ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۷, یکشنبه

پسران وطن خوش آمدند: اما نه قهرمان ملی که سربازان قاصرند! با درود ویژه به مولوی عبدالحمید!

DSC_3572.JPG

 حالا که پسران جوان ایران - با تأسف بدون فرمانده شان - برگشته اند راحت تر می توان راجع به این گروگانگیری اظهار نظر کرد:

1- برعکس آنچه که شهرت دادند حفاظت منطقۀ عمومی سیستان و بلوچستان در اختیار سپاه پاسداران بوده و است. و اگر نیروی انتظامی هم عمل کنندۀ میدانی باشد تحت فرمان عالیۀ سپاه قرار دارد و اینکه بعد از گروگانگیری گفته شد حفاظت منطقه به سپاه واگذار شده است برای فرافکنی و تبرئۀ سپاه از مسئولیتش بوده است.

2- نه سپاه و نه نیروی انتظامی در مدت گروگانگیری وارد صحنه نشدند و مسئولیت خود را به گردن دولت روحانی و افراد سیویل در وزارت کشور و استانداری انداختند. در حالیکه دولت روحانی کمترین مسئولیت را داشته در این ماجرا و نیروی انتظامی مستقیم زیر امر آیت الله خامنه ای انجام وظیفه می کند.

3- علت عدم ورود نظامیان به موضوع گروگانگیری به این علت بدیهی هم بود که آنان نه تنها این سربازان را قابل و مستوجب نجات نمی دانستند بلکه حتی بشدت از تقصیر آنان در نحوۀ گروگان گرفته شدن - فیلم منتشر شده از سوی جیش العدل - و لطمۀ شدید به آبروی نیروهای مسلح خشمگین و عصبانی هم بودند. در حقیقت هم و بدون توجه به ماهیت رژیم سیاسی ایران حق با نظامیان بود. زیرا چنین ماجرایی در هر حکومت متعارفی که پشتیبانی ملتش را همراه داشت اتفاق می افتاد چنین حجمی از همدردی و همراهی ملی را که بوجود نمی آورد هیچ؛ بلکه بسیاری از مردم هم سربازان بی انضباط را مستوجب هرآنچه می دانستند که بر سرشان رفته و خواهد رفت.

4- بعبارت دیگر اگر مسئولیت های مربوط به بوجود آمدن این ماجرا را فال فال و حصۀ هرکس را مشخص کنیم. تقصیر بی انضباطی سربازان در مورد ترک پست و خوابیدن در چادر و غافلگیر شدن و عدم مقاومت در مقابل دشمن بیشترین سهم این اتفاق را داشته است.

5- اما به این دلیل بدیهی که جمهوری اسلامی مقبولیت ملی و عامه ندارد گروگان رفتن سربازان، بجای تولید "ادبیات مقاومت" محبوب خامنه ای و شرکا؛ "ادبیات درخواست و التماس و کمپین و دعا و ثنا"ی ملت و جامعۀ مدنی را ایجاد کرد برای نجات جان پسران وطن. پسرانی که با اینکه سربازان خلفی هم نبودند به سطح قهرمانان ملی ارتقاء داده شدند و شهرت یافتند. و بنظرم بخاطر همین جو هم بود و است که خانواده های این سربازان انتظار داشتند که حکومت برای بچه هایشان که آبروی رژیم را برده اند پپسی بازکند و مرتب به آنان دلداری و سرسلامتی بدهد و نازشان را بکشد. خب بدیهی است که انتظار بیهوده و زیاده خواهانه ای بود و است و خانواده ها گمان کرده اند که اگر مخالفان بالفعل و بالقوۀ جمهوری اسلامی - اکثریت غالب مردم ایران - احساس خوبی به فرزندان شان دارند رژیم سیاسی هم باید همان احساسات را بروز بدهد و این نقض غرض است فارغ از کدام رژیم بودن!

6- لذا به خانواده های محترم سربازان آزاد شده اکیداً توصیه می کنم که مطلقاً در دام پروپاگاندای رسانه ای نیفتند و واکنش های احساسی و گله از مسئولان و این قبیل فاکتورهای مخرب برای "نوع برخورد رژیم با فرزندان شان" در آینده را کنار بگذارند؛ و از اینکه بچه هایشان زنده برگشته اند شاکر باشند. زیرا خامنه ای فرمانده نظامی بسیار بی رحم و سخت گیری است و قطعی است که از این اتفاق بشدت خشمگین باشد و دستورات شدید و غلاظ صادر کند در برخورد با سربازان رها شده و فرماندهان آنان. تنها شانس خانواده ها این است که گروهبان همراه سربازان - مرده یا زنده - برنگشته و تعیین دقیق جرم سربازان در دادسرای نظامی قابل دسترسی ساده نخواهد بود؛ و ممکن است برخورد با این سربازان از سوی دستگاه نظامی شدید نباشد.

7- مسایل بسیار دیگری هم وجود دارد بویژه در مورد چرایی "مخدوش کردن عمدی محل دقیق نگهداری و چگونگی مبادله یا آزادی آنان" - بالاخره معلوم نشد که نقش پاکستان و عوامل امنیتی و توافق احتمالی چه بوده است - اما قصد ورود به تحلیل این بخش را ندارم در اینجا؛ و این نوشته را به این دلیل منتشر می کنم که ترمز احساسات را بکشم و مشخص کنم که بررسی موضوع فارغ از موافق و مخالف رژیم سیاسی ایران بودن و در یک زمینۀ بی طرف، تمام حق را به سربازان و مطلق ناحقی را به رژیم نمی دهد. و هر رژیم دیگری هم خیلی عاشقانه بدنبال سربازان متخلف و تسلیم شده به دشمن نمی رود. این به این دلیل مهم است که اولاً ما نباید به جوانان آدرس عوضی بدهیم و ثانیاً نقد یا مخالفت با جمهوری اسلامی را بر تخریب "قواعد پذیرفته شده در دولت های مدرن" قائم نکنیم و البته انصاف در داوری را هم رعایت کنیم.

8- می ماند دو مطلب که مزاحمت را کم کنم:

الف- اینکه مقامات - کمتر سیاسیون و بیشتر سپاهیان - جمهوری اسلامی با اینکه این اتفاق را بی اهمیت - از نظر در خطر بودن جان سربازان - می دانستند و عمل نمی کردند - حداقل تا کشته شدن دانایی فر جدی نبودند -  اما در عرصۀ عمومی و رسانه ای برعکس نشان می دادند و خودشان را همراه و همرأی ملت خواهان رهایی سربازان نشان می دادند. در حالیکه بی اهمیت بودن این گروگان رفتن سربازان از نظر منطق نظامی و قواعد حاکمیتی و حکومتی قابل دفاع بود و آنان می توانستند تقصیر سربازان را عنصر اصلی معرفی و خودشان را در موضع محق قرار می دادند. اما آنان بزدلانه و جهت بهره برداری از احساسات ملی نه تنها هیچگاه موضع بی تفاوت خود را برملا نکردند بلکه با عنوان های نچسبی مثل مرزبانان شجاع و قهرمانان ملی نظامیان متخلف و به گروگان رفته را مورد بهره برداری سیاسی قرار دادند.

ب- مورد دوم هم مربوط است به تشکر و افتخارمان از جوشش و خیزش ملی در حمایت از آزادی سربازان و بویژه تشکر ویژه از نامۀ بسیار عاطفی و مؤثر گوهر عشقی مادر گرامی ستار بهشتی و علی الخصوص تقدیم بهترین درودها و سلام ها به محضر مفتی کبیر اهل سنت ایران مولوی عبد الحمید که قطعاً بدون ورود مثبت و اقدام او این واقعه به سرانجام آزادی سربازان نمی انجامید. با درود به ایشان و همۀ ملت نگران و خیرخواه ایران. یا...هو

۳۹ نظر:

پسر حاجی گفت...

جناب دلقک با نوشته شما کاملا موافقم. من هم از نظر قلبی بسیار مشتاق آزادی سربازان بودم اما از نظر عقلی به نظرم اگر نحوه به اسارت در آمدن آنها واقعا همان چیزی بود که در فیلم مشاهده کردیم؛ گروهبان مورد نظر اگر آزاد هم میشد قطعا در هر دادگاه نظامی بی طرفی به اعدام محکوم میشد. اما در مورد آن چهار سرباز به نظرم مجرم دانستنشان درست نیست چون در سیستم نظامی مسئولیتها با ارشد گروه است و زیر دستان وظیفه شان فقط اطاعت و سرپیچی نکردن است.
مورد دوم هم که فکر میکنم حالا بتوان در مورد آن بحث کرد، اعتراض گسترده مردم به این موضوع بود که چرا حکومت سربازان بدون امکانات و با آموزشهای اولیه را به آن منطقه فرستاده. در حالیکه فکر میکنم حتی در نیروی بسیج هم که بی در و پیکر و بدون دیسیپلین نظامی است؛ اهمیت نگهبانی و رعایت دقیق موارد نگهبانی بارها گفته میشود و هیچ ارگان نظامی برای پست نگهبانی از نیروهای کماندو و وِِیژه خود استفاده نمیکند. پس خوابیدن و رها کردن آن تیربار به حال خود ربطی به نداشتن آموزش کافی و تجهیزات ندارد. من هم با شما موافقم که این سربازها به هیچ وجه قهرمان ملی نیستند.

علی گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
Dalghak.Irani گفت...

علی کامنتت حاوی توهین به سنی مذهبان بود حذف کردم . هرگونه توهین به اشخاص حقیقی و قوم و قبیله و ملیت خط قرمز است. یا...هو

حسام گفت...

با نوشته شما موافق نیستم ولی درک می کنم در نظر شما به عنوان یک تیمسار سابق، آبروی یک فرمانده یا مدیر خیلی مهمتر است از جان ناقابل یک سرباز به زعم شما بی سروپای پخمه زپرتی.

واقعیت آن است که یک عده سرباز مجبور به خدمتِ آموزشِ کافی ندیده را گذاشته اند حساس ترین نقطه مرزی کشور، بدون وسایل پایش و دیده بانی لازم، و نتیجه اش همین میشود که می بینید.

احتمال زیاد سربازان بیچاره فکر نمی کرده اند که ممکن است چنین بلایی نازل شود، مگر اینکه بگوییم آن گروه سرباز دارای قابلیت ذهنی/بدنی/فنی لازم برای انجام ماموریت محوله نداشته اند که باز هم مقصر مقامات هستند.

این قضیه از جهاتی شبیه هواپیمایی است که سقوط می کند و هیات تحفیق در پایان کار توصیه هایی را برای همه افراد درگیر در ماجرا صادر می کند و میزان قصور و تقصیر هر کدام را تعیین می کند. و همیشه هم اساسی ترین توصیه ها برای مدیریت شرکتهای هواپیمایی صادر میشود که فرآیندی را به نحو کاملاً درست تعریف یا اجرا نکرده اند.

اصولاً در مدیریت حادثه "یک نفر/یک اشتباه" نیست که باعث فاجعه میشود. بلکه زنجیره ای از خطاهاست که منجر به وقوع آن فاجعه میشود. و همیشه اشتباهات در سطوح بالاتر مهمتر و دارای پیامدهای بیشتر است.

به همین دلیل است که وقتی کارمند یک بانک اختلاس کند در نهایت رییس جمهور مقصر است و به همین دلیل است که وقتی یک بازجو مرتکب شکنجه میشود رهبر را مسوول نهایی میدانیم.

البته من نمی گویم سربازان 100 درصد بی تقصیرند ولی مسوولیت فرماندهان بسیار بیشتر است و این ناجوانمردی است که بیشتر تقصر را به گردن ضعیف ترین طرف ماجرا (از نظر قدرت اجرایی) بیندازیم.

ناشناس گفت...

سلام از مذهبی به دلقک
احسنت که خط قرمز را رعایت کردی و مطلب توهین آمیز به برادران اهل سنت را حذف کردی . ممنونم.
ولی یک گله دارم که چرا وقتی ناشناسی به خدا و پیامبر و اسلام توهین کرد ، نه تنها آن را حذف نکردی بلکه در مقابل اعتراض من هم ، آزادی بیان را بهانه کردی .
جناب تیمسار!! یک بام دو هوا چرا؟

Dalghak.Irani گفت...

مذهبی عزیز. خدا و پیامبر و دین و ... اسطوره های عامند و ملک مشاء و هر مستأجری در مقدار تصرفی که دارد حق رفتار آزاد را هم دارد و تجسد بیرونی ندارند. اما قوم و قبیله و مذهب دیگری در مقابل مذهب و قبیله و دین خودی قرار داده می شوند هنگام یورش به سمت شان و انسان هایی با گوشت و پوست و استخوان و احساس را می رنجاند و چه بسا باعث دعوا و آشوب می شود. علی از موضع شیعه توهین کرده بود. یا...هو

حسام بی انصافی این داوری چون شما قدیمی هستی اگر همان حسام باشی و می دانی که من از نوع تیمساری که می گویی نیستم - یا حداقل الان نیستم - و مشکلات آموزشی و تجهیزاتی و فرماندهی و این قبیل را قبلاً نوشته ام. اینجا هم نگفته ام که همۀ تقصیر بگردن یک عامل و آن هم سربازان بوده است بلکه گفته ام که سربازان باید بیشتر به مأموریتی که - فرقی نمی کند تحمیل یا پذیرش - انجام می دادند متمرکز می شدند و سهل انگاری نمی کردند. یا...هو

ناشناس گفت...

دوباره سلام دلقک
حالا فهمیدم که چرا هرچه به خودت توهین می کنند اصلا ناراحت نمی شی شاید جزءاسطوره های عام و ملک مشاء هستی و برای هر نظردهنده یی حق رفتار آزاد در نظر گرفته ای .
اما با همه اینها من هرگز به خودم اجازه نمی دهم به استادم دلقک گرامی خدای ناکرده توهین کنم.
مذهبی

Dalghak.Irani گفت...

مرسی مذهبی محترم. همینطور است که فرمودید. فقط آمدم که املای مشاع را درست کنم که هر دو نفرمان مشاع را مشاء فقهی نوشته ایم به اشتباه. البته اشتباه من باعث اشتباه شما هم شده معذرت می خواهم. یا...هو

علی گفت...

دلقک نظر من دو خطش در مورد اهل سنت بود بقیش رو چرا نذاشتی
در ضمن من که چیز بدی نگفتم و اصلا توهین نکردم
ثالثا فکر نکنم مطالب توهین امیزم البته بنا به نظر شما بدتر از نظرات دوستان و عباراتشون به مقام معظم رهبری رهبر فقید انقلاب اسلامی و مراجع معظم باشه اگر بخوای دلقک حان عین عباراتشون که شما در بخش نظرات گذشته اوردی برات کپی پیس کنم به عبارتی مدارکشم موچوده
یا اینکه شما از برادران اهل تسنن هستی که هر حرفی در مورد مراجع شیعه میزنی و وقتی نوبت به مولوی عبدالحمید میشه ایشون امام زمان که نه پیامبر اکرم صلوات الله علیه هستند و از اینحور حرفها

شما عبارات منو که داری منم میدونم چی نوشتم اونجاش که توهین بود رو به
ایمیلم بفرس
aliakbarrahmani51@yahoo.com

این اسم و فامیل رو به یاد داشته باش بعد ها به دردت میخوره

علی گفت...

در ضمن این اراجیفی که در مورد اسطوره های عام اوردی رو خودت یاد گرفتی یا کسی بهت یاد داده
یعنی چه ملک مشا هستند و قوم و قبیله اینحوری نیستند
فرق مذهب با دین چیه که یکیش جزو مفاهیم عام هست یکی خاص چرا تو چیزی که اصلا سر رشته نداری وارد میشی دلقک
اصلا مگه خدا و پیامبر اسطوره اند افسانه اند مگه اینها مفاهیم حقیقی خارجی نیستند ملک مشا چیه مگه خدا تحت ملک قرار میگره که اگه قرار بگیره دیگه خدا نیست بلکه مملوک و عبد میشه
خدای من دین من پیامبر من قوم من قبیله من مذهب من رهبر من
اینها مفاهیم عامند یا خاص دلقک
اصلا فرق سنی با شیعه مگه در نحوه نگرش به امامت نیس چه طور کسی میتونه به پیامبر اکرم که مورد اعتقاد چند میلیارد مسلمانه توهین کنه یه نفر نمیتونه به شخص توهین کنه ببین دلقک داری اعصابم رو خورد میکنی دلقک مزخرف

ناشناس گفت...

اسیر گفت:
سلام
اینقدر خسته ام که گاهی دلم هوس مرگ می کند.
پس کی این وضعیت درست میشود؟
حقوق بشر پیشکشمان، حق نان خوردن که بر ما مسلم است، یا نیست؟
کرایه ی تاکسی ها را افزایش داده اند،و دولت هم روی نرخ آب و برق و گاز کشیده.تازه دو روز است که سال نو آغاز شده و تورم 20 درصدی را میشود در نرخ همه چیز دید.
پس ای کاش این سال تحویل نمیشد، وقتی که نویی برای ما یعنی بدبختی بیشتر.
از درد اجاره نشینی بنالم و یا از این درد که اقساط بانکی ام عقب افتاده؟
والله ما روزی از طبقه ی متوسط بودیم.اما امروز با اینکه دلم میخواست این ماهیانه ی یارانه راثبت نام نکنم، چاره ای ندارم که همچون مستمندان دست به سوی دولت دراز کنم.
نه که زیاده خواه باشم نه، اما با دو فرزند، من و همسرم چکار کنیم؟ از این ماهی 180 هزار تومان بگذریم؟
همسر و فرزندانم را عاشقانه دوست دارم اما گاهی پشیمان میشوم از اینکه دختر دیروز جوان مردم را باعسرت و سختی 20 سال است ضجر داده ام.و تازه نگاه به چهره ی فرزندانم از پشیمانی ازدواج و بدبخت کردن همسرم هم ضجرآورتر است.
الان که مینویسم هر سه درخوابند و من درمانده تر از هر درمانده ای و با هزار اظطراب نمیدانم چه آینده ای در انتظار این دو طفل معصوم است.

ناشناس گفت...

جناب علی ؛ شما یک کم مشکل درک داری ، وقتی من به شما می گم پیامبر شما از طرف خدا نیامده و نصف بیشتر حرف ها و احادیث منسوب افسانه است ، بحثی ماهوی می کنیم ، وقتی به شما بگم پیامبر شما فلان و بهمان این جا دیگر بحث نمی کنیم . دارم سعی می کنیم طرف مقابل را مرعوب و عصبی کنم. شما می توانی در مورد سنی ها بحث خلفای راشدین را بگویی ولی وقتی به خود سنیها توهین می کنی در حال توهین به گروهی از انسان ها هستی . این دو تومانی هفت صنار با هم توفیر دارند.

Dalghak.Irani گفت...

علی آقا

1- من به اندازۀ تو انرژی و طراوت ندارم برای بحث در بدیهیات.

2- لحن کلام شما دارد یواش یواش آزار دهنده می شود و از قوارۀ وبلاگ می زند بیرون. نه برای شخص من که بحرمت خوانندگان وبلاگ که قاعدۀ نانوشته ای را پذیرفته اند در نگاهبانی از حریم اشخاص و مهمتر از همه دلقک پیر که حقیر باشم. گفتن یک کلمه یا یک جمله یا بکار بردن یک لحن برای بار اول ممکن است جالب هم باشد برای شکستن فضا و طنز. اما تکرار آن اشمئزاز می آورد.

3- اینجا یک وبلاگ سیاسی اجتماعی است و نه مذهبی دینی. لذا کسی در اینجا با دین و مذهب و باورهای معنوی دیگری چالشی ندارد و مخاطب هم قرار نمی دهد. بحث توهین یا متلک یا هرچه به دین و خدا و مذهب و از این قبیل باید با پیشوند "این" و "سیاسی" خوانده شود و می شود. این اسلام و این خدا و این مرجع و این عالم و این رهبر و .... که زندگی ما را و پیشرفت مادی و لذت دنیوی ما را در تیول خود گرفته است و بخاک سیاهمان نشانده است منظور است و نه خدا و پیامبر و هرچه دیگری که بین من و او و نه هیچ زندگی و لذت دیگری به باور و ایمان و اعتقاد ظهور دارد.

4- من نرم افزار جرح و تعدیل کامنت ها را ندارم و لذا اگر لازم به حذف بخشی از کامنت باشد لاجرم همۀ کامنت حذف می شود.

5- شما به مولوی عبد الحمید و سنیان ایران برچسب تروریست های جیش العدل و تکفیری را زده بودی که غلط است زیرا سنیان و مفتیان شان در حال حاضر قدرت سیاسی در کشورم ندارند که من بخواهم با آنان بچالش مخالفت یا اتهام بر بیایم. مراجع و دین و مذهب تو در حال حاضر با استفاده یا سوء استفادۀ آدم های عقب ماندۀ ذهنی یا شارلاتان (تحت عنوان مرجع و رهبر و ولی فقیه و ...) زندگی و باشندگی این جهانی مرا و ایرانیان را تحت نافهمی و یا سوء استفادۀ خود قرار داده اند و از این نظر است که مورد طعن و لعن ما هستند و الا من کمترین مشکلی با عالمان دین و مبلغان مذهب و راهنمایان معنویت ندارم و نداریم.

6- نگفته بودی کامنت دارای ایمیلت را منتشر بکنم یا نه. لذا فعلاً پنهانش می کنم اگر خواستی بگو منتشر کنم. با طمأنینه و با لحن گفتگو کامنت بگذار تا هم استفاده کنیم و هم اگر لازم شد بحث راه بیفتد و نکته ای به ثبت برسد. یا...هو

علی گفت...

من اگر توهینی به شما کردم جداً عذر خواهم. میخواهم رو راست باشم. دیشب به دلیل عصبانیت کنترل از دستم خارج شد و واقعا چیزهایی که از قلمم تراوش کرد که نمی خواستم. البته اهل سنت اکثرن مورد احترام هستند.
کامنت حاوی ایمیل مرا می توانی منتشر کنی.
مجددا پوزش میخواهم.
علی

ناشناس گفت...

با درود؛

با شرایط و امکاناتی که در اختیار این پنج نفر بود, در صورت کشیک دادن, مقاومت و درگیری, همان بلایی سرشون می آمد که به سر افراد پاسگاه مرزی سروان آمد (١٧ کشته و پنج مجروح).....البته خامنه ای و سپاهش در دم کشته شدن اینها رو بیشتر از افتضاح پیش آمده می پسندیدند.

این رو هم بگم که من هم از مذهب مذهب گفتن "مذهبی" و همچنین از کامنت های بی سر و ته "علی" حالم به هم میخوره.

شهریار

ناشناس گفت...

این مذهبیون دیکتاتورهای بی رحمی هستند. آنان این حق را برای خود قائلند تا حتی مخالفان خود را بکشند! ولی کوچکترین نقدی به مذهب و پیامبر و سنت های جاهلی خود را توهین می پندارند!بیخود نیست که مذهب به این حال و روز وخیم افتاده است چون باب نقد و اصلاح از طرف این دسته بسته است. هر یاوه و خرافه ای جزئ لاینفک مذهب قلمداد می کنند. مذهب زیر دست اینان می گندد.

ناشناس گفت...

امیر
جناب دلقک. فرمایشاتتان مثل همیشه با دیدی متفاوت و مستدل بود. ولی یک نکته را خدمتتان عرض کنم که این اتفاقی که برای سربازان افتاده ناشی از بی نظمی و بی توجهی به پروتکلهای اجرایی یا همان قوائد کار است که در تمام مملکت ما که سهل ، در تمام کشورهای منطقه ای که ما داریم زندگی می کنیم جاری است. این مسئله نه تنها در ارتش و نظامی های ما هست بلکه در بیمارستانها ، آتش نشانی( اشاره به حادثه اخیر تهران که من صد در صد مطمئن هستم که ماشین انها طبق اصول نگهداری و کنترل کیفی نشده بوده و اگر هم مدرکی دال بر انجام سرویسها و کنترلهای ادواری ارائه شده صرف سند سازی بوده)، پلیس، اداره برق، هواپیمایی، شرکت نفت و...... هم هست. من خودم سربازی رفتم و بخاطر رشته تحصیلی ام 45 روز آموزشی بیشتر نداشتم . تفنگامون خراب بود لذا تیراندازی با آنها اسباب خنده بود، روز اردو برای 110 نفر یک عدد قطب نما بود و عملا کسی کار با آن را یاد نگرفت،افسری که همراه ما آمده بود اصلا ستاره شناسی رو بلد نبود لذا پیدا کردن راه در شب هم اسباب مسخره و مضحکه شد، این اردو نهایتا سه ساعت زو بازی برای ما داشت که برای برخی تازگی داشت و زو بازی را یاد گرفتند! می خوام بگم حتی اگر پست و کشیک هم گذاشته بودند این بخت برگشته های بی کس و کارکه غافلگیر نشند ، بی کس و کار از این جهت که هیچکس پارتیشون نشده که نفرستنشون لب مرز، یارای مقاومت در برابر اون مهاجمان رو نداشتند و از دم کشته میشدند. خب کشته بشند برای کی و چی؟ برای کسی که اینطرف نشسته مثل باقلوا 17000 میلیارد تومن رو تو سازمان تامین اجتماعی می خوره و راست راست می گرده؟؟ من خودم اگر اونجا بودم و کشیک هم بودم درجا تسلیم میشدم!

ناشناس گفت...

دلقک گرامی
این سربازان نیز به مانند دیگر آحاد ملت ایران چه سنی و چه شیعه و چه کرد و چه بلوچ و چه لر قربانی رژیمی ددمنش هستند که جز بدبختی و دشمنی و گرسنگی و حرمان چیز دیگری را برایشان به ارمغان نیاورده است. این سربازان نیز به مانند گروگانگیرانشان چیزی بیش از قربانی نیستند. این حکومت چه به این سربازان داده است که انتظار خودگذشتگی از آنها را داشته باشد.
قرنها ملت ایران با قومیتهای گوناگون و مذاهب گوناگون در کنار یکدیگر با آرامش و تسامح زندگی کرده اند. سنی با شیعه ازدواج کرده و حنفی با مالکی عقد ازدواج بسته. مسلمان به میهمانی مسیحی رفته و یهودی به احوالپرسی مسلمان آمده و تنها ایرانی بودن صفت مشخصه آنها شمارده می شده است. حال از سایه سر آقایان خدمتگذاران به اسلام و مسلمین و در پناه حکومت وارثان امام زمان و مجریان سیره نبوی به جایی رسیده ایم که سنی در برابر شیعه. فارس در برابر کرد و بلوچ. لر در برابر عربهای خوزستان و...و...و... ایستاده اند. در جاییکه سنی ها شهروند درجه سه محسوب میشوند و مناطق سنی نشین در نهایت عقب ماندگی و فقر اقتصادی به سر میبرند نمیتوان انتظار داشت که آنان نیز به مانند گوسفند سر پایین اندازند و عرض و آبروی خود را به مشتی بی سروپا بسپارند. تا این حکومت است این دشمنی ها بیشتر و بیشتر خواهد شد و از آن ترسم که روزی در ایران نیز شاهد جنگ میان شیعه و سنی گردیم که نمونه آن اکنون در عراق در جریان است.
در اینجا لازم است از مولانا عبدالحمید و عشیرت شاه بخش ممنون باشیم که سبب شدند این سربازان بیگناه به آغوش خانواده های خود بازگردند و امیدوارم خبر کشته شدن درجه دار فرمانده این گروه دروغ باشد و وی در گوشه ای از این جهان در حال زندگی باشد.

ناشناس گفت...

سلام بر استاد گرامی جناب تیمسار وبر نظردهنده گان عزیز جناب شهریار و اون یکی ناشناس
استاد ، از توضیحاتت در مورد کلمه مُشاع فهمیدم که در لغت هم دستی بر آتش داری ؛ پس من هم می خواهم درس پس بدهم:
بین کلمه "سبّ" و کلمه "لعن" تفاوت زیادی وجود دارد:
"سبّ" توهین است اما "لعن" ممکن است توهین نباشد.
قرآن هم ما را از سبّ و توهین حتی به کافران بر حذر داشته،
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ... سوره : انعام آیه : 108
ترجمه فولادوند : و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آن گاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‏دادند آگاه خواهد ساخت.
از همین آیه می توان فهمید، کسی که در سایت شما به خدا و پیامبر و اسلام توهین کرد، گرچه مقصر است اما شاید مقصر اصلی آن، عصبانیت بعضی هاست که عنوان مذهبی روی خودشان می گذارند، اما گوش به حرف قرآن هم نمی دهند و به زمین و زمان توهین می کنند. کسی که مثلا به عایشه توهین می کند ، مذهبی نیست و در واقع ضد مذهب است، چرا که به ناموس پیامبر توهین کرده و پیامبر را هم ناراحت کرده است.
اگر می بینید در ماه محرم، بعضی ها پشت شیشه ماشینشان به یزید و شمر فحش می نویسند، کاملا غلط است و اسلام هرگز این روش را نمی پذیرد.
اما چرا "لعن" توهین نیست؟ معنای لعن چیست؟ می گوییم: خدایا حرمله را از رحمتت دور کن. و این با فحاشی زمین تا آسمان تفاوت دارد. ما در زیارت عاشورا عمر سعد و یزید و شمر را لعن می کنیم اما مجاز نیستیم به آنها فحش بدهیم و یا سبّ کنیم.
حضرت داود و حضرت عیسی هم کافران را لعن کرده اند. - لعن الَّذین کفروا مِن‏ بنی اسرائیل علی‏ لسان داودَ و عیسی ابن مَرْیَمَ
همانطور که گفتم لعن بمعنی دورباش از رحمت الهی است. وطرفی که لعن می شود باید ظرفیت لعن را داشته باشد یعنی کاری کرده باشد که سزاوار دوری از رحمت خدا باشد وگرنه لعن به خود لعن کننده برمی گردد. به همین خاطر اگر کسی ندانسته خوبان را لعن کند، شاید مردم عادی آن را توهین بدانند اما در واقع توهین نیست. چون اگر آن خوب لیاقت این توهین را نداشته باشد لعن را به خود لعن کننده پس می دهند.
به همین خاطر حتی پیامبر اسلام هم باکی ندارد که خود را در معرض قرار دهد: در مسئله مباهله،‌ پیامبر به مسیحیان نجران می گوید بیایید شما و ما جمع شویم از خدا بخواهیم که هرکدام از ما یا شما دروغگو هستیم،‌ خداوند لعنتش کند.
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ.
از طولانی شدن معذرت می خواهم برای توضیحات چاره ای نداشتم . مذهبی

علی گفت...

در ادامه آمده است: نقش انکارناپذیر مولوی عبدالحمید در آزادی این 4 مرزبان، نکاتی را به همراه دارد که توجه به آنها حائز اهمیت است.

اولین نکته اینست که مولوی عبدالحمید چرا در همان روزهای اول بعد از ربوده شدن مرزبانان برای نجات آنها اقدام نکرد؟ کسی که قدرت اعمال نفوذ در گروهک تروریستی جیش العدل را دارد و در عمل نشان می دهد که مایل به حل مشکل است می تواند این اقدام را سریع تر و در روزهای اول انجام دهد و اجازه بروز عوارض منفی و ضایعات مترتب بر این اقدام تروریستی را ندهد.

دوم اینکه گروهک تروریستی جیش العدل در اطلاعیه ای که به مناسبت آزادسازی مرزبانان ربوده شده منتشر شد اعلام کرده است: ˈعلمای اهل سنت که دارای جایگاه بزرگی در جامعه اهل سنت ایران هستند، از ابتدای ماجرا، میانجی گری کرده و سعی کردند این ماجرا به خیر و خوبی حل شود که نهایتاً شورای مرکزی و رهبری سازمان جیش العدل رأی به آزادی نظامیان داده و آنها را تحویل هیأت اعزامی دادند. این تصمیم خالصانه در پاسخ به مطالبه علمای اهل سنت و در راستای نشان دادن حسن نیت و انسان دوستی اتخاذ شد تا ایران هم در راستای آزادی زندانیان اهل سنت گام بردارد و در غیر اینصورت بر مشکلات و مسائل منطقه افزوده خواهد شد و این آخرین اقدام در نوعش نخواهد بود.ˈ

در ضمن دلقک جان جواب های هویه
و اون علی که معذرت خواهی کرد شما میدونی منم نیستم
من فکر میکردم نوشته های شما یه نقد منصفانه به نظام هست که در ادامه دیدم دید شما با یک نفرت و نگاه پیش داورانه است که نشان دهنده یک مشکل روحی یا تحت تاثیر جو سیاسی هست که در اون بودی و هستی

علی گفت...

در ادامه آمده است: نقش انکارناپذیر مولوی عبدالحمید در آزادی این 4 مرزبان، نکاتی را به همراه دارد که توجه به آنها حائز اهمیت است.

اولین نکته اینست که مولوی عبدالحمید چرا در همان روزهای اول بعد از ربوده شدن مرزبانان برای نجات آنها اقدام نکرد؟ کسی که قدرت اعمال نفوذ در گروهک تروریستی جیش العدل را دارد و در عمل نشان می دهد که مایل به حل مشکل است می تواند این اقدام را سریع تر و در روزهای اول انجام دهد و اجازه بروز عوارض منفی و ضایعات مترتب بر این اقدام تروریستی را ندهد.

دوم اینکه گروهک تروریستی جیش العدل در اطلاعیه ای که به مناسبت آزادسازی مرزبانان ربوده شده منتشر شد اعلام کرده است: ˈعلمای اهل سنت که دارای جایگاه بزرگی در جامعه اهل سنت ایران هستند، از ابتدای ماجرا، میانجی گری کرده و سعی کردند این ماجرا به خیر و خوبی حل شود که نهایتاً شورای مرکزی و رهبری سازمان جیش العدل رأی به آزادی نظامیان داده و آنها را تحویل هیأت اعزامی دادند. این تصمیم خالصانه در پاسخ به مطالبه علمای اهل سنت و در راستای نشان دادن حسن نیت و انسان دوستی اتخاذ شد تا ایران هم در راستای آزادی زندانیان اهل سنت گام بردارد و در غیر اینصورت بر مشکلات و مسائل منطقه افزوده خواهد شد و این آخرین اقدام در نوعش نخواهد بود.ˈ

قسمت اول این اطلاعیه نشان می دهد تماس علمای اهل سنت و شخص امام جمعه اهل سنت زاهدان با ربایندگان مرزبانان از همان روزهای اول برقرار بوده، به همین دلیل انتظار این بود که اجازه نمی دادند یکی از این مرزبانان به شهادت برسد. قسمت دوم اطلاعیه نیز نشان می دهد تروریست های رباینده مرزبانان، خود را طلبکار می دانند و در مقابل آزادسازی مرزبانان انتظار دارند علمای اهل سنت برای آزادی زندانیان وابسته به این گروهک، که آنها را به غلط و با سوءاستفاده از فرصت ˈزندانیان اهل سنتˈ می نامند، کمک نمایند.

این، یک توقع بیجا و نوعی باج خواهی است. زیرا گروهک تروریستی موسوم به جیش العدل، با مطرح کردن این توقع، از یکطرف آزادسازی سربازان بی گناهی که درحال انجام وظیفه مرزداری ربوده شده اند را یک امتیازدهی تلقی می کند و حتی از به شهادت رساندن یکی از مرزبانان بی گناه که یک جنایت آشکاراست سخنی به میان نمی آورد و از طرف دیگر، زندانیان مجرم وابسته به خود، که به جرم اقدامات تروریستی در زندان به سر می برند، را با مرزبانانی که مشغول خدمت به وطن بودند و در یک عملیات تروریستی ربوده شده اند، یکسان می پندارد! قطعاً این بخش از اطلاعیه گروهک

علی گفت...

تروریستی موسوم به جیش العدل، دارای محتوای تروریستی، خلاف قانون و ترویج خوی جنایتکارانه است و علمای اهل سنت با توجه به تعالیم نورانی اسلام باید آن را محکوم کنند و با انتشار اطلاعیه و ایراد سخنرانی اقدام به پاسخگوئی نمایند و بر این نکته نیز تکیه کنند که نظام جمهوری اسلامی با اهل سنت مشکلی ندارد و زندانیان مورد اشاره گروهک جیش العدل اشرار وابسته به این گروهک هستند.

سومین و مهمترین نکته اینست که انتظار اکید از علمای اهل سنت و شخص امام جمعه اهل سنت زاهدان اینست که تمام توان خود را در جهت اصلاح آن دسته از جوانان استان خود که مرتکب اقدامات شرورانه می شوند بکار بگیرند و این لکه ننگ را از پیشانی مجموعه سیستان و بلوچستان پاک نمایند. وجود افراد شروری همچون عبدالمالک ریگی معدوم و بقایای گروهک تروریستی وابسته به او که مزدورانی برای تأمین اهداف بیگانگان هستند و برای ایجاد ناامنی در کشور اسلامی ایران به نقشه راه ترسیم شده توسط دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی استکباری و بعضی دولت های منطقه عمل می کنند، برای استان بزرگ سیستان و بلوچستان، که مردمی با ایمان، مقاوم و سخت کوش دارد، قابل قبول نیست. اگر این گروهک تروریستی اعتراف نمی کرد که برای علمای اهل سنت احترام قائل است و اگر امام جمعه اهل سنت زاهدان اعلام نمی کرد که در جریان جزئیات آزادی مرزبانان قرار دارد و برای ورود همراه با امنیت آنان به کشور به مسئولین مربوطه کمک کرده، شاید انتظاری از علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان و شخص مولوی عبدالحمید برای مهار تروریست ها و جلوگیری از شرارت های آنها وجود نداشت، ولی با توجه به واقعیت های یاد شده این انتظار وجود دارد که علمای اهل سنت و شخص امام جمعه زاهدان با نفوذی که در اشرار دارند برای ریشه کن کردن شرارت ها و پاک کردن لکه ننگ تروریسم از دامن استان بزرگ و مؤمن پرور سیستان و بلوچستان تلاش نمایند. آنها قطعاً می دانند که نظام جمهوری اسلامی هرگز در برابر باج خواهی اربابان بزرگ اشرار یعنی سران استکبار جهانی تسلیم نشده و نخواهد شد چه رسد به دست نشاندگان حقیر آنها که اصولاً به حساب نمی آیند.

بنابر این، ادامه شرارت ها در استان سیستان و بلوچستان ضمن اینکه راه به جائی نخواهد برد، فقط لکه ننگی بر پیشانی و دامن این استان خواهد بود، استانی که نباید اجازه داده شود جایگاه والایش به چنین لکه هائی آلوده گردد.

از شخص مولوی عبدالحمید این انتظار وجود دارد که با تلاش مستمر خود، استان سیستان و بلوچستان را از وجود اشرار و تروریست ها پاک کند تا این تهمت ناروا متوجه وی نباشد که در موارد بحرانی با استفاده از نفوذ خود بر اشرار، تلاش می کند توجه دولتمردان جمهوری اسلامی را برای گرفتن امتیازاتی به نفع خود جلب نماید. امام جمعه زاهدان، هنگامی حسن نیت کامل خود را می تواند به اثبات برساند که تمام توان خود را در جهت ریشه کن ساختن اشرار از استان سرفراز سیستان و بلوچستان بکار گیرد و کاری کند که این استان از لوث وجود آنان پاک شود

علی گفت...

در ضمن اون کسی که به نام علی عذر خواهی کرد من نبودم
و لازم به ذکر هست که دلیلی برای عذر خواهی نمیبینم
1 اگر این طراوت رو نداری بحث نکن و همین که یه عده معتقد به خدا نیستند نشان دهنده اینه که این مطلب از بدیهیات اولی نیس
2 لحن شما بسیار ازاد دهنده تر است و نشان دهنده ورود شما در مسایلی است که تحت اطلاع شما نیست
مثل دین مذهب خدا پیامبر و...
3 دینی که من قبول دارم خارج از سیاست نیست و دیانت ما عین سیاست ماست
که نشون دهنده اتمام دین و اتمام رسالت نبی گرامی هست
4 رو قبول دارم
5 ادب رو تو مباحثت رعایت نمیکنی و شعور هزاران ایرانی رو زیر سوال میبری اونم هم چون با تو هم عقیده نیستند بعد با یه دید روشن فکرانه ادبیات من رو زیر سوال میبری
6 شما رعایت ادب کن و کار با دین و مذهب ما نداشته باش و به مطالب سیاسیت اکتفا کن اونم تحلیلی و محترمانه بعد توقع رعایت ادب رو داشته باش
وخواهشا دلقک حان خواهش میکنم در مطالبی که مطالعه کافی و تخصص لازم رو نداری اصلا وارد نشو و اگر هم وارد شدی رعایت ادب بکن
عبارت شارلاتانت خیلی زشت بود

ناشناس گفت...

قابل توجه دوستانی که از "مذهبی" حالشون به هم می خوره
مهدی طباطبایی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز:
مصباح یزدی با مسائل سیاسی آشنایی ندارد
آقای طباطبایی این اظهارات را در گفتگو با وب‌سایت «نامه‌نیوز» بیان کرده است.
آقای طباطبایی خیلی حرفای قشنگ دیگه هم زده این هم یه مذهبی

Dalghak.Irani گفت...

علی محترم

اینجا محل بازنشر نوشته های طولانی روزنامه ها نیست. بدون ورود به ماهیت نوشته.

شما عقاید خودت را داری و من هم فکر خودم را. یکی از قوانین نانوشتۀ وبلاگ تعیین خط مشی از سوی نویسنده و صاحب وبلاگ است و خوانندگان می توانند موافقی باشند و بمانند یا مخالف باشند و بروند. اما تعیین تکلیف هرگز برای وبلاگدار هرگز.

من با تیپ شما زیاد بحث کرده ام و بدلیل امهات تفکر معطوف به خدای شما و معطوف به انسان من امکان گفتگو فراهم نیست و مرتب به چالش و درگیری بیهوده می کشد که روش من نیست.

این آخرین کامنت شما بود که امکان انتشار یافت و خدا نگهدار. من کم آوردم. یا...هو

آشنای قدیمی‌ گفت...

علی‌ ، اراجیف می‌بافی به هم بد جور. با خوندن کامنت‌هات یاد ویدئو‌های بسیجی‌ دهان گشاد میفتم.

ناشناس گفت...

با سلام خدمت دلقک گرامی. می خواستم بگم با نظر شما در مورد اینکه این سربازان قهرمان ملی نیستند موافقم اما این حادثه تنها یک مقصر دارد و اون هم سیستم ناکارآمد جمهوری اسلامی، من جمله در نظامی گری است. من به عنوان کسی که در نیروی انتظامی خدمت کردم می دونم که در دوران آموزشی واقعاً هیچ آموزش صحیح و سیستماتیکی داده نمی شه که بر مبنای اون آدم بخواد انتظار مسؤولیت پذیری یا مقاوت در برابر دشمن رو از سرباز بیچاره داشته باشه. مثال می زنم: در دوران آموزشی ما، قرار بود تیراندازی با ژ3 در متراژهای مختلف + تیراندازی با کُلت به ما آموزش داده بشه. نشون به اون نشون که ما فقط با ژ3 در فاصلۀ 50 متری از سیبل رو تیراندازی کردیم و بقیه، به قول خودمون سمبَل شد. حالا وقتی منِ نوعی با اون آموزش دوزاری و بر پایۀ سمبلیزاسیون، خودم رو جای این سربازان بیچاره می ذارم، می بینم انصافاً اگر من هم جای اونها بودم هیچ اقدام مؤثری نمی تونستم انجام بدم، چرا؟ چون یاد نگرفته بودم. بی تعارف بگم، دمشون گرم که شلوارشونو خیس نکردند. دلقک گرامی شما ناخودآگاه نظامیگری الان رو با زمان شاه مقایسه می کنید، اما می خوام بگم هیچ شباهتی نیست. به ضرس قاطع می تونم بگم اطمینان دارم برای این بندگان خدا حتی خطرات احتمالی نیز تشریح نشده بوده، چرا؟ بخاطر اینکه اونموقع توقع برای داشتن آموزش ثحیح و امکانات ویژه و متناسب با خطرات احتمالی پیش میاد و اینها هم یا ندارند و یا نمی خوان در اختیار بذارن. دلقک جان چی بگم؟ دلم خیلی پُره. خانه از پای بست ویران است. بعضی وقتها فکر می کنم مردم در ایران واقعاً شانسی زنده اند. باید اتفاقی نیفته تا اوضاع روبراه باشه. به محض بروز کوچکترین اتفاقی، از هر نوعی، بی کفایتی سیستم و مسؤولین خودنمائی می کنه. از یک آتش سوزی ساده بگیر تا یک خدای نکرده زلزله و بلایای طبیعی دیگه و حملۀ دشمن و غیره و ذلک. همه چیز ویرون و خرابه. سیستم از پایه خراب و گرفتار فساده. خدا کمک کنه. موفق باشی.

Dalghak.Irani گفت...

ضمن قبول صد درصد فرمایش دوستان در مورد عدم کارآمدی نظام در همۀ بخش ها بعنوان موجد اصلی این قبیل اتفاقات است. و ضمن اعتراف به اینکه حتی در ارتش شاه هم از این کاستی های تجهیزاتی و آموزشی و سهل انگاری و فرصت کش جوانان کم نبود. این را برجسته می کنم که نوشته ام معطوف به ترمز کشی از احساسات و هیجانات است و گمراه نکردن جوانان - چه اینان که سربازند و چه آنان که سرباز خواهند شد - زیرا با همۀ ایراداتی که به ماهیت غیر مدرن رژیم از سویی و عقب ماندگی توسعه ای کشور برمی گردد. در حال حاضر ریش و قیچی دست همین حاکمان است و بچه ها با این سیستم کار می کنند و تنبیه و تشویق می شوند و کسی به کاستی های رژیمی که خودش هم موجد و جیره خوار آنست استناد نمی کند. لذا نهایتاً این جوانان هستند که تاوان پس خواهند داد. لذا باید تا آنجا که ممکن است از رفتن بسوی باتلاق پرهیز کنند و قواعد تئوریک نظامی را متوجه باشند حداقل. با تشکر. یا...هو

ناشناس گفت...

با ترمز کشی از احساسات و هیجانات کاملاً موافقم. برای ما ملّتِ بیش از حد احساسی و هیجانی که افراد متوسط و معمولی رو زیاد نمی پسندیم و افراد رو یا باید به عرش اعلی ببریم یا با خاک یکسان کنیم، این ترمزها و یادآوریها لازمه. اما باور کن از اون روز که این اتفاق گروگان گیری افتاد و با مرور کردن دوران آموزشی خودم، و فکر اینکه من اگر خدمتم بعد از دوران آموزشی می افتاد یه جائی لبِ مرز، و با توجه به اینکه افسر وظیفه بودم و احتمالاً یه پست و مسؤلیت سنگینی بِهِم محوّل می شد، همه اش دارم فکر می کنم از منِ از دانشگاه در اومدۀ پاستوریزۀ آموزش ندیده چه کاری غیر از خرابکاری و گند زدن ساخته بود؟ و همه اش خدا رو شکر می کنم که فرماندۀ قسمتهای فنّی شدم. بخدا هیچ چیز سر جای خودش نیست. راستی تو نوشتۀ بالا اشتباه لپّی کردم و صحیح رو با"ث" نوشتم. عذرخواهی می کنم و می خوام بگم اینقدرها هم بیسواد نیستم :)
شاد باشی.

ناشناس گفت...

کلنل گفت
سلام تیمسار
انقدر با این آقای علی بحث کردی که ترسیدم کامنت بذارم، نخونی.
حالا که همه چیز به خیر صلاح تموم شد و همه خوشحالیم اما یه مطلب مهم در اینجا جای سواله. قصد توهین به آقای عبدالحمید ندارم ولی به نظر من با توجه به سوابق این آقا (معلم دینی و عقیدتی ریگی و روابط پنهان و آشکارش با وهابیت عربستان) این قضیه کمی مشکوک به نظر میرسه. چرا الان؟ چرا حالا که دانایی فر رو کشتن چرا همون اوایل دستگیری پادرمیانی نکرد؟ آیا مگر جز این است که برای ماهی گیری از آب گل آلود و ترسیم چهره انسان دوستانه از اهل سنت حامی تروریست این اقدام را انجام داد؟ آنقدر صبر کرد تا اختلافات به اوج رسید و همه دنیا باخبر شدند و بعد به کمک شتافت؟ چرا این کار را در همان روزهای اول انجام نداد؟ چرا چرا چرا تیمسار

ناشناس گفت...

سلام
در پاسخ به خزعبلات علی بافته.
من سالها با جماعت سنی نشت و برخواست داشتم که آرزو میکردم شیعه ها هم مثل سنی ها باشن. دوست داشتم سنی بشم. از یه خشکه مغزی مثل خودت پرسیدم حکمش چیه اگه یکی مثلا شیعه بخواد سنی بشه اونم مثل تو خزعبل بافت.
گروه جیش العدل یه گروهیه که جهت حمایت از حقوق سنی ها دست به اقدامات تروریستی زده. برو تحقیق کن که گروگانگیری اخیر در پاسخ به اهانت های اخیر یکی از مراجع به خلفای راشدین صورت گرفته و چه خوبه که مسولین و علما بفهمن الکی گاله رو باز نکنن چون هزینه دار
آرش

Dalghak.Irani گفت...

کلنل عزیز
من معمولاً بر نتیجه ها متمرکزم و نه به انگیزه ها. چون انگیزه ها قابل بازیافت ساده نیست مگر اینکه قرائن متقنی بتوان کنار هم چید. اما با استناد به عملکرد خود روحانی و دولتش فرضیۀ شما مردود است. زیرا اگر آنچه را که تو حدس می زنی روحانی و اطلاعاتش نفهمیده باشند احمقند و اگر فهمیده باشند و درخواست از عبدالحمید برای حل مسئله را پس نگرفته باشند بازهم ...
اما اینکه مولوی خودش هم جزوی از اهل تسنن ناراضی از ایدئولوژی خامنه ایست شکی نیست و این لزوماً همراهی او را با گروه های تروریستی منطقه ای و فرامنطقه ای ثابت نمی کند. و نهایتاً اینکه مولوی حق مشروع دارد که از توانایی هایش برای احقاق حق سنیان منطقه استفاده کند. و موضوع بسادگی که تو تصویر کرده ای و جیش العدل منتظر "کن" مولوی بود در هر زمان تا بلافاصله "فیکون" کند و گروگان ها را آزاد کند نبوده است و پروسۀ مهمی از مذاکرات و بده بستان ها اتفاق افتاده تا موضوع به نتیجه رسیده است. یا...هو

علی گفت...

به عنوان اخرین کامنت
باید بگم از تمام عزیزانی که منجر به رنجش خاطرشون شدم معذرت خواهی میکنم و باید بگم ریدم تو این ازادی بیانتون مهم نیست که نشرشون میدی یا نه من حرفمم رو میزنم و بهش اعتقاد دارم
و از تمام مطالبت مشخصه که یه ضربه روحی از این انقلاب و مردمش خوردی
مهم اینه که من تو مملکتم و ایرانم نشستم و دارم ازادانه زندگی میکنم و تو امثال تو توی غربت انگشت به دهان و حسرت خورده این مملکت اسلامی ایرانی هستید

مستانه گفت...

درود آقااجون..
شما کم نیاوردی شک نکن..کسانی کم میارن که آخرین تیر ترکششون فحش و بددهنی و بافتن اراجیفه ...هر نوع ناسزاگویی در هر بحث سیاسی اجتماعی و ..برابره با نهایت استیصال و درماندگی ذهنی در تجزیه و تحلیل و پاسخگویی!ضمنا لازمه یادآوری کنم آزادی بیان به معنی آزادی مجوز برای نثار دری وری گفتن و دشنام دادن و زبان به گند گشودن نسبت به بشریت و افکار و عقاید نیست!و باز هم لازمه یادآوری کنم که بله نه تنها دلقک ایرانی که روح همه انسانهای آزاده و آرمان طلب ازینهمه گندی که آقایان به مملکت ما زدن ضربه خورده و تنها انسانهای عافیت طلب و بی غیرت میتونن با خیال راحت تو مملکت اسلامی شون بشینن و لام تا کام به وضع موجود معترض نباشن و انگشت حسرت به دهان نمونن برای تمام ظلم ها و پرده دری های شیوخ اسلامی!حاکم، به ناموس وطن (نظیر آنچه که در کهریزک ها بر زن و مرد رفت)....به یه سری افراد فقط باید گفت:شما راحت باش!و متاسفانه کم نیستن نظایر این خواب برده ها رو...نکته آخر: جامعه گوسفندی لیاقت حاکمان گرگ صفت است..

ناشناس گفت...

در اروپا یا آمریکا اگر سربازی سر پست بخوابد برایش پپسی باز می کنند؟

علی گفت...

قابل توجه مستانه باید بگم
اقای دلقک برای اداره یه وبلاگ به عنوان این که دارم تشویش در اذهان مخاطبش میکنم و باروش او بحث نمیکنم منو تهدید به نشر ندادن مطالبم میکنه اونوقت برا اداره یه مملکت و کشور اگه به گردن یه فحاش به اصل نظام و انقلاب قلاده زده بشه شروع میکنه به داد ازادی بیان ازادی بشر و اینجور حرفها
کار شما برای نظم وبلاگتونه کار ما نشانه بی فرهنگی و عقب افتادگی
در ضمن مردم ایران گوسفند نیستندگوسفند اونهایی هستند که شعور 70 میلیون ادم رو مثل گوسفند میبینه
گوسفند
در ضمن شما که فحاشی نکردی
اول ابتدای متنت رو بخون بعد انتهای متنت رو بنویس گوسفند

ناشناس گفت...

این علی هم دچار مشکل اساسیه
از یه طرف میگه «دینی که من قبول دارم خارج از سیاست نیست و دیانت ما عین سیاست ماست» و از طرف دیگه به دلقک میگه شما فقط سیاسی بنویس و به دین ما کار نداشته باش. خوب آخه مرد ناحسابی، تو خودت میگی دینت با سیاست آمیخته است پس چطور توقع داری مردم سیاسی بنویسند و به گوشه قبای دین تو بر نخوره

علی گفت...

جواب شما در مطلب بعدی دلقک طی مطالبی دادم اگه دوست داشتید مراجعه کنید ناشناس23:07

ناشناس گفت...

خیلی دلم میخواست مرز دست ارتش بود تا سرباز صفر ارتش توی اون شرایط قرار میگرفت تا میدیدید به خاطر اون ذجری که سرباز ارتش تو اموزشی میکشه و سرباز سپاه و نیروی انتظامی نمیکشند چقد تفاوت هست الان جاشون بر عکس بود