ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۲۵, پنجشنبه

می خواهم به خانه برگردم: اعلان "عفو عمومی" گام بعدی در اثبات صداقت زوج خامنه ای - روحانی!


1- وندی شرمن اشک ریخته. او گفته که جان کری هم اشک ریخته. اما بملاحظۀ جواد ظریف نگفته که او هم اشک ریخته - که ریخته - روحانی هم ظاهراً اشک ریخته. اما همۀ این اشک ها همپوشان و از یک نوع اشک ریختن بودند و هستند: "اشک شوق برای دوری از جنگ و مرگ؛ و سلام به آشتی و زندگی". همان اشکی که وطنپرستان هم تا نی نی چشمانشان تجربه کردند بعد از توافق. اما بدیهی است که خامنه ای هم اشک ریخته؛ و نبویان هم و برخی سرداران هم و حسین شریعتمداری هم و بسیاری از روحانیان و حزب اللهی های بدنه هم. این دسته از اشک ها هم باهمکدیگر همپوشان هستند: "اشک شکست و سوزش برای دوری از جنگ و مرگ؛ و سلام به آشتی و زندگی". 

2- حسن روحانی - انشاءالله با حسن نیت - دارد بشدت تلاش می کند که اشک شوق نوع اول را با اشک حسرت و شکست نوع دوم جمع جبری کند. سخنرانی می کند. مقام معظم رهبری شده ذکرش. ملاقات می کند و حرف خامنه ای را راجع به خطبۀ نهج البلاغه می شنود در ساعات اولیۀ توافق قرن! و پشت بندش نامه می نویسد به خامنه ای که دروغ نگو داری گریه می کنی. تو هم داری می خندی بخاطر دور شدن وطن از کشتار و خرابی جنگ. جواب می شنود که حسن سربسرم نگذار چطوری بخندم که 12 سال بنام استقلال کشور را بگا دادم و حالا بنام صلح استقلال کشور را بگا دادم برای 25 سال آینده. اما حسن از رو نمی رود و می گوید دیدید گفتم مقام معظم رهبری با تمام صورتش اشک می ریزد از خوشحالی. و ملت هم لابد قاق!

3- ملت اما نترکاندند - حتی خود صادق زیبا کلام را هم من ندیدم در میان بچه های ولی عصر و ونک و سعادت آباد و زعفرانیه و ولنجک و فرمانیه و فرشته! - غیر از یک درصد بسیار ناچیزی در شمال شهرهای پایتخت و چند شهر عمده در مراکز استان ها کسی برای جشن و پایکوبی به خیابان و میدان نیامد. این گروه اندک هم فقط جوانان و مردان و زنانی بودند که دنبال یک بهانه برای لحظه ای باهم بودن در عرصۀ عمومی و شادی کردن بود و است. و بقول ظریفی بسیجی و اصولگرا (حسین قدیانی) برایشان فرقی نمی کند که بهانۀ لازم برای این تنفس شکست تیم ملی باشد از آرژانتین یا پیروزی والیبالیست ها یا هرچه. آن ها شادی می کنند چون شادی می خواهند و نفس شادی هدفشان است و نه علت و انگیزۀ آن. مثل گروه همانقدر کوچکتری از هموطنان شان که گریه و غصه و مرگ و مداحی و عربده کشی تنها خواسته و نهایت آرزویشان است همیشه و علت و انگیزه اش چندان اهمیتی ندارد برایشان. بازهم مثل خود حسین قدیانی بسیجی.

4- بقیۀ 90 درصدی ملت کجا بودند؟ مثل همیشه خارج از بازی و نظاره گر به صحنه. اینان که اکثریت قریب به اتفاق عاقلان و هزینه - فایده کنندگان ملت و مطلقاً غیر سیاسی هستند. به این دلیل ساده وارد هربازی که "دست برنده در داخل آن معلوم نباشد" نمی شوند که آنان فقط با برنده بیعت می کنند و نه کی راست می گوید و کی غلط. و گفتم که برعکس وارونه نمای روحانی ملت فرق اشک آه و حسرت و مرگ اندیش و شکست خامنه ای را خیلی خوب تشخیص می دهند با اشک بزن بکوب و قرکمر و زندگی می خواهم خوشباشان. اینکه چرا این 90 درصد زندگی نمی خواهند و به گروه اندک شمال شهری ها نمی پیوندند هم ساده است. زیرا اینان می دانند که زندگی حداقلی شان - حتی در حد نفس کشیدن - در دست دست برنده است و نه در دست آرزوهای روشنفکری و لفاظی های خالیبند. و چون عاقلند فقط با زور و قدرت نقد معامله می کنند و نه با چس ناله های نسیه!

5- پس حالا ما این ها را داریم: اول گروه چند درصدی همیشه خوشباشان. دوم گروه چند درصدی همیشه عزاداران. سوم جمعیت 90 درصدی منتظران و نظاره گران و رصد کنندگان دست برنده. گروه خوشباشان همیشه بطور طبیعی و ناگزیردر اردوی روحانی هستند و خواهند ماند اگر روحانی بتواند کمی شادی الکی هم شده و هر از گاهی برایشان فراهم کند. گروه خوشباشان نمی توانند از روحانی عبور کنند چون دلقک های ایران ممنوع التصویر و ممنوع الکارند در ایران.  گروه عزادارانِ عمری هم ناگزیر در اردوی خامنه ای هستند و خواهند ماند. چون خود خامنه ای هم مظهر عزاست و هم تنها حمایت کننده و تولید کنندۀ آن. و نه بهتر از او پشتیبان دارند و نه بدون او قدرت عددی. اما آن 90 درصد ضمناً مادۀ خامی هم هستند فعلاً که روحانی می تواند با تغییر موازنۀ قدرت بسمت خود و نشان دادن دست برنده اش آنان را به پشت خود بیاورد. و الا باید منتظر یک یوم الله دیگر باشد از سوی خامنه ای مثل یوم الله 9 دی. با این مقدمه طولانی و خیس؛ من می خواهم به روحانی راه دست برتر پیدا کردن اولاً و راه نشان دادن آن به جمعیت ناظر ثانیاً را نشان بدهم: "اعلان عفو عمومی".

6- در یک توضیح خیلی فشرده - و بهمین علت حتماً ناقص - عفو عمومی مفهومی عمدتاً سیاسی است که در هنگام دگرگونی های عمیق و ساختاری یا بی ثباتی ها و گسست های داخلی در جوامع - ناشی از جنگ و انقلاب و کودتا و نظایر آن - بیشترین کاربرد را دارد و اعلان آن به این معناست که گروه حاکم اعلان کننده بسایر جوامع و کشورها خبر می دهد که من قدرتم را تثبیت کرده ام و دیگر هراسی از مخالفانم برای براندازی ندارم و لذا آنان هم نباید هراسی از حکومت من داشته باشند. چون من وارد فاز حکومت متعارف و با ثبات شده ام و دوگانۀ خودی و غیر خودی را تعطیل می کنم. لذا یکی از بدیهی ترین و لازمترین کارهای جوامع بی ثبات شده - بهردلیل - اعلان عفو عمومی است. در مورد ایران و انقلاب اسلامی نظر شخصی خودم این است که محتمل اگر اشتباه استراتژیک مجاهدین خلق در مبارزۀ مسلحانه و اشتباه استراتژیک خمینی در تأیید اشغال سفارت امریکا و متعاقب آن جنگ عراق و ایران اتفاق نیافتاده بود؛ خود رهبر انقلاب در همان سال های اولیۀ دهۀ 60 خورشیدی اقدام بصدور فرمان عفو عمومی می کرد و میراثی برای خامنه ای نمی گذاشت که نه بی قدرتیش  و نه وارونه اندیشی متوهمانه اش به او چنین اجازه ای را نداد. تا بخواهد و بتواند ایران را از انقلاب به حکومت عبور سالم بدهد. و چنین می دانم که طول کشیدن 37 سالۀ چنین موضوع حیاتی یکی از طولانی ترین بی ثباتی های تاریخ بوده که نگذاشته ایران از انقلاب به حکومت عبور کند. این مهم - خیلی مهم - را هم اضافه کنم که اعلان عفو عمومی قبل از اینکه بفواید عینی متکی باشد بیشتر از آن فایدۀ ذهنی و روانی دارد. به این معنا که فارغ از اینکه نتایج عملکردی آن در رابطه با مخالفان و منتقدان چه باشد صرف اعلان آن یک علامت نمادین ذهنی ایجاد می کند برای آشتی ملی در داخل (ملت) و اعتماد و اطمینان در خارج (دولت های دیگر). 

7- چنین می فهمم که شرایط ایران پسا توافق هسته ای موقعیت ویژه و طلایی بوجود آورده است که اگر حسن روحانی بتواند خامنه ای را بصدور چنین فرمانی ترغیب و راضی کند؛ اولین اقدام مؤثر و صادقانه اش در ارتباط با پیشرف و توسعۀ ایران را انجام خواهد داد و بعنوان یک سیاستمدار طراز جهانی به تاریخ وارد خواهد شد. بدلایل زیر:

الف- او در شعارهای انتخاباتی اش قول داده بود که رفت و آمد همۀ ایرانیان بداخل کشور را تسهیل و برآورده کند. در این راه اقدامات - قطعاً غیر مؤثر - مثل ثبت نام در وزارت خارجه و پرسش از وضعیت ورود شخص به ایران و از این قبیل تمهیدات اندیشید که مطلقاً بیهوده و نعل وارونه زدن بود و است. و دیدیم که چند نفری هم که به این وعده به ایران برگشتند بزندان های طویل المدت افتادند و متأسفانه جیک از حسن روحانی هم در نیامد. 

ب- عفو عمومی یک بخشش تحقیر آمیز و با درخواست انفرادی و توبه نامه و از این قبیل نیست و فرد مورد عفو قرار گرفته هیچ انگی از سازش و بریدن و دریوزگی سیاسی و از این قبیل را بر پیشانیش نخواهد حس کرد.

پ- تلاش برای فقط وحدت بخشی به دو جاح چپ و راست حکومت که در انتخابات 88 به گسست انجامیده محال قطعی است اگر در قالب عفو عمومی نباشد. زیرا چنین وحدتی با پیش شرط توبه و درخواست و دریوزگی از سوی یکطرف و سماجت و پایداری و متهم کردن حکومت از طرف مقابل در دور باطل معطل خواهد ماند و هیچگاه به ثمر نخواهد رسید. اما عفو عمومی چون بدون پیش شرط است وحدت الیگارشی را هم با خود همراه خواهد آورد.

ت- عفو عمومی می تواند با هیچ قول سیاسی از جانب حکومت اعلان شود و مفهوم آن این نباشد که مورد عفو قرار گرفتگان آزاد خواهند بود هر گونه مخالفت یا انتقاد خود به حکومت را هم بدست آورند. بلکه ممکن است بعد از عفو عمومی کماکان حکومت فضای بسته ای داشته باشد و از عفو شدگان انتظار داشته باشد که بعد از فرمان و بدون کمترین نگرانی از گذشتۀ خود رفتار سیاسی یا اجتماعی جدیدی انتخاب کنند و اگر تخلف جدیدی از دید حکومت انجام دادند مورد کیفر هم قرار بگیرند. اما نه بخاطر گذشتۀ خود بلکه بخاطر رفتار بالفعل و در زمان حال (بعد از اعلان عفو عمومی) خود.

ث- خون به شقیق های دموکراسی تان هجوم نیاورد. چرا بند ت را گفتم. به این خاطر است که گفتم بعد از 37 سال گذشته از انقلاب بسیاری از افراد فقط هراس روانی و ذهنی دارند از برگشت بوطن. تعدادی دیگر اصلاً فعال سیاسی یا اجتماعی بالفعل نیستند و نمی خواهند هم باشند. عده ای دیگر پیرمرد و پیرزن هایی هستند که فقط در آرزوی در وطن مردن می سوزند و مدت هاست الک آرزوهای طول و درازشان را از دیوار فراموشی آویخته اند. و اما گروه بسیار مهمی هم در اثر حوادث بعد از دورۀ اصلاحات و بویژه اتفاقات 88 مجبور از مهاجرت شده اند که جوان و آرزومندند و نمی خواهند و یا نمی توانند در جامعۀ میزبان شان جذب شوند و محتمل بسیاری شان هم مواضع سیاسی جدید و سازگاری پیدا کرده اند و منتظر کمترین مفر برای بازگشت و شروعی دوباره هستند. این جمعیت که جوانترین و بیشترین تعداد را هم تشکیل می دهند هم آسیب پذیر ترین و هم آسیب زننده ترین ها هم هستند هم بخودشان و هم حکومت بالفعل ایران. و حتی از دید منافع جمهوری اسلامی هم بازگرداندن اینان به ایران بسیار پرسود خواهد بود. و نهایت اینکه عفو عمومی از گسترش مهاجرت گزینی - در برخی موارد ویروسی مخرب هم برای شخص و هم برای کشور - نخبه ها و جوانان داخل کشور بطور مؤثری جلو خواهد گرفت.

8- و نتیجه اینکه هرگونه سناریویی بنام "پسا تحریم" بدون آشتی ملی که مهمترین قدمش همین اعلان عفو عمومی است عقیم و ناکارآ خواهد بود و حکومت ایران اگر گام اول متعارف شدن را با درایت و شجاعت برندارد با هر تیم کاری و هر رییس جمهور و کارگزاری هم نخواهد توانست گام از گام بردارد و در همان ناکارآمدی و حیف و میل و موازی کاری و حاکمیت دوگانه و اره بده تیشه بگیر انقلاب پیر خواهد پوسید. یا...هو

قبل از تحریر:
تیتر مطلب ناظر بخواست شخصی خودم نیست. زیرا من با پنج آرزو به لندن آمده ام و بدون تحقق آن ها در ایران نمی خواهم بوطن برگردم: این پنج آرزو بدون اولویت عبارت بودند از: 1- تغییر نام باشگاه پیروزی به نام اصلی اش پرسپولیس بعد از سی سال می شود نمی شود. 2- آزادی حق انتخاب در مورد حجاب برای زنان. 3- آزادی و رسمیت یافتن پوشیدن کراوات با کت شلوار غربی برای مردان. 4- مبله کردن حسینیۀ امام خمینی (معروف به بیت خامنه ای) برای زجر نکشیدن پیرمردان کارگزار ریز و درشت حکومت هنگام نشستن. 5- صدور یک اعلامیۀ جمعی و امضاء شده از سوی روحانیان ارشد شامل رهبر و مراجع و امامان جمعه و اعضای خبرگان و از این دست مبنی بر متن یک خطی زیر: "ما در مقابل خدا و قرآن و مردم شهادت می دهیم و اعتراف می کنیم که دنیا عوض شده است." و چون تا کنون بغیر از نام پرسپولیس - آن هم هنوز رسمیت نیافته و قابل برگشت است - بقیۀ آرزوهایم حتی به بحث هم گذاشته نشده است. لذا شرمنده ام ولی در صورت امرمحال (برآورده شدن یکی از چهار آرزوی باقی مانده ام) حاضرم بدون عفو عمومی هم به ایران برگردم و از فرودگاه به اوین بروم. یا...هو

۱۴۰ نظر:

ناشناس گفت...

آقاي عزيز
يعني ما اينقدر بدبخت شده ايم كه آخوندهاي جنايتكار ما را عفو كنند ؟
جه كسي بايد چه كسي را عفو كند ما آخوندها را يا آخوندها ما را ؟؟؟
طول عمر بايستي بر تجربه افراد بيفزايد نه اينكه توجيه گر خيانت باشد

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک گرامی
اولین بار این مهم را از کسی شنیدم که نه داعیه و نه مطالعات علوم انسانی داشت و نه جز هوش جبلی‌اش هیچ راهنمای دیگری، از همین رو بسیار برایم جالب بود.

موضوع بسیار مهمی است، مطمئنم در همین سیستم عهد عتیقی هم کسانی وجود دارند که به درک فوق رسیده‌اند. اما تا فشار خواست مدنی نباشد هیچ سیستمی به خود زحمت تغییر نمی‌دهد.

عصبانی گفت...

ناشناس عزیز؛ آخوندها چه خوب چه بد، پول و اسلحه و زور و حکومت دارند. چه خوشمان بیاید چه نیاید قدرت و جان و مال و زندگی ما فعلا دست ایشان است. اما شما چه ؟ قدرت داری؟ حکومت داری؟ برای دو متر از خاک آن سرزمین میتوانی تصمیم بگیری؟ شما حتی اسمی هم نداری و ناشناس هستی! به نظرت عفو کردن یا نکردن آخوندها از طرف یک ناشناس چه تاثیری بر زندگی من و شما دارد؟ اما عفو عمومی از طرف حکومت تاثیراتی دارد که در متن دلقک ذکر شده.

سحر گفت...

دلقک نازنین،
این توافق خوب بود. حداقل وحشت جنگ برای مدتی محو میشود. اما تا آنجایی که من نظر تحلیلگران سیاسی خاورمیانه را خواندم ، آنها هم خیلی مثبت به قضیه نگاه نمیکنند. بنظر آنها ، این توافق ، آشوبها و عدم ثبات در خاورمیانه را تشدید خواهدکرد . پولها و قدرت ایران ، در این راه استفاده خواهد شد. اشک شرمن بخاطر موفقیت " خر خوشگل خودمان " بالاخره رام شد بود. و اشک روحانی و رهبر بخاطر دوام بیشتر این جمهوری. در یک مفاله خواندم : درگیری های سوریه شدیدتر خواهد شد. همینطور یمن. خلاصه این کیسه ای که آمریکا برای پولهای نفت ما دوخته ته ندارد. منهم اگر جای شرمن بودم از شادی اشک میریختم.

ناشناس گفت...

این متن به نظر من یا طنز بود یا ارائه راه حل برای رئیس جمهوری که هنوز به دنیا نیامده در ایران! اخه اگه جمهوری اسلامی عقل در کله داشت که از اول کار به اینجا نمی کشید. اخرش این اخوندا کار دست خودشان خواهند داد ولی دست از دیوانگی و تکرار مکررات بر نخواهد داشت.

Dalghak.Irani گفت...

سحر
در کامنت پست قبلی ات متلکت را گرفته بودم که گفته بودی از سیاست سردرنمی آوری و قدیمی هستی را گرفتم اما بروی خودم نیاوردم چون می دانستم که در روزهای انقلاب دانشجو بودی و جلو دانشگاه تهران چه بحث های پرشوری داشته ای. و لاجرم می دانستم که تواضعت از همان ادبیات چپ دوران دانشجوییت آبشخور دارد و نمی توانی خودت را "محور عالم" ندانی. اما راجع به تحلیل هایی که خوانده ای و استناد کرده ای از نظر من مزخرف است چون من ایده های بسیار کلان و فهم خیلی عمیقی دارم از هر تحلیلگر در پیتی. پس استنادت به آن ها مردود است بویژه اینکه حتی نشان شخصیت تحلیلگر را هم آدرس نداده ای تا ارزیابی کنیم که یارو کجای تفکر و توان ایستاده است برای مرجع قرار گرفتن. پس هم حرف آن ها و هم حرف خودت مردود است و من اشک شرمن و کری را اشک دو انسان می بینم و می دانم و نه شیطان! یا...هو

سحر گفت...

دلقک نازنین
باور کنید که در کامنت قبلی اصلا متلک نگفتم و واقعا یک سئوال شخصی و ذهنی خودم بودم. اگر هم در زمان دانشجویی ، مثل طوطی حرفهای جریانات چپ را تکرار میکردیم ، همرنگ جماعت و از طرفی ذهنیت حاکم آن زمان بود که خیلی زود فراموش شد. چرا که خودم را بیشتر یک انساندوست میبینم .
و منظورم هم از این کامنت بیشتر این بود:
1- توافق خوب است. و این جنبه مثبت قضیه است که صد درصد همه از آن خوشحالند.
2- اما زیاد در این مورد غلو نکنیم و همانطور که خودتان گفتید " سرمان را توی آخور " خودمان نگه داریم و حقوق مدنی را طلب کنیم.
3- در مورد نام تحلیلگران والا توجه نکردم. اما اگر رادیو زمانه را میخوانید ، در آنجا نظرات روزنامه ها و تحلیلگران مختلف ، مصر ، پاکستان ، لبنان را خلاصه کرده بود. که بعضی ها مثبت و بعضی ها منفی بود.
و آنها قضیه را از جنبه کلی ، وضعیت خاورمیانه بررسی کرده بودند.
4- و در آخر ، تواضع من ساختگی نیست. و بیسوادی من از سیاست مدرن در این دنیای شلوغ ، تعارف نیست و یک واقعیت است.
5- و نکته آخر آخر:شما استاد ما هستید. اینجا همیشه برای من آموزنده بوده و هست. و اگر هم سوءتفاهمی شده ، من پیشاپیش معذرت میخواهم و دوست ندارم که فضای وب لوگ ناخوشایند و خشن باشد. و متشکر از اینکه مینویسید. و باز هم بنویسید ما یاد میگیریم.

ناشناس گفت...

دلقک جان مثل همیشه خوب نوشته ای. البته آسه آسه. و "تصمیمات تاریخ ساز هرگز آسان نیستند" رو فراموش نکنید. به نظرم بهترین جمله ای بود که ایران و جهان با هم نوشتند و برای مردمان جهان در ورز توافق خوندند. یعنی حالا حالاها کار داریم تا رسیدن به روزای خوب و البته ثمره اون رو نسل های آینده و نوجوون های حال حاضر ایران خواهند دید. یعنی می شه تصور کرد روزی رو که حجاب هم تو ایران اختیاری بشه، ولی نه به این زودی. به هر حال مثل همیشه باید امیدوار بود.

Dalghak.Irani گفت...

سحر
اگر دلگیر نوشته بودم دلخور نشو. احتمالاً جو گیر شده بودم. دوستیم فقط نه استادی و نه شاگردی. دوستتان دارم. یا...هو

ناشناس گفت...

کسی چه میدونه شاید خامنه ای به یک بازنشستگی صوری بره.یک نامه به خبرگان و من مریضم و بار ولایت مسلمین سنگین. یک میانه رو بیارن با پنج درصد حقوق شهروندی از اونور هم با بازار را واکنند برای غرب.جمهوری خواهان اول ناراحتند که کردیت را چرا کاکا سیا قاپید دوم نون حلال در میارن از بابت پولهای امام سلمان و نتانیاهو. امروز یک نظر سنجی اینترنتی دیدم .سوال آیا فکر نمیکنید سیاست آمریکا مبنی بر حمایت اسراییل کافیه !!!!سوال دوم دفعه قبل به اوباما رای دادید کدپستیتون را با آدرس ایمیل درج کنید.به نظرم تغییرات بزرگی در پیشه

سحر گفت...

هه! این حرفا چیه؟ دلخوری چیه؟ اینجا حرف میزنیم ، مخالف میگیم ، موافق میگیم و آخرش یک عالمه یاد میگیریم.
نه دلقک نازنین ، من هرگز هرگز از شما دلخور نمیشم. چون دلخوری از یک معلم خوب که بدون چشم داشت ، مینویسه ، احمقانه است. شما بنویس این بهترین هدیه است. و البته که دوستیم با شما فقط استادی و شاگرد نیست. و محبت و احترام به شخصیت شماست که خودش مقوله جذاگانه ای است.. خب بسه دیگه. تمام

ناشناس گفت...

این جور که بوش میاد یه اتفاقهایی داره توی ایران میافته..

جنتی توی تلوزیون انتقادهای تندی از نتیجه مذاکرات داشت و ابراز نگرانی از آینده مجلس خبرگان راجع به انتخاب رهبر بعدی داشت. سپاه هم مقداری فیتیله رو پایین کشیده ودستور توقف یک پروژه سپاه رو صادر کرده.
از این طرف هم جناب ابراهیم یزدی بحثهای وفاق ملی رو به پیش کشیده. باید دید در روزهای آینده کار به کجا میکشه..

ناشناس گفت...

عفو عمومی بدون وجود برنامه ای برای اصلاح ساختار سیاسی ایران یک دام خواهد بود برای خام اندیشانی که فکر می کنند ورق برگشته و گربه مسلمان شده است! دفعه قبل که روحانی این وعده را داد هنوز ساده لوحانی که باور کردند در زندان هستند. این آدرسی اشتباه است . اگر اولین قدم را می خواهید آزادی زندانیان سیاسی و محصورین است. این نشان خواهد داد که حکومت واقعا قصد توسعه سیاسی را دارد و متعاقب آن می تواند برنامه عفو عمومی مورد توجه و تصمیم قرار گیرد . تا زمانی که بساط زندان برچیده نشده است اطمینانی به این قول و قرار ها نیست.
فلسفه عمل جان کری نیز در مقابل جنگ طلبی خامنه ای درست نیست. برافراشتن پرچم صلح در مقابل کسی که جنگ فلسفه اصلی وجودش است بجز تقویت جنگ نیست. در اینجا در مورد نقش بازدارندگی جمهوری خواهان نیز باید اشاره شود. اگر جمهوری خواهان نبودند این توافق بصورت خیلی ضعیفی شکل می گرفت و دوباره دندان سمی خامنه ای رشد می کرد و در اولین فرصتی که بدست می آمد آمریکا را نیش می زد! بخش زیادی از این موفقیت مرهون جمهوری خواهان است و بنظرم خواهد رسید که کش و واکش مجلس آمریکا در این مورد باعث پخته تر شدن توافق بدست آمده خواهد شد. احتمال زیادی وجود دارد که مجلس خواهان اصلاح برخی از مواد و بندها بشود.
قبلا نیز گفتم صلح خارجی بدون گشایش داخلی کم تاثیر است. اگر اوباما آنقدر باهوش بود که می فهمید ریشه کار در کجاست حتما این آقای صلح گوشه چشمی هم به حقوق بشر در ایران می کرد.از این طریق زودتر به نتیجه می رسید و نتیجه رسیده هم بسیار مطمئن تر بود. حالا ایران مانند شمشیر داموکلیسی است که هر زمان می تواند دوباره فرو بیاید. به مفاد توافق هم که نگاه کنیم نقاط ضعف فراونی در آنها دیده می شود و جا برای آغاز مناقشه های سنگین زیاد دارد. این توافق خود آغاز دور تازه ای از بحران ها خواهد بود. بحران بازرسی ها بحران لغو تحریم ها بحران چگونگی پس دادن پول های بلوکه شدهو خرج کردن آنها.من نظر شخصیم این است که اوباما از زاویه خوبی وارد مذاکرات نشد و حاضر شد به هر قیمتی دست دوستی را دراز کند.غافل از اینکه خامنه ای چاره ای نداشت.با آدمی که چاره ندارد مذاکره بی معناست, چانه زدن بی معناست.دملی بود که زود فشار داده شد. چرک خارج شد ولی نه به اندازه کافی تا ریشه آن درآید.هنوز مقداری چرک باقی مانده است و این دمل می تواند دوباره متورم شود.
روسیه هم در این میان بازنده بزرگی بود. به همین خاطر لاوروف در مراسم اختتامیه شرکت نکرد. گاو شیرده روسیه به بغل غرب رفت.

بز اخفش

شهروند گفت...

تنها و تنها راه جبران خسارتهاي فراوان ناشي از پرونده هسته اي در آينده و حركت شتابان براي همراه و شاد كردن جمعيت نود درصدي كه ذكر كرديد ، عمل به توصيه شما بعنوان آشتي ملي ست ، بدون آشتي ملي و خروج از انزواي خودساخته توسط حكومت ، در بهترين حالت دولت روحاني بتواند شركتهايي مثل رنو و پژو ، و شركتهاي نفتي وگازي را براي سرمايه گذاري به ايران بياورد ، نهايت شغلي كه اين كمپاني ها ايجاد كنند در خوشبينانه ترين حالت ، يك ميليون شغل است ، آنهم در برابر ده ميليون بيكار ، عدد قابل توجهي نخواهد بود . بعد از چند سال تازه بر مي گرديم به شرايط اقتصادي زمان خاتمي ، البته شايد ، اين جمعيت نود درصدي زخم خورده و درد كشيده ، صبر و طاقت خود را از دست داده است ، شكي ندارم كه به روحاني هشت سال وقت نمي دهند تا لاك پشت وار حركت كند ، جامعه امروز ايران به شوك بزرگي مثل عفو عمومي نياز دارد تا علائم حياتي خود را بازيابد ، افتخاري ست براي حقير خواندن مطالب شماو آموختن ، بايد به شما هزاران آفرين گفت با اينكه هفت سال از ايران دور هستيد ، ولي بهترين راهكارها را براي فرداي ايران و حتي فرداي جمهوري اسلامي ارائه مي كنيد ، اميدوارم كه اينبار گوش شنوايي در حكومتيان باشد
پاينده باشيد

سام گفت...

سام


نمی دانم کسی از دوستان وقت داشته مقاله های نیویورک تایمز امروز را بخواند؟ دیروز تامس فریدمن که مواضع نسبتا نزدیک به اوباما داره توی مقالش به شکل محتاطی از توافق همایتی نسبی کرده بود. ولی مقاله های امروز نیویورک تایمز هم سرمقاله هم تحلیل ها به شدت موافق توافق بود. بخصوص این وسط مقاله ویکیلیکس نیویورک تایمز و کوبوندن عربستان و شبکه هایش در سراسر جهان حمایت شدیدتری از سیاست های اوباما بود. واشینگتن پست هم جز یک مقاله همه تحلیل هایش توی این دو روز گذشته به نفع اوباما بود. حتی سیاست اوباما رو شبیه ریگان دونسته بود که برام عجیب بود. نشریات اون طرف آتلانتیک گاردین چپ که حسابی طرفداری می کنه و البته عجیب نیست که تایمز لندن اصلا دل خوشی از لرزش به امپراطوری نفتی-مالی عربستان نداره.
و البته اینم اضافه کنم دلار باران شدن ایران می تونه هیچ فایده ای برای مردم به قول شما نود درصدی نداشته باشه. همون طور که ششصد میلیارد دوران احمدی نژادبا مدیریت آنچنانی مردم را حتی فقیرتر کرد. به هر حال خوشحالم با خوشحالی مردم از دور شدن سایه جنگ و امیدوارم حاکمیت برای حفظ بقای خودش هم شده شروع به تغییر خودش کنه.

ناشناس گفت...

شما اگه بیای فرودگاه از اونجا یه راست میری دارالمجانین، برو خبر اسید پاشی دوباره رو بخون بعد صحبت از عفو عمومی بکن این حکومت فقط زبون زور می فهمه حیف شد که جنگ نشد.

ناشناس گفت...

دلقك جان ،
به نظر من هم نظر شما در تقسيم بندى سه دسته اى مردم كاملا درسته و من مدتهاست كه به همين نتيجه رسيده ام ، در واقع مشكل گريبانگير ايران در دوران مختلف تاريخ همين نوع برخورد نود درصدى ايرانيان بوده كه در ابتدا باعث بقايشان شده و در دراز مدت موجب استحاله در حكومت و ايجاد بيتفاوتى و عدم تاثير گذارى در آينده شان بوده ، و تبديل شدن به انسانهاى نان به نرخ روز خور يا به قول شما جانبدار برنده، در انگليسى هم به ملتهاى اينچنينى colaborator ميگويند كه در تاريخ ما از حمله اسلام، مغول و حكومتهاى مختلف حاكم بر نقاط مختلف ايران اين پديده اجتماعى مشهود است، به همين دليل حاكمان با هوش كه اين خصوصيت را تشخيص ميدهند ، توسط سياستهاى گوناگون به آن دامن هم ميزنند تا حكومتى محكمتر و طولانى تر داشته باشند. به همين دليل فكر كنم بعيد باشد كه جناح خامنه اى و شركا بخواهد دو قطبى بودن جامعه در ايران را با عفو عمومى از بين ببرد تا بتواند با سياستهاى معمول خودشان هميشه قطب برنده باشند و آن نود درصد دنباله رو بدنبالشان، فكر ميكنم تنها حالتى كه ميتواند اين معادله را به هم بريزد اين است كه احساس كنند كه ديگر نميتوانند به عنوان قطب برنده ظاهر شوند .
ارادتمند، افشين قديم

ناشناس گفت...

دوستان عزيز آيا در محضر و پيشگاه مردم ايران آن كساني كه از آخوندها عفو ميخواهند براستي وطنپرست هستند
از ايراني بودن تنها متولد ايران هستم اما هيچگاه در اين ساليان در غربت هرگز فراموش نكرده ام كه ايراني هستم متولد 1357 و از سال 1360 در خارج از ايران سكونت دارم
حتي انگيزه اي از نوشتن و يادآوري جنايات اين رژيم ددمنش ندارم چرا كه همه شمايان پدران و مادران و عزيزان بهتر از ما ميدانيد
اما آيا تسليم زور و قدرت شدن بي شرافتي نيست
مگر نه اينكه ايراني هستيم پس چرا دست به دست هم نشويم و اين رژيم را از بيخ و بن برنكنيم فارغ از هر مرده باد و زنده باد
چرا بايد دست آخوندها را ببوسيم و بليسيم و حال عفو بخواهيم
بيش از همه دوستاني كه در ايران عمري را گذرانده اند خواهان اين هستم كه به ميهنم برگردم اما نه زير حاكميت نعلين و عمامه

Dalghak.Irani گفت...

بز اخفش
این توافق از ب بسم الله اش تا ی آخرش - از سازماندهی تحریم های سنگین و به اجماع جهانی رساندن آن تا مذاکره و استقامت در شدیدترین هجوم نژادپرستان و محافظه کاران و یهودیان و اسرائیل و اعراب منطقه - متعلق به باراک حسین اوباماست و حتی یک بند انگشت هم بخارج از کابینۀ اوباما ندارد. ضمن اینکه هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی در هیچ طرفی حق تعویض یک واو را هم ندارد در متن توافق و فقط یا موافق باید باشند یا مخالف بدون حق تصحیح و توشیح.

ناشناس 37 ساله ای که از سه سالگی خارج از کشور هستی. اگر حتی می نوشتی که از یک گوشه از کرۀ مریخ داری می نویسی که کمترین اطلاعی از اخبار و اتفاقات و وضعیت کنونی زمین و ایران و 37 سال گذشته نداری. بازهم اینقدر کامنتت خام و غیر واقعی و ناعاقلانه و رگ گردنی است که باور کردنی نبود. تا چه رسد به ایرانی که در مهد دانش و عقل و محاسبه و خردورزی و آزاد اندیشی غرب و مرکز غرب و در عصر اینترنت زیسته باشد و چنین پرت باشد از واقعیت. انسان مدرن فرقش با انسان بدوی در این است که با واقعیت موجود همانطور که است روبرو می شود و سعی می کند کم هزینه ترین و شدنی ترین و کوتاه ترین مسیر را انتخاب کند بسمت هدف. یا...هو

روزبه گفت...

علیرغم تحلیل بسیار واقع بینانه تان، قرائن و شواهد خیلی با پیش بینی عفو عمومی سازگار نیست. غر و لند اخیر مقام معظم درباره "کی گفته اسلام رحمانی" توی این شرایطی که بقیه عمله و عکره حکومت ژست متفکرانه خوش بین یا بدبین در مورد توافق گرفته اند را چطور باید تفسیر کرد؟ سه لایه بالای حکومت هنوز همان نسلی هستند که از دوره نوجوانی و جوانی شان به "مرز بندی بین حق و باطل" خو گرفته اند. صحبت از تساهل و مدارا حتی دم در بیت، همان کراهتی را دارد که دست زدن به لیوان کیانوری و احسان طبری در دهه پنجاه داشت.

ناشناس گفت...

چرا می گویی جمهوری خواهان نقش نداشته اند؟ اگر یادت باشد خامنه ای ادعای 190000 سو را داشت و حالا از قرار 5000 تا بیشتر نیست.خیلی از مفاد پیش نویس بخاطر فشار جمهوری خواهان عوض شد که اصول گریان از بد عهدی آمریکا در طول مذاکرات گریان شدند.خود مصوبه کنگره مبنی بر لزوم تصویب موافقتنامه فشار بزرگی بود که بر هیئت مذاکره کننده آورد و هیئت مذاکره جان کری دست و پایش را جمع کرد و موضع سخت گیرانه تری را در پیش گرفت.یعنی یک چشمش به مجلس بود و یک چشمش به مذاکرات.هماهنگی دولت اوباما با مجلس بطور کلی خیلی کم بود و مجلس را در جریان ریز جزئیات قرار نمی داد به همین خاطر نیز مجلس مجبور شد نظارت مستقیم خود را تصویب کند . این یک عمل تاکتیکی از طرف اوباما و نه استراتژیکی بود. مانند صفحه شطرنج که بدون گسترش استراتژیکی مهره ها یک وزیر و یک سوار را برداری و با عملیات تاکتیکی و آرسن لوپن بازی قصد مات کردن حریف را داشته باشی. بگیر نگیر دارد ولی احتمال شکستش هم زیاد است.و یا مانند فوتبالیستی که بهش حس مارادونا بودن دست بدهد و یک تنه توپ را بردارد و بدون پاسکاری همه تیم حریف را دریبل بزند تا بلکه بتواند گل بزند! اوباما هم یک تیم مذاکره کننده برداشت و مخفیانه که حتی نمایندگان مجلس هم خبر نداشتند مذاکراتی را شروع کرد تا بصورت سلیقه ای یک کاری انجام دهد.بعد پای بقیه مهره های تاثیر گذار در سیاست خارجی به ماجرا باز شد و انتقاد ها حتی از جانب حزب دمکرات بالا گرفت. چرا که سیاست خارجی یک کشور باید حتما برآیندی از مجموعه نیروهای سیاسی داخلی باشد تا بتواند موفق شود.
منظورم از اصلاح توافق نامه از طریق رد کردن آن توسط مجلس بود که در کشور دمکراتیکی مانند آمریکا اصلا بعید نیست. می توان فرض را بر این گذاشت که از حالا 50 درصد مخالف هستند و آن را رد خواهند کرد یا اوباما وتو خواهد کرد و یا نخواهد کرد.نمی دانم در صورت وتو استحکام این توافق نامه تا چه حد خواهد بود ولی مسلم خواهد بود که رییس جمهور بعدی می تواند از طریق نقاط ضعف آن به آن فشار بیاورد و بهانه ای بتراشد و معامله را بر هم بزند.
اگر توافقنامه بر هم بخورد آن کسی که زمان زیادی را از دست داده است ایران است نه آمریکا.آنچه معلوم است گروه اوباما فشاری را با استفاده از پروپاگاندای تبلیغاتی برای تحت فشار گذاشتن کنگره آغاز کرده است ولی مشکل اینجاست وقتی یک امری در مجلس بررسی می شود حساب دو دو تا چارتا سکه رایج خواهد بود نه عکس تمام صفحه چاپ شده از ظزیف و کری در مجله نیویورک تایمز به سفارش تریتا پارسی!
از طرف دیگر دو ماه فرصت کنگره هم مدت زیادی است که حوادث زیادی می تواند در آن اتفاق بیافتد. کشورهای مخالف هم بیکار نخواهند نشست تا به نوعی زیر میز بازی بزنند.اولین آن روسیه خواهد بود که منافع حیاتی در این امر دارد. عربستان و اسراییل هم که دو شاه مهره اصلی و همیشگی هستند.فقط منتظر خواهند بود تا خامنه ای یک گند دیگر در سیاست خارجی و منطقه ای خود بالا بیاورد تا آن را در بوق و کرنا کنند و عدم اعتماد به چنین حکومتی را به اثبات برسانند.
به عنوان یک ایرانی که خواهان بهبود سرنوشت وطنم هستم می دانم که اگر فونداسیون این توافق صحیح بتون ریزی می شد می توانستیم یک آسمان خراش بر روی آن بسازیم ولی حالا برج لرزانی است که منتظر یک زلزله یک ریشتر است.این یک ریشتر می تواند خیلی راحت اتفاق بیافتد.عالم سیاست دریای مواج است و زمین مستحکمی ندارد.

بز اخفش

Dalghak.Irani گفت...

بز اخفش
قصد جدل ندارم. من فقط ادعای شما را در مورد توان کنگره برای تصحیح متن اصلاح کردم چون ادعایی غلط بود. بعد هم خودت گفتی این توافق مالی هم نیست و اوباما و کری خیلی واداده اند حالا می گویی توافق اگر خوب است بخاطر پاچه ورمالیده هاست. و نمی دانم از کجا از پشت پردۀ مذاکرات خبر دار شده ای که چون خامنه ای گفته 190000 سو. پس نتیجه می گیریم که جان کری و اوباماهم قبول کرده بودند و اسرائیل بداد جهان رسید و نگذاشت حرف خامنه ای را کری اجرا کند. سعی کنیم منسجم و عقلانی و بدن حب و بغض اظهار نظر بکنیم. من که بارها نوشته ام با شوالیه اوباما اختلاف مشرب سیاسی دارم. اما من که نمی توانم بگویم روز همان شب است. و شما هم نگویید چون روز شب نیست و در روشنایی نمی شود چیزی را پنهان کرد. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک توی مملکتی که من هستم یک پیرزن تو مایه های خانم هریشام با هلیکوپتر مسافرت کرده ۵۰۰۰ دلار آب خورده مردم دارند خشتک اش رو سرش میکشند اونوقت توی اون مملکت یکشبه صد و خورده ای میلیارد شد بیست و چهار میلیارد اونوقت بریم پابوس و عفو عمومی .آسیاب به نوبت نوبت اینا هم میشه خفتشون را میبینیم
کله پاچه سر سفره

لسه فر گفت...

دولت اوباما داره تا حد بسیار زیادی از روی صداقت با ایران رفتار می کند
یعنی حاضر به ایران این شانس را بده که یکی از قطب های اصلی خاورمیانه(در کنار عربستان و ترکیه) بشه ولی تنها و تنها در مقابل این بذل یه چیز از ایران میخواد: مسولیت پذیری
امیدوارم هسته ی سخت قدرت این تنها شانس باقی مانده ی اونا(آوارگی خانواده هاشون) و ما (بدبختی ناشی از جنگ داخلی و خارجی) رو دریابه

ناشناس گفت...

سیاه و سفید فکر نباید کرد. این یک توافق خاکستری می تواند باشد.اگر خوبی در این توافق هست بخشی از آن بخاطر همین بقول خودت پاچه ورمالیده هاست. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.بگونه ای نباید گفت که گویی این توافق همانی است که اوباما می خواست به انجام رساندو حزب جمهوری خواه هیچ نقشی نداشت. اگر این فرض درست بود پس لایحه الزام اوباما چه بود؟ حضور و بازخواست مداوم جان کری در کمیته روابط خارجی سنا چه بود؟ احتیاجی به داشتن میکروفون مخفی در جلسات مذاکرات نیست.اخبار گذشته را که پیگیری کنیم و بقول خودت بدون حب و بغض, تاثیر گذاری مجلسین آمریکا در تمام این دوره کاملا مشهود است و ربطی به روز و شب ندارد, چشم بینا می خواهد.
در مورد اسراییل باید بگویم آن در فکر منافع ملی خودش است که تا حدی با منافع ملی بقیه ملت های جهان از جمله مردم ایران همپوشانی دارد و البته وجوه تفارق زیادی نیز هست.نباید در مورد اسراییل هم سیاه و سفید اندیشید.حتی کشور های عربی هم اینگونه فکر نمی کنند. بالخره همسایه است تا چل تا خانه همسایه حساب می شود. ما در این منطقه می خواهیم زندگی کنیم و فاکتور تنش زدایی از اسراییل و عربستان را نمی توانیم نادیده بگیریم حتی اگر دوست جونجونی آمریکا شویم.دشمنی صحیح نیست فقط یک سلام و والسلام کافی است.

بز اخفش

ناشناس گفت...

خبرگزاری فرانسه نیز با اشاره به سخن رهبر معظم انقلاب درباره تولید ۱۹۰ هزار سو ، نوشت: این ۱۹ برابر بیش از محدوده است که واشینگتن امیدوار است در توافق هسته ای نهایی، سانتریفوژهای ایران را محدود کند. رسانه های آمریکایی می گویند که آمریکا شاید تعداد ۲ تا ۴ هزار سانتریفوژ را در ایران بپذیرد. لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه نیز پیش تر مدعی شده بود ایران می تواند چند صد سانتریفوژ را حفظ کند اما ایرانیان می خواهند چند صد هزار سانتریفوژ داشته باشند. (+)

Dalghak.Irani گفت...

بز اخفش.
بدلیل مفید بودن این دیالوگ ادامه می دهم برای این آخرین کامنت. قربون دهنت من هم همین را می خواهم و می گویم و قبول دارم. اما اگر های زدم فقط در پاسخ هوی تو بود و نه برای انکار تأثیر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در هر دو طرف و در هر موضوع چند وجهی بین انسانی. همه کمک کردند و تند و کند شدند و توافق نهایتاً بدست آمد با سهم عمده ای از جسارت و نیک اندیشی و سخت جانی و پافشاری طراح آن برای اوباما. دست جمهوری خواهان هم درد نکند و دست هر کس دیگری در هر دو طرف که به این پروسۀ احمقانه و خطرناک پایان دادند. دست شما هم درد نکند که با من مناظره کردی. یا...هو

ناشناس گفت...

قربان مرامت.ما همه سرباز وطنیم.همه این دغدغه برای این است که مبادا افعی خامنه ای دوباره فرصتی برای نیش زدن ملت و بقیه دنیا پیدا نکند. اگر دنیا به میل من می گشت قطعا راضی به یک قران تحریم هم نبودم.

گر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر ساختمی
کازاده را بکام دل رساندی آسان

درود

بز اخفش

ناشناس گفت...

ناتو وقتی به یوگسلاوی حمله کرد دولت نژاد پرست وقت از انسانها به عنوان سپر دفاعی استفاده کرد تا در برابر حملات مقاومت کنه . شما اصلاحطلبها الان حکم سپر انسانی را دو دهه هست دارید بازی میکنید . از پشت شما آخوندها دارند برامون شکلک در میارند ولی پیش شما قیافه معصومانه میگیرند کاش شما ضربه گیر نبودید

ناشناس گفت...

دلقک چرا باز مسائل را با هم قاطی میکنی. بعد از جنبش 88 کسانی که ایران را ترک کردند سه دسته بودند.
1- روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، گروه کوچکی که عفو مورد نظر شما مناسب ایشان است.
2- مهاجرین متخصص مثل خودم که دایم بین ایران و کشور مقصد در رفت و آمدیم و نیازی به عفو کسی نداریم. نظر سیاسی مان هم عوض نشده.
3- پناهنده ها - اینها گروه بزرگی هستند که به بهانه جنبش سبز یک دستبتد سبز به مچشان بستند و از کشور مقصد طلب پناهندگی کردند. برای مثال در استرالیا 20 هزار نفر در وضعیت ویزای بریج هستند و دولت ابوت سعی زیادی میکند اینها را برگرداند. عفو مورد نظر تو به ضرر این گروه هست.

نسیم

ناشناس گفت...

دلقك عزيز
هماني هستم كه گفتم 3 ساله بودم كه از ايران بيرون آوردنم و هيچگاه ايراني بودنم را فراموش نكردم
بخاطر تمام دختران فراري ايراني بخاطر آنهايي كه از سر دولت آخوندها دخترانشان را ميفروشند بخاطر همان كودكان كار بخاطر همه كودكان بي سرپرست بخاطر بخاطر بخاطر ...... اين مقاله را حذف كن
عفو را از مردم بخواه كه همه كم و كاستيهاي ما را كه در اين خارجه نشسته ايم و تنها وتنها به هم فحش ميدهيم ببخشايند
هر چند بنده به مانند شما فارسي را چندان طنز آلود و براي تحقير حريف بلد نيستم اما ميفهمم كه خسته شده اي ميخواهي هر طور شده به وطن بازگردي
بهتر است يك يا هو بگويي و ملاقه را حذف كني ننگ عفو خواهي را از خودت پاك كني
راه ميانبر با آخوند جواب ندارد همه شمايان پيشكسوتان را خوانده ام در ميان همه جمله اي ديدم از بازرگان كه در دادگاه گفته بود نگذاريم بچه هايمان در فرداي ايران بگويند پدرمان پوفيوز بودند
نگذاريم آيندگان ايران بگويند همانها كه از سر اجبار و زور از ميهن گريختند خود خواهان عفو از مسببين آن شدند
ياهو الا هو ....

Dalghak.Irani گفت...

درود بر آن پدر و مادری که تو را از سه سالگی بردند از ایران ولی چنان زبان مادری را یادت دادند که چنین روان و سلیس می نویسی.
اما من عددی نیستم که ننگ و افتخاری بر من بار شود. من دلقک پیری هستم که افتخارم دریوزگی زندگی برای هموطنانم است حتی از شیطان! مشکل اما ننگ دریوزگی من نیست. بلکه مشکل جایی است که حاکمان قرون وسطایی حاکم بر وطنم درخواست و گدایی ام را بهیچ می گیرند و به تخمشان هم حسابم نمی کنند. پس اگر اتفاقی بیفتد و دریوزگی مرا بپذیرند و یک قدم مثبت برای هموطنانم و فرزندانم بردارند بالاترین افتخارم همین ننگی خواهد بود که شما برحذرم می دارید. یا...هو

ناشناس گفت...

مقام معظم رهبری همین الان این پست را خواندند واکنش
آورین آورین بیاید دست بوسی اتفاقا امام هم در آخرین فرازهایش گفته بودند منافقین بهتر است به میهن برگردند تا مجازات و قصاص بشوند تا در آن دنیا عذابشان تخفیف پیدا کند .
باز هم آورین

ناشناس گفت...

دلقک عزیز،

من با تقسیم بندی شما به ۵%،۵% و ۹۰% جامعه موافق نیستم. فکر می‌کنم این استدلال از بنیاد ویران است. بگذارید با یک سوال شروع کنم. پیش فرض بسیاری بر اینست که انقلاب توسط مردم پایین شهری حمایت شد و میشود. با توجه به استدلال شما، در اینجا این سوال مطرح است که چقدر از تظاهرات زمان انقلاب در قلعه مرغی، جوادیه، بازار، نازی آباد، شاه عبدالعظیم بود؟ جغرافیای زمانی‌ تهران در آن دوران چگونه بود؟ بیشتر تظاهرات نزدیک به بهمن و بهمن ماه حول و حوش دانشگاه تهران بود. با این وضعیت درباره دوران انقلاب چه میتوان گفت؟

نکته دیگر اینکه تهران شهری تاریخی است و چون از جنوب شروع شده میدان‌ها و خیابان‌های بزرگ و مدرن بیشتر در سمت خیابان انقلاب به بالا هستند و شرایط این مکانها برای تظاهرات بهتر هستند. آیا مثلا مردمی که در میدان ولیعصر تظاهرات میکنند یا شادی میکنند شمال شهری و جزو آن‌ ۵% کذایی هستند؟ یا ونک چطور؟ دلقک جان جغرافیای تهران و شمال و جنوبش مدت هاست که تغییر کرده و الان ونک همان میدان انقلاب یا ۲۴ اسفند در سال ۵۷ است. آیا تظاهرات، به قول سردار نازنین شما قالیباف، ۳ میلیونی در یافت آباد یا شاه عبدالعظیم بود یا در ۷ تیر؟؟؟؟ آیا ۷ تیر و امجدیه دهه ۵۰ بالا شهر بود یا پایین شهر؟ به نظرم بنیاد استدلال شما صحیح نیست. زیرا این استدلال توسط بسیاری در رد جنبش رای من کو لقلقه زبان شده است. جالب اینکه جنبش رای من کو در اعتراض به تقلب بود حال بسیاری میگویند تقلب نبود چند درصد شمال شهری بودند و دغدغه سیاسی داشتند و خیلی‌‌ها هم استدلال آماری دارند که تقلب نبوده است! حرف بسیار است ....

شیرین

ناشناس گفت...

به نظر من هرگونه عفو عمومی و یک چنین حرکتی به معنی خودکشی برای نظام است. نظامی که اپوزیسیون حتی معتدل آن نیم نگاهی به تشویق کشورهای دیگر برای حمله نظامی به ایران دارد هرگز درها را این گونه باز نمی کند. شاه از همه جا بی خبر در سالهای آخر به بهانه همگامی با حقوق بشر آن زمان کارتر کمی فضا را باز کرد و نتیجه اش را دید. این نظام به خوبی به مخالفینش اشراف دارد. پیش بینی من، با کمی خوش بینی به نیت خیر روحانی، بدین ترتیب است:

به نظر من قدم بعدی روحانی در زمینه سیاست داخلی اجماع طیف لاریجانی با خود برای صندلی های مجلس است، و یک حمایت کوچکی هم از اصلاح طلبان می کند تا مجلسی شبیه مجلس پنجم (که خود در هیات رییسه آن بود) تشکیل شد. مجلسی که حدود نصف اصولگرای کلاسیک مثل لاریجانی و نصف کارگزاران، اعتدالیون دولتی است و چندتایی هم اصلاح طلب مانند عارف خواهد بود. اما پروژه مجلس خبرگانش که با رفسنجانی دارند شانس موفقیت زیادی ندارد چون خبرگان برای جنتی و خامنه ای شوخی بردار نیست و توجه جو عمومی بر مجلس خواهد بود و اتفاق خاصی برای خبرگان نمی افتد.

قدم بعدی روحانی، که مصادف با سال آخر دور اول ریاستش خواهد بود تمرکز بر رفع حصر خواهد بود که به نظرم با خایه مالی زیاد و اینکه رهبری به دنبال وحدت هستند و در پشت پرده با معامله ها و گرفتن ضمانت از موسوی و کروبی که من آزادتان می کنم از من حمایت کنید و فتنه به پا نکنید، رفع حصر را انجام خواهد داد و با انرژی که از آن می گیرد وارد انتخابات ۹۶ خواهد شد و برنده قطعی است.

و سرانجام در دور دوم که کشور از نظر اقتصادی و سیاسی به ثبات قابل ملاحظه ای رسیده چهره روحانی تغییر پیدا خواهد کرد و آن روی سگش نسبت به خامنه ای و سپاه روشن خواهد شد ... تا ببینیم تا آنجا چه می شود.

ناشناس گفت...

دلقک توی مملکتی که من هستم یک پیرزن تو مایه های خانم هریشام با هلیکوپتر مسافرت کرده ۵۰۰۰ دلار آب خورده مردم دارند خشتک اش رو سرش میکشند اونوقت توی اون مملکت یکشبه صد و خورده ای میلیارد شد بیست و چهار میلیارد اونوقت بریم پابوس و عفو عمومی .آسیاب به نوبت نوبت اینا هم میشه خفتشون را میبینیم
کله پاچه سر سفره. . بابا بذار دلقک با دکمه سر دست خوش باشد.گفت میان عاشق و معشوق رمزی است. چه داند ان که اشتر می چراند. اگر صد ها 150 میلیارددلار هم بشود15 میلیارد دلار. او چون فر ما لیست است.نگا هش به دکمه سر دست است. دلقک امدی تحلیل نوشتی؟ خوب همه مردم ایران از سی سال پیش این تقسیم بندی را می دانستند.بعد هم عفو عمومی؟ مگر گناه انها که به هر دلیل به خارج پناه اورده اند چیست که مورد عفو واقع شوند؟ اینها مملکت را سی سال است به لجن کشانده اند. انوقت گنا هش با بقیه است.اگر کسی در خارج است. یا با انتخاب رفته. که هیچی. یا با اعتراض رفته که دستکم با این نتا یجی که این کلا شان و منگو لها برای ایران رقم زدند صحت نظر انها و حق به جانبی انها ثابت می شود.پس دیگر چرا باید مورد عغو قرار گیرند؟ جرمشان چیست.چون در دزدی و بلاهت و ویران کردن مملکت شریک نبوده اند؟اخر عقل هم خوب چیزی است. یا شبیه نوشته تو یک شخص کامنت گذاری در پست قبلی نوشته ما باید بپذیریم که اینا پول و تفنگ و قدرت دارند و جان و مال و ناموس ما در دست ایناست. پس باید همه جور تسلیم باشیم. ترا خدا نگاه کن به این موجودات عجیب و غریب. این همه انقلاب و توی سر خودت بزن برای رسیدن به این نقطه بود.حالا شاه بهتر بود یا خمینی؟ ازادی بهتر بود یا اسلام؟ حق را اینگونه نمی توان گرفت.بروید از حیوا ناتی که در طبیعت زندگی می کنند یاد بگیرید که وقتی متحد می شوند شیر ژیان را شکست می دهند. اخوند که عددی نیست.خوبه والله ما اینجا بیکار بشینیم. انها هم دزدی هایشان را بکنند. و توی سرمان بزنند و عده ای هم دلشان به دکمه سر دستی خوش باشد. این فرمی اش را ندیده بودم.لابد این یک فلسفه سه بعدی است که ما درک نمی کنیم.اقا مثال خوبی زدند. ما یک ملت مرده هستیم. و الا باید خشتک اینها راروی سر خودشان که هیچ روی سر جد و ابادشان می کشیدیم.

ناشناس گفت...

دلقک توی مملکتی که من هستم یک پیرزن تو مایه های خانم هریشام با هلیکوپتر مسافرت کرده ۵۰۰۰ دلار آب خورده مردم دارند خشتک اش رو سرش میکشند اونوقت توی اون مملکت یکشبه صد و خورده ای میلیارد شد بیست و چهار میلیارد اونوقت بریم پابوس و عفو عمومی .آسیاب به نوبت نوبت اینا هم میشه خفتشون را میبینیم
کله پاچه سر سفره. . بابا بذار دلقک با دکمه سر دست خوش باشد.گفت میان عاشق و معشوق رمزی است. چه داند ان که اشتر می چراند. اگر صد ها 150 میلیارددلار هم بشود15 میلیارد دلار. او چون فر ما لیست است.نگا هش به دکمه سر دست است. دلقک امدی تحلیل نوشتی؟ خوب همه مردم ایران از سی سال پیش این تقسیم بندی را می دانستند.بعد هم عفو عمومی؟ مگر گناه انها که به هر دلیل به خارج پناه اورده اند چیست که مورد عفو واقع شوند؟ اینها مملکت را سی سال است به لجن کشانده اند. انوقت گنا هش با بقیه است.اگر کسی در خارج است. یا با انتخاب رفته. که هیچی. یا با اعتراض رفته که دستکم با این نتا یجی که این کلا شان و منگو لها برای ایران رقم زدند صحت نظر انها و حق به جانبی انها ثابت می شود.پس دیگر چرا باید مورد عغو قرار گیرند؟ جرمشان چیست.چون در دزدی و بلاهت و ویران کردن مملکت شریک نبوده اند؟اخر عقل هم خوب چیزی است. یا شبیه نوشته تو یک شخص کامنت گذاری در پست قبلی نوشته ما باید بپذیریم که اینا پول و تفنگ و قدرت دارند و جان و مال و ناموس ما در دست ایناست. پس باید همه جور تسلیم باشیم. ترا خدا نگاه کن به این موجودات عجیب و غریب. این همه انقلاب و توی سر خودت بزن برای رسیدن به این نقطه بود.حالا شاه بهتر بود یا خمینی؟ ازادی بهتر بود یا اسلام؟ حق را اینگونه نمی توان گرفت.بروید از حیوا ناتی که در طبیعت زندگی می کنند یاد بگیرید که وقتی متحد می شوند شیر ژیان را شکست می دهند. اخوند که عددی نیست.خوبه والله ما اینجا بیکار بشینیم. انها هم دزدی هایشان را بکنند. و توی سرمان بزنند و عده ای هم دلشان به دکمه سر دستی خوش باشد. این فرمی اش را ندیده بودم.لابد این یک فلسفه سه بعدی است که ما درک نمی کنیم.اقا مثال خوبی زدند. ما یک ملت مرده هستیم. و الا باید خشتک اینها راروی سر خودشان که هیچ روی سر جد و ابادشان می کشیدیم.

ناشناس گفت...

در اوج گرمای خفه کننده تابستان امید چند قطره باران که اندکی از شدت گرما کم کند امیدی واهی نیست ولی آرزوی اینکه زمین برعکس بچرخد تا بهار دل انگیز سال گذشته !؟
اعلام عفو عمومی از جانب کسی که همین چند روز پیش باز هم از سر کینه از فتنه گفت و به وزیران علوم و بهداشت در مورد اساتيد هشدار داد و افتضاح بورسیه ها را به فتنه گره زد، امیدی است واهی از جنس همان آرزوی محالی که در بالا گفتم.

پراگماتیست گفت...

با درود بر تیمسار ایرانی

من نیز به گل نشستن کشتی نام را به همه ایرانیان و به خصوص روحانی و ظریف تبریک می گویم.

همچنین از خامنه ای هم تشکر می کنم. اگرچه این پروژه روحانی بود و خامنه ای رغبتی به این نوع قرارداد نداشت، بدون همراهی حضرت والا امکان پذیر نبود.

هرگاه و تا حدی که نماینده خداوند بر زمین پایشان را از روی دم منافع ملی بردارند، این شهروند درجه دو به ایشان علاقمند می شود.

پیش بینی آینده:

جمهوری اسلامی در مواجهه با واقعیتهای روز فرسوده شده و تا بخواهد مقدمه چینی کند که هجوم دیگری بر مدرنیته برد، مجبور به برداشتن یک گام مهم دیگر به عقب خواهد شد و این چرخه ادامه خواهد داشت تا حل شدن آن در نظام بین الملل.

الف گفت...

تیمسار گرامی

کاش این مطلب شما امکان وقوع داشت، بچه هایی که آواره هستند در خارج بر می گشتند و منتقدانی که در داخل دهنشان لاک و مهر شده و در خارج مشغول عربده کaی در شبکه های فارسی اند، بر می گشتند و یک دیالوگ جدی و موثر داخل ایران راه می افتاد،
اما فکر می کنم خودتان هم تقریبا مطمئن هستید که این آرزوی ما محال است!
خامنه ای و عفو عمومی؟! آن هم الان؟

خُسن آقا گفت...

شتر در خواب بیند پنبه دانه ... گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه
جناب دلقک شما بعضی وقت ها گرفتار چنان پریشان حالی‌های شدیدی می‌شوید که معلوم نیست از چه جهت است!
اولا این ملت است که باید عفو عمومی بدهد به ملاهای جنایت کار نه برعکس! نکند دلقک سعی می‌کند ملت را بخنداند که چنین طنزگونه می‌نویسد!
گویا دلقک فراموش کرده که برای اینکه کسی تقاضای عفو کند باید پیش‌تر گناهی مرتکب شده باشد!
اگر کسی گناهکار باشد این دکان‌داران دین هستند که 35 سال قیام ملتی را دزدیدند و به بدترین نوع ایران را ویران کردند.
من به شما قول می‌دهم که عمق فاجعه ویرانی ایران چنان ژرف شده که حتی با دفن اجساد گندیده آخوندها هم پر نخواهد شد.

ناشناس گفت...

این سکوت نود درصدی سکوت قبل از طوفانه

ناشناس گفت...

تیمسار جان، من فکر می کنم که خیلی بهتر از من واقعیت ها را می دانی اما می خواهی مثبت اندیشی کنی و در حد توان راهکار نشان دهی. این می تواند خوب هم باشد، اما واقعیت ها چنین نمی گوید. خیلی وارد جزئیات خارج از حوصله وبلاگ نشوم اما خیلی زود دوستان نتیجه گرفته اند که این توافق به قانون تبدیل خواهد شد من چنین فکر نمی کنم. اصولا حزبی که چنین عمقی و پشتوانه ای دارد (جمهوری خواه) با چهار تا سوز و بریز جان کری و شرمن تکانی نمی خورد و کار خودش را خواهد کرد. قضیه جدیدی تر از آن هست که دوستان در اینجا می گویند و البته موافق و مخالف مسئله را تمام شده می پندارند، اما اینگونه نیست. دلایل مخالفت جمهوری خواهان را اینجا نمی آورم که خیلی طولانی خواهد شد.
طی دو ماه آینده آنچه از کنگره بیرون خواهد آمد، حالت های مختلفی دارد. اول اینکه این توافق رای مثبت را بیاورد، احتمال این مسئله کم است ولی یکی از احتمالات است. بعدی رای منفی کنگره و سپس وتوی اوباما، در اینصورت دو حالت برای من متصور است. اول اینکه حزب جمهوری خواه با این مسئله کنار بیاید و تمام نتیجه این قرارداد را گردن اوباما و حزب دمکرات بیاندازد که سوخت لازمه برای فتح ریاست جمهوری تامین شود. بعد از انتخابات وقتی کنگره و ریاست جمهوری دست حزب باشد، برخواهد گشت سراغ ایران و توافق. این هم احتمال بعدی است.
اما یک احتمال که بیشترین احتمال ممکنه از دید من هست، روی دمکرات هایی که نسبت به این توافق شک دارند فشار گذاشته شود تا تعداد مخالفین به 67 برسد که عددی بسیار خطرناک است و اوباما را به کناری می زند. من احتمال می دهم نهایتا حرف بز اخوش بشود به این معنی که وقتی تعداد مخالفین به 67 نزدیک شود، هر دو حزب به طرف یک موضع مشترک خواهند رفت و اوباما مجبور است اطاعت کند همچنانکه قبلا قانون فعلی کنگره را علی رغم تهدیدها، نهایتا امضا کرد. نهایتا در صحبت های مابین این دو حزب، روی مواردی دست گذاشته خواهد شد و از اوباما خواسته می شود که در توافق فعلی، موارد ذکر شده اصلاح گردد تا کنگره به توافق اصلاح شده رای دهد.
می دانم شورای امنیت/سازمان ملل بزودی برای این توافق فعلی رای خواهد داد و این رای دادن کار را پیچیده تر خواهد کرد اما توان لازمه برای عقب زدن جمهوری خواهان را ندارد.
نهایتا این جنجال دوباره تکرار می شود با حضور 5+1 و ایران تا موارد گفته شده توسط کنگره بازنگری شود، این بیشترین احتمال از احتمالات موجود هست. راه کار قانونی برای این مسئله نیز حل خواهد شد.

"یک نظر"

Dalghak.Irani گفت...

قابل توجه گروه زامبی های -آخ آخ کمی آهسته آخوندها خشتکشان را زرد کردند از ترس ترکش های دندان قروچه های 37 سالۀ شما - پشت کیبوردهای رؤیایی.

اوبامای بیچاره هم همین گرفتاری را دارد با زامبی های امریکایی. منتها اگر زامبی های امریکا حداقل بزرگترین و قوی ترین ارتش جهان را تضمین جنگش دارد زامبی های مقابل من اصلاً معلوم نیست وجود حقیقی هم داشته باشند که چنین اره گوزهای ناشتا می کنند و می دهند. وظیفۀ من بعنوان یک نفر که می خواهد برای جامعه اش مفید باشد در انداختن بحث ها و یادآوری نکاتی است که می تواند به گشایش در کار فروبستۀ کشور کمک کند. وظیفۀ من طرح موضوع است و آگاهی بخشی راه های متنوع رسیدن به زیست بهتر در ایران. من بیشتر از اینکه بخواهم زامبی ها را تحریک کنم - اصلاً چنین قصدی ندارم - دنبال بگوشۀ رینگ بردن استدلالی و صلح بان آخوندها هستم در نظر خواننده. تا بغیر از زامبی ها - که از 37 سال پیش این آخوندها را می شناختند و در این 37 سال هیچ غلطی نتوانسته اند انجام بدهند - دیگران هم ببینند که زامبی شدن زامبی ها از خون آشامی فطری شان نبوده بلکه این آخوندها بوده اند که آنان را بخونشان تشنه کرده اند. و در این راه پیشنهادات تغییرات بدون خشونت و با حفظ قدرت برای آخوندها می دهم. تا از همۀراه ها رفته باشم و آنان را بمحاصره درآورده باشم. اوباما می گوید: سخنان نتانیاهو را شنیدم چیزی برای گفتن نداشت. و مهمتر اینکه راه جایگزین ندارد. راه جایگزین جنگ است. اگر منظورشان این راه است بیایند چشم در چشم مردم امریکا بگویند تا پاسخ شان را بگیرند و لازم نیست مثل پیرزنان فقط غر بزنند که توافق من خوب نیست. من هم به همۀ سطحی اندیشان و رگ گردن کلفتان و پهلوان پنبه های الکی همین حرف اوباما را می زنم. تازه شما که ارتشی هم ندارید و باید یقلاوی های ارتش بیگانه را بشوئید. می دانم با احتمال 1000 درصد خامنه ای چنین عقلی نمی کند که در این مطلب طرح کرده ام. اما در حالی که شما هم هنوز ارتش لازم را پیدا نکرده اید و ارتش امریکا هم - تنها امیدتان - پاپس کشید؛ حرف زدن من که چیزی از شما کم نمی کند و فقط من تحقیر می شوم. شما که سربلند هستید. اما اگر راه اقدام شما را سد کرده ام با استدلال بگویید بروم کنار و یا حتی لباس رزم بپوشم و در رکاب حاضر شوم. یا...هو

عصبانی گفت...

دلقک؛ بعضی وقتها به جای تو دلم میخواهد سرم را به دیوار بکوبم از بس که بیشتر ما در فن خواندن (Reading) عجول، بی استعداد و سرسری هستیم.

...عفو عمومی مفهومی عمدتاً سیاسی است که در هنگام دگرگونی های عمیق و ساختاری یا بی ثباتی ها و گسست های داخلی در جوامع - ناشی از جنگ و انقلاب و کودتا و نظایر آن - بیشترین کاربرد را دارد ...

ب- عفو عمومی یک بخشش تحقیر آمیز و با درخواست انفرادی و توبه نامه و از این قبیل نیست و فرد مورد عفو قرار گرفته هیچ انگی از سازش و بریدن و دریوزگی سیاسی و از این قبیل را بر پیشانیش نخواهد حس کرد.



حالا باز بیاید بگید این ما هستیم که باید حکومت را مورد عفر قرار دهیم. بابا عفر عمومی یعنی آن کسی که قدرت در دستش هست از الان به بعد همه چیز را در ذهن خودش ریست کند.

ناشناس گفت...

دلقک تند نرو .با اولین اعتصاب این جشن و پایکوبی تان آب میرود . دلقک تند نرو.اتفاقا نظام همه چیزش را داد. حالا باید برود برای روز بادا دنبال بزن کف خیابان باشد.مگه با ژورنالیزم میشه شب را صبح کرد هرچی میخواهی فحشمان بده طعنه بزم مسخره کن اصلاح طلب بازی در بیار فعلا دور دور شماست غرب هم با شماست ولی یادت باشد یادت باشد ما فردا امروز را یادمان میماند .

ادوارد البی دوم گفت...

به نظرم اینکه جمهوریخواهان علیه توافق رای بدهند عملی نیست. چرا که هر دو حزب عمده امریکا فراتر از تعهدی که به حزب خود دارند، به مفهوم بزرگتری به نام امریکا متعهد هستند. اگر جمهوریخواهان کنگره توافق را نپذیرند، چیزی که جهان از امریکا می‌بیند دوصدایی بودن این کشور خواهد بود. امریکایی‌ها غرور و خودبزرگ‌بینی شدیدی دارند و حاضر نیستند آن را با چیزی معاوضه کنند. پس جمهوریخواهان حاضر نخواهند بود حرف رئیس جمهور کشورشان (و نه اوباما) را در جهان بی‌اعتبار کنند. آنان با نق زدن و غر زدن موافق توافق خواهند بود. حالا شاید در آینده و در اجرا کارشکنی بکنند.

در مورد آنهایی هم که می‌گویند ما باید حکومت را ببخشیم، نه حکومت ما را، باید بگویم به طرز غم‌انگیزی خنده‌دار هستید. شما حکومت را نبخشید چه اتفاقی می‌افتد؟ نبخشید. صبح تا شب مثل پیرزن‌ها نفرین کنید. موضوع بخشش گناه نیست. عفو عمومی یعنی عدم پیگیری مخالف سیاسی سابق. یک بابایی هم کامنت داده متحد بشیم حکومت رو سرنگون کنیم، ولی تا آخوندها هستند من ایران نمی‌آیم! یعنی ملت بفرمایید مبارزه کنید و خون بدهید و آماده کنید، تا من وارد وطن شوم. زکی!

ناشناس گفت...

تازه شماکه ارتشی هم ندارید و باید یقلاوی های ارتش بیگانه را بشوئید. ...... پس لابد اخوندای بو گندو تا کنون یقلا وی های بقول تو ارتش روسیه چین را نمی شسته اند؟ در معا دلات جهانی این امر یک ضرورت شده. وقتی یک ملتی بخواب رفته باشد. چاره همان جنگ است. اقای دلقک اگر فردا فردی از شما 10000 هزار دلار بدزدد. تا قزاقستان هم او را دنبال نمی کنی؟ به دادگاه شکایت نمی بری؟ حقاق حق نمی کنی؟ راستش را بگو؟ وقتی میلیارد ها دلار پول زبان بسته ملت را به جیب اعراب می ریزند. نگلیف ما چیست. مابقی پولها هم که دزدی می شود. پس ملت در این کشور هوا کفلمه کنند. البته ملکه بریتا نیا به شما می رسد. وقتی یک گروه حاکمی به هیچ زبانی ادم نمی شوند. با یک جنگ مختصر و دو روزه. باور کن دو روزه کار این دزدان یکسره می شود و مردم و مملکت از یک مشت عرب و ویرانی نجات پیدا می کند. قبر پدر اینکه امریکا ما را نجات داده باشد. اوبا ما و امر یکا یی ها هزار پله از اینها بهتر ند. عزیزم شما با دکمه سر دست نمی توانی اخوند را راه بیاوری. چقدر من بتو بگویم و تو حرف خودت را بزنی. من نه مجاهدم نه کمونیستم و نه هیچ عقیده ای دارم. اصلا با عقیده مخالفم. ولی می دانم چاره اخوند در نبود قدرت ملت هوا پیما های امر یکایی است. تا اخوندا را هراسان وارد سوراخ کند. حالا هر سوراخی!

ناشناس گفت...

حلبی دوم که روی دوش دلقک نشستی و شکلک در میاری پیداست برخلاف اسم دهن پرکنت بسیار سطحی و ساده لوحی فکر میکنی مسیح دوشنبه از فراز وین ظاهرشد و دنیا را متبرک کرد.متوجه نشدی چی شد جمهوری اسلامی از موضوعیت جهانی افتاد یعنی اگر فردا حکم سنگسار در همان میدان ونکی که رقص و پایکوبی میکردی انجام شد و سر صبح چشمانت از این صحنه سیراب شد مرکل میرود و میگوید باید به فرهنگهای گوناگون احترام گذاشت .الان متوجه نیستی چه شد فردا که یک بسیجی سیزده ساله توی خیابون بهت بشین و پاشو داد تازه دوزاری حلبیت میافتد.چنان غارتی بکنند شما را از فردا حالش راببری .وقتی شرکتها را همه را اختصاصی سازی کردند و رفتی کارمند نوجه های نقدی شدی و چایی اوردی پا جفت کردی اونوقت یاد میگیری چگونه حجم استوانه را اندازه میگیرند .مگه نمیبینی چه خوشحالند از موحدی کرمانی و غیره در نماز جمعه به چین اسلامی خوش آمدی .

ناشناس گفت...

دلقک به جای زمبی زمبی کردن( حالا دیگه آخوندهای داعشی آدم هستن و ما آدم خوار!) توضیح بده منظورت از اعلام عفو برای چه گروهی بود؟ روزنامه نگاران اصلاح طلب؟ یا مجاهدین خلق؟ یا خودت؟ راستی مگه تو هم پناهنده ای؟

نسیم

ناشناس گفت...

راست میگه نسیم ما ادمخوریم اخوندها مجسمه جنتلمن .یاد حرف زدن اون بهنود خرفت افتادم بعد از عاشورا که گفت دلهره دارم که خشونت باشه سطل اشغال اتیش زدن دلهره داره ولی تجاوز و دریدن مستحبه.

ناشناس گفت...

کارتر و کالاهان و ژیسکار دستن بازهم در گوادالوپ وین نشستند و یک سال و نیم دیگر ملت را بازی دادند و شو گذاشتند که به مردم ایران و منطقه بگویند جمهوری اسلامی فرزند دلبند ماست. چنان با مهارت اینکار را انجام دادند که اعراب پریدند بغل نتانیاهو جنان با زبردستی بازی کردند که اعراب باز تلکه شدند و کلی آهن پاره خریدند و از این به بعد که اعتماد به نفسم ندارند هزار برابر بیشتر میخرند اون احمق بند بن سلطان هم هی جار میزند ببینید ما هی داریم امیدمان را به آمریکا از دست میدهیم که یالا یه کاری بکنید دلمان را بدست بیارید .موج بعدی موج مهاجرت اعراب خر پول به غرب است حالا ما هم گوش دراز تحت تاثیر گریه کری و دوستان.اگر خمینی زنده بود قطعا میگفت لکن این انقلاب از آن دو انقلاب باحالتر بود .موقعی که ظریف داشت تو بالکن قهقهه میزد .کری و هامون و فابیوس هم داشتند از پشت پرده به ریش دنیا میخندیدند

عسکر گفت...

چند روز قبل از انجام توافق ، پیروزی دیپلماسی دولت تدبیـر و امید بر جنگ افروزان آمریکایی
را پیش بینی کرده و تبـریک گفته بودم .

حالا می بینـم که شاهزاده بندر (رئیس سابق اطلاعات عربستان) و بنیامین نتانیاهو و سناتورهای
جنگ افروز ، بدجوری آتیش گرفتن .

ناشناس گفت...

لعنت به ۸۸ و هیجان ۲۲ سالگیِ احمقی که می‌خواست قهرمان باشه. از اوین که برگشتم مادر و پدرم دیگه آدمهای قبلی‌ نبودن. گفتن فقط برو. خوشحال هستند که بچشون بورسیه گرفته تو آمریکا دکتری میخونه، نمیدونن که یه آدم افسرده و حال به هم زن شده. ما که با رأی دادن به روحانی عملا هم مسیر حکومت شدیم، بذارین برگردیم یه گوشهٔ مملکت با نصف حقوق اینجامون یه مهندس دون پایه بشیم ننه بابای پیرمون هم تنها نباشن.

https://www.youtube.com/watch?v=M-uqOM6wjWI


گمشده

ناشناس گفت...

کم پیدا میگوید :
من با کلمه واصطلاح عفو عمومی مخالفم - عفو عمومی همیشه بوده و در ایران بار سیاسی ندارد مثل زمانی که عید ( مذهبی و یا ملی ) میشود و رییس قوه قضاییه لیست زندانی ها را میدهد ( غیر از افراد امنیتی - بخوان سیاسی ) و معمولا همگی مورد عفو مقام رهبری قرار میگیرند .
اصطلاح و پیشنهاد آشتی ملی و یا آنجه دکتر یزدی در نامه سرگشاده خود به روحانی درخواست کرده " وفاق ملی " صحیح تر است .
آشتی ملی یا وفاق ملی همان حلقه مفقوده وضعیت پسا تحریم است .
کم پیدا

ادوارد البی دوم گفت...

ناشناس ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.، ساعت ۱۶:۰۹
کجای حرفم از توافق ذوق‌زده‌ام؟! من درباره کنگره گفته‌ام و سوءتفاهم درباره عفو عمومی و بی‌عملی معترضینی که ایرانی آزاد و آباد را بی آنکه برایش زحمتی بکشند، آرزو دارند. حالا چه گفته‌ام که به تریج قبای دیبایت برخورده و از دستم عصبانی هستی نمی‌دانم و جواب توهین‌هایت را نمی‌دهم، که آدمی که از ناتوانی عصبانی شده، مانند تلویزیون مجاهدین، جز فحاشی دستاویزی ندارد. بالا بیاور تا خالی شوی.

شناس گفت...

ماشالا دانشمند ریخته. در هر زمینه. همین فرمون بریم ایران آباده.
گوادالوپ وین؟! گوادالوپ جزیره‌ای است در کارائیب و متعلق به فرانسه.

ناشناس گفت...

یادمه یکبار فکر کنم خاتمی بود که گفت در جریان سال 88 به عظما جان ظلم شد خشتکش رو سرش کشیدند. جالب بود که خاتمی انتظار داشت پس از این حرف عظما جان ایشون رو عفو بفرمایند ولی نتیجه ختم شد به ممنوع التصویری تحقیر آمیز و شرم آور. مثل اینه که گوسفند در مقابل گرگ درخواست عفو کنه!. الان هم دلقک میگه عظما جان منت بر سر ملت بگذارند و عفو ملوکانه بفرمایند!

Dalghak.Irani گفت...

دانشمند هول برت نداره. گوادلوپ یک مفهوم سیاسی است در فرهنگ ایران و خواننده ای که آنرا بکار برده منظورش این مفهوم بوده و نه جغرافیای سیاسی. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک فعلا بیخیال داخل شو یک تحلیل استراتژیک از منطقه لطفا. فکر کنم ایران ژاندارم منطقه شد. صحبتهای امروز اخوندی وزیر ترابری جالب بود.گفت کشتیها دیگه نرند دوبی بار خالی کنند بیاند مستقیم بند عباس ما مگه چلفتیم برید پایین سوخت بزنید بیاید همین ساوه ما باک هواپیما را پر میکنیم عرق خلبانها هم با ما. برید خبر انلاین را بخونید جالبه

ناشناس گفت...

مساله اینه که نظام (=رهبر) اعلام عفو عمومی نخواهد کرد. خامنه ای مانند خمینی نیست او 12 سال آزگار برای اینکه مقابل آمریکا کوتاه بیاد زمان صرف کرد او حاضر شد به جای مرگ یک بار شیون یک بار، 12 سال جام زهر مساله هسته ای رو به حلقومش آهسته آهسته فرو کنند و نه یکباره. چنین آدمی هرگز یکباره عفو عمومی اعلام نمی کند.
سوال اینجاست که آدم اگر عاقل باشد و بداند که چیزی امکان ندارد چرا مطرحش می کند؟ هدفش چیست؟ به نظر من دلقک آدم بسیار مشکوکی است.
بعضی از افراد هم طوری میگویند قدرت دست حکومت است و حکومت باید عفو کند انگار واقعا حکومت میخواهد عفو کند. مثل همون قضیه ای شد که اون استاد جامعه شناسی در سخنرانی اش پس از فوت مرتضی پاشایی گفت: قربانی خودش را با متجاوز همدل احساس میکند! واکنش قربانی در مقابل متجاوز در ابتدا مقاومت است ولی پس از مدتی فشار روانی ناشی از عدم موفقیت در مقاومت باعث میشود تا قربانی در ذهنش ابتدا در مقابل تسلیم زبونانه اش توجیه ببافد و در مرحله آخر حتی به متجاور حق هم بدهد!

شهروند گفت...

بنده به پيشنهاد و راهكار شما اعتقاد كامل دارم و در كامنتي هم ذكر كردم ، ولي يك سوال اساسي دارم ، در شرايط فعلي بهترين و موثرترين كاري كه جمهوري اسلامي براي تغيير شرايط خود و كشور انجام دهد ، همين اعلام عفو عمومي ست ، عفو عمومي لزوما بمعني باز شدن كامل سياسي نيست به اعتقاد بنده ، عفو عمومي و اعلام آن مي تواند در گام اول فقط بمنزله تغيير رويكرد حكومت باشد . در گام نخست بعقيده بنده لازم نيست كه مخالفان سياسي به كشور وارد شوند و شوراي نگهبان هم تمامي آنها را تأييد صلاحيت كند براي انتخابات مختلف ، عفو عمومي با توجه به ظرفيت حكومت ، در حد امان نامه دادند به تمامي مخالفان سياسي براي بازگشت به كشور ، بيشتر از اين را در توان جمهوري اسلامي نمي دانم ، ولي نفطه قوت اين عفو عمومي مي توتند بازگشت نيروهاي متخصص ايراني به كشور باشد ، اين متخصصان هم با تغيير رويكرد حكومت در حوزه اجتماعي و سختگيريهاي شرعي ، احتمال بازگشتشان افزايش مي يابد به نظرم ، كشور بدون عفو عمومي ، نمي تواند مردم را همراه خود كند و جامعه از هم گسيخته امروز را متحد كند ، در نتيجه نمي تواند در زمينه اقتصاد گامهاي اساسي بردارد ، و در زمينه جذب سرمايه هاي خارجي در بخشهاي غيرنفتي هم مشكلات زيادي خواهد داشت ، كشور بدون اعلام عفو عمومي شرايطي عادي پيدا نمي كند تا سرمايه داران مجاب به وجود امنيت شوند و راغب به سرمايه گذاري شوند ، براي خارج كردن سپاه از اقتصاد و حركت به سمت اقتصاد آزاد و كاهش فساد ، اگر دولت اراده اي داشته باشد ، نخستين گام نيرومندي دولت با اعلام عفو عمومي بايد باشد ، ادامه وضعيت كنوني حتي با امضاء توافق اتمي ، ره به جايي نخواهد برد و همچنان بزرگترين مشكل حكومت از روز نخست، ناكارآمدي نظام ، ادامه پيدا خواهد كرد ، فرض را بر اين بگذاريم كه روحاني و هاشمي و همفكرانشان ، مثل حقير و جنابعالي معتقد به لزوم عفو عمومي باشند ، چه راهكاري دارند براي اينكه بتوانند خامنه اي و سپاه را وادار كنند تا عفو عمومي را قبول و اعلام كنند ؟ توجه داشته باشيم روحاني و دولتش دو سال تلاش كردند تا خامنه اي را مجاب به قبول توافق اتمي بكنند ، اگر به اقدامات دولت روحاني يا جامعه مدني اشاره اي بفرماييد ، ممنون مي شوم ، منظور ترسيم يك نقشه راه است
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

عفو عومی با هیچ مختصاتی امکان پذیر نیست. صحبت های آقا در دیدار با دانشجویان جالب بود. او گفت این آمار که جوانان ایرانی افسرده هستند ساخته رسانه های مغرض است و ما آزادی مبتذل نمی دهیم و ... معلوم است روحانی و دوستان خدمت آقا رفته اند و گفته اند جوانان افسرده اند کمی شل کن تا کشور از این حالت خارج شود. پروژه از بین بردن طبقه متوسط مدرن با هزینه های بسیار در حال پیشروی است هرچند به نظرم موفق نخواهند شد.

Dalghak.Irani گفت...

مرسی شهروند. منطق کلان پشت نوشته هایم را خوب میگیری بعد از سالها باهم بودن. برعکس دوستانی که بجای تأمل در مفاهیم و سازوکارهای علت و معلولی مرتب دنبال کشف اعدا و ارقام و گروه و دسته و تاریخ و جغرافیا هستند که گفتی اینقدر درست نیست یا گفتی این مکان درست نیست یا گفتی این گروه درست نیست. و حسابی حالم را می گیرند اساسی! نه اینکه ایرادات ملا لغطی شان وارد و درست باشد نه! بلکه تأسفم از اندیشهای سیخکی شان است بجای نگاه عمیق به بار مفاهیم بکار برده ام.
در مورد اینکه جامعۀ مدنی و روحانی چه بکنند در این راه. روحانی را که من نمی توانم بگویم چه کند. من اتفاقاً می گویم حالا که معلوم است بهر دلیل خامنه ای را کمی کشیده ای بطرف خودت. با همان تاکتیک بیشتر ازاو استفاده کن تا راه دولتت باز شود و الا با اطمینان صد درصد بنا بهمان دلایلی که تو هم بخشی از آن ها را شمردی موفق نخواهد شد. الان دیدم که نماز جمعه های تهران و مشهد توپیده اند به توافق و تجاهل العارف کرده اند که گویا مجلس و شورای امنیت ملی و هرجا توان حک و اصلاح توافق را دارند و گفته اند که اگر اصلاح نشود همان ترکمنچای بیشتر نیست. حتی علم الهدی از کلمۀ تسلیم استفاده کرده و بطور تلویح خامنه ای را هم تهدید کرده و من این را نوعی تست برای عبور از خامنه ای توسط متحجرین می بینم. روحانی از این زد و خورد تازه باید بیشترین استفاده را بکند و تحت دفاع از توافق یورش ببرد بسمت متحجران و خودش را تقویت کند. در حالیکه خامنه ای را هم حداقل بی طرف کرده باشد. روشنفکران و هنرمندان و احزاب و شخصیت ها هم بنظرم خیلی احتیاط می کنند و محافظه کار - در فرهنگ ادبیات بین روشنفکری این وضعیت را با کلمۀ پفیوز تعریف می کنند - شده اند و باید کمی بیشتر حاضر بهزینه دادن های سبک بشوند و وارد کود نوشتن و گفتن و آگاهی بخشی به مردم عادی بشوند. البته من چند روز پیش هم نوشتم چیزی که جامعۀ ایران را تهدید می کند فاشیسم مذهب اجتماعی در هنر و فرهنگ و دانش مثل کنسرت و سینما و دانشگاه و رادیو تلویزیون است که بسیار نگرانم کرده و سرافراز که یک فاشیست رسانه ای تربیت شده است بدجوری دور برداشته و هنرمندان درشت هم فعلاً بکما رفته اند. وقتی فیلمی چندین ملیارددلاری و 12 سال زمان ساخت و بیش از چهار سال در نوبت اکران و بیش از 150 اصلاحیه خوردن و تازه از فیلم سازی کاملاً خودی مثل درویش نمی تواند اکران شود باید مواضب این فاجعه بود. وقت کردم راجع به این مطالب مفصل تر هم در وبلاگ خواهم نوشت. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک نا امیدم کردی فکر کردم پس کله توده نویس هستی. اونا یا از حجاب اجباری زناشون فراریشون دادند یا اهل عشق و حالند و زیاد کاری به سیاست ندارند ایراد کار اصلاح طلبها هم اینه که یک روسری قرمز رو مفنعه میپوشند یا روسری رنگی زیر چادر. اون قبیله عشق و حال تا یک کنسرت اندی برکزار نشده تو خود تهرون حجاب آزاد نشه شاخکهاشون تکون نمیخوره

ناشناس گفت...

ادوارد آلبی دوم، نمی خواهم بد صحبت کنم اما اینکه گفته ای "چیزی که جهان از امریکا می‌بیند دوصدایی بودن این کشور خواهد بود" در صورت عدم رای دادن به توافق، یک چیزی ماورای احساسات و ادراکات بشری است. ناراحتی نشوی دوست عزیز، با همین منطق یعنی یک منطقی از همین جنس بود که آقایان بمب اتمی تولید کردند و اول منطقه بعد دنیا را آوردند زیر نگین مقام عظمای ولایت!
آمریکا آمریکا است، آمریکا با اوباما آمریکا نشده که با اوباما هم بشود یک کشوری مثل بقیه کشورها. شما ابتدایی ترین مسائل سیاسی و سیاست های امریکا را نمی دانی دوست عزیز. اصلا انگاری نمی دانی 24 ساعته این دو صدایی و چند صدایی از آمریکا بلند می شود و این افتخار یک سیستم دمکراتیک است. وای خدا! این حرفت خیلی ثقیل بود دوست گرامی. با این تخیلات بود که کارمان به روزهای سخت کشید.

"یک نظر"

ناشناس گفت...

امروز این لینک را به استادم و همکارام توی کانادا نشان دادم و گفتم که محمد که خامنه ای دست راستش است، قبلا ماه را دو نیم کرده بوده.
همه زدن زیر خنده

ادوارد البی دوم گفت...

جناب یک نظر،
باشد من مالیخولیایی و شما امریکاشناس! من نمی‌دانم چرا اینجا وقتی با حرفی مخالف هستیم، شروع به کوبیدن گوینده حرف می‌کنیم.
گفتی: "آمریکا آمریکا است، آمریکا با اوباما آمریکا نشده که با اوباما هم بشود یک کشوری مثل بقیه کشورها". من گفتم امریکا برای امریکا بودنش و حفظ اعتبار رئیس جمهورش (هر کس و از هر حزبی که باشد) با توافق کنار می‌آید. من کی اوباما را شاخص قرار دادم؟! حرف من هم به زبان دیگری همین است که با یا بی اوباما (نماد حزب) امریکا سر جایش است. این که امروز رئیس جمهور امریکا در عرصه بین‌الملل حرفی بزند و فردا کنگره بزند زیر آن حرف یعنی این کشور دیگه هژمون نیست و حرفش اعتبار ندارد. امروز مقام ریاست جمهوری را تضعیف کنند، فردا روز که رییس جمهور از خودشان بود چه می‌خواهند بکنند؟ ریاست جمهوری امریکا از بعد از جنگ دوم جهانی در سیاست خارجی تعیین کننده‌تر است، تا کنگره. طبق قانون اساسی کنگره باید ورود به جنگ را تصویب کند، اما بعد از جنگ دوم همیشه جنگ با دستور رییس جمهور شروع شده و کنگره برای حفظ وجهه کشور دست به استیضاح و تضعیف این مقام نزده است.
دموکراتیک بودن این است که در داخل همه صداها بلند باشد و همه افکار آزاد باشند و اکثریت حق حاکمیت داشته باشد، با حفظ حقوق اقلیت. اینکه در سیاست خارجی و در عرصه بین‌المللی چند صدا از یک کشور شنیده شود ربطی به دمکراتیک بودن ندارد. این یعنی آن کشور حاکمیت یکپارچه ندارد. بلاتکلیف است. دموکراسی حاکم می‌شود تا در نهایت صدایی واحد به عنوان نماینده صحبت کند. جهان باید تکلیف خود را با یک کشور بداند و مشخص باشد حرف نهایی آن یک کشور در باره یک موضوع چیست و چه کسی آن را اعلام می‌کند. تا همین چند سال پیش هم غرب گول پستی تحت عنوان ریاست جمهوری ایران را خورده بود و هنوز نمی‌دانست حرف نهایی را در سیاست خارجی ایران چه کسی می‌زند. از وقتی پذیرفتند ولی فقیه همه کاره است و رییس جمهور هیچ کاره و وزیر خارجه تنها سخنگو ست، روابط سرراست‌تر شد.

کبک نخبه گفت...

عقده کراوات زدن توی ایران پیدا کردین؟! اون زمان که با کراوات پشت میز نشسته بودین، به مردم جواب سربالا میدادین، نگاه از بالا به پایین داشتین و هی چپ میرفتین راست میرفتین میگفتین اعلی حضرت فلان اعلی حضرت بیصار باید فکر این روزها رو میکردین! آشتی ملی توی سرتون بخوره! آشتی از نظر شماها اینه که دوباره بیاین روی دوش بچه مسلمونها سوار شین.

دوست قدیمی‌ گفت...

تیمسار عزیز،

سپاسگزار از این نوشته بنیادین و همچنین صلح خواه شما. امیدوارم که دلیل‌های شما به گوش دولت مردان برسه و هر چه زودتر عفو دو طرفه (حکومت به مردم و مردم به حکومت) به اجرا در بیاد.

راستش چند وقت پیش و پس از توافق لوزان یک ایمیل حدود ۲ صفحه‌ای به دفتر آقای خامنه‌ای و همچنین وزارت خارجه نوشتم و تقاضای اعلام عفو عمومی دادم به عنوان تنها راه سعادت پایدار برای ایران و ایرانی‌‌ها و به دست آوردن جایگاه شایسته در جهان. بیشتر دلیل‌هایی‌ رو که نام بردم رو هم از نوشته‌های سال‌ها و ماه‌های پیش شما یاد گرفتم. هیچ پاسخی به ایمیل من داده نشد، ولی‌ امیدوارم که دست کم خوانده شده باشه و در تصمیم گیری آینده به کار برده بشه. گمان هم می‌کنم که در آینده بمب‌های خبری جالبی‌ بشنویم.

باز هم سپاس فراوان برای کمک به ایجاد صلح و آموزش مهر و زندگی‌
دوست قدیمی‌

ناشناس گفت...

بیاید میگم یه خبرایی هست قبول نمیکنید این صفحه اول پرتیراژترین روزنامه استرالیا هست اونم کی
شنبه صبح که همه از سر بیکاری کله صبحی یه نگاهی میندازند.حالا ما آدم خوبه شدیم عربا ادم اخه
http://theaustraliannie.newspaperdirect.com/epaper/viewer.aspx

واقعا سیاست پدر و مادر نداره.ماکه شانس نداریم حالا که اومدم فرنگ ایران زمان شاه شد . ای تف به این شانس

ناشناس گفت...

خدا بیامرز عموم می گفت اول اتقلاب مبلمون رو فروختم که روی زمین بشینم برای همدلی با مستضعفان، الان دیسک کمر گرفتم و کمرم راست نمیشه باید توی دستشوی فرنگی برینم!

ناشناس گفت...

با شناختی که از پیشینه و رفتار خامنه ای در دست است می توان تصور کرد که او در روزهای آینده با رفتار دوگانه و سخنان دوپهلو از یکسو توافق نامه را بپذیرد و از سوی دیگر به اطرافیان خود چنین القاء کند که اگر به رهنمودهای وی بهتر توجه می شد و یا اگر به "خط قرمزها" ی ترسیم شده توجه می شد توافق نامه مطلوب تری به دست می آمد.

بعید نیست که در روزهای آینده روند انتقادهای تخریبی و حتی پرونده سازی علیه تیم مذاکره کننده در میان دلواپسان شروع می شود.

ناشناس گفت...

وزیر خارجه عربستان اظهار داشت که در صورت تلاش تهران برای ایجاد مشکلات در منطقه، این کشور به شدت با ایران برخورد خواهد کرد.
حالا که عدن رو گردنشون کلفت شده. عربستان وقتی وارد جنگ با یمن شد که حوثی ها به طرف عدن رفتن. عربستان گفت عدن حط قرمز ماست. حالا هم که عدن رو پس گرفته و عملیاتش موفق بوده.
اینم از امپراتوری.

تبریزی گفت...

دلقک جان ظاهرا نتایج موافقت نامه یکی یکی بیرون می اید اولی حوثی های بودن که عدن را تحویل دادن ونمی توان حدث زد بعدی چیست

ناشناس گفت...

http://iranwire.com/pictorian/cartoons/540/
دلقک بیا مانا اختصاصی برات کشید حالشو ببر

ناشناس گفت...

خودمونیم این غربیها خوب کارشون را بلدند فکر کنم دارند از ما میکشند بیرون میرند یک دشمن دیگه درست کنند
http://www.economist.com/printedition/covers/2015-07-16/ap-e-eu-la-me-na-uk

ناشناس گفت...

اسما عیل گرامی مقدم لدی الورود به فرودگاه(الا امام خمینی) الهم صلی الیمحمد و ال محمد دستگیر و را هی اوین شد. دلقک یه ده هزار دکمه سر دست بفرست تهران تا در میدان ازادی توزیع کنند.

ناشناس گفت...

اگر کسی هویت ناشناس!و افکار و اهداف نویسنده این مطالب را نمی دانست خواندن 2 تحلیل اخیر وی کافیست خسته نباشی برادر !...

ناشناس گفت...

عیدتون مبارک ولی کاش امروز اخبار رو نگاه نمی کردم، غم انگیز اینکه در عید فطر که همه مسلمان ها شادی می کنند شیعیان عراق عزادار شدند، غم انگیز بخاطر اینکه شیعیان همینجوریش بیشتر عزاداری دارند تا جشن ولی عراقی ها خوب مراسم می گرفتند برای رمضان و جشن هاشون واقعا جشن بود نه مثل جشن های مذهبی ایران که فرق قابل نشان دادنی با عزاداری نداره. خدایا خودت ما رو از دست این طرفداران غیر شرعیت نجات بده.

afsanehkhoda گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
ناشناس گفت...

عفو عمومی با بازداشت سخنگوی کروبی در حین ورود به ایران استارت خورد. خامنه ای هم سراسیمه در نماز جمعه بعد از مدتها ظاهر شد و جواب قربون صدقه رفتن های اوباما برای ایران و حمایتهای او از قدرت منطقه ای شدن ایران رو با یک غلط کردی بشین سرجات ما تو رو آدم حساب نمی کنیم جانانه داد. حالا به قول خودت بشین دریوزگی عفو عمومی از همچنین موجود مالیخوییایی رو بکن.

Dalghak.Irani گفت...

یک مشت رجز های متناقض و متضاد و هرکسی دنبال ساختن فضای دلخواه خودش را از امریکای کبیر گرفته تا عربستان حقیر و ... تا خامنه ای مستأصل کپی پیست می کنید اینجا تا بقول خودتان حالی کرده باشید با "تا طرف کی باشید". هر کار بزرگی مثل جنگ و سپس آتش بس و نهایتاً صلح مجدد مسیری دارد و الزاماتی و طول مدتی و گریزی از این ناگزیر نیست. پس نه رجزهای خامنه ای پشتوانه دارد و نه رجزهای اوباما خواست قلبی اوست و نه ______________ دیگه کی!؟_____________________آهان این یارو عادل الجبیر عربستانی! واقعاً که! آدم قحط بود ازش نقل قول بیاوری؟ یا...هو

ناشناس گفت...

ما کوچیکتر که بودیم یه بچه دماغوهایی بودند که لات بازی در می اوردند بعد که خوب کتک میخردند سر و کله شون خونی میشد طرف برنده میگفت بگو گه خوردم بگو غلط کردم طرف میگفت و امان نامه میگرفت همچین که چند متر دور میشد در حال فرار زبون درازی میکردند اسم این بچه ها بچه ... یا مودبانه اش بچه پر رو بود حالا حکایت سید علی شده . این از بی عرضگی و بدشانسی ماست که این بابا الان تیزی کش محل ماست .
بهداد

ناشناس گفت...

دلقك خدا بهت صبر بده و به همه مان صبر بدهد با اين همه اپوزيسيون باهوش
همه خيلي ادم شده اند و مي گويند بايد خامنه اي تقاضاي عفو كند !!!لابد وقتي پشت مانيتورند و خامنه اي بشكه بشكه نفت مي فروشد !!!انتظار دارند خامنه اي تقاضاي عفو كند
به هر حال عفو عمومي يا غير عمومي راه حل مناسبي براي جذب تكنوكراتها و سرمايه گزاران ايراني تا بتدريج اين نيروي جديد به جاي قرارگاه خاتم پيمانكاران بزرگ شوند
ورود اسماعيل گرامي مقدم اگرچه با دستگيري ايشان همراه بود به دليل شجاعت قابليت تقدير دارد و من به همه متخصصاني كه واقعا پرونده اي ندارند توصيه مي كنم نترسند به خاطر مثلا يك تظاهرات در جنبش سبز و براي اباداني ايران به كشور بازگردند
روزهاي خوبي در پيش داريم
پري سا

ماکسول گفت...

پاسخ به ناشناس ۱۸:۱۳

هاشمی ، روحانی و ظریف ، قرائت سرمایه داری از اسلام دارند و تا حدی
تکنوکرات هستند ، در حالی که موسـوی و زهرا رهنورد در نقطه مـقابل
این طرز تفکر قرار دارند.

موسوی و هـمسرش ، قرائت کاملا سوسیالیستی از اسلام داشتند و با سازش
و مصالـحه با آمریکا صد درصد مـخالف بودند.

Dalghak.Irani گفت...

در ضمن من خاطرم نمی آید که کامنتی را از این پست حذف کرده باشم. پس کامنتی که حذف محتوا شده یا خطای باصره ام بوده یا خطای لامسه ام. اگر صاحبش ذلخور است معذرت می خواهم و در صورت تجدید منتشرش خواهم کرد. یا...هو

ناشناس گفت...

پریسا واقعا این چیزایی که نوشتی رو فکر میکنی قابلیت تحقق داره؟ یا همینطوری توهمی نوشتی؟
به تدریج به پیمانکاران اون هم از نوع بزرگ تبدیل بشن؟!
نترسن و برگردن؟!
تو این 37 سال یک نمونه از برگشت ایرانیان و تبدیل شون به پیمانکاران بزرگ بیار تا امیدوار شیم.
انقدر پیمانکار بزرگ دولتی و شبه دولتی به صورت انحصاری تو کشور هست که امکان تحقق توهمات شما رو به صفر میرسونه. شما فقط 10 دقیقه وقت بذار و لیست شرکتهای زیرمجموعه شستا یا شرکتهای زیرمجموعه تولیت آستان رضوی یا ده ها مثال دیگه رو بخون تا حساب کار دستت بیاد.
بعد کسی با عفو خامنه ای مشکل نداره فقط مشکل شما اینجاست که توهم میفرمایید که واقعا خامنه ای قصد عفو داره! هنوز نفهمیدی مساله اینه که اصولا خبری از عفو نیست که بعد گیر بدیم که کی قراره عفو کنه خامنه ای یا مردم.
اصولا خامنه ای متوهم و طرفداران متوهمش از جمله امثال شما به طرز بیمارگونه ای خود بزرگ بین خودخواه هستند و مالیخولیای عظمت و قدرت دارند و فکر میکنند در کره زمین 7 میلیارد نفری عددی هستند. در مقابل ده ها کشور اروپایی، چین هند ژاپن کره جنوبی مالزی سنگاپور، کانادا برزیل و... ایران واقعا عددی نیست نه از لحاظ جمعیتی نه از لحاظ علمی نه فرهنگی و نه حتی نظامی. تنها مزیت ایران منابع نفتی و گازی و موقعیت خوب جغرافیایی اش هست.
متوهمین امپراطوری همیشه در محاسبات سیاسی دچار مشکل و اشتباه میشن و این اشتباهات فاحش همیشه به افتضاحات بزرگ ختم میشه.

Dalghak.Irani گفت...

نمایش در حضور باد نوشتۀ بهرام بیضایی کبیر بکارگردانی نیلوفر بیضایی عزیز و بزودی در جشنوارۀ تئاتر لندن به روی صحنه خواهد رفت. توصیه ام از دست ندادنش است در هرجا که اجرا خواهد شد در آینده: اسم نمایش خیلی زیاد بامزه و عین واقعیت امروزی است:

"مضحکۀ حرفهای بزرگ و قدم های کوچک"

نمایش با این گفت‌و‌گو آغاز می‌شود:

مرد چاق: ما ثابت می‌کنیم که دوستی با آشتی رابطه مستقیم دارد.
مرد دراز: «زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند»!
مرد چاق: «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»! چه گفته معروفی. بله، با قلم زر باید نوشت!
میانجی: بفرمایید. خواهش می‌کنم بنشینید.
مرد چاق: (به میانجی) زحمت نکشید- (به مرد دراز) اول شما بفرمایید.
مرد دراز: خواهش می‌کنم.
مرد چاق: غیر ممکن است.
مرد دراز: اصلاً صحبتش را هم نکنید.
میانجی: بفرمایید. وقتی آشتی باشد، برای همه، همه جا هست!

اما به زودی کار گره می‌خورد:

مرد چاق: بله – اگر بخواهی خودکشی کنی، می‌کشمت!
مرد دراز: چه غلط‌ها – من دندان‌هایت را خرد می کنم!
مرد چاق: من حلقومت را اره می‌کنم.
مرد دراز: من مغزت را در حلقت می‌ریزم!
مرد چاق: من با کمربند خفه‌ات می‌کنم!
مرد دراز: من با سیم نقاله دارت می‌زنم.
مرد چاق: من پوستت را پر از کاه می‌کنم.
میانجی: شما را به خدا آقایان-

دیالوگ‌ها در این نمایش کوتاه‌اند اما ضرباهنگ دارند.

نیلوفر بیضایی:

ریتم در کارهای تک‌پرده‌ای اهمیت دارد. از موسیقی و افکت‌های صوتی استفاده کرده‌ایم و برخی صحنه‌ها هم با تصویر شکسته می‌شوند که نمایش برای بیننده، تماشایی‌تر باشد بدون آنکه برای جلب نظر او مجبور شده باشیم ریتم را مختل کنیم. تلاش کرده‌ام از صحنه‌سازی‌های آبستره استفاده کنم با این قصد که تماشاگر را از دنیای روزمره‌اش جدا کنم. نقل قول از سایت رادیو زمانه.
*****************************

خیلی با وضع ما و کشورما و سیرک من همخوان است. نه!

ناشناس گفت...

شما فرض كنيد من ماليخولياي قدرت دارم و طرفدار خامنه اي هستم
براي اينده ايران چه بايد بكنيم
١-به كانادا و استراليا مهاجرت كنيم و همراه با سرمايه انساني كه برده ايم سرمايه مادي مان را هم به انجا ببريم و بعد مثل پيرزنان و پيرمردان پارك نشين انتظار درخواست عفو از رهبر داشته باشيم و البته مردمي را كه مي خواهند كاري كنند با مثال از شركتهاي سرمايه گزاري شستا و و. از هر گونه حركت نا اميد كنيم
٢-در ايران بمانيم و كاري نكنيم و البته با گفتن من مي دانم ما موفق نمي شيم در هيچ حركت سياسي وً اقتصادي شركت نكنيم و بگذاريم كه براي ما تعيين تكليف كنند
٣-در ايران باشيم يا نباشيم حركتي هر چند كوچك براي بالا بردن ميهنمان انجام دهيم مثل دلقك
البته اين خلاصه گزينه ها بود شما گزينه خودتان را روي ميز بگذاريد !
در ضمن ايران در اوج تحريمها ١٨امين اقتصاد بزرگ دنيا بود از نظر علمي ١٦امين توليد كننده علم است هر چند كيفيت مقاله ها چندان بالا نيست اولين ذخاير گازي دنيا را دارد و در عين حال با ١٠٠ميليون جمعيت فعال در چند سال اينده و البته ١٥٠ميليون جمعيت كشورهاي پيراموني چون افغانستان كردستان تاجيكستان و پاكستان كه به عنوان نيروي كار ارزان مي تواند داشته باشد از اقتصادهاي نوظهور اينده است اگر بازار از انحصار شبه دولتي ها و دولتي ها خارج شود
بزرگترين خيانت نااميد كردن مردم است
پري سا

ناشناس گفت...

راستي يادم رفت از ناشناس ١٨:٥٤بپرسم ايران ايا از لحاظ جمعيتي به كانادا مالزي سنگاپور كره كه شما مثال اورده ايد تفوق ندارد والله ما تازه از روستا امده ايم فكر مي كرديم اين كشورها از ايران كم جمعيت ترند ؟؟؟؟
لابد مالزي هم از نظر علمي و فرهنگي به ايران سر است ؟؟؟؟
من نمي دانم كوچك كردن ايران چه نفعي به حال شما دارد ؟اگر خارج ايران هستي كه به نظرم برو عشق و حال به جاي سم پاشي و نا اميد سازي و اگر داخل ايرانيد ديدتان را به كشورتان مثبت كنيد تا گشايشي هم در كار شما حاصل ايد
پري سا

ناشناس گفت...

دلقک عزیز فرض بگیریم تمام عوامل آتی را خارج کنیم و نظام با همین فرمون جلو برو تبدیل میشه به مدل چینی دنگ شیایو پنگ و جیانگ زیمین در دهه نود درهای اقتصادی باز میشه.اروپا وارد دیالوگ تعامل انتقاد میشه و نظام باید نقش سازنده تری را در قبال سیاست منطقه ای پی بگیره. نظام با دهه هفتادی ها مشکلی نداره چون به همون شلخته بازی تفریح و خورش ونوشش دارند که نظام دوست داره.احکام قضایی به قول خودشون وهن اسلام کاهش پیدا میکنه.سپاه بخشی از پیچ ومهره اقتصادی نظام بین الملل میشه و امنیت سرمایه کلان غربی تامین میشه اشتغال زایی بیشتر میشه خورده سرمایه داری در هم شکسته میشه. نظام هم چنان انتقاد سیاسی اجتماعی را سرکوب میکنه این سناریو ادامه پیدا میکنه
بهداد

ناشناس گفت...

پریسا داری حوصله امان را سر می بری.فکر کنم سن و سالی نداشته باشی؟ اینکه کشور ایران بزرگ است و بزر گترین موقعیت را دارد. کدام الاغ اینرا نمی داند.بدبختی ما همین امثال روحانی امنیتی و غیره هستند. فکر کرده ای همین اسها لیون خیلی در فکر پیشرفت کشورند. بابا در کشور تو مردم در خدمت اسلامند. نه اسلام در خدمت مردم. کی می خواهی بفهمی. این نکته هم همه چیز را خراب می کند.حالا هی بیا و بگو ما را نا امید نکنید. من می گویم باید این .تفکرات احمقانه دو هزار ساله و بنیاد بر باد ده ازبین برود تا ایران ایران شود.مگر به دارایی و توان مندی است؟ به عقل و سلامت روح است.در ایران فرهنگ رو به انحطاط است. سا ختمان سازی رو به انحطاط است. بطور کلی مدرنیته کامل رو به موت است. چون به اسلام عزیز!!!!!!!!! ضربه می زند.حالا این اسلام چی هست اصلا؟ بدرد چی می خورد؟ پریسا خانم. چه دردی از انسان را حل می کند؟ حالا هی بشین و بگو ما را نا امید نکن. تو خودت همین جوری نا امیدی! ایشا ئالله در اینده بهتر می فهمی نا امیدی یعنی چه.هنوز جوانی و تاریخ این ملک را نخوانده ای. این هیجا نات بدرد نمی خورد. البته بدرد لای جرز می خورد.

Dalghak.Irani گفت...

بهداد خیلی ممنون از نظرات مستقلی که می دهی. و بگذار به بهانۀ کامنت تو یک تذکری را که خیلی وقت است می خواهم بنویسم و یادم می رود اینجا بگویم.

من خیلی زیاد پرهیز دارم که بغیر از خودم هیچ فرد و دسته و گروه و نسلی را مورد شراکت در خوب و بد گفته هایم و داوری هایم نکنم. هر چند که همیشه موفق نبوده ام و گاهی هم لغزیده ام. اما تلاشم این است و بهمه هم تذکر می دهم و توصیه می کنم که در مواردی که نیاز به تحقیقات علمی و دانشگاهی و میدانی متخصصان دارد - مثل داوری یا توصیف در مورد نسل ها و گروه های سنی مربوط به مقطع زمانی خاص - از هرگونه فکت آوردن ذهنی خودشان خود داری کنند زیرانمی توان بسادگی و بدون مطالعه گفت دهۀ فلان بهمان خاصیت را دارد و نسل بهمان فلان خصیصه را. هر انسانی گذشته در هر موقعیت زمانی و مکانی می تواند چنین یا چنان باشد و بار کردن صفت مثبت و منفی به یک گروه انسانی - در غیاب پژوهش علمی و در دسترس - داوری فله ای و گله ای است و نباید. با تشکر و تأکید مجدد که کامنت بهداد فقط خاطره ام را تحریک کرد و بیش از اینش به کامنت ایشان مربوط نیست. یا...هو

ناشناس گفت...

تا دو روز پیش از توافق هسته ای، ارقام پولهای بلوکه شده جمهوری اسلامی در خارج از کشور 100 میلیارد و بالاتر اعلام می شد. اما چه شد که دو روز بعد از توافق، بانک مرکزی رژیم یکباره این رقم را 29 میلیارد اعلام می کند؟ پیدا کردن پرتقال فروش سخت نیست و صورت مساله هم که به تعیین تکلیف سود نقدی معامله هسته ای برمی گردد، زیاد پیچیده نمی تواند باشد.

دولت آمریکا که مسدود شدن داراییهای رژیم را مدیریت می کند، این رقم را بیش از 100 میلیارد دلار تخمین زده است. آقای اوباما بعد از توافق رقم مزبور را 150 میلیارد دلار اعلام کرد و گفت ممکن است یکجا به دست نیاید، ولی بخش زیادی از آن قابل دسترسی خواهد بود.

این رقمی است که یکسال پیش اکبر کمیجانی، معاون بانک مرکزی، هم آن را اعلام کرد. او در شکوه و شکایت از تحت فشار بودن مالی رژیم، میزان داراییهای مسدود شده را 150 میلیارد دلار اعلام کرد. کمیجانی هیچوقت هم این رقم را تکذیب نکرد.

به همین صورت استاندار تهران، حسین هاشمی، هم شکایت کرده بود که "180 میلیارد دلار از پولهای کشور بلوکه شده".

پیشتر، یحیی آل اسحاق رییس اتاق بازرگانی تهران از حدود 100میلیارد دلار ارز منجمد شده در کشورهایی مانند چین، هند و ژاپن خبر داده بود.

اما بعد از توافق، ولی ‌الله سیف، رییس کل بانک مرکزی، رقم موجودی رژیم در خارج کشور را در مجموع 29 میلیارد دلار اعلام کرد که به گفته او 23 میلیارد دلار آن در کشورهای ژاپن، کره و امارات متحده عربی بلوکه شده و 6 میلیارد دلار هم بدهی نفتی هند است. جالب آنکه طیب نیا، وزیر اقتصاد، ضمن رد رقم 120 میلیارد دلار، سر و ته قضیه را با صورت دادن حدود 35 میلیارد دلار سرمایه گذاری در شرکت نفتی نیکو و حدود 22 میلیارد دلار در چین به عنوان وثیقه ‌های فاینانس بهم آورد. او 35 باضافه 22 را مساوی همان 29 میلیاردی که رییس کل بانک مرکزی اعلام کرده دانست!

سرانجام، در واکنش به انکار و تکذیبیه های دولت، غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، در نماز جمعه تهران تاکید کرد که ذخایر خارجی رژیم در حسابهای بانکی در خارج کشور 130 میلیارد دلار است.

این تناقض گوییها و افشای یکدیگر هیچ نشانی از ریختن سود توافق هسته ای به جیب مردم ایران ندارد. دار و دسته های گوناگون درون رژیم تنها بفکر به جیب زدن غنایم هستند. آنها چنان به حرص و طمع افتاده اند که نه تنها عقل و شعور مردم را به حساب نمی آورند بلکه، به آن اهانت نیز می کنند.

در این زمینه با هوشیاری و پافشاری بر مطالبه بدهیهای رژیم به مردم که چندین برابر بیشتر از حتی بالاترین این ارقام است، بدهکار و طلبکار را آشکار کنیم.

ناشناس گفت...

پریسا منظور من این نبود که ایرانیان رو ناامید کنیم. منظورم این بود که به جای نگاه ایده آلیستی نگاه واقع گرا داشته باشیم. من فقط یک فکت حی و حاضر رو از شما خواستم سرچ کنید. یعنی حقیقت موجود رو سرچ کنید ببینید از نظر اقتصادی در ایران چه خبره. شما یک ایرانی سرمایه دار مقیم خارج رو چطور میتونید راضی کنید تا مثلا سرمایه اش رو در یک کشور پیشرفته قانون مدار شفاف و بسیار پایدار و امن و خوشنام از نظر اقتصادی سرمایه گذاری نکنه و در ایران سرمایه گذاری کنه که در اولین قدم برای گرفتن مجوزهای لازم ازش درخواست 30 درصد سهم و زیرمیزی خواهد شد. چرا باید این سرمایه دار در ایرانی که رهبرش کشورهای غربی رو وحشی و کثیف خطاب کرده و میکنه و در چندین کشور همسایه و غیرهمسایه آتش جنگ رو شعله ور کرده و هر آن ممکنه با یک حرکت احمقانه موجبات حمله نظامی کشورهای بیگانه رو فراهم کنه و هر از گاهی سرمایه داران مستقل مقیم ایران رو به جرم فساد اقتصادی تو زندان میندازه و اعدام میکنه و قوانینش هر روز ممکنه عوض بشه؟

گزینه روی میز من مشخصه، لطفا دست از سر ایرانیانی که رفتن بردارین. اونا اگر شرایط مهیا بود نیازی به توصیه من و شما ندارن خودشون میان. اما در مورد ایرانیان داخل، بله اونهایی که امکانش براشون فراهمه بهتره برن کشوری که استعدادشون شکوفا بشه تا بعدها شاید روزی برسه که بتونن استعداد و سرمایه شون رو بردارن و دوباره برگردن ایران. اما اونایی هم که شرایط مهاجرت ندارن خب به ناچار باید خودشون رو وفق بدن و سعی کنن در همین شرایط حداکثر رشد رو داشته باشن. غیر از اینها نمیشه کاری کرد. هیچ صنعت پیشرفته ای در ابعاد بزرگ در ایران رشد نخواهد کرد. سنایع با تکنولوژی پایین ولی در ابعاد بزرگ میتونن رشد کنن و البته صاحب اکثریت مطلق اونها نهادها و سازمان های عظیم دولتی، نظامی و شبه دولتی خواهد بود.

ایران هم نه تنها در چند سال آینده بلکه در چند دهه آینده هم به 150 میلیون نفر نخواهد رسید چون رشد جمعیت در ایران به طرز تعجب آوری همانند پیشرفته ترین کشورهای اروپایی هست. نفت و گاز هم یک توفیق اجباری بوده که در بالا اشاره کردم. ولی صنایع نفت ایران هم برای رسیدن دوباره به سطح تولید قبل از تحریم ها حداقل 5 سال زمان نیاز خواهند داشت 5 سال بعد ما به نقطه صفر خواهیم رسید. از نظر علمی هم شما به پروپانگدای حکومت توجه نکنید. این مساله علمی هم یکی دیگه از توهمات و اشتباهات محاسبه ای حکومت هست. البته بیشتر پروپاگاندا هست تا اشتباه. شما یه مقدار بررسی کنید ببینید چطور در سالهای اخیر تعداد مقالات ایران افزایش یافته ولی در عین حال تعداد ثبت اختراعات کم شده. از نظر کمی ایران تعداد زیادی مقاله با ارزش پایین تولید کرده و اگر میزان ثبت اختراع رو کیفیت علمی حساب کنیم در واقع ایران در سالهای اخیر پسرفت داشته. با ورود هزاران استاد تقلبی و بورسیه ای هم در سالهای آینده حتی رشد کمی مقالات هم کاهش پیدا خواهد کرد. خامنه ای متوهم هم که جدیدا از این اساتید حمایت کرده و رسما کمر به نابودی علم و دانشگاه در ایران بسته.

حرف من اینه که ما در برابر ملت های دیگر حتی ملتی با پیشینه فرهنگی نامشخص مانند کره جنوبی یا کشوری بسیار مشابه ایران همانند ترکیه آیا قادر به عرض اندام هستیم؟ پس چرا اینقدر در دنیا سر و صدا و مشکل ایجاد میکنیم؟ چه مرگمونه واقعا؟

ناشناس گفت...

در ضمن اینکه میگویند اقتصاد ایران از نظر اندازه و بزرگی جزو 20 اتقصاد بزرگ دنیا هست بخش عظیمی اش مربوط هست به نفت و گاز و صادرات پتروشیمی و کلا مواد خام و اولیه. ایران از نظر صادرات حرفی برای گفتن نداره. یک مقداری از نظر صادرات خدمات به کشورهای دست چندم میتونه کاری انجام بده. بقیه اش صادرات مواد خام و اولیه هست یعنی موادی که بعد از پردازش و تبدیل به محصول دوباره به خودمون فروخته میشه!. ایران اگر نفت و گاز و پتروشیمی رو نداشت از نظر جمعیتی و اقتصادی چیزی مشابه یمن در اندازه سه برابر میشد. و از نظر وسعت هم یکی مانند یکی از این کشورهای آفریقایی.

ناشناس گفت...

نفت و گاز ثروت ملی هست و باید مانند طلا نگهداری و حفظ بشه و با استفاده از صنایع پیشرفته ارزش افزوده ازشون تولید بشه نه اینکه به قیمت مفت فروش بره. اقتصادی واقعا بزرگ هست که صادرات قوی داشته باشه. یا حداقل توازن صادرات و وارداتش مثبت باشه. اقتصاد ایران در حقیقت یک اقتصاد کوچک و بیمار هست و در وضعیت وخیمی قرار داره که تنها میشه اون رو با وضعیت فعلی کشور ورشکسته یونان یا کشور قحطی زده و گرسنه ی سومالی مقایسه کرد. منتها این نفت و گاز لعنتی هست که باعث دوپینگ و زنده ماندن این اقتصاد رو به موت شده.

ناشناس گفت...

دست نا شناسساعت 21/52 درد نکنه. مستند حرف زدی. ولی برای کی. برای پریسا. اینها بقول خودشان دهه شصتی و دهه هفتادی اند.و خودشان را خیلی عاقلتر از 57 تی ها حساب می کنند. در صورتی که 57 تی ها نیت درست داشتند و در ان جو مساعد و نا شنا خته باید گول اخوندا را می خوردند. اما اینا با اینهمه تجربه سی و هفت ساله گول اسها لیون را می خورند.اینا از ما خیلی با عرض معذرت احمق ترند.فکر می کنند جنبش سبز خیلی جنبش کار درستی بود.!!انقلاب 57 اصلا قابل مقایسه با این بچه با زیها نبود.تازه ان زمان مردم ایران خیلی سنتس تر بودندو بیسوادتر. ولی از این نسل های نو خیلی بعیده. خیلی پرتند از مرحله.

کبک نخبه گفت...

سر اسماعیل گرامی مقدم باید یه بلایی در بیارن که بقیه عقده کراواتها جرئت نکنن برگردن. دوره شون 37 ساله تموم شده. فکر کردن توافق شده دیگه هر کاری میخوان میتونن بکن. ایشالا که توافق یک قدم به عقبه برای رفتن به دو قدم به جلو. چون برای حفظ کیان نظام لازم شده توافق بشه دلیل نمیشه فضای سیاست و فرهنگ دست جماعت غربزده بیفته. اتفاقا باید توی سیاست و فرهنگ گلوتون رو بیشتر از قبل فشار داد تا فکر نکنین خبریه.

پراگماتیست گفت...

بعد از مدتها تلویزبون جمهوری اسلامی رو تماشا کردم و خلاصه صحبتای خامنه ای را از اخبار شبکه یک شنیدم. صحبتابشان خوب بود و من ناچارم مجددا از ایشان تشکر کنم.

درست است که ابشان به دمکراسی اعتقاد ندارند و در بسیاری موارد ضدش عمل می کنند، اما سرانجام ما با ایشان در یک زمینه به تفاهم مشترک رسیده ایم.

ایشان بعد از شورش هشتاد و هشت از بهای زیادی که حکومت پرداخت نگران شد و نوعی ایده دمکراتیک یا بهتر بگویم همسو با دمکراسی تولید کرد و آن ضرورت پرهیز از دوقطبی شدن جامعه بود. مطابق این ایده هرگاه که جامعه کاملا دوقطبی ایران (نسبت به حکومت و هوادارانش) در زمینه ای خواست متفاوت و متضاد خود را علنا و آشکارا و پرقدرت اعلام کرد و تلاش های حکومت برای خاموش کردن آن به نتیجه نرسید، حضرتش برای پرهیز از دوقطبی شدن جامعه افراطیون و تندروها و در یک کلام خودش را مهار می کند و بد را می پذیرد تا حکومتش به دام بدتر نیفتد.

در سخنان امروز ایشان به دلواپسان و بسیجیان و افراطیون گفت که نباید بگذارند جامعه در زمینه هسته ای دوقطبی شود. (یعنی دهانتان را ببندید.)

در همین پلت فرم ما به همه خواسته های خود خواهیم رسید. در زمینه حجاب و بقیه موارد هم هرگاه که قدرتمند ظاهر شدیم، ایشان به سادگی همه خط قرمزها را زیرپا خواهد گذاشت. اصولا ایشان کم و بیش پراگماتیست شده اند(و چه خوب) و خط قرمزهایشان زرد پررنگ با نهایتا خط نارنجی است.

وبلاگ سوریه را که پیشتر گفته بودم راه اندازی کردم, اما کامل شدن آن یک هفته زمان خواهد برد:

http://onsyriawithsorrow.wordpress.com/

ماکسول گفت...

این که جنبش سبز در سال 88 پیروز نـشد و در عوض

هاشمی ، روحانی و ظریف که تا حدودی تکنوکرات و غرب گرا هستند،
پیروز شدند سبب شد که درهای ایران به سمت اروپا و آمریکا تا حدودی
باز شود .

در حالیکه اگر موسوی در سال 88 پیروز شده بود ، به دلیل روحیات
غرب ستیزانه موسوی ، هیچ گاه روابط ایران با غرب بـهبود
نـمی یافت (حتی در حد دیدار وزرای امور خارجه)

ناشناس گفت...

سلام

ای وای به خاک وطنم وای به ایران!

آن روز که خالی شود از بوی دلیران


بسیار کشیده است کهن بوم و بر من

از سستی شاهان و هم از مکر وزیران


این طالع ما نیست، اگر چند که این تیغ،

رگ ها زده از دست امیران و کبیران!


تاریخ گواه است که این دشتِ کهن راز

دیده ست بسی کشته و داده ست اسیران


از خاک تو کوتاه برای ابدالدهر،

دستان به خون شسته ی دزدان و اجیران


با دست تهی خون تو ای خصم بریزیم

از تیر جوانان و کمان قد پیران!


ما هیزم خشکیم، بسوزیم و بسازیم،

تا دود شود دشمن ایرانی و ایران


ای سفله! نصیحت شنوی راه نجات است

گفتیم و شنیدی: «حذر از بیشه ی شیران»!





ناشناس گفت...

پیشنهاد می کنم این مطلب آقای میرزاخانی تا انتها بخوانید
دلارهاي بلوكه شده ايران چقدر است؟
اوباما راست مي گويد يا سيف؟

١- باراك اوباما حجم دلارهاي بلوكه شده ايران را حدود ١٥٠ ميليارد دلار اعلام كرده و جناب سيف رييس كل بانك مركزي ايران حدود ٣٠ ميليارد دلار.
٢- اين تفاوت ١٢٠ميليارد دلاري باعث شده ملت هميشه در صحنه به جان هم بيفتند؛ گروهي بگويند ١٢٠ ميليارد دلار خرج همون "دكل"ها(!) شده و گروهي مدعي شوند كه دلارها هنوز آزاد نشده حدود ١٢٠ ميلياردش گم شد! جالب اينكه فرض پنهان هر دو گروه هم اين است كه حرف راست را اوباما مي گويد!
٣- آيا سيف دروغ مي گويد؟ يا اوباما دروغ مي گويد؟ پاسخ هر دو سوال منفي است و در واقع هم حرف اوباما با واقعيت منطبق است هم حرف سيف. اما تعريف مورد نظر اوباما از دلارهاي بلوكه شده با تعريف سيف متفاوت است.
٤- واقعيت اين است كه جناب سيف ذخاير ارزي بانك مركزي را كه حدود ١٠٠ ميليارد دلار برآورد مي شود در كتار برخي دارايي هاي مالي به عنوان دلارهاي بلوكه شده محاسبه نكرده است. شايد به اين دليل كه ذخاير ارزي بانك مركزي قابل خرج نيستند چون قبلا توسط دولت به بانك مركزي فروخته شده و ريال معادل آن توسط دولت دريافت شده است. اين ذخاير در واقع پشتوانه پول ملي است. خرج كردن دوباره اين دلارها به مفهوم آن خواهد بود كه دولت به زور اين ذخاير را از بانك مركزي بگيرد و تحويل آن را مشروط به دريافت معادل ريالي كند!! معامله اي كه قبلا انجام شده و انجام مجدد آن به معني چاپ پول بدون پشتوانه است كه شديدترين اثر تورمي را دارد.
٥- حال شايد اين سوال مطرح شود كه اگر فقط ٣٠ ميليارد دلار قابل استفاده است و مابقي ١٥٠ ميليارد دلار قابل خرج نيست چرا اوباما ١٥٠ ميليارد دلار ارز بلوكه شده را به رخ كشيده است؟ پاسخ اين است كه اگرچه دسترسي مجدد به ذخاير بانك مركزي فايده اي (البته فوايدي چون ضمانت وام و اعتبار به جاي خود باقي است) ندارد اما عدم دسترسي به اين دلارها بسيار خطرناك است چون اين دلارها ابزار اصلي بانك مركزي براي حفظ ارزش پول ملي است.
٦- نتيجه اين كه اگرچه فقط ٣٠ ميليارد دلار از دارايي هاي بلوكه شده قابل استفاده است، اما اهميت ١٢٠ ميليارد دلار مابقي هم كم از اين ٣٠ ميليارد دلار نيست. علت اينكه قبل از آمدن دولت روحاني، نرخ دلار در حال صعود بود به اين دليل بود كه ذخاير ارزي به عنوان ابزار تنظيم بازار ارز از دسترس بانك مركزي خارج شده بود و اگر بعد از آمدن دولت روحاني اين صعود متوقف شد به اين دليل بود كه انتظار بازار ارز در اين دو سال آزادسازي اين دلارها بوده است. به عبارت ديگر، بدون دسترسي به ذخاير ارزي، حفظ ارزش پول ملي غيرممكن خواهد بود و به همين دليل رفع تحريم دسترسي به اين ذخاير اگر از آن ٣٠ ميليارد دلار بيشتر نباشد كمتر نيست.

ناشناس گفت...

گردیده وطن غرقه   اندوه و   محن  وای                 ای وای وطن وای

خیزید و روید  از  پس تابوت و  کفن وای                ای وای وطن وای

از خون جوانان که شده کشته  در این راه                 رنگین طبق ماه

خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای              ای وای وطن وای

کو همت و کو غیرت  و کوه جوش  فتوت؟                 کو جنبش ملت؟

دردا که رسید از  دو طرف  سیل  فتن وای                ای وای وطن وای

افسوس  که  اسلام   شده از  همه  جانب               پامال اجانب

مشروطه  ایران   شده  تاریخ  ز من  وای                ای وای وطن وای

افسوس  از   این  خاک  گهرخیز   گهرزا                 گردیده مجزا

از چار طرف خاک به از مشک ختن  وای                  ای وای وطن وای

کو بلخ و  بخارا و  چه شد  خیوه  و کابل؟               کو بابل و زابل؟

شام و  حلب و  ارمن و عمان و عدن وای                ای وای وطن وای

یک  ذره  ز  ارباب   ندیده   است   معیت               بیچاره رعیت

کارش  همه  فریاد حسین وای حسن وای               ای وای وطن وای

اشرف  بجز  از  لاله  غم   هیچ   نبوید                هر لحظه بگوید

ای وای وطن وای وطن وای  وطن  وای                  ای وای وطن وای

"سید اشرف الدین حسینی(نسیم شمال)"

ناشناس گفت...

با سلام خدمت همه دوستان گرامی که دغدغه شون رهایی برای ایران عزیز و مردم شریفشه. هلموت اشمیت صدراعظم سابق آلمان (سوسیال دموکرات )، در مصاحبه ای به نکته خیلی مهم اشاره کرد."هسته اصلی واساسی دموکراسی kompromiss = تفاهم،توافق،کنار آمدن میباشد. ما اگر توان کنار آمدن با مخالفین خود را نداشته باشیم، ادای دموکرات‌ها رو در میاریم.
برای ایرانی آزاد، که همه کانت نویسها آرزوش دارند، همه ما لازمیم. بدون همه ما ایرانی آزاد معنی نداره. پس حالا که همه ما دوست داریم در ایرانی آزاد در کنار هم زندگی کنیم. بیا ید ، از همین الان یاد بگیریم، به هم یاد بدیم، که با هم بحث و جدل کنیم، نقد کنیم، تا راه سازنده ای بیابیم برای ایران خانم، که بد جوری دردمند ه ...
دست برداریم از تهمت زدن، توهین کردن و غیره
نشوند بدیم، که ما ایرانی ها هم لیاقت دموکرات بودن و دموکراسی را داریم دور جهت تفاهم و سازندگی قدم برداریم.
یه کم شعاری شد ولی قصد نبود.
همه دوستان عزیز پاینده باشید.
ترلان

ناشناس گفت...

باز هم شما فكر كنيد من دهه شصتي ام !!!
جالب اينكه من حرفم اين است كه مردم را نا اميد نكنيد فشار ما در سال ٨٨به انتخاب روحاني انجاميد و فشار ما در زمينه هاي اقتصادي به پا پس كشيدن قرارگاه ها از اقتصاد خواهد انجاميد
جالب است نسلي كه به احمقانه ترين شكل ممكن انقلاب ٥٧يعني بي معنيترين انقلاب را در كاسه مردم انداخت هنوز انقدر پر رو است كه خودش را از دهه ٦٠و ٧٠ باهوشتر مي دارد !!!!
در مورد اقتصاد ايران من هم مي دانم چي به چي است چون از شماي خارج نشين كه حاضر نبستي اسمت را هم بنويسي بيشتر در اقتصاد ايران دخيلم ولي باز هم سرمايه داران ايراني را تشويق به حضور در ايران مي كنم و البته شما را در بهترين جاي دنيا مجبور نكرده ام و مي توانيد خودتان تصميم بگيريد ولي مردم و اين ٨٠ميليون را حق نداريد نا اميد كنيد
پري سا به ياد مهدي كروبي و ميرحسين موسوي

ناشناس گفت...

راستي نظر افراطيان ايران چقدر شبيه نظر نااميد كنندگان است و هر دو هم ناشناس مي نويسند
پري سا

ناشناس گفت...

با تشکر از تذکر تیمسار
به نظرمن صحبت های امروز خامنه ای نقشه راه جدید غرب به عاملیت نظام هست. یعنی اعراب و اسراییل اگر تاحالا با یک ایران منزوی و با سلاحهای فرسوده و کم پول طرف بودند از این به بعد با یک ایران شیعه پارتنر غرب پولدار و پشتگرم به اتم طرفند .توافق اتمی قطعه دیگری از پازل تحرکات اخیر اروپا برای ایجاد کشور فلسطین هست تا اعراب و اسراییل از ترس ایران شیعی به صلح برسند .ایران یکبار دیگر پلیس منطقه شده ولی حالا پلیس مخفی .مردم هم اگر نظام را مثل ۸۸ نخواهند به قاعده ایرانی را گشنه نگه دار تحریم میشوند .یکی دوتا منطقه کم کیفیت هم همیشه به عنوان تونل وحشت باقی میمانه تا از شورشها جلوگیری بشه. آمریکا هم برای اینکه بزرگ باشه به یک دشمن احتیاج داره و چون دشمنی باقی نمونده جز کره شمالی پس دشمنی مثل تروریسم داره دشمن مجازی و بی کشور همیشه و همه جا و آمریکای این برادر غیور و ومهربان مواظب گوسفندان .خامنه ای دو تا صحبت کرد توی این چند روز بی ربط ولی خیلی مهم و با ربط .کمونیزم و سوسیالیزم مرده است با انهمه خفت و اگر در دانشگاههای ایران صحبتی ازش میشه این پول آمریکایی هاست !!!!.دو مبارزه با استکبار ا( اعراب و اسراییل)ادامه خواهد داشت و سیاست ما ۱۸۰ درجه مقابل (موافق)امریکاست .


بهداد

ناشناس گفت...

می گم پریسا بچه کرمونی یا بچه سیر جون.خیلی جوش می زنی.فشار شما روحانی را اورد؟ پس چرا فشار شما ان دو حپروتی کروب و موسوی را نیاورد.حاج خانم روحانی را ایتا لله اورد.اینها همه بازی بود تا شما ها را متوهم کنند. سالها روی این پروژه کار شده بود.لابد این صلح و روبوسی را هم شما با فشار اوردی.پس نرمش قهر مانانه امام حسنی چه بود که از 5-4 سال پیش شروع شده بود.انقلاب 57 بی معنی بود؟تاریخ نشان خواهد داد که انقلاب 57 یکی از بهترین و تا ثیر گذار ترین انقلاب در سطح جهان و تاریخ ایران بوده است.وقتی اسلام به گور سپرده شد خواهی دانست تاثیرش چه بوده است.انقلاب 57 با تمام نکبت موقتی که دارد همچون شب یلدایی است که زایش خورشید را در پی دارد.و زایش این خورشید خاور میانه را نجات خواهد داد. و از ظلمت و تاریکی اهریمنی رها خواهد کرد.نابودی اسلام با خمینی استارت خورد.تا زمینه ای شود برای روبوسی با دموکراسی.دموکراسی ای که با موسوی و کروبی تو که نه ،با مردانی از نوع دیگر و تفکری دیگر رقم خواهد خورد.

ماکسول گفت...

پاسخ به پری سا

شما دارید خلط مـبحث می کنید و افرادی که به لـحاظ فکری هیچ شباهتی با هم ندارند را
در یک گروه قرار می دهید.

تفاوت بین دیدگاههای میر حسین موسوی و همسرش (که برداشت های سوسیالیستی از دین اسلام دارند)
با دیدگاههای روحانی و دکتر ظریف و رفسنجانی (که تکنوکرات و حامی کاپیتالیسم محافظه کار)
هستند ، تفاوت از زمین تا آسـمان است.

" پری سا خانم " در داخل کامنتهای شما تناقض وجود دارد.

باز هم می گویم بهتر شد که میرحسـیـن موسوی (که روحیات غرب ستیزانه دارد) رئیس جمهور نشد.
که اگر شده بود کار بیشتر از اینها گره می خورد.

ناشناس گفت...

انقلاب 57 بی معنی بود؟تاریخ نشان خواهد داد که انقلاب 57 یکی از بهترین و تا ثیر گذار ترین انقلاب در سطح جهان و تاریخ ایران بوده است.وقتی اسلام به گور سپرده شد خواهی دانست تاثیرش چه بوده است.انقلاب 57 با تمام نکبت موقتی که دارد همچون شب یلدایی است که زایش خورشید را در پی دارد.و زایش این خورشید خاور میانه را نجات خواهد داد. و از ظلمت و تاریکی اهریمنی رها خواهد کرد.نابودی اسلام با خمینی استارت خورد.تا زمینه ای شود برای روبوسی با دموکراسی

داداش صبحونه چی زدی کله پاچه .انگار نه انگار با همین انقلاب نکبت شما دو سه نسل حداقل زنده به گور شد .خواهشا تقدس برای انقلاب ۵۷ قائل نشید .انقلاب ۵۷ مثل یک اره برقی یک درخت شصت هفتاد ساله را از جاکند .حالا حالا ها درست نمیشه ولی درمورد موسوی وحاج میتی علی الخصوص اون دومی حق کاملا باشماست همون بهتر همون تو بپوسند .دنیا دار مکافاته حالا چند روز دیگه نوبت مموتی هم میشه. پریسا و اصلاح طلبها اگر فکر میکنند فشار اوردند روحانی را اوردند و روحانی توافق هسته ای کرد باید گفت خیلی خامند .همه اش از قبل تنظیم شده بود .
خیلی مشتی یک کشور اسلامی را مسیحی کردند اول اخوندها را اوردند ملت از دین زده بشند هویت نداشته باشند البته نه اسلامی که محمد اورد اسلامی که مردم ایران برای خودسون درست کرده بودند بعد که اسلام را بردند عقاید مسیحیت را تحت نامهای دیگه وارد کردند یه سه دهه توی ایران درست کردند دیدند حواب داد حالا داعش را اوردند در مقیاس بزرگتر در سرتاسر خاورمیانه انجام بدند .

ناشناس گفت...

جالبه که توی امریکا روزنامه ها نوشتن خامنه ای حمایت ضمنی کرده و همین که فحش نداده ما راضی هستیم، اونوقت توی ایران انتقاد کردند که چرا خامنه ای بعد توافق با تی شرت I love USA نیومده برای سخنرانی.

ماکـسـول گفت...

یک نکته عـجـیـبـی در میان حامیان میرحسین موسوی وجود دارد و آن اینسـت که سعی شدیدی در مـخـفی
کردن روحیات و اندیشه های غرب سـتیزانه موسوی دارند ، در حالی که موسـوی با قاطعیت تمام ،
ایده ها و اندیشه های غرب سـتیزانه اش را بیان می داشت و بر آن پافشاری می کرد.

میرحسین موسوی با قاطعیت تمام ، نام دهه شصت را دهه طلایی امام نامید و با قاطعیت خواستار بازگشت
جامعه ایران به ساز و کارهای اداره جامعه مبتنی بر شیوه های دهه شـصـت بود.

این ها حقـایق تاریـخی هـسـتند و عـجـیـب است که حامیان موسوی به دنبال مـخفی کردن این
موضوعات هستند.

کبک نخبه گفت...

پراگماتیست آقا به تشکر شما گرگهای در لباس میش نیازی نداره. فرقتون به کله خرابهای ضدانقلاب فقط اینه که همون اهداف رو استپ بای استپ میخواین پیش ببرین. مرد باشین مثل اون کله خرابها صاف و مستقیم حرفتون رو بزنین و کتکتون رو بخورین برین.

چیزی که در موردتون حال میده اینه که تا یه لطف کوچیک در حقتون از جانبمون میشه یه عالمه تدیر و تشکر میکنین و دهنتون آب میفته که این رویه ادامه پیدا کنه اما توی ذوقتون میزنیم.

خواست خدا بود یکی مثل امام خمینی توی ایران ظهور کنه. روحش شاد. گرچه امام خمینی اگه زنده میموند توی دهه 70 منحرف میشد و برای حففظ کاریزما و به خاطر عواطفی که نسبت به مردم داشت در برابرتون کوتاه میومد و منحرف میشد اما خدا پدرش رو بیامرزه که ریش و قیچی رو از دست کرواتیها گرفت و داد دست بچه مسلمونا و خیلی هم به موقع مرد. آقا چون اون عواطف و کاریزما رو نداره از امام هم رهبر بهتریه چون مجبوره فقط بر اساس سنت و حفظ رضایت بچه حزب اللهیها عمل کنه. فقط جایی که تهدیدی برای اصل نظام باشه ین کار رو نمیکنه که اشکال نداره.

Dalghak.Irani گفت...

کبک نخبه را دوست دارم. حتی اگر فرزاد یا ابراهیم سالک خودمان باشد. زبانش بطرز حیرت انگیزی منطبق بر زبان حال طیف فکری تحجر مذهبی مستولی بر ایران امروز است. چون بدرستی می گوید که از ناسزا و رودررویی مستقیم باکی ندارد و کسانی را که در جلد استحاله دادن ایدئولوژی در بین شکاف های حاکمیت فعالیت می کنند را خطر اول و مهمترین خطر می داند. یا...هو

ناشناس گفت...

کبک خفته مستولی حالا که ریش و قیچی دستتون آوردهتون چیه.چی اوردید .مگه نمیگید دین هم برای دنیاست و آخرت .دنیا را که خراب کردید آخرت را که ما ندیدیم.نه اقتصاد دارید نه شئونات جامعه آزادی هم که دموکراسی بین خودتون هست .راستی گفتی من از اصلاحاتیها خوشم نمیاد چون گرگ توی پوست میشند منم خوشم نمیاد ولی یادت باشه شما الان تو کازینویید هی دارید گمبل میکنید اونهم با ژتون زیاد ممکنه ورق برگرده باید اونوقت همه چیزتون را بدیدحتی سنت را فکرش را بکن الان که داری با ۲۰۰تا تو اتوبان میری بالاخره دست انداز هست موتور میسوزوتید بنزین تموم میشه خیالت راحت باز هم ایران واسه ما بچه کراواتیها میشه شما فقط کف رو ابید چهل سال از سه هزار سال همونجور که ده روزه اومدید ده روزه هم برمیگردید
بهداد

ناشناس گفت...

درود جناب تیمسار
فکر نمیکنید کمی عجله کردید .
از شما بعیده

kimiya gh گفت...

دیپلماسی با چشم های خیس...

Nelson Mandela گفت...

Nelson Mandela:
Courageous people do not fear forgiving for the sake of peace

شاهین گفت...

تندروها اجازه نخواهند داد کوچکترین اصلاحی درایران صورت گیرد. چون این امر در حکم نابودی آنهاست. برای همین هم هست برای هر تغییری اتهام براندازی و دنباله روی از دشمن را مطرح میکنند. ایران بعد از توافق همچنان با بحران مافیای سپاه و حوزه دست به گریبان خواهد بود.
این دو مافیا برای تضمین سلطه خود بر همه شئون کشور، فضای سیاسی را بسته تر خواهند کرد. آزادی های مدنی و عرفی گرایی ضعیفتر از شرایط کنونی می شود. بحران اقتصادی و رانت و اقتصاد دولتی وخیم تر خواهد شد.
خوب حالا با این فرض دیگه خودتون بسنجید ایده هایی مثل عفو عمومی و وفاق ملی چه جایگاهی در این وانفسا دارند..

ناشناس گفت...

دلقک خامنه ای سخنرانی دومی هم کرده بعد از عبد فطر در غیاب هاشمی در جمع بزرگان قبیله و حسابی گرا داده که عربستان و اسراییل آدم نیستند اونوخت ما رامتحد خودشون نمیدونند برای اینه که ما به شما اعتماد نداریم حزب الله را از لیست سیاه در بیار ما همه جور در خدمتیم قابل توجه آقایون کبک

ناشناس گفت...

به نظر من که هر چی سر ایرانی ها می آید ،توسط خامنه ای، حقشان است. چرا که به قول یک کامنت در سایت من و تو در برنامه بفرمایید شام، "ما فرار مغز ها نداشتیم، بلکه فرار سیرابی داشتیم".

کبک نخبه گفت...

بهداد به همین خیال باش. 37 ساله هی میگین عنقریب آخوندها فلان میشن و بهمان میشن اما هیچی نشده. این حکومت کعبه آمال ما هم نیست ولی همین که میبینم شماها رو به جلیز ولیز انداخته خودش خیلیه. کاش به جای بهمن 57 20 سال زودتر انقلاب اسلامی شده بود تا یه حکومت اسلامی واقعی برقرار شه. خیلی از احکام و کارها رو الان به خاطر مصلحتها نمیشه پیاده کرد. اگه زودتر انقلاب شده میشد پیاده شون کرد و دیگه موجب وهن اسلام نبود. البته همین جمهوری اسلامی هم خوبه. همین که شما رو یه لنگ در هوا و بلاتکلیف نگه داشته ممد حیاته و مفرح ذات. یه زمانی اصلا محلی از اعراب نداشتیم اما الان همه هویت سیاسیشون رو بر اساس موقعیت خودشون نسبت به ما تعیین میکنن و یه عده میگن انحلال طلبیم یه عده میگن اصلاح طلبیم یه عده میگن اعتدالی ایم والخ. همه شون هم ول معطلن و یه لنگه پا موندن چه خاکی به سر بریزن! همین کم چیزیه؟! روحت شاد امام خمینی. بدعت زیاد توی دین گذاشتی اما به نسبت دستاوردهات برای اسلام فدای سرت.

ناشناس گفت...

کبک اشتباه گرفتی این شما هستید به نوبت یه پایید.حالا ممکنه هی برید ته صف تا نوبت یه پاییتون نرسه .مانشستیم هرهرمیخندیم الحمدالله اعراب و اسراییل دارند با هم آشتی میکنند.مدیر هم از مدرسه اخراجتون میکنه ممنوع التحصیل میشید برمیگردید به جایگاه واقعیتون.
بهداد

ناشناس گفت...

این کبک نخبه از نخبگان است که توانسته دلقک باهوش را هم فریب دهد. این کبک نخبه عاشق وطن است و دل پری از اوضاع کنونی دارد ولی متاسفانه همچون اکثر ما دچار سرخوردگی شده است. تغییرات تاکتیکی حکومت او را دلخوش نمی کند. وقتی می گوید اگر بیست سال قبل از 57 انقلاب شده بود در حقیقت تفکرش آن است که اگر ده سال دیگر حکومت شاه ادامه می یافت احتمال وقوع انقلاب بسیار کم می شد. کبک نخبه اگر اشتباه می کنم لطفا تصحیح کن.

ناشناس گفت...

کبک اواز خوبی داره. گوشت خوبی هم داره. ولی به راحتی شکار میشه. این کبک نمی دونه ایران سی ساله لقمه چرب و نرمی برای امریکا بوده.و امریکا از نا حیه ایران بزرگ و ابر قدرت شد.نه اینکه قوی نبود. ولی از 57 به این طرف قدرت اول جهان شد.روی برنامه اخوندا را اورد.و الان هم طی یک ماه می تواند بساط اخوندی را در هم بپیچد ولی خوب نوکر خوبشان است. چرا این کار را بکند؟ البته هنوز هم اوضاع درهم برهم است. و هیچ چیز روشن نیست. شب دراز است و نتا نیاهو زنده.اگر اوبا ما را شکست دهد. کار ملا تمام است.

ماکـسـول گفت...

باید یک تعریف نو از اصلاح طلب و اعتدال گرا صورت بگیـرد

اشخاصی مثل میرحسین موسوی (و همسرش) که علناً بازگشت به دهه شصت (البته موسوی می گفت دهه طلایی امام)
را در صـدر اهداف خود اعلام می کنن ، آیا اساساً اصلاح طلب به حساب میان یا خیـر؟

به نظر من موسوی ، یک خط شخصیت رادیکال خط امامی داره.

در خرداد سال 88 نیز یک فضای غبارآلود شکل گرفت و جناح هاشمی + روحانی + ناطق نوری که در حقیقت
در خرداد 88 هیچ کاندیدی در انتخابات نداشتند ، فقط و فقط برای مقابله با احمدی نژاد بصورت
مقطعی از موسوی حمایت کردند ، حمایتی که کاملاً سطحی و کوتاه مدت بود.

ناشناس گفت...

رجانیوز:

تخریب سازه‌های مجتمع فردو نمادی از به گل نشستن کشتی جمهوری اسلامی در برابر غرب است. تحولات جاری در پرونده اتمی جمهوری اسلامی فتنه هسته‌ای است. فتنه‌ای که حاصل آن نه تعلیق غنی‌سازی اورانیوم یا تعلیق فن‌آوری اتمی که تعلیق انقلاب اسلامی در ایران است.

گـرانـد دوک گفت...

بر طبق توافق صورت گرفته

تـحریـم ها لـغـو نـشـده بلکه صرفاً به حالت تـعـلـیـق درآمده.

هر ماه نیز شورای امنیت با توجه به گزارش گروه 5+1 و اتحادیه اروپا تصمیم

خواهد گرفت که حالت تعلیق تـحریـمها ادامه یابد یا خیـر.

اگر یکی از اعضای دارای حق VETO با ادامه تعلیق ها مخالفت کند ، دوباره

تـحریـم ها باز خـواهد گشت.

برای اولین بار در تاریخ شورای امنیت، چنین مکانیـسـمی بر ضد یک کشور (ایران) طراحی و اجرا شده.

ناشناس گفت...

کبک حزب اللهی شما که مثلا نخبه هستی چطور نوشتی 37 سال هیچ چی نشده؟ انقدر هم اسلام اسلام میگی هیچ چیز هم که از اسلام نمیدونی مثل داعش که حاضرن برای حفظ نظامشون با مادرشون هم زنا داشته باشن و فکر می کنن حلاله و حکومت اسلامی! این حرفا مال 40 سال پیش بوده و دیگه دوره اش تمام شده و باید بره موزه یا سینه قبرستون! خودت هم اعتراف کردی اینم که الان در جمهوری اسلامی هست اسلام وحشیانه مورد نظر شما نیست و از اول هم نبوده تازه شما 37 سال که با این همه نفت و ثروتی که از مردم ایران دزدیدید و حرام کردید نتونستید اسلام من درآوردی و خبیث خودتون رو اجرا کنید و همه ی هنرتون در این 37 سال دین گریز کردن شیعه های داخل و بدبخت کردن شیعه های خارج بوده که سرشون رو ببرن و شما هم روضه بخونید، وگرنه دل خوش کردن شما به این نظام که اسلامش تظاهر و ریاست و بزرگاش مفسد اقتصادی شدند و کوچیکاش مثل شما مفسد اخلاقی، تف سر بالاست، فکر می کنی ما رو سوزوندی؟ خودت رو آتیش زدی ولی داغی نمی فهمی.

ناشناس گفت...

حزب الله هی ایدی عوض میکنه اول بود علی بعد شدن حزب الله بعد الغالبون حالا رفته توی رسته طیور کبک نخبه !!!چقدر هم لات و بی منطق شده قبلا ها سعی میکرد علمی و ملا لغتی باشه دید تو کت ما نگیره گوش ما پره از این حرفای مفت . حزب الله بهتر بود ایدی جدیدت را میگذاشتی طوطی سخنگوی لات .

Dalghak.Irani گفت...

بالا که کبک پخته! را معرفی کردم و گفتم رفیق خودمان است که دارد در قالب هجو تلنگر می زند مثلاً. و بد هم نیست. هم برای خودش که مرتب دنبال یک راه ساده می گردد برای خودکشی و هنوز پیدا نکرده و هم برای ما که یادمان نرود پشت سرمان چه لغزهای کثیفی می خوانند آخوندها. البته که خودش هم خوشحال است که هنوز هم شمال شهرها دست ماست و این آخنودها و حزب اللهی ها و تحقیر شدگان هستند که حریف بچه هایشان خودشان هم نمی شوند که از ما تقلید نکنند و دلشان برای ما و انتالیا و فرنگ و دکمه سردست غنچ نرود. خواستم بگویم که ربطی به حزب الله و از این جور آدم های ناشناس ندارد نخبه و از روز اولی که دروازۀ سیرک را گشودم هماره در سیرک جولان داده حتی گاهی از در بیرونش کرده ام و از پنجره بازگشته و حق آب و گل دارد. یا...هو

ناشناس گفت...

کلاغ خفته فرصت کردی واز مزخرف گویی وقتی برات موند یک نگاهی بنداز به این کتاب.
یکی از همون مسلمون های اسبق وضعیت رقت بارفعلی و اینده تیره وتار اسلام را دقیق و از روی منطق برات شرح داده. دانلود کتاب "زوال جهان اسلام" نوشته حامد عبداصمد
https://mamnoe.wordpress.com/2012/04/01/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B2%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/

در ضمن فکر میکنم اگر این نکبت نرفت بتمرگه یک خورده کتاب بخونه و هی اینجا بخواد رو اعصاب بره با این مزخرفاتش، بهتره نادیده بگریمش و به همون بحث و کامنتهای خودمون بپردازیم.

ناشناس گفت...

دانلود زوال جهان اسلام
Posted on 1 آوریل 2012 by ممنوعه

کتاب «زوال جهان اسلام» نوشته «حامد عبدالصمد» ترجمه «ب بی نیاز (داریوش)»

چه ما اسلام‌دوست باشیم یا اسلام‌ستیز، چه بین اسلام و اسلام‌گرایی فرق بگذاریم یا نگذاریم، به محض اینکه از اسلام یا مسلمانان سخن به میان می‌آید، بلافاصله در ذهن ما شهیدان عملیات انتحاری مجسم می‌شوند که می‌خواهند به بهشت بروند تا به ۷۲ حوری باکره خود برسند؛ به محض شنیدن نام اسلام ما به یاد اعدام‌ در ملاء عام می‌افتیم، به یاد زنان حجاب‌دار در برقه، چادر و عبا، به یاد دختر بچه‌هایی می‌افتیم که ختنه شده یا قربانی قتل‌های ناموسی می‌شوند، به یاد متعصبینی می‌افتیم که خشم خود را علیه کاریکاتورهایی بیرون می‌ریزند که حتا یک بار آنها را ندیده‌اند چه برسد به اینکه آنها را درک کرده باشند. ممکن است این تصورات ما از اسلام و مسلمانان برای اکثریت مسلمانان بی‌انصافی باشد ولی این تصورات ساخته و پرداخته‌ی ذهن ما نیست، زیرا اسلامی که خود را به عنوان دین صلح معرفی می‌کند، هیچ‌گونه تصویر صلح‌جویانه‌ای از خود ارایه نمی‌دهد. اسلام در رابطه با کفار، چه در صفوف خود و چه در صفوف ادیان دیگر، کشش معینی به خشونت دارد. ما شاهد زوال دین اسلام هستیم که هیچ پاسخ‌ سازنده‌ای به پرسش‌های زندگی مدرن ندارد و نه تنها اسلام قدرتمند نیست بلکه به سختی بیمار است و به لحاظ فرهنگی و اجتماعی درحال عقب‌نشینی است. خشونت‌ دینی، اسلامی‌کردن فزاینده‌ی عرصه‌ی عمومی و اصرار بیمارگونه بر نشان دادن نمادهای اسلامی، فقط واکنش‌های عصبی این عقب‌نشینی هستند. این‌ها نشانگر آن است که مسلمانان اعتماد به ‌نفس و آزادی عمل ندارند. رفتار و کردار مسلمانان به رنگ‌آمیزی مأیوسانه‌ی خانه‌ای می‌ماند که در آستانه‌ی فروریزی است. به راستی جهان امروز اسلام چه چیزی که به درد بشریت بخورد از خود به جا می‌گذارد؟ خدمات جهان اسلام در حوزه‌ی دانش، هنر و معماری چیست؟ این پرسش با «هیچ» یا «کم» پاسخ داده می‌شود. آنچه که از تاریخ تفکر اسلامی باقی مانده، یک بینادگرایی سازش‌ناپذیر و غیرقابل‌ انعطافی است که دیگر نمی‌تواند در جهان مدرن دوام بیاورد. آنچه از تاریخ تفکر اسلامی باقی مانده است فقط یک کف روشنفکرانه از تعصب دینی سازش‌ناپذیر است که دیگر توانایی زندگی در این جهان مدرن را ندارد و این کف، پیش از آنکه برای همیشه محو شود، با خروشی جنون‌وار و خشم مأیوسانه‌ای برای آخرین بار سطح آب را می‌پوشاند.

دانلود کتاب «زوال جهان اسلام» نوشته «حامد عبدالصمد» ترجمه «ب بی نیاز (داریوش)»

ناشناس گفت...

تیمسار جان
این مقاله شما در رادیو زمانه هم چاپ شده.


https://www.tribunezamaneh.com/archives/80134?tztc=1


ناشناس گفت...

دلقک کبک درونت را کباب کن بخور . آیا ما هم میتوانیم در رادیو زمانه مطلب پست کنیم ؟

ماکـسـول گفت...

بازرسی از ایران به نظر پنج عضو از هشت عضو موکول شد:
هشت عضو عبارتند از:
آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، نماینده اتحادیه اروپا ، چین ، روسیه و ایران

در صورتی که ایران اجازه بازرسی ندهد ، حداکثر ظرف مدت 65 روز تمامی قطعنامه های تعلیق شده ، دوباره احیا می شود.

قطعنامه های قبلی لغو نشدند و فقط به حالت تعلیق درآمدند تا گزارش هشت عضو بیاید.

ناشناس گفت...

دبه در آوردن برای توافق از روز اول از طرف ایران شروع شد. از همان ابتدا بر سر یکی از بندهای توافق طرفین مشکل پیدا کردن.

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?v=jpzgjaZxF4w

اینم جالبه