ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

اسماعیلی رییس زندان را بدلیل سهل گیری برکنار کردند و نه سختگیری!


1- صادق لاریجانی در حالی اسماعیلی رییس سابق زندان ها را بر کنار و تنزل رتبه داده که در همان حال با شدیدترین لحن و گفتار زندانیان سیاسی را تهدید به سختگیری بیشتر کرده است. این رفتار و گفتار متضاد و دوگانه از سوی تحلیلگران نادیده گرفته شده و نتوانسته به این سؤال پاسخ بدهد که اگر اسماعیلی را در ماجرای بند 350 مقصر می دانند چرا تهدید به سختگیری بیشتر می کنند. تعدادی هم فشار دولت روحانی و خانواده های زندانیان سیاسی را عامل مقوم این برکناری معرفی کرده اند. در حالیکه این نوع رفتار از حکومت بویژه قوۀ قضائیۀ لاریجانی مطلقاً قابل ردیابی در گذشتۀ جمهوری اسلامی نیست. لذا جداً معتقدم که همۀ تحلیلگران وارونه خوانی کرده اند و برکناری اسماعیلی با تنزل رتبه بخاطر بی عرضگی و عدم تمایل او در حداکثر سخت گیری با زندانیان - بویژه زندانیان سیاسی - بوده است. توضیح می دهم:

2- من با اینکه حوزۀ توجهم زندانیان سیاسی نیست - بدلیل اینکه روشنفکر و حکومت در طول تاریخ همصندلی بوده اند یکی بالفعل و دومی بالقوه تا جایشان را عوض کرده اند و روشنفکر امروز حاکم فردا شده و حاکم امروز روشنفکر فردا - و حساسیتم دفاع از حوزۀ مدنی و اجتماعی است. اما جسته گریخته می دانم که اسماعیلی یکی از زندان بانان خوشنام - در مقابل کسانی مثل لاجوردی یا همین جهانگیری که امروز منصوب شده - و متساهل جمهوری اسلامی بوده و بویژه در رابطه با زندانیان سیاسی سختگیری وحشیانه نداشته است. گفته های من مستند به اعترافات قبلی خیلی از زندانیان سیاسی است و از خودم در نیاورده ام. اگر به فیلم حرف های اسماعیلی در تلویزیون هم دقت کنید مرکز ثقل حرف های او در مورد عدم ضرب و شتم زندانیان در ماجرای چند روز پیش بیشتر بر پرسنل سازمانی زندان و تحت امر خودش بوده است؛ و نه تیم بازرسی که خارج از کادر سازمانی زندان به این تفتیش و حمله دست زده اند.

3- بنابراین سناریوی اصلی این بوده است که گزارش های زیادی به لاریجانی و خامنه ای رسیده است که اسماعیلی زندان را کرده هتل و زندانیان به وسایلی مثل موبایل و لپ تاپ و تبلت دسترسی دارند. لاریجانی با همکاری اطلاعات سپاه و حفاظت اطلاعات قوۀ قضائیه گروهی بسیار خشن و آموزش دیده را ناغافل از اسماعیلی و بدون اطلاع قبلی او و زندانیان به زندان فرستاده اند تا موضوع گزارش های رفتار متساهل اسماعیلی را با تفتیش زندانیان سیاسی راستی آزمایی کنند. بقیۀ ماجرا را هم که می دانید. اینان می روند بزندان و زندانیان را غافلگیر می کنند و زندانیان برای جلوگیری از از دست دادن امکاناتی که داشتند مقاومت می کنند و زد و خورد می شود. چون اگر قبلاً اطلاع داشتند برای پنهان کردن تسهیلات ممنوعه اقدام می کردند.

4- توصیحات در جزییات را لازم نمی دانم و پرسش ها را با کامنت پاسخ خواهم داد. نتیجه این می شود که خامنه ای و لاریجانی - با پیدا شدن وسایل ممنوعه - از دست اسماعیلی بخاطر سهل گیری ناراحت می شوند؛ اما برای اینکه اختلافات داخل قوه را بروز ندهند اسماعیلی را فقط به پست یکدرجه پائینتر برکنار می کنند. و قطعی می دانم که دیگر آیندۀ اسماعیلی تمام شده و بعد از خوابیدن سر و صداها او را از همین سمت هم برخواهند داشت و باید برود خانۀ زن جان! این پست اضافه را مجبور شدم بنویسم که کج فهم ها طوری موضوع را تحلیل می کنند که کردیت دادن است به لاریجانی و خامنه ای؛ چه در برخورد با یک مسئول خاطی و چه در مورد توجه کردن به استغاثۀ خانواده های زندانی و چه در طرف سوم تأثیر پذیرفتن از اعتدال حسن روحانی. بزودی رفتار زندان بان جدید جهانگیری صحت تحلیلم را برملا خواهد کرد. یا...هو

۲۵ نظر:

خُسن آقا گفت...

به گمانم که تحلیل شما درست است. در ضمن بعید هم نیست که زندانیان را تنبیه کردند تا مبادا اگر در چندروز آینده در بیرون شورش شود اینها هم از داخل دست به شورش نزنند.

علی گفت...

با سلام و عرض ادب
بدون اینکه تعرضی به درست یا غلط بودن مطلب شما داشته باشم باید عرض کنم که شماخواسته یا نا خواسته به قدرت سیاسی و هوشیاری مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای اقرار کردید چرا که نشان میده ایشان با قدرت اطلاعاتی و سیاسی و هوشیاری که داره دست منافقین و اهالی فتنه رو در زندان رو کرده و طوری اونا رو غافلگیر کرده که خودشان اصلا باورشون نمیشد
و این نگاه واقع بینانه شما به ایشون نکته ای نیست که به راحتی بشه از اون گذشت لذا این نگاه قابل قدردانی از طرف بنده هست
و به شما اینو رو میفهمونه که دلقک جان حریف قدره و اونو دست کم نگیر

ناشناس گفت...

علی الان داری تعریف می کنی از اغا یا کنایه می زنی

ناشناس گفت...

آره راست میگی علی آقا این حریف همان چنگیز عمامه به سر است .خوشت آمد حالا؟

ناشناس گفت...

https://khodnevis.org/article/56991#.U1iBYlVdWa8

این که عکس حرف شما را نشون میده.

ناشناس گفت...

کم پیدا میگوید :
زنده باد جنبش مادران که بسیار مادرانه و پرقدرت و قهرمانانه دنبال خواسته هایشان هستند و چون عزیزانشان در بند هستند و یا کشته شده اند ( ستار بهشتی ) و بدلیل مادر ( زن ) بودن و اینکه مادران ( ضعیفه ) را نمیتوان کتک زد ، دستگیر کرد و یا شکنجه و تهدید کرد لذا بی محابا شورش میکنند و حرفشان و خواسته هایشان را به کرسی مینشانند -
آینده روشن و دموکراسی خواهی توسط مادران رنج دیده و داغدار رقم خواهد خورد .

ناشناس گفت...

"علی" درست میگویی تو؛
او رهبری مذهبی و مقتدائی مؤمن و رئوف نیست؛ او دیکتاتوری است که خوب میداند چگونه معترض های دربندش را که از حداقل حقوق برخوردارند، وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس همچون سیاستمداری شارلاتان وقایع را وارونه جلوه دهد.

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز...این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد...بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت...این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست...گرد سُم خران شما نیز بگذرد
(سیف فرغانی)


شهریار

ناشناس گفت...

آقا لطفا یکی این علی شاسکول رو از برق بکشه . دیگه داره رو اعصاب مردم رژه می ره . آخه سار بی ساربان ، 300 نفر رو کردید تو زندان ، رو سرشون دوربین گذاشتید ، ورود و خروج و تلفن هاشون و نامه هاشون هم کنترل می کنید . ببینید چقدر بی عرضه هستید که این ها تو زندان موبایل و تبلت و اینترنت دارند. اونوقت صحبت از قدرت سیاسی رهبر میکنی ؟ اتفاقا این نشان می ده که فساد اداری اینقدر شدیده که حتی ماموران زندان را هم می شود با صنار پول خرید .راستش هوشیاریش منو کشته فقط نگفتی این هوشیاری هاش دقیقا چند وقت بعد از کشیدن تریاک هاش حاصل می شه ؟ چون تا حالا ندیدم بتونه بیش تر از 1-2 ساعت جایی دوام بیاره ؛ سریع می ره چای نبات درست می کنه
اما فقط برای علی : علی جان آدم وقتی می میره هیچی دیگه نمی فهمه ؛ فقط تحمل مرگش برای اطرافیان سخته . بی شعور بودن هم مثل مرگه ؛ اطرافیانت چه می کشند بیچاره ها !!!

ناشناس گفت...

زندانی ها داشتند داخل زندان حال میکردند . با این کتکی که نظام اسلامی خوردند حالا حالشان جا امده و ادم میشوند .

آرسین گفت...

به علی:
متاسفم که نسل جدید روحانیون تربیت شده جمهوری اسلامی، هیچ بویی از معلومات و سواد مذهبی نبرده اند، و چنان سودای قدرت کورشان کرده که مادر خود را هم برای رسیدن به پله ای بالاتر می فروشند و از دین تنها برای تسکین عذاب وجدان و توجیه وقاحت رفتارشان استفاده می کنند با حکم"حفظ نظام از اوجب واجبات است".

باورمندی ات به مذهب و دستگاه ولایت ابتدا از ساده لوحی و بعد از طمع ورزی ات است، و مشخص است که جهت حقوقی بخور و نمیر زندگی ات را به دنیای مجازی پیوند زده ای که شاید در این بلبشوی "چاپلوس سالاری" چیزی هم به تو بماسد و تامین شوی.
البته خبرها را هم میشنوی که بالاسری هایت مثل پناهیان عمده بودجه "جنگ نرم" را بالا کشیده اند و همراه با آروغشان شما را هم مورد لطف قرار داده اند که "اگه بچه حزب الله ای پولدار نباشه از بی عرضگی اش است!"
و شما در رقابت با خیل عظیمی از مشابهانت باید توسری بخورید، تحقیر شوید، بخور و نمیر زندگی کنید، اما همچنان جلوی عکس و اسم آقا قیام کنید و 3صلوات بفرستید و ساده زیستی اسلامی تلمذ کنید...
خلاصه زندگی دارید که فقط به امید فردای شانس و سوار بر خر مراد شدن قابل تحمل است.

من فقط 2 احساس به وضع تو دارم، اول ترحم است. به بیچارگی و دریوزگی ات. که نانت از این اندک جملات متهوع مالش تشکیلات هسته ای آقا تامین می شود. (مالش مجازی-کلامی) و انتظارت به برنده شدن بلیط بختت در قمار ولایت (که خیلی ها را بدبخت کرده).

و دوم افسوس به وضعیت انسانی تو و ایران، که عده چنین خوار و زبون به بردگی گرفته شده اند که تنها شهوت شهرت یک "انسان حقیر" را برطرف کنند.
اینکه رسم شرافت و آزادگی از یاد برده اید. مجیز و تملق را به زور بازویتان ترجیح داده اید و به دنبال تکه ای نان، دست به هر خباثت، خیانت و دروغی می برید. (البته همیشه توجیه در جیب شماست)

کاش آن رهبر نادان شما، بجای راه انداختن لشکر مجیزگو حداقل شما را در راه فعالیت مفیدی بکار می گرفت تا از سود مادی آن امروز مجبور به ملق زدن در مقابل دژمن (کابوس همیشگی اش) و نرمش قهرمانانه نمیشد.

کاش رهبر فرزانه تان ذره ای باهوش تر بود که هم وضع خودش این نبود، هم وضع شما و هم وضع ما.

ناشناس گفت...

زمانی بالاترین لینک هایش و کامنتهایش آتش می زد به خرمن نادانی و دانایان آنجا بودند و دانایی ها را می افزودند، حالا با هر حقه بازی بود شده است و کرده اند اینکه می بینید. امیدوارم بر مقاله های خوب و واقع بینانه خود ادامه دهی دلقک جان و از وادی دفاع از انواع حقه بازان حکومتی دوری کنی. همچنین بسیاری از کامنت ها یادآور بالاترین آن قدیم ها هست.
یا هو

aliakbarrahmani گفت...

با سلام و عرض ادب
دلقک جان و دوستان محترم
باید خدمت تک تک تان عرض کنم این درگیری های داخل زندان و زدن ها و بستن ها یک صدم ان کتک ها و توحش هایی نیست که انقلابیون ایران در زمان شاه از ساواک خوردند
تمام کشته هایی که در راه فتنه گری و اشوب داده اید یک هزارم شهدای انقلاب نیست
هزاران مادر شهید و جانباز هزاران همسر شهید و جانباز در مقابل اقسامی مثل ندا و ستار
مثل سوزنی در انبار کاه میمونه
انقلابی که با خون این چنین افرادی بدست اومده به این سادگی ها برچیده نمیشه
اگه یک ذره به اندازه سر مگس ...داشتید اشک مادران هزاران شهیدی رو پاسخ میدادید که جانشان رو برای خاکشان دادند
اگر اشک مادر و اه مادر برایتان مهم هست فرقی بین مادران شهدا و مادر ستار نیس
و بدونید تاایران باقی است این انقلاب هست و تا پای جانمون در کنارش هستیم و اجازه نمیدیم امثالی مثل شما حتی طمعی در این اب و خاک کنند
حال شما مثل مگسانی است که در فاضلاب گیر کردند و صدای وز وزشان بلند شده
والسلام
و متاسفم برا اون کسی که ایمان به انقلاب رو با طمع و دنیا اشتباه میگیره

aliakbarrahmani گفت...

در ضمن دلقک جان
اگه به خاطر سهل انگاری بر کنار شده بود به پست بالاتر ارتقا داده نمیشد
یه خورده مطالعاتتون رو در مورد سیستم قضا بیشتر کنید
آملي لاريجاني همچنين با صدور حكم ديگري غلامحسين اسماعيلي را به عنوان رئيس كل دادگستري استان تهران و رئيس شعبه اول دادگاه تجديدنظر تهران منصوب كرد.
متن حكم به شرح زير است:
جناب آقاي غلامحسين اسماعيلي
به موجب اين حكم به سمت رئيس شعبه اول دادگاه تجديدنظر و رئيس كل دادگستري استان تهران منصوب مي شويد.
اميد است با در نظر داشتن اهميت امر قضا و مسئوليتهاي سنگين ناشي از آن اجراي عدالت اسلامي و رسيدگي به محرومين و ستمديدگان و حمايت از حقوق مشروع مردم را سرلوحه كار خود قرار داده و در انجام وظايف الهي با رعايت دقيق موازين شرعي و قانوني و همراه با سرعت لازم موفق و مويد باشيد.

Dalghak.Irani گفت...

یک علی فارس کم داشتیم حالا یک aliakbar انگلیسی هم زاپاسش آمد. هر چند که من هم موافقم که بالاخره هر کجای یک آخوند هم شده با جوهر مرئی یا نامرئی نوشته اند مید این انگلند اما انتظار نداشتم علی تخم و ترکه اش هم لشکر کشی کند به سیرک من بیچاره. بلکه هم خود علی باشد که چون در سیرک آمد و احساس بزرگی کرد یک اکبر هم اضافه کرد به علی اولش که بگوید او بزرگترین علی است حتی بزرگتر از سید علی تا چه رسد به امام علی.
باری علی اکبر عزیز که اگر مزخرف بنویسی اخراجت خواهم کرد. بدان و آگاه باش که پست سازمانی ریاست زندان ها در چارت قوۀ قضائیۀ نکبت رتبۀ 11 قضایی و رتبۀ رییس دادگستری تهران رتبۀ 10 قضایی است. رییس زندان ها مشاور و معاون رییس قوه قضائیه است و حق دارد در جلسات بالاترین مقامات قضا شرکت کند. در حالیکه رییس دادگستری استان گوز هم نیست و هیچکدام از مزیت های فوق را هم ندارد.
تذکر مجدد می دهم که مزخرف بنویسی قلم پایت را می شکنم. یا...هو

پسر حاجی گفت...

به aliakbarrahmani :

۱- امیدوارم آن‌ علی‌ نباشی‌ که اگر چنین است این پاسخ برای تو بیهوده خواهد بود.

۲- اگر فرض کنیم این زدنها و بستنها و توهشها یک صدم آن‌ چه در زمان شاه رفته باشد - که چنین نیست و میتوانی‌ از امثال ملکی‌ بپرسی‌ که هم در آن رژیم در زندان بودند و هم این رژیم و معتقدند عوامل آن رژیم در پیش سگان ولایت بسیار رو سفیدند - لازم به ذکر است که ملت انقلاب کرد تا این توهشها پایان پذیرد نه مقدار آن کم شود. تفاوت اینجاست که آن‌ رژیم طاغوت بود و بی‌ دین بود و دزد بود و هرچه شما میگویید بود، پس توحشش نیز طبیعی بود، اما یک سر سوزن توحش در نظام ولایی و زیر حکومت عدل علی‌ و تدبیر و هوش و فرزانگی و هرچه شما بگویید ولی‌ امر مسلمین این جهان و آن‌ جهان، همهٔ اهن و تلپش را بر باد میدهد. تو اگر اهل نماز نبودی و در حالت مستی در ماه رمضان آروق زدی حکایتت چیز دیگر است، اما اگر مؤمن و اهل نماز شب بودی بادی از تو در رفت، ستون دینت هم با آن‌ باد رفته. نمیتوانی‌ بگویی این مؤمن مقدار بادش در برابر آن از خدا بیخبر بسیار ناچیز است پس قابل چشم پوشیست.

۳- اتفاقا این گفته ات درست است : "بدونید تا ایران باقیست این انقلاب هست". شما تا ایران را ویران نکنید و چیزی از ایران باقی‌ نگذارید دست از سر این مملکت بر نمی‌دارید.

رامیار گفت...

این دوستی که با عنوان ناشناس پیام داده را می‌خواستم ستایش کنم بابت این جمله قشنگش:
«آدم وقتی می میره هیچی دیگه نمی فهمه ؛ فقط تحمل مرگش برای اطرافیان سخته . بی شعور بودن هم مثل مرگه ؛ اطرافیانت چه می کشند بیچاره ها !!!»

خیلی زیبا بود. البته من خوشبختانه از آن روزی که نظر دادم با این آقایان متوهم ذوب شده در خدای خیالی و پیغمبران و امان معصوم توهمی بحث نکنید، هر نظری را که اولش اسم این بابا هست را شخصأ فیلتر می‌کنم و نمی خوانم. الان هم که نفر دومی اضافه شده به همین ترتیب. صرفأ ناراحت می‌شوم که اینها هنوز با آنچه مزیت رقابتیشان است، یعنی درگیرکردن سایرین به اندیشه‌های مهمل و بی‌ارزششون سایر دوستان را هم به خود مشغول کرده‌اند و هر چند تا کامنت را که می‌خوانم یکیش خطاب به این آقایان است.
من که شخصأ فیلتر می‌کنمشان، به شما دوستان هم توصیه می‌کنم که اینها را اصلأ نگاه نکنید و بگذار از نظرات ارزشمندی که درباره مطلب داده می‌شود استفاده کنیم و لذت ببریم.
قدرت اینها در درگیر کردن زندگی باارزش شما در مطالب بی‌ارزش است. تمام زندگیمان صرف این شد که زن و مرد دست دادنشون چه معظلاتی داره و حرکت موزون تا کجا حلاله و تا کجا حرامه و مراجع معظم تقلید چرا حق دارند درباره فلان چیز نظر بدهند و ...
ما مثل زندانیان در بند اینها و اندیشه شان هستیم. نباید بگذاریم اینها ویروس مسموم اندیشه شان را به ما انتقال دهند. درست شدنشان کار ما نیست. ما باید زنده بمانیم برای فردای نبودن اینها. وقتی قدرت دستشان نباشد خودشان یواش یواش دستشان می‌آید تو چه لجنزاری زندگی می‌کردند. مثل خود من که بر سالهای جاهلیتم در نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندن هزار افسوس می‌خورم.
باز هم می‌گویم که اصل موضوع را ول نکنید و نچسبید به این «انحرافیون»

ناشناس گفت...

به رامیار

این دقیقا همان کاری است که خیلی های دیگر هم می کنند. می گویند کسی که خواب است را می شود بیدار کرد ولی کسی که خود را بخواب زده است را نه! این ترفند جدید ارتش سایبری است چون حریف بستن اینترنت نمی شوند پس به قصد اخلال و تشویش افکار شروع به ایجاد بحث های متفرقه و مجادله در مورد بدیهیات می کنند.آنها از حربه دموکراسی استفاده می کنند تا بر علیه دموکراسی وارد عمل شوند.سعی آنان ایجاد جو تشنج و درگیری در محیط وبلاگ است که نهایتا به فحش های خواهر و مادر خواهد انجامید! حذف فیزیکی آنها توصیه نمی شود ولی نادیده گرفتن خزعبلاتی که می نویسند راحت است فقط بیچاره تیمسار که حداقل یکبار هم که شده باید آنها را بخواند که مبادا شرط ادب را کنار نگذاشته باشند! سکوت ما نه از ناتوانی از پاسخگویی بلکه بخاطر قطع امید از فهم آنان است! یک اشکالی هم که این وبلاگ تیمسار دارد این است که دکمه پاسخ مستقیم به هر نظری ندارد. اگر اینکار را می کرد این علی می دید که با هر یاوه ای که منتشر می کند چقدر منفی می گرفت!من شخصا از تیمسار خواهش می کنم این امکان برای پاسخ گویی مستقیم و دادن رای منفی را برای خوانندگان فراهم کنند .
خودم نیز از این به بعد فقط یک علامت منفی جلوی اسم علی و علی و اکبر می گذارم و بس.

ناشناس گفت...

aliakbarrahmani
-

ناشناس گفت...

علی
-

Dalghak.Irani گفت...

علی و علی اکبر با فرستادن این دو کامنت فقط "نام خالی" بفاصلۀ یک دقیقه صادقانه! قبول کرد که یکنفر است و محتمل بخاطر فرار از چنگ دانش آرسین عزیز می خواسته تغییر هویت مجازی بدهد. هرچند که بقلمون صفتی تحت لغت شاهکار اختراعی آخوندای شیعه بنام "تقیه" از مختصات ذاتی این بچه هاست. پس حالا دیگر می دانیم که علی جوانی کم سن و سال و با صورتی گرد و هنوز با پرزهای نوجوانی است و بعد از این کامنتهایش تأیید نخواهد شد با این دو نام و چرت و پرت محتوا. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

علی و علی اکبر با فرستادن این دو کامنت فقط "نام خالی" بفاصلۀ یک دقیقه صادقانه! قبول کرد که یکنفر است و محتمل بخاطر فرار از چنگ دانش آرسین عزیز می خواسته تغییر هویت مجازی بدهد. هرچند که بقلمون صفتی تحت لغت شاهکار اختراعی آخوندای شیعه بنام "تقیه" از مختصات ذاتی این بچه هاست. پس حالا دیگر می دانیم که علی جوانی کم سن و سال و با صورتی گرد و هنوز با پرزهای نوجوانی است و بعد از این کامنتهایش تأیید نخواهد شد با این دو نام و چرت و پرت محتوا. یا...هو

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز، گویا این بار به خوب جائی‌ نشانه‌ رفتید که چنین افسران بی‌ سواد جنگ نرم به سراغتان آمدند. درود به قلمتان که چنین این بیچاره‌ها را سردرگم کرده. پانوشت: آن یکی‌ هم که در بالاترین به اسم آیت‌الله بی‌‌بی‌سی می‌خواست بحث را منحرف کند از برادران انقلابی‌ اصلاحطلب شده است که با تلویزیون صبا شروع به فعالیت کرد و بعد از مخاطب پیدا نکردن تلویزیون با این تصور که مقصر رضا پهلوی و تلویزیون من و تو است اینجا و آنجا به اسم طرفداران رضا پهلوی مزخرف می‌نویسند و اسمش را فعالیت فرهنگی‌ برای حفظ انقلاب گذشته اند. تأسف برای کسانی‌ که روزگاری حد اقل کمی‌ محتوا تولید میکردند و امروز جز تقیه و خدعه هیچ در چنته ندارند.

aliakbarrahmani گفت...

با سلام و عرض ادب
خدمت دلقک جان گرامی عرض کنم لازم نیست دوستان گرامی مغز متفکری داشته باشند یا اینکه انیشتن باشند تا بفهمند علی و علی اکبر یکی است چرا که در مطالب گذشته دلقک بنده خودم به صراحت اون رو بیان کرده ام که علی اکبر همان علی هست
لذا کشف مهمی صورت نگرفته که ناشناسان و من جمله دلقک چنین کشفی رو جشن گرفتند
چرا که سیاق جمله های من و اینکه با
با سلام و عرض ادب
شروع میشه نشونه اینه که ایندو یکی اند
در ضمن دوستان گرامی من اگه دنبال به به چه چه افرادی مثل شما بودم میرفتم سایت وزین تسنیم مطلب مینوشتم که لایک بخورم

ناشناس گفت...

علی اکبر - "...اگه یک ذره به اندازه سر مگس ...داشتید اشک مادران هزاران شهیدی رو پاسخ میدادید که جانشان رو برای خاکشان دادند."

علی اکبر جون شما داروتو خوردی؟ بدبختا برای خاکشون جونشونو دادن یا برای اینکه یک بابایی به نام سید علی گدا بیاد بزنه تو سرمون؟

ادوارد البی دوم گفت...

علی راست می‌گوید. من آن کامنتش را که گفت همان علی اکبر رحمانی ست به یاد دارم. با همه وجودم با او مخالفم. اما شاهدم که سعی در مخفی کردن هویتش نداشت.