ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

آقای کروبی عزیز! جراحی سادۀ شما توسط وزیر؛ طنز تلخ و تمسخر ملت است! "Iran is great"


جهانگرد کریستن ایوان آلمانی و خانواده اش 
در سفر به کشورهای جهان! سفر بخیر.

1- قاضی زادۀ هاشمی وزیر بهداشت روحانی چشم مهدی کروبی را عمل کرده است. هر چند از نظر عاطفی سخت وارد این موضوع شدم اما چاره ای هم نداشتم در سکوت آسودۀ تمسخر ملت از راه "تراژدی - کمدی" سگ صاحبش را نمی شناسد جمهوری اسلامی". وزیر یک حکومت رفته و چشم زندانی سیاسی - ضد امنیتی - همان حکومت را عمل کرده است. هم عمل کننده راضی و مفتخر است و هم عمل شده با وجدان آسوده تن بعمل داده است و هم جراح برگشته به وزارت خانه اش و هم زندانی رفته به حصرش.این خیمه شب بازی اگر مسخره کردن ملت نیست باید پرسش های بنیادی زیر را پاسخگو باشد:


1- قاضی زادۀ هاشمی در موقعیت شخصیت حقوقی خودش یعنوان وزیر بهداشت جمهوری اسلامی یک مجرم امنیتی همان جمهوری اسلامی را مورد عمل جراحی قرار داده است. در چنین حالتی آیا او خواسته است به زندانی بودن زندانی از سوی حکومتی که وزیرش است دهان کجی کند؟

2- آیا این دهان کجی با اذن و اجازۀ حسن روحانی انجام شده است؟ و اگر پاسخ آری است. آیا نتیجۀ بدیهی این نخواهد بود که رییس جمهور یک حکومت به همان حکومت دهان کجی کرده است؟

3- یک پاسخ همیشگی این است که جمهوری اسلامی حاکمیت دوگانه دارد و بین نوع رویکرد رییس جمهور با رهبر نظام همپوشانی سیاسی در استراتژی و تاکتیک وجود ندارد و دولت می خواهد به ملت علامت بدهد که مجرم بودن فرد حصری را قبول ندارد و در حال مبارزه با دستور رهبر حکومتی است که با تنفیذ او رییس جمهور شده است.

4- بند 3 اما با موضع گیری های حسن روحانی در اعلان مکرر و متواتر تبعیت کامل از مقام مافوق خود (آیت الله خامنه ای) در تعارض است. و ایشان هیچگاه تصمیمات رهبر نظام را چه جزءً و چه کلاً مورد چالش مستقیم یا غیر مستقیم قرار نداده است. و البته از منظر جقوقی نیز نباید و نمی تواند چنین کند.

5- پاسخ بند 4 را اینگونه شایع کرده اند که برخی نارسایی ها و دوگانگی های بروز و ظهور یافته در سیاست های نطام - مثل عدم رعایت فصل سوم قانون اساسی راجع به حقوق ملت - نه اینکه خواست خامنه ای باشد. بلکه حاصل فشار تندروان متحجر و ایدئولوژِک نظام است که مهمترین مرکز قدرتش هم در حوزۀ علمیۀ قم و روحانیان مرجع و ارشد خشکه مقدس است. حالا با قبول این فرض - البته غلط - و طبق اظهارات مکرر و متواتر همۀ مقامات ریز و درشت حکومت حصر کروبی و موسوی دستور شخص خامنه ای است و نه حاصل فشار این گروه و آن دسته. لذا با فرض قبول ادعای وجود گروه های خودسر؛ این مورد حصر ربطی به هیچ گروه و دسته ای ندارد و فقط تصمیم شخص خامنه ایست.

6- ادامه نمی دهم پرسش های متعدد دیگر را و فقط تقصیر شخص کروبی را برجسته می کنم. چرا و بچه دلیل عقلی و سیاسی و شرعی و عرفی مهدی کروبی چنین حاتم بخشی حکومتی را پذیرفته است. آیا قاضی زاده تنها جراح حاذق عمل آب مروارید در ایران - بلکه هم در جهان - است. و کروبی چاره ای جز پذیرش این موقعیت نداشته است.

7- اما اگر پاسخ سؤال کلیدی اول مطلب این باشد که قاضی زادۀ هاشمی نه در مقام شخصیت حقوقی و وزارت بهداشت خود بلکه در مقام یک پزشک جراح و بدرخواست و تمایل و توافق خود مهدی کروبی این عمل را انجام داده است و هیچ ربطی به وزیر بودن یا نبودن او ندارد. در چنین حالتی ماباید اول بوجود یک دموکراسی اولترا مدرن لیبرال در ایران اعتراف کنیم که می شود "خنده آمد خلق را". زیرا در دموکراسی لیبرال که ما زندانی سیاسی و عقیدتی نداریم. و آنگاه مجدداً از مهدی کروبی بپرسیم که تو بچه حق و با چه تحلیل و با چه تعهدی به هواداران زیان دیده و پشتیبانت چنین درخواست سفیه و زیانباری داده ای. و مجدد تکرار کنیم که آیا دکتر هاشمی تنها جراح چشم در دسترس شما بود؟

8- اما همۀ آنچه که گفتم اصلاً مهم نیست و از کیسۀ شعبده بازی این شریعت و خرافه بدتر از آنها هم بکرات بیرون آمده و کک هیچ روشنفکر و توده ای هم نگزیده است. بلکه می خواستم به این حرف حسابی و نهایی و خطرناک برسم و هم به کروبی و هم به موسوی و هم به رهنورد بگویم که خودشان را مسخره نکنند و ملت را هم سر کار نگذارند با این بده بستان های اولترا مهربان بین خود و خامنه ای. چرا؟

9- آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد؛ جامعۀ ایران توسط خامنه ای و از سال 88 قفل شده. نام قفلش هم فتنه است. کلید فتنه هم بین کوچه اختر خیابان پاستور تا کاخ مرمر همین خیابان گم شده است. قفل شدن را هم اگر نمی فهمید شرح می دهم: همۀ عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و هنری و ورزشی و ادبی و بی ادبی جوانان و میانسالان و پیران و بچه ها و روشنفکران و روزنامه ها و توده ها و رادیو تلویزیون - بخوان زندگی مردم - بسته شده است. و هر گونه تحرکی در هر حوزه ای از انتخابات و تأیید صلاحیت ها و برگزاری کنسرت و ساختن فیلم و رفتن به مسافرت و نوشیدن یک جرعه آب با نام فتنه مهار شده است. از طرف دیگر - بهر دلیل - ایران اخیراً با غرب سازش کرده و همه امید بسته اند که در ضعیف شدن حاکمیت تحجر خامنه ای بتوانند خلاء های لاجرم را در جامعۀ مدنی پر کنند و کشورشان را از حالت قرون وسطایی خارج کنند. اما رمز فتنه کماکان چون بختک در دست خامنه ای همه چیز را تحت سرکوب امنیتی - پلیسی قفل نگه داشته است.

10- حالا هم از دولت روحانی و هم شما سه نفر محترمین می خواهم که اگر واقعاً همه چیز عادی است و شما همان جراحی را در آغوش می گیرید که خامنه ای مرید تخصص و دوست و رییس اوست. و شما در همان استخری شنا می کنید که مجتبی سرویس صبحش است. و شما از همان تسهیلاتی برخوردارید که حتی مهدی هاشمی رفسنجانی هم دیگر از آن برخوردار نیست. و مانده فقط کدروت دو برادر و دو همرزم و دو حاکم امروز و دیروز! لطفاً اگر لازم است و کمترین تعهدی به مردم منتظر شما دارید، شده سینه خیز هم بروید تا نزد خامنه ای تا کلید این قفل بدبختی مضاعف را پیدا کنید و حکومت را از فتنه پاک کنید؛ بکنید. والله مردم ما و زندانیان و شهیدان و تبعید شدگان و مهاجران و آوارگان جنبش سبز در موقعیت سختی زندگی می کنند و چشم براه تغییر هستند. این فرصت را از آنان دریغ نکنید. 

11- حتی اگر همۀ سؤالاتم هم مستدل نبود و پاسخ داشت و هیچ انگی بشما رهبران حصری قابل چسباندن نیست هم تقاضا می کنم که هر شرط خامنه ای را بپذیرید و این فتنه را تمام کنید. ایرانیان همیشه سیاستمداران شکست خورده را تحسین کرده اند. لطفاً شما اولین سیاستمداران ایرانی باشید که با قبول شکست خود ملت را به پیروزی برسانید. فداکاری همیشه در قلدری و یک کلامی نیست. خودزنی سیاسی شما دو نفر - تمام شده از نظر سیاسی - و گرفتن بهانۀ فتنه از خامنه ای می تواند نمونه ای درخشان به تاریخ ما بدهد از سیاستمداران وطن پرست که خود را زدند و ملت را آزاد کردند. خود دانید! یا...هو

بعد از تحریر: از دکتر قاضی زادۀ هاشمی پوزش می خواهم اگر تعریضی به ایشان کردم. چون او یک پزشک برجسته است بویژه که بر سر بالین همۀ آسیب دیده های این سال ها - از جمله قربانیان اسید - حاضر شده و درمانگری کرده است.

۹۳ نظر:

ناشناس گفت...

شما را یک میهن پرست عملگرا می شناسم و متوجه هدف خیرخواهانه شما برای مردم و کشور هستم اما منتظر توضیحات بیشتر هستم که چگونه؟ آیا منظور شما همان نرمش قهرمانانه خامنه ای در موضوع هسته ای است؟ روش عملی که راه حل برد-بردی باشد وجود دارد؟

عصبانی گفت...

با اجازه نظر خودم را در مورد نوشته شما در سه بخش بیان میکنم :

1- وقتی فرد شناخته شده ای در بند حاکمی باشد حاکم نه تنها مسئول جان و سلامت زندانی است بلکه تمام سعی خود را هم میکند - اگر قصدش کشتن زندانی نباشد - تا سلامتی او حفظ شود.
اگر چنین نبود هیچوقت شاهد اعتصاب غذای زندانیان و در نتیجه آن به تب و تاب افتادن زندانبانان از اعتصاب غذا نبودیم.
پس این کاملا طبیعی است که خامنه ای به عنوان زندانبان بهترین امکانات پزشکی را برای محصورین به کار گیرد تا اولا به همه نشان دهد که با آنها رئوف است و بنا بر گفته خودش خیلی هم لطف کرده که آنها را در حصر نگهداشته
و در ثانی با توجه به کربلایی بودن و روحیه قهرمان مرده پسند بودن ایرانیان خامنه ای میداند که نباید این افراد در عصر از دنیا بروند وگرنه مشکل چند برابر میشود.
بر این اساس به نظر من به کار گرفتن بهترین تیم پزشکی و امکانات برای این محصورین از طرف حکومت کاملا منطقی است

2- در مورد اینکه چرا کروبی قبول کرده تا چنین عمل ساده ای را چنین جراحی برایش انجام دهد با شما موافقم و در ساده ترین حالت ایشان میتوانست درخواست پزشک معتمد خودش را بکند

3- اما در مورد پیشنهاد درخواست عفو از سوی این سه تن با شما موافق نیستم چون اولا اینها با توجه به آنچه ما میدانیم مدت زیادی از جامعه دور بوده اند و تنها اطلاعاتی به آنها میرسد که زندانبان میخواهد
ثانیا این خامنه ای است که مسئول یک کشور و جامعه است و اوست که باید راه حلی برای آن بیابد وگرنه موسوی یک فرد بدون مسئولیت است و حتی یک رهبر اوپوزیسیون هم نیست چون پیروی هم ندارد تا حداقل به خاطر زندانی شدندش ایران را قیامت کند
ثالثا به نظر من اگر موسوی به غلط کردن هم بیفتد در قفل زندگی مردم تغییری ایجاد نخواهد شد.

Dalghak.Irani گفت...

توضیحات بیشتر نه. حداقل تا فردا نه. جان ندارم. توضیحات خیلی زیاد است و منتظر می مانیم تا دیگران هم بیایند بحث کنند. اصل موضوع بسیار غیر متعارف و منحصر بفرد است. اما من هزار بار گفته ام که ایران به آدم های غیر متعارف و غیر کلاسیک نیاز دارد برای مبارزه و مقابله با حاکمیتی که متعارف نیست و یک چیز من درآوردی است. نزدیک ترین مثالش مثلاً همان خانوادۀ آلمانی آقای کریستین ایوان رومانیایی تبار است که با نوشتن جملۀ "Iran is great" روی بدنۀ ون جهانگردیش اروپا را شگفت زده کرد چند روز پیش تا حتی پلیس انگلیس را هم به واکنش واداشت اگر بخواهی با مغز معمولی به چیزی که می گویم باید موسوی و کروبی بکنند قطعاً نشدنی و خودکشی سیاسی و تسلیم معنا خواهد داشت و بازخورد مثبت اولیه ای از جامعۀ هواداران آسیب دیده نخواهد گرفت چون ظاهرش پیروزی خامنه ای را القاء خواهد کرد. اما در عمق و تأثیر بلافاصله اش حتماً به نفع جامعه و باز شدن فضا خواهد انجامید. البته قطعی و مطمئن می دانم که تا سالیان بعد هم رفع حصری صورت نخواهد گرفت از سوی خامنه ای چون در آنصورت باید سقوط کند. و مهمتر اینکه حصر آقایان همه اش نعمت بوده برای خامنه ای و نه اعتراضی شکل می گیرد و نه همکاسه های دشمنش غلطی می توانند بکنند. یا...هو

شبگرد گفت...

دلقک نازنین باز کامنت را منتشر کردید و من را از نظر خود محروم.

شبگرد

Dalghak.Irani گفت...

شبگرد عزیز. من بخدا ربات نیستم و آنلاین نمی توانم بهر پسش شما پاسخ بدهم. این از گلۀ اول.

شما باید می نوشتید که:
دلقک امروز یک مقاله ای از قانعی فر خواندم در گویا نیوز که مو بمو حرف های شما را که از یکسال و نیم پیش مرتب و بمناست های هر تحلیلی بما گفته ای در قالب یک مقالۀ روزنامه ای نوشته و بسط داده است. این از انتظار دوم.

در حقیقت مقالۀ قانعی فرد چیزی جز بسط تحلیل من که بارها گفته ام "اسراییل و حامیانش می خواهند جمهوری اسلامی خامنه ای تندرو را مثل یک لولو خورخورۀ دایمی در منطقه نگهدارند و اعراب را بترسانند تا ضمن کسب امنیت و فراموشی اختلاف اسراییل با فلسطین به طرح های توسعه ای بلند پروازنۀ اسراییل جامۀ عمل بپوشانند" چیز دیگری نیست. یا...هو

عصبانی.
درست است تعریفت از حاکم و زندانی و مسئولیت حکومت و رسیدگی. اما بقول یارو "تا اینقدر! ضمن اینکه شما باید این رفتار را با سابقۀ ذهنی در جمهوری اسلامی هم می خواندی و نه در قالب حکومت های متعارف دیکتاتوری. تازه آن هم با پروپاگاندای قاتل و مقتول به سازش رسیده راجع به عمل جراحی که هر دانشجوی رزیدنت پزشکی هم براحتی انجام می دهد. و البته هر زندانی سیاسی دیگری بود کلی روی این قضیه سوار می شد و ننه من این لطف را نخواستم در می اورد. اینکه گفته ای رفع حصر هم اتفاق بیفتد هیچ ثمری ندارد بنظرم غلط است. اما من می گویم رفع حصری اتفاق نمی افتد اگر هم کروبی و موسوی تسلیم بشوند.چون نه آن ها می دانند از چه باید توبه کنند و نه خامنه ای می داند که توبه از چه چیزی را از آنان می خواهد. در نتیجه اگر فقط موسوی و کروبی بگویند ما آمادۀ توبه هستیم بگویید چکار باید بکنیم تا همان را انجام بدهیم توپ توبه را می اندازند در زمین خامنه ای و ما هم می توانیم رویش مانور حسابی راه بیاندازیم. یا...هو

شهروند گفت...

سلام دلقك گرامي
قرآن مجيد سه شرط اساسي براي قبولي توبه ذكر كرده
١-گناه از روي جهالت و ناداني صورت گرفته باشد
٢- توبه به تأخير نيفتد
٣- گناه و خطا اصلاح و جبران گردد ، يعني حق الله و حق الناس ادا شود
كروبي و موسوي كه با يك حاكم سكولار و عرفي طرف نيستن كه به راحتي اعلام توبه كنند ، در واقع اعلام توبه در مقابل فقيه حاكم ، اعلام دست شستن از زندگيست ، و از آنجايي كه جان شيرين خوش است ، اعلام توبه بعيد است ، خامنه اي اگر بخواهد پس از توبه محصورين ، آنها را رها كند و محاكمه نكند ، بايد نرمش قهرمانانه كند دوباره ، والا كدام حاكم شرعي ، گناهكاري را بدون اجراي حد شرعي رها مي كند ! اينجاست كه پاي متحجرين و تندروهاي قم بيشتر به موضوع باز ميشود ، متحجرين دورخورده و خيانت ديده از خامنه اي در پرونده هسته اي ، با سلاح شرع به جنگ خامنه اي مي روند ( عمل به تكليف )
پيشنهاد جنابعالي ، خارج كردن شمشير فتنه از دست زنگي مست است ، ولي خامنه اي نه توبه و نه آزادي محصورين را مي خواهد ، چيزي كه اسمش را گذاشته ايد تسليم ، در واقع تحرك وتغيير سياسي ست كه در لفافه توبه پيچيده ايد ،( به نظر حقير البته ، قصد تفسير گفته هاي شما را ندارم )
خلاصه پيشنهاد زيركانه شما بايد توسط همراهان شش ساله جنبش سبز ، كارگزاران و ساكنان سي و يك ساله كشتي نظام اجراء شود ، آيا چنين فداكاري را در قاموس اين عزيزان مي توان متصور شد ؟
از طرفي ، جمهوري اسلامي در تمام اين سالها هميشه با چهرهاي سياسي برجسته و حتي كمي محبوب بين مردم مشكل داشته ، ترورهاي فيزيكي و اخلاقي زيادي هم انجام داده است ، فكر نمي كنيد حفظ محصورين در همين شرايط فعلي ، براي روز مباداي مردم مفيد باشد ؟ توبه و محاكمه و مرگ محصورين كه جامعه مدني رو بيشتر نوميد و تحقير مي كند ، مطمئنا قيامتي هم به پا نخواهد شد ، تازه دست بالا رو هم به شرعي گرايان نمي دهد ؟ بالاخره توانستن حدود الهي رو اجراء كنند

ناشناس گفت...

دلقک همه اش از اول خاله خاله بازی بود .خامنه ای ولی نعمت موسوی است و او بود که او را به نخست وزیری اورد ولی بعدا خود را به خمینی چسباند البته این در سیاست درست است ولی در یک کشور به شدت انقلابی دور از مروت بود این دو با هم یک کدورت از دهه شصت دارند که بیشتر شخصی است .موسوی یه انقلابی چندش اور است اشتباه نشود من نه سایبری هستم نه حزب اللهی به این نشان که مثل ابله به هر فراخوان این دو مردک لبیک گفتم هرچه میگفتیم انقلاب تا ازادی را بیخیال شوید همه پستوها را میشناسند چرا در جای دیگر نمیاندازی چرا در چند جا نمی اندازی تظاهرات را ولی تصمیم یکی بود انقلاب تا ازادی تا ماشین سرکوب پیروزمست تر از همیشه جام خود را از خون ندایمان پر کند .حرجی به خامنه ای نیست قدرت دارد و محافظ قدرت و ایدیولوژیست و الیگارشی ولی اینها خیلی پستند تمام اموخته هاانقلابی دهه پنجاه را اوردند دوباره به اوردگاه .ان میتینگ زهرا نورد را در ورزشگاه قبل از انتخابات را از یاد نمیبرم با ان لباس شلخته اش رفت بر بام استادیوم و گفت میخواهیم انقلابی درون انقلاب کنیم دختران و پسران خوشتیپ و خوش قد و بالا را بازوبند حراست داده بودند موبه مو کپی شده از میتینگهای پر شور دهه شصت چپها.ذر خیابان هم شروع کردند بساط مناظره راه انداختن که چه خورده حساب شخصی. را بهخامنه ای صاف کنند و اصلا انقلابی نبودند و انقلابی نیستند ما را به قربانگاه بردند و جامعه مدنی که خاتمی عزیز با جان کندن از ته چاه اورده بود تا دهنه این کره خرهارسن را دریدند و دلو به ته چاه افتاد . رو راست بگویم و بعد وا می ایستم تا سنگسارم کنید خامنه ای خیلی بزرگ است که این سه موجود پلید را تحمل میکند من اگر بودم در دم اعدامشان میکردم.چون صحنه سیاست در هر کشوری به نوعی کاستومایز شده است اگر در فرانسه فلان کس علیه سارکوزی توطیه میچیند طرف هم چنان فرش را از زیر پایش میکشد که تمام موجودیت سیاسی اش و اصلا تمام زندگی اش نابود شود و این پس حیات نباتی داشته باشد ولی در خاورمیانه پاداش چنین کاری فقط مرگ هست حالا میخواهد سعود فیصل باشد یا فتح الله گولان یا بی نظیر بوتو .این کره خرهاما را به عنوان ابزار برای تسویه حساب شخصی استفاده کردند و یک انقلاب ناقص را به ایران تحمیل کردند .باید بکشند این زندیقان را .

بیلاخ

Dalghak.Irani گفت...

منظور من کوبیدن موسوی یا کروبی نیست. همانطور که شهروند هم بدرستی اشاره کرده تلاشم برای دادن ایده های جدید و خلاقانه است برای حرکت دادن جامعه. اگر فقط طرح "حاضریم توبه کنیم" در صورت هم مطرح شود ببین چه پتانسیلی از جامعۀ راکد روشنفکری و گورخیده های وقایع 88 را می تواند آزاد کند. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک تو از جایگاه یک خارج نشین در وقایع ۸۸صحبت میکنی و اصلا از مرحله پرتی چون در خیابان نبوده ای چون هر روز ساعت پنج عصر جانت را کف دستت نکرفته ای و با پای خودت به مسلخ نرفته ای .موسوی بر خامنه ای شوریده انسان که به حرب با خدای خویشتن نمیروند .خدایی که انقدر مهربان بوده که با وجود انهمه چوب لای چرخ گذاشتن او را بیست سال عزیز داشته مقرری و شغل در خور داده و از رانت رحمانیت نظام بی بهره نبرده .موسوی مستحق اعدام است و مهدور الدم ببین چگونه ایران را خوار کرد و غرب چه بلایی سر ما اورد با تحریمهایش و بمب اتم را از ماگرفت و اقتصادمان را نابود کرد و ریالمان را به لجن کشید و مریضمان را درتخت بی دوا گذاشت و تجارمان را ورشکست کرد و اینهمه نبود جز با پشتیبانی یک اسب تروا. او و چند نفر دیگر در راس صانعی موسوی اردبیلی شایسته اعدامند و توبه نمیکنند و نخواهند کرد تا چهار سال دیگر در سر موعد دهساله در خرداد ۹۸اینبار پسران و دختران دهه هفتاد را به قربانگاه خدایان ببرند و از خون ایشان سرمست عبادت شوند
بیلاخ

بیلاخ

ناشناس گفت...

مقاله منطقی نیست و دارای آستیگماتیسم سیاسی است. چرا چون خامنه ای که کارش انگ و تهمت زدن به زمین و زمان است مردمی وطن دوست و خواستار توسعه سیاسی را فتنه گر معرفی کرده است پس ما بیاییم از در توبه و دوستی درآییم که این حربه را از دست او خارج کنیم! واقعا که! .. بعد از این همه مدت که اصولا به جنبش سبز بی اعتنا بودی تخم دوزرده کرده ای و پیشنهاد دادی و همه هم بر این اساس که چرا چشم کروبی را وزیر عمل کرده است؟ فردا خامنه ای هم به شما انگ اینگلیسی می زند و بعد هم شروع به بگیر و ببند مردم می کند که چرا این وبلاگ را خوانده اند, آیا چاره کار دستبوسی خامنه ای توسط ملکه انگلیس است؟ شما ضعف شخصیت خود را رنگ و لعاب نرمش و کیاست زده ای و فکر هم می کنی عجب نابغه ای هستی.
بابا جان کروبی یک زندانی است و زندانی اختیاری از بابت خود ندارد.از طرفی دیگر اتفاقا این کار احتیاطی خیلی خوبی بوده است .می خواستی سر عمل او را بکشند و بعد بگویند طبیعی بود. لااقل حالا یک آدم اسم و رسم دار او را عمل کرده است که امنیت آن بیشتر باشد.حتما وزیر مورد وثوق کروبی بوده است و به او اطمینان داشته است.
امان از چشم شبکور شما که در شب وطن نمی تواند مسائل را خوب ببیند و آستیگمات هم هست. همان تبلیغ جامعه عرفی اتان را بکنید بهتر است.جنبش سبز احتیاج به حمایت شما ندارد.
شما خوب می نویسی ولی در حد و اندازه گلیمت! وقتی پایت را دراز می کنی بد جوری بوی جوراب می آید.

ناشناس گفت...

دلقک میخواستی چکار کنن؟ ما مردم برای اونها کاری کردیم که اونها برای ما جانفشانی کنن. بعد چنان وضعیت اونها رو تصویر کردی انگار دارن در جزیره هاوایی تعطیلات شون رو میگذرونن!. همین چند وقت پیش بود که دختران موسوی رو به طرز تحقیرآمیزی لخت کردن و بازرسی شون کردن. موسوی دچار بیماری قلبی شد و کروبی دچار مشکل زانو و تنفس. کروبی حتی مانند زندانیان عادی اجازه پیاده روی و دیدن نور خورشید رو هم نداشت و این اواخر بهش اجازه پیاده روی در حیاط منزل رو دادن. انتظارات خودت رو از اونها با کارهایی که خودت برای اونها کردی مقایسه کن. تو که جز تعریف و تمجید با استدلال های ابلهانه از احمدی نژاد و مشایی و اسلام ایرانی شان (انگار به کچل بگی زلفعلی خان!) و کوبیدن همیشگی موسوی و کروبی و انکار تقلب در سال 88 کاری نکردی. پس بشین سرجات و حرف زیادی نزن. این پستت هم غیرمستقیم در راستای تبرئه احمدی نژاد و خامنه ای از تقلب سال 88 و پست های قبلی ات هست. چون کروبی بدبخت چشمش رو عمل کرده باید بگه غلط کردم؟ چرا گودرز رو به شقایق ربط میدی. هاشمی یکی از بهترین جراحان چشم ایران هست و مجهزترین کلینیک چشم ایران رو هم در تهران داره. دنبال بهانه بودی که خواسته و نیت اصلی ات رو مطرح کنی که کردی. حالا برو بشین تا انجام بشه! فکر کردی اینا اگر بگن غلط کردم مردم قبول میکنن؟ اصلا به اون مغرت خطور نمیکنه که اینکارشون باعث میشه تبدیل به یک مهره سوخته بشن و حیات سیاسی شون تموم بشه؟ الان اونها برای مردم تبدیل به قهرمان شدن و با وجود در حصر بودن حیات سیاسی شون برقراره و شدن کابوس شبانه ی خامنه ای. با رو شدن هر روزه فسادهای احمدی نژاد و معاونان و یارانش و پیش بینی هایی که موسوی از فساد او داشت خامنه ای هر روز بیشتر تحقیر میشه. این قفل هم راه باز شدنش این راه حل های تیزهوشانه ی شما (درست به اندازه ی تیزهوشی سیاسی قالیباف) نیست بلکه راهش فقط فشار مردم و عقب راندن بیشتر خامنه ای و سپاه و فسیل های قم هست. راه شما فقط باعث جلو آمدن و حق به جانب شدن اونها میشه.

ناشناس گفت...

ممکن است هاشمی وزیر بهداشت، پزشک خوبی باشد ولی یک از بدترین وزرا بوده برای سیستم بهداشت و درمان کشور و به طرز وحشتناکی با طرح تحول سلامت در سیستم خرابی بوجود آورده و در حد یک احمدی نژاد بصورت خیلی تخصصی بنیه مالی سیستم را تحلیل داده. پول بی حساب و تبعیض آمیزی که به برخی پزشکان و پرستاران داده و به برخی دیگر نداده باعث ایجاد نارضایتی در بین همکاران گردیده. این تفاوت در پرداختها برای دو هم رده شغلی مثلا کارشناس در حد ده برابر بوده که بسیار غیر منطقی است. یا مثلا در یک بخش از یک بیمارستان رییس بخش سه میلیون تومان کارانه گرفته و نیروی خدمات بخش دو میلیون دویست هزار تومان که خیلی مضحک است و نشان دهنده اینست که فرمولی که برای تعیین میزان کارانه نوشته شده بسیار غیر کارشناسی نوشته شده و قبل از اجرا بخوبی تست نشده بوده. بدترین کار اینکه پزشکان را در انجام اقدامات کلینیکی و پاراکلینیکی ازاد گذاشته و باعث شده بسیاری اقدامات غیر ضروری برای بیماران انجام شود تا پرکیس مربوطه به حساب سیستم درمانی ریخته شود ولی صورتحسابهای سنگینی که به بیمه ها ارسال شده عنقریب باعث سقوط مالی سیتم خواهد شد.

شبگرد گفت...

دلقک نازنین بسیار شرمسارم که سبب آزرده شدن شما بزرگوار شدم. لطفا عذرخواهی بنده رابپذیر.

شبگرد

آرسین گفت...

تیمسار عزیز،

اول پوزش میخواهم که بازهم وارد معرکه میشوم و نظر میدهم. (شما آزادی انگت را بچسبانی!)
دوم، بر مبنای ذهنی تحلیل کرده ای که گویی تا قبل از خرداد 88 آزادی مفرط حاکم بوده و بعد از آن جامعه با رمز فتنه قفل شده!
گرچه مقدمه شترگاو پلنگی حاکمیت ایران که قابل تعمیم به کل جامعه ایران است را خوب شرح دادی اما نتیجه ای به غلط گرفتی که دوستان بخش هایی از آن را گفتند.
بعلاوه آنها، اسم رمز فتنه هیچ دخلی به شرح شما از اجتماعی و فرهنگی و... ندارد و تنها در مناسبتهای سیاسی و اشخاص حقیقی با طرز فکر غیرخودی مطرح می شود. (زمینه های اجتماعی با رمز تهاجم فرهنگی، جنگ نرم و... قفل شده!)
حتی ماههاست که دیگر شخص خامنه ای کابوس فتنه نمی بیند! بجز مدتی که کابوس تسلیم هسته ای میدید، این روزها بیشتر نگران افشای حجم فسادهای دولت متبوعش است و اگر ناگذیر به فتنه می رسد از سخنان منتشر شده موسوی از دزدی های دوره احمدی نژاد است و انگ بی بصیرتی که به دیگران چسبانده و خودش بی بصیرت ترین افراد این سرزمین بشمار می آید!

در نهایت آنکه این پیشنهاد شما نه تنها هیچ دردی را دوا نمی کند که تتمه فشار بر خامنه ای نسبت به عملکرد اشتباهش را رفع می کند و خصوصا حالا که از بند محاکمه "اشتباهات هسته ای اش" گذشته دیگر زمینه برای از نو نوشتن تاریخ حکومتش شروع می شود و کیلومتر صفر میکند این بار به سمت ویرانگری دیگر.
اینکه در نظر مردم قهرمانان شکست خورده چه می شوند که دیگر بماند! دقیقا برخلاف تصورت جامعه به قهرمان مرده بسیار بیشتر از صلح کننده زنده بها می دهد. (تفاوت از حسین تا حسن)

از نظر آزادی های مدنی هم هیچ با تاکید بر "هیچ" تاثیری نه در سرنوشت عامه مردم دارد این مثلا تسلیم، و نه در وضعیت خاصه فعالان "فتنه" که بخشی در داخل و بخشی در خارج محجور و آواره اند. چرا که بر اساس مقدمه شما این حکومت از حداقل منطقی بهره نمی برد که بتوان بر اساس استدلال آن را پیش بینی کرد، و نتیجه حتی آزادی موسوی و کروبی به مثلا عفو عمومی فرضی منجر نخواهد شد. خصوصا که هیچ وقت خود موسوی و کروبی هم ادعایی بر رهبری جنبش مردم را نکرده اند که تسلیم آنها باعث شود بدنه جنبش سلاح بر زمین بگذارد.

مطالب مربوط به جنبش سبزتان بسیار ناکوک و گوشخراش است، گرچه درکتان قابل احترام است.

موفق باشید

Dalghak.Irani گفت...

آرسین. همین که مجدداً کامنت داده ای و مرا از دست هواداران تیفوسیت - که مرا متهم به "نابودی آرسین و خواننده های فهیم و کامنت دهندگان خفن" می کردند - نجات داده ای اینقدر با ارزش است که نیش اولیه ات را نوش و نظر ثانویه را مخدوش ببینم. اعتقادم بر این است که جامعه در همۀ زمینه ها قفل شده و بهانۀ اصلی فتنه است هرچند که بهانه ای دروغ است اما خوب کار می کند و خامنه ای بموقع از آن پیراهن عثمان مورد نظرش را علم می کند. اما جعل و جدلی هم ندارم که این است و غیر از این نیست. و راجع به یک موضوع واحد هزاران نظر رد و قبول می توان داشت با توجه به پایگاه و جایگاه و خاستگاه فکری و پیوندی آدم ها. تنها چیزی که می دانم این است که نسل 60 پیر شده و از نفس افتاده و دوبار شکست در نوجوانی 76 و جوانی 88 گرد رخوت و یأس و افسردگی پاشیده بر چهره شان و دیگر در موقعیت و روحیه ای نیستند که بتوانند هیجان تولید کنند و جامعه ای که هیجان تولید نکند نمی تواند اصلاح و تغییر هم تولید کند. پس یکی باید بفکر تولید هیجان و گرما باشد برای گرم کردن این نفس های سرد. هنوز هم معتقدم فقط در انداختن "موسوی و کروبی حاضر به توبه شده اند و می خواهند بدانند از چه چیزی و به چه طریقی توبه کنند موضوع فتنه حل خواهد شد" انرژی لازم برای یک تکان سیاسی و اجتماعی را فراهم خواهد کرد. من که نوشته ام ایندو آقایان شکست خورده اند و از نظر سیاسی مرده اند و فقط با کشتن خودشان می توانند به حیات سیاسی جامعه روح بدمند. و حتی اگر به لعن و نفرین مقطعی نزدیک بینان دچار شدند مطمئن باشند که سیاستمداران پیروز تاریخ ثبت خواهند شد. در حالیکه الان اگر در حصر بمیرند تا خایه های مصدق و امیر کبیر هم بالا نخواهند آمد در تاریخ شکست خورده های محبوب. یا...هو

ناشناس گفت...

به قول وودی الن ترجیح میدهم در آپارتمان کوچکم زنده باشم تا در دل مردم و شاید بیست سال دیگه تا خایه های مصدق .
این آدمها شریفتر از متوسط جامعه شان بودند و الان فقط خشمگین ما ناشریفان مانده ایم و طرح میدهیم .

ناشناس گفت...

دلقک هیچ وقت جنبش سبز رو درک نکرد هیچ وقت هم درک نمی کنه. به قول اون ناشناس پست قبل دلقک یک چرند نویسی مثل ذبیح الله منصوری هست و دیگر هیچ.

ناشناس گفت...

دلقک کیف می کنه حزب اللهی ها رو جمع کنه توی وبلاگش تا علیه موسوی بنویسن. خوشحالم که موجود پستی مثل دلقک هیچ وقت در ایران به هیچ جا نخواهد رسید. اگه هیچ شانسی نداریم این یک شانس رو داریم.

Dalghak.Irani گفت...

خواهش می کنم نام عزیز شادروان ذبیح الله منصوری را خراب نکنید با منتسب کردن ناتوانی و عجز و بی مایگی من به ایشان. ذبیح الله منصوری تاریخ نگار سهل گیری و خوش ذهن و شیرین قلمی بود که اگر هر آنچه نوشت نص مزخرفات تاریخ های معتبر - کدام اعتبار و چرا. معیار چیست - نبود تحریفی در اصل تاریخ نبود. منصوری نسل بزرگی از همین شما میانسالان ناسپاس را سرگرم .و کتابخوان کرد در سال های وبا و جنگ و خونریزی و تاریکی و کوپن و مارکس و انگلس و بهزاد نبوی و میر حسین موسوی و سید حسین موسوی و اوین و داغ و دشنه و حصر بازرگان و کوبیدن زیربناهای ایران. درود می فرستم به همۀ آنانی که دست شما را در زندگی گرفتند و پابپا بردند - از جمله ذبیح الله منصوری - تا شمایی بتوانید نیک و بد خودتان را تشخیص بدهید در حالیکه شما کودن بودید و نتوانستید مغزتان را پرورش بدهید و نتوانید تشخیص بدهید که از کدام سمت و توسط چه کسی بی زندگی و ناکام شده اید بیایید و لیچار ببافید پشت بزرگان. از روح ایشان بدلیل تشبیه من شاگرد کوچک به آن معلم بزرگ پوزش می خواهم. یا...هو

ناشناس گفت...

تو هیچ وقت درک درستی از وقایع نداشتی. سوادت در حد سال دوم دانشگاه بود و آدمایی هم که می پسندی در همون حدن. ذبیح اله منصوری هم یکشیون.

ناشناس گفت...

سلام می کنم به حزب الله غالب شده که تصمیم گرفته با نام بیلاخ از آغا دفاع کنه. از اردوغان متنفرم اما از همه نظر به خامنه ای ترجیح داره. اون پیروز انتخاباته در حالی که خامنه ای یک دیکتاتوره و هیچ رایی بین مردم نداره.

Dalghak.Irani گفت...

حالا که پتیشن دستگیری نتانیاهو در لندن را امضاء کرده ام و کاملاً روی مود هستم. و علاقه مندم که روش شناسی "چگونه می توانم - در صورت حوصله و وقت - زامبی ها و ترول ها را بدون فیلترینگ و با پاسخ مستدل از سیرک بیاندازم بیرون تا محیط را آلوده نکنند" را بخوانندگان محترم بیاموزم. پاسخ این زامبی آخر را می دهم:

شما ذبیح الله منصوری را از کجا می شناسی؟ از دو حال خارج نیست:
1- یا همۀ آثار و نوشته های او را خوانده ای با اشتیاق.
2- یا تاریخ نگار و پژوهشگر هستی و کارت پالودن فرهنگ و تاریخ کشور با معرفی نویسندگان پاپیولار و سطحی! است.

صد در صد بدیهی است که دومی نیستی. به این دلیل که یک اندیشمند تاریخ پژوه اینقدر چیپ نیست که پشت سیرک مجازی یک دلقک بی مقدار رختخواب پهن کند تا از تحریف تاریخ در گوشه ای بوسعت یک تریلیونوم فضای مجازی جلوگیری کند. تازه یک اندیشمند امکان ندارد بصورت فله ای نظر بدهد و همیشه نیک و بد تاریخ نگار را با هم در نظر می گیرد.

پس تو زامبی که عقلت را هم تعطیل کرده ای نوجوان و جوانی بوده ای که همۀ کتاب های شادروان منصوری را با اشتیاق بلعیده ای و حالا که در میانسالی یک کارشناسی "روش بهینۀ گل لگد کردن" گرفته ای از دانشگاهی مکاتبه ای در درقوز آبآد و برای کردیت دادن بخودت که روشنفکر شده ای؛ بمعلم عزیزت (منصوری) بی احترامی می کنی.

یک احتمال بدتر هم این است که اصولاً تو اهل کتاب و مطالعه و تاریخ نیستی و مغز تعطیل شده ات را از ارجیف محافل اولترا روشنفکری انباشته ای که مثلاً بتو بگویند چون منکر ذبیح الله منصوری است. اوووه پس چه آدم روشنفکر خفنی!

نتیجه اینکه یا کودنی و یا نمک بحرام. یا...هو

ناشناس گفت...

وزیر بهداشت روحانی اسمش سید حسن قاضی‌زاده هاشمی است.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی پهلوان. چه خوب که بکمکم آمدی. و چه دیر. دوبشک بودم در ابتدای نگارش اما اهمیت ندادم. حالا بعد از اینهمه آبروریزی! تصحیحش کردم بهمت دوستیِ یاری رسان تو نازنین. بازهم مرسی. یا...هو

ناشناس گفت...

تو خودت یک ترول هستی بین اپوزیسیون. من دبیرستان خیلی از کتابای منصوری رو خوندم توی دانشگاه متوجه شدم که خیلی از نوشته هاش تف دادن بوده و دیگر هیچ. تو هم برای بی سوادا مناسبی. وبلاگت برای باسوادترا مضحکه. اگه بی سواد باشه مخاطبت، ازت دفاع می کنه. وگرنه تحلیلای بزرگان رو به نوشته های سطحی تو ترجیح می ده.

کلنل گفت...

سلام تیمسار
تیمسار جان واقعا ممنونم ازت به خاطر دفاع تمام قد از ذبیح الله منصوری. چرندنویسی بدترین صفتی است که می توان به این مرد داد. چند نسل از مردم ایران با نوشته های منصوری عشق کردند، حالش را بردند و از روانی زیاد شصت تیر خواجه تاجدار و غزالی در بغداد را خواندند و یک ضرب خداوند الموت و سینوهه و ... را نوشیدند. ذبیح منصوری هرچه بود، اشتباه گفت، غلط نوشت، هرچه که بگویی حداقل تاریخ را خواندنی و شیرین کرد. روحت شاد ذیبح که تا آخر عمرت هم تو را محتاج پول قلمت گذاشتند. واقعا چطور دلتان می آید به ذبیح منصوری بدوبیراه بگویید؟ کدام نویسنده ای را می شناسید که تا این حد برای چند نسل کتاب نخوان و سخت خوان جذاب و خاطره انگیز باشد. گیرم منابع نوشته هایش دسته اول نبود، ساختگی و مغلوط بود. یادم باشد شاگردی کنم و اگر حرفی دارم بزنم و بروم نه اینکه با بیراهه زدن از نقد غافل شوم.

ناشناس گفت...

من راجع به راه حل شما و نظرات دوستان نظری نمیدهم اما کنجکاو شدم بدانم چگونه دکتر قاضی زاده هاشمی را تبدیل به هاشم زاده طباطبایی کردید؟ همه اطلاعات و دانش و حکمت و بصیرت شما همینقدر محکم است؟

Dalghak.Irani گفت...

پس بگو! تو یک اپوزیسیون هستی! کِی انشاءالله این رژیم واپسگرا و متحجر را برمی اندازی با... فرنود------- فرنود اسلح اش چی بود؟ یادت هست!یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس گفت...
من راجع به راه حل شما و نظرات دوستان نظری نمیدهم اما کنجکاو شدم بدانم چگونه دکتر قاضی زاده هاشمی را تبدیل به هاشم زاده طباطبایی کردید؟ همه اطلاعات و دانش و حکمت و بصیرت شما همینقدر محکم است؟
**************
این سؤال احمقانه ایست از من. باید از خودت بپرسی و تصمیم بگیری که بمانی یا بدرود. یا...هو

رومی گفت...

@ ناشناس باسواد ساعت ۲۰:۱۴ که به بیسواد‌ها گیر داده!

شما فوقش در زمینه مثلا بیولوژی یا الکترونیک یا ... در UCB, MIT یا Standford درس خوندید و الان گیریم که PostDoc رو هم انجام دادید و استاد یکی‌ از این دانشگاه‌ها هستید! این نشون میده که شما یک باسواد در زمینه خاص هستید و به خاطر اون هم حقوق کلانی می‌گیرید که نوش جونتون، چون حقتونه.

این باسواد بودن در یک زمینه، به این معنی نیست که در زمینه جامعه شناسی‌ یا تاریخ یا ... هم باسواد هستید (هرچند که بی‌ تاثیر نیست). با توجه به این جمله از شما "... تو هم برای بی‌سوادا مناسبی. وبلاگت برای باسوادترا مضحکه. اگه بی‌سواد باشه مخاطبت، ازت دفاع می کنه ...."، می‌شه سطح سواد شما رو در زمینه‌های مرتبط با علوم اجتماعی حدس زد!

دوست دار پدر عزیز و تیمسار گرامی،
رومی

ناشناس گفت...

نظر ندادنم احمقانه نیست به این دلیل محکم که شما چندبار تصریح کرده اید یک تحلیلگر سیاسی نیستید بلکه یک فعال سیاسی هستید از نوع جنگ روانی به این آدرس که شریعتمداری کیهان را ستوده اید در تسلط او به فنون جنگ روانی. سوال هم احمقانه نیست می خواستم بدانم اگر در باره داده ای که چک کردن صحت آن براحتی آب خوردن است در اینترنت اینقدر بی مبالات باشید، روی مراتب بعدی تا بصیرت که شما خود را به آن مجهز می دانید در مقولات سیاسی ایران، چگونه اینقدر محکم از خود دفاع میکنید؟
پ.ن: من کار شما را بیفایده نمی دانم اما یک متخصص جنگ روانی باید به درستی اطلاعات واقعی که قرار است با اطلاعات ساختگی بیامیزد خیلی مطمئن باشد والا راحت میبازد

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس گفت...
نظر ندادنم احمقانه نیست به این دلیل محکم که شما چندبار تصریح کرده اید یک تحلیلگر سیاسی نیستید بلکه یک فعال سیاسی هستید از نوع جنگ روانی به این آدرس که شریعتمداری کیهان را ستوده اید در تسلط او به فنون جنگ روانی. سوال هم احمقانه نیست می خواستم بدانم اگر در باره داده ای که چک کردن صحت آن براحتی آب خوردن است در اینترنت اینقدر بی مبالات باشید، روی مراتب بعدی تا بصیرت که شما خود را به آن مجهز می دانید در مقولات سیاسی ایران، چگونه اینقدر محکم از خود دفاع میکنید؟
پ.ن: من کار شما را بیفایده نمی دانم اما یک متخصص جنگ روانی باید به درستی اطلاعات واقعی که قرار است با اطلاعات ساختگی بیامیزد خیلی مطمئن باشد والا راحت میبازد
******************
این اضافه هم احمقانه است پرسش شود از من. بلکه این شمائید که بصیرت و ادعای مرا با داده های جامعه تطبیق می دهی و با دانش خودت می سنجی و به نتیجۀ حرف درستی (بصیرت!) بود یا غلط می رسی. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

اما اگر آن ناشناسی گیر کرده در نام وزیر بهداشت. اگر کامنتت را اینطور شروع می کردی:"سپاسگزارم که دلقک وقت و انرژی مصرف می کنی تا دانش و بینش مرا تقویت کنی و یادم بدهی مهارت های زندگی را" و بعد پرسشت را مطرح می کردی اینطور پاسخ می گرفتی:

من می توانستم کامنت خوانندۀ نازنینی را که اشتباه بودن نام وزیر را تذکر داد منتشر نکنم و پاسخی هم ندهم و تشکری هم نکنم. در عوض می رفتم و نام وزیر را درست می کردم در متن. در چنین حالتی نه تو می فهمیدی که چه فعل و انفعالی رخ داده و نه یک مطلب بسیار محتوایی و عمیق و سنگین و موقر را در نام وزیر چه باشد به لجن می کشیدی. اما من می خواهم همیشه بتو یاد بدهم که صداقت و شفافیت و پذیرش خطا - هر چند صد در صد بی اهمیت در موضوع نام وزیر - جزو ارکان مدرنیته و انسان فرزانه است. یا...هو

ناشناس گفت...

نمی خواهم این بحث را ادامه دهم.اما اگر به زمان ارسال کامنت من توجه کنی متوجه می شوی که من مستقل از ایشان این موضوع را فهمیدم. هر چند که ترتیب انتشار کامنت من بعد از ایشان است.
پ.ن: اول انقلاب مشهور بود که از سروش میپرسند شما کتاب کیش شخصیت بنی صدر را خوانده اید؟ جواب میدهد اول باید خودش بخواند

ناشناس گفت...

ذبیح اله "در مجموع" نویسنده خوبی بود. حرفه ای و صادق نبود. بر اساس نفع شخصی می نوشت.در متون تاریخی تحریف های با مزه می کرد ولی اینها باعث نادیده گرفتن اثر درخشانش در آشنایی مردم عامه با تاریخ نمی شود. ببینید همواره یک خلا و شکاف فهمی بین توده عادی مردم و روشنفکران وجود دارد.روشنفکران خیلی پیچیده می نویسند و کسی لازم است تا پیچیدگی های کلام آنها را برای مردم عادی روشن سازد و آن را قابل فهم سازد. آیزاک آسیموف برای مثال چنین کسی بود. فیزیکدانی که مطلب پیچیده فیزیک و ستاره شناسی را به زبان ساده و بصورت داستان می نوشت و خیلی ها را به ستاره شناسی و فیزیک علاقمند کرد. ذبیح اله هم در حوزه تاریخ اینکار را کرد. در مورد تاریخ نیز همینگونه است . تاریخ پر است از وقایع مختلف و سرگیجه آور و مبهم.خواندن آنها کار همه کس نیست. در اینجا نیاز به تحلیل گر تاریخی داریم تا برداشت خود را از تاریخ بنویسد مثل بزرگمرد کسروی. ولی باز در این مرحله هم عامه مردم قادر به فهم تاریخ نیستند. در غرب برای رفع این اشکال داستان نویسی تاریخی باب شد. یعنی تاریخ را بصورت یک فیلم سینمایی در بیاوریم و آنوقت مردم می بینند که چقدر شیرین است. همانگونه که می بینید هر فیلمی که بر اساس یک واقعه تاریخی واقعی ساخته شده باشد بسیار شیرین تر از یک داستان تخیلی و محتوای بظاهر جذاب تر است. ذبیح اله منصوری پیشرو ورود این روش به ایران بود. داستان هایی که ترجمه کرد باعث مطالعه آن دسته از مردمی شد که حال و حوصله خواندن مطالب مفید و در عین حال بسیار ضروری تاریخی را ندارند. داستان های ذبیح اله را باید با لذت خواند ولی باور نکرد! برای مثال داستان معروف سینوهه واقعیت ندارد و چنین شخصی در تاریخ مصر نبوده است و این داستان حاصل تخیلات میکا والتری بوده است.داستان های ذبیح اله از چند فیلتر عبور کرده اند که قابل اطمینان نیستند ولی خواندن آنها توصیه می شود چون راه دیگری نیست. آنها بر اساس یک نفسیر تاریخی نوشته شده اند. سسپس یک داستان نویس کلی شاخ و برگ به آنها اضافه کرده و آنرا بصورت داستان فریبنده در آورده است و بعد هم دبیح اله آنها را ترجمه کرده و باز خود نیز شاخ و برگهایی به آنها افزوده و تحویل ما داده است! هیچکدام مستند نیستند ولی آن جواهری که در این داستان ها وجود دارد و باید از آنها استفاده کرد این است که خواننده نحوه تحلیل و تفسیر تاریخی را یاد می گیرد و خودش همان روش را برای درک بهتر مسائل تاریخی و سیاسی خود استفاده می کند.این بسیار با ارزش است.ایکاش از داستان های او در کتابهای درسی بچه ها هم استفاده می شد. از این نظر ذبیح اله نمره بسیار خوبی در کارنامه خود دارد. روحش شاد و در بهشت قلعه الموت با سینوهه و دختران نار پستان مصری قرین باد!


ریگ در کفش!
بز اخفش

ناشناس گفت...

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر میبینم

شاید که نه و حتما از فهم ناقص من بوده و هست که نمی فهمم اگر مراد شما تحرک به جامعه مدنی بوده در سکون لاجرم ، چه ارتباطی با خایه های مرحوم مصدق داشت منزلت میر حسین و کروبی !

بنده حتی در شب مناظره هم از از صراحت احمدی نژاد دفاع کردم در زیر سوال بردن دهه شصت . کتک ناحق زیاد خوردم در آن دهه طلایی ، به خاطر لباسم به خاطر خنده نوجوانی ام و نه اصلا به خاطر جوانیم ! وقتی موسوی گله کرد که شما عکس ناموس مردم را به دوربین میگیرید و بقیه ماجرا . خب یاد دخترانی افتادم که به خاطر کمی شاد بودن و جلوه گری ذاتی کتک خوردند و تحقیر شدند و تحقیر شدیم .

اما موسوی در آن چندین ماه تا حصر ، عوض شد و با اشک چشم مادران و پدران داغدیده غسل شد و تغییر کرد و در دل مردم جا گرفت .

تیمسار محترم ! اگر موسوی به درست یا غلط اعتقاد داشت که تقلب شده خب شرافت به خرج داد که کوتاه نیامد . وقتی اعتقاد دارد که راهش درست است پس درست نیست که از راه درست بازگردد .
دور از جوانمردیست که با ادبیات سخیف مخاطب قرار دهیم کسی که شرفش را چراغ راه قرار داده در جمع ناشریفان .

این توصیه های راهگشا را بگذارید برای خاتمی که همه تن گوش است و گوش بفرمان .

ناشناس گفت...

یک نکنه که یادم امد و لازم است اینجا بگویم این است که ایراد بزرگی که به ذبیح اله گرفته اند این است که چرا او برای نفع شخصی می نوشت؟ اگر چه انجام کار خیرخواهانه یک ایده آل قابل احترام است ولی این مسئله قبل از آن به نظر تنگ ما ایرانیان بر می گردد! اگر ذبیح اله یک نوسنده در غرب بود با آثار خود میلیاردر شده بود.به داستان چرند هری پاتر نگاه کنید که بجز سر درد چیزی نصیب خواننده نمی کند ولی بخاطر همین تخیلات نویسنده آن میلیاردر شد. چرا یک نویسنده نباید از کار خود نفع شخصی نبرد؟چرا کتاب و تولیدات فکری اینقدر باید در ایران ارزان باشد؟ چرا نام نویسنده با باید با گرسنگی و فقر عجین باشد؟ چرا بقیه مردم نباید بعنوان یک شغل به آن نگاه کنند؟ بله خطر عوامزدگی و تحریف و سودجویی هست ولی این مشکل با تعدد نویسندگان حل خواهد شد. پس نقد نویسان چکاره اند. آنها می توانند آبروی نویسنده را بدستش بدهند تا صداقتش را حفظ کند.نقد نویسان نیز می توانند با نقد آثار دیگر نویسندگان درآمد داشته باشند . این مانند هر کالای دیگری است که در بازار عرضه و تقاضا قرار می گیرد و خود بازار کنترل خواهد کرد.نویسندگان جواهرات دنیای هنر و اجتماع هستند.اگر دولتها می دانستند که چه تاثیر عظیمی همین نویسندگان بظاهر بی اهمیت در سرنوشت اجتماع دارند تنها به دادن یک لوح تقدیر به آنان اکتفا نمی کردند.یک نویسنده می تواند سرنوشت یک اجتماع را چه در جهت مثبت و یا حتی منفی عوض کند.اگر کشوری می خواهد پیشرفت کند مسلما قدم اول آن ترویج و ارج نهادن به نویسندگی است . نویسنده باید در قدرتی که بر اثر نوشتجات او حاصل می شود سهیم باشد. کار کردن خر و خوردن یابوی دولتمردان نباشد.

بز اخفش

بز اخفش

ناشناس گفت...

احتمالش بیشتره که به جای رفع حصر، به مقام رفیع قهرمان شهید نائل بشه تا ملت مظلوم پرست و گریه ای ایران خوششان بیاید!

ناشناس گفت...

چقدر هم رانتی مذهبی ها از حصر خوششون اومده، به رفسنجانی هم پیشنهاد میدن بره ور دل حصری ها، کنار خاتمی با هم بشن 4 حصری، یه زمانی اقای جنتی یا یه فسیل دیگه ای گفت که سران فتنه استخر می روند و ما بهشون چلوکباب می دهیم در حصر ما باور نکردیم، گفتیم داره شوخی می کنه!

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس گفت...
نمی خواهم این بحث را ادامه دهم.اما اگر به زمان ارسال کامنت من توجه کنی متوجه می شوی که من مستقل از ایشان این موضوع را فهمیدم. هر چند که ترتیب انتشار کامنت من بعد از ایشان است.
پ.ن: اول انقلاب مشهور بود که از سروش میپرسند شما کتاب کیش شخصیت بنی صدر را خوانده اید؟ جواب میدهد اول باید خودش بخواند
****************
من اتفاقاً دلم می خواهد بحث را ادامه بدهم. تو باید با خودت روبرو بشوی. من اینجا پشت کیبوردم و تو پنهان در یک نقطه ای از جهان مثل من. پس اگر من بزنم توی ذوقت و نفهمی ات را عریان بتو بگویم. زمین به آسمان نمی رود و تو هم تحقیر نمی شوی. فقط کمی سرخ می شوی پشت کیبورد و دندان قروچه می روی بدون اینکه کسی بفهمد و کوچک شوی. آنوقت که کمی سپری شد وقت فردایی پس فردایی این تذکر رسوب کردۀ من توی مغزت وادارت می کند که بیندیشی و گز نکرده پاره نکنی و بفهمی که باید مغزت را پرورش بدهی اگر می خواهی سری توی سرها در بیاوری و با پررو بازی و شانتاژ و لیچار بافی کارت راه نخواهد افتاد. اصلاً همۀ توهین های شما ها نسبت بخودم را با این هدف منتشر می کنم که آینۀ دقی بشود مقابل پشمان خودتان و وقتی دوباره رجوع می کنید و می بینید شرم بکنید از حماقت تان. لابد تا حالا فکر کرده اید که یارو پیره مازوخیست فحش خوردن داره نه!؟
در این کامنت هم دروغ می گویی. ساعت و دقیقۀ کامنت های ارسالی زیر هر کامنت ثبت است و امکان جابجایی هیچ تاریخ و هیچ کامنتی برای پس و پیش کردن در اختیار من نیست. کامنت اصلاح نام وزیر ساعت04 20 رسیده و کامنت شما ساعت 18 20 یعنی 14 دقیقه بعد. مصرم که شماها را با خودتان روبرو کنم. همین. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

خانم سوچی هم لابد با زنرال های حاکم میانمار می رفته جکوزی. نمی خواستم و هنوز هم نمی خواهم پاشنۀ دهانم را ور بکشم. و دیدید که مطلقاً هم قصد بی احترامی و درشت نویسی نداشتم نسبت به این دو عزیزی که بالاخره مورد احترام تعدادی از جوانان بوده اند تا کنون. و الا چرا نمی ایستند و اعتصاب نمی کنند و از امکانات شاهانۀ هدیۀ حکومت استنکاف نمی کنند و رد نمی کنند. مگر این ها کی بودند و با چه سابقه و تحصیلات و تلاش و کوشش و خدمت و اختراع و اکتشاف و معلمی و وکیلی و قضاوت و تخصص و ... لا اله الالله. آخر چرا اینقدر ساده و گیج تشریف داریم ما.
خایۀ مصدق را هم آوردم بعنوان جایگاه این دو نفر در تاریخ سال های بعد برای هنگام ردیف کردن رهبران شکست خوردۀ یک ملت. یا...هو

ناشناس گفت...

حرف خودتان را بزنید بیخود به من رفرنس ندهید . فعلا بروید خشتک امام نتانیاهو و امام اوباما را بالا بکشید در ضمن در دوماه آینده اتفاقات مهمی در راه است. پاپ به واشنگتن میرود تا جنگ صلیبی را هماهنگ ند در لفافه عیسی مسیح و صلح. استکبار کمر به قتل جهان اسلام بسته بسیار هوشیار باشید استکبار میخواهد به چند کشور اسلامی در ماه سپتامبر خنجر بزند.پیوند نسلی و شهروندی بسیار مبارک افغانستان و ایران یعنی خراسان بزرگ بدست امام خامنه ای را پارسال عنوان کره بودم پیوند بسیار مبارکیست در جهت اتحاد دو قوم پارت و پارس. امواج بازگشت پر قدرت پرشیا همه را به تکاپو انداخته و نمیتوانند جلوی موج یک نیشن را بگیرند ایران همیشه امپراطوری بوده به جز ۱۵۰ سال نکبت قبلی.هوشیار و با استقامت و هوشیارانه باید جایگاه را باز پس گرفت. تا یک دهه آینده تولیدات صنعتی و فرهنگی ایران دنیا را به تسخیر خود در می آورد. و دوباره وقت بالیدن ما می باشد.
حزب الله

مانی گفت...

حزب اله اگر برای خودت سایت و وبلاگ داری آدرسش را اینجا بگذار که هرروز سر بزنم.اینجا مینویسی همه عصبانی میشوند الا من یکی که از آ اول تا ی آخر با لبخند و گاه قهقهه میخوانم.

ناشناس گفت...

مطلبی دیدم از سایت تقاطع که بانو مهناز افشار گرامی آنرا به فراخور شرایط اخیرش بازنشر داده بود لینکش را اینجا میگذارم.
http://taghato.net/article/12343

عزیزان من شما کی میخواهید آدم بشید و به دلقک عزیز ولی نعمتتان دهن کجی نکنید .دلقک مهربان که رایگان شما را پله پله بالا میبرد و جام جام کوه تجربه را اافشره کرده در حلقومتان میریزد از دستانش خوراک سرگرمی میخورید و کرم اسکاریس میرینید بر سر سفره سیرک .دلفک این مفلوکان را به خود واگذار خر چه داند فیمت نقل و نبات بروند سایت کلمه و مجاهدین بخوانند تا مجتبی واحدی شاهشان شوند تازه این خوبه شان هست .حیا کنید و بدرشتی با دلقک سخن مگویید . دیوار کوتاه نیست بعضیهایتان هاپو در روح دارید هشدار میدم هاپو را قلاده بزنید قبل از اینکه پوزه بند بدهم خدمتتان .

با تشکر از دلقک سپید موی عارف مدرن و رومی مهربان و مودب پسر همیشه موقر و لقمان سیرک
بهداد

ناشناس گفت...


در این کامنت هم دروغ می گویی. ساعت و دقیقۀ کامنت های ارسالی زیر هر کامنت ثبت است و امکان جابجایی هیچ تاریخ و هیچ کامنتی برای پس و پیش کردن در اختیار من نیست. کامنت اصلاح نام وزیر ساعت04 20 رسیده و کامنت شما ساعت 18 20 یعنی 14 دقیقه بعد. مصرم که شماها را با خودتان روبرو کنم. همین. یا...هو
***************

پ.ن: با کمک گرفتن از دیالوگ شیخ حسن جوری خطاب به قاضی شارع در سریال سربداران: نیاموختی!

ناشناس گفت...

با تشكر از لينك بهداد، بايد گفت از مملكتى كه دروغ و تقلب و لمپنيزم از بالا تا پايين نهادينه شده انتظار بيشتر نبايد داشت، واقعا كه انسانهاى فهميده و متين كه قدرت تفكر و ابراز نظرشان را حتى در مخالفت با ديگران با كلام منطقى دارند ، در اقليت قرار گرفته اند بعد از اين ٣٧ سال كثافتكارى.
ارادت، افشين قديم

ناشناس گفت...

شان دلقک اینه که توی هفته نامه نه دی رسایی مطلب بنویسه. ذبیح الله منصوری عوامانه بود اما نوکر صفت نبود.

ناشناس گفت...

صدام یک سعید الصحاف داشت که همه واقعیتها را معکوس گزارش می کرد. پایگاه های مقاومت بسیج و خزب الله هم همون نقش رو بازی می کنن.

ناشناس گفت...

شان دلقک اینه که توی هفته نامه نه دی رسایی مطلب بنویسه. ذبیح الله منصوری عوامانه بود اما نوکر صفت نبود

از کسیکه این کامنت را گذاشته درخواست میکنم یکماه دیگر انرا مرور کند هیچ مجازاتی بالاتر از شرمساری در پیشگاه خویش نیست
با تشکر بهداد و با امتنان از افشین قدیم محبوب

ویلیام گفت...

33 سال پیش در چنین روزی ( 20 مرداد 1361 )

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی: در این مقطع حساس زمانی هر جا که ظالم ، استثمارگر و سرمایه دار بی رحمی وجود داشته باشد ، همه این ها علیه جمهوری اسلامی متحد شده اند .

آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس که در راس یک هیئت عالیرتبه از کشورمان جهت بازدید هفت روزه وارد دهلی نو شد در فرودگاه دهلی مورد استقبال مقامات هند قرار گرفت .

مسلمانان هندی شیفته انقلاب اسلامی و امام خمینی که علیرغم باران شدیدی که از شب گذشته می بارد با اتوبوس از روستاها و شهرهای دور و نزدیک جهت استقبال از آیت الله هاشمی رفسنجانی(نماینده امام در شورای عالی دفاع) به فرودگاه دهلی نو آمده و ساعت ها در بیرون فرودگاه در زیر باران منتظر نشسته بودند به همراه دانشجویان مسلمان ایرانی به محض ورود هاشمی شعارهای الله اکبر ، خمینی رهبر ، مرگ بر آمریکا و مرگ بر صدام سر داده و ابراز احساسات کردند.

هاشمی رفسنجانی در جمع اتحادیه انجمن های اسلامی هند نیز حضور یافت و طی سخنانی اظهار داشت : این برای اولین بار بعد از پیامبر اکرم (ص) است که کشوری پیدا شده که تصمیم گرفته تمام قوانین فرهنگی ، اقتصادی و روابط داخلی و خارجی خود را بر مبنای دستورات اسلامی پیاده و اجرا کند و امروز برای چنین هدف بزرگی نیروهای عظیم و انسان های معتقد و مومن تلاش می کنند تا تجربه انقلاب اسلامی را برای ملت های تشنه و مایوس از امپریالیسم و کمونیسم عرضه کنند .

وی ادامه داد : ایران انقلابی ترین چهره انقلاب های جهان است و امروز نهضت های انقلابی دنیا از همه مایوسند و چشم به ایران انقلابی دوخته اند و اکنون جوانان مسلمان و انقلابی طرفدار جمهوری اسلامی ایران در همه جا سر افراز و آبرومند هستند و حرکاتی رو به رشد در دنیا طی می کنند و در این مقطع حساس زمانی هر جا که ظالم ، استثمارگر و سرمایه دار بی رحمی وجود داشته باشد ، همه این ها علیه جمهوری اسلامی ایران متحد شده اند .

هاشمی رفسنجانی سپس به دانشجویان مسلمان و هواداران جمهوری اسلامی ایران بشارت داد که در آینده نزدیک ایران کشوری آباد ، آزاد ، مستقل ، خود کفا و پیشرو و دارای اعتبار جهانی و مرکزی برای حرکت های انقلابی دنیا خواهد شد .

ناشناس گفت...

دلقک جان از یمن هم گزارش بنویس. آغا فاجعه بار شکست خورده. اینجوری عربستان پیشروی کنه شش ماه دیگه تهران می رسه! نشد یک کار خامنه ای بکنه توش گند نزنه. ایران کشور آقایی بود ببین به چه روز انداختنش.

گراند دوک گفت...

میرحسین موسوی ، علاوه بر آنکه دهه شصت را یک دهه طلایی در تاریخ
معاصر ایران می نامد ، خودش نیز یک مدیر بسیار عالی رتبه در دهه
شصت بود و با قاطعیت از سیاست های سوسیالیستی دفاع می کرد.

و هنوز هم دفاع می کند و مدیریت دهه شصت را هنوز هم طلایی می داند
و خودش هم در مدیریت آن رویدادها نقش کلیدی داشت.

میر حسین موسوی پای منبر آیت الله صانعی نشستن و رجوع مکرر به فتاوای
او را ، رویه همیشگی خود می خواند و هنوز هم به آن تاکید دارد.

بعد طرفداران موسوی ، می آیند و می گویند "قالیباف" فلان است و بهمان است.
یا اینکه می گویند : روحانی و ظریف فلان هستند و بهمان . . . . .

افرادی مثل روحانی و ظریف و قالیباف ، هزاران مرتبه باهوش تر و عاقل تر
از افرادی مثل موسوی بوده و هستند .


Dalghak.Irani گفت...

گراندوک!
کامنت شما بی ربط و مقابله جویانه وآزار دهنده برای هواداران میرحسین موسوی است و تحریک کننده. من مطلقاً قصد ایجاد تقابل و ایذاء سبزهای عزیز را نداشتم و فقط می خواستم رکود بی جهت و زیانبار حاکم بر صحنه را غلغلک بدهم. و اگر حرفی راجع به شخصیت این دو آقایان زده ام بیشتر در مقابل کج فهمی برخی از خوانندگان بود و نه اثبات بد و خوب بودن خط مشی فکری کسی به دیگری. کما اینکه ثقل انتقادم بسمت کروبی است و ثقل پیشنهادم (گم شدن کلید فتنه بین کوچۀ اختر تا کاخ مرمر) متوجه مهندس موسوی. چون می دانم که تصمیم مهندس موسوی ارجحیت و مقبولیت دارد به موضع گیری کروبی. من خودم در انتخابات 88 هوادار کروبی بودم و دو ماه تمام عرقریزان برایش تبلیغ و تبیین نوشته ام. اما در اینکه میرحسین موسوی شخصیتی بسیار نجیب تر دارد نسبت به مهدی کروبی شکی ندارم. که البته بنظرم بیشتر ناشی از تربیت وقیح آخوندی - بمعنای عام - در نزد کروبی دارد. از روز اولی که ماجرای حصر پیش آمد کلیۀ اعتراضات و ننه من غریبم بازی ها بیشتر از اینکه متوجه خود حصر باشد حول و حوش امکانات در نظر گرفته شده برای کروبی شکل گرفت. یک روز گفتند خانه پنت هاوس نیست. روز دیگر گفتند آپارتمان حصر اندازۀ حیاط خلوت شهرام جزایری بستنی فروش نیست. بار سوم گفتند محل حصر حاج آقا باغ گیلاس ندارد. بار چهارم تبلیغ کردند که حاج خانم براحتی دسترسی به حاج آقا را ندارد. و هر بار هم با استفاده از مجموعۀ سیاسی پسران و خانوادۀ کروبی در داخل و خارج این ظلم عظیم - با امکانات معمولی زندگی کن - به کروبی را بجای امر سیاسی (حصر رهبران جنبش) نشاندند و هنوز ادامه دارد. در حالیکه این خبرها در مورد موسوی نبود و او در همان کوجۀ اختر معروف مانده و مانده و خانواده اش - دو دخترش - هم اینقدر سیاسی و هوچی نیستند. تازه من حرفی با پروپاگاندای - حاج آقای مظلوم از جهت استخر و آب جکوزی یک درجه سرد بود و ییلاقی که رفتیم باغ سیب کافی نداشت و ... - کروبی ندارم. حرف من این است که اگر همه با هم ساختید و دارید حالش را می برید حد اقل وجودش را داشته باشید و این بختک فتنه را هم از دست رییس بزرگ بگیرید. و الا خیانت کرده اید و تاریخ از شما شکست خوردگان خائن یاد خواهد کرد در نهایت. اینکه موسوی فقیر نواز سیستماتیک بود در تقابل! با فقیر نوازی هیئتی و لیفه ای احمدی نژاد. یا در دهۀ شصت چه شده است و موسوی چه گفته است و بعد از پاگیری جنبش سبز چه تغییری کرده است مطلقاً مورد بحث من نیست. البته که نظرات روشنی دارم راجع به همۀ این وقایع اما الان دیگر بی فایده است نبش قبر کردن. و من فقط برای منافع ملت و رو به آینده می نویسم و نوشته ام از جمله در این پست و نه برای خوش آیند این گروه و آن دسته و این هوادار و ان سیاستمدار. یا...هو

ناشناس گفت...

ها شمی رفسنجانی سپس به دانشجویان مسلمان و هواداران جمهوری اسلامی ایران بشارت داد که در آینده نزدیک ایران کشوری آباد ، آزاد ، مستقل ، خود کفا و پیشرو و دارای اعتبار جهانی و مرکزی برای حرکت های انقلابی دنیا خواهد شد .....بعد از سی و سه سال معلوم است ایشان بیسواد تشریف داشته و شعار می داده اند.چون کششور اباد که نیست.ازاد که نیست. مستقل که نیست(وابسته به روسیه و چین). خود کفا هم که نیست(بزرگترین مانور خودکفایی را روی کشاورزی گذاشتند و انرا کاملا نابود کردند) پیشرو که نیست(در چه چیز پیشرو است؟) اعتبار جهانی؟ پاسپورت ایرانی اعتبار دارد؟ یا حکومت ملا ها اعتبارش زیاد هست؟ و مر کزی برای کثافتکا ریهای انقلابی دنیا!. این اخری را خوب امده بود. و الحق و الاانصاف تنها دست اورد شگرفش این اخری بود. این دروغ نبود.

۲۰ مرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.، ساعت ۱۴:۲۷

Dalghak.Irani گفت...

در ضمن فراموش کردم که اعتراف کنم محتمل من تحت تأثیر ناخوداگاهم در مورد حساسیت به ادبیات پسران کروبی - بویژه محمدحسین در خارج - نسبت به پدرشان هم بوده ام. یکبار هم همین انتقاد را در پستی در گذشته نسبت به محسن هاشمی نوشتم و خوشبختانه او گوش کرد و ادبیاتش را اصلاح کرد. فرزندان کروبی موقع حرف زدن از مهدی پدرشان چنان پدر پدر می کنند که مرا یاد daddy گویان لوس بچه متجدد های ظاهرساز ایرانی می کند. در حالیکه ادبیات ملی ترکیب آقاجون - ننه جون را تازه به بابا مامان ارتقاء داده است خیلی زور دارد که بچه آخوندی از الفاظ mom dad استفاده کند در معرفی پدر و مادرش. ضمن اینکه ادبیات مذهبی بیشتر واژۀ حاج آقا را رسمی می داند در نامیدن روحانیان پدر. بخواهی نخواهی این قبیل لوس بازی ها و قمیش آمدن ها راجع به دایناسورهای ته تاریخ مانده مخرب است و پس می زند جوان بیکار و نا امید و چشم براه فتنه! را. و این ریشخند کردن یک ملت است آقای کروبی عزیز. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان چون این تحلیل آخری رو نوشتی در مورد موسوی این کامنت رو می نویسم: درک شما از برنده و بازنده تاریخ رو درست نمی دونم. حسین پیروز تاریخ هست نه حسن و نه یزید. چون بعد از این همه سال این همه هوادار پروپاقرص داره. عیسی مسیح هم به صلیب کشیده شد اما یکی از بزرگترین برنده های تاریخ هست. چون بعد از دو هزار سال دو میلیارد نفر پیرو داره. اما پیلاتوسی که او را کشت کجای کار است؟ در مورد موسوی هم ایراد ندارد هرچه می خواهی بنویس و بنویسید و بنویسند. اما او مدتها بعد از این که خامنه ای مثل یزید به زباله دان تاریخ رفت به نیکی از او یاد خواهد شد و یکی از پدران بنیانگذار دمکراسی در ایران خوانده خواهد شد. حتی من فکر می کنم حداکثر تا چند سال بعد خامنه ای در مقابل او تسلیم می شود.

ناشناس گفت...

نمی خواستم رای بدهم در خرداد 88 . اما به یک دلیل دادم . رای را میگویم !
عبدی می گفت گذشته از همه مشکلاتی که کشور را در کام خود کشیده بحران هسته ای مهمترین است و اگر حل نشود همه چیز را نابود میکند . کروبی اگر بتواند با رای بالا انتخاب شود پتانسیل چانه زنی با راس هرم را دارد و با پشتوانه رای بالا میتواند حاکمیت را مجاب به ترک مخاصمه کند . راست میگفت ؛ او ظرفیت بر سر حرف خود ایستادن را داشت و اما نشد که نشد .

به همین یک دلیل و البته وجود زیدابادی دردانه هم در کمپین حمایت از کروبی مزید بر علت بود .
اما چرا گیج تشریف داریم ! خب من به قربان ستاره های شانه ات . بس که گیجمان کردید . با اسمهای عجیب و غریب ما را سوار بر چرخ و فلک ذهن پر از تناقض خود میکنید و با دور تند میچرخانید و میایستید و بک لگد به ما تحت که راه را درست برو . درست فکر کن . درست انتخاب کن . گوش کن ببین چه میگویم تو خیلی گیجی ! خیلی احمقی !

یکی میگوید من لیبرال دموکرات راست هستم و به تو یک علف مرد گنده میگویم که احمدی نژاد فرزند جمهور مردم است و تمام این دزدیها توسط نفوذیهای اشراف سالاران مذهبیست برای خراب کردن او و اصلا این او بود که پرونده اتمی را با سماجت برد به شورای امنیت تا رابطه با آمریکا با فشار شورای امنیت برقرار شود . شما میگویید ... چی ؟ اصلا شما چه میگویید !

بیایند توبه کنند . درست میشود ؟ به قانون ظروف مرتبطه اعتقاد دارید ؟ سطح فهم حکومت کننده با حکومت شونده چقدر میتواند متفاوت باشد ؟ خب اگر من گیجم ، کروبی کمی از من کمتر گیج است . موسوی کمتر از کروبی . و شما احتمالا از همه ما کمتر . در نهایت همه با هم گیج میزنیم . به نظر من کار درست این است که به این گیجی دامن نزنیم . همین .

Dalghak.Irani گفت...

شیعه یک فرقۀ کمتر از 200 میلیون نفری است. پیروزی حسین.
سنی یک مذهب است با 1،200000000 پیرو. شکست امویان (به سر سلگی معاویه و یزید)
هر چیزی را می شود پیروزی نام نهاد حتی قطعنامۀ 598 و برجام اخیر وین را. اما تاریخ را که نمی توان از نو نوشت. یا...هو

ناشناس گفت...

واقعا به دليل تند سخن گفتن شما نمي خواستم كامنت بگذارم و منتظر بودم يكي از دوستان نظر مرا بگويد ولي خب كسي نگفت
شكست و پيروزي را در بازه ٦ساله نمي توان تعيين كرد ولي اثرات يك جنبش را مي توان در همين بازه مورد بررسي قرار داد مهمترين اث،انتخابات ٩٢بود همان موقع كه خامنه اي ملتمسانه گفت من در راي ها دست نمي برم ودر خلوت خود را بي بصيرت ترين ايراني يافت
عمل قاضي زاده هاشمي در واقع التماس ابرو و اعتبار از كروبي است. روحاني و يارانش كه قاضي زاده وزير ابر ميليادر و البته پوپولوسيت هم جزيي از اين ياران هستند ملتمسانه به گدايي اعتبار از بدنه جنبش سبز افتاده اند و حال كه خيالشان از توافق هسته اي آسوده است،دوست دارند كه بدنه راديكالتر و ارمانخواه تر جنبش سبز هم با انان راه بيايد كه هنوز حصر را بر نداشته اند !!!ميگوييد كروبي نبايد اجازه مي داد عمل شود واقعا گويا فكر مي كني ايشان در سويد زندان مي باشند كه انتخاب با خودشان باشد!كروبي حق هواخوري ندارد به علت كمبود آفتاب نرمي استخوان و درد كمر دارد و .....
واقعا من از شما به عنوان خارج نشين انتظار دارم تشريف بياوريد يك روز جاي او و مير حسين و رهنورد بعد هم
يكي مثل خودتان در كنار رودخانه تيمز همه تقصيرها را گردن شما بياندازد و بگويد براي خاموش نمودن اتش فتنه از خامنه اي كه بدون محاكمه شما را زنداني كرده پوزش بخواهيد !! واقعا نمي فهمم و البته گاه شك مي كنم كه شمامامور اقا در كنار رودخانه تيمز باشيد با حرفهاي بي ربطي مثل اين !!!
در هر صورت وجود پسر كروبي بسيار غنيمت است و اتفاقا يكي از بهترين راه هاي رسيدن به خواسته ها همين هوچي گري است كه البته به مذاق دوستان حكومت خوش نمي ايد و اگر مي بينيد دختران مير حسين عليرغم ظلمي كه به انها رفته است خاموشند تقصير از انهاست و البته بسيار تحت فشارند كما اينكه شوهر يكي از ايشان با وجود فرزند ٤ساله از دختر ميرحسين جداشده است .
در نتيجه اميد ما به ازادي بدون قيد و شرط اين سه نفر است و هر چه شما و امثال شما كه البته بيشترتان هم در خارج نشسته ايد و انتظار انقلاب از ما و مصادره انقلاب از شما !!!! را داريد به اين سه عزيز توهين كنيد و سابقه شان را در چشممان فرو كنيد (لابد سابقه خودتان عاليست و البته كيست كه نداند يا مجاهد خلقيد يا مامور سابق وزارت اطلاعات يا ساواك يا .....)اين سه نفر اميد تغيير ما. به سوي مردمسالاري و خاري در چشمان حكومتي هستند كه رايمان را دزديد
پري سا

ناشناس گفت...

دلقک جان مغلطه نکن حسین خیلی پرطرفدارتر و ماندگارتر و تاثیرگذارتر از یزید هست. حسین رو با اهل سنت مقایسه کردی تا اشتباهت رو بپوشونی اما امکان نداره. حقیقت رو نمی شه مخفی کرد.

Dalghak.Irani گفت...

بخش اول حرفت قابل تحمل - و نه تأمل - بود اما بقیه اش دیگر پرت و پلا و ننه من غریبم است و تلاش مذبوحانه. من نه نخست وزیر امام بودم. نه رییس مجلس امام. نه سر پیاز بودم و نه ته پیاز و نه با شهرام جزایری فالوده خوردم و نه از مزایای بی حد و حصر یک کشور غنی تغذیه کرده ام و فعلاً هم جیره خوار دولت فخیمه و دیوید کامرونی هستم که هر روز تهدیدم می کند که گورتان را گم کنید یک مشت گدا و دریوزه بنام پناهنده و حقوق بشر. بنابراین چرا باید جای آنانی باشم که اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست بدست هم نمی دادند یکی شان حداکثر الان معلم سرخانۀ بچه ام بود و دیگری منتظر پاکت یکهزارتومانی روضه خوانی در منزلم در دهۀ محرم. مهدی کروبی رأساً قاضی زادۀ هاشمی را برگزیده و اگر فرزند سخنگویش حاضر باشد که همین ادعای شما را اعلام کند که وزیر به پدرش تحمیل شده است. همۀ حرف هایم را پس می گیرم. یا...هو

ناشناس گفت...

برای تیمسار احترام ریادی قائل هستم و خیلی نکات ازش یاد گرفتم. اما بداند که کوچکتر از آنست که بتواند احترام میرحسین را از دل مردم بزداید. چنگ زدن بر چهره خورشید خودش را بی اعتبار می کند، نتیجه دیگری ندارد. اگر داشت نه دی نشریه پرفروشی می بود.

Dalghak.Irani گفت...

نه دی یک هرزنامه نویس ایدئولوژیک تحجر است و چه ارتباطی دارد با نوشته های فاخر و همه با آدرس و مستند و مدرن و رو به هدف سکولاریسم در وطن من. آفتاب مهتابی در کار نیست؛ سیاستمدار در هرحالت برقدرت یا در قدرت عملۀ زیر دست مردم است و لا غیر. باید تنبانش را سرش کشید هنگام اشتباهات. و من عملۀ یک ملت زندگی باخته ام. یا...هو

آرش گفت...

پاسخ به پری سا

شما و میرحسین حق ندارید این طور فکر کنید که تمام آرای سال 88 مال شما بوده . اگر ما (طرفداران هاشمی و روحانی و کارگزاران) کاندیدای مجزایی از بین خودمان مثلا جناب روحانی را روانه انتخابات می کردیم یقینا دو سوم آرای موسوی در سبد آرای ما ریخته می شد و موسوی حدود یک سوم آن رای را نیز نمی گرفت.

بزرگواری و شخصیت را ما نشان دادیم ، که در خرداد 88 کاندیدایی معرفی نکردیم و حاضر شدیم سبد آرای مان به موسوی داده شود. هاشمی رفسنجانی و روحانی و ناطق نوری پیروز تاریخ هستند چون بزرگوارانه از معرفی کاندیدا خودداری کردند و اجازه دادند که آرایشان به سبد میرحسین ریخته شود.

خانم پری سا لطفا موضوع را برعکس نکنید.

ناشناس گفت...

راستی دلقک جان یک تشکر بهت بدهکارم. کامنت ساعت ۲۱:۰۳ من منتشر نشد و من شک کردم که نکنه اسپم شدن کامنتها حداقل بعضی وقتها مصلحتی هست. اما خوشبختانه ظاهر شد و شک من برطرف شد. پس ممنون

هوادار میرحسین

آرش گفت...

در ضمن خانم پری سا ، ما احتیاجی به التماس آبرو و اعتبار از شماها نداریم و ملتمسانه گدایی نخواهیم کرد. این ما بودیم که در خرداد 88 رای مان را به شماها دادیم و اگر برای خودمان کاندیدای مجزایی مثل روانه انتخابات خرداد 88 می کردیم ، اساسا کاندیدای شما اعتبار و آبرویی کسب نمی کرد.

خانم پری سا در تمام کامنت هایتان حقایق را وارونه جلوه می دهید.

ناشناس گفت...

یک نکته دیگه رو هم اضافه کنم. میرحسین درسته در رسیدن به قدرت شکست خورد (فعلا) اما در محبوبیت مردمی پیروز شد. خامنه ای از این بابت خیلی زیاد به میرحسین حسادت می کنه چون محبوبیت اونو نداره. هرچقدر زور زد و پول خرج کرد که خودشو جابی حق بنشونه میرحسین رو جای باطل فایده نداشت و نخواهد داشت.

هوادار میرحسین

ناشناس گفت...

البته این میر حسین شما هم خیلی مالی نیست.کامنت اخر دلقک را پسندیدم.حرف حساب بود.میر حسین را به شخصه همیشه تا حدودی دوست داشتم. همان فروتنی و نجا بتش را. اما وقتی یادم می اید که نخست وزیر چه کسی بوده.و در دهه شصت چشمش را بر چه جنا یاتی بسته. از او بدم می اید. بر عکس منتظری را همیشه ستوده ام.از همان اول انقلاب نظر مساعدی به او داشتم.حالا هم دارم. اما باز وقتی یادم می اید که او متا سفانه ولایت وقیح را علم کرده. و بدتر از ان اینکه در اخرین مصاحبه مدعی شده که بدون کسب اجازه از خمینی ولایت را سامان داده اند. از ارز شها یش برایم کم می شود.اما با تمام این احوال او این مر دانگی و شهامت را داشت که یک تنه به نبرد با خمینی بر خیزد و بر او نهیب زند.در شرایطی که دیگران همین کروب و موسوی عا فیت طلب بودند و زیر پای او را خالی می کردند.

ناشناس گفت...

معذرت میخوام ربطی به این نوشته نداره اما شما که این همه خندوانه را کوبیدید بد نیست این قسمت را ببینید (بچه های سندرم دان و خانم دکتر عباسزاده)
https://www.youtube.com/watch?v=AL90J2EcjLs

آرش گفت...

طرفداران مهندس موسوی فراموش کرده اند که موسوی با رای ما (حامیان هاشمی و روحانی و کارگزاران) ، موسوی شد.

اگر ما خودمان در خرداد 88 کاندیدای مجزای خودمان را معرفی می کردیم، موسوی 4 تا 5 میلیون رای بیشتر نداشت. بنابراین پیروز واقعی ما هستیم که در خرداد 88 تا حد ممکن سکوت کردیم و آرایمان را به نفع موسوی به صندوق ریختیم.

ناشناس گفت...

یک طرفدار سابق میرحسین :
اوایل طرفدار میر بودم و در تمام راهپیمایی های آن زمان شرکت کردم چه آنهایی که آرام بود و آخرش به میدان آزادی و اندکی درگیری انجامید و چه آنهایی که از ابتدا با خشونت شروع شد و...
اکنون با گذشت آن سالها و دور شدن از ـم فضا و نگاه کردن از بیرون به قضایا ، این را فهمیدم که میرحسین موسوی زمانی که در جلوی مسجد ... در خیابان آزدای جلوی مردم را گرفت (چون از طرف فرمانده های سپاه به او اخطار داده بودند که خط قرمز ما خیایانِ فلسطین است اگر مردم به این خیابان وارد شوند دستور آتش خواهیم داد) و نگذاشت مردم انقلابشان را کامل کنند رسماً به جنبش مردم خیانت کرد . مردم به خاطر مخالفت با خامنه ای به خیابان می آمدند و نمی خواستند نماینده ی او رئیس جمهور شود و خود میر حسین هم چند بار تکرار کرد که من پیرو مردم هستم و پشتِ سَرِ آنها حرکت می کنم . ولی آن جایی که مردم می خواستند به کاخ مرمر بروند جلوی آنها را گرفت . میر و شیخ هر دو در بازی ای که از قبل برنامه ریزی شده بود بازی کردند و با دستور از بالا عمل می کردند و می کنند . باید وقتی حاکمان این مملکت را تحلیل می کنیم همیشه یادمان باشد که آیت الله های ختنه نکرده در این مملکت فتوا می داده اند و حالا نیازی به وجود آنها نیست چون نسخه های ختنه نکرده هایشان موجود هستند .

ناشناس گفت...

دلقک طرفدار مخفی مشایی و احمدی نژاد شما در یک پست روحانی رو کوبیدی که چرا در مقابل خشکه مقدس ها و فسیل های قم کوتاه میاد و میذاره تا جلو بیان. بعد به صورت متناقضی میای و درست در زمانی که خود صاحبش عقب نشینی کرده و به غلط کردن افتاده در پست های اخیرت تقاضای عفو ملوکانه و بعد توبه می کنی یعنی با دست خودت کسی که بعد از سالها زجر دادن مردم عقب نشینی کرده رو دوباره میکشی جلو. واقعا باید به این وقت شناسی و فرصت شناسی سیاسی آفرین گفت.

تو که اینقدر طرفدار عرفی گرایی و سکولاریسم و مدرنیسم هستی و دم از آموزش مردم میزنی و مدام به رخ میکشی که من دارم شما رو اون هم به رایگان آموزش مدرنیسم و تفکر میدم چرا به جای پرداختن به تحولات بسیار آموزنده و درخشان این روزهای عراق و حرکت بسیار مدرن مردم عراق و شعارهای تاریخی شان در میدان تحریر در دفاع از سکولاریسم و جدایی دین از سیاست که در تاریخ ملت های عرب خاورمیانه به ندرت اتفاق افتاده، شروع کردی ایده های درخشان زبون و ذلیل و تسلیم خواهانه ات رو مطرح میکنی؟ تو که برای دکمه سردست ظریف و بخشنامه بایگانی شده شهرداری قالیباف، داستان ها و شاخ و برگ ها درست میکنی چطور چنین کلاس درس آموزنده و کمیابی رو زیرسبیلی رد می کنی؟ نکنه علتش اینه که این اتفاقات با روحیه سازشکارانه و تسلیم خواهانه ات انطباق نداره؟ تیمسار سازشکار ندیده بودیم که اونم دیدیم! تیمسار باید مبارز باشه. تو اسم تیمسار و ارتشی رو هم خراب کردی.

Dalghak.Irani گفت...

1- برخی از کامنت ها محتوای اسپم داره اما شکلش سالم است و اگر واکنش نشان نمی دهم بخاطر بی ارزش بودن شان است. مثل کامنت های مشابه آرش که حدس می زنم همان عسکر خودمان باشد که نام عوض کرده.

2- راجع به کسی نبودن و نالایق بودن موسوی و کروبی اگر هویی نوشتم جواب هایی بود که از ترهات بیفکر پری سا بلند می شد و فردا که مجدداً با ابزار همین سیاستمدران در دسترس اعم از موسوی و کروبی و روحانی و هاشمی و خاتمی و ... شروع کردم با تأیید یا تکذیب استفاده کردن کسی نیاید مدعی تناقض بشود. چون فعلاً دهۀ 90 است و همین همه نالایقان روزهای انقلاب و پخته شدگان نسبی برخی در کورۀ حوادث سی ساله تنها ابزار بازی هستند با قبض و بسط بهنگام جهت پیش بردن سیاست به یک گام عقلانی تر. اما بگذارید نظرم را راجع بهمۀ انقلابیون شفاف کنم که از نظر من انقلاب ایران فقط یک بازنده و یک برنده داشت و شاه با اشتباهاتش و خمینی با درایت و کاریزمای مذهبی اش تنها عناصر تأثیر گذار مطلق بودند و انقلاب ایران هیچ ربطی به این روحانی وآن روشنفکر و سومی چریک نداشت و بغیر از شخص خمینی همه دیگران که دیروز و امروز ادعای مبارزه و از این ترهات می کنند همه آویزان بودند و کسی نقشی نداشت چون لیاقتی هم نداشتند. لذا هر آنکس که بعد از انقلاب در دهۀ اول پست و مقام گرفته رانتی خمینی بوده بدون کمترین توجهی به لیاقت و توانایی مدیریتش. این موضوع در مورد روحانیان با تصاعد هندسی مضاعف بود و همۀ روحانیان رسوخ کرده به دیوان ادارۀ کشور یک مشت بیکاره و بی عرضه از جنبۀ مدیریت کشور نبودند. بنابراین موسوی و کروبی هم در این متن است که نالایق و رانتخوار انقلاب و رؤسای تصادفی کشور بودند و شدند.

راجع به مسایل عراق و این قبیل حرف ها هم موضوع مهمی اتفاق نیفتاده و بدیهی است که من مطمئن بودم که داعش خیلی از مناسبات و نگرش ها را عوض خواهد کرد و پیام آور وحشتناک و مشمئز کنندۀ بازگشت مبارک به سکولاریسم و عرفی گرایی در منطقه است. خامنه ای ضعیف شده اما او شکست نخواهد خورد و قطعاً اگر فضای فتنه شکسته نشود ملت ما ضرر خواهد کرد و نخواهد توانست از مناسبات جدید سریع بهره برداری و تنفس خودش را راحت تر کند. این خط و این نشان. و این فضا قطعاً با عقب نشینی خامنه ای شکسته نخواهد شد. به این امید نباشیم. یا...هو

ناشناس گفت...

این رو اضافه کنم هر جور حساب کنین موسوی چند برابر خامنه ای محبوبیت داشت و داره و خواهد داشت. از قضا سپاه هم دوست داره محبویت موسوی رو کم جلوه بده تا ارباب چلاق خامنه ای رو اثبات کنه. در این مورد مثل یمن و غیره نتیجه براشون افتضاح می شه.
هوادار میرحسین

ناشناس گفت...

به قول معروف ما با داشته ها كار مي كنيم داشته ما حكومت فعلي است بدون اپوزيسيون جدي خارجي يا دروني !!!
كروبي بايد روضه خوانتان مي شد قبول !!!لابد فكر مي كنيد زيد ابادي نفهميده كروبي بايد روضه خوانشان مي شد و بيخود از او حمايت كرده !
موسوي به صورت رانتي نخست وزير شده ان هم قبول
ولي ما با عمل اين دو بزرگوار در انتخابات ٨٨روبروييم كه شايسته ي تقدير است كما اينكه عمل منتظري در مقاومت در برابر خامنه اي و خميني قابل تقدير است بدون نظر به نظريه ي منحوس ولايت فقيه اش !!!!
شما خودتان چه كرده ايد در برابر عمل اين دو ؟؟؟؟وبلاگتان البته باز ستودني است ولي جمهوري اسلامي وبلاگ شما را به هيچ هم حساب نمي كند
نوشتن توبه نامه از سوي اين دو نفر خامنه اي را در مجازات اين دو جري تر مي سازد و البته جامعه ي مدني را كه در روز جشن هسته اي جاي خالي اين دو را فرياد مي زدند سر خورده
مهم اين است كه اگر هم اينها مهره سوخته شده باشند اميد مقاومت مردم ايران و نشانه ي اميد انان به روزهاي بهتر هستند و البته با داد و هوار امثال شما و روزنامه كيهان و رسالت و نه دي هيچ خشي بر جاودانگي انان پديد نخواهد امد
حالا تا مي تواني فرياد بزن !باز در جشني ديگر مردم اين دو نفر را ياد خواهند كرد
پري سا
پيوست :در ليچار بار كردن ازاد هستيد

Dalghak.Irani گفت...

پری سا
اول که کامنتت را دیدم خوشحال شدم که چه خوب بالاخره یکی پیدا شد پراگماتیک که مخالف نظر من است و می خواهد استدلال کند که پیشنهاد مرا وارد نمی داند به این دلیل و آن علت و ثابت می کند که یا ادعای من در مورد قفل فتنه غلط است و یا قفل جامه را قبول دارد و ثابت می کند که با همین روش 5 سال گذشته بزودی پیروز و حربۀ فتنه بی اثر خواهد شد. اما به آخر کامنتت که رسیدم و دیدم بازهم رگ های "من آرزو می کنم. پس هستم" گردنت قبل از استدلال مغزت شکوفا شده باز هم نا امید شدم. فرزندم موضوع این نیست که تو عاشق سید هستی یا من دوستدار شیخ. موضوع این است که چکونه قفل را بشکنیم. البته بغیر از این دستور بمردم که :خب مردم باید بجنبند و بجنبانند تا خامنه ای عقب بنشیند". چون فعلاً که مردم نه بحرف ما کیهان و رسالت و وطن امروز و سیرک حقیر من گوش می کنند و نه برای رهبران جنبش سبز تره خورد می کنند. در ضمن از اینکه مرا تحقیر کنی چه گیرت می آید در حالیکه حداقل من نفر اول این سیرک حقیرم و تو فقط آویزانی بمن. یا...هو

ناشناس گفت...

این رو اضافه کنم که موسوی برای من خط قرمز هست. کروبی مورد احترام هست اما موسوی خط قرمزه. مخلص دلقک هستم و اون معلم خوبی برای من بوده همه جا طرفدارشم غیر از مورد موسوی. هرکی بخواد به صورت موسوی خاک بپاشه معذرت می خوام اما مجبور میشم به صورتش خاک بپاشم. غیر از موسوی دربست مخلص دلقکم.
پ.ن. فکر می کنم امپراتوری و قاسم سلیمانی و ... سوژه ای بوده برای انتخابات مجلس و جمع
کردن رای. با این افتضاحات یمن و سوریه و عراق این بادکنک ترکیده.
هوادار موسوی

ناشناس گفت...

مشکل بعضی از دوستان و دلقک این است که موسوی و کروبی را با شزایط ایده آلی می سنجندند ولی تا به روحانی و ظریف و قالباف می رسند با شزایط موجود!

اگر ایده آل گرا هستید که نمره روحانی و قالیباف حتی صفر هم نیست و بسیار منفی است. اگر با شرایط موجود می سنجید نمره موسوی و کروبی بسیار بالاست.

ناشناس گفت...

کسی که در تحلیل هایش بزرگترین اهرم و امکان موجود برای اصلاح حکومت یعنی جنبش سبز را در نظر نمی گیرد مانند آن مکانیکی است که یادش برود موتور ماشین را سرجایش بگذارد و توقع داشته باشد که ماشین راه برود و یا آرشیتکتی که یادش برود ساختمان احتیاج به ستون دارد.اگر دلقک روزی صد تا فحش هم به خامنه ای بدهد باز عملا در خط خامنه ای کار می کند.
وقتی تیتر مقاله را خواندم تعجب کردم که چرا یکمرتیه دلقک یاد کروبی افتاده است! بعد یک کم دقت کردم در خبرها دیدم که حسین کروبی گفته است که چرا روحانی به وعده اش برای رفع حصر بعد از توافق عمل نکرده است! شستم خبردار شد که دلقک خوشش نیامده و برای نجات روحانی پیشدستی کرده و فرافکنی کرده است و بهانه ای بچه گانه تر از عمل جراحی چشم پیدا نکرده است! نکن ترا بخدا.خدا را خوش نمی اید! مرد و مردانه بنویس. بگذار ملت با این دو مرد در زندان خوش باشند.رفع حصر توسط روحانی پیش کشتان!بزرگ نشود آنکه نام بزرگان به خردی برد.

ناظری از مریخ

Dalghak.Irani گفت...

اینقدر حاشیه درست کنید نمی بینید مگر تهدید جانی هم شده ام توسط هواداران موسوی محترم. تازه خوب است که از گل نازکتر هم به حضرت شان نگفته ام. اما اگر به این بحث علاقه مندید و ادامه خواهید داد در کامنت بعدی می نویسم که:
لطفاً محمد باقر قالیباف را قاطی این بازی نکنید. او بارها گفته ام و تأکید مجدد می کنم که معصوم است و تا ورودش به سیاست و ارزیابی عملکردش در پست سیاسی باید در همان جایگاه غیر قابل مقایسه با هیچکس از نظر رفعت بماند.
روی روحانی اما حساسیت ندارم چون شخصیتش را خوب نمی شناسم و آخوند هم است و کمی هم ناصادق می ماند نگاهش. در کارنامۀ عملی اما حتی روحانی نیز به اندازۀ موسوی و کروبی قابل نشان دادن "عملکرد سیاسی غلط یا درست" نیست. چون روحانی هیچگاه نفر اول نبوده و همیشه بعنوان مجری سیاست های نفر اول پشتش و بالادستش عمل کرده. هم موسوی نخست وزیر بوده و اتفاقاً پرقدرت هم از نظر قانونی و عنایت آیت الله خمینی و هم کروبی نفر اول بوده هم در مجلس و هم در جریان سیاسی اش و هم در بنیاد شهید.
اصلاً منظورم این نیست که بد عمل کرده اند یا نه فقط خواستم برداشت اشتباه شما را از نظر چایگاه سیاسی این چهار نفر روشن کنم. یا...هو

ناشناس گفت...

بازگشت گریخته گان 88 بسته به التماس و پابوسی میرحسین و مهدی و ممد و اصغر و تقی و نقی نیست. همان که خیال جمعیت 150 میلیونی می پرورد نخواهد گذاشت سوارهای زده شده ی حریف به زمین شطرنج بازگردند.

-

ناشناس گفت...

روحانی در شخصیتش اتکای به نفس نیست.یک عمر فعالیت سیاسی اش این را نشان داده است. لبه تیز و برنده ندارد و بیشتر ماله کش است. موسوی از همان اول اگر چه در پناه امام مثل تمام مردان جمهوری اسلامی بود ولی یک استقلال شخصیت نظیر مرحوم منتظری بزرگ دارد. اختلافات شدید او با خامنه ای که حتی به پا در میانی خمینی هم کشید و از همه مهمتر عملکرد واقعی اش در جریان انتخابات موید است. اصلا قصد بت سازی ندارم و همین موسوی را هم در صورت ریاست جمهوری صادقانه نقد می کردم ولی حساب آن را بکنید که یک پیرمرد در آخر عمر خودش و خانواده اش را در هچل انداخته که برای مردم تسلیم صحنه سازی خطرناکی که خامنه ای ترتیب داد و نتیجه اش را به چشم می بینیم نشود. 6 سال است که از او و کروبی خبر نداریم.این روحانی و ظریف و بقیه تکنوکرات ها هم که یک سر دارند و هزار سودا و مشخص نیست که واقعا منظورشان از عوام فریبی مردم و وعده و عید چیست؟ ما می گوییم انشا الله که گربه استو انشا الله که به وعده هایشان عمل می کنند و انشالله... ولی در اگر نتوان نشست. سیلی نقد جنبش سبز را بدهیم و حلوای نسیه روحانی را بگیریم. نه این شرط عقل نیست که مهره های شناخته شده و معتبر جنبش سبز را فدای افراد نامعلوم از هر جهت بکنیم.عفل می گوید ضمن حمایت مشروط از روحانی حمایت قطعی و فعال خود از جنبش سبز را ادامه دهیم.تنها با فشار اجتماعی معتدل و مثبت است که می توان فضای سیاسی که کلید حل تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی است را باز کرد.

ناظری از مریخ

ناشناس گفت...

دلقک عزیز کمی شتابرده بود تحلیل اخیرتان و یا احساسی.اینکه عمل چشم کروبی را مسخره کردن ملت بدانید توسط ایشان و در نهایت از آندو بخواهید طلب توبه کنند داری تناقض است.میتوانستید همین را هم قدمی به سوی آن بدانید.دوم با اینکه میدانید امکان توبه ی ایندو بزرگوار کمتر از یک در صد است لااقل باید میگفتید اگر چه میدانم ایندو توبه نخواهند کرد ولی توبه آنان این حسنها و این عیبها را دارد و نتیجه بگیرید که حسنش بیش از عیبش است.سوم امام حسین قطعا برنده است در تاریخ حتی بین اهل سنت.اگر تاریخ را به درستی مطالعه کرده باشید میدانید که یک ماه نگذشته بود که یزید به دست و با کردن افتاد و تقصیر را به گردن دیگران انداخت و اتفاقا اکثر بنی امیه و تمام بنی عباس و هم اکنون تمام مسلمین اعم از شیعه و سنی یزید را تقبیح و حسین را تقدیس میکننداحتمالا شما از شکست و بیروزی تعریف خاصی دارید مانند شکست و بیروزی بالفعل در یک جنگ حتی اگر بیروز متجاوزی مثل اسراییل باشد در سال ۴۸ویا ۶۸.چهارم اینکه باید از خامنه ای میخواستید توبه کند به این دلیل که احتما توبه کردن او خیلی بیش از یک در صد است به علت حاکم بودنش و حفظ حکومتش در موقعیتهای دشوار نمونه اش بایان جنگ توسط خمینی با آن شعارها و قبول توافق باز هم با آن شعارها.ضمنا اگر حب و بغض را کنار بگذاریم صداقت وازادگی و بی اعتنایی موسوی به قدرت بیشتر از قالیباف است هر چند این خصوصیات در قالیباف هم هست. با احترام مسلم۲
ضمنا دوستان احترام دلقک را نگاه دارند اگر چه ایشان گاهی تند میروند به علت سن بالا و نیز حس معلمی و سه دیگر روحیه نضامیگری
یاااااااااااااهو

یک نفر ادم گفت...

جناب تیمسار ، مدت ها بود نوشته های وزین شما را نخوانده بودم ولی این یکی ، ابکی بود، علت عمل چشم کروبی توسط وزیر بهداشت هم خیلی ساده است ، همسر کروبی رییس بیمارستان میرزا کوچک خان و مصطفی خمینی بود ، بیمارستان میرزا زیر مجموعه دانشگاه تهران است ، همان دانشگاهی که بیمارستان فارابی را دارد و قاضی زاده هم رییس فارابی بود ، به عبارتی این جراحی درخواست یک همکار برای جراحی همسرش است از همکار قدیمی، این جا خیلی شخصیت حقوقی قاضی زاده مطرح نیست ،این جراحی پس دادن دین قاضی زاده به همسر کروبی برای دادن وام کلان از بانک های زیر مجموعه بنیاد شهید برای ساختن کلینیک چشم نور است. مشکل در جمهوری اسلامی هم همین جاست که حد فاصل رایطه و ضابطه ، حقیقی و حقوقی عدالت و قانون خیلی واضح نیست.

Dalghak.Irani گفت...

اصولاً اعتقادی به صمیمیت زندانی و زندانبان ندارم. و اگر چنین موضوعی دیده شود از کثیف بودن زندانی است حتی اگر زیرکی زندانبان هم باعثش شده باشد. کار کروبی در هر سناریویی که خودش یا دیگری یا شماها - خودتان هم نمی دانید دنبال چه هستید - بنویسید و یا نمایش بدهید و مدلل کنید "یک کثافتکاری و دهان کجی محض به جامعۀ هوادارش بود و است و خواهد بود". معیار را توی ماتحت یارو اندازه نمی کنند بلکه معیار را اول در بیرون می سازند بعد فرومی کنند به ماتحت طرف. اگر جا گرفت که می گویند یارو استاندارد است و اگر نه باید قبول کرد که گشاد یا تنگ است. اما هرچه هست استاندارد نیست و کروبی باید از خودش خجالت بکشد. یا...هو

دوست قدیمی گفت...

روی سخنم با کسانی است که برای کوچک کردن تیمسار دایم میگن پیری.
اولا پیر بودن مایه خفت و خجالت نیست که فکر میکنید با پیر گفتن به ایشان باعث سرشکستگی و خفیف کردنش میشوید. ایشان هم به شما میتواند بگوید جوان جاهل هستید. در حالیکه نه پیری و نه جوانی دلیل برتری نیست.
ثانیا اگر فکر میکنید دلقک از آن تیمسارهای شکم گنده و عصا به دست با سیبیلهای آویزان و گوشهای سنگین و چشمهای بی سوست اشتباه میکنید. والا عکسی که ما از ایشان دیدیم خیلی هم سر زنده و جوان بود. من هم از قالیباف قالیباف کردن و لجبازیهایش روی بعضی مسایل دل خوشی ندارم اما به جای پیر گفتن به قصد خفیف شمردن با استدلال باهاش بحث کنید.

ناشناس گفت...

جناب دلقک. من اولين کامنت را در پست شما قرار دادم ولی هنوز جواب سوال خود را نگرفتم. خوشحال می شوم که خود را به جای موسوی و کروبی قرار داده و رئوس نقشه راه فرضی جهت پیشبرد دموکراسی و باز شدن فضای جامعه بیان نمایید.

ناشناس گفت...

متولد دهه شصت گفت:
چون حرف جنبش سبز و میر حسین مطرح شد به عنوان یه متولد دهه شصت که اعتبارمون با جنبش سبز هست.چند خطی میخوام به دور از حاشیه ودعواهای رایج این روزهای فضای مجازی با کامنتهای بی سر وته واسامی مستعار از نسلم دفاع کنم :
1-نسل من با جنبش سبز خودش رو در ذهن ایران و دنیا جا داد ،جنبش سبز هویت ما هست.موسوی برای ما دهه شصتی ها یک رهبر کاریزماتیک هست .به نظرم هیچ فردی حتی خاتمی و روحانی وحتی کروبی محبوبیت موسوی رو ندارن.
2-من اعتراف میکنم که جنبش سبز بعد از کودتای 22 خرداد 88 بعد از 8ماه نبرد نابرابر در خیابانهابازی رو به حریف ناجوانمرد خودواگذار کرد،بعد از اون دانشگاهها و تشکلهای مدنی رو از ما گرفتن تا در بهمن 89 به راس جنبش سبز رسیدن و اونها رو حصر خانگی کردن.
با اینکه ما در این جنگ باختیم ولی هیچگاه طرف مقابل(کودتاگران)احساس پیروزی صد در صد نکردن،در 2 سال اخر ا.ن همین ترس از سبزها، کودتاگران رو به چند قسمت تقسیم کرد(مثال معروفش دعوا سر وزیر اطلاعات دوره دوم ا.ن-دعوای برادران لاریجانی با ا.ن)
3- حصر موسوی برابر با حصر خانگی(یا بهتر بگم حصر در فضای مجازی)دهه شصتیها بود ما به زیر زمین فضای مجازی پناه بردیم در اعماق فیلترها ، چون شکست خورده بودیم،رهبرمون رو گرفته بودن،یارانمون در زندان بودن و خون کشته شدگانمون رو مصادره کرده بودن،تاریخ 2سال پیش رو چنان با تحریف پخش میکردن که انگار ما بر علیه اونها کودتا کردیم!!!دوران تاریک و خفقان دهه 90 شروع شده بود.اما همین فرار از خیابانهابه فضای مجازی شروعی بود برای گسترش بیشتر اهداف جنبش سبز در جامعه جهان سومی ایران،اختلاسها رو شد،زشتیهای جامعه رو جار زدیم،موسیقیهای زیر زمینی بیشتر شد از همه مهمتر مدرنتیه راهش رو به خانه های مردم باز کرد،کاری کردیم که تلگرام و اینستاگرام و فیس بوک از یه پدیده امنیتی به پدیده اجتماعی تبدیل بشه تا جایی که نمایندهای متحجر مجلس همچون رسایی در اون عضو بشن تا رسیدیم به انتخابات 92
4- در انتخابات 92 اگر کسی (از جمله خودم)به روحانی رای دادم هدف اصلیم رفع حصر نبود (هر حرفی غیر از این تحریف تاریخ هست)،هدف اصلی توافق هسته ای وارتباط با دنیای بیرون،ورود تکنولوژی ومدرنتیه به ایران، بهبود وضع زندگی مردم بود و در کنارش هدف دوم(ثانویه) باز کردن فضای سیاسی داخل ایران باعقب راندن و به حاشیه بردن کودتاگران و افراطیها که مزاحم مدرن شدن ایران نباشن.
5- و حالا امروز ربط دادن بحث توبه و پایان حصر خانگی یک بحث خیالی و پوچ هست،چون این فرایند غیر قابل بازگشت هست. به نظرم 3 حالت پیش رو داریم
1-پایان حصر توسط حکومت بدون هیچ دلیلی(که خیلی بعید هست)
2-ادامه حصر تا مرگ یکی از حصر شدگان که در اونجا با تشییع جنازه میلیونی مجبورن نفر دیگر رو ازاد کنن
3- ادامه حصر تا مرگ رهبر (اتفاقات بعدش غیر قابل پیش بینی هست)
این 3 حالت خوشایند من به عنوان یه طرفدار جنبش سبز نیست چون اسم نسلم در تاریخ برای ایندگان به عنوان نسلی خائن وبی غیرت مطرح میشه،ولی این واقعیت بی رحم دنیای ما هست.این واقعیت زشت دهه نود ایران هست ،دهه ای که مردم کشوری جهان سوم تصمیم گرفته که بخاطرمدرن شدن هر چند اهسته و لاک پشت وار از خیلی از ارمانهای خودش بگذره
6-حکومت این 2 فرد را حصر کرد تا نسل دهه شصت پیر بشن تا از جو ارمانگرایی و شور جوانی خالی بشن ولی حیف که یادشان رفته گذر زمان چقدر بیرحم هست وبرای انها هم میگذرد و این حاکمان (ویا بهتر بگم اخوندهای) پیر و فرتوت هستند که میمیرن(مثل مهدوی کنی)،یادشان رفته 58 درصد جامعه ایران بین 20 تا 35 سال سن دارن و تا 15 سال دیگر تمام پستهای سیاسی و اقتصادی و نظامی و...کشور رو تصاحب میکنن و این یعنی تکمیل مدرن شدن ایران و تضمین این کشور برای نسلهای بعد و فردایی بهتر

ناشناس گفت...

اگر هدف شما توبه نامه جهت باز شدن انسداد سیاسی کشور است که کروبی با سبقه آخوندی و پیشینه سیاسی احتمال بیشتری دارد که این کار را انجام دهد تا موسوی.
پس چرا کروبی را که بیشتر در خدمت پروژه پیشنهادی شماست آماج حمله قرار داده اید وحتی به نظر من این گونه می آید که سعی در جدا کردن مسیر مشترک این دو در اذهان عمومی دارید. البته خودتان بهتر میدانید که این برداشت شخصی من از نوشتار شما به عنوان یک خواننده است. و البته این برداشت کمک زیادی به هدف مشترک خوانندگان راستین مطالب وبلاگ خوب شما نمی کند.

ناشناس گفت...

دوست قدیمی.
من از عنوان پیر در مورد دلقک در نوشته ها برداشت منفی نمی کنم. پیر مرد ممکن است حساس و زودرنج شود ولی اگر عاقل و سرد و گرم کشیده باشد پندهایی گرانبها دارد.

ناشناس گفت...

جنبش سبز یک بهانه بود برای نسل جوان.همه کسانی که به خیابان امدند کاری به موسوی نداشتند.هر چند کل ماجرا اشتباه بود و کارد دسته خود را نمی برید و همین الان هم نمی برد.جنبش سبز را می توان به حمله مجاهدین خلق در 67 مقایسه کرد که باعث مرگ و نا بودی انها شد.در این حرکت کور و بی معنا(جنبش سبز) فقط نیرو های فعال و جوان دستگیر و بدبخت شدند.چون رهبری در کار نبود.یک تلافی از موسوی و کروبی از خامنه ای بود چون تحقیر شده بودند.الان هم کسی نه به موسوی نه به کروبی فکر می کند. دلقک هم از قفل شدن جامعه و ... بواسطه حصر اینها اشتباه می کند.مشکلات جامعه ایران ربطی به حصر این اقایان ندارد.چه قفلی؟ چه کلیدی. جامعه ایران دیر زمانی است که قفل کرده. چون مصیبت و بدبختی جامعه ایران کوچک نیست.خرد و کلان این را می دانند.دلقک هم گاهی اوقات متن های با مزه می نویسد.البته قفل را درست امده ولی عامل قفل را نادرست.

رامیار گفت...

این پاسخ شما درباره پیروز بودن حسین بر یزید را بسیار دوست دارم. برای جلب بیشتر توجه دوباره می‌نویسمش:

"شیعه یک فرقۀ کمتر از 200 میلیون نفری است. پیروزی حسین.
سنی یک مذهب است با 1،200000000 پیرو. شکست امویان (به سر سلگی معاویه و یزید)
هر چیزی را می شود پیروزی نام نهاد حتی قطعنامۀ 598 و برجام اخیر وین را. اما تاریخ را که نمی توان از نو نوشت. یا...هو"

عالی بود. اینقدر امر مشتبه شده که همه از همون الگوهای آموخته شده در مدرسه پیروی میکنیم.

رامیار گفت...

واقعاً چه مطلب واقعگرایانه و عملگرایانه ای بود. تلخ مثل دارویی که اثر می‌کند. واقعیت هم همین است. شکست خوردیم و به مردی و نامردی بردند. باید پذیرفت و بجای قهرمان بازی داروی تلخ را سرکشید.
عالی بود این مطلب. عالی بود.