ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه

به جوانمرد پرتغالی ایمان بیاوریم. کیروش ما را به دور دوم جام جهانی می برد! دلایل


 کارلوس کیروش پرتغالی اینقدر پرنام و خوشنام است در فوتبال جهان که صعود یا عدم صعود ایران بمرحلۀ دوم جام جهانی برزیل چیزی به ارزش های مادی و معنوی او افزوده یا از او کم نکند. اما این مرد چشم سبز با اصلیت افریقایی چنان خودش را تکه پاره می کند برای آماده کردن تیم ملی ایران که گویی حیات و مماتش در گرو کامیابی تیم ایران است. با فدراسیون در می افتد، با باشگاه ها کلنجار می رود، سفر می رود، بازیکن ایرانی پیدا می کند، برای اولین بار در تاریخ ایران توصیه نمی پذیرد، چنان رییس و رفیق و سخت گیر و منضبط و بی گذشت و خوش برخورد و مسئولیت پذیر و صادق و مخلص است با شاگردانش که همه یکصدا فریاد می زنند که ایران موفق می شود زیرا کارلوس کیروش سرمربی اش است. خب وقتی همه با هم آواز کری به این هماهنگی و زیبایی می خوانند؛ چرا باید من شک کنم که؛ کارلوس کیروش همان اصل جنسی است که فوتبال ما نیاز داشت و یافت: مدرن؛ کاریزماتیک، فروتن، خودپسند، معمتد بنفس، یک کلام، مهربان، گران قیمت، پرکار، بدون ادا، هدفمند، روانشناس، جامعه شناس و .... تنها سرمربی بعد از انقلاب فوتبال ملی که خودش را بزرگتر و مهم تر از تیمش و فوتبال ایران نمی داند. و از آن هم مهمتر هنوز نخواسته ضرب المثل معروف مان را که مربیان دیگر در همان بدو ورود حفظ بودند یاد بگیرد: "چرا من کاسۀ داغ تر از آش بشوم". و من بصداقت شهادت می دهم که پروفسور کیروش مطلقاً تسلیم بی بند و باری و باری بهرجهتی و حالا یکطوری می شود و زیاد جوش نزن و ... سیستم علی اصغری فوتبال ما که برگرفته از سیستم شترگاوپلنگی کشورمان است نشد. و گفت و گفت و گفت؛ و خواست و خواست و خواست؛ و سماجت کرد و سماجت کرد و سماجت کرد؛ تا اگر به صد درصد خواسته هایش جهت آماده سازی تیم نرسید به 90 درصدش برسد و رسید.

1- او می خواست تیمش را زودتر در اختیار بگیرد که بدن های ضعیف نفرات شاغل در فوتبال داخل ایران تیمش را به استانداردهای جهانی نزدیک کند که 80 درصد موفق شد در اردوی افریقای جنوبی. 

2- او می خواست که تیمش را ستاره کند اگر مجبور باشد همۀ ستاره های خود برتر بین و نق زن و تیم بهم زن تیمش را کنار بگذارد که گذاشت. مجیدی با سنش رفت، رحمتی و عقیلی با حماقتشان، کریمی را در کنار مهدوی کیا و دایی برترین معرفی کرد که سن و سالی داری تو دیگر و او هم رفت، جباری می دانست که مرد میدان تمرین و انضباط کیروش نخواهد شد و رفت و کیروش همه اش خندید و یک آخ هم نگفت و گفت: بسلامت. حالا او یک تیم ستاره دارد در مقابل ادعای کسانی که تیم ایران را بی ستاره می دانند. 

3- خوش شانس هم است کیروش مثل بازی مقابل کرۀ جنوبی در کره. پس شانس یارش شد و نسلی از بازیکنان ایرانی تبار از فرزندان آوارگان نخبه در خارج از ایران چهره کردند و کی روش تیز همه را شناسایی کرد و لابی کرد و دعوت کرد و آورد به اردوی ایران. دژاگه و قوچان نژاد و بیت آشور و داوری و ... این تیپ بازیکنان بودند در کنار آنانی که از داخل به خارج رفته اند و بازی می کنند مثل جهانبخش و آزمون و شجاعی و .... شانسش کجا بود؟ در اینجا که نیمی از بازیکنان اصلی تیم ملی را این بازیکنان تشکیل می دهند که هم بدن های آماده و هم تجربۀ بین المللی و مهمتر از همه فرهنگ مدرن و حرفه ای دارند؛ و این فرهنگ و آن آمادگی را با بازیکنان داخلی به تبادل و اشتراک می گذارند. چرا مهم است؟ برای اینکه فوتبال داخلی فاسد و تنبل و زیاده خواه و منم منم است و فرهنگ هیئتی حاکم بر شئون کشور فوتبال را هم شامل شده و بازیکنان داخلی از کمترین استانداردهای انضباط و تلاش و تعهد و مسئولیت پذیری تهی شده اند. لذا این نواقص را فرهنگ مدرن بازیکنان از فرنگ آمده به تیم ترمیم کرده و می کند.

4- گفتم که کیروش خودش را وقف تعهدش و تیمش کرده و نان حلال - برعکس حاکمان مان که نان حرام می خورند - سر سفرۀ خانواده اش برده از ایران. حالا شما این برکت یکدلی سرمربی را بگذارید در کنار تلاش و کوشش خودش و بازیکنانش و آخرش هم یادتان بیاورید که کیروش شانس - بخوان خدا با اوست - هم دارد؛ می توانیم با خیال راحت و مشتاق منتظر خبرهای خوب و خوش از سرزمین قهوه و رقص و فوتبال باشیم تا کمتر از یک ماه دیگر. جو گیری در کار نیست. تازه نتوانستم همۀ خوبی های کیروش را تصویر کنم و الا بضرس قاطع می گفتم که بعد از آرژانتین شانس دوم صعود از گروهمان هستیم. اما حالا احترام می گذارم به رقبا و می گویم که ما و نیجریه و بوسنی هر سه شانس برابر داریم برای صعود. و من انتظار دارم که حمیت ایرانی بعلاوۀ اغوای بازارهای جهانی برای نفرات داخلی و تیم های بهتر برای نفرات خارجی و البته بخاطر گل روی سرمربی بچه ها بهترین بازی هایشان را بنمایش خواهند گذاشت و یک جشن خیابانی پرو پیمان هدیه خواهند داد به جوانان پیر شده و محروم همسن و سال شان در داخل ایران بکوری چشم اخوندان! یا...هو 

بعد از تحریر: و بی انصافی است که حرفی از کفاشیان رییس نزنم. و نگویم که با همۀ ایرادات سیستمی و بی نظمی و الله بختکی جاری؛ لبخند و خوش رویی و روابط عمومی کفاشیان یاری دهنده بوده به مدیریتش و نباید از زحمات او در راه هر آنچه کیروش و دیگران کرده اند و می کنند به سادگی گذشت و خداقوت نگفت.

۱۱ نظر:

چشمه گفت...

سلام دلقک جان خسته نباشید انشاله که حرفهایتان مثل همیشه پیشگویی درست باشد.

ناشناس گفت...

در مورد ناپدید شدن ظریف وسکوتش مطلب بزنید

skyfall442 گفت...

اولا که الله بختکی و خیلی شانسی به جام جهانی رفتیم ! در مقابل کره چه در تهران و چه در سئول فقط و فقط شانس آوردیم و هر دوبازی را در عین ناباوری بردیم وگرنه کیروش جان هیچ کار خاصی نکرده بود و الان در کشورش به سر می برد ! نحوه بازی تیم ملی ، هیچ تفاوتی نکرده ، نه تاکتیکی نه برنامه ای .. دقیقا علی اصغری و بی برنامه .. یک مربی ایرانی هم میتوانست همین تاکتیک بزن زیرش را داشته باشد و یک چهارم کیروش دستمزد بگیرد .

پسر حاجی گفت...

به نظر من این مطلب بیشتر پیشگویی است تا پیش بینی. دلایلی که گفتید چندان برایم قابل قبول نیست. درستی و سختکوشی و هر چه گفتید در مورد کیروش قبول؛ اما این همه ی پارامترهای صعود نیست اولا. ثانیا باید شرایط حریفان را هم بررسی و مقایسه کنیم بعد به این نتیجه برسیم که شانس صعودمان جقدر است. اگر تیم ما قوجان نژاد و بیت آشور و دژاگه و داوری دارد؛ در طرف مقابل از 30 بازیکن دعوت شده نیجریه 25 نفر در لیگهای خارج از نیجریه بازی میکنند. در تیمهایی مثل چلسی و سلتیک و رئال بتیس و ... خط حمله آن که کلا لژنیور هستند. در طرف دیگر بوسنی هم از 25 بازیکن دعوت شده اش 22 لژیونر دارد که تقریبا میشود گفت به نوعی تیم ملی آلمان هستند. در سوی دیگر مربیان این دو تیم هم چندان علی اصفری نیستند و آنها هم کار بلد هستند ضمن اینکه هر دو فاکتور عرق ملی هم دارند که کیروش از آن بی نصیب است. فاکتور سوم نظم و انظباط و هماهنگی را اگر بیشتر از ما نداشته باشند کمتر ندارند. پارامتر شانس هم چندان قابل اعتنا نیست. همینطور که ممکن است برای ما جفت شش بیاید ممکن است برای آنها هم بیاید ضمن اینکه ممکن است شما ده بار جفت شش بیاری اما وقتی یک و دو نیاز داری عمرا اگر بیاید. خدا هم فکر کنم آنقدر کارهای عقب افتاده در کارتابلش داشته باشد که به فوتبال نرسد راستش من اگر جای خدا بودم بیشتر طرفدار آرژانتین و بوسنی بودم تا ایران.
با همه این حرفها من هم دوست دارم تیم ایران صعود کند و دعا میکنم پیش گویی (آرزو) شما به حقیقت بپیوندد.

Dalghak.Irani گفت...

کاملاً درست می گویی پسر حاجی عزیز و این مطلب بیشتر حالت دلنوشته و می خواهیم اینطور بشود است و کمیت های تحلیلی اش نقصان دارد. با این همه اما می خواستم ادای احترام به کیروش کرده باشم ضمن اینکه همیشه دغدغۀ رساندن پیام مهم بودن مسئولیت پذیری و صداقت و تلاش و فرهنگ مدرن دارم که از همین موضوع ورزشی هم این استفاده را کرده ام. دیگر اینکه هر اتفاقی در عین ابتدا در ذهن باید بیفتد و تمرکز بر پیروزی در ذهن بسیاری مواقع می تواند پیروزی در بیرون را محقق کند در شرایط نامساوی. روحیه دادن بخودمان و مژده دادن پیروزی قبل از اینکه شکست هنوز در پردۀ یقین نیست حتماً بهمۀ ما از تماشاگر تا فوتبالیست و مسئول روحیۀ تلاش و امید بیشتری می دهد. من اصولاً در مسایل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم زیاد دنبال گزارش های رئال نیستم و اگر بهانه ای روشن برای پرورش امید داشته باشم پروپاگاندا را جزو مسئولیت هایم می دانم. یا...هو

ناشناس گفت...

تیمسار جان!

همه محسنات کیروش را یکی یکی ردیف کردی و چه عالی . موافقم . بگذارید یک نکته هم من اضافه کنم .
جایی از محمد قائد می خواندم که کوچ دادن ارامنه جلفا به اصفهان در زمان صفویه ، شاهکاری بود با مقدار معتنابهی شعور و فکر پشت این تصمیم بزرگ . در آنزمان عاقلان تصمیم ساز میدانستند که این تمدن و فرهنگ و اندیشه دیر سالیست که دار فانی را وداع گفته و ریغ رحمت را سر کشیده ، آنان دچار توهم " هنر و همه خوبی ها و زیبایی ها نزد ایرانیان است و بس " نشدند و ضرورت تزریق نیروی فکری جدید و پویا به این مجموعه را به درستی دریافتند و عمل کردند .
به نظر من کیروش هم در مورد فتبال ایران به این نتیجه رسیده بود .
فوتبال هم جدا از جامعه ایران نیست و بعد از نسل طلایی دهه هفتاد که کشف آن هم توسط یک خارجی دیگر بود ، دوره انحطاط را همسو با جامعه ایران سیر میکرد . کار بزرگ پرفسور کیروش تزریق نیروی خلاقه جدید از آنسوی مرزها و کشف دورگه ها بود و البته با چاشنی شانس .
ببینید عامل صعود ایران به جام جهانی ، بعد از کیروش ، چه کسانی بودند و گلهای سه امتیازی را چه کسانی در حساسترین لحظات زدند .

رامیار گفت...

ممنون از این ناشناس آخر که درباره کوچ ارامنه این نظر جالب را داد. بهش فکر نکذده بودم.
من صعی میکنم کمتر نظر بگذارم که دیدگاههای رادیکالم مزاحم این تبادل نظر جمعی مفید نشود. ولی واقعاً لذت میبرم از اندیشه هایی که اینجا دور هم مبادله میشوند و از دیدگاههای بسیار جالب شما آقای دلقک (کاش اسم دیگری داشتید و میتوانستم دلقک صدایتان نکنم. از خطاب تیمسار هم خودم خوشم نمیاید). به هرحال روزی چهار پنج بار بهتون سر میزنم.
ادامه بدهید. در برابر هر یک نفر که نظر میگذارد شاید ده هانفر باشن که بدون نظر گذاشتن از مطالب لذت میبرند. همه تحسینتان میکنیم آقای دلقک که کار ما را راحت میکنید در شناخت آنچه میگذرد.

تبریزی گفت...

درود بر دلقک عزیز
کمی زیاده روی داشتی ولی واقعا انی بود که همه میخواستن توپ گرد است وبه نظر من تیم با برنامه وبدون مشکل درونی در مسابقاتی که مسایل روانی حرفی ورای مسایل تاکتیکی را دارند .تیم یک دست بی ادعا شاید بهتر از یک تعداد گلادیاتور سیاه یا سفید عمل کنند .تشکر می کنم که این متن والبته سایر متون را می نویسی وانشاالله ماه خرداد مثل همیشه (ارتحال ودوم خرداد)برای مردم ایران خوش یوم باشد هم ظریف بتواند شاخ مخالفان را بشکند هم تیم ایران در جام جهانی خوش بدرخشد.لازم است بگویم این که تیم ما زنگ تفریح سایر تیمها نباشد برای ما کافی است.

ناشناس گفت...

Ba sallam be shoma hamwatane Aziz wa poozesh z inke man chon be type farsi ehateh nadaram majbooram pingilish benewissam. Albateh har hamwatane footballdoosti hagh darad ke nazaresh ra dar morede Teame melli wa raftane an be jame jahani benewissad, in ham ke barkhi mowafeghe man wa shoma bashand ya nabashand ham addist. Dar morede shaklhse aghaye Karlos Keyroz kamellamn hagh ba shomast agar dar morede ishan wa parwandeye footbaliye ishan be o9nwane morrabi jostojoo konid motewajeh mishawid ke ishan karnameye besyar khoobi ba teame melliye Prtugal wa teamhaye Real Madrid wa Manchester United darand ke in neshandehandeye an ast ke ishan be onwane morrabi kareshan ra malad hastand. Inke footballe Iran ta boode beghole bazi hamwatanan DEYMI ya haman ali asgharist khob ghatan ham dalil dareh ham in nokte ta haddi doroste wa faramoosh nakonim ke warzeshi hamanade football tanha zamani khoob jawab middehad ke kar az bon wa payeh anjam gerefteh bashad wa ma az nazaree emkanat dar hadde khoob dashteh bashim dar gheyre in soorat az daste hichkas karti saKHTEH NIST. mOTEASSEFANEH GFOOTBALL DAR iRAN MESSLE KHEILI CHIZHAYE DIGGAR BE DASTE AFRADI GHEYRE FOOTBALLIST KE HAME BAR IN NOKTE AGAHAND, khob in ra ham ta in hokoomat dar Iran hast nemitawan awaz kard, harchizi zaman mibarad. Inke hamwatanan minewissand ke Iran shanssi raft balla, bayad begam dar football bakhshi az bordha wa bakhtha barmigardan be hamin amelle shans( negah konid be teame Uzbekistan ke ba Koreh ham emtiyaz shod), negah koni be adware mokhtalefe jame jahani, messle doreye gozashte ke haghe Alman bood bere final ama shans ba Italia bood wa Alman dar eyne shayestegi be final naresid.Man fekr mikonam bayad waghebin bood wa ma ba chashniye shans wa inke waghean khoob bazi konim shayad 25% SHANSE RAFTAN BE DOREYE HAZFI DARIM, wa inham khoobe. Shomna faramoosh nakonid ke dar jame 2002 ke teame kore be maghame 4 donmya resid anham ba shekast dadane Italia ta hadde ziadi madyoone hamin bakht wa eghbal wa shans bood,wa hame midanband ke taghriban hamin teame kore az Iran 6 gol daryaft kard.Hame bayad ghabool konim ke football dar Iran bekhatere massaelli ke darim be anche ke haghesh boode naresideh wa ta dar bar pashneye felli becharkhad hamin khahad bood. Dar morede Iran wa footballesh mishawad kheili newesht ama man kallamam ra kootah mikonam az hamegiye shoma ham mikhaham ke teame melli ra poshtibani konid ta balkeh aberoomandane dar jam az esme footballe Iran defa konand.Fekr nemikonam dar tarikhe footballe Iran ta be hall morrabiye behtar wa namdartari az aghaye Keyroz dashtim, khob arzeshe ishan ra bayad danest wa be tafakorrate ishan ham ehteram gozasht. Ba omidde inke teame melli mowafagh shawad baraye hamegi arezooye shadi wa sallamati dara.
Pirooz bashed
payandeh Iran
Yek hamwatan

ایران دوست گفت...

من خودم متخصص فوتبالم و در عمرم دو بار فوتبال تماشا کرده ام یک بار زنده در تلویزیون که ایران به آمریکا گل زد و یکبار هم زنده تر در ورزشگاهی در لس آنجلس که ایران و آمریکا بازی دوستانه و مساوی کردند و همه تماشاگران هم ایرانی بودند!تخصص من به این برمیگردد که چه عاشقان فوتبال چه متخصصانی مثل من !و چه اپوزیسیون برانداز که خودش را برای مسابقات ایران تکه پاره میکند در یک چیز دیگر به جز فوتبال اشتراک شدید دارند و آن عشق و عشق و عشق به ایران است حالا چرا؟ خودم هم مانده ام والا توی این کامنتها بگردی این عشق را نمیبینی و همه از بدی ایران و ایرانی میگویند ولی فوتبال که پیش میاید همه خاطر ایران را میخواهند. ای ایران ای ایران ای ایران ای عشق!چرا با اینهمه عاشق دلخسته وضعت چنین است؟

ممد گفت...

خیلی عالی بود و چه عالی تر میشد اگر مانند برخی شاهان گذشته (و به روشی بهتر) کارشناسانی کارشناس از دیگر کشورها بر برخی نقاط گمارده می شدند (البته اگه علی میذاشت) تا نظم و انضباط در کار حداقل در سیستم اندکی دیده میشد و بدون باند بازی و ملاحظه و فقط بر اساس دانش کارها جلو می رفت
البته شاید هم کارشناسان واقعی داریم اما در عمل اثر کمی میبینیم یا نمیبینیم