ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

فردا روز پرتغالی هاست: سرمربی کارلوس کیروش برای ایران و کریس رونالدو برای پرتغال!


1- قدیمی ها می دانند که عاشق دیوید بکهام بوده ام و هستم بخاطر شخصیت بی بدیل حرفه ای و انگلیسی اش. حالا اما اعتراف می کنم که عاشق رونالدو هم بوده ام از همان زمانی که به منچستر یونایتد آمد و حتی فرودسی پور اورا جدی نمی گرفت و متفرعن می دانست. خب این هم پنهان کردنی نیست که بگویم من برتری خواهی مثبت از نوع بکهام و رونالدو را یک میلیون بار ترجیح می دهم به فروتنی از روی "خودتحقیری" و خاکی بودن مهوع و سنت متواضع. مردانی که زحمت خود برتر سازی شان را می کشند و بدون کمترین رانت و حاشیه ای همیشه در اوج می مانند تنها انسان های شایستۀ الگو شدن در دنیای مدرن هستند برای جوانان در آرزوی کامیابی. که رونالدو یکی از سرآمدان این نوع انسان های "ابرمرد" است. او را شایستۀ بردن جام جهانی به پرتغال می دانم و مطمئنم که امسال سال اوست حتی اگر پرتغال بیشتر از نیمه نهایی بالاتر نرود. بزبان فارسی و در غیاب دور از چشم خودش عشقم را و احترامم را تقدیمش می کنم و می گویم کریس تو یگانه ای!

2- کی روش اما دومین پرتغالی است که نه  فقط برای شخص خودش بلکه بخاطر تیم ایران تحت رهبریش هم عشقم را نصیب می برد. و او امروز کاروانش را پرواز داد به مقصد کعبۀ فوتبال برزیل. قبلاً راجع به همۀ خصوصیات منحصر بفرد کی روش سرمربی نوشته ام و اینکه چگونه جامعۀ ایران را و تیم تحت رهبریش را خوب آنالیز کرده است و فاکتورهای مؤثر در موفقیت نهایی را با دقت لحاظ نموده است. امروز اما نمونه های جدیدی از رفتار حرفه ایش در برگزیدن 23 مرد میدان آخرینش چهره نموده که دوست دارم بگویم. او پیام صادقیان را در مرحلۀ اول و محمد رضا خلعتبری را در مرحلۀ دوم خط زد و همین دو خط خورده از پرسپولیس محبوبم باعث بیشترین حرف و حدیث ها و تعجب ها شد در داخل و خارج ایران. کی روش به این دلیل هم صادقیان را و هم خلعتبری را خط زد که این دو بازیکن تنها آخرین دو نفری بودند که در پروندۀ گذشته شان رگه هایی از "منم" ثبت شده و استعداد حاشیه سازی داشتند. وارد جزییات نمی شوم زیرا فوتبال دوستان می دانند که هم پیام و هم محمدرضا شیطنت های "عزیزکرده دانستن خود را" داشته اند چه به قلیان و حاشیه و چه به امارات و حاشیه و قس علیهذا.

3- کی روش برای اینکه یک سرسوزن هم حتی حاشیه و ساز تفرقه زن در اردویش باقی نگذارد مجید صالح کمک مربی دو ماهۀ ایرانی اش را هم از فهرست مسافران برزیل خط زده است؛ فقط به این دلیل بسیار مهم که به او گفته روی نیمکت نشین و او نتوانسته هضم کند این دستور سرمربی را. خب البته صالح هم حق داشته که حالا که به برزیل می رود توی چشم رسانه ها باشد برای موقعیت ها و افتخارات آینده. اما حق بالاتر با کی روش بوده که می خواهد یک گروه باشند همه با یک ذهنیت واحد و آن هم تلاش برای دیده شدن فوتبال ایران و نه هیچکس و ناکس دیگر. او در این کار موفق شده و معلوم است که تیمی چنین متحد و یکپارچه و یک روح در 23 کالبد امید بیشترین موفقیت را دارد و چیزی به اما و اگر واگذار نشده است جز خود فوتبال با آخرین توان در ذهن و جسم بچه ها. به کی روش و بچه هایش بدرود می گویم از ایران و سلام می کنم در برزیل و می گویم که قلب های 30 میلیون ایرانی فوتبال دوست و 70 مبیلیون ایران وطندوست را همراه و پشتیبان دارند و موفق خواهند شد انشاءالله. خدا یارتان. یا...هو

پی نوشت: این مطلب را چند روز پیش منتشر کرده ام و اتفاقاً فردا روز پرتغالی هاست. پرتغال با آلمان و ایران کیروش با نیجریه. می دانم که هم مرد پرتغالی ایران و هم اسطورۀ جوان کشور پرتغال فردا تاریخ را مجدداً خواهند نوشت. دعا می کنم و تعصب دارم برای فرزندان کشور اهورائیم ایران. و برای کریس عزیز هم آرزوی بهترین ها را دارم. آرژانتین را هم دیدیم و خیلی معمولی تر از معمولی بود و بدا به شانس بوسنی که با گل بخودی دقیقۀ 3 کمرش شکست و الا آرژانتین زور بردنش را نداشت.

۹ نظر:

سعید گفت...

دلقک جان سلام و سپاس برای مقاله های خوبت . راستش گذشته از محتوای خوب مقاله هاتون آدم تا بفهمه منظورت چیه دهنش سرویس میشه .دستور نوشتاریت مثل خمینی میمونه . جای فعل و فاعل و مفعول و ...، همش اینور اونوره .آدم باید چند بار جمله هاتو بخونه تا بفهمه چی نوشتی . کمی با حوصله بنویسی فکر کنم بد نباشه . البته چون به نوشتهات علاقه دارم این انتقاد رو میکنم

گاگول گفت...

"مردانی که زحمت خود برتر سازی شان را می کشند و بدون کمترین رانت و حاشیه ای همیشه در اوج می مانند تنها انسان های شایستۀ الگو شدن در دنیای مدرن هستند برای جوانان در آرزوی کامیابی."
مغز حرفت و جان کلامت را با توجه به منش پسندیده ای که در شما سراغ دارم درک میکنم اما با اجازه ات میخوام مته بر خشخاش بگذارم و بگویم واژه ای مثل "خویشتن زیستی" را به جای "خود برتر سازی" ترجیح میدهم. هم از نگاه روانی و هم نگرشی و فلسفی.

برتری جویی به خود برتر سازی(مد نظر شما) می انجامد و پس از آن لاجرم به مقوله قیاس وارد میشود و قیاس تفاوت ها را آشکار میکند، و تفاوتها پستی و بلندی را، که اگر بلندی همچنان بلند بمانی و اگر پستی به سوی بلندی حرکت کنی،هر دو فرایند نیازمند صرف انرژی است، تا اینجا ظاهرا مشکلی نیست، اما به محض اینکه انرژی ته بکشد دروازه گل و گشاد توجیه باز میشود به روی واژگانی چون برتری جویی و رانت و فرصت و حق و شانس ...
چرا که هر کسی از ظن خود یار این مفاهیم می شود و من و شما صلاحیت آنرا نداریم که بگوییم درست فکر میکند یا نه چون ما نیز مثل او یک سنجه و معیار بیشتر نداریم یعنی همان "خود برتر سازی".

از نظر روانشناسی نیز ثابت شده است که قیاس از مهمترین عوامل استرس و نگرانی است که همراه خود خشم، رقابت ناسالم، حسادت، کینه، خود کمتر بینی، خود بزرگ بینی، اندوه و گاهی خطر پذیری غیر عقلانی، ترس از قضاوت شدن، توجه طلبی و غیره را به همراه دارد.

اما از نگاه دیگر یعنی "خویشتن زیستی"اگر چه باز هم نمی توانیم خارج از محدوده قیاس باشیم ولی چون این مقایسه را با آنچه که در باور خود می توانیم باشیم، با آنچه که اکنون هستیم می سنجیم، در رقابتی صلح آمیز با خود و بی درد سر برای دیگران قرار میگیریم.

با حرف شما موافقم که رونالدو در فضای "خود برتر سازی" سیر می کند و مصداق حرف من لیونل مسی است با نگرش خویشتن زیستی.

برای همین رونالدو در زمین عربده میکشد که مرا ببینید و ماهیچه های 6 تکه ام را و دوست دختر سوپر مدلم را و عکسهای تمام برهنه ی هیکلم را.

و ما در حضور لیونل مسی، بی آنکه او فریاد بزند، زیبایی فوتبال را و معصومیت را و یک خانواده ی دوست داشتنی را میبینیم.

و دنیا را همین تفاوت ها و گاهی تضادها معنا میکند.

پاینده باشید!

ناشناس گفت...

سلام
هيچ اشاره اي به حذف آزمون جوان و جوياي تجربه نكرديد. آيا بهتر نبود او را كيروش ميبرد به جام جهاني و مينشاند روي نيمكت به جاي نشاندنش روي مبل خانه؟

Dalghak.Irani گفت...

بردن سردار آزمون به برزیل فکر می کنم بیشتر می توانست تصمیم فدراسیون هم باشد تا کیروش چون موضوع هزینه هم است. ضمن اینکه هرگونه آدم حاشیه ای می تواند خودش حاشیه هم باشد که کیروش سخت پرهیز دارد از اینکار.

گاگول عزیز. سلیقه است و به تجربه های شخصی آدم ها هم بستگی دارد. چنانکه من شخصیت بکام و رونالدو را به نجابت مظلوم! مسی ترجیح می دهم. من کمی هم شخصیت های چالش طلب و از دردسر فرار نکن را دوست دارم. البته در مورد خانواده دار یا دوست یا هرچه که منظورت است بکهام سرآمد است و امتحان داده و رونالدو هم همچین از زیر بته بعمل امده ای نیست و ندیده ام حرف و حدیثی از بد رفتاری اخلاقی و زیستی و ولنگاری از رونالدو ثبت شده باشد. ضمن اینکه رونالدو هر تک تک عضلات و سلول هایش را با اتکا بزانوی خود بدست آورده است و مثل مسی تحت حمایت رونالدو نشده است. البته مسی هم قابل احترام است ما من رونالدو را دوست تر دارم. یا...هو

دوره گرد هم در پست سیاسی حرفی راجع به کیروش زده بود همین جا جوابش را می دهم اگر ببیند. او گفته بود که کیروش را دوست ندارد چون بچه ها را تحقیر می کند. و طرفه اینکه مدعی شده بود که چون او (دوره گرد) در داخل ایران زندگی می کند لذا از تحقیر بچه ها توسط کیروش ناراحت است.
اولاً که کیروش بچه ها را تحقیر می کند یک ادعای کلی و غیر قابل اثبات و اندازه گیری است و به تأیید چه کسی چنین حرفی را می زنی و تحقیر مورد نظرت را چه کسی تعریف کرده است. چون ممکن است رفتاری از دید کسی تحقیر تلقی شود و از دید دومی نه. اینکه یک روزنامۀ زردی بنویسد که کیروش بچه ها را تحقیر می کند سند رفتار کی روش است. پس چرا بازیکنان تحقیر شده خودشان هیچ واکنشی که ندارند بلکه خواهان ادامۀ کار کیروش بعد از جام جهانی هم هستند. یا خدای ناکرده بازیکنان تریلیاردر تیم ملی اینقدر آدم های چیپ و بی شخصیتی هستند که هررفتار تحقیر آمیز کیروش را نادیده می گیرند.
و دوم اینکه چطور تو به این نتیجه رسیدی که ایرانیان داخل کشور نسبت به تحقیر بچه های تیم ملی حساس تر و با تعصب تر هستند و باید باشند و ایرانیان خارج چرا باید بی غیرت و بی خیال نسبت به تحقیر. اگر این جوری باشد! با توجه به اینکه نصف بیشتر ترکیب اصلی تیم ملی خارج نشین و یا اصلاً خارجی ایرانی تبار هستند من هم مدعی شوم که بخاطر این خارج از ایرانی ها بیشتر چنین و چنانم از داخل نشین ها. خلاصه حرف های ناپخته زیاد زدی امشب دوره گرد. گفتم که کمی هشیارتر کامنت می نوشتی. یا...هو

گاگول گفت...

دلقک عزیز جه مظلوم باشی و چه مظلوم نمایی کنی و چه ادای خوب بودن و معصومیت را در بیاوری و تمام چیزهایی از این دست از نظر من هم مشمئز کننده و غیر قابل تحمل است.

معصومیتی هم که به مسی نسبت دادم نه از آن نوع مقدسش بلکه در حیطه ورزش حرفه ای اش مد نظرم بود: نه اهل دعوا و تنش، نه خطاهای وحشتناک، نه رفتار تحریک کننده برای حریف، نه تمارض و موش مردگی نه غرور بی جا و نه و رفتاری از این قبیل را حد اقل من در رفتار مسی ندیدم فقط ایفای نقش و وانجام وظیفه و جادوگری در زمین.

البته این ادعا وجود ندارد که رونالدو این ویژگیها منکوب را دارد ولی در مورد او که قطعا یک فوق ستاره است با تمام تعاریف بی برو برگردش، بازخوردهای منفی زیادی دیده و شنیده ام از جمله فردوسی پور که خودتان عرض کردید.حسی که مشترکا به به خیلی از بینندگانش حتی طرفداران تیمش منتقل می شود، شاید دقیقا مثل همان حسی که از تفرعن حسن روحانی (که گاهی از آن صحبت کردید)به شما دست می دهد حالا دلیلش هر چه که میخواهد باشد.

سپاس از توجهتان

ناشناس گفت...

دلقك گرامي
فكر ميكم منظورم را نگرفتي. منظورم همان ٢٣ نفر است. نه به عنوان تماشاگر. در اينصورت نه هزينه مالي اضافي ايجاد ميشد و نه حاشيه اي. حذف آزمون بيشتر بوي استعداد كشي ميدهد.

Dalghak.Irani گفت...

منظورتان خیلی زیاد دور از ذهن بود و من مطلقاً نمی توانستم حدس بزنم که منظور شما بردن آزمون بعنوان یار انتخابی بوده است. وقتی مربی به بازی بازیکنی علاقه ندارد یا فکر می کند بهتر از او را دارد بچه دلیل باید یکی از 23 شانس محدودش برای بردن بازیکنی که بدردش بخورد بیاید یکنفر دیگر را صرفاً برای تشویق ببرد و نفرات خودش رامحدودتر از سایر تیم ها کند. آزمون فرزند برومندی است و معلوم است که معلم های خوبی داشته و دارد هم در خانه و هم در اجتماع. واکنشش به خط خوردنش این را نشان داد و معلوم شد که ایران نه یک فوتبالیست خوب که یک الگوی خوب دیگری مثل علی دایی بدست آورده است برای جوانان و آینده. اما یادمان باشد که انتخاب مربی سلیقه اش هم است. پروپاگاندای استعداد یاب های باشگاه های بزرگ دلیل "همین الان این جوان بهترین است برای بالاترین و پرفشارترین سطح ممکن فوتبال در دنیا" نمی تواند باشد و نیست. احساس غرور شما نسبت به این جوان را درک می کنم و خودم هم همراهم. اما انتظارت از کیروش را منصفانه نمی دانم. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

گاگول جان.
قبول دارم حرفت را راجع به مردمی تر بودن شخصیت مسی در لحظه؛ بدون اینکه مطمئن باشم که منظورت از تمارض و شواف به رونالدو باشد که قبول ندارم. اما برای من شخصیت هایی با برد بلند مدت و تأثیر گذار فراتر از فوتبال مطرح است و بکهام و رونالدو و مارادونا - اگر اعتیاد منفی خرابش نکرده بود - که امتداد پیدا می کنند خارج از و بعد از فوتبال خوبشان. در حالیکه مسی بهمان نسبتی که محبوب است بهمان سرعت هم از یاد رفتنی است بعد از فوتبال. چون شخصیتش فاکتورهای مهم تأثیر اجتماعی را ندارد. کاریزمای مثبت را شخصیت هایی دارند که در عین استعداد برای حاشیه سازی حاشیه ساز نیستند و رونالدو چنین است. با حرف و حدیث زیاد از بیرون و دور اما قدیس و سرفراز از نزدیک. او برای پرتغال یک سرمایه خواهد شد بالاتر از اوزه بیو. اما مسی با فوتبال آمده و با فوتبال هم خواهد رفت. یا...هو

ناشناس گفت...

ولي فكر ميكنم اين -خذف آزمون - انتخاب خود كيروش نبود و تحميل شد از سوي حكومت (به خاطر سني بودنش) و كيروش هم به قول شما ما و حكومت را خوب شناخته و كرنش قهرمانانه انجام داد و خلعتبري را هم قرباني كرد در اين خمش. اين كيروش، كيروش قبلي نيست و حريفانش هم آسيايي نيست كه بتواند با شانس به دور بعدي برود.