ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۲۳, چهارشنبه

یک کلنگ برای مسجد سنیان؛ بجای این همه شعار مفت وحدت نشدنی: سخنی با آیت الله خامنه ای!


من در فامیل سببی خودم از همۀ ادیان و مذاهب موجود در خاورمیانه و از همۀ ملیت ها و قومیت های مختلف ساکن ایران امروز وابستگی قوم و خویشی دارم. بویژه با برخی از آنان - از جمله شوهر خواهر کوچکم که سنندجی و سنی است - بده بستان جان بجان و خون بخون دارم از شدت ارادت و علاقه. اما چند روز پیش با دوست عزیز و کردی در لندن صحبت می کردم و او از من سؤالی کرد که تا کنون به آن نیندیشیده بودم. او که مثل من یک سکولار خداباور است می گفت که در بحث اهانت و توهین و دیگری ستیزی این شیعیان هستند که هم چراغ اول را روشن کرده اند و هم با جدیت در تداوم آن کوشیده اند و شما در حافظه تان کمتر اهل سنتی را پیدا می کنید که به شخصیت های مورد احترام وگاه در حد پرستش شیعه بد و بیراه گفته باشند. دیدم خدا وکیلی حرفش درست است چون سنیان نه عاشورا دارند و نه کربلا دارند و نه مراسم های مذهبی اعتراضی دارند و نه مداح دارند و الاماشاءالله؛ که شیعه فراوان دارد از همه قسم. لذا کمی راجع به موضوع کنجکاو شدم و اندیشه ام را کاویدم. نهایتاً اما فرمول ساده بود: "اولاً سنیان - از همۀ فرق مختلف - تاریخ اسلام را آنطور که اتفاق افتاده قبول دارند و ثانیاً از نظر جمعیت پیرو در اکثریت مطلقند در بین مسلمانان جهان و اکثریت بودن ایمنی می آورد و ثالثاً زیارتگاه و بقعه و بارگاه قابل ذکری بغیر از کعبه ندارند و رابعاً بهیچ اتفاق طول تاریخ اسلام تا اینجای تاریخ - هم اعتراضی ندارند". بنابراین کمترین زمینه ای برای اعتراض و ستیز با مسلمانان دیگر را هم ندارند. در حالیکه مبلغان مذهب شیعه مطلقاً تاریخ اسلام بعد از فردای رحلت پیامبر اسلام را نه تنها قبول ندارند بلکه خلافت های بعد از شخص نبی را - چه در قالب اشخاص مثل ابوبکر و عمر و عثمان - حتی عایشه سوگلی حضرت محمد - و چه در قالب سلسله مثل امویان و عباسیان - قبول ندارند. و اصولاً مذهب خودشان را بر مبنای نفی تاریخ اسلام و باورها و قرائت مذاهب سنی بنا نهاده اند. 

2- اینکه روحانیان سیاسی شیعه از روی تقیه مخالفت امروز خودشان را متوجه وهابیون سلفی کرده اند هم چیزی از اهمیت صورت مسئله کم نمی کند. زیرا وهابیون هم ابتدا بساکن به مقدسات مذهبی شیعیان و در رأس همه امام علی و سایر امامان و بطور کلی "تاریخ اسلام بروایت شیعیان" اعتراض و اهانت درشتی نکرده اند و ندارند بلکه تنها اعتراض مهم و مورد اختلاف آنان با شیعه به بقعه و بارگاه و پرستش قبور و از این سنخ رفتارها از سوی شیعیان محدود است. که در اینجا هم همانقدر با قبرپرستی امامان مخالفند که بقبر پرستی پیامبر اسلام. بعبارت دیگر اعتقاد آنان مختص مقدسات شیعه نیست بلکه آنان هرنوع پرستشی از این دست را بدعت و خارج از دین اسلام می دانند. حتی اگر این پرستش مربوط به قبر پیامبر وحی و شخص اول دین اسلام حضرت محمد باشد. در مورد حرف های خامنه ای بعنوان یک رهبر سیاسی حرفی ندارم که سعی می کند امر ناشدنی درون مذهبی را با دستور سیاسی بیرون مذهبی علاج کند و بصورت بسیار پارادوکسیکالی دستور اداری وحدت ابلاغ می کند. اما آیت الله خامنه ای بعنوان مرجع مذهب شیعه حق ندارد دروغ و دغل کند و برای خوش آیند سنی و غیر سنی از محکمات بوجود آورندۀ مذهب شیعه دست بشوید و یا از پیروانش بخواهد که حقانیت مذهب خودشان را علنی نکنند و نگویند.

3- خب در یک فرض محال اگر قبول کنیم که پیروان آیت الله خامنه ای از مدعای برحق بودن مذهب شیعه نسبت به سایر مذاهب اهل سنت دست بردارند. در چنین حالتی چه چیزی از تعدد مذاهب می ماند که آیت الله خامنه ای و بیش از چند صد هزار روحانی بخاطر تبلیغ و دفاع از آن لباس پوشیده اند و موجودیت یافته اند. فقط در خود ایران بیش از 100 هزار بقعه و بارگاه و زیارت گاه امام و امامزاده داریم. و بیش از نیم ملیون نفر مداح اهل بیت داریم. خب در فرض قبول دستور آیت الله خامنه ای از سوی شیعیان ایران اولاً این پرسش پیش می آید که اگر همه با هم برداریم پس این شعبه شعبه شدن مذاهب برای چیست. ثانیاً این همه ادعیه و زیارتنامه و مناجات نامۀ شیعی که سه چهارم محتوایش لعنت الله به خلفا و جنگ آوران و امویان و عباسیان و شمر و حرمله و عمروعاص و ... است" چه سرنوشتی پیدا می کند. بعد هم آن نیم میلیون نفر مداح اهل بیت در محرم و عاشورا و منبر و غیر منبر چه باید بگویند. تازه مرثیه های خود روحانیان که امام خمینی آن را جانمایۀ اسلام و ایمان و مذهب می داند چه می شود.

4- لذا بنظرم می رسد که آیت الله خامنه ای بعنوان رهبر سیاسی دروغ موجهی گفته است، و بعنوان مرجع مذهبی بدعت غیر قابل بخششی در مذهب شیعه را مرتکب شده است که ایشان را از آخوندی مذهب شیعه ساقط می کند. و البته تا همین جا هم که لقمۀ حرامی در دهان چرخانده به اندازۀ کافی دردسر درست کرده است برای خودش و مطمئنم که مورد بازخواست و پیغام و پسغام های تند بسیاری قرار گرفته است از سوی مراجع متدین و غیر سیاسی قم. زیرا اگر خامنه ای اولاً خودش به گفته هایش باور داشت و ثانیاً از واکنش مراجع و روحانیان شیعه بیم و پرهیز نداشت نیازی به اینهمه تناقض گویی و شعارهای مفت و نشدنی دعوت به وحدت نبود. بلکه فقط کافی بود که بجای سخنرانی برای گوش های گوسفندان مظلوم در بیت خودش پا بمیدان می گذاشت و در یک گوشه ای دورافتاده از و در تهران بزرگ کلنگ یک مسجد برای اهل سنت پایتخت مذهب شیعه بزمین میزد و راه نشدنی را برای مدت کوتاهی هم شده به سکوت و سکون و مرحبا بخودش تبدیل می کرد. بویژه اینکه در روز غدیر بود و سرمنشاء تولد مذهب شیعه و بروز اختلافات بعدی هم جلوه و اثر ویژه ای می داد به این مراسم کلنگ زنی. البته حرف های خامنه ای در روز غدیر نکات و پالس های ریز و مهم دیگری هم داشت که من قصد ندارم واردش بشوم. تا همین جا هم نمی خواستم بنویسم در شرایطی که امنیت فیزیکی ایرانیان هم مورد تهدید است. اما سخت بود زبان بکام گرفتن و حق و حقیقت را آشکار نکردن. از خوانندگان محترم هم تقاضا می کنم در کامنت ها دقت کنند و توهین و ترغیب به هیچ دین و مذهب و قومیت و ملیتی برجسته نشود اولاً و مهمتر اینکه به هیچ کدام از آنان اهانت نشود و الا قطعاً منتشر نخواهم کرد. یا...هو

۲۴ نظر:

Dalghak.Irani گفت...

خواننده با آی دی حزب الل و نه لزوماً حزب اللهی برایم نظر خصوصی فرستاده که کارم درست نبوده برای نوشتن و انتشار این مطلب با توجه به اینکه تجزیه طلبان و تفرقه انگیزان بین ملت هم نزده می رقصند در این اوضاع آشفته. خودم هم دوبشک بودم ابتدا و الا همان روز سخنرانی آیت الله خامنه ای سخنانش را نقد مفصل نوشته بودم. اما بدلایل زیر لازم دیدم که این مطلب را منتشر کنم.
1- به این خاطر که مورچگی خودم را در محور عالم نبودن قبول دارم.
2- چیزی ننوشته ام که کسی نداند و خود اهل سنت و شیعه هم بر گفته هایم واقفند.
2- دنیای رسانه به حدی از شخصی شدن رسیده است که هیچ گفته ای ناگفته نمی ماند. بنابراین کسی منتظر دستورالعمل من نیست که این یا ان بکند.
3- لذا ضررش فقط از نظر احساس شخصی خودم بود که بخاطر منفعت عامه ازش گذشتم. زیرا منفعت نظرم این است که روزی هزار بار هم تکرار کنم بازهم کم گفته ام که شریعت باید از حکومت جدا شود و امکان زیست مسالمت آمیز در دنیای دین و مذهب سیاسی نیست. چون دین و مذهب جزو حوزۀ ایمان است و ایمان جز به تعصب ایمان نیست. بنابراین با روضه خواندن برای این آن نه وحدتی حاصل می شود و نه حکومتی برجا می ماند. جز اینکه ویرانی حکومت مذهبی با ویرانی و کشت و کشتار پیروانش هم همراه باشد یا نه.
4- و من به خامنه ای و آخوندهای شیعه التماس می کنم که چشم فتنه (خلط دین و دنیا) را چاره کنند و الا آنان خودشان رفتنی اند گیرم که بجای امروز فردا. پس تا فردا نشده و قیامت ایرانیان از خر جهالت و شیرینی نفت پیاده شوند با افتخار. یا...هو

ناشناس گفت...

اورین اورین صحنه را دیدم و پسندیدم دلقک بر خود شوریده هست. پس لااقل یک سفارش کن به آن کیوان نام که در بالاترین نبرد این جریده را با آن تیترش حتما داغ میشود .تو امشب اینجا ساز میزنی فردا در بالاترین صدایش کلنگش در میاد
حزب الله

ناشناس گفت...

البته بانیان سلفیت و وهابیان حرفهای بسیار تندتر و بالاتر از اینها دارند و برای قضاوت می توانید به آثار محمد عبدالواهاب و دیگران مراجعه کنید که خون شیعه را حلال می داند و غیره. به علاوه تشیع که ما الان در حکومت گرفتارش شده ایم آنقدرها هم بد نبوده است به لحاظ تاریخی.
همین تشیع زبان و هویت ایرانیان را از سایر مسلمانان عرب شده حفظ کرد و همین تشیع در زمان صفویان که امروز شاید به مذاق ما خوش نیایند، ایران را که به گواهی تاریخ نامش هم در حال فراموشی بود زنده کرد در برابر عثمانی. لعن و نفرین هم که می گویید صرفا جنبه عقیدتی ندارد بلکه واکنش سیاسی مردمان یک کشور تحت ستم است که جماعتی مثل داعش سالها قبل ریختند داخلش و کشتند و به بردگی بردند. در این جور موارد به اقتضای قاعده سیاست، دو دشمن ِ قدرت مسلط با هم پیوند می خورند، یعنی شیعیان عرب تبار مسلمانی که در ادعای خلافت با اهل سنت حاکم از سقیفه به بعد درگیر بودند و ایرانیان تحت ستم همین سنیان حاکم. امام سوم شیعیان را همان کسانی کشتند که فرزندان مردم ایران را به سیخ می کشیدند. طبیعی است که این دو گروه در کوره تاریخ به هم می آمیزند و اینطور تشیع به وجود آمد.
به همین خاطر تشیع صرفا یک دین یا مذهب ساده نیست، یک عنصر هویتی جدی در آن وجود دارد که حتی سکولارها و بیخداهای ایرانی را هم شیعه می کند. کما اینکه اگر الان داعش ورود کند به ایران از من نمی پرسد به خدا اعتقاد داری یا نداری یا شیعه ای یا سنی. می کشد، چون ایرانی از نظر آنها رافضی است، مجوس است و باید کشته شود، به شعارهای داعش و النصره و بقیه حیوانات منطقه نگاه کنید. درست است که این جنگ جنبه مذهبی دارد و مقصر این جنبه هم قطعا خمینی است ولی بحث هویتی آن هم عجیب جدی است و همین مساله را پیچیده می کند. عربهای سنی سعودی و سعودی مرام از ما متنفرند چون ایرانی هستیم، زمان مرحوم شاه هم متنفر بودند اما آن موقع جرات مقابله نداشتند و حالا دارند. فاجعه هشت سال محمود هم آنقدر ایران را ذلیل کرده که حالا جراتش را پیدا کرده اند که مستقیم شمشیر بکشند.
یادتان باشد که ایران که می گویم، ایران ِ هویتی است که کردها و ترکها و همه در آن قرار می گیرند و خدا نکند که از این لغت منظوری نژاد پرستانه یا قومی داشته باشم .
گر اگر مساله داعش سنی یا شیعه بودن باشد، چرا کردها را قتل عام می کند؟

Dalghak.Irani گفت...

در حال رفتنم ووقتی برای بحث ندارم. اما در اینکه محتمل است حرف شما راجع به وهابیت درست باشد می گویم که مطلقاً در کار کاویدن دقیق تاریخ نبودم و نیستم. که اگر چنین بود ممکن بود فتوای جهادی هم در دوران قاجار بخش بزرگتری را از ایران جدا کرد پیش می آمد. همل حرف من - البته به تأسی و آموخته از بزرگان اندیشۀ ایرانی این است که حکومت سکولار هیچگاه مباحث را به درگیری و جنگ و مخاصمه و حذف نمی رساند و مذهب هم یکی از فاکتورهایی است که مذاهب مختلف می توانند در جوامع مدنی بحث کنند. کما اینکه آیت الله بروجردی هم پیشگام رفع سوء تفاهمات فی مابین شیعه و سنی برآمده بود در تماس مستمر و سازنده با جامعۀ الاظهر. پای مذهب در قدرت و سیاست آمدن اولین ضربه اش را بخود دین و مذهب می زند. الان شما ببینید چقدر از ایرانیان فقط بخاطر بحث های درگرفته بعد از پیروزی انقلاب کل مذهب و دین و حتی خدا را انکار می کنند. و اگر هم داعش یا هر مذهب دیگری در جای دیگری هم قدرت سیاسی بشود همین وضع برای آن جوامع هم پیش خواهد آمد مثال اعلایش فرانسه در اروپا. لذا می خواهیم به این نتیجه برسیم که اگر روحانیان شیعه دنبال قدرت مادی نباشند اگر دیروز و سال 57 هم نمی دانستند الان دیگر بعد از 35 سال خوب متجه هستند که سیاست در دین و مذهب دنیای مردمان را که آباد نمی کند بلکه دین و آخرت آن ها را سلب می کند و چه کسی نمی داند که دین ورسیدن بخدا از راه دین در بین عوام باعث بازدارندگی و دربین خواص باعث آرامش روحی می شود. یا...هو

ناشناس گفت...

سلام تلخک
دوستی گلایه یک سنی را به من گفت که شما شیعیان که شخصیت های ما را لعن می کنید آیا دیده اید ما امامان شما را لعن کنیم.
جواب دادم بگو اگر جرأت دارند آنها لعن کنند.
می دانی چرا چنین جوابی دادم ؟!!روایتی را از منابع اهل سنت واز یک سایت سنی برایت نقل می کنم:
"آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: اگر شخصی، دیگری را لعنت کند لعنت او به آسمان می رود اما درهای آسمان بسته می شود، سپس به طرف راست و چپ می رود و چون راهی نمی یابد، در صورتی که شخص لعن شده مستحق آن لعنت باشد به او می رسد و در غیر این صورت به طرف شخص لعنت کننده می رود و بر سر او فرود می آید».

http://towhidonline.com/1393/03/%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D9%84%D8%B9%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86/
پس هیچکس نباید نگران لعن باشد
پیامبر در ماجرای مباهله به مسیحیان گفت بیایید ما و شما در زیر آسمان جمع شویم و خداوند دروغگویان از ما دو گروه را لعنت کند.
اهل سنت نباید نگران لعن شیعه باشد و همینطور شیعه. چون برابر روایت خود اهل سنت، اگر خلفا مستحق لعن نباشند لعن به خود لعن کننده برمی گردد پس جای نگرانی نیست. مشکل ما این است که معنی لعن را نمی دانیم .
چیزی که قرآن نهی کرده سبّ است یعنی دشنام دادن و توهین نه لعن .
خود خداوند در بسیاری جاهها افرادی را لعن کرده است مثل این آیه:«بى گمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفت آور آماده ساخته است» «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّه فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً»، (احزاب (33)، آيه 57).

ناشناس گفت...

۱. ایرانیان به مدت هزار سال سنی بودند، و به زور حکومت صفوی شیعه کرده شدند. نکته در اینجاست که آن‌ هویت ایرانی‌-شیعی که ادعا میشود در نفرت با قاتلان امام سوم شیعیان (= قاتلان فرزندان ایران) قرار بوده هویت ایرانی‌-شیعی را شکل دهد هزار سال دیر شروع به کار کرده، پس بر ساختن چنین هویتی با این داستان جوکی بیش نیست.

۲. نیروهای سیاسی (شورشی) که در سی‌ و چند سال اخیر در منطقه ی خاور میانه شکل و پا گرفته، همگی‌ هویت و ماهیت مذهبی‌ داشته اند و از نیروی مذهب برای بسیج پیاده نظام و تجهیز و آرایش و نیروگیری استفاده کرده اند و در این بین جای عنصر هویت ملی‌ کاملاً خالی‌ بوده: جمهوری اسلامی، حزب اسلامگرای ترکیه، طالبان، و جنبش‌های بهار عربی‌ و این آخری داعش همگی‌ بنیادی مذهبی‌ دارند و نه هویتی.

۳. اگر قرار به جنگ تاریخی‌- ملی‌- مذهبی‌ در بین مردم خاور میانه باشد، جنگ واقعی‌ بین ترک- سنی و عرب- سنی است تا ایرانی‌- شیعه با عرب- سنی. ایرانی‌- شیعه هیچ گاه در طول تاریخ اسلام دست بالا را بر عرب- سنی پیدا نکرده است، در حالیکه ترک- سنی چند صد سال هویت مذهبی‌ به اضافه قدرت سیاسی عرب- سنی را صاحب شده. از آنجا که چنین جنگی اساسا در ذهن هیچ بنیاد گرایی در منطقه نمیگذارد، نتیجه میگیرم جنگ ملی‌- مذهبی‌ اساسا در جریان نیست. در نتیجره حرف‌های ناشناس سوم مزخرف مطلق بوده و جنگ بین ایران خامنهٔ ای و داعش همان جنگ شیعه و سنی است، که شروع کننده آن‌ هم خود خامنهٔ ای بود با پشتیبانی رسوای از بشار اسد- شیعه خودمان- در جنگ سوریه، برای حفظ و تحکیم هلال شیعی لبنان- سوریه- عراق- ایران (که این هم تخم لقی است که با جمهوری اسلامی تولد سیاسی پیدا کرد، و با تلاش‌های زیر زیرکی خامنهٔ ای و سپاه مزخرفش بیست و چند سال است که در حال کبریت کشدن به منطقه هستند، تا کی‌ بگیرد).

ناشناس گفت...

دلقک من خودم سنی هستم ما زمان شاه هم مسجد در تهران نداشتیم حالا اینهمه کلیسا و کنیسه تو تهران هست. مسجد مسجد هست دیگه ما را بیخودی با هم در ننداز توحرف دل خودت را بگو .بگو چرا در تهران کاباره نیست .

ناشناس گفت...

پس بفرموده جناب ناشناس:
تمام لعن ها کمونه کرده سمت خودمون. قرار نیست که حتما لعن کننده دود بشه بره هوا.
نگو که ام القرای خود خوانده جهان اسلام در ناز و نعمته و ما نمیببینیم.

آرش

فرزاد گفت...

جناب تیمسار!
"الأزهر" درست است.

محمد گفت...

1. نقل علی وعمر نیست که آن دو در زمانه ی خود با هم زیسته اند و دختر و پسر به هم داده اند . صحبت حسین است و یزید . طفل شش ماهه و سر بریده . خواهشمندم این دو را از هم تفکیک کنید .
2. شیعه تنها کاری که در خصوص اهل سنت می کند لعن است و نفرین . اما در سمت مقابل اهل سنت سرمی برد . در حالی که اهل سنت به راحتی در شهر های شیعیان تردد می کنند . در مشهد به زیارت امام رضا می روند و امور درمانی خود را بدون مشکل دنبال می کنند , کمتر شیعه ای را می شناسم که حاضر باشد یک شب را شهرهای سنیان مثل خاف و تایباد بگذراند چه برسد به بلوچستان .

به نظر من ایده ی وحدت شیعه و سنی دستی بود که امام به سمت سنیان دراز کرد و بدون پاسخ ماند دیگر ادامه دادنش سودی ندارد . الان باید تانک ها را ردیف کرد و سنیان را به بیرون مرزها ریخت . در غیر این صورت با این رشد جمعیتی که دارند به زودی ایران هم سوریه و عراق می شود . شروع اش را می توان از خانه خریدن سنیان در مرکز مشهد با چند برابر قیمت و با پول شیوخ عرب مشاهده کرد . علم الهدی بیهوده نترسیده است .

ناشناس گفت...

چیزی که در حرفهات مثل برق منو گرفت اینکه سکولار خداباور هستی، واقعا خدایی هست؟ منکه خیلی دوست دارم باشد ولی واقعیت دارد؟ یا اینکه زندگی پس از مرگی هست؟ این یکی رو نمی تونم برای خودم بقبولانم علی رغم میلم و علی رغم حال و روز این روزهایم

کلنل گفت...

سلام تیمسار
بیله دیگ بیله چغندر!؟ تیمسار نتایج اینچنینی نیاز به تحقیقات دقیق میدانی و زمانبر دارد و با شنیدن حرف و سخن از سوی سنیان غیرمتعصب و یا متعصب راهی به دهی نخواهیم برد. 1. برای من اصلا مهم نیست که چه کسی چک اول را زده و یا چه کسی فحش اول را حواله کرده است چه فرقی میکند وقتی که هر دو بر اساس دینشان و طبق نص صریح کتب دینی اشان عمل میکنند. 2. بنده که به شخصه افراد زیادی را در طول تاریخ اسلام به یاد میاورم که بدترین استنطاقها را از شیعه ها کرده و بیشترین آزار و اذیت را نسبت به شیعیان روا داشته اند. بزرگترین حاکم (البته در ایران) سلطان محمود غزنوی و بزرگترین متفکرشان محی الدین ابن عربی. اصلا لفظ ناصبی برای چیست و به چه کسی اطلاق میشده است؟ مگر چند سال است که شیعه ها در ایران دست بالا را گرفته اند که بخواهند سنی ها را با عقایدشان اذیت کنند. 3. اگر کمی به فکر انسان ها باشیم و زیست انسان فارغ از دینش برایمان مهم باشد باید به فکر چاره این کار باشیم که در نظرگاه هر دو مذهب سیطره بر جهانیان از واجبات است و بر همه مردم دنیا فرض است که یا اسلام بیاورند یا جزیه بدهند در غیر این، جهاد= قتال= تروریسم= سکس حلال= .... و برای تو که همه چیز را از دریچه ایدئولوژیک میبینی باید مهم باشد که این مذاهب بدون تشکیل حکومت و یا نظرگاه ایدئولوژیک هم به فرایض دینی اشان طابق النعل بالنعل عمل خواهند کرد.

ناشناس گفت...

دلقک جان کامنتها را نگاه کن تا به حرف من برسی اول باید مردم ایران را عرفی کنی بعد حکومت را.
حزب الله
ببخشید اونوقت
الان میخوای تانک ردیف کنی مردم را بریزی بیرون

ناشناس گفت...

اینکه ایران تا چه درجه سنی بوده و چه زمان و با چه میزان زور از سوی چه کسانی شیعه شده بحث دارد که البته اینجا جایش نیست. اما به ساختار و جزئیات مذهبی تشیع که نگاه کنید پر است از عناصر ایرانی، زرتشتی و غیره که از دید فکری کاملا بازتاب درهم تنیدگی مفهوم ایرانی و شیعه است و دستکم از صفویه به بعد در این مورد بحثی نیست. چون قبل آن حاکمیت سنی چنان سرکوبی می کرده که نمی توان تخمین زد چه میزانی واقعا سنی بودند و چه میزان غیر سنی. همانطور که الان نمی شود بر اساس آمار رسمی تخمین زد چه میزان در ایران مسلمان هستند. اگر یک حکومت مدرن بیاید آنوقت معلوم می شود. به هر حال من به شخصه یقین دارم که هیچ ملتی را نمی توان به زور وادار به تغییر عقیده کرد و شیعه شدن رسمی ایران از صفویه به بعد نه نتیجه سرکوب که نتیجه عاملی پنهان در ذهن مردم ایران بوده است.
در خصوص نکته سوم کلنل هم باز به نظرم میان شیعه و سنی تفاوت بسیاری وجود دارد و در طول دستکم پانصد سال که از زمان سیطره حاکمیتی شیعیان می گذرد، ایران به فرمان تصاحب جهان عمل نکرده است و این امر در کنار اینکه در تحولات منطقه شیعیان ایران دست بالا را نداشته اند و زورشان نمی رسیده است، به عوامل ایدئولوژیکی هم مرتبط است. فقهای شیعه بر خلاف اهل سنت جهاد ابتدایی را در زمان غیبت امام جایز نمی دانند و این یعنی کشورگشایی به هدف مسلمان کردن همه در زمان غیبت ممنوع است و فقط باید به رهبری معصوم انجام شود. خمینی این حکم تاریخی فقهای شیعه را نقض کرده و از دیدگاه فقه شیعی محکوم است که البته بسیاری هم آشکار و پنهان محکومش کرده اند و تیمسار هم در مثال بروجردی به موردی از همین محکومیت ها اشاره کرد.
چنین حکمی در نوع خود بسیار مترقی تر از احکام مفتیان اهل سنت است که نتایجی چون داعش از آن بیرون آمده است... البته مترقی در قیاس بین این دو و نه در نسبت با دنیای مدرن!

ناشناس گفت...

لئونید مسکوویچ:
هر کسی نداند شما باید بهتر بدانید که امر به وحدت از سوی رهبری در واقع جنبه دروغ مصلحتی و حکم حکومتی را دارد. حتی می توان نماز را هم با حکم حکومتی تعطیل کرد چه برسد به سایر مسائل. و الا کیست که نداند شیعه هیچ رقمه دلش با غاصبان ولایت و مثلث خبیثه ابوبکر عمر عثمان صاف نشده و نخواهد شد. ما هم به عنوان ایرانی بهتر است از این آب گل آلود ماهی بگیریم و اقلا دستمایه ای برای انتقام کشی تاریخی از عربستان و اعراب وهابی و سردسته کشورگشایان خونریز صدر اسلام یعنی عمر ملعون داشته باشیم.

ناشناس گفت...

اصلا این یک بحث انحرافی است. شیعه می خواهد با مظلوم نمایی حقانیت خود را به اثبات برساند و بعد هم چیزی بنام ولایت فقیه را توی کت ما کند. شیعه معتقد به وجود نوعی نظام سلطانی و پادشاهی موروثی در امر دین است. این هزار تا ایراد دارد.یعنی این قدرت اجتماعی مذهب را بنوعی نظام سلطنتی تبدیل کنند. حتی اگر اسلام دارای خقیقتی باشد که چگونگی آن مورد اختلاف است شیعه دیگر شور آن را در آورده است. در کتاب شیعه گری و بابیگری احمد کسروی نسبت انحرافی شیعه به سنی را همانند نسبت انحرافی بابیه به شیعه قلمداد می کند.یعنی همان بلایی که شیعه بر سر اسلام آورد بهائیت سر شیعه آورد!ما قبل از اینکه بخواهیم بین شیعه و سنی داوری کنیم باید ابتدا خود اسلام را مورد نقد و بررسی قرار دهیم تا حقیقت آن روشن شود.
نکته دیگر اینکه فریب ظاهر و ایده آل هایی که فرقه های مذهبی با آن باطن خود را پنهان می کنند نباید خورد . در مبحث شعار حکومت علی گونه و قیام حسینی و از این قبیل خیلی زیباست و اشک آدم را در می آورد ولی عملا هیچگونه راهی برای اداره جامعه نشان نمی دهد .عاقبت هم حکومت دست روضه خوانان و کلاشان مذهبی می افتد و مابقی قضایا. بیشتر جنبه تخریب و سلبی دارد تا ایجابی و سازنده.بیشتر تحریک احساسات است تا یک تدبیر اجتماعی.یعنی چون امام حسین در کربلا با آن وضع فجیع کشته شد پس بیا و خر من شو! چون علی شب ها در خانه فقرا می رفته است پس ما می توانیم بیت المال را بدهیم دست یک نفر که شب ها در خانه فقرا هم برود! یعنی باز بیا و خر من شو! اصلا طرح بحث های اینچنینی هلاکت اجتماعی را در پی دارد. جامعه را از رسیدن به اقتصاد مدرن و مدیریت نوین اجتماعی باز می دارد و به قهقرا می برد.

آقا مهندس!

ناشناس گفت...

برای دوستی که در مورد ماهیت خداوند و جهان پس از مرگ ابراز تردید کرده اند.

شک شما شکی نسبت به معتقدات ادیان سامی نسبت به ماورا الطبیعه است. ادیان سامی دچار آستیگماتیسم معنوی هستند. یعنی خدا را بگونه دیگری معرفی می کنند جهان بعد از مرگ را بگونه دیگری تعریف می کنند. بهشت و جهنم را ملک طلق خود می دانند.این خطای بزرگ مذاهب سامی است. اگر یک مقدار مطالعه در فلسفه های هند و آسیای جنوب شرقی بکنیم با جنبه های واقعی تری از زندگی معنوی آشنا می شویم.آنها به حقیقت نزدیکترند.خداوند وجود دارد ولی از خدای ادیان سامی بسی بزرگتر و دریای عشق است.جهان پس از مرگ وجود دارد ولی تنها یک بعد طبیعی از زندگی در سطح عالی جهان هستی است و در مالکیت هیچ کس نیست.بهشت و جهنم وجود دارد ولی بصورت اثیری و البته طبیعی و خداوند آنها را برای اقوا و یا حالگیری خلق نکرده است.
در زیر لینکی را می گذارم
http://iranazad4.blogspot.ca/2014/10/blog-post_16.html

آقا مهندس!

ناشناس گفت...

مشکل اصلی در اعتقادات شیعه است. برای مثال این مذهب اساسا خودش را درست و بقیه را منحرف و گراه میداند واگر اقلیت نبودند مطمئن باشید که بقیه را کافر میدانستند. دوستان خوب دقت کنید شیعه مذهبی است که بهیچوجه با دموکراسی سازگاری ندارد و مهمترین نکته همان بداشت غلط از واقعه غدیر میباشد که به شدت مخالف نظر مردم بوده است. در نظر بگیرید در کشور ایران که یک دیکتاتوری مذهبی شیعه حاکم است چه بلایی بر سر سنی ها آورده اند. اولا مطمئن باشید که در بدترین حالت ممکنه 20 درصد ایران سنی هستند. اما این اقلیت قدرتمند از تمام مناصب حکومتی محروم هستند. بگذریم از اینکه چند نفر خود فروخته مشغول خئمت رسانی به اینها باشند. دوستی به دروغ گفته هیچ شیعه ای دوست ندارد در شهرهای سنی مثل خواف و تایباد باشد. اخر برادر من شکا چند کلاس درس خوندی که این حرف را میزنی بین 10 تا 20 درصد جمعین این شهرها شیعه است. یا جمعیت سنی ها در مشهد حداقل نیم میلیون نفر است. سیاست سرکوب اهل سنت بهیچ وجه دیگر جوابگو نیست. وقتی صحبت فرد نادانی مثل علم الهدی برای افرادی حجت شود چه باید گفت. در تمام شهرهی سنی نشین مسوولین شیعه و بسیار متعصب هستند چه کسی مسوول این انتصابات از اول انقلاب به بعد بوده؟ چرا فکر میکنید که اهل سنت ایران حق دفاع از خود را در مقابل ظلم عده ای متعصب ندارند. امیدواریم کار بجایی نرسد که بلایی که بر سر عراق و سوریه افتاده در ایران هم بیافتد. انوقت متوجه خواهید شد که علم الهدی در چه سوراخ موشهایی پنهان خواهند شد.

ناشناس گفت...

از اینکه شنیدم ترکیه از عضویت غیر دائم شورای امنیت بیرون انداخته شد خیلی خوشحال شدم عثمانی های نفهم تاوان رفتار غیرانسانی در مقابل کردها را خیلی زود پس دادند

ناشناس گفت...

با سلام
درباره آیت الله بروجردی نقل شده است که:
1- زمانی کنیسه یهودیان بروجرد فرسوده شده بود و یهودیان در تکاپوی تعمیر و بازسازی آن برآمدند اما از واکنش مسلمانان نگران بودند لذا نزد آیت الله بروجردی رفتند تا بلکه مطلب خود را در میان گذاشته و به نحوی تایید ایشان را بگیرند و از حساسیت مسلمانان بکاهند. ایشان با این کار کاملا موافقت کرده بودند و حتی فرموده بود(نقل به مضمون): «اگر کمکی هم از دست من آمد بگویید تا انجام دهم»
2- در ساخت مسجد اعظم قم حفر چاه آب برای مصارف مسجد به پیمانکار زرتشتی سپرده شده بود که هم کاربلد بود و هم منصف. در ملاقاتی مهندسان زرتشتی نزد آیت الله بروجردی رفته و پیشنهاد کردند به احترام مسجد و نیت خیر بانی آن آیت الله بروجردی آنان نیز از دریافت حق الزحمه چشم پوشی کرده و آن کار را خیرخواهانه به مسجد تقدیم کنند. آیت الله بروجردی نیز پذیرفتند.

ناشناس گفت...

دوست گرتمي اگرچه وبلاگ مال خودتان هست واي در اين هير و ويري منطقه. بهتر بود سنيان ايران را عليه شيعيان تحريك نمي كرديد چون ما اكثرا به اين مزخرفات اعتقاد نداريم ولي سني ها وقتي به ما برسند از ما مذهبمان را نمي پرسند و من لرستاني از نظر انها رافضي هستم به هر حال اين حرفها باعث مي شود كه تفرقه بين ما بيشتر شود و مثلا من كه براي كارم مي خواهم به تايباد بروم احساس امنيت كمتري كنم
پري سا

ناشناس گفت...

این دوستان شیعه طوری حرف می زندد که انگار فقط این سنی ها بوده اند که همیشه کشتار و قتل عام راه انداخته اند و این شیعیان بیچاره فقط کمی وقیح و بی ادب بوده اند و مشغول فحش و لعن . اینها مثل اینکه نخوانده اند یا یادشان رفته که همین شیعیان بودند که در زمان صفویه میلیون ها ایرانی را قتل عام کردند چون آن بخت برگشته ها حاضر نشده بودند به مذهب حقه!!!! ساختگی شان بگروند،‌ و یا تاریخ را فراموش کرده اند که شیعیان چگونه در همکاری با مغولان در قتل عام میلیون ها نفر شریک بودند. این مظلوم نمایی شیعیان من را فقط یاد یهودیان می اندازد که هر جنایتی را مرتکب می شوند و وقتی کسی اعتراض می کند فورا می روند سراغ کوره های آدم سوزی و اشک تمساح ریختن.

در ضمن این دوستانی که صفویه را مایه اتحاد ایران می دانند یادشان رفته که به واسطه همین توحش و تکفیری گری علمای شیعه بیش از نصف ایران تاریخی از ایران جدا شده است و به این فکر نمی کنند چرا افغانستان و ماوراءالنهر و قسمت عمده کردستان از ایران جدا شده اند. اینها از خود نمی پرسند که چرا مثلا روسها ۲۰ سال جنگیدند تا آذربایجان عموما شیعه را ایران جدا کنند ولی کل آسیای میانه به طرفه العینی از ایران جدا شد بدون اینکه جنگ و خونریزی چندانی رخ بدهد. پس این قضیه صفویه و هویت ملی و ... افسانه ای است که این آخوند های وقیح و شرک پرور شیعه علم کرده اند و ریشه ای در واقعیت ندارد.

ناشناس گفت...

تیسمار جان، علنا تهدید کردند و شروع کرده اند به اسید پاشی به سر و صورت خواهر من، خواهر تو. یاد شیر ممد افتاده ام و برنویی که باید هر کسی داشته باشد.

ناشناس گفت...

ولمون کن تیمسار همینمون مونده از این به بعد تو تهران به جای سه بار اذان گفتن پنچ بار خزعبلات عربی تلاوت بشه ،