ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

یک ویلچیر هدیۀ مقام معظم رهبری و یک بلیط یکسره به جهنم هدیۀ مجلس به روحانی!


1- خوشبختانه خیلی زود صحنه ای اتفاق افتاد که بتوانیم عیار این حرف محمد قوچانی در مورد روحانی را محک عینی و عملی بزنیم. آنجائیکه می گوید: روحانی در روش مثل احمدی نژاد است و معتقد است که "بهترین دفاع حمله است". حالا روحانی بلیط بدون بازگشت به جهنم را گرفته از مجلس و روی ویلچیر هدیۀ مقام معظم رهبری نشسته در اردبیل و ما منتظریم که آیا روحانی از روی ویلچیر قطع نخاعش برخواهد خاست و بلیط جهنم را توی صورت مجلس خواهد زد یا نه. مثل ظریف خدمت مقام معظم رهبری مشرف خواهد شد تا برای او هم یک تور سیاست تدارک ببیند مثل تور نظامی ظریف که امروز اجرا شد.

2- واقعیت این است که خامنه ای از دولت دوم هاشمی یاد گرفت که چگونه دولت های ناساز احتمالی - نه حتی قطعی - با خودش و استراتژی عقب ماندگی اش را فلج کند بدون اینکه مثل داعش مجبور از گردن زدن شود. او دریافت که با استفادۀ قانونی و فراقانونی از اختیارات خودش و کمک هواداران و باند ارتجاع مذهبی قم می تواند بدون اینکه علناً با دولت مخالفت کند او را فلج و زمینگیر کند تا با تحمیل سنگین ترین خسارت ها به کشور و در مضیقه انداختن هرچه بیشتر زندگی مردم دولت را ناکارآمد معرفی و به رفتن لاجرم از صحنۀ سیاسی وادار کند. او البته قصد اجرایی کردن ایدئولوژی - معلوم نیست چیست - خودش را دارد و با نیت خرابکاری وارد نمی شود بلکه نتیجۀ محتوم حکومت شرعی اوست که چنین خسارتی را حامل است و مطلقاً - با تأکید بر مطلقاً - خواسته های تاریخ مصرف گذشتۀ او در برگرداندن خدای مدینۀ النبی به قرن 21 میلادی قابل به کامیابی رسیدن نیست.

3- استیضاح موفق فرجی دانا از سوی مجلس اتفاق فوق العاده مبارکی است که حتی از انتظار تحولخواهان عبور کرده و در راستای اهداف براندازان میوه خواهد داد. مشروط بر اینکه روحانی هم دست خودش را با جسارت و جرأت مورد انتظار قوچانی معرفی کرده بازی کند. بعبارت دیگر و در پاسخ به کسانی که از پروندۀ هسته ای و آینده چه خواهد شد می پرسند باید گفت که ممات و حیات روحانی در همۀ حوزه های مسئولیتش بستگی به این دارد که بازی خیلی عالی و سنگینی را که عوامل خامنه ای علیه اش شروع کرده اند چگونه پاسخ بدهد. واقعیت امر این است که اگر این تندروان جبهۀ آیت الله خامنه ای نبودند و نباشند بسیار نگران بودیم که ممکن است روحانی و خامنه ای برای مدتی ببندند و ایران را به آرامش نسبی برسانند که نتیجۀ قطعی اش باقی ماندن در دور باطل 35 ساله می شد. اما حالا به برکت وجود این اراذل و اوباش جنگجو این امید بارور شده که روحانی هم ناچار باشد و از روی اجبار بازی جنگی را ادامه بدهد و حداقل یک نقطه پایان نسبی بگذارد براین آشفتگی که "آیا رییس جمهور در ذیل رهبری خامنه ای می تواند محلی از اعراب داشته باشد یانه".

4- البته تعیین محمدعلی نجفی بعنوان سرپرست وزارت علوم بلافاصله پس از استیضاح حرکت نمادین خوبی است. اما این فقط برای دست گرمی شروع یک زد و خورد جانانه بدرد می خورد و کاربردی مؤثر در اثبات قدرت روحانی نخواهد بود. همانطور که در پست قبلی هم مثال زدم انقلاب ایران را اگر به یک آتشفشان - می توانید بخوانید لجن فشان - شبیه بدانیم که قله اش رهبری و دامنه اش دولت و رییس جمهور است. بطور کاملاً عینی و طبیعی باید بدانیم که تا قله از فعالیت تخریبی (برون ریزی گدازه یا لجن) باز نایستد نه می توان و نه باید در دامنه به ساخت و ساز و گلکاری مبادرت کرد. چون هرآینه عنقریب است که قله لجن پراکنی خودش را آغاز کند و هر آنچه ساخته ای و کاشته ای را زیر آوار لجن یا گدازۀ های مذاب دفن کند. پس چه روحانی و چه هر کس با هر توانی از مدیریت و دانش و مدیریت اجباری جز رفتن به جنگ رهبر ضد مدرن و ضد دانش و مرگ اندیش ندارد و نخواهد داشت.

5- متأسفانه جبهۀ مذهب عرفی (لیبرالیزه شده های انقلابی) خودشان توان شروع و پیروزی در جنگ را ندارند و محافظه کارانه فرصت های طلایی را سوزانده و می سوزانند. اما جبهۀ مقابل این خوبی را دارند که نمی گذارند این لیبرال ها ملت را بخواب ببرند با شعار "بزک نمیر بهار میاد". و حالا روحانی فرصتی استثنایی دارد که این جنگ مبارک تعمیق شده توسط مرگ خواهان را هم ادامه بدهد و هم با "بهترین دفاع حمله است" این دمل متعفن 35 ساله را نیشتری دردناک هم شده بزند. چون تا چرک ایدئولوژی شریعت دگم تخلیه نشود امکان کمترین بهبودی در وضع ایران نخواهد بود. روحانی منتظریم! یا...هو

۱۵ نظر:

پسر حاجی گفت...

ممنون

ناشناس گفت...

پاشنه آشیل مخالفان فساد و رانت اقتصادی وسیع است . این استیضاح در نتیجه دست گذاشتن بر روی مافیای اقتصادی بابک زنجانی و دار دسته همسو وهمکار اوست .روحانی باید در جبهه اقتصادی رودرروی آنها قرار گیرد ولی صد حیف که قوه قضاییه مستقلی نداریم.%%

ناشناس گفت...


سالها پیش یک تولیدی داشتم و برخی اوقات کارهای چوب بری ام را به نجار ها می دادم. یکبار یک نجاری را استخدام کردم که خیلی آهسته و کند کار می کرد.چند بار به او تذکر دادم و برای مدتی کمی بهتر می شد ولی دوباره به روش مالوف باز می گشت. عاقبت خسته شدم و گفتم چرا تند کار نمی کنی؟ این نجار حرف خیلی جالبی را به من گفت:
"راه دست هر کسی مال خودشه و عوض بشو نیست!"
این نجار با زبان عامیانه این مطلب را بیان کرد که منش شخصیتی هر کسی فرق می کند و نمی توان انتظاری بالاتر از آن داشت.شاید برای مدتی خود را عوض کند ولی بعد دوباره مشکل ساز خواهد شد. در سیاست هم همینگونه است .شما از شخصیتی که یک عمر امنیتی کار کرده و انفعالی عمل کرده و مدام زیر سایه مقام معظم رهبری زندگی کرده و مدام از ولایت فقیه دفاع کرده و کلا شخصیتی در سایه بوده است حالا انتظار دارید که یک شبه نقش تغییر شخصیت بدهد و مانند یوشچنکو عمل کند؟
اتفاقا اینگونه افراد را به تحریک شخصیت دعوت نکردن بهتر است چون مرد اینکار نیستندلذا در وسط کار عقب می نشینند و خسارتی بسیار بیشتر از عمل نکردن بر جای می گذارند.فرضا اوباما مرد جنگ نیست ولی اگر مجبور شود در یک جنگ رسمی ایلات متحده آمریکا شرکت کند , اینکار را ناقص انجام خواهد داد و نتیجه می تواند فاجعه بار باشد. تنها راه فقط می تواند بر روی کار آوردن شخصیت مناسب اینکار باشد نه گذاشتن بار اضافه بر دوش کسی که نه بدان معتقد است و نه بلد است و نه اینکه "می گذارند"!این افراد قبل از انتخابات برای رای گرفتن تصویری خلاف از شخصیت خود نشان می دهند و از این بابت کاملا قابل سرزنش هستند چون جامعه را سر در گم می کنند.
این نکته نشان می دهد که قوچانی حتی در شخصیت شناسی روحانی هم یا بعمد و یا سهوا آدرس اشتباه داده است. .

شاخ و شجر گفت!

ناشناس گفت...

برای مثال احمدی نژاد دارای منشی تهاجمی بود.یک خروس جنگی به تمام معنا! حیف که محیط رشد مناسب نداشت و هیئتی شده بود! به صغیر و کبیر رحم نمی کرد! تسق مقام معظم رهبری را کشید! نسق مراجع تقلید را کشید! نسق برادران لاریجانی و مجلس و قوه قضاییه را کشید! توی روز روشن توی مجلس رفت و توی گوش گنده لات مجلس, علی لاریجانی کوبید! هنوز که هنوز است با اینکه هیچکاره است کسی جرات اینکه پا توی کفشش بکند را ندارد.آیا روحانی خصیتین آن را دارد که در دفاع از وزیر علوم خود به مجلس برود و فقط یک خط مطلب دفاع کند؟ قوچانی ظلم بزرگی در حق احمدی نزاد با مقایسه او با روحانی کرد. حیف از این بچه جنوب شهر که تعلیم و تربیت درست و حسابی نداشت.سواد نداشت .مغزش با اباطیل مذهبی پر شده بود. بقول دوستی در این وبلاگ از مجموع 62 کیلو وزنش, شصت کیلو تخم بود و دو کیلو استخون ! جوهر شخصیت او و نه رفتار جنون آمیزش می تواند الگوی انتخاب مردم ایران برای گزینش سیاستمداران کارآمد و قاطع در آینده ایران باشد. از پخمه گی و زیر سایه این و آن زندگی کردن کسی بجایی نرسیده است.روحانی در انتخابات تصویری خلاف واقع از ماهیت درونی خود نشان داد.آینده مال مردان و زنان متهور و مدبر است.

شاخ و شجر گفت

خُسن آقا گفت...

شما زیاد از حد خوش بین هستید قبلا هم کفته بودم چاقو دسته خودش را نمی برد ملا ملای دیگری را سرنگون نمی کند ولی برای فرسایش این اراذل و اوباش بسیار مفید است. بهترین راه برای تخریب حکومت انداختن این اراذل و اوباش به جان یکدیگر.

ناشناس گفت...

تیمسار
اگر کل نخست وزیر ها و ریسس جمهورهای ایران را از دید آخوند بودن و نبودن بررسی کنیم و کاری به جناح های سیاسی آنها نداشته باشیم, می بینیم آنهایی که آخوند نبودند از قبیل بازرگان و میرحسین و احمدی نژاد از کسانی که لباس آخوندی را بر تن داشتند نظیر خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی و روحانی, دارای جربزه و استقلال شخصیتی بهتری بودند و "در مجموع" مستقل تر بودند. حقیقت این است که این لباس لباس بی عاری و دروغ است.آخوند جماعت یعنی بی هنری و یک دنیا حرف قشنگ! هیچ هنری ندارد.نهایت شجاعتش گفتن برو به جهنم است. از این لحاظ فکر می کنم که کاندیدای لباس شخصی شما یعنی قالیباف ولو با آن طرح جدا سازی جنسیتی اش بر روحانی مرجح بود.در آینده مردم باید فاکتور "آخوند نبودن" را در سنجش مردان سیاست خود حتما لحاظ کنند. از این طایفه هیچ هنری ساخته نیست بجز وعده های پوچ.

ناشناس گفت...

جناب تیمسار ، این چا از یک نفر لازم است جملاتی نقل کنم تا بهتر معلوم شود کشور ایران به کدام طرف می رود. روزی در حالی که کشور ایران به شدت دچار هرج و مرج و فلاکت بود از ناصر الدین شاه پرسیدند چرا وزیر با کفایتی مثل امیر کبیر را کشتی تا مملکت به این روز بیافتد گفت «امیر کبیر مردی کاردان بود ولی فرع اضافه بر اصل » اگر خامنه ای یا هر حاکم غیر منتخب مادام العمری اجازه بدهد زیر دستان غیر مطیع ذره ای عرضه نشان بدهند ، همیشه این ترس وجود دارد که مبادا این افراد با جمع کردن دار و دسته اقدام به کله پا کردن حاکم کنند . بزرگ ترین مشکل کشور ما حاکمیت احمقانه دو گانه ایی است که از 150 سال پیش دامان ما را گرفته ، شاه داریم ، مجلس داریم ، تازگی ها رییس جمهور هم داریم . چنین شتر گاوپلنگی در تاریخ بی مانند است . راه رهایی هم یکسره شدن کار یعنی یا باید بساط مجلس و ریاست جمهوری رابست و مجلس بشود چیزی مثل مجلس عربستان و کویت یا مقام عظما کله پا شود و دیگر رهبر وجود نداشته باشد. فعلا که مردم عرضه این کار را ندارند و از زمین و زمان هم برای مردم بد می اید ، « اخرینش همین داعش » ، پس می ماند این که بساط این مسخره بازی ریاست جمهوری و مجلس جمع شود . اتفاقا در کشور های خاورمیانه ثابت شده مردم بدون مجلس بهتر زندگی می کنند می گویید نه ، عراق و لیبی نمونه

ناشناس گفت...

یا خلیفه البغدادی ادرک شعب الایران...

Gol Asa گفت...

شما همون جناب تیمسار خودمون توی آهستان هستید؟
من از بالاترین رسیدم به وبتون .

ناشناس گفت...

پیش بینی بیش یک صد سال پیش جلیل محمد قلی زاده بنیانگذار مجله فکاهی «ملا نصرالدین» در مورد قدرت رسیدن آخوند ها در ایران:
جلیل محمد قلی زاده بنیانگذار مجله فکاهی «ملا نصرالدین» در شماره 25 آن روزنامه در سال 1908 اوضاع ایران را با نقشی که ملایان در آن بازی می کردند این گونه پیش بینی کرد: «اگر با این نیروی مخرب جامعه و تاریخ کهن تسویه حساب نشود، خواه انقلاب مشروطه بشود یا نشود، این میکرب ها می مانند
و من می ترسم در آینده نزدیکی چشم باز کنید و ببینید هشتصد ملا یک جا خلق شده، ملا همه امور مملکت را به دست گفته، همه ثروت شما را به باد داده، شما را به امان خدا سپرده و افسارتان را به بیگانگان رها کرده!

ناشناس گفت...

حسن هم زرد نموده است. ظاهرا فرجی دانا در لحظات آخر گفته بوده عزل معاونانم را به رییس مجلس می‌دهم و از بلند گوی مجلس هم پخش شده ولی اثر نداشته. بعدهم رسایی نوشته‌ای بلند کرده که دوپینگ لاریجانی اثر نکرد.

متاسفم ولی باید بگویم وضع فعلی مملکت ایران نشانه زرنگی آخوندها نیست زیرا این مار و عقربهای عمامه دار بر هیچ مردم دیگری در این کره خاکی غالب نشدند. علت فقط حماقت بی پایان ما مردم ایران است که اینها می‌توانند چندین بار آنهم بدون تعویض روش ما را گول بزنند.

در منابع اینترنتی ضریب هوشی متوسط مردم ایران بین ۷۵-۸۰ ذکر شده که من اعلام این عدد را تا حالا جهت تحقیر مردم ایران می‌دانستم ولی متاسفانه بنا بر شواهد علنی کاملا صحت دارد.

مردم ایران احمق هستند و هر کسی که ضریب هوشی بالای ۱۳۰ دارد باید فورا از این مملکت فرار کند وگرنه توسط همین مردم له خواهد شد و اصولا نیازی نیست جمهوری اسلامی بلایی سرش بیاورد.

ناشناس گفت...

تیمسار اگر قوچانی پس از تقلاهای زیاد و غلت و غلوط های تئوریک زیاد تازه به این نتیجه رسیده است که بهترین دفاع حمله است! و این خود باز در تناقض با دیگر تئوری خود است که جناح ها باید با هم مدارا کنند!(نمی دانم حمله با مدارا چه نسبتی دارد؟!)خیلی ها در همان زمان به این نکته بدیهی رسیده بودند.اگر یادتان باشد در همین وبلاگ در زمانی که تازه روحانی رییس جمهور شده بود برایتان نوشتم که روحانی راهی بجز حمله ندارد.او اگر بقای خود و خامنه ای و ایران را می خواهد باید شجاعانه پای به میدان بگذارد و هیچ زمانی منسب تر از الان نیست. حکومت به مذاکرات اتمی و دلار نیاز دارد و هر بهایی که لازم باشد را برای بقای خود خواهد پرداخت.برای شما مثال زدم که در شطرنج آنکه مهره بیشتری دارد و قویتر است حتما باید حمله کند و آنکه ضعیف تر است حتما باید دفاع کند.اگر غیر این باشد و آنکه قویتر است شروع به دفاع کند , کم کم مهره های خود را از دست خواهد داد و در نهایت ممکن است بازی را ببازد. روحانی هم علیرغم آنکه دست بالا را داشت و حکومت مجبور شده بود بر خلاف میل خود او را به رییس جمهوری برساند باز شروع به بازی دفاعی کرد و حالا همانطور که می بینید روز به روز قدرت خود را از دست می دهد و پس فردا هم به احتمال زیاد مذاکرات اتمی به شکست می رسد و به راحتی عذرش را می خواهند.

مستانه گفت...

سلام گرم آقاجون...

با نظرات دوستان خوبم موافقم خصوصا ناشناسی که در مورد ضریب هوشی ایرانیان صحبت کرده..همه مشکلات یک مملکت ازونجایی آغاز میشه که خشت اول رو مردمش کج بنا میگذارن و با نادانی و چشمان بسته تا بی نهایت ادامه میدن و جالبتر اینکه بنای غر غر هم میگذارن غافل ازینکه راهشون از همون ابتدای امر به ترکستان بوده و خود غافل! آری خلایق هر چه لایق..

ناشناس گفت...

تیمسار
کارگران معدن بافق یک کار " شیر ممدی " کرده اند.حکم دستگیری تعدادی از سران اعتصاب کننده ها صادر شده بود و تعدادی هم دستگیر شدند ولی 19 کارگر زرنگی کرده و به عمق معدن گریختند! نیروی انتظامی بدنبال آنها وارد معدن شده است ولی با دیدن محیط تاریک و دهلیز ها و تونل های بی شمار وحشت کرده است و بیرون آمده است.بقیه کارگران هم آماده بودند تا با تیرآهن و نبشی , یک گوشمالی درست و حسابی به نیروی گارد ویژه که در معدن مستقر شده بود بدهند. نیروی گارد ویژه هم ماندن را صلاح ندانسته و از محل رفته است.
حق گرفتنی است!

رامیار گفت...

از نظرات شاخ و شجر بسیار لذت بردم.