ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

بمب خبری اصلاح طلبان: دانشجویان پیرو خط امام از دولت و مردم امریکا عذرخواهی خواهند کرد!


مقدمۀ اول:

1- انقلاب در ایران تا قبل از پیروزی و آزاد شدن و بازگشت از خارج رهبران و نیروهای چپ کمترین نشانه های ضد امپریالیستی از خود بروز نداده بود و نه در شعارهای مردم و نه در حرف های رهبران مخالفت با امریکا و غرب نبود یا عمده نبود.

2- روحانیان سیاسی در ایران با وقایع 28 مرداد سال 32 نه در هنگام وقوع و نه بعد از آن مخالفتی نداشتند و کمترین اعتراضی نکرده اند و نه در سال های پیروزی انقلاب حرفی از خیانت امریکا در کودتا علیه دولت ملی بوده است. طرفه اینکه نخست وزیر معزول ایران دکتر محمد مصدق نیز نه تنها مورد وثوق روحانیت نبوده بلکه بعد از انقلاب تا حد مرتد و کافر هم مورد نفرت قرار داده شده است.

3- نتیجه از مقدمۀ اول: ارجاع تاریخ دشمنی امریکا با ایران به 60 سال پیش اصالت گفتمانی در ادبیات روحانیان ندارد و در سال های اخیر ساخته شده است.

مقدمۀ دوم: امریکا بعنوان ابرقدرت بلامنازع تمام قرن بیستم میلادی بدلیل ژن مستعد وسالم و ماجراجو و بلندپرواز کاشفان و بنینانگذاران اولیۀ آن از سویی و جهش خارق العاده اش در پیشرفت و تکنولوژی - با همراهی جغرافیای طبیعی سرزمین قارۀ جدید - تا سرحد ابرقدرت شدن سریع از سوی دیگر دارای مردمانی بشدت خودبرتربین و مغرور و سرافرازجو بود و است. آمریکائیان نسل اول و اعقاب شان باور دارند که هیچکس و هیچ ملتی جز آنان شایستگی الگو شدن و رهبری جهان را ندارد. و این روحیه را حتی به رنگین پوستان امریکایی هم سرایت داده اند.

متن: بنابراین تاریخ شروع دشمنی بین ایران و امریکا مشخصاً به تصرف سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان خط امام برمی گردد و شروع کننده هم ایران بوده و نه امریکا. حتی علت اشغال سفارت بر فرضی استوار کرده شده بود که در نهایت معلوم شد که درست نبوده و امریکا قصدی برای کودتا و بازگرداندن رزیم شاهنشاهی نداشت و شاه را فقط بدلیل بیماری به امریکا پناه داده بود.

اشغال سفارت امریکا نیز اتفاق نمی افتاد اگر دانشجویان عمل کننده قبل از ورود به سفارت و اشغال آن موضوع را به آیت الله خمینی اطلاع و کسب تکلیف می کردند. زیرا تقریباً همۀ مشاوران امین و درجه یک آیت الله خمینی در آن زمان از دولت گرفته تا مربع روحانیان حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر و یزدی و قطب زاده با چنین حرکتی مخالف بودند و آیت الله خمینی بدون مشورت با آنان مجوز اشغال نمی داد. علت موافقت هیجانی آیت الله خمینی با حرکت دانشجویان پس از اشغال هم برمی گردد به اینکه اصولاً او با حرکات پوپولیستی بعد از اتفاق در قبل و اوایل پیروزی انقلاب مخالفت نمی کرد زیرا از سر خوردن هوادارن انقلاب بیمناک بود. لذا در جو بسیار وحشتناکی که گروه های ضد امپریالیست چپ بلافاصله پس از تصرف سفارت امریکا راه انداختند آیت الله خمینی نمی توانست علیه این اقدام عمل کند. ضمن اینکه ایشان خودش هم رأساً حرکات پوپولیستی توده ها را هم تنها سرمایه و هم درست می دانست و اگر در هر موردی مشاورانش منع نمی کردند بنفع هیجان و خواست توده ها وارد عمل می شد. نتیجۀ بسیار مهم اینکه اگر سید محمد خوئینی ها سرخود و با هر انگیزه ای هم ان اشتباه وحشتناک فتوا دادن به اشغال سفارت از سوی امام خمینی را نمی کرد دانشجویان هم به سفارت حمله نمی کردند و تاریخ جمهوری اسلامی اینقدر غم انگیز نوشته نمی شد.

اما بهرحال و سوگوارانه آن اتفاق افتاد و امروز کمتر منطق و عقلی است که قبول نکرده باشد که همۀ مصیبت های بعدی جمهوری اسلامی اعم از جنگ و کشت و کشتار و ویرانی و رادیکالیسم - حتی بی سابقه در تظاهرات و کشمکش های منجر به  پیروزی انقلاب - هم بوجود نمی آمد. اما آن حرکت ویرانگر قبل از اینکه خسارت ویرانی ایران در امتداد بعدی آن حمله به سفارت امریکا را رقم بزند یک افتخار و پیروزی آنی هم برای انقلابیون بار آورد که همانموقع بلافاصله هم در کلام رهبر انقلاب و هم در پز دادن های بعدی روحانیان و چپ ها جای محکم و نمایانی پیدا کرد. و آن پز و پیروزی و کُری خوانی چیزی نبود جز شکستن هیمنۀ ابرقدرتی امریکایی مغرور توسط انقلاب خمینی. 

منظورم از این تاریخ گویی گسسته این است که ماجرای اشغال سفارت امریکا در ایران خراش بی التیامی به روح مغرور امریکایی قدرقدرت انداخت که هنوز بعد از سی وچهارسال التیام نیافته و با اینکه امریکا با استفاده از قدرت سخت و نرم خود همۀ خسارت های وحشتناک را به جمهوری اسلامی تحمیل کرده اما بنظرم می رسد که هنوز آن خراش روحی در ذهن و جان بسیاری از امریکایی ها - بویژه سفید پوست - باقی است و التیام نیافته. درست است که لابی اسرائیل مهم است و طرز تفکر نئوکان ها چنان است و ده ها و صدها عامل دیگر در جامعۀ امریکا بضرر بهبود روابط فی مابین عمل می کند. اما این را هم می دانم که بسیاری از این دشمنی های آشتی ناپذیر بر روی آن روح خراشیده در سی و چهار سال پیش سوار می شوند و نمی گذارند مردم امریکا با وجدان آزاد داوری و قضاوت کنند و به تصمیم "آشتی خوب است" برسند.

و جان کلام اینکه: حالا دیگر سی و چهار سال از آن تاریخ گذشته است. دانشجویان 18- 20 - 22 ساله های اشغال کنندۀ سفارت امریکا در مرزهای 60 سالگی ایستاده اند. و مهمتر اینکه آن دانشجویان چپ و راست تحت تأثیر و در رقابت با مارکسیست ها امروز به مردان پخته و لیبرال و اصلاح طلبی تبدیل شده اند که هر کدام روشنفکران و مسئولان - وحتی برخی ها مبارزان جدید و زندانی های جدید - مهمی هستند. و حالا که همۀ دشمنکامان کمر همت بسته اند که روحانی و اوباما موفق به آشتی نشوند جای همۀ ایران دوستان و انسان خواهان و زندگی خواهان کاملاً معلوم است برای هرچه بیشتر تلطیف کردن روابط فی مابین ملت ها و دولت های ایران و امریکا. و بنظرم مهمترین قدم جامعۀ مدنی ایران در حال حاضر عذرخواهی رسمی دنشجویان پیرو خط امام از ملت و دولت امریکا خواهد بود. لذا صمیمانه به این عزیزان توصیه و پیشنهاد می کنم که قبل از شروع مذاکرات ژنو در هفتۀ آینده رسماً بیانیه صادر کنند و از امریکا عذرخواهی کنند. یا...هو
خدا نگه دار!

۵۳ نظر:

ناشناس گفت...

خدا نگه دار رفیق جان

عمو دلار

Pouyan Ziafati گفت...

سلام دلقک عزیز
برای نوشته ی اخر عالی تر از این نمی شد
ولی لطفا هر چندی یادی از ما بکن
من که تا مدتها بی اختیار به سیرک سر خواهم زد.
سلامت و شاد باشی
دوستت دارم یه دنیا
‍پویان

مستانه گفت...

از خداحافظی بیزاااااااارم.....

مستانه گفت...

خلایق هر چه لایق!
ملتی که خودش رو به خواب زده لیاقت بدتر از اینها رو داره..
توطئه پنداری از ذات خبیث پیروان خط امام ، که تنها خود و روش و عقیده خودشون رو برتر میدونن ،جدایی ناپذیره..
بنابراین تا هر زمانی که کوچکترین اثری از اثار این نسل طالبان مسلک در جای جای این کشور هست ،این سرزمین طعم خوشبختی رو نخواهد چشید.
دموکراسی حاصل اصلاحات نرم و با حوصله است..و سران مملکت ما جز تکبر و نخوتی پوچ و بی حاصل، بویی از تدبیر و حوصله و مصلحت اندیشی نبردن!
زیرساخت داشتن جامعه ای ازاد و مترقی،داشتن مردمانی ازاد اندیش و لیبراله..در حالیکه ایران تا رسیدن به چنین مرحله ای فرسنگها فاصله داره..
ما نسلی هستیم که به خاطر گناه ناکرده این وسط باید بسوزیم و خاکستر بشیم..!
خدا نیامرزه باعث و بانی اون جرقه اولیه انقلاب سی و اندی سال پیش رو
امشب حالم خوب نیست...
شما تعطیل کردین سیرک رو
شاید مشکل از من بود که دیر رسیدم!
شاید هم این از خصوصیات ادمای جهان سومیه که زود دل میبندن
و البته که شما جهان سومی نیستین...خوش بحالتون...!
اما من خداحافظی نمیکنم و اینجا رو کما فی السابق میام...

همیشه شاد و عاشق و تندرست باشی...بابایی نازم...

ناشناس گفت...

پشیمانی و ندامت از این کار چپیها چند ساله به انحاء مختلف داره خودشو نشون میده شاید بقول شما اعلام ندامت و عضرخواهی رسمی بتونه چراغ سبز دیگه ایی برای بهبود ارتباط باشه بشرطی که مورد حمایت دستگاه دیپلماسی هم قرار بگیره. به امید انروز
تیمسار چشم براه برگشت دوباره شما هستیم.
پاینده باشی
آرش

مانی گفت...

خداحافظ رفیق! با همه چپ ستیزی هایت و انداختن همه تقصیر ها به گردن چپها تا حد کپی کردن دروغهای سلطنت طلبان درباره آنها که میدانی دروغ هم فروان میگویند, از اینکه چند سال با شیوه زیبایی نوشتی تشکر میکنم ازت. و ... بین چپ ها و اصلاح طلبان و بین کسانی که به سفارت حمله کردند و کسانی که فقط چپ بودند و بیزار از برده داری مدرن وبیزار از دین مرزهایی وجود دارد که آگاهانه نادیده میگیری .... باشد. تاریخ نوشته خواهد شد و بت سرمایه داری شما هم قضاوت شایسته اش را از تاریخ دریافت خواهد کرد.بازهم تشکر از زیبایی قلمت .

ناشناس گفت...

من فقط نگرانم از اینکه به کاری به این مهمی(معذرت خواهی) به دید چیپی مانند فشار تحریم ها و غیره نگاه شود. همانطور که به چراغ سبز آقای خامنه ای این چنین انگ هایی رو زدند.

امیدوارم تو این مدت کلا خود را بازنشسته مپندارید تیمسار، و طبق حرف خودتون وقتتان بیشتر به تفکر و بازنگری به گذشته در جهت بهبود تصمیمات آینده برای ایران فردا سپری شود. شاید برای همه ما لازم باشه لمحه ای با آسودگی به دنیا نگاه کنیم و "باورمان شود" که آن 8 سال و مخصوصا آن 4 چهار سال کابوس وار گذشت و گذراندیمش و حال باید طرحی نو در انداخت که روزی دگر فرا رسیده است.

خدا نگهدارت دلقک، دلقکی که همیشه خنده و امید رو به دل بچه ها آوردی.
سه چرخه.

تلخک گفت...

خداحافظ عموجان. سه سال محفل گرم سیرکت رو عاشقانه تماشا کردم و لذت بردم. کامنت نمی ذاشتم چون تحلیلگر و اینا نبودم اما اون گوشه موشه ها می خندیدم و امید و شادی رو تو دلم نگهبانی می کردم. شاد باشی و همه عمر به عزت سر کنی.

ناشناس گفت...

دلقك عزيزم، به اميد ديدار، هر از چند گاهى يك سيرك سيار راه بينداز كه بچه هاى محل رو شاد و سرو حال كنى و هم حاج حسين خيلى خوشحال نشه و يكه تازى نكنه.
شاد و سلامت باشى و اميدوارم بازار عذر خواهى هم داغ بشه.
ارادتمند هميشگى.
افشين قديم

ابوالفضل گفت...

منم از خداحافظی بیزاررررم...
...

ناشناس گفت...

سلام
چراخداحافظی؟؟
تو اداره ما نوشته های شما کلی هواخواه داره.
تازه همه داشتن یه پا مطلع و تحلیل گر میشدن
حیفه دیگه ننویسید. علت علاقه ما به سیرک شما دید متفاوت و تفسیر دلنشین شما از وقایعی است که پیش چشم ماست ولی دیدن انها به صورتی دیگر تخصص شما.
منتظر بازگشت شما هستیم
امیر-یزد

نظام گفت...

آمریکا هر چه کرده در جریان 13 آبان این ما بودیم که اشتباه کردیم و باید قدرت پذیرفتن اشتباه را داشته باشیم این معذرت خواهی ضعف نیست بککه پذیرفتن معاهدات جهانی است و تضمین به عدم تکرا.
درود بر تو

غربگرا گفت...

من هم صمیمانه به این عزیزان توصیه میکنم مراقب سلامتی خودشان مخصوصا گردنشان باشند. بزودی با آنها کار خواهیم داشت!

MiM گفت...

اين چند روز، هرچه سرزدم اينجا با ترس بود. ترس از ديدن آخرين جمله. ترس از اين خدانگه‌دار.
چه مي شود كرد اما...؟
حالا كه قرارتان بر رفتن است و خداحافظي، مدار من هم بر قرار شماست كه بسيار آموختم در اين چند سال از شما كه مهم‌تر از همه نگاه كردن و چگونه ديدن را به من آموختيد. سپاس به خاطر همه روزها و شب‌هاي با هم بودن...
نيت كردم و تفالي زدم... هديه به شما دلقك عزيزم...
و خدا نگه‌دار
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
ترا من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم
ترامن چشم درراهم .
شباهنگام ،در آندم كه برجادره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم ياد آوري يا نه
من از يادت نمي كاهم
ترا من چشم در راهم
جناب استاد ، هميشه شاد و سلامت و پيروز و پاينده باشيد ، اميدوارم كه انتظار بازگشت شما ، كوتاه باشد ، خداحافظ

ولی گفت...

نوشته هایت را خواندیم و از آن کم بهره نبردیم و بدین رو، سپاس لازم است؛ خدایت نگه دار باد!.

حیرون گفت...

من فقط ۳/۴ ماه باهاتن اشنا شدم و واقعا خیلی اموختم.....امیدارم نظرتون عوض بشه و برگردین و بیشتر ازتون یاد بگیریم....در پناه حق

دوره گرد گفت...

کجا تیمسار...

از قسم دادن خوشم نمی آید ولی خداوکیلی جان عزیزت خداحافظی نکن مرد! ما بعد چندین سال یک جا پیدا کردیم که با درصد زیادی از حرفها موافقیم و تحلیل های دقیق در آنجا می توان یافت - صرفنظر از قالیباف! - حالا می خواهی ول کنی بروی؟
ادامه بده چون هنوز آن دلایلی که برایش سیرک را باز کردی حی و حاضرند.. چیزی عوض نشده... جهل جماعت سرجایش است و آن طرف ماجرا هم سرجا... زحماتت و این خیل خوانندگانت را که تا اینجا آورده ای رها نکن... دوست داریم ادامه بدهی.. نوشتن و تحلیل کردن و روشن کردن را ادامه بده مرد!

ناشناس گفت...

سلام
خداحافظ
چیز دیگر اگر یافتی
اضافه کن بر این دو
تا بل
باز شود
این در گمشده بر دیوار

ناشناس گفت...

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم
که اگر راه دهم قافله بر گل برود

جناب تیمسار موفق و پاینده باشید

آرش گفت...

به نظر من روحیه بی احترامی به نماینده سایر کشورها از بین نرفته و اگر جمهوری اسلامی دوباره جان بگیرد حتما دوباره این کار را خواهد کرد.

چون ایران اکنون غلام زرخرید روسیه و چین است و حکومت هر چند سال یکبار یکجوری باید به مردم نشان دهد که مثلا قادر ست و توانا.

- یکی از 15 میلیونی که رای نداد - شما هم دوباره برمیگردی...

ناشناس گفت...

سلام دلقک،
تا پنج ماه قبل، نکته بینی های تو در تحلیل واقع گرایانه ی مسائل روز ایران من رو هر روز به اینجا می آورد. بله تا یکی دو ماه قبل از انتخابات که - به عقیده ی من - بد جوری به جاده خاکی زی. البته شب بعد از انتخابات به جاده اصلی برگشتی اما - این اما مهم است - طولی نکشید که در حال رانندگی (وبلاگ نویسی)، به خواب خوشی فرو رفتی و شروع کردی به تعریف خواب هایت در اینجا. من هم خسته و ناامید هرازگاهی سری میزنم. اما دیگه حوصله ی خوندن دو پارگراف و یا بخش نظرات رو ندارم.

حالا نمیدونم موضع من یادت مانده یا نه که انتخاب جلیلی با تقلب رو مفید میدانستم تا کار زود تر یکسره شود. ظاهرن هنوز هم که فقط یک هفته تا اتمام ماه عسل روحانی و شکست قمار خامنه ای برای فریب غرب (با مدیریت انتخابات در رییس جمهور شدن حسن روحانی) بیشتر نمانده، از خواب خوش بیدار نشده ای.

حالا امشب که سری به سیرکت زدم و دیدم که هنوز رویا بافی میکنی، خواستم تلنگری در بخش نظرات به تو زده باشم با گفتن اینکه:
"آهای مردم؛ من دلم برای آن دلقکی که میبایست تا کنون چندین پست در مورد مذاکرات مهم هسته ای پیش رو نوشته باشد تنگ شده" آخر این را به که بگویم. "اینها این بار هم قصد کوتاه آمدن ندارند و دیری نیست که با تشدید تحریم ها، شرایط اقتصادی خیلی بدتر شود."

من قبلن به تو لقب "دلقک نکته بین" را داده بودم. الان آن را پس میگریم و به تو لقب "دلقک خوش خواب" را میدهم. من در سالهای بعد از انقلاب ایران خردسال بودم ولی میتونم حدس بزنم که روشن فکران خوش خیال و رویا بافی مثل تو (و نه لزومن خود تو)، اجازه ی تسلط روزافزون رژیم اسلامی بر ما را دادند.

پس الان وظیفه داری تا زمانی که نفس میکشی؛ مثل یک سرباز وطن پرست بنویسی تا کمک کنی ما از شر این دیکتاتوری نحس نجات پیدا کنیم؛ رویا بافی هم ممنوع.

با عصبانیت،
شهریار

خ.آ گفت...

استاد خسته نباشيد
نيازي به گفتن نيست كه چقدر دوستتان داريم.هرانچه شما را خوش باشد گردن مي نهيم. هر وقت خستگي تان در رفت برگرديد نزديك 4 سال است با شما يار شدم.هر روز به قرارگاهمان خواهم آمد تا برگرديد.
تنهايمان نگذاريد.

ناشناس گفت...

تيمسار عزيز چند ماهي است كه وبلاگت را مطالعه مي كنم من دانش آموخته مقطع دكتراي روابط بين الملل هستم و در اين چند ماه بسيار از شما آموخته ام گرچه با برخي ديدگاه هايتان موافق نبودم.متعجبم از اينكه چون شمايي با اين عمق بالاي تحليل در چنين روزها و سالهاي حساسي براي سرنوشت ايران عزيزمان به خود اجازه مي دهيد خوانندگانتان را از فضاي تعامل فكري قدرتمندي كه با هر يك از كامنتهايتان ايجاد مي شد محروم كنيد.وب سايت شما به يك برند در حوزه مطالعات استراتژيك تبديل شده پس اگر هم نياز به استراحت داريد كمتر بنويسيد ولي راه را ادامه دهيد.

ناشناس گفت...

دلقك جان،
هنوز دو روز از خداحافظى شما نگذشته، خبر كه به حاج حسين وشركا رسيد ، از خوشحالى بسته شدن سيرك شروع كردند به جفتك پرانى، به نظرم نبوى بايد يه خورده صبر كنه هنوز اوضاع به اون با ثباتى هم نيست .
ارادتمند ، افشين قديم

ناشناس گفت...

حمید-قم
سلام دلقک عزیز
من از اول سیرک تماشاگر ثابت بودم.شما یکی از معدود وبلاگهایی هستید که هر روز باید سر بزنم.مدعی شده اید که چون وبلاگ آنلاین خبری-تحلیلی هستید نمی توانید بصورت هفته نامه ای کار کنید.اما شما خیلی وقتها مطالبتان بصورت تحلیل عام است و بسیار بسیار مفید نمونه درخشانش همان "سکولاریسم مهوع" است.باور کنید شما بخشی از وجود ما شده اید.من واقعا دوست ندارم شما بروید. بمانید حتی اگر هفته ای یکبار.این اتفاق برای وبلاگ دیگری رخ داده و من هنوز با آن کنار نیامده ام.شما پیش قدم جدایی نباشید.

بهروز گفت...

سلام، کجا تیمسار ؟؟؟ مگه دست خودته که یکهو و‌ل کنی‌ و بری ؟؟ آقا شما الان مسئولیت اجتماعی داری در مقابل جماعتی که گرد تو جمع شده اند . میخوای به زندگی‌ شخصیت برسی‌؟ خوب این حق شماست، کمتر بنویس، هفتگی ش کن خوب، ولی‌ قطع کردن نه. مخلص

ناشناس گفت...

دلقک جان از بس جواد ظریف را چشم زدی مریض شد. یادمان رفت براش اسفند دود کنیم و نظر قربانی بدهیم.

ناشناس گفت...

یادمان باشد هــرگــز به یکدیگر نگوییم خداحافـظ!.......

ناشناس گفت...

شهریار جان
نظرت در مورد دلقک درست است. او مرد خوبی است که از شدت آرزو برای وطنش خواب های شتری می بیند و گاه لوف لوف می خورد و گاه دانه دانه! اولا روزی که وارد این وبلاگ شدم یک تضاد شخصیتی مسخره توی ذوقم زد یکطرف دلقکی مسخره که سعی دارد خود را فیلسوف معرفی کند و یکطرف تیمساری عالیقدر و خشک ! فکر کردم بالخره این اینترنت است دیگر و هر گوشه آن یک سازی می زند این هم یکجور. بعد دیدم که نه بابا این تضاد شخصیتی واقعا در لابلای مقالات نویسنده وجود دارد. گاهی از زبان یک دلقک سست شخصیت که حاضر است پای خامنه ای را ببوسد می نویسد و گاه هم همچون یک تیمسار با اراده با تیمسار قالیباف سان و رزه می بیند.زمانی از خاتمی ابراز برائت میکند و او را موشی بزدل می پندارد و زمانی دیگر او را علمدار شجاع لشکر اصلاح طلبان می کند!همه حرف هایش به سخنان خاله زنکی سپری شده است . انگار نه انگار که او نا سلامتی یک ژنرال بوده است و در میدان مبارزه به جزئیات به اندازه کلیات نباید بها بدهند. برای نجات یک سرباز , هنگی را قربانی نباید بکنند ولی او با افتخار میگوید"دلقک با جزئیات کشتی می گیرد. تا کلیات را نمایان سازد. درد ایران را مشکلات کوچک می داند که رفع آن باعث تغییرات مثبت بزرگ می شود ونه برعکس!" آفرین بر این استراتژیست بزرگ و دوست داشتنی ما که به هر چه اندیشمند است جیشیده!یعنی فرضا پرداختن به مشکل وام مسکن سرایدار مدرسه ما را سریع تر در امر مسکن انبوه کشور به نتیجه می رساند!
اولش از این مقاله ها خوشم می آمد برای تفنن بخوانم ولی با کمال تعجب دیدم که این توهمات واقعا طرفدار هم دارد!! و عده ای در میان آنها دنبال راه و توشه می گردند! همین هفته پیشبود که نوید داده بود که مقاله پیش بینی نوشته از مذاکرات اتمی که فقط امضا ان مانده است!! روح نوستر اداموس توی قبر از این پیشگویی لرزید! فکر نکنی که از کینه شخصی می گویمها! نه نه کسی من را می شناسد و نه دلقک را و بیشتر از همه او را دوست دارم ولی مانند مادری که می بیند طفل نوپایش مدام تلو تلو می خورد و الان هم با کله دارد می رود توی سماور آب جوش! واقعا برخی مواقع احساس می کنم دلقک دارد با کله دارد می رود توی سماور آب جوش!! فرزند دلبندم! من امیدوارم که او شان دلقکی خود را بداند و تنها بعنوان یک نظر دلقکی مطالبش را به خواننده ها بیان کند و نه بعنوان یک استراتژیست نابغه که از هر 10 تا پیش بینی اش یکی هم درست از کار در نمی اید.

سه چرخه گفت...

شهریار جان@

سیرک که تعطیل شده است فعلا و من هم دیگر حال و حوصله چانه زنی های قدیم را ندارم، فقط می توانم بگویم که شما عاجز از درک عمق نگاه دلقک هستید و دلقک در پس این چپ و راست زدن ها و در پس این ستایش و تقبیح هایی که مثلا از خاتمی می کند همیشه از یک اصل واحد پیروی میکند و به نظرم همیشه در یک خط راست حرکت کرده است.

در مورد جزییات، چند تا دلیل من هم دارم که اضافه کنم، اینکه اینجا یک وبلاگ است، و فقط با جزییات شما می توانید خواننده زیاد داشته باشید. در مورد جزییات و کلیات هم یک موضوعی هست، منظور از کلیات جهان بینی انسان ها و دین و نگرش آنها به دنیا نیست، چون از حوصله یک وبلاگ خارج است. تفاوت جزییات و کلیات این است که شما به جای تغییر دادن کل سیستم سعی در درست کردن جزییات سیستم کنید. و لطفا نگویید سیستم ما پوسیده است، بسیاری از کشورهای اروپای آزاد از سیستم پادشاهی به دموکراسی رسیده اند که به نظر من ولایت فقیه ما اگر بهتر نباشد بدتر از آنها نیست-با توجه به دیگر اجزای سیستم که پارلمان و ریاست جمهوری جزوی از آن است و بله ما 100 سال از دنیا از نظر سیستم کشورداری شاید عقب باشیم و نیازی ندارد که به پزمان بر بخورد که این داستان برای 100 یا 200 سال پیش اروپا بوده است-

در مورد پیش بینی های ایشون هم، که از نظر شما، خنده آمد جمع را. اون انتقاد تکراری و خسته کننده هم که مطرح کردید-قالیباف- چیزی از ارزش های نوستراداموسی-البته بنا بر منطق- این سیرک کم نمی کنه، که اتفاقا در قضیه قالیباف، دلقک حتی طمع داشت که از پیش بینی های خودش نیز چیزی فراتر به دست بیاورد. و دست به قماری زد که خب پیروزی نداشت اما باخت هم نداشت به نظرم. و اصولا راجع به غذای نخورده که کسی نظر نمی دهد. در هر صورت یا من خیلی سحطی بین هستم یا شما، ولی مطمئن هستم یکی از ما دوتا خیلی سطحی به نوشته های این سیرک نگاه می کنیم. یا شما که از تناقضات سطحی اش شاکی هستید، یا ما که از فضای شاد کل سیرک بسیار در "باد تغییرات" خوابیده ایم.

خوب شد که قصد چانه زنی زیاد نداشتم.
همگی را به خدا می سپارم.

سه چرخه گفت...

عذر میخواهم نظر آخرم در مورد "ناشناس آخر" بود*** نه شهریار. این از عوارض در خواب و بیداری نوشتن است.

ناشناس گفت...

جناب "ناشناس" که نظرات من (شهریار) را تایید کرده اید:

من دلقک را دوست دارم و در گذشته مقاله هایی را اینجا خوانده ام که هیچ کجا نمیتوانستم نظیرش را پیدا کنم. من فقط از یک تغییر روند (خوش خیالی) در نوشته های دلقک که در ٦ ماه گذشته تشدید شده است، به فغان آمدم در حالی که شما به نادرستی کل سیرک را زیر سوال بردید! پس من با شما هم عقیده نیستم؛ البته به خوش باوری جناب "دوچرخه" هم نیستم زیرا من اینجا دنبال حقایق ناب در راه آزادی کشورم میگردم نه سرگرمی.

شهریار

مستانه گفت...

خطاب به کسانی که برای دلقک چرتکه میندازن و حجم چنته باز میکنن!:
دلقک از "هستی" مسته و شما از "نیستی"!
دلقک برای داشته های ویران شده و اصلاح پذیر تلاش میکنه؛
و شما برای نداشته هایی که دستیازی به اونا نوستالژی قرن ها بعد هم نخواهد شد!
حساب و کتاب دلقک هرگز نامیزون نمیشه حتی اگه تیرش به خطا بره..
چرا که پیغمبر نیست که جبرئیلی جرجیسی چیزی رو تو خواب دیده باشد
و پاشنه اشیل تحلیل هاش ترانه:"مرغ من یه پا داره" رو بخونه!
هر چند که تابحال از تحلیل هیچکدوم از خوانندگان مدعی ش هم ،اش دهن سوزی نچشیدیم و تفاسیری به زیبایی اندیشه و قلم و گفتار ایشون ندیدیم...
الحق که پوستتون کلفته و دلتون خالی! غیر ازینه که منتهای خدمت شما هم به این مملکت و مردم که براش گریبان می درید، همین وول خوردن لابلای خطوط و واژه های دنیای مجازی ست!
بزرگترین اتفاقات زندگی چیزی نیست مگر مهر و عشق و دوست داشتن...
پس زبان "مهر" دلقک رو ستایش میکنم که از هر بهانه ای و رویدادی برای دعوت به عشق ورزیدن فروگذار نمیکنه و به تقلید از تیمسار ارجمند کلاه از سر برمیدارم به افتخار قدوم مهرپرورش که جز به راه عشق نرفته!...
کاش اندکی واقع بین تر بودیم......

سه چرخه گفت...

شهریار عزیز

دو نه! سه چرخه هستم :-) سیرک تعطیل شده است فعلا و من نمیخواهم حکم تماشاگران جاهلی را پیدا کنم که بعد از پایان مسابقه پرسپولیس و استقلال -شما بخوان سیرک- با یکدیگر یقه به یقه میشوند.

به امید فردایی بهتر، برای ایران، حتما با رئیس جمهور "مقتدرمان" حسن روحانی، و سرگرمی بیشتر برای من و آینده ای سرشار از حقایق ناب برای شما یا در ذهن شما!! راستی به نظرم ماه عسل آقای روحانی هم با تندروها به زودی تمام میشود، و آن وقت آن روی دیگر او را هم خواهند دید و شما هم خواهید دید. البته در صورت زیاده خواهی خودشان. و خواهد شد همان روحانی قبل از انتخابات. فعلا کمی وقت بده تا لشگرش را و یک سری امور را با این غربیان به سامان کند.

ناشناس گفت...

شهریار عزیز
گویا شما متوجه نشدی . قصد زیر سوال بردن سایت دلقک نبود که به این نکته معتقدم که حاضرم جانم را بدهم تا تو سخن خود را ادا کنی گولی این مانع از حقیقت بینی و ریشه بینی نمی شود . چون دلقک دلقک است, من مانند بز اخفش سرم را تکان دهم و به و به وچهچه بگویم. همانگونه که از این به به ها به امثال شریعتی و بازرگان و روشنفکران دیگران زیاد گفتیم و فکر کردیم هر کس هر چه گفت و زیبا گفت پس درست است و نتیجه این حالی است که می بینی. بدقت باید روشنفکر جماعت را رصد کرد تا مبادا خطایی را متوجه جامعه نکند که بهای خطای روشنفکری در جامعه بهایی میلیونی است.احترام آنان جای خود و مراقبت از انان نیز جای خود.دلقک عزیز است و ایران عزیز تر. نکند 8 سال دیگر بیاییم و بگویم ای تو روح آنکه دست روحانی و قالی باف را در دست ما گذاشت و چه کلاهی سر ما رفت! سیاستمداران نیز ما را محک می زنند . اگر دیدند ما گولو هستیم آنوقت بیخیال مسئولیت های خود می شوند و اگر دیدند نه حواس ما جمع است دست و پای خود را جمع می کنند .من طرف روحانی هستم ولی حالا می بینم دلقک گوی طرفداری را از من ربوده! و دارد از او یک شاه می سازد که کسی را حق انتقاد از او نباشد! بله وظیفه هر ایرانی حمایت از روحانی است ولی نه حمایت بی قید و شرط.مدام باید او را نقد کرد و در صورت دیدن خطا به او هشدار داد. اگرروحانی ببیند که مردم حواسشان جمع است مسلما در رفتار های آینده خود سهم بیشتری را برای مردم در نظر خواهد گرفت.ولی اگر دید که روشنفکر این جامعه بدون هیچ درنگیفقط به این دلیل که خامنه ای درمورد انتخابات تقلب نکرده است او را حمایت بی قید و شرط می کند آنگاه یاد این ضرب المثل اصفهانی خواهد افتاد و عمل خواهد کرد که می گوید:" اگر دیدی یک نفر دولا شده تا خر بشه و تو سوارش نشدی, تو از اون خر تری!!"

پسر حاجی گفت...

این خصلت ما ایرانیهاست که اول با شور و حرارت شروع میکنیم اما وقتی نزدیک به خط پایان هستیم حکایت سگ تازی و شکار پیش می آید. زمانیکه لازم است کمی دیگر تلاش کنیم و ادامه دهیم خستگی و امور شخصی و ای بابا خط پایان اون جلوست دارم میبینمش دیگه و... پیش میاد. دلقک جان تو هم با این همه روشنفکریت از این قاعده مستثنی نیستی. خوش بگذره

ناشناس گفت...

جناب "ناشناس"،
با کامنت آخر شما کاملن موافقم. به امید بازگشت دلقک البته با رویکردی جدید.
زود تر از انچه که فکرش بکنیم، سرخوردگی گریبانگیر جامعه خواهد شد. نمیخواهم از معدود افرادی باشم که در این ماه های دلبستگی به "امیدهای واهی"، پیشبینی روزهای سخت را میکنم چون من آدم بدبینی نیستم. اگر بدانید در عنفوان جوانی چه هیجان و تلاشی برای ظهور خاتمی داشتم.بگذریم....

به هر حال من اجازه ی ریاست روحانی را فقط برای کم کردن از فشار تحریمها میدانم و چه او موفقیت نسبی به دست آورد (که نمیآورد) چه نیاورد، اصلاح طلب ها و میانه روها (با مدارا با خامنه ای)، آینده ای در ساختار جمهوری اسلامی نخواهند داشت. این تحریمهای گزنده و فراتر از پیشبینی خامنه ای و شرکایش بودند که به روحانی- برای فریب غرب - اجازه به میدان آمدن دادند و نه تلاش ما مردم برای داشتن آزادی نسبی و یا یک جنبش قدم به قدم برای رسیدن به دموکراسی. هر احمقی میتوانست پیش بینی کند که کاندیدایی رای خواهد آورد که بیشترین زاویه را با هسته ی قدرت دارد چه برسد به خامنه ای. پس چرا او را مثل هاشمی رد صلاحیت نکردند؟! که اگر کرده بودند من و شما و دو! نه ببخشید "سه چرخه" هیچ کاری نمیتوانستیم بکنیم. پس زیاد دلخوش نباشید.

همین دلقکی که این روزها برایمان رویا بافی میکند تا شش ماه قبل میگفت که ما جنگ را به خامنه ای باخته ایم پس باید قالیباف را انتخاب کنیم تا او بتواند دست در دست سپاه غارتگر ما را به ترقی برساند. واقعن متاسفم برای آنها که این چند ماه در این سیرک به به و چه چه زدند و نگفتند که ای دلقک واقعن تغییری در بنیانهای قدرت ایجاد شده که تو چنین خیال بافی میکنی!؟

زمان حقایق را روشن خواهد کرد.


کاش دلقک هم چیزی بگوید،

شهریار

ناشناس گفت...

خوشبختانه روند تغییر تدریجی و پروسه اصلاحات گام به گام و مغزپخت شدن نظام به پیش می‌رود و در طی یک قرن مسیر طولانی نرم شدن نظام، ما برده‌های مدرن هم به رستگاری خواهیم رسید.

محمد هادي گفت...

چرا كه نه
اصلاح طلباني كه سي سال نان اشغال سفارت را خوردن احتمالا با يك عذرخواهي سي سال هم نان رابطه با امريكا را خواهند خورد

م گفت...

استاد دلتنگیم...بازگردید و قدری اوضاع اخیر را تحلیل کنید بلکه ما هم بفهمیم چه خبر است...

بازگردید لطفا...چشم انتظاریم

میرزا گفت...

تیمسار جان ، الله وکیلی این چند روزه داریم دپرس میشیم با این خبرهای مزخرف.
بعد از چند روز اومدم اینترنت، دیدم شما هم گفتی خدافظ ، یعنی دیگه رسما اعصاب نموند.
خو آخه تو این وضعیت ول میکنن میرن ؟ حداقل میگفتی مثلا 1 سال میخوام استراحت کنم و دوباره میام.چه وضعشه ، به مولا اصن با مرام تو جور در نمیاد.
خلاصه ی کلام : شاید دوست داشته باشی کمی ناز کنی ، شاید مثل خود من گاهی وقتا دوست داشته باشی بدونی بقیه واسه بودن دوباره ی خودت چقدر تلاش میکنن ، و هزار تا شاید دیگر ، در هر صورت ، رفتنت مثله این بود که یه تیمسار ، وسط جنگ به نیروهاش بگه ، دیگه من نیستم ، شما باشین و نیروهای دشمن و لشکر ناامید و بی برنامه.


چشم به راه نوشته ی جدیدتم مرد ، ناامیدم نکن....

میرزا گفت...

راستی لحن نوشته ی دخترت ، مستانه ، اصن خوشایند نیست ،خبر از وضعیت ناگوار میده انگار ، بیا و بگو که اشتباه میکنم تیمسار.

ناشناس گفت...

دلقک عزیز،
ما را ترک کن ولی قلمت را هرگز،
مگر نبودی که می گفتی همه استعدادها حق ندارند کم کاری کنند اونم با وضع الان

منتظر حضور سبز تون

تبریزی گفت...

خبری که تیمسار عزیز تیتر میکرد چه بود وخبر های امروزی چه ظریف امروز با اشتون دیدار داشت ولی کو دلقک که ان را تفسیر کند یا سناتورها میخواهند در تحریمهای ایران بازنگری کنند ولی تا این اخبار را از فیلتر دلقکمان رد نکنیم زیبای ندارد اصولا ایشان از همان تابلوهای رومانتیک گرفته تا اشرافشان به فوتبال وتنی به نظرم از پول یارانه ها که فعلا هاپولی شده لازم تر است .تیمسار من الوم گیت ترکی بود.

مستانه گفت...

تقدیم به دوسداشتنی ترین بابای دنیاااااااا که دلم براااش یه ذره شده ...قد یه نقطه.......

http://hot-music.ir/dan/tak%20ahang/tir92//Morteza%20Pashaei%20-%20Setayesh/Morteza%20Pashaei%20-%20Setayesh%20%28128%29.mp3

دوره گرد گفت...

تیمسار کجایی پدر جان....

ما تفسیر می خواهیم.. آن هم درست ودرمان... هنوز نیاز هست که باشی و بنویسی... حالا کمتر بنویس ولی کرکره را پایین نکش... رفقا و دست پرورده هایت تشنه ی تحلیل هایت هستند...
اصلا شما برگرد، از قالیباف بنویس ما هم دور بعد همه به او رای می دهیم! قول می دهیم!

Dalghak.Irani گفت...

با افتخار به همۀ شما تمام قد تعظیم می کنم و خواهش می کنم شرمنده ام نکنید. شما خیلی بزرگوارید. مستانه جان تو دیگه شورش را درآورده ای بچه. من حریف سه تای اول که افتخار داده اند در شناسنامه ام ثبت نام کنند نبودم و نیستم حالا تو هم اضافه شده ای به این عاطفه و زیبایی؛ و من دارم مدهوش می شوم از بوی عطر جوانی تان. دوستت دارم همانقدر که دوستشان دارم. کمی فرصت بدهید تا خودم را تازه کنم. یا...هو

ناشناس گفت...

خودت را تازه کنی؟
لامصب تو که از جوانی تازه تری...
دوست دختر سابق دلقک!

مستانه گفت...

ای جووونمممم...جووونم......
خوووب چیکار کنم قلب تپنده تون دوس دارم تیمسارجان...
من شاخک های قلبم خیلی تیزه خوب!اینم دردسریه واسه خودش!
الان فرکانس های مثبت امواج تون درک میکنه کامل :-)
به جوون بابایی براتون بیقراار بودم...حالا که حرف زدین اروم شدم...
من عاشقتووووونم بابایی به خدااااااا
ممنونممممممم که لبخند زدین...ممنونم
وممنونم که منو هم دوس دارین همچون دوسداشتنی های دیگه تون......
البته من یکم شیطونمااا...ببینمتون سراپاتووون غررررق بوسه هام میکنمممم!هههه
هر چی شما بگید تیمسارجاان...ما هم منتظر اون روز هستیم تا چراغ خونه با طیب خاطر و ارامش بیشتری برگرده و نورانی کنه کلبه مون رو.....
مواظب خودت باااشیاااا.....بوووس به مهربونترین

سه چرخه گفت...

ما كه سياست را بوسيديم گذاشتيم كنار و فقط سيرك تعطيل عاليجناب دلقكمان را چك مي كنيم به اميد حتي شده يك كامنت جديد از دوستان يا خود تيمسار گران مايه مان. به نظر من دوستان دلقك راست مي گويد، من نيز احساس مي كنم با توجه به اينكه موازنه قدرت در داخل عوض شده است(؟؟) و خيلي مسايل ديگر شايد، شايد براي بسياري از فعالان يا حداقل باهوشانشان مانند تيمسار لازم باشد يك مكثي كنند، استراحتي، و نياز واقعي اي براي ابراز حرف هايشان ببينند، چون وقتي شما هشت سال دشمن شماره يك وطنت را خود رييس جمهورش ببيني كه دارد تيشه به ريشه مملكت ميزند و هنوز هم بعد از سه ماه از رفتنش بوي گند كارهايش به عنوان نمونه در گزارش رييس كميسيون بهداشت درباره برنج و شير وغيره در روزنامه شرق به مشام ميرسد و ميبيني كه اينها براي جان دم دست ايرانيان ارزش قايل نيستند چه رسد به عزت و شرفمان در سالهاي آتي، خب حتما روش و منشت دركارهاي سياسي يك طور خاص خواهد بود، به نظر من اگر ميخواهيم مانند آقا به دشمن- براي ما احمدي نژاد- وابسته نشويم كه بدون او اموراتمان نچرخد به نظر من كار درست همان است كه دلقك با هوش ذاتي اش انجام ميدهد و اين همان كمي در لاك خود فرو رفتن و استراحت- براي تيمسار كه خيلي در دو سه سال اخير زحمت، روحي و جسمي كشيدند- كردن و طرحي نو در انداختن است. و باور كنيد در چند ماهه پيش رو از مردم جز درخواست مطالباتشان و يك سري امور مدني دموكراتيك مانند استقبال در فرودگاه بر نمي آيد.

من به اين مرخصي فعلي شما تيمسار و "معلم" عزيزم احترام مي گذارم و از ابتدا نيز با شما چانه نزدم، فقط تو رو به خدا ببين كه يك نيمچه حضورت و چراغ سبزت براي آينده چه شوقي در من و ما پديد آورد كه دوباره به سرودن مثنوي روي آوردم! :-)

مخلص همگي و تيمسار عزيز
سه چرخه.



میرزا گفت...

حالا این شد یه چیزی.
به سلامتی تیمسار، هیپیپ هورااا ، هیپیپ هورااا ، هیپیپ هورااا

ابوالفضل گفت...

سلام و درود بر عمو دلقک؛ و تشکر از بازگشت قهرمانانه شما...
و هم تشکر از دخترتون که یکی از عوامل کوچیک/بزرگ بازگشتتون بود
حیف که عاشق شدن گناهه وگرنه –با توجه به وجود سرشار از احساسات دخترتون- بهتون میگفتم که عاشق دخترتون شده ام :-)