ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۳, دوشنبه

آیت الله خامنه ای 13 روز پیش جام زهر را کامل نوشید و اینک مأمور مهار تیفوسی ها شده است!


1- فردا قرار است بیانیۀ سیاسی توافق جامع هسته ای امضاء شود. از یک سال پیش که توافق اقدام مشترک امضاء شد من در همۀ نوشته های مربوط به برنامۀ هسته ای خودم تأکید کرده ام که توافق نهایی حاصل خواهد شد و امکان بازگشت به شرایط قبل از مذاکرات یکساله نیست و دلایلش را هم گفته ام که مهمترین آن ها ورشکستگی کشور از سویی و گشاده دستی ایران در نابودی تمام دست آوردهای اورانیوم غنی شدۀ ده سال اخیر و قبول بازدیدها و عقب نشینی های مستمر از تمام سوراخ سنبه های سایت های هسته ای - و احتمالاً موشکی هم - بوده است. و در آخرین مطلب هم قبل از همه نوشتم که مشکل باقی مانده دیگر در مورد عقب نشینی ایران نیست بلکه مشکل بر سر مقدار تعلیق و لغو تحریم هاست. که منطبق بر واقعیت بود. تنها شک من در مورد مواضع دوپهلو و گاهی به نعل و گاهی به میخ رهبر جمهوری اسلامی بود که نمی توانستم با قاطعیت بگویم که آیا خامنه ای قافیه را به میانه روترهای الیگارشی باخته است یا نه!

2- اما وقتی محل مذاکرات هسته ای به مسقط عمان رسید این گره هم باز شد و من مطمئن شدم که خامنه ای کاملاً تسلیم شده و اجازۀ هرگونه توافقی را داده است. دلیل آن هم از مطلبی می آمد که همزمان با شروع مذاکرات در مسقط در توئیتر منسوب به خامنه ای منتشر شد و سایت تابناک هم بازتاب داد (اینجا). در این مطلب نُه دلیل برای موافقت خامنه ای با مذاکرات هسته ای مطرح شده بود که همه نیز از لابلای سخنان خود او استناد نقلی داشت. من وفتی با این مطلب برخورد کردم و کلیۀ گزینه های مطرح شده را هم در راستای "ما چاره ای جز توافق نداریم" دیدم متوجه شدم که موضوع خیلی جدی تر از جدی است و خامنه ای اجازۀ هرنوع مانور و عقب نشینی را به روحانی و ظریف داده است. البته این به آن معنا نیست که ایران هیچگونه چانه زنی و تعدیل مواضع غرب را دنبال نمی کند بلکه به این مفهوم است که جمهوری اسلامی مطلقاً قصد ترک مذاکرات و شکست مذاکرات را در برنامه اش ندارد و با رویکرد ضرب المثل "کندن یک مو از خرس هم غنیمت است" مذاکره می کند و خط قرمزی بغیر از باقی ماندن دانش غنی سازی و آبرومند کردن کلمات بکار رفته در توافق که حاوی تحقیر آشکار نباشد را ندارد. و تمام چانه هایش هم در هرچه بیشتر آزاد سازی تحریم های نفتی و بانکی و معاملات اقتصادی صرف شده و خواهد شد.

3- طول دادن مذاکرات علاوه بر همۀ مشکلات توافق در جزییات اما یک علت تامه هم دارد از سوی ایران و آن جا انداختن تدریجی این جام زهر نوشی رهبر در بین نیروهای خودی است. درست است که توافق هسته ای هم در امریکا و هم در ایران مخالفان سرسخت و منسجمی دارد. اما جنس این مخالفت ها با همدیگر یکی نیست. به این معنا که اگر در امریکا مخالفت با توافق با ایران بیشتر با تکیه و استدلال بر منافع ملی است؛ در ایران اما بار اصلی مخالفت با توافق هسته ای جنبۀ ایدئولوژیک و مصالح ایدئولوژی دارد. خب کاملاً قابل فهم است که مخالفان اوباما در طرف قوی مذاکرات بیشتر کشتن حریف (جمهوری اسلامی) را دنبال می کنند و از نفس انداختن کامل آن را هم سود حداکثری نمی دانند. اما این به آن معنا نیست که کشتن حریف برای آنان حیاتی باشد بلکه می خواهند هرچه ممکن است خامنه ای و رژیمش را عقب برانند. در حالیکه مخالفان ایدئولوژیک توافق هسته ای در طرف ضعیف (ایران) توافق را بدرستی یک خودکشی ایدئولوژیک می دانند و نابودی تدریجی خودشان.

4- چنین بنظر می رسد که خامنه ای با غیض تمام و از روی استیصال و ناخواسته قبول کرده است که هواداران خودش را که مخالف توافق هستند مهار کند و اجازه بدهد که توافق نهایی بدست بیاید. خامنه ای اما در مهار نهادهای رسمی مخالف توافق (همۀ نهادهای انتصابی و تا حدودی مجلس) موفقیت نسبی حاصل کرده و کمتر شنیده می شود که نهادهای مذکور بویژه سپاهیان و نظامیان پرقدرت مخالفت علنی ابراز کنند. اما این کافی نیست زیرا جمهوری اسلامی و شریعتمداری آن بشدت وابسته و مدیون توده های اجتماعی حاملان ایدئولوژی مذهبی است و اگر این توده ها فرو بریزند ایدئولوژی، حامیان تیفوسی - هرچند کم ولی پرقدرت - اش را از دست خواهد داد. این بدنۀ اجتماعی که عناصر رسانه ایشان با حسین شریعتمداری شناخته می شود و بدنۀ اجرایی شان با اسید پاشان و بسیج دانشجویی و کله خراب های نزدیک به بالای هرم قدرت سردار نقدی هنوز کاملاً مهار نشده اند و خامنه ای نمی خواهد با وارد کردن شوک به آنان ایدئولوژیش را بشکست بکشاند. چون شکست ایدئولوژی یعنی بی اعتبار شدن ولی فقیه و ریزش تدریجی نیروهای باقی ماندۀ مذهبی بسمت سکولاریزم.

5- آیت الله خامنه ای برای مهار این بخش از پیاده نظام ایدئولوژی تاکتیک عادی سازی و تخلیۀ انرژی و روش گام بگام و تدریجی را بر گزیده است. و بهمین خاطر است که می خواهد مذاکرات در مدت زمان بیشتری به توافق برسد که بتواند با روی میز نگه داشتن آن در صحنۀ سیاسی و رسانه ای؛ حزب اللهی ها را فریب از راه عادت بدهد. چون هرچقدر راجع به توافق و عدم توافق بحث و فحص بشود یک نتیجۀ طبیعی اش این خواهد بود که حساسیت های حزب اللهی ها کمتر و کمتر خواهد شد تا در نهایت وقتی توافق نهایی با باخت عمدۀ خامنه ای بیرون آمد شوکه نشوند. به این خاطر است که معتقدم که مقامات ایران سعی دارند که عقب نشینی آخر را اول نکنند و اجازه بدهند زمان، تندوران داخلی را در خود حل کند. تا اعلان توافق نهایی بسرخوردگی سریع و یکبارۀ پیاده نظام باقی ماندۀ حکومت منجر نشود. البته اگر این پیاده نظام عده و عدۀ کافی داشت مثل زمان جنگ و آتش بس؛ خامنه ای مثل خمینی نمی توانست آنان را مهار کند و اینها از خامنه ای هم عبور می کردند. اما چون عده و عده شان بسیار کم شده و توان عبور از خامنه ای را ندارند فعلاً به خط قرمز واهی مقام رهبری چسبیده اند و جلوتر از او نرفته اند. در حالیکه خودشان هم می دانند که رهبر منطق "هر توافقی بهتر از عدم توافق است" ظریف و روحانی را پذیرفته و در حال نقش آفرینی - ناچار - برای تحقق آن است. یا...هو

۲۹ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک یکخورده منرا راهنمایی کن آخه من آماتورم الان پست تو را قبول کنم یا پست صدای آمریکا را که از تعظیم به تهران داره خبر میده حزب الله
http://m.ir.voanews.com/a/iran-us-
nuclear-talks-deal/2530846.html

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، تحليل لينك ذيل هم حاوى نگاه جالبى است كه نهايتا نشان مى دهد كه چقدر ايران و ايرانيان تحت ندانم كارى هاى خامنه اى باخته اند.
ارادتمند، افشين قديم
http://taghi-roozbeh.blogspot.ca/2014/11/blog-post_23.html?m=1

Dalghak.Irani گفت...

حزب الله عزیز.
این روزها زیاد شلتاق می کنی و پست قبلی هم قلمرو تو شده بود و من که وقت و حوصلۀ و انرژی پاسخ ندارم. شما هم برخی حرف های درستت را در کانسپت نادرست می گویی و برای خودت پپسی باز می کنی. اول فرض ثابت می گیری که جمهوری اسلامی دنبال ناسیونالیزم توسعه گراست بعد هم در مورد خوبیهای ناسیونالیسم توسعه گرا داد سخن می دهی در حالی که تو برادریت را که ناسیونالیسم توسعه گرا بودن جمهوری اسلامی است را ثابت نکرده دنبال توسعه و خانۀ کدخدا می بری مارا. بماند. اما راهنمایی:
مقالۀ لینک کرده ات را نخوانده ام اما اگر نقل قولت صادق باشد تناقضی با نوشتۀ من ندارد چون ما داریم راجع به دو مقولۀ جدا صحبت می کنیم. صدای امریکا از تهران و ایران و منافع ملی حرف می زند و می گوید این توافق یعنی ایران می تواند با حل مشکلات خارجی اش بسمت سعادت و توسعه و لیبرالیسم کنترل شده حرکت کند و این یعنی یک حال کلنگی به ایران. اما من از خامنه ای مرجع شیعه و ولی فقیه و پاسبان شریعت و ایدئولوژی مذهبی حرف می زنم و می گویم که این توافق بنفع خامنه ای و ایدئولوژی و شریعت نیست. حالا اگر واقعاً دنبال ناسیونالیسم توسعه گرا هستی و باید چشمت بعرف هاشمی و روحانی باشد و نه به شرع خامنه ای و مصباح جزو برندگان صدای امریکا می شوی اما اگر حزب الله راستین باشی و شریعتمدار حرف من شاملت می شود و داری قافیه را می بازی. زیاد بخودت کردیت نده بعد از این و سعی کن اول پایه های بحثت را محکم کنی بعد در مورد خیرات و مبراتش قلمفرسایی. زت زیاد. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک گرامی اولا پیشاپیش از اینکه پست قبلی به محاق رفت عذر میخواهم ولی همه تقصیر با من نبود کامنت گذاران با سلیقه های گوناگون واکنش دارند بعضی با منطق بعضی با یکسو نگری ولی من از فحشها استقبال میکنم امری مبارک هست و جزیی از فرهنگ.
در مورد خامنه ای به گمان من او بیشتر دوست دارد در تاریخ باشد تا در ایدئولوژی همین حالا هم کردیت تاریخی هسته ای کردن ایران را گرفته و وارد باشگاه تاریخ شده است. یکبار خاطره ای میخواندم انتقاد کرده بود که چرا مردم را میبرند و تخت جمشید را نشان میدهند که اسکندر آمد و آنرا سوزاند چرا مردم را نمیبرند به پیش کتیبه ای که امپراطور روم در برابر شاه ساسانی زانو زده .اگر بتوانم لینکش را پیدا میکنم. یا این جمله او که علاج ملت ایران اقتدار هست .به نظر من جمهوری اسلامی از اول هم دنبال ساخت سلاح هسته ای و انباشت آن نبوده ولی بدنبال قابلیت ساختش بوده که اگر روزی ایران به روز سختی افتاد آنرا به عنوان برگ برنده برای حفظ تمامیت ارضی اقدام به ساختش کند . واین قابلیت به دست آمده و دانش بومی شده پس حال احتیاجی به تنش با غرب بر سر این مسئله. ندارد . در مورد ناسیونالیزم توسعه گرا شواهد تاریخی و معاصر منطقه ای خود گویاست والبته من هنوز بازخوردی به اون صورت ندیدم تا کردیت به خود بدهم و همچنان دنبال میکنم تا عزیزان نظرات را بدهند . در مورد هاشمی و مصباح اینها همه رهبران نسل اول هستند و فراموش نکنیم که همه روحانیون سخت متکبر هستند و هیچ آخوندی به دیگری کردیت نمیدهد اگر هم سطح هم باشند و باقی قضایای ایدیولوژیک را من در این رابطه سست میدانم.
حزب الله.

ناشناس گفت...

دلقک جان
ضمن احترام به نظرت, توضیحا عرض کنم که معنای لغوی این توافق را با توافق حقیقی سوی تفاهم کرده ای. حقیقتش این است که این تنها یک راه فرار برای جلوگیری از آبرو ریزی بود بخصوص برای دولت باراک اوباما.یکسال است که دارند گفتگوی بی حاصل می کنند و این برای اوباما باید حداقل یک دستاورد لفظی می داشت. توافق نامه کلی یعنی چه؟ یعنی پشم! برای مثال ایران می پذیرد که دست از تحقیقات نظامی هسته ای بر دارد! این یک جمله کلی است که می تواند تا بیست سال هیچگونه تضمینی به همراه نداشته باشد. ریز جزئیات است که مهم است.
مثالی دیگر:
گروه 5+1 متعهد می شود به نسبت همکاری ایران نسبت به لغو تدریجی تحریم ها اقدام کند! از این گل و گشاد تر جمله ای هست؟ توافق کلی فقط راهی برای خرید آبروی مذاکرات بی حاصل بوده است. به عکس های مذاکرات که نگاه کنیم می بینیم که چقدر قیافه ها خسته و درهم است بخصوص اشتون!قیافه جان کری هم که مثل ماشین تصادفی می ماند و احتیاج به صافکاری دارد! ظریف هم از بس حرف زده و داد کشیده!(بنقل از اشتون) صورتش کبود شده است.
مصاحبه امروز اوباما که مدعی شده است مذاکرات مقدماتی موفق بوده است و در حقیقت فرار رو به جلو کرده است موید همین مطلب است.فقط تصور کن که رسما اعلام می کردند توافق حاصل نشد! چه قشقرقی بخصوص در جناح آمریکایی قضیه روی می داد! اوباما را متهم می کردند که به خامنه ای فرصتی برای نفس کشیدن و تجدید نیرو داده است. حالا یک عنوان دهان پر کن بنام توافق کلی که برای هیچ سلی تنبان نخواهد شد انتخاب کرده اند که دهان ها را ببندند.
عملا همان تمدید مذاکرات رخ داد که انتظار آن می رفت منتهی با اسمی دیگر حالا دعوا بر سر ریز جزئیات و روش عملی خواهد بود که قبلا هم مشکل همین بود!
مقاله واشنگتن پست هم بر خلاف نظر حزب الله , یک هشدار جدی به اوباما بوده است و بیشتر برای حزب الله گریه دارد تا اثبات مواضع حقه!

در ذیل این مقاله را می آورم چون بسیار مهم است و اشک آدم را در می آورد.

ناشناس گفت...

روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای به قلم جنیفر روبین می نویسد: روز پنجشنبه ما شاهد تقویت گروه خواهان تحریم در کنگره بودیم. این گروه از رییس جمهوری باراک اوباما می خواهد که دیگر به ایران بیش از این امتیاز ندهد و در صورتی که توافقی حاصل شد، کنگره بتواند برای پذیرش یا عدم آن رای بدهد. این گروه با انتشار نامه ای سر گشاده اعلام کردند که اگر توافق به دست آمده در برگیرنده مفاد اصول خواسته شده آنها نباشد، تحریمهای بیشتری وضع خواهند کرد.

آنها در این نامه از آقای اوباما خواستند که در طول توافق نهایی ایران برنامه اتمی نداشته باشد و ایران تن به بازرسی همه جانبه بدهد و تمامی محدودیتهای سازمان ملل بر برنامه اتمی خود را رعایت کند. این گروه در این نامه نوشتند که از آنجاییکه تهران حامی تروریسم است، نمیتوان به صادق بودن ایران در این مذاکرات امیدوار بود.

علاوه بر جمهوریخواهانی که این نامه را نوشته، سه سناتور دموکرات نیز با آنها هم صدا شدند. آنها اعلام کردند که در صورتی که در توافق نهایی ایران از ساخت و دستیابی به تسلیحات اتمی منع نشود، تحریمها نباید علیه ایران را کاهش داده شود. ایران باید زیر ساخت اتمی خود را غیر فعال کرده و تحقیقات در برنامه اتمی خود را محدود کند و به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه بازدید های سر زده و گسترده بدهد.و صرفا بعد از راستی آزمایی کامل از برنامه های اتمی ایران، تحریمها را می شود ملغی کرد.

هر چه ما به پایان مهلت تمدید شده گفتگوهای اتمی در سوم آذرماه نزدیک می شویم، اجماع بر سر اینکه کنگره بیشتر از این نباید از گردونه مذاکرات بیرون بماند، افزوده می شود. هم اکنون سخن از "توافق چارچوبی" به میان می آید یعنی که مسائلی که باید بدانها در آینده پرداخته شود به میان می آید. در این صورت مشخص می شود که مذاکرات پیشرفتی نداشته و تحریمها باید دوباره کاملا اعمال شود.

اطلاعاتی که در این باره منتشر شده، نشان می دهد که دولت اوباما بیش از حد به ایران امتیاز داده است یعنی اجازه داده تهران زیر ساخت برنامه نظامی اتمی خود که شامل، غنی سازی، ساخت موشکهای قاره پیما و آب سنگین اراک است را ادامه دهد. بنابراین اگر برنامه اتمی ایران محدود نشود، ما عملا ایران با توان نظامی اتمی را قبول کرده ایم.

طی شش سال گذشته دولت اوباما هیچ چیز به دست نیاورده است. ایران به دستیابی به بمب اتمی نزدیکتر شده در حالیکه دولت اوباما از پیش شرطهای اصلی عدم دستیابی ایران کم کم کوتاه آمده است. کنگره باید از این فرصت استفاده کند که نقش نظارتی قویتری را ایفا کند، و تحریمهای بیشتری را وضع کند.

خانم رابینز در پایان مقاله اش نوشته است، "خوشبختانه هنوز مقاماتی هستند که به مساله امنیت ملی اهمیت می دهند اما متاسفانه هیچ یک در قوه مجریه حضور ندارند."

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز ، در این که خامنه ای قافیه را وا داده حرفی نیست ولی یحتمل برای خودش و پیروانش (نمی توانم بگویم حتما برای مردم ایران) چیزی گرفته ، علت هم انکه کری دنبال مذاکره با اسراییل و عربستان بوده وگرنه در صورت باخت کامل دلیلی برای اطلاع رسانی به اعراب و اسراییل نبود ، مفاد نهایی احتمالا در حد حفظ غنی سازی در حد 4000 سانتریفوژ نسل اول یا معادل ، تعطیل و نه تخریب فردو، تغییر کاربری اراک و لغو تحریم ها در دوره 7-10 ساله است . در پشت پرده ایران سوریه را حفظ می کند و کسی با برنامه موشکی و تسلیحاتی انها هم کار نخواهد داشت و احتمالا کسی هم پرونده حقوق بشر برای انها علم نمیکند. باقی ماندن نسبی تحریم ها برای 10 سال سبیل سپاه را هم چرب می کند که به کار قاچاق و یکه تازی اقتصادی و تولید الیگارشی مثل روسیه ادامه بدهند . عربستان هم مطمئن می شود که ایران تا ده سال و شاید بیشتر خطری نمیتواند باشد ، یقینا قطعه ای پنهان از مذاکره هم عدم ارسال سلاح برای حماس است که الان چوب دو سر نجس است تا اسراییل هم راضی شود. یاهو

ناشناس گفت...

ناسیونالیسم توسعه گرا همان بنیادگرایی تهاجمی خودمان است که قبلا به آن صدور انقلاب اسلامی هم گفته می شد. یعنی دخالت بیجا و بیحاصل در امور کشور های دیگر . قدیم ها وقتی یک کشور توسعه گرایی می کرد اینکار را برای استفاده از منابع و ذخایر و امکانات استراتژیکی مناطق مستعمره می کرد ولی حالا تعریف جدیدی از اینکار توسط خامنه ای اجرا شده است. نه تنها سودی از این مناطق به ایران نمی رسد بلکه هزینه های زیادی بر دوش ما تحمیل می کند! بنظر می رسد ما مستعمره آنها هستیم! مانند این است که شما برای کار بنایی ساختمان, کارگری را استخدام کنی و بعد شما بجای او کار کنی و آجر ها را با فرغان جابجا کنی! و او نیز مشغول صرف چای و قلیان و تماشای شما باشد!
این بودجه عظیمی که صرف حماس و حزب الله و سوریه و کشورهای آفریقایی می شود واقعا کجا می رود؟ آیا بجز ضرر سنگین چیزی برای مردم ما داشته است؟ لشکری از مفتخوران ایدئولوژیک را تغذیه کردن و دلخوش کردن به اینکه اینها مثلا مسلمانند! و ما بر آنها نفوذ داریم!

ناشناس گفت...

حزب اله
حاجی , باز که تو تفسیر خود ساخته از مقاله واشنگتن پست برای خودت میکنی .معلومه که از خوردن جام زهر توسط آغا ت سرخورده شدی و هی دنبال یک سوراخ دعا برای خود ارضایی میگردی.
اگر یک ذره منافع ملی برات ارزش دا شت بهت پیشنهاد میکردم که مقاله ای را که افشین در بالا یاد آوری کرده بخونی تا ببینی رهبرت چه گندی به این سرزمین زده .ولی افسوس
که نرود میخ آهنین در سنگ .

پسر حاجی گفت...

دلقک گرامی؛ ممنون

ناشناس گفت...

سپاس----- جناب
(از اینکه دوباره با کیبورد آشتی کردید)

ناشناس گفت...

درپاسخ آن عزیز که گفته این همان بنیاد گرایی تهاجمی است میخوام بگم این اصلا امری فرهنگی و درونزاست .نمیدانم چرا برخی از دوستان دوست دارند فقط جمهوری اسلامی شکست بخورد داعش موصل را میگیرد در ماتحت بعضی عروسی میشود .پاسداری در سوریه کشته میشود اینها خوشحال میشوند حالا هم دوست دارند توافق نشود .جمهوری خواهان هم نگرانند باراک اوباما پرونده ایران را ببرد کیست که نداند بهترین همکاریها در زمان رساست جمهوری خواهان بوده .شکست طالبان و صدام .پرونده مک فارلین با انجیل و کیک .اینها همش برای لحاف ملا هست و بس . اما مقاله واشنگتن پست را مجبورم میکنید برای دوستان ترجمه کنم .
حزب الله

ناشناس گفت...

مقاله دیروز خواهر جنیفر روبین :
http://www.washingtonpost.com/blogs/right-turn/wp/2014/11/21/giving-the-store-away-to-tehran/

چه کسی این حرفها را زده
1- تحریمها را برندارید تا وقتیکه قابلیت تولید بمب هسته ای را برنداشتید -2-رییسجمهور فراتر از اختیاراتش میرود-3- آیا شما میگویید سناتور ها میباست از تایید لورتا لینچ برای دادستانی کل منصرف شوند و اریک هولدر را باقی بگذارند کسی که شما زیاد دوستش ندارید در این پست بیشتر بماند -4 من فکر میکنم شما مردم امریکا میدانید انها به سمت چیزی که میخواهند میروند شما بوی اتومبیل جدید را میشناسید .5-
رییس جمهور در گوش همه اعضای سنا و کنگره یک سیلی زده و گفته ما شما را دیگر نمیخواهیم .
این هم ترجمه جدید ترین مقاله جنیفر روبین عزیز .

حزب الله


ناشناس گفت...

نوشته های حزب الله چیزی جز تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر سیاست های ایران سوزانه خامنه ای در دوران شوم رهبریش نیست. اگر نمی بود سیاست های ابلهانه این آخوند واپس گرا ایران اکنون سرآمد کشورهای منطه می بود نه این که به چنین وضعیت فلاکت باری که در آمارهای جهانی به خوبی مشهود است، بیافتد. با امید ختم دوران سیاه جمهوری اسلامی و رهبری نابودگر خامنه ای.

ناشناس گفت...

در مورد خزعبلاتی که حزب الله می نویسد تا بر خیانتها و جنایتهای خامنه ای سرپوش گذارد نکته دیگری را عرض کنم. ایشان خامنه ای را مورد ستایش قرار می دهد که ایران را هسته ای کرد. با ملاک معیوب ایشان دیکتاتور کره شمالی می بایست مورد احترامی به مراتب بیشتر قرار گیرد که کره شمالی را حقیقتا هسته ای کرد و نه این که مانند خامنه ای در این راستا تلاش کند و شکست بخورد. به جماعت رانت خور و کج و معوج حزب الله بفرمایید که ملاک خوبی یا بدی یک رهبر کارنامه او در مدیریت کشور است که در این زمینه خامنه ای و سلفش به دلیل سقوط کامل ایران در شاخص های جهانی در زمینه های مختلف جنایتکار و خیانتکار ارزیابی می شوند و تاریخ آنان را در ردیف شاهان نالایق قاجار قرار خواهد داد حتی قبل از این که قبرشان توسط مردم میهندوست با فاضلاب شستشو داده شود.

ناشناس گفت...

سلام تیمسار ،

دیشب در اوج نا امیدی گوشهٔ غربت این نوشته رو که دیدم امیدوار شدم، ولی‌ نشد انگار

سیاوش

ناشناس گفت...

ناراحت نشو.برای اینکه از الفاظ سوی استفاده می کنی. نوسیونالیسم توسعه گرا!! مثل اینکه نه ناسیونالیسم می دانی چیست و نه توسعه! اساس انقلاب اسلامی بر گول زدن با الفاظ گوناگون و دهان پر کن بوده است. خاتمی می گفت مردمسالاری دینی! و مردم برایش کف و هورا می کشیدند! و بعد از انتخابات گفت: مردمسالاری دینی همان ولایت فقیه است! حسن شاه کلید هم با شعار تدبیر و امید.نه تدبیر بود و نه امید! هر روز به شعاری و فریبی. یک امپراطوری در درجه اول به مدیریت خود مقوم است.نشستن بر سر چاه نفت و پول خرج کردن که کاری ندارد.من بهتر خرج می کنم.برای همین هم هست که تحریم ها تیر خلاص خامنه ای است. چون باید برود بگردد دنبال کار! و شما هم! در واقع هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. یک کشور قهر کرده و می گوید با ما معامله نمی کند! چهار دیواری اختیاری!اختیار مالش را دارد!
تو اگر واقعا هنری داشتی باید در جوابش تو هم قهر می کردی و می گفتی به درک! و بعد لیاقت مدیریت خود را نشان می دادی. از سیب زمینی بنزین می ساختی!
پس معلوم است که با ولخرجی از شیر نفت می خواهی دنیا را بگیری.

ناشناس گفت...

حزب الهی
یک دارالترجمه باز کن.

ناشناس گفت...

خواهش می کنم شاهان قاجار را بااینان مقایسه نکنید!حالا فهمیده ایم که انها در مقایسه بسیار هم خوب بوده اند. خدا رحمت کند شاه شهید ناصرالدین شاه پدرسوخته را!

ناشناس گفت...

نوشته حزب اللهی احتمالا در این برهه زمانی تلاشیست برای سرپوش گذاتن بر شکست های خامنه ای در زمینه هسته ای. بعید نیست ارتش سایبری ماموریت یافته باشد که با روش های مختلف در سراسر جهان مجازی (و سایر جیره خوران در دنیای حقیقی) خامنه ای را بستایند تا تاثیر افتضاح هسته ای اش در ذهن مردم کمرنگ شود. ناسیونالیسم توسعه گرا احتمالا ابداع جدید این کج اندیشان است برای تحت تاثیر قرار دادن طیف تحصیلکرده و روشنفکر ایران. تلاشی البته عبث اما نیازمند هوشیاری.

ناشناس گفت...

جناب حزب الهی
اولا اگر دم از ناسیونالیسم میزنی یک اسم وطنی بردار مثل بیسجی ایرانی یا هوادار سید علی نه الله که گفته اند فراتر از ملیت و ناسیونالیزم است و مثلا فراملی و جهان وطنی باید باشد. البته این برداشت من است.
دوما یک وبلاگ درست کن و آدرسش را هم مطمین باش دلقک گرامی میگذارد تا ما دقیق تر با حرفهایت آشنا بشویم که دقیقا چه میخواهی بگویی. یک ایده دوپهلو آوردن و بعد بدون ثبات رای تفسیر دم به دم دادن از آن محلی برای شنیده شدن نمیگذارد.
و اما مطلب اصلی اینکه جمع زیادی از ما از شکست جمهوری اسلامی خوشحال میشویم . بله مملکتی که نمیتواند دو تا اسیدپاش را دستگیر کند هیچ طاقت رسانه ای شدن این فاجعه را نیز ندارد چگونه میخواهد با برگ توانایی ساخت بمب اتم بازی کند؟ چگونه میتواند مدعی مقابله با داعش را کند؟ من دلیلی ندارم برای خرج شدن از موقعیت تاریخی و مواهب طبیعی من و نسلهای بعدی در جهت باد رفتن زیر عبای آقا که بله اوباما هم به او نامه نوشته که بیا کمک خوشحال باشم. بگذار این ناسیونالیسم توسعه گرا چا نگیرد شاید این بختک با هزینه کمتری از سر دنیا کم شود.
حکومت توسعه گرای شما یک قدم برای کاهش مهاجرت نخبه گان برنمیدارد و در ازای آن نگرانی از پایین رفتن رشد جمعیت دارد این چه توسعه گرایی است که قدر مهمترین فاکتور توسعه یعنی نیروی متخصص را ندارد؟
کلا میگفتی این حکومت مثلا کمونیسم توتالیتر است یا فیودالیزم انتخابی هم در همین حد مربوط به موضوع مینمود.
روح اله

آرسین گفت...

تیمسار گرامی،
اولا رسیدن بخیر،
ثانیا، خامنه ای هیچ وقت جسارت چنین تصمیمی را نکرده و ندارد (جام زهر). مگر سمبه خیلی پر زور باشد که اوباما اساسا سمبه ندارد!
به فرض محال هم که جام را سرکشیده باشد، سخنرانی بعدی همه این تحلیل ها و خوشبینی ها را پنبه می کند.
مفصل را گفته ام در پست اخیر و خلاصه آنکه:
هیچ توافقی حاصل نشده و نمی شود با مذاکره فنی و هسته ای. و اتفاقا هرچه این زمان ها بیشتر کش پیدا کند، شانس توافق هم کمتر می شود. و مواضع طرفین سخت تر چرا که همه دچار خودباوری کاذبی می شوند.
این مستی و آرامش دوران اوباما-روحانی قطعا کفاره سختی خواهد داشت در آینده نه چندان دور.
پایان تمدیدهای خانمان سوز این تعلیقات هم، یا به انتهای دولت روحانی است، یا سرآمدن عمر یا حوصله رهبر و تصمیم گیران، که بعید است آخری رخ دهد.
وگرنه غرب خوشحال از توقف غنی سازی "ایران در تحریم" است. ایران امروز هم چوب را خورده هم پیاز!
سرسخت ترین دولت جمهوری خواه هم موافق با تمدید این برزخ بی انتهای ایران است.

ناشناس گفت...

دلقک عزیز ، تندروهای داخلی با خواندن مطالب و تحلیل های شما ( که میدانم جمع کثیری مطالب شمارا می خوانند) خوب خط میگیرند که بر سر چه ساز وا مصیبتای اسلام و باورهای انقلابیشان را بنوازند.
صلاح ملک خویش خسروان دانند! اینجا سیر ک شماست و ما هم بهره میبریم ، اما بگذارید این داستان به سرانجام برسد. مردم ناامید و خسته اند ...

مستانه گفت...

سلام به پدر عزیزتر از جانم...گرمابخش محفل گرم خودش...

عبارت "فریب از راه عادت " جالب بود اما فکر نمیکنم کسی که در قلدری در بین همقطاران نظیر نداره و سرنوشت ملتی رو با تکیه بر نوع مصلحت بینی شخصی به ترازوی سنجش میذاره،حتی اندکی ترس از زیردست در وجودش رخنه کرده باشه!و به فرض حقیقت باید اعتراف کرد ملتی که یک بار فریب خورده رو اگر دوباره توان فریب دادنش باشه دیگه به اصلاح اون سرزمین و ملت امیدی نیست و لیاقتی بیش از این وضع فلاکت بار هم برای اونها متصور نیست .این جمع و حزب بادمجان دور قابچینی که من میبینم دنیا رو آب ببره اونها رو خواب میبره. مثل رباط های بی اراده از خودشون اختیاری ندارن و منتظر دستور از مرکز هستن .اگر غیر از این بود بساط این خوان و خوانین خیلی وقت پیش برچیده شده بود..و باز هم اگر غیر از این بود جمعیت اسید پاش و ... هم مجال بروز و ظهور نداشت.

مثل همیشه ممنون از تحلیل مفیدتون...

ناشناس گفت...

دلقک جان ببین امروز خامنه ای چه شاخ و شونه ای دوباره کشیده! ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان.
به آن خواننده عزیزی که از دلقک خواسته بود تا مانع مذاکرات نشود! این سخن سخت است ولی حقیقت بهتر از دروغ است و آن اینکه امیدی به این کارها نداشته باش! تا در ایران یک دولت قشری مذهبی بر سر کار است همین آش و همین کاسه است.امروز تا یک کم به خامنه ای فرصت نفس کشیدن دادند باز دوباره هار شد.وای به آن روز که با او توافق هم بکنند که دیگر واویلاست.بقول مستانه که حرف خوبی زد این ملت باید بخودش برگردد.
اگر برنگردد بیکاری و گرسنگی او را بخود می آورد.نوشته اند در این چند سال اخیر 14 هزار واحد صنعتی تعطیل شده است! بقیه قضایا.

Dalghak.Irani گفت...

سه موضوع را مختصر توضیح می دهم:
بنظرم می رسد حزب الله محترم از جنس پیروان رحیم مشایی است. اما با اینکه من خودم هم رحیم مشایی را در مورد مسخره کردن روحانیت متحجر دوست داشتم. اما آن پروژه چون اصالت نداشت و مبداء حرکتش نه از لیبرالیسم و مدرنیته که از خرافات و موعود گرایی می آمد و حاملان آن مشایی و احمدی نژاد خودشان نخبه و مدرن نبودند شکست خورده و دیگر قابل سرمایه گذاری نیست.

2- درمورد نگرانی خواننده ای که مرا برملا کنندۀ نقاط مبهم برای تندروان و باعث تشدید مقاومت آن ها و شکست مذاکرات معرفی کرده می کویم که گفته های من مجهولی را برای حزب اللهی ها معلوم نمی کند و فقط معلوم را توضیح داده ام. مشکل هواداران تندرو ایدئولوژیک این نیست که ندانند چه اتفاقی در حال افتادن است مشکل آنان این است که توان کافی برای مقاومت ندارند و بگفته یا نگفتۀ امثال من چیزی به توان محدود آنان اضافه نمی شود.

3- اما در مورد یک جملۀ گذرا و کوتاه خامنه ای در سخنرانی امروزش. اتفاقاً این جمله موافق تحلیل من است و چیزی از تندروی حقیقی ندارد. زیرا خامنه ای از زبان ظریف در وین هم حرف می زند و اگر آن حرف ها بویی از این حرف ها داشته باشد کشورهای غربی مرتب نمی گویند مذاکرات خوب و در حال پیشرفت است. لذا حرف ظریف مهمتر و حرف اصلی خامنه ای است و نه عربده های امروز و فردای خودش که قاعدۀ تخلیۀ پتانسیل اعتراض حزب اللهی هاست این شل کن سفت کن ها. و مهمتر اینکه خامنه ای از بزانو در نیامدن جمهوری اسلامی حرف زده و شما می دانید که کلمات هرکدام بار خودشان را دارند و بزانو درآمدن آخرین مرحله و سنگین ترین مرحلۀ شکستن معنا می دهد و نه تعظیم و تسلیم نشدن. بزانو در آمدن تسلیم همراه با تحقیر است و خامنه ای اصرار دارد که تحقیر نشده است. در حالیکه اگر می خواست از موضع قدرت حرف بزند از غرب خبیث و امریکای شیطان و توی دهانش زدیم و واژه هایی از موضع قدرت استفاده می کرد. خامنه ای می گوید که درست است شکسته ایم و داریم همه چیز را به ارادۀ آنان جلو می بریم اما بزانو در نیامده ایم. این همان حرف حسن روحانی است که صرف نگهداری غنی سازی پیلوت را کوتاه نیامدن از حقوق ملت ایران می خواند و می داند و در انتهای راه خواهد فروخت. یا...هو

ناشناس گفت...

لئونید مسکوویچ:
1- می دانستم برمیگردی
2- نیازی به این همه آسمان و ریسمان بافتن نیست همین که فردی مانند ظریف را که اولا مورد اعتماد است و ثانیا کاملا آشنا به فرهنگ و زبان آمریکایی ها اشت (نه صرفا زبان انگلیسی دان) مسول مذاکرات کرده اند یعنی می خواهند به توافق برسند اما به شکلی که وا دادن نظام خیلی تابلو نباشد و قابل دفاع باشد و الا اگر خواهان توافق نبودند همانند زمان احمدی نژاد که قابل اعتماد نبود فردی مانند جلیلی را مسول مذاکرات می کردند که با فلسفه دیپلماسی و مذاکره به کلی بیگانه بود و وسط جلسه پا می شد نماز می خواند و دعوت به اسلام میکرد
3- با در اختیار گرفتن کنترل سنا توسط جمهوری خواهان شاهد تنگ تر شدن عرصه بر جمهوری اسلامی و اوباما خواهیم بود مگر اینکه همین حالا توافق شده باشد و صرفا اعلام آن را برای 7 ماه بعد گذاشته باشند تا شرایط داخلی و منطقه ای را مهیا کنند

ناشناس گفت...

امروز خامنه ای پس از هارت و پورت پریروزش عقب نشینی کرد و گفت مذاکرات باید ادامه پیدا کند! او از مذاکره کننده ها پشتیبانی کرد! چرا این اتفاق افتاد؟
روشن است! طرح ایران در اوپک شکست خورد و نفت رو به کاهش و ارزش ریال در برابر دلار نیز در حال سقوط است! این آدم یک ذره دور اندیشی و عقل را فاقد است.یک افسرده دو قطبی تمام عیار که یک روز گر می گیرد و جهانی را حریف می طلبد و روز دیگر در گوشه ای می خزد. حتما از دفتر بانک مرکزی به او زنگ زده اند و گفته اند که وضع خراب است.حالا کجایش را دیده است! این گونه افراد حتما باید همیشه یک چوب بالای سرشان باشد تا مهار شوند. تا نباشد چوب تر , فرمان نبرد گاو خر!

ناشناس گفت...

" ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﺰﺍﻧﻮ ﺩﺭ
ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻩ ﻭ
ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺭ
ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺰﺍﻧﻮ ﺩﺭﺁﻣﺪﻥ
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﮥ
ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻌﻈﯿﻢ
ﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻧﺸﺪﻥ. ﺑﺰﺍﻧﻮ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻥ
ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ
ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻧﺸﺪﻩ
ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ
ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ﺍﺯ ﻏﺮﺏ ﺧﺒﯿﺚ
ﻭ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﺎﻧﺶ
ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ
ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ "
عالی بود.
لینگویست