ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

جامعۀ مدرن و زندگی خواه ایران برندۀ اصلی توافق سخت و"با ابهت" در ژنو! مبارک است.


1- مثل اغلبی از شما تمام شب را بیدار بودم و همۀ ماجراهای منجر به توافق نهایی را دنبال کردم. و بنوبۀ خودم خوشحالم و به همۀ ایرانیان زندگی دوست و میهن پرست تبریک می گویم. اینک وقت تحلیل محتوای توافق مقدماتی نیست. زیرا که هنوز همۀ جزئیات منتشر نشده است. 

2- فقط آمدم تا به همۀ آنانی که به حس تحلیلی من اعتماد دارند بگویم که اصلاً خیلی هم مهم نیست که محتوای توافق نامه چه است و چه نیست. زیرا برای ما جامعۀ مدرن ایران که خواهان رفتن بسوی جهانی شدن و عبور از انزواست مهم شکل این توافق نامه است که در بهترین شکل ممکن اتفاق افتاد. زیرا:

الف- این توافق بسیار بسختی و پر ابهت امضاء شد. به این معنا که تقریباً بمدت یکماه و در دو جلسۀ بی نظیر در تاریخ دیپلماسی جهان؛ سیاستمدارانِ همۀ دارایی "قدرت و ثروت جهان" در طولانی ترین و فشرده ترین ساعت های ممکن بمذاکره با ایران پرداختند و نگاه جهان را بر لحظه لحظۀ این فرآیند سخت و پر ابهت متمرکز نگاه داشتند. این از نظر ما ایرانیان بسیار بسیار مهم است بدلیل اینکه توافقی که با این سختی و تا این حد از حساسیت جهانی بدست آمده است دو دستاورد بسیار عالی و غیرقابل برگشت برای مردم خواهد داشت:

1)- براحتی و بر سر هیچ و پوچ قابل بازگشت برای سیاستمداران - بویژه آیت الله خامنه ای - نخواهد بود. به تعبیر رساتر این نقطۀ شروع همان نقطۀ پایان هم است و خواهد بود.

2)- این شروع پر ابهت بخاطر ابهتش فقط در توافق هسته ای خفه نخواهد شد و بسرعت بحوزه های آشتی ما چه با دنیا و چه در داخل کشورمان تسری بی برو برگردی خواهد داشت.

3- بعبارت ساده تر این ابهت شکلی توافق انجام شده کان لم یکن کردن آن و یا محدود کردن آن به "مدیریت کردن دشمنی با امریکا" - بقول تندرو ها در ایران - را محال قطعی خواهد کرد و پروسۀ شروع شده را به باز شدن جامعۀ ایران در داخل و آشتی با خارج متسری و گسترش خواهد داد.

2- فقط یک جمله هم در مورد محتوا بگویم که ارزش کار ظریف و همکارانش را مورد تکریم قرار بدهم. صحبت های همۀ طرف ها را که شنیدم بنظرم رسید که جان کری با تزلزل بیشتر و اعتماد بنفس کمتری - مثل کسی که ششلول ناتانیاهو در پشت گردنش باشد - از مفاد توافق گزارش می داد و چنین القاء می کرد که طرف ایرانی چیز مهمی بدست نیاورده است و ما گناهی مرتکب نشده ایم. در حالی که ایران بغیر از فریز کردن نسبی فعالیت های هسته ایش در شش ماه آینده امتیاز نقدی به غرب نداده است. و کم اهمیت شمردن امتیازات داده شدۀ غرب در گزارش کری هم فقط برای مصارف ناراضیان امریکایی و اسرائیلی و عرب بود و امتیازات اقتصادی مهمی را که ایران بدست آورده مسکوت می گذاشت. 

3- راجع به محتوا در روزهای آینده خواهم نوشت و باز تأکید می کنم که این توافق به دلیل اولاً "تابو شکنی" و ثانیاً به علت "ابهت جهانی" آیندۀ خوبی را برای مردم ایران و رها شدن از بن بست ایدئولوژی و تحجر به ارمغان خواهد آورد. که اولین و بهترینش شادی و غروری است که فعلاً و در همین لحظه، جوانان داخل کشور را به وجد و امید و احساس خوبِ "بودن" رسانده است. روز خوب سوم آذر ایران را مجدداً شادباش می گویم. یا...هو

۵۱ نظر:

ناشناس گفت...

هنوز آخوند جماعت را نشناخته اند! هنوز جوهرتوافق خشک نشده مدعی ادامه غنی سازی اورانیوم هستند. اوباما باید سالها کفش این ها را جفت بکند تا بتواند این ها را بشناسد! حالا کم کم زیر تمام بند های قطعنامه می زنند!

ناشناس گفت...

تازه رسیدیم سر جای اول! از موسوی وکروبی و جنبش سبز چه خبر؟!!

ناشناس گفت...

در شطرنج دو شیوه بازی وجود دارد. تهاجمی و تدافعی.اکثر شطرنج بازان برجسته جهان به شیوه تهاجمی بازی می کنند و در تمام قهرمان های تاریخ شطرنج فقط یک نفر ارمنی به نام پتروسیان , به شیوه تدافعی بازی می کرد. شیوه سیاسی اوباما هم شیوه ای تدافعی است. او بدنبال بر هم آوردن سر و ته مشکلات آمریکاست.مانند قضیه سوریه در مورد ایران هم سر و ته قضیه اتمی را هم اورد. این خوب است و لی نه برای ذات تهاجمی سیاست خارجی آمریکا. اوباما با این شیوه مواضع جدید بدست نمی اورد و فقط از مواضع قبلی بدست آمده حراست می کند . این یعنی رفتن در لاک دفاعی کشر بزرگی مانند امریکا. این امر در کوتاه مدت آرامشی را برای امریکاییان پدید خواهد آورد ولی در دراز مدت باعث از دست دادن متحدان سنتی خود هم خواهد شد. در خاورمیانه کشورهای نفت خیز عربی اولین نشانه های چنین ریزشی خواهند بود. حقیقتش را بخواهیم اوباما خیلی زود کوتاه آمدو خیلی امتیاز های دیگر هم از جمله حقوق بشر را از خامنه ای بگیرد .ما ایرانیان می توانستیم امیدوار باشیم که از این مذاکرات نمدی هم از جنس حقوق بشر برایمان در بیاید. موسوی و کروبی ازاد شوند. نهاد های مدنی پا بگیرندو بساط اقتدار گرایی جمع شود ولی مثل اینکه تازه رسیدیم سر جای اول!

پدر زن گاری کاسپاروف گفت

ناشناس گفت...

در متن قطعنامه خواندم که :
بازرسی های سر زده هم گویا فقط شامل نطنز و فردو شده است که قبلا هم بود. این پیروزی بزرگی برای ظریف است.اگر این حقیقت داشته باشد, اوباما گاف بزرگی داده است!

دوره گرد گفت...

دلقک عزیز و ناشناس عزیز

ما از تیم روحانی و البته از اوباما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که مشکلاتمان را با حکومتمان حل کنند!! ما از روحانی و ظریف می خواستیم که شرایط اقتصادی کشور را مدار عقل برگرداند( و نه اینکه درستش کنند چون به این راحتی ها درست بشو نیست) و البته خطر جنگ را هم از سر کشور بردارند... حقوق بشر و آزادی ها و غیره هم وظیفه ی مردم و خود مردم است که تکلیفش را معلوم کنند و نه اولاما یا حتی روحانی !! این یک نکته...
اما در مورد مفاد توافقنامه من تا الان تنها یک متن پیدا کردم در ایسنا :
http://isna.ir/fa/news/92090301386/%D8%AD%D9%82-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D9%86
که دستکمی از ترکمن چای ندارد.. همه چیز را داده اند و چیزی به دست نیاورده اند در مورد تحریم ها... اگر متن این باشد( مطمئن نیستم) و حالا به قول دلقک ضمیمه محرمانه سفت و سخت تری هم باشد خدایی شریعت مداری و دار و دسته کیهان حق دارند از فردا عربده بکشند چون ظاهرا همه چیز پریده است!!

ناشناس گفت...

What do you think about this analysis?

http://www.moonofalabama.org/2013/11/a-temporary-deal-with-iran.html

ناشناس گفت...

این خوشحالی ما نکند مانند "آواز خر برفت" داستان مولوی باشد. خامنه ای در تله سقوط افتاده بود و حالا فرار کرده است بدون اینکه بقول خودت امتیاز مهمی بدهد. آیا واقعا جای خوشحالی است؟
داستان از این قرار است.
خر برفت و خربرفت و خر برفت
روزی بود روزگاری بود . درویش پیر و شکسته ای بود معرف به درویش غریب دوره گرد که از مال و منال دنیا فقط صاحب خری بود که سوار آن می شد و از این ده به آن ده می گشت تا لقمه نانی پیدا کند . درویش شب به هر آبادی میرسید سراغ خانقاه یا مسجد را می گرفت و شب را در آنجا می گذراند . اگر خانقاه و مسجدی نبود به حمام آبادی می رفت و شب را در آنجا صبح می کرد و اگر دستش از همه جا کوتاه می شد به خرابه ای می رفت و خرش را کنار خرابه می بست و پالان خر را زیر سرش می گذاشت و می خوابید . درویش غریب بیچاره کاری هم بلد نبود تا بتواند لقمه نانی پیدا کند و ناچار باشد هر روز از این آبادی به ابادی دیگر برود . فقط یکی دو بیت شعر یاد گرفته بود که می خواند
علی علی سرور عالم علی کرم گشا علی مشکل گشا علی

ناشناس گفت...

جانم به قربانت علی جون جانم به فدایت علی جون علی جون
و از این گذران زندگی می کرد .
روزی از روزها درویش غریب غروب آفتاب به یک آبادی کوچکی رسید ، خسته و کوفته . دیگر نه خودش حالی داشت و نه خرش رمقی . جلو آبادی یک جوی آب رد می شد . از خرش آمد پایین . سرجوی نشست و دست و صورتش را شست و خرش هم آّب سیری خورد . در همین موقع میرابی از اهل آبادی دنبال آب می آمد که دید پیر مرد خسته و ژولیده سرجوب نشسته . سلام کرد و گفت : ((ای مرد اهل کجایی ؟ به کجا می روی ؟ )) درویش غریب گفت : (( مردی غریبم دنبال رزق و روزی می گردم . حالا تو ای مرد خدا ، به من کمک کن و خانقاه را نشانم بده . )) آن مرد گفت : (( ای پیر مرد دنبال این آب را بگیر و برو . به یک باغ بزرگ می رسی که همان باغ خانقاه درویشان است و در آنجا امشب درویشها درو هم جمع می شوند تو هم می توانی به مجلس آنها بروی . )) درویش از جا بلند شد و دنبال آب را گرفت و رفت تا به باغ رسید . خرش را در خرابه ای که جلو باغ بود بست و رفت توی باغ . دید عده ای دور هم جمع هستند . خیلی خوشحال شد . یکمرتبه صدایی بلند شد : (( تو کی هستی از کجا می آیی ؟ )) درویش غریب گفت : (( مردی غریبم ، از راه دور می آیم . )) آن مرد گفت : (( من خادم خانقاه هستم . اما نتی چیزی همراه نداری ؟ )) درویش گفت : (( من فقط خری دارم که در آن خرا به جلو باغ بسته ام تو حواست به آن باشد . )) این را گفت و به طرف جمع رفت و با گفتن (( هویا علی مدد )) وارد مجلس درویشان شد .
اما بشنوید که چه به سر درویش بیچاره آمد . این دسته درویشها آدمهای جورواجوری بودند . هرگاه مهمان تازه واردی به آنها می رسید با او خیلی گرم می گرفتند و به هر نقشه و حیله ای که بود سر او را کلاه می گذاشتند . یکی از این درویشها که خیلی رند بود و از اول زاغ درویش غریب را چوب زده بود و دیده بود که درویش خرش را به دست خادم سپرده . نقشه ای کشید و سر درویش را گرم کرد . حال و احوال او را مرتب پرسید و گفت : (( هو یا علی ، بگو ببینم درویش اهل کجایی ؟ از کجا می آیی ؟ )) خلاصه وقتی سر درویش خوب گرم شد ، آن شخص رند و مکار خر را دزدید و برد بازار فروخت و از پول آن سور و سات خرید و وسیله عیش و نوش تهیه کرد و آورد و در مجلس میان درویشان گذاشت . درویشها بعد از خوردن غذای مفصل و شیرینی و آجیل مفت بنا کردند به مسخره در آوردن و شعر خواندن یکی از درویشها بنا کرد به خواندن این بیت :
شادی آمد و غم از خاطر ما رفت خر برفت و خربرفت و خربرفت
بقیه درویشها هم به او جواب می داند :
خربرفت و خربرفت و خر بر فت

ناشناس گفت...

درویش غریب بیچاره هم که از دنیا بی خبر بود و خستگی از یادش رفته بود با خود می گفت : (( این حتما" داستانی دارد که در بین خودشان است )) و او هم با بقیه هم آواز شد و باصدای بلند هی می گفت : خر برفت و خربرفت و خربرفت
القصه مجلس آنقدر گرم بود که درویش غریب اصلاٌ به فکر خودش نبود . بعد از تمام شدن مجلس گروهی رفتند و گروهی ماندند ودرویش غریب هم همان جا نشسته بود خوابش برد .
صبح وقتی از خواب بیدار شد دید هیچ کس دوروبرش نیست . رفت خرش را بردارد و دنبال لقمه نانی به آبادی دیگری برود امادید نه از خر خبری هست و نه از خادم باشی . با خودش گفت لابد خادم باشی خر را برده آب بیاورد یا چیزی بار آن کند . اما بعد از یکی دوساعت که سرو کله خادم باشی پیدا شد درویش غریب دید خر همراهش نیست . پرسید : (( ای مرد خدا ، خر من کو ؟ مگر تو او را نبردی ؟ )) خادم باشی قیافه ای حق بجانب گرفت و گفت : (( مگر دیوانه شده ای ؟ )) کدام خر ؟ )) درویش گفت : (( همان خری که دیروز غروب آفتاب در این خرابه بستم و به توسفارش کردم حواست به او باشد ؟ )) القصه خادم باشی شروع کرد به حاشا کردن و گفت : (( تو یا خواب می بینی یا دیوانه شده ای ؟ )) درویش غریب که دیگر ناراحت شده بود دست گذاشت تو صدا و داد و فریاد کرد . خادم باشی گفت : (( مرد حسابی تو با این سن و سال و با این دراز خجالت نمی کشی ؟ چرا داد می زنی و پرت و پلا می گویی ؟ پس آنهمه شیرینی و غذا که دیشب خوردی از کجا آمده بود ؟ همه از پول خر تو بود که رند مجلس آن را به بازار برد و فروخت . )) درویش بیچاره گفت : (( می خواستی به مجلس بیایی و با اشاره به من خبری بدهی تا لا اقل او را بشناسم و پول خرم را حالا از او بگیرم . )) خادم باشی گفت : (( من آمدم خبرت کنم ، امدم دیدم تو بیشتر از دیگران سرو صدا راه انداخته ای و از رفتن خرت خوشحالی می کنی و با بقیه دم گرفته بودی :
خربرفت و خربرفت و خربرفت
فکر کردم از فروختن خرت راضی هستی . )) درویش غریب گفت : (( ای مرد ، به خدا راست می گویی . حق با توست . من ندانسته از گفته ها و ر فتار آنها تقلید کردم و به این روز افتادم . ))
القصه درویش غریب دوره گرد که دیگر کاری از دستش ساخته نبود و خرش را که تنها چیزی بود که در دنیا داشت از دست داده بود راهش را گرفت و رفت و دیگر معلوم نشد چه به سرش آمد

ناشناس گفت...

تازه مفهوم سخنان جنتی امروز معلوم می شد. نظام با انجام توافق اتمی, خیالش از فشارهای خارجی راحت شد و حالا به طمع انتقام گیری از موسوی وکروبی و وادار کردن آنها به توبه افتاده است.
اگر توافق نکرده بودند اینطور با وقاحت طرح اعدام آنها را نمی دادند. چشم آقای اوباما روشن!

ناشناس گفت...

تازه مفهوم سخنان جنتی امروز معلوم می شد. نظام با انجام توافق اتمی, خیالش از فشارهای خارجی راحت شد و حالا به طمع انتقام گیری از موسوی وکروبی و وادار کردن آنها به توبه افتاده است.
اگر توافق نکرده بودند اینطور با وقاحت طرح اعدام آنها را نمی دادند. چشم آقای اوباما روشن!

ناشناس گفت...

اسوشیتدپرس امروز فاش ساخت که توافق بین ایران و آمریکا از سال قبل در جریان بوده است و این مذاکرات تنها برای نهایی کردن آن انجام یافته است. همه سر کار بوده اند! بقول دکتر حشمت سرنوشت هر مبارزه ای را خائنان مشخص می کنند!

ناشناس گفت...

عجب تحلیل عمیق و دقیقی!!!

از اینکه بعد از ده سال و صرف کلی هزینه و بدبختی رسیدیم به سر جای اول باید خوشحال هم باشیم!!

برو ببین در سایتهای حکومتی این توافق را چطور به عنوان "پیروزی نظام" تبلیغ می کنند.
واقعا عجب مفسر قهاری هستید شما!!!!

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز تمام شب بیدار بودم و خیلی منتظر تحلیل شما بودم.
ممنون و متقابلا تبریک.
زنده باد صلح و خردمندی

ناشناس گفت...

دلقک جان با تیترت خیلی مشکل دارم. معلوم نیست که این پیروزی مردم ایران بوده باشد و یا بهتر است بگوییم برای نتیجه گیری خیلی زود است. فعلا که آش همان آش و کاسه هم همان کاسه است.

ناشناس گفت...

دلقك جان، مبارك است،از آنجايى كه اين توافق شروع پايان خامنه اى است و دو روز پيش كه در مصلى به فغان آمده بود خودش مى دانست كه جام زهر را لاجرعه سركشيده است، و از جوانى شاعر و پيپ كش تبديل شده به پير مردى تلخ و مستبد كه قرار است به زودى به خانه سالمندان تاريخ برود و ميراثى متعفن از خود بر جا بگذارد، خيال دوستان هم راحت باشد كه مسئله حقوق بشر و آزادى رهبران سبز در مراحل بعدى خواهد بود، رژيم بايد درب تاسيسات هسته اى را براى بازرسى به صورت شفاف باز بگذارد و با تجربه اى كه از غرب داريم به نحو احسنت از حضورش در خاك ايران استفاده خواهد كرد و فشاررا بر رژيم تا مدتهاى طولانى نگاه خواهد داشت آن هم از طريق روشن نگاه داشتن فتيله تحريم نفتى و كنترل ارز حاصل از فروش كنترل شده نفت ايران،
بايد ديد، ارادتمند دلقك. افشين قديم.

ناشناس گفت...

با سلام

توافق از این خفت بار تر نمیتوانست انجام شود. در واقع کل پولی که از این توافق گیر آقا آمد دو برابر اختلاس 3هزار میلیارد تومانی بود.
و در مقابل کل غنی سازی متوقف و کل اورانیوم غنی شده بالای 5 درصد خنثی خواهد شد.این اوج در ماندگی حکومت را نشان میدهد. به همین دلیل تا این لحظه بازار ارز هیچ واکنشی به انجام توافق نشان نداده.

سر کشیدن جام زهر توسط مقام معظم رهبری به تمام هم میهمان مبارک باد.

یا حق

ناشناس گفت...

زنده باد دلقک ایرانی!
دوستت دارم
از ناکجا آباد

ناشناس گفت...

سیاست خارجی دولت آمریکا در عرض 20 سال گذشته دچار افراط و تفریط های زیادی شده است. نه به حالت فوق تهاجمی جرج بوش پسر و نه به حالت منفعلی اوباما.نه به آن زمان که به کوچک ترین بهانه به دو کشور لشکر کشید, نه به حالا که حتی در یک مذاکره ساده هم نمی تواند اقتدارش را به نمایش بگذارد.در جریان جنبش سبز هم اوباما منفعلانه دست در دست حمایت خامنه ای گذاشت و اینک نیز بدون اعتنا به مسائل حقوق بشر در ایران مذاکره را به انجام رسانید.

ناشناس گفت...

تیمسار جان هنوز زوده نتیجه بگیری
چنین ترکمنچایی عواقب سختی برای روحانی و رهبر داره
منتظر باش

ناشناس گفت...

افشین قدیم !

با شما صدرصد موافقم .
کاری به مفاد توافقنامه ندارم ولی میدانم که آغازیست بر ریزش شدید و مداوم هواداران افراطی نظام و کاهش محسوس تاثیر گذاری آنان بر امور حکومتی .

غریب آشنا گفت...

سلام دلقک، قبلا هم گفته‌ام که غنی سازی ۵% برای ایران یعنی‌ "هیچ"، در واقع حکومت یکبار دیگر آبروی باقیمانده این کشور فلک زده را به هیچ فروخت، این تازه ظاهر توافق است ، خدا میداند پشت صحنه چه امتیازاتی داده اند. ضمنا سیاست منفعلانه تو را هم نمی‌‌پسندم دلقک ، اینکه با آبنبات چوبی حکومت ذوق زده میشوی. هر آدمی بایستی تکلیفش را با خودش معلوم کند خیلی‌ زود و هر ملتی هم باید بداند کجای تاریخ قرار دارد در زمان. سیاست "کج دار و مریز" هیچ دردی را از کسی‌ درمان نخواهد کرد.این توافق را در بوق و کرنا کرده اند که بیا و ببین. یک پدر سوخته‌ای هم نمی‌‌آید توی این تلویزیون و بیلان این چند سال بدبختی را بدهد، کسی‌ هم سوال نمی‌‌کند. شده ایم مثل زامبی ها، بدون اراده و درک و تحلیل. من شخصاً از این توافق خوشحال نیستم چون میدانم که چیزی نصیب من کارمند نخواهد شد جز اینکه عمر حاکمان را طولانی تر خواهد کرد. تازه همه چیز شاید برگردد به سال ۱۳۸۴ !!! میدانی‌ که الان سکه یک پول شده ایم ؟ بعد از کلی‌ گنده گوزی و ضرر و زیان ، قبول کرده ایم که غنی سازی تا سقف ۵% بکنیم و بقیه ذخایر اورانیم با خلوص بیشتر را هم تبدیل کنیم به پشم !!! کسی‌ هم نیست که نداند که ایران یا زیر میز بازی خواهد زد پس از چندی و یا غنی سازی ۵% را هم یواشکی جمع خواهد کرد، چون دیگر هیچ انگیزه‌ای برای آن نیست. ضمنا در پشت صحنه هم یقیناً امتیازات دندانگیری داده اند به طرف غربی در قبال طولانی شدن عمر حکومت، دعا می‌کنم در این مورد خاص لااقل طرف غربی بزند زیر میز بازی پس از خلع سلاح اتمی‌ حکومت.

بهروز - س گفت...

سلام ٔبر دلقک عزیز ، اینجا در روزنامه‌های پاریس که ایران را به عنوان بازنده بزرگ معرفی‌ کرده اند، لندن چه خبر است ؟ موافقت نامه خیلی‌ یکطرفه است به نفع ۱+۵.

جوات گفت...

جامعه مدرن در ایران به دنبال هیچ ترقی‌ به جز پول نیست تیمسار که اتفاقا زندگی‌ هم در همان پول خلاصه است در اینجا. ضمنا ابهتی که تو حرفش را می‌زنی من اصلا نمی‌‌بینم، چون بهتر است اگر میخواهند آدم را به افتضاح بکشند این کار راا در خفا و یواشکی انجام بدهند تا در حضور همه خبر گزاریها و همه و همه . دست خودت نیست نظامی هستی‌ و نظامیان از این طور نمایش‌ها به وجد میایند خیلی‌ زود.

Dalghak.Irani گفت...

من بدلیل عقدۀ مدرک داشتن! می خواستم اینجا یک مدرسۀ پروفسوری تأسیس کنم که هم از عقل گوش تبعیت کند و هم از عقل هوش. و بهمین خاطر هم در سردر سیرک نوشته ام بدون فلسفه و "نَرم فهمی" وارد نشوید. اما بنظرم می رسد که گویا مدرسه ام به دارالتأدیب پیش دانشگاهی تنزل رتبه یافته و اغلب کامنت های پست های اخیر را باخود به قهقرا برده. کامنتهای غالب و آنانی که بادرک و حرف "افشین قدیم" از ایضاح نوشتۀ من همخوانی و همسویی مفهومی ندارد مطلقاً به حرف و گفتۀ من نزدیک هم نشده اند تا چه رسد به تحلیل و تنقید آن. و ناراحت و دلخورم.

حرف من این بوده که فقط تماس با شیطان بزرگ و سایش حتی اندک به این معجون لیبرالیسم جهان بالاترین و بیشترین دست آورد مبارک این تفاهم است و چون من بغیر از راه حل "استحاله از درون" برای رژیم های انقلابی - ازجمله جمهوری اسلامی - راه حل دیگری را نه می شناسم و نه مفید می دانم و نه در دسترس نزدیک می بینم؛ لذا این توافق را گام مهمی از مراحل اصلی و شتاب دهندۀ "استحاله از درون هیئت حاکمه" را تشخیص می دهم آن را بسیار مهم و مغتنم و مفید می دانم و فارغ از دست آورد های "برنده یا بازند"ی سیاسی آن در کوتاه مدت - اهمیتی برایم ندارد - این توافق را گام نرم بسیار بزرگ و خوبی بسمت استحالۀ رژیم به رژیمی عرفی و مدرن تر استقبال می کنم. یا...هو

غریب آشنا گفت...

استحاله پروسه‌ای زمان بر است آقای دلقک، زمان در مقیاس زمین شناسی‌ مثل پروسه تشکیل نفت یا خیلی‌ کوتاه تر مثل طی‌ شدن وسطی و رسیدن به رنسانس. استحاله‌ای که شما می‌گویی از نوع دوم است ، یعنی‌ به عمر من و شما قد نخواهد داد، بقیه را نمیدانم ولی من هنوز هم نتوانسته‌ام خودم را قانع کنم که من سختی بکشم برای رفاهٔ آینده گان.ناگفته نماند که این را هم قبول دارم که راه دیگری نیست جز آن که تو میگویی. نکته آخر اینکه این سیرک تو از معدود وبلاگ هایی است که هم پست‌های سنجیده دارد و هم کامنت‌های معقول. پس کام لطفی‌ نکن لطفا.

امیدوار گفت...

غریب آشنای عزیز, درست میگویی که استحاله پروسه ای زمان بر است. این استحاله نه الان که از زمان جمهوری هاشمی آغاز شده ویک گام پیش و دوگام پس و بر عکس به اینجا رسیده که همانطور که دلقک نوشته پایان خامنه ای است , مذاکره رودر رو مهم تر از آن آشکار با وزیر خارجه استکبار نشانه آشکار استحاله است به تنهایی. دلقک هم نگران نباشد از کامنتهای هیچانی خوانندگان که آن خوانندگانی که دارد ومیخواهد که نظر بدهند مانند این چند ناشناس عجول وهیجانی نیستند هنوز دارند میخوانند ومیشنوند تا شاید نظر بدهند و شاید ندهند.

سه چرخه گفت...

من در تاييد حرف "دلقك" و "دوره گرد" عرض كنم كه بابا جان اصلا مگر ما تا چه ميزان به انرژي اتمي نياز داريم؟ و اينكه به اين ميزان تند نرويد، هنوز خود ٥+١ نمي داند آخر اين توافق نامه به كجا خواهد رسيد و جا براي بازي براي دولت روحاني و ظريف به گمان من بسيار باز است. تنها فايده اين توافق از نظر من اين است كه آقايان فهميدند كه با زبان جليلي و رسايي و احمدي نژاد و كوچك زاده نمي توانند با دنيا حرف بزنند. خوشحالي ما بايد اين باشد كه چرخ ارابه ادبيات سياسي ظريف و روحاني روي ريل قرار گرفت و نوبت به مسايل سياسي داخل هم خواهد رسيد. و براي پدر زن گري كاسپاروف هم بگويم واي به حال ملتي كه منتظر نان شبش از دست ديگران باشد، هر وقت سياست تمام تهاجمي امريكا براي عراق و افغانستان دموكراسي نهادينه آورد با تحريم هايش هم براي ما حقوق بشر مي آورد، و شما هيچ برآوردي داريد كه اين گراني داروها جان چند نفر را در داخل گرفت در اين دوره؟ و شما گمان كرده اي دل دنيا براي حقوق بشر ميسوزد و نمي داني كه شايد در نود درصد مواقع حقوق بشر يك صرفا اهرم فشار براي نيات ديگر است و در حد سكه بهار آزادي قابل معامله؟
در نهايت اينكه عجولانه نبايد نظر داد و صحنه بسيار دينامك تر از اين حرف ها است و در حالي كه غرب به نظرش ٧٠ درصد مسير را طي كرده ظريف و روحاني ميدانند كه تازه ٧٠ درصد راه براي آنان مانده و توپ تازه در زمين داخل و خارج در دستشان افتاده و بسيار كارها براي انجام دارند.

ناشناس گفت...

من نمیدانم همین کانادا کجای جغرافیای سیاسی جهان قرار دارد، خودش مستعمره انگلیس است، حالا هم گفته نظر مثبتی نسبت به توافقنامه ژنو ندارد، یعنی‌ موضعی شبیه اسرائیل، حالا اصلا کاری به کانادا ندارم، ولی‌ ببینید کشور فقیری مثل کانادا که تمام درآمدش از مهاجران است ، خودش را یه پایه دنیا فرض می‌کند و می‌گوید تحریم‌هایش علیه ایران را لغو نمیکند. ما باید درس بگیریم از اینها، کشوری هستیم در حیاتی‌‌ترین نقطه خاورمیانه با ذخایر معدنی زیاد، ولی‌ با مدیریت جنگلی‌.

سه چرخه گفت...

من ديگه وارد حوزه شوخي دارم ميشم

ولي به "جوات" عزيز عرض كنم حتي اگر ايران را به افتضاح كشيدند-كه نكشيدند و از شروع تلاش هاي نتانياهو مشخص است- بنده افتخار ميكنم كه شش قدرت جهان دو تعطيلات آخر هفته را تا نيمه هاي شب گذاشتند و از چپ و راست دنيا به ژنو آمدند تا به قول شما پشت ايران را به خاك بمالند. و به نظرم حتي آقاي خامنه اي اگر از نتايچ توافق هم راضي نباشند از شيوه به آن رسيدن و اعتباري كه به ايران بخشيد و ميزان قدرت تاثير ايران بر سرنوشت خاورميانه و تا حدودي دنيا( چون خاورميانه در هر صورت حدود ٢٠ درصد نفت دنيا را تامين ميكند) را نشان داد بايد كه راضي باشد.

ناشناس گفت...

جمعی گروهان دوم به استحضار میرساند که:
دلقک جان دلخور نشو. تقصیر از خودت است . چند بار است که تیترت را اشتباه می زنی و بعد مردم را به کج فهمی مورد نوازش می دهی. در تیترت نوشته ای برنده اصلی!یعنی بجای پرداختن واقع گرایانه به حادثه ای که روی داده است به اغراق پرداخته اید. اگر یه کم یواش تر می نوشتی و آرام تر می رفتی تصادف صورت نمی گرفت. جاده همیشه رام و مطیع راننده با احتیاط است.

ناشناس گفت...

غریب آشنا

خوشبختی نسل آینده در گرو خوشبختی توست. خود را برای شعارهای بی محتوا فدا نکن. طلا را خرج مطلا نکن! اگر تو اکنون خوشبخت گردی شاید نسل اینده هم خوشبخت باشندولی اگر تو نباشی هیچ تضمینی نیست.

ناشناس گفت...

به سه چرخه
گفتی"ظريف و روحاني ميدانند كه تازه ٧٠ درصد راه براي آنان مانده و توپ تازه در زمين داخل و خارج در دستشان افتاده و بسيار كارها براي انجام دارند."

راست می گویی تا جوهر مذاکرات خشک نشده فوری جنتی طمع کرده و با اطمینان از تضمین بقای نظام خامنه ای به موسوی وکروبی حمله کرده و تهدید به اعدام آنها را مطرح ساخته است! یعنی دیگر خیالشان از تهدید خارجی راحت شد و نوبت سرکوب داخل رسید.پس می بینی که دست خامنه ای برای سرکوب باز تر شد. در مورد اینکه منتظر دیگران نباید باشیم تا ما را اصلاح کنند فکر کنم کم لطفی می کنی. آمریکا یک کودتای 28 مرداد به ایرانیان بدهکار است! در جریان جنبش سبز هم اوباما طرف خامنه ای را گرفت! این هم دومی اش و تازه ما در جهانی جزیره های مستقل زندگی نمی کنیمو مسائل تمام کشور ها با هم ارتباط هستند و این وظیفه هر کشوری است که به کشور دیگربرای صلح و دموکراسی کمک کند/

بچه خواهر گاری کاسپاروف در حمایت از دائی اش گفت

سه چرخه گفت...

غريب آشناي عزيز با تو موافقم، اما خب در هر صورت خودت هم قبول داري كه يك شبه نمي شود و پله پله است، و ما به اشتباه هشت سال مملكت را دست عقب افتاده ترين گروه سياسي داخل كشور داديم و سنگ بناي ساختمان ما از آنجا شروع ميشود. واينكه متحجرترين اقشار كشور هم فهميدند با دنيا بايد با زبان عقل زميني صحبت كرد نه موهومات آسماني كه خودمان فقط ميفهميم. حال اگر بگويي يك دوره محمود افغان در زمان صفويان، يك دوره شاهان بعضا بي كفايت قاجار و اكنون احمدي نژاد؟ مگر يك كشور تاب چند تاي اينان را دارد و اين اصولا دور تسلسل تا كجا ادامه دارد جواب من تا آنجا كه به ذهنم ميرسد اين است كه تمام اميد ما در اين خلاصه ميشود كه در عصر مدرن ارتباطات و رشد سواد عمومي اين وقايع تاريخي ثبت ميشوند و تحليل ميشوند و حلاجي، و اين تا حدود زيادي جلوي تكرار آنها را خواهد گرفت و عقب گردي نخواهيم داشت. وقايع تلخي مانند عدم شركت مردم در انتخابات كه به پيروزي احمدي نژاد انجاميد و خود آن انتخاب احمدي نژاد در دور اول كه اگر هم تقلبي بوده باشد در لواي نااميدي مردم خيلي راحت تر انجام شد، حوادث خوبي ! مانند شركت گسترده مردم در ٨٨ كه اگر شركت نكرده بودند حقي هم طلب نمي كردند ودرس گرفتن بسياري از آنان از اين درس ٨٨ و شركت كردنشان در ٩٢ و با جزيي برتري روحاني را به پاستور فرستادند و اميدواريم درسي كه اين جماعت از ٨٨ گرفت خود درسي براي كساني كه در ٩٢ شركت نكردند بشود در آينده. در نهايت اينكه چون جاي بحث سياسي- در همين حد- در داخل ايران باز است انشالله از اين به بعد عقب گرد بزرگي نخواهيم داشت.

و فكر ميكنم موضع دلقك درست است، در تمام اين بحث هاي انرژي هسته اي ما نبايد نگران بيست درصد و پنج درصد باشيم، ما بايد نگران سرنوشت كسي باشيم كه در ٢٤ خرداد انتخابش كرديم و اميدوار كه اين توافق او را ضعيف كه نه بلكه در داخل قدرت بشتري هم به او بدهد. و همين كه متن قراداد به اين ميزان باز است كه ظريف همچنان ميتواند به صراحت حقي براي ايران براي غني سازي قايل شود ولي كري هم بگويد نه، حقي نيست خودش يك پيروزي بزرگ براي ظريف در داخل است، چون اثبات با مدعي است، ما كه همچنان غني سازي ميكنيم اين غرب است كه بايد بنا بر ان پي تي كه گويا محال است و يا اين توافق نامه اثبات كند كه اين حق نيست، و از حالت ضدو نقيض حرف ها بر مي آيد كه به اين سادگي اين نفي بزرگ از اين توافق نامه بيرون نمي آيد. و كفر نتانياهو هم از همين در آمده، كه او هم اشتباه مي كند، اين به نفع مردم اسراييل هم است، اگرچه به نفع تندروهايشان نيست، و نگراني اين است كه نتانياهو اين بازي را تا به انتها پي مي گيرد چون با اظهار نظرهاي گنده اي كه ميكند همچون نقش منجي براي قوم يهود، سرنوشت سياسي خود را به اين موضوع تا حدود زيادي گره زده است.

عذر تقصير از پرحرفي، شاد و پيروز باشيد،
و دلقك عزيزم تا همين جاي كار را من به شما كه يك دلسوز اما بلند نظر وطن هستي تبريك مي گويم.

سه چرخه گفت...

به خواهرزاده گرام آقاي كاسپاروف

خب عزيز من درست، جنتي آن حرف را زد، ولي اگر با كتوني ميرفت عروسي خودشو كمتر سبك ميكرد. بحث من اين است و اصولا دلقك و من از ايشان كپي ميكنم- اگر درست فهميده باشم- و ميگويم كه اگر فضاي گفتمان منطقي و زميني و قابل فهم براي عاقلان در جامعه سياسي غالب شود آن وقت اين حرفهاي صدمن يك غاز و راديكال مجال كمتري براي عرضه دارند. شما به جوابي كه علي مطهري هم به ايشان داد هيچ توجه كرديد؟ كي و كجا به جز شرايط آرام و مصالحه علي مطهري ميتوانست اينچنين جوابيه سنگيني به رييس مجلس خبرگان بدهد؟ خود آقايان موسوي و كروبي باور كنيد از اين كنش و آن واكنش فوق العاده استقبال مي كنند. ببخشيد خيلي جزيي بحث ميكنم، مثال زديد و من در قالب همان مثال جواب دادم.

تندروي اينان نياز به توجيه دارد، آن توجيه را كه همان دشمن است بگيري كار براي نيروهاي دموكراسي خواه و عدالت طلب مانند همين آقاي مطهري باز ميشود. چون جامعه و حكومت ما مانند كره شمالي نيست كه با ساخت و پاخت حاكم با دنيا بشود مردم را گردن زد. يك نيمچه دموكراسي آبكي اي البته كه با ميليون ها محدوديت هست بالاخره تو اون مملكت.

ناشناس گفت...

سه چرخه طلا!

ممنونم از اظهاراتت ولی دوست دلسوز من اگر تاریخ را بخوانی حرف اول را قدرت تفنگ می زند .اگر سدی جلوی خامنه ای و دار و دسته اش نباشد آنها هر کاری که بخواهند خواهند کرد . بقول منتسکیو قدرت را باید قدرت مهار کند والا فساد پیش می اید. ما زا برایند و تقابل قدرت ها می توانیم در جهت رشد مدنی جامعه استفاده کنیم. اگر ایران را ول کردند تا خودش پشتش را بخاراند و زور مردم به حکومت نرسید و گروه های تروریستی بر اثر این پشت نخاراندن تقویت شدند و بجان همین اوباما افتادند آن موقع چه باید گفت؟! همین مطلب را در مورد افغانستان گفتند و افغانستان شد لانه طالبان. این حکومت پول بی حساب نفت را داشته است برای همین هم از ساز و کار های یک جامعه طبیعی پیروی نمی کند . او براحتی مردم را با پول نفت سرکوب می کند چون نیازی به مردم ندارد. حال برای ایجاد تعادل باید بقیه کشور ها بدانند که موضوع دموکراسی یک موضع شخصی برای ایران نیست و ایران می تواند لانه تروریست شود در این باتلاق نفتی!
نوه عموی گاری کاسپاروف گفت:

سه چرخه گفت...

ببين كاسپارف جان

من و شما گويا ديدمون خيلي با هم تفاوت داره، خيلي نياز به بحث داريم، من هر يك جمله در ميان از آخرين كامنت شما يك گزاره به شدت غلط راجع به ايران ميبينم. رشد جامعه مدني فقط از طريق رشد آگاهي هاي داخلي امكانپذير است، اين كارها زوركي نيست و يك شبه هلو بيا برو تو گلو نيست. ايران هيچ وقت لانه تروريست ها نمي شود. افغانستان را كه گرفتند و الان چندين هزار امريكايي آنجا هستند، يا اينكه شما اعتقاد داريد بايد سي مليون امريكايي هم به افغانستان صادر مي كردند پاسپورت افغاني هم بهشان ميدادند و آنگاه افغانستان دموكراتيك ميشد، واقعا كه! شما از مثال نقض حرفهايتان به نفع خودتان استفاده مي كنيد؟ به قول كامبيز ديپلماسي باهوش آري، پولتيك اما نه.
حكومت ايران شايد اقتصادي به مردم نياز نداشته باشد اما تبليغاتي بسيار محتاج است. و اصلا قابل قياس با اعراب اطراف نيست.

ببخشيد بالاخره كاسپارف جان، سر شما را درد آورديم، شما شطرنج بازيد و ما دو قدم جلويمان را ميبينيم و با آن خوشيم. ولي به زودي نتايج اين توافق در داخل نمايان خواهد شد. . .

حسين60 گفت...

ناشناس خر برفت , اين مثال مسخرتو قبلن هم اينجا زده بودي در ضمن انقد مطول افاضه نكن

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، مشكل، مشكلى بنيادى است كه متاسفانه در فرهنگ ما دراين ٣٥ ساله شدت بيشترى پيدا كرده، و آن اينست كه هر كس به فكر خويش و حال حاضر است و زندگى همچون راز بقايى است كه آيندگان را در آن جايى نيست. همين گروه ١+٥ كشورهايى هستند كه گذشتگانشان بسيا رنج كشيدند و خودشان از خود گذشتگى كردند و آيندگانشان روبروى ما نشسته اند و هنوز ما در اندر خم يك كوچه ايم كه نمونه اش را در نظر پردازى هاى كامنتهاى سيرك هم مى بينيم.هدف شما و تلاشى كه جهت نگاه به سياست مى كنيد بسيار ارزشمند است وبرخورد دلقك مابانه با آن منحصر به فرد. بسيارى از ما هم عادت داريم در هر محفلى حرفمان را درست و غلط بزنيم و بر آن پا فشارى هم كنيم. به قول دوستى مى گفت خواب را مى شود بيدار كرد ولى كسى را كه خود را به خواب زده هرگز. شما هم هر از چند گاهى قصد و روش نوشتاريتان را توضيح مى دهيد و همان را مىشنويد كه مى شنيديد. به قول ساموئل بكت " گاهى فقط بايد لبخند بزنى و رد شوى بگذار فكر كنند نفهميدى".
ارادتمند، افشين قديم.

ناشناس گفت...

سه چرخه زنگ زده پنچر!

دموکراسی با تفنگ نمی اید ولی با تفنگ از دست می رود!کسی از آمریکا نخواست تا با زور دموکراسی را به ایران بیاورد ولی می شد توقع داشت زوری که باعث از بین رفتن دموکراسی در ایران می شود را بردارد و یا کم کند که این خود بزرگترین کمک بود.
در مورد افغانستان هم با این چرخ پنچرت آنجا نرو! بر خلاف نظرت اصلا معتقد به حضور نیروهای امریکایی در آنجا نیستم بلکه مشکل از انجا شروع شد که آمریکا شروع به حمایت از گروه های جهادی در افغانستان کرد و بعد مجبور شد خودش به مقابله با انان برخیزد. این بخشی از طرح افتضاح کمر بند سبز بریژنسکی بود که می خواست با تقویت نیروهای مذهبی کمربندی دور شوروی از خداپرستان بکشد و نتیجه آن حال و روز امروز خاورمیانه است.شوروی دشمن فهمیده و اقایی برای آمریکا بود!
برادرخانم گاری کاسپاروف گفت

غریب آشنا گفت...

تغییر در داخل به راحتی‌ تغییرات خارجی‌ نیست اما. در داخل به دلیل وجود گره‌های فرهنگی‌ و دینی متعدد که منجر به ایجاد موانع غیر قبل نفوذ از طرف هیئت حاکمه شده، هر گونه تغییر اساسی‌ مستلزم گذشت زمان زیاد است، مثلا دو یا سه‌ نسل شاید. طی‌ این ۳۵ سال اینها اجازه رخنه به این موانع را به آدمهای غیر رادیکال نداده اند، البته برای لوو لوو بودن خیلی‌ سخت نمیگیرند چون سر نخ دست خودشان است ولی‌ پست‌های کلیدی و سیاست‌های اصلی‌ در نهایت به سمت بسته شدن هر چه بیشتر فضا پیش رفته است.بعید میدانم خوی گرگ تغییر کند هر چند هم تحت تربیت قرار گیرد، چه رسد به اینها که جز خود بقیه را به هیچ می‌پندارند. شاید زور اساسی‌ بتواند اینها را وادار به تقیه کند ، اما استحاله و باز شدن افکار و تغییر نگرش با گذشت زمان در این مورد خاص حداقل ۱۰۰ سال زمان می‌برد، من هم مثل شما توی همین مملکت گیر افتاده‌ام و خیلی‌ دلم می‌خواهد فرجی شود در راه و رسم زندگی‌، ولی‌ حقیقتاً روزنه‌ای نمی‌بینم و نمی‌‌خواهم خودم را گول بزنم و هم دلخوش کنم . شب دراز و قلندر بیدار، هستید و هستیم و می‌‌بینیم.

ناشناس گفت...

دلقک تمجید را دوست دارد.
کسانی که به او میتازند یا به تازگی سیرک شادی و خنده ی ما را کشف کرده اند و یا بهره ی هوشی پایینی دارند!بیش از 3 سال است به طور مرتب این مرد بزرگ را میخوانم و هر روز چیز تازه ای آموخته ام.
الی المهرج الایرانی

سه چرخه گفت...

راستی دوستان این مقاله هم جالب هست در نیویورک تایمز:
Oh, Brother! Big Brother Is Back

http://www.nytimes.com/2013/11/24/opinion/sunday/friedman-oh-brother-big-brother-is-back.html

ناشناس گفت...

این حرف های "روشنفکری" که
- سرباز خارجی در کوله پشتی خود دمکراسی حمل نمی کند
- مشکلات ما داخلی است و باید خودمان حل کنیم
- خارجی به منافع ما کاری ندارد بلکه دنبال منافع خودش است
و........
واقعا باید گفت اولا شرم آور است دوما از فرط تکرار تهوع آور هم شده است

حکومتی که سالانه بیش از یکصد میلیارد دلار درآمد داشته و با این پولها چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی شدیدترین سرکوبها را داشته و دارد، با این حرفها از جای خود تکان نمی خورد، واقعیت اینکه این گفته های تهوع آور نیز ممکن است از خود حکومت ناشی می شود گو اینکه الزاما گوینده های آن سایبری نیستند اما اصولا این "روشنفکر" بازی ها از صد تا سایبری بیشتر در خدمت این حکومت بوده. خوب است، آقایان نفت مملکت را می فروشند و با پول آن سرکوب می کنند، اگر سرکوب شوندگان حتی با رادیوی خارجی صحبت کنند، می شوند عامل خارجی، پول از خارجی بگیرند میشوند مزدور. روشنفکران ما در امتحانات متعدد در این سی سال مرتب رفوزه شده اند. با این حرف های چندش آور ما را حواله هزار سال دیگر می دهند، بسیاری از این روشنفکرها حکومتی هستند اصولا، بعضی ها رفته اند در غرب و در سوشیال خوابیده اند و فحش به امپریالیسم می دهند که چرا در مسائل داخلی ایران دخالت می کند، انصافا رذالت اینها بی نهایت است. هنوز سودای نابودی امپریالیسم را دارند.

ناشناس گفت...

سه چرخه عزيز، مقاله بسيار جالبى بود و بسيار همسو با تحليل دلقكمان.
با تشكر، افشين قديم.

ناشناس گفت...

سلام تیمسار عزیز،
از متن توافقنامه میبارد که بسیار یکطرفه است. ناراحت کنندست. تمام اون چیزایی که یه جماعت اوشگول تو هشت سال گذشته علم کرده بودن تعطیل کردیم. اما اگه از این منظر نگاه کنیم که یه طرف رینگ شش قدرت جهانی بودن و یکطرفم ما همین که نزدن چش و چال مارو در نیاوردن بایستی خدا رو شکر کرد. اون هفت هشت میلیارد هم پول توجیبی آقایان برای این مدت که تابلو نشه زیاد دریوزگی ما برای توافق.
پاینده باشید
آرش

ناشناس گفت...

Meh Ra N
پیروزی یا شکست؟
از سال 2003 پیشنهاداتی که به ایران در بابت بحران هسته ای از سوی غرب داده شد به طور عمده شامل: مجوز وارد شدن ایران به سازمان تجارت جهانی..ساخت چندین نیروگاه اتمی پیشرفته در ایران.. فروش قطعات هواپیما ..امتیاز فروش انرزی به اروپا و.... (در آن موقع حاکمیت ایران این امتیازات را آبنبات چوبی تفسیر کرد!! )
سال 2013: کم کردن محدود تحریم ها...
شما قضاوت کنید پیروزی یا شکست؟!

دکتر کبیر گفت...

سلام تیمسار
تیمسار ابهت ؟
از این ذلیلانه تر که دیگه نمیشد.
مفادش مثل ترکمنچای هست
تیمسار منتظر باش.
از توافق خبری نیست.

سه چرخه گفت...

خواهش می کنم افشین عزیز قدیم :-)

ناشناس گفت...

تیتر امروز کیهان
به قلم اریل حسین شریعتمداری:

" آمریکا قابل اعتماد نبود
توافق ژنو یک ساعت دوام آورد"

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
تا چند وقت پيش در هراس حمله نظامي به كشورمان بوديم ( چه هراس هولناكي ! ) جاي خوشحاليست كه خطر جنگ را براي حداقل يك سال پشت سر گذاشتيم و اميدوار باشيم كه دو طرف به مفاد توافقنامه پايبند باشند و جمهوري اسلامي ( دروغگوي هميشگي به مردم خودش و جهانيان ) هدفش خريد زمان نباشد و باز در جايي و گوشه كناري مشغول مخفي كاري نشود و طرفهاي مذاكره پيش از آنچيزي كه در متن توافقنامه تعهد كرده اند ، تحريمها را كاهش دهند و به قول دلقك گرامي مچ بند تحريمها را كاملا بيخيال شوند تا دولت آقاي روحاني موفق به كاهش اقلام زيادي از كالاها شود تا اميدواري به آينده ، به ساكنان اين خراب آباد دوست داشتني برگردد
ولي فقيه اول با نوشيدن جام زهر درس عبرتي به جانشينان خود داد كه ديگر هوس نعمت ناميدن جنگ را نكنند و شكي ندارم تا زمانيكه جمهوري اسلامي برقرار باشد ، حاكمان را سوداي جنگي ديگر حتي به خاطر تثبيت و بقاء خود را در سر نمي پرورانند ، پس از قبول قطعنامه تا پايان رياست جمهوري آقاي خاتمي ، توجه كنيم كه جامعه مدني و زندگي خواهان چه رشد چشمگيري از جهت قدرت ، نيرو و آگاهي كرديم
امروز هم پس از قبول مذاكرات و توافق با قدرتهاي جهاني توسط ولي فقيه دوم ، ديگر اين ولي فقيه يا نفر بعدي خود را درگير يك پرونده مناقشه برانگيز بين المللي نخواهد كرد به نظرم و اگر همان تلاش آهسته و پيوسته جامعه مدني براي تاثير بر حاكمان پس از قطعنامه ٥٩٨ و مخصوصا در زمان آقاي خاتمي را داشته باشيم ، جمهوري اسلامي در آينده اي نه چندان دور، به شكلي در مي آيد كه ما مي خواهيم
پاينده باشيد