ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۵, شنبه

همۀ تساهل و تسامح 35 سالۀ خامنه ای در قاب ترسان دو زن و یک روحانی: موج مهاجران تازه !+عکس


ترویج پوشش نامرسوم دو زن در تلویزیون (+عکس)
تلویزیون در تهران


خیابان در موصل
مقدمه:

1- معمولاً نوشته های من در قاب اصلی سیرک خیلی ارتباط نمی دهند به خوانندۀ معمولی و کمتر سیاسی و غیر فلسفی. بنابراین من همواره بحث اصلی را در کامنت ها توضیح می دهم که آن نیز نصیب خواننده های پی گیر و دایمی می شود و خوانندۀ عجول و دنبال هیجان با لعنتی بمن و دلقک با آن تیترهای هنری - کنایی وبلاگ را ترک می کند. لذا برآن شدم که یکی از آخرین بحث هایم در کامنت دانی! را در اینجا هم بگذارم تا به آگاهی خواننده های گذری هم کمک بکند. زیرا برعکس آنچه که ساده اندیشان بمن منتسب می کنند در اصلاح طلبی داخل ایدئولوژی و آن را ماله کشی و نشدنی و نعل وارونه می پندارند؛ من اعتقادی به تحول ایدئولوژی مذهبی و اصلاح آن ندارم. بلکه پشتیبانی من از بخشی از حاکمیت در مقابل بخش دیگری از آن برای تسریع فروپاشی ایدئولوژی است و نه اصلاح آن؛ بر خلاف اصلاح طلبان مذهبی که به ممکن بودن اصلاح ایدولوژی اسلامی معتقد و کوشنده هستند. و همینطور انتشار کامنت را از این نظر هم لازم دیدم که معتقدم نشان دادن دو زن جوان نه پوشیه پوش بلکه غرق در سیاهی مطلق - چون پوشیه هم یک تور است در جلو صورت و نه قیراندود کردن همۀ صورت با چادر ضخیم مشکی - سرمنشاء موج جدیدی از مهاجرت خانواده ها و جوانان ایرانی خواهد شد که با توجه بسخت گیری فعلی کشورهای مهاجر پذیر معلوم نیست موج جدید قربانی کدام راه ها و دریاها و کوه و کمر و قاچاقچی های انسان خواهند شد.

2-نوشته ام اما در پاسخ به ادعایی است که خواننده ای حزب اللهی - با ادبیات ظاهر الصلاح - کرده است در مورد ستیزه گر بودن ایرانیان و آن را عامل اصلی عقب ماندگی ایران در یکصد و پنجاه سال گذشته دانسته است. که اتفاقاً این دیدگاه مختص سوء استفادۀ هواداران انتلکتوئل جمهوری اسلامی نیست و خیلی از آدم های منتقد و مخالف حکومت هم هوادار مصالحه بجای مبارزه با حکومت هستند و معتقدند که اگر ستیز با حکومت مرکزی - فرهنگ شده در ایران - را بهمراهی و سازش با حکومت تغییر بدهیم؛ خواهیم توانست جمهوری اسلامی را دچار استحالۀ لاجرم بکنیم و با هزینۀ کمتر اجتماعی به توسعه و پیشرفت برسیم. پاسخ من چنین است:

متن:

در مورد مثال زدن از کشورها و به ارگاسم رسیدن شما؛ من مجموعۀ ایران را نگاه می کنم و انتظارم سطح ممکن است و نه سطح ایده آل. لذا از کشورهایی مثال می زنم که دگرگونی های 35 سال اخیر را با تفاوت پشت سرگذاشته اند. شما حرفت درست است و درست نیست. درست است بخاطر اشاره به ستیز مدام ایرانیان با حکومت مرکزی در طول تاریخ معاصر. تحقیقاً هیچ ملتی در خاورمیانه به اندازۀ ایرانیان با حکومت هایشان ستیز نکرده اند و باعث انقلاب و دگرگونی و بی ثباتی نشده اند. شاهد مثال اینکه موج جدید ستیزهای خاورمیانه از الگوی ایران - چه مثبت و همراهی و چه منفی و تقابلی - ناشی شده است و الا کشورهای خاورمیانه هیچگاه شاهد ستیز توده ای با دولت های مرکزی نبوده و دگرگونی های حکومتی بیشتر حاصل کشمکش الیت های حاکم در قالب کودتا بوده است. حرف شما درست نیست اما: چرا ستیز با دولت مرکزی و حکومت فقط در ایران بوده که شکل گرفته و نه در سایر جوامع مسلمان می تواند عوامل فرعی بسیاری را شامل شود اما به اعتقاد من علت العلل این ستیز از بستر مذهب شیعه و وقایع عاشورای امام حسین نطفه می گیرد. به این ترتیب که روحانیت شیعه با تمسک به واقعۀ عاشورا و مظلومیت امام حسین و اعقاب امامت وی توده ها را علیه دولت های مرکزی شورانده اند و به سرپیچی دایمی واداشته اند. و یکی از دلایلی که ایران کنونی به بن بست رسیده است هم همین است. زیرا آن عنصر ستیز شیعی که بتدریج جزو فرهنگ مردم شده وجود دارد اما عنصر رهبری کنندۀ این ستیز که روحانیت شیعه بوده غایب است. چون خودش بقدرت رسیده و می خواهد این ستیز فرهنگ شده را مهار و خنثی کند. اما فرهنگ ستیز جان سخت است و از بین نمی رود ولی چون سر ندارد به نتیجه ای هم نمی رسد. مشکل توصیۀ شما در این است که مثل روحانیان در بدترین شرایط ممکن از نظر کارآمدی حکومت در تاریخ معاصر ایران خواهان سکوت و همراهی بجای ستیز و تحولخواهی هستی. درحالی که همراهی با این حکومت بدلیل نعل وارونه بودن ایدئولوژی حکومت هیچ دست آوردی نمی تواند داشته باشد. شما همین روحانی جوان بنام صادقی را ملاک بگیر در تلویزیون و زن و دختر دو نوزاد در بغل شان و حرف های شاذی که زده اند و می زنند. همۀ تسامح حکومت ایدئولوژیک در سی و پنج سال پس از انقلاب این تصویر نابی است که بنمایش گذاشته است. شما برعکس من بروحانیت توهین می کنی و موضوع سخت و آسانگیری آنان را سیاسی و از مقولۀ قدرت می دانی. و مدعی هستی که اگر قدرت حوزه و آیت الله خامنه ای تهدید نشود - مدعی هستی که در 88 تهدید شد - آنان نیز در سطح رفتار و توقعات ایدئولوژیک خودشان تجدید نظر کرده و بخشی از فرهنگ مدرنیته را می پذیرند و می پذیرفتند. اما حرف من این است که روحانیان ایدئولوژیک قدرت سیاسی را برای تثبیت ایدئولوژی می خواهند و نه بر عکس. نمونۀ بارز آن آیت الله صافی است که در اوایل انقلاب به سیاست مستقیم داخل شد و مدتی هم عضو شورای نگهبان بود. بعد اما بدلیل نگاه کمی مدرنتر آیت الله خمینی به ادارۀ کشور خیلی زود از مناصب حکومتی کنار کشید و امروز یکی از بسته ترین تفکرات موجود در مسایل اجتماعی و فرهنگی و مربوط به فرهنگ مدرن را او پمپاژ می کند از جایگاه مرجعیت. بحث طولانی است و شما دیر به سیرک آمده ای و گمان می کنی که من اینجا قصۀ حسین کرد شبستری می نویسم و بهیچ دقایقی از نوع اندیشۀ تو اشراف ندارم. حرف ما این است که دین و مذهب یک فرهنگ است و از آن ایدئولوژی در نمی آید و تا حوزۀ مذهب شرعی دست از قدرت سیاسی برندارد نمی توان انتظار داشت که آنان از تحجر مستولی بر شریعت قدیم عدول کنند و با مردم راه بیایند. چون آنان خودشان که تصمیم گیرنده نیستند بخواهند سفت و شل کنند. بلکه آنان راوی صادق امر خدا و پیامبر و امامند از قران و حدیثی که خیر مطلق است و سعادت بشر جز بازگشت به نص آن - دقیقاً مثل بغدادی - ممکن و مقدور نیست. بعبارت دقیقتر داعش جناح راست و نئوکان همان ایدئولوژی است که روحانیان ایران جناح چپ و لیبرال آن هستند. داعش معتقد است که با کشتن و سوزاندن باید هرچه زودتر جامعۀ مُثُُل پیامبر را پیاده کرد اما روحانیان ایران معتقدند که باید مردم را زجر کش کرد تا بتدریج همۀ نیروی شان را از دست داده و تحلیل بروند و تسلیم بشوند. اینکه حکومت ایران از فرار و مهاجرت ایرانیان مدرن جلو نمی گیرد و استقبال هم می کند و خودش هم فشار می آورد که تشدید شود به این خاطر هم است که از دید آنان مهاجرت ایرانیان مدرن به خالص سازی سریعتر جامعه و از نفس افتادگی سریعتر باقی مانده ها بیشترین خدمت و کمک را می کند. و روحانیان زودتر به برپایی مدینة النبی نائل می شوند. آنان البته روی دریای نفت درست فکر کرده اند. منتهی تحریم های نفتی از سویی و خشکسالی و بی آبی از جانب دیگر و نیازمندی ایران به از شیرمرغ تا جان آدمیزاد - واردات از خارج - از سوی سوم معادلات خوششان را بهم زده است. یا...هو

آدرس: علاقه مندان به خواندن کامنت خواننده ای که جواب مرا به او خواندید به پست قبلی (اینجا) و کامنت ناشناس ساعت 15:10 مراجعه کنند.

۸ نظر:

ناشناس گفت...

روشی که من تو کامنت نوشتم حداقل دو بار در شزایط بدتر یعنی حمله اعراب و مغول انجام شده و نتیجه داده . ج .ا خوشبختانه یا بد بختانه با جامعه ایران درمساحت زیادی همپوشانی داره. حرف شما در تشریح ستیز جامعه با حکومت را در غیاب سر بسیار متین و منطقی است . حاکمان فعلی ایران محصول همین جامعه متضاد هستند همچنانکه مخالفان پرو غرب محصول این جامعه هستند . در واقع مشکل از جایی شروع شد که ناصر الدین شاه دانشجو به غرب فرستاد تا مدیر تربیت کند از آن موقع به بعد جامعه ایران دارای دو سر شد یکسر سنت گرا و یکسر مدرن گرا.حتی ظهور مصدق و کو دتای 28 مرداد رقابت الیت پرو غرب بود برای رهبری جامعه و تداوم مدرنیزاسیون تا خروج پر قدرت سنت در سال 57 .به نظر من ج. ا یکی از بچه های این جامعه هست که گاهی میترسد گاهی مهربان میشود گاهی دنبال توجه هست باید این بچه را فرزند مشروع و نه حرمزاده این جامعه بدانیم تا منطقی تر بشود .

پ . ن . یا تشکر از تیمسار که به قول کامنت گذاری صبور هست و کامنت سانسور نمیکند . من هم حزب الله نیستم



یک حزب اللهی

ناشناس گفت...

برادر مساله رو برعکس تشریح کردی
جامعه رو جای پدر خونه گذاشتی و ج.ا رو جای فرزندی که مال همین خانواده و مشروع و شایسته توجه یا پرهیز از عدم توجه
در حالی که مساله برعکسه
یه ج.ا هست که خودشو جای پدر گذاشته و به ۹ تا از بچه های خونه به چشم نامشروع نگاه میکنه و یکی رو دردانه و لوس و تا حالا یکی دو تااز بچه هاروهم از خونه انداخته بیرون حالا تکلیف این ۷ تا بچه مشروع مورد بی مهری و ظلم پدرچیه؟ با پدر بی منطق تبعیضگرا چه کنن؟

ناشناس گفت...

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=208299

ناشناس گفت...

ما که نفهمیدیم شوما داری کجا رو میزنی؟ شاید گرا رو اشتباهی دادن

ناشناس گفت...

تیمسار چندی یپش خدمت شما گفتم که خامنه ای در خفا مشغول فعالیت های هسته ای است. امروز این مطلب را دیدم گفتم که برای شما و دوستان دیگر جالب باشد:

هم‌زمان حدس و گمان در مورد احتمال یک فعالیت مخفی و موازی با فعالیت‌های شناخته شده از سوی ایران بالا گرفته است. گری سیمور، که تا سال پیش در راس هئیت مشاوره اوباما در زمینه اتمی بود، می‌گوید: «در موقعیت کنونی من بر این باورم که “یک اقدام پنهانی” در یک مرکز اعلام نشده اتمی بیشتر محتمل است تا این که یک حرکت اساسی در یک مرکز اعلام شده انجام شود.»

غرب می‌خواهد بداند ایران چه کرده است و ایران نمی‌خواهد که غرب بداند او چه کرده است.

نگاه‌های مشکوکی از این دست ممکن است پرونده تازه دیگری را در باره مراکز مخفی احتمالی مطرح سازد. در این میان آن چه بیش از هر چیز دیگری این فرضیه را تقویت می‌کند، پافشاری هر چه بیشتر ایران بر خواست‌هایی است که مخاطبان غربی چرایی آن را در نمی‌یابند.

http://www.radiozamaneh.com/178530

Dalghak.Irani گفت...

یک توضیح مختصر در مورد ارتباط آن تصویر با مهاجرت بدهم: معتقدم که 80 درصد مهاجرت های بعد از انقلاب ایران دلیل و علت اجتماعی و سبک زندگی داشته است. و همینطور معتقدم که 80 در صد آن 80 درصد کل مهاجران هم به خواست و اجبار و اصرار زن ها انجام پذیرفته است. لذا هر گونه ایجاد رعب و ترس روانی و ترس از آینده در دل زنان آزاده و مدرن بسرعت ضریب مهاجرت خانواده ها و جوانان را افزایش می دهد. یا...هو

آرسین گفت...

تیمسار گرامی،
مخلص کلام همان است که گفتی.
با "دلار آمریکایی" نفت نمی توان هر روز به جنگ امریکا رفت!
قطعا امریکا هم به این مطلب سالها پیش پی برده و دنبال بهانه می گشته برای تحریم و هسته + محمود بهترین کمک را به امریکا کردو... و امروز نه دیگر سایتهای غنی سازی که تا رفع خصومت دو کشور تحریم ها پابرجا خواهد بود. چیزی که آیت الله خامنه ای هم می داند و هنوز مطمئن به پذیرش و عقب نشینی نیست. بدلایل هویتی و ایدئولوژیک ج.ا

مشکل امروز نه در تعداد سانتریفیوژها که در پذیرش نظم جهانی توسط آیت الله ها است.
نمایش هر روزه جواد و کاترین دهها کارشناس ریز و درشت که سعی در آتو گرفتن و ارائه راه حل دارند هم مشکلی حل نخواهد کرد.

تنها راه حل دست برداشتن ج.ا از تفکرات توخالی ضد اسراییلی و غرب ستیز است و همینطور پذیرش و تضمین غرب به حکومت آیت الله ها، که دیگر احساس خطر نابودی نکنند. (ترسی که آیت الله خامنه ای در هر صحبتش از آن اسم می برد بلااستثنا)
مابقی بحث ها زائد و وقت کشی است. مگر حل مشکلات در زمین نظامی. که طرف غربی -بخوانید دولت اوباما- جسارت انجامش را ندارد و طرف ایرانی توان اجرایش را.

ناشناس گفت...

اخوند ها این آرزو که دختران ایرانی به تدریج گونی پوش شوند را به گور خواهند برد