ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۳, پنجشنبه

در نیویورک اتفاق افتاد: سرگیجه و عدم تعادل روحانی هنگام پرسش از مجاز نبودن شادی در ایران!

ترویج پوشش نامرسوم دو زن در تلویزیون (+عکس)


 آخرین ورژن از حجاب آرزوی مقام معظم رهبری!


1- داشتم سخنرانی و پرسش و پاسخ روحانی در بنیاد پژوهشی امریکای نوین را تعقیب می کردم و دقیق بودم که واژه ای را از دست ندهم. لذا اینک اعتراف می کنم که نه تنها سخنرانی روحانی بسیار باشکوه و نکته سنج و عالی بود بلکه او حتی در پاسخ های سؤالات حاضران نیز بسیار باهوش و منسجم عمل می کرد. تا جائیکه اگر زبان فارسی را از صحبت هایش حذف می کردی می توانستی او را سیاستمداری مدرن و میانه رو و مسلط به همۀ دقایق بازیگران منطقه ای و جهانی بیابی. روحانی حتی اینقدر مسلط بود که توانسته بود ضمن انتقاد و مخالفت با سیاست های "معیار دوگانه"ی امریکا از نام بردن و یا کوچکترین خشونت کلامی و سرزنش امریکا و غرب هم پرهیز بکند.

2- من که می دانستم این حسن روحانی است و رییس جمهور کشورم ایران؛ مرتب ناخن می جویدم و حرص می خوردم که چطور همۀ حرف هایش منتزع از جامعه ایست که حوزۀ متحجر قم بزعامت آیت الله خامنه ای رهبر بلامنازع آن است و کمترین نشانه ای از احترام به حقوق اقلیت ها و دیگر باشان و دگر اندیشان و غیره نیست؛ و حتی یکنفر نیست که سؤالی به فرید زکریا داده باشد که آقای رییس جمهور این معیارهایی که برای همه تعریف می کنی و آرامش در منطقه و جهان را مستلزم برسمیت شناختن پلورالیسم فرهنگی و سیاسی و مذهبی و نژادی و جنسیتی و عقیدتی می دانید پس چرا در داخل خود ایران چنین معیارهایی را عمل نمی کنید. و حداقل 6 میلیون آواره در جهان دارید که به نسبت جمعیت هم بزرگترین تعدادند و هم به نسبت اهمیت، نخبه ترین آواره های طول تاریخ معاصر و مدرن. و ... حدیث مفصل که می توانید خودتان ادامه بدهید تا رسیدن به اجازۀ ساختن یک مسجد سنیان در تهران.

3- اما ضمن حرص خوردن و تحسین سخنوری روحانی مرتب بخودم  هم نهیب می زدم که جمع حاضر پای منبر روحانی همه پژوهشگر و نخبه و کلان نگرند و سیاست حاصل کارشان است و نه دلمشغولی خودشان. و به این ترتیب آرام گرفته بودم و راضی شده بودم که حسن روحانی در بنیاد امریکایی دارد برای خامنه ای سخنرانی می کند و او مخاطبش است که مرتب از تعامل با دنیا و عدم خشونت و عدم سرکوب حرف می زند و ... بویژه وقتی که به طعنه گفت: "کسانی که فکر می کنند بدون تعامل با دنیا و دیگر دولت ها می توانند موفق بشوند دچار اشتباه محاسباتی هستند" یاد حرف خامنه ای افتادم که او هم به حسن روحانی و دولتش گفته بود که آشتی با دنیا - بویژه غرب - اشتباه محاسباتی است و نباید مرتکب بشوند. یا مثلاً جائیکه از انتخابات افغانستان می گفت و مثال زد که اگر یکی زود می گفت من برنده هستم و دیگری هم می ایستاد که تقلب شده است نتیجه اش جنگ و نقار و آشفتگی بود و بس". متوجه شدم که دارد به خامنه ی اعتراض می کند که نباید نه به پسرش اجازه می داد قبل از شروع بشمارش آرا خودش را برنده اعلام کند و مهمتر اینکه خود خامنه ای نباید قبل از تأیید نتایج از سوی شورای نگهبان! احمدی نژاد را برنده معرفی می کرد.

4- خلاصه داشتم با این افکار و دلخوشی ها خودم را بخواب دعوت می کردم که یکباره سالن مصاحبه منفجر شد و من هم طوری تکان خوردم که فقط خدا به بیچارگی ام رحم کرد و کیبوردم از وسط دونیم نشد در هنگام پرشم به سقف و افتادنش بزمین. بلی رفقا سؤال یکی به آخر بود که بالاخره یک خبرنگار درپیتی هم - مثل حقیر - پیدا شود و سؤالی در حوزۀ فلسفه و ایدئولوژی مطرح کند بجای همۀ پرسش های سیاسی مرخرف و فاخر. پرسش در پیتی و ساده بود: "جناب آقای رییس جمهور اما همین چند روز پیش بود که در داخل کشور مقر حکومت شما تعدادی جوان بخاطر شادی و رقص در یک ویدیو بزندان رفتند و شلاق خوردند". البته سؤال کننده خیلی نجیب بود که ادامه نداد: "اگر شما مدعی هستید که حکومتی متعارف هستید و در بحث هسته ای دنیا باید با جمهوری اسلامی نیز مثل همۀ کشورها و حکومت های متعارف رفتار و برخورد کند آیا هیچ دیوانه ای در یک حکومت مدرن بچه ها را برای شادی و رقص شلاق می زند".

5- اما همان سؤال کوتاه و ساده نیز کافی بود که همۀ رشته های یک ساعتۀ رییس جمهور روحانی را پنبه کند و روحانی به لکنت دچار شود که کی؛ کجا؛ خبر ندارم؛ در جریان نیستم و کسی در ایران مزاحم شادی مردم نمی شود. و شروع کند به رطب و یابس بافتن و ریش جو گندمی اش زرد شدن. البته دنبالۀ ماجرا که پرسیده شد: "یعنی شما این ویدیو را ندیدید و هیچ خبری ندارید" حتی اجازۀ شنیده شدن پیدا نکرد و در حالیکه روحانی هنوز گیج می زد و حسابی حالش گرفته بود فرید زکریا سؤال آخرش را پرسید که یک دلسوزی امریکایی بود راجع به بازداشت جیسون رضائیان و البته زکریا بند را هم آب داد وقتی از عفو رضائیان پرسید و نوعی اعتراف به اطمینان از مقصر بودنش.

6- من البته مخالف روحانی نیستم و می دانید که دلم می خواهد موفق بشود اما با دست فرمان خبر ندارم و قوۀ قضائیه مستقل است و توجیه و لاپوشانی و معیار دوگانه نه تنها راه بجایی نخواهد برد بلکه این ظن مخالفانش را هم تقویت می کند که او را مهرۀ فریب مردم می دانند از سوی الیگارشی. روحانی برای پاسخ به سؤال مزبور و سؤال های مشابه - کم هم نیستند توی بسته بندی تازه و هدیۀ محسنی اژه ای بعنوان توشۀ راه نیویورکش مثل تهدید فیلتر - شبکه های اجتماعی - وزیر ارتباطاتش یا اعدام جوانی که مشخصاً برای عقیده اش اعدام شد - یک راه بیشتر ندارد اگر در ادعاهای سیاسی اش صادق باشد. او می توانست بجای انکار و حتی بدون اعتراف صریح پاسخ می داد که من قبول دارم که ما هم در داخل ایران دردسرها و تندروی های مخصوص بخودمان را داریم و مصمم هستم که با هرنوع تندروی مبارزه کرده و ریشه کن کنم. چون خودم هم قبول دارم که تندروی در ایران علاوه بر ترمز برای جامعۀ خودمان به تشدید تندروی مذهبی شروع شده در منطقه هم یاری می رساند.

7- این آرزویم را برای هزارمین بار نوشتم که اگر فقط به همین یک مورد "مدارا با جوانان و زندگی آنان طبق سلیقه خودشان در حد عرف غالب جامعۀ ایرانم" نائل شویم؛ نه تنها توسعه و پیشرفت ناشی و همراه از و با شادی و نشاط و سرزندگی جوانان به ایران برمی گردد؛ بلکه مهمتر از همه ما ایرانیان آواره نیز نه تنها با حکومت مان مخالفت نمی کنیم بلکه حتی در کنار زیاده خواهی های کشورهای بیگانه - از جمله غرب - در کنار دولت مردان مان سینه سپر می کنیم تا جوانان ساده لوح و حزب اللهی هم از این اشتباه در بیایند که ما را غرب پرست و بیگانه دوست و وطن فروش و از این قبیل می دانند و می نامند. ببینید بچه ها چه خواستۀ کوچکی داریم: "حق شادی کردن جوانان و مردم در عرصۀ عمومی و دیگر هیچ"! البته پذیرفته و قانونی؛ و نه از سر زور و اجبار و فتوای اکل میته! همین. یا...هو

۷ نظر:

ناشناس گفت...

تیمسار انچه که این حکومت متحجر را تاکنون سر پا نگاه داشته همین نقش بازی کردن ها و دروغ گفتن ها و خود را به کوچه علی چپ زدن هاست. ما این با این جماعت آخوند بزرگ شده ایم و قلقشان دستمان است ولی یک کم طول می کشد تا دنیا نیز تجربه ما را پیدا کند.چند ضرب المثل در این مورد داریم
اگر بیل زنی اول در خانه خودت را بیل بزن و نیازی به نصحیت دنیا نیست. دنیا راه خودش را بلد است .
اگر طبیب بودی اول سر کچل خود را دوا نمودی! اگر مرد بودی این حرف ها را خطاب به لاریجانی و خامنه ای می گفتی.
حال آدم از شنیدن این همه کثافت و تعفن و دروغ بهم می خورد وای به حال خودشان که آن را فرو داده اند!بدبختند!

ناشناس گفت...

پلورالیسم فرهنگی یعنی

اجازه ندادن به فرزندان بهایی برای ادامه تحصیل
یعنی اعدام یک نفر چون به یونس گفته است پیامبر پینوکیو!
یعنی اجازه ساخت حتی یک مسجد به اهل سنت یعنی همان برادران مسلمان بیسیک اسلام!
یعنی اجبار مردم به پیچیدن پارچه بخاطر حجاب بخاطر اذیت نشدن من!
...
..
.

ناشناس گفت...

قرار است ایرانیان تا ساعاتی دیگر در نیویورک بر علیه او تظاهرات کنند و آبرویش را دستش بدهند. نگران نباش. ماه پشت ابر نمی ماند!

ناشناس گفت...

کار مملکت بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم بیخ پیدا کرده، فکر کنم روزای سختی رو پیش رو خواهند داشت از ما بهتران، هر چی‌ هم هواپیمای بی‌ سرنشین و با سرنشین و موشک بالستیک و پلاستیک و غیره رونمایی میکنند باز هم طرف غربی حرف خودشو میزنه. دیوید کامرون دیروز با روحانی خوش و بش کرده ، امروز آماده تو صحن سازمان ملل افتضاح زده به هر چی‌ امثال روحانیه. اوباما هم که جوره دیگه پیچونده قضیه رو. بوی خوبی‌ نمیآد دلقک. اوضاع داره قمر در عقرب میشه یه جورایی.یه حرفی‌ بزن مرد.

ناشناس گفت...

اتفاقا بوی خوبی داره میاد یه پایان تلخ بهتر از تلخیه بی پایانه بابا ملت خسته شدن همه یه جور روانی شدن تو خیابونای تهران قدم بزنی میفهمی ...شیر ممد کجایی دلمون واست شده پرچم ایران.. آش لاش

ناشناس گفت...

بعد یه سال بازی داره قشنگ میشه ببینیم این اخوند روبه مجاز تا کجا میتونه دو دوزه بازی کنه دوستان بشینین و از ادامه این بازی لذت ببرین

ناشناس گفت...

شاید لازم باشد خیلی وقتها کارهایی را نکنیم یا حرفهایی را نزنیم
جنبش سبز با آن گستردگی چرا شکست خورد یا بهتر بگوییم ناامید شد ؟ بخاطر بیان دو جمله نابجای موسوی ! یکی وعده بازگشت به دوران طلایی یارو متهم ردیف اول بدبختی ایران ! و دیگری تاکید بر حفط نظام با بیان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش ! این یعنی یک دور باطل بدون دورنمای آزادی و همچنان درگیر گزینه بد و بدتر !
چاره چیست ؟
چاره این است که اول باید خودمان را از دست اختاپوس دین و آیه و حدیث و /// و زنجیر و سایر مهملات نجات بدهیم در واقع ستونی را که حکومت بر آن خیمه زده و مشروعیت کاذب گرفته را مشروعیت زدایی کنیم و هی نگوییم که اصل دین جیز دیگری است اصل دین همانی است که داعش دارد عمل میکند غیر از آن هر چه باشد رنگ و لعاب است و فریبکاری . نتیجه اینکه با مهملات نمیشود به جنگ مهملات رفت حکومتی که خودش متخصص در عوام فریبی است و خود را نماینده الله میداند ساده لوحی است که با شعار الله اکبر بتوان بر علیه اش شورش کرد .
بیاد دارم که یک معلم تعلیمات دینی داشتیم که میگفت باید مست خدایی بود و در رد مستی دنیایی و مشروباب الکلی مثال عوام فریبانه ای میزد که آن موقع به نظر تاثیرگذار بود اما الان در حیرتم که چقدر مزخرف میگفته ! میگفت : محکومی را در دادگاهی به سه حکم محکوم میکنند که یکی را انتخاب کند ! – خواهرش را بکشد 2 – با مادرش فلان کار را بکند 3 – یک بطر مشروب بخورد ! که متهم به مورد یک و دو اصلا فکر هم نمی کند و خوردن مشروب را قبول میکند که بعد از خوردن مشروب آن دو کار را هم انجام میدهد ! دیگه مثال از این احمقانه تر قابل تصور هست ! اینجوری فکرها را تخریب میکنند که مغزشویی کردن راحتر باشد . منظورم از آوردن این مثال ابلهانه این بود که برای مبارزه با این حکومت پر برکت اگر لازم باشد باید عرق کشمش هم حورد نکنه بگید حرامه ! به سلامتی