ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۱۷, یکشنبه

زنان کلید دار و کلید ساز خوشبختی جهان؛ تنها امید نجات ایران و مسلمانان هستند!


1- چه اعتراف بکنیم یانه؛ سکس در معنای زنانۀ آن اگر مهمترین عامل بنیادین تحرک موجودات زنده نباشد حداقل یکی از مهمترین آنان است. بویژه در جوامع انسانی - با تمرکز بیشتر روی تاریخ کهن و شرق - هیچ تحول مثبت و منفی در جهان پیدا نمی کنیم که در شروع و تکوین و تکمیل آن "پای یک زن" در میان نباشد. بعبارت دیگر همۀ تحولات جهان اعم از جنگ و انقلاب و تأسیس دین ها و فلسفه های جدید با نقش مثبت و منفی و مستقیم و غیر مستقیم زنان کلید خورده و سبب کمدی یا تراژدی های بزرگ شده اند. و چون نمی خواهم وارد ریز مسئله بشوم و قصدم هم صدور دکترین تازه نیست و صلاحیتش را هم ندارم یکراست شما را می برم به صدر اسلام و نقش هم مثبت اولیه و هم منفی ثانویۀ حضرت خدیجه را در بروز و ظهور حضرت محمد و دین اسلام می. اما در این حوزه هم بیشتر از همین اشاره جلو نمی روم. زیرا وارد چگونگی ها شدن حساسیت های دینی مؤمنان و مسلمانان را برمی انگیزد؛ که نه به صلاح خودم است و نه مفید برای جامعه ام. اما هر کسی که کمی تاریخ را مرور کرده باشد نمی تواند با اصل "زنان کلید دار و کلیدساز خوشبختی جهان بوده اند و هستند" بشود. 

2- این موضوع از این نظر برای ما و جامعۀ امروز ایران مهم است که باور کنیم نجات ایران در همین نزدیکی و نجات همۀ مسلمانان با فاصله ای دورتر در گرو تلاش و تقویت و تحرک مدنی زنان از چه اولویت و اهمیت بنیادینی برخوردار است. زیرا همۀ زور شریعت بر عنصر سکس و انحصاری کردن آن متمرکز و تواناست و اگر این انحصار از دین و شریعت گرفته شود؛ متولیان دین هیچ دست آویز دومی برای جایگزین آن و استثمار جوامع و مردمان دینی و مذهبی را ندارند. بعبارت ساده تر و بعنوان مثال در کشور خودمان اگر موضوع پوشش و حجاب زنان را که با تکیۀ هیستریک بر آن اولاً زنان را از چرخۀ تأثیر گذاری خارج می کنند و مهمتر از آن با دمیدن غیرت ناموسی و هیستریک در مردان آنان را نیز به استخدام "تحجر ضد زن (در حقیقت انحصاری کردن و گران کردن سکس) خودشان" در می آورند؛ را از دست روحانیان سنتی خارج کنیم ایدئولوژی آنان فرو می پاشد و خیلی سریع از حوزۀ قدرت و سیاست عقب نشینی می کنند. به این علت بدیهی که روحانیان در مقایسه با طبقات مدرن و دانشگاهی از کمترین صلاحیت علمی و مدیریتی و شایستگی برخوردار نیستند.

3- این مقدمۀ کوتاه را بمناسبت امروز که روز زن است نوشتم تا هم ادای دینم باشد برای زنان شجاع و مدرن جامعه ام و هم تأکید مجددم باشد بر اینکه چرا اصرار به "اشغال هر چه بیشتر عرصۀ عمومی توسط زنان و جوانان با سماجت بر پوشش و گویش و نوشش مطابق با دنیای جدید" کرده ام و می کنم و خواهم کرد. زیرا هستۀ سخت قدرت (شریعت متکی بر حوزۀ قم و رادیکال های اسلامی) که همۀ حساسیت هیستریکشان به رفتار زنان و همۀ قدرتشان در حفظ لچک و پوشش تحمیل شده است؛ هر چقدر در این حوزه شکست بخورند بیشتر واداربه عقب نشینی شده و مذهب را از سیاست بیرون می برند. یادمان باشد که حکومت روحانیان در ایران صرفاً یک موضوع سیاسی نیست. و اگر روحانیان ارشد و مرجع از موضوع حصر و حبس و حجاب و پوشش زنان ناامید شوند و قدرت نرم افزار ایدئولوژیک شان را از پشت روحانیان سیاسی بردارند قدرت سیاسی روحانیان خیلی زود مثل برف در آفتاب تموز آب شده و از صحنه خارج می شود.

4- من قطعاً بالاترین امیدم به تحولات مثبت در ایران بهمین مورد است و زنان را بزرگترین سرمایۀ نجات ایران از تحجر گیر افتاده می دانم و می شناسم. و باید نوید بدهم که خوشبختانه این جنبش نرم و بسیار کارآ در حال پیشرفت سریع است و کار بجاهای خوبی رسیده است. تا جائیکه شخص بسیار شریعت محور ایدئولوژیکی مثل علم الهدی نیز گفته است: "بما می گویند جوانان تفریح می خواهند و نباید زیاد سخت گرفت. آیا بخاطر اینکه جوانان ناراضی نشوند باید مسلمات دین خدا را تعطیل کنیم" - پایان نقل قول - همینطور است آن نگرانی اصلی طیفی مثل آخوند نبویان که در نوار صوتی لو رفته اش راجع به مذاکرات هسته ای آن را بصراحت بیان می کند. بفغان آمدن علم الهدی و نبویان از این جهت مهم است که اینان تا کنون گزاره های ضد مدرنیته شان را در قالب "اکثریت مردم ناراضی اند از بی بند و باری موجود" قالب بندی می کردند و خودشان را در جایگاه متهم قبول نمی کردند. در حالیکه حرف بویژه علم الهدی نشان می دهد که چه نبرد ایدئولوژیک سنگینی در میان الیگارشی جریان دارد که علم الهدی را به اعتراف "جوانان مارا نمی خواهند" واداشته است.

5- حالا که تا اینجا جویده جویده آمدم. بگذارید سری هم بزنم به سخنان امروز خامنه ای و نکتۀ امید بخش بسیار مهمی را رونمایی بکنم. و اتفاقاً پر بی ربط هم نیست به موضوع زن و سکس و تأنیث. زیرا راجع به محیط زیست است و چه کسی می تواند انکار کند که زمین کلمه ای زنانه و مادرانه است. گذشته از اینکه ورود خامنه ای - برای بار نخست - به موضوعی سوسولی و شیک مثل محیط زیست - چون آخوند سنتی همۀ فعل و انفعال در طبیعت را مشیت الهی می داند و به دخالت بشر و دانش در این حوزه ها باور و اعتقادی ندارد - وارد شده است - که یکی از دلایلش هم می تواند خنثی کردن شایعۀ مریضی اش باشد - اما اولاً ورودش به این جزییات و ثانیاً حرف بسیار مهمی که زده است؛ نشان از تغییرات ایدئولوژیک دارد. خامنه ای در حرف هایش با تأکید و قوت گفته است که از دست اندازی به محیط زیست باید قویاً هم خودداری و هم جلوگیری شود. این گفته هم در کلیاتش می توانست مهم نباشد و به یکی از هزاران توصیۀ نشدنی اش راجع به موضوعات مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی فروکاسته شود. اما او در مصداق های مخربان محیط زیست از "ساخت و ساز بنام حوزۀ علمیه" نیز نام برده است. این اولین بار است که رهبر ایدئولوژی حکومت می پذیرد که بسیاری از خرابکاری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی با تمسک ریاکارانه به مقدسات و مذهب و دین انجام می شود. لذا قطعاً با سختی ولی ناگزیر آن را در منظر عموم مطرح کرده است که حتماً تسری خواهد داشت به همۀ حوزه های چپاول بنام دین و از این پس مدرن ها با جرأت بیشتری وارد فاشگویی ها و جلوگیری ها خواهند شد. 

6- چه بخواهیم یا نه و چه دلسرد بشویم یا امیدوار؛ و خارج از توهم و رویاپردازی های نوستالوژیک؛ تغییرات در ایران باید از همین حوزه های بظاهر کم اهمیت و پروسه ای آغاز و ادامه و منجر به پیروزی بشود. و الا دورهم نشینی و خواندن ترانه های انقلاب اپوزیسیونی "بزک نمیر بهار میاد" بیشتر نوعی دلخوشکنک های بدون مابه ازای خارجی است. و امروز قوی ترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی شخصیت های حقیقی و حقوقی هستند که در حوزه های اجتماعی و مدنی فعالند. بعنوان مثال جنبش های زنان چه در قالب تشکل ها و چه در قالب نافرمانی های مدنی انفرادی در حوزه های زن و هنر و موسیقی و جوانی و شادی و از این قبیل مهمترین و تأثیر گذارترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند. و بعنوان یک مثال پایانی و مشخص تلویزیونی مثل من و تو هزار برابر همۀ اپوزیسیون های متعدد سیاسی موجود در اقصی نقاط جهان کارگشا و راهگشا و نجات بخش است. روز زن مبارک! یا...هو 

۶۴ نظر:

ناشناس گفت...

حالا اگه روز مرد بود هیچکی یادش نبود! شما امیدت به زنان باشه،امید ما به مردان هست که کنار این زن های "مدرن و شجاع" شما باشند، روز زن مبارک.

ناشناس گفت...

ناشناس اول محترم: همين يك پاراگراف شما كه آخرش هم روز زن را تبريك گفتى نشانه زن فوبيا در جامعه مرد سالار حتى قشر در ظاهر مدرن ايرانى هاست، ٣٦٤ روز مال مردان است، لازم نيست كسى يادش باشد. شما هم ببخش اگه دلقك يك روز رو به زنان تبريك معنى دار گفته ، نه مثل خيلى ها يه مبارك و برو تا سال بعد، از اون مردانى هم كه تو متلكى كه پروندى و بهشون اميد دارى اگه طرز برخوردشون مثل تو باشه بخارى بلند نخواهد شد و خودشون جزئى از مشكلند.
افشين قديم.

خُسن آقا گفت...

متاسفانه نمی‌توانم با شما موافق باشم.
دلایل‌اش هم الان خدمت تان عرض می‌کنم.
بدون خانم‌ها مذهب بطور کلی و مذهب اسلام بطور اخص در ایران و جهان تا کنون منسوخ شده بود. این خانم‌ها هستند که بیضه اسلام و دیگر بیضه‌ها را نگهبانی و نگهداری می‌کنند.
یک نگاه به اطراف خود بیندازید بیشترین متحجّرین زنها هستند. ترمز دستی نجات از دست اسلام همین زنها هستند و خوشبختانه همین خانم‌ها هستند که بیشترین ضرر را از اسلام می‌کنند.
البته در این نکته با شما موافقم که عاقبت نجات ایران هم در دست همین زن‌ها ست البته وقتی که دست از سر اسلام عزیز بردارند و به زندگی برگردند!

روز زن تا نجات از دست اسلام نامبارک باد!

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز تحلیل بسیار بجا.منطقی وروشنگرانه ای ارائه کردید که جای تشکر داردوتابلو نقاشی زیبائی هم گذاشتید .ممنون وروززن مبارک.

ناشناس گفت...

روز زن بر شما مبارك گرچه روز زن ما ٥اسفند و در جشن اسپندگان بر گزار شد در مورد زنان اجحاف هاي فراواني به زنان در جامعه مي شود ولي در طي ٢٠سال اخير خوشبختانه خشونت هاي كلامي و فيزيكي به زنان در جامعه ي ايران كم شده است زنان در تحصيلات عاليه جايگاه خودشان را بدست اورده اند و به سمت كار افريني پيش مي روند متاسفانه هنوز برخي مردان هنوز زنان را با عينك جنسيت مي بينند و گمان دارند اگر زني معشوقه ي انان نشد بايستي قلم پايش را خرد كنند (البته نه در همه جا ولي در محيط هاي كاري چنين مواردي گاه مشاهده مي شود )البته چنين امري هم با ارتباط بيشتر زنان و مردان به عنوان دوستان معمولي و نه جنسي در حال بهبود است
به هر حال من بعد از جريانات ٨٨ به زنان ايران ايمان اوردم و مسلم مي دانم تحول بزرگ ايران در اينده را زنان رقم خواهند زد
پري سا به ياد شير زنان ايراني

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز،

در پست قبلی‌ پاسخ دادید که راه پیشرفت از عرفی شدن جامعه میگذرد. این حرف دقیق، تکمیل و گویا است. من هم ۱۰۰ درصد موافق هستم. عرفی شدن یا سکولاریسم به معنای ضدّ مذهب بودن هم نیست. اما عرفی شدن و حضرت خدیجه گفتن دو امر کاملا متضاد هستند. نباید با مذهب تضاد داشت اما نباید هوژمونی مذهب را هم قبول کرد. این مساله ضدیت با مذهب نیست بلکه حفظ هویت و دفاع از ارزشهایی است که ما معتقدیم. حتا یک مسلمان عادی هم حضرت خدیجه نمی‌گوید . تا جایی که ما در کتاب‌های مدرسه هم حضرت خدیجه نداشتیم بلکه خدیجه مینوشتند. مطلب دوم اینکه روز زن یک پدیده مدرن هست و با مذهب سازگار نیست که بخواهیم به خدیجه ربط دهیم. و در آخر آیا ما در فرهنگ ایران زنی‌ بهتر از خدیجه برای روز زن سراغ نداریم؟ گویا سعیدی سیرجانی در قتلهای زنجیره‌ ایی بیخود مرد؟ او فریاد زد از نظامی گنجوی، لیلی و شیرین را به عنوان زن عرب و زن ایرانی‌ مقایسه کرد. کتاب سیمای دو زن از سعیدی سیرجانی اینجاست:

https://azadieiran۲.files.wordpress.com/۲۰۱۱/۰۵/simaye-do-zan-_-www-azadieiran۲-wordpress-com.pdf

شیرین

ناشناس گفت...

تیمسار جان زدی به خال...کم کم دارم به این نتیجه می رسم که شما در تحلیل اجتماعی قوی تر از تحلیل های سیاسی هستین صد البته که سطح تحلیل های سیاسی شما هم بالاتر از سطح نرمال صدها و هزاران سایت و وبلاگ دیگر سیاسی دیگر است.

قلب تپنده و شیشه ی عمر این آخوندهای سیاه پوش سیاه قلب متحجر باید و نباید ها و در راس آنها نباید گریزناپذیر طبیعت یعنی زن هست. اگر کسی اندیشه ای اجتماعی و فرهنگی رو به عنوان روش زندگی مردم مطرح کند که کاملا خنثی باشد و هیچ باید و نبایدی نداشته باشد طبیعتا پاداش و مجازاتی هم نخواهد داشت و مسلما مردم هم خواهند گفت چرا ما باید از اندیشه ی تو تبعیت کنیم وقتی اجباری در آن نیست و از آن مهم تر مجازات و پاداشی ندارد و به هیچ درد ما نمی خورد.

و باز هم شاخک های حساس اجتماعی تیمسار درست تشخیص داده که تحول عظیم دگرگون کننده ای که انرژی پرقدرت، درخشان و شیرینش را زنان فراهم می کنند در ایران "نزدیک" است و در سایر کشورهای اسلامی "دور".

جامعه ی ایران بسیار شبیه جوامعی مانند آمریکا و اروپا شده ولی تیمسار جان یه فرقی هنوز جامعه ی ایرانی با جوامع مدرن غربی داره و اون هم رسوخ دین در عمق جان و پس زمینه ی ذهنی ایرانیان به سبب تاریخ کهن و طولانی اش هست. ضمن اینکه ایران فقط تهران نیست. این اتفاق خوب یعنی آزاد شدن زنان از قید و بند مادر بودن و شوهر بودن و خواهر بودن و دوست دختر سر به راه بودن و "ناموس" بودن تنها در تهران و کم و بیش در شهرهای بزرگ مثل شیراز اصفهان مشهد تبریز رشت و... افتاده و هنوز در شهرهای دیگر ایران و به خصوص روستاها سنت حاکم هست و حتی خود زنان مانع اصلی رسوخ مدرنیسم در این مناطق هستن. ولی باز هم نکته ی ظریف دیگر این هست که همیشه تغییرات و تحولات بزرگ سیاسی در ایران در شهرهای بزرگ شروع و به نتیجه رسیده و شهرهای کوچک و روستاها در واقع پیرو حرکت های مدرن مردم شهرهای بزرگ بودن...

به هر حال امیدوارم این "چرخش تاریخی" هر چه زودتر در ایران رخ بده. به نظر من رخ دادن این چرخش به کمی شوک و نیرو از "بالا" یعنی حکومت هم نیاز داره و این شوک فکر می کنم در زمانی مانند مرگ خامنه ای رخ بده روز مرگ خامنه ای قطعا تغییرات زیادی در ایران اتفاق خواهد افتاد...

وندتا

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز،

در پست قبلی‌ پاسخ دادید که راه پیشرفت از عرفی شدن جامعه میگذرد. این حرف دقیق، تکمیل و گویا است. من هم ۱۰۰ درصد موافق هستم. عرفی شدن یا سکولاریسم به معنای ضدّ مذهب بودن هم نیست. اما عرفی شدن و حضرت خدیجه گفتن دو امر کاملا متضاد هستند. نباید با مذهب تضاد داشت اما نباید هوژمونی مذهب را هم قبول کرد. این مساله ضدیت با مذهب نیست بلکه حفظ هویت و دفاع از ارزشهایی است که ما معتقدیم. حتا یک مسلمان عادی هم حضرت خدیجه نمی‌گوید . تا جایی که ما در کتاب‌های مدرسه هم حضرت خدیجه نداشتیم بلکه خدیجه مینوشتند. مطلب دوم اینکه روز زن یک پدیده مدرن هست و با مذهب سازگار نیست که بخواهیم به خدیجه ربط دهیم. و در آخر آیا ما در فرهنگ ایران زنی‌ بهتر از خدیجه برای روز زن سراغ نداریم؟ گویا سعیدی سیرجانی در قتلهای زنجیره‌ ایی بیخود مرد؟ او فریاد زد از زبان نظامی گنجوی، لیلی و شیرین را به عنوان زن عرب و زن ایرانی‌ مقایسه کرد. کتاب سیمای دو زن از سعیدی سیرجانی اینجاست:

https://azadieiran۲.files.wordpress.com/۲۰۱۱/۰۵/simaye-do-zan-_-www-azadieiran۲-wordpress-com.pdf

شیرین

اینجا "زبان" نظامی گنجوی جا افتاده بود تصحیح شد.

ناشناس گفت...

یک مورد رو در کامنت قبلی میخواستم بگم و فراموش کردم:

فکر می کنم شاید حتی دلیل اصلی این همه کوتاه اومدن آمریکا در مقابل ایران با وجود اینکه ایران تقریبا چیزی برای دفاع ندارد و می داند که اگر توافق نکند فروپاشی اش حتمی است، اینست که اوباما با دوراندیشی و آینده نگری عمیق می تواند آینده ی متحول شده ی ایران رو ببیند. اوباما می داند که ایران 10 سال آینده نشانی از ایران فعلی نخواهد داشت ایران 10 سال آینده خامنه ای "دشمن" گو نخواهد داشت...اوباما کوتاه می آید چون می داند اگر نیاید ایران با سرعت تبدیل به کره شمالی دیگری خواهد شد و بلافاصله نوچه های تروریست خودش رو در اقصی نقاط جهان فعال خواهد کرد و مانند کره شمالی هر از گاهی هم به کشورهای اطرافش دست درازی خواهد کرد تا خلیج فارس و آن کشورها رو ناامن کند که این به هیچ وجه خوشایند آمریکا نیست که کشوری مانند عربستان الگو و رهبر تمام کشورهای دیگر سنی جهان اسلام بی ثبات و متزلزل شود.

به نظرم این دلیل استراتژیک ترین و اصلی ترین دلیل توافق آمریکا با ایران در مساله هسته ای هست.

وندتا

ناشناس گفت...

این عکسی که گذاشتید بیشتر مفهوم سکس دارد تا زن! من در غرب زندگی میکنم اینجا هم اگر چنین عکسی را واسه روز زن انتخاب کنند فمنیستها اعتراض میکنند.
نسیم

ناشناس اول محترم گفت...

افشین قدیم، پاراگراف بنده بیشتر نشانه الاف بودن بنده در سیرک هست تا نشانه یک قشر خاص :) ولی اگه می خواهید تحلیلش کنید شوخی بنده بخاطر Sexist شدن دنیای غرب و تبعیض وارونه به نفع زنان هست که در دنیاانشالله داره مد میشه،اگر هم الان زن ها دارند به بلای جان آخوند ها تبدیل می شوند به خاطر اینکه مردهای "مدرن و شجاع" مشکلات زن هارو جدی می گیرند، همین واکنش شما به یه متلک نشونه اش هست.

Dalghak.Irani گفت...

نسیم جان.
اولاً که این نقاشی بقول آرتیست ها جنبۀ اوروتیک دارد و هنر تا جنبۀ پورنو که نشانۀ جنسی و سکس است. و دوم هم اینکه نقاشی است و عکس نیست و جنبۀ زیبایی شناختی دارد تا القای سکس که مخصوص عکس هاست. و مهمتر اینکه من همانطور که در مطلب هم نوشته ام بشدت به عنصر تعدیل کننده و انگیزانندۀ سکس در زنان باورمندم و این را افتخار خلقت لطیف و زیبای آنان می دانم و جامعۀ محروم از هوا و حس زنانه را جامعه ای خشن و عبوس و بی انگیزه و راکد می دانم. و می خواستم حتماً به عنصر تأثیر گذار این زیبایی اشاره بکنم. در خاتمه آبشاری از نور که این نقاشی جوان را در می نوردد نماد پالودگی و عبور از جنسیت القاء کنندۀ همخوابگی کاسبکارانه می فهمیدم. یا...هو

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?v=sPmxTTNsbAg

ناشناس گفت...

وقتی خایه قالیباف رو بمالیم این مسائل دیگه حذفه تیمسار!!!!

ناشناس گفت...

دلقک اینجا رو داشته باش!:

46 سناتور جمهوری‌خواه در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبران ایران، گفته‌اند که هر گونه توافقی که میان ایران و باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، منعقد شود، پس از اتمام دوره ریاست‌جمهوری آقای اوباما ارزش نخواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری بلومبرگ، در این نامه نمایندگان جمهوری‌خواه گفته‌اند که هر گونه توافقی اگر به تایید کنگره نرسد تنها توافقی اجرایی است و رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا یا اعضای کنگره آتی می‌توانند مفاد آن را تغییر دهند.

در روز هشتم اسفندماه، سنای آمریکا اعلام کرد که کاخ سفید موظف است هرگونه توافق احتمالی را برای تایید یا رد به کنگره بفرستد و کاخ سفید نیز در جواب گفت که چنین طرحی را وتو خواهد کرد.

بلومبرگ می‌نویسد که سناتورهای آمریکایی با این اقدام، ضمن هشدار به اوباما، در راه حصول توافق نیز سنگ‌اندازی کرده‌اند.

http://www.radiofarda.com/archive/news/20150309/143/143.html?id=26889111

شهریار

ناشناس گفت...

دلقک جان
من هم با تصویر اروتیک مشکلی ندارم حالا چه نقاشی باشد و چه عکس ولی این تصویر را مناسب روز زن نمیدانم. این نظر من هست به این علت که بر تاکید بر جسم زن چه به بهانه زیبایی و زنانگی به قول شما و چه مانند اسلامیست ها که جسم زن را به همین دلیل نگاه شما لازم به پوشیده شدن میدانند مخالفم. چون نگاه به زن باید اولا انسانی باشد. همه زنها جوان و زیبا نیستند آیا تصویر بالا به نوعی گروه اکثریتی از زنان را طرد نمیکند؟ من فکر میکنم نگاه شما تاریخ گذشته و مربوط به ده 1960 هست. شخصا در یک کشور غربی زندگی میکنم و به وضوح میبینم که زنان به مراتبط ساده تر و بی آلایش تر از زنان ایرانی لباس میپوشند ( به جز اینکه بخواهند به دیسکو و بار بروند که طبیعی است)
با احترام به شما به نظر من ما احتیاج به نگاه اروتیک به زن نداریم. نگاه اروتیک را جمهوری اسلامی هم به ما دارد وقتی میگوید حجاب برای شادابی جنسی و تصورات لازم است! ما احتیاج به نگاه انسانی داریم. وگرنه که چند بار شده زنگ زدم به ایران خبر دار شدم فلان دختر یا خانم فامیل رفته جراحی پلاستیک صورت یا سینه انجام داده. ما میخواهیم جامعه بپذیرد که اگر حجاب اختیاری شود بی بندوباری زیاد نمیشود اگر می خواهیم به زن ایرانی کمک کنیم.
نسیم

ناشناس گفت...

نگاه نسیم تایید می شود. اما تبصره دارد! یعنی هم تیمسار و هم نسیم درست می گویند. و هر کدام از منظری. البته نگاه تیمسار در این نوشته معطوف به وضعیت خاص زنان در ایران می شود.در حقیقت خواسته است کفه را در سمت دیگرش بغلتاند.کاری که بعضی دختران ایرانی در خارج کشور کردند.نوعی واکنش معکوس.که خواسته زهر چشم بگیرد.اما حرف نسیم هم درست است.چون جنبه اروتیک محض، برداشت از زن را به نوعی استحاله می کند. بجای انکه انرا غنا ببخشد.تصویر مذکور با مقاله تیمسار تطابق دارد.اما نه تصویر و نه متن جان مطلب نیستند. و حتما تیمسار هم چنین نظری ندارد.او خیلی به اجمال خواسته یک تصویر فرامتنی از زن ایرانی در اینده بدست دهد. با کمک تصویری که فعلا نور شدید دوربین دارد.و البته ضرورتا نماینده زن ایرانی نه در گذشته و نه اینده نیست.و البته نوشتجات اینترنتی هم محدودیت ها و مشکلات خاص خود را دارد و باید در نظر گرفته شوند. مانی

Dalghak.Irani گفت...

نظر مانی درست است و من در اینجا مشخصاً خواسته ام با نشان دادن سکس هنری و اروتیک، سکس زدایی پورنو و جنسی بکنم و در عین حال متمرکز بشوم بر نقطه حساسیت فرار افکن در بین روحانیان از عرصۀ عمومی. لذا فوکوس بر زیبایی های بصری زن همان نقطه تلاقی است که مذهب قادر بمقاومت نیست و دلیل اصلی و مستمسک فرهنگی ضدیت با زن از سوی شریعت است. در ضمن بی بند و باری مورد نظر آخوندها با ناهنجاری های مورد قبول مدرن ها - از جمله من - تفاوت از زمین تا آسمان است و این قبیل مفاهیم اینقدر دستمالی شده است که بکار بردن بدون ایضاح آن از دوسوی ماجرا سوء تفاهم ایجاد می کند. یا...هو

ناشناس گفت...

آه مردان "روشن‌فکر وطن"، مردان ماشالله همه دکتر و کارشناس و تحلیل‌گر، همه منتقد و اپوزیسیون، که همه‌ی ۳۶۴ روز دیگر سال "زن" و حقوق برابر نه اولویت آن‌هاست و نه دغدغه‌شان و ناگهان در این یک روز برای عقب نماندن از کاروان و تکمیل ژست روشن‌فکری این یک منبر را هم دودستی می‌چسبند تا متذکر شوند که "لزوم خودانتقادگری زنان" ضروری است و آسمان‌وریسمان را به‌هم ببافند که "چرا من فمینیست نیستم، لاکن برابری را قبول دارم‌ها!" لاطائلات "بیایید از انسان بگوییم" را بلغور می‌کنند و غیوران دیگر هم لایک را می‌کوبانند و "تامل‌برانگیز و ژرف بود" و "مثل همیشه خواندنی." مردان وطن لوده می‌شوند، دچار فوران حس بامزگی و شوخی با حقوق زن که فضای عبوس را "تلطیف" کنند، و "سخت نگیرید بابا"... فیگور می‌آیند که "با هر ایسمی مخالفم و اندیشه و آزادی را نباید در ایسم و ایدئولوژی محدود کرد" و بکوبان لایک را... یادآوری کنند که با "لطافت زنانه" و "ذات ظریف زن" می‌توان جهان را قشنگ کرد و نیازی به "صدابلندکردن" نیست. همیشه زن پیاده‌نظام فرودست و قربانی چنبره‌ی نظام سلطه هم هست که بگوید بله شهلا و زهرا او را بیشتر اذیت کردند تا اکبر و اصغر و "تقصیر خود زن‌هاست" ... من در این هشت مارس غم‌آلوده که از همیشه خسته‌تر، ناامیدتر‌ و کم‌جان‌ترم علی‌الحساب آرزوی دم‌دستی کوچکی بیشتر ندارم: شما که ۳۶۴ روز سال نه دغدغه‌ی زن داری نه سر سوزنی کاری برای برابری می‌کنی(اگر خودت آجرپرت‌کن دیوار بلندتر سلطه و تبعیض نباشی)، نیم خط هم ازبرابری جنسیتی نمی‌نویسی و نمی‌گویی، این یک روز را هم زبان به دهان بگیر و بی‌خیالی طی کن و اهمیت نده، این تپه را هم فتح نکردی، نکردی ...

برگرفته از پیج فیسبوک فرناز سیفی

ناشناس گفت...

زنها دل پر خونی دارند. چکارش می شود کرد تیمسار؟ چیزی به نظرت می رسد؟ تیمسار اگر فرصت و حال داری یک تحلیل روحی و کاربردی و مقایسه ای بین زن و مرد ارائه بده. با تاکید بر نکات خوب و بد هر دو.تا اندکی از اسیب شناسی روانی ما ایرانی ها در این مقوله اشکار شود. در عین حال تو که غرب را هم تجربه کرده ای. در انجا چطور به زن می نگرند. نگاه عمقی یک غربی به زن. نه نگاه عرفی و روزنامه ای. مانی

ناشناس گفت...

فرناز گرامی

ضمن قبول اکثریت حرف های شما بهتر است اضافه شود که باید برابری توسط خود زنان تعریف و مراعات شود. زنان آزاد هستند که به همه حدود مردانه وارد شوند ولی اینکار توصیه نمی شود.همانگونه که مردان هم مجاز هستند که به همه محدوده های زنانه وارد شوند ولی باز هم این توصیه نمی شود.بهتر است دیده شود حدود مناسب ظرفیت های جسمی و روحی هر جنس کدام هستند.آیا صرف اشتغال زنان به کارهای سنگین موجب برابری آنان شناخته خواهد شد؟ به زبان ساده هر کسی را بهر کاری ساخته اند. خود زنان بهتر از هر کسی می توانند محدوده مناسب شرایط جسمی و روحی خود را تعیین کنند و بی جهت باسم برابری وارد حوزه های عملکردی مناسب مردان نشوند. برای مثال شغل های فرماندهی نظامی بیشتر مناسب مردان هستند و یک زن بخاطر احساسات و عواطفی که دارد در این شغل موفق نخواهد بود و اگر برای آن پافشاری هم بکند عاقبت موجب دگردیسی اخلاقی و رفتاری یعنی رفتار مرد گونه خواهد شد. یعنی برابری را به قیمت "مرد" شدن و تهی شده از زنانگی بدست خواهد آورد.این سخن به معنای منع آنان نیست بلکه آگاه کردن زنان قبل از هر انتخاب است.آنان باید آزاد باشند ولی خود مراعات خود را بکنند.

ببعی گفت!

ناشناس گفت...

همه ما عینکهای قرمز به چشم زده و سعی میکنیم از پشت این عینک ها ، ثابت کنیم که درختان سبز هستند . دگرگون شدن کلی فرهنگ ما در باره زن ، قرن ها زمان خواهد برد.

ناشناس گفت...

دلقک به نظر میاد که حزب الله توی این صفحه نظر نده. چون عکس سکسی داره.
اگر همیشه از این عکسهای سکسی بگذاری بالای صفحه از شر حزب الله برای همیشه خلاص می شویم.

ناشناس گفت...

آمریکا توانسته که بفهمد که ایران در ناپدید شدن هواپیمای مالزیایی نقش اصلی را داشته و قراره وقتی این موضوع علنی بشه که بخواهند افکار عمومی را علیه ایران بکنند در موقع لزوم که فکر کنم حمله به ایران باشه.

پیاله‌چی گفت...

جناب تیمسار،
عرض ارادت و نوش!...

روز جهانی زن مبارک همگان باد و دستتان درد نکند از بابت مقاله وزینتان...

همچنین پیرو مقاله قبلیتان، حتما واقف از جدیدترین تحولات در اینور آب هستید که، حالا عملا‌اش هم اگر نه، (یعنی اگر کش داده نشود! و هیچ نهادی پیگیری جدی‌اش نکند) به نظر میرسد که قانونا آن ۴۷ سناتور که آن نامه کذایی ناشیانه و اوباش مآبانه را به آقای خامنه‌ای نوشتند شاید قابل تعقیب قانونی به جرم خیانت به دولت ایالات متحده باشند چرا که عمدا در روند کارکرد رئیس جمهور در اجرای مذاکراتش با تهران دخالت بالقوه خرابکارانه کرده‌اند. پاسخ آقای ظریف نیز در اینکه "آن نامه فاقد وجهه قانونی است" نیز شاید پالس و اشاره‌ای در راستای همان موازیات! بوده باشد.

تقدیم حضورتان شود لینک درخواست مردمی از طریق خود سایت کاخ سفید برای پیگیری قانونی سناتورهای خاطی :

https://petitions.whitehouse.gov/petition/file-charges-against-47-us-senators-violation-logan-act-attempting-undermine-nuclear-agreement/NKQnpJS9

نوش!...

ناشناس گفت...

من زیاد زحمت نمیدم به خودم کامنت بذارم در این وبلاگ ولی یه وقت اینقدر تحلیلها عجیب هست که ادم نمیتونه حرف نزنه

اولا این سخنرانی اصلا بی سابقه یا مهم نبود چرا که اولا این هفته هفته منابع طبیعی بود دوما روز درخت کاری 15 اسفند بود سوما مسئله ریزگرد اهواز امنیتی شده و توجه به محیط زیست جدی شده و موج مهاجرت از اهواز و خالی شدن مرز شروع شده.چهارما بارها رهبری در مورد محیط زیست صحبت کردند سالهای قبل. حالا مثال حوزه علمیه یه بحث فقهی بوده مثل احادیث فراوانی که میگن یک ساعت تفکر بهتر از یک سال نماز خوندنه ولی عملا اینطور نیست که...پس این سخنرانی هیچ اهمیت خاصی نداشته. ضمنا سخنرانی نتایاهو خوب هم فروخت و چطور گفتید نفروخت؟!!! نمونه اش همین نامه سناتورها. این گونه اقدامات بیسابقه هست در تاریخ امریکا و انگار دولت اصلا وجود نداره. فشار فرانسه رو هم بذار به حساب همین سخنرانی. در اینکه اینها هر دو دارن یک کله میرن برای توافق حرفی نیست و جیکی از داخل در نمیاد ولی تا کنگره راضی نشه همه چیز بر باده. ادعاهای ظریف برای سازمان ملل و بند هفتم واقعا مسخره هست و ایشون اصلا نمیدونه قوانین فدرال و کنگره به چه صورته و تحریمها چطوریه. ماکت اگه چند سال هست که هست یک سال هم میموند روی آب طوری نمیشد. چطور انهدامش رو نشونه توافق میدونید؟! در نزدیکی امریکا و ایران و به هر دری زدن برای توافق شکی نیست ولی دیگه هر چی رو به هر چی ربط دادن جالبه. مثل زمین و زن و محیط زیست. این توصیفات کیفی هست جناب دلقک و صرفا جالب. واقعیت کنگره امریکاست. واقعیت نابودی اسرائیل است. واقعیت یمن هست. واقعیت اینه که اوباما رفتنی هست 2 سال دیگه. واقعیت انتخاب نشدن هاشمی برا خبرگانه.واقعیت عدم رضایت عربستانه. تا 11 فرودین چیزی نمونده و دیگه کنگره امون نخواهد داد. نکته جالب دیگه استناد به چرندیات هاشمی هست که یک پست بهش اختصاص دادید. هاشمی یک مرده متحرکه اصلا هیچ رقمی در داخل نداره من اصلا نمیدونم شما این چیزها رو از کجا پیدا میکنید. در هر صورت دوری شما از ایران و صرفا اطلاع گرفتن از سایتها میتونه علت تصویری باشه که در ذهنتون و تحلیلهاتون وجود داره که با واقعیتها فاصله داره.

ناشناس چراغ اول

ناشناس گفت...

دوست عزیز من چه نظری باید بدهم تصویر هم به نظر من ایرادی نداشت و تنها یکجورهایی حس اروپا قرن نوزده را تداعی میکرد که به نوعی نقطه اوج رنسانس و تمدن مدرن بود دلقک حتما از ذایقه بصری شیک و سالمی برخوردار است و دهاتی نیست و این خیلی ارزشمند است امیدوارم بانوان هر چه بیشتر و بهتر سهم را در جامعه بیابند که این خود توسعه اجتماعی است و از هزار کشور گشایی و غنی سازی بیشتر ارزش دارد . حتما با تصدی زنان در امور مدیریتی شاهد سالم سازی بیشتر امور هستیم و اگر جهان به انصاف بود نوبل حق مرکل بود نه اوباما . روز زن گرامی باد .
حزب الله

ناشناس گفت...

1-به نظرمن نقاشی بالا بسیارزیباست هم ازنظر هنرنقاشی وهم تصویر نیمه عریان زنی زیباکه گویا از نورتابیده شده ازپنجره توقع دارد زیبایی اورا بطورکاملتر نمایان کند وبه همین خاطر بطرز زیبایی دست به موی خود برده وبقول خودمانی فیگور گرفته که قشنگ/به حق وبجاست وابدا احساس برانگیز سکسی نیست .وحالا چرا بعضی از ما مردان وبه نسبت کمتری خانمها ازدیدن چنین تصویرهایی اززنان(زیباترین موجود عالم) آه وناله وامصیبت راه میاندازیم طوریکه پنداری هرکز تا کنون آدم عریان ندیده ایم,که چرائی آنراتیمساربه خوبی وتوانایی تحلیل وواشکافی کرده اند .2- از بعضی خانمهای فمینیست بخصوص وطنی هایشان دیده ام که مردان رابچشم غولهای بی شاخ ودم میبینند واز آن بدتر برای کسب حقوق حقه ومساوی خودشان با مردان سعی دارند مانند مردان رفتارکنند ودراین رابطه زیبایی وظراوت زنانه رابا آرایش موی غلط ولباس زمخت و.... به نمایش بگذارند ,عواطف خوب ومادرانه خود رانادیده جلوه میدهند,هوش ,ذکاوت ودقت و.....که ذره ای کمتر از آقایان نیست رافدای طرز تفکر غلط میکنند,این درحالی است که بیشتر خانمهای فمینیست وروشنفکر اروپایی (من در اروپا زندگی میکنم)چنین نیستند مثلا اصل وریشه بچه داری بعهده زنهاست ولی مردان موظفند دراین رابه به زن کمک کنند تای پای جان هم که شده,ومتقابلا اداره اصلی خانواده از نظر مالی رانهایتا بعهده مردان میدانند واینجا خانمها هستند که متقابلا بایستی کمک حال باشند .درمزارع کشاورزی آلمان که معمولا با دامداری همراه است زنان در کنار مردان سخت مشغولند وزحمت میکشند ولی نهایتا مسئولیت اداره مزرعه با مردان است وهمینطور در بقیه امور سعی در تداخل مسئولیت ها زیر تابلو تساوی حقوقی ندارند.الف-ازتیمسار تقاضا میکنم باقلم وتفکر پر قدرتشان در وقت مقتضی دراین مورد هم بنویسند تا روشن شویم .ب -ازاملا وانشای بد خودم معذرت میخواهم واصلا سواد ادبی ندارم.عباس از آلمان

ناشناس گفت...

حزب الله جان بقول بچه ها دیگه سوتی نده ,دهاتی نیست یعنی چه مگر دهاتی ها چه هیزم تری به شما فروختن؟ عباس

ناشناس گفت...

چراغ اول .صحبت رهبری در مورد حوزه علمیه گرگان بود که جنگلهای گلستان را قلع قمع میکنه حالا چطور برادران لاریجانی که خود پرونده زمینخواری در دماوند دارند میخواهند برخورد کنند خود یک پارادوکس هست. در مورد ماکت ناو با دلقک موافقم و استرس جعفری هویدا بود میخواستند بگویند اگر چنان میشد ما دست بسته نبودیم .در مورد یمن با شما موافقم در مورد هاشمی کمی تا قسمتی .میراث هاشمی مدیران تکنوکرات هست و اصولگرایان نهایت محصول شان برادران لاریجانی و چند سردار بوده واقعیت این هست که عمده تکنولوژیها در زمان دولتهای متمایل به هاشمی یا وارد شده یا پیریزی شده پستهای دلقک گاهی جانبدارانه هست ولی این مساوی با توهم و فاقد فکت بودن و بی در و پیکر بودن نیست .
حزب الله

ناشناس گفت...

تبریک به مردم مدرن ایران!!!
یزدی رییس مجلس خبرگان رهبری شد.

ناشناس گفت...

ناشناس چراغ خاموش عزیز چرا انقد خزعبلات به هم میبافی تا تحلیل تیمسار رو مثلا بی ارزش و سطحی نشون بدی...خوب مرد حسابی تو که داخل مرزهای ایران هستی خبر و اخبار روز رو از کجا میگیری که خارج نشینها نمیتونن به این خبر و اخبار دسترسی داشته باشن....من یکی هم جوونم هم دانشجو هم کارگر و هم علاقه مند به موضوعات سیاسی و اجتماعی و اتفاقا وقتی تحلیلهای تیمسار رو راجبه هم نسلهای خودم میخونم شگفت زده میشم که تیمسار با این سن و سالش چطور میتونه واقعیتهای جاری در زندگی هم نسلای من رو ببینه و لمس کنه و تابحال ندیدم کسی با این سن و سال انقد به دغدغه ها و روحیات جوونای ایرانی نزدیک باشه و قطعا اگر ی نفر در داخل مرزهای کشور میتونست به اندازه تیمسار در تحلیل وضعیت جوونای این مملکت تحلیلهای دقیق و موشکافانه بده من انقد مشتری پر و پا قرص این وبلاگ نبودم....اگر تیمسار انقد با مشکلات و دغدغه ها و محدودیت های جوونای کشور آشنایی نداشت و عمیقا زندگی جهنم شده ما جوونا رو درک نمیکرد که من پدر خطابش نمیکردم.....بگذریم که تو این دوره زمونه به وسیله یک گوشی لمسی میشه در هر مکان و هر جمعیتی حضور داشت .....
دست بوس پدر گرامی کارگر بوشهری

پراگماتیست گفت...

با درود بر دلقک و سپاس از تحلیل درست،

1. قدرت های مختلف ملی و بین المللی و مدنی هر یک در زمینه ای دارای قوت و در زمینه ای/زمینه هایی به ضعف مبتلا هستند. انتخاب هوشمندانه این است که هر یک در حوزه قدرت خود عمل کنند و از حضور در سایر زمینه ها بدون توان کافی خودداری ورزند تا مزه شکست سنگین را نچشند.

جمهوری اسلامی در میان توده های شیعه منطقه هژمونی بی رقیبی دارد و از همین رو نه تنها کشورهای منطقه که حتی تنها ابرقدرت جهان ایالات متحده وقتی با آن در می افتند شکستی سنگین درو می کنند. عملکرد ایالات متحده در عراق تا این لحظه بزرگترین افتضاح (یا دست کم یکی از بزرگترین افتضاح های) تاریخ این کشور است؛ نقش آمریکا جاده صاف کنی برای مقام معظم رهبریست و نه چیز دیگر.

از طرف دیگر اقتدار آمریکا در نیروی نظامی آن است. جمهوری اسلامی ممکن است در رویارویی نظامی بتواند سیلی هایی محکم بر صورت ایالات متحده بنوازد، اما در مقابل پاهای خود را اره شده خواهد یافت؛ باید از آن پرهیز کند.

و اما جامعه مدنی ایران به همراه غرب (با تاکید بر آمریکا) در سبک زندگی قدرتمندند و حاصل رقابت و نبرد جمهوری اسلامی با آنها در ایران چیزی جز شکست سنگین نیست. و این شکست هر روز بزرگتر از روز قبل است، به اجماع طرفین دعوا. مناسب است همه مخالفان جمهوری اسلامی به جای تلاش های بیهوده برای سرنگونی جمهوری اسلامی تا آنجا که می توانند در این عرصه حضور یابند و پیروزی هواداران سبک زندگی امروزی ایرانی را تعمیق و تسریع بخشند. (براندازی نرم)

2. صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش خبر مرگ یا بیماری موثر علی خامنه ای را تمرین کرده است. اپوزیسیون نیز بهتر است در این زمینه کسب آمادگی کند. جایگزین او ممکن است حتی تندروتر باشد اما به دلیل عدم اقتدار در مسائل روزمره و به خصوص بحرانها، جمهوری اسلامی را به نفع اپوزیسیون تضعیف خواهد کرد. زمان تحقق این امر هنوز نامعلوم است اما هاشمی رفسنجانی مجددا در این زمینه گرا داده است: زمان "لازم" عضو خبرگان هم باشم کافیست و می توانم تاثیرگذار باشم.

3. چند خبر ناگوار که احتمالا عصبی شدن کارگزاران هسته مرکزی جمهوری اسلامی را در پی واکنش مثبت جامعه جهانی و جامعه مجازی به شایعه مرگ او می رساند: تغییر فرمانده نیروی انتظامی با عجله و انتخاب یک فرمانده سرکوبگر، برخورد خشن با علی مطهری و در نهایت انتخاب محمد یزدی (این آخری وابسته به شایعه نبود گرچه ممکن است تاثیر پذیرفته باشد.)

ناشناس گفت...

عذر میخوام که نتونستم خویشتنداری کنم....گاهی مواقع لازمه که ما مریدای تیمسار بگیم که چرا به تیزبینی و دقت صاحب سیرک در تحلیلهایی که راجبه وضعیت جامعه ایران هست اعتقاد داریم....و صدالبته که تیمسار هم بدون اشتباه نیست و اگر حرفها و ادعاهاش راجبه وضعیت جامعه ای که من درش زندگی میکنم منطبق بر واقعیت نباشه بلافاصله مشاهدات عینی خودم در جامعه رو بازگو میکنم ولی وقتی ببینم تیمسار کاملا به مسائل اشراف دارن و حق مطلب رو ادا کردن ساکت سر جام میشینم تا انتقادات و نقطه نظرهای با ارزش توی وبلاگ منتشر و تشریح بشه.....

ناشناس گفت...

تیمسار جان خو ب شدید؟

ناشناس گفت...

نافرمانی های هرچند بزرگ مدنی چه از سوی مردان ویا زنان اگر جای امیدواری برای تغییری بزرگ وفراگیر تلقی شود بسیار ساده انگارانه خواهدبود.(البته که به نظر بنده حقیر) شرایطی که برای ایران طراحی کرده اند بسیار پیچیده تر وسفت وسخت تر از آن است که تا معجزه ای نشود وبسا خون ها که ریخته نشود این وطن وطن نشود!!شوروی هم با آن دبدبه وکبکبه وبگیروببند استالینی اش بعداز هفتادسال وکشتار میلیون ها انسان بی گناه فروریخت .این بیشرف ها صدای کوچکترین مخالفی را برنمی تابند ومثل آب خوردن رئیس جمهور ونخست وزیرحبس وحصر میکنند وآبروها میبرندوالاق هایی دارند که به اسم اسلام ومسلمانی شکم سفره میکنند.متاسفانه ایران دچار کثیف ترین نوع استبداد یعنی استبداد دینی ومذهبی است واپوزیسیون داخل وخارج هم بی سر است ومتشتت .

ناشناس گفت...

ای مردان هموطن که روز زن را تبریک میگویید و تصویر اروتیک دوست دارید ولی به گلشیفته بد و بیراه میگویید ( منظورم شما نیستی دلقک جان) کمتر فیلم هالیوودی ببینید و اگر آمال و آرزویتان غرب هست لااقل جامعه شناسی آن کشورها را بدانید و فکر نکنید که دغدغه زنان این هست که چرا مرکل جایزه نوبل نگرفته بلکه در همین کشورها هم آمار خشونت خانوادگی علیه زنان بالاست و در روز زن در مورد حل این مسایل صحبت میکنند و نه تصورات ساننتیمانتال و زن زیباست و زن ظریف است!
در همین ایران مشکل زنان خشونت خانوادگی، خشونت جامعه در لباس گروه های متحجر، ازدواج اجباری در سنین کم، حق طلاق یکطرفه مرد، و خیلی موارد بحرانی دیگر هست.
حالا خوبه من اینجا دارم بین شما حرف میزنم. خیلی وقتها میگن زنها خفه شید داریم در مورد شما تحلیل و ارزیابی میکنیم :)
نسیم

ناشناس گفت...

نسیم
حق طلاق حق زوجین هست درست چه زن چه مرد.ولی اینکه هم مهریه بگیرد هم حق طلاق هم حضانت کودک و مثل یک دختر غربی که از ۱۸ سالگی همه کاری میکنه از نظافتچی و بار تندر و جوشکاری و کیچن هند و غیره (ربطی هم به تمکن مالی خانواده دختر نداره)تن به کار نده و فقط دنبال کار اداری باشه و توقع رفاه خانه پدری در بدو زندگی زنا شویی باشه و شوهر ایرانی هم باید با مساله بکارت و ازادی پوشش و مسافرت و روابط صمیمی با جنس مذکر کنار بیاد معنایی به جز برده داری نمیده . نمیشه همه چیز را با هم داشت .در کنار این اضافه کنید بخشش املاک شوهر به همسر که اینروزها مد شده و بریدن پا خانواده شوهر .به قول احمدی نژاد زنها در ایران هم کاره اند . زنها در ایران هم مثل غرب باید یاد گیرند یک بده بستان داشته باشند والا به خدا ما هم گناه داریم گیرم اجدادمون به اجدادشما ستم کردند ما چه گناهی کردیم کروموزوم ایکس و ایگرگمون اینجور در اومده

Dalghak.Irani گفت...

خیلی ممنون. ملالی نیست هرچند سرماخوردگیم تازه به زکام تبدیل شده و ادامه دارد. اما در مورد برخی کامنت ها قدیسان و روشنفکربازان و فمینیست ها و آدم های غیر متعارف مجدداً تأکید می کنم که نه تنها از جنبۀ طبیعی سکس بسیار بسیار مهم و دلپذیر و غریزی است و زن را بدون زیبایی های طبیعی اش بمقولات فقط - توجه کن به فقط تا دچار سوء تفاهم نشوی - حقوقی و کاری و مشارکت اجتماعی و خواسته های برابری خواه حقوقی و از این قبیل فروکاستن نوعی منزه نمایی و تقدس جویی و روشنفکربازی مهوع است. چون کسانی که چه از خود زنان با برچسب های آشغال بردۀ جنسی و وسیله و ... از این مزخرفات مورد اعتراض واقع می شویم و چه توسط مردانی که چونان قدیسان فرود امده بر کرۀ خاکی هرنوع اشاره به اهمیت سکس و زن از منظر سکس را توهین به خانم ها می دانند و خودشان در قامت "ما همه مادر ترزا و مدام کوری را دوست داریم و از ژوزفین متنفریم" می نمایانند و هر کس دیگری هم غیر آنان از متن جامعه و طبیعت و گرایش غریزی و مسایل خلقتی حرف بزند با ادای "ما کی را باید ببینیم که شما آقایان از ما ننویسید و تعریف نکنید و روزما را تبریک نگویید و از این قبیل" از سوی خود زنان مثل صفحه های فیس بوک خیلی از زنان ناراضی از همراهی سال یکروز مردان با حقوق شان و در سوی دیگر مردان که با این ادا که "زنان شیئ نیستند و زنان سکس نیستند و زنان هزاران مشکل حقیقی و حقوقی دارند و ..." می خواهند هدف نافهمیدۀ از نوشتۀ مرا تخطئه کنند عرض می کنم که: ضمن عدم اعتقاد به برابری جنسیتی زنان با مردان مشخصاً هوادار برابری حقوقی زنان و مردان هستم و نوشته های متعددم هم جز این را نگفته. اما بغیر از اعتقاد شخصی ام که سکس جزو مهمترین اولویت های مورد عنایت جامعه است و باید از صحبت راجع به آن نه تنها استقبال کرد بلکه باید سماجت هم کرد. اما علاوه بر این و بویژه در این پست من خواسته ام نقطۀ اصلی تقابل و ضدیت مذهب و زن را که همان نقطۀ ملاقات اصلی تحجر آخوند و سکس مورد نیاز جامعه را برجسته کنم. زیرا بدون گذشتن از شکستن انحصار سکس در دست روحانیان رسیدن به سایر حقوق زنان ناممکن می نماید. هر آنچه که از نابرابری های حقوقی می گویید و می گویم در پشت این حساسیت مردانۀ آخوند تشدید کرده در خود زنان و مردان هم توسل به محرم و نامحرم است و تحریک جنسی است و تبرج زنانه و ... و اگر این حوزه مورد هجوم - حتی مصنوعی و از لج آخوندها - واقع شود هیمنۀ زن ستیز روحانیان برجسته و هراس شان بیشتر و عقب نشینی شان سریعتر انجام می شود. این حرف یعنی اینکه حتی کسی که معتقد بنوعی حجاب مثل روسرس معمولی است موظف است در جای مواجهه با تحجر و عواملش برای موقت هم شده خودش را بصف بی حجابان بسپارد. و در خاتمه برای رهایی از این واژۀ سه حرفی فرنگی لعنتی بگذارید این سکس لعنتی را حذف کنم و بجای آن "عشق زمینی" را جایگزین کنم تا بیخودی آمپر نپرانیم. و از عشق زمینی هم مثال بیاورم که مکمل هایش از آواز و ساز و موسیقی و هنر و نغمه و حلیت آن برای زنان می گذرد. منظور من از دعوت جامعه ام به کمی حس داشتن خیلی فراتر از همین حرکتی که خانۀ موسیقی انجام داد راجع بمطرب خوانی علم الهدی نیست. نباید بگذراند هر حرف و هر محدودیت عادت شود. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک یا تیمسار جان هر کدام که بیشتر دوست داری صدایت کنند
در اینکه در چند مورد خصوصا اسید پاشی ها موضع گرفتی جای قدردانی دارد.
اگر می خواهی با تابو زدایی از سکس به جنگ جمهوری اسلامی بروی حرفی نیست ولی چه ربطی به روز زن دارد؟ مثل این میماند که یک روز مرد داسته باشبم و با عکس جوانی آرنورد با شکم شش پک آن را یاداوری کنیم.
در ضمن یک بار شاه و فرح خواستند تابوشکنی کنند ولی چون درک صحیحی از جامعه ایرانی نداشتند ما را به این روز سیاه نشاندند.
احتی همان قشر مدرن ایرانی که مخاطبشان قرار میدهی فکر میکنی آمادگی پذیرش آزادیها و قوانین مدنی غرب را دارند؟ در غرب اگر شوهر با همسرش بدون میل و رضایت او سکس داشته باشد تجاوز تلقی میشود و زن میتواند شکایت کند که علیه من خشونت شده. اول ببینید این جماعت مدل غربی را میخواهند یا شاید با جمهوری اسلامی خوشحال تر باشند.
نسیم

Dalghak.Irani گفت...

قصدم تعریض و تعرض به هیچکدام از شما عزیزان و نسیم محترم نبود. بیشتر می خواستم مشکل اصلی را برجسته کنم. هرآنچه که شما می دانید از فرهنگ و زن و سکس ایرانی و مدرن های مقلد و هویت باختگان شما شهری و ده ها و صدها مشکل دیگر و از جمله اشتباهات فرهنگی فرح و هویدا را خودم هم می دانم و بارها نوشته ام. منتها پرداختن بموضوع زن و بویژه از جنبۀ سکس هم بهانه می خواهد و روز زن بهانه ای است که هر کسی اعم از زن و مردی که این روز را به رسمیت می شناسد از منظری به زن و ارتباطش با جامعه می پردازند و من هم چنین کرده ام. و چون از نظر خودم تابوی سکس آخوندها نه تنها جامعه را از رشد پیشرفت بازداشته بلکه باعث زیر زمینی تر شدن سکس همیشه زیر زمینی در جوامع دینی ضررهای جبران ناپذیر هویتی و "خود سکس نپنداری" به زنان مدرن تر جامعه زده و آنان را متضرر و جامعه را بی هنجار کرده است. کار شاه اشتباه بود جون افراط کرد. و او حکومت بود و دستش در افراطش باز. کار من حتی اگر تفریط باشد من حکومت نیستم و حداکثر حرف من مؤثر تر از "قد خودم" (هیچ) صعود نخواهد کرد. این فرق بزرگی است. یا...هو

ناشناس گفت...

تیمسار گرامی،
کاش واقعا امیدی به زنها بود. زن و مرد سرو ته یک کرباسند و هیچ امیدی نه به زن ایرانی و نه به مرد ایرانی ندارم. هر دو سنتی و مخالف آزادی و زندگی و موافق تظاهر به تقدس مهوع و رفتار جعلی و دروغین.
خیلی خوشحالم که سعی در متوجه کردن مخاطب به اهمیت انحصار و گروکشی سکس در ایران دارید.

ناشناس گفت...

نمی فهمم برابری جنسیتی زن و مرد
چه فرقی با برابری حقوق زن و مرد داره؟ فرقش اضافه شدن کلمه حقوقه؟

نور بالا گفت...

همانطور که دوست ناشناس چراغ اوّلمان گفت ، انتخاب یزدی به عنوان رئیس خبرگان ، تعویض فرمانده پلیس با ورژن بی‌ کله تر ، نمایش حمله به ماکت ناو امریکائی ، اتمام حجت نتانیاهو با نمایندگان کنگره آمریکا و نامه نمایندگان گنگره به ایران ، خبرهای بدی را تداعی می‌کند ، با کنار زده شدن هاشمی ، نظام به سمت رادیکال تر شدن پیش میرود.همانگونه که جمهوری خواهان در آمریکا نیز قامت خود را کم کم راست می‌کنند در عرصه سیاست حتی قبل از اتمام اوباما . به نظر می‌رسد که توافق در برخی‌ از رئوس اصلی‌ ( که الزاماً شاید هسته‌ای هم نباشد ) به بن بست رسیده است ، با فعل و انفعالات اخیر در خبرگان ، شایعه بیماری مهلک رهبر واقعی‌ تر شده و شاید سکان نظام کم کم از دست او در حال خارج شدن باشد . حقیقتاً خدا میداند که از دل‌ این مجلس چه نابغه‌ای بعنوان رهبر بیرون بیاید ، ولی‌ هر کسی‌ که باشد از رهبر فعلی رادیکالتر خواهد بود و با توجه به اختلاف رأی هاشمی و یزدی،از دست هاشمی هم کاری بر نخواهد آمد.علنی تر شدن دست‌های پنهان سیاست در دو طرف، نشان میدهد که بازی برد - برد وجود ندارد و یک طرف بایستی بازنده باشد و طرف ایرانی‌ پی‌ برده است که در هر صورت قرار است که او بازنده باشد. اگر طی‌ همین روزها خبرهای مثبتی از مذاکرات و توافق منتشر نشود، میتوان این نتیجه را گرفت که دو طرف Dog Fightرا انتخاب کرده اند.

ناشناس گفت...

آقا انگار IQ و EQ برخی افراد در این وبلاگ خیلی پایینه

در اینکه جناب دلقک یک فرد خاص و در نوع خودش بینظیر هست من شکی ندارم

ولی این هیچ ربطی به انتقادهای من نداره

همین


ناشناس چراغ اول

ناشناس گفت...

در ضمن چراغ جان من راجبه انتقاداتت به موضوع بحث مطلقا نظری ندادم و نمیدم....متاسفانه انقد باسواد نیستم و سعی میکنم با نوشته های تیمسار و افشین قدیم و مانی و شیرممد معلوماتم رو بالا ببرم...و ناگفته نمونه که از شعار هم متنفرم و همین ادعایی که برای بدفهمی تیمسار داشتی این روزا تبدیل به یک شعار شده تا باهاش بتونن تحلیل های خارج نشینها رو غلط قلمداد کنن...

ناشناس گفت...

در ضمن چراغ جان من راجبه انتقاداتت به موضوع بحث مطلقا نظری ندادم و نمیدم....متاسفانه انقد باسواد نیستم و سعی میکنم با نوشته های تیمسار و افشین قدیم و مانی و شیرممد معلوماتم رو بالا ببرم...و ناگفته نمونه که از شعار هم متنفرم و همین ادعایی که برای بدفهمی تیمسار داشتی این روزا تبدیل به یک شعار شده تا باهاش بتونن تحلیل های خارج نشینها رو غلط قلمداد کنن....توضیحاتی هم که راجبه عمق باریک بینی تیمسار از وضعیت جوونای ایرانی دادم فقط یک سند بود برای اینکه شما رو متوجه کنم که خارج نشین بودن تیمسار نه تنها باعث نشده تیمسار درک و تحلیلهاش از داخل ایران اشتباه باشه بلکه از هر داخل نشینی به موضوعات و مسائل اجتماعی داخل ایران مسلط تر هست....تست ریون هم نمرم 115 شد سال اول دبیرستان

ناشناس گفت...

اغلب دوستان می نویسند: راجبه که تماماً غلط است و باید نوشت: راجع به.

بهروز - س گفت...

سلام ، تیمسار اون قدیما اینقدر کلّ کلّ توی سیرک نبود ، نمیدونم باید این رو اتفاق مبارکی ارزیابی کنیم یا نه.

ناشناس گفت...

تا کل کل نباشد.حرکت صورت نمی گیرد. در وسا یل نقلیه هم تا اجسام مختلفی بهم نخورند، ماشین حرکت نمی کند.اصل این است که البته این بهم خور دگی ها فرمول مشخص و ضوابط خود را داشته باشد. که البته اخلاق ما ایرانی ها در طول تاریخ به یک سری رفتا رها عادت کرده و برای تغییر نیازمند تمرین و تکرار است.بدبختی ما این است که ما گرفتار حکومتی هستیم که همه این فرمول ها را بهم می ریزد. و این در همه زمینه ها صادق است. و نقش دولت ها و حکومت ها در جهت دادن به رفتا رهای جامعه 90 درصد هست.ده درصد بقیه تابع رفتار ها و منش اشخاص نخبه و فهمیده است. که متا سفانه تاثیر دیر پا هم ندارد. و همه بد بختی ها و کشمکش های روحی و لجستیکی روانی ما همین است. که داریم مفت و علی الحساب زمان را از دست می دهیم و در کاسه تباهی ،بی هویتی و مسخرگی،نفله می شویم. و این اقایان هم به هر دلیل اسمش را تابع خداوند بودن، دین مبین اسلام! و چرندیات روزمره خود که حال هر ادم متوسط الحالی را هم به هم می زند می گذارند. والله خدا روحش از این چیز هایی که اینا می گن خبر نداره.از تو چه لنگی این موضوعات مسخره و غیر انسانی را در می اورند نه ما و نه خدا خبر نداریم. البته نگاه من به اینده روشن است. و اینا محکوم به زوالند.بحث بر سر فرصت هایی است که بی جهت دارند از دست می روند. تا انرژی دارم خیلی سریع این مطلب را یاد اور شوم که موضوع گسترش مرز ها که اینا مطرح کرده اند هم از بی دانشی و احمقی انهاست. اینا بی جهت دارند در سوریه،لبنان و یمن و بحرین،سرمایه گذاری می کنند.اعراب نشان داده اند که هیچوقت با ایرانی ها یکدل نمی شوند.بارها در میادین ورزشی و میادین سیاست ان را نشان داده اند.این هزینه ها بی نتیجه هست. و هیچ سودی برای کشوری بنام ایران ندارد.البته خدای نخواسته ما هیچ مشکلی با اعراب نداریم. با هم همسایه هستیم. در مورد کمک به مردم عراق در مقابل داعش نه تنها حرکت درستی است. بلکه انرا تحسین می کنم. و البته وضعیت عراق با سایر کشو رهای نامبرده اندکی متفاوت است. ولی هزینه کردن در انجا و امید بستن به انها هم کار عاقلانه ای نیست.و اب در هونگ کوبیدن است.وقتی ابها از اسیاب بیفتد همه این کشورها دقیقا سر جای نخستین خودشان هستند و هیچ چیزی دست مردم ایران را نمی گیرد. من فکر می کنم که حکومت باید به مردم ایران توضیح دهد که دلیل اینهمه دخا لتها و هزینه کردنها چیست. تا دست کم مردم روشن شوند. به هر حال یک نکته هست.ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه هست.اخوندا هر چه سریع تر باید خود را و مواضع اشان را شفاف کنند. و الا اگر با سیاست های مسخره، مملکت را به سمت فلاکت بیشتر و فقر بیشتر ببرند.(با سیاست های غلط) در اینده مردم هم به شدید ترین وجه ممکن با انها برخورد خواهند کرد. و طومار انها را در هم خواهند پیچید.و باید هم بپیچند. دوران شاهی و خانی گذشت.امروز در همه ممالک پیشرفته که بر اساس عقل حکومت می کنند،سیاست ها شفاف و حکومت ها پاسخگو اند.امروز نمی شود مملکت را موش ازما یشگاهی کرد. و با سر راست هم در کوچه و خیابان راه رفت.امروز مردم دیگر بازیچه نیستند. و در همه تصمیم گیر ی ها که به زندگی انها مربوط می شود. محق و شریکند. جالبه که اقایان تمام کار هایشان را هم به اسم مردم تمام می کنند.به هر حال ما گفته باشیم. فردا نگویند مردم رحم کنید. امروز که همه قدرت در دست انهاست باید به مردم رحم کنند. تا در اینده هم بتوانند رحم درو کنند مانی

ناشناس گفت...

تيمسار گرامي من هم به عنوان يك زن عكس شما را نپسنديدم متاسفانه مشكل شما مردان اين است كه زنان را به عنوان ماشين سكس مي نگريد و گمان داريد زنان جذابيتشان در اين مساله است در صورتي كه مساله رابطه ي جنسي يك مساله شخصي است ولي در عين حال من و شما مي توانيم به عنوان دوست همكار رفيق شريك و ....در كنار هم باشيم بدون نگاه جنسيتي به همديگر
متاسفانه مردان ايراني چه سنتي چه مدرن هنوز نتوانسته اند ديد سنتي خودشان از زن را كنار بگذارند
پري سا

ناشناس گفت...

تيمسار گرامي من هم به عنوان يك زن عكس شما را نپسنديدم متاسفانه مشكل شما مردان اين است كه زنان را به عنوان ماشين سكس مي نگريد و گمان داريد زنان جذابيتشان در اين مساله است در صورتي كه مساله رابطه ي جنسي يك مساله شخصي است ولي در عين حال من و شما مي توانيم به عنوان دوست همكار رفيق شريك و ....در كنار هم باشيم بدون نگاه جنسيتي به همديگر
متاسفانه مردان ايراني چه سنتي چه مدرن هنوز نتوانسته اند ديد سنتي خودشان از زن را كنار بگذارند
پري سا

Dalghak.Irani گفت...

پری سا هر دو کامنت مشابه فرستاده ات را منتشر کردم و خودم هم این جواب را اضافه کردم که اولاً همه متوجه بشوند که چقدر زن ذلیل بوده ام بنوعی و هستم بنوعی دیگر! و از حرف آشنا گذشته باید بگویم که درست می فرمائید و من هم نگاه جنسیتی را دوست ندارم اما بخشی از دوستان مصرند که جنسیت همدیگر را نادیده بگیریم و فراموش کنیم که این یکی را می گویم نشدنی است! خلاصه بخاطر کامنت شما نیامده بودم راستش بلکه می خواستم از "مانی" و این کامنت "یک کامنت یک مقاله یک کتاب و یک تاریخ"ی را که نوشته دقیقه به دقیقه اش درست و عین واقعه است و بسیار باید بیاموزیم همه و بویژه دو گروه از ما:

1- گروهی که بسیار انسان های خودخواه و خودتحقیری هستند که با محکوم کردم محکومان مردم ناخوداگاه حاکمان را تبرئه می کنند و از ضرب المثل از ماست که برماست استفادۀ نابجا و بی راه استفاده کرده و بی مسئولیتی خودشان را می پوشانند. آنجا که مانی گفته 90 درصد فرهنگ عمومی مردم تحت نفوذ و هذایت و مثل طبقۀ حاکم می شود - نقل یبه مفهوم - دقیق است و رفتار مردم توسط حکومت الگو دهی و جهت دهی می شود.

2- و حرف مانی در مورد سیاست خارجی و اختلافات تاریخی و مذهبی و نژادی و زبانی ایران و اعراب هم کاملاً دقیق و درست است و امکان آشتی ایران و اعراب در یک متن مشترک و متحد قطعاً محال است و بمحض قطع ممه های شیر ده در هر زمینه ای از سوی ایران این بچه های فعلاً ترسیده از لولوی داعش کل ممه های مامان ایران را از سینه خواهند کند. این عین تاریخ است وگریزی هم از آن نیست. مرسی به مانی و استقبال از قلم خوب توضیح داده اش. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک پشت پیاده نظام پاچه بگیری مثل مانی حرکت میکند .

جای دارد یاد مادران شهدای جنگ هشت ساله را گرامی بداریم.

ناشناس گفت...

ناشناس یه وقت رودل نکنی؟ این موضوع چه ربطی به مادران شهدا جنگ داشت. شما گویا عادت کرده اید که هر وقت کم می اورید. که البته همیشه هم قاعد تاکم می اورید. متوسل به شهدا و شعار دادن می شوید.حرفی داری مستدل صحبت کن. سیرک را هم منحرف نکن. در ضمن دلقک در اینجا راه برنده است و نه رهرو.

ناشناس گفت...

مدرنیزم به سبک پهلوی به شعبون بیمخهای مجازی محتاج است .
مدرنیزاسیون به سبک پهلوی یک شهر نو میزنیم با توجه به اینکه سکس ورکر همین حالا هم توی اروپا غیر قانونی هست ولی با عنایت ملوکانه قطعا ملت ایران روی کول پری بلنده به سمت دروازه های های تمدن بزرگ رهسپار است .
با همکاری برادران روزولت دولت قانونی را ساقط کرده نفت را به کنسرسیوم میدهیم ای کوروش آسوده بخواب ما بیداریم .
بحرین را به ملکه الیزابت میبخشیم و کتاب پاسخ به تاریخ مینگاریم .
درجهت اجرای اوامر ملوکانه ارباب کشاورزی را از بیخ نابود میکنیم وصادر کننده غلات را به وارد کننده مبدل میسازیم انقلاب سفید کردیم روستاییان پایم را ماچ کنید .
در جهت پیشبرد دموکراسی هویدا را گوشت دم توپ میکنیم چرا که خود اقرار به جان نثاری میکرد .
در پایان به عنوان فرمانده کل قوا به عنوان اولین نفر از مهلکه میگریزیم ولی پادشاهی مشروطه را حتی به فرزند هم روا نمیداریم حتی اگر در پلکان باشیم.

ناشناس گفت...

همکاری ایران و عراق بعد از داعش بیشتر می شود. کربلا پایتخت ایران است. کوردلان دیر یا زود خواهند فهمید.

ناشناس گفت...

هاشمی به خود باخت
به گزارش پايگاه خبري تحليلي «پارس»، نوشت:
شکست آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان از آیت الله یزدی می تواند اسباب عبرت باشد چنانچه «آیت الله» به دیده دقت در آن بنگرند.

آیت الله در حالی در رقابت با آیت الله یزدی 47 به 24 نتیجه آرای خبرگان را به رقیب واگذار کرد که همین آیت الله 51 به 26 موفق به شکست آیت الله یزدی در 87 شده بود.

شکست اخیر هاشمی را قبل از آنکه شکست از آیت الله یزدی بدانیم باید و می توان آن را شکست هاشمی از خود خواند!

صورت قصیه بسیار ساده است:

وقتی یک ماه قبل از انتخابات «آیت الله» می فرمایند:
«درصورتی که بعضی افراد که آن‌ها را برای ریاست خبرگان صالح نمی‌دانم قصد کاندیدا شدن داشته باشند، آمادگی خود را برای کاندیداتوری ریاست این مجلس اعلام خواهم کرد.»

همین یک جمله برای شکست محتوم «آیت الله» به اندازه کافی از چاشنی لازم برخوردار بود

در واقع آیت الله با این جمله علی رغم اشتهار قابل وثوق شان به «حذق سیاسی» نشان دادند با رسیدن به غروب کهنسالی نتوانسته اند کماکان خود را در اندازه های آرمانی از یک سیاستمدار زبردست تحفظ نمایند.

آیت الله با اظهار آن جمله ناخواسته 3 گزاره را به مخاطب خاص خود منتقل کرد.

نخست آنکه در مجلس خبرگان موجود خبرگانی وجود دارند که به زعم «آیت الله» ناصالح اند!

دوم آنکه «آیت الله» با ابراز تلویحی «ما تافته جدا بافته ایم» به اعضا خبرگان این پیغام را داده که آمدن من یعنی پیروزی تضمین شده ام در مقابل نامزد ناصالح!

سوم آنکه شما خبرگان توان تشخیص ندارید و این من هستم که سیستم صالح و ناصالح یاب در خبرگان دارم و بموقع نیز با دادن افتخار حضورم در انتخابات مانع از پیروزی نامرد ناصالح می شوم!

هاشمی با جمله مزبور در یک بی مبالاتی مشهود تمامیت مجلس خبرگان را بر علیه خود شوراند و طبیعی بود خبرگان مزبور اگر با نامزدهای رقیب هاشمی در انتخابات مسئله هم داشتند اما بصورت قهری هاشمی با آن جمله به اندازه کافی ایشان را از ضد انگیزه نسبت به حضور متفرعنانه و موفقیت در تصاحب کرسی ریاست خبرگان برخوردار کرد تا در اقدامی معنادار «یزدی» را بر ایشان ترجیح دادند تا در ناخوآگاه خود چوب شماتت را بر بیان بدون دقت هاشمی بزنند.

ناشناس گفت...

دوست عزیز نور بالا این ها که گفتی هیچ یک به مذاکرات هسته ای مستقیما و حتی غیر مستقیم مربوط نمی شود اینگونه که نمی شود تحلیل کرد مذاکرات به بن بست خورده است! نشانه های مثبت بیشتری وجود دارد که مستقیم به مذاکرات مربوط می شود!
به نظر من ما زیاد جدی گرفته ایم وگرنه چیزی برای مذاکره نمانده! جاده یکطرفه است اگه توافق نه پس چه!؟
من بهتون قول میدم دوراه بیشتر وجود نداره یا شروع توافق همکنون یا کش دادن مذاکرات برای توافق در آینده! به هر حال توافق حتمی است! تا الانم توافق شکل گرفته حتی بعد از ژنو که حسن کلید گفت توافق کردیم! مگر اینکه طرف آمریکایی بزند زیرش!
- لوین

بهرام گفت...

روز جمعه است و انتظار خواندن نوشته جدیدی از تیمسار که این انتظار الحق از انتظار فرج هم سختتر است :)
ما منتظریم که نوشته این هفته شما را بخوانیم. لطفا مشتاقان را دریابید که یکهفته منتظر ماندند برای تحلیلهای داغ. بیزحمت بیشتر بنویسید که جبران انتظارمان بشود.

ناشناس گفت...

اقای نا شناس! هر چند وقت گران بهاء و مغز خود را نباید حراج متو همانی چون شما نمود،اما همیشه گویا لازم می اید که ادمی مثل یک تگلیف، وظیفه اش را انجام دهد و بگوید! همین الان خبر بی بی سی را گوش می کردم. مراسم سرد بی روحی بمناسبت کشته شدگان بریتا نیا در جنگ افغانستان گرفته بودند. و تونی بلر در حاشیه مجلس،گویا کز کرده بود!و حرفی برای جواب به منتقدینش نداشت! خوب این خیلی پر معناست. اما برای کی؟ برای شما؟ نه! برای انها که عالمند و از گذشته درس می گیرند.ظهر پای اخبار بودم.و اخبار فتح و نصرت قاسم سلیمانی.که پیش تر گفتم در حد کمک به شیعیان عراق به مناسبت حق همسا یگی، از میان بردن یک مشت وحشی که تمام دنیا در ان اتفاق نظر دارند، و ازبین بردن یک تهدید بلقوه که ما را هم تهدید می کرد.کار پسندیده ای بود.اما در همین حد و نه بیشتر.و این فتح کسی را مغرور نکند که کاملا اشتباست.پس کربلا هیچوقت پایتخت ایران نمی شود. واکنش وزیر امور خارجه عراق ظاهرا یونسی را بجای خود نشاند و به غلط کردم وادار کرد. و موجب موضوع جدید در کنفرانس اعراب، بله(اعراب) درست شنیدید، شد.شما فکر کرده ای اعراب همدیگر رو رها و به دامن رهبرت پناه می برند؟ پس اگر اینجور می اندیشی باید بگویم اقای کوردل ،کور خوانده ای!و تازه گیریم مرز را توسعه دادید. چگونه انرا اداره خواهید کرد و چه چیزی را بدست می اورید؟ ایا اقتصادتان شکوفا می شود؟ نه! ایا اعراب فارسی زبان می شوند؟ نه!ایا یک فرهنگ رو به جلو و موفق را سازما ن دهی خواهید کرد؟ نه! پس چی؟ دنبال چیستید؟ یعنی عند عندش دلتان را به واژه ای بنام شیعه خوش می کنید؟ خوب همین الان چشمتان را روی هم بگذارید و اصلا فکر کنید تمام جهان شیعه هست. خوب که چی؟ چی رو می خوید بگیرید یا اثبات کنید؟ اما علی الحساب شما را ول کنم برم سراغ ان ناشنا سی که به محمدرضا شاه پهلوی دهن کجی کرد.اقای ناشناس نمی دانم اکابر رفته ای یا نه.لابد نرفته ای. چون گز نکرده خوب پاره می کنی و می دوزی.کی گفته شاه مرحوم ایران مدرنیزم بوده؟ کسی همچو حرفی نزده اگر اینطور بود، در شکل درستش، که انقلاب نمی شد. اما زمان او یه پری بلنده بیشتر نبوده. زمان اسلام شما گویا پری بلنده خیلی زیاد شده.البته ما دور کاریم. سرمان توی این امور نیست.باید از سرداران اسلام بپرسی. روشنت کنند.بزار خیالت را امن کنم و اصل حرف رو بزنم. رژیم پهلوی و اخوندی،یکی از اینطرف ،یکی از انطرف بام افتادند.مگر حالا چه چیزی دستگیر ملت شده.جز اینکه کاسه گدایی بدید دست ملت و همه را کمیته امدادی کنید؟ تحصیل و درس و دانشگاه رو که در زمان شاه خیلی خوب بود و با خارج از کشور برابری می کرد به گند کشیدید و مدارک تقلبی و پولی در تمام سطوح را رواج دادید.اقتصاد و تورم اگر چشمت کور نباشد ،به زیر صفر رسیده.(البته تورم معکوس) انتخا بات از دم تقلبی شده.اعتیاد،فقر،دروغ،کلاه سر هم گذاشتن امری رایج شده.زندان و اعدام، انهم در ملاء عام، روزمره شده. که انصافا اصلا در زمان شاه مرحوم نداشتیم.وضعیت روحی و روانی مردم به زیر صفر رسیده و همه بطور روزمره در حال نالیدن هستند.هزینه زندگی سرسام اور و به همین دلیل کسی جرات پا گذاشتن به خانه کسان دیگر را نمی کند! نا امنی در تمام شهر ها به حدی است که باید گزارش های محرمانه را بخوانی تا به عمق فاجعه پی ببری!همه اینا مردم یک کشور را در دراز مدت به سمت تباهی می برد.ما اینجا فقط با واژه سر و کار داریم، ولی واقعیات و سختی های یک جامعه را وقتی کاربردی و به زبان عمل تبدیلش کنی عمقش مشخص می شود.در تمام این هیر و ویر ها و مشکلات فاجعه امیز، پا گذاشتن به چند کشور ضعیف که توانایی اداره روزمره خود را ندارند، و دخا لتهای بی حاصل و بی نتیجه چه هنری است؟ و چه دستاوردی دارد؟ که می خواهی همه را شیعه کنی.مملکت که فقط نظامیگری نیست.اینها عین صدر اسلام همه چیز را فقط در نظا میگری خلاصه کرده اند. پس امور دیگر چه می شود؟در زمانه ای که همه دارند به سمت عقل و علوم می روند؟ پیشرفت یک کشور محصول داشتن دانشگاه درست با تکیه بر زیر ساخت هاست.الان دانشگا ههای ما در ساخت و ساز فرهنگ و علم و فن اوری و پژوهش و تحقیق، که باید نتایج پژو هشها را در کشور به حساب اورد و عملی نمود، تا چه میزان مدخلیت دارند.و کلام اخر در کشور تو نماینده مجلس حق سخن گفتن در دانشگاه را پیدا نمی کند. و او را بقصد کشت می زنند.حالا بشین و هی شیعه شیعه بکن.! ببینیم با این شیعگریت به کجا می رسی. ما مرده ،تو زنده! اگر با این سیاست ها، کشور به جایی رسید،معلوم می شود که اخوندای حوزه خیلی از طیف افرادی چون ما ها ادم تر بوده اند و ما در خواب خرگوشی.بقول ایرج میرزا: گر زنده نشد عنم به ریشت....گر شد عن تو به ریش بنده! مانی

گمگشته گفت...

سلام تیمسار
امروز باز سایت بدون فیلتر باز شد اما بخش نظرات فیلتر بود...

سلامت باشید

دختر فراری گفت...

جماعت گنده دهان!
شما به اندک گوشه ای از گفته های خود هم اعتقاد ندارید.
کافی ست سر جلسه امتحان بشینید!
شاگردهای تنبل با برگه های سفید نانوشته!
(با احترام به پدر عزیز و افشین و مانی و دوستان محترم قدیم)

دختر فراری گفت!

ناشناس گفت...

شما با ممنوعیت حجاب در مکان های عمومی در فرانسه موافقید؟اصلا شما که در مغرب زمین هستی، توجیه این قانون چیه؟ نگید که به خاطر امنیت یا سلامتی هست که من باور نمی کنم، اگر یه زمانی اکثریت جامعه فرانسه فرضا مسلمان شوند و اکثریت به بُرقَع ازادانه رای بدهند باید به رای مردم احترام گذاشت یا عقل را ملاک قرار داد؟
اصلا حد و حدود ازادی پوشش تا کجاست؟ ملاک انتخاب پوشش چیه؟ عرف جامعه رو اکثریت تعریف می کنند، اگه ملاک عرف جامعه باشه پس در ایران روسری مشکلی نداره؟ کسانی که در غرب زندگی کردند جواب دهند.