ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۱۰, پنجشنبه

استراتژی خامنه ای در بن بست: استعفای نجفی خوب و استعفای جهانگیری عالیست!



1- مهمترین خبر از پایان ماه عسل دولت روحانی می آید. آنجائیکه محمد علی نجفی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استعفاء داده و استعفای معاون اول روحانی اسحق جهانگیری هم در راه است. با اینکه استعفای نجفی به بیماری قلبی کهنۀ او نسبت داده شده است و استعفای جهانگیری هم تکذیب شده است؛ اما نه اولی قابل باور است و نه دومی شایعه! استعفای نجفی بدلیل بیماری قابل باور نیست به این دلیل که اولاً اگر نجفی از سلامت کافی خود اطمینان پزشکی نداشت غیرممکن بود حاضر به قبول وزارت رد شده اش در آموزش و پرورش شود که ده ها بار سنگین تر و پر استرس تر از سازمان کوچک و محدودی چون میراث فرهنگی بود. ثانیاً نجفی در ماه ها و روزهای اخیر هیچگونه مراجعۀ مجددی به پزشک و بیمارستان نداشته و بیماری او نمی تواند صحت داشته باشد. ثالثاً روحانی در پاسخ موافقت با استعفای نجفی از بارها اصرار او به استعفاء حرف زده است و این نشان می دهد که موضوع بیماری شایعه و ساختگی است؛ و الا در همان بار اول تقاضا مورد موافقت فوری قرار می گرفت.

2- بویژه اگر استعفای نجفی در متن خبرهای متواتر و بسیار مهم استعفای اسحق جهانگیری، عدم تمایل نعمت زاده برای باقی ماندن در کابینه، شکایت آخوندی وزیر مسکن در مورد اکراهش در پذیرش وزارت و اینکه در شرایط حاضر هیچکس نمی تواند مشکلات کشور را حل کند، زمزمۀ رفتن سیف رییس کل بانک مرکزی  و خبرهای درگوشی نارضایتی عمومی سایر وزرا و مسئولان اصلاح طلب شریک در کابینه؛ خوانده شود می تواند ما را به زلزلۀ مبارکی که در راه است بهتر و بیشتر واقف کند.

3- واقعیت اما کدام است:

الف- فعلاً از بودجه و پول خبری نیست.

ب- از کمترین گشایشی در مورد فضای باز اجتماعی و سیاسی در جهت رعایت حقوق شهروندی که مهمترین ابزار پدیداری ثبات حکومت برای جلب و جذب سرمایه ها و کار آفرینان داخلی و خارجی و رونق در بخش گردشگری و کسب و کار و نشاط بهره ور است نیز خبری نیست.

پ- حسن روحانی هم خودش را فقط وقف نمایش های سیاست خارجی کرده است و از کمترین کمکی به بازشدن دست مدیران سایر حوزه ها هم عاجز است و هم استنکاف می کند.

ت- و همۀ این ها فقط و فقط به این دلیل بدیهی است که استراتژی متکی بر شریعت - ناتمام و ناقص - آیت الله خامنه ای - از سوی مراجع سیاسی قم هم پشتیبانی می شود - جوابگوی حداقلی پارامترهای حتمی و قطعی الرعایۀ حکومت مدرن نیست، و تا در بنیاد این استراتژی مخرب تغییر حاصل نشود، امکان کمترین حرکت مفیدی محال قطعی است. و وقایع روز نشان می دهد که خامنه ای کمترین عقب نشینی از این موضع غلط خود نکرده است. بعبارت دقیق تر همانطور که براندازان و بدبینان به اصلاح جمهوری اسلامی معتقد بودند و هستند عقب نشینی خامنه ای در پروندۀ هسته ای فقط بدلیل اضطرار حکومتی بوده است و او بنا ندارد این چرخش مصلحتی و از روی اجبار را به سایر وجوه استراتژی خود - بویژه در حوزۀ داخلی - تسری بدهد؛ خامنه ای می خواهد روحانی با سبک کردن بار تحریم ها از فروپاشی حکومت جلوگرفته و بلاتکلیفی استراتژیک 35 سال - علی الخصوص 25 سال - گذشته را تداوم بدهد. 

4- در چنین وضعیتی است که همکاران هشیار و ایراندوست روحانی تن به نمک پاشیدن بزخم های ناسور ملت ندهند و عطای مقام های "پایکوبی بر جنازه های یک ملت کهن فرهنگ" را به لقایش ببخشند و خودشان را شریک "آب در هاون کوبیدن روحانیان دنیاپرست" نکنند. این هشیاری که قطعاً در بسیاری از کابینۀ روحانی هست اگر تداوم بیابد؛ برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود که انشاءالله دعوا از محمود و محمد و اکبر و حسن به مرکز اصلی خود یعنی نوع نگرش و جهان بینی روحانیان مانده در قفای تاریخ هدفگیری بکند. تا اگر هم راه حلی متصور نیست؛ - که نیست - حداقل خوانش "صورت مسئله" دقیق شود. و ایرانیان هم بدانند شوربختانه که اگر حرف خانم ابتکار در "تهرانی ها از تهران بروند درست است. که است". حرف نهایی خامنه ای و حوزۀ قم را هم درست بشنوند که می گویند: "ایرانی ها بهتر است از ایران بروند"! بدبخت فیلم سازانی که پسر جنتی گفته باید فیلم هایی سرشار از امید بسازند!

5- برای راستی آزمایی این تحلیل می توانید سر جهانگیری را تعقیب کنید که کرده توی چاه حوزۀ قم و دارد با مکارم و صافی و جوادی آملی و ... اتمام حجت می کند. او را روحانی فرستاده به قم که قبل از استعفاء آخرین اخطار را به پیرمردان ایدئولوگ جمهوری اسلامی ابلاغ کند. البته که این هم فایده نخواهد داشت، و هاشمی و روحانی خودشان باید با خامنه ای سنگ ها را وابکنند: دیر یا زود اگر از راستگویانند! یا...هو 

۲۴ نظر:

ناشناس گفت...

قبل از اینکه پست شما رو بخونم: از دیدن گذاردن پستی جدید در وبلاگ، شوکه شدم و البته خوشحال!
آیا عمو دلقک برگشته یا نه؟ ولی برگشتن یا برنگشتن در وهله دوم مطرح است؛ در وهله اول آنچه که مطرح است و مهم آن که سیرک رو بطور مطلق تعطیل نکرده باشد که بنظر اینگونه می آید!
دوستت داریم عمو دلقک (ابوالفضل گفت)

ناشناس گفت...

سلام بزرگوار
حس خوبيه وقتي باز ميتونم از تحليل هاي زيباتون بهره ببرم، هميشه بر قرار باشي و ممنون از حضور دوباره ........ازاد

ناشناس گفت...

بعد از خوندن پستت:
تحلیل هات زیبان عموجان؛ برای بنده سوال بود که چه معنی ای داره که جهانگیری الان بره قم و با علما دیدار کنه؟ این خبر برام مسخره بود و بی معنی! ولی الان ایمان آوردم که هیچ پدیده ای در جهان آفرینش بی دلیل نیست!
اگر چه اوضاع مملکت گریه آور شده و همگی دلمرده و یاس زده! ولی خب در این شرایط میبینیم که اتفاقات ابتدایی و امیدبخشی در حال ظهوره؛ مثلا اینکه میبینیم دیگه مردم به بخش سکه و دلار هجوم نمیبرن و حتی کسانیکه در این بخش بودند دارن از این بخش "اقتصاد ویران کن" خروج میکنن و...
وقتی با این پیشزمینه مثبت ذهنی سراغ نوشته شما اومدم و شما تغییرات و تشویش های در حال وقوع رو نمایاندید و فرمودین زلزلۀ مبارکی در راه است؛ حقیقتش بالعکس احساسات نامبارکی به سراغم آمد! زلزله احتمالا اینگونه خواهد بود که دولت روحانی سقوط کرده و استراتژی متکی بر شریعت خامنه یان با تمام قوا روی کار خواهد آمد و البته از این نظر مبارک خواهد بود که خودشان و استراتژی و ایدئولوژیشان(و ریختشان) یکبار و برای همیشه شکستی قاطع خواهد خورد ولی بطور اجتناب ناپذیر ملک و میهن را نیز به فنا خواهند داد
این زلزله برای من و هم نسل های من هیچ چیز مبارکی ندارد برای بنده ی حقیر، جوان سی ساله محروم از سکس، با مدرک فوق لیسانس از اولین دانشگاه مملکت(تهران) که نه توان تشکیل زندگی دارد و نه آینده شغلی و غیرشغلی اش مشخص است مبارک نیست تا برسد به اون طبقات و لایه های زیرین اجتماعی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند و در تامین نیازهای اولیه خوراک و پوشاکشون در مانده اند!
بله مبارک خواهد بود "احتمالا" برای نسل های آینده و به بهای به فنا رفتن نسل کنونی؛ همان جمله تان با این مضمون که "50سال برای تاریخ رقمی نیست ولی تمام زندگی یک انسان را تشکیل می دهد".
شاید بگوئید که از این نظر مبارک است که به صورت جدی و علنی روحانی-هاشمی را در مقابل خامنه یان قرار می دهد ولی از این نظرگاه هم مبارک نیست چون شکست این دو از نظر من قطعی است همچنان که کروبی و موسوی با آن جایگاه قوی اجتماعیشان و با وجود مردمانی سرزنده، اکتیو و امیدوار در پشت سرشان، نتوانستند کاری از پیش ببرند! چه برسد به این دو بزدل که تکلیفشان با خودشان و عقبه اجتماعیشان هم مشخص نیست!
و دیگر اینکه سرداران و مقامهای کشوری و علمای اعلام و آیات عظام آنچنان پولهای میلیاردی نفت(دوران احمقی نژاد) زیر زبانشان مزه کرده و روی این پول های باد آورده چمپاته زده و خوابیده اند که گمان نمیبرم به هیچ وجه چرخش مصلحتی هسته ای را در حوزه داخلی نیز پیاده کنند!
دوست میدارم درباره نوشته ام چیزکی مرقوم فرمائید (ابوالفضل گفت)

مستانه گفت...

ای جاااااان....سلام اقاجوون..خوابم یا بیدار؟!عزیزززمی.. خووووووش اومدددی...

ناشناس گفت...

توضیح: هدفم از آوردن "اولین دانشگاه مملکت" این بود مدرک این به اصطلاح اولین! دانشگاه! پشیزی ارزش نداره و بی خاصیت شده چه برسه به دیگر دانشگاهها

Dalghak.Irani گفت...

ابوالفضل فرصت خواهم کرد تا توضیحی برایت بنویسم. فعلاً منتظر باش بلکه هم نظرات بیشتری مطرح شد. یا...هو

مستانه گفت...

کارهای این نظام با این نوع ایدئولوژی که هنوز هم بقول احمد کسروی،محمد رو شق القمر میدونه و منتظر مردی مونده تا از ناکجا اباد سربرسه و کافران رو زیر تیغ شمشیرش به دونیمه نامساوی تقسیم کنه،هرگز سامانی نداشته و ریشه این نابسامانی جز در دین ناپاک و هزار شاخه اون در چیز دیگری نیست.وقتی که ارزش ها به بی ارزشی تبدیل شده و بعد جانوری وجود ادمها بخاطر بهره نبردن از خرد راهگشا،بربعد انسانی غلبه کرده،اون انتظار از متولی میره که جز به استبداد فکر نکنه..و اون انتظار هم از زیردستانش که به بردگی افتخار و سکوت رو پیشه کنن! و البته مهم تر از همه اون انتظار هم از مسوول اگاه به خیر و شر امور مملکت که پا پس بکشه و نبود و ندید خودش رو به بودن و مبارزه ترجیح بده...او هم مقصره و چه بسا از همه تقصیرکارتر...وقتی میتونه با همفکرانش تبانی کنه و جهت بخش دیگران باشه و کاری برای این مملکت کنه اما بخاطر منافع شخصی و اجتماعی ش مهر سکوت بر لب میزنه! تا اینچنین باشه اوضاع اندیشه و عمل این مردم،این سرزمین هم همین خواهد بود...و جز یک شخم دهی اساسی در زیر و بم وجود ادمی و جانشینی خرد به جای دین،راه دیگری کارساز نخواهد بود...

فداای بابای عزیزتر از جانم.....

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، خوشحالم كه كه با قلم دقيق و ماسك رنگينت دوباره چراغ سيرك را روشن كردى. واقعا با اين مطلب چه واقعيت تلخى را دوباره عريان كردى كه تقريبا همه مان مى دانيم ولى نمى خواهيم بپذيريم. ايران گروگان قومى خائن شده كه مى خواهد كل مملكت را قبضه كند ، كه كرده ، و به قول شما هر كسى هم كه نمى پذيرد يا بميرد يا برود. من كه نتوانستم كارى كنم و رفتم و خيلى ها هم مثل من. تنها اميد دارم كه از درون، خودشان كارى كنند و به قول شما صورت مساله آشكار و عريان شود براى همه و بدون تعارف كه وقتى عده اى از جوانان فرياد زدند راى من كو و بعد رسيدند به اينكه ولى فقيه بايد برود ، بسيارى از ايرانيان و اقشار ديگر مردم نظاره گر بودند و يا نگران خراب شدن كاسبيشان و يا نگران ميزان يارانه پرداختى دولت . هميشه فكر مى كنم اگر آن ٣ مليون نفرى كه به راهپيمايى سكوت آمده بودند. سر جايشان در خيابان بست مى نشستند و به خانه نمى رفتند الان وضع بيت رهبرى و بالطبع ايران چه بود؟
كارمان شده حسرت اتفاقاتى كه نيفتاده را خوردن و غبطه قانون اساسى تونس را خوردن ،كه متاسفانه ما شديم موش آزمايشگاهى ملت هاى منطقه ،از آنچه نبايد بكنند در دادن قدرت به مذهبيون.
به هر حال متشكرم از اينكه نوشتيد كه من به شخصه شديدا خلا وجود شما را در دنياى مجازى حس مى كردم.
ارادتمند شما. افشين قديمى

ناشناس گفت...

بسیار عالی گفته اید و تحلیلی کاملاٌ واقع بینانه. متأسفانه و یا خوشبختانه راهی غیر از برخورد نهایی و تعیین کننده نیست. تا ظرف آلوده تغییر نکند ، بهترین غذا ها نیز به بدترین شکل در می آید.

ناشناس گفت...

کس شعر نگو مردک نجفی قبل از انتخابات ریاست جمهوری هم مشکل قلبی داشت توی یه برنامه مستند که اوایل اغاز به کارش پخش شد و همینطور برنامه شب افتابی شبکه تهران خودش صراحتا اینو گفت. بقیه خبرها هم کاملا شایعه است بهتره تحلیل هات رو بر مبنای شایعات اب دوغ خیاری افولگرایان بنا نکنی

مستانه گفت...

لفظ مردک شایسته وجود بی ظرفیت خودته با این طرز نگارش و حرف زدنت!حال ادمو بهم میزنی.....

ناشناس گفت...

برادر عرزشی ، مکان عر عر در طویله کیهان و بیت مقام معظم رهبری است . خوردن کاه به همراه ساندیس هم ورم معده می آورد . فعلا خفه

ناشناس گفت...

دلقك گرامي.
پس از مدتها در سيركتان مسائلي را مطرح نموده و تحليل هايي را ارائه داده ايد كه به دل مي نشيند و با واقعيتها به صورتي كلي تطبيق مي نمايد.
درست ميگوئيد و به راستي كشتي استرات‍ژي رهبر به گل نشسته و هيچ مد پرقدرتي نيز قادر به رها كردن آن نيست.
استراتژي لبخند آقاي ظريف علا در برابر طرفهاي خارجي به بن بست رسيده و آنچه كه نيز به دست آمده آب نباتي چوبيست كه حتي قادر به شيرين كردن دهان آقا مجتبي نيست چه برسد به برادران قاچاقچي.
روحاني نيز خود را در برابر كوهي از مشكلات مي بيند كه بر اثر محاسبات غلطش به وجود آمده است.
در سياست خارجي تمامي كارتهايي كه دارودسته رهبري به عنوان آس مي پنداشتند بدل به كارتهايي سوخته شده و در سياست داخلي آينده آبستن حوادثي است كه نتيجه اقتصاد ويرانيست كه ره آورد سياستهاي واقعا بصيرانه رهبري و دارودسته ملايان است.
سخن شما درست است. آقايان نجفي و جهانگيري و... و... و... بسيار عاقلانه تصميم گرفته اند كه خود را از اين قافله كه رو به تركستان دارد جدا كنند و به عبارتي موجودي خود را در حساب آنان نريزند.
دخالتهاي نابجاي جمهوري اسلاي در سوريه و لبنان و فلسطين و عراق و سومالي و يمن و بحرين حال تبديل به سلاحي بر ضد اين نظام شده و كار به جايي رسيده كه وزير خارجه جهوري اسلاي در برابر سوالات و نقدهايي كه به جمهوري اسلاي وارد مي آيد جز با دروغ پردازي وسيله ديگري براي در رفتن نمي يابد.
سياست هسته اي رهبر تبديل به پاشنه آشيل وي گرديده و كاملا مشخص است كه بازيگران جهاني به كتر از برچيده شدن اين برنامه به كمتر از آن رضايت نميدهند و سخنان دو شب پيش اوباما نيز خرده اميدي را كه در دل روحاني بود تبديل به ياس نمود.
سخنان امروز روحاني در باب هزينه حاملهاي انرژي نشانه روشني از اين مسئله است كه وي نيز به اين نتيجه رسيده كه خبري از رستگاري نيست.
خلاصه آنكه سال جديد سالي سخت و طاقت فرسا براي ملتمان خواهد بود و سالي كه در آن نه خنده ها و عشوه هاي ظريف در لغو تحريم هاي خارجي كارساز خواهد بود و نه بگيرو ببند داخلي خواهد توانست فضاي داخلي را آرام نگاه دارد و آنچه به نظر ميرسد اينست كه به آخر خط نزديك ميشويم.

Dalghak.Irani گفت...

ابوالفضل جان.
چندتا تیتر را می گویم برای حدیث مفصل خوانیت:
1- دلقک ها هنگام مصیبت از دلداری و امید می گویند و در هنگام آرامش نسبی از هشدار و انذار و آرزو و ریشه ها برای پایدار شدن امید و آرامش.
2- برخی موارد ذکر شده واکنش انتظاری جامعه است به نفرت از احمدی نژاد رفته و هر کسی بجایش آمده خدارا شکر! و نه لزوماً اقدامی ارادی و امید ساز از سوی دولت آمده.
3- امید اگر روییده باشد قابل زدودن از طریق رسانه و پروپاگاندا نیست اما اگر نا امیدی باشد قابل جلوگیری نسبی است از سوی نخبگانی که می توانند مردم را از دلمردگی برحذر دارند. این تفاوت گذشته و حال من است.
4- روحانی باید نسبت به رضایت طبقۀ متوسط و مدرن حساسیت فول العاده داشته باشد زیرا که فقط رضایت آنان است که می تواند به توسعه بیانجامد. و خواسته های مدرن ها و طبقۀ متوسط همانقدر که اقتصادی است بیشتر فرهنگی و اجتماعی و سیاسی هم است. اگر امام جمعۀ دزفول بتواند مثل آب خوردن کنسرت مجوز گرفته را از شهرش بیرون کند روحانی و ارشادش فقط باید بمیرند از غصه اگر نتوانند توی دهان آن آخوند کثیف بزنند و کنسرت را برقرار. این ها نکات کلیدی است. و همان کوچک هاست که گفته ام ضامن تغیرات بزرگ می شوند.
4- این آمد و شدها و هلهله های آدم ها و شرکت های خارجی اگر هم به آمدن شان منجر شود - کمی بعید است - بازهم لاشخورها و سوء استفاده چی ها و فرصت طلبان بین المللی خواهند بود با قرار دادهای گران و شرایط تحمیلی بسیار بدلیل عدم ثبات و هرکی هرکی بودن صحنۀ کسب و کار. تا نهایتاً یا گرانترین خدمات و کالا را بدهند و یا بهانه کنند و نیمه کاره رها کنند و خسارت ها بگیرند از ایران.
5- این درخواست و آرزوی استعفا از سوی من موجب آن نابودی جنگی ایران یا سقوط روحانی و سیطرۀ خامنه ای نخواهد شد قطعاً. زیرا که دیگر کبر و خودخواهی خامنه ای ترک بین المللی برداشته و او حداقل تا ده سال آینده هوس بمب اتم نخواهد توانست کردن.
6- ایران بیشتر از خسارت چندین جنگ هم آسیب دیده از زمین و آب و خاک و هوا. مراها و ریشه ها را در این چند روز گذشته بیشتر کاویده ام بازهم. و با لاک پشت روحانی آن هم سوار بر جسم معلول خامنه ای جز به تثبیت اوضاعی پائین تر از سال های خاتمی نتیجه نخواهد داد که خود آن فاجعه بود.
7- می نویسم که نباید بروحانی و قبیلۀ مطبوعاتی اش اجازه بدهیم که با عمده کردن و زنده نگه داشتن یاد و خاطره و عملکرد احمدی نژاد خودشان را "این منم طاووس علیین شده" نمایش بدهند و الیگارشی در حال فروپاشی سالهای 90 - 91 را مجدداً بگلوگاه تخریب کشور بازآرایی کنند. که دارند می کنند.
8- گفتن از احمدی نژاد و خرابکاری های او بطور تلویحی این گزارۀ پنهان را تقویت می کند که تا ظهور احمدی نژاد ایران گلستان شده بود بدست جمهوری اسلامی. و این شدیدترین نگرانی من است از حرکات لبخند و رضایت هاشمی و روحانی.
9- هر حرکت اصلاحی که فقط از اراده و خواست و تصمیم روحانی به اصلاح کشور نشأت بگیرد حتماً با تشویق و هورای من مواجه خواهد شد اما تا اینجای کار تقریباً 90 درصد دست آوردهای امیدآفرین - مورد اشارۀ شما - را اجبار و ضرورت سلبی (رفتن احمدی نژاد) و ایجابی (بخزانه خالی رسیدن خامنه ای) می فهمم چه در سیاست خارجی و چه در آرامش منتظر داخلی.
10- در ضمن قرارمان نبود که من هم جزو کابینۀ روحانی باشم و هستم و بدلیل مسئولیت مشترک کابینه باید از تصمیمات و دست آوردهای دولت تعریف و دفاع کنم! یا...هو

ناشناس گفت...

بله "روحانی باید نسبت به رضایت طبقۀ متوسط و مدرن حساسیت فوق العاده داشته باشد" ولی روحانی، بنظر، "خودش، هویتش و عقبه اش" برخواسته از جمهوری اسلامی است؛ اینان پوست و گوشتشان از این نظام آب خورده و رشد یافته! هم روحانی و هم هاشمی؛ و همین امر هم باعث میشود نتوانند خود را از این عقبه جدا کنند! من فکر میکنم اینان حتی اگر در موقعیتی قرار بگیرند که مجبور شوند بلاخره از میان مردم یا جمهوری اسلامی یکی را انتخاب کنن، آخرش باز جمهوری اسلامی رو انتخاب میکنن! لعنت بر آنها...
و هزاران درود بر شما (ابوالفضل گفت)

پسر حاجی گفت...

لذت بردم از تحلیلت. بیشتر اما از طاقت نیاوردن و برگشتنت.

مستانه گفت...

نوبتی هم باشه..نوبت ماست که از خدمت اقاجون مرخص شیم...خسته م..به یه تحول روحی نیاز دارم ..خسته م ..
شاید روزی برگشتم..روزی که دیگه نشانی از مستانه در من نباشه..شاید روز تولدتون..دوستتون دارم..بدرود.

http://ava.shahrmajazi.com/upload/subdomain/ava/tools/ava-1392-9-6-21-14-44Maziar_Fallahi_Akharin_Nafas%5BYekAvA%5D.mp3

ناشناس گفت...

جناب تیمسار نکته ای رو من اینجا باید عرض کنم و ان هم مشابه بودن تاریخ ایارن و افغانستان در برهه ای از مقطع 1978 به بعد هست و انهم با یک گام جلوتر بودن افغانستان و به دنبال ان امدن ایارن به همان سمت و سو

سال 1978 فکر کنم اتحاد جماهیر شورویی به افغانستان حمله و ان کشوررا اشغال نمود و نظام پادشاهیی ایران هم یک سال بعد ساقط می شودالبته اشغال نه توسط کشور خارجی بلکه توسط یک گروه خارجی(ملایان با تعلق خاطر به 1400 سال پیش و متولد نجف و کربلا)

در افغانستان شاهدهرج و مرج ناشی از عدم دولت مرکزی بودیم تا حمله امریکا به طالبان و سپس ایجاد یک حکومت مرکزی هر چند ضعیف و دادن یک نقش به این کشور رها شده در جهان امروزی

حالا مقاسیه کنید با کشوری که اسیر یک حگومت انقلابی با حاکم شدن یک هرج و مرج تمام عیار رد عرصه کلان و سپس مورد تاخت قارا گرفتن کشور توسط جناههای مختلف حکومتی(باندهای مافیایی)

اما در این مقطع شاهد مصالحه ای (در ظاهر )می شویم که نمونه های پیشین ان دارای تفاوتهای ماهویی هست(از جمله جام زهر 68)

این مصالحه یک جام زهر با اسانس موز اضافه شده توسط رفسنجانی برای اغا نیست بلکه به مراتب درای ابعاد قویی تری هست اینبار غرب برای سیستم ج . ا یک نقشه راه در نظر گرفته و سیستم این راه فقط رو به جلوتارسیدن به هدف باید به ناچار دنبال نماید بله این راه به عهده گرفتن نثشی توسط
ج.ا در جامعه جهانی هست که این موضوع با اصل ج . ا که متکی بر باندهای مافیایی غیر پاسخگو می باشد در تعارض هست و بناچار ج .ا باید تن به یک استحاله دردناک بدهدو یا اینکه راه برای سقوط مهیا می شود پس دیدن چنین رغتارهای هستریکی از طرف هوادارن و اباندهای مافیایی کاملا طبیعی می باشد و این به خاطربرهم خوردن تعادل سیستم هست پس در کوتاه و میان مدت ما شاهد تکانه های شدید ناشی از استحاله یا سقوط خواهیم بود اما در بلند مدت به ساحل ارمش در حد نرم شناخته شده ان در جهان پیرامون خواهیم بود

ناشناس گفت...

ضمن تشکر از پست خوب ناشناس آخری که البته پر از ایرادات املایی و ویرایشی بود؛ نامه 30 ام محمد نوریزاد رو هم از دست ندهید.

دوره گرد گفت...

سلااااااااام بر تیمسار عزیز

پیش از هر چیز چند تا پشتک بزنیم و وارو تا گرامی داشته شود باز شدن در سیرک...

عجب گرفتاری شدیم... واقعا گاهی خنداه ام می گیرد... اینها دیگر که بودند که ما گرفتارشان شدیم... 70 80 ملیون نفر گرفتار استراتژی غلط حضرت آقا هستند... کوتاه هم نمی آید... روحانی شیربرنج هم فکر نمی کنم جربزه داشته باشد و انقدر جو پیروزی!!! اتمی گرفته اش که تا به خودش بجنبد به بادش داده اند... کابینه های خاتمی و هاشمی را یکی دو سالی تحمل کردند اما اینها را از همین الان بعله...
درست نمی شود... می دانم که درست نمی شود... بدبخت ما!

ناشناس گفت...

تیمشار!
اگه یادتون باشه به اون نشونی که یکبار که شلات ظهر با هم از نماژ جماعت پادگان برگشته بودیم و توی شف ناهار ایشتاده بودیم و اتفاقا هم آش می دادن ,خژمتتان گفتم که یوحانی آخر و عاقبت از شاخ تو شاخ شدن با خامنه ای ناگژیر اشت.خامنه ای یک کشور شوخته را تحویل روحانی داد و خود شو کنار کشید.خامنه ای یک کار نشد را از روحانی می خواهد. او می خاد بدون آزادی و توشعه شیاشی,بدون منابع ارژی, بدون عقب نشینی از مواژع اتمی, بدون کوتاه آمدن در انظار عمومی دولت را بدون دلار اداره کند!
بقول منقل نشینان, آخه این چایی نبات را با چه چیژی هم بژند؟
آشپیرام غیاش آبادی گفت.

ولی گفت...

خوش آمدی خوش آمدی! همین!

ناشناس گفت...

چه بگویم؟ ظاهرا نقشه حساب شده ای علیه جمهموری اسلامی و ترکیه و حزب الله لبنان تهیه شده و حتما هم اجرا خواهد شد.

به همین دلیل اردوغان شال و کلاه کرد و سه سوت دوید ایران خدمت آقا که افندی قراره عربستان و آمریکا و رفقاش سر هر دومون رو زیر آب کنند چه کنیم؟ قرار داد انرژی امضا نشد و بقیه پوشش بود و یکسری اسناد کم مصرف امضا شد که مثلا سفر تجاری هست.

القاعده رسما وارد لبنان شده و اسراییل هم گفته چون پایگاه های حزب الله درون سپر انسانی گذاشته شده این سری تلفات حمله ما سنگین خواهد بود جیغتان به فلک نرود ها!

اروپا هم اوکراین را با سوریه میخواهد یر به یر حساب کند و رقص پوتین و لاورف رو به اتمام است و کم کم برای دریافت سیلی باید حاضر باشند البته اگر بچه های مودبی باشند منافعشان در حد سی درصد در هردو تامین شده و فقط گوششان کمی مالیده خواهد شد.

ناشناس گفت...

باور کن امشب کلی افسرده بودم....
طبق معمول اومدم سر زدم....دیدم نوشتی... به قدری خوشحال شدم که حد نداره
ممنونم که بودنت رو از ما دریغ نمیکنی....
دوستت دارم