ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲۳, دوشنبه

درخواست ظریف از وزرای غربی: توافق که ممکن نیست از شکست جلوگیری کنیم!


1- لوران فابیوس وزیر خارجۀ فرانسه بعد از ملاقات در وین گفته است: "مذاکرات هسته ای مفید و دقیق بود". اگر موضع تند و سرسخت آقای فابیوس نسبت به ایران را از یاد نبرده باشیم در مذاکرات ژنو، حرف جدید فابیوس به این معناست که مذاکرات جلو نمی رود و غرب یکپارچه تر از همیشه سفت و سخت ایستاده است. چون مفید و دقیق از زبان فابیوس غیر از این معنا ندارد.

2- ویلیام هیگ وزیر خارجۀ بریتانیا گفته است: "اختلاف عمیقی بر سر غنی سازی در ایران وجود دارد. با اینهمه مذاکرات ادامه خواهد یافت". می دانیم که بریتانیا در کنار امریکا تمایل زیادی به موفقیت مذاکرات دارند و می خواهند هرچه زودتر به ایران برگردند. اما عقب نشینی ایران از مواضعش را جزیی می دانند هنوز.

3- اشتان مایر وزیر خارجۀ آلمان هم گفته است: "حالا توپ در زمین ایران است". آلمانی ها از بس که منطقی هستند هیچگاه بیشتر از موجود یشان چک نمی کشند. لذا چون می دانند که نخودی جمع شش کشور هستند که حق وتو هم ندارند آهسته می آیند و آهسته می روند همیشه. اینکه اینبار اشتان مایر هم صریح بوده که ایران باید عقب نشینی بیشتری بکند بنفع تیم خامنه ای نیست.

4- و بالاخره جان کری بعنوان صاحب عزای اصلی فرموده اند که "مذاکرات فوق العاده ای داشته است". این حرف جان کری می تواند حامل هم خوشحالی از وحدت کامل در بین دولت های همراه و همپیمان ( 1+3) باشد - روس ها و چینی ها خنثی هستند - و هم رضایت از اینکه ظریف و ایران نمی خواهند دست خالی برگردند به تهران. چون دست خالی یعنی بازگشت به دورباطل گذشته و اینک بسیار خطرناک تر و نزدیک تر به جنگ.

5- اما مشکل اصلی کجاست: بنظرم می رسد که همۀ آن مشکلات اعم از تعداد و نوع سانتریفیوژها، رآکتور آب سنگین اراک، حجم و مقدار مجاز نگهداری اورانیوم غنی شده در ایران، نحوۀ بهره برداری از تأسیسات فردو، میزان و سطح بازرسی های ادواری و فراتر از پادمان، طول بازۀ زمانی اجرای توافق  و ... که در دستورکار مانده اند وهنوز توافق نسبی هم انجام نشده است؛ اما همۀ این مشکلات به یک مشکل پیشینی تر و بنیادی تری مربوط هستند - "توازن در توافق" نام داده شده از طرف ظریف" - که حل آن و پاسخ به آن در اختیار هیچکدام از هیئت های مذاکره کننده اولاً، وزرای خارجه ثانیاً و حتی دولت های مذاکره کننده (اوباما در امریکا و روحانی در ایران) نیست. و آن مشکل با این جمله شروع می شود: "فرض محال محال نیست. لذا برفرض که ما همۀ خواست شما و خط قرمز شما را قبول و اجابت بکنیم. شما در مقابل برای ما چه خواهید کرد". و جواب این سؤال در هر دو طرف ایران و امریکا یک کلمه بیشتر نیست: "نمی توانم قول بدهم. چون خواست شما جزو اختیارات دولت ما نیست". 

6- جواد ظریف به طرف های غربی - با هدف اصلی امریکا - می گوید این خط قرمزهای شما خیلی پررنگ است. اما گیریم که ما همۀ این خواسته ها را پذیرفتیم آیا شما هم تعهد می دهید همۀ تحریم ها را در مقطع زمانی شش ماهه لغو و بی اثر کنید؟". و جان کری از سوی امریکا بجای پاسخ سؤال ظریف خودش هم سؤال مشابهی را طرح می کند: "این خواست لغو یکجای تحریم ها از سوی شما خیلی زیاده خواهی است اما گیریم که ما همۀ تحریم های وضع شده را شش ماهه برداریم آیا شما حاضرید تمام فعالیت های صنعتی خود در زمینۀ هسته ای را بمدت حداقل 20 سال تعطیل کنید"؟ پاسخ ظریف هم به سؤال کری جز تکرار همان سؤال ابتدایی خودش چیز مشخصی نیست. چون نه اجابت خواستۀ جان کری در حیطۀ اختیارات ظریف و روحانی است و نه اجابت خواستۀ نهایی ظریف در حیطۀ توانایی جان کری و اوباما.

7- چانه زنی مهم فعلاً متمرکز است بر اینکه گام سخت را چه کسی اول بردارد. جان کری می گوید ایران متهم است و برای برائت خودش باید خط قرمزهای مطرح شده از سوی ما را بپذیرد تا توافق حاصل شود و ما این توافق را بعنوان برگ برنده به کنگرۀ خودمان و شورای امنیت ببریم و تحریم ها را لغو کنیم. اما نمی تواند حتی در همین مورد هم قول صد درصد بدهد که کنگره با برداشتن سخت ترین تحریم های بانکی و نفتی موافقت کند. ظریف هم می گوید که شما لغو همۀ تحریم ها را بپذیرید تا من ببرم و بعنوان برگ برنده بگذارم روی میز خامنه ای تا بلکه با التماس و سرشما چون سر شیطان است همۀ خط قرمز های شما را بپذیریم. اما ظریف هم قادر نیست قول یقین و صد در صد بدهد از سوی خامنه ای.

8- نتیجه اینکه این مذاکرات در مدت باقی ماندۀ یکهفته ای حتماً به نتیجه نخواهد رسید و البته اعلان شکست و تمدید شش ماهه هم بعید است و محتمل در قالب تمدید دو یا سه ماهه خواهد بود و نهایتاً ایران است که بازهم بیشتر کوتاه خواهد آمد و خودش را بخط قرمزهای امریکا و غرب نزدیکتر خواهد کرد و توافق انجام خواهد شد. چون هرقدر در وین اوضاع خراب می شود اوضاع داخلی هم وخامت بیشتری را تجربه می کند. و علیرغم ادعاهای آماری دولت روحانی در زمینۀ ثبات اقتصادی و کاهش تورم و آرامش در بازار اطلاعات میدانی و تجربه های روزمرۀ مردم این ادعاها را تأیید نمی کند. از تشدید رکود وحشتناک در همۀ زمینه ها گرفته تا سقوط آزاد بازار سرمایه و بورس و حتی گرانی خودرو و اقلام خوراکی باقی ماندۀ راه تنفس مردم را سخت به شماره انداخته است. طرفه اینکه اوضاع داخلی اگر خراب است اوضاع منطقه ای که از خراب هم گذشته و وخیم اندر وخیم است و راه حلی هم جز سازش ایران و غرب از سویی و توبۀ خامنه ای از شیعه گرایی ایدئولوژیک از جانب دیگر بدیل جایگزینی ندارد. یا...هو

۵ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام خدمت دلقک عزیز

دلقک جان اگر تا 29 تیر مذاکرات به جایی نرسد فکر نمی کنم دیگه بشه به توافق امیدی داشت به نظرتون خامنه ای کوتاه خواهد آمد ؟

ناشناس گفت...

این متن رو یه آدم باهوش نوشته.

ناشناس گفت...

احسنت،دلقك عزيز.
بسيارى از ايرانيان مقيم خارج شده يكى دو ساله اخير را مى بينم كه شديدا به صرافت افتاده اند كه سريعا ملك و خانه شان را كه در ايران نگه داشته اند بفروشند از ترس دلار پنج هزار تومانى ( به گفته خودشان) خلاصه اينكه جو روانى داخل بسيار خراب است( نقل قول از اين افراد)
ارادتمند. افشين قديم

Dalghak.Irani گفت...

دوست عزیز. همانطور که در متن نوشته ام و بارها قبلاً هم تحلیل کرده ام امکان رسیدن به توافق در مدت باقی مانده نیست. اما این را هم گفته ام که ایران 100 درضد و اوباما بدلایل متعدد و اروپا به دلایل بیشتر اقتصادی تمایل به توافق دارند و لذا توافق تا پایان تابستان ممکن است. اینکه خامنه ای کوتاه بیاید یا نه باید این توضیح را بدهم که:

اغلب من از کلمات چکشی و شوک آور مثل تسلیم خامنه ای یا ایران به غلط کردن افتاد و این تعابیر را بکار می برم. تعدادی دیگر از خوانندگان هم هستند که گاهی هم کامنت می گذارند که خامنه ای تسلیم شده و به گه خوردن افتاده و عنقریب توافق را خواهد پذیرفت. اما - این اما مهم است - آن تسلیمی که من با کوهی از تجربه و دانش و فهم مسایل ایران بعنوان تحلیلگر می گویم با این تسلیم از روی تنفر نسبت برزیم و کری خوانی و تحقیر بصورت شعاری و سطحی مطرح می شود فرق بسیاری است. زیرا وقتی من از تسلیم خامنه ای حرف می زنم منظورم تسلیم ذهنی است و این تصمیم ذهنی تا بیاید به یک تصمیم و سیاست عینی تبدیل شود ده ها و صدها اقدام و چکش کاری دارد که در مذاکرات ذره ذره به عینیت خواهد رسید. در حالیکه تسلیم دوستان سطحی فقط یک لفظ تحقیر کننده است و نگاه مکانیکی و عینی دارد و بین تسلیم ذهن و پروسۀ تبدیل این ذهنیت به عینیت تفاوت زیادی قائل نیستند و اینطور القاء می کند که هیچ مشکلی نمانده و خامنه ای تسلیم غرب شده بخاطر نجات رژیمش و هیچ مقاومتی نخواهد کرد. لذا خیلی جدی نباید دید انانیکه خامنه ای را و تصمیماتش را مکانیکی و از روی ضعف و حماقت می دانند. در حالیکه خامنه ای مثل هرسیاستمدار در قدرتی ممکن است از نظر ذهنی به تسلیم رسیده باشد اما برای واگذاری امتیاز از روش قطره قطره استفاده می کند و خواهد کرد. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان ممنون از پاسخی که دادید
همانطور که قبلا هم اشاره کردید اشتون
و برنز امریکایی پایان شهریور ماه بازنشسته خواهند شد از طرف دیگر کنگره هم در مهر ماه دست جمهوری خواهان تندرو خواهد بود به نظر شما خامنه ای تا پایان شهریور تسلیم ذهنی خودش رو به الفعل خواهد کرد ؟
ممنون