ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۸, دوشنبه

نمک را خوردند و نمکدان را شکستند. مسئولیت جیش العدل را به گردن مولوی عبدالحمید انداختند!

همنوایی مولوی عبدالحمید ( روحانی نمای ...

1- شهرآشوبی است تهوع آور این اوضاع کشور ویران شدۀ ایران توسط حاکمان مذهبی از هر جنس و هر طایفه. موضوع این است که چون هر منتقد جزیی و دارای گرایشات غیر رادیکال در هیئت حاکمه و بدنۀ اجتماعی - حتی - از سوی ایدئولوژی متحجر بزرگان شیعه اعم از مراجع و روحانیان ارشد و در رأس همه آیت الله خامنه ای پذیرفته نمی شوند و هر آینه در خطر حذف از گردونۀ تأثیر گذاری و فعالیت و حفظ رانت های اهدایی حکومت هستند؛ لاجرم سیاست کثیفی را دنبال کرده و تلاش می کنند با وجه المصالحه قرار دادن برخی اتفاقات در حوزه های دورترِ مخالفان و منتقدان (از اپوزیسیون برانداز گرفته تا منتقدان لیبرال و ...) خودشان را در دایرۀ یاران حضرت آقا و ایدئولوژی حاکم نشان بدهند و برای روز مبادای خود که پاسخ به رژیم است امان نامه تدارک ببینند. توضیح می دهم:

2- بسیار اتفاق افتاده و دیده ایم که بعنوان مثال رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلب داخل کشور برخی اخبار مربوط به اتفاقات اپوزیسیون برانداز مثل پادشاهی ها و مجاهدین خلق و از این قبیل و یا برخی حوزه های نامربوط در سیاست خارجی را مستمسک پروپاگاندای مخالف خوان خود قرار داده و با برجسته کردن انتقاد و مخالفت خود با این مواضع بخواهند خودشان را در داخل جمهوری اسلامی تثبیت کنند. تا در روزی که می دانند هرآینه خواهد رسید و توقیف یا فیلتر خواهند شد، بتوانند پز آن موضع گیری در مقابل ضدانقلاب و برانداز و ... را سند حقانیت و هواداری و وفاداری خود نسبت به خامنه ای معرفی و دل قاضی را نرم کنند. البته که رژیم کارکشته تر از آنی است که این قبیل روزنامه نگاران احمق تصور می کنند و هیچگاه خام چنین ترفندهایی نشده و نمی شود. و این امان نامه خواهان از اپوزیسیون را نقره داغ کرده و مجازات کرده است و می کند.

3- اینک اما در هنگامۀ آزادی سربازان گروگان جیش العدل و نقش بی بدیل و یگانۀ مولوی عبدالحمید در این پروسه تاکتیک پیش گفته را رسانه های مکتوب و مجازی هوادار هاشمی رفسنجانی و بتبع دولت روحانی در پیش گرفته اند. این رسانه ها که برجسته ترین روزنامه اش روزنامۀ جمهوری اسلامی تحت هدایت آخوند مسیح مهاجری و سایت های مهمش انتخاب مربوط به طه هاشمی و مصطفی فقیهی و ... - نام نبردم که خودتان جای خالی را پر کنید چون کلیۀ سایت های مجاز غیر رادیکال در این طیف هستند - با پرداختن به نقش مولوی عبدالحمید برای آزادی گروگان ها، بی شرمانه او را مورد انتقاد قرار داده و ریشه کنی تروریسم در منطقه و گروه هایی همچون جیش العدل را جزو وظایف و مسئولیت های او دانسته و مدعی شده اند که چون مولوی عبدالحمید دارای نفوذ معنوی و کلامی در منطقه است - استناد به آزادی سربازان - باید جوانان منطقه را از گمراهی بازدارد و فقط به دخالت موضعی در بحران ها اکتفا نکند. اینجا و اینجا 

4- بدیهی است که هم مقالۀ مکتوب روزنامۀ جمهوری اسلامی چرت است و هم نوشتۀ سایت انتخاب و هم بازنشر دهندگان این نوشته ها نیتی غیر از تدارک "امان نامه" در پیشگاه رییس قدرتمند خود روحانیت شیعه و آیت الله خامنه ای ندارند. و می خواهند با انتقاد از یک غیرخودی سنی و رهبر مذهبی؛ خودشان را در داخل نظام و وفادار به ایدئولوژی اوهام نشان بدهند. و الا چطور ممکن است یک انسان عاقل و نیمه آزاده بجای کرنش و دستبوسی ناجی دولت روحانی در منطقه بخواهد پند و اندرز بیشرمانه و دروغ به او بدهد. واقعیت امر این است که اگر علمای اهل سنت و مولوی عبدالحمید دخالت نمی کردند روحانی نمی توانست سرش را بالا بگیرد و از موفقیت دولتش نامه های عاشقانه بنویسد به رهبر و ملت. و حالا هوادارن مطبوعاتی اش نگذاشته اند نفس دوندگی های امام جمعۀ سنت زاهدان جا بیاید از تلاش بی وقفه ای که کرده و بلافاصله ژست طلبکار گرفته اند در مقابلش؛ تا فردایی که بجرم طرفداری از هاشمی و کمی عقل ورزی بعد از 35 سال خرابکاری مدام، فیلتر یا توقیف شدند بگویند ما امان نامه داریم از تخریب مولوی عبد الحمید سنی. اف. یا...هو

۳۹ نظر:

حسام گفت...

یحتمل عبدالحمید درباره جیش عدل همان جوابی را به جمهوری اسلامی داده است که جمهوری اسلامی درباره حماس به آمریکاییها می داد: ریشه ظلم را در منطقه بخشکانید تا همه در صلح و صفا زندگی کنند. و این جواب آقایان را خوش نیامده است.

دوره گرد گفت...


تیمسار جان با اجازه، هرچند از زمان این بحث در کامنت قبل گذشته ولی یک نکته به نظرم جالب اومد در بیانات این علی گرامی که کلا بدردبخور است:

ما چون یک کمی منطق خوانده ایم و از آن زمینه هایی که این برادر گرامی خیلی مورد علاقه اش است کمی می دانیم(البته نه در حد یک متخصص!!) این را می گویم تا سایر دوستان هم اگر اعتراضی می کنند در جریان باشند... ساده است:

((3 دینی که من قبول دارم خارج از سیاست نیست و دیانت ما عین سیاست ماست که نشون دهنده اتمام دین و اتمام رسالت نبی گرامی هست ))

(( 6 شما رعایت ادب کن و کار با دین و مذهب ما نداشته باش و به مطالب سیاسیت اکتفا کن اونم تحلیلی و محترمانه بعد توقع رعایت ادب رو داشته باش ))

به سادگی می توان از دو مقدمه قبل این را فهمید که چون شما دینتان را ( یا دینمان را چون من هم به برخی از بخش هایش باور دارم، البته بخشی کوچک!) تا زانو در حلق ملت فرو کرده اید و از جمله سیاستتان عین دیناتتان است، لذا ما هر بحث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، زیست محیطی، پزشکی و غیره هم بخواهیم بکنیم لاجرم می رسیم به دیانتتان، شما دیانتتان را از حلق این ملت بکشید بیرون، ملت به آن کاری نخواهند داشت و آن را به متخصصان(!) وا می گذارند...
در حقیقت این یکی از مغالطه های اساسی و بنیادین جمهوری اسلامی است، از یک طرف کسی که تخصصی ندارد نباید در دین نظر بدهد، از طرف دیگر چون دین اکمل است و نهایی است و هر تر و خشکی در آن هست لذا همه مسائل به نوعی دینی هستند ... پس در نتیجه در این مملکت اصولا ما ((غیر متخصصان)) اجازه اظهار نظر نداریم در هیچ زمینه ای... شما هم تیمسار جان، با این منطق بهتر است تعطیل کنی بروی!!!!
بامزه است، قبول ندارید؟ تعریف دیکتاتوری از این زیباتر؟

علی گفت...

قابل توجه دلقک گرامی باید عرض کنم که شما مگه نگفتی وبلاگ شما یه وبلاگ سیاسی اجتماعی است چه جوری زدی تو کار شیعه و سنی و طرفداری از اهل سنت و این حرفها
اما در مورد مولوی عبدالحمید باید بگم که خیلی سادگی کردی و نفهمیدی که این گروهک ها اهرم فشار اهل سنت برای نظام شیعه ایران هستند
در مورد تیمسار هم باید بگم شما بیا در مورد سیاست حرف بزن اما سیاستی که روش مطالعه داشتی بیا در مورد اقتصاد حرف بزن البته اقتصادی که مطالعه داشتی
و سیاست ما عین دیانت ماست یعنی دین ما برای سیاست هم برنامه داره برا اقتصاد برنامه داره برا پزشکی برنامه داره برا موضوعات کلان اجتماعی برنامه داره نه اینکه همه خفه بشید و من فقط حرف بزنم

ناشناس گفت...

دلقك جان،
اين على آقا كه شعار مى دهد درمورد سياست ما عين ديانت ماست و افتخار مى كند به برنامه داشتن درمورد همه شئونات جامعه، گويا از كره مريخ آمده يا اينكه در ٣٥ سال اخير همراه اصحاب كهف در خواب بوده و تازه بيدار شده و فكر مى كنه ٢٣ بهمن ١٣٥٧ است،
ملت ايران در عمل و نه در شعار برنامه هاى تز فكرى شما را تجربه كرده اند، گوششون از اين حرفها پره. و نتيجه را در عمل و در حال زندگى و تجربه روزمره اند. به قول معروف اين حرفها واسه فاطى تنبان نمى شود. اگر هم كسى زياد به اين خزعبلات در سيرك وقعى نمى نهد به خاصر اين است كه انقدر اين حرفها نخ نما شده كه كسى حوصله وقت تلف كردن با اين مزخرفات را ندارد، بنابراين زور زيادى براى تحريك دلقك و اهالى سيرك آب در هاون كوبيدن است،
ارادتمند دلقك.
افشين قديم

ناشناس گفت...

فک میکنم در مورد سایت عصر ایران اشتباه میکنید !

ناشناس گفت...

سید مهدی طباطبایی٬ عضو جامعه روحانیت مبارزدر گفتگو با وب‌سایت «نامه‌نیوز» بیان کرد:
● اولین ‌بار که احمدی‌نژاد را در شهرداری ملاقات کردم متوجه شدم آدم عمیقی نیست، بیشتر به فکر جواب دادن بود تا گوش دادن.
فکر می کنم علی آقا هم از طرفدارای احمدی نژاده و مثل اون داره رفتار می کنه.
به علی آقا می گم اگه می خوای حرفاتو گوش کنند ؛ یکی بگو ، دوتا گوش کن نه اینکه چهارتا می گی هیچم گوش نمی دی.
مذهبی

پسر حاجی گفت...

ای علی با اینکه به نظرم بحث کردن با امثال تو بیهوده و بهترین پاسخ در مقابل چون شمایان فقط سکوت است اما لازم دیدم مطلبی را خدمتت عرض کنم شاید متوجه شوی که مسجد جای این هنرنماییهایت نیست.
اینجا یک سیرک است. مالک آن هم دلقک است. در ملک خودش دلش بخواهد برای نمایش به جای فیل خشتک مقام معظم رهبری شما را هوا کند یا به جای جوک و لطیفه احکام صد تا یک غاز رساله امام راحل یا هر مرجع دیگر که جملگی هم کپی برابر اصل از روی دست همدیگر هستند را به نیشخند بکشد من و تو نه میتوانیم شکر زیادی بخوریم و به او بگوییم اینکار را نکند و نه اصولا اگر هم بخواهیم کاری از دستمان بر میاید. درباره سیاست و اقتصاد و هرچیز دیگری هم که بخواهد بنویسد به ما هیج ربطی ندارد که بگوییم بنویسد یا ننویسد.اگر اینجا آزادی بیان نداری؛ اگر به مقدساتت توهین میشود و اگر از نمایشهای اینجا لذت نمیبری برو به یکی از میزبانان داخل کشور (چون این دامنه فیلتر است و شما با وارد شدن به اینجا عملا داری از فتوای رهبرت سرپیچی میکنی) و یک وبلاگ خوب و قشنگ ارزشی برای خودت درست کن و هر چه دوست داری آنجا بیان کن. اگر در مذهب تو میخواری گناه است ؛ چو در میخانه سجاده پهن کردی و میگساران را نهی کردی و به نماز شدی؛ فرقی بین تو و مستان نیست، که آنان را لختی می ناب هوش از سر به در کرده و تو عمری سرت از عقل تهی است. از جمع ما گنهکاران بیرون شو و در زیر سایه مقام معظم رهبریت خوش باش که از هفت میلیارد و خرده ای جمعیت روی زمین غیر درصد ناچیزی از همان خرده ای؛ مابقی نه تنها برای مقام معظم شما پشیزی ارزش
قایل نیستند بلکه بیشتر از شما که در دین خود یقین دارید مطمئن هستند که راهتان باطل است.

Dalghak.Irani گفت...

برای اینکه علی هم خیلی نگرانم نباشد در غربتی که رهبران مذهب مشترکمان برایم تدارک دیده اند فردا می روم ایتالیا 4- 5 روز. جهت اطلاع گفتم که غیبتم موجه باشد و اگر از لپ تاپ لعنتی دل کندم و این بار از خودم جدایش کردم بدانید که نیستم. یا...هو

دوره گرد گفت...

علی عزیز

بیخیال برادر، اصل حرف هم همین است... دین تو برای همه زمینه ها برنامه داره، این برنامه ها دینی هستند دیگر، نیستند؟ و در خصوص امور دینی باید متخصصان دین نظر بدهند، شما این را می گویی نه؟ پس ما که متخصص نیستیم در مورد هیچ یک از امور دینی( که برنامه های اقتصادی و سیاسی و کلان و غیره(هر چه شما می گویی) را هم در خود دارد) حق نداریم نظر بدهیم... این یعنی ما غیر متخصصان در دین خفه شویم و در هیچ زمینه ای نظر ندهیم دیگر برادر... خیلی ساده است و درکش زیاد مشکل نیست.... باید این نتیجه گیری را بپذیری چون از حرف های خودت درآمده!
دوستانتان در حکومت و بر سر منابر اتفاقا خیلی شفاف همین نتیجه گیری را قبول دارند و سالهاست که مطابق آن بر ما حکومت کردند... شما هم نتیجه گیری را قبول کن و ما را با یک خفه شوی زیبا به سبک حاکمان ایران مهمان کن تا تکلیفمان روشن شود و بیخود این بحث را ادامه ندهیم! ضمن اینکه برای شما خوب نیست که با فیلتر شکن( که به ضرس قاطع از سوی تمامی مراجع عظام حرام اعلام شده) در اینترنت تشریف دارید و سایت های ضاله ای چون سیرک را می خوانید! دستکم خودت به آنچه می گویی پایبند باش رفیق!

ناشناس گفت...

علی جان!
من خودم روزی یک مسلمان دو آتشه بودم و حزب الهی بودم و برای امام می مردم! و جبهه هم رفته ام و نماز جمعه ام هم ترک نمی شد و عاقبت دیدم این قبری که بر سر ان گریه می کنم مرده ای در آن نیست! و دریافتم که اینها همه بازی بوده است برای چپاول و قدرت و دلار! این را گفتم که بدانی که من نیز خودی بوده ام برای امثال شما! الان به ضرس قاطع می گویم که امثال شما بیشتر از آنکه غم دین و اسلام را داشته باشید ظاهر ساز هستید و بفکر حفظ دزدی های کلان خود سنگ خدا و پیغمبر را به سینه می زنید! این حنا دیگر رنگی ندارد. همه جا هو می شوید و خواهید شد چون باطل هستید. چون خلاف جریان انسانیت شنا می کنید. بر اساس همان اصول مذهب خودتان هم محکوم هستید چه رسد بر اساس قوانین مدرن بشر امروز. برادر تا همینجا کافی است همین چند خطی را که نوشته ای نشان فرمانده لشکر سایبری خامنه ای نشان بده و من مطمئنم که که موافقت اصولی و یا وام کلانی که از بانک می خواهی ردیف خواهد شد. اگر هم قابل دانستی پست سفارت در یکی از این کشور های عقب افتاده غربی برایت مهیاست! اگر چه می دانم که برایت سخت است که دست زن و بچه ات را با میلیونها دلار حساب شخصی بگیری و بهشت خامنه ای در ایران را رها کنی و به دیار کفار بروی و توی سواحل لختی ها با ریش و پشم بگردی! و خانمت هم که سر مست از خرید در گرانترین فروشگاه های لندن و پاریس است مجبور باشد این حجاب شرم آور را برای ادامه کاسبی شوهرش بر سر داشته باشد! من در خارج از کشور هستم و امثال شما ها که کاسبان دین هستید را خوب می شناسم. من نیز همچون شما دیندار بودم ولی با یک تفاوت , من "انسان" دیندار بودم و جایی که دیدم دین از انسانیت فاصله گرفت یک لحظه هم از جدا شدن از آن درنگ نکردم.ولی موضوع برای شما که کاسب دین هستید فرق می کند. دلار لعنتی نمی گذارد که نمی گذارد! من مطمئنم که که اگر این حکومت عوض بشود اولین کسی که ریشش را می تراشد و طرفدار حکومت جدید می شود و حتی دینش را هم عوض می کند شخص شما هستید. چرا؟ چون دین شما و قبله شما قدرت و دلار است. شما وزیر قدرت حاکم هستید حال هر که باشد و نه وزیر بادنجان!

ناشناس گفت...

جناب تیمسار ؛ در حکومت ایران افراد 3 گروه هستند ؛ خودی ها ( گروه خامنه ای و سپاه و مصباح ) گروه نخودی ها ( خاتمی و رفسنجانی و مشایی ) و گروه بی حودی ها که کلا شامل هر کسی می شود که در تعریف بالا نگنجد . فلذا اگر فردا هر کسی ( مولوی و بهایی و ارمنی و شیعه هم ندارد) بیاید به کویر دست بزند و کلش را تبدیل به طلا کند این دو گروه فوق برای فرار به جلو از او طلبکار می شوندکه چرا کویر را الماس نکرده که گرانتر بشود . تا حالا از خودت پرسیدی چرا در ایران بعد از انقلاب اجازه نداده اند هیچ شخصیتی به جز 2 گروه اول ( البته به نسبت 9-1) عرض اندام کند ؟

ناشناس گفت...

علی جان!
راستی یادم رفت که بگویم که کامنت های دیگر خواننده ها را به فرمانده سایبری ات نشان ندهی چون نشان می دهد نتیجه کاملا معکوس گرفتیدمممکن است بجای تشویق شدیدا تنبیه شوی. آمدید ابروش را درست کنید زدید چشمش را هم کور کردید.

حامد گفت...

از وقتی پای این بنده خدا (مولوی عبدالحمید) به داستان باز شد، همه اش نگران بودم که بعد از اینکه خرشون از پل گذشت، متّهمش کنند که: داستان اساساً مشکوکه و احتمال داره که ماجرا اصلاً زیر سر همین آقا بوده تا بعد با پادرمیانیِ ظاهری، نفوذ خودش رو نشون بده و ... چه و چه ... و خلاصه از این تئوری های نامردانه. حالا یواش یواش داره معلوم می شه نگرانیم زیاد هم بی مورد نبوده.

ناشناس گفت...

علی مطهری با انتقاد از نادیده گرفتن نقش روحانیون اهل سنت در آزادی مرزبانان ایران گفته داماد مولوی عبد‌الحمید در راه بازگشت از محل مذاکره با «جیش‌العدل» جان خود را از دست داده است.

ناشناس گفت...

ایکاش به شکستن نمکدان بسنده کرده بودند ظاهرا دامادش را هم کشته اند
http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2014/04/08/%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA.html

علی گفت...

باید خدمت دوستان عرض کنم که اسم خودتون رو بنویسید تا در جواب دادن دچار مشکل نشم
در مورد ناشناس ساعت 22:42
باید خدمت شما عرض کنم با این جمله شما مخالفم
ملت ايران در عمل و نه در شعار برنامه هاى تز فكرى شما را تجربه كرده اند
تز فکری من سیاست اسلامی علوی هست یعنی سیاستی که امیرالمومنین در 4سال حکومت خودش پیاده کرد متاسفانه و صد تاسف باید بگم که در ایران اسلامی این سیاست پیاده نمیشه و سیاست ما سیاست معاویه هست
اما دلیل بنده اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خیلی از علما با این روش و قانون مدنی مخالفت کردند مثل ایت الله حایری موسس حوزه ایت الله صدر ایت الله شریعتمداری و...
اما چرا چنین شد
شرایط اولیه انقلاب باعث شده بود که مرحوم امام اگر میخواست به خواست انان و بازرگان تمکین نکند اصل انقلاب زیر سوال میرفت و مردم و اقشار مختلف به شعار گروهک ها از اسلام و انقلاب دست میکشیدن
و با وجود کوتاه امدن امام در بعضی مسایل گروهک های مثل مجاهدین خلق و مسعود رجوی درست شد پس شما این مشکلات رو از چشم دین نبینید

علی گفت...

در مورد ناشناس22:45و 23:03 باید بگم در مورد قبل حوابشون رو دادم
اما در مورد ناشناس 23:03 باید عرض کنم که اگه شما از سایت این حرفها روخوندی من از دو لب مبارک حاج اقا تو دفترشون تو خیابون 17شهریور شنیدم و قبول دارم حرفشو
به نظرم اقای احمدی نزاد همانطور که توصیف شده هست ولی قیاس بنده با ایشون یه اشتباه بزرگه که شما کردی خواهش میکنم منو با اون مقایسه نکن ببین خواهش کردم

علی گفت...

در مورد پسر حاجی باید بگم همانطور که فرمودید جواب ابلهان خاموشی است
پس چواب شما رو نمیدن و سکوت میکنم
ولازم نمیبینم مطلبی رو خدمتتان عرض کنم

علی گفت...

در مورد دلقک عزیزم باید بگم که هرچند از افکارت بیزارم و سعیم اینه که یه نقطه کوچیک از روشنی در افکارت باز کنم از شخصیتت خوشم میاد و دوس دارم (ت دوس رو ننوشتم تا یه وقت خوشحال نشی به دلیل بد خوندن

علی گفت...

ببین دورگرد عزیز
دچار مغالطه نشو
نحوه گسترش هر علمی اینه که که تحت شعاع اشکالات و بحث های مختلف قرار بگیره که وقتی جواب انها رو بده و رفع اشکال کنه پیشرفت میکنه بنا به نمونه المیزان علامه طباطبایی وقتی ایشون در تبریز بودن دو جلد بود ولی وقتی به قم امدند و درس دادند و مورد بحث بین طلاب قرار گرفت چندین مجلد شد
ببین اشکالات اشخاصی مثل سروش یه کمک بسیار بزرگی به حوزه کرد چرا که باعث پیشرفت خیلی از مباحثی بود که در حوزه جاش خالی بود و امثالی مثل اقای مصباح خوب جواب دادند که سروش از مناظره با اقای مصباح دوری کرد ودعوت ایشون رو قبول نکرد
پس شما با هرگونه مطالعه در هر بحثی البته به شرط مطالعه بیا با یک متفکر دینی در اون ضمینه بحث کن یادین به نظریت اشکال میکنه یا قبول میکنه و میگه اتفاقا یه روایت در این مورد هم داریم
پس دین نگف خفه شو دین گفت برو مطالعه کن بیا صحبت کنیم
ودلیلم هم برا این مطالعه اینه که الفبای اون علم رو داشته باشی و حرف ها برات ملموس باشه
بحث های بیشتری هم هست که تحت این عریضه نمیگنجه

علی گفت...

ببین دورگرد عزیز
دچار مغالطه نشو
نحوه گسترش هر علمی اینه که که تحت شعاع اشکالات و بحث های مختلف قرار بگیره که وقتی جواب انها رو بده و رفع اشکال کنه پیشرفت میکنه بنا به نمونه المیزان علامه طباطبایی وقتی ایشون در تبریز بودن دو جلد بود ولی وقتی به قم امدند و درس دادند و مورد بحث بین طلاب قرار گرفت چندین مجلد شد
ببین اشکالات اشخاصی مثل سروش یه کمک بسیار بزرگی به حوزه کرد چرا که باعث پیشرفت خیلی از مباحثی بود که در حوزه جاش خالی بود و امثالی مثل اقای مصباح خوب جواب دادند که سروش از مناظره با اقای مصباح دوری کرد ودعوت ایشون رو قبول نکرد
پس شما با هرگونه مطالعه در هر بحثی البته به شرط مطالعه بیا با یک متفکر دینی در اون ضمینه بحث کن یادین به نظریت اشکال میکنه یا قبول میکنه و میگه اتفاقا یه روایت در این مورد هم داریم
پس دین نگف خفه شو دین گفت برو مطالعه کن بیا صحبت کنیم
ودلیلم هم برا این مطالعه اینه که الفبای اون علم رو داشته باشی و حرف ها برات ملموس باشه
بحث های بیشتری هم هست که تحت این عریضه نمیگنجه

علی گفت...

در مورد ناشناس6:17
باید بگم که این همون سیاست معاویه است که عرض کنم
اما مشکل شما از دو ناحیه است با کمال معذرت عرض کنم که شما دینتان رو از منشا اصلی و واقعی نگرفته اید بلکه از اشخاص گرفتید که وقتی تزلزل اشخاص رو دیدید دینتان متزلزل شد و این مطلب از لطفی که نسبت به من داشتید روشن میشود

اما یه سوال نقضی شما فرمودید که انسان دیندار هستید فرق شما با بنده که به نظر شما کاسب دین هستم چیست من نونم رو از دین میگیرم و شما هم چون نتونستید از دین نون در بیاری از دین جدا شدید چون اگه برا خدا دین دار بودی ازش جدا نمیشدید پس شما با من هیچ فرقی نداری

علی گفت...

ناشناس 7:03
فرمانده سایبری و غیر سایبری من خداوند متعال هست که ناظر و حاظر در تمام احوالات هست
ولایمکن الفرار من حکومتک

لذا فراری از من و پنهان کاری من فایده ای نداره

ناشناس گفت...

بی‌ شرفها شما که خودتون عاشق وبگردی و فضولی هستید و مثل مفتشها به همه جا سرک می‌کشید غلط می‌کنید پول ملت بدبخت رو خرج فیلترینگ می‌کنید؟!شماها خودتون سر تا پا تناقضید بعد می‌خواین بقیه رو نصیحت می‌کنید؟!اون رهبر چلاق دانشمند مسلمین جهان[البته از نظر شما مخ لسان]سیاست که هیچ اگر حتی اندازه یه یابو هم عقل و شعور و درک داشت از کسی‌ حمایت نمیکرد که ۸سال به سر تا پای نظامش برینه و نتونه هیچ گهی بخوره جز اینکه بیاد جلوی دوربین بشینه بگا علیلم و ذلیلم :)))

رهبر و گندتون یه همچنین حیوونی هست شما که دیگه به قول خودتون خاک پاش هم نیستید و نشیمن گاهش رو میبوسید ضمنا از قدیم میگم سیاست پدر و مادر نداره و کثیف هست در دروغ‌ و حیله و نیرنگ خلاصه می‌شه پس دین حالا هر دینی تا زمانی‌ مقدس و پاک محسوب می‌شه که آلوده به سیاست و روابط و ضوابط و قرارداد‌های زمینی‌ و ابزار دست موجود ۲پای زمینی‌ قرار بگیره دیگه قین هم نیست چه برسه به دین و تنها چیزی که ازش میمونه کافر شمردن ۶-۷میلیارد انسان از کوچیک و بزرگ و پیر و جوون و زن و مرد و تفسیرهای من درآوردی و صدور حکمهای ۲ثانیه ای‌ اعدام و کشت و کشتار و بمب گذاری و گروگان گیری و قتل و ترور حتی برادران دینی خودتون به دلیل واهی و اختلافات خانواد‌گی فامیلی و قومیتی چند تا عرب پا پتی در ۱۴۰۰سال که اصلا مشخص نیست پیام آور صلح و دوستی بودند یا مرگ و نیستی‌!

ناشناس گفت...

علی جان
همانگونه که گفتم من یک انسان دین دار بودم و مانند شما یک کاسب نبودم علت جداشدنم از جمع شما نیز فقر اطلاعات و ندادن سهم من نبود چون اصولا سهمی نمی خواستم تا پرداخت شود! آنقدر که در مورد دین اطلاعات دارم شاید شما نیمی از آن را نداشته باشید تا آنجا که به من می گفتند آخوند هستی! ولی جدا شدن از جمع شما بر اساس تحقیق و مطالعه بود و دیدن عملی جهنمی که شما بنام دین ساختید. به مردم وعده بهشت دادید و جهنم را تحویلشان دادید. نه داداش ما نیستیم! این مردم برای احقاق حق و عدالت و فقرزدایی و هزار شعار رنگارنگ دست بیعت در دست شما گذاشتند و شما هم به همه آرمان هایشان خیانت کردید.گربه را رنگ کردید و جای قناری فروختید و حالا مدعی هستید که آواز قناری می اید!و از آن بالاتر مدعی هستید که فرمانده شما خداست! طرف را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت! یک جو شرف و آبرو ندارید و بعد هم خود را به خدا می چسبانید ! بیخود نیست و با مدرک می گویم که کاسب هستی! تک تک جملاتتان بوی کاسبی می دهد! یک خط منطقی در این نوشته ها نیست.
ناشناس 6.17+7.03

ناشناس گفت...

ببین علی جان. ... شعر گفتن خیلی ساده است . یا مثل رهبر جان بعد از باز کردن دهان 18-20 بار کلمه دژمن ( دشمن سابق ) را سریع و پشت هم می گی یا مثل شمن بزرگ احمدی سابق در مورد آمدن آقا در روز جمعه مزخرف می گی . آخه الاغ ؛ اگر دین امری قدسی است که 1400 سال پیش تمام شده چظور با بحث یک سری آخوند شیپیشو پیشرفت می کنه ؟ جمله دین را هم غلط فهمیدی ؛ اسلام وقتی زور نداشت می گفت بیا صحبت کنیم ، وقتی قوی شد گفت سر کافر ها را بزنید . ماله نکش ؛ ردشو بزار باد بیاد بابا

علی گفت...

ناشناس 1:48
بنده قبلا معتقد بود با هر کس باید با ادبیات خودش صحبت کرد
ولی به این نتیجه رسیدم که سکوت بهترین جواب هست
اما شما ناشناس 7:47
من اصلا از ظهور امام زمان صحبت نکردم مثل اینکه دچار توهم شدی
اما در مورد پیشرفت دین باید بگم طبق ایه کریمه قران
اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی
لذا در دین نقصانی نیست تا ما با بحث کردن بیایم کاملش کنیم
خوب سوال مطرح میشه که بحث کردن چه فایده داره
در جواب باید بگم که بحث کردن باعث ایجاد سوال میشه وو ایجاد سوال انسان بی غرض رو به دنبال جواب میفرسته و پیدا کردن جواب از دین باعث روشن شدن ان مبحث و کامل شدن ان میشه چرا که منش دین(قران) بیان کلیات است وو بیان جزییات از اهل بیت هست
و تا سوال مطرح نشه ایجاد دقدقه نمیکنه و تا ایجاد دقدقه نشه انگیزه ای برای گسترش مطلب نیس
البته جای بحث بیشتری هست که گنجایش ان اینجا نیس

دوره گرد گفت...

ظاهرا تیمسار دوام نیاورده و لپ تاپش را با خود برده!

خواهشم از رفقای سیرک این است که توهین نکنید به کسانی که با شما مخالف هستند، هرچند فکر می کنم هر نوع متلک به ویژه از نوع آبدار رواست!

ببین علی، برادر من

اصراری ندارم که حرفم را بپذیری، چون نمی توانی و در عوالم دیگری سیر می کنی.. اما اصرار دارم که وقتی حرفی می گویی و جوابی می شنوی، به جواب هم دقت کنی و بعد پاسخ دوباره بدهی به همان جواب ئ نه هر فرضی که خودت از محتوای آن داری...
من از شنوایی و بینایی و بصیرت و دو جلد و چند جلد حرف نزدم... آدمی مثل علامه طباطبایی هم صرفنظر از اینکه آرای او را قبول داشته باشم یا نه شانش اجل از این مثالی است که تو زدی، چون این آدم حتی یک ثانیه به لجن تولید شده توسط مرحوم امام شما خود را آلوده نکرد!
من گفتم دین شما اکمل است و تمام امور را پوشش می دهد، پس هر حرفی که هر کسی بزند به نوعی دینی است، از این جهت ما بیچارگان دو راه حل داریم، یا عالم دینی شویم یا دهانمان را ببنیدم... منطقش خیلی ساده است و اگر جواب مشخصی به این صورت بندی منطقی داری بده و اگر نداری نیاز نیست حتما جواب بدهی و مسائل دیگر را مطرح کنی برادر عزیز!

شرمنده تیمسار که تعطیلاتت را بهم زدیم!

ناشناس گفت...

کلنل گفت
دوستان عزیز زیادی جدی گرفتین این علی رو. اگه شما هی سر به سرش نذارین بی خیال میشه میره. تیمسار تو که زیاد به این خرده فرمایشات توجه نمی کردی حالا چی شده تا این علی رو ملحد نکنی بی خیال نمیشی؟
دوستان کامنت گذار آنقدر به این علی آقا توجه کردین که الان با خودش فکر میکنه که نظرات من چقدر مهم و صائبن که تیمسار و خواننده های پایه ثابت وبلاگش اسیر پاسخگویی به من شدن

ناشناس گفت...

سلام تیمسار
در پاسخ علی آقا،
باید بگم بس کن دیگه، جرو بحث کردن با تغریبا تمامی جامعه سایت و یک تنه جواب دادن تو نه نشون از آگاهی و دانشت میده که نشون از بیفکری و حرافی دودمانت داره مثل احمدی نژاد دهن پاره.
بس کن عزیزم تو هم مثل دودمانت بسادگی از 70 میلیون نفر حرف میزنی که مطابق آمارخودتون بیش از 80 درصد از اونا برای نظرات شما و دودمانت باد هم در نمیکنن.
خواهشا بسه دیگه. به زندگیت برس. نوشتن این حجم کامنت در پاسخ کامنت دیگران کار همه نیست مگر کسانی که از سرک کشیدن تو سایتها حقوق میگیرن.
آرش

خیر خواه گفت...

علی آقا حرفهای تو 35 ساله یک لحظ هم قطع نشده از تلویزون , رادیو , منبر وروزنامه واینترنت پخش شده و میشه و هرلحظ هم ار معتقدان به دین شما کاسته میشه. بنابراین زحمت نکش و سایت دلقک را آلوده نکن و زبان شیرین فارسی را با غلطهای املایی و انشایی ات خراب نکن. .. و آبروی خودت را بیش از این نبر.

علی گفت...


ببین عین متنت روکپی کردم که متوجه بشی اشکال من کجاست

من گفتم دین شما اکمل است و تمام امور را پوشش می دهد،(این حرفت رو صد در صد قبول دارم) پس هر حرفی که هر کسی بزند به نوعی دینی است،(ببین من با این نتیجه گیریت مخالفم هر حرفی به نوعی دینی نیست بلکه دین در اون مورد هم نظر داره یا اون رو تایید میکنه یا رد میکنه یا تفصیل میده یا مجمل میکنه ) از این جهت ما بیچارگان دو راه حل داریم، یا عالم دینی شویم یا دهانمان را ببنیدم... منطقش خیلی ساده است (عرض کردم اصلا منطقی نبود این نتیجه گیری شما چرا که قیاسی منطقی است که نتیجه از صغری کبری منطقی بدست بیاد)و اگر جواب مشخصی به این صورت بندی منطقی داری بده و اگر نداری نیاز نیست حتما جواب بدهی و مسائل دیگر را مطرح کنی برادر عزیز!
اگر متوجه منظورم نشدی یه سری به کتب منطقی بزن و مقدمات منطق رو بخون
لپ کلام منم همینه کسی که منطق نخونده نباید دم از منطق و صورت بندی منطقی بزنه
حرفم رو اگه قبول نداری به کتاب منطق مظفر مراجعه کن و قیاس نوع اول رو مطالعه کن

Dalghak.Irani گفت...

با اول و آخر برای علی شروع می کنم:

من بحث درون دینی نمی کنم که به رمل و اسطرلابی که مدعی هستی لازم باشد. هر پدیده ای را می توان و باید هم از بیرون آن پدیده هم مورد واکاوی و نقد و بررسی قرار داد که من این بخش را انتخاب و به نتایج عقلانی و تاریخی و ساده ای می رسم که نه نیاز به منطق ارسطویی دارد و نه فلسفۀ یونانی.

محمد امین بهر دلیل - دلایلش را هم می دانم ولی برای گریز از مناقشه و جنجال واردش نمی شوم - از 36- 37 سالگی دچار نارضایی شخصی شده و معترض می شود. در پروسه ای دو سه ساله این نارضایی شخصی تا تبدیل شدن به اعتراض اجتماعی و مصلح اجتماعی قد می کشد و محمد امین در 40 سالگی پیغمبر می شود و اعتراضش را علنی می کند. 13 سال در مکه بهر کسی می گوید بیا بدین من بگرو کسی گوش نمی کند بغیر از چندتا فامیل و دوست و آشنا و عناصر پابرهنه و در حاشیه مانده. در این سال ها محمد امین حضرت محمد شده کلاً کارش تبلیغ نیکی های عام انسان ها و اخلاق است که آن هم گاهی با پرخاش گردن کلفت های مکه روبرو می شود که یقۀ پیامبر را می گیرند که "حرف حسابت چیست و چرا دست از سرمان برنمی داری". حضرت در زمانی که دچار این بزن بهادر های مکه می شود همان سورۀ کوتاهی را که می گوید عیسی بدین خود و موسی بدین خود را می خواند و با این گردن کلفت ها مصالحه می کند و دور وبرشان نمی رود. بعد که اوس و خزرج با قبیله های دیگر همکیش یهودی خود دچار اختلاف منافع می شوند و از رسول گرامی اسلامی دعوت می کنند برود مدینه و آن ها پول و سرباز تهیه کنند برایش تا با رقیبان شان بجنگد حضرت قبول می کند و بمحض رسیدن به مدینه و سلاح و تجهیزات و سرباز شروع می کند آیه ها و دستورات جنگی را می آورد و توجیه جنگ و کشتار و خونریزی. این مرحله که تمام می شود و حضرت حکومتش را ایجاد و مستقر می کند شروع می کند آیه های چگونه حکومت بکند را میاورد و دستورات حکومتی می شود غالب آیه های وحی شده. سپس که تعدادی از تازه مسلمان ها طالبان بازی در می آورند و بزرگان جزیه پرداز و برخی تازه مسلمان ها را اذیت می کنند حضرت که دیگر بخشونت زیادی در بین رعایای خودش نیاز نداشت آیه می آورد که در دین اجباری نیست و زیادی شلوغ نکنید همین که بحرف و حکومت من تسلیم باشند کافی است و کاتولیک تر از پاپ نشوید. بعد از رحلت پیامبر اسلام هم که حکایتی دیگر دارد در مورد گسترش اسلام و کشورگشایی های خلفای بعدی که از همان تعالیم حضرت استفاده می کنند برای پیروزی و خشونت درجنگ و رحمت با رعایا پس از تسلیم و قبول اجباری اسلام.
این دیگر منطق و فلسفه و داستان نمی خواهد فهمیدنش. وقتی حرف پیامبر را بی سوادان و در راه ماندگان و محرومان و در حاشیه ماندگانی مثل ابوذر و یاسر و بلال می فهمیدند این توهین به اسلام است که ادعا بکنی فهمیدن قران و اسلام نیاز به رمل و اسطرلابی دارد که فقها تخصیص داده اند برای انحصاری کردن فهم دین و سواری گرفتن از گردۀ دینداران لاجرم نیازمند معنایی برای زندگی خود که بیچارگی شان را چاره کنند. تازه حتی اگر ده درصد تاریخ اسلام فعلی راست باشد که نیست بازهم افتخاری ندارد به حکومت علوی نازیدن که در عصر خودش بیش از 5 سال دوام نیاورده آن هم همه اش در جنگ و جدال و نا امنی و عدم استقرار. و بهمین خاطر است که خمینی و خامنه ای هم موفق نشدند و سر از - بقول تو - حکومت معاویه در اوردند. سنی و شیعه هم ندارد هرچند سنی به اصل اسلام نزدیک تر است و شیعه مذهبی سیاسی است اما من اگر از مولوی در مقابل آیت الله دفاع کردم بخاطر خونی است که توی شیشه کرده اند آیت الله های شیعه از من ایرانی خداباور و مستحق زندگی. یا...هو

علی گفت...

حالا حوصله داری داستان منو گوش کنی
یکی بود یکی نبود یه دلقکی بود
که به نان شبش محتاج بود چون دیگه زمانه به کارهای او نمیخندید شوخی های او تکراری شده بود و مردم هزاران بار اونها رو شنیده بودند در این حین دلقک دید که شکمش دارد سرو صدا میکنه و جوابی رضایت بخش به اون نداره لاجرم به فکر فرو رفت گفت یا هو چه کنم باید کاری تازه یاد بگیرم تا مردم رو بخندونم وی بعد از سالها تدبیر
و امید به نتیجه
شعله ای درونش روشن شد فردا دیگر مردم شهر دلقک رو ندیدند چرا که او رفته بود نمیدونم کجا و لی رفته بود ولی دیگر با کارهای خنده دار مردم رو نمیخندوند بلکه وی مدرنیته شده بود چراکه وبلاگی زده بود و کلاه اهل علم روی سرش میذاشت و از هر دری سخن میگفت به حاکمان به عالمان به اقتصاددانان به سیاسیون خلاصه ازهر دری سخنی نو میسرود و مردم رو میخندود دیگر کاسبی دلقک گرفته بود چرا که فهمیده بود مردم از چه چیزهایی خوششون میاد
قصه ما به سر رسید دلقک به خونش نرسید
یا...هو
هنوزم نشرش میدی دلقک حان

علی گفت...

هر پدیده ای را می توان و باید هم از بیرون آن پدیده هم مورد واکاوی و نقد و بررسی قرار داد

باید عرض کنم که با این جمله شدیدا موافقم
لازمه ذکر کنم که فقط با همین جمله نه نتیجه گیری غلط از اون
البته با چشم پوشی از ادبیات نگارشیش

گمگشته گفت...

سلام خدمت تیمسار عزیز و دوستان گرامی
چند تا نکته عرض کنم
1. هیچ علاقه ای به تفکرات علی آقا و دیدن مطالب ایشون ندارم(تفکری که 7 میلیارد نمی فهمند و 170 میلون می فهمند)

2. اما این جواب زیبای آخر تیمسار باعث شد دعا کنم به جانش که یک جا مفید بود

3.دقت کردین تیمسار چقدر رفته تو چشم سیستم که شروع کردن به این قبیل بازیها. من که بودم فیلتر می کردم چرا باید انرژی صرف این تفکرات بشه چرا ؟؟؟

سلام گفت...

با سلام
دلقک جان داستان محمد امین را همانطور که بلدی برایمان بنویس می خوام داستان را باجزعیات بیشتر ذکر کنی خالی از لطف نخواهد بود مرسی

سلام گفت...

با سلام
دلقک جان داستان محمد امین را همانطور که بلدی برایمان بنویس می خوام داستان را باجزعیات بیشتر ذکر کنی خالی از لطف نخواهد بود مرسی

Dalghak.Irani گفت...

جناب سلام.
این قصه کامل است و حرف اضافه ای نمی خواهد فقط می ماند آن انگیزۀ نارضایی ابتدایی حضرت که گفتنش خیلی راحت نیست راجع به پیامبر بزرگوار اسلام. لذا فقط اشاره می کنم و ابتدا می گویم که فارغ از علت نارضایی پیامبر من ایشان را مثل هر مسلمان دیگری پیامبر می دانم و مناقشه ای در دین بودن اسلام - مثل همۀ ادیان دیگر - ندارم. اما به تشخیص خودم که متکی است بر داده های تاریخی و برون داد این تجربه در اهمیت دادن اسلام به موضوع "سکس" فکر می کنم نارضایی اولیه مربوط به سکس بوده و اختلاف سن 15 سالۀ حضرت با همسرشان خدیجه.
می دانیم که محمد امین یتیم و فقیر بوده در 25 سالگی که توسط خدیجه - بقول امروزی ها - شکار می شود. ایشان 10 12 سال پس از ازدواج و تجارت با ثروت خدیجه و بالارفتن سن خدیجه به بالای 50 سال و از دست دادن کیفیت سکس اش دچار مشکل عدم ارضاء می شوند ضمن اینکه اتوریتۀ خدیجه هم اجازۀ تخلف نمی داده است. لذا گاهی به غار حرا می رفته اند و در انجا چله می نشسته اند و راز و نیاز و از این قبیل که هر انسان تک افتاده ای می تواند دچارش بشود. و نهایتاً راه برون رفت از مشکل از راه اصلاح جامعه پیدا می شود و .... یا...هو