ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۶, پنجشنبه

ظریف آسوده؛ امریکا در تب و تاب: آیا پیشنهاد امریکا خامنه ای را راضی خواهد کرد!


1- اینکه گفته بودم مراسم پررنگ سیزده آبان مصرف داخلی دارد و کمترین تأثیری بر مذاکرات ایران و غرب نخواهد گذاشت بدیهی بود و دیدیم که موضوع مطلقاً جدی گرفته نشد و امریکا کوچکترین واکنش منفی نسبت به آن نشان نداد. این تحلیل من به این دلیل بدیهی هم بود که حدس می زدم تیم مذاکره کنندۀ ایرانی چنان اقدام داوطلبانه و پیشگیرانه ای انجام داده بود که این قبیل رجز خوانی های زبانی - و یگر هیچ - نمی توانست محلی از اعراب داشته باشد در روندی که از همان قبل از سفر نیویورک روحانی انجام شده بود؛ و غرب را متقاعد به جدی بودن ایران جهت حل اختلافات هسته ای کرده بود. اما آن اقدام کلیدی همان چیزی بود و است که من هم یکبار در وبلاگم نوشتم و پیشنهاد دادم. و آن تعلیق داوطلبانه و اعتماد ساز غنی سازی 20 درصد بود که بنظرم نه تنها انجام گرفت بلکه فراتر از آن به "ازنفس انداختن فعالیت هسته ای بالفعل ایران در همۀ سطوح از غنی سازی گرفته تا ساخت و نصب سانتریفیوژهای جدید و ... " هم تسری یافت.

2- بعبارت دقیق تر ایران تصمیم گرفت تحت عنوان تصمیم داخلی "فعلاً دیگر به غنی سازی بیشتر - چه در کیفیت و چه در کمیت - نیاز نداریم" کلیۀ فعالیت های هسته ایش را بحالت "گردش بیهوده" در بیاورد. به این معنا که غنی سازی 20 درصد را متوقف، ساخت و اضافه کردن سانتریفیوژهای جدید را تعطیل و چرخش سانتریفیوژهای تولید اورانیوم  3/5 درصد را بحالت هرزگردان در بیاورد. و این آن حرف (اقدام) گنده ای بود که گفته ام و  ظریف و روحانی از روز اول روی میز مذاکره گذاشتند و چشم طرف غربی را گرد کردند. از آنجائیکه راستی آزمایی چنین فرآیندی هم راحت بود به دلیل اشراف آژانس هسته ای به کلیۀ فعالیت های درحال انجام؛ لذا خیلی سریع غربی ها را متقاعد کرد که ایران چنین اقدامی را انجام داده است و دروغ نمی گوید و کلک نمی زند. مقامات ایرانی هم که در این مدت از عدم تعلیق غنی سازی در ایران حرف زده اند یا دسترسی به اطلاعات نداشته اند مثل نمایندگان مجلس و یا اگر هم اطلاعات داشته اند دروغی را گفته اند که راست است. به این معنا که تعلیق در ایران قبل از درخواست 1+5 در پشت میز مذاکره انجام پذیرفته و تصمیمی داخلی - بعلت عدم نیاز - بوده است و بدرخواست کسی از بیرون انجام نشده است.

3- ایران اینک نقشۀ راهش را تا به انتها که گام نهایی اش پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران و رفع کلیۀ تحریم ها از سوی غرب است را به مذاکره کنندگان غربی ارائۀ کرده است و کار دیگری برای انجام دادن ندارد تا زمانی که غرب پاسخ گام مهم اول ایران را بدهد و بگوید که چه مقدار از تحریم ها را و چگونه برطرف خواهد کرد. تا اگر مورد توافق ایران قرار گرفت آن را اعلان و بروند برای چانه زنی و انجام گام های بعدی نقشۀ گام بگام. بعبارت دیگر چنین می فهمم که در مذاکرات در جریان فعلی در ژنو ایران آسوده خاطر و منتظر؛ فقط به پیشنهاد غرب - بویژه امریکا - در مورد مقدار و چگونگی رفع بخشی از تحریم ها متمرکز است و توانسته توپ را کلاً بزمین امریکا منتقل کند.

4- طبق این تحلیل من اینک در ژنو مشکل ترین و سخت ترین کار را هیئت امریکایی دارد و بشدت تحت فشار است که چگونه و در چه حد از گشادگی در تحریم ها و مشوق ها عمل بکند که اولاً آیت الله خامنه ای را راضی کند برای ادامۀ کار و ثانیاً ساختار بشدت سخت طراحی شده و به اینجا رسیدۀ اجماع جهانی در مورد تحریم ها را از هر گونه شکاف و تزلزل محافظت کند. زیرا هنوز در اول راه است و اگر ساختمان تحریم های شدید در نقطه ای شکسته شود خیلی سریع خاصیت خودش را از دست خواهد داد. البته امریکا یک بدشانسی بزرگتری هم دارد و آن بهم خوردن روابطش با کشورهای فرانسه و آلمان برسر شنودهای افشاء شده است و این دو کشور نه تنها کمکی به او و بریتانیا نخواهند کرد در مقاوومت بیشتر در مقابل تحریم ها بلکه ممکن است مثل سال 2003 حتی چراغ سبزی هم نشان بدهند به روحانی برای استفاده از کارت اروپای غربی علیه امریکا.

5- نهایت اما پیش بینی خودم این است که چک اول روحانی در ژنو حاضر نقد خواهد شد و با هر ترفند ممکن هم امریکا و غرب مشوق هایی را تمهید خواهند کرد که روحانی بتواند نفس اول را بکشد در اقتصاد داخل و خامنه ای را ساکت و همراه نگاه دارد. این تمهیدات علاوه بر هر آنچه که رسماً اعلام خواهد شد می تواند بخش مهمتری را هم از راه "عدم جدیت در اجرا" شامل شود. به این ترتیب که بسیاری از دورزدن تحریم ها از سوی ایران پی گیری و متوقف نشود بویژه در مورد موارد بانکی و نفتی. یا...هو

۱۰ نظر:

غریب آشنا گفت...

این خوش بینی‌ تو منو کشته دلقک.

ناشناس گفت...

" طبق این تحلیل من اینک در ژنو مشکل ترین و سخت ترین کار را هیئت امریکایی دارد و بشدت تحت فشار است که چگونه و در چه حد از گشادگی در تحریم ها و مشوق ها عمل بکند که اولاً آیت الله خامنه ای را راضی کند !!!!!!!!"
خنده دار است مثل اینکه کشورهای غربی گرسنه هستند و خامنه ای باید تحریم ها بر دارد!
دوش فنگ

ناشناس گفت...

دلقك جان بر خلاف كامنتهاى بالايى من با نظر شما موافقم :
-آمريكا ايران را به صرف اينكه مى خواهد ايران را گوشمالى دهد و يا رژيم را تغيير دهد تحريم نكرده وگرنه اوباما راه سلف جمهورى خواهان را پيش مى گرفت و با نظامى گرى جلو مى رفت. هدف اوباما و دموكراتها رام كردن خر چموش جمهورى اسلامى و بالطبع پيروزى بزرگ سياسى در برقرارى رابطه حسنه با دشمن خونين ٣٥ ساله خود است . نه تنها اين پيروزى سياسى براى وجه آمريكا در سياست خارجى و در مقابل كشورهاى ديگر اهميت زيادى دارد ، بلكه ايجاد روابط نسبتا عادى و غير خصمانه با ايران مصرف داخلى موثرى براى دمكراتها خصوصا در انتخابات بعدى ٣ سال آينده آمريكا خواهد داشت، كه ببينيد مردم آمريكا سياست خارجى غير جنگ طلبانه ما چگونه با كمترين هزينه مالى و جانى براى شماو ايجاد امنيت براى شما بر خلاف سياستهاى جمهورى خواهان جوابگو بوده.
پس بله در اجراى اين سياست بلند مدت و براى نتيجه گيرى از تحريمها و كشاكش چندين ساله اخير ، آمريكا مى خواهد كه خامنه اى را هم خوشحال و راضى نگه دارد، زيرا براى رسيدن آمريكا به اين مقصود . وجهه خامنه اى در داخل هم بايد حفظ شود و من فكر مى كنم در حال حاضر اين تنها خط قرمز واقعى بيت رهبريست براى تيم ظريف.
بايد ديد. ارادتمند. افشين قديم

سه چرخه گفت...

من خوشحالم كه لااقل كساني را بيشتر از ديگران ميفهمند را تا حدودي تشخيص ميدهم، و تيمسار ما جزو آن دسته است، وقتي اين متن رو چند ساعت قبل از خبر سفر كري به ژنو خواندم احساس كردم كه دلقك با ديدي فراتر از ما و با غربالي كه خيلي از داده هاي چرت رو دور ميريزه داره صحنه رو تحليل مي كنه، و حس اعتمادي به نوشته اش داشتم كه دروغ چرا در اين حمله هاي اين چند روزه به دولت از همه طرف، كيهان بگير تا خودنويس يك حس خوب و اميدوار كننده اي به من دست داد. من كه تو اين ولوله بازار جرات نظر دادن ندارم، فقط ميخوام ياد بگيرم ببينم اين هنر تحليل هاي دقيق دلقك ذاتي است گاهي اوقات يا قواعد دارد و جزو اسرار پشت پرده سيرك است. در عين حالي كه نوشته بسيار اميوار كننده بود اما سخت قاعده مند به قواعد بازي هم بود.
مرسي باز هم استاد كه ما رو تنها نمي ذاري. من گاهي از شدت حيرت از هنر شما روم نميشه نظر بدم و اين هم از همون روزهاست. خيلي دوست داشتم در سن خودم بينش و درك شما رو داشته باشم.
تمام كنم كه من ديگه كم مونده مثل مريدان شيخ ابوسعيد نعره ها بزنم و جامه بدرم :-)) ولي ايشالله خودمونو ميرسونيم به نسل شما و آدمايي مثل شما تيمسار، قبل از ميانسالي، اميدوارم.

Dalghak.Irani گفت...

خیلی هم ممنون سه چرخه.
پشت و جلو پرده ای در کار نیست. من با سوار کردن عقل شهودیم بر یافته های عقل ابزاریم و بدلیل شناخت عمیقی که از جهان در وضعیت فعلی دارم تحلیل می کنم. و رسیدن به این مرتبه کار مشکل و ریاضت بری است ضمن اینکه بی اجر و مزد هم است و حتی نیش و کنایه و مسخرۀ عنوان داران خودخواه و جاهلان تسلیم عناوین هم جزیی از این راه سخت است. خلاصه کار بی پاداش و پر دردسر می خواهی بیا دنبال من. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

در ضمن شما می دانید که من چند خط آخر حرف هایم را می نویسم و معمولاً از نوشتن چرا به این نتایج می رسم صرفنظر می کنم بخاطر محدودیت پست های وبلاگ که باید کوتاه و معطوف به نتیجه ها باشد. و الا اصولاً من علت سازش خامنه ای با غرب را - مهمترین علت را می گویم - نه تحریم ها و مشکلات مردم ایران بلکه به جنگ هویت ها و شیعه کشی است که عربستان راه انداخته و خامنه ای و سایر مراجع شیعه پذیرفته اند که اگر با دنیا و امریکا نسازند سلفی های سنی به نابودی نه تنها هژمون شیعه بلکه خود جمعیت کم شیعه خواهند پرداخت و موفق هم خواهند شد. زیرا شیعه نه از جنبۀ تعصب دینی و مذهبی و نه از جهت تعداد و فراگیری حوزۀ نفوذ قادر به مقابله با جنگ های فرقه ای - مذهبی نیست. لازم باشد در آینده مطلب مستقلی از این ترس اساسی خامنه ای و روحانیان شیعه خواهم نوشت. یا...هو

حیرون گفت...

به سه چرخه: ......جانا سخن از زبان ما میگویی...
ما که حیرونیم ازاین حرکات سوپراکروباتیک دلقک تو این سیرک !

غریب آشنا گفت...

خوب دلقک من یک سری تناقض میبینم در این بین، نگاه داشتن همزمان این قطعات پازل در قالب یک هارمونی نسبی‌ چگونه ممکن است: رژیم ایران - رژیم اسرائیل - رژیم سعودی - برنامه هسته‌ای ایران - رابطه همه جانبه با غرب مخصوصا آمریکا - فضای داخلی‌ در ایران حاصل از ۳۵ سال هیاهو مرگ ٔبر آمریکا - نتیجه برد،برد برای طرفین مذاکرات و بالاخره پای در هوا ماندن روسیه در پایان این ماجرا؟یک چیزی باید این وسط باشد که این جامعه اضداد را ممکن کند.اینکه غرب در این گردنه آخری امتیاز بی‌خودی به ایران بدهد با عقل جور در نمیاید.راضی‌ کردن ایران در کار نیست، یک معامله ننگین برای ایران در راه است. هر چه هست اگر رژیم را تضمین کند ( که ظاهراً همینطور هم هست)، از این نمد پالانی نصیب ما مردم نخواهد شد.من نمیدانم که شما از کجای این ماجرا خوشحالی؟ من هم دنبال روزنه امید هستم ولی نمی‌بینم. نگو که بدبین هستم که نیستم ولی عقلم می‌گوید که یک چیزی این وسط دارد فدا میشود که مطمئناً آقای رهبر و اراذل دوربر نخواهند بود، غرب هم حاضر به فدا کردن منافعش نخواهد بود، میماند زندگی‌ ما مردم که اهمیت برای هیچکدام از طرفین ندارد. من از آن میترسم.شما ببین که به مواضعت پیشرفت مذاکرات با غرب، ارعاب داخلی‌ افزایش میابد، این یعنی‌ علائم بد.فعلا منتظر میمانیم. البته حق ملتی که منتظر است که بقیه برایش کاری بکنند همین است.

Dalghak.Irani گفت...

غریب آشنای محترم.
اول اینکه حداقل من در اینجا مشخصاً اظهار خوشحالی نکرده ام و نوشته ام فقط توصیف صحنۀ قبل از وقوع است. دوم اما درست می گویی چون تا اندازه ای خوشحالم به این دلیل بدیهی که ما به حضیضی گرفتار شده ایم که مخالفت بنیادین مان با جمهوری اسلامی و تحجر مذهبی رفته در سایۀ "گرسنگی و بی دارویی توده های مردم مان و تخریب میهن مان" و من یکی تا موقعی که "شکم گرسنه دین و ایمان ندارد" است و مردم در رنج و وطن رو به تخریب حداکثری است نمی توانم حوزۀ سیاست و فرهنگ و اجتماع را مورد بحث و انتقاد و مبارزه قرار بدهم. بنابراین همین که گشایش نسبی در اقتصاد ایران بوجود بیاید و تخریب ملک و تحقیر ملت - از راه محرومیت از نیازهای اولیۀ حداقلی هم - متوقف نشود هیچ کار دومی نه جواب می دهد و نه قابل طرح است. زیرا گوشی برای گفتن از لچک و گشت ارشاد و آزادی بیان و از این قبیل پیدا نمی کنم.

آن تضادهایی هم که برشمرده ای می تواند وجود داشته باشد اما این را هم در نظر بگیر که امریکا و ایران الان یک دشمن مشترک دارند و آن مسلمانان سلفی تروریست است. امریکا اگر توانش را داشت آرزو می کرد که کاشکی همۀ مسلمانان شیعه بودند و تعصب مذهبی مسلمانان تکفیری و القاعده را نداشتند. بنابراین بدیهی است که امریکا ایران را به عربستان ترجیح می دهد برای مغازله. بغیر از اسرائیل هیچکدام از نام هایی که بردی نه توانش را دارند و نه اهمیتش را که امریکا بخواهد معامله با ایران را در رضایت آنان جستجو کند. و این هم یادمان باشد که مطلقاً نه من گفته ام و نه کسی باور می کند که در معاملۀ بزرگ فعلی ایران برنده تر از امریکا و غرب خواهد بود.

کمی که نفس های ملت طبیعی شد ما هم برمی گردیم سر شغل اصلی مان و مطرح کردن مطالبات "تغییر مناسبات در داخل" و مطمئن باش که اینکار با وجود سفارت بریتانیا در تهران و یک کاردار غیرمقیم - مثلاً برای سال آینده - از امریکا و ایران در واشنگتن و تهران؛ ما مدرن ها دست پرتری خواهیم داشت برای فشار آوردن به گام های بعدی بجلو. یا...هو

سه چرخه گفت...

بله واقعا كه پر دردسر بودن و بي اجر و مزد بودنش را فكر كنم همگي متوجه ميشيم، براي همين هست كه شما را يك واقعا سرباز ميدانم براي وطنتان. ولطفا دقيقا بله، همين نكاتي كه بر مبناي آن مي نويسيد و براي جذابيت بيشتر متن و عدم امكان گنجاندن همگي اش، و شايد كمي ببخشيد شيطنت - به قول خودتان پسنديده براي هر انسان مدرن و جاه طلبي - براي مرموز ماندن نوشته هايتان از نوشتن آنها پرهيز مي كنيد را حداقل در كامنتها اشاره اي كنيد و كمي هم جنبه ماهيگيري اش بر خود ماهي اش بچربد كه ما را واقعا غلام خود مي كنيد به قول امام علي :-).
ببخشيد اگر شايد توقعاتم بيشتر از حوصله شماست استاد. زنده باشيد.