ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۱, دوشنبه

خلاء استراتژی بعد از برجام: "خامنه ای حرف خودش را می زند؛ روحانی کار خودش را می کند". مردم دارند له می شوند!


1- رهبر جمهوری اسلامی بعد از ملاقات ها و سخنرانی های اقناعی راجع به برجام که بیشتر با جبهۀ خودش اعم از حزب اللهی ها و سپاه و بسیج و ... داشت حالا سلسله دیدارها و سخنرانی های "توجیهی" را آغاز کرده است. و بطور طبیعی اولین گروه انتخابی اش دیپلمات ها و سفرا و اعضای سیاست خارجی باید می بود که بوده است. سخنان خامنه ای در این جمع و امروز نکات زیادی برای تحلیل کردن ندارد و بسیار ساده و رسواست و هر کدام از شما می توانید / توانسته اید حرف های او را متوجه بشوید. چون حرف تازه ای نداشت. من هم می خواهم بیشتر بمناسبات خامنه ای و روحانی بپردازم و جایی برای پرچانگی سخیف امروز خامنه ای ندارم. فقط به یک نکته از حرف هایش ارجاع می دهم. زیرا بدیهی است که کمتر کسی متوجه شده باشد.
رهبر انقلاب با رد مذاکره با امریکا درباره مسائل منطقه ای، خاطرنشان کردند: امریکایی ها، دنبال تحمیل منافع خود هستند نه حل مسائل، آنها می خواهند 60، 70 درصد خواسته هایشان را در مذاکره تحمیل کنند و بقیه اهدافشان را هم بطور غیرقانونی، عملاً اجرا و تحمیل کنند پس مذاکره چه معنایی دارد؟
این حرف عطف به گذشته و برجام دارد و خامنه ای به جام زهری که نوشیده است طعنه می زند و معتقد است که امریکا و غرب در برجام 70 درصد خواسته هایشان را تحمیل کرده اند و 30 درصد بقیۀ خواسته هایشان را هم در هنگام اجرای برجام تحمیل خواهند کرد. تازه نفوذ معروفش هم جزو این باخت نیاورده است. و برای گرفتن زهر بیان خودش از دوش ظریف - چون ظریف کارمند او بوده و خودش که تصمیم نگرفته است  - او را با عنوان دکتر و مؤمن مورد بازیابی و ملاطفت قرار داده است.

2- برای ورود به داخل مغز حسن روحانی و نمایاندن استراتژی و تاکتیک او در رابطه با ایدئولوژی بطور عام و خامنه ای بطور خاص بهتر است از همین جلسۀ امروز خامنه ای با وزارت خارجه شروع کنم. برای من و مستند بتمام تجربه و شناخت و مشاهدات میدانی ام شکی وجود ندارد که بالای 90 درصد افراد حاضر در جلسۀ امروز در دفتر خامنه ای این گردهمایی را در قالب یک پروتکل تشریفاتی ارزیابی کرده اند. و یا کمترین توجهی به حرف های خامنه ای نداشتند و یا اگر گوشهایشان را نگرفته بودند. فقط از جهت ادب ملحوظ در پروتکل های تشریفاتی مشابه بین خامنه ای و کارگزاران اجرایی جمهوری اسلامی گوش می کردند یا کرده اند. چون مسبوق به سابقه مطمئن بودند که بعد از جلسه محمد جواد ظریف مصاحبه خواهد کرد و خواهد گفت "اوامر مقام معظم رهبری بسیار راهگشا بود. و لذا مطاع خواهد بود و وزارت خارجه بر مبنای نص صریح فرمایشات ایشان عمل خواهد کرد." نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. اما در عمل ناچار و طبق خط مشی حسن روحانی سفرا و کارداران و کارشناسان بر مبنای سیاست و اقتضائات سیاست ورزی در دنیای مدرن عمل خواهند کرد به اجبار زمانه. و حرف های خامنه ای نه تاکنون عملی شده و نه بعد از این می تواند عملی شود. چون حرف او از نوع شعار و رجز و بی بنیاد عقلی و علمی و سیاستی است.

3- حالا می توانم با توجه به توضیح مختصر خود استراتژی فرمولۀ شدۀ حسن روحانی در مقابل خامنه ای را بنویسم. و آن عبارت است از استراتژی "حرفش را بیار اما خودش را نیار". به این معنای تشریحی که حسن روحانی نشان داده که از ابتدای رییس جمهور شدنش همۀ حرف ها و گفته ها و خط مشی ها و نامه ها و دستورات و ... خامنه ای را بزبان و قلم و سخن تأیید کرده است. اما در هنگام عمل راه خودش را رفته - حداقل تلاش کرده که برود - و به استراتژی مردود خامنه ای وقعی ننهاده. این گزاره معلوم تر از آن است که بخواهید مستندات بیاورم و مطلب را طولانی کنم. و اگر فراموش کرده یا شک دارید بهمین پاسخ حسن روحانی به نامۀ خامنه ای در موضوع برجام نگاه کنید تا ببینید که روحانی نه تنها قول عمل به زرت و پورت خامنه ای را نداده است. بلکه کلی هم از برجام تعریف و تمجید کرده و تأکید کرده که همان متنی را که با غربی ها امضاء کرده اند موبمو اجرا خواهد کرد.

4- نمی دانم آیا این "خامنه ای حرف خودش را بزند" و "روحانی راه خودش را برود" در پشت پرده هماهنگ و توافق شده یا نه. اما فرقی نمی کند که تقسیم وظایف باشد؛ یا اصالت هم داشته باشد؛ و روحانی شخصاً تصمیم به "کرنش روی کاغذ و سرپیچی در میدان سیاست" گرفته باشد. اما شک ندارم که ذهنیت روحانی تا کنون چنین بوده و است. اما روحانی در حالی که استراتژی خودش را موفق می داند؛ در عمل موفق نبوده است. استناد روحانی به موفق بودن استراتژی اش به موضوع توافق هسته ایست. او که می خواهد خودش را مهمترین شخصیت این توافق معرفی کند و آن را دست آورد خودش و دولتش ثبت کند؛ عقب نشینی پیاپی خامنه ای از خط قرمزهایش را مستمسک - ناگفته - قرار داده و پز می دهد که علی رغم محقق نشدن خط و نشان های خامنه ای؛ این من و دولتم بودیم که با تاکتیک بی اعتنایی عملی به ترهات خامنه ای توافق با امریکا را ممکن و خطر تحریم و جنگ را از کشور دور کردیم. اما این ذوق کردن های روحانی سه حفرۀ بزرگ دارد که با ادعای او همخوان نیست. اول اینکه این بی اعتنایی روحانی به خط قرمزهای خامنه ای نبود که برجام را به سرانجام رساند. بلکه این بی اعتنایی خامنه ای به آن بی اعتنایی روحانی بود که جام زهر هسته ای را نهایی کرد. و نه بخاطر روحانی و قدرتش. بلکه بخاطر افلاس و ورشکستگی حکومتش. دوم اینکه روحانی با خوشخیالی از چیره شدن بخامنه ای در بثمر رساندن برجام همۀ حوزه های دیگر سیاست داخلی اعم از آزادی های مدنی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را - قول های انتخاباتی اش هم بود - وانهاد. و یا اقدامی نکرد و یا اگر اقدام ملایم و نصفه و نیمه ای هم کرد در برابر اراذل ایدئولوژی و خامنه ای عقب نشست و کار از بد هم بدتر شد. شرحش و مثال ها بماند. سوم اینکه با اصرار به شاهکار نشان دادن برجام بنام خودش به خامنه ای این امکان را داد که نه تنها از زیر بار ننگین ترین دست آورد استراتژی ضد امریکایی اش سالم بیرون برود. بلکه سبب شد که تیغ انتقام پرقدرتی بدست مخالفان دولتش - خامنه ای و تندروان - بدهد تا از این به بعد هم سد راهش بشوند و نگذارند سیاست های اعلامیش در تبلیغات انتخاباتی اش را عملی کند.

5- حالا می رسیم به اصل حرفم در این مقاله تا پرسش شما را هم پاسخ بدهم که چرا ادامۀ این استراتژی ناموفق نه تنها روحانی را شکست خواهد داد. بلکه بشدت بضرر مردم و منافع ملی هم تمام خواهد شد. قبلاً هم من گفته ام و هم سایر تحلیلگران و با هم بتوافق رسیده ایم که با توجه به اوضاع منطقه - اعم از ظهور داعش و سیاست تهاجمی عربستان و از دست رفتن شبح اتمی خامنه ای در نزد غرب؛ استراتژی ایدئولوژی شیعۀ خامنه ای شکست مطلق خورده و امکان بازیابی مجدد آن نیست. حالا با این پیش فرض بررسی می کنم که اگر هر چه زودتر استراتژی مبتنی بر منافع ملی که باید خود آن متکی به مؤلفه های قدرت غیر ایدئولوژیک ایران - اعم از تمدن و فرهنگ و جمعیت و جغرافیای سیاسی - باشد جایگزین استراتژی ایدئولوژیک شکست خورده نشود؛ کشور و حکومت دچار خلاء استراتژی شده و قدرت هرگونه تحرکی در منطقه و جهان را از دست خواهد داد. و وقتی کشوری نتواند از مؤلفه های قدرت برخوردار استفاده کند؛ منافع آن کشور هم بتاراج رفته و مضمحل عام و خاص خواهد شد. چرا؟ 

6- استراتژی از هر نوع اعم از ایدئولوژیک یا مبتنی بر منافع ملی آورده هایی دارد که حکومت ها و دولت ها برمبنای این قدرت و توان آورده از سوی استراتژی با رقبا و رفقا و همسایه و دوست و دشمن وارد معامله شده و منافع آن را استحصال و مصرف می کنند. درست است که استراتژی مبتنی بر ایدئولوژی قدرتی را که پالایش کرده و بدست حکام می رساند خیلی کمتر از استراتژی مبتنی بر منافع ملی است. اما - واین اما مهم است - اینطور هم نیست که استراتژی ایدئولوژیک هیچ آورده ای نداشته باشد. بلکه استراتژی ایدئولوژیک تا زمانی که برد عملیاتی در بین توده ها را دارد؛ و یا قدرت هراس افکنی از راه سلاح کشتار جمعی را دارد؛ یا از سوی گروه ها و کشورهای همسو توانایی اقدامات تشنج آفرین یا تروریستی در جوامع هدف را دارد؛ توانایی تأثیر در مقابل دیگران را دارد  و رقبا بخاطر هراس از عاقبت این قدرت تأثیر گذاری منفی مجبور از پرداخت پاداش ها و یا اعتنا به کشور مادر ایدئولوژی هستند. بعبارت دیگر ایران هراسی یا هلال شیعی و از این نوع مؤلفه های تاکنون عملیاتی و موجود در استراتژی خامنه ای کارکردهای حداقلی استحصال قدرت از خارج را تأمین می کرده است. و نبود آن - شکست خوردن آن در حال حاضر - قدرت تأثیر گذاری ایران را از بین می برد و برده است. بتعبیر دقیق تر ایران در حال حاضر "ایران هراسی"  را با توافق هسته ای منتفی کرده است. اما نه تنها برای جایگزین کردن "ایران دوستی" اقدامی نکرده است؛ بلکه با بلاتکلیفی ناشی از خلاء استراتژی به بازیگری بی اثر - نه فقط حتی کم اثر - تبدیل شده است.

7- همانطور که گفتم استراتژی "خامنه ای حرف خودش را بزند و روحانی هم راه خودش را برود" روحانی تا کنون موفق نبوده است. اما اگر با خوشخیالی قبول کنیم که در برجام موفق بوده است. بازهم قطعی است که از این به بعد کار نخواهد کرد. به این دلیل بدیهی که:

الف- دنیا و منطقه و همۀ آنانی که حسن روحانی باید با آنان مراوده بکند برای پیشبرد برنامه های خودش و کشور و مردم؛ جمهوری اسلامی را جمهوری خامنه ای می شناسند. لذا حرف او را چه رجز خالی باشد و چه بردی هم داشته باشد. مقدم بر حرف و قول روحانی و دولتش مورد استناد قرار می دهند. این به این معناست که اگر با تمسک به فرض محال محال نیست قبول کنیم که خامنه ای از انقلاب و ستیز حرف بزند اما روحانی عملاً سیاست متعارف داشته باشد و خامنه ای هم اعتراض و مداخله نکند. در اینصورت هم و در بهترین حالت طرف های ما در دنیا و منطقه برای هرنوع همکاری اقتصادی و سیاسی و غیره حداکثر شرایط سنگین و بضرر ما را تحمیل خواهند کرد و بهانه شان هم حرف های صدتا یک غاز خامنه ای خواهد بود. بازهم دقیقتر: سرمایه گذار و کار آفرین و چه و چه با اطمینان صد در صد از امنیت سرمایه و بده بستان هایش با ایران بازهم حرف مفت خامنه ای را بهانه قرار خواهد داد تا مارا بدوشد.

ب- در خلاء استراتژی هیچ کدام از سفیران و نمایندگان و تاجران و کارگزاران ما در جهان و مجامع بین المللی نخواهند توانست سربلند کنند و با قدرت لازم از منافع ملی ایران دفاع کنند. درست است که فرض گرفتیم که خامنه ای تبدیل به طوطی سخنگو و فحاش شود و مانعی عملی ایجاد نکند. اما کدام وزیر خارجه ای را سراغ دارید که برود با جان کری در مورد سوریه صحبت کند در حالیکه کری نوعی می داند که ظریف نمی تواند حتی مذاکره اش را علنی کند تا چه رسد که قدرت چانه زنی هم داشته باشد. این را ببرید به رویارویی ظریف و عادل الجبیر عربستانی که قرار نبود زیر دستش بایستیم. مثال: این آقای عبداللهیان نامی که معاون عربی افریقای ظریف است امده لندن و در لندن گفته ما برای همیشه از اسد دفاع نخواهیم کرد. حالا چهار روز است که از این کانال به آن کانال و از این روزنامه به آن سایت می رود تا بگوید "اسد خط قرمز ماست" یا "ظریف نگذاشت زمان بندی برکناری اسد در بیانیۀ پایانی ژنو بیاید" یا "ظریف داد زد سر عادل الجبیر کم مانده بود یارو سقط شود". البته که هیچکدام هم کمترین صحتی ندارند. اما بدبخت بخاطر حرفی که روحانی و ظریف گفته اند بگوید شش روز است به زن و بچه اش هم حرامش کرده اند.


7- لذا بدلایل کمی که بر شمردم و دلایل بسیاری که لازم نیست بربشمارم. حسن روحانی باید در اسرع وقت خودش را بتکاند و  در یک رویارویی جدی با همۀ شخصیت های تأثیر گذار در تصمیم سازی حکومت صریح و شفاف حرف بزند و اخطار بکند و استراتژی کشور را مشخص کند. و الا نه برجام و نه فرجام و نه هیچ معجون دیگری به او و دولتش و مهمتر از همه ملت و مردم کمک نخواهد کرد. حتی کافی نیست که خامنه ای را اسکات کند و خامنه ای بفرض محال حاضر شود بعد از این فقط از گل و بلبل و قصۀ حسین کرد شبستری و یا اخلاق در اسلام سخنرانی کند. بلکه اگر تعویض خامنه ای ممکن نیست - که نیست در حال حاضر- باید او را وادار به تغییرات معناداری بکند که روحانی بتواند در نزد رقبای منطقه ای و جهانی این تغییرات را بفروشد و اعتماد بخرد. مثل تغییر رییس صدا و سیما و اتخاذ سیاست های معتدل. تغییر فرماندهان نظامی و انتظامی و سپاهی به افسران خوشنام و وطن پرست و کمتر ایدئولوژیک. دستور برای تغییر خط مشی سیاسی قوۀ قضائیه و رعایت حداقل استانداردهای بی طرفی قضایی در محاکمات و از این قبیل. می دانم این همه چیز کار سخت و امر کمتر ممکنی است با حسن روحانی. اما این را هم می دانم که ایران دچار خلاء استراتژیک شده و ادامۀ این وضع نه تنها به نرمالیزاسیون حجاریان ختم نمی شود بلکه به تیره ترین روزهای تاریخ ایران و جمهوری اسلامی هم منجر می شود. از من گفتن. یا...هو

۳۸ نظر:

ناشناس گفت...

ضمن تشکر از متن استخوان داري که نوشته بوديد.

هواي تهران باراني و سرد است. امروز که چون هميشه عازم دفتر بودم به اين فکر ميکردم که خامنه اي مي تواند با يک حرکت، خير دنيا و آخرت را نصيب خودش و تبارش کند که تا ابد در اذهان مردم دنيا به نيکي از او ياد شود. اگر به شوخي برداشت نمي کنيد ميخواهم بگويم اگر او ظريف را به عنوان قائم مقام و جايگزين پس از خود معرفي کند چقدر عالي ميشود!

ارادتمند
فاميل دور

ناشناس گفت...

این نوشته شما چه به دل نشست. از سوی دگر چه دل از سینه برآشفته بیرون آورد.

در نوشتار پیشین از شما خواستم استراتژی مطلوب خود را بیان کنید، چون پاسخی نبود سَرد شدم. نمی دانستم تمامی این پست پاسخ شماست، و من آن فرزند خانواده ای شده ام که پیش از رسیدن مهمان ها به شیرینی و تنقلات دست انداخته بود، لذا تمام ظروف پذیرایی را از او دور کردند.

در بیان این که خامنه ای چه کرده و چه می تواند بکند از سرِ شرارت، نوشتار شما به درازا کشید و شیوایی و پر مغز بودن خود از دست داد. این نیست مگر تقصیر مای خواننده، که در پایان هر پست شما مدعیِ سینه چاکی از راه رسیدهِ، و یا ترولی با ماموریت شوم، که شما را سین جیم کرده که چرا چنین گفتی و دلیلت چیست! پس در بین نوشتاری به هدف و شیوا، قلم شما از سرِ ناچاری به بی راهه شیرفهم کردن سرازیر می شود - ای کاش که "از من به یک اشاره . . ." در این برهه حساس کار ساز می بود.

گرامی ای گفتند، از سر کنایه، که نوشتار شما عاری از آن کنشی ست که به درد مبارزه بخورد - که این خود جای بحث دارد. آنی که جای بحث ندارد این که: هر مبارزه، ونه جدال و قربانی شدن بیهوده، لازمه اش درک درست مسئله ست، که این خود بخش بزرگی از پیمودن راهِ پیروزی ست.

سپاس گزارم.

ناشناس گفت...

خیلی جالب بود. ولی بنظر شما که شدنی نیست. درسته؟ چون این تغییر فلسفه وجودی و ستون بقای خیلی چیزها رو در حقیقت از بین میبره.
ارادتمند- یزد

ناشناس گفت...

ایرانی خسته و غمگین
سلام بر تمام دوستان مجموعه دلقک (نویسنده و خوانندها)

جناب دلقک طی این 5 سال اخیر یک روز شاد بودیم اما فردا کوه بردوش خسته و دل گیر واما فردایش دو باره اندک امید جوانه می زد وشاد و فردایش .... این مدت چنین گذشت بهترین کارشناسان نتوانستند برای جامعه خطی فرضی روشن کنند که قابل دید حتی برای 5 ماه باشد علت این مورد چیست /؟چرا ما نظرمیمان در مورد افراد عوض می شود راستی افراد عوض شدند یا ما ؟اگر فرض کنیم که از کوزه همان تراوشد که در ان میباشد ؟ ایا افراد می توانند تغییر کنند چه چیز را باید خوب بشناسیم تا بهتر اینده را رصد کنیم جناب دلقک شما از قاعده بالا جدا نبودید(البته منظورم حس هایی که داشتید مثل حس زمان برجام و حس مطلب بالا) ما همگی از زندگی عقب افتادیم چرا لطفا هر کس و یا شخصی که می تواند این رمز را بشکند بگوید چرا یک ماه قرار جنگ بشه ولی ماه دیگر قرار می شود مک دنالد بیاید ولی ماه دیگرش نیرو گاه روسی می اید ! جناب دلقک اگر فرصت داشتید راجب به مردان وطن پرست ویا خائن بنویسید البته از اصل مایع درانشان البته نظر خودتان را مرقوم فرمایید

عصبانی گفت...

سپاسگزارم

ناشناس گفت...

درود
دلقک جان نظر شما در باره خاورمیانه نوین چیست و ایران چه جایگاهی در ان دارد مطابق نظریه برنارد لویسس ایران چند کشور می شود و با توجه به اینکه این نظریه تا حالا60 در صدر به واقعیت پوسته نظر شما چیست

ناشناس گفت...


دلقک کلا به نظر من جامعه ایران مرده همه را نمیتوان به پای حاکمیت نوشت هرچند نظام قاتل اصلی است .جامعه ایران بعد از انقلاب الکی دولکی ۵۷و اشغال سفارت و جنگ هشت ساله سرکوبی چپ و طرحهای اقتصادی هاشمی واصلاحات ناقص مرده و الکی به دستگاه تنفس مصنوعی زنده است و به هیچ شوکی جواب نمیده .نگاهی بکنید به وضع اسفناک توده و نخبه تا واقعیت دستتان بیاید ما بعد از ۵۷چند تا خواننده و ترانه اثرگذار داشتیم.صنعت ما را نگاه کنید .ساختمان سازی ما را نگاه کنید چه تعداد دانشگاه شاخ مثل شیراز پلی تکنیک صنعتی شریف و غیره اضافه شده .چند تا پالایشگاه مثل آبادان زده شده .این جامعه مرده است و به طبع آن نخبه تولید نمیکند .نمیشود از هوا الکی پول و استراتژی ساخت باید پا روی زمین داشت .افراد بسیار اتمیره و فردی شده اند و کار تیمی صورت نمیگیرد فرهنگ کار و در امد سازی دلالی شده است و شیوع مواد و خیانت بیداد میکند .از طرف دیگر نظام شروع کرده به یکدست کردن جامعه و کلیه خرده فرهنگها و مذاهب را با لودر صاف میکند از دراویش و عرفان حلقه و بها و باب و تجمع معلمان و کارگران .در زمان شاه اینها همه بودند ولی در قدرت نبودند وقتی همه وارد گود شدند انقلاب شد حال نظام همه را نابود کرده . چه خوشمان بیاید یا نیاید تنها اجتماع فراکیر و نیمه منسجم در حال حاضر ایران و پیشرونده و موفق اصلا نه اپوزسیون است نه حزب است نه داخلی است نه خارجی که دارای استراتژی و ناخود اگاه دارای برنامه هست و این نیروی پیش برنده جنسیتی است .بله با عرض تاسف تنها نیروی و موتور پیشرو جامعه ایران زنان هستند و بس بقیه از مجاهد و سلطنتی و اصلاح طلب و فعال مدنی و حیوانی کشک هستند . من پیش بینی میکنم در پانزده سال اینده زنان حکومت را از اخوندها بگیرند و ایضا از ما مردان زپرتی .حقشان است میدانند چه میخواهند پله پله جلو می ایند هماهنگ هستند پشتکار دارند نمیترسند و در هپروت نیستند از تک تک ابزارهایشان به موقع استفاده میکنند .در همه جا هم هستند حتی درون بیت و پاستور .ما هم اگر خیلی غیرت داریم ووطن وطن میکنیم باید از همین الان پشت زنان راه بیافتیم والا زر مفت میزنیم و چس ناله است
یک جفت چشم

ناشناس گفت...

دوران استراتژی مقاومت رو به پایانه، حتی اگه جمهوری اسلامی سیاست خارجیش تغییر نکنه، صحنه سیاسی و واقعیت دنیا تغییر کرده و ایران یا باید به پای کار برسد یا تحت فشار زمانه مقاومتش فلج می شود، تغییر خارجی به مرور تغییر داخلی رو هم به همراه میاره و اینا باید تکامل پیدا کنند یا حذف شوند از خزانه دنیا به منطق طبیعت.

ولی گفت...

با درود به تیمسار و دوستان.
نخست) «...من و مستند بتمام تجربه و شناخت و مشاهدات میدانی ام شکی وجود ندارد که بالای 90 درصد افراد حاضر در جلسۀ امروز در دفتر خامنه ای این گردهمایی را در قالب یک پروتکل تشریفاتی ارزیابی کرده اند. و یا کمترین توجهی به حرف های خامنه ای نداشتند و یا...»؛
این واقعیت، به خوبی از چهرۀ همۀ حاضران معلوم بود.
دوم) «...از سوی گروه ها و ... دارای قدرت محسوب [؟]و دیگر بازیگران بخاطر فرار از عاقبت این قدرت تأثیر گذاری منفی مجبور از[؟] پرداخت پاداش ها و یا اعتنا به مرکز ایدئولوژی را دارند[؟]».
دلقک گرامی! این جمله، علاوه بر اشکال دستوری (حذف فعل بدون قرینه)، اختلال معنایی هم دارد؛ اصلاح فرمایید.

ناشناس گفت...

یک حقیقت جالب که به ایران هراسی مربوطه، اگه الان برید در گوگل و ده کشور منفور دنیا رو تا 10 رقم جست و جوی گوگل از سایت های مختلف ببینید ایران 100 در 100 جز این کشور هاهست، البته هنوز رتبه اول نشدیم، کره ی شمالی اول شده ولی ما هنوز برای قهرمانی جا داریم! یعنی اگه ایران با بمب اتمی منفجر بشه فرداش انگار چیزی نشده برای دنیا! اینقدر عزتمند و شرفمند و سعادمند شدیم، برید نوشابه باز کنید و خصوصا در زمینه طرز اخلاق و برخورد با زنان ما مایه مضحکه این دنیا و شکرخند اون دنیا هستیم! نمونه اش هم این قضیه کشف پوشش آدمیزاد توسط بازیگران ایرانی که متاسفانه چون فرهنگ مسخره ی کیسه زباله پوشی ایرانی و اسلامی را رعایت نکردند و مثل همه مردم دنیا از قطب شمال تا جنوب لباس پوشیدند یک عده کاربران اجتماعی با یک دستشان مشت محکمی به دهان مانیتور چشم چرانشان زدند در حالیکه با دست دیگرشان که خیس بود معلوم نبود چیکار می کردند! داشتم در یوتوب ویدیو مستند نحوه زندگی مردم سوریه قبل از جنگ داخلی را می دیدم، با این لبخند های ابلهانه ای که به مشکلات اساسی کشورشان زدند، باید هم الان گریه کنند! امیدوارم ما اینقدر قبل نابودیمون خندون نباشیم که مردم دنیا بگن ایرانی ها نمونه دسته کورا بودند، ببخشید دلقک اگه فکر می کنی خیلی تلخه منتشر نکن!

Dalghak.Irani گفت...

فامیل دور.
بگذار به بهانۀ شوخی شما با ظریف و قائم مقامی یک حرفی را که گذرا چند بار گفته ام منسجم تر بنویسم راجع به دکتر ظریف. این را هم به این قوت پشتیبانی می دهم که باور دارم مردم شناسی و تیپ شناسی ام قوی است و حتی تیپ شخصیتی کامنت گذاران ناشناس را هم 50 درصد درست حدس می زنم.
مجمد جواد ظریف انسان مدرن و باهوش و با سوادی است که بسیار ساده و صمیمی و احساساتی و اهل زندگی و خوشباشی های - مجاز فکری - دنیوی است. او آدم سیاسی نیست و برای کارهای سیاسی درجه اول هم مناسب نیست. ظریف مهمترین کسری که در حوزۀ سیاستمدار شدن دارد نداشتن عنصر جاه طلبی است. سیاستمدار علاوه برهمۀ صفات ذاتی و اکتسابی که باید داشته باشد حتماً باید آدم جاه طلبی هم باشد. لذا ظریف نه می خواهد و نه می تواند که مرد سیاسی و مسئول سیاسی درجه یک باش و حتم دارم که همین وزارت خارجه را هم با اصرار پذیرفته و حداقل چندین بار تاکنون عزم استعفا داشته یا حداقل برزبان اورده است. البته که مشاوره های خوب ناشی از تیزهوشی و شناخت و قدرت تجزیه تحلیل او می تواند هر سیاستمداری را کمک مثبت و در مسیر پیروزی بکند اما اینکه خودش رأساً تصمیم های مهم سیاسی که با سعادت و شقاوت یا مرگ و زندگی انسان ها سروکار داشته باشد از شخصیت ظریف ساخته نیست. دکتر صالحی هم چنین شخصیتی دارد و اینان همواره برای پست هایی خوبند که تصمیم های شخصیت های سیاسی بالا سرشان را عملیاتی و اجرایی کنند. سیاستمدار باید روحیۀ آخوندی داشته باشد که عالب قریب به اتفاقشان جاه طلب ترین مردمان همگروه جامعۀ ما هستند. یا مثل عادل الجبیر وزیر خارجۀ عربستان که ولدالزنا - در مثل مناقشه نیست - بودن و تیزی از حرکات و رفتار و ژست هایش کاملاً هویداست. یا...هو

ناشناس گفت...

ظزیف یک وزیر بادمجان خوب است. این تیپ مدیران در جمهوری اسلامی زیاد هستند بخصوص در محیط های دانشگاهی و تخصصی.یک خوبی هایی دارند و یک بدی هایی. ایدئولوژیک نیستند و برای حفظ ظاهر یقه حسنی می پوشند ولی از آنطرف هم از نظر اراده و منش شخصی اخته هستند! با هر حکومتی با زبان خودش صحبت می کنند.زمان شاه آنوری و زمان خمینی اینوری.گرفتار در فردیت خودند.نیرو و تخصص خود را به خدمت نیروی حاکمه در می آورند تا گلیم خود را از آب بیرون بکشند ولی طبیعی اند! از آنطرف هم چوب لای چرخ حکومت ایدئولوژیک می توانند باشند. نوکری که روی آنها زیاد نمی توانند حساب بکنند چون اگر ورق برگردد اولین نفری خواهند بود که بر خواهند گشت! برای اصلاحات مناسب نیستند چون یهودا هستند. برای مراحل پیشرفته و نهایی اصلاحات می شود روی آنها حساب کرد چون کاچی بهتر از هیچی هستند.

Dalghak.Irani گفت...

لینک روز را در بالای صفحه و عکس نمایه ام گذاشته ام و بعد از این خواهم گذاشت اگر کسی دوست داشت ببیند از کجا دارم می آیم. یا...هو

ناشناس گفت...


جنگ باند قدرت اصلی جمهوری اسلامی یعنی سپاه و روحانیت محافظه کار و عناصر خود سر اطلاعاتی از یک طرف با اتحاد نانوشته اصلاح طلبان و باند رفسنجانی و جناحروحانی بی برو برگرد آغاز شده است. شعار بر علیه لاریجانی و توافق هسته ای در حضور خامنه ای موضوع کم اهمیتی نیست. خامنه ای از طرف عناصر زیر دست خود در سپاه و در واقع بالا دست خود خود که منشا قدرت او هستند تحت فشار است. مجبور است برجام را اجرا کند در حالی که پایین دستی ها منافع خود را در خطر می بینند.این شعار در محضر رهبر معظم انقلاب با یک تیر دو نشان زد
1- پیامی برای خامنه ای بود
می گویند وقتی ملک شاه سلجوقی بر تخت نشست دوران یکه تازی فدائیان اسماعیلی بود ولی ملک شاه جوان بود و بی تجربه و پر از غرور و نخوت. پس قصد کرد که به اسماعیلیه باج و خراج ندهد و چنین کرد.
یک شب که در بستر خود خوابیده بود صبح که از خواب برخاست دید در کنار بسترش خنجری تا دسته در زمین فرو رفته و کاغذی را به زمین دوخته است! در روی کاغذ نوشته بود:

این خنجری که زمین سفت را شکافته است می توانست سینه نرم ترا هم بشکافد!
با ما بساز
با احترام
فداییان اسماعیلی!

این شعار در حضور خامنه ای یعنی در قلب مرکز اقتدار خامنه ای نیز پیامی برای او بود.یعنی پایه های قدرت تو ما هستیم با ما بساز!

2- تسویه حساب با مفاعیل خمسه یعنی برادران لاریجانی

این چند وقته این برادران خیلی دور برداشته اند و با اینکار می خواستند شایعات مربوط به دوران نوجوانی آنها را به انها یاد آوری کنند!

ناشناس گفت...

فرمایشات امروز آقای جعفری در تائید نظر دلقک است که استراتژی خاصی حاکم نیست و هر گروهی حرف خودش را فریاد میکتد.

ناشناس گفت...

دلقک جان فرمانده سپاه حرف آخر رو درباره سوریه زد:

«مقاومت در سوریه به اسد وابسته است و ما نمی‌توانیم این موضوع را نادیده بگیریم.»

خب اسد که نمی مونه پس محور مقاومت چی می شه؟ خواستم نظرتون رو بدونم.

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک عزیز
معجون مرد افکنت چه تلخ بود این بار. چند سؤال و دو نکته:
1- در تصویری که شما با دقت و مهارت پرداخته‌اید آیا می‌شود امیدوار بود به اینکه ضعف و انحطاط نظام مجال تشکیل هسته‌های عمل سیاسی را باعث شود؟ فرضا (برای اینکه در خلاء حرف نزنیم) اتحاد سندیکاهای آزاد کارگری با انجمن صنفی معلمان با .... ؟
2- جایگاه حقوقی ریاست جمهور (فارغ از اینکه روحانی باشد یا نه) اصولا امکان ارائهٔ استراتژی -آنهم برای نظام- را دارد؟
3- رئیس جمهوری در صورت ارائهٔ استراتژی در سطح ابواب جمعی خود، چه تضمینی برای صیانت از آن در برابر رهبری دارد؟

و نکات:
- مجتبی واحدی در بی‌بی‌سی پیش بینی کرد ظریف انتخاب رهبر برای ریاست جمهوری آینده است.
- از تجربه وبگردی‌هایم این را به تجربه دریافته‌ام که مخالفین و مزاحمین وبلاگ‌های مغزدار یا متفاوت و صاحب سلیقه، بسیار بیشتر از آنکه مزدور یا مامور باشند، اسیر کج فهمی و سلیقهٔ صُلب خویشند. دیده‌ام که پیر و جوان هم ندارد؛ از قضا پیرهاشان بدترند چون مثل چوب خشکند و اصلا نامنعطف!

ناشناس گفت...

الان دقیقا چی شد یعنی به قول شما شتر گاو پلنگ نظام فاقد استراتزی شد. دلقک والا بابا خیلی ساده ای دلم برای خودمون و خودت میسوزه. اخه اینا استراتژیشون کجا بود انگار ژاپن یا چین هست . دلت خوشه ها کلا خمینی از روز اول دید یکسری آدم چپی هستند که ولوشو راه انداختندبه قول بهنود خمینی گفت این بابا شاه منظورش بود خانه خودش را هم نمیتونه جمع کنه . در جا کارتر یه بلیط براش چار تر گرفت فرستاد ایران از همون فروردین ۵۸ هم شروع کرد چپی ها را چپه کردن اوجش هم ۶۷ بود.الان هم دیگه پول باید یکخورده گردش بخوره دوباره کانال باز شد یک نمونه این هفته اعلام شد رد بول از اسپرم گاو هست!!! ورودش حرامه با فتح ح بخوانید یعنی جنس مصرفی از ایفون و غیره امریکایی ندید دست مردم همون کوکا مشهدی کافیه امت شهید پرور گریبان چاک میدند شهید دادیم ایپد گرفتیم به جاش ویزا کارت دستشون بدید از اونور رد بول امریکایی حرام هست ولی به سلامتی ۱۴ تا بویینگ حلال از اروپا دارد وارد میشود تا جمعه البته ما ملت بدبخت به همین که نفسمون راحت تر در بیاد راضییم شما هم دستت درد نکنه برای ما بخت برگشته ها افسرده داستان داستان حسین کرد شبستری میگی هم سرمون گرم میشه هم دلمون خوش که دیدی چه .... از پاره شد بالاخره ایشالله بدترشون بشه.

ناشناس گفت...

جعفری در مورد سوریه گفت که سوریه به بشار اسد وابسته است، و او "کسی را در آنجا سراغ" ندارد که بتواند جایگزین بشار اسد شود.

او در مورد حضور روسیه در سوریه گفت: "رفیق شمالی مان که الان به سوریه آمده و کمک نظامی می‌کند، بدنبال منافع خودش است و ممکن است مثل ما دنبال ماندن اسد نباشد ولی به هرحال الان آمده و یا بخاطر رودربایستی یا هرچیز دیگر به مقاومت کمک می‌کند."

یار قدیمی گفت...

دلبندم اون "بلبشو" است نه "ولوشو" بار چندمه که دیدم اشتباه مینویسی با اینکه ناشناس کامنت میدی اما این "ولوشو" ظاهرا امضاته

ناشناس گفت...

عالی بسیار عالی فقط همین.هیچی دیگه نمیشه گفت از نبوغت.امیدوارم تعریف الکی نکرده باشم: ابرمرد

ناشناس گفت...

عالی می بود وقتی که راه حل عملی ارائه می کردی، روحانی چطور بترکاند؟ لابد با خودکشی سیاسی؟

Dalghak.Irani گفت...

مازیار وطن پرست.
من پاسخی برای سؤال های تو ندارم. جامعه دارد راه خودش را می رود و وقایع طبق استعدادهای جامعه و توازن قوا خودش جهت از مجا شروع کند را انتخاب می کند. و وقتی انتخاب کرد من هم در حوزۀ رسانه و مدیا راه می افتم دنبال راهی که جامعه علامت گذاری می کند و کمک می کنم از نظر در برگیری گسترش و از نظر بهتر فهمی عمق به حرکت جامعه بدهم. الان بغیر از همین بحرانی شدن شکاف و غیرقابل ترمیم شدن گسل ها علامت خاصی نمی بینم. و الان فقط با حکومت و هیئت حاکمه در حال بازی هستیم و تشویق و هراس و راهنمایی جهت عمیق تر شدن زد و خورد. البته جامعۀ مدنی هم حرکات زیر پوستی بسیار بطئی را آغاز کرده مثل انتقادات مستقیم تر به سرافراز و صدا و سیما چه در مجلس و چه در روزنامه ها. اما تا حرکت به ثبت برسد و ترس جامعه را بشکند زمان می برد. مطمئن باش که جامعه شامه ای بسیار قوی دارد و بمحض احساس دستان قوی اقدام خواهد کرد. بازداشت مجدد سحرخیز ومازندرانی از نوع همه را می گیرند نیست و نشانه هایی از هراس جدید در هیئت حاکمه از سویی و جامعۀ مدنی از طرف دیگر دارد. سخنان جعفری هم از جنس نگرانی های معمولی و همیشگی نیست. فقط یک نکته را تذکر بدهم که بحث کامنت هایت با ناشناس های پست قبل را دقیق نشدم اما مبنای مخالفت من با سرنگونی طلبان قبل از اینکه ترسم از انقلاب و شورش و فروپاشی و هرج ومرج - نگرانی اصلی تو و الف - باشد از انتزاعی بودن بحث سرچشمه می گیردو یعنی چیزی که نه وجود دارد و نه در چشم انداز علامتی دارد چه ارزشی دارد که حالا من بیایم به تبعات بعد از اتفاق متمرکز بشوم و انرژی بفرسایم. دعوای من با دوستان در این است که آن ها فکر می کنند مردم دنبال من نوعی می آیند و من اگر سرخرم را کج کنم و بروم به اردوگاه آنان مردم هم بدنبال من منتقل می شوند به اردوگاه سرنگونی طلبان و چه شود می شود. در حالیکه من خودم سایل مردمم و دریوزگی شان را می کنم و دنبال شان راه افتاده ام و طبق نظر آن ها مشق می کنم. راستش ادبیات پست قبلیت را نپسندیدم و باید بیشتر فروتن باشی و از ادبیات کوچک شماری مخاطب استفاده نکنی. من خیلیفرق دارم با شماها زیرا هم صاحب خانه ام و هم شخصیت تثبیت شده و شناخته شده ای دارم و هم از نظر سنی از قاطبۀ خوانندگان بزرگترم و اگر هم گاهی با زبان ادبی درشتی می کنم کسی بالا نمی آورد و اگر هم شخص مزاحم بالا بیاورد دیگر تماشاگران حق را به او نمی دهند. راجع به نوع خوانندگان و سایبری نبودن و از این قبیل هم موافقم با تو. به این دلیل هم درست است که تا حکومت به اندازۀ کافی ثبات دارد و بحرانی سیاسی در داخل نیست لزومی برای ورود بفضاهای مخالفان اینترنتی و هزینه های بی خودی حس نمی کند. و مژده بدهم که یکی از علایم ضعف تازه بروز کرده هم این است که دیده ام یواش یواش مأموران حکومت دارند می آیند بسمت مخالفان فعال در شبکه ها و البته هنوز فراگیر نشده و اگر شکاف عمیق تر شود بیشتر خواهند آمد برای مدیریت فضای تبلیغاتی. در مورد گفتۀ مجتبی واحدی هم من نظرم را راجع بظریف نوشته ام و این آدم آن آدم نیست و باید یکی از ما زیادی در توهم نوستراداموسی باشیم. اصولاً من خیلی با دوستانی که در حکومت جمهوری اسلامی موقعیت های مرفه و منزلت اجتماعی و رانت اپوزیسیون داخلی و از این قبل داشته اند و فقط بدلیل تحلیل غلط و اشتباه سیاسی از موقعیت داخلی افتاده و در خارج هم بدلیل عدم توانایی در برپایی بساط خیلی خوب داخلی خود را نداشته اند مثلاً مثل نیک آهنگ یا سفرای سبز یا روزنامه نگاران و فعالان سبز نزدیک یا چسبیده به حاکمیت - راست و چپش مهم نیست - آوارۀ از اسب افتاده در غرب شده اند بها نمی دهم. چون خیلی سخت است امکانات از دست دادن و تحلیلگر سالم ماندن. یا...هو
از ویرایش معذورم. انشاء الله خیلی مغشوش و غلط نباشد.

ناشناس گفت...

بگذارید یک معادله ریاضی با هم حل کنیم. خامنه ای ضعیف و ترسان شده اما هنوز جا نمی زند. سپاه این را می داند و وضع سوریه را نیز دیگر به صورت فنابیک دنبال نمی کند (صحبت آخر جعفری). هوادارهای رهبر نیز از موضوع باخبرند. اقتصاد نیز در حد تعطیل ست. عروسک های خیمه شب بازی: جنتی، ا خاتمی، امام جمعه مشهد، مصباح یا نخ شان دارد پاره می شود وی به زودی به دنبال عروسک باز دیگری خواهند بود که کف خیابان حرفش را بخوانند. از طرف دیگر صحبت امام جمعه خطرناک اصفهان (امام اسیدپاش). بریم سر اتحاد بعدی:
دوباره و با فشار بیشتر برای رفع حصر سر و صداها بالا رفته ( دانشگاه تهران به وضوح )، معلمان، کارگران، سیستان وبلوچستان از سوی دیگر. اتحاد بعدی:
رفسنجانی در انتظار فرصت بیش از حد یک دعوای داخلی، روحانی دارد اعتبار از دست داده منتضر رفسنجانی ست، علی لاری جانی از سر مصلحت گرایی به طرف اکبر شاه - و براردرهای دیگر به نوبه خود.
خوب هرچه هم که خامنه ای قدرت اش را از دین بگیرد، که آن نیز پایانی دارد، به ویژه که آن مزیت را نیز دارد در کف خیابان گاماس گاماس از دست می دهد. حاج کریمی را که در مراسم ماقبل آخری دعوت نکرده بود، در مراسم عاشورا از سر درماندگی محکم در آغوش می کشد، یعنی من علیل رو داشته باشید.
به نظر می رسد "استراتژی" خود به خود چون نوشته بر روی دیوارست. مصلحت نظام می تواند آن استراتژی را از دهان رفسنجانی شروع کند. اگر کار با درایت باشد، سپاه نیز دنبال چنین راه گشایش (بخوانید فرار) ست. خامنه ای این را خوب می داند و نطق های هزیان گونه اخیرش (من جمله به آمریکا در مورد توافق وین) نیز از همین روست. استراتژی هست فقط باید این دندان طمع و ترس خامنه ای کمی بیشتر لق شود.

نیکوماخوس گفت...

روحانی با کدوم قدرت میخواد بند 7 تو رو عملی کنه؟ با کدوم پشتوانه؟ خامنه ای شکست ناپذیره.

ناشناس گفت...

در کلاس درس دانشگاه استاد ما میگفت ایران هویت ملی و سرمایه های اجتماعی خودش رو از دست داده ، به قول استاد ما اگر در اتاقی 5 نفر از ملیت های مختلف و یک ایرانی حضور داشته باشند و سرود ملی هر کشور پخش بشه، کشوری هویت داره که تبعه اون کشور به احترامش دست به سینه بایسته ، یادم نمیاد تو این مملکت جز در مراسم رسمی و اون هم از سر اجبار کسی به احترام سرود ایران ایستاده باشه، چه روحانی باشه یا هر کسی تا زمانی که این هویت به مردم بازگردونده نشه کاری پیش نخواهد رفت

تبریزی گفت...

دلقک جان دیروز انتخابات ترکیه که با ترساندن مردم و ایجاد حکومت نظامی در شهرهای مخالف وکرد نشین وانفجار در شهرها وبی ارزش کردن واحد پولی در این 5ماه توانست پیروزی ترس را برای اردغان به بار اورد آزادانه ولی غیر دموکراتیک
جناب بابک زنجانی هم انچه توانست از اطلاعات کمابیش نادرست خود از چگونگی کار بانکها داد ولی حتی یک نماینده اگاه از بانک مرکزی در انجا حضور نداشت که اشتباهات زنجانی را اصلاح کند
برجام هم بدون تعهد کتبی داره انجام میشه آقا هم چیزی نمیگه
دیروز در بی بی سی هم یک دانشمند ایرانی متخصص اب توضیح داد که وقتی 37 سال تلاش کردیم که دریاچه ها و رودخانه ها را خشک کنیم چرا این قدر با عجله میخواهیم یک شبه انها را احیا کنیم باید در همان حدود زحمت بکشیم وتازه مثل سد سازی های زمان انقلاب اشتباهی سدی را نسازیم که بجای ذخیره اب اب را به گنداب ویا اب نمک با غلظت 40%برساند وان دو قطره بارانی هم که از دیده خداوند بدور روی ایران میبارد تبدیل به سیل اب نشود و مردم را به کام خود نکشاند فکر میکنم اینگلیس در قاره اروپا باید رکود دار باران باشد ولی من امسال نشنیدم که کسی در اثر بارش باران یا سیل در ان کشور کشته شود ولی با ده دقیقه باران در کشورما طوفان نوح جاری میشود و رودهای بی اب طغیان کرده و جان دهها نفر را میگیرد

ناشناس گفت...

جالب شد خامنه ای میخواهد ظریف را هوایی بکنه برای صندلی ریاست تا روحانی را مدیریت کنه.بعدش هم خدا را چه دیدی شاید این بار یک احمدی نژاد جدید از جنس ظریف تر برای اجرای اوامر ولایت . محموت بیا داداش جوادت اومد .

ناشناس گفت...

دلقک خامنه ای دوباره سخنرانی کرد. خامنه ای داره سکته می کنه از آمریکا. زور زیاد می زنه بگه آمریکا بده. اما خب دیگه کار از کار گذشته. برجام تلاش با سرانجامی هست. هنوز نیامده جمهوری اسلامی داره جر می خوره.

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک بسیار گرامی
از وقتی که صرف پاسخ‌هایم کردی، منت دارم. این جواب تلگرافی دلیل نمی‌شود که روی آن‌ها عمیقا فکر نکرده‌ام. سوابق من در وبلاگ نوریزاد هست، به هیچکس از موضع بالا جواب نمی‌دهم مگر اینکه پا روی دمم بگذارند، که به چشم آن را هم جمع می کنم. اینجا می‌شود بدون آی‌دی آمد و تو هم ممانعت نمی‌کنی ام در آنصورت آن جریان تفکر و اندیشه که به دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌انجامد شکل نمی‌گیرد. اگر شهد نخستین را بخواهی نیش دومی نیز اجتناب ناپذیر است.

مازیار وطن‌پرست گفت...

ناشناس 8:11 از قول من به استادت بگو:
قبل از انقلاب هم اگر سرود ملی -که همان سرود شاهنشاهی بود- را پخش می‌کردی کسی به احترام بلند نمی‌شد. اینکار چنان عمومی و علنی بود که سنت پخش سرود در اول هر سئانس سینما را بخاطرش لغو کردند.
با اینهمه هویت ملی ما در جنگ و در هر اتفاقی آشکار می‌شود و خیلی هم بیشتر و بالاتر از هویت ملی عراق و ... است که ممکن است برای سرودشان بلند هم بشوند.

اما یادش به خیر -یا شر؟- وقتی فردای 22 بهمن رادیو سرود ای ایران را پخش کرد، با اینکه کودک بودم اما بغض و اشکش تا همین حالا در گلو و چشمم مانده. این هویت ملی است و بسیار هم قدرتمند.

ناشناس گفت...

نکات حکومتی که از جمهوری اسلامی باید آموخت

ایران غنی ترین کشور جهان در مواد طبیعی و معدنی است ، ضریب هوشی عمومی مردمش اختلاف بسیاری با کشور های همسایه خود دارد ، و‌ جاذبه های طبیعی گردشگری فوق العاده ای دارد که البته در حال از بین رفتن است.
همان طور که در شماره قبلی ماهنامه گفته شد ، ایران یکی از عقب افتاده ترین کشور ها در حوضه اقتصاد / نظامی و سیاسی است. از بزرگ ترین مصرف کننده های جهان و از بزرگ ترین صادر کننده های مواد خام است . آن ها نفت میدهند و خودرو، تلفن همراه و لوازم مصرفی الکترونیکی و آرایشی وارد میکنند.
حکومت را عده ای که همه آن ها با هم خویشاوندند کنترل میکنند و نوعی از حکومت طایفه ایست ، و تقریبا میشه گفت هیچ کشور دوست یا متحد واقعی ندارند و تمام دوستان جمهوری اسلامی، تا وقتی که از آن پول مفت بگیرند با او دوست هستند ، که تروریست های حماس نمونه خوبی برای این موضوع اند ، آن ها با دریافت پول هنگفت از عربستان به ایران پشت کرده ، و ضد بشار اسد در سوریه ، و ضد حوثی ها در یمن بیانیه دادند ، در حالی که سال ها حتی خوراک آن ها را , بشکه های نفتی ایران تامین میکرد.
حال با توجه به نکات بالا که خلاصه کوچک از ماهنامه شماره قبل بود ، این سوال مطرح است که راز باقی ماندن این رژیم بر حکومت چیست ؟
نکات حکومتی که جمهوری اسلامی با اجرای آن ها موفق به بقای خویش تا این زمان شده البته با کمک ابزار های اصلی زیر :
۱: دین / ۲: ترس / ۳: فقر / ۴: تحصیل و پول؛

دین :
جمهوری اسلامی اقدام علیه خود را مساوی با جنگ با خدا میداند و با استفاده از نا آگاهی مردم ، هر گونه اقدام علیه خودش را در ذهن مردم ، مساوی با جهنم رفتن آن ها نشان داده.
حکومت ایران با استفاده از حسین ، پسر خلیفه چهارم مسلمانان که یک عرب بوده، به مردم هیجان میدهد و آن ها را به نفع خود به خیابان ها می آورد ، متاسفانه میزان خرافات و نا آگاهی در ایران به حدی است که مردم ایران در حالی که در حال غرق شدن در فقر هستند و‌ چند سال دیگر که نفتشان به پایان برسد دچار قحطی میشوند ، فقط چون حکومت نام حسین را به پیشانی خود زده ، از حکومت حمایت میکنند ، و البته با آموزه های دینی که به مردم میدهند ، فقر و بیکاری را از طرف خدا ، و تاوان گناهان آن ها معرفی میکنند ، تا به این وسیله کسی به خاطر فقر به‌ حکومت اعتراض نکند و فقط بیشتر دعا بخواند و بیگاری کند.

ناشناس گفت...

ترس :
از مهم ترین ابزار های حفظ حکومت ایران ترس است ،
ایران یکی از رکورد داران اعدام و زندانیان سیاسی است و جزو معدود کشور هایی است که حتی روزنامه نگاران و وکلا را هم به جرم سیاسی بازداشت و شکنجه میکند ،
و بعد از عربستان ، کره شمالی و چین ، ایران تنها کشوری است که حتی به وبلاگ نویسان و فعالان شبکه های اجتماعی هم رحم نکرده و آن ها را تحت عنوان های جنگ با خدا ، یا اقدام علیه امنیت ، تحت شکنجه های جنسی و وحشتناک قرار میدهد که این اقدامات ، روشن فکران ایرانی را ، از گفتن حرف های ازادی خواهانه حتی در اینترنت ترسانده و هر کسی که کوچک ترین صحبتی ضد حکومت کند ، باید با ترس زندان و شلاق و شکنجه زندگی کند .
در حوضه عمومی هم جمهوری اسلامی با تقلید از قذافی ، با تشکیل دو گروه نظامی به نام های سپاه پاسداران و بسیج ،از خود در برابر شورش های احتمالی محافظت میکند ، که نمونه بارز آن استفاده گسترده از بسیجی های دست آموز حکومت در حرکت های انقلابی بعد از انتخابات ایران بود ،
آن ها با انواع سلاح های سرد و گاها گرم به جان مردم افتاده و حتی شبانه به خانه های مخالفان هجوم میبردند ، و هیچ گاه دادگاهی برای کشته شدگان به دست آن ها برگزار نشد.

فقر :
هیتلر ، جنایت کار بزرگ میگوید :
در دو حالت مردم در برابر ظلم قیام نمیکنند،
آن ظلم از طرف دین باشد.
گرسنه باشند.
بله ، مردم گرسنه و فقیر انقلاب نمیکنند.
در ایران میانگین ساعت کاری سرپرست ها به ده ساعت رسیده و نکته جالب تر این است ، افراد فقیر و متوسط بیشتر کار میکنند و اکثر افردا ثروتمند اصلا کار نمیکنند و درآمدشان از دلالی و واسطه گری و قاچاق است.
فقر باعث شده افراد خانواده وقتی برای مخالفت با حکومت نداشته باشند ، به طوری که اگر پدر خانواده فقط یک ماه زندانی شود ، فرزندان او گرسنه خواهند ماند ،
البته در کنار فقر ، تحصیل و نمایش ثروت ثذوتمندان آن را تکمیل میکنند تا حتی جوانان نیز فرصتی برای انقلاب و ازادی خواهی نداشته باشند که در ادامه گفته خواهد شد.

تحصیل و نمایش ثروت ثروتمندان :
تحصیل های طولانی مدت و محرومیت از تحصیل افراد مخالف حکومت باعث شده ، جوانان ایرانی برای داشتن مدرک تحصیلی هم که شده با حکومت مخالفت نکنند ، زیرا در ایران برای افرادی که مدرک تحصیلی ندارند ، هیچ‌ کار پر درامدی بدست نمی آید ، مگر اینکه خانواده ثروتمند داشته باشد،
و خود نمایی ثروت افراد پولدار در ایران و شادی ها و لذت های آن ها که نوعی آرزوی جوانان ایرانی ایست ، باعث شده جوانان تمام وقت خود را رو درس خواندن و کسب در آمد کنند که اکثر این تلاش ها بی فایده است.

خلاصه زندگی یک فرد ایرانی با وضع اقتصادی متوسط :
از بدو تولد دین را به او تحمیل میکنند و تا آخر عمر از خوبی های دین در گوش او میخوانند.
با جدا کردن او از جنس مخالفش ، باعث میشوند بخش بزرگی از فکرش همیشه پیش جنس مخالف باشد.
تا اواخر جوانی به شدت درگیر تحصیل میشود.
میان سالی و پیری خود را صرف بدست آوردن پول میکند ،
دچار بیماری میشود.
میمیرد.

پ.ن :
این مقاله پایانی و دو مقاله قبلی بر اساس تحقیقات و زندگی یکساله اینجانب ، در داخل ایران بود.
رابرت.بن.

مجله ماهانه مطالعات نظامی - سیاسی اتریش /۲۰۱۵/شماره ۸۹

ناشناس گفت...

نماز صبح، رادیو را باز می‌کنید
پیام اخلاق می‌دهد..
از خانه خارج می‌شوید بر دیوار روبرو پیام اخلاقی نوشته است..
در و دیوار شهر پر است از تابلو ها و بیلبوردهای اخلاقی..
تلفن همراهتان پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانتان، گروه وایبری و فیسبوکی و تلگرامی‌تان برایتان باز می‌کند..
بالای سر برگ نامه هایتان پیام اخلاقی نوشته است..
روحانی اداره تان ظهر کلی برای شما اخلاق می‌بافد..
عصر به مراسم ختم می‌روید کلی اخلاق می‌آموزید..
از ده شبکه سیما دست کم در هر زمان شش تا مستقیم سخنرانی فلان آقا را پخش می‌کند که پیام اخلاق می‌دهد..
آنهایی هم که فیلم پخش می‌کنند همان حرفها را از زبان هنرپیشگانشان دوباره به خوردتان می‌دهند..!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند ما باید در بهشت اخلاق زندگی می‌کردیم.
نیاز به چک و سفته و ضامن برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم.
کلانتری ها و دادگاههای ما مانند سوییس بیکار بودند!
آقای قاضی‌القضات ما چند روز پیش فرموده اند
ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!!
ای قربان درس اخلاق دادنتان
می‌بینید همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید:
بیشترین متخصصان پزشکی..
بیشترین آمار بیماری!
بیشترین روحانی و معلم اخلاق..
بیشترین پرونده دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی..
بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دار ترین مردم جهانیم!
هیچ جا و هیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمی‌کنیم!
.

یک معلم اخلاق خوب با حقوق مکفی استخدام میشود ,,,,,,

الف گفت...

آفرین بر شما تیمسار،

دوستان من به شخصه تحلیل ندیده نیستم و سالها است که دور و بر سیاست می پلکم، ولی الحق و الانطاف تیمسار چنان دید نافذ و پیشگویانه ای دارند که که گاهی اوقات باعث حیرت می شود.
خبر کوتاه است و منبع آن بی بی سی که دروغ آشکار نمی گوید:
«« وزارت امور خارجه روسیه گفته است که باقی ماندن بشار اسد در قدرت در سوریه امری حیاتی نیست و مردم این کشور باید در این مورد تصمیم بگیرند. ماریا زاخاروا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه امروز سه شنبه ۳ نوامبر (۱۲ آبان) در گفت و گو با یک شبکه رادیویی روسی، پاسخ به این سئوال که آیا حفظ بشار اسد در قدرت برای روسیه اصلی مهم است یا نه، گفت: "ابدا، ما هرگز چنین چیزی نگفته ایم".او گفت: "ما نمی گوییم که او باید بماند یا برود". »»
پیش بینی تان درست از آب درآمد تیمسار. الجبیر مارمولک توانسته به شرط حفظ منافع روسیه، پوتین را متقاعد کند به رفتن اسد. یعنی مهره ایران (اگر اسد وفادار باشد و قرار بود که وفادار بماند فرضا) اصولا برای روسیه مهم نیست. روسیه احتمالا به یک راه حل میانه تن می دهد، بعد هم جان اسد را در کشورش حمایت می کندو خلاص. جمهوری اسلامی حکومت سوریه را از دست داده، در میان مردم عرب و عمدتا سنی سوریه هم که پایگاهی ندارد. یعنی فاتحه! حال و روزشان از این به بعد دیدنی تر است.
راستی، صدا و سیما در 15 کانال مشغول پخش شعارها، سرودها ، فیلم ها و سخنرانی های ضد آمریکایی است، مثلا به مناسب 13 آبان. خامنه ای هم تقریبا روزی یک سخنرانی دارد می کند، وشاید هم بیشتر! عجب وضعی است. سخت دارند دست و پا می زنند برای نباختن!

ناشناس گفت...

در صورت پافشاری بیش از حد روحانی و جناحی حامی وی، احتمال محاکمه ظریف و بقیه دار و دسته هسته ای به جرم جاسوسی "ناخودآگاه" و خیانت در امنیت کشور وجود خواهد داشت. خامنه ای هسته رو داد رفت که پابرجا بمونه، نه اینکه با کودتای نرم روبرو بشه. فشار روی جامعه بیشتر خواهد شد و باید منتظر دستگیر شدن تعداد بیشتری در روزهای آینده باشیم.

ناشناس گفت...

محاکمه ظریف؟!

خامنه ای عرضه اینکار رو نداره. باشه بینیم.

ناشناس گفت...

سلام
فقط این قسمت از سریال نفس در صدا و سیما را نگاه کنید که زنه میگه که اگر مشکلی در زندگی شما هست، بروید و بشینید دم در و در هم نزنید و فقط صبر کنید.
میگه باز کردن گره کار ما نیست و کار خود خدا است.
https://youtu.be/UcnxUYR_jXs?t=1941
این پیغام نظام به همه است. فقط بشینید و سماق بمیکید که شاید مشکل حل شه.
بابک