ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۰, جمعه

لیاقت علی دایی برای آلکس فرگوسن شدن در پرسپولیس!



1- در حالیکه جمعه است و سیاست تعطیل؛ مثل روزنامۀ بهار که بیشتر خود تعطیلی خواندمش از سوی پورعزیزی بخاطر اختلافات مالی و روشی با محمد رضا عارف و فرار از تبعات پاسخگویی به روزنامه نگاران بیکار شدۀ بهار که تعطیلی بدون بهانه را تاب نمی آوردند؛ و همین طور تعطیلی مشاعر رهبر کشور که  دچار هذیان گویی شده در "به کوچۀ علی چپ زدن" خودش از علت اصلی رشد منفی جمعیت در ایران که همانا شکست کامل جمهوری اسلامی برهبری خودش باشد؛ بهتر دیدم که سری به باشگاه محبوبم پرسپولیس بزنم و ضمن تبریک صعودشان به صدر جدول لیگ برتر بعد از دو سال حسرت؛ و پیروزی امروزشان در جام حذفی؛ حسم را و داوری ام را بگویم در مورد علی دایی بزرگ در کسوت سرمربی سرخپوشان!

2- علی دایی پس از چند سال مربیگری در تیم های مختلف و در بازگشت مجدد به نیمکت پرسپولیس بطور کاملاً مشخصی بلوغ کاریش را نمایان کرده است و می کند. و مرا بشدت یاد سرآلکس فرگوسن کبیر سرمربی اسطوره ای منچستر یونایتد انگلیس می اندازد بدون اینکه قصد اینهمانی داشته باشم چه در مقایسۀ سطح فوتبال ایران و انگلیس و چه نیت برابر نهادی داشته باشم بین دو باشگاه منچستر یونایتد و پرسپولیس از هر نظر و هیچ نظر. لذا حرفم فقط مربوط است به خصوصیات شخصیتی و مربیگری این دو اسطورۀ فوتبال دیروز و امروز اروپا و آسیا؛ و بهتر بگویم گذشته برای فرگوسن و آینده برای دایی.

3- مربیان درجه اول دنیا همه بدون استثناء دارای چهار ویژگی برجسته و مشخص هستند که بدون این چهار خصیصه امکان صعود به ردۀ مربیان طراز نخست را ندارند. این چهار ویژگی عام عبارتند از اول: کاریزمای شخصی و  جاه طلبی، دوم:انضباط کاری، سوم: تأثیر ناپذیری و یکه تصمیمی بعد از رایزنی و مشاوره و چهارم: سخت کوشی و پشتکار سمج. بنظرم اما دو برجستگی خاص دیگر که فقط معدودی از مربیان می توانند داشته باشند و دارند همان دو ویژگی است که سرالکس فرگوسن اسکاتلندی و علی دایی ایرانی - هرکدام در ورژن خودش - نیز در حد اعلا دارند. و آن دو ویژگی بسیار مهم عبارتند از:

الف- ذهنیت همیشه برنده: به این معنا که این قبیل مربیان دارای چنان ذهنیتی هستند - آن را بشاگردان شان هم منتقل می کنند - که جز به برنده شدن به هیچ گزینۀ دومی نمی اندیشند چه در بازی های رسمی باشد و چه دوستانه و چه در برابر بزرگترین حریفان باشد و چه در مقابل ضعیف ترین رقیبان. بنظرم راز کامیابی فرگوسن در منچستریونایتد همین بود و راز در حال کامل شدن علی دایی هم همین است.

ب- اعتقاد به جوانان: ممکن است حق داشته باشیم که ویژگی "ذهنیت همیشه برنده" را به خیلی از مربیان بزرگ دنیا هم متسرّی بدانیم؛ اما در موضوع اعتقاد به جوانان و اعتماد به آنان و سعی در تربیت و بکارگیری و میدان دادن به آنان هم فرگوسن یک نمونۀ کامل بود و هم علی دایی یک نمونۀ در حال تکامل است. با این توضیح اجمالی که خیلی از مربیان بزرگ حداقل پس از کسب شهرت اولیه می روند سراغ بازیکنان درجه اول و کهکشانی و پرورش یافته در فوتبال های دیگر یا تیم های دیگر و با دستچین کردن بهترین بازیکنان سایر تیم ها و فوتبال ها تیم هایشان را می بندند و البته اغلب هم موفق به در آغوش گرفتن شاهد پیروزی می شوند. اما بسیار نادرند مربیانی مثل فرگوسن - آرسن ونگر را نگفتم چون به اندازۀ کافی جام نبرده - که بدون ریخت و پاش های تیم های متمول؛ جوانان گمنام و کمنام را می خرند و بطور مرتب نیز جوانان خودشان یا خریداری شده را به تیم تزریق می کنند و از آنان ستاره و کهکشانی می سازند. علی دایی نیز از همان ابتدای مربیگریش چه در سایپا و چه در تیم ملی و بعد راه آهن و اینک پرسپولیس بشدت از این تز تبعیت کرده و استفاده می کند؛ و بدون توجه به نام ها از عناصری که بتوانند به تیم و باشگاه و آینده کمک کنند سود می برد.

3- این را به این دلیل هم مهم دانستم  بنویسم زیرا اگر بطور طبیعی دولت کمی عاقل - مثل همین دولت فعلی - در ایران حاکم باشد که انتظار می رود حداقل 8 سال آینده چنین باشد؛ امیدوار باشیم که تغییرات مدیریتی - مالکیتی رو به بهبود در پرسپولیس، تزلزل در موقعیت علی دایی بوجود نیاورند. تا او با ثبات لازم بتواند هم پرسپولیس را به افتخارات زیادی برساند و هم خودش تبدیل به شناسنامۀ غیرقابل تعویض پرسپولیس بشود. علی دایی لیاقت و اراده و سخت کوشی و توان مدیریتی این کار را دارد و می تواند به الگوی مربیان در قارۀ آسیا تبدیل بشود. یا...هو

۵ نظر:

سه چرخه گفت...

مرسی تیمسار پرسپولیسی :-)

یک چیزی که در علی دایی است و من میخواهم که خیلی زیاد در ایرانیان کپی پیست شود و به خاطر همین ویژگی اش هم چشمم را بر روی خیلی از کارهای تندش مانند برخورد با کمک داور میبندم و در جمع های دوستانه از او دفاع می کنم این است که با تمام وجود پیروزی در کاری که پیش گرفته است را می خواهد، و به هر قیمتی که شده - نه در حد احمدی نژاد و به هر وسیله ای که شده - در صدد انجامش بر میاد، طوری که برایش مشخص است از اول کار که شکست پایان زندگی است گویا! الان که به نوشته شما نگاه می کنم یک طور همان معنی بند "الف" را میدهد، شاید!
من معتقدم که علی پروین تمام موفقیتهایش را حداقل 80 درصد در زمان مربی گری مدیون آدرنالینی بود که با ببخشید فحش هایش در بدن بازیکن ها تزریق میکرد. آنلکا(؟) چند وقت پیش انتقاد کرده بود که مورینیو ما را مثل سگ هار به زمین میفرستاد در چلسی!!

دلقک امیدوارم که این پیچ مذاکرات تا انتهای آبان به خوبی طی شود و این حسن روحانی از لاک دفاعی کمی بیرون بیاید، چون ایشان گویا این یکی ظرف رو معتقد هست که به ظروف دیگر متصل نیست.ولی یک حسی دارم که حسن در حال جا انداختن یک نگاه عاقل اندر سفیه است در مورد تندروها، به این معنی که اعتقاد داره کلاس ریس جمهور اصولا بالاتر از این است که به وز وز های اینان واکنش نشان بدهد. و شاید هم به زد و بند پشت پرده و کلاسیک خیلی بیشتر معتقد است. البته به نظرم لاکش زیاد دفاعی نیست آنقدر که اصلاح طلبان هم شلوغ کردند-چون اتفاقات خیلی مهمی هم نیافتاد- و خاتمی هم که تذکر به موقعی داد. و ظریف هم تذکر داد که برای تغییر باید صبر کرد، این دولت تازه 4 5 ماهشه و به اندازه 5 ماه خیلی خوب عمل کرده.

ناشناس گفت...

dalghake garami, bayad yek chizi beguyam, ke Azarbayjaniha aksaran mardome sakht-kooshi hastand. wa Ali Daee alawah bar azari-boodan be nazare man kheili mihan-parast ham hast.yadam miyad ke che sakht-kooshi mikard baraye qualification team melli baraye jam-haye asia ya jahani. man khodam azari nistam wa in harf ra mizanam. payandeh bashid.

ناشناس گفت...

سلام دلقک جان نمی دونستم به فوتبال هم علاقه داری تیتر مقاله رو که دیدم فکر کردم مطلب طنز هوا کردی.ولی با تقدیم و پاشش عذرخواهی فراوان باید بگم خیلی سطحی بود.
مقایسه جوانگرایی دایی و فرگسون چندتا مشکل داره. اولا که بازیکنان پرسپولیس از آنجایی که جثه کوچکی دارند از نظر سنی هم کم سال به نظر میان به جز یکی دو بازیکن مثل عالیشاه و صادقیان بقیه سن بالا محسوب می شن. خلعتبری کفشگری علی عسگری و ماهینی به ترتیب با 30، 27، 26، 27 چندین سال پیش جوون بودن در مقابل جوانان 17-18 ساله فرگوسن.
نکته دیگه اینه که جوانای پرپولیس همه تو تیم های دیگه پرورده شده بودن و بعد پرسپولیس برای خریدشون ریسک کرد. جوونای فرگوسن واقعا گمنام بودن و بعد زیر دست فرگوسن ساخته و پرداخته شدن. تازه اگه تو این نیرنگستان فوتبال بشه به این سنا اعتماد کرد.
ما چون جمعه و شنبه مون فرق نداره این نامه توقیعی به خط یه فوتبالیست رو برات گذاشتم.

ناشناس گفت...

ینوایی، شیخ حسن را دید و دامانش گرفت
شیخ گفتا: «ای برادر این عبا، افسار نیست؟»
گفت: «می‌دانم، ولی دارم سؤالی از شما»
گفت: «اکنون فرصتِ پاسخ، در این دیدار نیست»
گفت: « از فقر و گرانی، جان ما آمد به لب »
گفت: «می‌دانم، گرانی قابل انکار نیست»
گفت: «می‌دانی حسن؟ پس زودتر کاری بکن»
گفت: «مشغولم، ولی سخت است، ره هموار نیست»
گفت: «پس این قیمت بازار را تثبیت کن»
گفت: «با بازار، ما را قدرت پیکار نیست»
گفت: «حرفی لااقل از قطع یارانه نزن»
گفت: «اما در خزانه، درهم و دینار نیست»
گفت: «پس کِی میگشاید آن کلیدت قفل‌ها؟»
گفت: «بی‌تابی مکن، صبرت چرا بسیار نیست؟»
گفت: «صبر ما گذشت از حضرت ایوب هم»
گفت: «عمر نوح پیدا کن، اگر دشوار نیست!»
گفت: «دیدار اوباما را نرفتی، پس چرا؟»
گفت: «ما را رخصت این وصل در انظار نیست!»
گفت: «پس کِی بشکند این حلقه‌ی تحریم‌ها؟»
گفت: «دشوار است، کار یک نفر، یک بار نیست!»
گفت : «شیخا! پس چه شد آزادی زندانیان؟»
گفت: «با حکم قضایی، هیچ ما را کار نیست»
گفت: «اکنون مصلحت را در چه می‌بینی حسن؟»
گفت: «ساکت باش، چون سودی در این اشعار نیست!»
شعر از: محسن مردانی

یاس گفت...

جناب تیمسار، من از ۲۵ سال پیش فرگوسن را می‌شناسم و احوالاتش را پیگیر هستم، نظر جنابعالی متین ولی‌ آقای دایی کجا و فرگوسن کجا؟ اصلا این شباهت هایی که شما میگی‌ نمیتواند وجود داشته باشد به واسطه شخصیت متفاوت این دو. علی‌ دایی شخصیت خوبی‌ دارد ولی‌ در طبقه بندی شخصیت‌ها با فرگوسن در یک دسته نمی‌گنجند ابدا.