ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

یک فرصت برای روحانی اصلاح طلب: شرکت در مراسم ماندلای کبیر (سفید ترین زبان تاریخ جهان)


تفکر و تحلیل سیاسی؛ هم تخیلم و هم قلمم را تخریب کرده و از ریخت انداخته است؛ و متأسفم.

1- نلسون ماندلا در وضعیت جسمی خیلی بدی به بیمارستان رفت در مدتی نسبتاً طولانی. اما او اینقدر وفادار بود به جان و جهان که با هر مشقتی هم شده دوام بیاورد تا همه آماده شوند برای تشییع بزرگی که می دانست بعید است دنیا مجدداً شاهد چنین پدیدۀ زیبا و یگانه ای باشد. او چند ماه به همه فرصت داد: از دولت و ملت زادگاه و خاستگاهش افریقای جنوبی برای تدارک مراسمی با شکوه و بیاد ماندنی گرفته؛ تا سیاستمدارن و اندیشمندان و روشنفکران و ادیبان و شاعران و مستندسازان و ... سرتاسر جهان؛ که بتوانند بهترین واژه ها و جمله ها و چکامه ها و قصیده ها و اندیشه ها و نبشته ها و ... را فکر کنند و آماده کنند و بسرایند و بنویسند و ... ؛ و منتظر عروج سفیدترین روح در کالبد یک سیاه را استقبال کنند و مشایعت کنند و حق مطلب را ادا کنند.

2- بهمین خاطر هم است که وقتی دیروز بالاخره قلب پاک و رنجور و مسرور و نیک اندیش ماندلا از کار افتاد و نفس دنیا را بشماره انداخت؛ سیل بزرگداشتی بود که از جانب همه و همه - بغیر از آیت الله خامنه ای و وارث کبیر کرۀ شمالی - با بهترین واژه ها و فاخرترین جمله ها و شادترین مرثیه ها و زیبا ترین عاشقانه ها و سنگین ترین موسیقی ها و موزون ترین رقص ها و ناب ترین سرودها و نفسگیرترین مستندها و ... بجریان افتاد؛ و چه با شکوه و تحسین برانگیز. اما من که اعتراف کردم روحم در سیاست چرک شده است و قلمم چروک؛ اصلاً توی باغ نبودم در این چندماه فرصتی که ماندلا در بیمارستان فراهم کرده بود برای آمادگی جهت بزرگداشتش. بنابراین از همین دیشب که خبر وداع ِ آخرین ماندلا اعلان شد، چنبره زده ام جلو کلمات مثل یتیمان؛ و مرتب تجزیه و ترکیب می کنم برای ساختن حرفی که بتواند بگوید: ابعاد شخصیت حقیقی و حقوقی "نلسون ماندلا" چه بود و که بود. از کدام بی آغاز آغاز می شد و به کدام پایان بی پایان پایان می یافت. اما تلاشم بیهوده بود مثل زمانی که سعی می کنم برای صلح و آشتی و گذشت و سیاستمداری و اخلاق و مهرورزی و بی آلایشی و تدبیر و مدیریت و  انواع واژه های مقدسی از نوع ماندلا آغاز و پایانی یا حد و مرزی شناسایی کنم. که موفق نمی شوم.

3- لذا در این آخرین دقایق اولین روزمرگ ماندلای کبیر و با نهیب بخودم که چه بهتر که عظمت روح ماندلا را با واژه های خودم از درخشندگی و قداست نیانداخته ام؛ برگشتم به همان تخیل چرک و قلم چروک سیاسی ام، و یادم ماند که بهترین هدیه بماندلا، اینک استفاده از مراسم تدفین او برای نیک سرانجامی ایرانیان است. لذا با اینکه قطعی می دانم که رییس جمهور روحانی و مشاورین خوبش اینک همۀ مقدمات سفر او به ژوهانسبورگ را آماده کرده اند تا بمحض اعلان زمان و مکان وداع آخرین ِدنیا با این "بهترین پیکر دنیا در قرن بیست و یکم" عازم سفر شوند. اما خواستم من هم تأکید کنم که مبادا زبانم لال روحانی هیئتی پائین تر از خودش را اعزام کند. زیرا فرصت حضور در مراسم ماندلا یکی از بهترین هدیه هایی است که روحانی در دسترس دارد و غفلت از آن نابخشودنی است.  حضور او در جمع خیل بزرگی از همۀ دارایی صاحبان سیاست و اجتماع و فرهنگ و هنر و اندیشه و ورزش و ... دنیا در مراسم تدفین آدم سیاهی با قلب سفید؛ هم چهرۀ ما ایرانیان را شفاف تر می کند و هم دل های سیاه آدم های سفید در داخل و خارج را می لرزاند.

4- تنها هدیه ام به روح فرمانده کبیر این شد که کیبوردم را در ارتفاع گذاشتم و مثل یک سرباز منضبط خبردار ایستادم و نوشتم این "ناتوان نوشته" را! روحش شاد و دنیا آباد. یا...هو

بعد از تحریر: ناگفته پیداست که نفر اول هیئت همراه رییس جمهور باید سید محمد خاتمی باشد.
***************
امید حسینی در وبلاگ آهستان با استناد به حرف های ماندلا در مورد انقلاب ایران و رهبران آن در مقام دفاع از جمهوری اسلامی برآمده است و من این کامنت را برای او نوشته ام. فکر کردم که اینجا هم بگذارم برای دیدن شما.

سلام امید حسینی عزیز. انشاءالله که مقداری از گرفتاریهایت کم شده باشد. راستش خیلی راحت نبود و نیست بحث از انتزاعات سیاسی و بی نتیجه - حداقل در این سرزمین و در این بازۀ زمانی - کردن؛ در حالیکه می دانی اهل و عیال خانه ای که وارد شده ای راحت و آسوده و راضی نیستند. اما بعد:

نمی دانم کدام فکر و قلم معتبری به بهانۀ ماندلا به امام خمینی - فقط به ایشان - تاخته است و انگیزه ای شده برای شما در دفاع از جمهوری اسلامی موجود و نه از انقلاب اسلامی مفروض در سال هایی که ماندلا حرف های نقل کرده ات را بر زبان رانده است. چون خودم چنین مباحثی را تعقیب نمی کنم. اما اگر هم استنادات به ترهات ضدانقلاب درست باشد جرم شما هم کمی از آنان ندارد که گفتاری مربوط به 20 ال 15 سال پیش از ماندلا را دستمایۀ تبرئۀ جمهوری اسلامی واقعاً موجود قرار داده ای. چرا؟
1- حرف ماندلا در مورد تأثیر متقابل جنبش ها و انقلاب های رهایی بخش - از نظر شکلی - بر یکدیگر حرفی علمی و تجربی و ثابت شده است و طبیعی است که مبارزان در افریقای جنوبی هم از پیروزی انقلاب ضد استبدادی در ایران - بدون اطلاع از ماهیت و ایدئولوژی و اهداف آن - گرم شده باشند.

2- باید دقت کرد که ماندلا آن حرف ها را در کدام کانتکست - بعنوان رییس یک دولت و یا بعنوان یک انقلابی آزادی خواه - زده است. زیرا پر واضح است که رؤسای دولت ها حرف هایشان را در بستر دیپلماسی و منافع روز مسئولیت خودشان هم بازآرایی می کنند و نمی توان گفتار آنان را یکسره عقیدتی و باورمند ارزیابی کرد. و ماندلا حداقل در یکی از سفرهایش رییس جمهوری کشورش هم بوده است.

3- دقت دیگر را باید متوجه زمانی کرد که ماندلا به ایران آمده است و از اینجا به این هم توجه کرد که بدعوت کدام شخصیت و مقام دولتی وارد ایران شده است. این موضوع مهم است به این دلیل که نشان می دهد اولاً او هیچگاه از سوی رهبر ایدئولوژیک ایران مستقیماً مهمان نبوده است و ثانیاً در دوره هایی به ایران آمده است که مقداری عقلانیت رفتاری و جهت گیری در سیاست های دولت های وقت قابل ردیابی بوده است.

4- مورد دیگری که شایستۀ مداقه است و بسیار مهم هم است این است که در همۀ صحبت هایی که ماندلا در مورد انقلاب ایران و رهبران آن انجام داده است و شما نقل کرده اید حتی یک کلمه هم حرفی از خدا و الا هیات رهایی بخش نشده است. بعبارت دیگر پایگاه سخن تأیید آمیز ماندلا از انقلاب ایران اومانیسم و مربوط به انسان زمینی بوده است. و او حتی به اشاره هم به نقش دین و خدا در سرنوشت دنیوی بشر نکرده است. اصلاً همۀ دعوای ما و شما هم بر سر همین (یا انسان یا خدا)ست و ما مدرن ها اصرار داریم که جمع کردن ایندو در قالب باشندگی دنیای آدم ها (حکومت)
 بشقاوت بیشتر می انجامد و سعادتی درکار نخواهد بود.

5- در مورد تئوری توطءۀ قدرت های غربی در ستایش از ماندلا وجه مثبتی را هم می شود تشخیص داد و آن این است که ماندلا با تدبیر سیاسیش دشمنانش را شرمنده و منقاد و مجیز گو کرد - البته که او از نظر اخلاق فردی چنین قصدی نداشت - بعبارت دیگر انسان ها ظرفیت هایی دارند که گاهی جز تسلیم شدن در برابر عظمت روحشان هر عمل دیگری نعل وارونه می شود.

6- در مقاطعی که ماندلا از ایران و رهبران انقلابش ستایش کرده است در مرتبۀ اول (سال 71) انقلاب ایران مطلقاً در خارج بدنام نبود. و در بازۀ دوم هم از بدنامی رهیده و به اصلاحات رسیده بود.


7- اما در مورد خشونت ماندلا گفته ای. باید یادآور شوم که ما ستایشگران مطلق ماندلا عدم خشونت او را قبل از اینکه در حوزه های فردی و سمت دولتی و فضیلت اخلاقی جستجو و به آن مباهات کنیم. عدم خشونت او و ظرفیت بخشش او را در حوزۀ تدبیر سیاسی یگ مبارز انقلابی هزینه داده می یابیم و هورا می کشیم. یا...هو

۷ نظر:

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، در اين احساس كه چه بايد گفت تنها نيستى عمق بزرگى و جهانى بودن ماندلا را از جملات خودش بايد گرفت:

As I walked out the door toward the gate that would lead to my freedom, I knew if I didn't leave my bitterness and hatered behind, I'd still be in prison.

و سوال اينجاست: كدام ما زندانى تنفر خودمان نيستيم.
افشين قديم

ناشناس گفت...

سلام تیمسار،
دراین سالهای برپایی سیرک همیشه شیفته قلم رسا و حسرت برنگیز شما بودم.
متن عالی شما در برابر متون ضعیف محمد خاتمی و ضعیفتر حسن روحانی کاملا مشهود و معلوم است و با توجه به متن آماده شده برای روز تحلیف حسن روحانی که نشونه مخ ترکوندن مشاورانش در زمان کافی بود میتواند نتیجه ضیغ وقت و غافلگیری آنها باشد. اولین چیزی که آرزو کردم حضور پررنگ و ملموس هیات ایرانی در بالاترین سطح در مراسم بود.
آرش

ناشناس گفت...

سلام دلقک
نمیدانم این خبر را خوانده ای یا نه:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/12/131203_nm_narenji_site_arrest.shtml
ما که پول نداشتیم گجتهای به روز دنیا را بخریم...این سایت تنها منبع بررسی تخصصی و اطلاع رسانی حرفه ای اخبار تکنولوژی بود..... دوستش داشتیم و حالا خیلی از بچه های این وبسایت را دستگیر کرده اند....
اعصابم به هم ریخت و خواستم لااقل اینرا با تو در میان بگذارم...
روحانی هم برای ما کاری نکرد؟! :(

ناشناس گفت...

روحانی برا من و تو کاری نمیکنه
برو منشورش رو بخون ببین از خود قانون اساسی بدتره!
امروزم دوباره گفته چرخ چی چی بگردد، چرخ اقتصادم بگرده!
خب ...بسه تبلیغات....دیگه به کار مردم برس ...ما که رای ندادیم بیای یوم تبلیغی حرف بزنی...ما که رای ندادیم بیای بد و بیراه نثار محمود کنی.... خود آخوندت میدونی برای چی رای گرفتی!
پس چی شد آزادی زندانیا؟ چی شد آزادی موسوی و کروبی؟ چی شد ارزونی؟ چی شد اینترنت پر سرعت؟ چی شد برداشتن جو امنیتی؟
نارنجی رو واسه چی لجن مال کردین آخه؟
این که اصلا اگه یه کامنت یکی میزد که مثلا با این قیمت دلار ما نمیتونیم این گوشی یا لپتاپ رو بخریم حذف میرکد
این بچه های بد بخت جوون مردم رو واسه چی گرفتن؟ با پرویی تموم خودش رو زده به اون درش

iranebikaran گفت...

درود دلقک عزیز
حتما خبر دارید که شریعتمداری در دانشگاه شریف هو شده
احتمالا فردا میخواد توی روزنامه ش واق واق راه بندازه
منتظر تحلیل های شما هستیم :)

غریب آشنا گفت...

خوب دلقک عزیز ، اگر روحانی به حرف‌های شریعتمداری در دانشگاه شریف واکنش درخور نشان داد که هیچی‌ ( یعنی‌ میشود یک کمی‌ به او امیدوار بود) والّا همانی خواهد بود که در چند پست قبلی‌ گفتم، یعنی‌ سگ زرد برادر شغال است.

ناشناس گفت...

آقای دلقک، به خدا هر چی می کشیم از خودمان و از امثال شما هست، روحانی الان خداوند هم باشد، دستش به خون مردم آلوده هست از ایشان انتظار نداشته باش که سفیر صلح بشود، ما را گرفته ای برادر؟ ایشان بتواند یک سر و سامانی به اقتصاد کشور دهد اندازه خدا کار کرده است و شاید بیشتر. اگر حساب و کتابی باشد، باید یکی مثل نسرین ستوده از طرف مردم و البته دولت روحانی در این مراسم شرکت کند، آخر شما روحانی را نمی شناسی؟ مردم عادی خام، شما که آخر اخبار هستی چرا وارد جوگیری می شوی؟ روحانی در حدی که بتواند میزان بیکاری را کم کند، خیلی زیاد است که در آنهم شک دارم. چرا روحانی را وارد یک ماجرایی می کنید که سر تا پا دروغ استا و دروغ