ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۲۹, چهارشنبه

کار بسیار سخت ظریف و بوی ناخوشی که از تنها دوست ایران (امریکا) می آید!


1- روزی که محمد جواد ظریف در همان ابتدای وزارت؛ کارش را از دنیای مجازی و صفحۀ فیس بوکش آغاز کرد؛ و بشدت مورد استقبال قرار گرفت؛ برای او پیغامی گذاشتم؛ و برای شما هم نمایش دادم در انتهای یکی از پست ها. آن پیام ضمن یادآوری ماهیت غیر مدرن جمهوری اسلامی؛ این توصیه را هم برای وزیر خارجه نتیجه گرفته بود که: "جناب وزیر شما قدرت تان و همت تان را مصروف دیپلماسی رسمی بکنید. زیرا اگر در کار اصلی موفق بشوید، دیپلماسی عمومی را ایرانیان سراسر دنیا اتوماتیک راه می اندازند و پی می گیرند و بثمر می رسانند."

2- واقعیت این است که حسی از ترس ناگفته از اولین مصاحبۀ روحانی بعد از ریاست جمهوریش هم با من همراه بود که گویا خود روحانی هم دنیای مجازی را بسیار جدی تر از آنی که من کیبورد نشین 24 ساعته می شناسم مهم و علامت پیروزی خودش می داند. آنجائیکه روحانی وقتی از تأثیر فعالیت دنیای مجازی برای پیروزیش یاد می کرد چشمانش برق فوق العاده ای داشت و با گفتن جملۀ غلو شدۀ "چه کردند این جوانان در اینترنت" این "جوگیر شدن"ش را نمایان کرد. زیرا می ترسیدم که جو روانی ایجاد شده در بین کاربران محدود و پرهیاهوی اینترنت آدرس اشتباهی بدهد به روحانی ووزیر خارجه اش و آنان را از پرداختن به سیاست در واقعیت عبوس و جدی و تلخ خود منحرف و یا غافل کند.

3- خوشبختانه اما تا روز آن جمعۀ لعنتی ورود لوران فابیوس فرانسوی به ژنو همه چیز در همان جو ساخته شده در دنیای مجازی و بنفع ظریف و روحانی در جریان بود. و اگر نبود این آواز بی محل خروس فرانسوی ما امروز بر سر توافق امضاء شدۀ ایران و غرب چرتکۀ تحلیل می دواندیم. اما آن ورود وحشتناک فرانسه به تردید افکنی؛ خودش یک انفجار اتمی بود از جنبۀ شدت تخریب به ضرر ایران. نه فقط به این دلیل که توافق نهایی را به تأخیر چند روزه و چند هفته می انداخت. بلکه بیشتر به این دلیل که آن جو روانی خوشبین مجازی را که حتی سیاستمداران غربی را هم همراه کرده بود شکاند. و امروز دیگر آن سبو بشکسته و خوشخیالی ها را با خود به یغما برده است. و چون روحانی و ظریف تمهیدات لازم در چانه زنی ها و لابی کردن ها و بده بستان ها و وعده وعیدهای بدیهی و طبیعی در دنیای سیاست واقعی را هم انجام نداده و فقط دلخوش به موافقت کدخدا تا ژنو 2 آمده بودند؛ لذا کار روحانی بشکل باور ناکردنی سخت و در غیر دسترس نمایان شده است.

4- البته گمان می کردم که در این یک هفته فرصت بین دو مذاکره روحانی و ظریف به چندین سفر علنی و بسیار مراودات و گفتگوهای محرمانه دست بزنند برای محکم کاری یاران سابق، و در جستجوی همدلان جدید. - حداقل نصف ورجه وورجه ای که نتانیاهو دارد در پایتخت های غرب و شرق - اما چنین نشد و ظریف که از جایش تکان نخورد و روحانی هم به چند تلفن در دقیقۀ نود بسنده کرد. ازتلفن های روحانی نه جمله ای دوستانه از پوتین شنیدم و نه حرف وفادارانه و نمک شناسی از رییس جمهور چین. فقط دیوید کامرون بوده که در چهارچوب "آداب چرچیلی" دلداری هایی - و نه قولهایی حتی - داده. در چنین اوضاعی خیلی ویدیوی چند زبانۀ ظریف (وزیر نشسته) را نه پسندیدم و نه مؤثر می دانم.

5- در این وسط اما همۀ امیدم به امریکا بود و پرزیدنت اوباما - درپست خوشبین قبلی نوشتم - که آن هم اینک کمی رنگ پریده بنظر می رسد. زیرا امشب جان کری دو تا حرف مهم زده که نشانه ای از "کشتیبان را سیاستی دگر آمد" دارد.

 اول اینکه راجع به انفجار بیروت اظهار نظر و تأسف شدید کرده و حتی از تپیدن قلبش با مردم ایران سخن گفته. اما اشکال هم در اینجاست که او از "مردم ایران" سخن گفته و نه از دولت و حکومت و یا حداقل مجموعۀ ایندو در قالب "کشور ایران". و این نشانه ای از ادبیات "دولت و ملت جدا"ی سابق است.

دومین حرف جان کری که کاملاً سیاسی و مربوط به مذاکرات ژنو بوده این بوده است که "هیچ عجله ای برای رسیدن به توافق مقدماتی با ایران نداریم." این حرف هم البته می توانست زیاد مهم نباشد در شرایط پیشین؛ بلکه به این دلیل مهم بنظرم رسید که حدس یقینی دارم که ملاقات شب گذشتۀ پرزیدنت اوباما با سناتورها در کاخ سفید و برای جلوگیری از تصویب تحریم های جدید؛ زیربنای اصلی این بی خیالی و صبوری جان کری بوده است. به این معنای بدیهی که سناتورها به اوباما قول داده اند که تا رضایت او جلب نشود موضوع تحریم های جدید را معلق نگاه دارند مشروط به اینکه اوباما هم کار شتاب زده نکند و از موقعیت پیش آمده برای حداکثر فشار به ایران جهت منتفی کردن خط قرمز خامنه ای (غنی سازی در خاک ایران) استفاده کند و به محدودیت زمان اندیشه نکند.

6- این مطلب را با تلخی نوشتم و دعا که ژنو 3 بخاطر مردم داخل ایران موفق بشود؛ ولی روحانی و ظریف پشت دست شان را داغ بکنند که سیاست را در واقعیت عبوس و جدی آن در دنیای واقعی تعقیب بکنند و بخودشان هشدار بدهند که سیاست ورزیدن فقط فن چانه زدن و مذاکره و هیجان مجازی نیست بلکه قبل از خبرگی در فن مذاکره - بیشتر تکنیک است - سیاستمدار واقعی ابتدا باید لیاقت سیاست گذاری و تنظیم روابط با دوست و دشمن را داشته باشد. یا...هو

۱۵ نظر:

shahed گفت...

don't you think that the Iranian People and Iranian Government are really two separate entities??? Just take a look at what goes on in Iranian Prisons, and you will get the hint. Iranian people are in the Prison and the Government is the prisoner

ناشناس گفت...

توی سربازی گروهبان ژاندارمری می گفت" مال ات را بپا مردم را دزد نکن!" این دنیا پر از کشور هایی است که ممکن است قصد سوئ استفاده از موقعیت های بدست آمده را داشته باشند . مسئول یک کشور نباید با عملکرد خود زمینه انجام اینکار را فراهم کند و بعد در پی بهانه جویی از این و آن باشد.چشم یاری از فرانسه و آلمان و انگلیس و صد تا کشوردیگرداشته باشد.
تصور نمی شود هیچ ایرانی از اینکه کشورش تحریم باشد خوشحال باشد ولی باید دید مقصر این ماجرا کیست؟
می دانیم که تحریم ها برای مردم ایران سخت است ولی باید گفت این راهی است که در آن حلوا خیر نمی کنند. باید مسبب اصلی را پیدا کرد.چرا بجای سرزنش خامنه ای فرانسه را مسبب بدبختی خود بدانیم؟
چو تو خود اختر خویش بدکنی
مدار از فلک چشم نیک اختری را!


"یک شب بخواب" گفت

ناشناس گفت...

تیمسار شما حداقل به فنون نظامی نیز به اندازه فنون دلقکی اشنا هستید و میدانید که برای یک حمله باید مقدمات بسیار چید شمشیر قبل از انکه محتاج یک لبه تیز باشد محتاج یک بدنه محکم است . صرف فرستادن یک دیپلمات ورزیده به مذاکرات کفایت نمیکند که هیچ کهمی تواند مضر نیز باشد چرا که خامنه ای دلخوشبه او خواهد شد و فکرخواهد کرد که با شامورتی بازی های همیشگی می تواند به هدف خود برسد ولی اگرکسی حقایق تلخ را با او در میان بگذارد و او را متوجه واقعیت ها کند برایاو بهتر واهد بود . در حقیقت اینکار محتاج عمل است تا حرف و امنه ای می واهد آن را با حرف پیش ببرد.اگر عملکرد دولتمردان ایران درست باشد حتی احتیاج به مذاکره هم نیست!امنه ای می خواهد جام زهر را بنوشد بدون اینکه عوارض آن را بچشد! بدون اینکه زندانیان سیاسی را ازاد کند بدون اینکه دست از بلند پروازی های اتمی اش بردارد ! این که نشد جام زهر! او لیوان شربت را با جام زهر اشتباه گرفته است!

یک شب بخواب گفت

ناشناس گفت...


در تحریم حلوا خیر نمی کنند! تحریم اثار آن از جنگ کمتر نیست بلکه حتی خیلی بیشتر است .بر خلاف جنگ که خود سر دمداران نیز مورد هدف قرار میگیرند و زیر فشار قرار دارند .در تحریم به انها خیلی هم خوش می گذرد! آنها آخرین نفری هستند که معنای تحریم را می فهمند . بر خلاف جنگ که زود تمام می شود و تکلیف معلوم می گردد تحریم سالها طول می کشد و عوارض ان تا مدتهای زیادی بر جای خواهد ماند. برخی مواقع بهتر است که جنگ شود تا تحریم! در اینمورد بخصوص شاید بد نبود با یک بمباران محدود تاسیسات خامنه ای را میزدند و شر قضیه را می کندند و مردم می رفتند سر کار و زندگی اشان

شاد گفت...

شاید هم میخواهند کمی بی سر و صدا تر کار را از پیش ببرند. تا عربها ونتان های هو زیاد توی دست وپا نپلکند.

سه چرخه گفت...

من كمي با "شاد" موافقم كه اين بوي ناخوشايندي كه به مشام ميرسد شايد اتفاقا براي كم كردن زرق و برق مجازي دنياي سياست است، چون سياستي كه بسيار به قول شما عبوس است كمي آن اميدواري هاي زياد را حداقل براي نتانياهو و شركا شك برانگيز ميكرد. وگرنه اعتقاد دارم اوباما در خيلي از سياست هاي كلاني كه در پيش گرفته ثابت قدم باشد. مثلا همين بحث خودكفايي امريكا از انرژي در سال هاي آتي را كه بسياري منشا رويكرد سرد امريكا به اعراب مي دانند را ميشد در مناظره دوم رامني و اوباما به وضوح ديد كه او چقدر جدي و استراتژيك به آينده دور براي امريكا فكر مي كند. و اينكه امريكا اين را به درستي فهميده كه مخصوصا الان با روي كار آمدن روحاني هر گزينه ديگري به غير از دوستي با ايران، ايران را هميشه بايد يك استخوان در گلوي سياستهايش در خاور ميانه بداند چنانكه بوده است و توانايي ماندن را هم دارد. وگرنه كيست كه نداند منشا تمام تفكرات جهادي و برداشت هاي سياسي از اسلام خود ايران بوده و است و اعراب سلفي و القاعده به گرد پاي ايران هم در اين زمينه نمي رسند. لذا تا زماني كه امريكا دوست ايران نباشد زهر ايران شده از آستين القاعده و عربستان به امريكا ميريزد، اصولا تندروي عربستان هميشه آرام و محافظه كار زاييده كارهاي راديكال ايران است، اگر ايران آرام باشد اعراب هم اصولا زياد حال و حوصله شلوغ كاري ندارند و با پول نفتشان خوش بودن را ترجيح ميدهند.

غریب آشنا گفت...

دلقک عزیز ، اما من فکر می‌کنم که یک جای کار به بن بست خورده که مقام رهبری دوباره فحش خواهر مادر دادند به اسرائیل و آمریکا و ۵+۱ و ۲+۳ و ۴+۱ و تمام مغرب زمین ( نصف کره زمین).ختم کلام اینکه من فکر نمی‌‌کنم اونی‌ که آقا می‌خواد این ۵+۱ بهش بده، یعنی‌ هر کی‌ داره دوباره ساز خودش رو میزنه. فکر کنم بهتره این ۲ تا برای یه بار هم شده بزنن به تیپ و تار هم، بالاخره یکی‌ روش کم میشه، با دندون پوسیده تا کی‌ میشه سر کرد برادر من. یه این آمریکا هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه یا اینکه حاضرت آقا می‌فهمند که به هر دیواری نمی‌شه شاشید. عمرمون همش رفت عزیز من.

ناشناس گفت...

غریب اشنا
راست می گویی. مرگ یکبار شیون هم یکبار. بر خلاف تحریم که هیچ سختی متوجه خامنه ای و دار و دسته اش نمی شود, در جنگ چهارتا تیر و ترکش هم اخوند ها خواهند خورد و حساب کار دستشان خواهد آمد . این جماعت بشدت ترسو هم هستند. بزنند مثل راکتور عراق و سوریه کار را تمام کنند خیال همه راحت!

شاد گفت...

رهبر از این ور سنای آمریکا از اون ور تهدید میکنند ودیوانه ای بنام نتان هیاهو هم وسط معرکه رقص عصبی میکند ,اما سازش صورت خواهد گرفت. موافقتنامه امضا وتحریم ها به تدریج برداشته خواهد شد. جیغ وداد رهبر هم از همین است . دارد در تله رابط با آمریکا میافتدویک عمر دشمن دشمن کردنش باد هوا میشود. کنترل وخراب کردن مذاکرات خارج از توان اوست. جنگی در نخواهد گرفت , اباما مرد صلح است مرد تفکر, مرد کار است نمیخواهد ابراز دست نئوکان ها و اسراییلی ها باشد بهایش را هم دارد میپردازد.به اباما باور داشته باشید. از روز اولی که تبلیغات انتخاباتی را شروع کرد گفت که با ایران کنار خواهم آمد. او قدر ایران را میداند به رژیم و رهبری هیچ اهمیتی نمیدهد رهبر و اطرافیانش جنگ میخواهند تا عقده هایشان را با غرش توپ و تقنگ به همه نشان دهند درست مانند نتان هیاهو وآن عقب مانده ذهنی بوش! اباما بهترین رییس جمهوری است که تاریخ آمریکا به خود دیده.

ناشناس گفت...

تیمسار!
واقعا دوست دارم نظرتان را در باره هارپاک آریوشین آهستان بدانم .

مستانه گفت...

فعلا روند مذاکرات امیدوار کننده س...
گره رو نباید با دندون باز کرد دوستان.
جنگ همیشه باید گزینه اخر و ناگزیرترین انتخاب باشه.

http://ava.shahrmajazi.com/upload/subdomain/ava/tools/ava-1392-3-7-2-9-21Secret%20Garden%20-%20Ode%20To%20Simplicity.mp3

ناشناس گفت...

سلام دلقک جان

من به شخصه تمایل دارم که این اجلاس به نتیجه ای مثبت برسد چون منافع خودم و خانواده و هم میهنانم شدیدا به این موضوع وابسته است.
ولی گذشته از همه دلایل و منطق های مطرح شده بنظرم میرسد که توافق با یک دیکتاتور اصلا معنا ندارد.وقتی شخصی به هیچکس حتی مردم مملکت خود خود را پاسخگو نمی بیند به هیچ توافق و تعهدی پایبند نخواهد ماند.
مثلا فکر میکنید اگر صدام تا امروز در قدرت باقی مانده بود تغییری در رفتار و ماهیتش بوجود می آمد؟
با فکر می کنید بعد از مردنش و سر کار آمدن پسرش وضع مردم عراق بهتر میشد؟ فکر میکنید با مردن رهبر کره جنوبی وضع مردم بهتر شده؟
دیکتاتوری را نمیشناسم که با تمایل شخصی از قدرت کناره گیری کرده باشد. شاید تا دو سال پیش بشار اسد ضعیف ترین و بی عرضه ترین دیکتاتور دنیا به حساب می آمد. ولی تا امروز از قدرت کناره گیری نکرده.
شاید در ذهنتان بلافاصله شروع به استدلال کنید که به فلان و فلان و فلان دلیل شرایت ایران و حکومت ایران متفاوت از دیگران است ولی در اول صحبتم گفتم که من فارغ از هر استدلال و منطق سیاسی و بر مبنای واقعیتهای موجود نظر خودم را مطرح کردم.
یا حق

غریب آشنا گفت...

البته من هم جنگ را همین‌جوری گفتم، منظورم این بود که شاخ و شانه‌ کشیدن تا کی‌ ؟ عمرمون رفت. من سخن رانی‌ امروز جنتی را نمونه منطق حاکم بر این ناسیستم میدانم.از این تجمع ناهنجاری‌ها ( نقش پررنگ حکومت+ نقش کم رنگ تر مردم) اصلا بردار جهت داری بیرون نخواهد آمد. اگر توافقی هم بشود با ۵+۱ دو نتیجه خواهد داشت : اولا منافعش نصیب ملت نخواهد شد، دوما در اولین فرصت مناسب ایران زیر میز بازی خواهد زدّ، چون آن بردار جهت دار در کشور وجود ندارد. همه زیگزاگ میروند، حکومت ، مردم، حتی بچه‌ها هم بلدند و انجام میدهند. میدانم در همه جای دنیا این زیگزاگ هست ، ولی از این نظر ما سرامد هستیم . تا پریشانی افکار در بین سیاسیون و ما مردم این کشور حل نشود و تکلیف مان را با خودمان روشن نکنیم، چیزی بهتر نخواهد شد.شما فکر کن که تا حالا صدها میلیارد دلار برای این بحث اتمی‌ شدن خرج شده ، فکر می‌کنید چند نفر خبر دارند که مبلغ دقیق چقدر است؟ نه‌ طرح توجیهی‌ این ابر پروژه در مراجع صلاحیت دار بررسی شده، نه‌ همین مردمی که داد میزنند حق مسلّم ماست میدانند که چه چیزی حق مسلم آنهاست. الان هم برای اینکه پیش مردم آبروریزی نشود و جبروت ملوکانه خدشه دار نشود باز هم از جیب همین مردم خرج میکنند و این داستان ادامه دارد تا عمر ما تمام شود و بدبخت نسل‌های بعدی. اینها در مذاکره با ۵+۱ به چیزی نخواهند رسید که نفع ما مردم باشد. چندتا آدم ایرانی‌ که اختیار محدود دارند در پارامترهایی که بصورت Live در حال تغییر است حتی در نزد آن کسی‌ که حرف آخر را میزند همیشه، حالا این چند نفر نشسته اند مقابل نمایندگان ۶ کشور که سرآمد هستند در خیلی‌ از امور و حواسشان هست به حرفی‌ که از دهانشان بیرون میاید، حالا همین گروه حیران ایرانی‌ می‌خواهد سّر این ۶ کشور کلاه هم بگذارد ضمنا. آقا شدنی نیست، هست اما به شرط یک توافق ننگین برای طرف ایرانی یعنی‌ ملت ایرانی. حکومت فقط به دنبال بقای خود است و بس.

ناشناس گفت...




مردم باقي دنيا به فكر اين هستن تعطيلات سال نو رو كجا برن انوقت ما... خدايا اين مسير زندگي ما رو يه بررسي مجدد كن قسمت آسفالتش افتاده رو دهنمون!

(كامنت يكي از خوانندگان خبر آنلاين براي خبر كشيده شدن مزاكرات اتمي به روز چهارم)

امیدوار گفت...

دلقک راست میگوید سازش و کنار آمدن با غرب بیشتر به نفع مردم است تا حکومت. زمان میبرد تا ببینیم و درک کنیم .