حکومت است و جای تأسف ندارد. اما ما در اقلیتیم و اکثریت ملت کاری به سیاست و "من با آخوندها مبارزه می کنم. پس هستم" ندارند و دارند زندگی شان را می کنند و چاره ای هم ندارند. استخاره هم یک باور مذهبی غیر سیاسی است و بسیاری از مردم در لندن هم نه تنها استخاره می کنند راجع به عرق خوردن یا نخوردن بلکه سفره های حضرت ابوالفضل می اندازند با بهترین اطعمه و اشربه که بیا و ببین. اما در فحش دادن به آخوندها هم کم نمی آورند. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک نوع دفاعت از پریسا پاک ناامیدم کرد. گرچه به عنوان یک زن آتیست با بسیاری ازنظرات ایشان مخالفم ولی به کامت گذاری که ایشان را به دلیل آدی زنانه، عقب افتاده و ناقص العقل خواند و زنان را فاقد توانایی تفکر جواب مناسبی ندادی.
Yahoo

ناشناس گفت...

شهروند حالا چرا ایقدر گیر داده ای! از تو انتظار بیشتری می رفت. من فعلا نه خیلی فوتبالی ام نه از طرفداران دایی. اما اینکه بقول معروف اسطوره هست و بزرگ. و افتخاراتی داشته برای خود و کشورش دوستش دارم.بله عیب هم دارد. که باید داشته باشد. یک نکته: فراموش نکن زندگی در ایران اخوند زده بخصوص وقتی خیلی مشهوری. بهمان مقدار سخت می شود.پس لطفا تمامش کن و اینقدر گیر نده.هر ادم بزرگی اگر در کادر علاقمندی های ما هم قرار نگیرد بزرگ است. امیدوارم او با بیزینس بیشتر و درامد بیشتر بتواند به همنوعان و هم میهنان نیازمند هم کمک بیشتری کند.

ناشناس گفت...

دلقك كامنت مرا چاپ نكردي با توجه به توهين ان دوستمان به زن ها بهتر است پاسخ مرا چاپ كني
و البته ايشان يا هر مرد اپوزيسيون و بسيجي و .....نمي تواند و نخواهد توانست روند پيشرفت زنان را متوقف كند
به هر حال بارها در جمعي ديگر و اين جمع گفته شده بود ديد مردان حاكميت به زنان با ديد مردان روشنفكرنما خارجه نشين به زنان هيچ تفاوتي ندارد
پري سا

آرسین گفت...

تیمسار عزیز،
به خاکی میزنی و شاید خسته ای یا شاید دلگرفته که خوانندگان مانند تو با دایی و قالیباف و سایر شخصیت های محبوبت ارتباط بر قرار نمی کنند!

اما علی دایی را در کامنتی "اسطوره مدرن" معرفی می کنی با این مشخصات که "پشتکار دارد و به اصول انسان مدرن پایبند است". اما وقتی به عرض می رسانند که علی دایی علاوه بر تسبیح چرخانی در کنار زمین و استعانت از نیروهای ماورا طبیعی (آسمانی) در بازی فوتبال (زمینی)، به استخاره و اسطرلاب جهت تصمیم گیری (یا حداقل نشان دادن تصمیم گیری و در اصل چانه زنی) تمسک می جوید، سریع مساله را در حد بی خردان اقلیم لندن توجیه میکنی که لندن نشینان نیز استخاره می گیرند برای عرق خوری! گویی لندن بهشتیست که هرکه جایگاهش آنجا باشد علاوه بر علم مطلق از خطا و معصیت مبراست! یا اروپا دربست در اجاره دانشمندان و عالمان است و هرکس سفره ابولفضل پهن کند به توصیه آخرین نتایج علمی عمل کرده! (انگار چند روز پیش عزیزان مسلمان از ناف رقه با هلی برد عملیات ترور را در پاریس انجام دادند و برگشتند!)

اینجا کاری به شخص و شخصیت علی دایی ندارم -گرچه او را فردی متکبر بدلیل یک چشمی اش در سرزمین کوران (فوتبال) می دانم-.
اما روی سخنم با شماست، که فردی را چنان بلند میکنی که هرکه وارد سیرک شود سوراخهای تنبانش را می بیند و شما هم بجای پذیرفتن رفتارهای زشتی که اسطوره ات مرتکب شده و به تو می گویند، تلاش می کنی -چون علی دایی را خوب تصور کرده ای- هرچه هست را به زبانی شیوا وارو یا کوچک جلوه دهی.
فارغ از اینکه علی دایی حتی در قواره "اسطوره مدرن" به تعریف شما هم نمی گنجد.

در حد عامی سواد فوتبال دارم اما عزیزانی مثل شهروند گرچه سواد و حافظه بسیار خوبی دارند -از اسطوره مدرن فوتبالتان-، آنقدر ترسانده شده اند و نیش قلم خورده اند که چندسطر حقایق تاریخ را باید با 4 خط پوزش و لفافه شروع کنند، گویی در پیشگاه "اعلی حضرت همایونی بزرگ ارتشداران" جسارت می کنند!

کلا اسطوره های شما در "تکبر" آمیخته با لجاجت وجه مشترک دارند، علی دایی که علاوه بر تکبر، ترک است و ساده دل و خوش تیپ و البته مسلمان سکولار!

الا...هو!

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک عزیز، تا خودت نگفتی، قول می‌دم دیگه برات کامنت کپی نکنم اما این یکی عوض تمام کامنت‌های ما در این پست، انگار سفارشی برای متن تو نوشته‌شده. انشاء و حال و هواش هم در سنتی و شهرستانی (بنده چون خودم شهرستانی هستم این صفت را با نوستالژی بکار می‌برم نه مثل پاتخت نشینان با تحقیر) بودن عجیب دل می‌برد:

http://www.nurizad.info/blog/29656#comment-222569
از: جیرفتیali

«با سلام وادب واحترام مخصوص

میگم اون قدیم مدیما توروستای کوچک ما شیخی بود که بیچاره برمنبرنمیرفت علی الرغم اینکه خیلی باسواد وخوش خط وزیبا نویس بود .ازدست رنج خودش که همان آهنگری ویا بقولی چلتگری بود امرار معاش میکرد وخدارو شکر .

اما این شیخ یک مسئولیت بزرگی برگردنش گذاشته بودند که هرکس بدرجه ای از رهبری میرسید واواخرعمر حرفهای هور ماهور وپرت وپلا ویا سفیه گونه میزد ؛خبرگان روستا میرفتند پیشش که آقای شیخ …لطفی بکن وزحمتی بکش وامشب وقتی بخانه رفتی وادی فریضه واجب بجای آوردی ،یک برگ سفیه نامه بنویس تا خبرگان ویا همان بزرگان روستا امضائ کنند تا فلانی با زدن حرفهای صد من یک غاز اموال ودارائی خود وخانواده اش را تباه نکند وبچه ها را متضرر .اون بیچاره مینوشت وصورتی برمیداشت وبه اصطلاح آنزمان میگفتند سیاهه فلانی همراه با سفیه نامه اش بدست یکی دوتا از بزرگان سپرده شده که اگرکاری خلاف کرد گفتاری ناصواب داشت بزرگان روستا از این کار جلوگیری کنند .

آیا وقت آن نرسیده که خفتگان کشورحداقل بخاطر زن وفرزندان مقام شامخ ولایت دست بچنین عمل پسندیده ای بزنند تا مردم بجهنم ولی عیال واولاد ایشان درآینده متضرر نشوند .ما امضای هاشمی تنها را هم دراین یک زمینه بدیده منت قبول داریم وبرچشم میگذاریم .
تا نظر دوستان بزرگوار چه باشد .اما بدانید این کار ثواب عاجل وآجل را بهمراه دارد .از کنار موضوع بسادگی نگذرید که وضعیت خراب تراز این حرفهاست وای بسا که با این حرفهای سفاهت گونه جنگی درمنطقه وجهان بپا شود که آتشش سالیان سال دنیا را بسوزاندومردمانی را بکام مرگ بکشاند.. .ازمن گفتن بود .... »

Dalghak.Irani گفت...

آرسین عزیز. باید دست بعصا باشم در پاسخ بشما که هم مهربان قدیمی هستی و هم پر طرفدار و هوادار. پس اینجوری شروع می کنم که بهتر بود ای جمله را

به خاکی میزنی و شاید خسته ای یا شاید دلگرفته که خوانندگان مانند تو با دایی و قالیباف و سایر شخصیت های محبوبت ارتباط بر قرار نمی کنند!

اول کامنتت نمی نوشتی. چون یا از دلسوزی و احترام بمن است ویا تتحقیر و تخفیف من بروان پریشی. که در هر دو صورت خواننده را با قضاوت قبلی روی شخصیت من وارد حکمیت می کند و تو برنده می شوی. این از اصول است که کاری به "پوزیشن" طرف نداشته باشیم و فقط اکتفا کنیم به نقد سخنی که گفته.

و بهتر بود این جمله را

آنقدر ترسانده شده اند و نیش قلم خورده اند که چندسطر حقایق تاریخ را باید با 4 خط پوزش و لفافه شروع کنند، گویی در پیشگاه "اعلی حضرت همایونی بزرگ ارتشداران" جسارت می کنند!

در آخر کامنتت نمی نوشتی. چون باز داوری در مورد شخص من است و این اتهام به شهروند که از سر جبن و بی مایگی - و نه احترام و روابط انسانی شکل گرفته در زمان - مرا چونان اعلیحضرت قدر قدرت مورد لطف و نوازش دوستی قرار داده است. در حالیکه رفتارهای بین افراد مختلف نباید از سوی شخص ثالث ارزیابی شود. زیرا این علاوه بر بی احترامی به آندو به این دلیل هم غلط است که تو نمی دانی علت محبت بین آندو چه سرچشمه های گونگونی دارد.

در ضمن اگر جملۀ


اینجا کاری به شخص و شخصیت علی دایی ندارم -گرچه او را فردی متکبر بدلیل یک چشمی اش در سرزمین کوران (فوتبال) می دانم-.

را در وسط کامنتت ننوشته بودی خیلی بهتر بود. چون بعد از نوشتن این جمله علی را به انواع اتهامات در حد ترک بودن هم متهم کرده ای. و معلوم شده که همینجوری برای روکم کنی آمده ای. من هم که عمراً رویم نمی شود با عزیزانی چون شما پررویی کنم. پس گناه مرا بحساب دایی ننویسید و اگر می دانستم ترک است اینقدر ازش دفاع نمی کردم. یا...هو

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?v=nHGPhdZqed0
گیرم همه دنیا یزیدی شند ما نوکر ارباب میمونیم .
هر که حسینی هس بسم الله

پراگماتیست گفت...

با درود مجدد

در مورد کامنت خوب دوست عزیز مازیار وطنپرست نکته ای به نظرم رسید که لازم دیدم اینجا بیان کنم.

بارها در جدال اینترنتی شورشیان سنی سوری و علویان اسدی در پاسخ این اتهام گروه دوم که شماها وهابی هستید این جمله را دیدم که پاسخ درستی به آن داده نشد:

"چیزی به نام وهابیت وجود ندارد. وهابیت هویتی جعلیست که شیعیان ساخته اند برای ایجاد تفرقه در اهل سنت."

ناشناس گفت...

اصلی پراگماتیست است شما تجزیه طلب هستید؟

ناشناس گفت...

سلام بر دلقک عزیز و اهالی سیرک .سوالی که برای خودم در این چند روز تکرار میکنم وجرات ابرازش را در جهان بیرونی ندارم میخواستم اینجا مطرح کنم .روحانی در پاویون مهر آباد بود که پاریس رفت رو هوا .فکر میکنم این وسط قرار های امنیتی هم مثل زمان خاتمی مطرح بوده .ببخشید این حرفی که می خواهم بزنم خیلی جنجالی هست ولی فکر میکنم مجاهدین با همکاری عربستان سعودی پشت این ماجرا هستند .منتظر نظرات دوستان هستم قضیه خیلی بو میده .

ناشناس گفت...

من فکر میکنم جمهوری آخوندی نهایت زورش رو میزنه که عربستان رو بد جلوه بده. وگرنه فرانسه خودش متوجه هست که دشمنش چه کسی هست. نیازی به دلسوزی حضرات نداره. جالبه قبلا هر اتفاقی توی دنیا میافتاد تقصیرش رو می نداختن گردن آمریکا و اسراییل حالا میندازن گردن عربستان. وقتی ولی وقیح به آخر خط میرسد هر داستانی سرهم میکند.

ناشناس گفت...

اگه وهابیت وجود نداره پس مردم عربستان چه دینی دارن؟

آرسین گفت...

تیمسار عزیز،
تشکر که خارهای کامنت را بیرون کشیده ای! علت خاردار نوشتنم را قبلتر گفته ام.
اما می دانی که اگر آرسین ها و حزب الله ها (و عزیزانی که دیگر نیستند و اسمشان را در خاطر ندارم) نباشند سیرک می ماند تعدادی افشین قدیم که جز تکرار و تائید چیزی ندارند و یا مانند شهروند ناچارند کامنت به کامنت لفافه "نظر مخالفشان" را بیشتر کنند که یا با تیغ سانسور مواجه نشوند یا با پاسخ درشت شما.
به جهت تحقیر و تخفیف شما نمی نویسم، ممکن است نوش کمی نیش داشته باشد اما طعم شیرینش در کام می ماند. هرکس نیاز به نقد دارد، شما نیاز به نقد اسپایسی! (بدلیل کبر سن و سنگینی کام از طعم تجربه های گوناگون)

فقط اضافه کنم که ترک بودن دایی را از آن جهت گفتم که حس همولایتی بودن با شما را برمی انگیزد در مقایسه با سایر اسطوره های شما مثل قالیباف. وگرنه هر بشری اهل جایی است و لر و بلوچ و عرب و ترک فرقی نباید داشته باشد. اگر شما بر ترک بودن حساسیت دارید حداقل من یکی ندارم!

ممنون از پیشنهادات و مهار قلمتان

ناشناس گفت...

ناشناس ۱۷.۵۸ خودشون گفتن داعش میخواسته اولاند رو بکشه تو استادیوم اما نتونستن. زیاد به روحانی یا مجاهدین ربط‌ش نده. فکر کنم زیادی حس نابغه بودن بهت دست داده شک نکن که نابغه هستی‌. خدا وکیلی این مجاهدین سگش به داعش می‌ارزه. بابا انصاف حداقل مجاهدین ریش و پشم داعشی ندران. بعدش مجاهدین ترور می‌کنن در می‌رن داعش ترور میکنه بعد یواشکی از اونجا جیم می‌شه پیش حوری ها. به مجاهدین توهین کردی الانه مثل عجل معلق بریزن و ترورت کنن.

شهروند گفت...

آرسين عزيز
بنده كه اول كامنت آخرم ، جناب دلقك رو بزرگ و معلم خودم خطاب كرده بودم ، مگر جزء اينست كه در مقابل كسي كه معلم خودم مي دانم ، بايد دو زانو بنشينم و در نهايت ادب حرفم را بزنم ؟ اگر بنده از حرف خودم در مورد علي دايي كوتاه مي آمدم ، نشانه اي از بزدلي بنده مي توانستيد برداشت كنيد ، ولي بنده هميشه حرفم را خواهم زد ، حرف زدني به تعبير شما در لفافه ولي نه خاطر بي مايگي و ترس ، بلكه از روي حس احترام فراوان و قدرشناسي بسيار نسبت به جناب دلقك ، آرسين نازنين به خاطر نيت خوب و خير شما ممنونم ولي بنده در مقابل هر كسي كه خود را مديون وي بدانم ، بيانم همين است كه خوانده ايد ، چه فضاي مجازي باشد ياعالم واقع ، فرقي نمي كند ، پاينده باشيد

ناشناس گفت...

من از انجایی که تیمسار را بسیار دوست دارم اگر در موضوعی که حساسیت دارد نظر مخالفی داشته باشم با احترام حرف خود را می زنم و دیگران هم متوجه نکته می شوند و احترام هموطن عزیز تر از جانم هم که انسان پاک و صادق و در عین حال مغروری از جنبه مثبت می دانمش حفظ می شود. این را ضعف نمی دانم شاید مقداری هوش اجتماعی باشد.

ناشناس گفت...

دو کلمه حرف حساب: مسعود میرکاظمی، وزیر پیشین نفت ایران: دولت روحانی دلخوش است که پس از تعلیق تحریم ها سرمایه‌ها وارد صنایع نفت و گاز ایران شوند، اما سرمایه‌ها تنها زمانی وارد صنایع نفتی کشور می‌شوند که تحریم ها علیه ایران کاملاً لغو شوند و تحریم ها تنها در صورت تغییر نظام در ایران لغو می شوند.

مازیار وطن‌پرست گفت...

خبر از بی‌بی‌سی:
«دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران از دستور حسن روحانی، رئیس‌‎جمهوری ایران برای جلوگیری از برگزاری اردوهای مختلط دانشجویی خبر داده است.»

ناشناس گفت...

بلند پایه ترین مسئولین جمهوری اسلامی در جلسه ای چند ساعته در مورد این موضوع خطیر اردو های اختلاطی "بر وزن اختلاسی و به حالت گناه کبیره و نسل کشی هیتلری خوانده شود" به بحث و تبادل نظر پرداهتند و در پایان کارت پایان ساعت کار زده و تصمیمی که رهبری گرفته بودند را دوباره به عنوان نتیجه جلسه استخراج نمودند.

ناشناس گفت...

شبکه پیام رسان تلگرام در جلسه عصر امروز کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود نشد.

ناشناس گفت...

ملت عزیزی هستید.ای به قربان برم. دلتان خوش است که فعلا تا اطلاع ثانوی تلگرام را روی سرتان قطع نکرده اند! غصه نخورید انرا هم مسدود خواهند کرد. ای به قربان امت شیعه بروم.

ناشناس گفت...

روحانی با دستور ممنوعیت برگزاری اردوهای مختلط، یک عدد شوکولات داده به آقا، فعلا سرش گرم باشه زیاد غر نزنه، تا ببینه می تونه به بقیه کارهاش برسه یا نه.

ناشناس گفت...

http://www.radiofarda.com/content/f8-kissinger/27372988.html

اینم تحلیل هنری در مورد ایران، شما باهاش موافقی؟ البته همش مبهم و دوپهلو هست! و این روز ها همه ی تحلیل گرا که زور میزنند اینده ایران رو پیشبینی کنند لفافه گو شدند.

ناشناس گفت...

کیسینجر: «ممکن است که برخی از رهبران ارشد و شاید خود رهبر [جمهوری اسلامی] همچنان به ایدئولوژی انقلابی خمینی وفادار ماند باشند، ولی در مورد نسل جوانتر چنین نیست، چرا که این نسل به نظم جهانی کشش بیشتری دارد و مطالعات من می‌گوید که باید منتظر بود تا آیت‌الله‌ها از صحنه خارج شوند. در آن موقع، رویدادها در ایران بیشتر به جانب منطق گرایش خواهند یافت، از این‌رو، باید برچگونگی تجلی سیاست خارجی ایران تمرکز کرد و نه به تصویری که در داخل [ایران] ترسیم می‌کنند».

ناشناس گفت...

دیه یکسان شد: زن و مرد، مسلمان و نامسلمان.

ایران داره عوض میشه.

ناشناس گفت...

دلقک هی تو می گفتی ایدئولوژی سیاست خارجی شکست باور نمی کردیم تا دیدیم که واقعاْ شکست. اما تحجر نشکسته است. مکارم ظریف را به حضور پذیرفته اما جتنی را نه بعد گفته به کتب و موسیقی نشر شده ایراد دارد. آیا روحانی می تواند به تحجر حمله کند؟