ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲۵, چهارشنبه

محمد باقر قالیباف نباید توی تور ضدیت با جوانان زندگی خواه بیفتد. این یک هشدار است.


1- محمد باقر قالیباف را از هنگام منصوب شدنش به فرماندهی نیروی انتظامی بجای سردار لطفیان تعقیب کرده و می کنم. هنگامی که با انگشت اشارۀ مثبت جوانان مدرن و تحصیلکردۀ طبقۀ متوسط سال های بعد از شورش های سیاسی 18 تیر در مواجهه با نیروی انتظامی تحت فرماندهی این سردار چشم رنگی خراسانی مواجه شدم ناچار او را تا 17 سالگی در سال 57 و طرقبه و خانواده و چگونه باشندگی خانواده اش در پیش از انقلاب هم تعقیب کردم؛ و سپس به کوشش های جانباز او در طول جنگ ایران و عراق معطوف شدم. و هیچگاه نکتۀ منفی عمده ای ناشی از تحجر مذهبی در ایشان سراغ نگرفتم و نداشتم. لذا او را یکی از خدمتگزارانی یافتم که فارغ از دغدغۀ سیاسی و فرصت طلبی های رانتی و سیاسی می خواهد در چهارچوب جمهوری اسلامی بوطن و هموطنانش خدمت کند.

2- عشق من به این سردار با عرضه و جوان و اندیشمند هنگامی نطفه اش کامل شد و بدنیا آمد که او شهردار تهران شد و در اولین همت سازگار با فرهنگ و زمانه اش سینمای آزادی سوخته و ویران شده بدست تحجر مذهبی اوباشان را بازساخت که در آن موقع از دست هیچ اصلاح طلب و غیر اصلاح طلبی برنیامده بود و بر نمی آمد. و بدنبال آن ساختن پردیس های سینمایی در پایتخت ایران بود و کمک به ارتقای سطح فرهنگ مدرن در جامعه. این علاقه و دوستی عرق میهنی و البته یکطرفه - بدون اینکه نه او مرا می شناخت و می شناسد و نه من تاکنون موفق به زیارت ایشان از دور و نزدیک شده بودم - بود. تا اینجا هم پیش رفتم که من در سال 84 موافق ریاست جمهوری ایشان بودم و در وسع خودم تبلیغات میدانی هم کردم. که اشتباه جناح چپ در عدم رعایت منافع میهن از سویی و خطای رفسنجانی که دوباره قصد بازگشت بقدرت را داشت - و نباید - شد آنچه شد و محمود کبیر دزد سومی شد که تاج و تخت بربود.

3- در انتخابات سال 92 من دیگر خارج از ایران بودم و نقشی مستقیم نمی توانستم در داخل کشور داشته باشم. اما این بار نیز من با تمام توان و توشۀ وبلاگ و سیرکم به تبلیغ و جانبداری از ریاست جمهوری ایشان پرداختم. حرف من کاملاً دقیق و خط کشی شده بود: "اگر رییس جمهور مدیری می خواهید که در ظرف رهبری خامنه ای فعلی بتواند خدمات بیشتری در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی ببار بیاورد قالیباف بهترین گزینه است". این بار هم نشد که جای گفتن از چرا نشدنش اینجا نیست. اما هنوز هم معتقدم که اگر روحانی نتواند بر ضد خود و هاشمی (خامنه ای) غلبۀ سیاسی بکند و همین مماشات بلاتکلیف را ادامه بدهد؛ مردم ایران از رییس جمهور نشدن قالیباف ضرر خواهند کرد. چه گذشت برمن و هنوز هم ادامه دارد در آن جو تبلیغاتی احساسی و هیستریک نه قابل باور و نه قابل بازگویی است. زیرا من خودم انتخاب کرده بودم حمایت از قالیباف را و منتی و گله ای از هیچکس ندارم. تا امروز هم همۀ اتهامات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی وارد بر قالیباف را رد کرده ام و او را بعنوان "توانمندترین مدیر در کانتکست جمهوری اسلامی خامنه ای" دانسته ام و ایرادات را نه در عملکرد او بلکه در ساختار و ناکارآمدی شترگاو پلنگ جمهوری اسلامی دانسته و رد کرده ام.

4- اینک اما خبرهای متواتری از تهران پخش می شود که شهردار تهران در حوزۀ اعمال محدودیت برای زنان و دختران وارد شده و نه تنها کلاس های موسیقی فرهنگ سراها را تعطیل کرده است؛ بلکه شغل زنان شاغل در پست های نزدیک مدیران مرد را هم ممنوع و جابجا کرده است. و آخرین مورد هم برمی گردد به خبر تفکیک جنسیتی نیمکت های پارک های تهران به مخصوص مردان و زنان. اینجاست که دیگر نمی توانم متوسل به "انشاءالله گربه است" بشوم بدون اینکه هنوز هم باورم شود قالیباف بشدت جامعه شناس و دارای فرهنگ مدرن (عقلانی) کاری به این کم و کیف پروپاگاند شده در شبکه های اجتماعی انجام داده باشد. و چون راهی به راستی آزمایی دقیق هم ندارم؛ لذا وظیفۀ خودم دانستم که بعنوان یک ایرانی علاقه مند به ایشان هشدار بدهم که "ورود به حیطه های شخصی جوانان مدرن کاری بسیار زیاد خطرناک و پرریسک است و به شخصیت متعادل و محبوب او در بین زنان جوان بشدت آسیب می زند."

5- البته هم خودم اعتراف می کنم و هم می دانم که قالیباف هم مثل نگاه خودم فکر می کند راجع به ناهنجاری های پیشرفته در جامعه. و آن این است که جامعۀ ما و بویژه نسل جوان شهری ما در بخش هایی  بسیار فراتر از مدرن و فرهنگ شکل گرفته در سالیان طولانی در غرب رفتار و هنجار می کنند که خودش یک ناهنجاری فراملی و فراهویتی است. اما - و این اما مهم است - قالیباف باید توجه کند که علت افراط جوانان ایرانی - فراتر از هویت ملی - در برخی رفتارهای اجتماعی نه ناشی از خواست طبیعی آنان که واکنشی "خود ویرانگر" است در مقابل تحجر غیرقابل هضم نهادینه از سوی حکومت در ساختارهای آموزشی و پرورشی و سایر مؤلفه های مرتبط با جامعۀ مدنی. لذا اگر توجیه قالیباف در نزد خودش این باشد که "این نحوه رفتار ساختار شکن و بی هویت دیگر قابل تحمل نیست" باید بداند که اشتباه می کند و سرنا را از سر گشادش فوت کرده است. دلم می خواهد او خودش را و آبروی 30 سال خدمتش را بازیچۀ سیاسی کاران و متحجران ایدئولوژیک نکند و اگر خدای ناکرده با چشم داشت سیاسی و بقدرت بیشتر رسیدن مرتکب چنین اعمالی می شود بداند که بازنده است. چون از این راه قدرت بدستش نخواهد آمد و حیثیت شریفش را هم از دست خواهد داد. یا...هو

۲۲ نظر:

ناشناس گفت...

اولا که چنین خبری صحت ندارد یا حداقل من به چشم خودم ندیده ام. دوم هم اینکه در داخل شهرداری ارگانهایی وجود دارد که مطلقا زیر نظر شهردار تهران نیستند و یا از نهادهای امنیتی دستور میگیرند یا سازمانهای دیگر و انصافا با این وجود قالیباف تا کنون به خوبی همانها را هم مدیریت کرده.
نعره گوز

ناشناس گفت...

تیمسار جان فقط اومدم تشکر کنم و بگم زدی تو هدف

ساعاتی پیش یک عضو تیم مذاکره‌کننده ایران به ایسنا اعلام کرد که به احتمال قوی مذاکرات در روز جمعه متوقف و به مدت حدود دو ماه تمدید می‌شود.

ارد گفت...

جناب تیمسار عزیز
چند روزی بود منتظر این مطلب بودم
ممنون

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
اول اينكه ممنون كه وقت و انرژي ميگذاريد و به سوالات حقير نادان جواب مي دهيد
فكر نمي كنيد مشكل اصلي جناب قاليباف براي كسب آراي اكثريت مردم در انتخابات رياست جمهوري اينست كه تكليف خود ايشان با خودشان مثل جمهوري اسلامي كه تعبير شما شتر گاو پلنگي ست ، روشن نيست ؟
يعني اينكه ايشان را نه مي تواند يك اصولگراي صرف دانست و نه اصلاح طلب به حساب آورد ، در عين حال كه هر دوي آنها هست
در اينكه ايشان مديري كارآمدست شكي نيست ، و انصافا يكي از بهترين كارهاي آقاي خامنه اي حفظ ايشان بود و هست ، وقتي كه سال ٨٤ دلخور شده بود و شايعه قهر كردن ايشان پيچيده بود ، با اينكار آقاي خامنه اي نشان داد كه وقوف كامل دارد به قدرت مديريت قاليباف ، ولي چرا هيچوقت به ايشان اعتماد كامل نمي كند بعنوان يك اصولگراي ذوب در ولايت !؟ در حاليكه قاليباف مطلقا كاري نكرده و يا حرفي نزده كه بتوان تعبير به مخالفت با ولايت ( مثل كارهايي كه احمد نژاد انجام مي داد ) كرد و هيچوقت هم مثل اصلاح طلبان يا هاشمي حرفي نزده كه بتواند از تعبير به كنايه زدن به خامنه اي كرد
قاليباف ذاتا نمي تواند اصولگرا يا اصلاح طلب باشد ، به قول ما عوام ، دست خودش نيست ، شايد اين بخشنامه هاي شهرداري تهران در مورد بانوان ، به علت بلاتكليفي قاليباف با خودش و حكومت باشد ، نمي خواهم اينكار را نوعي خوش خدمتي شهرداري تهران در اينروزها كه خامنه اي دائما گير داده به بحثهاي فرهنگي ، تعبير كنم
بيشتر نوعي شيرين كردن فرزندي ست براي پدر، با اينكه به توانايي او ايمان دارد ، ولي به هر علتي كه براي حقير با اين بضاعت فكري ، نامعلوم است ، توجه شايسته خود را نمي بيند
قاليباف دو رويي و حقه بازي اصلاح طلبان را ندارد ، مثل اصولگرايان هم متحجر و نادان و نفهم نيست ، خاص و متفاوته ، شايد جرمش همين باشد
كسيكه خانه آقاي عزت انتظامي را فقط به خاطر ميل هنرمند گرانقدر ، با هزينه شهرداري و اهداء آپارتماني زيبا و تخصيص بودجه و پرداخت پول به مالك ( به گفته آقاي غريب پور مجري طرح ) ، زير نظر خود آقاي انتظامي و به نام ايشان ، تبديل به موزه انتظامي كرده است ، باور چنين رفتار و بخشنامه متحجرانه اي ، تقريبا باور نكردني است
شايد تكليف قاليباف با خودش ، مثل خود جمهوري اسلامي روشن نيست ؟
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

قالیباف از نوع حرف زدنش معلوم است آدمی مردمی است اما در عین حال دهن بین و فاقد ثبات شخصیت است. او شخصیتی درجه سوم در ج. ا. است. به نظر میاید اصلا ویژگی های یک نظامی کلاسیک را که بدرد روزهای سخت را بخورد ندارد. دلیل مانور شما روی او واقعا مبهم است.

Dalghak.Irani گفت...

شهروند عزیز حرف شما هم بنوعی درست است و هم نیست. درست است به این دلیل که در یک مجموعۀ کل نامتعادل حفظ تعادل هم نامتعادلی است. و درست نیست از این جهت که معمولاً آدم های سیاسی بی ثبات را در مورد بوقلمون صفت ها و نان به نرخ روز خورها بکار می برند و از این جهت اعتماد دارم که قالیباف هدفش از نگهداری خود در سیستم خدمت به جامعه است و نه فرصت طلبی برای الاف اولوف برای خودش. این پاسخ سؤال آن ناشناس محترمی هم که قالیباف را حقیر معرفی کرده هم می شود که اینطور نیست و قالیباف قطعاً باهوش و بزرگ است و نه حقیر و کاسه لیس. ضمن اینکه قالیباف را رهبر حفظ نکرده و او نان لیاقت هایش را خورده تا الان و حداقل سه بار از سه شورای شهر ملغمه رأی اعتماد گرفته است. با این افزوده که خامنه ای در حوزه های تصمیم به حفظ و حذف این و آن ابرقدرتی نیست که بخواهد کسی نباشد و نباشد و یا دیگری باشد و باشد. خامنه ای خودش آدم حقیری هم است بدلیل دیکتاتوری و عدم اعتماد به نزدیک ترین افراد اطرافش هم. عرض کرده ام که باورم نمی شود قالیباف جز برای مصلحت بالاتری برای خدمت حاضر به اعمال محدودیتی نامعقول به ملت و مردم باشد. باید بررسی کرد که اگر برخی عقب نشینی ها را نکند می تواند مثمر ثمرتر باشد یا نه. بدیهی است که قالیباف یک ضد سیستم و مخالف نظام نیست و اصولاً روحیۀ مخالف خوان و مبارزی ندارد مثل همۀ سیاستمدار - تکنوکرات های جوامع غربی. او فقط می خواهد در سیستم آماده کارکند و چه بسا برای اصلاح کلان سیستم آمادگی و روحیه نداشته باشد. درست مثل کسانی که در غرب سیاستمدارند و اگر در جهان سوم بودند و قرار بود برای کار سیاسی مبارز هم بودند اصلاً وارد سیاست نمی شدند. این غلط است که فکر کنیم سیاستمدار کسی است که همیشه آمادۀ هرنوع هزینه دادنی است. یا ترجیح بدهیم که چنین باشد. این ناشی از عقب ماندگی جامعۀ ماست که همه سیاستمدار خوب بودن را علیه سیستم موجود تعریف می کنند و می شناسند. یا...هو

خُسن آقا گفت...

یا شما خیلی ساده هستید یا سیاست را خیلی ساده انگاشته‌اید! این حرامی که نامش قالی باف است با این سیاست در پی بافتن قالی برای فرش کردن کاخ خود است وگرنه اگر دنبال پیش رفت برای ایران می بود باید بولدوزر بر می‌داشت و می‌رفت کاخ خامنه‌ای را ویران می‌کرد.
او دارد با این کارها به خامنه‌ای چشمک می‌زند که برای سرکوب جوانان باید من "قالی باف" رئیس جمهور بشوم!
وگرنه این همان حرامی است که به گفته خودش کف خیابان با چماق بر سر دانشجو (جوانان) می‌کوفته و هنوز هم می‌کوبد!

Dalghak.Irani گفت...

پاسخی نمی دهم به احترام. البته پاسخی هم ندارم که بدهم. زیرا 5 سال است که معیارهای قضاوتم را در مورد ریز و درشت مبتلابه بشر گفته و نوشته ام. ضمن اینکه هرکدام از من ساده یا سیاست ساده را که در مورد شخص من وارد بدانید وارد است چون من واقعاً هم آدمی دهاتی و ساده هستم و از بد روزگار اینکاره شده ام و دارم از اجتماع و سیاست می نویسم. گاهی فکر می کنم که ارتباط برقرار کردن من با مردمان نرمالی مثل شما کار سختی است زیرا من بشدت از خودم تهی هستم و چیزی بنام عشق و نفرت در وجودم کشته شده و همه جیز و همه کس را فارغ از خوب یا بد آمدن خودم و نفع و ضرر خودم و تأیید و تکذیب خودم و احساس و عاطفۀ خودم - که نمانده و ندارم - نگاه می کنم. اما چه باک بگذار بین این همه پیچیدگی ها یک نگاه ساده هم سوسو بکند. یا...هو

ناشناس گفت...

شاید قالیباف در زمان انتخابات ریاست جمهوری قابل اعتنا بودولی اکنون صفحه بازی عوض شده است و بحث در مورد او بی مورد است.

ناشناس گفت...

اسبی (خالیباف) که روش شرط بستی کور و لنگ در اومد که!

ناشناس گفت...

فقط خود شيريني است اتفاقا رهبر او را به تخمش هم حساب نمي كند وگرنه براش يك تقلبكي مي كرد فقط قالياباف بيشتر خودش را از چشم مردم انداخت

ناشناس گفت...

قالیباف می داند انتخابات بعدی با مهندسی انجام خواهد شد واز هم اکنون برای خود جا پایی محکم می کند یادتان اگر باشد در انتخابات92 که چهارشنبه گفتند نظر از سمت جلیلی به سمت قالیباف برگشته ایشان گفت من کاری می کنم که اب در دل اقا تکان نخورد اما دیر شده بود و کس جرات بازی با رای مردم را نداشت

رضا گفت...

سردار با عرضه و جوان و اندیشمند امروز در نماز جمعه فرمودند: معاشرت بیشتر زنان با نامحرمان نسبت به همسر و فرزندان «کانون خانواده را تحت تاثیر منفی قرار می‌دهد.»
وی ادامه داده «غیرت ما کجا رفته است؟ حالا بی‌بی‌سی هرچقدر می‌خواهد حرف بزند.»
قالیباف افزوده زمانی که شهرداری تهران می‌خواست «پارک بانوان» راه‌اندازی کند نیز عده‌ای از همین دست «حرف‌های احمقانه» می‌زدند.
به گفته شهردار تهران بعد از «استقبال» زنان از این پارک‌ها «رسانه‌های خارجی و ایادی داخلی آن‌ها خفه خون گرفتند و دیگر حرف نزدند.»

Dalghak.Irani گفت...

بغیر از همین خفه خون گرفتن که کلمۀ خوبی نیست از زبان یک اندیشمند مسئول بقیۀ "تمام" حرف های قالیباف حرف های بدی که نبوده که خوب هم می شود شنیده شود. منتها ازنگاه نفرت به کل رژیم اگر نگاه کنی نمی توانی و نمی خواهی این فرق ها را تشخیص بدهی:

1- قالیباف کارگزار جمهوری اسلامی است و این موضوع مهمی است.

2- ادبیات قالیباف بطور طبیعی از ادبیات غالب در جمهوری اسلامی هم شکل گرفته - مثل کلمات عربی زیادی که من در نثرم بکار می برم - و هم رشد یافته و او ناگزیر است که بخشی از اثبات همفکری خودش با سیستم حاکم - شرط بقا - را از طریق ادبیات منتقل کند.

3- می دانید که گفتمان پست مدرن در برخی از اشکال و دغدغه های معنویتش با فرهنگ سنتی همپوشانی شکلی دارد. و کم نیست از آرای پست مدرن هایی مثل فوکو و دریدا و... که مورد بهره برداری سوء و "اینهمانی" متحجران داخلی قرار می گیرد. لذا تشخیص من این است که قالیباف پست مدرنی است که از معنویت دفاع می کند اما ناچار آن را در ظرف های قدیمی و مذهبی هم جاسازی می کند تا مخاطب خاص بالا نیاورد. برخی المان های مورد اشارۀ دفاع از عملکردش در حوزۀ بانوان مثل ایجاد پارک مخصوص یا مجتمع کردن همجنس ها نزدیک تر بهم در محیط های کار جزو بررسی ها و یا حتی عملکردهای دولت های پیشرفته هم است امروز و توصیه می کنند. یا...هو

4- لعنت به قالیباف. یا...هو

ناشناس گفت...

سلام عزیز
لطفا وبلاگ " فیلتر شکن جدید" را هم لینک نمایید

http://iransecuritytraining.blogspot.com/p/all.html

فیسبوک فیلتر شکن جدید:
https://www.facebook.com/FilterShekaneJadid

گوگل پلاس فیلتر شکن جدید:
https://plus.google.com/115408087537564981303

توییتر فیلتر شکن جدید:
https://twitter.com/FilterShekanJ

ممنون از شما

ناشناس گفت...

دلقک گرامی

ایشان رو از منظر مدرن و پست مدرن بررسی نفرمایید
ایشان رو از منظر هماهنگی با تغییر جهت باد سیاست بررسی بفرمایید به ویژه اینکه دیگر امیدی به نشستن پشت میز ریاست جمهوری ندارند
پارک بانوان و امثال آن در جامعه ای که آزادی برای همه هست می تونه حرکتی پست مدرن به شمار بیاد وگرنه در سرزمین حکومت تحجر معنی جز کاهش درد تحجر نداره

Dalghak.Irani گفت...

فرمایش شما درست و دقیق است. اما حرف من این است که اولاً باید کسانی را در اولویت تعقیب قرار بدهیم که ایدئولوگ این سیستم هستند تا حداقل به جامعه ای با تفکر معتدل روحانی و خاتمی و هاشمی و قالیباف و ... برسیم. ثانیاً و مهمتر از همه اگر کمک به گسترش شکاف ها و گسل های ایدئولوژیک در بین هیئت حاکمه دستور کار نخست ما است - که در مورد من حتمی است - ما حتماً باید با حمایت از دسته ای عرفی تر علیه دسته ای شرعی تر این مأموریت را انجام بدهیم. و الا گفتن همه از ریز و درشت سرو ته یک کرباسند که سی سال است جاری است و هنوز هم سیاسیون متوهم - ناهار درلندن شام در تهران از راه جنبش های مردمی و جنگ های خیابانی - کم نیستند. لذا به این دلیل که مبنای نگاه کلان من و شما دچار تعارض عمیق و بنیادی است در مورد قالیباف هم به تفاهم رسیدن مان ممکن نیست. این را در ارتباط با کل موضع گیری های خودم گفتم و ارتباطی با قالیباف ندارد. زیرا من قالیباف را خدمتگزار هم می دانم و از بغض خامنه ای به قالیباف پناه نبرده ام؛ برعکس پناه بردنم به هاشمی و روحانی و هرکس بغیر از قالیباف. یا...هو

ناشناس گفت...

قالیباف با این بحث زنانه مردانه کردن شهرداری سوتی بزرگی داد.این هم همان "قر ریزی" است که جگر تیمسای را می سوزاند!

ناشناس گفت...

قالیباف فقط مردمی که لحظه هایی بین رای دادن بهش و یا به روحانی تردید داشتن و در نهایت با تردید به روحانی رای دادن به درستی کارشون مطمئن می کنه

شهریار گفت...

در این باره مطلبی در جایی نوشتم که خلاصه آنرا در زیر می‌آورم.

قالیباف و یارگیری از غیرتی‌ها

پس از افشای دستورالعمل های تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران قالیباف روز جمعه 27 تیر در کسوت سخنران پیش از خطبه‌ی نماز جمعه تهران به دفاع و توجیه تمام عیار از این شیوه‌ی جدید مدیریتی زیر مجموعه‌ی خود پرداخت حتی از تسری آن به صندلی پارکها هم خبر داد.
قالیباف که نزدیک به یک دهه سعی کرد با پوشیدن کت شلوارهای شیک و مد روز و پناه بردن به شیوه‌های تبلیغی مدرن، خود را یک تکنوکرات و تا حدودی روشنفکر بنمایاند پس از دو دوره ناکامی در یارگیری از جمعیت هدف در اتنخابات ریاست جمهوری اکنون در پایان راه رشد مقام و جایگاه حکومتی خود سعی دارد تا با قلقلک دادن غیرت مردان این جامعه، با موج سواری بر جریان شکل گرفته از سوی کانون های فشار بر دولت روحانی به یارگیری از غیرتی‌های بپردازد.
هرچند شاید بتوان در یک برآورد سطحی از جامعه ایران، به نتیجه‌ای رسید که در آن پارامتر برساخته‌ی مردسالاران اسلامی یعنی غیرت نقش مهمی در جهت دهی تفکر مردان آن در مواجهه با پدیده‌ی اجتماعی شدن نقش زنان دارد اما باید توجه داشت که زنان تحصیلکرده و روشنفکر امروز که دیگر در اتمسفر ایزوله‌ی حکومت اسلامی محبوس نیستند و خود را متعلق به جامعه‌ی جهانی میدانند، خود تعیین کننده نوع و شیوه‌ی تعامل با پیرامونشان هستند. نگاه قیم مآبانه‌ی جناب قالیباف که البته در اظهار نظر کمی بدور از ادب ایشان مشهود است خود تیر خلاصی است که بر شیوه‌ی جدید ایشان برای یارگیری شلیک میشود. به جمله‌ی "نبايد اجازه داد زنان بيشتر از «محرمان» خود با «نامحرمان» معاشرت داشته باشند." ایشان توجه کنید تا روی دیگر آقای تکنوکرات را دریابید. همزمانی داعشیزم در عراق و سوریه و غیرتیزم و دلواپسیزم در ایران را البته باید به فال نیک گرفت تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

ناشناس گفت...

چند وقتی است که خواننده ی وبلاگ شما هستم
تنها مشکلی که در این نوشته برایم وجود داشت حمایت جناب دلقک از قالیباف بود
امید داشتم پرده کمی کنار رفته و برای دلقک عزیز شخصیت آقای قالیباف مشخص شود
حال که سردار اندکی از ذات خود را روی دایره ریخت توقع داشتم دلقک کمی مواضع حمایتی خود را از قالیباف کمرنگ تر کرده و منتظر بماند آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد
دیر نخواهد بود روزی که قالیباف به مانند دیگر دوستان حکومتی رفتار خود را نشان دهد ولی امیدوارم دلقک عزیز انروز نوشته های و حمایت های بی دریغ خود را از ایشان از یاد نبرده باشد
با تشکر از تمامی مطالب شما به جز مطالب مرتبت با شهردار فعلی
همیشه ی ایام برقرار باشید.

ناشناس گفت...

بسیار خوب. اکنون که مدتی از ماجرا گذشته و بعد هیجانی ماجرا (که میدان اصلی مانور مخالفان دکتر قالیباف است) فروکش کرده ماجرا را برای شما شرح می دهم. 1- تفکیک نیمکت حرف کاملا واهی و بی اساسی است و هم اکنون از هر کس که میخواهید در موردش میتوانید سوال کنید.
2- تصمیم سازمانی که گرفته شد صرفا یک تصمیم مدیریتی بود بر اساس اصول مدیریت سازمانی که قطعا هر مدیری حق دارد پس از تحقیقات لازم در مورد موضوعی که احساس میکند راندمان کاری سازمان را بالا میبرد می تواند انجام دهد (لحاظ کنید که دکتر قالیباف در اولین واکنش خود بیان کرد که با تفکیک جنسیتی مخالف است) و این موضوع در وبلاگ ایشان آرشیو هست.
3- فقط کار کردن زنان به عنوان منشی برای مردان سازمان ملقی اعلام شد. به علت هجم بالای ساعت کاری آقایان و مسائلی که فقط برای خانم هایی که در سازمان ها کار کرده اند قابل درک است اما گویا یا دیگران خواب هستند یا ترجیح داده اند با شعارهای غیر واقع بینانه خودشان را به خواب بزنند.
4- با توجه به جو تفکر کنونی که در جامعه بر زنان حاکم است مانند تصور ساده لوحانه ای که مردم از بانوان دارند مانند اجرای دیالوگ های مسخره و احمق جلوه دادن بانوان در نقش منشی در صدا و سیمای ایران و تصور عامه دکتر قالیباف سعی کرد با ارائه جایگاه های بالاتر به زنان به جنگ این کلیشه های اجتماعی برود. از این لحاظ قالیباف نشان داد که از لحاظ شناخت و ارائه راهکارهای اجتماعی فرهنگی همچنان چند قدم از دیگران جلوتر است و چه بسا این کج فهمی ها حاصل پیشرو بودن ایشان در زمینه فکری هست که طبیعی است.
5- افرادی که این حرکت ایشان را تلاشی برای نزدیک شدن به اصولگرایان و پیدا کردن جایگاه در بین این جناح میدانند اکنون که دکتر قالیباف در نشست های هم اندیشی اصولگرایان شرکت نکرده اند و ترجیح داده اند وقتشان را به رسیدگی امور مردم اختصاص دهند قاعدتا باید جواب خود را گرفته باشند.