ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۱, جمعه

به اعتراض درست احمدی امویی عزیز خوش آمد می گویم؛ اما از جواد ظریف هم دفاع می کنم!


مطلب تقدیمی را بصورت کامنت در پست قبلی منتشر کردم و قصد انتشار مستقلش را نداشتم. اما حالا که دیدم موضوع اظهار نظر ظریف در مورد جیسون رضائیان در مصاحبه با چارلی رز از یک اعتراض ملایم و سازندۀ مدنی فراتر رفته و در حال تخریب بدون منطق سیاستمدار اصلاح طلب است؛ تصمیم گرفتم که در اینجا بگذارم تا قابل لینک دادن باشد و بخشی از موازنه برقرار شود. چون هر گونه اعتراض هیستریک و بی منطق که میدان دارش گروه های برانداز مسلح و هموطنان "من مخالفت می کنم پس هستم" - با کارفرمایان ضد ایرانشان - باشند و هستند نه تنها کمکی به کشورمان نمی کند بلکه سیاستمداران معتدل و عرفی را هم می ترساند و منزجر و فراری می دهد از طلاگشتن و باقی می مانند در مس! یا...هو

در مورد حرف ظریف به آقای رز در مورد نداشتن زندانی عقیدتی اما. نظرم این است که هم حرف ظریف قابل دفاع است و همزمان حرف مخالف روزنامه نگاران در تبعید یا تازه از ندان آزاد شده ای مثل بهمن احمدی امویی.

حرف ظریف قابل دفاع است زیرا او در جایگاه سیاستمدار بالفعل و عضوی از سیستم جمهوری اسلامی بمصاحبه فراخوانده شده است و نه در جایگاه روشنفکر اپوزیسیون. لذا انتظار اینکه خودش بخواهد و بتواند با سیستمی که کار می کند را نفی کند نوعی توهم و خارج از قاعدۀ بازی و حتی می شود گفت بی انصافی است. ضمن اینکه پاسخ او کوتاه و رندانه و معطوف به یک روزنامه نگار امریکایی (جیسون رضائیان) است ونه با مصداق مشخص ایرانی و داخلی. دوم اینکه او اینقدر باهوش است که می داند همین تک جمله اش چه غوغایی از مخالفت برخواهد انگیخت بین ایرانیان سکولار و اصلاح طلب. اما او این را هم می داند که وظیفۀ او وظیفۀ اپوزیسیون و چریک سیاسی نیست و اگر می خواهد در کشورش اصلاحی انجام دهد باید اولویت ها را در نظر بگیرد و محدودیت ها و مقدورات و از همه مهمتر جامعۀ هدف را. جامعۀ هدف حرف سیاسی در مقطع فعلی ایران پائین ترین گسترۀ مخاطب را دارد در ایران و این از تعقیب کنندگان تک و توک نوشته های سیاسی در همین دنیای مجازی کاملاً پیداست. هر چند که هیاهو و سر وصدایشان کر کننده بنظر برسد. پس ظریف بطور بدیهی قاعدۀ اقتصادی و اجتماعی بسیار گسترده را باید به هیاهوی سیاست ترجیح بدهد که داده است. اصلاً چه کسی گفته است که ظریف موافق جمهوری اسلامی فعلی نیست که حالا برخلافش ثابت شده و مدعیان بخون خواهی آمده اند. من اگر یکی از مبلغان "تقویت عرفی گراها دربرابر شرعی گراها" هستم. عرضم این بوده که با ظریف و روحانی باید کار کرد و تشویق و انتقاد کرد که کمی جلو برویم و این را لاجرم شرایط می دانم. و در اینکه ظریف یک عضو بسیار مؤثر جلو رفتن عرفی گرایان داخل حکومت (جزیی از حکومت و نه علیه آن) است و خواهد بود کمترین تردیدی ندارم. اما همین حرف ظریف - من بسیار جدی می دانم که خودآگاهانه هم باشد - موجی از اعتراضات را برمی انگیزد و انگیخته است که "خود سیاست" را از انزوا خارج و بوسط بحث کشانده است و این هم وجه دیگری از اصلاح است. چون درست است که ظریف سیبل می شود اما این هم درست است که موج اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی و تبعیدی باعث دوباره مطرح شدن موضوع می شود و حساسیت های - آری یا نه - در داخل سیستم را نوسازی می کند که گامی بجلو است. دقیقاً در مورد اعتراض حزب الله قزوین به اپیلاسیون هم نظرم همین است که انقباض در عمل مقطعی ارزش گسترش در تئوری آن را داشته است و خوب است. زیرا محتمل است حتی بسیاری از زنان و مردان ایران با این تمیزکاری در حوزۀ حیاء آشنانبودند و برای اولین بار است که لفظ اپیلاسیون بگوششان می خورد ووقتی دنبالش می کنند اول کنجکاو دوم خشمگین سوم غیرتی و چهارم عادتی! (عادی شدن موضوع) می شوند و از دگم ناموسی شان کم می شود. پس کار ظریف هم بعنوان سیاستمدار جمهوری اسلامی بالفعل تنها راه و گزینۀ او بوده و قابل دفاع است و خیزش اعتراضی به آن هم درست و قابل تشکر است. یا...هو


پی نوشت: حرف ظریف که گفته نمی شود جرم انجام بدهی و پشت القاب خودت را پنهان کنی هم دقیق و مستقیم به اتهام جیسون رضائیان بوده که به جاسوسی متهم است. مگر ما باید برای مخالفت با جمهوری اسلامی هر کس و ناکسی را تبرئه بکنیم. قطعی می دانم که اگر جیسون جرم بزرگی نداشت مثل همسرش آزاد می شد. البته الان هم نهایتاً در یک معاملۀ سیاسی آزاد خواهد شد؛ اما نه بدلیل بی گناهی. ما نباید بخاطر نفرت از دشمن داخلی متهم خارجی را تبرئه کنیم. دشمن من و دشمن دشمنم هر دو می توانند دشمنم باشند. بعبارت دقیقتر رذالت جمهوری اسلامی دلیلی بر برائت امریکا و غرب و هیچکس نیست. یا... هو

لینک اعتراض بهمن احمدی امویی (اینجا)
لینک دفاعیۀ جواد ظریف از اظهاراتش(اینجا)

۶۷ نظر:

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز
جالب است که در چند گفتار اخیرتان (( یکی به نعل می زنید و یکی به میخ )).
استدلالتان مرغ پخته را در دیگ به خنده می اندازد.

ناشناس گفت...

کامنت به جای تحلیل روز جمعه قالب نکن تیمسار؛ اصل جنسو بفرست بیاد

ناشناس گفت...

قابل توجه دوستان گرامى كه خيلى از حرف ظريف شوكه شده اند، روحانى ، خاتمى ، موسوى، رفسنجانى، شريعتمدارى، علم الهدى و غيره همگى در قالب جمهورى اسلامى در حركتند ، شما از ظريف چه انتظارى داشتيد؟ بيايد دستبند سبز و بنفش ببندد و جلوى چارلى رز بگوي بعله درست ميگوييد، قوه قضاييه زير نظر رهبر مشغول انجام وظيفه است؟ مگر خودش نيست؟
كى از اين رويا بافى ايرانيان بيرون مى آيند؟ بابا جان اگر رفتيد به بنفش وسبر راى داديد و هلهله كرديد فقط كمى اهرم ميانه رو و يا به قول دلفك عرفى تر رژيم را تقويت كرده ايد همين، قرار نيست اپوزسيون داخلى تشكيل دهيد با انتخاب دولت و فكر كنيد كه وزير امور خارجه هم پرچمدارش شود، خودتان بت ميسازيد وظريف را گنده ميكنيد و در حد امير كبير بالا ميبريد و انتظارتان امير كبير وار ميشود بعد كه با واقعيت روبرو ميشويد جيغتان به آسمان ميرود. مشكل ظريف نيست ، يك نگاهى به آينه بيندازيد.
ارادتمند دلقك، افشين قديم.

سینا گفت...

ای بابا شما هم که هرچی میشه میای توجیه میکنی .از قدیم گفتن بار کج به مقصد نمیرسه .تا زمانی که مردم ایران دست از دروغگویی و دغل بازی برندارند این کشور پیشرفت نمیکنه .من بزرگترین مشکل این کشورو فریبکاری مردمش میدونم حالا شما تا ابد بیا تز بده که ایران باید عرفی بشه و فلان بشه .

متف گفت...

سلام تیمسار. نحلیل جدیدی از اوضاع نداری؟بدجوری ایران رو از خاورمیانه سوا کردی!یمن و عراق وسوریه بدخرتوخریی شده یه کم تو تحلیلات درمورد مذاکرات وآشتی غرب با ایران و... این پارامترهارو هم تاثیر بده!!

ناشناس گفت...

در مورد عکس میشه کمی توضیح بدین؟ من مفهومش را درک نکردم

Dalghak.Irani گفت...

در مورد نقاشی مدرنی که استفاده کرده ام توضیح من فایده ای ندارد و هر بیننده ای باید توصیف خودش را بکند از یک اثر هنری. من با انگیزۀ کودک و موسیقی و رنگ این نقاشی را انتخاب کرده ام که هر سه نمادی از صلح و زیبایی و معصومیت است که هنرمند در ترکیبی هنری آن سه را به بوم منتقل کرده تا زیبایی و صلح و آرامش را فریاد بزند و من ایران امروز را جز در این باکس براه راست نمی دانم و باید از خشونت و نفرت هرچه بیشتر دوری کنیم. چه کلامی باشد یا نگاهی یا دستی. رنگ و کودک و موسیقی را حتماً همیشه بهروزمره هایتان اضافه کنید که از عصبیتتان بکاهد و بدرست اندیشیدن و لذت بردن از زیستتان کمک کند. همین. یا...هو

در ضمن دوستان گله مند از نوشته ام می توانند بجای "غلط است" گفتن بمن "درست است" خودشان را به بحث اضافه کنند و مهم این است که بگویند چه خطی را دنبال کنیم که زودتر به نتیجه برسیم. من آماده ام. - البته که من قبلاً از نفرت پراکنی صرف و خوانندگان را به دنبال نخود سیاه "نفرتت را انباشته کن. به صغیر و کبیر این جمهوری اسلامی منحوس دشنام بده. قبل از رسیدن بدست آنان خودت عصبی شو و زندگی روزمره ات را تباه کن" استعفای جدی داده ام و برای ایران می نویسم و نه برای هورا و ضد هورای این و آن - یا...هو

ناشناس گفت...


رسوایی تازه در دولت شیخ شياد حسن فریدون سابق روحانی امروز

ویدیو.. دانش‌آموزان شیرازی: ما را به زور برای استقبال از روحانی آورده‌اند

http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2015/05/01/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF.html

ناشناس گفت...

ظریف باهوش هست ولی به قول شما مدرن نیست. مدرن بودن با دروغگویی و تقیه سنخیت نداره. بچه بسییجی ای که در خانواده ای به شدت محدود و مذهبی رشد پیدا کرده نمی تواند که آدم مدرنی باشد. اگر چه می تواند سعی کند یا تظاهر کند یا حداقل سیاهی ایدئولوژی را پنهان کند.

اینکه ظریف پوزیسیون نیست "درست است."
اما اینکه گفت ما در ایران به خاطر عقیده کسی رو زندانی نمیکنیم "غلط است."
اگر کمی از هوش سرشارش رو به کار میگرفت میتونست دیپلوماتیک تر و رندانه تر جواب دهد.
این "درست است" که میگفت: در ایران قوه مجریه در کار قوه قضاییه همانند همه کشورهای مدرن دخالت نمی کند.
با همین حرف ساده ولی هوشمندانه هم توپ را به زمین قوه قضاییه می انداخت و از قوه مجریه سلب مسئولیت میکرد (اگرچه قوه مجریه هم مسئول است) و هم به صورت ضمنی وجود زندانیان عقیدتی رو تایید میکرد و یا حداقل آنکه انکار نمیکرد.
دروغ گفتن بسیار زشت است. به کسیکه راحت دروغ میگوید هرگز نباید اعتماد کرد. به همین دلیل هست که من خودم به شخصه روحانی رو آدمی میدانم که واقعا اعتقاد دارد به پیش بردن ایران به سوی مدرنیسم اگر چه خودش هم یک آدم مذهبی و روحانی هست. اما وقتی ظریف دهانش را باز میکند و همانند شیطان مجسم احمدی نژاد حرف میزند مطمئن میشوم که جوهره و وجود این آدم چیزی جز پستی و خواری و دروغگویی نیست. این آدم اگر میتواند خودش را توجیه کند که دروغ بگوید میتواند به راحتی خودش را توجیه برای خیلی کارهای پست تر نیز بکند.

سینا گفت...

من در نظرم نوشتم که خطی که همیشه به مقصد میرسد خط راستگویی و درستکاری است .این که ما اینجا چی میگیم زیاد تو سرنوشت مملکت تاثیری نداره ولی به هر حال برایند همین جمع های کوچک میشه اجتماع ایران .من 4 ساله بدون اثتثنا تمام نوشته های شما رو میخونم شما یک هدف را در نظر میگیری و برای اون هر وسیله ای را توجیه میکنی دقیقا مثل بقیه مردم ایران که اغلب اینچنین زندگی میکنند.حالا که پرسیدید میگم که بهترین کاری که بزرگانی مثل شما میتونید انجام بدید اینه که اخلاق رو بین مردم تبلیغ کنید . به خدا مشکل ما فقط و فقط نداشتن اخلاقه .خوب شاید شما میگید دین باعث به این روز افتادن ما شده و راه حلش فاصله گرفتن از دینه .خوب قبول ولی هدف اصلی ما از همه این عرفی شدن باید رسیدن به اخلاق باشه .چون اگر قرار باشه ما از راه دروغ گفتن و فریبکاری یا استبداد به عرفی شدن برسیم که دوباره میشیم همون آدم های بی فرهنگ و جهان سومی که فقط دنبال یک بهانه هستند که کارهای اشتباه خودشون رو توجیه کنند و چه چیزی میتونه بهتر از دین اشتباهات ما را توجیه کنه و آروممون کنه (دین مثل مسککن میمونه واسه همین اغلب آدم هایی که کمبود دارند برای پوشوندن ضعف هاشون به دین متوصل میشن ) خوب اینطوریه که مردم ایران 36 سال پیش رفتن دنبال انقلاب دینی .یعنی این یک دور باطل است که ما اشکال اصلی خودمون رو که بی فرهنگی و بی اخلاقی است تا حل نکنیم به پیشرفت نمیرسیم.بی فرهنگی ما هم رو میشه تو صف ایستادنمون تو حرف زدنمون تو فوتبال بازی کردنمون و ... به وضوح دید پس باید تلاش کرد برای حل این موضوع از طریق آموزش .

ناشناس گفت...

این خصلت دروغگویی که اخوندا رواج دادند. در بین سیا ستمداران ایرانی مد شده و به جامعه هم متا سفانه سرایت کرده.(سایت کژدم)

ناشناس گفت...

فکر کنم در کامنت قبلی نوشتم پوزیسیون که البته باید مینوشتم اپوزیسیون حرف الف جا افتاد

شهروند گفت...

جناب ظريف هم وقتي گند كار در آمد مدعي شد كه جوابش در مورد وضعيت جيسون رضائيان بوده است ، ولي شما ظاهرا براي ايشان رپرتاژ آگهي مي كنيد و در اشاره به حرف ظريف ، آنرا جواب به سوال رضائيان نوشته ايد ، در حاليكه حرف ظريف يك توجيه مسخره بيش نيست ، وقتي آقاي ظريف از كلمه هيچ - با تأكيد زياد رو هيچ - در آغاز جمله خود استفاده مي كند ، توجيه هاي بعديش مزخرفي بيش نيست
اولا آقاي ظريف و حاميانش خود را بگذارند جاي خانواده هاي زندانيان سياسي ، بعد قضاوت كنند ( بعد از شنيدن كلمه هيچ )
دوما به عقيده شما نبايد انتظار داشته باشيم كه چند روز مانده به هر دوره از رأي گيري از مردم ، حضرات در جلد اپوزيسون نروند ؟ كمي توقع مردي و مردانگي هم نبايد از اين جماعت داشت يعني ؟
مگر همين اصلاح طلبان و اعتداليون از احمدي نژاد ايراد نمي گرفتند كه دروغگوست ، خوب چه تفاوتي با ايشان دارند خودشان !
خوشبختانه واكنشها به حرفهاي ظريف را مثبت تلقي فرموده ايد ، همينطور هم هست ، هر چه اين واكنشها بيشتر شود شايد آقايان را وادار به راستگويي در آينده كند ، شايد هم دست از فيلم اپوزيسوني بازي كردن براي مردم بردارند ، البته شايد
نميدونم اين چه حكمتي ست كه ما هميشه بايد اميدوار و نااميد بشويم از بخشي از نظام جمهوري اسلامي ! تكليف با دار ودسته خامنه اي كه روشنه ، اين طايفه اصلاح طلبان و حالا هم اعتداليون هستن كه مارو گرفتن ، واقعا آدم ميماند كه افسردگي بگيرد از اينهمه نكبتي كه از سر و كول زندگيمان بالا مي رود ، يا عصباني و خشمگين شود از احمق فرض شدن توسط طيف عرفي گرايان نظام !!!
پاينده باشيد

پراگماتیست گفت...

ما هواداران دولت تدبیر و امید چک سفید امضا به روحانی یا ظریف نداده ایم که هر کار اشتباه حضرات را توجیه کنیم. آقای ظریف در این مصاحبه گاف بزرگی داده و دروغ احمقانه بلکه زذیلانه ای بر زبان رانده است. منتظر عذرخواهی یا نوعی اذعان به واقعیت از سوی او می مانیم وگرنه این لکه سیاه در کارنامه اش ثبت خواهد شد. در عین حال تا زمانی که مجموع عملکردش مثبت باشد یعنی نقاط مثبت کارنامه اش بیش از نقاط منفی اش باشد مورد حمایت ماست. و اکنون به دلیل نقش مثبتش در پیشبرد قرارداد هسته ای چنین است.

Dalghak.Irani گفت...

خب من هرچه بنویسم در جواب شما - از جمله سینا و شهروند - مجدداً متهم خواهم شد که شده ام تبلیغاتچی ظریف و ماله کشی و توجیه می کنم. لذا اگر اتهام زنی را کنار بگذارید یکی تان اعلان کنید پاسخ می خواهید تا جوابم را بدهم. موضع من هم تغییر نکرده و معتقدم که اگر دولت روحانی را در راه یک پروژۀ بهتر کردن حکومت بدون تحریک بخش ایدئولوژیک و رسیدن به اوضاع هم سیاسی و هم اقتصادی و هم اجتماعی و هم فرهنگی مناسب تر قبول کنیم - که ظاهراً شما هم مخالف حتمی نیستید - آنوقت می توان روی موضع ظریف بهتر بحث کرد. و نشان داد که در متن این پروژه حرف ظریف درست بوده و رادیکال تر از این سوزاندن کل پروژۀ اصلاح است. چرایی اش را در این گزاره بجویید که ظریف هوادارنش را عقلا و میهن دوست ارزیابی می کند و مخالفانش را ایدئولوژیک و شعاری. در نتیجه او بدرستی فکر می کند که ما می فهمیم چرا او چنین گفته اما مهم است که یک شعار مقبول هم برای تحکیم موقعیت خودش برای مخالفان فرستاده است. توضیح بیشتر را شما بخواهید می نویسم. یا...هو

سینا گفت...

مشتاقم ادامه نظرتون رو بدید

شهروند گفت...

حرف شما كه فرموده ايد ظريف هوادارانش راعقلا و ميهن دوست دانسته است بعد اين حرفها را زده است كاملا مي تواند درست باشد ، بنده به يك دوست يا عزيزي باور و اطمينان دارم ، وقتي حرفي به نقل از وي ميشنوم ، حتي اگر در ضديت با شخصيت و باورش باشد هم ، پيش خودم فكر ميكنم حتما دليل محكمي براي گفتن اين حرف داشته است ، حتي اگر شگفت زده شده باشم
ولي آقاي ظريف و روحاني چند درصد از مردم را توانسته اند به خود باورمند كنند ؟ اصلا در اين مدت صدرات امور چه نشانه عملي از ايشان ديده ايم كه به درجه اي از باور و يقيين برسيم كه با دولت روحاني در يك مسير و جهت هستيم ؟
اون از انتخاب وزيران و نحوه مواجهه با مجلس ، واكنش دولت به اسيد پاشي هاي اصفهان ، حمله به مطهري در شيراز ، اين از ركود وحشتناك اقتصادي كه هر روز روحاني اعلام ميكنه از ركود خارج شديم و وارد رونق شديم ( حتما ما كوريم ، رونق رو نمي بينيم ) وعده هاي انتخاباتي در مورد آزاديها هم كه بماند ، چهار تا كنسرت بي دغدغه رو نتوانستند برگزار كنن ، اين باور و يقيين جناب دلقك گرامي بايد بر چه اساسي به وجود مي آمد تا امروز ، تنها چيزي كه در اين مدت شاهد هستيم اره و تيشه دادن خامنه اي و روحاني با هم است ، امروز روحاني حرف ميزنه ، فردا خامنه اي ميزاره تو كاسه اش و بالعكس ، اين دعواهاي كلامي جلوي نابودي نسل دهه هفتاد رو نمي گيره ، دهه پنجاه و شصت رو كه با همين اره بده تيشه بگيرنابود كردن حضرات ، رفت ، والا حرف شما را ميفهمم . صدق گفتار شما ، نيت درست و خيرخواهانه شما امري ثابت شده است ، چارلي رز در همين مصاحبه به ظريف گفته ، چرا هيچكس به جمهوري اسلامي اعتماد نداره ، مردم ايران هم اعتماد ندارن تا آنجايي كه حقير مي دانم ، حالا شما توقع باور يا به نوعي اعتماد داريد !
پاينده باشيد ، ممنون كه مي آموزيد

Dalghak.Irani گفت...

ببینید من دو نوع مطلب و تحلیل و هرچه برای شماها می نویسم. یکی در سطح استراتژیک که پروسه ایست و باید ثابت باشد و دیگری در سطح تاکتیک که لاجرم دچار قبض و بسط می شود. وقتی در سطح استراتژیک می نویسم اغلب با شماها زاویه پیدا می کنم. زیرا نوع نگاهمان به اعماق برابر نیست و من نگاه کنجکاوتر و عمیقتری دارم از معدل خوانندگان. اما در سطح تاکتیک همسوییم و من هم اغلب رادیکال می نویسم که دولت مردان را از رخوت بیهوده پرهیز دهم و آنان را وادار به تحرک بیشتری بکنم. این تحلیل راجع به حرف ظریف هم یک بحث در حوزۀ استراتژیک است. استراتژی روحانی هم گفتم که عبارت از پیشبردن ایران به سمت عرف با حداقل تنش با مراکز قدرت ایدئولوژیک است. حالا اگر حرف ظریف را در این متن بگذاریم می بینیم که او از سؤال چارلی رز با تمرکز بر سرنوشت جیسون رضائیان استفاده کرده که یک پالس "من به ایدئولوژی وفادار هستم" بفرستد برای جناح تندرو و ایدئولوژیک و آنان را با شعار مورد دلخواه شان بنوازد تا کمی از هجوم آنان - منجر به خدشه دار شدن اعتماد رژیم به مأموریت بسیار حیاتی و در حال ثمردهی توافق با غرب - کاسته و موقعیت خودش را تثبیت کند. آن "هیچ"ی که شهروند در کامنتش فشرده داخل گیومه فقط چنین کاربردی باید داشت از نگاه ظریف زیرا او کاملاً در هنگام سخن گفتن از پروندۀ جیسون این را بکار برده و امیدوار که سهل است بلکه قطعاً انتظار داشت که ما عرفی گرایان حرف او را و موقعیت او را و مأموریت او را درک کنیم. اما ما دقیقاً همان اشتباهی را مرتکب شدیم که روزنامه های اصلاح طلب در مورد حرف های رحمانی فضلی در مجلس مرتکب شدند و همسو با مطبوعات حکومت تیترهای منفی زدند - البته از فردایش شروع به تصحیح کردند و فهمیدند که چقدر بیراهه رفته اند. و خوب است که بگویم اولین معترض هم من بودم به سردبیر روزنامۀ شرق و سهمی هم من داشتم در این بازگشت به جادۀ اصلی - لذا من حرف ظریف را اولاً راجع به جیسون رضائیان می دانم و او از یک نام استفاده کرده که موضع کوتاهی در نزدیک جهت حاکمیت بگیرد تا هم خودش را تثبیت کند و هم به کسی لطمه نزند زیرا ظریف بهتر از همه می داند که جیسون بزودی معاملۀ سیاسی آزادی خواهد گرفت و حرف ظریف در محکومیت یا آزادی آن تأثیری نخواهد داشت. البته که ظریف حتماً روی من هم حساب کرده که لایۀ پنهان حرفش را بونیسم و او را و دولت را در راه "نرم اما مؤثر" حرکتشان کمک کنم. البته دلایل بین المللی و نوع نگاه امریکائی ها و اسرائیل به پروندۀ هسته ای و شاخ و شانه کشیدن های آنان و موارد ریز دیگری هم ظریف را مجبور از نوعی خشونت کلامی متقابل کرده و بنظرم بد هم نیست. ضمن اینکه وقت نشد راجع به استراتژی اقتصادی روحانی بعد از توافق بنویسم که می خواستم بمناسبت روز گارگر بنویسم. اگر فرصت کردم و نوشتم خواهیم دید که روحانی چه نیاز حیاتی دارد که میانۀ دولت و ایدئولوژی خراب نشود. فعلاً این تیتر را داشته باشید که روحانی بیشتر از گول نفت ناشی از رفع تحریم ها روی جلب سرمایۀ خارجی اعم از ایرانی و بین المللی حسابی قمارگونه باز کرده است. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان، بعید می‌دانم بر عکس بسیجیان بی‌ سواد شما ندانید که جاسوس را هیچ کشوری با دوربین و به عنوان خبرنگار جائی‌ نمی‌‌فرستد. حالا این که شما قبل از حتا قوّه قضاییه فاسد جمهوری اسلامی قضاوت کردید و رضأییان را محکوم کردید و از آن طرف حرف از مدرن شدن می‌زنید را کجای دلمان بگزاریم. یادتان باشد این مسئولین و صاحبان قدرت دو روزی هستند و می‌‌روند آن چه میماند نوشته یک وبلاگ نویس است که یک خبر نگار را به مزدوری و جاسوسی متهم می‌کند. فرموده اید قطعئ می‌دانید اگر رضائیان گناه بزرگی‌ نداشت امروز در زندان نبود، میشود لطف کنید و برای خوانندگانتان گناه‌های بزرگ بهأییان، دراویش، نویسندگان و کارگران و و و را بنویسید تا ما هم از اشتباه در بیاییم.

ناشناس گفت...

ظریف مسئله اش مهم نیست مسئله مهمی که اتفاق افتاده و خیلی روی آن تاکید نمی شود و یا من ندیده ام که تحلیلی در این مورد بشود دعوت به سخنرانی مریم رجوی - با ویدئو - به کنگره آمریکا است. بخواهید در این مورد با جزئیات صحبت می کنیم. البته شاید این نوشته را یک یا دو جای دیگر منتشر نمایم:
اول - اینکه دعوت از مریم رجوی نهایت یک تصمیم گیری و یک روندی است که گروهی نه چندان کم قدرت در آمریکا بدنبال آن هستند، یعنی این ظاهر قضیه هست و در باطن مسائل مهمی بوده که نهایتا خود را بصورت دعوت از این خانم نشان داده.
دوم - چرا مریم رجوی دعوت می شود؟ جواب: چون اوباما طرف علی خامنه ای را گرفته و در مقابل مخالفین اوباما و سیاست های او طرف اپوزیسیون را می گیرند
سوم - چرا از میان اپوزیسیون مریم رجوی دعوت می شود؟ جواب - چون اپوزیسیونی غیر از مریم رجوی باقی نمانده. مثال شیرین عبادی. شیرین عبادی اپوزیسیون است؟ فرض کنید خانم عبادی را دعوت به سخنرانی در کنگره می کردند، چه داشت که بگوید غیر از چند تا لگد طرف اسرائیل دفاع از حقوق زندانیان مرحوم ابوغریب؛ دفاع از فلسطینی های مظلوم، اینکه تحریم ها باید برداشته شود تا مردم به زمین گرم نخورند، اینکه اسرائیل چرا بمب اتمی دارد، اینکه باید سیاستی در آمریکا پیش گرفته شود که تندروها تندتر نشوند و میانه رو ها را نخورند اینکه .............. خوب این اپوزیسیون است؟ شما اینها را اپوزیسیون می نامید این تعریف اپوزیسیون در کشور جهان سومی بنام ایران است؟ اصلا غیر از دار و دسته رجوی اپوزیسیونی مانده؟ اکبر گنجی اپوزیسیون است؟ نمی گویم خوب است بد است زشت است زیبا است می گویم اینها اپوزیسیون نیستند یعنی وقتی اینگونه خود را تعریف می کنند برای کسی که ناظر است و بسیار هم باهوش است مشخص است که این دیگر اپوزیسیون نیست وگرنه اپوزیسیون می گوید که اسرائیل چرا بمب اتم دارد چرا ما نداشته باشیم؟
چهارم - خیلی و خیلی عرض کردیم که این راه را نروید رفتند و از دور خارج شده اند این له له زدن های اوباما خیلی دوامی ندارد گروه قوی تر ریشه دارتر و جنگ طلب می آید و اپوزیسیون حکومت ایران را در کنار خود دارد؛ اگر شما اپوزیسیون باشید چرا شما را کنار خود نداشته باشد اما دیگران اپوزیسیون نیستند یک شوخی بیشتر دیگر نیستند حالا بفرمایید تا فردا هی جنگ طلب ها را فحش دهید نتانیاهو را مسخره کنید که چرا گفته در ایران نمی توان شلوار لی پوشید و راضی به این مقدار نباشید از خلق های قهرمان هم بگویید اما دیگر آقایان در استانداردهای چهار تا آدم حسابی اپوزیسیون نیستید، اگر بودند که آقایان در کنگره حرف می زدند چرا شیرین عبادی را خبر نکردند؟
چهارم - ظواهر نشان می دهد که تغییر رژیم در کار جمهوری خواهان قرار گرفته، که امری است مبارک اما روش آن مسئله ساز است. با توجه به دولت دست راستی - افراطی اسرائیل و روی کار آمدن عرب های بزن بهادر در عربستان و دعوت از مریم رجوی، ایران با روش سوریه حکومتش را عوض خواهند کرد، فعلا نقشه اینگونه به نظر می آید که باشد تا در عمل چه پیش آید.
پنجم - برای من فرخ نگهدار با خاتمی با مریم رجوی با امام حسین با شمر با محسن سازگارا با..... هیچ فرقی ندارند برای من یک حداقل هایی است که باید رعایت شود توسط حکومت حالا هر کسی می خواهد باشد هارت و پورت و این حرف ها اصلا و ابدا در کت من نمی رود. اما مسئله سوریه شدن ایران هست که مشکل ساز خواهد شد.
ششم - تا اینجا بحث را تمام کنم که ببینیم چه کردند که دیگر اپوزیسیون نیستند. عزیزان ناخواسته کاری کرده اند که جانی ترین اپوزیسیون بشود اپوزیسیون چون آن دیگران در حد یک ماله کش و نق زن که بیشتر نبودند، درد آن دیگران اسرائیل است و نتانیاهو و خلق های قهرمان فلسطین و حماس و این می شود که اصلا خیلی ها را دیگر تحویل نمی گیرند، چه دارند بگویند؟ این شما این کنگره امریکا بفرمایید چه می گفتند؟ اپوزیسیون دیگر نیستند برادر دیگر تحویلشان نمی گیرند از خودشان است که طبق معمول بر ما شده است.
هفتم - این یادم رفت بگویم. مجاهدین خلق را مردم نمی خواهند؟ نخواهند اولا این مردم بی اثرترین مردمان خود را نشان داده اند، او که نشسته و ناظر است می بیند که فلان جنایتکار در عرض دو سه هفته کلیدی بدست گرفت و آمد و رای هم آورد در ثانی مگر مردم مهم هستند؟ میلیونها نفر در خیابان بودیم و اوباما با خامنه ای معاشقه کرد، مگر مردم مهم هستند؟
بخواهید این صحبت را ادامه می دهیم.

ناشناس گفت...

جيسون رضاييان خارجى نيست استاد تحليلگر!

ناشناس گفت...

دروغ بد است
چوپان دروغگو بدتر

ناشناس گفت...

البته که ظریف حتماً روی من هم حساب کرده که لایۀ پنهان حرفش را بونیسم و او را و دولت را در راه "نرم اما مؤثر" حرکتشان کمک کنم. .... اقای دلقک شما احیانا اسکیزوفرنی-مرض خود شیفتگی و... اینها ندارید؟ نوشابه میل دارید؟

ناشناس گفت...

وبلاگت داره کم کم از رده خارج میشه

یه آپگریدی بکن خیلی وضعش خرابه

مطالبت قبلا ادم رو روشن میکرد

الان واقعا هیچی توش نیست

شاید دلیل اصلیش زیاد پست زدن هست


چراغ اول

Dalghak.Irani گفت...

چراغ اول عزیز. خدا حافظ. ممنون که این مدت روشن بودی و با ما بودی.

اسکیزوفرنی عزیز. برای همۀ ما هر نوع بیماری در کمین است باید مراقب باشیم. آن جمله کنایه و طنز بود و الا من کجا و ظریف و شناسایی و هواداری.

جیسون رضائیان یک امریکایی ایرانی تبار است و تبارش ملیتش را از کار نمی اندازد. او با پاسپورت امریکایی به ایران رفته است.

همۀ زندانیان سیاسی مخالف حکومت شرعی هستند و خواهان برافتادن آن و هر کدام در محدوده و ابزار خویش در حال تبلیغ و تشویق و آگاه کردن مردم به مخالفت با حکومت و تعویض شرایط (بضرر قدرت روحانیان) بوده اند و دستگیر و زندانی شده و اعدام می شوند. زندانی کردن جیسون از نظر زمانی بنفع جمهوری اسلامی نبوده و اگر جرمش سنگین نبود اینقدر طول نمی کشید اولاً و امریکا زیر بار نمی رفت ثانیاً و ظریف که معلوم است به پروندۀ رضائیان دسترسی دقیق داشته اتهام ارتباط جیسون با مقام دست چندم اطلاعاتی امریکا را مطرح نمی کرد. یا...هو

آرسین گفت...

تیمسار عزیز،
تئوری دادی که ظریف عضو باهوشی از نظام است که به قول شما برای کلون انداختن توافق هسته ای حتی حاضر است هم جبهه با افراطیون از دیوار سفارت هم بالا برود!
تا اینجا به فرض که او استراتژی را اجرا کرده و سپرده که شما اینجا تفسیر کنی، قبول.

اما در همین سخنرانی یک سیخونک هم به سناتور جمهوری خواه زده، که چی؟

حالا که به فرض دهان افراطیون مجلس و کذای داخلی را بسته در مخالفت با توافق، دهان کاتن و دوستان را باز کند در مخالفت با توافق؟! تاثیر سناتورهای امریکایی از نمایندگان و افراطیون ایران کمتر است؟
به نظر خود شما این تحلیل -همراهی با افراطیون به قصد خفه کردن آنها-کمی پنچر نیست؟!
و آیا اساسا کسانی مثل رسایی و کوچک زاده و نقدی و جعفری و... مشکلشان با "توافق هسته ای"، بدلیل موضع اصلاح طلب یا اعتدالی ظریف است، که حالا بخواهد خودش را افراطی جا بزند؟ آیا حالا ظریف با این حرف یک افراطی پذیرفته می شود؟

به نظر می رسد علاقه اینها با دشمنی با جهان و انزوای ایران در منافع نهفته است نه در سو گیری آرمانهای طرف مقابل.
به عبارت دیگه حتی اگر ولایتی هم پروژه بستن پرونده هسته ای را انجام میداد، همین مخالفت ها با او می شد.

خلاصه اینکه حیف اخلاقیات و صداقت است که به پای سیاست سربریده شود. و اساسا همین جمهوری اسلامی بر پایه همین مصلحت اندیشی ها به اینجا رسید.
توجیه این رفتارها را از انجام آن زشت تر می دانم چرا که تخدیر افکار است. (همان روشی که هر ایدئولوژی -بخوانید داعش- بر اساس آن جنایت انسانی میکند).
پوزش می طلبم اگر کمی اغراق آمیز نوشتم که جهت جا افتادن مطلب بود.

موفق باشید.

ناشناس گفت...

دلقک جان حالا متوجه می شوم چرا چنین نقشی را در سیرک معروف به عهده گرفته ای به هر حال باید نوشته هایت در حد ملتی و خوشایند کسانی باشد که از روز ظهور امام بى زمان انقلابى نوفل لوشاتو يى تودهنى مى خورد و يك بار عاشق عاليجناب سازندگى وبار ديگر سيد خندان رفورم مى شود و ضمن اينكه شيفته كله شقى هاى هولو كاستى احمدى نژاد است در بازى جنبش سبز به دفاع از چه گواراى اسلامى شعار حسين ومير حسين مى دهد و بعد هم
يكشبه او را رها كرده به پيشواز شيخ مرموز كليدار مى رود و همزمان براى قاسم گل قهرمان صلوات ميفرسد
و تازه بخواهد از حق سگهاى ولگرد خيابانى دفاع كند ؟

جواب صادقانه در مورد دوای درد این ملت دمدمی مزاج و عافیت طلب را نه در نوشته های جسته و گریخته سیرک دلقک که از صادق هدايت باید پرسيد كسي كه خلقيات اين بوف كورهاى سياسي و انقلابى و مذهبى را از بر بود!!!

سینا گفت...

مشکل اینجاست که من این استراتژی شما و ظریف رو قبول ندارم .اتفاقا از نظر من تمام مشکلات ما همین روش های فریبکارانه برای رسیدن به اهدافمون است که تازه حکومت هم خیلی بهتر از من و شما این بازی رو بلده و به موقع بعد از گرفتن منفعت خودش میدونه تا کجا پیش بره و ترمزو بکشه که شما به هدفتون نرسید.این حکومت دیر یا زود رفتنیست ولی اصلا مشکل ما این حکومت نیست تا زمانی که مغازه دار کارخونه دار وکیل و دکتر ما دروغ میگن و تقلب میکنن چرا سیاست مدار ما دروغ نگه .به نظر من احمدی نژاد حق این مردم بود چون ویژگی قالب این مردم رو داشت به خودشون منعکس میکرد بزرگترین کمکی که ما میتونیم به پیشرفت خودمون بکنیم اینه که اخلاق رو فدای هیچ چیز نکنیم و قبح دروغ گفتن رو شدت ببخشیم .

Dalghak.Irani گفت...

هیچ توجیهی در کار نیست آرسین جان. من از عمق وجودم باورهایم را می نویسم.

1- من باور دارم که ظریف برای خدمت به میهنش در حال وزارت است. این مهم است. و حالا دیگر من همان دلقک ایرانی قبل از پذیرش این اصل نیستم. حالا من فردی هستم که وزیر خارجۀ کشورش در حال مذاکره با کشورهای ثالثی است و به او هم حق می دهد و هم تکلیف می کند که جلو یاوه گویی هیچکس کوتاه نیاید. هر متلکی را با متلک متقابل و هر دشنامی را با دشنام متقابل و هر هایی را با هویی متناسب پاسخ بدهد و پشتش بمن پشتیبانش گرم باشد.
بنابراین من کمترین ایرادی که ظریف قلدر مصاحبه می کند را ندارم و تازه کلی هم لذت می برم که وزیر خارجه ای بنام ایران چارلی رز یا تام کاتن یا اوباما یا هر اسم دیگری را توی قوطی بکند تا چه رسد به نیش خوبی که به تام کاتن زد.
بازهم تأکید می کنم که من پذیرفته ام که ظریف وزیر خارجۀ ایران من هم است و تا روزی که مجدداً با دلیل محکمه پسند او را از وزارت خارجۀ ایران عزل نکرده ام از او حمایت انتقادی خواهم کرد. من ظریف را نه جزیی از خامنه ای که جزیی از ایران می دانم. و حرف های او را از منظر ملی ارزیابی می کنم و نه در ظرف فقط جمهوری اسلامی.

بدیهی است که ظریف با پالسی که طبق برداشت من به تندروان داخل فرستاده خودی و پذیرفته نخواهد شد از سوی آنان. زیرا تندروان و ایدئولوژیک ها مثل ما کلنگی نیستند و چون مؤمن براهشان هستند هم بر "جنس" ادم ها تکیه می کنند و هم "جنس" آدم ها را خوب تشخیص می دهند. لذا چون جنس شخصیت ظریف تابلوست که نمی تواند ایدئولوژیک باشد حرف او هم آنان را نخواهد توانست بفریبد. تندروان بخاطر این پالس "زندانی سیاسی نداریم" ظریف را حلوا حلوا نخواهند کرد. اما - این اما مهم است - این نپذیرفتن تندروان به این معنا نیست که ظریف هم قادر نخواهد بود این موظع گیریش را بفروشد و نقد کند. بلکه ظریف خواهد توانست این موضع گیری رسمی و در مقابل چشمان بین المللی را در هر جلسه و نق و نوقی توی صورت نق و نوق کننده بزند.

من معتقدم که اصل مخالفت تندروان با امریکا جنبۀ صد در صد ایدئولوژیک و فکری و جهان بینی دارد و بر مبنای منفعت مادی استوار نیست. البته که ممکن است در طول زمان طایفه ای هم از منفعت کنندگان مادی و مالی بر این حلقۀ ایدئولوژیک چسبیده باشند اما آنان طفیلی هستند و نقش محوری کماکان با مخالفان لیبرالیسم و مدرنیتۀ غربی - امریکایی است. لذا درست می گویی نه تنها ولایتی که خود خامنه ای هم اگر با امریکا می ساخت و مذاکره می کرد او را هم به دم خر می بستند. الان اگر صدایشان در نمی آید - بلندتر از این نمی شود - یکی بدلیل گاهی به نعل و گاهی به میخ خامنه ایست و دوم بخاطر ضعف شدید ایجاد شده در ضریب نفوذ ایدئولوژی -خرمذهبی - در قاعدۀ جامعه است.

ما چیزی بنام اخلاق و صداقت در سیاست عملی نداریم و سیاست امری فرا اخلاقی و متکی بر منفعت محض است. آنجاییکه من از جواانمردی و صداقت و اخلاق حرف زده ام مربوط بدورۀ روشنگری و روشنفکری و "اپوزیسینی" و نداشتن مسئولیت و قدرت است. چون تنها ابزار اپوزیسیون برای کسب قدرت ایجاد همبستگی و ترغیب مردم بخودش از راه اخلاق و جوانمردی است. اما بمحض رسیدن بقدرت باید با ابزار منفعت بازی کرد. اخلاقی ترین سیاستمدار هم کسی است که با دوستان مروت و با دشمنان مدارا کند. اما توی جیب هیچکس هم نرود و چهار چشمی مواظب منافع کشورش هم باشد. یا...هو

ناشناس گفت...

به نظرم تحلیل شما اشتباه است. کسی از ظریف انتظار ندارد که به وجود زندانیان عقیدتی و سیاسی مهر تایید بکوبد و نقش اپوزیسون را بازی کند که این چیزها اصلا به او نمیخورد. کافی بود مثلا بگوید: بگذارید تمرکزمان روی مسئله مهم مذارکات باشد. یا بگذارید این مسایل را در نوبت دیگری که در آمریکا هستم پاسخ دهم و غیره.

این به هیچ کس لطمه نمیزد و دروغ هم نبود. از آن گذشته جمهوری اسلامی و مسئولان آن ید طولایی در دروغپردازی دارند که متاسفانه ملت را هم بیش از پیش دروغگو کرده. باین ترتیب ظریف میتوانست موضوع را بپیچاند، سوال را با سوال جواب دهد، سوال را با جوابی نا مربوط جواب دهد (مثل احمدی نژاد) و غیره. اینکه میگویید ناچار بوده، غلط است، ناچار نبود آن دروغ را بگوید. میتوانست حرف راست بزند (نمونه بالا در همین پیام من)، یا دروغی دیگر بگوید که ظریف با آن خنده‌های ناصادقانه و مارمولک وار حتما توانایی گفتن انواع آنرا دارد.

ناشناس گفت...

اگر اجازه بدهید، بنظرم در مورد دیگری نیز کلا اشتباه میکنید. روحانی و ظریف نتیجه این نیستند که بدبختی و ظلم به ملت توانفرسا شده، و باید این ملت را سیاستمدارانه و لاکپشتی نجات داد و وضعیت را از لحاظ اقتصادی و حقوق بشر رو به بهبود برد.

آمدن روحانی و در واقع آوردن وی (منکر این نیستم که بخشی از مردم به وی رای داده‌اند) نتیجه چند عامل است: ۱) جنبش سبز. ۲) شرایط سوریه، تنها متحد ایران در جهان. ۳) تحریمهای خانمان برانداز.

همانطور که میبینید، نتیجه این مذاکرات برداشتن تحریمهای سالهای اخیر و هسته‌ای است. ظریف و روحانی حتا یک کلام هم در مورد برداشتن سایر تحریمها و کلا کوتاه آمدن آمریکا در سایر موارد از جمله انقلاب اسلامی نمیکنند. خوب، واضح است، تحریمهای سالهای اخیر کشور را رو به ورشکستگی برده و حفظ نظام از اوجب واجبات است! باز توجه کنید که برد ایران در مذاکرات تنها برداشتن تحریمهاست و نه ادعاهایی که نظام ۳۶ سال از آمریکا و غرب داشته است.

سه مورد بالا، بویژه مورد اول (جنبش سبز) اتاقهای فکر نظام را بیشتر از پیش آگاه کرد که غیر از شاید ۵ درصد از این ملت پشت آنها نیست. سوریه هم آنطور شد، تحریمها هم آمد. نتیجه: روحانی و ظریف خندان باید بیایند و مشکلات نظام (و نه مردم) را حل کنند.

علیرغم هر چه گفتم، منکر این نیستم که آمدن روحانی شاید و شاید قدمی باشد برای نجات مردم. ولی نه هدف روحانی، نه ظریف و نه نظام این نبوده و نیست. ناچارا به اینجا رسیده‌اند. تاریخ ۳۶ ساله و سه مورد بالا این را نشان میدهد.

Dalghak.Irani گفت...

این بحث از نظر من به کفایت رسیده و من دیگر توضیحی نخواهم داد. البته نظر دادن شما ایرادی که ندارد بلکه خوب هم است. منظورم بخودم بود و اینکه اگر نتوانسته ام ارتباط با شما را ایجاد کنم یا نقص فرستنده است - از فروتنی گفتم - یا مشکل در گیرنده. و تا فرستنده و گیرنده بر یک فرکانس - در اینجا منافع ملی و نه بد و خوب یا نفع و زیان شخصی یا بدتر از آن هر کسی خودش را محور عالم فرض کردنی - تنظیم نشده باشد جز پارازیت صدایی شنیده نخواهد شد.

به آخرین خواننده هم می گویم که ظریف باید به سؤال جواب می داد و الا از نگاه بیننده - هر بیننده ای بغیر از شما یک نفر احتمالاً - از مصاحبه کننده خورده بود و نمی توانست در بقیۀ مصاحبه قد راست کند. - تکنیک های مصاحبه را در کتاب های روزنامه نگاری بخوانید - ظریف کار درستی کرده و پاسخ داده و پاسخش هم از سوی منی که او را جزیی از پروژۀ "بهبود ساز ایرانم" می دانم قابل قبول است.

و درد دلم با همه:
من خودم را زیر دست معرفتی وزیر امور خارجۀ کشورم می دانم و مثل اکثریت شما ها خودم را بالاتر از هر جمهوری اسلامی چی نمی دانم. اصلاً خوشبختی آخوندها وجود ماهاست بعنوان مخالفان ننر و از خود راضی و کلنگی. که گمان می کنیم کون عالم را پاره کرده ایم با یک دکترای دوچرخه سواری. کمی فروتن باشیم و به آینه اعتماد کنیم. یا...هو

ناشناس گفت...


آنجا ته کوچه عافیت یک فمارخانه باز است . فضای قمارخانه را دود و دم و سیاهی گرفته است. در میان تاریکی در سر میز گردی که چراغ کم نوری بر سر آن روشن است سه نفر نشسته اند و قمار بازی می کنند. این سه نفر عبارتند از
-ملت ایران
-اصلاح طلبان
-خامنه ای

هر سه آنها فکر می کنند خیلی باهوشند ولی بهتر است ببینیم در سر آنها چه می گذرد؟

ملت ایران
ملت فکر می کنند با انتخاب بد از بدتر می توانند یواشکی خامنه ای را از میدان قدرت بدر کنند پس بر همین اساس بازی می کنند. در هر انتخاباتی شرکت می کنند ولو بدانند که تقلب صد در صد است.دنبال هر کسی که دمپایی اصلاحات پایش بود می دوند.یک شبه او را قهرمان می کنند.گوسفند می کشند, جشن خیابانی می گیرند مقام امنیتی را لباس قهرمان ملی می پوشانند.دلال خانه و ماشین و املاک و مذاکرات هسته ای را امیرکبیر می گویندو...

اصلاح طلبان
نفر دوم اصلاح طلبان هستند. آنها فکر می کنند چهارتا وعده الکی می دهیم و بعدش هم می گوییم نشد! نزاشتن! مقداری نق می زنیم و سخنرانی های بو دار می کنیم تا همه فکر کنند ما هستیم و بعد هم سنگ مفت گنجشک مفت.اگر خامنه ای گوش کرد که افتخارش مال ماست اگر هم مثل همیشه نکرد باز هم چیزی را از دست نمی دهیم.لااقل چند تا پست اجرایی گرفتیم و سوار ماشین های دولتی شدیم و از پاویون دولت چند سفر عشق و حالی به خارج از کشور داشتیم.از خانه نشستن و خدای نکرده حصر شدن که بهتر بود!

خامنه ای
نفر سوم خامنه ای است که فکر می کند: من یک بخش از قدرت را بصورت موقتی و امانی به اصلاح طلب ها می دهم و ظاهر حکومت را می سازم مردم را مچل آینده نا معلوم می کنم و دهن خارجی ها را هم می بندم بعد که از خطر رد شدم با یک تیپا اصلاح طلب ها را بیرون می اندازم. سر یک شب دو باره حکومت را یک دست می کنم.نه خانی آمده و نه خانی رفته.اوضاع کاملا تحت کنترل خودمه! هر چی به این اصلاح طلب ها بگویم فورا انجام می دهند. در ظاهر با هم اختلاف داریم ولی این اختلاف خیلی ها رو امیدوار می کند و برای ما منشا برکته.

این سه نفر از بعد از دوم خرداد تا حالا مشغول بازی بوده اند.حالا ببینیم از این سه قمارباز باهوش با استراتژی های پیچیده و فریب دهنده , کدامیک عملا برنده بوده اند؟ بگذارید نگاهی به روی میز بیاندازیم.
به میز که نگاه می کنیم می بینیم ملت ایران تقریبا تمام ژتون های پول خود را باخته است و حالا شلوارش را هم درآورده روی میز گذاشته تا با آن بازی کند! و عجیب است که هنوز بازی می کند و امیدوار است که در حالیکه چهارتا آس ورق دست خامنه ای است , او آنها را پایین بیاندازد! تا او بردارد و ظریف رییس جمهور شود و بازی را ببرد!
و اما اصلاح طلبان وضعشان بد نیست.به اندازه کافی جیب هایشان را از ژتون پر کرده اند. نه چک زده اند نه چانه عروس را آورده اند تو خونه! با یک تیر چند تا نشان زده اند. هم آبروی اجتماعی کسب کرده اند و مثلا با آزادیخواهان مشروطه مقایسه می شوند و هم دل مقام معظم رهبری را بدست آورده اند و به نظام وفادار مانده اند و بخشی از این سفره چرب و چیلی را مال خود کرده اند.اگر این چاه به آب نرسید در عوض به نان که رسید!

و اما......... خامنه ای!

آدم یاد تابلوی عاقبت نقد فروشی و عاقبت نسیه فروشی که به در بقالی ها می زدند می افتد! تابلویی که یک مرد بانک دار با گاوصندوقی پر از طلا و اسکناس که در برابرش مرد مفلس و ورشکسته ای نشسته بود! یک فرقون ژتون و پول و سکه های طلا جلوی خامنه ای جمع شده است! او با لبخند به اصلاح طلبان چشمک می زند! در آنطرف میز , ملت ایران با نگاهش به اصلاح طلبان التماس می کند. می شه یک کم به من قرض بدهید مطمئن باشید امشب می برم و پولتان را پس می دهم! اصلاح طلبان هم می گویند حتما و بعد مقداری به او پس می دهند و در همان حال به خامنه ای چشمک می زنند که نگران نباش اینبار شلوارش را هم می بریم و فقط قرضش زیادتر می شه.
خامنه ای زیر لبی می پرسد:
زنش کجاست؟ خوشگله؟!
.
.
.
.
و ملت ایران هنوز استراتژی بازی خود را موفق می داند و معتقد است که می تواند برنده شود. دلقک سیگار برگی را روشن می کند و لای دست ملت ایران می گذارد و به او امید می دهد! زنک بیچاره

Dalghak.Irani گفت...

لااله الاالله. تخیل را دوست دارم و ادبیات حتی چرندش هم بر واقعیات مرجح و نوشیدنی است. البته که داستان شما چرند که نبود بلکه عناصر را خوب هم پرورش داده و چیده بود. اما شما که لابد شیتیله بگیری - به این دلیل که خودت بازی نمی کنی و شلوارت پایت است و داری گزارش ملت کون پاره را می دهی -از این میز قمار چیده ات چه نصیب می بری. اگر می خواهی میز را بهم بزنی که شیتیلۀ خودت هم می سوزد و دیوانه ایو پس لابد و اگر میز دیگری سراغ داری که هم کون تعمیر می کنند و هم شلوار نو می دهند و هم بازی به لیاقت است و می خواهی ملت درمانده و بازنده را ببری چرا آدرسش را نمی دهی.
عزیزان از تحقیر و تحقیر و تحقیر و مازوخیسم و خود آزاری هیچ آبی گرم نمی شود و بازی زندگی و پیشرفت همین است. 36 سال پیش حداقل 90 درصد ما خمینی را درماه می دیدیم. امروز اما بازهم حداقل 50 درصد ما خامنه ای را در چاه می خواهیم. زندگی همین است ذره ذره بسوی هدف رفتن و مهم از پا نایستادن است و نه اشتباه نکردن. این را برای خود شخصی جوانان هم گفتم و تکرار می کنم. مهم از پا نایستادن است و نه اشتباه نکردن. هیچ انقلابی در کار نیست و باید صبور و مصمم کار کرد و کار کرد. یا...هو

امجد گفت...

منطقيه. عملكرد پوزيسيوني دولتيها از جمله روحاني و ظريف خوبه كه دستشون رو بازتر ميكنه بيشتر اصلاحات رو پيش ببرن چون به هر حال بايد جزئي از سيستم بمونن كه بتونن اصلاحش كنن وگرنه كه مثل ما دستشون به هيچ جا بند نميمونه! از اونطرف عملكرد اپوزوسيوني ما هم لازم و مفيده.

ما بخودي خود فقط يه سري آدم پراكنده ايم كه فقط دائم انتقاد و گله ميكنيم (البته به حق). اين داد و فغانهاي به حق ما به شرطي جواب ميده كه درون همين سيستمي كه چشم ديدنش رو نداريم يه سري ميانه رو و اصلاح طلب باشن كه گرچه راهنماي راست بزنن ولي مهم اينه كه در عمل چپ برن و ذره ذره شرايط رو براي گذار آماده كنن وگرنه كه هيچي خودمون ميمونيم و حوضمون.

ناشناس گفت...

از اینکه پذیرای درد دلها و پیامهای ما هستید سپاسگذارم. دو ناشناس بالایی (نه آن داستانسرای ماهر)

ناشناس گفت...

عجیبه که وفتی همه کشور های دنیا می خواستند جلوی ایران اتمی رو بگیرند منم موافق بودم ولی الان یکم تردید دارم، ایران از نظر تجهیزات نظامی یکم قدیمی و ایزوله شده تازه امریکا قشنگ دور ایران پایگاه نظامی داره، با این شرایط داشتن بمب اتمی منطقی ترین کار هست (صرف نظر از نوع حکومت در ایران) خود امریکا می خواست این بمب رو به شاه بده، ایران همانقدر از بمب اتمی استفاده می کنه که اسرائیل استفاده می کنه، فقط به عنوان یه برگ برنده نه اینکه واقعا ازش استفاده کنه، چطور پاکستان که حیات خلوت طالبان و القاعده هست و یک کشور افراطی تر از ایران هست اجازه یافت بمب اتمی داشته باشه ولی همه از اینکه ایران داشته باشه می ترسند؟

به نظر شما که قبلا ارتشی بودید و بقیه دوستان، ممکنه که غرب در این توافق بعد از دوره محدودیت اجازه بده ایران یک قابلیت اتمی بالقوه داشته باشه (مثل ژاپن) که طی چند هفته بتونه به یک بمب واقعی و بالفعل برسه؟

اگر نه ایران بدون بمب اتمی چطور می خواهد در برابر قدرت های منطقه از نظر نظامی موازنه ایجاد کند؟ اگه قرار ایران نقشی رو توی منطقه در اینده به عهده بگیره خودش باید آرامش و امنیت نظامی به غیر از اقتصادی و اجتماعی داشته باشه که بتونه نقشی رو در منطقه ایفا کنه، درسته؟ خوب چطور با نیروی هوایی قدیمی و بدون بمب اتم قراره نقش ژاندارم منطقه رو بازی کنیم؟

شوخ طبع گفت...

در مصاحبه ظریف با چارلی رز، اون قسمت که رز گفت شما بخاطر تحریم ها به میز مذاکره آمدید و ظریف پاسخ داد ما بخاطر خواست مردم آومدیم، فکر کنم جفتش موثر بوده ولی واقعیتش اینکه ایران از ترس داعش به میز مذاکره آمد نه تحریم ها و خواست مردم.

عصبانی گفت...

نظر من :

1- من هم اگر جای ظریف بودم شاید چنین دروغی عمدی یا سهوی میگفتم بعد از دو ساعت مصاحبه چالشی.

2- اینکه با کمی اغماض میشود به ظریف حق داد، دلیل نمیشود که مردم و رسانه ها و کسانی که به خاطر عقایدشان زندانی شده اند ساکت بشوند و به خاطر این دروغ ظریف را به چهار میخ نکشند.

3 - به نظرم ظریف بیشتر به خاطر خستگی ذهنی مصاحبه و همچنین بالاخره وزیر خارجه آقا بودن به صورت ناخودآگاه این دروغ را گفته. اما و این اما مهم است که مثل احمدی نژاد که گفت ما همجنسگرا نداریم و با این گفته باعث برانگیخته شدن بحث همجنسگرایان و حساسیت بیشتر آن شد؛ گفته ظریف هم این نتیجه مثبت را خواهد داشت که این قضیه از حالت فراموشی خارج شده و دوباره دارای حساسیت شود.

4- با اینکه این پاسخ ظریف نتیجه مثبت بند 3 را در بر دارد اما به نظر من در زمینه بحث هسته ای که با چارلی رز داشت، باعث باختن ظریف در این مصاحبه شد. چارلی مثل یک بوکسور حرفه ای تا راند آخر جواد را وادار به رقص پا کرد و در آخر با یک ضربه او را نقش زمین کرد.
ظریف 2 ساعت در جلوی دوربین در مورد اینکه حکومت او به فلان و بهمان دلیل قصد ساخت بمب نداشته و ندارد و در مذاکرات صادق است مانور داد.
اما هم ظریف میداند هم چارلی میداند و هم مخاطبین برنامه او و کلا تمام دنیا میداند که حکومت ایران با کسی که عقاید مخالفش داشته باشد برخورد میکند ولی چارلی با طرح این سوال که ربطی هم به دو ساعت بحث هسته ای نداشت و گرفتن یک پاسخ دروغ از ظریف نشان داد که میتواند تمام گفته های دو ساعته ظریف هم به همین سادگی دروغ باشد.

ناشناس گفت...


دوستان حتماً بخوانيد و ببینید بخصوص شما دلقک عزيز

ظریف هم‌چنان «دروغ» می‌گوید: پرسش چارلی رُز درباره یک “خبرنگار خاص” نبود

http://taghato.net/article/10857

ناشناس گفت...

مازیار وطن‌پرست
دیدن این قسمت نه چندان تازه از برنامهٔ پرگار را به دلقک گرامی و سایر دوستان توصیه می‌کنم:
https://vimeo.com/18451453

Dalghak.Irani گفت...

خیلی زیاد مرسی مازیار که این برنامۀ پرگار را هم می بینی و هم اینجا معرفی کرده ای. و پز نمی دهم که رفتار من در سیرک و در رابطه با جمهوری اسلامی مطلقاً منطبق برآموزه های درست مطرح شده در این برنامه بوده است. البته هرجا نام حسین قاضیان است آنجا قلب واقعیت جامعۀ ایران می تپد و من بارها از این استعداد درخشان جامعه شناسی هم یاد کرده ام و هم تجلیل. البته من غیر از تعدادی مقاله مطالب مبسوطی از ایشان نخوانده ام مثل عزیزم مرتضی مردیها. اما با تفکر مستقل متکی بر همۀ مطالعاتم در حوزه های مختلف علوم انسانی به نحله ای از دکترین یا مانیفست فکری رسیده ام که اگر حتی یک واو با آموزه های این دو بزرگوار (قاضیان و مردیها) اختلاف داشته باشد و کسی نشان بدهد کل تفکرم و ادعاهایم را پس می گیرم. یا...هو

ناشناس گفت...

چارلی رز در مصاحبه ظریف را تحت فشار سهمگینی قرار داده بود. توصیه می‌کنم مخالفان ظریف حتما ویدئو مربوطه را ببینند بعد قضاوت کنند. من فکر می‌کنم اکثر قریب به اتفاق مخالفان این ویدیو را ندیده اند. چارلی رز همان شریعتمداری خودمان در آمریکاست با افکاری بسیار شبیه نتانیابو، به عبارتی نتانیابو در فرم خبرنگار. آیا خودتان میتوانید با چنین فردی منطقی‌ و دقیق صحبت کنید؟ آیا تا به حال از نزدیک با یک مجاهد خلق صحبت کرده‌اید؟ آیا کسی‌ از شما به اهانت‌های چارلی رز اشاره کرده است؟ ما طرفدار خامنه ایی نیستیم اما در وطن پرستی‌ ظریف شکی نیست حتی اگر در خانواده ایی مذهبی‌ رشد یافته باشد. ما که خارج از کشور هستیم وطن فروشیم که ظریف باشد؟

شیرین

ناشناس گفت...


اینم توجیه جدید طرفداران دو آتشه ظریف کذاب (توسط شیرین خانوم)

چارلی رز که همان مجاهد خلق، شریعت مداری کیهان، نتانیاهو صهیونیست زمانه است

ظریف وطن پرست ما را که به علت شدت علاقه مندی به وطن 8 سال جنگ را در سوراخ موشی در ایالات متحده پنهان شده بود تحت فشار سهمگینی قرار داده

و ایشان به ناچار با لبیک به ندای رهبري کبیر انقلاب تقیه فرمودند برای نجات از فشار سهمگین چارلی نابکار دروغی حلال در کردند

این جملتم تو حلق ظریف و اربابش

"ما طرفدار خامنه ایی نیستیم اما در وطن پرستی‌ ظریف شکی نیست حتی اگر در خانواده ایی مذهبی‌ رشد یافته باشد"

اولاً :اتفاقا تو طرفدار خامنه‌ای هستی وگرنه نيازي نبود این حرف رو بزنی

ثانیا :مگر هر کس در خانواده مذهبی رشد یافته باشه وطن پرست نیست این چه حرف احمقانه ای بود که زدی

ثالثاً :اتفاقا در وطن پرستی تمام کسانی که در دستگاه حکومت جمهوری اسلامی هنوز کار می کنند باید شک کرد

چون با دیدن این همه ظلم و جور و اعمال بر خلاف منافع ملی و مردم هنوز حاضر به ادامه کار هستند

شوخ طبع گفت...

حالا شما گیر دادید به یه ذره خوشی ما که بعد از چند ده سال دیپلمات ما انگلیسی فصیح بلغور می کنه(خدایی لهجش ازار دهنده است!) و راه افتاده در دنیا جلوی انزوای بیشتر مملکت را بگیره، اصلا کار خوبی کرده که موقع جنگ رفته امریکا، همه که قرار نیست بروند روی مین و بخوابند سینه قبرستون تا قهرمان و وطن پرست بشوند! ایشان شهید زنده و جنگ نرفته ما هستند اگر بتوانند قرارداد خوبی با امریکا امضا کند. شما بفرمایید از بیرون این دستگاه ظالم به اندازه یک هزارم ظریف تغییر ایجاد کنید و لینش رو همینجا اپلود کنید، ما هم یاد بگیریم.

ناشناس گفت...

شرف هم چیز خوبی است که بعضی از آن بی بهره اند. دروغ به این بزرگی که در ایران به خاطر عقیده کسی زند انی نمیشود را توجیه نکنید من از شما توجیه کنندگان بیشتر از گوینده سخن حالم به هم خورد.
احکم ارتداد در قوانین ایران یعنی چی؟ یعنی به خاطر تغییر عقیده حتی میشود این انسان را کشت. بس است دیگر به اسم دفاع از عرفی ها هر سیاهی را سفید جلوه میدهید.

نسیم

ناشناس گفت...

"مجاهد خلق، شریعت مداری کیهان، نتانیاهو صهیونیست زمانه !"

کنار هم قرار دادن اینها درست نیست و همه را با یک چوب راندن است.

مجاهد خلق: اولی گرچه از ملت پوزش نطلبیده ولی ظاهرا از خیلی از سیاستهای گذشته خود برگشته و همچنین فعلا عامل موثری در بدبختی مردم ایران نیست.

شریعتمداری: نزدیک به ۱۰۰٪ موضوع از گور همین دومی بلند میشود. بدبختی ملت ایران از همین آقا و رهبرش و نظامش است. اصلا همین نوشته جناب تیمسار و تمام کامنتها بخاطر همین آقایان و سیاستهایشان است.

اسراییل: تنها کشور دموکراتیک خاور میانه. کشوری که قرنها از تمام کشورهای خاور میانه از لحاظ دانش و تکنولوژی جلوتر است، مصرف کنند نیست و دارد به بشریت از این لحاظ خدمت میکند. تنها کشور خاورمیانه که حقوق بشر را برای مردم خود در سطح بالایی رعایت میکند. تنها کشور خاورمیانه که فعال مدنی در دفاع از دشمن خود (فلسطین)را بر میتابد. ۱۵ درصد مردم اسراییل، عرب با پاسپورت اسراییلی هستند ، که از حقوق اقلیت تا حد زیادی برخوردارند، از جمله درس خواندن به زبان خود (در اسراییل مدرسه‌های دوزبانه عربی و عبری وجود دارد که بچه‌های یهودی و عرب در کنار هم درس میخوانند، تابلوهای راهنمایی و رانندگی در مناطق کم یا بیش عرب نشین دو‌زبانه است)، نماینده در پارلمان دارند، مدارس مطلق و کاملا به زبان عربی برای خود دارند، خبرنگاران اسراییلی به فلسطین میروند و برای روزنامه‌های اسراییل در مورد آن مردم گزارش میدهند (یکی از خبرنگاران هآرتس و هواداری نسبی وی از درد و رنج فلسطینیان معروف است). مقایسه کنید با کشورهای مسلمان و کاری که با اقلیتهای خود میکنند. و البته، بله، اسراییل حقوق فلسطینیان را زیر پا گذاشته و میگذارد. ولی وقتی خود مردم خاورمیانه و همین شریعتمداری به هم میهنان خود رحم نمیکنند، چه انتظاری از اسراییل غیر هم مذهب و خارجی دارید؟! عجیب است!

اسراییل چه چوب تری به ما فروخته که با آن دشمن باشیم؟ آیا جز این نیست که پس از آن همه خدمت، رهبر حماس گفت، الگوی دولت اسلامیشان ترکیه است؟! ترکیه در فلسطین هوادار زیادی دارد، در مقابل نظر مردم فلسطین در مورد جمهوری اسلامی تا حد زیادی بد است (قبلا نظر سنجی شده). ترکیه، نه تنها جنس های خود را به لبنان و فلسطین میفروشد (همان طور که بازارهای ما پر از جنس ترک شده)، بلکه در آنجاها هوادار هم دارد، در مقابل جمهوری اسلامی پول ما را مفت مفت خرج حزب الله و فلسطین میکند، بدون هیچ درآمد و آینده‌ای. سوریه در حال افتادن به دست اسلامیستهای سنی است. اگر اهداف عربستان در منطقه پیش برود (که تا حالا نسبتا خوب پیش رفته، به همین دلیل تب و لرز به جان جمهوری اسلامی افتاده که با آمریکا خوب شود،) اسراییل تنها دوست ما در پشت جبهه اعراب است. اصلا همین اسراییل را از دست دادیم که صدام حمله کرد و آنهمه بدبختی از قبل خود او و از قبل خمینی که جنگ را رحمت دانست برای ملت فراهم شد. (منظورم ابدا دشمنی با اعراب نیست. شاه هم با اعراب خیلی خوب بود و هم با اسراییل. تعادلی برقرار کرده بود و هر دو به وی احترام میگذاشتند. آخرش هم در همان سرزمین اعراب یعنی، مصر، درگذشت، که در هر صورت خود را به آنان نزدیکتر میدانست. منظورم این است و نه دشمنی با عرب) .... ادامه دارد

ناشناس گفت...

دوستان، نظر برخی از ما در مورد اسراییل حاصل ۳۶ سال و حتا قبلتر، مغز شویی جمهوری اسلامی و اسلامیستهاست. اطلاعات یک جانبه و دربست بر ضد اسراییل، بدون دادن حق دفاع. آشکار است که راندن فلسطینیان از سرزمینهای خود اشتباه و جنایت بوده است، گرچه جمهوری اسلامی در این مورد هم غلوها کرده و دروغها گفته است. ولی اگر طالب حقیقت در مورد ریشه تاریخی مسئله یهود و مسلمان هستید، کمی مطالعه مستقل بجایی بر نمیخورد. در واقع همین الان مسئله را میدانید ولی تبلیغات و مغز شویی اسلامیستها و چپها چنان در ما اثر کرده که موضوع پیش روی ماست و آن را نمیبینیم؟! به آیات قرآن در مورد یعقوب و موسی نگاه کنید (بدون تفسیرهای حیله آمیز سیاسی آخوندها)، ببینید در فلسطین چه اقوامی زندگی میکرده اند، قبل از اینکه اصلا اسلامی آمده باشد؟ کدام مسلمان با شمشیر به فلسطین یهودی نشین و سایر اقوام، حمله کرد و بخشی از آنها را مسلمان نمود و راست رفت مسجد خود را درست روی خرابه‌های معبد مقدس یهودیان بنا نمود؟!

شما خوشتان میآید کسی بیاید روی کعبه، یا کنار آن مکان مقدس خود را بنا کند و مدعی شود؟! بخود بیاییم. دروغ اصلا خوب نیست.

این را ببینید تا بفهمید اسلامیستها و چپها سالهای سال در مورد واقعیت تمام و کمال اسراییل به شما دروغ گفته اند. دروغپردازی بس است. در این برنامه سه اسراییلی ایرانی تبار در برنامه پرگار بی بی سی با هم بحث میکنند، یکی هوادار فلسطینیان است (البته نه اینکه مثل خمینی خواهان نابودی یک کشور عضو سازمان ملل، یعنی کشور خودش باشد)، یکی راستگراست و دیگری میانه‌رو.

https://www.youtube.com/watch?v=23SvRqKEo_A

ناشناس گفت...

شیرین گرامی، وطن‌دوست (وطن پرستی درست نیست و با نژادپرستی همسایه است) آن نیست که بجای اینکه زود خرمشهر را آباد کند، چند ماه پس از جنگ سی روزه کل مناطق شیعه نشین و تخریب شده لبنان را بهتر از قبل بازسازی میکند! و غیره که انبوه مثالها را خودت میدانی.

وطن دوست کسی است که اول به فکر مردم خودش باشد، نه بفکر مردم ۱۰۰۰۰ کیلومتر آنطرفتر. نه اینکه مردم خود را تحت ستم قرار دهد و مردم لبنان و فلسطین را روی سر خود بگذارد.

وطن دوست کسی است که هوای همسایگان خود (افغانستان، عراق، کویت، ترکیه، کردستان، آذربایجان و غیره) را داشته باشد چون نه تنها با آنها هم خانواده است (بعلت اشتراکات تاریخی و جغرافیایی و نژادی)، بلکه چون بغلش هستند، بدبختی آنها بدبختی اوست و شادی آنها شادی او.

اصولا ایدئولوژی جمهوری اسلامی و حتا اسلام با وطن دوستی و محبت اولیه به خانواده‌ی میهن، در این دنیایی که هنوز هیچ ملتی دست از مرزهای خود نکشیده، سر ناسازگاری دارد.

ناشناس گفت...

یکی از دوستان گفتند: "شما بفرمایید از بیرون این دستگاه ظالم به اندازه یک هزارم ظریف تغییر ایجاد کنید و لینش رو همینجا اپلود کنید، ما هم یاد بگیریم. "

البته من در ایران هستم، زمان جنگ هم فرار نکردم و مدت کمی در جبهه بوده‌ام ولی از جهت اینکه ایرانیان برون مرزی را از هر سنخی هم میهن خود میدانم، بگذارید پاسخی به شما بدهم.

اگر میبینید که پس از ۲۰-۳۰ سال اصلاح طلب و پراگماتیستم سردار سازندگی و غیره، یعنی همان خودی‌های نظام که در ۱۵-۲۰ سال اول پدر هر مخالفی را در آوردند (هنوز هم داردند در میآوردند و هنوز اصلاح طلب مزیتهایی دارد که ما نداریم)، اگر چند سالی و هم اکنون دارند چند تا حرف حساب میزنند و کمی شاید و شاید بخاطر ملت بفکر افتاده‌اند، از صدقه سر همان مخالفان و اپوزیسیون از جمله اپوزیسیون خارج کشور است.

خاتمی را به عنوان اولین کسی که راهی جدید گشود بگیرید. تمام حرفهای او و انتقادات وی و امثالهم از میان اصلاح طلب و غیره از جمله تمام حرفهای آقای زیبا کلام، اصلا برای امثال ما نو نبوده و نیست. اینها را بنده دارم ۲۰-۲۵ سال میگویم، سلطنت طلبها و چپها و غیره هم اینها را از همان اول انقلاب داشتند فریاد میزدند. آموزگار اصلاح طلبان و آقای ظریف همین اپوزیسیون است. بهتر است قدر بداند و بدانید.

ناشناس گفت...

فقط انسانهای نادان هستند که از یک سوراخ، نه‌‌ یکبار ، بلکه چندین بار گزیده میشوند و باز هم درس نمی‌‌گیرند، رفاه و آزادی و دموکراسی را در جوامع به بهأ میدهند نه‌‌ به بهانه.

ناشناس گفت...

مطلب هنگامه شهیدی زندانی هشتاد و هشت در دفاع از ظریف خواندنیست:

"... ینجانب نیز که خود از قربانیان خشونت اقتدارگرایان بوده و هستم یقینا مصائب وارده برعزیزان را حس می‌کنم و در پی تبرئه دولت از اشتباهات و ندانم کاری‌هایش نیستم بلکه فقط رعایت عدل و انصاف را متذکر می‌شوم و این‌که حرکت ما نباید نقیض خودمان باشد، هر چند این دولت به معنای مطلق آن، دولت اصلاح طلبان نیست اما جریان اصلاح طلبی با یک تحلیل مشخص و برای ایجاد فضای تنفسی و حاکمیت اعتدال به حمایت آقای روحانی و جلب آرا در انتخابات سال ٩٢ پرداخت.

به عنوان راقم این سطور وضعیت را به نوعی شبیه دوران آقای خاتمی می دانم که تعدادی از دوستان و صد البته با صداقت تمام اما بی پروا آقای خاتمی و حلقه اطرافیانش را به شدت تخطئه می کردند و همان زمان هم بنده از همان عزیزان می‌خواستم تا از حرکت کلی غافل نشویم و در جزئیات غرق نگردیم؛ جریان اقتدارگرا آن‌قدر فضا را مناسب می‌داند که با نبش قبر اتفاقات سه دهه گذشته توپ افراطی گری را به زمین اصلاح طلبان پرت می‌کند که نمونه آن را در سرمقاله کیهان مورخ هشتم اردیبهشت تحت عنوان ٬فکت شیت افراطی گری٬ می توان دید. با این فضاسازی می‌خواهند فجایع ناشی از شعارهای افراط گرایانه گذشته و تحمیل قطعنامه‌های ظالمانه به بهانه همین مواضع کودکانه را کم اهمیت جلوه دهند و یا با کنار کشیدن خود به عنوان جریان سوم دو خط فکری را به قربانگاه بکشانند.

برنامه‌های اقتدارگرایان برای شبیه سازی متعدد و دقیق است؛ لوث کردن مذاکرات هسته ای، توجیه طبیعی بودن کاهش نرخ تورم، سیاسی جلوه دادن مواضع مدیریتی مدیران دولت و موادی از این دست زمانی می تواند موثر باشد که حامیان دولت و مردم نیز ناخواسته آدرس غلط بدهند. من خالصانه از دوستان و همکاران روزنامه نگار درخواست می‌کنم با توجه به آشنایی جمع ما با کار رسانه‌ای و تاثیر مواضع روزنامه نگاران در افکارعمومی، از خود خویشتن‌داری بیشتری نشان دهیم، و باز هم اذعان می کنم اگر چه بیشتر فشارها در ماجراهای سال ٨٨ بر طیف رسانه ای‌ها وارد شده و امروز نیز بیشترین نامهربانی‌ها بر ما ظاهر می شود اما به نظر می رسد باید به همین نسبت نیز تحمل ما بالاتر رود. شکوه و شکایت از این‌که مثلا محیط کار برای ادامه فعالیت اداری دو یا چند نفر از ما تنگ شده و یا عذرمان را خواسته اند نباید تبدیل به جریان سیاسی علیه دولت شود.

می دانم که فشارها و اذیت‌های دوران حبس همه را دل نازک و ظریف تر از پیش ساخته است اما شما ٬دوستان ظریف٬ هستید که نهایتا با ظرافت باید خط عمومی ٬نجات ملی٬ را رقم بزنید. "

ناشناس گفت...

ناشناس گرامی‌، حرف شما صحیح است وطن دوستی‌ و ایدئولوژی اسلامی سازگار نیستند. بنده این را چند ماه قبل با آدرس به آرامش دوستدار و کتاب امتناع تفکر در فرهنگ دینی در همین وبلاگ اشاره کردم. اما اگر یادتان باشد در انقلاب ۵۷ خیلی‌ از انقلابیون موافق بختیار نبودند. او میگفت ما همه چیز را از شاه گرفتیم دیگر چرا به دنبال خمینی برویم اما گوشی بدهکار نبود. حالا فرض کنیم یک رژیم دمکرات بر سر کار آید آیا به دنبال رابطه با آمریکا نخواهد بود. ظریف می‌خواهد رابطه با آمریکا برقرار شود تا دشمن ایدئولوژیک جمهوری اسلامی از بین برود. این مساله تاثیرات بنیادین بر جمهوری اسلامی خواهد داشت و قطعا به نفع حقوق بشر خواهد بود. ظریف اگر به چارلی رز حرف دلخواه ما را میگفت دیگر نمی‌توانست وزیر جمهوری اسلامی باشد که به دنبال از بین بردن دشمن ایدئولوژیک همان تیفوسی‌هایی‌ باشد که آبادی لبنان برایشان ارجحیت دارد. حالا دوستانی پیدا شدند که آدرس به پدر بازاری و خانواده مذهبی‌ او میدهند که مهره رژیم است. ایشان حتا اگر مهره رژیم باشد کاری می‌کند که در عمر ۳۶ ساله رژیم کسی‌ انجام نداده است. حال نیتش به سمت آبادی ایران هست یا نیست نتیجه کارش قطعا به نفع ایران است. گرچه شخصاً به وطن دوستی‌ ایشان اعتقاد دارم. ایراد گرفتن و مسخره کردن بسیار سطحی و آسان است اما یک تئوری و یک کار را به سرانجام رساندن درایت و توانائی می‌خواهد که خیلی‌ از معترضان فاقد آن هستند.

شیرین

ناشناس گفت...

ناشناس اول عزیز،

فرمودید شریعتمداری، مجاهدین و نتانیابو را به یک چوب نرانیم. اول راجع به مجاهدین که همین چند روز پیش خانوم رجوی در کنگره سخرانی کردند. بنده در ایام جنبش سبز در تورنتو بودم و سالیان زیادی در آنجا زندگی‌ کردم و از نزدیک کارهای اینان در ایام جنبش سبز را از نزدیک دیده ام. به هیچ عنوان نمی‌‌توانم حرف شما را بپذیرم که عوض شده‌اند. اینان از اروپا تا آمریکا و کانادا پراکنده اند. فقط کافیست یکبار با ایشان حرف بزنید حتا از افرادی که از آنها سالیان سال است بریده اند به علت فشار روانی‌ وارده درهمان دوران، هنوز توان زندگی‌ درست و ارتباط درست را ندارند و به عبارتی بیمار شده اند. مجاهدین خلق در ایدئولوژی و ذات فکری پوسیده است و راندن این تفکر نه از جانب دیگران که در وحلهٔ اول از جانبه خودشان است.

اما راجب نتانیابو. محال است شما در نیویرک و تورنتو وامی بالای ۷۰-۸۰ هزار دلار به بالا بخواهید و بتوانید بدون امضای یکی‌ از یهودیان آنجا این وام را بگیرید. بنده قبل از آمدن به خارج از کشور هیچ تعصبی نسبت به یهودیان نداشتم اما فرقه گرایی شدید یهودیان در غرب انکار ناپذیر است. گرچه یهودیان مثبتی هم دیده‌ام اما اکثریت واقع صاحب سرمایه‌های بسیار بزرگی در آمریکا و غرب هستند. اکنون یک درصد جمعیت آمریکا صاحب ۹۵ درصد ثروت هستند و به گمان من از این یک درصد قریب به اتفاق یهودی هستند و به شیوه‌های بسیار ناجوانمردانه درصدد افزایش ثروت هستند. نتانیابو نماد حاکمیت این قشر منفور یهودیت است در صورتی‌ که یهودیان شریف هم کم نیستند. اما باز هم تاکید می‌کنم تجمع ثروت جهانی‌ در دست یهودیان یک واقعیت است. بنده به دنبال توجیه هالوکاست نیستم اما آیا جامع جهانی‌ یهود تمایل به شفایت در بعد قدرت اقتصادی و پذیرش و اصلاح واقعیت دارد؟ بنده مشکلی‌ با اسرائیل ندارم اما امپراطوری مالی یهودیان از هالیوود تا کوکا کولا و بانکها انکار ناپذیر است. فلسفه فرنچایز استار باکس جمع آوری باک، باک، (دلار، دلار) برای اسراییل است.

شیرین

ناشناس گفت...

دلقک عزیز روزنامه آلمانی فرانکفورترآلگماینه گزارشی نوشته است در مورد ایجاد خط تلفنی اظطراری مابین ناتووروسیه وازطرفی فنلاند به نیروهای ذخیره خود آماده باش داده است .این موضوع ترسناک به نظر می آید لطفا در صورت امکان نظر شما چیست.

ناشناس گفت...

چه نشستید هی درایت درایت می کنید. شما را چه شده است. تا کی باید زیر چتر داینا سور های کله پوک نفس بکشید؟ مگر زندگی نمی خواهید؟ شما با اخوند ها می خواهید به سمت زندگی قدم بزنید. چهل سال تجربه کمتان است؟ بگذارید به گور بروند این عنکبوت ها. هر کس در این سایت طر فدار ظریف و امثال اوست. حتما در رژیم منا فعی دارد.مگر کورید نمی بینید مردم به چه روزی افتاده اند و نفس از ک ...ن می کشند. تا کی؟ هری!

ناشناس گفت...

خطاب به دوست گرامی که در مورد مجاهدین، شریعتمداری و اسراییل هم بحث شده ایم:

آنچه گفته اید لطمه زیادی به آنچه گفته ام وارد نمیکند. مثلا نگفتم مجاهدین فرشته شده‌اند. گفتم مثلا از تروریسم دست کشیده اند و واژه «ظاهرا» را هم بکار بردم. مجاهدین هم مثل ظریف، اصلاح طلبان ، خاتمی و غیره و غیره هنوز خیلی مانده تا برادریشان ثابت شود. اینکه برخی تلاش کرده اند و زحمت کشیده‌اند یا زندان رفته‌اند هم دلیل نمیشود. لاجوردی ظاهرا شکنجه شده بود و شکنجه گر شد.

یا مثلا بحث در مورد یهودیان نبود، در مورد اسراییل بود. آنچه در مورد یهودیان گفته اید تا حدی نفرت نژادی است. نازیها هم همین میگفتند که به آنجا کشید، الان هم همین میگویند. یهودی ستیزی نازیها علت اصلیش همین بود، نه اینکه یهودیها خوشکل نیستند. نازیها مشکل اقتصاد خود را یهود میدانستند. اسلامیستها هم همینها را میگویند.

حال، قبول که «به شیوه‌های بسیار ناجوانمردانه درصدد افزایش ثروت هستند»، چه کسی نیست؟! مگر هم‌میهنان ما از صبح تا شب سر خودمان کلاه نمیگذارند؟! شاید چون برون مرز رفته اید یادتان رفته. مدتی برگردید (آنهم نه توریستی و کوتاه) تا ببینید چه خبر است! این ملت از صبح تا شب دارند برای منافع خود، دروغ میگویند و سر هم کلاه میگذارند. یک لحظه حواست نباشد، کلاه را گذاشته‌اند. این مسئله‌ی روزانه بنده است، از تاکسی بگیر تا بقالی و رقابتهای کثیف محل کار، وای بحال وقتی پای میلیون در بین باشد. اختلاسهای عنوان شده تا بحال، میگویند نک قله یخی دزدیها در این کشور است!

اینکه یهود در زمینه دزدی عرضه دارد و میلیون میلیون میدزدد و مسلمان و سایرین عرضه ندارند و آفتابه دزد هستند، نباید شما را به تفاوت دیدگاه نامناسب نسبت به یهودیان سوق دهد.

در ضمن داستان یهودیان داستان اکثر اقلیتهای دنیاست. یهودیان در اکثر تاریخ خود اقلیت و البته تحت فشار و ظلم بوده‌اند. اقلیتها برای بالا کشیدن و نشان دادن خود به اکثریت و سایرین بیشتر از دیگران تلاش میکنند و بین خود همبستگی قومی بیشتری نسبت به اکثریت دارند. وقتی اقلیت نباشند موضوع فرق میکند.

در هر حال منکر عیوب هیچ قومی از جمله یهودیان نیستم.

ناشناس گفت...

جناب واحدی با کل موضوع از بیخ و بن مشکل دارد:

اصلاح جمهوری اسلامی؛ امید یا فریب؟!

http://news.gooya.com/politics/archives/2015/05/196564.php

در هر حال، بنظر مواظب بودن، حتا در مورد دوستانی که امیدی به امثال ظریف بسته اند، اشکالی ایجاد نمیکند. در بست خود را در اختیار آنها قرار ندهید، مواظب باشید و اگر از این نمونه گفته ها گفتند یا اقدام کردند، به انتقاد بکشانیدشان.

ناشناس گفت...

آن ناشناسی که درباره اسرائیل حرف زد درست گفت دشمن ایدئولوژیک اصلی جمهوری اسلامی اسرائیل هست نه آمریکا.
ضمن اینکه اینقدر که دل بستید به ظریف که داره دشمن ایدئولوژیک ما رو از بین میبره تا بعد ایران گلستان بشه همچین اتفاقی نخواهد افتاد ظریف هم نبود ولایتی این کار رو میکرد ظریف شخصیت متزلزلی داره برخلاف شخصیت محکم ولایتی.
دوستان خوش خیال این رو در نظر داشته باشن که این مذاکرات هسته ای همونطور که خامنه ای گفت فقط درباره موضوعات هسته ای هست و آمریکا هم دشمن باقی خواهد ماند. هیچ دشمنی از بین نخواهد رفت که هیچ بلکه دشمنهای جدیدی رو نیز خامنه ای ایجاد خواهد کرد از جمله عربستان، ترکیه، مصر و هر کشوری که زورش برسه.
به محض اینکه دلارها بعد از توافق برسه و جیب خامنه ای پرپول بشه و بودجه سپاه تقویت بشه شروع به کارشکنی و نابودسازی دولت روحانی خواهد کرد کاری که در موردش به درجه استادی رسیده. خامنه بارها از بحران های سخت به همین روش رها شده و از موقعیت ضعیف به اوج قدرت رسیده. این بار هم همین اتفاق میفته با این تفاوت که اینبار اگر خامنه ای به اوج قدرت برگرده بدتر از بارهای قبلی از مردم و دولت منتخب مردم انتقام خواهد گرفت و این انتقام رو برای نسل های بعد هم با روی کار آوردن یک رهبر تندرو تر از خودش تداوم خواهد داد.
تنها راه برای توقف او اینه که خودمان (مردم و اپوزیسیون) را هم در مذاکرات هسته ای دخالت دهیم و شروط خودمان رو هم در توافق نهایی بگنجانیم همان کاری که اپوزیسیون کوبا در مذاکرات کوبا و آمریکا کردن.

ادوارد البی دوم گفت...

روحانی جواب قم را داد: نمی‌شود به کسی که دستبند و کلت دارد بگوییم اجتهاد کن.

http://www.radiofarda.com/content/f12-rouhani-insists-police-work-separate-from-islamic-duties/26992507.html

لطفا در این باره بنویس پدر.

ناشناس گفت...

به نظر من یک نفر که مسلط بر انگلیسی هست یک petition در سایت پتیشن آنلاین با موضوع درخواست از دولتمردان آمریکایی جهت گنجاندن خواست های مردم از جمله: آزادی زندانیان سیاسی، نظارت سازمان ملل بر انتخابات ایران و نظارت و ردگیری سازمان ملل پولهای آزاد شده از تحریم در توافق آمریکا و ایران بنویسه تا سازمان های مختلف اپوزیسیون و مردم عادی (به صورت ناشناس) اون رو امضا کنن بعد یک نفر از میان سرشناسان اپوزیسیون که من مناسب ترین فرد رو شیرین عبادی میدونم که برنده جایزه نوبل شده به عنوان نماینده مردم و اپوزیسیون این پتیشن رو به صورت حضوری یا به صورت نامه تحویل رئیس جمهور آمریکا که اون هم برنده جایزه صلح نوبل شده بده و ازش درخواست کنه تا حداقل خواست های مردم رو مطرح کنه.

Dalghak.Irani گفت...

تدریس لیبرالیسم.
حداقل از جهت محک زدن خودم و تصحیح خودم هم شده است اغلب مطالبی را که دیگران در مورد "موضوعات نوشته شده از سوی خودم در وبلاگ" را می نویسند تعقیب می کنم و می خوانم. حالا می خواهم بشما نوید بدهم که چقدر خوب است که عضوی از سیرک خودمان شده اید. زیرا همین پست که در ابتدا یک کامنت بیشتر نبود تبدیل شد به بزرگترین درس عملی که بشما می گوید یک لیبرال مدرن - بتعریف من - چکونه می اندیشد و باید بیندیشد.

اغلب نوشته های راجع به حرف مناقشه برانگیز ظریف در مصاحبه با چارلی رز - اغلب در مخالفت و کمتر در دفاع از ظریف - دو وجه سیاه و سفید از ماجرا را تعقیب و مطرح کرده اند. مخالفان سیاه ظریف را بدم خر بسته اند و عناوینی چون دروغگو و توجیه گر و انکار کنندۀ آفتاب و از این قبیل تعابیر را بکار برده اند و معدود مدافعان سفید ظریف هم با عنوان "مصلحت زمان و یا حساسیت مأموریت ظریف" دستور "هیس" و در بهترین حالت "فعلاً هیس" صادر کرده اند. در حالیکه همین کوتاهترین کامنت نوشتۀ من یکی از تنها - یا بسیار معدود - نوشته های در بارۀ موضوع است که نه ظریف را بدم خبر می بندد و نه به معترضان هیس و فعلاً هیس می گوید. نوشتۀ من از تیترش گرفته تا متنش و از مقدمه اش گرفته تا مؤخره اش می گوید که "اندازه و انصاف نگهداریم" و این درس اصلی لیبرالیسم فلسفی است. من نام احمدی امویی را و همدلی با ایشان را قبل از دفاع از ظریف و در تیتر آورده ام. این به این معناست که من اعتراض به ظریف - حتی تند - را از سوی کسانی که در متن ماجرا و خسارت دیده و هزینه دادۀ مستقیم "ادعای مصلحتی ظریف" هستند را حق آنان و طبیعی و بدیهی می فهمم و قبول کرده ام. اما این حق طبیعی و بدیهی برای آنان را مجوزی برای هرزه درآیی هر نام بی نام و با نامی برای کوبیدن ظریف ندانسته ام. زیرا هم من می دانم و هم آنان می دانند که ظریف احمدی نژاد نیست. و روحانی خامنه ای نیست و قس علیهذا. لذا در متن مشخص کرده ام که هرکسی حکومت ایران را دوپارۀ عرفی گرا و شرعی گرا نمی داند و نمی فهمد در کار انکار واقعیت مسلم و تبلیغ سیاهی ماست سفید است. اما اگر قبول می کنیم که این دوگانگی در حکومت ایران وجود دارد باید نحوۀ برخوردمان را طوری تنظیم کنیم که باعث تقویت عرفی ها و عقب نشینی شرعی ها بشود. در اینجاست که حرف اصلی ام را زده ام و گفته ام که لحن کلام و ادبیات بکار رفته مان در مورد عرفی ها و شرعی ها باید کاملاً متفاوت باشد. هر چقدر که زبان سخت و ترسناک و مته بخشخاش و از کاهی کوه ساختن و ایجاد دافعه در مورد مخالفتمان با خامنه ای و حوزه و ایدئولوژی مورد تأیید و تأکید و سفارشم است همانقدر هم زبان نرم و مشفقانه و جذاب و تصحیح گر و آگاهی بخش و بدون نفرت و انتقادی در مورد بخش عرفی گرا را مهم و ضروری معرفی کرده ام. نمی شود با زبانی که به خامنه ای می تازیم و احمدی نژاد را بسخره می گیریم روحانی را نواخت و ظریف را بسخره گرفت. بعبارت کمی دقیقتر و مصداقی تر اگر بخواهم مثال بزنم. بهترین مثال در دسترس "سایت خودنویسی کردن یا نکردن ماجراست". شرح بیشتر را لازم نمی دانم و فقط خواستم که ابراز خوشحالی کنم از پیش آمدن این موضوع و بحث های خوبی که در گرفت. و این را مؤکد بکنم که راه ما فقط از مسیر انصاف و مروت در انتقاد از دیگری (دارای بنیان فکری عرفی گرا) و سخت گیری و مخالفت و افشاگری
و تخریب غیر (دارای بنیان فکری شریعت گرا و ایدئولوژیک) عبوری سالم خواهد داشت و جز آن به بیراهه رفتن است و هیجان زودگذر و عصبیت خودمان و نا امید کردن جامعه. یا...هو

ناشناس گفت...

هم وطن عزیز،

من هیچگاه خاتمی و مجاهدین را یک کاسه نمیکنم. مجاهدین به خاطر تمام عملکردشان و مرامشان قابل بحث نیستند. در کّل ایران چه اکنون و چه در آینده مجاهدین به نظر من جایگاهی نخواهند داشت به عنوان مجاهد خلق. اما به عنوان یک ایرانی‌ میتوانند خود را در انتخابات محک بزنند. این مجاهدین و این راه بفرمایند. بنده نظر شخصی‌ام را گفتم.

هموطن مشکل مملکت ما زیاده خواهی راننده تاکسی و بقال نیست و شما مشکلتان با خامنه ای‌ به عنوان نظام است که سر کرده دزدان است. در غرب نیز قسمتی‌ از یهودیان نه‌ زرنگ که جریانی همچون احمدی نژاد، خامنه ای‌ .. لطفا در بحث همه چیز را خلط نکنیم.

شیرین

ناشناس گفت...

دلقک نوشتی قبلا در ارتش خدمت میکردی بنابراین حدس میزنم احتمالا به خودت میگی چطور این آدم به خودش اجازه میده به من دستور بده ولی من میخوام ازت درخواست کنم و بلکه دستور بدم بهت که اینکار رو بکنی! چه کسی بهتر از تو تا پیشنهادی که بالا دادم رو پیگیری و اجرا کنه. تو وبلاگی داری با هزاران خواننده و احتمالا در مشهورترین سایت خبری ایران یعنی بالاترین هم عضو هستی. خیلی ها وبلاگ تو رو با احتمال بالایی دیدن از جمله سرشناسان اپوزیسیون. من اگر این شرایط رو داشتم حتما خودم انجام میدادم ولی بدبختانه ندارم. تو بیا و این پتیشن رو پیگیری کن. اول در وبلاگ خودت در شروع هر مطلبت از خوانندگانت بخواه تا این پتیشن رو امضا کنن بعد از جمع آوری چند صد یا چند هزار امضا از سازمانها و افراد اپوزیسیون هم بخواه تا با نام خودشون پتیشن رو امضا کنن در سایت های سازمان ها و افراد اپوزیسیون آدرس ایمیلشون هست بهشون ایمیل بزن. بعد از جلب حمایتشون در بالاترین موضوع داغ بزن جهت حمایت از پتیشن و در نهایت پتیشن رو همراه امضاها تحویل یک نفر از سرشناس ترین اونها بده تا اون فرد با پشتوانه اتحاد و حمایت همه اپوزیسیون ایران بتواند به ملاقات اوباما برود.
شاید اینکار خوب پیش نره و حتی باعث ناامیدیت بشه ولی به هر حال خوبیش اینه که به خودت میگی من خواستم این کارو انجام بدم ولی نشد من سعی ام رو کردم و دینم رو ادا کردم.

Dalghak.Irani گفت...

دوست عزیز پتیشن خواه.

شما در خواست که سهل است و دستور که روی چشم است. اما موضوع این است که من کل ایدۀ شمارا مطلقاً - با تأکید بر مطلقاً - قبول ندارم و این موضوع را کاری عبث و ناشدنی قطعی می دانم. حتی اگر ده میلیون! امضای مشخص هم پای چنین پتیشنی حاضر و قابل استناد باشد. نظرم را قبلاً گفته ام و ناظر به کامنت قبلی شما در پستی که همین الان آپ کردم مجدداً یادآوری کرده ام. لذا چون چنین چیزی امکان عقلی و حقوقی ندارد لذا از اجرای دستور شما معذورم. یا...هو

ناشناس گفت...

هموطن عزیز،

من خاتمی و مجاهدین را یک کاسه نمی‌‌دانم. گرچه به کردار خاتمی به عنوان رئیس جمهور انتقاد بسیار دارم اما او اولین فرد در تاریخ ایران است که ۲۰ میلیون رای آورد. اما به نظر شخص من مجاهدین به عنوان یک حزب در ایران کنونی و آینده هیچ جایگاهی ندارد و نخواهد داشت.

اما راجع به راننده تاکسی و بقال دزد. اینان مشکل اصلی‌ ایران نیستند مشکل اصلی‌ سر کرده و گروه دزدان یعنی‌ نظام و خامنه ای‌ هستند. در غرب نیز گروهی از یهودیان جریانی تشکیل داده اند و با نشان ایپک کار میکنند اینان مورد نظر من هستند. نه‌ به عنوان زرنگ که به عنوان یک جریان و ...

ما خواهان یک رژیم سکولار و دموکرات هستیم. روحانی می‌گوید کسی‌ که تفنگ و دستبند دارد نباید اجتهاد شخصی‌ کند و پلیس موظف به اجرای قانون است نه اسلام. این ساده‌ترین روش بیان سکولاریسم است. مگر نه‌ اینست که ما هم همین را می‌خواهیم. خوب اگر روحانی حرف ما را می‌گوید از او پشتیبانی‌ کنیم و در مرحله بعد فردی شایسته تر را حمایت کنیم. حال عده ای‌ میگویند نه این حرف است عمل نیست یا سکولاریسم عمیقتر از این است. هر ۲ صحیح و متین اما یادمان باشد روحانی رئیس جمهور است و حرف یک رئیس جمهور حتا ..... مثل احمدی‌ نژاد تاثیرات خود را دارد. او شیشه عمر ایدئولوژی نظام را از ۲ سؤ هدف قرار داده است. یک رابطه با آمریکا (ظریف) و از بین بردن دشمن ایدئولوژیک نظام که زیبا کلام همین را می‌گوید دوم و مهمتر دین خویی سیاسی (روحانی). شیشه ای‌ که ترک خورد با محکمترین چسب‌ها شاید مدتی‌ بماند اما حتما از محل ترک خوردگی خواهد شکست. تغییر نسل ایران، محیط زیست ایران، اعتصابها در ایران، رابطه با آمریکا و تجربه ۸۸ همه در یک مسیر بی‌بازگشت قرار دارند.

شیرین

ناشناس گفت...

اقای تیمسار، استدلال شما نه خنده دار که خطرناک است. هرچند بر این باورم شما از عبارت نا مناسبی استفاده کرده اید و منظورتان از "دفاع می کنم" همان "درک می کنم" بود. چون هیچ دروغی از هیچکس قابل دفاع نیست. چه برسد به کارگزاری از نظامی که برای پیش بردن هدفش که همان "حفظ آبروی نظام" است طیفی از دلقکهای ایرانی، از احمدی نژاد تا ظریف را به خدمت می گیرد! البته که کار کارگزار ظلم برای حفظ موقعیتش در نظام ظالم "قابل درک" است. کیست که بخواهد نانش قطع شود، گیرم که این نان آغشته به خون باشد. ولی "دفاع" مقوله ای کاملا متفاوت است. شما که اهل دفاع از قاتلی دروغگو، حتی با ریش پروفسوری و رفتار ظریف نیستید، هستید؟
عباس