ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۱۵, شنبه

عقب نشینی خامنه ای؛ تاخت و تاز شریعتمداری! آیا این یک تقسیم کار است؟


1- آنچه که مسلم است این است که آیت الله خامنه ای در دیدار با اهالی مجلس خبرگان جدی ترین و صریحترین پشتیبانی از دولت حسن روحانی را انجام داده و برای یکی از معدود دفعات در طول رهبری خودش بدون به نعل و میخ زدن از جبهۀ متحجرین و تندروان خواسته است که از دولت حمایت کنند. او نه تنها خودش دست آوردهایی مهم برای دولت روحانی برشمرده بلکه حتی در ناراضی ترین موضعش که سیاست های فرهنگی دولت بوده تجدید نظر اساسی کرده و اینبار سنبه اش را متوجه روحانیان و سایر متولیان تبلیغی و تبشیری کرده و گفته است که باید علما و رادیوتلویزیون و سایر متولیان تبلیغات فرهنگی و دینی احساس مسئولیت کرده و بکارهای اقناعی و تبیینی دست بزنند.

2- من با شناختی که از ادبیات خامنه ای دارم شکی ندارم که او در سخنرانی اخیرش برای خبرگان چرخشی محسوس به عرف داشته است. زیرا خطبه های امروز تمام نماز جمعه های مهم کشور کاملاً این دستور جدی خامنه ای را بازتاب داشت. تا جائیکه حتی احمد خاتمی هم که یکی از قسم خورده های تحجر شرعی و مخالف روحانی عرفی تر است به تأیید و تمجید از دولت پرداخته است. و مهمتر اینکه جبهۀ شرعی مرکب از روحانیان تندرو و ضد مدرنیته به رهبری سیاسی مکارم شیرازی بعد از آن مخالفت ابتدایی با اینترنت پرسرعت با تبلیغات بی سابقه ای حرفشان را پس گرفتند و همه با برائت از مخالفت با تکنولوژی انتقاد خود را به "ما می گوییم از آسیب هایش مراقبت کنید" فرو کاستند. اما نکته ای که برای من هم جای تردید داشت این بود که آیا این چرخش خامنه ای ناشی از موازنۀ قوایی است که روحانی و هاشمی توانسته اند برقرار کنند از سویی و دیدن رفتارهای داعش و ترس از اینهمانی شدن رفتارهای جمهوری اسلامی با تکفیری ها از سوی دیگر بوده است. و یا نه کل این پروژه یک هماهنگی تعریف شده در بین الیگارشی است و مثل همیشه جنبۀ سرکار گذاشتن ملت را دارد؟

3- ضمن اینکه اعتراف می کنم توبۀ گرگ مرگ است و چه بسا این هم یک چشمه از هزاران بندبازی های سی و پنج ساله است که به صحنه آورده اند. اما چون من از سیاست نویسی انتظار کمی گشایش در زندگی مردم را توقع دارم و دیگر هیچ. و بهمین سبب هم با هر کمترین نسیمی از عقلانیت سرازپا نشناخته به تأیید و تشویق راغب ترم؛ لذا امشب و با دیدن سرمقالۀ بشدت ضد عربستانی شریعتمداری در کیهان بنظرم رسید که احتمال تأثیر گذاری فشار پشت پردۀ هاشمی و روحانی هم بی تأثیر در تغییر ادبیات خامنه ای نبوده باشد و این خوب است چون مبتنی بر توازن قواست و می تواند پایدار باشد. شریعتمداری سرمقالۀ کیهان را با تیتر "آسیاب به نوبت می چرخد" نوشته و در آنجا ضمن بدترین اهانت ها به پادشاهی سعودی و دفاع تمام قد از شورش های اخیر حوثی ها در یمن رژیم سعودی را در دو قدمی سقوط معرفی و بشدت به آنان اهانت کرده است.

4- خب اگر کمی به روزهای گذشته برگردیم می بینیم که سه فقره خبر همپوشان به روی تلکس ها آمد. اولی سفر امیر عبداللهیان معاون وزارت خارجه به ریاض بود در مورد مبارزه با داعش. دومی اخراج وابسته های فرهنگی ایران بود از سودان به اتهام تبلیغات مذهب شیعه و سومی که مهمتر بود از احتمال سفر هاشمی رفسنجانی به عربستان در روزهای آینده خبر می داد. حالا شریعتمداری سیاستگذار تبلیغات ضد عرفی گراها در ایران با عنایت به بسته شدن دست تندروها در تخریب دولت و در سیاست داخلی بلافاصله مناقشه را برده به زمین سیاست خارجه که در آنجا هم بدلیل بسته بودن حوزۀ تخریب مذاکرات هسته ای سیاست منطقه ای و نزدیکی به عربستان را انتخاب کرده است که بنظرم انتخاب خوب و هوشمندانه ایست. زیرا دو حوزۀ هسته ای و تخریب داخلی دولت را که خامنه ای به وضعیت زرد تعلیق کرده شامل نمی شود و از همه مهمتر مستقیماً تحرکات هاشمی رفسنجانی برای بهبود روابط ایران و عربستان را هم نشانه می رود. زیرا شریعتمداری بعنوان دست نشانده و مأمور و منصوب خامنه ای در کیهان همان دم خروس باطل السحری است که قسم های حضرت عباس هاشمی رفسنجانی را براحتی خنثی می کند. تا یا سفرش به عربستان مطلقاً انجام نشود و یا در صورت انجام با ترشرویی ملک عبدالله روبرو شود که اگر قسم تو در بارۀ "ما خواهان آشتی و برادری هستیم" درست است پس این دم خروس نمایندۀ پرنفوذ خامنه ای در کیهان چیست که هرچه از توهم و خیال دارد علیه موجودیت کشور ما بکار برده است. یا...هو

۸ نظر:

خُسن آقا گفت...

اینکه خامنه‌ای ترمز دستی را کشید یقینا درست است. دلیل آن هم بسیار روشن است. فشار بر مردم چنان زیاد است که امکان شورش های کور بعید نیست. در نتیجه آقا مجبور شده‌اند کمی از گنده گوزی های پیشین عقب نشینی کنند تا بلکه اینها اوضاع را کمی بسامان کنند. درست مثل اوایل دوران خاتمی.
واق واق کردن شریعتنداری هم به قول معروف نیش عقرب نه از ره کین است بلکه اقتضای طبیعت‌اش چنین است! زیاد جدی نگیریدش همه هم می‌دانند که کسی کیهان نمی‌خواند مگر همان دجال‌های دور و بر مقام مزخرف رهبری!

ناشناس گفت...

استعمار بدی های زیادی داشت ولی در عین حال یک حسن هم داشت و آن نظم و تمدنی بود که در کشورهای مستعمره بر جای گذاشت. استعمار این کشور ها را ترک کرد ولی مردم طریقه اداره خود و تشکیل دولت را یاد گرفتند.یک امپراطوری نظیر انگلیس برای اداره شدن نیازمند یک انضباط و مدیریت عالی بود.این مدیریت بعدها توسط خود مردم بومی ادامه داده شد.

ناشناس گفت...

خموشی یه چیزی تحلیلی محلیلی تو لاکت فرو رفتی

ناشناس گفت...

انگلیسی ها شلوار خودشون نمیتونند بکشند بالا چه برسه انضباط و مدیریت .کلا این قوم رفتند یکسری سرزمین بدون حاکمیت و ارتش را پیدا کردند و اول مصالحه جویانه برخورد کردند بعد هم قهری . کشتند و بردند و سوزوندند و اعدام کردند مثل داعش الان از بیشتر اون کشورها هم با دگنک بیرون رانده شدند . یکیشون همون ایالت متحده آمریکا .عزیزان بی سواد مطالعه کنند .
دلقک اوباما بالاخره به حرف اومد توپ انداخت تو زمین عربها و گفت مشکل خودتون و از ایران نیست . آش انقدر شور شد خودشون هم به حرف اومدند .
علی بابا

ناشناس گفت...

خبر های مهم رو شنیدید؟ اغا پرستاتش را عمل کرد و متاسفانه سالم برگشت به میان ما، به لطف دعای مردمی که بعد از عمل اصلا از بیمار بودن اغا با خبر شدند :)
دلقک جان شما تحلیلت از صحبت های اخیر اوباما چی بود؟ گفت مشکل اعراب ایران و شیعه نیست مشکل افراط گرایی سنی هست؟ خوب افراط گرایی سنی هم بخاطر افراط گرایان شیعه دارند خودشان را جر می دهند ایران هم حکومت افراط گرایان شیعه است،اوباما پس چرا یاوه می گوید؟ مشکل اعراب دقیقا همین حکومت ایرانه دیگه!

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
مثل هميشه به تحليل روشنگرانه شما در مورد اعلام خبر جراحي خامنه اي نيازمندم
خود عمل جراحي كه اصلا مهم نيست از نظر پزشكي ، ولي چرا اين عمل جراحي به تيتر اول اخبار تبديل ميشود و با برنامه ريزي دقيق قبل از عمل هم با خامنه اي مصاحبه مي كنند ! رييس جمهور عازم سفر به عيادتش مي رود ! خامنه اي را دراز كشيده روي تخت بيمارستان نشان مي دهند !
لطفا اگر امكان دارد دليل اين كار را از زاويه نگاه خود تحليل كنيد . چون خيلي خارج از روال و عرف جمهوري اسلامي است !
سپاس فراوان به خاطر همه زحماتي كه مثل هميشه متحمل مي شويد
پاينده باشيد

Dalghak.Irani گفت...

شهروند عزیز.
من هیچ چیز مشکوکی در بیماری و جراحی خامنه ای تشخیص نمی دهم. و آن را امری بسیار معمولی و بدیهی می دانم. لذا کمترین تحلیل سیاسی یا ایدئولوژیک هم ندارد اتفاقی که افتاده از نگاه من. رهبر یک کشور بیماری شایع در سن و سالش را گرفته و رفته بیمارستان و عمل کرده و چون رهبری کشور است بدیهی است که پوشش رسانه ای بالایی بگیرد و گرفته است. موضوع هم نه اینقدر خطرناک بوده که محرمانه انجام شود و نه اینقدر مهم که سفر رییس جمهور را تحت تأثیر قرار دهد. لذا حتی قبل از عمل تاریخش را به روحانی نگفته اند و او بر مبنای وظیفۀ سیاسی و اخلاقی اش بمحض اطلاع سفرش را کمی به تأخیر انداخته - اگر قرار بود از مشهد مستقیم برود قزاقستان اطلاع دقیق ندارم - و رفته به بالین مقام ارشدش عیادت. من از کجای این رفتار و بیماری شک و شبهۀ سیاسی در بیاورم و تحلیل کنم متوجه نشدم. اینکه علنی کرده اند و قبل از رفتن به بیمارستان مصاحبه گرفته اند هم کاملاً معمولی - حتی می شود گفت خوب و دموکراتیک - است زیرا ایشان رهبر کشور هستند و هواداران زیادی دارند و اگر شفاف نبود ملتهب می شدند و با مراجعه و تظاهرات و هجوم ممکن بود جو را آشفته کنند. بطور خلاصه بارها گفته ام و یکبار دیگر می گویم. که در کشور ما سه سطح مسئله جریان دارد که سطح اولش ناشی از عدم پاسخگویی دین و خرافات در تبدیل به ایدئولوژی دولت مدرن شدن است و جنبۀ فلسفۀ سیاسی دارد. سطح دوم سیاست است که مربوط به سیاست های روزمره ای است که سطوح مختلف حکومت اعم از قوای مختلف انتخابی و انتصابی آن ها را اجرایی می کنند. و سطح سوم و آخر هم مربوط می شود به بدیهیات حاکم بر انسان و جوامع انسانی که فارغ از نوع ایدئولوژی و سیاست در همه جا اتفاق می افتد مثل همین بیمار شدن یک رهبر سیاسی یا درگیری در خیابان یا کشته شدن یک کارگر یا پلیس و ... بدلیل برخی کشمکش های اشتباهی و از این قبیل.
من اصرار دارم که مسایل سطح اول (ایدئولوزی خرافات و دین) باعث ناکارآمدی حکومت است و همه چیز وابسته به تغییر در نوع این نگاه است و انتقاد و مخالفتم هم فقط از همین زاویه است.
بخشی از منتقدان داخل ایران اما معتقدند که سطح دوم (سیاست های اجرایی و نوع رفتار دولت ها) را هم باید فارغ از ریشه های ایدئولوژی پوسیده مورد انتقاد و جراحی قرار داد و عملاً هم تلاش می کنند ولی چون استراتژی از ایدئولوژی تحجر می آید اجازۀ سیاست مدرن در سطح تاکتیک را نمی دهد و همۀ سیاست های اجرایی شکست می خورد.
سطح سوم ماجرا که اتفاقات بدیهی جوامع انسانی و انسان در تمام جهان است خوراک کاربران هیجان زده و ایدئولوژیست های شاهنشاهی و سیاسیون حرفه ای است که با ربط دادن قوز به شقیقه موضوع داغ بزنند و خودشان را در نقش آرش کمانگیر بنمایانند و اتفاقاً بضرر جامعۀ ایران آب به آسیاب آخوندها بریزند که مستمسک قرار بدهند چنین بی ربط گویی ها را و همۀ ما سه سطح مخالف و منتقد را با هم ببرند بگوشۀ رینگ و بی اعتبار کنند. یا...هو

ناشناس گفت...

اول
اگر فرضیات و نتایج تیسمار در کشوری عادی روی دهد، البته عادی است اما این فرضیات و نتایج در ایران است با خاطره جمعی که آیت الله خمینی به همین راحتی اعلام می شود که عمل جراحی انجام داده است و ده روز بعد به ملکوت اعلی می پیوندد. پس جورهایی حق بدهیم به آنهایی که توطئه ای خبری تحلیلی در این مسئله جستجو می کنند مخصوصا که از روزی که خامنه ای شد رهبر جمهوی اسلامی، بصورتی هماهنگ شده هر از گاهی خبر سرطان را بیرون می دهند و مردم را هیجانزده می کنند و بعد نشسته به ریش مردم می خندند. قضیه شتر و گردن او هست قربان، یعنی به همین راحتی که شما می گویی عادی است، هستند به همین راحتی می گویند غیر عادی است و البته تا اطلاع ثانوی همه ول معطلیم.
دوم
کاربری ارزشی از استعمار می گوید و وحشیگری انگلیس و مردمی آزادیخواه و اوباما. خدایا به حق پنج تن آل عبا و دل سوخته زهرای مرضیه ایران را مستعمره انگلیس بگردان همین فردا که اگر استقلال این است ارزانی خودت و مردم عاشق سینه چاک خودت خدای عالمیان
الهی آمین