ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۱۳, چهارشنبه

انتقاد از گذشته اگر فقط از احمدی نژاد باشد اوج ناجوانمردی است!


1- من به دموکراسی "هرنفر یک رأی" برای جوامعی که از نظر توسعۀ اقتصادی و اجتماعی زیر استاندارد کشورهای امریکا و اروپای غربی در قبل از تا 1960 میلادی هستند اعتقادی ندارم و چنین دموکراسی را نه ممکن و نه مفید می دانم.

2- من انتخابات بدون وجود کمترین نهادهای مدنی و مدرن مثل سندیکاهای صنفی، ان جی او ها و احزاب تعریف شده و فراگیر را ممکن نمی دانم.

3- من انتخابات در ایران را قبل از اینکه نشانه ای از سمت و سوی خواسته های مردم بدانم؛ بیشتر یک تصادف و قمار و لاتاریی می دانم که "مردم مستأصل و درمانده و بلاتکلیف" ناگزیر در آن شرکت کرده و قرعه ای از دو قرعۀ موجود - به تناوب: یکبار سیاه و یکبار قهوه ای پررنگ - در می آورند و منتظر روشن تر شدن رنگ های تیره خدا خدا می کنند.

4- این مردمی که در بند 3 اشاره کردم یک مداد کج و کوله هم داده اند دست من که مغزشان را نقاشی کنم. آن هم نه بر روی کاغذی که رویرویشان باشم و قابل لمس. بلکه روی امواجی که نه قابل لمس است و نه در دسترس؛ در فرسنگ ها دور از حضور فیزیکی خودشان. من اما قبول کرده ام این فرمان مردم را و به آن افتخار می کنم. نه به این دلیل که تشخیص نمی دهیم این راه کم از بیراه نیست؛ بلکه به این دلیل که راهی بغیر از همین کَمراه در مقابلمان گشوده نیست. یا همۀ راه ها مسدودند و یا اگر نیمه راهی باز است فقط از چالۀ تنفس سخت فعلی به چاه خشونت و جنگ و مرگ بعدی است. بارها گفته ام و تکرار می کنم: "ما گیرافتاده ایم در بن بست جمهوری اسلامی": بدون فلسفۀ سیاسی مشخص و بدون تئوری حکومتی قابل معرفی.

5- لذاست که من انتقاد می کنم. من مخالفت می کنم. من داد می زنم. من گیرها را نشان می دهم. من به احمدی نژاد بدوبیراه می گویم. اما قبل از او به استراتژی غلط آیت الله خامنه ای آدرس می دهم. و از مکارم شیرازی و مراجع تقلید فریز شده در اعماق زمین علت می جویم. اما - و این اما مهم است - حسن روحانی نمی تواند و نباید به احمدی نژاد بدو بیراه - آن هم پررنگ تر از من - بگوید. زیرا او خودش محصول اولاً، کارگزار ثانیاً و نگاهبان ثالثاًِ همین پروسۀ بلاتکلیف و زجرآور و ناکارآمد است. او نه تنها حق ندارد به مراجع تقلید فریز شده حرفی بزند بلکه ناچار است - تازه اگر قبول کنیم که خودش علاقه مند است از انجماد تاریخی یونیفورمش دست بکشد - از پدر (آیت الله خامنه ای) همان پسری (احمدی نژاد) تعریف کند و دستور بگیرد و تبعیت بکند و مجیز بگوید که هنوز این جملۀ معروفش طنین انداز است: "برخی از بیشمار خدماتی که در این دولت (دولت احمدی نژاد) انجام شده نه تنها کم نظیر بلکه بی نظیر است در طول کل تاریخ ایران".

6-  بنابراین بدیهی بود که اگر روحانی کماکان در تقویت محبوبیت خود از راه "نفرت از احمدی نژاد" اصرار لجوجانه ای داشته باشد؛ او (احمدی نژاد) واکنش نشان خواهد داد و واکنش او هم درخواست مناظره خواهد بود که تخصص و نقطه قوت اصلی اوست. حالا این اتفاق افتاده است. روحانی که کم کم نشان می دهد چنان سیاست مدار پخته ای هم نیست و هنوز نتوانسته از جو زدگی انتخاب خودش بیرون بیاید؛ بیشترین وقت و مهمترین ثقل "گزارش، مصاحبه، دورهمی و ...!" صد روزگی دولتش را به نفی مطلق احمدی نژاد گذراند بدون اینکه حتی یک کلمه از یک اقدام مثبت او یاد کند؛ یا به چرایی بروز و ظهور احمدی نژادها وارد بشود؛ و یا به نقش همۀ ارکان قدرت از آیت الله خامنه ای گرفته تا سپاه و مجلس و قوۀ قضائیه و الاماشاءالله اشاره ای هم بکند در سیاهی 8 ساله ای که مدعی است. نه تنها چنین نکرد و نمی کند بلکه اصرار هم دارد که گویی یک حکومتی عریض و طویل با ده ها هزار گوش و چشم و ناظر و فرمانده و مرجع و مقلد و دزد و چاپلوس بخواب 8 سالۀ اصحاب کهفی فرورفته بودند و رویگر زاده ای چموش وارد خانۀ آبادشان شده و نه تنها خانه را بتاراج برده که خود خانه را هم ویران کرده و رفته است.

7- بعبارت دیگر طبق تعریف حسن روحانی از ویرانۀ باقی مانده از احمدی نژاد، او (احمدی نژاد) چونان آدم ابوالبشر - این بار بدستور شیطان بجای خدا و از جهنم بجای بهشت - بر روی زمین (ایران) هبوط کرده و هر آنچه خدایی و زیبایی و ترنم و شادی و عمران و آبادی بوده سوخته و رفته است. لذا بنظرم می رسد که همۀ لایک گرفتن های مجازی و کامنت خواستن های هیجانی و "روحانی مچکریم" سازی های اینترنتی - و از راه سواری گرفتن از احمدی نژاد - به پایان تاریخ مصرفش رسیده؛ و روحانی باید از این بازی نا امید کننده دست بشوید. و قبول کند که احمدی نژاد - خوب یا بد - همانندِ دقیقِ خود او بوده در انتخابی تصادفی و قماری یکطرفه از سوی جمهوری اسلامی. او (روحانی) اگر نمی تواند حتی به اشاره بگوید که جمهوری اسلامی فاقد تئوری حکومتی است و تا متولیان دین از مراجع گرفته تا رهبر مذهبی و مطلق العنان آن؛ نتوانند پاسخی برای "محدودۀ حجاب شرعی"، "دست زدن یا صلوات فرستادن در استادیوم های ورزشی!" یا "بانکداری و ربا و اقتصاد و ساز و سینما و موسیقی و رمان و حقوق زن و دادگستری مدرن - در یک کلمه تعیین تکلیف زندگی مردم - و ده ها هزار مورد مشابه مبتلابه حکومت های امروزی بیابند بعد از 35 سال حکومت در تاریکی؛ حق ندارد ژست من آنم که رستم بود پهلوان بگیرد و در نقش دانای کل؛ فردای خودش را (رییس جمهور سابق مثل هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد) با بی رحمی اپوزیسیونی - چون من! - له کند. شیخ دیپلمات مجبور است سیاست را از نو بخواند. و گفته ام که قبل از همه یک فکر اساسی برای تیم رسانه ای و مشاوران بشدت عقب ماندۀ حوزۀ اطلاع رسانی خود بنماید. یا...هو

۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

" در انتظار روشن تر شدن رنگ های تیره خدا خدا می کنند."
شاهکار!

عمو دلار

ناشناس گفت...

و دلقك جان شما هم كه هر از چندگاهى دست اين موجود عجيب الخلقه جمهورى اسلامى را مى گيرى ميارى وسط سيرك ، دوباره ما يادمان ميايد كه گير عجب شتر گاو پلنگى افتاده ايم، اميدوارم كه رام شود.
ارادتمند. افشين قديم

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
از زاويه نگاه روحاني و اعوان و انصارش ، احمدي نژاد مجرم بزرگ است زيرا به وي به چشم فرزندي ناخواسته نگاه مي كنند
تا قبل از آمدن احمدي نژاد ، چرخ اقتصاد و سياست اين بن بست مي چرخيد ، حالا نه خيلي خوب ولي خلاصه مي چرخيد ، اين احمدي نژاد نورچشمي آقا بود كه خزانه را خالي كرد، نفرت از جمهوري اسلامي را چند برابر كرد ، باد تو آستين خامنه اي انداخت كه تو پرونده هسته اي حسابي بلند پروازي كند ، در حاليكه اعضاء شوراي امنيت ملي در دولت خاتمي و روحاني در جلساتي كه با خامنه اي داشتند ، هر دو بار توانستند وي را كنترل كنند و راضي به نرمش قهرمانانه كردنش !
از طرفي ديگر احمدي نژاد چنان مريد و مطيع خامنه اي بود كه با اشاره ي وي ، تمام اقتصاد مملكت را به سپاه و بيت واگذار كرد ، حالا هم نميشود بيرونشان كرد .
خاتمي وهاشمي درك درستي از جمهوري اسلامي داشتند ، چون مي دانستند كه حكومت توان پاسخگويي و تعيين تكليف مواردي كه شما در بند 7 نام برديد را ندارد ، تمام تلاش خود را مصروف كنترل كردن مي كردند ، كنترل رهبر ، كنترل اقتصاد ، كنترل تورم ، كنترل نرخ ارز و .....

از وقتي كه جواب كامنت قبليه حقير را بدون سلام پاسخ داديد ، دلقك گرامي مي خواهم بدانم اگر از خواندن نظرات بدبينانه يا شايد احمقانه حقير ناراحتيد يا احساس خوبي نداريد ، امر بفرماييد كه فقط خواننده باشم ، ممنون ميشوم
پاينده باشيد

سه چرخه گفت...

چه بحث خوبي و كاش من بيشتر وقت داشتم براي نظر دادن، اما في الحال بگويم كه دلقك عزيز شترسواري كه دولا دولا نمي شود، شما اگر اعتقاد داريد كه پله پله مي توان پيشرفت كرد پس اين چه حرفي است كه در مورد بن بست ميزنيد.
در ضمن به نظرم روحاني سيستم لاتاري جمهوري اسلامي را خوب ميفهمد اما فعلا همانند خود احمد نژاد از موج مردم قصد استفاده دارد، در ضمن اينكه به نظرم بحث هايي كه شما مطرح مي كنيد در ميان نخبگان است، وگرنه روحاني فعلا كارش را دارد به جلو ميبرد در ميان مردمي كه هنوز خيلي زمان نياز دارند تا رنج دوران احمدي نژاد را فراموش كنند. در ضمن اينكه به نظرم روحاني باز هم ميداند كه اين سيستم خيلي رندم عمل ميكند، اما چون در نهايت يك خط و هدف مشخص براي خودش دارد، بيشتر به صورت تكنوكراتيك براي عمل به تك تك برنامه هايش دقيق ميشود تا اينكه از ابتداي خط يك بيانيه بدهد در مورد مقصد مقصودش و آن طور كه شما دوست داريد به نكاتي كه فرموديد اشاره كند و برق از سه فاز خيلي ها از جمله مكارم ها بپرد و از فردا جبهه هاي جديد باز شود بر ضد دولتش.
ببخشيد اين نظر حتما به نظر شما به شدت خوشبينانه باشد شايد، اما به گمانم زمان نشان ميدهد كه زياد بي راه نيست.
در ضمن جسارت ما را به بزرگواري تان ببخشيد استاد.

Dalghak.Irani گفت...

نه شهروند عزیز. گاهی شنگول و پر انرژیم حواسم به حساسیت ها است. گاهی هم شلخته و بی فروغم و یادم نمی ماند که مؤدب باشم. اما در هر حال خیلی اهل حتماً سلام و بعداً کلام نیستم و چه آنوری و چه اینوری اتفاقی پیش می آید مثل خیلی از کلمات که خودشان را تحمیل می کنند به متن و برخی جیغ شان در می آید. البته مدت هاست خودم از واژه های دارای بار نفرت استفاده نمی کنم. ممکن است در ناخودآگاه سلام نکردنم تأثیر داشته بوده است اگر کامنتت حاوی چنین کلماتی بود. به آدرسی که داده بودی مراجعه نکردم. چون اصلاً روی مود نیستم. پوزش هم که می خواهم قبل از هر توضیحی. بمان و بنویس و بفرست و رعایت می کنم. یا...هو

سه چرخه جان اگر بحث در گرفت من هم برخواهم گشت برای چانه زنی با یکی از عزیز ترین ها که شما باشی. این پست را تا یکشنبه عوض نخواهم کرد اگر اضطراری پیش نیاید و امیدوارم کامنت های بیشتری بگیرد. یا...هو

مرسی عمو دلار خودم هم دوست داشتم وقتی متن را خواندم متوجه شدم که نوشته ام! یا...هو

امیدوار گفت...

5 بند اول بدون یک کلمه کم و زیاد درست درست است .اما هنوز زود است که بند های 6 و7 جا بیافتد. و پرسشهای من این است از دلقک و خوانندگان: فکر نمیکنید روحانی که چون روحانی است و چون شاگرد رفسنجانی است دارد به در میگوید که دیوار بشنود؟ چه کسی در ایران باقی مانده که ظهور و بالش و پرواز احمدی نژاد را تدبیر رهبرفرزانه نداند؟ آیا روحانی نمیخواهد نشان بدهد که این فاجعه نتیجه سیاست رهبر بوده پس لطفا دخالت بی جا نفرمایند و بگذارند با یک دوجین متخصص که در کشور مانده و حاضر به کار در این ناسیستم وترمیم سرازیری های منتهی به پرتگاه بی بازگشت هستند کارشان را بکنند ؟ ودر پایان فکر نمیکنید او دارد برای خودش هم راه خروج آبرومندانه فراهم میکند که چهار سال دیگر بتواند بگوید با آن وضعی که داشتیم خیلی هنر کرده ام که مملکت را به اینجا رسانده ام؟
پس نوشت:
1- تفسیر پیک نت از پیشنهاد مناظره احمدی نژاد: تهدید خامنه ای است به افشاگری.
2-کیهان اشاره کرده به نوشته پیشین دلقک به این یکی هم حتما اشاره خواهد کرد فقط کاش از سایت دلقک نام ببرد نه از بالاترین .
3_ من هم بدون سلام و تعارفات ایرانی نوشتم ببخشید ها!

غریب آشنا گفت...

من فکر می‌کنم که این مردم یک کشور هستند که سیاستمدارانشان را کنترل میکنند ، به آنها خط و جهت میدهند و خطاهایشان را چشم پوشی نمی‌‌کنند تا عبرت باشند برای بعدی ها.در کشور ما مردم این اهرمها را ندارند ، در حقیقت همه چیز بر عکس است، یعنی‌ این سیاستمداران هستند که ما کنترل میکنند ، به ما خط و جهت میدهند و از خطاهای ما نمیگذرند. حداقل در ۴ سال گذشته بتدریج آشکار شده است که تصمیمات اصلی‌ در سازمان رهبری اتخاذ میشود، این سازمان احتمالا متشکل است از چند نفر با ضرایب نفوذ تقریبا یکسان روی شخص رهبر. رهبر میتواند نظر اکثریت آنها را تقویت و توشیح کند ولی‌ اینکه بخواهد در مقابل نظر اکثریت ساز مخالف بزند به نظرم توانش را ندارد، چون قدرت او از آن چند نفر ناشی‌ میشود. این گروه برای پیش برد مقاصد خود نیاز به یک مجری دارند که عیناً پروژه آنها را پیاده کند در جامعه و این شخص کسی‌ نیست جز شخص رئیس جمهور که عیناً مثل مترسکی در اختیار آنهاست.مقاصد و خواست و نیت این گروه حاکم در جهتی است که حداقل همپوشانی را با منافع ملی‌ کشور دارد.این مقاصد قابل تجدید نظر و تغییر نیست و فقط ممکن است شکل محتوایی آن کمی‌ عوض شود والّا تغییر بنیادین این مقاصد جز با نبودی بنیانگذاران آن ممکن نخواهد بود. از بعد از قضیه ریاست جمهوری خاتمی این گروه پی‌ برد که باید رئیس جمهوری را به انتخاب مردم برساند که چیزی مشابه موم در دستان آنها باشد و این سناریو را هر بار به شکلی‌ متفاوت پیاده و نتیجه گرفته اند. تکرار مکررات بود ولی‌ خداییش من اصلا اعتقاد ندارم که روحانی چیزی در چنته داشته باشد که بدرد ما ملت بخورد ، الان ۳۵ سال است که می‌گوییم انشا‌الله گربه است و باز هم در بر همان پاشنه قبلی‌ میچرخد، از خوشبینی زیاد از حدّ ما را گاگول فرض میکنند و ما هم به همین دلخوشیم که موقعی که یارو داشت ترتیب مملکت رو میداد، ما پامون رو از خط بیرون گذاشتیم و او نفهمید.فکر می‌کنم همه سر کار هستیم، حداقل تا ۸ سال دیگه که روحانی رئیس جمهور است.

ناشناس گفت...



احمدی نژاد یک عروسک بود که بعدا استقلال خود را بدست آورد. او اولین رییس جمهور و آخرین رییس جمهوری بود که با شیوه خاص و مثال زدنی خود توان ایستادن و مقاومت در مقابل رهبر را داشت. روحش شاد
احمدی نژاد تا آنجا پیش رفت که می خواست بقول خودش پیر و پاتال های مجلس خبرگان رهبری را هم عوض کند و بجایش افراد جوان از باند خودش را بیاورد! جونوری بود!

خاموت گفت

ناشناس گفت...

احمدی نژاد آدم جالبی بود.مدیریت صفر ولی جربزه 20! استقلال رای 20! حمایت از باند هیئت دولت 20! یک نمونه کار او که حتی امثال روحانی و خاتمیها خوابش را نمی بینند این است:
عليرضا زاکانی، عضو شورای مرکزی فراکسيون اصولگرايان مجلس، روز دوشنبه ۱۱ شهريور ماه گفته است که ديداری با محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری سابق ايران، در سال ۱۳۸۵ داشته است و آقای احمدی نژاد در اين ديدار ازوی خواست تا برای تغيير ترکيب مجلس خبرگان رهبری با دولت نهم همکاری کند! گفته است: «در خرداد ۸۵ آقای احمدی‌نژاد دو ساعت و اندی با من صحبت کرد که به دولت بيا و کارهای سياسی دولت را در دست بگيرد. »این نماینده مجلس اضافه کرده است:«من گفتم اگر من بيايم چه کارهايی می‌خواهی با همديگر انجام دهيم گفت: دست به دست هم می‌دهيم و خبرگان رهبری را عوض می‌کنيم! پيرهای خبرگان! را بيرون و به جای آنها جوانان را می‌آوريم!»
علیرضا زاکانی می گوید که این پيشنهاد محمود احمدی نژاد را نپذيرفت.عضو شورای مرکزی فراکسيون اصولگرايان مجلس تصريح کرده است:«اين مطلب را رئيس‌ جمهوری که تنها ۹ ماه! از حضورش در اين جايگاه گذشته بود، عنوان می‌کرد. رئيس‌جمهور ۹ ماهه! چه نسبتی با خبرگان رهبری دارد؟! وقتی من شروع کردم به دليل آوردن برای نپذيرفتن اين جايگاه، گفت تو آدم چه کسی هستی که اينطور صحبت می‌کنی؟!! من عکس آقا و امام که پشت سرش بود را نشان دادم و گفتم من در مسير اين ۲ بزرگوار هستم

خاموت گفت

ناشناس گفت...

خوشمان آمد ای خاموت:
احمدی نژاد یک عروسک بود که بعدا استقلال خود را بدست آورد. او اولین رییس جمهور و آخرین رییس جمهوری بود که با شیوه خاص و مثال زدنی خود توان ایستادن و مقاومت در مقابل رهبر را داشت. روحش شاد

Dalghak.Irani گفت...

سه چرخه ناراحت شده از انتقادم به روحانی و یادم آورده که یا رومی روم و یا زنگی زنگ. من اما گر بخواهم پاسخ مستوفا بدهم باید مجدداً وبلاگ چند هزار صفحه ایم را کپی پیست کنم. پس تکه تکه و بزبان های مختلف چند جمله را می نویسم هر وقت آمدم پشت کامپیوتر. این هم اولی:

در مورد گام بگام اگر اختلاف دیدگاه داریم مربوط بسن جوان و وقت بیشتر شماست و سن پیر من و ترسی که از جوانمرگ شدن دارم قبل از دیدن وطن.

در مورد بن بست ایراد گرفته ای که باید بگویم که نامگذاری ها همیشه هم اینقدر دقیق نیست که تو دقت کرده ای. مثلاً من خودم زمانی در تهران در بن بستی زندگی می کردم که محمدی نام داشت و بر دو طرف دیوارها کوبیده بود اسمش را. در حالیکه وقتی تا ته کوچه می رفتی می دیدی که یک باریکه ای در رو دارد به اندازۀ یک آدم پیاده و کتابی است. اما از آن شکاف نه بنز رد می شد و نه گاری!

نقدم دلسوزانه و برای تذکر به روحانی است که حواسش باشد. وقتی می گوید می خواهد حوزۀ فرهنگ را قانونمند و شفاف کند ولی حتی بخودش زحمت نمی دهد که بگوید چنین کاری نیاز به برطرف کردن خلاء های تئوریک از سوی دوستانش در حوزۀ دین دارد عصبی می شوم برای وعده ای که انجام شدنی نیست مطلقاً! تا کامنت بعدی. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

سه چرخه جان
یادم رفت در کامنت قبلی و قبل از شروع بنویسم که من وقتی نقد می نویسم تنها آرزویم غلط از آب درآمدن پیش بینی خودم است و صحیح بودن خوش بینی امثال شما. در مورد این نوشته ام هم همین آرزو را دارم و امیدوارم که آنچه تو گفته ای درست باشد و داوری من اشتباه بوده باشد.

اما من هم همیشه چیزی را می نویسم که اولاً عقلم تشخیص می دهد و ثانیاً حسم را با خود موافق می یابد. از اینکه فقط با مدل ذهنی خودم می نویسم و هیچ خواننده ای را بطور ثابت در داخل سیرکم اقناع نمی کنم راضی نیستم. اما غیر از این هم در توانم نیست و غیر از تشخیص خودم - که در هنگام نوشتن با شخصیت خودم و حالات روحی لحظه ایم هم رنگ آمیزی خوب و بد و درست و نادرست می گیرد - نمی توانم قلمی بر کاغذی یا انگشتی بر کی بوردی بدوانم یا بفشارم.

اگر دقت کرده باشی من در تحلیل هایم بروان شناسی افراد نقد شونده ام هم توجه ویژه ای می کنم. و از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد که از لبخند ثابت سیاستمداران - چه نیشخند تمسخر احمدی نژاد باشد و چه لبخند فخر (نه فاخر) روحانی باشد - خوشم نمی آید. سیاستمدار را جدی دوست دارم که بموقع لبخند هم می زند و نه سیاستمداری که لبخندش - بویژه اگر القای تواضع مهوع باشد - جزیی از خود تعریفی و من انم که رستم بود پهلوان اش ترجمه تواند شد. بعنوان مثال در این مورد خاص محمد خاتمی را ترجیح می دهم هم به احمدی نژاد حقیر و هم به روحانی کبیر.

و یادم می ماند همیشه این حرف غریب آشنا که ما باید سیستمداران را مراقبت کنیم و نه آن ها ما را اداره کنند. و البته قبلاً هم گفته ام که فعلاً تا افقی نامعلوم و در جمهوری اسلامی برای من سیاستمدار محبوب وجود ندارد و همۀ سیاستمداران را ابزاری برای پیش بردن مدرنیزاسیون مجدد ایران تأیید و تکذیب می کنم.

اگر انتظار داشته باشی که من از محدودۀ تعریف و تمجید های روزنامه های اصلاح طلب داخل کشور فراتر نروم کمی بی انصافی می کنی. چون من در غربتم و برای این هم در غربتم که دنبالۀ داخل باشم و تکمیل کنندۀ حرف هایی که آن ها یا تشخیص نمی دهند - نقدم به روزنامه های روی دکه را بارها اظهار کرده ام - و یا بدلیل خطوط قرمز نمی توانند مطرح کنند. مثلاً ان ها اگر بخواهند از خلاء تئوریک حرف بزنند نمی توانند و لذا وقتی روحانی می گوید حقوق شهروندی را احیاء می کنم و بجای رفتن بسمت اجرای بدون تنازل قانون اساسی - حقوق ملت - بخشی از فصل سوم همین قانون را بازنویسی می کند و بنام حقوق شهروندی منتشر می کند؛ نمی توانند بگویند که کاری مزخرف و برای از سر بازکردن است. من مجبورم بگویم که جناب روحانی از تعارف کم کن و بر مبلغ افزا. و الا گوش های نخبگان این ملت از همین تکرار مکررات بیهوده است که به این درازی شده است. تا بعد. یا...هو

ناشناس گفت...

دوست عزیز از شما بعید است که ندانید حداقل خود خامنه ای می داند که انتقاد از احمدی نژاد یعنی انتقاد از حکومت و شخص خامنه ای!

ف.ايراني گفت...

فقدان همين انتخابات رياست‌جمهوري، پارلمان و مجلس خبرگان همراه با نظارت استصوابي به سبك جنتي رو كه نتيجه‌اش مي‌دونيم چي هست! خوشبختانه انقلاب موقعي رخ داد كه كشور به سطحي از مدرنيزاسيون رسيده بود كه حكومت اسلامي بدون جمهوريت و عناصر مشاركت‌دهنده مردم در تحمل جامعه ايران نباشه.

در ايران اشكالات هر نفر يك رأي و نظارت استصوابي جنتي‌وار به كنار مشكل سوم اين هست كه همين هر نفر يك رأي رو هم هر زمان كه نظام قدرتش رو داشته باشه زائل مي‌كنه و رأي رو نمي‌خونه.

لاجرم وطن‌دوستان مدرن بايد تلاش كنيم كه در همين ساخت معيوب دولت‌هاي توسعه‌اي پياپي روي كار بيان و مشابه حتي خفيف‌تر از هشت سالي كه در طي اون خون‌جگر خورديم تكرار نشه تا روز موعود و رسيدن جامعه به سطحي از توسعه كه قابل بازگشت به عقب نباشه فرابرسه!

با سنگر گرفتن پشت سر اعتدال‌گرايان و اصلاح‌طلبان ميانه‌رو كه مي‌تونن زيربناي اقتصادي دموكراسي رو در ايران ايجاد كنن بايد به سمت اين هدف حركت كنيم. اگر دكتر روحاني در هشت سال پيش‌ رو اقتصاد ايران رو به اقتصاد جهاني گره بزنه و نقش ماليات رو در درآمدهاي حكومت و دولت تعيين‌كننده بكنه بزرگترين خدمت رو به ايران كرده و پس از رضاشاه به لحاظ به سمت مدرنيزاسيون پيش بردن ايران نفر دوم تاريخ كشور خواهد بود و من شخصاً توي اتاق كارم قاب عكس اين شيخ رو نصب مي‌كنم و تا آخر عمر نگهش مي‌دارم!

من از اين جهت كه تاريخ رو در يك كانتكس كلان نگاه مي‌كنم فقط مي‌تونم با توجه به مسير كلاني كه دولت جديد داره در اون حركت مي‌كنه از عملكرد دولت تمجيد كنم اما مطمئنناً ويشگون‌هايي كه فعالان سطح خرد و تحليل‌گران مسائل روزمره سياسي مثل جناب تيمسار از دولت مي‌گيرن اگر همراه با حكمت تاريخي و دورانديشي باشه به منحرف نشدن دولت اعدال مي‌تونه كمك كنه.

به عقيده من هم ناعادلانه است فقط احمدي‌نژاد تخريب بشه. من احمدي‌نژاد رو كودكي مي‌دونم كه شيء تيز و خطرناكي به دستش داده شد و او هشت سال به ما، خودش و حتي پدرش آسيب زد. طبعاً چون حكم مجازات ديوانگان و اشخاص زير سن قاوني با اشخاص سالم و بالاي سن قانوني يكي نيست و اگر احمدي‌نژاد مجازات مي‌شه عدالت اين هست كه هم‌دستانش هم مجازات بشن اما در عين حال معتقد هستم احمدي‌نژاد بايد خرد و نابود بشه (منظورم به لحاظ فيزيكي نيست) تا ديگه شخصي حتي اگر ساخت معيوب شيء تيز و خطرناكي بهش داد و پدر هم او رو تشويق كرد با عبرت‌گيري از سرنوشت احمدي‌نژاد كمتر منشأ آسيب بشه.

ناشناس گفت...

عماد
سلام خدمت دلقك عزيز و دوستان عزيز

اين جمله معروف دكتر شريعتي را فراموش نكرديم كه ميگفت همه انقلابي هستند و وقتي به قدرت كه ميرسند محافظه كار ميشوند و اين خصلت عموم ما در خانواده و جامعه و شركت و موسسات و سياست هست و آقاي شيخ حسن كليد دار و نه كليد ساز از اين قاعده استثنا نيست . بقول دلقك عزيز بايد واقعگرا باشيم و ناخواسته در بن بست جمهوري اسلامي گير افتاديم و با عجله و شتاب غير منطقي نميتوانيم از مهلكه خارج شويم. همه ميدانيم گير كرديم و همه ميدانيم انتخابات كه برگزار ميشه در واقعه كنترل شده و برنامي ريزي شده از طرف هسته مركزي قدرته و مگر ميشود مردم و احزاب برنامه بريزند و با برخورد و بگير و ببند نظام مسلح به ابزارهاي قدرت و دين و غيره ميشوند. اما خودم مطالعات تاريخي عصر مشروطه را تاحدودي انجام دام و به يك نتيجه رسيدم و آن اينكه از ١٥٠ سال پيش تا الان مبارزه بين آزاديخواهان و اقتدارگرايان هسته مركزي تحولات مثبت و منفي مردم ايران بوده و ر داخل آزاديخواهان افراد مذهبي و روشنفكر و ايدئولوژيك وجود داره و در گروه اقتدراگرايان هم از اين اقشار فعال هستند . هميشه بين اين دو جريان برخورد فيزيكي و مجادلات كلامي و سياسي وجود داسته و متاسفانه فاصله بين اين دو جريان خيلي نزديك و برزخي بينشان وجود نداشت و اگر هم داشت افراد و جريان و مانع موقتي و كم زمان بود و تعادلي شكل نگرفت تا گفتمان تساهل و تسامح شكل بگيرد و صرفا در زمان خاتمي بيشترين زماني بود كه با صبر و بردباري هوشمندانه و عاقلانه توانسته بود فرهنگ مدارا و تحمل افكار مخالف را شكل دهد و فلسفه اين كار زيباست ، چرا كه در اين فاصله زماني هشت ساله فضاي تنفس و رشد آگاهي فكري و سياسي عموم جامعه شكل ميگيرد و ريزش نيرو از طرف اقتدارگرايان به سود آزاديخواهان با سرعت مناسبي انجام ميگردد و فقط در اين فضاي تنفسي است كه پشت جبهه اقتدارگرايان خالي ميشود و به همين جهت است اقتدارگرايان در دورانرخاتمي هر ٩ روز يه بحران شكل ميدادند تا اين فاصله و ديوار حائل به هم بريزد .
اما در نهايت بازي با انتخابات ٨ سال پيش به هم ريخت ولي بدنه اجتماعي كه به آگاهي رسيده بودن را بدست نياوردن و امروز هم حسن روحاني درواقع بطور ماهرانه تر قصد دارد تا فاصله اين دو جريان حفظ شود و در اين صورت زمان به سود آزاديخواهان خواهد بود و اگر جريان افراطي و اقتدارگرايان تاريخي و كيهانيان بتواند با هل دادن روحاني فصاي را تند و راديكال نمايند مطمئنا به اهداف خود ميرسند. ما راهي نداربم جز اينكه فضاي طبيعي تنفس براي روشنگري و ريزش نيرو از پشت جريان پوپوليست و اقتدارگرايان شكل بگيرد و خيلي تدريجي از اين بن بست جمهوري اسلامي خارج شويم. نتيجه اينكه روحاني اگر تند و كستاختر حركت كند امكان كم شدن فاصله بين اين دو جريان و برخورد جديد و فيزيكي سخت شكل خواهد گرفت و حوصله انديشيدن و تفكر و گفتمان تساهل و تسامح و مدارا از دست خواهد رفت . پس روحاني به احمدي نژاد بزند عقلان ميغهمند به كجا اصابت خواهد كرد و اگر جلوتر رود در لسان ، آنوقت امكان برخورد طرفين بالاست.

ناشناس گفت...

حرف خيلى خوبى ف. ايرانى زد كه نخبگان پشت اعتداليون رژيم كه فعلا روحانى است بايد سنگر بگيرند و با نيشگون آنها را در مسير نگه دارند. دلقك ما هم هميشه خودش هم گفته و مشغول همين كار است و پشت آنهايى قرار دارد كه مسير حكومت را از فضاى شرعى حكومت دينى به سمت مدرنيزه و دين عرفى جهت مى دهند حالا اگر اين سيا ستمداران از مسير منحرف شوند به جاى نيشگون دلقك ما گاهى دو تا پس گردنى هم مى زند، ما هم بهتر دو باره در مسير بت سازى كه عادت تاريخيمان هم هست نيفتيم و تا كسى به روحانى گفت بالاى چشمت ابروست جبهه بگيريم، همه اين سياستمداران بايد وسيله اى بشوند كه توسط فشار نخبگان جامعه ما را به آنچنان مرحله اى برسانند كه يك نفر ، يك راى. معنى داشته باشد.
ارادتمند دلقك، افشين قديم

سه چرخه گفت...

خب ما هر چقدر نگران وطن باشیم باز هم ایرانی هستیم و خیلی زود دلتنگ و نگران همراهان هم می شویم، اول که بگویم اشاره تان در مورد روی مود نبودنتان دلقک عزیز به یک رگی در ناخودآگاه قلبم فشار آورد از زمانی که جوابتان به "شهروند" را دیدم، نمی دانم بگویم امیدوارم کسالتتان برای کشور و به خاطر انفعال چند هفته ای روحانی و اعتماد به نفس به قول شما نه چندان دلبرانه اش در مصاحبه 100 روزه باشد و خودتان به سلامت باشید روحانی و جسمانی، که در این حال ایران خانم چه میشود؟! و اگر بگویم امیدوارم برعکس باشد که باز هم با غصه حال ناخوش استادم چه کنم؟! اما در هر صورت امید دارم که خودتان شاد باشید و غصه تان فقط همان غصه وطن باشد که من هم با سواد و معلومات تازه بسیاری اش را فرا گرفته از خودتان به شما اطمینان بدهم که حال و اوضاع کشور بدکی نیست و کمی زودرنج شده اید شما فقط.

در مورد گام به گام از شما پنهان نباشد گاهی خود من نیز فکر می کنم که این گام به گام تا به کجا؟ اگر طبق آن قضیه "بازی ریاضی" هر گاممان نه دهم مسیر باقیمانده باشد که عمرا به مقصد نمی رسیم، و جدای از شوخی در این عصر ارتباطات و ماهواره که مردم دنیا(بیشتر کشورهای اطراف) با موتور گازی هم که شده طی طریق میکنند ما چقدر به این پیاده روی حالا حتی رو به جلوی خودمان می توانیم بنازیم؟ که تازه هر از گاهی یک احمدی نژادی هم بیاید و از بدشانسی ما سر راهش که دارد به دستشویی می رود پایش به نخ کاموای ما هم گیر کند و هرچه بافتیم را بشکافد.

یک نکته در مورد "عقبگرد احمدی نژادی" و عدم احتمال اتفاقش در آینده این است که اگر حرف لیلاژ را قبول کنیم که نسل 60 ای ها مانند یک سیل در همه جا خراب میشوند از جمله انتخابات، باید بدانیم که این نسل تجربه ای بس گرانبها دارد، انقلابی که پدرانش کردند، جنگی که شد، مجاهدینی که با تندروی به جایی نرسیدند، کنار کشیدن و نا امیدی از صندوق که به احمدی نژاد ختم شد و خلاصه بگویم تجربه ارزشمند چهار انتخابات 76، 84، 88 و 92 که جلوی چشم ما اتفاق افتاد و تمام وقایع و لحظاتش را از بَریم. لذا این نسل که ادعا ندارم سوخته است و چه و چه اگر فقط به عنوان عامل تعیین کننده در انتخابات در نظر گرفته شود به آینده بسیاری از انتخابات (های!) آینده در جمهوری اسلامی امیدوار میشویم.

نکته دیگر، اینکه کشور را-مردم را- می توان از یک جهت به دو دسته تقسیم کرد، تقریبا همان چیزی که شما میگویید، اول دسته ای که قائل به دخالت شرع در زندگی مردم و اجبار به آن هستند و دسته دیگر حتی در صورت مذهبی بودن قائل به این اجبار نیستند و عقل عرفی مردم را به قول دکتر زیباکلام برای تمشیت امور مردمان کافی میدانند. و از سال 84 و به خصوص 88 خوشبختانه روز به روز به پایگاه مردمی دسته دوم اضافه شده است، بگذریم که نیمی از مردم فرق این دو را نمی دانند که اگر توضیح هم بدهی باز 90 درصدشان با دسته دوم خواهند بود قطعا. من با اجازه شما هنوز هم مطلب خوبی را که گفتید شریعتمداری نوشته نخوانده ام-که قطعا خواهم خواند- چون به نظرم کسی که 8 سال از احمدی نژاد دفاع کرده به آن شکل دیگر ذره ای پایگاه مردمی حتی در میان حاکمیت هم برایش نمانده و اعتباری هم، درست است که صدای کیهان صدایی از دل نهاد قدرت است و مهم، اما کیهان با حسین شریعتمداری یک مهره تقریبا سوخته شده است. و اگر نگاه کنیم طیف مقابل دیگر توان تولید عناصر مولد تحجر را ندارند، مصباح و یزدی که گویا از کسالت نای دم برآوردن ندارند. اینکه بلندگوی تحجر فعلا مکارمِ کمی معتدل تر از مصباح و یزدی شده است خودش فعلا یک پیشرفت است که تازه دکتر زیباکلام هم بدون اینکه به جایی بر بخورد از ایشان دلیل می طلبند برای تنویر افکار عمومی.

و باز هم دوست دارم روحانی و تیمش را کلا یک تیم عمل گرا بنامم که شاید اصولا یک مسئله ای را به طور فلسفی تغییر دهند اما شما متوجه آن هم نشوی، چون اهل بیانیه دادن نیستند. و احساس من نیز این است که با آیت الله خامنه ای به شدت سینک هستند و حتی آن جمله "آنچه مرقوم فرمودید" هم در نامه جواب رهبری هم میتوانست هماهنگ شده باشد. چون خود آیت الله خامنه ای به قول شما با ادبیات آشنا است و می داند بار این لغت "مرقوم داشته اید" در آنجا چیست و ایشان اهل آن ضد حال زدن در آن بزنگاه نبود و نیست و شاید حتی به پیشنهاد روحانی برای راه فرار اضطراری تعبیه شده بود فقط. چون اگر به این تندروها سیگنال بدهی که دستتان با هم یکی است سریع می روند فکر چاره برای فتنه ای دیگر می کنند، بهتر است در همین لنگ در هوایی بمانند فعلا.

در نهایت من هم در این آرزو شریک بدانید که می خواهم روحانی هر چه زودتر و از راه اصولی اش کارها را به پیش ببرد.

زنده باشید.



تبریزی گفت...

دلقک عزیز
خواستم به این وسیله وفات نلسون ماندلا را به شما وهمه ازاد اندیشان جهان تسلیت بگم گرچه به موضوع شما مربوط نیست ولی اونیز ریس جمهور بود ولی وقتی دید که انقلاب اش تغییر جهت میدهد هم زن اش را طلاق داد وهم از ریاست جمهوری کناره گیری کرد کاری که من فکر نمیکنم اقایان ریس جمهور شده ایرانی جرات انجام ان را داشته باشند ولی او داشت همچنان که تحمل 27 شاید بیشتر سال زندان را نیز داشت خدای اش ببخشد فکر میکنم بزرگترین شخصیتی که من نا حال میشناختم مرد میبخشی دلقک جان سیرک جای تسلیت گوی نیست ومن سو استفاده کردم

ابوالفضل گفت...

"من مخالفت می کنم. من داد می زنم من تو دهن این دولت..."
...
...
تککک بیررر !!!

ناشناس گفت...

سلام تیمسار
رهبر نظام و بدنبال او اکثر سران حکومت قمار بدی روی احمدی نژاد کردند. باختند. بدجوری هم باختند. هم پولشون و هم حیثیتشونو. از اینرو فکر میکنم اعتراض به احمدی نژاد به عنوان اعتراض به نظام شرط لازم است هرچند کافی نیست و تسری کم خطرتری به لایه های بالای نظام دارد. بدقلق بازی های سالهای آخر هم قاعده بازی بازنده قماره.
سالم باشید.
آرش