ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

نکات مهم بحر طویل حسن فیروز آبادی بسیجی: هم دلار می خواهم و هم وحشت دارم!


1- دیدم بیانیه ای از طرف سرلشکر بسیجی! رییس مادام المعر (زگهواره تا گور) نیروهای مسلح هشت گانۀ (سه نیروی سپاه و سه نیروی ارتش و بعلاوۀ بسیج و نیروی انتظامی) جمهوری اسلامی صادر شده که جز نام بحر طویل نمی شود نام دیگری برای آن نهاد. به این دلیل بحر طویل که بسیار مفصل است و در بخش های مختلف حرف های یکسان در قالب های متفاوت - تحلیل و تفسیر و هشدار و اخطار و آرزو و ایدئولوژی و لیبرالیسم و شخصی و حقوقی و سیاسی و نظامی و امر بمعروف و نهی از منکر و حکم و دستور و ... - گفته شده و بر ترجیع بندهایی از حرف های خامنه ای در مورد پروندۀ هسته ای و مذاکرات استوار است. این بیانیه که بدلایل پیش گفته بدون سابقه در هر حکومتی - حتی جمهوری اسلامی شتر گاو پلنگ هم - است؛ از جنبۀ عملی یک شوخی بیشتر نیست و نمی تواند مورد توجه تیم مذاکره کننده قرار بگیرد زیرا حتی توجه و اقدام عملی بر نیمی از این آرزوها و خیالپردازی ها بمعنای عدم توافق است و جمع کردن میز مذاکره ای که در حال نوشتن توافقنامه است و نه در حال چانه زنی برای رسیدن به توافق. به این معنا که اگر قبول کنیم که هرج و مرج ناشی از بی حکومتی در جمهوری اسلامی چنین مجوزی را به رییس ستاد نیروهای نظامی می داد و می دهد - که نمی داد و نمی دهد - بازهم هنگام صدور آن قبل از توافق لوزان باید می بود و نه هنگام نوشتن توافق انجام گرفته در لوزان. طرفه اینکه همین حسن فیروز آبادی هم یکی از اولین مقامات بلند پایۀ نظام بود که از آن حمایت و استقبال کرده و هم هنوز هم این حمایت و پشتیبانی را تداوم داده - در همین نامه - و می دهد. اما انگیزه های حسن فیروز آبادی در مورد صدور این بحرطویل چه بوده نیاز به کمی تدقیق دارد:

2- اولین انگیزۀ حسن فیروز آبادی همان گیجی و سر در گمی است که فرماندهش خامنه ای دارد و تمام مقامات وابستۀ مستقیم به او مثل امامان جمعه و نماینده های مجلس و فرماندهان نظامی و قس علیهذا. به این معنا که اینان همه می خواهند مثل خامنه ای در حاشیه بازی کنند و بمانند تا هم از مواهب مادی توافق برخوردار شوند و هم مضار معنوی (ایدئولوژیک) آن را انکار و فرافکنی بسوی دولت روحانی بکنند. اینان می خواهند فردای امضاء و انتشار توافق بگویند که ما حرف مان را گفته ایم و مستند هم است به همین اطلاعیه ها و مزخرف گویی های خامنه ای. و فرافکنی کنند که برخی از بندهای توافق که امت حزب الله را ناراحت می کند خواست ما نبوده و دولت روحانی خط قرمزها را رعایت نکرده است. و از این راه بتوانند کماکان از تودۀ هواداران تیفوسی خامنه ای سواری ایدئولوژیک بگیرند و خشم آنان را بسمت عرفی گرایان منحصر و متمرکز نگه دارند.

3- انگیزۀ دوم فیروز آبادی و بزبان فقهی خودشان عبارت است از "حاجی انا شریک". به این معنا که فیروز آبادی صراحتاً به روحانی پیام می دهد که سهم ما از دارایی های بلوکه شدۀ ایران در اثر تحریم ها باید قطعی باشد و دنبال دبه درآوردن نباش. او می گوید: 
به یقین آمریکا در تمامی بندهای مورد توافق در سه افق 10 ، 15 و 25 سال برنامه هایی را تنظیم کرده است که تحولات آینده ایران را در قالب آن پیش بینی و مدیریت نماید. در غیر این صورت چه تضمینی وجود دارد که ایران با آزادسازی صدها میلیارد دلار ناشی از این توافق به سمت سرمایه گذاری بیشتر در امور سایبری و فناوری های نظامی متعارف و تحقیقات پیشرفته نرفته و بعد از 10 سال خود را به یک ابرقدرت منطقه ای و جهانی تبدیل ننماید. اگر سناریوهای این توافقنامه ایران را به سمت تغییر نبرد، تمامی این تلاش ها بی فایده خواهد بود .
 فیروز آبادی پول های بلوکه شدۀ ایران را با اغراق مبالغه در مبالغه صدها میلیارد دلارمعرفی می کند که در خوشبینانه ترین حالت کمتر از صد میلیارد دلار است. و بلافاصله درخواست بخش بزرگی از این بقول خودش صدها میلیارد دلار را حق بدیهی و طبیعی خودش می داند برای توسعۀ صنایع نظامی متعارف اعم از امور سخت افزاری و نرم افزاری. در حالیکه او در مقامی است که به همۀ جیک و بوک کشور اشراف دارد و می داند که دولت معادل همین مقدار پول بلوکه شده اش را فقط به پیمانکاران داخلی و خارجی بدهکار است و قرار نیست بخش بزرگی از چنین پولی بخزانۀ کشور بازگردانده شود.

4- انگیزۀ سوم فیروز آبادی یک نگرانی ایدئولوژیک است. او در این نامۀ سرگشاده - چون شخصی است و نه سازمانی؛ و درد دل است و نه حکم و دستور ستادی - به دولت هشدار می دهد که نباید همۀ موارد توافق شده عیناً در متن منتشر شوندۀ توافقنامه گنجانده شود و باید خیلی از توافقات مضر از منظر ایدئولوژی در متمم های محرمانه و غیر قابل انتشار تنظیم و ضمیمۀ توافقنامه شود. او می گوید:
10 ـ هیچ یک از طرفین نمی بایستی عدم توافق در مورد برخی از بندهای مورد بحث را به عنوان ابزار فشار و تحمیل نیات خود بر محیط اجتماعی و رسانه ای طرف مقابل استفاده و با حفظ محرمانگی مذاکرات از تحریک اجتماعی محیط مقابل و صفر و یک سازی مذاکرات و متهم سازی دیگری پرهیز شود. با این رویکرد خود را از دام خطاهای محاسباتی دشمن دور نگهداشته و سازوکارهای ضداقتدار طراحی شده از سوی او را در شبکه سرمایه اجتماعی و اقتصادی کشور خنثی می نماییم.
او بدرستی نگران این است که برخی از داده های جمهوری اسلامی در این توافق شکست ایدئولوژی را تداعی خواهد کرد و محیط اجتماعی ایران را بنفع عرفی گرایان متحول و باعث خشم و ناامیدی و بدبینی فزایندۀ هوادارا ن شرعی گرا به استراتژی اتمی خامنه ای در گذشته خواهد شد. و آنان (حزب اللهی های بدنه و نیالوده) با هزینه فایده کردن سیاست های غلط ایدئولوژیک و آرمانگرای تا کنون خامنه ای؛ او و حکومت بر مبنای شریعت را بیش از گذشته زیر سؤال برده و تضعیف خواهند کرد. ممکن  است خوانش مستقیم نقل قول بالا، تحلیل من از این بند را مورد خدشه بداند با این دلیل که منظور فیروز آبادی از "حفظ محرمانگی مذاکرات" می تواند مشرف به قبل از توافق نهایی باشد و نه خود توافق نامۀ نهایی. زیرا او تصریحی بر محرمانه ماندن بندهایی از توافقنامه نکرده است. پاسخ من این است که اگر او چنین قصدی  داشت حداقل این بود که باید قبل از "حفظ محرمانگی مذاکرات" پیش جملۀ "در طول مذاکرات تا رسیدن بتوافق نهایی" را می آورد. لذا بنظرم او بعمد چنین نکرده است چون منظورش "حفظ محرمانگی مذاکرات" در بندهایی از توافق نامۀ نهایی است و نه قبل از آن.

4- انگیزۀ چهارم فیروز آبادی این است که می هراسد که توافق نهایی باعث نفوذ غرب در ایران بشود و حکومت دینی را با مخاطرات جدی مواجه کند. لذا او دیگر در اینجا پیچیدگی چند پهلوی نامه اش را رها کرده و مستقیم و ساده به نتیجۀ کار (توافقنامه) اشاره کرده و حتی خواستار تضمینی سفت و سخت از سوی شورای امنیت شده است:
3 ـ غرب باید متعهد گردد که به منظور اجرای توافق و نظارت بر آن از لابی گری و استفاده از گروه های فشار سیاسی و یا هرگونه طرف ثالث در خارج از حکومت به عنوان ابزار فشار، جمع آوری اطلاعات، اتکاء خبری و یا رسانه ای پرهیز نموده و این نکته در قطعنامه ابطال مصوبات قبلی در شورای امنیت به صراحت گنجانیده شود.
همۀ مؤلفه هایی که گفتم در اینجا مشخص است و او می خواهد غرب در قطعنامۀ شورای امنیت تضمین بدهد که مطلقاً با جامعۀ ایران مراودات مدنی و دوستی برقرار نکند و بده بستان فرهنگی و اطلاعاتی (از جنس تسهیل در آگاهی) نداشته باشد. البته او خودش هم می داند که چنین لفاظی های سیاسی همانقدر غیرقابل اجراست که حرف اسرائیل در ملزم کردن جمهوری اسلامی به عدم مخالفت با اسرائیل یا در ورژن توهمی و ساده انگارانۀ دوستان داخلی که خواستار درج رعایت حقوق بشر از سوی رژیم در توافق نهایی می شوند. چون این قبیل مفاهیم نامتعین و کشدار و هر کسی از ظن خود شد یار منی نمی تواند در یک متن حقوقی که باید تعاریف مشخص و ریاضی داشته باشد بیاید. اما فیروز آبادی علی رغم دانستن آن چنین می گوید تا فردای توافق جای انکار و مانور داشته باشد و خودش را عزیز بی جهت حزب اللهی ها نگه دارد.

6- فیروز آبادی البته بسیار واهمه دارد از تأثیر توافق نهایی بر مناسبات داخلی و تقریباً در خیلی از بندهای بحر طویلش به تلویح و تصریح آن را رونمایی می کند. مثل این فراز از نامه اش: 
15 ـ به یقین در مذاکرات پیش روی، هیچ شائبه جناحی و یا خاص سیاسی مطرح نبوده و ادبیات مذاکرات براساس امین منافع ملی و حصول فرصت مناسب دیگری در احقاق حقوق ملت ایران است. تنظیم و دنبال می شود لذا دولت خدمتگزار می بایستی از ورود پیام ها و رسانه هایی که به دنبال دو قطبی سازی فضای فعلی و آتی مذاکرات برای ترسیم فضای آینده منطبق با نیات جناحی و غیرولایی و تحلیل های نادرست می باشند، خودداری نماید.
7- نامۀ سرگشادۀ فیروز آبادی چنان رطب و یابس مفصل و طولانی است که ده ها انگیزۀ اصلی و فرعی دیگری را هم می تواند بدست بدهد. او که معلوم است دقت و فرصت زیادی را صرف این نامه کرده است. چنان شلخته و با مهارت نوشته است که حتی عقل جن هم قد ندهد که حرف نهایی و اصلی او چیست را کشف و قطعی کند. او در حقیقت هم متن را هم ادبیات را و هم قالب ها را و هم موضوعات و هم در هم تنیدن شخصیت حقیقی خودش بعنوان عضوی از جامعه و شخصیت حقوقی خودش بعنوان رییس ستاد کل نیروهای مسلح  را چنان متنوع و از همه جنس انتخاب کرده است که خوانندۀ عادی را گیج و منصرف و حزب اللهی پیاده نظام - بدون فهم از هرنوع متنی - را دلخوش و راضی و مخاطب فرهیخته و خاص را سردرگم و بی تعیّن در فهم حیران کند. بعبارت دیگر هم شکل و هم محتوای نامه اش را چنان آشفته تنظیم کرده است که فوق هر متن هرمنوتیکی قابل هیچگونه قطعیت داوری نشود و او را قادر سازد که اوضاع آتی بهر کدام سوی رفت او بتواند ادعا کند که من این را گفته بودم. بعبارت بازهم ساده تر او نامۀ شخصی نوشته اما طوری منتشر کرده که گویی از سوی نیروهای مسلح صحبت می کند. چنان طولانی نوشته که کمترین شباهتی به اطلاعیه و بیانیه ای با خواست مشخص - مثل مذاکره کننده گان از قبول ورود بازرسان بمکان های نظامی پرهیز کنند که ستاد کل نیروهای مسلح هرگز چنین بندی را اجرا نخواهد کرد (حداکثر خواست و دخالت مجاز و مورد انتظار و محتمل تأثیر گذار از رییس ستاد نیروهای نظامی یک کشور) - نداشته باشد. و چنان تحلیل و تفسیری نوشته که خودش را در جایگاه دانای کل و مشرف به همۀ زوایای سیاسی و اجتماعی بنماید. یا...هو

این هم لینک اصل حرف های سید حسن آقای سرلشکر بسیجی (اینجا)

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام
1. دستیابی ایران به هر نوع فن آوری پیشرفته را با واقعیت موجود در ایران محال ممکن می دانم . به عنوان مثال با وجود اینکه بیش از 12 سال از علنی شدن برنامه ی هسته ای ایران می گذرد هنوز سانتریفیوژ های ایرانی قدرتی کمتر از 5 سو دارند در حالی که معادل روز آن در امریکا با 300 سو کار میکند . به هر حال اینکه ایران پس از 12 سال به خصوص با حمایت تمام و کامل 8 ساله در دولت محمود و بودجه های نامحدود , نتوانست به برنامه های هسته ای خود دست یابد نشان از عدم همراهی متخصصین فنی و نبود تخصص در بین حزب اللهی ها حکایت دارد .
حتی معتقدم همین حزب اللهی ها هم در برنامه ی هسته ای با آیت الله خامنه ای موافق و همراه نشدند . نشان به این نشان که عده ای از نمایندگان تندروی مجلس معتقد بودند که حراست صنعت هسته ای در ترور احمدی روشن کوتاهی های بارز و حتی عمدی از خود نشان داده اند .
این مسئله در کنار اولویت دادن به اوضاع منطقه , باعث عقب نشینی خامنه ای شده است . وگر نه وی به تحریم اهمیتی نمی دهد و حتی با مقایسه ی آن با شعب ابی طالب نوعی تقدس هم برای آن قائل می شود . مسئله ی کاسبان خودی تحریم , ایده ی بی تاثیر بودن تحریم را تقویت می کند .
2. قطعاً حزب اللهی های توده به بسیاری از مسائل محرمانه دسترسی دارند و در این خصوص خیلی راحت تر از من و شما مطلع می شوند . کافی است در خصوص دم دست ترین موارد با یک حزب اللهی مباحثه کنید تا دریابید که مدت ها است به دنبال توجیح ایدئولوژیک مسائل نبوده , نگاه ایدئولوژی به وقایع را کنار گذاشته اند و به استخدام و وام و ساندیس کفایت کرده اند .
3. ایجاد دوگانه ی عرفی گراها در مقابل حزب اللهی ها را مطابق با شرایط جامعه ی ایران نمی دانم . این گزینه بیشتر در بین برخی روشن فکران خارجی که از واقعیت حاکم بر مردم اطلاعی ندارند نشات می گیرد . جامعه ی امروز ایران را شامل اقلیت حزب اللهی , طیف بی طرف عرفی گرا و اکثریت بریده از دین ( به گفته ی مقام استانداری تهران 90 درصد ) می دانم . قطعاً جامعه ی ما دیگر پشتیبان حزب اللهی ها نمی باشد . اقدامات پرخاشگرانه ی انصار حزب الله و امثالهم هم نشانه ی استیصال بیش از پیش این گروه ها است لذا خواه یا ناخواه قدرت این طیف در ایران روز به روز کاهش می یابد .
4. معتقدم سیاست داخلی و خارجی را در ایران باید از هم تفکیک کرد . ایالات متحده هم چنان که به هیچ عنوان وارد فضای اجتماعی کشور عربستان نمی شود همین رویکرد را نیز در مورد ایران در پیش می گیرد . این رویکرد به شدت در بین مقامات ایرانی هم دنبال می شود . نشانه ی این امر در دو مقاله ی حضرت عالی با عنوان "پشیمانی غرب از سقوط شاه " و "ابلاغ قانون به پلیس" قابل مشاهده است . در حالی که حضرت عالی این دو را نشانه ی گردش آیت الله خامنه ای می دانید به نظر بنده هر دو یک سیاست را دنبال می کند .

محمد

ناشناس گفت...

عکس جالبیه و خوب به این متن می آید!

ادوارد البی دوم گفت...

هاشمی رفسنجانی: امیرکبیر ناصرالدین شاه را از تبریز به تهران آورد و وی را به قدرت رساند، اما استبداد نمک‌‌نشناسی کرد.

ناشناس گفت...

تنسی تاکسیدو (این اسم را شما روی ما گذاشتی)
-سپاه پنج نیرو دارد زمینی دریایی هوافضا بسیج و قدس و مجموع نیروهای نظامی انتظامی ایران 9 مورد است
-پولهای بلوکه شده ایران توسط آمریکا و دیگر دزدان سرگردنه نظام بین الملل بالغ بر 150 میلیارد دلار است (طبق گفته رئیس کل بانک مرکزی)
-داد و بیداد های روحانی و رفسنجانی صرفا برای حاشیه سازی و پرت کردن هواس منتقدان از ترکمنچای هسته ای و ایضا اوضاع نابسامان اقتصادی دولت وعده و وعید است پس هیچ نکته بین خطی و فرامتنی در این لاف و گزاف ها نیست

Dalghak.Irani گفت...

تنسی تاکسیدو. یک حزب الله کامنت گذار داشتیم که پرتو پلای امپراطوری می گفت و هوادارانی هم برای خودش دست و پا کرده بود. اما دعوایمان شد و او هم رفت که امپراطوری نیمی از صفویه و نیمی از ساسانیانش را جای دیگر بثمر برساند. اتفاقاً او هم مثل تو از یک کلمه حزب الله خطاب کردنش توسط من در کامنت های ابتدایی اش اخذ کرده بود و مدعی بود من نام حزب الله را به او داده ام. اما خوظبختانه تو حزب الله اریجینال هستی و راحت تر است با تو مباحثه کردن. در مورد شمارش نیروها برای اینکه کپی رایت رعایت شود باید بگویم که قبل از تو "عصبانی" عزیز در کامنتی که خواست منتشر نشود این نه بجای هشت را تذکر داده بود. اما من در متن تصحیح نکردم. چون نظرم برای بازی با اعداد نبود و می خواستم عمق فاجعه را نشان بدهم که ایران بجای سه نیروی نظامی و یک پلیس دو برابر بیشتر نیروهای رنگارنگ دارد و همه از خوان دولت ارتزاق می کنند و کارهای موازی می کنند. راجع به 150 میلیارد هم من نشنیده ام و نمی توانم تأیید یا تکذیب کنم و اینجا هم می خواستم صدها میلیارد دلار رییس را برجسته کنم و بدهی های زیادی که پیمانکاران دارند از سه سال پیش. راجع به هاشمی و روحانی هم تو نزدیک تر هستی بالاخره شماها گوشت همدیگر را بخورید استخوان هم را دور نمی اندازید و همه در یک کاسه تریت می کنید و اعتراضی ندارم اما امیدوارم کمی هم در حرف هایشان صادق باشند. در ضمن من با مصباح مخالف نیستم و این اتهام بمن نمی چشبد و اسلام حقیقی همانقدر که استاد می فرمایند متحجر و عقب مانده از زمان است. پس راحت باش و یک نام مذهبی خوشگل روی آیدیت بگذار. یا...هو

شوخ طبع گفت...

محمد اقا بد هم نمیگمه معلوم هم نیست بعد از توافق، امریکا و غرب دنبال تقویت عرفی ها باشند؟ اگر سردار دچار اضافه وزن ما از همین الان ترسیده شما فکر نمی کنید در مذاکرات جمهوری اسلامی به 6 تا کشور گفته در امور داخلی ما دخالت نکنید؟ اونا هم بخاطر منافع خودشون موافقت می کنند، این قضیه اصلا از اول هم بین حکومت وغرب بوده و مردم تنها نقش سیبل رو داشتند.

مهدی گفت...

دلقک جان، فیروزآبادی را زیادی جدی گرفتی. این که این همه مطالب پراکنده گفته دلیلش این است که این بابا اصلا بلد نیست بنویسد. خب بیچاره کجا یاد گرفته باشد. قلم گرفته دستش، انگار سخنرانی می کند، هر چی به کله اش زده نوشته. نگو این بار حرفها روی کاغذ می آید و یکی مثل شما می نشیند آنالیز می کند و گندش در می آید.
انگیزه اش از نوشتن هم احتمالا این بوده که چند وقت یک سوتی خیلی بزرگ داد. پیام تبریک پیروزی هسته ای برای آقا نوشت، چند روز بعد هم آقا فرمودند که این حرفها چیه، چه کشکی چه پشمی؟ حالا فیروزآبادی برای این که خیلی ضایع نشود شروع کرده به نوشتن و چارتا چیز سرهم کرده یعنی ما هم حالیمون هست.

ناشناس گفت...

محال است تغییر مثبتی در شرایط داخل ایجاد شود، منظور از معامله برد - برد همین است

امجد گفت...

اين جماعت متحجر ديدن چه توافق بشه چه توافق نشه چوب دو سر نجسن واسه همين انقدر پريشون‌ گويي و تناقض گويي ميكنن. احتمالا هر چي به توافق نزديك بشيم صداي دادشون بلندتر و الفاظشون زشت تر ميشه. احتمالا حوالي توافق هم يه مانور امنيتي-سياسي بزرگ و يه بحران آفريني اساسي واسه دولت بكنن تا بگن چيزي عوض نشده. سيستم استحاله ميشه ولي تا موفقيت نهايي پروژه استحاله طلبي هاشمي-اوباما زمان زيادي بايد بگذره. خيلي بايد صبوري كنيم. خامنه اي تا آخرين لحظه عمرش دست از تلفات (مالي-زماني-انساني) گذاشتن روي دست مملكت برنميداره. هنوز خون جيگراي زيادي بايد بخوريم ولي همين روزنه اي كه ديده ميشه خيلي دلگرم كننده ست. يه روز خوب مياد.

ناشناس گفت...

دلقک جان، هر روز خبر میاد فلان کشور عربی جنگنده نسل چهارم سفارش میده، چرا ایران چند تا جنگنده جدید نمی خره؟ بخاطر تحریم هاست یا کلا ایران سیاست برتری هوایی نداره؟